ماجرای قتل داداشی از زبان شاهد عینی

 

خبرورزشی:مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روح‌الله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق گفت: «حدود ساعت 12:05 شب بود که روح‌الله با آزرای مشکی‌اش امد در خانه ما در خیابان مالک اشتر تا با هم برویم بیرون. با هم رفتیم از یک سوپر مارکت خرید کردیم و آمدیم توی ماشین نشستیم. کمی که جلوتر رفتیم یک پراید مشکی با بوق‌های وحشتناک (که هنوز صدای آن در گوشم است) پشت ما قرار گرفت و مدام شروع کرد به بوق زدن. مشخص بود دنبال بهانه‌ای برای دعواست چون راحت می‌توانست رد شود. روح‌الله شیشه را پایین کشید تا ببیند طرف چه می‌گوید که راننده چند فحش بد داد و بعد گفت اگر وجود داری بزن کنار.

روح‌الله دید طرف سرش برای دعوا درد می‌کند گاز داد که برود اما پراید مشکی دنبالش آمد و سرانجام جلوی ما پیچید و روح‌الله که دید طرف دست بردار نیست از ماشین رفت پایین تا ببیند حرف حساب آن‌ها چیست. راننده همین که از ماشین آمد پایین دو تا فحش ناموسی داد و قمه را از غلاف بیرون کشید و تا روح الله به خودش بیاید قمه را محکم زیر حنجره روح‌الله کشید. شاید شما بگویید چرا روح‌الله با آن هیکل اسیر این آدم شد که قد بلندی هم نداشت. روح‌الله اصلا آدم دعوایی نبود. اصلا دنبال شر نمی‌گشت. فکرش را هم نمی‌کرد که طرف قمه را بزند اما انگار طرف برای این کار ماه‌ها برنامه ریخته بود چون معطل نکرد و بلافاصله زیر حنجره روح‌الله کشید.»


او ادامه داد: «خون مثل فواره زد بیرون. روح‌الله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روح‌الله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست. راننده با قمه آمد سمت من و من رفتم سراغ ماشین تا سوئیچ را بردارم اما سوئیچ نبود. راننده به دوستش گفت بیا بریم زدمش... و بعد با قمه آمد سمت ماشین و نشست توی ماشین و گازش را گرفت و رفت. من دستم به جایی نبود و مدام فریاد می‌زدم کمک. گویا یکی از ساکنان ساختمان‌های آن محل در خیابان پونه غربی زنگ زده بود به 110 و گفته بود که تند بیایید که دو تا جوان را اینجا کشتند. ضبط شده صدای او در 110 هست. من رفتم سمت روح‌الله که دیدم مدام می‌گوید نامردا زدند تو قلبم.»

قویترین مرد ایران کشته شد‬+آخرین عکس

قهرمان دو دوره رقابتهای قویترین مردان ایران که سابقه حضور در مسابقات جهانی را نیز در کارنامه ورزشی اش داشت، شامگاه شنبه در درگیری با اشرار مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت. 

به گزارش صراط نیوز به نقل از مهر، روح الله داداشی قهرمان دو دوره مسابقات قوی ترین مردان ایران که سابقه حضور در چندین دوره رقابتهای قویترین مردان جهان را نیز در کارنامه ورزشی خود داشت شامگاه شنبه در منطقه غرب کرج مورد حمله افراد شرور و ناشناس قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان شهید مدنی جهانشهر کرج دار فانی را وداع گفت. 

 
آخرین حضور روح الله داداشی در آسایشگاه کهریزک به مناسبت میلاد حضرت علی(ع)

داداشی که همزمان با میلاد حضرت علی (ع) در آسایشگاه کهریزک حاضر شد و ساعاتی را در کنار سالمندان و کودکان معلول سپری کرد، هنگام مرگ ۳۰ ساله بود. این قهرمان قویترین مردان ایران از ناحیه گلو و سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود و پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده جان به جان آفرین تقدیم کرد. 

نیروی انتظامی به دنبال بررسی موضوع مرگ این قهرمان ورزشی است و به محض اطلاع دقیق از جزئیات این حادثه خبرهای تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.
 

آیت الله مصباح یزدی:بسیجیان مواظب رفتار خود باشند

بسیجیان مواظب رفتار خود باشند

امروز دشمن به دنبال توطئه و ایجاد تشویش به وسیله بزرگ جلوه دادن بعضی از اشتباهات برخی است،

 کسی که می خواهد امام زمان‌‌(عج) از او راضی باشد، باید رضایت مقام معظم رهبری را جلب نماید؛ چرا که ولی فقیه دستورات امام عصر‌(عج) را به مردم می‌رساند.

به گزارش مرکزخبرحوزه ، آیت الله مصباح یزدی، پیش از ظهر امروز در دیدار جمعی از بسیجیان استان مازندران و شهرستان اهواز، با اشاره به جایگاه بسیج، اظهارداشت: بسیج یکی از نمادهای همیشه زنده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود؛ به طوری که مردم با دیدن اعضای آن به یاد امام راحل و آرمان‌های ایشان می افتند.

عضو خبرگان رهبری افزودند: یکی از مهمترین وظایف بسیجیان حفظ و حراست از آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی با رفتار و گفتار صالح خود در جامعه اسلامی می‌باشد.

*بسیجیان مواظب رفتار خود باشند

ایشان ادامه دادند: در همین راستا حرکت بسیجیان با چفیه در خیابانها ، یاد امام خمینی و توجه مردم را به آرمان‌های امام‌‌(ره) و اندیشه های او معطوف می‌کند، لذا باید بر رفتار خود مواظبت کنند.

آیت الله مصباح‌یزدی، صدق گفتار و ادای امانت را ازخواسته های ائمه اطهار(ع) دانسته و خاطرنشان ساختند: همان‌طوری که قرآن تصریح در اصلاح رفتار و گفتار در منتصبین به پیامبر اکرم‌(ص) را دارد ، در رابطه با انتصاب به بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری هم دارای مسئولیت سنگین می‌باشد، لذا بسیجیان باید در انجام وظایف خود در صدق گفتار با مردم و ادای امانت الهی کوشا باشند.

معظم له یادآور شدند: امروز دشمن به دنبال توطئه و ایجاد تشویش در بین اقشار مختلف مردم به وسیله بزرگ جلوه دادن بعضی از اشتباهات برخی آنان است، لذا بسیجیان باید با در نظر گرفتن کلیه مسائل نظام و انقلاب مایه افتخار و عزت نظام اسلامی باشند.

عضو خبرگان رهبری اظهار داشتند: اگر یک بسیجی به وظیفه خود در راستگویی و امانتداری عمل نکند، به لحاظ انتسابش به امام دو گناه بزرگ را مرتکب می‌شود، به گونه‌ای که هم خود را در معرض اتهام قرار می دهد و هم با نشناختن ارزش‌های انقلاب و امام باعث از بین رفتن آبروی امام می شود.

* چه کسی منافق واقعی است؟

رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطر نشان ساختند: کسانی که گفتار و رفتار عملی شان با هم نمی سازد، منافق به معنای واقعی هستند، چرا که یکی از وظایف مهم امروزی تبعیت محض از نایب حضرت ولی عصر (عج) می باشد.

معظم‌له یادآور شدند: کسی که می خواهد امام زمانش از او راضی باشد، باید رضایت مقام معظم رهبری را جلب نماید، چرا که ولی فقیه کسی است که دستورات امام عصر‌(عج) را به مردم می‌رساند.

* شعار کافی نیست

آیت الله مصباح با بیان این‌که تنها شعار کافی نیست ، افزودند: نباید افراد با شعار های انقلابی و جلب نظر مردم برای ایام انتخابات رأی جمع کنند و بعد ارزش‌ها را فراموش نمایند.

امام خامنه ای سیاست‌های كلی اشتغال را تعیین كردند

امام خامنه ای سیاست‌های كلی اشتغال را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین كردند.
به گزارش صراط نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیاست‌های كلی اشتغال را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین كردند.
متن سیاست‌های كلی اشتغال كه به رؤسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر شورای نگهبان ابلاغ شده، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
سیاست‌های كلی اشتغال
1. ترویج و تقویت فرهنگ كار، تولید، كارآفرینی و استفاده از تولیدات داخلی به عنوان ارزش اسلامی و ملی با بهره‌گیری از نظام آموزشی و تبلیغی كشور.
2. آموزش نیروی انسانی متخصص، ماهر و كارآمد متناسب با نیازهای بازار كار (فعلی و آتی) و ارتقاء توان كارآفرینی با مسؤولیت نظام آموزشی كشور (آموزش و پرورش، آموزش فنی و حرفه ای و آموزش عالی) و توأم كردن آموزش و مهارت و جلب همكاری بنگاه‌های اقتصادی جهت استفاده از ظرفیت آنها.
3. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار با تأكید بر استفاده از توسعه فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان و آینده‌نگری نسبت به تحولات آنها در سطح ملی و جهانی.
4. ایجاد نظام جامع اطلاعات بازار كار.
5. بهبود محیط كسب و كار و ارتقاء شاخص‌های آن (محیط سیاسی، فرهنگی و قضایی و محیط اقتصاد كلان، بازار كار، مالیات‌ها و زیر ساخت‌ها) و حمایت از بخش‌های خصوصی و تعاونی و رقابت از راه اصلاح قوانین، مقررات و رویه‌های ذیربط در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
6. جذب فناوری، سرمایه و منابع مالی، مبادله نیروی كار و دسترسی به بازارهای خارجی كالا و خدمات از طریق تعامل مؤثر و سازنده با كشورها، سازمان‌ها و ترتیبات منطقه‌ای و جهانی.
7. هماهنگ‌سازی و پایداری سیاست‌های پولی، مالی، ارزی و تجاری و تنظیم بازارهای اقتصادی در جهت كاهش نرخ بیكاری توأم با ارتقاء بهره‌وری عوامل تولید و افزایش تولید.
8. توجه بیشتر در پرداخت یارانه‌ها به حمایت از سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال مولد در بخش‌های خصوصی و تعاونی.
9. گسترش و استفاده بهینه از ظرفیت‌های اقتصادی دارای مزیت مانند: گردشگری و حق گذر (ترانزیت).
10. حمایت از تأسیس و توسعه صندوق‌های شراكت در سرمایه برای تجاری سازی ایده‌ها و پشتیبانی از شركت‌های نوپا، كوچك و نوآور.
11. برقراری حمایت‌های مؤثر از بیكاران برای افزایش توانمندی‌های آنان در جهت دسترسی آن‌ها به اشتغال پایدار.
12. توجه ویژه به كاهش نرخ بیكاری استان‌های بالاتر از متوسط كشور.
13. رعایت تناسب بین افزایش دستمزدها و بهره‌وری نیروی كار.

سیدعلی خامنه‌ای
28/تیرماه/1390

عاقبت عضویت یک کشتی گیر در شورای شهر!

یادداشت نویسی یک عضو شورای شهر برای فتنه گران!

کسی که دروغهای بی بی سی فارسی و صدای امریکا در باب اشاعه خشونت توسط نظام جمهوری اسلامی را عینا تکرار می کند چه جایگاهی می تواند در نظام جمهوری اسلامی داشته؟
"صراط" - روح الله داداشی قویترین مرد ایران دو شب پیش در یک درگیری با ضربات چاقوی اشرار به قتل رسید .
انعکاس خبر کشته شدن وی باعث شد تا اذهان عمومی دوباره با ناراحتی همراه شده و فضای غم جامعه ورزش کشور را فرا بگیرد.
در این میان اما برخی از افراد فرصت را برای مطرح کردنشان غنیمت شمرده و به اظهار نظر و واکنشهای متفاوت پرداختند .
به گزارش صرط نیوز ، هنوز از ابعاد این فاجعه پرده برداری نشده و علت دقیق این درگیری و قتل از سوی مراجع رسمی بیان نشده که علیرضا دبیر عضو شورای شهر تهران که زمانی در ورزش کشتی زبانزد بود با انتشار یادداشتی سراسر توهین و کذب نام خود را وارد رسانه ها کرد .
این عضو ورزشکار شورای شهر تهران در بخشی از نوشته اش ضمن اشاره به خشونت در ورزش(که مشخص نیست چه ارتباطی به ماجرای قتل دارد) آورده : "تكلیف آرامش و امنیتی كه حق هر شهروند است، چه می‌شود. وقتی كسی با چنین سوابقی هدف تیغ كینه و خشم قرار می‌گیرد، تكلیف آن آدم ساده و نحیفی كه می‌خواهد میان همین خیابان‌ها، جاده‌ها خانواده‌اش را به شادی و نشاط میهمان كند، چیست؟
آقای دبیر! به این نکته اشاره نکرده است که سر نخ درگیری روح الله داداشی با چاقوکشان بر سر چه مساله ای بوده است ؟!
این کشتی گیر شورای شهری که اینک قلم به دست شده و برای سایت فتنه گر و ضد انقلاب آینده نیوز یادداشت نوشته است در قسمت دیگری از واکنشش! آورده:
"این روزها بسیار بیش از آنچه در تصور بیاید، عصبانی هستیم، حرمت می‌شكنیم، یكدیگر را نمی‌بینیم و نمی دانیم كه هیچ‌كس در قبال این عصبانیت‌ها و ندیدن‌ها مانند خود ما مسئول نیست."
البته قهرمان اسبق کشتی ایران پیرامون اقدامات صورت گرفته اش برای کاستن از میزان خشم مردم هیچ توضیحی ارائه نکرده است!
پاسخ به این سوال خالی از لطف نخواهد بود که وظیفه اصلی یک عضو شورای شهر تهران پیرامون برقراری امنیت اجتماعی، اخلاقی در جامعه چه بوده و علیرضا دبیر تا کنون چه میزان در عمل به وظیفه اش موفق بوده است؟
وی در ادامه این یادداشت که سراسر سیاه نمایی و القای فضای ناامن برای کشور است نوشته:

"«خشونت» این روزها نزدیك‌ترین فاصله ممكن را با رفتار ما پیدا كرده و این اتفاق آنقدر نگران كننده و پراهمیت هست كه لازم باشد خواص و اهل اندیشه در كنار هم نشسته و برای آن چاره‌اندیشی كنند. كه لازم باشد نهادهای مسئول، احساس مسئولیت را یك بار دیگر به خاطر آورده و فراموش نكنند كه در قبال گناهی كه از ناحیه گسترش خشونت میان مردم، حاصل می‌شود آنها هم باید زمانی پاسخگو باشند."

هر چند مشخص نیست که این کشتی گیر سابق و عضو شورای شهر تهران با چه انگیزه ای اینگونه نظرات ضد انقلاب را قلمی کرده و به راحتی فضای کشور را ملتهب و نا امن نشان داده است  اما صرف نظر از انتقادی که این روزها به برخورد برخی دستگاهها با متهمین و اشرار وارد است این سوال مطرح می شود که کسی که دروغهای بی بی سی فارسی و صدای امریکا در باب اشاعه خشونت توسط نظام جمهوری اسلامی را عینا تکرار می کند چه جایگاهی می تواند در نظام جمهوری اسلامی داشته؟ و اساسا چه تفاوتی میان یک عضو شورای شهر تهران و یک شهروند بدون پشتوانه در برخورد دستگاه قضائی و نهادهای امنیتی که حرفهای ضد انقلاب را بازگو می کنند می تواند وجود داشته باشد ؟
گفتنی است یادداشت کشتی گیر سابق با عنوان "هیچ کس در امان نیست" با استقبال گسترده رسانه های ضد انقلاب از قبیل بالاترین، دنباله ، خودنویس و . . . قرار گرفته است .
لازم به  یادآوری  است چندی پیش در پی انتشار یادداشت حسین قدیانی نویسنده فعال اصولگرا پیرامون انتقاد به قوه قضائیه و برخورد با سران فتنه ، وبلاگ وی شبانه از دسترس خارج شده و قدیانی برای پاره ای از توضیحات به دادستانی فرا خوانده شد اما اینک قهرمان اسبق ملی و عضو فعلی شورای شهر به راحتی قلمش را به روی کاغذ آورده و تمامی دستگاههای قضایی و امنیتی کشور را زیر سوال می برد و با استقبال رسانه ها هم مواجه می شود!

روحانی خانوادگی رئیس جمهور هم برکنار شد

مشایی همچنان قربانی می گیرد

او پیشتر بصورت خصوصی چندین بار این انتقادات را برای رئیس جمهور مطرح کرده بود اما نه تنها پاسخ درخوری نگرفت بلکه با دفاع تمام قد احمدی نژاد از برخی اطرافیان خود مواجه شد
"صراط" - شیخ علی ثمری روحانی سرشناس تهرانی است که سالهاست پیش نماز مسجد انصار الحسین در شهرک محلاتی می باشد. یعنی همان محله ای که پدر و برادر رئیس جمهور در آن زندگی کرده و می کنند.
به گزارش صراط نیوز وی روحانی خانوادگی خانواده رئیس جمهور هم بود کسی که پدر رئیس جمهور یک هفته پیش از فوتش قسمتی از اموالش را با مشورت وی انفاق کرد. همان کسی که در مراسم تدفین پدر رئیس جمهور تلقین را بجا آورد و همان کسی که خطبه عقد پسر احمدی نژاد و دختر مشایی را جاری کرد و نهایتا همان که به دعوت و اصرار احمدی نژاد به نهاد ریاست جمهوری رفت و پیش نماز نهاد ریاست جمهوری شد.
اما حجت الاسلام ثمری بعد از مدتی با مشاهده برخی رفتارهای اطرافیان رئیس جمهور به انتقاد از این رفتارها در نهاد ریاست جمهوری و در حضور رئیس جمهور پرداخت. تذکراتی که ظاهرا باعث شد رئیس جمهور در مواردی بخاطر آن ها نماز جماعت نهاد را تعطیل کند! همان مسئله ای که وی در سخنان افشاگرانه چند روز پیش خود هم به آن اشاره کرد.
اما صریح ترین انتقاد وی به رئیس جمهور انتقادات چند روز گذشته وی نبود بلکه این انتقاد علنی ترین انتقاد وی بود. او پیشتر بصورت خصوصی چندین بار این انتقادات را برای رئیس جمهور مطرح کرده بود اما نه تنها پاسخ درخوری نگرفت بلکه با دفاع تمام قد احمدی نژاد از برخی اطرافیان خود مواجه شد اما به هرحال انتقاد علنی وی از رئیس جمهور و جریان پیرامون وی در هفته گذشته سبب شد که وی از دبیری هیات عالی گزینش برکنار شود.
پیشتر البته وی از پیش نمازی نهاد ریاست جمهوری کنار گذاشته شده بود و جای وی را عباس امیری فر گرفته بود. همان شخصی که مدتی در بازداشت بسر برد و تحت بازجویی قرار گرفت و اخیرا با قید وثیقه آزاد شده است.
حجت الاسلام ثمری رابطه حسنه ای هم با خانواده رئیس جمهور و بخصوص برادر وی داوود احمدی نژاد دارد.
به نظر می رسد اسفندیار رحیم مشایی همچنان در دولت قربانی می گیرد. بعد از خالی شدن کابینه رئیس جمهور از وزرای منتقد مشایی که بعضا کارنامه موفقی نیز داشتند هم اکنون نزدیکان و معتمدین وی نیز حلقه اطراف رئیس جمهور را به نفع مشایی و البته بالاجبار ترک می کنند.
ظاهرا اعتراضات به عملکرد مشایی به درون خانه احمدی نژاد هم کشیده شده است همانطور که چند وقت پیش داماد رئیس جمهور نیز به انتقاد از جریان انحرافی پرداخت. با برکناری حجت الاسلام ثمری و انتصاب احمد علیزاده به جای وی بار دیگر شاهد دفاع غیر مستقیم و اعتقاد راسخ وی به اسفندیار رحیم مشایی بودیم. اتفاقی که بارها و بارها در این سالها تکرار شده است.

سردار! من به تو رای می دهم؛ با رمز “یا زهرا”

“من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم” را اگر در موتورهای جست و جوگر اینترنت، جست و جو کنی، اگر کامنت های این متن در وبلاگ “قطعه ۲۶″ را بخوانی، و اگر بازتاب نوشته را از طریق تلفن هایی که به روزنامه می شود، دنبال کنی، می بینی “اهل دل” استقبال کرده اند از دل نوشتی که اول هفته در “وطن امروز” چاپ شد. اینکه گفتم “اهل دل” منظورم “عقلا” هم بودند که من آنقدرها هم معتقد نیستم که “پای استدلالیون چوبین بود”. با این همه دیگر عزیزان را نمی دانم، اما آیا من واقعا در اسفندماه می خواهم در برگه رای خود نام حاج احمد متوسلیان را بنویسم؟! آیا من بنا دارم در انتخابات آتی مجلس، حتی ریاست جمهوری، خسته از جماعت نااهل، رای بدهم به آسمانی ترین اهالی جبهه و جنگ؟! آیا این کار قانونی است؟! آیا به صلاح است؟! آیا اصولا چنین ادعایی عملی است؟! اگر ممکن است، آیا باید ذکر هم بشود؟! آیا این کار درست است؟! آیا این کار از رای کاندیداهایی که از دیگران بهترند، یا کمتر، بدترند، به نفع جماعت مزور بی آبرو نمی کاهد؟! آیا رای دادن به شهدا در انتخابات، بازی کردن در زمین ضد انقلاب نیست؟! آیا غیر از این است؟! آیا خواسته شهدا از ما رای دادن به ایشان است، یا دنباله روی از راه ایشان؟! آیا رای به شهید مهم تر است، یا راه شهید؟! آیا رای دادن به شهدا نشانه سیاست ورزی توامان با بصیرت است؟! آیا یکی مثل من که می خواهد به حاج احمد متوسلیان رای بدهد، الفبای سیاست را نمی فهمد؟! آیا این “رای خاص” نماد حرکت دیگری است؟! آیا منظور از رای دادن به شهدا، نشانه گذاری است، یا فقط یک شعار؟! آیا قصد من از نوشتن آن دل نوشت، مشخصا رای دادن به حاج احمد است، یا متنبه کردن اهل سیاست، از اصول گرا گرفته تا اصلاح طلب؟! و از همه این اما و اگرها گذشته، به راستی، نظر رهبر عزیز و البته حکیم در این باره چیست؟! این را برای جماعتی گفتم که گمان می کنند ولایت پذیری یعنی اذن گرفتن از ولی امر حتی برای آب خوردن!… و اما چند نکته ای هست که بد نیست در میان بگذارم با شما عزیزان، اما خیال تان تخت! نه قصد دارم با این توضیحات، از کسی، مقامی، مسئولی، صاحب منصبی، رئیس قوه ای، بزرگی، کوچکی بابت متن “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم”، عذرخواهی کنم، که کم ترین حق سیاسی کارها آن بود که من نثارشان کردم، و نه حتی بنا دارم به قول معروف با گفتن این نکات، خراب کنم آن دل نوشت را که الحق قشنگ نوشتم. یعنی گذشته از اینکه به جا و به روز و به موقع بود، زیبا هم بود. زیبا نبود؟!… “در این بی کسی، این برهوت، در این شهر شلوغ، این همه دود، دغل و دروغ، همان بهتر که نیستی حاج احمد. اگر تو اسیر دشمنی، ما را دوست به اسارت برده است. همان بهتر که نیستی، و الا باید به اصول گرایان، اصول گرایی یاد می دادی، و می خواباندی در گوش آن منافق ملعونی که می خواست از “علی” عبور کند. همان بهتر که نیستی، و الا من باید به جای رای دادن به تو، یا در کنج زندان به ملاقاتت می آمدم یا در گوشه “ساسان”. سالار! اجازه دارم به تو بگویم کجایی بی معرفت؟!” الحق که سیلی زیبا و کشیده قشنگی بود متن “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم”، اما…

یک/ آنکه شنبه نوشتم، بازخوانی اش مرا یک سر برد به خاطره ای از دوران ماضی. این مقال، جان می دهد برای ذکرش. القصه! چند تا از صمیمی ترین هم رزمان پدرم در انتخابات مجلس یکی از همین سال ها، رای خود را به جای راست و چپ، تصمیم گرفتند به شهدا بدهند و همین کار را هم کردند. واقعا همین کار را کردند. خوب یا بد همین کار را کردند و من برگه رای شان را دیدم! راست و چپ، بی تعارف -شاید البته با اندکی اغماض!- هنوز هم سر و ته یک کرباس اند، ولو به اصول گرا یا اصلاح طلب تغییر نام داده باشند، من اما آن روز گله کردم به دوستان پدر که اگر خود شهدا بودند، حتما به خودشان رای نمی دادند، و می گشتند حتی المقدور بهترین را از میان همین جماعتی که هستند و مثل مور و ملخ، جلوی چشم ملت، رژه می روند، انتخاب کنند. یکی از آن جماعت، در جواب من گفت: حرفت را ما هم قبول داریم، اما رای ما بیش از آنکه یک رای باشد، یک اعتراض است. این برگه رای با این اسامی مقدس، زبان اعتراض ماست به برخی حضرات. این دوست پدر البته اسم برخی از این “برخی حضرات” را هم برد که من نمی برم! اینقدر عقل دارم که با کله نروم درون چاه! اما خوب یادم هست، باز هم در مقام جواب، درآمدم: اعتراض به چی؟ به کی؟ از رای خوبان، یا کمتر بدتران، کم کنی، که به چه چیزی و چه کسی مثلا اعتراض خودت را نشان بدهی؟! آن زمان البته هنوز واژه “بصیرت” نقل زبان ها نشده بود، مثل نقل و نبات، و الا پاسخ های مداوم من به دوستان پدر، مصداق بارز “بصیرت افزایی” بود! هر چیز که گفتند، پاسخی فراخور بحث حواله شان کردم، اما آخر سر یکی شان حرفی زد که من دیگر جوابی ندادم. یعنی جوابی نداشتم که بدهم. این دوست پدر گفت: حسین آقا! تو لحظه شهادت پدرت را اگر می دیدی، این همه با ما کل کل نمی کردی که چرا به امثال “بابااکبر” رای داده ایم. این دوست پدر، بعد از این جمله که گفت، جمله مهم تر، حکیمانه تر و در عین حال معماگونه تر و عجیب تری نثار من کرد و گفت: گاهی شاید بد نباشد که ما بر فرض مثال کار اشتباه کنیم، تا برخی حضرات، قدر یک عمر کار درست این ملت را بفهمند!

 دو/ حالا که من دستی بر قلم دارم، در تحلیل جمله آن روز دوست و هم رزم “بابااکبر” جمله دیگری می گویم: “گرفتن گوش علی القاعده کار درستی نیست، اما گاهی بهترین گوش واره، همین است”.

سه/ اینکه مردم ما همیشه در صحنه حاضرند، دلیل نمی شود که گاهی گوش برخی سیاست مداران جامعه را نگیرند. این نکته را هم مثل نکته بالا کوتاه و موجز نوشتم و نیاز به تطویل در آن نمی بینم.

 چهار/ نگاه کنید به سیاست مداران جامعه! از راست گرفته تا چپ، و از چپ گرفته تا جریان چپ اندرقیچی، جملگی می خواهند ابواب جمع خود را به بهارستان بفرستند، اما یک سئوال. آیا برای خامنه ای، آرایش سیاسی مجلس بعدی مهم تر است، یا فریضه ای به نام مشارکت بالای مردم؟! چرا برخی حضرات بر خلاف ولایت و توده ملت، شعاع دیدشان درازتر از نوک بینی شان نیست؟! چرا خیال می کنند اگر من و ما و حزب ما و دار و دسته ما نباشد، جمهوری اسلامی پاینده نمی ماند؟! چرا برخی آقایان، درست برعکس “آقا” و درست برعکس مردم، جمهوری اسلامی را فرع بر گروه و تشکیلات خود می دانند؟! منظورم اتفاقا در این باب، بیشتر حضرات اصول گراست، و الا اصلاح طلبان که با عرض معذرت از آقای فلانی، ول معطل اند! مردی با عبای شکلاتی این روزها وقتی حرف می زند، من فقط یک کلمه می گویم و آن کلمه چند کلمه ای این است: بله! یک کلام هم از چند تا نقطه چین!! از سیدخندان در فتنه ۸۸ اسرائیل حمایت کرد و امام ما چه زیبا گفت: “اسرائیل به دریا دست بزند، نجس می شود”. اینکه گفتم جمله من نیست، دقیقا “خط امام”، بلکه “دست خط امام” است. من بی تقصیرم!

سیاست مداران را کار ندارم، اما در مسئولین نظام مقدس و عزیز جمهوری اسلامی حتما نمونه هایی نظیر شهدای گران قدر به وفور -البته نه خیلی هم به وفور!- یافت می شود. یعنی کم و بیش -و ان شاء الله بیش!- هستند مسئولینی که گفتار و رفتارشان تداعی گر یاد و نام شهداست. این را نگویم، حتما کتمان واقعیت کرده ام. آیا می توان منکر الگو بودن جمهوری اسلامی در میان ملل آزاده دنیا شد؟! اگر نمی توان، باید پذیرفت و البته باید خدای منان را شاکر بود که بخشی از این درخشش و تلالو مدیون زحمات همین مسئولینی است که هم الان بر مناصب قدرت نشسته اند. حتما مجلس هشتم از مجلس ششم بهتر است. حتما دولت نهم از دولت سازندگی و اصلاحات بهتر است. اگر بعضی ها یک “منحرف” دارند، مع الاسف سراپای وجود خاندان سرگشاده، سران فتنه، همین منافق ملعون فوق الذکر و آقازاده ها “جریان انحرافی” است. جریان انحرافی تمام زورش را دارد می زند که بشود مثل آنکه “نامه سرگشاده” نوشت. این مشت، نمونه خروار است. مشت انحراف، نمونه خروار فتنه است.پنج/

شش/ با این حساب چه شد که نوشتم “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم”؟! دلیلش واضح است. توضیح می دهم:

شش ۱/ این روزها وقتی می خواهی جریان انحرافی را نقد کنی، اولا باید مراقب باشی که در زمین خواص بی بصیرت بازی نکنی! ثانیا باید حواست را جمع کنی که در حق خدمات قوه مجریه بی انصافی نکنی! ثالثا باید هوشیار باشی که مسائل اصلی را فرعی، و مصائب فرعی را اصلی نکنی! یعنی روشن گری تو باید مو نرود لای درزش!

شش ۲/ این روزها وقتی می خواهی خواص بی بصیرت را نقد کنی، اولا باید مواضع، و رفتار و گفتار بعضا خوب کنونی شان را هم لحاظ کنی! ثانیا مراقب “جذب حداکثری” باشی! ثالثا هوشیار باشی که مبادا در زمین جریان انحرافی بازی کنی، که کوبیدن بر طبل تفرقه را کمی بیش از اندازه دوست دارد!

شش ۳/ این روزها وقتی می خواهی سران فتنه را بکوبی، اولا باید مراقب باشی که به احدی ظلم نکنی! ثانیا باید مواظب باشی که در راه کوبیدن سران فتنه، فقط سران فتنه را بکوبی، و مبادا چیزی از گل نازک تر به بعضی ها بگویی! ثالثا این را هم باید دقت کنی که اصولا مرده را چوب نمی زنند، الا آنکه مرده مذکور، زیر پل سیدخندان صبحانه کله پاچه خورده باشد! رابعا باید بدانی که قوه قضائیه کارش را بلد است، بدون ایراد است و به شدت دارد برخورد می کند! و این فضولی ها هم به تو نیامده!

شش ۴/ این روزها وقتی می خواهی جریان های سیاسی را دسته بندی کنی، اولا باید گاوگیجه بگیری که اصول گرایان محترم، خودشان بالاخره چند دسته اند؟! کمیته شان ۳ نفره است؟! ۷ به علاوه ۸ است؟! ۹ منهای ۲ تقسیم بر ۵ است؟! رادیکال ۱۲ به توان پاریکال ۲ زیر کتانژانت ۴ است؟! چی هست پس؟! ثانیا باید بدانی اینکه “انکار اصلاح طلبان، انکار واقعیت جامعه است” یعنی چه؟! یعنی شتر دیدی، ندیدی؟! یعنی چون فلان کسک اصلاح طلب است، پس اگر اسرائیل به دریا دست بزند، استثنائا این برکه متعفن نجس نمی شود؟! یعنی چراغ سبز حتی به منافق ترین و ملعون ترین فتنه گران جنبش سبز؟! یعنی ترحم بر پلنگ تیزدندان عاشورای سال ۸۸ به قیمت ستم کاری بر گوسفندان؟! یعنی جذب حداکثری، یا سوء استفاده از جذب حداکثری؟! یعنی اصلاح طلبان بی گناه، یا گناه کارترین اصلاح طلبان؟!

شش ۵/ این روزها گیرم یکی بخواهد “عمار” باشد، یعنی به سرش زده که بصیرت افزایی کند، اولا باید مراقب باشد در زمین جریان انحرافی، زمین خواص بی بصیرت، زمین سران فتنه، زمین اشراف، زمین آقازاده ها، زمین کسانی که از زاویه درست، علیه این و آن موضع گیری نمی کنند و همان حرف های باب میل منحرفین را می زنند، و از همه مهم تر زمین آمریکا و اسرائیل بازی نکند. سئوال اساسی اینجاست: مگر این زمین خواران، زمین دیگری هم باقی گذاشته اند که بکر باشد و بشود در آن بازی کرد؟! این وسط عمار فرضی قصه ما در کدام زمین می تواند و قادر است که بازی کند، در حالی که آن زمین متعلق به هیچ کدام از این دار و دسته ها نباشد؟! آیا عمار داستان ما باید در هوا و فقط گرگم به هوا بازی کند؟! ثانیا گیرم این جناب عمار آمد و در راه بصیرت افزایی یک خطایی کرد. آیا پرونده رسیدگی به جرائم او را هم مثل برخی پرونده ها باید از نوبت رسیدگی خارج کرد، یا خارج از نوبت به پرونده اش رسیدگی کرد؟! آیا برای آرام کردن فضا با این عمار به شدت باید برخورد کرد؟! به کدام شدت؟! به همان شدت برخورد با “ف. ه” یا به همین شدت برخورد با سیدخندان؟! آیا منظور از “برخورد با شدت” قوه قضائیه، روبوسی شدید و دست دادن غلیظ حواشی قوای مقننه و مجریه با فتنه گران است؟! آیا اینکه قوه قضائیه می گوید ما به شدت با هر متخلفی برخورد می کنیم، یعنی آقای خاتمی و اعوان و انصارش در انتخابات مجلس پیش رو به شدت باید بخورند به قوه مقننه، و متعاقب این تصادف، به جای بیمارستان یا احیانا قبرستان، رهسپار “بهارستان” شوند؟! ثالثا آمدیم و این عمار مورد نظر در عین داشتن بصیرت، از این سیاست چیزی دست گیرش نشد، کسی هست این بازار آشفته و کارزار شلخته را برای ایشان توجیه کند؟! یا بدبخت بی نوا باید عطای عمار بودن را به لقای بد لقای فتنه گران ببخشد؟! آیا این ننه مرده را کسی مجبور کرده عمار باشد؟! آیا عده ای عمار درجه یک هستند؟! آیا عمار بودن و عمار شدن هم طبقاتی و قرقاتی است؟! 

***

آری! این گونه می شود که من، همان منی که روزگاری معترض، شاید هم متعرض هم رزمان پدر بودم، از دوستان “بابااکبر” نحوه شهادت ایشان را می پرسم و دست به قلم می برم و “دل نوشت” می نویسم و می نویسم که “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم”، و الا ما روزگاری خودمان در عهد شباب، در ردیف استدلالیون بودیم، و اگر نه پا، که لااقل احساس مان چوبین بود! هم الان هم اگر کسی به من بگوید، ما به چه کسی باید رای بدهیم، به او می گویم حتما بگردید و از میان بهترین ها، عالی ترین ها را انتخاب کنید، یا آنجایی که بین بد و بدتر گیر کرده اید، به همین جناب بد رای بدهید! این را کتمان نمی کنم که می گویم، اما چون می دانم پدرم در عملیات الی بیت المقدس چگونه به شهادت رسید، متاسفانه یا خوشبختانه باید دوباره تاکید کنم که “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم”. شما اما اشتباه مرا نکنید! شما به گوش واره من نگاه نکنید! این همه عمار، بگذارید حالا یک نفر بی بصیرتی کند! این همه خوب، بگذارید حالا

یک نفر بد باشد! این همه سیاست مدار و همه هم لابد بصیر، بگذارید حالا یک نفر از زبان اهل سیاست، چیزی سر در نیاورد! نه به این فرد آس و پاس، ظلم کنید، نه او را از شمول جذب حداکثری خارج کنید، نه برایش آیه استرجاع بخوانید، نه به او دست بند بزنید، نه زندانی اش کنید، نه ناسزا بارش کنید، نه حتی از او سئوال کنید که مگر پدرت چگونه در شب شروع عملیات الی بیت المقدس که به فتح خرمشهر توسط خدا انجامید، به شهادت رسید؟! او را رها کنید به حال خود باشد. “علی” را دریابید که چرا در میان این همه عمار، گفت “این عمار”؟! او را رها کنید. اگر مرد هستید، کاری کنید رهبر دیگر “این عمار” نگوید. او را رها کنید و در آلومینیوم بالای مزار پدرش از همه انگیزه اش برای نوشتن، برای نفس کشیدن، برای ایستادگی و مبارزه و مبارزه و مبارزه، بر سر او چماق بلند نکنید که: “داداش حسین! امیدوارم در سال جاری بیشتر به فرامین و اوامر “آقا” توجه کنی”. چند روز قبل از هفته قوه قضائیه، یکی از اهالی پای ثابت “قطعه ۲۶″ برای من کامنتی گذاشت “خصوصی” که اینجا عینا عمومی اش می کنم:

سلام داداش حسین! اگر اوضاع مثل روال هر سال پیش برود، رهبر انقلاب تا چند روز دیگر با مسئولین ارشد قوه قضائیه دیدار می کنند و بالطبع در چنین دیداری “آقا” بیشتر به محسنات دستگاه قضایی اشاره و از خدمات ایشان تجلیل خواهند کرد و خسته نباشید خواهند گفت. خوب است شما هم عقل کنی و تا آن روز یکی از کارهای خوب قوه قضائیه را بهانه کنی و به ویژه از مقامات ارشد دستگاه قضا تعریف کنی، و بعد که “آقا” چند روز دیگر از قوه قضائیه تعریف کرد، همه با هم حال می کنیم که ای ول! عجب بصیرتی داشت داداش حسین!

در جواب این دوست عزیز، اما فقط یک خط نوشتم:

برادر خوبم! روز مرگ این قلم، آن روز است که بخواهم در راه دفاع از ولی فقیه، چنین محاسباتی را انجام دهم. دیگر از این حرف ها نزن!

هی داد بیداد! برای نصیحت نویسنده کتاب “نه ده” گمانم آنقدر جا تنگ نشده که به جای صفحه کاغذ، آلومینیوم مزار “بابااکبر” را منقش کنید. مرا رها کنید. علی را دریابید. من چون از نحوه شهادت پدرم مطلعم، نمی توانم پشت ولی فقیه سنگر بگیرم. جاده “اهواز-خرمشهر” کیلومترها جلوتر از حسینیه ساده جماران بود. برای یوم الله ۹ دی هیچ کس از “آقا” اجازه نگرفت. ولایت پذیری اگر عاشورایی باشد، گاهی به جای “اذن”، “عشق” می خواهد. پدرم برای رفتن، از امام اجازه نگرفت. فرق می کند ولایت پذیری با مسخره بازی. در خیمه ارباب، شب عاشورا، حسین بن علی یعنی امام مفترض الطاعه، بهشت را برای اصحاب خویش تضمین کرد و به ایشان فرمود: “بروید”. عده ای هم رفتند و حتما امام به قول شان عمل خواهند کرد، لیکن، ولایت پذیری آنان که ماندند، و علی الظاهر به سخن سیدالشهدا گوش ندادند، زیباتر نبود؟! در ولایت پذیری عاشورایی، بهشت یعنی خود حسین، و بی حسین، بهشت، جهنمی بیش نیست. در ولایت پذیری عاشورایی، گاه هست که جان امام، از حرف امام، مهم تر است. در ولایت پذیری عاشورایی، گاهی “عشق” جولان می دهد و از “عقل” کاری ساخته نیست. در ولایت پذیری عاشورایی، گریبان سران فتنه را رها نمی کنند و آن هم روی مزار پدر طرف، موعظه کردن شان گل نمی کند و از تمام عشق و شور و عقل و شعور و انگیزه و هدف سرباز، علیه او استفاده نمی کنند و زیر نور ماه، خون به دل ستاره نمی کنند. الگوی من در ولایت پذیری، جگر این میدان را هم داشت و نامش حاج احمد متوسلیان بود؛ حیدر صف شکن، خط شکن، و کرار سپاه روح الله و حضرت ماه که از همه، دوست تا دشمن، فحش می شنید. “مالک” بلد است از در خیمه معاویه به عقب برگردد، این راه را یک بار تا گلوگاه کفر، بلکه تا گلوی معاویه به جلو رفته بود، اما کاش “ابراهیم مالک” کاری نکند که “مختار” هم تا چند شب دیگر مجبور شود مثل مولایش “علی” بگوید “این عمار”؟! پس شما اشتباه مرا نکنید، اما “من به حاج احمد متوسلیان رای می دهم” تا اگر باز هم در انتخابات، نه توسط حکومت، که توسط جریانات حاشیه ای، تقلب شد و “فلانی”، در مقام عمل، “بهمانی” خوانده شد، من از همه بی گناه تر باشم. من در این انتخاب و در این انتخابات، اتفاقا دنبال نفع خودم می گردم. بگذارید یک بار هم ما منافع شخصی را بر مصالح نظام برتری دهیم، مزه اش دست مان بیاید! شما اما اشتباه مرا تکرار نکنید. رای من یک رای بیشتر نیست و خیلی هم مهم نیست و به خودم ارتباط دارد، اما ترسم از این است که رای من به جای صندوق آرا، سر از “گمرکات رسمی کشور” دربیاورد. با حنجره بریده یک شهید… و صد البته با نام بلند سردار سپاه اسلام، حاج احمد متوسلیان بازی نکنید. اجازه بدهید من هم آزادانه رای خودم را بدهم و در زمین مورد علاقه خود بازی کنم. “تبر ابراهیم” را از گمرک رد نمی کنند. آتش را در مسیر گلستان، از گمرک رد نمی کنند. اسلحه حاج احمد، تفنگ حاج احمد، سپاه حاج احمد، بسیج حاج احمد، شهاب حاج احمد، کاوشگر حاج احمد، امید حاج احمد، راه حاج احمد، و رای حاج احمد را از گمرکات نیمه رسمی و هوای نفسی رد نمی کنند. این همه که دارد ظلم می شود به سپاه، این همه که مظلوم است بسیج، این همه که امروز اعتقاد پیدا کرده “بی بی سی” به همان که تا دیروز “تقلبی” اش می خواند، بگذارید به نشانه اعتراض، به نشانه اعتراض به خیلی چیزها و خیلی آدم ها و خیلی انسان ها و خیلی اصلاح طلبان بد و خیلی اصول گرایان خوب، من کار خودم را بکنم و به حاج احمد متوسلیان رای بدهم.

***

سردار! بعد از “بیت المقدس”، خوب شد که رفتی. تو با آن پای مجروح، دل شکسته، تاب “رمضان” را نداشتی. شکست، نسبتی با غرور مقدس تو نداشت. خوب شد که رفتی. سردار! باز هم “رمضان” نزدیک است. در این کوفه بازار، ابن ملجم دارد زبان شمشیرش را تیز می کند. تا صدای مرغابی ها درنیامده، لطفا عملیات را شروع کن! سردار! سردار! سردار! من به تو رای می دهم؛ با رمز “یا زهرا”.

برخورد قاطعانه با عوامل عدم پذيرش طلبه ناهي از منكر در بيمارستان‌ها

 

معاون درمان وزارت بهداشت گفت: وزارت بهداشت در صورت اثبات، با عوامل عدم پذيرش طلبه ناهي از منكر در بيمارستان‌هاي مذكور به شدت و قاطعانه برخورد مي‌كند.

 
حسن امامي رضوي در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: در صورت اثبات مسئله عدم پذيرش طلبه ناهي از منكر كه شب گذشته در پي برخورد با افراد شروري كه قصد مزاحمت و آزار و اذيت چند زن در بلوار پروين را داشتند و از ناحيه گردن مورد جراحت شديد واقع شد، با عوامل عدم پذيرش اين طلبه در بيمارستانهاي مذكور با قاطعيت برخورد مي‌كند. 
 
وي با بيان اينكه در حال حاضر چند روايت از انتقال اين طلبه ناهي از منكر توسط همراهان يا اورژانس بيان شده است، گفت: وزارت بهداشت به طور جد اين مسئله را پيگيري و مورد بررسي قرار مي‌دهد و در صورت اثبات مسئله عدم پذيرش طلبه ناهي از منكر توسط بيمارستانهاي مذكور وزارت بهداشت به طور قاطعانه با عوامل اين قضيه برخورد خواهد كرد. 
 
به گزارش فارس: يكي از دوستان علي خليلي، طلبه جواني كه شب گذشته در پي برخورد با افراد شروري كه قصد مزاحمت و آزار و اذيت چند زن در بلوار پروين را داشتند از ناحيه گردن مورد جراحت شديد واقع شد، اظهار داشت: همراهان و حاضران در صحنه بعد از متواري شدن افراد شرور، وي را به چند بيمارستان بردند كه 5 بيمارستان از پذيرش وي خودداري كردند. 
 
وي ادامه داد: بيمارستان‌هاي رسول اكرم(ص)، امام حسين(ع)، شهداي تجريش، امام سجاد(ع) و پارسيان از پذيرش اين طلبه جوان خودداري و علت اين كار را حال وخيم وي عنوان كردند. 
 
اين فرد مطلع گفت: در نهايت همراهان خليلي، او را به بيمارستان خصوصي عرفان بردند كه مسئولان اين بيمارستان هم پذيرش وي را منوط به واريز مبلغ 6 ميليون تومان وجه نقد كرده و سرانجام با واريز 5 ميليون تومان او را پذيرش كردند.

خودداري 5 بيمارستان از پذيرش طلبه ناهي از منكر

 

يكي از دوستان طلبه جواني كه شب گذشته مورد حمله افراد شرور قرار گرفته است گفت: 5 بيمارستان از پذيرش وي خودداري كرده و بيمارستان آخر هم پذيرش وي را منوط به واريز 6 ميليون تومان وجه نقد كرد.

 
به گزارش فارس، يكي از دوستان علي خليلي، طلبه جواني كه شب گذشته در پي برخورد با افراد شروري كه قصد مزاحمت و آزار و اذيت چند زن در بلوار پروين را داشتند، از ناحيه گردن مورد جراحت شديد واقع شد، اظهار داشت: همراهان و حاضران در صحنه بعد از متواري شدن افراد شرور، وي را به چند بيمارستان بردند كه 5 بيمارستان از پذيرش وي خودداري كردند. 
 
وي ادامه داد: بيمارستان‌هاي رسول اكرم، امام حسين(ع)، شهداي تجريش، امام سجاد(ع) و پارسيان از پذيرش اين طلبه جوان خودداري كرده و علت اين كار را حال وخيم وي عنوان كردند. 
 
اين فرد مطلع گفت: در نهايت همراهان خليلي، او را به بيمارستان خصوصي عرفان بردند كه مسئولان اين بيمارستان هم پذيرش وي را منوط به واريز مبلغ 6 ميليون تومان وجه نقد كرده و سرانجام با واريز 5 ميليون تومان، او را پذيرش كردند. 
 
به گفته اين شخص در حال حاضر علي خليلي وضعيت نيمه‌هوشيار دارد. 
 
گفتني است اين حادثه و مجروح شدن اين طلبه جوان در يكي از شرقي‌ترين مناطق تهران بوده و اين در حالي است كه وي بعد از خودداري 5 بيمارستان، در بيمارستاني در غرب تهران پذيرش شده است. 
ضاربان طلبه ناهي از منكر دستگير شدند

با اقدام فوري مأموران پليس اطلاعات و امنيت تهران بزرگ ضاربان علي خليلي طلبه ناهي از منكر شناسايي و دستگير شدند.

 
مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ طي اطلاعيه اي در خصوص آخرين وضعيت پرونده حمله افراد شرور به يك طلبه جوان اعلام كرد: طي حادثه درگيري شب گذشته در حوزه كلانتري 144 جواديه تهران‌پارس، رسيدگي به اين پرونده سريعاً در دستور كار مأموران پليس اطلاعات و امنيت فرماندهي انتظامي تهران بزرگ قرار گرفت. 
 
اين اطلاعيه مي افزايد: در ادامه، مأموران با سلسله اقدامات اطلاعاتي و پليسي و همچنين شناسايي متهمان موفق شدند افراد درگير با آقاي خليلي را دستگير كنند. 

جزئیات تازه‌ از قتل قویترین مرد ایران/ چهره‌نگاری از مظنونین توسط یک خبرنگار

 

 فرمانداری و نیروی انتظامی کرج در حال بررسی علت قتل قهرمان قویترین مردان ایران و چهره نگاری از مظنونین بر اساس ادعای شاهدان درگیری هستند.
 
فرماندار کرج در گفتگو با مهر از حضور مسئولان شهرستان کرج در محل فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان برای بررسی دقیق علت وقوع قتل ورزشکار کرجی خبر داد.
 
مهدی ایران نژاد افزود: در حال حاضر خبرنگار کرجی همراه داداشی به عنوان شاهد اصلی این ماجرا در آگاهی در حال همکاری با نیروی انتظامی برای چهره نگاری از مظنونین از این حادثه است. به محض اطلاع دقیق از عوامل این درگیری و متهمان اصلی آن اطلاعات تکمیلی از طریق رسانه ها اعلام خواهد شد.
 
شامگاه شنبه " روح الله داداشی" از قوی ترین مردان جهان در حالی در درگیری با اشرار به قتل رسید که یکی از خبرنگاران کرجی نیز همراه وی بود.
 
این خبرنگار که از نزدیک شاهد این درگیری بود در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت:  سه سرنشین پراید به صورت ناگهانی به این قهرمان کرجی حمله ور شده و پس از وارد آوردن ضرباتی به سینه و گلوی وی اقدام به فرار کردند.
 
مجید فرجی افزود: پیکر زخمی داداشی پس از درگیری توسط نیروهای امدادی به بیمارستان شهید مدنی جهانشهر کرج منتقل و در بخش سی پی سی آر بستری شد، اما به دلیل شدت جراحات وارده فوت کرد.
 
روح الله داداشی متولد سال 1360 بود و در دوران فعالیت ورزشی خود ۷ دوره قهرمانی کرج ، ۲ دوره قهرمانی تهران ، ۲ دوره قهرمان ایرانی  در رشته پرورش اندام و در قویترین مردان یک دوره چهارم ایران ، ۲ دوره سوم ایران یک دوره قهرمانی کشور ، ۲ دوره قویترین مردان آهنین،  یک دوره سوم جهان و یک دوره  اول جهان را در کارنامه داشت.

آيت‌الله علم‌الهدی: در انتخابات آینده اصلاخ طلبان هم به اسم اصول گرایی می آیند

 

امام جمعه مشهد گفت: تحجر،بي بند و باري و قدرت طلبي مثلث خطرناكي براي انقلاب است.

به گزارش فارس، آيت‌الله سيد احمد علم الهدي شامگاه جمعه در همايش مكتب امام (ره) و اصولگرايي راستين در جمع تعدادي از اصولگرايان استان‌هاي خراسان در مركز همايش‌هاي صدا و سيما خراسان رضوي اظهار داشت: نبايد اجازه فعاليت به اين جريان‌ها را داد.

امام جمعه مشهد افزود: هدف اصلي هر كدام از اين جريان‌ها سركوب حزب الهي ولايت‌مدار متدين است.

عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه هم اكنون در مراكز دولتي هركس كه دوستدار ولايت فقيه باشد در پايين درجه خدمتي قرار دارد، ابراز تاسف كرد: در اين اماكن اگر كسي حرفي در تاييد ولايت فقيه بزند، از كار بي كار مي‌شود.

وي با تاكيد بر اينكه اين فضا بايد هر چه سريعتر شكسته شود، هشدار داد: در صورت ادامه پيدا كردن اين روند، لبه اين ضربات مهلك جان مقام معظم رهبري را نيز مي‌گيرد.

علم‌الهدي با بيان اينكه هيچ گونه اشتباهي از سوي بزرگان كشور در ارتباط با حمايت از دولت در انتخابات گذشته وجود ندارد، گفت: هم اكنون ما به عدالت اجتماعي مورد نظرمان براي اقشار مختلف مردم رسيده‌ايم.

وي به تبليغات زمان انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ در مشهد اشاره كرد و تصريح كرد: در بغل برخي از حاميان برخي از كانديداها سگ بود و در ستاد انتخاباتي كانديداي ديگر زيارت عاشورا قرائت مي‌شد.

امام جمعه مشهد اعلام كرد: در همين راستا تكليف آن زمان براي تمام متدينان و دوستداران انقلاب مشخص بود.

علم‌الهدي انتخابات پيش رو كشور را مصيبت‌بار ترين انتخابات طول تاريخ انقلاب پيش‌بيني كرد و يادآور شد: در اين انتخابات تمام جريان‌ها حتي اصلاح طلبان با لباس و آرم اصولگرايي وارد عرصه سياسي مي‌شوند.

وي هوشياري در اين زمينه را بسيار مهم ارزيابي كرد و گفت: در حال حاضر سه مسئله تحجر، توسعه بي هنگام مفاسد اجتماعي و بي‌بند و باري و همچنين قدرت‌يابي و فرصت‌طلبي انقلاب را در يك وضعيت مثلثي قرار داده است.

عضو مجلس خبرگان رهبري اين مثلث را بسيار خطرناك دانست و عنوان كرد: از ابتداي انقلاب تاكنون قدرت طلبان هميشه با ولايت فقيه زاويه داشته‌اند.

گوشه‏اي از مسامحه مسئولان دانشگاه خليج فارس با اصحاب فتنه/

 
فاجعه دانستن كربلا تا تجليل از بهروز وثوقي

گروه استان‏ها- بوشهر: مسئولان دانشگاه خليج فارس بوشهر درحالي حكم اخراج موقت 12 دانشجوي اين دانشگاه را به بهانه برپايي تحصن غير قانوني صادر كردند كه يك تشكل غير قانوني در اين دانشگاه به راحتي  فعاليت هاي خود عليه نظام و باورهاي ملت مسلمان كشورمان را افزايش مي دهد.

به گزارش رجانیوز از بوشهر، اين تشكل غير قانوني كه با عنوان انجمن اسلامي فعاليت مي كند، گرايش‌هاي نزديكي با تشكل غير قانوني تحكيم وحدت طيف علامه داشته و ارتباط نزديك و صميمانه اي  با اصلاح طلبان استان بوشهر برقرار كرده است.

اعضاي اين تشکل كه سابقه برگزاري تحصن غير قانوني در حمايت از موسوي  در سال 88 را دارد با صراحت در نشریه و سایت فیلتر شده خود اعتقادات ملت ایران را به تمسخر گرفته و به مسئولین کشور توهین می کنند.

در ادامه به بخش هايي از توهين هاي اين تشكل كه در نشريه خود آورده اند اشاره مي شود:

نشریه این تشکل در حالی که دانشگاه در شور و حال عزاداری برای سید و سالار شهیدان بود با ارائه مقاله ای مطالب موهنی را پیرامون شعائر مذهبی و سینه زنی مطرح کرده و نوشت:«(عزاداری امام حسین) تحقیر است.»( مدارا شماره 46 مقاله کربلا انقلاب یا فاجعه)

 

تقابل بین ایرانیت و اسلامیت و متضاد دانستن آن بارها در این نشریه مطرح شده همچون:" واقعا وقتی یک ایرانی اصیل متوجه میشود که ایرانی 14 قرن پیش چه بود و چه هست چه طور می تواند ساکت بنشیند، چرا مردم را به بهانه معنویات گوشه نشین می کنند.»(مدارا شماره47)

فاشیستی و استالینیستی خواندن نظام جمهوری اسلامی(مدارا39) و معرفی خواننده زن لس آنجلسی به عنوان «چهره هفته». (مدارا52 ضمیمه فرهنگ وهنر)

 

تجلیل از بهروز وثوقی به همراه چاپ عکس وی در فیلمی قبل از انقلاب(مدارا63)

دادن نسبتهای کذب ودروغ به حضرت امام(ره) (مدارا59 مقاله سرمایه ای در حبس). در شماره  ی 50 نشریه ی انجمن اسلامی ، به نقل از سایت   فیلتر شده ی  میزان نیوز  !!!  متعلق به نهضت آزادی، در مقاله ای  تحت  عنوان سرمایه ای در حبس(مقصود ابراهیم یزدی  است) عنوان میشود که ابراهیم یزدی از حمایت کامل امام (ره) تا پایان عمر شریفشان برخوردار بوده است.

 

موارد فوق تنها چند نمونه  از مواردی است که در نشریه انجمن اسلامی مطرح شده است.

این انجمن به اصطلاح اسلامی همچنين هر هفته با بر گزاری جلسه «کتاب بحث» ارائه ی کتاب های اشخاصی چون سروش، کدیور، ملکیان، شبستری ، علی بازرگان می پردازد و این کتابها را تحت عنوان «کافه کتاب» هر هفته به طور گسترده فضای دانشگاه را مسموم میکند. از جمله این کتابها می توان به دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران( حسین بشیریه) ، جامعه شناسی نخبه کشی( علی رضا قلی)، سنت و سکولاریسم ( سروش، شبستری، ملکیان، کدیور)، آزادی در قرآن( عبدالعلی بازرگان)، شهریار (نیکلا ماکیاوللی) حق الناس (محسن کدیور) ،سیاست نامه خراسانی( محسن کدیور) ، حکومت دینی و حقوق انسان (منتظری) اشاره کرد.

وقتی فتنه‌گران برای خود فرش قرمز پهن می‌کنند/

 
دو راهی"اقرار به دروغ تقلب و محکومیت فتنه"یا"سناریوی جدید آشوب"

گروه سیاسی- استارت فعالیت‌های انتخاباتی جریان فتنه را چندی قبل محمد خاتمی زد که با بیان آنچه "شرط  حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات" نامید، به دنبال پیش‎دستی در فعالیت‌های انتخاباتی بود.

 
به گزارش رجانیوز، این اقدام اگرچه با انتقاد بخشی از جریان فتنه روبرو شد و او را تا مرز خیانت به این جریان نیز پیش برد اما عمدتاً طیف هیجانی و جوان‌تر فتنه این نوع واکنش را برگزیدند و در یک سطح بالاتر، این برخوردها (مانند اظهارات مجتبی واحدی) در راستای پروژه در راستای پروژه پاس‌کاری "خاتمی و تندروها" کاملاً هماهنگ شده بود.
 
خاتمی و بخش‌هایی از جریان فتنه معتقدند که حضور نیافتن در انتخابات مجلس به‌عنوان حذف کامل از صحنه سیاسی کشور است و بنابراین، باید زمینه را برای ورود به‌طوری آماده کرد که بیشترین امتیاز از نظام گرفته و کمترین امتیاز داده شود.
 
وی و همفکرانش البته یک توهم و سوء تفاهم نیز دارند و می‌گویند در اثر اتفاق‌های اخیر نظام نیازمند حضور اصلاح‌طلبان است و در این زمینه حاضر است امتیاز بدهد. اگرچه برخی از اعضای این جریان پس از واکنش‌های قاطع نظیر اظهارات فرمانده سپاه، با خاتمی دچار اختلاف نظر شده و گفته‌اند که در این زمینه دچار اشتباه محاسباتی شده‌ایم.
 
در عین حال، برخی از اعضای داخلی جریان فتنه در روند عادی سازی بازگشت خود و سناریوی "امتیازگیری حداکثری و امتیازدهی حداقلی" بحث "شرط گذاری" و حتی فراتر از آن، تعبیر کردن از شروط به "حق" را برای حضور در فرآیند انتخابات مطرح و از موضع طلبکارانه به‌گونه‌ای القا می‌کنند که گویا همه منتظر بازگشت آن‌ها هستند و برایشان فرش قرمز پهن کرده‌اند.
 
در این زمینه، روز گذشته سید هادی خامنه‌ای یک گام به پیش آمده و حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را یک "حق" نامید و گفت: «اگر فرصت رقابت برای انتخابات مساوی باشد، می توان در این مورد اظهار نظر کرد و در وضعیتی که فرصت‌ها برای گقتن، پاسخ دادن به اتهامات و بیان نظرات و اندیشه‌ها و انتقادات برابر و عادلانه باشد و بیان نظریات و انتقادات، مصون از عواقب امنیتی و قضایی و محدودیت‌های دیگر باشد، می‌توان شرایط مناسب برای برگزاری انتخابات را پیش‌بینی کرد.»
 
وی همچنین بدون اشاره به جنایات فتنه‌گران مدعی شد: «در سال‌های اخیر چندین هزار ساعت علیه جریان اصلاح‌طلبی سخن پراکنی شده و تهمت‌های شگفت‌انگیزی به اصلاح‌طلبان و منتقدان زده شده، ولی هیچ گاه مجال پاسخ گویی به آنها ایجاد نشده است. با این حال چگونه می‌توان انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند و تن به چنین رقابتی بدهند.»
 
این اظهارات درحالی بیان شده که اقدامات این طیف در جریان فتنه تا اندازه‌ای خیانتکارانه و بر مخالف مصالح عمومی بود که مردم در مقاطع مختلف به ویژه در راهپیمایی 9 دی 88، صراحتا حذف این جریان از عرصه سیاسی کشور را مطالبه کردند و بازگشت احتمالی آنان و پذیرش حضور مجدد در عرصه فعالیت‌های سیاسی را منوط به عذرخواهی و اعلام مرزبندی شفاف با جریان‎های برانداز و بیگانه دانستند.
 
واکنش انقلابی مردم به حضور سران فتنه در اماکن عمومی و استقبال از قطع ارتباطات آنان نیز یکی از نمودهای دیگر طرد این جریان از سوی افکار عمومی است.
 
از سوی دیگر، تجربه انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می‌دهد، در همین شهر تهران، دو لیست کامل به نام خاتمی و کروبی منتشر شد اما علی‌رغم تبلیغات فراوان و تشکیل ستادهای متعدد، این جریان با ناکامی مطلق مواجه شد.
 
اگرچه هیاهوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جریان فتنه در هفته‌های اخیر اوج گرفته و با رفع توقیف تعدادی از نشریات این جریان -روزنامه اعتماد و هفته‌نامه شهروند امروز- بر دامنه فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان افزوده شده اما اجماع کاملی در مجموعه نظام وجود دارد که تا قبل از اعلام موضع صریح متعلقین به این طیف در قبال فتنه و محکوم کردن صریح آن، امکان فعالیت انتخاباتی آنان وجود ندارد.
 
در این زمینه همچنین استدلال می‌شود که چون این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دهم به ساختارهای قانونی و لوازم انتخابات پایبند نماند و به‌دنبال شکست، مدعی تقلب در انتخابات شد، در حال حاضر باید اقرار کند که در سال 88 به مردم دروغ گفته و بی‌جهت با طرح "دروغ تقلب"، موجب هتک حیثیت نظام شده است و اکنون با اذعان به این مسئله قصد فعالیت سیاسی در چارچوب‌های قانونی را دارند و در ضمن تعهد کنند که دیگر اقدام‌های قبلی را تکرار نکنند.
 
در غیر این‌صورت، اصرار بر بازگشت به رقابت سیاسی در چارچوب ساختارهایی که آن‌ها نظام را بر همین اساس متهم کرده بودند، به معنای این است که این جریان بار دیگر پروژه آشوب را در دستور دارد و در عین حال، اساس کار خود را بر دروغ قرار داده است.
 
از سوی دیگر، حتی با اعلام برائت از سران فتنه نیز -مانند اقدامی که مصطفی کواکبیان و برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس انجام دادند- باز هم فرش قرمزی برای حضور آنان در انتخابات مجلس پهن نیست و مردم نشان داده‌اند که دیگر علاقه‌ای به مباحثات و مجادلات بیهوده سیاسی ندارند و به کسانی رای می‌دهند که به دنبال افزایش و ارتقای مناسبات زندگی اجتماعی خود باشند.
 
به نظر می‌رسد اقدامات رسانه‌ای اخیر و فعالیت‌های تبلیغاتی اصلاح‌طلبان که در هفته‌های اخیر به شدت پررنگ شده، بیشتر از آنکه بر پایه معادلات سیاسی و فعالیت‌های حزبی باشد، نوعی بازیابی و احیای پروژه "فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا" است که به دنبال فضاسازی روانی برای احیای مجدد اصلاحات پس از فتنه 88 است.

گذار از لودگی سینمایی به شوخی جنسی

«ورود آقایان ممنوع» ؛ گذار از لودگی سینمایی به شوخی جنسی

گروه فرهنگی رجانیوز- امیر ابیلی: این روزها دو اتفاق مهم در حوزه‌ی سینمای کمدی ایران در حال وقوع است، یکی استقبال خوب تماشاگران و سینمایی‎نویس‎ها از «ورود آقایان ممنوع» با کارگردانی رامبد جوان و دیگری شکست تجاری آخرین خروجی کارخانه‌ی کمدی سازی این سال‌های سینمای ایران یعنی موسسه‌ی پویا فیلم(حسین فرحبخش)، «دختر شاه پریون» با بازی رامبد جوان و دیگران.
 
«ورود آقایان ممنوع» در چهار هفته‌ی اکرانش بیش از یک و نیم میلیارد فروخته و به احتمال قریب به یقین رقم دو میلیارد را هم تا پایان دوره اکرانش، پشت سر خواهد گذاشت و در طرف مقابل میزان فروش «دختر شاه پریون» آخرین همکاری کامران قدکچیان با کمپانی پویا فیلم در همین مدت به صد و چهل میلیون هم نمی‌رسد. این اتفاق شاید در ظاهر مانند تمام دوره‌های قبل اکران که یک فیلم پرفروش می‌شد و یک فیلم با شکست مواجه می‌شد قابل تحلیل و تفسیر باشد اما میزان فروش کمدی‌های موسوم به «کمدی‌های مبتذل» در چند ماه اخیر و شکست‌های سریالی سنگین آنها و همچنین موفقیت‌های پیاپی گروه جدیدی از کمدی‌ها مانند «سن پطرزبورگ» و «ورود آقایان ممنوع» که اتفاقا علاوه بر استقبال مخاطبین با استقبال رسانه‌ها و سینمایی‌نویس‌ها هم مواجه شده نشان از این دارد که مردم و منتقدین متفق‌القول بر این باورند که تاریخ انقضای کمدی‌های دهه 80 به سر آمده و دوره‌ی جدیدی از کمدی‌سازی آغاز شده.
 
اما در این میان چند سوال اساسی مطرح است. اول اینکه آیا موج جدید فیلم‌های کمدی را باید جدای از آثار مبتذل دهه80 تحلیل و تفسیر کرد، به این معنی که این گروه از کمدی‌ها برخلاف کمدی‌های دهه‌ی گذشته جزو آثار فاخر به حساب می‌آیند، و یا اینکه خود ابتذال بیشتری را به همراه دارند؟و دوم اینکه آیا آغاز هر دوران تازه‌ای لزوما به معنای پیشرفت نسبت به دوره‌ی قبل است، یا دلیلی بر فاخرتر بودن این آثار نسبت به موج«کمدی‌های مبتذل» دهه‌ی هشتاد وجود ندارد؟
 
دورانی که گذشت
اواخر دهه‌ی هفتاد، حدود سال‌های 78-79 بود انگار. جشن خانه‌ی سینما. سخنرانی مجید مجیدی. این اولین بار بود که شخصی از دل سینما شنیدن «صدای پای ابتذال» را هشدار می‌داد. تا آن روز «ابتذال» متوقف شده در سینمای قبل از انقلاب بود و «مبتذل» توصیفی برای آثار همان دوران. آن روز وقتی مجیدی پشت تریبون رفت و از فرارسیدن «شبی که بر سینمای ما پرده افکند و در آن شب دیجور، اندیشمندان و روشنفکران، دیوژن‌وار شمع به دست گیرند و به دنبال نشانه‌های زیبا و دل‌انگیزی چون خانه دوست کجاست؟ باشند و هرچه بجویند کمتر یابند» اظهار نگرانی کرد و همچنین گفت که« گوش بداریم که صدای پای ابتذال به راحتی به گوش می‌رسد. آنچه روزگاری به درست یا به غلط با واژه‌ی فیلمفارسی می‌خواندیمش، دوباره سر و گوشی می‌جنباند، تابلوهای رنگارنگی که فقط دنبال فریب چشم‌هایند و با اندیشه و آگاهی بیگانه‌اند، دوباره در سر چهارراه‌ها حاضر می‌شوند. ترانه‌خوانی‌های کوچه و بازاری، عشق‌های کاغذی و لحن‌های کلاه مخملی دوباره در فیلم‌ها ظاهر می‌شوند....» کمتر کسی این اخطار مجیدی را جدی گرفت و اصلا بسیاری روی سخن وی را به خود گرفتند و برآشفتند که این حرف‌ها چیست که مجیدی می‌زند، اما دیری نپائید که «مبتذل» شد پرتکرارترین واژه‌ی مورد استفاده برای توصیف فیلم‌های روی پرده‌ی سینماهای ایران در رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب. جریانی که با فیلم‌هایی چون «مرد عوضی»(محمدرضا هنرمند) و «آدم برفی»(داود میرباقری) و... آغاز شد و با آثاری مثل «کما»(آرش معیریان) ادامه پیدا کرد، رسید به جایی که تبدیل شد به بازسازی عین به عین «فیلمفارسی»های قبل از انقلاب و تولید و اکران آثاری مانند «عروس فراری» و «سوغات فرنگ» و «مهمان» و...
 
به این ترتیب نبض بازار سینمای ایران افتاد دست چند گروه ثابت. از یک طرف حسین فرحبخش و عبداله علیخانی(پویا فیلم) که تا قبل از آن با ساخت اکشن‌های عامه پسند با بازی هاشم‌پور مشغول تجارت در سینما بودند قرار داشتند که با گروه بازیگران جدید خود مانند حیایی و گلزار مشغول ساخت آثاری مانند «کما» و «شارلاتان» و «سلام بر عشق» و «آقای هفت رنگ» و.... بودند و از طرف دیگر امثال قدرت‌الله صلح میرزایی و سعید سهیلی و..... با تولید آثاری مثل «زندگی شیرین» و «دلداده» و«شاخه گلی برای عروس» و «چارچنگولی» و «ازدواج در وقت اضافه» و..... قرار داشتند که با استفاده از محبوبیت بازیگران تلویزیونی تازه به شهرت رسیده‌ای مانند جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم و یوسف تیموری و مهران غفوریان و علی صادقی سعی در فروش هرچه بیشتر در گیشه داشتند. دهه‌ی هشتاد تبدیل شد به دهه‌ی حکمرانی بی چون و چرای فیلم‌های «کمدی مبتذل» بر سینمای ایران. سینمایی که علاوه بر ضدفرهنگ و ضدمذهب بودن، آنقدر ساختار ضعیف و سردستی‌ای داشتند که حتی روشنفکران را هم مجاب کردند که یک دهه از ابتذال و لودگی جاری در این فیلم‌ها گلایه کنند و یک دهه بر طبل انتقاد و ناسازگاری با این فیلم‌ها بکوبند. 
 
دورانی که رسید
اما داستان گذشت و رسیدیم به اواخر دهه‌ی هشتاد و سال آغازین دهه نود. آثار متعلق به جریان کمدی‌های لوده و مبتذل دیگر فروش سابق را نداشتند و یک به یک با شکست تجاری مواجه می‌شدند. بررسی دلایل افت فروش این آثار خودش نیاز به یک مطلب جداگانه دارد، اما در همین دوران و در میانه‌ی بدترین دوران سینمای کمدی در یک دهه‌ی گذشته باز شاهد اکران چند فیلم بودیم که اتفاقا با استقبال همزمان مخاطبان و رسانه‌ها نیز مواجه شدند، آثاری مانند «سن پطرزبورگ»(بهروز افخمی) و «پسر آدم دختر حوا»(رامبد جوان) و «نیش زنبور»(حمیدرضا صلاحمند) و....، اما این آثار با موج کمدی‌های قبل از خود تفاوت‌های بسیاری داشتند که همین تفاوت‌ها باعث به چشم آمدن و دیده شدن این آثار در میان انبوه کمدی‌های ضعیف و بی‌کیفیت آن روزهای سینمای ایران می‌شد. مهمترین وجه تمایز این آثار با دیگر کمدی‌ها یکی گروه سازندگان جدید آنها نسبت به آثار قبلی بود، از کارگردان و نویسنده و بازیگر، و دیگری روش جدیدی که در خنداندن مخاطب در پیش گرفته بودند. در این آثار دیگر خبری از آواز خواندن و رقصیدن امثال پورمخبر و صادقی و رضویان نبود و فیلم بر اساس بداهه‌گویی‌های شفیعی‌جم و غفوریان پیش نمی‌رفت. چیزی که در این میان واضح و بدیهی بود این بود که سازندگان کمدی‌های جدید بعد ساختاری و فنی سینما را بهتر می‌شناختند و برای ارکان سینما یعنی فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری ارزش بیشتری قائل بودند و مانند عموم تهیه‌کنندگان ناآشنا با سینمای، کمدی‌های مبتذل قبلی به سینما فقط به چشم یک تجارت سودآور نگاه نمی‌کردند، اما آیا همه‌ی این موارد باعث این می‌شد که این آثار از «ابتذال» خالی باشند و کمدی فاخر به حساب بیایند؟ 
 
نگاهی به «ورود آقایان ممنوع»
«ورود آقایان..» داستان خانم دارابی(ویشکا آسایش) مدیر یک دبیرستان دخترانه است که به شدت دارای روحیه مرد ستیزی‌ست به طوریکه تا به حال حتی یک مرد هم قدم به این دبیرستان نگذاشته، اما زایمان زودتر از موعد دبیر المپیاد شیمی این دبیرستان وی را مجبور می‌کند که با حضور یک دبیر مرد(رضا عطاران) در دبیرستان تحت مدیریتش موافقت کند و.....
پیمان قاسم‌خانی و رامبد جوان، نویسنده و کارگردان کار، توانسته‌اند با چاشنی کردن مقداری از تفکرات فمنیستی به شخصیت خانم دارابی و نقد این تفکرات به راحتی از خان‌های کسب پروانه‌ی ساخت و همچنین کسب پروانه‌ی نمایش و اکران عمومی عبور کنند. فیلم در مقایسه با کمدی‌های اکران شده در سال‌های اخیر به شدت خنده‌دارتر است و تقریبا تمام تماشاگران را از نظر مقدار خنده در طول نمایش فیلم راضی از سالن سینما خارج می‌کند، اتفاقا همین ظاهر ضدفمنیستی فیلم و مقدار دُز بالای خنده‌ی جاری در آن باعث شده هر دو طیف سنتی‌تر و امرو‌زی‌تر جامعه، و البته هر دو گروه خانواده‌ها و جوان‌های سینمارو از فیلم استقبال کنند. اما آیا واقعا شوخی‌های فیلم شوخی‌های درست و پاکی است؟ آیا این فیلم واقعا مناسب خانواده‌ی ایرانی‌ست؟ آیا این قبیل کمدی‌ها مبتذل‌تر از کمدی‌های لوده‌ی قبلی نیست؟
نکته‌ای که در میان تمامی آثار موسوم به کمدی‌های جدیدتر و به ظاهر فاخر این روز‌های سینمای ایران قابل ردیابی‌ست و اتفاقا می‌توان آن را به عنوان مهمترین شاخص و فاکتور این جریان نوظهور دانست مسئله‌ای به نام «شوخی جنسی» و یا «کمدی سکسی» است. توضیح می‌دهم.
اگر در همین دو- سه فیلم پرفروش این سال‌ها که خارج از جریان کمدی‌های مبتذل دهه هشتاد قرار می‌گرفتند (آثاری که در بالا نام بردم مثل «سن پطرزبورگ»(بهروز افخمی) و «پسر آدم دختر حوا»(رامبد جوان) و «نیش زنبور»(حمیدرضا صلاحمند) دقت کنیم به این نکته می‌رسیم که در این آثار شاید از رقص‌ها و شوخی‌های سخیف فیلم‌های قدرت‌اله صلح‌میرزائی و سعید سهیلی خبری نباشد اما میزان شوخی‌های جنسی در این فیلم‌ها آنقدر بالاست که خطرش برای جامعه‌ی ایرانی اگر بیشتر از موج کمدی‌های قبلی نباشد، کمتر هم نیست. شوخی‌های که در جامعه معمولا در بین صحبت‌های خصوصی گروه‌های رفاقتی پسرهای جوان رواج دارد و حالا روی پرده‌ی سینما برای عموم به نمایش در می‌آید. برای روشن شدن ماجرا مثالی می‌زنم. به یاد بیاورید صحنه‌ی صحبت‌های خانم دارابی و آقای جبلی در ماشین را در همین فیلم ورود آقایان ممنوع، که اتفاقا یکی از صحنه‌های مهم کل فیلم نیز هست، این خانم و آقا در یک سکانس نسبتا طولانی با توجیه اینکه مثلا دچار سوءتفاهم شده‌اند و منظور هم را نمی‌فهمند دقیقا درباره‌ی سکس و روابط زناشویی صحبت می‌کنند و همین باعث خنده‌ی تماشاگر می شود. و یا در همین فیلم، معتدل‌ترین و منطقی‌ترین شخصیت داستان که اتفاقا نقش استاد راهنما و پیر را‌ه‌بلد را هم برای شخصیت‌های ماجرا ایفا می‌کند(با بازی مانی حقیقی) مرد خانم‌باز و عیاشی‌ست که اتفاقا درباره‌ی روش‌های «خانم‌بازی» و «مخ‌زدن»! و «نخ دادن»! با دختر دبیرستانیش صحبت می‌کند و به او آموزش می‌دهد.
مسئله‌ای که در این میان قابل طرح است این است که، شاخصه‌ای که این قبیل کمدی‌ها را حتی در دوران رکود سینمای کمدی پرفروش می‌کند، بعضی از تابوشکنی‌ها مانند همین نشان دادن شوخی‌های خصوصی‌تر رایج بین مردم روی پرده‌ی سینماست. شوخی‌هایی که اگر هم فی‌نفسه خنده‌دار باشد ولی بیش‌تر باعث غافلگیری مخاطب می‌شود و همین غافلگیری باعث خنده‌ی بیشتر تماشاگر و البته استقبال بیشتر از فیلم می‌شود. اما نکته‌ی مهمی که باید روی آن تامل کرد این است که آیا واقعا شوخی‌های سردستی و سخیف و بعضا رقصیدن‌های رایج در فیلم‌های جواد رضویان و شفیعی‌جم و غفوریان و .....مبتذل‌تر است و یا «کمدی سکسی» جدیدا باب شده‌ی امثال قاسم‌خانی؟ آیا این درست است که به هر فیلمی که بیشتر مخاطب را بخنداند لفظ«کمدی فاخر» را اطلاق کرد؟ مگر خندیدن در ذات خودش ارزشی به حساب می‌آید که بخواهیم به هر قیمتی مردم را بخندانیم؟

کمدی‌سازهای پرمشتری این روزها
واضح است که ستاره‌ی اقبال سازندگان و بازیگرانی که یک دهه نبض کمدی‌سازی سینمای ایران را در دست داشتند، این روزها رو به خاموشی است. این روزها نه خروجی‌های پویا فیلم به فروش بالایی می‌رسند نه حضور صرف امثال رضویان و مجید صالحی و علی صادقی و... تضمینی برای فروش یک فیلم به حساب می‌آید، کار به جایی رسیده که حتی فیلم‌های موسوم به «شونه تخم مرغی» شبکه نمایش خانگی هم سودآوری سابق را ندارند.
اما در دور جدید ساخت فیلم‌های کمدی نیز مانند سابق یک گروه ثابت رگ خواب مخاطب را در دست دارند که بی‌شک مهمترین آنها پیمان قاسم‌خانی است. قاسم‌خانی در سال‌های اخیر با نوشتن سریال‌های طنز مهران مدیری به شهرت رسید و حالا وی را باید یک مولف صاحب سبک در حوزه‌ی طنز و کمدی در ایران نامید، نویسنده‌ای که اکثر آثار پرفروش این روزهای سینما و یا پربیننده‌ی تلویزیون حاصل کار وی است. اما نکته‌ی مهم اینجاست که با مرور آثار سینمایی و حتی بعضا تلویزیونی قاسم‌خانی مولفه‌های مشترکی قابل ردیابی‌ست من جمله تعدد «شوخی‌های جنسی».
قاسم خانی در تمام این سال‌ها 7- 8 فیلمنامه برای سینما نوشته اما تمام این فیلم‌ها آثاری پرحاشیه و قابل بحث‌اند. «مارمولک»(کمال تبریزی) یکی از مهمترین و قابل بحث‌ترین این نوشته‌هاست که در زمان خودش با حاشیه‌ها و جنجال‌های زیادی همراه شد و حتی با اکران کوتاه مدتش به یکی از پر تماشاگرترین فیلم‌های بعد از انقلاب تبدیل شد. با بعد محتوایی فیلم و دیدی که نسبت به اسلام و روحانیت داشت، کاری ندارم. برای من در اینجا یادآوری میزان بالای شوخی‌های جنسی فیلم مهم است. به یاد بیاورید صحنه‌های حضور رضا مارمولک(پرویز پرستوئی) با لباس روحانی در قطار را و هم کوپه شدنش با یک مادر و دختر را. هیزبازی‌های رضا مارمولک در این سکانس و شوخی‌های جنسی فراوان این صحنه شاید امروز هم قابل نمایش در سینمای ما نباشد.
یکی دیگر از آثار پرحاشیه‌ی قاسم‌خانی در چند سال گذشته «نقاب»(کاظم راست گفتار) است. فیلمی که حتی با وجود اکران با سانسور‌های زیاد باز هم وزیر ارشاد وقت را مجبور کرد که به خاطر اکران چنین فیلمی از مردم عذرخواهی کند. فیلم داستان دو دوست کلاهبردار با بازی پارسا پیروزفر و امین حیایی بود که با ازدواج دختران جوان پولدار با یکی از آنها دیگری سعی در اغفال همسر دوست خود کرده و با ایجاد رابطه‌ی جنسی با وی و فیلمبرداری از ماجرا، از این زنان پولدار با توجه به اینکه حکم آنها سنگسار است، اخاذی می‌کردند. همچنین فیلم سن پطرزبورگ نیز با فیلمنامه‌ی قاسم‌خانی سال گذشته به روی پرده رفت که هرکس فیلم را یکبار دیده باشد از روابط خارج عرف آن و دُز بالای شوخی‌های جنسی آن متعجب خواهد شد.
 
اشکال کار کجاست؟
شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که کوتاهی ویزر ارشاد و معاونت سینمایی و باقی سیاست‌گذاران فرهنگی مسبب چنین وضعی است. در اینکه آنها مقصرند شکی نیست ولی می‌خواهم بگویم مقصر اصلی آنها نیستند. مشکل اصلی از آنجایی نشأت می‌گیرد که سال‌هاست سینمای ایران و همچنین رسانه‌های مکتوب ایران دست روشنفکرانی است که نه چیزی از انقلاب و آرمان‌های انقلاب می‌دانند، نه اعتقادی به دین و اصول آن دارند و نه حتی دغدغه‌ی مردم دارند. وقتی معیار فیلم «مبتذل» و «فاخر» را روشنفکران تبیین کردند، وقتی ساختار ضعیف یک فیلم شد معیار «ابتذال» و نه محتوای آن، وقتی نشریات و سایت‌ها و تمام رسانه‌های نوشتاری مملکت افتاد دست گروهی که تمام معیار قضاوتشان رفاقتشان با سازندگان اثر و باندبازی‌ست، خب معلوم است که امثال قاسم‌خانی می‌شوند نویسنده‌ی فاخرترین کمدی‌های تاریخ ایران و احتمالا رامبد جوان هم کارگردان فاخرترین کمدی‎ها. خصوصا که خودشان چنین عنوان را برای خویش انتخاب کرده اند و مثلا روی نسخه نمایش خانگی «پسر آدم، دختر هوا» برای تبلیغات و بازارگرمی نوشته اند: «پرفروش ترین کمدی فاخر سینمای ایران»! باید فکری برای این موضوع کرد که چرا در یک کشور اسلامی سی سال است روشنفکران معیار اثر فرهنگی خوب و بد، «مبتذل» و «فاخر» را تعیین می‌کنند.

عکس: دوره‌گردي خاتمي فتنه گر براي عادي‌سازي فعاليت‌هاي انتخاباتي

محمد خاتمي که تکاپوي زيادي براي بازگشت به قدرت و عادي‌سازي حضورش آغاز کرده، اين روزها از مجلس ختم دختري نيز که روي پل مديريت با ضربات چاقوي خواستگار سمجش درگذشت، نمي‌گذرد.

مشابه ملک‌زاده پس از بازداشت؛ جايگزين آزاده اردکاني هم منصوب شد

میراث فرهنگی: رییس سازمان میراث فرهنگی حکم سرپرستی داریوش اکبرزاده را برای ریاست موزه ملی ایران صادر کرد. وی جانشین آزاده اردکانی در این سمت شد.

در حالی‌ که سخنگوی قوه قضاییه از وجود بازداشت در موزه ملی ایران خبر داد، روح‌الله احمدزاده، رییس سازمان میراث فرهنگی حکم سرپرستی داریوش اکبرزاده را برای ریاست موزه ملی ایران صادر کرد. وی جانشین آزاده اردکانی در این سمت شد.

دو روز پس از بازداشت شريف ملک‌زاده نيز ميثم طاهري به‌عنوان سرپرست شوراي ايرانيان خارج از کشور جايگزين ملک‌زاده شد.

داریوش اکبرزاده که به امضای روح الله احمدزاده کرمانی از دوشنبه به عنوان سرپرست موزه ملی ایران مشغول فعالیت شده پیش از این مسوول بخش کتیبه‌های موزه ملی بوده است.

بيانات منتشر نشده رهبر ‌انقلاب در ديدار رئيس‌ جمهور و نمايندگان مجلس

بخشي از بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در آغاز سال نو در ديدار رئيس ‌جمهور، اعضاي هيئت دولت و اعضاي هيئت رئيسه‌ مجلس شوراي اسلامي منتشر شد.

 
به گزارش رجانيوز، به مناسبت ماه شعبان ‌المعظم، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، بخشي از بيانات ايشان را در آغاز سال نو در ديدار رئيس ‌جمهور، اعضاي هيئت دولت و اعضاي هيئت رئيسه‌ مجلس شوراي اسلامي منتشر مي‌كند. 
 
اين ديدار در تاريخ 15 فروردين‌ماه 90 برگزار شد و رهبر معظم انقلاب در آن، به ذكر توصيه‌هايي در باب «مغتنم‌شمردن فرصت‌ها» پرداختند. 
 
متن اين بيانات به شرح زير است: 
 
ياد خدا را نبايد از قلم انداخت. ما هرچه داريم، از توسل و توجه به حضرت ربوبيت است؛ اوست كه دلها را به سمت اهداف والا متوجه ميكند؛ اوست كه دلها را قرص ميكند؛ اوست كه دلها را بر روى يك نقطه‌ ويژه مجتمع ميكند. انسانها با هيچ ترفندى نميتوانند دلها را جذب و مجتمع كنند؛ اين دست قدرت الهى است، اين كار خداست. بحمداللَّه مردم تو راهند، متوجه‌اند. 
 
ماها بايد قدر فرصت را بدانيم. ما كه مسئول هستيم، خداى متعال يك فرصتى به ما داده. اين مهلت عمر و مهلت مأموريت يافتن، كه ما هر كداممان در اين نظام براى يك مدتى مأموريتى پيدا كرديم، سر مى‌آيد. اين فرصتى كه به ما داده شده، بايد قدر بدانيم و حداكثر استفاده را بكنيم؛ چون وقتى انسان از اين عالم پايش را بيرون گذاشت، همه‌ درهاى حركت و تحرك از سوى خود انسان قفل ميشود. بله، ممكن است ديگران براى ما استغفار كنند و به درد ما بخورد، يا كارهائى صدقه‌ جاريه باشد؛ اما ديگر خود ما هيچ كار نميتوانيم بكنيم، دستمان بسته است. 
 
تا در اين دنيا هستيم، دستمان باز است؛ ميتوانيم خيلى كارها بكنيم. با يك نگاه، با يك لبخند، با يك كلمه حرف، با يك حركت دست، با يك حركت قلم، شما الان ميتوانيد به قدر آسمانها و زمين براى خودتان حسنه ايجاد كنيد، در اين دنيا اينجورى است؛ ميتواند انسان بكند، دست باز است، از اينجا كه رفتيم، دست بسته است؛ ديگر هيچ كار نميتوانيم بكنيم؛ مگر ديگران يك وقتى به ياد ما بيفتند، يك صدقه‌اى بدهند، استغفارى بكنند، يك چيزكى خواهد رسيد؛ كه به هيچ وجه جايگزين آن كارى كه خود ما ميتوانستيم بكنيم، نخواهد شد. لذاست كه اين فرصت را بايد قدر دانست. 
 
اگر بخواهيم اين قدردانى را به معناى حقيقى كلمه به كار ببنديم، بايد همه‌ى نيروها را به صحنه بياوريم؛ واقعاً كمربسته‌ كار، وارد ميدان شويم و يك مقدارى هم برگرديم به خودمان، نقصهاى خودمان را مشاهده كنيم. ما هر كداممان نقصهائى داريم؛ كم هم نيست. معمولاً عيوب ما انسانها خيلى بيشتر از محسّناتمان است؛ خودمان ملتفت نيستيم. اگر اينجور نبود، كسى مثل پيغمبر با آن عظمت، كه نور خالص است و ظلمتى در وجود او نيست، استغفار نميكرد. 
 
پيغمبر هم استغفار ميكرد؛ «لأستغفر اللَّه فى كلّ يوم سبعين مرّة». حضرت فرمود: بارها و بارها من در روز استغفار ميكنم؛ «انّه ليغان على قلبى». طبيعت بشر، اينجورى است. ما مجموعه‌اى از ضعفها هستيم؛ اما خداى متعال توان قدرت پيشرفت و حسن بى‌انتها را هم در ما قرار داده، كه ميتوانيم همين طور هى بر اين ضعفها فائق بيائيم؛ يكى پس از ديگرى اين صفرها را تبديل كنيم به عدد، اين منفى‌ها را تبديل كنيم به مثبتات. خدا كه به ما ظلم نميكند. 
 
ما ميتوانيم همه‌ اينها را از آن طرف برگردانيم به عدد. هرچه كرديم، پيش رفتيم. آن مقدارى كه باقى ميماند و كمبود كار ماست، اين را بايد متوجه باشيم. يعنى اگر انسان متوجه ضعفهاى خود و كمبودهاى كار خود و عيوب خود نبود، عقب خواهد ماند. يكى از فوائد مسابقه اين است ديگر. در مسابقه چون يك رقيب بغل دست انسان هست، آدم كمبود خودش را ميفهمد؛ والّا وقتى خود انسان به‌تنهائى دارد ميدود، يك وقت لازم بداند، مثلاً مى‌ايستد و چند تا سرفه و عطسه‌اى هم ميكند؛ ديگر نميداند كه همين كار چقدر انسان را عقب مى‌اندازد. 
 
وقتى يك نفر بغل دست انسان هست كه همان دو ثانيه، پنج ثانيه را هم توقف نكرده، آدم مى‌بيند كه عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى كارى ما، ثانيه‌ها و دقايق و ساعات، عقب‌افتادگى وجود دارد؛ اينها را بايد ببينيم تا به فكر جبران بيفتيم. اگر نتوانيم جبران كنيم، لااقل پيش خداى متعال اقرار كنيم؛ «و ان كان قددنا اجلى و لم يدننى منك عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب اليك وسيلتى».(1) يكى از راه‌هاى تقرب به پروردگار، همين است: اقرار به ذنب و اقرار به كوتاهى‌ها و عقب‌ماندگى‌ها و نقصها و تاريكى‌هائى كه در وجود خودمان هست. به اين مسئله توجه كنيم. همه‌ى اينها با توفيقات الهى امكان‌پذير است. 
 
ما در دوران خوبى واقع شديم. بايد خدا را شكر كنيم، براى اينكه در يك چنين دورانى واقع شديم و خداى متعال يك چنين نعمت بزرگى، يك چنين فرصت بزرگى در اختيار ما قرار داده كه بتوانيم براى جامعه‌مان، براى كشورمان، براى اسلام عزيز و براى تاريخ مفيد باشيم. يك روزى بود كه نميتوانستيم. آن كسانى كه ميخواستند، انگيزه داشتند، همت داشتند، قادر نبودند؛ امروز آنهائى كه همت دارند و انگيزه دارند، قادرند. اين را قدر بدانيم و خدا را شكر كنيم. به روح مطهر امام بزرگوارمان رحمت بفرستيم و همچنين به شهداى عزيز و مجاهدان راه حق كه اين راه را به روى ما گشودند. 
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته 
 
1) مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه 

آيت‌الله علم‌الهدي:خواست مردم اجراي قانون تفكيك جنسيتي است

امام جمعه مشهد با اشاره به وجود بعضي از مظاهر فساد در دانشگاه‌ها گفت: خواسته مردم از دولت اجراي قانون تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها است.

 
به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، آيت‌الله احمد علم‌الهدي ظهر امروز در حاشيه راهپيمايي عفاف و حجاب به وجود برخي از مظاهر فساد در دانشگاه‌ها به دليل اختلاط زن و مرد اشاره كرد و اظهار داشت: مسئله تفكيك جنسيتي كه به وسيله يك وزير غيور طرح و برنامه‌ريزي شده بود نيز يكي از خواسته‌هاي مهم مردم است و بايد از سوي دولت و مسئولان اجرا شود. 
 
امام جمعه مشهد با بيان اينكه عده زيادي از خواهران فرهيخته و تحصيل كرده توانسته‌اند با حفظ حجاب خود در سطوح بالاي آموزشي، اداري و پزشكي موفقيت كسب كنند، بدحجابي در قشر زنان روشنفكر ايراني را ميان عده‌اي كم دانست. 
 
وي وجود دختران و زنان جواني را كه به صورت مانكن در سطح خيابان‌ها و معابر عمومي حضور دارند، همانند اعمال دوران رضاخان براي از بين بردن فرهنگ عفاف و حجاب بين خانواده‌هاي ايراني دانست و افزود: اگر اكثريت خانواده‌هاي ايراني بدحجابي را به عنوان يك فرهنگ بپذيرند همان بلايي به جان ما مي‌افتد كه رضاخان به سر ما آورده بود. 
 
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به وجود برخي مدل‌هاي ناشايسته و دور از موازين اسلامي در فروشگاه‌هاي كشور اظهار داشت: از مسئولان و دولت نمي‌خواهيم كه جلوي بدحجابي را بگيرند بلكه مي‌خواهيم جلوي مبادي ورودي آن را بگيرند. 
 
وي در ادامه وجود سرمايه‌هايي از سوي اشخاص براي توليد و واردات پوشاك مطابق با مدل‌هاي غربي به خاطر كسب سود بيشتر را تقبيح و خاطرنشان كرد: وزارت بازرگاني و نيز اتحاديه‌هاي پوشاك بايد مقابل اين حركات را بگيرند. 
 
امام جمعه مشهد به پخش برخي سريال‌ها، فيلم‌ها و برنامه‌ها توسط صدا و سيما انتقاد و خاطرنشان كرد: صدا و سيما از پخش برنامه‌هايي كه موجب گسترش بدحجابي در جامعه مي‌شود، جلوگيري كند.
علم‌الهدي شديدترين آفت در زمينه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را ماهواره دانست و افزود: برخورد قاطع كردن تنها كندن ديش‌هاي ماهواره از منازل مردم نيست بلكه بايد با گسترش فناوري‌هاي ديجيتالي مردم را از آفت‌هاي ماهواره مصون نگه داشت. 
 
امام جمعه مشهد از واقعه گوهرشاد به عنوان يكي از نمادهاي ايستادگي در برابر بدحجابي ياد كرد و اظهار داشت: سلطه‌گران غرب با روي كار آوردن مردي بي‌‌ريشه به نام رضاخان سعي كردند به وسيله كشف حجاب فرهنگ ديني جامعه ايران را از بين ببرند كه 76 سال پيش عده‌اي از مردم متدين مشهد با جمع شدن در مسجد گوهرشاد در برابر اين موضوع ايستادگي و در اين راه شهيد شدند. 
 
وي در ادامه با اشاره به روش سلطه غرب بر كشورهاي مسلمان كه نه تهاجم نظامي بلكه نفوذ فرهنگ غرب ميان ملت‌هاي مسلمان است افزود: بزرگ‌‌‌‌‌ترين مانع در مقابل تسلط غرب فرهنگ مردم است. 
امام جمعه مشهد ادامه داد: تا زماني كه كسي از تمدن غرب الهام نگيرد و سنت و زندگيشان به شيوه غربي نباشد آن مردم در برابر غرب تسليم نمي‌شوند. 
 
علم الهدي فرهنگ را بر دو شكل دانست و گفت: يكي آداب قبيله‌اي قومي افراد است كه اين فرهنگ به زودي با پديدار شدن هر نوع تجددخواهي و نوگرايي تسليم مي‌شود و فرهنگ جديد را مي‌پذيرد اما دسته دوم فرهنگي است كه ريشه در اعتقاد مردم دارد و فرهنگي را كه ريشه در حيات مردم دارد، نمي‌توان برانداخت. 
 
وي در ادامه دليل موفقيت كمال آتاتورك در تركيه و شكست رضاخان در ايران را به گسترش بي‌‌‌حجابي در جامعه‌ و وجود اعتقاد شيعه و علاقه به اهل‌بيت عليهم السّلام دانست. 

واکنش حزب‌الله به تعرض احتمالی رژیم صهیونیستی به خاک ایران

نماينده حزب‌الله لبنان در تهران گفت: اگر رژيم صهيونيستي بخواهد اقدامي عليه جمهوري اسلامي ايران انجام داده و به اين اشتباه بزرگ دست بزند به خوبي مي‌داند كه از دست حزب الله لبنان خلاص نخواهد شد.

به گزارش رجتانیوز به نقل از فارس، عبدالله صفي‌الدين نماينده حزب‌الله لبنان در تهران كه مهمان جامعه وعاظ تهران بود با اشاره به شكل‌گيري مقاومت حزب الله لبنان مقابل رژيم صهيونيستي اظهار داشت: اسراييل غاصب كه به جنوب لبنان حمله كرد هيچگاه گمان نمي‌كرد كه چنين مقاومتي در لبنان در مقابلش ايستادگي كند.

وي به خاطره‌اي از ديدار جوانان مقاومت لبنان با امام خميني(ره) اشاره كرد و يادآور شد: عده‌اي از جوانان مبارز لبناني به خدمت امام راحل(ره) شرف ياب شديم و از ايشان پرسيديم تكليف ما در مقابل اسرائيل غاصب چيست؟ كه حضرت امام به ما پاسخ دادند «شما بايد مقاومت كنيد زيرا با مقاومت شما پيروز مي‌شويد و لذا مقاومت بايد از درون خودتان شكل گيرد.»

نماينده حزب الله لبنان در تهران ادامه داد: در آن موقع اين سخن امام(ره )در سطح باور ما نبود ولي بالاخره مقاومت را سرلوحه كار خود قرار داديم كه در نهايت رژيم صهيونيستي مجبور شد از كشور ما عقب‌نشيني كند كه اين در تاريخ شكل‌گيري اين رژيم جعلي در مواجهه با كشورهاي عربي بي‌سابقه بود. در اصل اسراييلي‌ها مجبور به فرار شدند و اصلا تصميم به اين كار نداشتند.

صفي‌الدين در ادامه به «جنگ 33 روزه» نيز اشاره كرد و گفت: با وجود اينكه تمام شيعيان لبنان عضو حزب‌الله نيستند، حزب‌الله لبنان با آن عده معدود و محدود توانست در يك مقاومت جانانه اسراييل غاصب را شكست داده و اجازه نفوذ اين جرثومه فساد را به لبنان نداد و اين يك الگو براي دولت‌ها و ملت‌هاي عربي شد.

وي افزود: در جنگ 33 روزه ما كاملا از اوضاع ارتش رژيم صهيونيستي باخبر بوديم و اين درحالي بود كه آنها از ما اطلاعات بسيار اندكي داشتند كه حكايت از قدرت اطلاعاتي حزب الله دارد و لذا قبل از آنكه جنگ ما با رژيم صهيونيستي جنگي نظامي و با سلاح باشد، يك جنگ اطلاعاتي بود كه پيروزي قاطع با حزب الله لبنان بود.

نماينده حزب الله لبنان در تهران در ادامه تأكيد كرد: اگر اين رژيم غاصب و فاسد بخواهد در ادامه دست به يك حمله مجدد و خطاي ديگري بزند قطعا ما اسراييل را درهم خواهيم كوبيد.

صفي الدين همچنين گفت: اگر رژيم صهيونيستي بخواهد تهديدي عليه جمهوري اسلامي ايران به وجود آورد و به اين اشتباه بزرگ دست بزند به خوبي مي‌داند كه از دست حزب الله لبنان خلاص نخواهد شد.

وي اظهار داشت: حزب الله لبنان فقط با جاسوسان اسراييلي مواجهه و مقابله نمي‌كند، بلكه علاوه بر آنها با مزدوران و جواسيس آمريكايي، فرانسه و عربستان سعودي نيز براي آمريكا جاسوسي مي‌كنند كه عده‌اي از آنها را شناسايي و دستگير كرده‌ايم.

نماينده حزب الله لبنان در تهران در ادامه به تشكيل دولت ائتلاف ملي در لبنان اشاره كرد و افزود: با همه تلاش آمريكا و دولت‌هاي ديگر براي هجوم عليه حزب الله و با وجود اينكه به غير از يكي دو نفر افراد سرشناس و منتسب به حزب الله زيادي را در دولت ائتلافي نداريم، ولي كل اين سيستم بر ضد سياست‌هاي آمريكا و عربستان سعودي است و اينكه اعضاي دولت از حزب الله باشد يا نباشد خيلي مهم نيست بلكه مهم اين است كه دست آمريكا و اعوانش از خاورميانه و لبنان قطع شده است و همه گروه‌ها از جمله حزب الله با همه همكاري بسيار خوبي دارند.

صفي‌الدين پيش‌بيني كرد: در آينده چه جنگ و درگيري ديگري به وجود آيد و چه نيايد، اسراييل غاصب از صحنه روزگار محو و مطرود و ملعون مسلمانان خواهد شد.

وي همچنين خاطرنشان كرد: ما انتظار نداريم كه برادران اهل سنت شيعه شوند، بلكه انديشه شيعه كه "جهاد " جزو مسلمات آن است امروز به برادران سني ما رسيده است كه شعار امام خميني كبير(ره) و امام خامنه‌اي و حزب الله لبنان است. بنابراين امروز ما قصد نداريم به عنوان حركتي شيعه خود را مطرح كنيم بلكه سيدحسن نصرالله به عنوان يك رهبر مبارز ومسلمان عرب در اكثر خانه‌هاي مسلمانان منطقه جاي خود را باز كرده است.

به مناسبت سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز حجاب و عفاف

بی‎حجابی؛ قیام مسجد گوهر شاد و مرگ نسخه روشنفکری

گروه تاریخ ـ عاطفه صادقی: از 12 خرداد 1313 که رضاخان در اولین و آخرین سفر خارجی خود به ترکیه تصمیم گرفت با زور چماق و دگنک مانند ممالک فرنگی،اسباب ترقی و رفاه جامعه ایرانی را فراهم سازد تا کنون 77 سال می‌گذرد. رضاخان مرده است و جوانان اکنون از آن ادعای واهی، تنها لیستی از خشونت و جنایات قزاق چکمه پوش را در ذهن دارند.

21 مرداد 1314 سالروز قیام مردمی مسجد گوهر شاد علیه یکی از تحفه‌های رضاخانی در راستای مدرن شدن جامعه ایران یعنی کشف حجاب است البته گامهای تدریجی دولت سرانجام به اعلام رسمی کشف حجاب در هفدهم دی 1314 منجر شد ولی مجاهدت علما و خون‌بهای شهدای مبارزه با کشف حجاب رضاخانی باعث شد این قانون بی ریشه و غیر عاقلانه در طول زمان  ابتر شود.

سر کلاف کشف حجاب در ایران، به تنها سفر رضاخان  به ترکیه بر نمی‌گردد. قصه از آنجایی آغاز می‌شود که عده‌ای روشنفکر از فرهنگ برگشته به فکر طبابت جامعه خود افتادند و این به ظاهر طبیبان با نسخه اشتباه خویش، نه تنها علاج درد نکردند که عزرائیل حکومت رضاخانی شدند. آن‌ها نسخه پیچیدند که از فرق سر تا نوک پا غربی شویم با این تصور ساده دلانه که دامن کوتاه و کلاه شاپو ما را همانند جوامع غربی به پیشرفت می‌رساند!

و اینگونه با پا گرفتن یک اندیشه غلط، دمل چرکین قشری‌گری به سرطان حکومت رضاخانی ختم شد.

احمد کسروی‌، از نویسندگان غرب زده با برشمردن کشف‌ حجاب‌ در زمره کارهای‌ نیک‌ رضاشاه‌، چنین می‌نویسد: «آنچه‌ ما در تهران‌ می‌بینیم،‌ بیش‌ از این‌ نتیجه‌ پیدا نشده‌ که‌ برخی‌ پیره‌زال‌های‌ ازجهان‌‌برگشته‌ و برخی‌ از زنهای‌ بی‌‌سواد و نافهم، چادر به‌ سر کنند.»

البته روشنفکران ایرانی به تنهایی به چنین اندیشه منوری نرسیدند بلکه اعمال چنین سیاست‌های در ترکیه توسط کمال آتاتورک، در ایران توسط رضاخان و در افغانستان توسط امان الله خان، به صورتی هماهنگ توسط انگلیس تقویت و دنبال می‌شد. چرا که تضعیف و تحقیر باور اسلامی مردم منطقه به معنای جلوگیری از شکل‌گیری مجدد تمدن اسلامی بود و تجدد خواهی مورد تأیید انگلیس این خطر را مهار می‌کرد.

امام‌خمینی(ره) تاکید می‌کنند که استعمارگران برای به ‌یوغ‌ کشیدن ما ابتدا "به سراغ زنان ما آمدند"

امام‌‌خمینی(ره) با آگاهی‌ از این‌ سیاست‌ غرب‌ فرمودند: « آنان‌ چون‌ می‌دیدند که‌ زنان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و پس‌ از آن، نقش‌ برجسته‌ داشته‌اند و آنها هستند که‌ می‌توانند حتی‌ مردان‌ را به‌ میدان‌ مبارزه بکشند، نخست‌ به‌ سراغ‌ زنان‌ ما آمدند. »

همفر، جاسوس‌ معروف‌ انگلیسی،‌ در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم هجری‌ دراین‌باره به‌ وزارت‌ مستعمرات‌ بریتانیا‌ پیشنهاد کرد: «لازم‌ است‌ با این‌ توجیه‌ که‌ حجاب‌ از عادتهای‌ دوره‌ خلفای‌ عباسی‌ بوده و ریشه‌ در اسلام‌ ندارد، زنان‌ مسلمان‌ را تشویق‌ کنیم‌ از حجاب‌ دست‌ بردارند. در این‌ رابطه‌ می‌توانیم‌ استناد کنیم‌ که‌ مردم، همسران‌ پیامبر را می‌دیدند و زنان‌ در عصر پیامبر در تمام‌ کارها شرکت‌ می‌کردند. بعد ازآن‌‌که‌ زنان‌ مسلمان‌ از حجاب‌ بیرون‌ آمدند، جوانان‌ را نسبت‌ به‌ آنان‌ تشویق‌ و تحریک‌ کنیم‌ تا بین‌ آنان‌ فساد ایجاد شود.»
 
حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص تغییر لباس و کلاه چنین بیان داشتند: «... آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آن ها حرفی نداریم که آن ها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آن ها را اجانب دزدیده اند... . آن روز که کلاه پهلوی سر آن ها گذاشتند، همه می گفتند: مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد، کلاه لگنی [شاپو] گذاشتند سر آن ها، یک دفعه حرف ها عوض شد. گفتند: ما با اجانب مراوده داریم. باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند، هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند.»
 
اگرچه قیام مسجد گوهر شاد با قتل عام مردم، دستگیری و انزوای علما و اختناق بیشتر فضای سیاسی به ظاهر شکست خورد ولی بازتاب این قیام در جامعه ایرانی، نتایج درخشانی را در پی داشت؛

1)برای همیشه مشروعیت خاندان پهلوی را زیر سوال برد و به عنوان یک نقطه اوج مبارزات در مردم بر ضد حکومتی‌ که با مذهب سر ستیز دارد سقوط پهلوی اول و دوم، تنور مبارزه را گرم نگه داشت.

2) به مردم ایران ثابت کرد که مدرنیته مورد نظر غرب و ترقی غربی، هرگز با اعتقادات و دیانت آن‌ها سر سازگاری ندارد. این تفکر موجب تقویت پایگاه روحانیت شیعی به عنوان نهاد متولی دیانت مردم شد. قیام مسجد گوهرشاد اگرچه به ظاهر شکست خورد ولی افق‌های جدیدی از مبارزه دینی تحت نظارت مرجعیت شیعی را برای مردم ایران گشود.

در واقع  دستاورد اصلی قیام مسجد گوهر شاد، نشان دادن ماهیت اصلی تمدن و رفاه غربی به جامعه ایرانی است. با این قیام و کشتار وحشیانه رضاخان در آستان مبارک رضوی، ثابت شد که نسخه تجویزی روشنفکران برای مدرن شدن جامعه ایران نه تنها به مقدس‌ترین اعتقادات آن‌ها، که به جان آن‌ها نیز رحم نمی‌کند.
 این دستاورد بعدها خود را در قالب انقلاب اسلامی و حضور پر شور زنان  باحجاب در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی به خوبی نشان داد.

 در دفاع مقدس هشت ساله نیز، اهمیت حجاب در وصیت نامه رزمندگان حتی هم ردیف خون شهداء ارزیابی می‌شود؛

-ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده»

-توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران»
 
- ...و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شماست. «شهید اسماعیل اسکندری»
-وصیت من به خواهرانم این است که در شهادت من مثل زینب(س) عمل کنید و حجاب که اصلی ترین مسئله است را رعایت کنید که حجاب حمایت از خون شهداست. «شهید علی آقا باقری»

این تفکر حتی در بیداری اسلامی کشورهای منطقه خود را نشان می‌دهد. حضور بانوان باحجاب علیه دیکتاتورهای غرب زده و دست نشان‌ده غربی در کشورهای اسلامی به نمادی از روح اسلام خواهی و استکبار ستیزی این بیداری تبدیل شده است

3) کشف حجاب رضاخانی به شکل‌گیری نهضت رساله نویسی علما در باب حجاب انجامید، صدها رساله پیرامون این موضوع، آثار، دلایل و شبهات پیرامون آن توسط علما نوشته شد که نتیجه آن تبدیل حجاب از یک رفتار دینی به یک گفتمان فکری بود.
 
اکنون در پرتو انقلاب اسلامی ایران، بحث حجاب به بحثی زنده در میان مسائل مربوط به زنان تبدیل شده است و این بزرگترین دستاورد قیام مسجد گوهرشاد است. حضور دختران و زنان در تمامی عرصه‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و خانوادگی با حجاب کامل اسلامی خون‌بهای شهیدان این قیام است.
 
در شرایطی که غرب با تمام توان و نیرو تلاش می‌کند تا زنان جوامع مسلمان را از این نعمت عظیم محروم سازد یکی از اصلی ترین دلایل رأی آوردن نخست وزیر ترکیه، قرار گرفتن همسر باحجابش در کنار وی است و حجاب بانوان به یکی از اصلی‌ترین نمادهای مبارزه با رژیم‌های غرب زده و دیکتاتور منطقه تبدیل می‌شود و آیا با این اوصاف قیام مسجد گوهر شاد شکست خورده است؟!
 
تغییر کلاه مردان، مقدمه کشف حجاب

جهت آماده ساختن زمينه کشف حجاب مجلس، در ششم دي ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصويب کرد که بر اساس آن، پوشيدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگي براي مردان، الزامي شد. تلاش هاي رضا خان باعث شد تا عده اي از زنان غرب زده، بويژه زنان درباري و دولتمردان، به صورت بي حجاب يا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومي ظاهر شوند و مردم نيز تحت تاثير اختناق و ظلم رضاخاني، حساسيت لازم را از خود نشان ندادند.
 
تعویض کلاه مردان مقدمه کشف حجاب زنان بود، که هیچ‌کس جرات نکرد علنا به آن اعتراض کند.
 
جشن شیراز مقدمه قیام مسجد گوهر شاد

برگزاری جشنهای گرامیداشت بی‌حجابی در ماههای دی و بهمن 1314 در سراسر کشور از جمله جشن شیراز که می‌توان آن را مقدمه قیام مسجد گوهر شاد نامید.

چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، برگزاری جشن شیراز با حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف در 13 فروردین 1314ه.ش مقدمه قیام مسجد گوهر شاد محسوب می‌شود. در این جشن پس از ایراد سخنرانی ها ، در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می پردازند. روز بعداین خبر مانند بمبی  در شهر می‌پیچد و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع می‌کنند. در اولین اقدام حسام الدین فال اسیری از علمای شیراز به برگزاری چنین مراسمی اعتراض کرده و آن را از مظاهر بی‌دینی در جامعه می‌داند.. اعتراض او باعث می‌شود تا بلافاصله دستگیر و زندانی ‌گردد.
 
اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد چه کسی بود؟!

تساوی حقوق زن و مرد یکی از 12 تعالیم اجتماعی بهائیت است. که کشف حجاب و بی بندوباری زنان و مردان ذیل آن قرار می‌گیرد.

در این باره در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد. زنی است با نام زرین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود)

نخستین واقعه ی کشف حجاب در ایرانِ پس از اسلام، در بدشت- که اکنون در استان سمنان واقع است- روی داد. در این مکان عده‌ای از بابیان به سرکردگی محمد علی قدوس و طاهره قره العین به دو منظور "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعیین تکلیف بابیه با دین اسلام و اعلام جدایی و مخالفت صریح با دیانت حضرت ختمی مرتبت دور هم جمع شدند. که در این مکان قره العین  در برخوردی کاملا متضاد با دین اسلام و مغایر با شرایط اجتماعی زمان خود با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، اولین زنی بود که با "نسخ رسوم گذشته" زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و  اباحی گری را که از مقاصد استعمار بود فراهم ساخت.

وی در اجتماع بدشت چنین گفت:"بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛ آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد."

بخش‌هایی از سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره)در عصر عاشورای روز 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ناظر به دست داشتن بهائیت در توجه ویژه به زنان به وسیله طرح مسائلی مانند کشف حجاب و تساوی حقوق زن و مرد است.

"یك حقایقى در كار است، من باز سرم دارد درد مى‏گیرد؛ یك حقایقى در كار است. شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهاییهامراجعه كنید؛ در آنجا مى‏نویسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت مى‏كنند. آقاى شاه هم نفهمیده مى‏رود بالاى آنجا، مى‏گوید: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق كردند كه بگویند بهایى هستى، كه من بگویم كافر است؛ بیرونت كنند. نكن اینطور؛ بدبخت! نكن اینطور. تعلیم اجبارى عمومى نظامى كردن زن، رأى عبدالبهاء است...مطالب خیلى زیاد است، بیشتر از این معانى است كه شما تصور مى‏كنید.مملكت ما، دین ما، در معرض خطر است."

آیت الله مرعشی نجفی به چه کسی سیلی زد؟!

رییس شهربانی قم برای اجرای کشف حجاب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) وارد می‌شود .او که مردی گستاخ و بدزبان بود با داد و فریاد به بانوان باحجابی که در کنار ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها) به زیارت اشتغال داشتند پرخاش و حمله می‌کند تا چادر را از سرشان بگیرد، فریاد و ناله زنان بلند می‌شود، مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشتند، بسیارناراحت شده و برای جلوگیری از گستاخی رییس شهربانی او را از این کار نهی کرده، ایستاگی کرده و سیلی محکمی به صورت او می‌زند.

رییس شهربانی، گستاخی را ادمه داده و آیه الله مرعشی را به قتل تهدید می‌کند و به ایشان ناسزا می‌گوید.

یک روز بعد از این حادثه، رئیس شهربانی که در بازار قم عبور می کرد، بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار و تخریب آوار بر سرش، در دم هلاک می‌شود.(  بر ستيغ نور، علي رفيعي، ص 77)

اشاره آیت الله حائری به رگ‌های گردنشان

مهمترين مخالفت علما و مراجع قم با رژيم رضا شاه در ماجراي كشف حجاب بروز يافت. مرحوم آيةالله حائري ضمن رعايت جوانب قضايا و ايستادگي در برابر كساني كه به دنبال گرفتن سوژه و دستاويز كردن آن از مسئله كشف حجاب اظهار نفرت نمود و چون احساس كرد اين نقشه شنيع، جدّي است و كارگزاران رژيم به شدّت پيگير عملي ساختن آن حتّي در شهر مذهبي قم هستند، به عنوان اعتراض، جلسات درس و بحث و نماز جماعت خود را تعطيل كرد و تنفّر خويش را از حوادث پيش آمده اعلام نمود. چون عدّه اي از روحانيون و بازاريان نزد ايشان آمدند و در خصوص كشف حجاب و عوارض ناگوار آن مطالبي به عرض آية الله حائري رسانيدند، آن مرجع عاليقدر به رگهاي گلويش اشاره كرد و گفت: بايد تا پاي جان مقاومت نمود. من ايستاده ام؛ چرا كه مسأله حجاب چيزي [ است ] كه ضرورت دين است و بنا به نص قرآن واجب شمرده مي شود.(  آثار الحجّة، ص 50؛ خورشيد حوزه هاي علميّه، محمد محمدي اشتهاردي، ص 105)

راهکار آیت الله حائری در زمان کشف حجاب  و تبدیل مراسم تشییع ایشان به نمایش مخالفت زنان قم با سیاست رضاخانی

به دنبال رسميّت يافتن كشف حجاب، آية الله حائري یزدی، به چاره جويي پرداخت و از آن جا كه مسأله حمّام رفتن، زنان را دچار دشواري مي ساخت و آنان را به ناچار به بيرون از خانه مي كشاند و با نيروهاي انتظامي رويارو مي ساخت، آن پيشواي پارسا براي پيشگيري از مواجه شدن زنان وابسته به خانواده اش با پليس و نيروهاي شهرباني و تعدّي به آنان به دليل رعايت حجاب، زيرزميني از خانه اش را به گرمابه تبديل نمود كه مورد استفاده زنان فاميل و همسايه قرار گرفت. اين راهكار، براي بسياري از مقلّدين آيةالله حائري به عنوان راهکاری عمومی مورد استفاده قرار گرفت.

 با رحلت آية الله حائري‌رحمة الله عليه در شب هفدهم ذي القعده سال 1355 ه .ق با وجود آن كه فشار دستگاه پهلوي در اوج بود و جرأت و قدرت را از همه سلب كرده بود، مراسم تشييع آن عالم عظیم الشأن به نوعی نمایش مخالفت مردم با سیاست راخانی را رقم زد و زنان قم كه تا قبل از ارتحال آية الله حائري براي مصون ماندن از تعدّي مأمورين شهرباني در خصوص حجاب، به خانه ها پناه برده بودند، به بهانه شركت در مراسم تشييع آن مرحوم به خيابانها ريختند و براي نخستين بار، پس از كشف حجاب، در معابر و مجامع عمومي، با حجاب كامل و چادر و در قالب يك اجتماع بزرگ، حضور يافتند و بدين گونه سدّ اختناق و فشار را در هم شکستند.

دیدگاه امام خمینی پس از خلع لباس خود

 در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند، از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند.

آیت الله محمد فاضل لنکرانی از قول پدر خویش نقل کردند که پدرم فرمود: با عدّ ه اي از دوستان از جمله حضرت امام خميني جلسه اي تشكيل داديم و در آن جلسه بحث اين بود كه اگر كار به جايي برسد كه ما را خلع لباس كنند وظيفه چيست؟در نتيجه تصميم گرفتيم كه اگر از لباس هم خارج شديم، وظيفه تحصيل علوم ديني و ارشاد مردم را به هر صورتي كه شده ادامه مي‌دهيم.(مصاحبه با آيةالله محمد فاضل لنكراني، مجلّه حوزه، شماره 43 و 44)

امام خميني (قدس سره) در بخشي از نامه خود به شهيد آيةالله سعيدي (در تاريخ 9 اسفند 1347) چنین بیان می‌کنند: «در نظر دارم كه به يكي از آقايان ائمه (جماعت) در زمان فشار براي تغيير لباس گفتم اگر شما را اجبار به تغيير لباس كنند چه مي كنيد؟ گفت: در منزل مي نشينم و بيرون نمي آيم. گفتم اگر من را اجبار كنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه به مسجد مي روم. بايد پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضي با اعتراض دسته جمعي طرف را كوبيد».57) صحيفه نور، ج 22، ص 83؛ علما و رژيم رضا شاه، ص 498)

سکوت علما به این دلیل بود که گمان می‌کردند شاه از این مسائل بی اطلاع است
 

پس از واقعه کشف حجاب در جشن شیراز و دستگیری آیت الله فال اسیری، بی‌حرمتی به یک عالم دینی و حبس وی، موجی از اعتراضات را در کشور بویژه در حوزه‌های علمیه قم، مشهد و تبریز در پی داشت. در تبریز دو مرجع عالیقدر، سید ابوالحسن انگجی و میرزا صادق آقا به تغییر لباس و کلاه شاپو اعتراض و به سمنان تبعید ‌گردیدند. «در مشهد هم که دستور تغییر لباس رسیده بود و خبر جشن شیراز و گرفتاری فال اسیری و تبعید دو نفر از علماء تبریز منعکس گردیده بود، غوغایی برپا کرده و مراجع روحانی را سخت ناراحت نمود. جلساتی برای بحث و گفتگو درباره تغییر لباس و سختگیریهایی که در باره معممین به موقع اجرا گذارده بودند تشکیل می‌گردد. در این جلسات که آیت الله حاج آقا حسین قمی و آیت الله سید یونس اردبیلی و آقازاده فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و جمعی دیگر از علما و مدرسین درجه اول مشهد شرکت‌ داشتند مسئله تغییر لباس مطرح و اظهار عقیده می‌کنند که دنباله تغییر لباس به برداشتن حجاب منتهی خواهد گردید و باید با شدت از آن جلوگیری نمایند.»

تا این زمان برخی از علما معتقد بودند که کارهای صورت گرفته بدون اطلاع شاه بوده و ایشان مخالف این اعمال ضد دینی بوده و هستند، اما علی اصغر حکمت طی نطقی در میدان جلالیه تهران با حضور رئیس الوزراء (ذکاء الملک) بطور آشکار اعلام می‌کند که گمان مردم مبنی بر عدم آگاهی رضاشاه از جشن شیراز و خود سرانه بودن این حادثه اشتباه محض است. در این نطق حکمت وقوع این حادثه را مستقما بدستور شخص رضاشاه می داند.

این اظهارت و وقوع این حوادث درکشور پس از درج در مطبوعات در سطح شهر مشهد هم انتشار یافت. آیت الله سید عبدالله شیرازی که در این زمان در مشهد حضور داشته و از نزدیک شاهد وقایع بوده است، بیان می‌کند که چون روزنامه حاوی درج این مطالب به مشهد برای آیت الله حسین قمی ارسال شد. ایشان پس از مطالعه این اخبار و جریانات طی سخنانی گریه کرده، اینطور بیان می‌کنند که« خلاصه اسلام فدائی می‌خواهد و من حاضرم فدا شوم.»
قانون رضاخانی؛ روسپیان باید چادر سر کنند!

با اعلام قانون منع حجاب قوانین زیر طی بخش‌نامه‌هایی به تمامی مراکز دولتی و غیر دولتی ابلاغ شد:

1ــ اعطای وام به کارمندان دولت جهت خرید لباس مناسب برای همسرانشان به منظور حضور در جشنها و میهمانیها
2ــ توبیخ و در مواردی اخراج کارمندان دولت در صورت عدم حضور آنها و همسرانشان (بدون حجاب) در ضیافتها
3ـ بازداشت و مجازات مخالفان کشف حجاب
4ــ ممانعت از ورود زنان باحجاب به فروشگاهها، سینماها، گرمابه‌های عمومی، درمانگاهها، و یا ممانعت از سوارشدن آنها به درشکه و اتومبیل.

"برای اهانت بیشتر به زنان چادری، روسپیان حق بی‌حجاب‌شدن نداشتند. مجله شهربانی نیز آماری از جرایم اعمال منافی که در زیر چادر انجام شده بود، ارائه داد. حکومت با اقدام به این تبلیغات سعی می‌کرد نماد عفت را به سمبل بی‌عفتی تبدیل کند.

مهاجرت آیت الله حسین قمی به تهران

آیت الله حسین قمی جهت مذاکره با رضاخان به همراه دو فرزندش حاج مهدی و حاج حسن پیرامون مسائلی که به واسطه کشف حجاب پیش آمده بود به تهران هجرت می‌کنند. قبل از حرکت، از ایشان درباره نحوه عملکرد و اینکه در ملاقات با شاه چه خواهد کرد سوال می‌شود و ایشان در جواب چنین بیان می‌کنند:« اول اصرار و التماس می‌کنم که از برنامه‌های ضددینی و اسلامی خود دست بردارد و اگر موافقت نکرد دست او را می‌بوسم و اگر باز هم موافقت نکرد خفه‌اش می‌کنم» ایشان در تصمیم خود قاطع بود بطوریکه قبل از عزیمتش به تهران درحوزه تدریس خود بیان کرد که اگر جلوگیری از این عمل خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر که در راس آنها خودش هم باشد قرار گیرد باز هم ارزش دارد.

حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی

قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانک‌ها آمده اند. اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله علما را از مسجد خارج ساخت.

بهلول و پیشنهاد تحصن در مسجد گوهر شاد

پس از ورود مرحوم شیخ محمد تقی بهلول از فردوس به مشهد و اطلاع از هجرت و زندانی شدن آیت الله قمی ایشان در اعتراض به شرایط پیش آمده در اثر کشف حجاب در حرم امام رضا(عیله السلام) سخنرانی کوتاهی کرده که به واسطه این سخنرانی دستگیر می‌شوند. پس از آزادی وی در سخنرانی پس از آزادی خویش پیشنهاد تحصن در مسجد گوهرشاد را مطرح می‌کنند:

"...کار از کار گذشته و ما نباید نرمی نشان دهیم باید پایمردی کرده و مقاومت کنیم یا حاج آقا حسین قمی را از زندان آزاد کرده و احکام اسلامی را جاری کنیم یا همه کشته شویم."

با وجود مذاکره بهلول با سران نظامی شهر مشهد و تلگراف علمای مشهد به رضاخان و درخواست برای حفظ حرمت استان مقدس رضوی، نظامیان صبح یکشنبه مورخه 21 تیرماه 1314ه.ش با یورش به متحصنین در حرم به سرکوب آنها می‌پردازند، پس از مدتی مقاومت مردم در مقابل تجهیزات نیروهای رژیم شکسته و آنها قتل و عام می‌گردند.. عمق جنایت رضاخانی به حدی بوده است که بر اساس مشاهدات یکی از  حاضرین تعداد کامیون‌هایی که مجروحین و کشته شدگان قیام مسجد گوهر شاد را  خارج می‌کردند 56 کامیون ذکر شده است که در محله خشت‌مال‌ها و باغ خونى مشهد در گودالى ريخته شدند در حالیکه بعضی از ان‌ها هنوز زنده بودند.

عمق فاجعه جنایت و خون ریزی در مسجد گوهرشاد، شکسته شدن حرمت آستان قدس رضوی و اختناق و دستگیری‌های پس از آن به حدی ناگوار بود که برای همیشه بر مشروعیت خاندان پهلوی خط بطلان کشید.

معلم‌های ناکارآمد و بی‌سواد برای بچه‌های جنوب شهر!

تريبون:  نام مشیریه برای من یعنی نام محل زادگاه، جای پرتی است، اصلاً شاید اگر زیر نقشه های‌تان منگنه را بکنید نام زادگاه من را در جنوب تهران می‌بینید و اصلا شاید همین منگنه اتاق نقشه تهران آقای مدیر است که باعث می‌شد همیشه سقف خانه‌مان چکه کند. سقف خانه‌های‌مان چکه می کرد، هشتمان گرو نهمان بود، سیب زمینی قوت غالب روزهای بسیاریمان بود و برنج کوپنی مرهم شکم های گرسنه کودکی‌هامان.

مدرسه ی کودکی مان دوتا بیش نبود، شهدای والفجر و شیخ کلینی، سه شیفت بود. همه ی اینها بود اما خجالت زده نبودیم که هیچ سرمان بلند بود، خمینی امیدش به ما پابرهنه هاست! پس چه دریغ اگر حتی کمر پدری در نصف روز تا شود از داغ فرزند؟ داوود قربانخانی تقدیم کردیم، همرنگ ها دری ها و… به خودمان که آمدیم کوچه هایمان منقوش بود به اسم برادرهایمان و برای منی که زاده ی این محله ام کودکیم مملو است از چهره های گنگ شهدا وقتی اعزام می شدند و صحنه های تشییع و دفن. اغراق نمی کنم که بروید و ببینید آیا کوچه بی شهید به تعداد انگشتان یک دست‌تان می یابید؟ …

امام ما رفت و ما مستضعفین ماندیم و دولت سازندگی و شهردارانی که قصد داشتند تا نگاه طبقاتی را در جامعه حاکم کنند و نوجوانی من مصادف شد با شهرداران کرباسچی که قبرستان کنار مدرسه مان را به بهانه ی ایجاد پارک شخم زدند و استخوان‌هایی که در مدرسه شیخ کلینی بازیچه کودکان شهرک مشیریه و کاروان می شد و یادم هست که بچه ای چیزی را شوت زد، انبوهی به طرفم هجوم کردند که تکیه به دیوار مدرسه زده بود وجمجه ای که کنار پایم به دیوار خورد و منهدم شد و باز شوت‌های متعدد به بقایای این جمجمه!

روزهای تلخ دوران سازندگی و فقر سخت و جانسوزش جوانی ام را به گونه ای رقم زد که ترجیح دادم به تناسب شغلم به معین رای بدهم و همین برای رفقای احمدی نژادی ام سخت آمد، دو طرفم را گرفتند و به جلسه سخنرانی شهرداری بردند که هنوز رسماً اعلام کاندیداتوری نکرده بود. در این جلسه نوجوانان مشریه آمده بودند، حدود پنجاه نفر و از طرف ستاد دانش آموزی دکتر. تا اینجا هنوز رای من معین بود ولاغیر اما وقتی احمدی نژاد خواست تا نوجوانان از او سوال کنند پسرکی ایستاد روی دوپا، چهره اش سرخ بغض و درد و خشم. مشتهایش را (والله به خاطرم مانده است) محکم به هم فشرده بود و فشار می داد. با لحن محکم و پر بغضی گفت: – « می خواهم بدانم رئیس جمهور من با خاندان قدرت و ثروت چه خواهد کرد؟» و هنوز لب نبسته بود که فریاد الله اکبر نوجوانان مشیریه و کاروان اتاق را لرزاند… خدایا به تو سوگند کودکی های خودم بود ایستاده در برابر مردی که وعده می داد به ما خیانت نکند. مردی که حرف‌هایش پیرمردی را در ذهنم زنده می کرد که در تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچمان می نشست و رزمنده ها از دیدنش زار می زدند و گذشت …

گذشت تا اینکه یکی از نوجوانان این برگه را که می بینید برایم آورد، باهمان بغض که می بینی؟ محله ی ما شده است تبعیدگاه! چه فرقی است بین احمدی نژاد و جمشید آموزگار اگر قرار است ما هنوز هم خارج از محدوده باشیم؟ پاسخ دادم ایمان دارم که این خبط فجیع را اگر دکتر ببیند شدیداً با عاملین آن برخورد خواهد کرد اما ته دلم برای محله ام و کشورم و نظامم دلم سوخت!

دلم سوخت که ده سال پیش فریاد می زدیم کلاسهای پولی کنکور و مدارس غیر انتفاعی با کادرهای عالی شان کاری خواهند کرد که دانشگاه عمدتا در انحصار قشر متمول جامعه قرار گیرد و اگر مستضعفی از شهرستان هم به دانشگاه بیاید جو غالب او را می گیرد و از خط خارج می کند و راهکارمان این بود که لااقل بیایید در مدارس محله‌های مستضعف مان بهترین معلمانمان را بکار گیریم تا ببینیم اعجاز استعداهای این بچه ها را ! حماسه پایگاه علم الهدی کم واقعه ای بود که مشتی بچه ی جنوب شهر که خود رئیس جمهور در وصفشان گفت : یه مشت بچه ی جنوب شهر تو بیغوله! روی زمین نشستن با این تخته سیاه داغون تمرین کردند و رفتند تو دنیا مدال المپیاد علمی آوردن و… و رهبر معظم انقلاب لحظه ای که ۱۴ مدال جهانی المپیاد از همین پایگاه مستضعف نشین تقدیمشان شد فرمودند: بهترین هدیه عمرم را گرفتم …

چه خیال خامی! که نور چشم‌های خمینی و خامنه ای از معلمان برتر کشور بهره برند وقتی چنین بخشنامه می شود که ناکارمدهایی که مازاد می شوند «فقط» (ای داد از این قید فقط) در محله های کیانشهر و مشریه و کاروان به کار گیری شوند… من چه بگویم که بخشنامه ظالمانه آقای رئیس آموزش و پرورش منطقه ۱۵ خود گویاست!…

این برنامه جسورانه بود یا مسئولین صداوسیما با نمایش آن مجرمند؟

پخش برنامه "40 دقیقه بدون قضاوت" از شبکه سوم سیما که شنبه شب به موضوع زنا و سقط جنین اختصاص داشت، از سوی تعدادی از رسانه‌ها با استقبال مواجه شد و این رسانه‌ها از آن به‌عنوان اقدامی جسورانه در پرداخت به معضلات اجتماعی یاد کردند.

به گزارش رجانیوز، با این حال ورود به موضوع اعمال منافی عفت و پرداخت اینگونه به موضوع کاملاً خلاف تصریحات شرع مقدس است. در این زمینه حجت‌الاسلام جلیل محبی (دانشجوی دکترای جزا و جرم شناسی) در یادداشتی با عنوان "لزوم محاکمه ضرغامی و دارابی" با استناد به قانون مجازات اسلامی توضیح داد که چرا این اقدام جرم است و مدعی العموم باید در این زمینه اعلام جرم کند.

وی در یادداشت بعدی خود نیز توضیح داده است که این شبهه که چرا صداوسیما حق ندارد در این مورد خاص یعنی اعمال منافی عفت عمومی به این شکل یعنی دعوت از یک فرد که مرتکب این عمل شده، به آسیب شناسی موضوع بپردازد. متن این دو یادداشت که با رویکرد فقهی و حقوقی نگاشته شده، در ادامه آمده است:

لزوم محاکمه ضرغامی و دارابی

دو شب قبل در صدا و سيماي جهوري اسلامي ايران در برنامه اي كه توسط يكي از بازيگران خانم سينما به اجرا درآمده بود، زني به ارتكاب جرائم زنا و سقط جنين به طور مكرر اقرار کرد. در باب مسائل فرهنگي اين موضوع و حاشيه هاي آن مباحث بسياري مطرح است كه در جاي آن بايد به آن پرداخته شود. لكن در اين نوشتار به مباني قانوني لزوم مجازات سازندگان اين برنامه و شخص رييس سازمان صداو سيما، آقاي مهندس ضرغامي، و معاونت سيما، آقاي دارابي، و مسووليت دادستان تهران در احضار و تشكيل پرونده و صدور كيفرخواست اشاره مي‌‎شود.

مقدمه: ضرورت تدوين و تصويب جرايم خاص صدا و سيما بر بسياري از صاحبنظران آشكار گرديده است و مجلس شوراي اسلامي نيز به تبع از فرمايش صريح و مكرر مقام معظم رهبري [1]در اصلاح و تكميل قوانين ناقص فعلي در اين خصوص گام‌هايي را برداشته‌اند.

1.      حركت‌هاي شگفت‌آور و زننده صدا و سيما گاه و بي‌گاه آنچنان به دين و ايمان و درستي جامعه آسيب مي‌رساند كه ضرورت اعمال مجازات عاملان آن به وسيله قوانين كنوني همچون ماده 638 و تبصره ماده 697 قانون مجازات اسلامي كه اشاعه فحشا  را جرم محسوب نموده است، بلاترديد است. اشاعه فحشا به عنوان يك جرم تعزيري در قانون مجازات اسلامي برگرفته از مفاهيم فقه جزاست و در شرع مقدس داراي مجازات شلاق ميباشد و ميان مسئولين حكومتي و آحاد مردم فرقي وجود ندارد هرچند ممكن است براي مسولين مذكور ممكن است مجازات شديدتري داشته باشد .

2.      با عنايت به عمومي بودن جرم اشاعه فحشا، اين جرم بي‌نياز از شكايت خصوصي است و اين نوشتار مي‌تواند اعلام جرمي تلقي شود كه دادستان عمومي تهران موظف به پيگيري آن است. مستند اشاره شده (ماده 638 و تبصره ماده 697 ) بيانگر ضرورت اين اعمال كيفر است و قاضي پرونده نيز در هنگام در نظر گرفتن شرايط و تناسب ميزان مجازات بايد عنايت داشته باشد كه قطعاً پخش برنامه‌هايي همچون برنامه اشاره شده ده‌ها بلكه صدها برابر در اشاعه فحشا موثرتر از طرح يك دعوا و اتهام در يك شعبه دادگاه است.

3.      هرگونه تعليق مجازت يا عفو مرتكبين اشاعه فحشا صرفا بعد از دادرسي و توسط قاضي دادگاه يا مقام رهبري ( به استناد اصل 110 قانون اساسي) انجام ميشود و چنانچه دادستان از اجراي قانون سر باز زند مرتكب جرمي شده كه خود قبل پيگيري است.

در پايان همه مهندسان بدانند خداوند در قران مي‌فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

چرا نبايد گفته شود؟

اشاره: پس از پخش برنامه‌ای در شبکه 3 سیما به نام چهل دقیقه بدون قضاوت، با فرض اینکه مخاطب آگاه به این مسئله است که سیاست جنایی اسلام در جرائم منافی عفت بر ستر و بزه‌پوشی است و بدون توضیحی در این مورد، مطلبی کوتاه در باب اشاعه فحشا توسط سیما و مسئولیت کیفری‌گردانندگان برنامه سیما و ریاست صداوسیما نگاشتم. پس از درج آن در وبلاگ برخی خبرگزاری‌ها و سایت‌ها به انعکاس این مطلب پرداختند و بنده نیز با بعضی دوستان رسانه‌ای در این باب به گفتگو پرداختم. حاصل کلام آن شد که ابهام گسترده‌ای در فضای عمومی جامعه و نه فقط میان برخي مهندسان! و کسانی که انتظاری از ایشان بر فهم این‌گونه مطالب نیست ـ درخصوص سیاست بزه‌پوشی در اسلام وجود دارد. از آن رو آن شدم به توضیح و تبیین این سیاست در چند خط بپردازم. قبل از شروع یادآور می‌شوم منابعی چون سیاست جنایی اسلام و جمهوری اسلامی ایران نوشته دکتر سیدمحمد حسینی و رساله دکتری آقای محمدهادی صادقی در باب بزه‌پوشی منابعی ارزشمند در این حوزه است و علاقه‌مندان به مطالعه عمیق‌تر می‌توانند به این منابع رجوع نمایند.[1]

برخلاف سیاست جنایی در حقوق عرفی غرب (اروپا و آمریکا) که همه جرائم از یک منظر تقسیم‌بندی شده و با همه با یکی از دو صورت مجازات‌های شدید ـ قطعی یا مجازات‌های غیرشدید قطعی مقابله می‌شود، در اسلام در برخی جرائم ـ و به‌طور موردی و خاص در جرائم منافی عفت (زنا، لواط، تفخیذ، مساحقه و...) سیاست مجازات‌های شدید همراه با کمترین قطعیت در اجرا حاکم است. بی‌گمان محازات سنگسار از سنگین‌ترین مجازات‌های اعمال شده تاریخ است. همچنین وجود مجازات اعدام و صد ضربه شلاق در کنار مجازات سنگسار نشان از سنگین و شدید بودن مجازات‌های جرائم منافی است. غربیان و نهادهای حقوق بشری و معرضان و ناآگان داخلی به صرف نگاه به شدت و سنگینی این مجازات‌ها حکم به «خشونت» مجازات‌های اسلامی کرده است و این به چماقی برای تخطئه سیاست جنایی اسلام تبدیل شده است. در حالی‌که اساساً چنین نیست.

بزه‌پوشی، قبح‌انگاری و پاک شدن این جرائم از صحنه عمومی جامعه، ارائه و مقرراتی در این راستا وضع نموده است.

نمونه این راهکارها:

1- وضع اقرار چهارگانه: درحالی که جرمی مانند قتل با یک بار اقرار اثبات می‌گردد برای ثبوت جرائم منافی عفت چهار بار اقرار در چهار مجلس به گونه شبیه به هم در نزد قاضی صادرکننده حکم به‌صورتی که قاضی تردیدی در صدق آنها نداشته باشد لازم است.

2- شهادت چهار نفر عادل: برخلاف سایر جرائم که با دو شاهد اثبات می‌گردد، در جرائم منافی عفت چهار نفر شاهد عادل باید همزمان در دادگاه نزد قاضی صادرکننده حکم شهادت دهند که عین عمل انجام شده (میل سرمه در سرمردان) را به چشم دیده‌اند و ضمانت اجرای تخطی از شرایط شهادت مانند انصراف یک نفر از آنها یا عدم شباهت شهادت، هشت ضربه شلاق بر شاهدان است. حضرت امیرالمومنین (ع) در این‌باره می فرمایند: من هرگز بر زنا شهادت نمی‌دهم زیرا ممکن است شاهد بصری از شهادت دادن انصراف دهند و من به شلاق محکوم شوم.

3- پذیرش انکار بعد از اقرار: هرگاه فردی بعد از اقرار چهارگانه به زنا بگوید دروغ گفتم حد از او ساقط است.

4- وجود قاعده‌ای به نام قاعده درأ که براساس آن هرگونه شبهه در ذهن قاضی موجب اسقاط مجازات می‌شود.

5- قاعده توبه مجرم که براساس آن توبه بعد از اقرار در همه مراحل و توبه بعد از شهادت با شرایط مسقط حد است.

6- دست آخر و مهمتر از همه و متمسک بنده در نوشتار قبلی جرم‌انگاری اقرار به جرائم منافی عفت است. گذشته آنکه شرعاً مستحب است قاضی از اقرار مجرم جلوگیری کند، ضمانت اجرای توصیه به عدم اقرار و توبه مخفیانه نزد خداوند اجرای مجازات بر اقرار کمتر از چهار بار است. قاضی می‌تواند کسی را که کمتر از چهار بار اقرار کرده است را به خاطر اقرار بی‌مورد موجب ریخته شدن قبح این جرائم و اعتراف به گناه نزد غیرخداست به مجازات محکوم نماید.

همه اينها نشانگر آن است كه شرع مقدس در پي آن بوده ارتكاب اين جرم به زير پوست شهر بخزد و مرتكبين احتمالي با عقوبت اخروي مواخذه شوند. واين حاصل نمي شود مگر آنكه همگان از صحبت در اين باب حيا كنند و آن را قبيح بدانند.

 در پایان:

نیاز به تفحص و تدقیق و جستجوی زیادی نیست. اگر از هر کدام از مراجع تقلید و مطلعین از مبانی شرعی درخصوص اقرار به جرائم منافی عفت نزد قاضی یا افراد معمولی مخفیانه یا در تلویزیون جمهوری اسلامی! سؤال كني، بدون شک پاسخ حرمت این عمل است و آنکه این کار را کرده تعاون در اثم کرده است و مستحق تعزیر شرعی است. مسئولین صداوسیما می‌توانند بپرسند اگر نمی‌دانند...

رابطه افلاطونی شیرین عبادی با احمد شهید

در حالي كه براساس اطلاعات موجود، آمريكايي ها به احمد شهيد مأمور اطلاعاتي خود كه به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در ايران انتخاب شده به شدت توصيه كرده اند سعي كند چهره اي مستقل از خود به نمايش بگذارد، شيرين عبادي كه گويا در جريان پروژه قرار نگرفته در حال لو دادن پس پرده ارتباطات خود با احمد شهيد است.

عبادي كه خود اكنون با سود دلارهاي دريافتي از سوي آمريكايي ها روزگار مي گذراند و به هر كسي كه «عنصر مطلوب»! تشخيص داده شود اعانه مي دهد، به راديو فردا مي گويد ارتباطات مستمري با احمد شهيد دارد و دائماً با تهيه گزارش هايي او را تغذيه مي كند.

عبادي در اين مصاحبه از عوامل خود در داخل ايران هم خواسته است كه به جمع آوري اسناد عليه نظام و انتقال آن به احمد شهيد بپردازند.

عبادي در بخش ديگري از اين گفت وگو به احمد شهيد توصيه مي كند حالا كه به داخل ايران دسترسي ندارد به عراق برود و از طريق منافقين - كه عبادي آنها را «قربانيان حقوق بشري ايران» مي خواند- در جريان وضع حقوق بشر در ايران قرار بگيرد.

اين مأمور دون پايه آمريكا كه ظاهراً تبديل شدن به سخنگوي مأمور جديد را بهترين وضعيت آينده خود مي داند در پايان خبر داده است كه احمد شهيد تقاضاي ويزاي سفر به ايران خواهد كرد تا براي چندمين بار اين پيام را منتقل كرده باشد كه وي و شهيد پس پرده دست در يك كاسه دارند.

رئيس‌جمهور راه را براي زير سوال بردن آمارهای رسمی باز نکند!

 

رئیس‌جمهور روز گذشته در جلسه هیئت دولت مطالبی را بیان کرد که راه را برای مخالفان دولت در زمینه زیر سؤال بردن آمارهای اقتصادی مراکز رسمی باز می‌کند، در حالي كه رهبر معظم انقلاب دو هفته پيش از زير سوال بردن آمارهاي رسمي كشور انتقاد كرده بودند.

دکتر احمدي‌نژاد در جلسه هيئت دولت گفت: «وقتي آمار افزايش توليدات در همه بخش‌ها بيش از 10 درصد است، بر چه مبنايي رشد اقتصادي كشور را 4 درصد اعلام مي‌كنند، اين موضوع نشان مي‌دهد كه عده‌اي مي‌ترسند، اعلام كنند رشد اقتصادي ايران بالاي 10 درصد بوده در حالي كه اين اتفاق در واقعيت رخ داده است و مي‌تواند چند سال متوالي ادامه يابد.»

اگرچه رئیس‌جمهور مصداق مورد نظر خود در مورد عده‌ای که می‌ترسند رشد اقتصادی را اعلام کنند، با صراحت بیان نکرد اما با توجه به وظایف "بانك مركزي" و "وزارت امور اقتصادی و دارایی"، به نظر می‌رسد منظور احمدی‌نژاد مسئولین این دو نهاد اصلی پولی و مالی کشور باشد.

این در حالی است که به‌دنبال خودداری دولت از اعلام آمار نرخ رشد اقتصادي سال‌هاي 87 و 88 تا یک ماه قبل، معاون بانك مركزي نهایتاً رشد اقتصادي سال 87 را اندك و رشد اقتصادي سال 88 را با نفت 3.5 درصد و بدون نفت 4.3 درصد اعلام كرد.

هفته گذشته هم وزير اقتصاد گفت: رشد اقتصادي سال 89 كشور بيش از رشد اقتصادي سال 88 (3.5) درصد خواهد بود.

بنابراين مشخص است كه رئیس‌جمهور به طور غيرمستقيم آمارهاي بانك مركزي و وزير اقتصاد را زير سوال برده و در مورد آن‌ها گفته است که "مي‌ترسند، اعلام كنند رشد اقتصادي ايران بالاي 10 درصد بوده است."

اما دکتر احمدي‌نژاد در حالی آمارهاي رشد همه بخش‌هاي اقتصادي كشور را بالاي 10 درصد عنوان كرده كه این آمار كاملاً متفاوت با آن چيزي است كه بانك مركزي اعلام كرده است.

طبق اعلام بانك مركزي، "در سال 87 سرمازدگي و خشك‌سالي باعث رشد منفي بخش كشاورزي به ميزان 11.3 شد. بخش نفت هم به دليل توليد صيانتي كه عاملي بود براي رهيافت‌هاي احتياطي در توليد نفت و سهميه‌بندي اوپك رشد منفي دو درصدي داشت. در بخش صنايع و معادن رشد 4.6 درصدي و در بخش خدمات در سال 87 شاهد رشد دو درصدي بوديم برآيند اين‌ها موجب شد در سال 87 رشد اقتصادي اندك رقم بخورد. در ارتباط با رشد بخش‌هاي مختلف اقتصاد در سال 88 بخش كشاورزي نسبت به سال قبل به رشد 16.4 درصد رسيد بخش صنايع رشد 1.9 درصدي داشت و بخش خدمات رشد 2.3 درصد."

آمار بانك مركزي نشان مي‌ دهد كه به غير از بخش كشاورزي، هيچ يك از بخش‌هاي اقتصاد كشور رشد بالاي 10 درصد در سال‌هاي 87 و 88 نداشته‌اند.

در حالي كه تا پيش از اين، هجمه‌ها به آمارهاي رسمي دولت از سوي مخالفان و منتقدان و با هدف كم‌نمايي خدمات دولت وارد مي‌شد، اين بار رئيس دولت در يك خطابه، مهم‌ترين آمارهاي اعلامي بانك مركزي و وزير اقتصاد را غيرواقعي خوانده است.

تعبیر "عده‌اي مي‌ترسند، اعلام كنند رشد اقتصادي ايران بالاي 10 درصد بوده"، نهادهاي آمارگير زيرمجموعه دولت را به حبس آمار متهم می‌کند كه مطمئنا عواقب ناخوشايندي به دنبال دارد و راه را براي مخالفان دولت در زير سوال بردن آمارهاي مثبت دولت باز خواهد كرد.

هرچند اين وضعيت، دوران سختي را براي بانك مركزي، مركز آمار و وزارت اقتصاد ایجاد خواهد کرد و آنان ميان دو راهي اصرار بر آمارهاي رسمي پيشين يا تغيير تمامي اين ارقام و درج رشد بالاي 10 درصد قرار گرفته‌اند، اما رئيس‌جمهور بهتر بود حتي اگر ايرادي به آمارها مي‌ديد، از رسانه‌اي شدن انتقاداتش جلوگيري مي‌كرد چرا كه اين اقدام، عواقب سوء بلندمدتي در اعتبار نهادهاي آمارگيري كشور به جاي خواهد گذاشت.

مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان قوه قضائيه نسبت به زير سوال بردن آمارهاي رسمي كشور هشدار دادند و فرمودند:

«يك چيزى كه ضد حالت اعتماد مردم است، اين است كه افرادى عليه قوه - چه اين قوه، چه قوه‌ى مجريه يا قوه‌ى مقننه - بنا كنند تشكيك كردن. عادت بدى پيدا شده است - البته اين جديد هم نيست، اينها هميشه بوده است؛ اما خب، حالاها چون وسائل ارتباط جمعى متكثر است، همه‌گير است، فراگير است، بيشتر خود را نشان ميدهد - اين عادت بد، تشكيك كردن در گزارش‌هاست.

قوه‌ى قضائيه گزارش مي‌دهد، يك نفر مى‌آيد مي‌گويد كه از كجا معلوم اينها راست است. يك شبهه‌اى به وجود مى‌آورد. قوه‌ى مجريه گزارش مي‌دهد، يكى پيدا مي‌شود و مي‌گويد آقا از كجا معلوم اين آمارها درست باشد. تشكيك ايجاد مي‌كند. عين همين قضيه در مورد قوه‌ى مقننه هم هست.

نمي‌شود زحمات يك مجموعه‌ى انسانىِ فعال را با يك ان قلت بيجا و القا شبهه‌ى بى‌مورد، همه را انسان زير پا له كند؛ اين غلط است. البته جلوى حرف كسانى كه اختيار حرف زدن خود را ندارند، نمي‌شود گرفت؛ اما مسئولان متوجه باشند. رسانه‌هایى كه احساس مسئوليت مي‌كنند، متوجه باشند؛ بى‌دليل گزارش‌هاى رسمى مسئولان برجسته‌ى نظام را زير سؤال نبرند.

هم در قوه‌ى قضائيه اين حرف هست، هم در قوه‌ى مجريه اين حرف هست، هم در قوه‌ى مقننه اين حرف هست. زير سؤال بردن فعاليت‌ها، زحمات را ضايع مي‌كند. انسان مى‌بيند اين ايام در مورد آمارهاى قوه‌ى مجريه خدشه مي‌كنند، در مورد اظهارات و آمارهاى قوه‌ى قضائيه خدشه مي‌كنند، در مورد اقدام‌هاى مثبت و فعاليت‌هاى خوب قوه‌ى مقننه و مجلس القاء شبهه مي‌كنند؛ اين، اعتماد مردم را از بين مي‌برد.

ما به عنوان كسى كه مستمع و شنونده و مخاطب اين گزارش‌هاست، بايد هوشيارانه نگاه كنيم، اما گزارش‌ها را تلقى به قبول كنيم. بايد تلقى به قبول كنيم. البته در مواردى ممكن است يك آمار دروغ، آمار غلط، آمار اشتباهى هم داده شود؛ اين را نبايد تعميم داد و شبهه كرد؛ اين، اعتماد مردم را از دستگاه‌هاى نظام، از بدنه‌هاى نظام سلب مي‌كند، ضايع مي‌كند. مسئولين به اين نكته توجه داشته باشند. بنابراين، اين اعتماد هم خيلى مهم است.»

دستگيري افرادي جديد از موزه ملي، استانداري و جريان انحرافي

سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به سوالي درباره‌ي اظهارات اخير رييس‌جمهور مبني بر خط قرمز بودن كابينه، گفت: قانون بين افراد مرزي قائل نشده است. اگر خط قرمزي وجود داشت، اين دستگيري‌ها هم نبود. او هم‌چنين خبر دستگيري افرادي از موزه ملي، سازمان گردشگري و افرادي مرتبط با جرياني كه از آن به عنوان جريان انحرافي ياد مي‌شود، را تاييد كرد.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام و المسلمين غلامحسين محسني اژه‌اي در نشست خبري روز يك‌شنبه در پاسخ به سوالي در رابطه با قانوني بودن اين گفته رئيس‌جمهور كه كابينه خط قرمز است، تصريح كرد: اين سوال بايد در جلسه‌اي كه رئيس‌جمهور حضور دارد از خود ايشان پرسيده شود اما اجمالا بايد بگويم همه به خصوص مسئولان بايد تلاش كنيم قانون را رعايت كنيم. قانون مرزي بين افراد و خط قرمزي قائل نشده است. بحمدالله يكي از افتخارات انقلاب هم همين بوده است؛ شما ببينيد در چه رده‌هايي از مسئولان عالي تا افراد جزء هم تحت تعقيب واقع شده و هم مجازات شده‌اند و مردم هم در جريان قرار گرفته‌اند. اگر قرار بود خط قرمزي وجود داشته باشد اين دستگيري‌ها نبود.


ماهواره و بدحجابي و پاسخ سخنگو

وي در پاسخ به سوالي در رابطه با برخوردهاي نيروي انتظامي در مساله بدحجابي و ماهواره‌ها، اظهار كرد: حقيقت امر اين است كه ما يك استفاده مفيد و يك استفاده مضر از رسانه‌هاي بيروني داريم. ما اگر مي‌توانستيم يك مرزبندي دقيق بين اين دو داشته باشيم، يقينا اين كار را انجام مي‌داديم و اگر روزي به اين نقطه برسيم، امر مطلوبي است اما ماهواره خطرات زيادي براي جوانان و نوجوانان ما دارد و اكثرا خشونت، زشتي‌ها و بداخلاقي‌ها را پمپاژ مي‌كند. خيلي وقت‌ها جرم را ترويج مي‌كند، ساختن موادمخدر را ترويج مي‌كند. ساير كشورهاي اسلامي هم در برخورد با ماهواره محدوديت ايجاد كرده‌اند، بعضي برنامه‌ها را با تاخير پخش مي‌كنند و بعضي كلا ممنوع كرده‌اند.


قانون ماهواره اگر ناقص است، بايد اصلاح شود

سخنگوي قوه قضائيه ادامه داد: ما در سال 73 قانوني در اين زمينه تصويب كرديم و بايد خود را ملزم به رعايت قانون بدانيم. حتي اگر قانون، ناقص بود بايد به سمت اصلاح آن برويم. هم دولتمردان و هم آحاد مردم ملزم هستند به قانون عمل كنند. در اين قانون وظايفي براي رسانه ملي و نيروي انتظامي در نظر گرفته شده است. شما بايد اين اشكال را بياوريد كه آيا به درستي همه به قانون ملتزم بوده‌اند؟


حمايت از نيروي انتظامي، جايي كه به وظيفه‌اش عمل كند

محسني اژه‌اي افزود: يكي از وظايف رسانه‌ها، بالا بردن آگاهي‌هاي جامعه است. پيشنهاد من اين است كه شما قانون را بخوانيد و به مردم آگاهي بدهيد. البته در اجراي هر قانوني ممكن است تخلفاتي وجود داشته باشد اما نبايد بر مبناي آن يك دستگاه را تخطئه كنيم. قوه قضائيه هم آنجا كه نيروي انتظامي به وظيفه خود عمل مي‌كند از آن حمايت مي‌كند و شما هم بايد حمايت كنيد. جايي هم كه تخلفي صورت گرفته باشد با آن برخورد مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: در مورد برخورد با بدحجابي بايد بگويم كه كشور ما كشور مسلماني است. هيچ‌كس از مسائل خلاف اخلاق حمايت نمي‌كند. همه شما كه اينجا نشسته‌ايد مي‌خواهيد اگر كسي حياي جامعه را از بين مي‌برد با او برخورد شود. در مواردي كه طرف به تذكر هيچ كسي از جمله پدر، مادر، معلم، نيروي انتظامي و ... گوش نمي‌دهد بديهي است كه بايد با او برخورد شود. در اينجا هم ضابط، نيروي انتظامي است كه خواست خانواده‌هاي ما را انجام مي‌دهد و بايد از آن حمايت شود حال اگر تخلفي هم صورت گرفت با آن برخورد مي‌شود.


تشخيص قاضي گتره‌اي نيست

سخنگوي دستگاه قضايي در پاسخ به سوالي ديگر در رابطه با اظهارات فرمانده سپاه پاسداران و اينكه چرا برخي از بازداشت‌شدگان جرياني خاص بدون تعيين سقف زماني در بازداشت هستند، تصريح كرد: بعضي اتهامات هستند كه در آنها اگر اسناد وجود داشته باشد، قرار اوليه، قرار بازداشت است مثل اختلاس، ارتشاء، در مواردي قتل عمد و ... در غير اين موارد كه الزام به صدور قرار موقت وجود ندارد، به تشخيص قاضي است. تشخيص قاضي هم گتره‌اي نيست؛ آنجايي كه بيم تباني، فرار و امثالهم مي‌رود طرف بازداشت مي‌شود.

محسني اژه‌اي ادامه داد: در بازداشت‌هاي موقت، سقف زماني يك ماه و دو ماه است. اگر چنانچه دو ماه گذشت و تحقيقات تمام نشد مجددا قرار بازداشت را تمديد مي‌كنند. قرار چه در مرحله اول و چه در مرحله تمديد به متهم ابلاغ مي‌شود و متهم مي‌تواند اعتراض كند. اگر دادگاه جهات دادستان را پذيرفت، قرار را تاييد وگرنه آن را نقض مي‌كند.

وي افزود: از زمان دستگيري افراد مذكور فكر نمي‌كنم دو ماه گذشته باشد. اگر هم گذشته، احتمالا به شكلي كه گفته شد قاضي قرار را تمديد كرده است.


بايد خودمان را جاي مردم بگذاريم

سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به سوالي ديگر در رابطه با اظهارات مقام معظم رهبري مبني بر اينكه نبايد به دستگاه قضايي براي افشاگري فشار وارد كرد، يادآور شد: مقام معظم رهبري اين نكته را فرمودند. من در همين جايگاه بارها گفته‌ام كه بايد خودمان را جاي مردم بگذاريم و تا مطلبي مشخص نشده آن را ذكر نكنيم. نكته دوم اينكه ممكن است اتهامي ثابت شده باشد اما انتشار آن به صلاح نباشد. مثلا موردي اشاعه فحشا است، آيا ما در همه موارد مجاز هستيم آن را منتشر كنيم؟

محسني اژه‌اي اظهار كرد: غير از مواردي كه مجاز هستيم احكام را به صورت علني اجرا كنيم، شايد بقيه موارد مصداق اشاعه فحشا باشد. خيلي وقت‌ها صلاح نيست و اصلا خلاف شرع است كه مطلبي منتشر شود. در پاره‌اي موارد هم انتشار اخبار بدآموزي دارد.


نبايد مترصد اين باشيم كه نقطه‌ضعفي از كسي ببينيم

وي تصريح كرد: بخش ديگر اين است كه چنانچه افشاگري‌ها جنبه عمومي داشته باشد، دادستان اقدام مي‌كند و قوه قضائيه هم وارد مي‌شود. در مواردي هم كه كسي شاكي خصوصي باشد، دستگاه قضايي بنا بر شكايت صورت گرفته وارد مي‌شود. منتهي ما نبايد مترصد اين باشيم كه نقطه‌ضعفي از كسي ببينيم و آن را بزرگ كنيم. ما بايد توجه كنيم كه كارهايمان مطابق قانون باشد.


اين قضايا هيچ ربطي به مسائل قضايي ندارد

در ادامه نشست خبري سخنگوي دستگاه قضايي با اصحاب رسانه، خبرنگاري سوال خود را اينگونه مطرح كرد كه چندي پيش موضوع طرح سوال از رييس‌جمهور مطرح شد و اخيرا نيز موضوع كميته‌ حل اختلاف دولت و مجلس مجددا مطرح شده است. با توجه به اظهارات اخير رئيس‌جمهور در خصوص خط قرمز بودن كابينه گفته مي‌شود كه مطرح شدن اين موضوعات به خاطر تحت‌الشعاع قرار دادن رسيدگي به پرونده‌هاي دولت در قوه قضائيه است. آيا شما اين موضوع را تاييد مي‌كنيد؟ كه محسني اژه‌اي پاسخ داد: هميشه نشست‌ها ميان دولت و مجلس در دوره‌هاي مختلف براي بعضي از ابهاماتي كه وجود داشته و نقطه نظراتي كه مطرح مي‌شده برگزار مي‌شد و به نظر من اين قضايا هيچ ربطي به مسائل قضايي ندارد.


بعضي از متهمان هنوز فراري هستند

وي در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا در خصوص رسيدگي‌هاي دستگاه قضايي به پرونده‌هاي دو حادثه خميني‌شهر و كاشمر نيز اظهار كرد: در خصوص پرونده خميني‌شهر تعدادي از متهمان در همان ابتدا بازداشت شدند. برخي نيز پس از گذشت چند روز دستگير شدند و بعضي از متهمان نيز هنوز فراري هستند. در خصوص بخشي از پرونده كيفرخواستي در تاريخ پنجم تيرماه صادر شد و پرونده به دادگاه رفت. در بخش ديگري پرونده در تاريخ ششم تيرماه تكميل و به دادگاه ارسال شد و پرونده در خصوص افراد متواري مفتوح است.


ضابط سلب صلاحيت شده تحت تعقيب قرار گرفته است

وي در خصوص حادثه كاشمر نيز گفت: در اين زمينه دو اتفاق افتاد و موضوع را پيچيده كرد. نخست اينكه بخش زيادي از مسائلي كه در ابتدا منتشر شد، درست نبود. فردي، زماني ضابط بوده و در زمان وقوع حادثه سلب صلاحيت شده بود و حق دخالت نداشت مطالب دروغي را به بعضي از رسانه‌ها و به بعضي از مسئولان داده بود كه موضوع را پيچيده كرد و اين فرد تحت تعقيب قرار گرفته است. نكته ديگر اينكه خبرهاي غيرواقعي مطرح شد مبني بر اينكه تعداد اين افراد 50 نفر بود كه اين موضوع ضمن بدآموزي، براي آن خانواده و براي آن منطقه بسيار بد بود.

سخنگوي دستگاه قضايي يادآور شد: كساني كه اخبار دروغ را منتشر كردند حتما تحت تعقيب قرار مي‌گيرند و از سوي ديگر با كساني كه اين كار قبيح را انجام داده‌اند نيز برخورد مي‌شود. قوه قضائيه نسبت به اين موضوع حساس است و پرونده را پيگيري مي‌كند و در اين پرونده با جديت و سرعت گام خواهيم برداشت. رئيس دستگاه قضايي نيز در اين مسائل تاكيدات فراواني دارند.


دستگيري چند نفر ديگر از جريان انحرافي

خبرنگار ديگري سوال خود را اين‌گونه مطرح كرد كه در سال جديد جريان جديدي موسوم به جريان انحرافي مطرح شد. قوه قضائيه چندين نفر را دستگير كرد كه در برخي از محافل عنوان شد كه اين افراد وابسته به جريان انحرافي هستند. آيا ماهيت اين جريان و سردمداران اين جريان براي قوه قضائيه مشخص است و آيا متهمان جديدي دستگير شده‌اند؟ محسني اژه‌اي پاسخ داد: قوه قضائيه به اتهامات رسيدگي مي‌كند و در جهت كشف جرم و تعقيب مجرمان گام بر مي‌دارد. تحليل اينكه ماهيت اين قضيه و آبشخور آن كجاست، در بدو امر مورد توجه قاضي نيست و قاضي در ابتداي امر به اين مسائل توجه نمي‌كند. افرادي كه در اين زمينه دستگير شدند در كنار مسائل اقتصادي و اخلاقي، داراي مسائل امنيتي نيز هستند ولي اينكه ثابت شود يا خير، بحث ديگري است. در پرونده برخي از اين افراد مسائل امنيتي نيز مطرح است.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا افراد ديگري نيز در اين زمينه دستگير شدند؟ گفت: بله، افراد ديگري نيز دستگير شدند.


پرونده «هدي صابر» يك سوال بي‌جواب دارد

سخنگوي دستگاه قضايي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه آيا دستگاه قضايي به پاسخ سه سوالي كه در پرونده فوت هدي صابر مطرح كرده بود، رسيده است؟ اظهار كرد: از تعداد سه سوال، جواب دو سوال را گرفتيم و خلافي در آن نبود. در مورد سوال ديگر نيز پزشك بايد پاسخ دهد كه هنوز جوابي به ما نرسيده است.

خبرنگار ديگري با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص اعلام اسامي افراد در پرونده‌هاي قضايي سوال كرد كه قوه قضائيه در اين راستا چه برنامه‌اي دارد؟ سخنگوي دستگاه قضايي پاسخ داد: رويه ما قانون است. قانون مي‌گويد تا زماني كه حكم قطعي نشده نمي‌توان مشخصات پرونده را مطرح كرد.


در زمينه جرايم سايبري نياز به قانون جديد داريم

خبرنگار ديگري به نياز جامعه ما به تصويب قوانين جديد و به‌روز در خصوص جرايم سايبري اشاره كرد و از سخنگوي دستگاه قضايي خواستار توضيح شد كه وي پاسخ داد: فضاي سايبر و جرايم سايبري، فضا و جرايم جديدي هستند. ما در اين زمينه نياز به قانون داريم؛ البته در اين خصوص مطالعات زيادي صورت گرفته و برنامه‌هاي خوبي براي آموزش قضات نيز در نظر گرفته شده است و در اين راستا شعبات در حال تخصصي شدن هستند اما به دليل اينكه اين موضوع يك پديده جديد است بايد در اين زمينه به‌هنگام و به‌روز اقدام كرد.


برداشت، بازداشت چهره برجسته‌اي از جريان انحرافي نيست

خبرنگار ديگري به گفته‌هاي اخير يكي از مسئولان دستگاه قضايي مبني بر اينكه روند دستگيري جريان انحرافي ادامه دارد، اشاره كرد و سوال خود را اينگونه مطرح كرد كه آيا اگر نياز باشد شما به كابينه ورود پيدا مي‌كنيد و آيا اين برداشت نمي‌شود كه قرار است چهره‌هاي برجسته‌تري از اين جريان بازداشت شوند؟ كه محسني اژه‌اي در پاسخ اظهار كرد: چنين برداشتي نمي‌شود. ان‌شاالله همه ملتزم به قانون هستيم و اگر تخلفي صورت گيرد برخورد خواهد شد. در اين زمينه خط قرمزي وجود ندارد و نبايد باشد.


پرونده نگين غرب و پاسخ سخنگو

سخنگوي دستگاه قضايي درباره رسيدگي‌هاي قوه قضائيه به پرونده نگين غرب نيز گفت: در اينگونه پرونده‌ها تلاش دستگاه قضايي اين بوده و هست كه ضمن محكوم كردن فرد يا افراد متخلف و مجرم، شكات به حق خود برسند. قوه قضائيه در اين پرونده زحمات بسياري كشيد و تمام اين زحمات در راستاي احقاق حقوق شكات بوده است. متاسفانه ما در هنگام خريد يا فروش كالا يا چيز ديگري توجه چنداني به قرارداد نداريم و گاهي اوقات حتي آن را مطالعه نمي‌كنيم و بدون مطالعه آن را امضا مي‌كنيم.

محسني اژه‌اي در ميان پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: با توجه به احساس مسئوليت خود نبايد بي‌جهت جامعه را ملتهب نشان داد. متاسفانه برخي از اخباري كه منتشر مي‌شود، دروغ است، برخي نيز بزرگنمايي مي‌شود و حتي برخي مربوط به سال‌هاي گذشته است.


تكذيب تجاوز پنج پسر به معلمي در جنوب تهران

وي تيتر يكي از روزنامه‌ها را مورد اشاره قرار داد و خاطرنشان كرد: يكي از روزنامه‌ها تيتري با عنوان «تجاوز پنج پسر به معلمي در جنوب تهران» را منتشر كرده است و خبر به گونه‌اي روايت شده كه گويي همين روزها اتفاق افتاده است و منبع خبر نيز ذكر نشده بود. به دادستان گفتم كه اين موضوع را پيگيري كنيد. محسني اژه‌اي ادامه داد: اين پرونده مربوط به پنج سال پيش است كه دو نفر از متهمان به قصاص محكوم شدند. اين حادثه در پنج سال پيش اتفاق افتاده بود و با متخلفان نيز برخورد شد ولي اين روزنامه اين خبر را اكنون منتشر كرده است. خبر ديگري در يكي از خبرگزاري‌ها در خصوص بعضي از مسائل در گلپايگان مطرح شد كه اين موضوع را دنبال كردم و متوجه شدم كه كذب محض است.

سخنگوي قوه قضائيه گفت: خواهشم از رسانه‌ها اين است كه در انتشار اخبار دقت كنند. انتشار اينگونه اخبار كمك به كيست؟ آيا با انتشار اين نوع اخبار حساسيت مثبت در جامعه ايجاد مي‌كنيم؟ ما با انجام اين كار آب به آسياب چه كسي مي‌ريزيم؟ اينگونه اقدامات از نظر قانوني، حرفه‌اي و امنيت جامعه صحيح نيست و در حقيقت در راستاي ايجاد ناامني براي مردم است.

سخنگوي دستگاه قضايي تاكيد كرد: ورود به حريم خصوصي افراد خلاف قانون و قطعا حرام است.


گزارشگر ويژه حقوق بشر و پاسخ سخنگو

به گزارش ايسنا، محسني اژه‌اي در ادامه نشست خبري روز يكشنبه در پاسخ به سوالي در رابطه با موضع مقامات ايران در پذيرش گزارشگران حقوق بشر تصريح كرد: اولا واقعا امروز قدرت‌هاي بزرگي كه در مجامع بين‌المللي نفوذ دارند دوگانه برخورد مي‌كنند و تبعيض قائل مي‌شوند. يعني هر جا كه به ضررشان است اگر بدترين اقدامات باشد چشم و گوششان را مي‌بندند و چه بسا از آن حمايت كنند. مثال روشن جريان روزمان، بحرين است.

وي ادامه داد: ملت ايران زير بار زور آنها نمي‌رود. ما مي‌گوييم طبق ضوابطي كه سازمان ملل گفته حرفي نداريم اما آيا شما اجازه مي‌دهيد ما در كشورتان بياييم و تحقيق كنيم؟ شما موضوع مشخصي را بگوييد، اگر نخواهيد ظالمانه عمل كنيد و تبعيضي قائل نشويد، جمهوري اسلامي حرفي ندارد. ضمن اينكه ما قبل از اينكه بخواهيم به كسي جواب بدهيم بايد در برابر خدا جوابگو باشيم تا اينكه نوبت به اينها برسد.


دستگيري‌ها سياسي نيست

خبرنگاري پرسيد رئيس‌جمهور اظهار كرده است دستگيري‌هاي افراد مربوط به دولت سياسي است. آيا اين را قبول داريد و آيا دستگيري‌ها ادامه دارد؟ محسني اژه‌اي در پاسخ گفت: نه، سياسي نيست. عملكرد هم نشان مي‌دهد سياسي نيست. ادامه پيدا كردن دستگيري‌ها هم بستگي دارد به اينكه فردي متهم باشد، مستندي وجود داشته باشد و شاكي هم وجود داشته باشد در اين صورت اين قضيه دنبال مي‌شود.


پرونده قتل دانشجويي در پل مديريت موجب تاثر است

سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به سوالي در رابطه با پرونده قتل دختر دانشجويي در پل مديريت اظهار كرد: اين پرونده موجب تاثر است. اينطور كه نقل كرده‌اند خود اين دانشجو هم پشيمان است. در هر صورت اين پرونده خارج از نوبت رسيدگي مي‌شود و به دادگاه مي‌رود و بايد توجه داشت در بخشي از پرونده كه عمومي است، چه اولياي دم درخواست داشته باشند چه نه، دادستان اقدام مي‌كند اما در بخشي كه مربوط به اولياي دم است كه الان هم تقاضاي قصاص كرده‌اند اگر قبل از صدور حكم گذشت كنند كه اصلا حكم صادر نمي‌شود و اگر گذشت بعد از صدور حكم باشد، حكم اجرا نمي‌شود.

خبرنگاري پرسيد عده‌اي افراد سودجو و دلال‌هاي ارز، ميليون‌ها دلار از اين طريق به جيب زده‌اند. آيا قوه قضائيه در اين زمينه اقدامي كرده است؟ سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ گفت: تا الان قوه قضائيه در اين قضيه وارد نشده است چرا كه در اين زمينه چيزي به قوه قضائيه گزارش نشده است.


افرادي در سازمان گردشگري و موزه ملي دستگير شده‌اند

خبرنگار ديگري از صحت دستگيري رئيس موزه ملي ايران و افرادي در سازمان گردشگري پرسيد كه محسني اژه‌اي در پاسخ گفت: افرادي از اين سازمان دستگير شدند. از موزه ملي هم شخصي دستگير شده است.


ورود به حريم خصوصي افراد و پاسخ دادستان كل

محسني اژه‌اي در پاسخ به سوالي در رابطه با ورود به حريم خصوصي و گرفتن پرينت مكالمات دختران و پسران خاطرنشان كرد: در اين رابطه اسلام و قانون ما بسيار سخت‌گيرانه عمل كرده است. ما ابتدا به ساكن، حق ورود به حريم خصوصي افراد و تجسس در آن را نداريم يعني كسي حق ندارد وارد خانه ديگري شود، به موبايل، كامپيوتر و يا حتي دفتر يادداشت كسي تعرض كند. پس در محدوده‌اي كه قانون اجازه داده بايد عمل كرد. اگر بيش از آن باشد، خلاف قانون است.

وي ادامه داد: اما اگر اقدامي خلاف عفت عمومي در انظار مردم انجام شود، قانون متفاوت است و مي‌گويد بايد برخورد كرد يا كسي از ديگري شكايت مي‌كند و مي‌گويد اين فرد به صورت تلفني مزاحم شده است يعني شاكي خصوصي وجود دارد، متهم نيز منكر مي‌شود كه در اينجا از مخابرات پرينت تلفن گرفته مي‌شود و خيلي از اوقات اين يكي از راه‌هاي اثبات است اما به طور كلي ورود به حريم خصوصي افراد خلاف قانون و قطعا حرام است.


كساني كه تعقيب شده‌اند اتهام متوجه آنها بوده است

خبرنگاري سوال خود را اينگونه مطرح كرد كه چرا در برخورد قضايي با جريان انحرافي مشابه جريان فتنه با سران جريان انحرافي برخورد نمي‌شود كه محسني اژه‌اي در پاسخ گفت: ان‌شاالله اين‌طور نيست كه شما مي‌گوييد. قوه قضائيه با تحليل جلو نمي‌رود بلكه بايد مستندات داشته باشد. الان واقعا اينطور نيست كه شما مي‌گوييد. كساني كه تعقيب شده‌اند اتهام متوجه آنها بوده است. اگر اتهامي متوجه كسي ديگري هم باشد تحت تعقيب قرار مي‌گيرد.


واقعا كارشناسي اين همه مدت طول مي‌كشد؟

وي در پاسخ به سوال ديگري در رابطه با پرونده شش مدير نفتي و دلايل كندي اين پرونده اظهار كرد: بعضي پرونده‌ها طول مي‌كشد و من دنبال اين نيستم توجيهي براي طول كشيدن پرونده‌ها بياورم. ممكن است گاهي وقت‌ها تعللي هم وجود داشته باشد. در مورد اين پرونده هم الان مسلط نيستم كه بگويم تعلل آن وجه قانوني دارد يا خير. يك جهت تاخير، كار كارشناسي است اما واقعا كارشناسي اين همه مدت طول مي‌كشد؟


554 نفر تحت تعقيب قرار گرفته و محكوم شده‌اند

سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به سوال ديگري در رابطه با اقدامات قوه قضائيه در برخورد با زمين‌خواران حاشيه جنگل‌هاي شمال كشور خاطرنشان كرد: پيگيري‌ها همچنان ادامه دارد و اين موارد تمام نشده‌اند. ما تقريبا هر سال از اين پرونده‌ها داشته‌ايم و اميدواريم به پايان برسند. بر اساس گزارشي مربوط به 19 استان كشور از فروردين 89 تا ارديبهشت امسال تعداد پرونده‌هايي كه در آنها حكم صادر و مختومه شده‌اند 330 مورد بوده است، 554 نفر تحت تعقيب قرار گرفته و محكوم شده‌اند واقعا كارشناسي اين همه مدت طول مي‌كشد؟. اتهام اين افراد كلاهبرداري، اختلاس، قاچاق كالا و ارز، تعرض به اراضي و ... بوده است.

وي همچنين در پاسخ به سوالي در رابطه با ممنوعيت ورود خبرنگاران و عكاسان به حوزه‌هاي قضايي گفت: خبرنگاران و عكاسان در حوزه‌هاي قضايي وارد مي‌شوند؛ جايي كه در آن متهم، وكيل و شاكي وجود دارد. يكي از گلايه‌هاي اين افراد وجود دوربين‌ها بود. مساله ديگر اعتراض قضات به اين قضيه بود. در هر صورت چيزي كه گفته شده اين است كه منع كلي وجود ندارد. اگر كسي مي‌خواهد فيلم بسازد بايد با روابط عمومي و حفاظت هماهنگ شود.


افرادي در ماه‌هاي اخير از استانداري دستگير شده‌اند

خبرنگاري در مورد صحت خبر دستگيري مديران سابق استانداري تهران سوال كرد و پرسيد آيا اين پرونده به پرونده بيمه ارتباط دارد كه محسني اژه‌اي در پاسخ اظهار كرد: بله، افرادي در ماه‌هاي اخير در استانداري دستگير شده‌اند. بعضي از دلال‌هاي اين قضيه به مسائل بيمه هم مرتبط بوده‌اند. پرونده بيمه به دادگاه رفت. پرونده افرادي كه در استانداري بودند و با بيمه ارتباط داشتند هم به دادگاه رفت. در بعضي از پرونده‌ها نقايصي وجود دارد كه در حال رسيدگي هستند.

عكس:ماساژ حجاريان در سالن فوتبال

 

 

علي مطهري: هاشمی وخاتمی، ولایت​مدارتر از احمدی​نژاد بودند!

فرزند شهید مطهری هم که در گفتگو با خبرانلاين در پاسخ به اين سوال كه از میان آقایان خاتمی، هاشمی و احمدی نژاد کدام یک ولایت​مدارترند؟ گفت: به نظرم روسای جمهور قبلی یعنی آقایان خاتمی و هاشمی، ممکن است که در موارد بیشتری با رهبری اختلاف نظر داشتند ولی همیشه در نهایت تابع بودند و هیچ گاه حاضر نبودند که جایگاه رهبری تنزل یابد. اما دیدیم که آقای احمدی نژاد دو جا به صراحت در مقابل حکم حکومتی رهبری ایستاد. به این معنی، ولایت پذیری آن آقایان بیشتر از آقای احمدی​نژاد بود.

وی همچنین در پاسخ به اینکه «چه فرقی بین ولایت پذیری آنها که سران فتنه خوانده شدند با آقای احمدی​نژاد وجود دارد؟»، گفت: از این نظر فرقی بین آنها نیست و کار اخیر آقای احمدی شبیه کاری بود که آقای موسوی کرد. آقای موسوی به جای اینکه بگوید «بنده نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات قانع نشدم وهمچنان معتقدم که در انتخابات تقلب شده، اما چون مرجع قانونی می​گوید تقلب نشده و رهبر انقلاب نتیجه انتخابات را تایید کردند، بنده هم قبول می​کنم و مخالفتی نمی​کنم»؛ در مقابل نتیجه انتخابات مقاومت کرد و مردم را به خیابان​ها آورد و آن مسائل پیش آمد.
 
به گفته وی، احمدی​نژاد هم می​توانست بگوید که «من قانع نشدم و نمی​توانم با مصلحی کار کنم اما چون حکم حکومتی است، می​پذیرم». به جای این کار او 11 روز رفت منزل و با قهر خانه نشین شد. این شبیه کاری بود که موسوی کرد.

آقاتهراني:خاتمي مي‌گفت: مي‌توان امام حسين(ع) را هم به‌چالش كشيد

آقاتهراني:خاتمي مي‌گفت: مي‌توان امام حسين(ع) را هم به‌چالش كشيد

عضو ارشد فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس گفت: محمدرضا خاتمي زماني در دانشگاه صنعتي اصفهان در مورد پايان دولت اصلاحات به دانشجويان بشارت ‌داد و گفت: «ما دموكراسي را به جايي رسانديم كه شما مي‌توانيد امام حسين(ع) را هم به چالش بكشيد».

 
حجت‌الاسلام والمسلمين مرتضي آقاتهراني نماينده مردم تهران و عضو ارشد فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با فارس با اشاره به فتنه 88 و موضع‌گيري‌هاي فتنه‌گران، گفت: فتنه سال 88 موضوعي بود كه براساس آن، افراد موقعيت خود را به معرض نمايش گذاشتند. 
 
وي افزود: در جريان فتنه افرادي هم سكوت پيشه كردند، اين در حالي بود كه رهبر معظم انقلاب فرمودند كه سكوت حرام است و همه بايد شفاف سخن بگويند. البته برخي در آن دوران علناً با فتنه مخالفت و برخي هم علناً با فتنه همراهي كردند و اين مسئله‌اي است كه براي مردم روشن شده و ملت امروز به‌راحتي افراد را مي‌شناسد. 
 
* مردم در آينده به كساني كه در فتنه 88 نقش‌آفريني كردند، رأي نخواهند داد 
 
نماينده مردم تهران در مجلس تصريح كرد: مردم تكليف خود را با فتنه‌گران مي‌دانند و در آينده هم به كساني كه در فتنه 88 نقش‌آفريني كردند، رأي نخواهند داد. 
 
آقاتهراني در ادامه اين گفت‌وگو مي‌گويد: "از نظر بنده كار زشتي است كه برخي در نوشته‌هاي خود بداخلاقي كرده و مي‌خواهند ديگران را تخريب كنند، اين كار واقعاً ناپسند است. " 
 
وي با بيان اينكه فتنه بركاتي نيز دارد، به آشكار شدن تقابل و عناد برخي با اصل نظام اشاره كرد و گفت: كساني كه مسلمان بوده و تعهد ملي دارند، حاضر نمي‌شوند كه نظام به مخاطره بيفتد. 
 
عضو ارشد فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس در ادامه اظهار داشت: اقدام اخير آقايان در توهين به سپاه هم موضوع جديدي نيست چرا كه اين آقايان و فتنه‌گران هيچ وقت بچه‌هاي ارزشي و نيروهاي جنگ و جبهه را برنمي‌تابيدند لذا در حال حاضر هم توهين آنها اتفاق تازه‌اي نيست. 
 
* نهادهايي همچون سپاه و بسيج كتك‌خورده راه انقلاب هستند 
 
"نهادهايي همچون سپاه و بسيج كه از ديرباز در مقابل دشمنان سينه سپر كرده‌ و كتك‌خورده راه انقلاب هستند و ما آنها را بسيار ارزشمند مي‌دانيم و كمال ادب و احترام را نسبت به آنها داريم. " 
 
آقاتهراني ادامه داد: از بركات نظام اسلامي آزادي بيان است كه هركس مي‌تواند اعتقادات خود را بيان كرده و از ديگران انتقاد كند اما بايد نقادي در جاي خود قرار بگيرد و بدون غرض‌ورزي و با دلسوزي همراه باشد، بنده وقتي نامه آقاي محمدرضا خاتمي به فرمانده سپاه را ديدم به فكر فرو رفتم كه چرا برخي با گذشت 30 سال از انقلاب هنوز آداب برخورد با يكديگر را بلد نيستند، مخصوصاً اينكه همين آقايان كه در دوران حكومت‌شان مدعي گفت‌وگو بودند، چرا نوع برخورد با منتقد را بلد نيستند. 
 
وي با بيان اينكه در دوراني كه حكومت در اختيار آقاي محمدرضا خاتمي و امثالش بود، مباحث زيادي پيرامون گفت‌وگو مطرح مي‌شد، گفت: چرا امروز يك فرد وقتي حرفي مي‌زند، مدعيان گفت‌وگو اينقدر به خود اجازه مي‌دهند كه با عباراتي منتقد خود را خطاب مي‌كنند كه اصلاً شايسته نيست و هيچ سنخيتي با انتقاد ندارد و اين نشان مي‌دهد كه آنها بايد در زمينه اخلاق بيشتر از اين‌ها زحمت بكشند. 
 
نماينده مردم تهران در مجلس، بي‌تعهدي به نظام اسلامي را عامل اصلي اهانت به فرمانده سپاه و نهادهاي اصيل انقلاب عنوان كرد و اظهار داشت: آقايان كي توانسته‌اند كه ارزش‌هاي والاي نظام اسلامي همانند قانون‌مند بودن را تحمل كنند، مشكل اصلي ما در جريان فتنه هم همين مسئله بود. زماني كه رهبر معظم انقلاب فرمودند كه همه بايد قانون‌مند باشند، چقدر آقايان به قانون تمكين كردند كه امروز مجدداً صداي خود را بلند مي‌كنند. 
 
* مگر مي‌شود كه بسيجيان و سپاهيان سرافراز نظر سياسي نداشته باشند 
 
شبهه افكني‌ها در رابطه با منع امام از ورود نظاميان به عرصه سياست، موضوع ديگر گفت‌وگوي فارس با آقاتهراني بود كه وي در اين رابطه گفت: امام راحل نفرمودند كه سپاه در عرصه سياست وارد نشود، ايشان فرمودند كه نظاميان در سياست دخالت نكنند، يعني افراد مي‌توانند نظرات سياسي داشته باشند. 
 
"مگر مي‌شود كه كسي نظر سياسي نداشته باشد، سياست ما عين ديانت ماست و وقتي كسي ديانت دارد سياست هم خواهد داشت. " 
 
عضو ارشد فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس با بيان اينكه مگر مي‌شود كه بسيجيان و سپاهيان سرافراز نظر سياسي نداشته باشند، اينكه سپاه بسيج نبايد نظر سياسي داشته باشند را غيرممكن دانست و تصريح كرد: به هيچ وجه در كشور ما و حتي در تمام كشورها اين امكان وجود ندارد كه كسي نظر سياسي نداشته و يا به او بگويند كه شما حق نداريد نظر سياسي داشته باشيد. 
 
آقاتهراني افزود: داستان فتنه‌گران و اينكه بايد همه مرز خود را با آنها روشن كنند هم امري بديهي است، بنده وقتي سخنان فرمانده سپاه را خواندم، ديدم كه موضوع غيرعادي مطرح نشده است و نمي‌دانم چطور به اين آقايان بر خورده است. 
 
* محمدرضا خاتمي مي‌گفت ما دموكراسي را به جايي رسانديم كه مي‌توان امام حسين(ع) را هم به چالش بكشيد 
 
وي، اهانت فتنه‌گران به سپاه پاسداران و نهادهاي اصيل انقلاب را داراي ريشه‌هاي متفاوت دانست و تأكيد كرد: ممكن است يك ريشه اين اهانت‌ها، انحراف فتنه‌گران در مورد بينش اعتقادي باشد؛ برخي ولايت فقيه و حتي ولايت امام معصوم را هم برنمي‌تابند و قصد دارند كه به شكل ليبراليستي فكر كنند. 
 
"اتفاقاً در همين مورد به ياد دارم كه آقاي محمدرضا خاتمي زماني در دانشگاه صنعتي اصفهان سخنراني مي‌كرد و در مورد چگونگي پايان يافتن دولت اصلاحات به دانشجويان بشارت مي‌داد و مي‌گفت كه «ما دموكراسي را به جايي رسانده‌ايم كه شما مي‌توانيد امام حسين (ع) را هم به چالش بكشيد»؛ چنين بينش و ديدگاهي نهايتي غير از اهانت به نهادهاي اصيل انقلاب ندارند. " 
 
نماينده مردم تهران در مجلس اضافه كرد: ما ولايت را يك قدرت الهي مي‌دانيم كه از جانب خداي متعال هم مشروعيت مي‌يابد اما برخي به اكثريت آرا نگاه كرده و چون سبك دموكراسي غربي را پذيرفته‌اند، آن سبك را هم تبليغ كرده و در مسير همان سبك حركت مي‌كنند اما نظام اسلامي به هيچ وجه سبك دموكراسي غربي را ندارد. 
 
* نگاه ليبراليستي محمدرضا خاتمي دليل اهانت وي به نهادهاي اصيل انقلاب بود 
 
"كساني كه خيال مي‌كنند، نظام اسلامي سبك دموكراسي غربي را دنبال مي‌كند، بايد بدانند كه دچار انحراف سياسي هستند "، اين نكته ديگري بود كه آقاتهراني به آن اشاره كرد و گفت: مردم ايران براي چنين چيزي انقلاب نكردند، اگرچه بخشي از انقلاب اسلامي جمهوريت است اما جمهوريت نظام با اسلاميت نظام ارتباط تنگاتنگ دارند و اين دو، موضوع منفصل از يكديگر نيستند كه افراد يكي را انتخاب و ديگري را طرد كنند. 
 
نماينده مردم تهران در مجلس در پايان تأكيد كرد: نگاه ليبراليستي و توجه به دموكراسي غربي باعث شد كه امروز آقاي محمدرضا خاتمي به نهادهاي اصيل انقلاب اهانت كند و در واقع اين اهانت‌ها ديكته شده غرب است چرا كه وجود سپاه و بسيج از نظر غرب داراي اشكال جدي است لذا كسي كه غربي‌ فكر مي‌كند، به سپاه هم اهانت خواهد كرد از اين رو اهانت‌هاي آقاي خاتمي به نهادهاي اصيل انقلاب را طبيعي مي‌دانم چرا كه بينش گذشته آقايان هم، همين بود. 

براتلو رئيس ستاد انتخابات استان تهران شد

طي حكمي از سوي استاندار تهران، صفرعلي براتلو معاون سياسي اجتماعي و سرپرست معاونت امنيتي انتظامي استانداري تهران به‌عنوان رئيس ستاد انتخابات استان در برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس منصوب شد.

 
به گزارش فارس، طي حكمي از سوي مرتضي تمدن استاندار تهران، صفر علي براتلو معاون سياسي اجتماعي و سرپرست معاونت امنيتي انتظامي استانداري تهران به عنوان رئيس ستاد انتخابات استان در برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي منصوب شد 
 
استاندار تهران در متن اين حكم انتصاب آورده است: لازم است در انجام اين وظيفه خطير، دفاع از حقوق شهروندان، اعم از داوطلبان نمايندگي و رأي دهندگان را از طريق رعايت دقيق قوانين و مقررات مربوط به انتخابات و تأكيد بر آن و پرهيز و جلوگيري از هر گونه اقدام غير قانوني و فرا قانوني يا خلاف قانون، سر لوحه كار خود قرار داده و نسبت به تحقق مشاركت فراگير مردم در انتخابات تلاش همه جانبه بعمل آوريد. 
 
در اين حكم آمده است: اميد است با استعانت از خداوند منان و بهره برداري از كليه امكانات و نيروهاي استانداري و همكاري كليه معاونين، مشاورين، مديران و مسئولان استانداري، فرمانداران و همراهي و هماهنگي ديگر دستگاههاي وابسته به دولت در استان در اجراي قانون انتخابات و برگزاري اين انتخابات مهم و سرنوشت ساز در كمال صحت و سلامت و رعايت اصل امانتداري در حفظ و صيانت از آراء مردم شريف استان مؤفق و مؤيد باشيد. 
 
همچنين استاندار تهران در پايان اين حكم آورده است: به شما اجازه داده مي شود كه در جريان برگزاري انتخابات، كليه نامه ها و بخشنامه هايي كه لازم است به امضاي اينجانب صادر گردد، با عنوان رئيس ستاد انتخابات استان امضاء و مراتب را گزارش نمائيد. 

بازگشت امیری فر به نهاد ریاست جمهوری

روزنامه خراسان نوشت:

 
شنیده شده طی روزهای اخیر نماز جماعت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری مجددا به امامت عباس امیری‌فر اقامه می شود. 
 
همزمان گفته می شود تعداد قابل توجهی از كاركنان ریاست جمهوری در ساختمان كوثر معاونت اجرایی رئیس جمهور نماز اقامه می كنند.

روزنامه دولت: هر کس از ما انتقاد کند، حیثیت مذهبی خود را به حراج گذاشته است!

روزنامه دولتی ایران که در ماه‌های اخیر دچار تغییرات مدیریتی گسترده شده، در هفته‌های اخیر توهین و هتک حرمت برخی علما و مسئولان ارشد نظام را در دستور کار خود قرار داده است.

ایران در شماره امروز خود نوشته است:

حركت نظام جمهوري اسلامي در مسير تكاملي يك مسير روشن را براي رسيدن به اهداف خود مي‌پيمايد. عبور از سنگلاخ‌ها و گردنه‌هاي سخت بدون پايداري امت و راهنمايي امام امت قطعاً ممكن نبوده و نخواهد بود. چه بسيار جريان‌ها و گروه‌هايي كه در مسير حركتي خود در اين مسير زلال و شفاف قرار داشتند و از همراهي مردم و رهبري برخوردار بوده‌اند اما آرام‌آرام يا از جاده متكامل انقلاب خارج شده يا در طي راه حاضر نشدند با روند پيشرفت انقلاب همراهي كنند. نگاهي به تاريخ انقلاب اسلامي و جريان‌هاي سياسي و اجتماعي مؤثر در آن، اين واقعيت را به خوبي نشان خواهد داد. از گروه‌هاي مدعي دفاع از حقوق مردم كه بر روي مردم اسلحه كشيده و به مقابله با هموطنان خود پرداختند تا مقدس مآباني كه به نام دين به مقابله با اصول اسلامي جمهوري اسلامي برخاستند. البته بودند گروه‌هايي كه چون ياراي همراهي با انقلاب را نداشتند به گوشه‌اي خزيده و اندك‌اندك از صحنه اجتماعي كنار گذاشته شدند.

وجود سليقه‌هاي گوناگون و عقايد مختلف، رقابت و منازعه بين اين افراد از آنجايي كه نمايندگي بخشي از جامعه را همراه داشته و زمينه‌ساز مشاركت و مداخله اكثريت مردم در فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي‌شود اصلي بديهي و عقلي و مدنظر امام (ره) و مقام معظم رهبري بوده است. متأسفانه در ماه‌هاي اخير عده‌اي به نام دفاع از انقلاب اسلامي و با وجهه نيروهاي مؤمن و متعهد به چارچوب‌هاي نظام به حذف و هدم آنچه مغاير انديشه و سليقه‌هاي خود مي‌پندارند روي آورده‌اند. دروغ‌پردازي، جنجال‌هاي زنجيره‌اي، ايجاد ديكتاتوري رسانه‌اي و از بين بردن امنيت و حقوق شهروندي طيف وسيعي از طرفداران دولت بخشي از اين ماجراي غم‌انگيز است. دادن اطلاعات غلط به برخي از بزرگان ديني و سياسي كه نتيجه‌اي جز به حراج گذاشتن آبرو و حيثيت انقلابي و مذهبي آنها نداشته و ضربات جبران‌ناپذيري بر سرمايه اجتماعي نظام جمهوري اسلامي وارد آورده است.

بيانات مقام معظم رهبري در مراسم سالگرد ارتحال امام‌ خميني(ره)، ديدار با نمايندگان مجلس، ديدار با مسئولين قوه قضائيه، ديدار با هيأت رئيسه و برجستگان مجلس و ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به روشني صراط مستقيم و پوينده كشور در مواجهه با اين حوادث را نشان داده است. اينك نوبت نخبگان، برجستگان، مسئولان و جريانات سياسي ديني واجتماعي است كه حركت خود را با تدبير مرجع تصميم‌ساز نظام هماهنگ و تطبيق نمايند. امكان تصور، اشتباه و خطا از سوي افراد قابل پذيرش بوده اما لجاجت و بي‌توجهي و لوث كردن فرامين رهبري امري غيرقابل پذيرش و غيرقابل جبران به نظر مي‌رسد. راهي كه به سبب آسيب‌هاي وارده به كشور توبه هم جايي در آن نخواهد داشت. بي‌شك آيندگان همان گونه كه درباره خواص مردود سال‌هاي اول انقلاب و اين سال‌ها قضاوت كرده درباره خيل كساني كه مدعي دفاع از انقلاب و ولايت فقيه بوده ولي برخلاف اين راه پراميد حركت مي‌كنند قضاوت خواهد كرد. تا دير نشده براي بازگشت دور بزنيد. اينجا دور زدن ممنوع نيست.

احمدی‏نژاد: هر وقت زمان نوکری تمام شد بی‎ادعا کنار می‎کشیم

محمود احمدی نژاد با بیان اینكه عده‌ای بدون آنكه بتوانند از سیاست‌های اصلی دولت ایراد بگیرند با ماجراسازی‌های فرعی و پوچ به دولت حمله می‌كنند، خاطر نشان كرد: محور كار دولت تلاش صادقانه و مخلصانه برای مردم در جهت عدالت و آرمان‌های انقلاب بدون توجه به جوسازی‌هاست.

به گزارش واحد مركزی خبر ، وی عصر یكشنبه در جلسه هیات دولت با اشاره به اینكه مخالفان تا به حال نتوانستند به سیاست‌های دولت در زمینه‌های اقتصاد، عمران، علمی، پژوهشی، خارجی،‌ صنعتی، كشاورزی و زیربنایی ایراد جدی وارد كنند، گفت: البته این حرف به معنای آن نیست كه بعضا اشكالی در كار دولت وجود نداشته باشد اما ایرادات آنقدر كوچك است كه كسی نتوانسته روی آنها مانور بدهد چرا كه اگر ایراد بزرگی وجود داشت مخالفان حتماً با تمسك به آن به میدان می‌آمدند.

وی با اشاره به شعار دولت مبنی بر كار، نوكری مردم، خدمت و ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌ها تاكید كرد: دولت تا آخرین ثانیه‌های فرصت خدمت‌گذاری این شعارها را به طور جدی پیگیری خواهد كرد.

اعضای دولت بدون ادعا و منتی به دنبال كار و خدمت به مردم هستند و فقط به دنبال نوكری مردم هستند و هر وقت زمان نوكری تمام شود هم، بی‌ادعا كنار می‌كشند ولی تا وقتی هستند یك ثانیه را برای كار از دست نخواهند داد.

دكتر احمدی‌نژاد خطاب به اعضای دولت اظهار داشت: فضای كار و تلاش صادقانه و مخلصانه را حفظ كنید چرا كه صلاح دنیا و آخرت ما در همین امر است كه به مردم خدمت كنیم تا از دعای خیر آنها بهره‌مند شویم.

وی از اعضای هیات دولت خواست تا كارها و برنامه‌های تحولی را محكم به پیش ببرند و تصریح كرد: آنچه از ما باقی می‌ماند نتیجه تلاش‌ها و فعالیت‌های ماست.

وی افزود: همانگونه كه بارها تاكید كرده‌ام هیات وزیران و اعضای ستادی دولت اجازه نمی‌دهند كه دیگرانی بنشینند و با فضاسازی و غوغاسالاری برای آنان دستور كار روزانه تهیه كنند؛ دولت بر اساس دستور كار روشن خود یعنی برنامه پنجم، قانون بودجه، سیاست‌های كلی دولت حركت می‌كند و به فضل الهی هم همه شرایط برای ساختن كشور مهیاست.

احمدی‌نژاد خاطر نشان كرد: البته این معنای آن نیست كه اگر مسأله‌ای مربوط به مصالح ملت مطرح شود از طرف دولت مورد بی‌توجهی قرار گیرد و روابط عمومی‌ها باید مواردی از این دست را جدا كرده و اگر نظر سازنده، تحلیل درست و یا پیشنهاد خوبی ارائه داده شده است را به مسئولان منتقل كنند تا به آن رسیدگی شود و خواسته‌ها و مطالبات مردم روی زمین نماند.

وی با ارائه آمار ضریب جینی كه نشان‌دهنده فاصله دهك‌های درآمدی در كشور است، گفت: این عدد در ابتدای روی كار آمدن دولت نهم 42 درصد بود كه سال قبل به 38 درصد رسیده و پیش‌بینی مركز آمار این است كه اگر با همین شرایط كارها ادامه پیدا كند، این عدد تا پایان تابستان به 34 درصد برسد در حالی كه هدف نهایی برنامه پنجم رسیدن این عدد به 35 درصد بوده است و رسیدن به 30 درصد دور از دسترس نیست كه یك مطلوبیت نسبی در زمینه فاصله طبقاتی نیز محسوب می‌شود.

احمدی‌نژاد كاهش فاصله طبقاتی را ناشی از تلاش‌های هیات دولت دانست و افزود: ایجاد اشتغال، فاصله طبقاتی را كم می‌كند و وقتی با همت مجموعه دولت امكانات و سرمایه‌گذاری‌ها به صورت عادلانه در سطح كشور توزیع شد به طور طبیعی فاصله طبقاتی كاهش یافت اما عده‌ای بدون آنكه توجه و دقت كنند مرتب ایراد می‌گیرند كه دولت به دنبال توزیع فقر است در حالی كه دولت در حال توزیع ثروت است.

رییس‌جمهور با بیان اینكه در نتیجه تلاش دولت نهم و دهم تولید ثروت ملی رشد مطلوبی یافته است و تلاش وافری برای توزیع عادلانه آن صورت می‌گیرد به افزایش 13 درصدی تولید فولاد، لوازم خانگی، سیمان و نیز افزایش قابل توجه بودجه‌های عمرانی و بخش مسكن، افزایش 27 درصدی صادرات غیرنفتی وئ نیز افزایش 14 درصدی تولیدات بخش كشاورزی اشاره كرد و گفت: وقتی آمار افزایش تولیدات در همه بخش‌ها بیش از 10 درصد است، بر چه مبنایی رشد اقتصادی كشور را 4 درصد اعلام می‌كنند، این موضوع نشان می‌دهد كه عده‌ای می‌ترسند، اعلام كنند رشد اقتصادی ایران بالای 10 درصد بوده در حالی كه این اتفاق در واقعیت رخ داده است و می‌تواند چند سال متوالی ادامه یابد.

دكتر احمدی‌نژاد رشد صادرات غیرنفتی در سه ماهه گذشته را 42 درصد عنوان كرد و ادامه داد: در صورت حفظ روند افزایش تولید تا پایان سال ارزش صادرات غیرنفتی به بیش از 45 میلیارد دلار خواهد رسید و این اتفاقی بزرگ است كه خیلی‌ها آرزوی آن را داشتند.

وی روند پیشرفت كشور را شتابان توصیف كرد و اظهار داشت: در حوزه بهداشت و سلامت متخصصان كشورمان به دانش یك روش بسیار پیشرفت سلول‌ درمانی دست یافته‌اند كه با تزریق سلول‌های بنیادین اندام‌های بدن را اصلاح می‌كند و این دستاورد بسیار بزرگی است كه ان‌شاءا... به زودی از آن رونمایی خواهد شد.

احمدی‌نژاد همچنین به سیاست‌های فرهنگی دولت اشاره و تصریح كرد: در حالی كه مخالفان درباره سیاست‌های فرهنگی دولت حرف‌های كلی می‌زنند تصمیمات بسیار پخته و عالمانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خیلی دقیق اجرایی شده و كارها در مسیر درست به پیش می‌رود. تولید فیلم، كتاب، تئاتر و انواع مختلف دیگر تولیدات فرهنگی و هنری در فضایی سالم در حال گسترش یافتن است و هر روز شاهد جوشش‌های فرهنگی و هنری هستیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود كانون تمركز شیاطین را انحراف توجه دولت و ملت از كار و سازندگی دانست و خاطر نشان كرد: هر یك لحظه‌ای كه از كار غفلت شود از كسانی كه با سرعت روزافزون به جلو می‌روند و با آنها رقابتی شانه به شانه و ثانیه‌ای داریم، عقب‌ خواهیم ماند.

احمدی‌نژاد با بیان اینكه با ابلاغ بودجه فرصت‌های بسیار خوبی پیش روی بخش‌های اجرایی قرار گرفته است، گفت: پروژه‌های فرهنگی و اجتماعی و اصلاحات ساختاری باید مورد توجه خاص قرار گرفته و كارها به نحوی جلو برود كه روزانه خبرهای خوش واقعی، سازنده و ماندگار به مردم داده شود.

رییس‌جمهور تداوم اجرای قانون هدفمندكردن یارانه‌ها را همچنان جزو كارهای مهم دولت دانست و تصریح كرد: در طرح تحول اقتصادی فقط دو سه مورد از برنامه‌های پیش‌بینی شده اجرا و به پیش‌ برده شده است و باید امسال طرح‌های اصلاح نظام مالیاتی و سیستم بانكی را نهایی كرده و اجرای آن را آغاز كنیم.

دكتر احمدی‌نژاد تاكید كرد: باید همه هفت محور طرح تحول اقتصادی در دولت دهم اجرا شود و به نقطه مطلوب و غیرقابل برگشت برسد و این كار شدنی است.

رییس‌جمهور عملكرد دولت در اجرای اصل 44 قانون اساسی را قابل توجه و افتخارآمیز دانست و اظهار داشت: دولت پروسه اجرای اصل 44 قانون اساسی را كه 20 سال زمان می‌طلبید طی 5 تا 6 سال اجرا كرد و حجم واگذاری‌‌های این دولت 25 تا 30 برابر كل دولت‌های قبل از خود است و هیچ‌كس فكر نمی‌كرد دولت بتواند این حجم از سهام را بدون اینكه حقی از بیت‌المال و حقوق مردم تضییع شود، واگذار كند و بعضی‌ها كه از جزئیات اقدامات دولت در این زمینه اطلاعی ندارند، مرتب علیه دولت مطالبی مطرح می‌كنند كه البته اهمیتی هم ندارد.

دكتر احمدی‌نژاد از وزیر اقتصاد خواست واگذاری سهام عدالت تا تكمیل همه حلقه‌های طرح ادامه یابد و تصریح كرد: واگذاری سهام عدالت اقدام بزرگی بود كه باعث شد حدود 42 میلیون نفر در منافع و سرمایه‌گذاری‌هایی كه سال‌های سال در كشور انجام شده است، سهیم باشند.

رییس‌جمهور به ادغام وزارتخانه‌ها و كوچك و چابك‌سازی ساختار و بدنه دولت اشاره كرد و با بیان اینكه بعد از پایان تعطیلات تابستانی مجلس وزرای جدید را معرفی خواهیم كرد، گفت:‌ به طور جد پیگیر اصلاح تشكیلاتی ساختار وزارتخانه‌ها و دولت هستیم و وزارتخانه‌ها باید نیروهای خود را به قسمت صف بفرستند و عده كمتری را در ستادها نگهدارند تا ستادها كوچك و چابك شده و نیروها نیز در قسمت صف وارد میادین عملیاتی كار شوند.

دكتر احمدی‌نژاد افزود: در حال حاضر ساختمان وزارت جهادكشاورزی تخلیه شده در حالی كه هیچ‌كس باور نمی‌كرد كه بشود این ساختمان را تخلیه كرد و آقای نیكزاد هم اعلام آمادگی كردند كه ساختمان اصلی وزارت مسكن را تخلیه كنند كه اینها كارهای بزرگی برای كوچك كردن بخش‌های ستادی دستگاه‌های دولتی است و حتی وزارت كشور هم می‌تواند این كار را بكند چرا كه اگر به لحاظ شكلی و ظاهری كوچك نشویم به لحاظ عملكردی نمی‌توانیم چابك و بزرگ شویم.

رییس‌جمهور خطاب به اعضای هیات دولت تصریح كرد: عملكرد خود را برای مردم تشریح كنید و بدانید مردم با آگاهی یافتن از تلاش‌ها و اقدامات شما نهایت همراهی و همكاری را با دولت خواهند داشت، توان ملت ایران را در انجام كارهای بزرگ همواره مد نظر داشته باشید. اگر كارها را برای آنها توضیح دهید و كمك بخواهید خواهید دید كه چه طوفانی از همراهی و همدلی در كشور بپا می‌كنند.

دكتر احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سفر معاون اول رییس‌جمهور به عراق آن را سفری ارزشمند توصیف كرد كه آثار درازمدتی خواهد داشت و گفت: ایران و عراق علاوه بر اشتراكات فرهنگی بسیار، مردمی دارند كه به یكدیگر علاقمند بوده و می‌خواهند روی پای خود بایستند و هنر دولت این است كه راه همكاری مردم دو كشور را باز كند.
وی  پروژه‌های راه، راه‌آهن، انتقال انرژی و ارتباطات را از جمله زمینه‌های مساعد توسعه همكاری بین ایران و عراق عنوان و خاطر نشان كرد: از كارهای بسیار مهمی كه باید در روابط بین دو كشور ایران و عراق پیگیری شود، تثبیت شن‌ها و چشمه‌های ایجاد گرد و غبار است كه زندگی مردم دو كشور را مختل كرده و اگر چه كار مهار آنها آغاز شده اما لازم است سرعت كارها افزایش یابد.

زن اسرائیلی اسلام آورد + عكس

 

تالی فهیما زن اسرائیلی وابسته به حزب راستگرای این رژیم، پس از اعلام مسلمان شدنش نه تنها قصد دفاع از ملت فلسطین در مقابل صهیونیستها را دارد، بلكه می خواهد در بین آنها نیز زندگی كند.

به گزارش رجانیوز به نقل از مشرق، این تصمیم از سوی فهیما بازتاب بسیار زیادی در جامعه صهیونیستی داشته است بطوری كه وی پس از اینكه مدتی پیش مسلمان شدنش را به اطلاع عموم رسانده بود، اینك از طریق درج یك آگهی در روزنامه فلسطینی "القدس" گفته است كه وی به دنبال یافتن یك فرصت شغلی در فلسطین برای انتقال به آنجا جهت زندگی كردن و ترك "اسرائیل" (سرزمین های اشغالی) است.

وی در این آگهی اعلام كرده است كه دوست دارد تا آخر در فلسطین سكونت و دیگر هیچ وقت به سرزمین های اشغالی برنگردد.

فهیما در روزهای اخیر به شدت مورد هجوم رسانه های صهیونیستی قرار گرفته است.

فهیما برای نخستین بار در سال 2004 میلادی با زكریا زبیده، فرمانده گردان های الاقصی دیدار و  در پی آن شاباك برای انجام تحقیقات وی را دستگیر و برای مدتی زندانی كرد. دادگاه رژیم صهیونیستی فهیما را به همدستی با تروریست های الاقصی متهم كرد و حتی بعد از اعتراضات وكلای مدافع فهیما، تجدید نظری در رأی صادره صورت نگرفت و وی به دو سال زندان محكوم شد. پس از آن نیز فهیما تحت نظر بود و تا یكسال اجازه مسافرت به خارج از اسرائیل را نداشت و تا چهار سال نیز اجازه نداشت به سرزمین های فلسطینی برود.

دردشناسی ایران به سبک نوری‌زاده!

کیهان نوشت:

افشاي نشست خيانت آلود شماري از عناصر ضد انقلاب تجزيه طلب با بودجه سفارت عربستان در لندن، نوري زاده را به واكنش واداشت.

در نشست ياد شده برخي عناصر تجزيه طلب و تروريستي از جمله سران گروهك كومله حضور داشتند و نوري زاده در همان نشست كه اخبار آن به بيرون درز كرده، پيشنهاد مي كند ايران تجزيه شود و استان خوزستان- كه آن را استان عربستان مي نامد- به سعودي ها واگذار شود! افشاي اين سخنان آن هم در نشستي با بودجه و كمك مالي سعودي ها، باعث اعتراض حتي در ميان برخي محافل ضد انقلاب شد.

نوري زاده در پي لو رفتن ماجرا ضمن مصاحبه اي گفت: نشست مذكور در لندن «در بسته» بود و قرار نبود بحث ها عمومي شود. ما جلسه را پشت درهاي بسته برگزار كرديم و قرار بود بحث ها به بيرون درز پيدا نكند، چون وقتي قابل انتشار شد، سر و صدا ايجاد مي كند.

وي اضافه كرد: جلسه به اين دليل باز نبود كه هدف سياسي پشت آن نبوده است. چون اين جلسه دردشناسي[!!] بود. اين كنفرانس ربطي به كنفرانس پاريس و ماجراي سردار مدحي نداشت.

منابع مطلع ضمن تصريح بر اين كه نوري زاده در نشست محفلي مذكور، از تجزيه خوزستان و واگذاري آن به رژيم سعودي سخن گفته، مي گويند نوري زاده به واسطه راه اندازي اين نشست چند هدف را دنبال مي كرده است: اول، سركيسه كردن سعودي ها كه در بهار انقلاب هاي منطقه، اوضاع وخامت آلودي دارند و به همين دليل آماده سركيسه شدن هستند و دوم، رفع اتهام جاسوسي براي وزارت اطلاعات ايران به واسطه دعوت از گروه هاي تجزيه طلب(پس از لو رفتن همكاري با محمدرضا مدحي). به عبارت ديگر نوري زاده عمدا سران كومله و... را دعوت كرده و حرف هاي تند خارج از قواره خود زده تا ضديت او با جمهوري اسلامي، احراز رفع اتهام جاسوسي براي وزارت اطلاعات شود!! برخي محافل ضد انقلاب با اشاره به لو رفتن محتواي مذاكرات نشست هايي نظير نشست پاريس و لندن و... كه ويژگي مشترك آنها حضور نوري زاده بوده است، هشدار داده اند كه وي حلقه مكمل نفوذي هايي چون مدحي و... براي جمع آوري اطلاعات از عمق نشست هاي اپوزيسيون است. جاسوسي چندجانبه نوري زاده براي سرويس هاي مختلف صرفا در قبال پول و بعضا با اهداف متناقض، بدگماني نسبت به وي را در ميان محافل اپوزيسيون تقويت كرده است اگرچه از نگاه وزارت اطلاعات افرادي چون نوري زاده به هيچ وجه قابل اعتماد نيستند مگر آنجا كه تصاوير و اسنادي را جمع آوري كنند.

نسخه‌پیچی اروپانشینان برای انتخابات مجلس نهم

يكي از سران گروهك منحله فدائيان خلق، تحركات خاتمي براي حضور در صحنه انتخابات و بازگشت به حاكميت را «چاهي بر سر راه جنبش سبز» توصيف كرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، علي كشتگر كه با رسانه هاي وابسته به سازمان سيا نظير گويانيوز و راديو فردا همكاري مي كند، در گويانيوز نوشت: آنچه خاتمي مي كند نه براي حفظ اعتماد عمومي بلكه براي جلب اعتماد نظام است.

وي همچنين تصريح كرد كه تحركات خاتمي موجب توهم زدايي از جنبش سبز خواهد شد. كشتگر از اصلاح طلبان خواست چاه سر راه جنبش سبز نگذارند و خودكشي نكنند.

همزمان سايت ضدانقلابي اخبار روز به روحيات فرصت طلبان طيف همسو با خاتمي حمله كرد و نوشت: سخن از شركت كردن يا شركت نكردن تعداد بيشتري، مثلاً، ده نفر يا صدنفر يا هزار نفر يا نمي دانم چند نفر در انتخابات اسفند ماه مجلس نيست. سخن از وادادن است. سخن از وفاداري است در برابر خيانت. سخن از خنجر است و پشت. و سخن از غربال است. غربالي كه نخاله را از سره، و ناخالص را از خالص، جدا مي كند. طبعاً روي چنين سخني با توده ها نمي تواند باشد. و نيز- در جهت معكوس آني با سفلگاني هم نمي تواند باشد كه چه در هيأت دوست، و چه در هيأت دشمن، چه در هيأت «راديكال» و سرنگوني طلب و برانداز، و چه در هيأت «اصلاح طلب»، و يا مثلاً در هيأت ناصح خيرخواهي كه به جز انديشه شر به سر ندارد، دشمني با جنبش را پيشه كرده اند، و هيچ فرصتي را براي ضربه زدن به آن از دست نمي دهند. روي چنين سخني نه با اين ها و نه با آن ها، بلكه با كساني است كه خود را سران و راهنمايان و سخنگويان «جنبش سبز»، به حساب مي آورند كه گفت «رهنمايي چه داني، تو كه ره نداني؟

نويسنده اخبار روز با تأكيد بر قصد فتنه سبز مبني بر براندازي نظام و در عين حال بن بست اين حركت ضد انقلابي نوشت: در غياب موسوي، رهنورد و كروبي، جمعي از «همرهان سست عناصر» با چشم هاي سرمه كشيده از خون دلمه شده و تن هاي كبود شده كشتگان و اسيران جنبش، به رژيم چشمك مي زنند و برايش ناز و عشوه و قر و غربيله مي آيند تا مگر نقشي هم به آن ها داده شود. جمعي از اينان آن قدر پست هستند كه براي رسيدن به اين هدف، و براي ابراز ندامت از گذشته، حتي از «جنبش سبز و همراهان آن نيز اعلام برائت مي كنند. من اينان را با همه پستي و دون مايگي اشان، بر ديگراني كه همچنان از «جنبش سبز» سخن مي گويند و حتي خود را سخنگوي آن نيز مي نمايانند، اما درصدد قباي ننگ بر تن جنبش پوشانيدن هستند ترجيح مي دهم. آن دسته نخست، به انفعال خود به رياكاري خود، و به خنجر از پشت زدن خود، معترف، و اي بسا مفتخر است؛ و اين دسته دوم اما نه. به قول سعدي؛

هرگز ايمن ز مار ننشستم- كه بدانستم آنچه خصلت اوست

زخم دندان دشمني بتر است- كه نمايد به چشم مردم، دوست!

نويسنده در پايان تأكيد مي كند: مي خواستم نام مقاله را به خاطر يك مشت زالزالك» بگذارم اما فاجعه را جدي تر از اين حرف ها يافتم. كشته نداديم، كه سازش كنيم.

جالب اينجاست كه نويسنده در اروپا اقامت دارد و اساساً قواره اش به هزينه دادن و كشته شدن و مبارزه نمي خورد!

کد خبر:95368 -

کنایه کوچک‌زاده به ادعای ترور افروغ!

مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتشار یادداشتی در وبلاگ شخصی خود به اظهارات و ادعاهای عجیب عماد افروغ نماینده مجلس هفتم واکنش نشان داد. 

 
به گزارش رجانیوز، در این نوشته که با عنوان "من نمی آیم! ولی ناز امثال من! را بکشید تا مردم در انتخابات شرکت کنند" منتشر شده، آمده است: 
 
سایت خبرآنلاین تحت نفوذ معنوی علی لاریجانی یک مصاحبه واقعا خواندنی را از یک استاد 54 ساله نخبه و روشنفکر و شانه خمیده از ستم بد اندیشان و... را با سه تیتر مختلف به شرح زیر و از سه طریق لینک کرده. 
 
1- عماد افروغ: درنشست های مختلف ازمن پرسیده می شود که حمایت​های رهبری از دولت، از سر مصلحت بوده یاحقیقت؟ 
 
2- روایت افروغ از کاسه​های داغ​تر از آشی که زمینه پذیرش سخنان رهبری را تنگ می​کنند 
3- افروغ: تهدید به ترور شدم/ اسناد این تهدیدها را به وزارت اطلاعات دادم 
 
این استاد 54 ساله نخبه روشنفکر... در آن مصاحبه با تخصصی که دارد به زمین و زمان ایراد گرفته و پیش بینی کرده که انتخابات بعدی چون نخبه های امثال او در آن شرکت نمی کنند و در نتیجه مردم هم آدم نخبه ای برای رای دادن پیدا نمی کنند با اقبال مواجه نخواهد شد مگر آنکه افراد معدودی که مثل ایشان هستند و آسان هم به دست نیامده اند را برویم و پیدا کنیم و نازشان را بکشیم تا به عرصه انتخابات بیانید. 
 
او البته گفته چون احساس امنیت نمی کند، حاضر نیست در انتخابات نامزد شود (حتی اگر سایت خبرآنلاین و علی لاریجانی و... اصرار خیلی خیلی خیلی زیاد هم بکنن) و گفته که در رد صلاحیت ها نباید نماز جماعت رفتن افراد ملاک قرار بگیرد! 
 
وی مدعی شده کسانی می خواسته اند او را ترور کنند و برایش پیامک فرستاده اند و او نام و شماره تلفن آنها را که پیامک داده اند نیز به اطلاعات داده. و البته اینکه نتیجه این اطلاع رسانی ایشان در مورد ترور خودش به اطلاعات چه بوده را مسکوت گذاشته و فکر نکرده خوانندگان ممکن است تصور کنند اطلاعات هم با تروریست‌هایی که قصد سر به نیست کردن این نخبه نایاب(!) را داشته اند، همدست بوده و خلاصه خودتان بروید مصاحبه این روشنفکر نخبه را حتما بخوانید. پیدا کردنش هم خیلی راحت است چون از هر سه لینک بالا گرچه با سه تیتر مختلف هم درج شده اند، به یک جا بیشتر نمی رسید و آن‌هم مصاحبه این استاد 54 ساله نخبه روشنفکر دارای دل پر درد و شانه خمیده از بدگویی ها و..... است!

هفته پرکار گنجي در تخريب شيعه و فرهنگ مهدويت

در دو هفته اي که گذشت اکبر گنجي، به عنوان يکي از فعالان اپوزيسيون در عرصه مبارزه با شيعه و فرهنگ مهدويت فعاليت فراواني داشته و با حضور در رسانه ها و سايت هاي خبري گوناگون، حملات شديدي نسبت به عقايد وتفکرات شيعه داشت.

 به گزارش جام نيوز، اکبر گنجي در اولين قدم خود براي تخريب تشيع در هفته اي که گذشت در مصاحبه با راديو زمانه مدعي شد: «تشيع در طول تاريخ به خاطر دلايل بسياري از جمله منافع، رفته رفته اختراع شد!!!».
 
اين مدعي اصلاح طلبي در سايت روز آنلاين با انکار رجعت که از عقايد مسلم شيعه به حساب مي آيد، به تشکيک در اين باره پرداخته و مدعي شد: «شيعيان غالي ادعاي رجعت را مطرح کردند تا عطش انتقام خود را سيراب کنند.»
اين منکر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در ادامه فعاليت هاي خود بر ضد فرهنگ مهدويت، پرده اي ديگر را به اجرا گذاشت و با حمايت از مدعياني که تلاش داشته اند فرهنگ مهدويت را به انحراف بکشانند، در سايت راديو زمانه با انتشار مقاله اي ضمن تعريف و تمجيد از محمدعلي باب(موسس فرقه ضاله بهائيت) به اتهام زني به فقهاي شيعه پرداخت و مدعي شد: «محمدعلي باب هر ادعايي داشت، مجازاتش چوب زدن نبود.»
 
وي ضمن حمايت از مدعيان دروغين مهدويت در مصاحبه با راديو زمانه گفت: «جمهوري اسلامي بايد به جاي زنداني کردن مدعيان امام زمان بودن، به آنها فرصت دهد تا از ادعاي خود به طور معقول دفاع کنند.»
 
گنجي حتي پا را فراتر گذاشته و به حمايت از مدعيان نبوت پرداخته و ادامه داد: «انسان ها حق دارند مدعي نبوت شوند و تا زماني که آنها براي پيام رساني به خشونت متوسل نشوند، هيچکس مجاز نيست که مانع کار او شود يا مجازاتش کند.»
 
وي ضمن تبليغ افکار وهابيت در انکار مباني ديني زيارت ائمه(عليهم اسلام) مدعي شد زيارت ائمه معصومين(عليهم السلام) وايجاد بارگاه براي ايشان از اختراعات دوره غزنويان و سلجوقيان بوده است!»
نکته جالب توجه در سخنان گنجي، به عنوان يک به اصطلاح مدافع آزادي، دشمني وي با شيعه و عقايد آن به خصوص فرهنگ مهدويت است در حالي که ساير تفکرات انحرافي در نزد وي و همفکرانش حق و قابل احترام هستند!
 
البته ناگفته پيداست انکار اعتقادات ديني و تعاليم اسلامي، آخر و عاقبت افرادي همچون گنجي و ... است که به دامان غرب پناه برده اند. 

بنی‌صدر:اروپا برای حفظ نظام ایران،اصلاح طلبان را تقویت می‌کند

بنی صدر: «اروپا بر حفظ جمهوری اسلامی، برروی اصلاح‌طلبان سرمایه‌گذاری کرده است؛ چرا که اروپا در جمهوری اسلامی منافع زیادی دارد و اصولا خواهان سقوط نظام جمهوری اسلامی نیست، بلکه بر حفظ جمهوری اسلامی از طریق جریان اصلاح‌طلب درون رژیم سرمایه‌گذاری کرده است.»

 
به گزارش جام نیوز، ابوالحسن بنی صدر، امروز 10 جولای(19تیر) در مصاحبه ای با رادیو فرانسه در مورد علاقه کشورهای غربی به اردشیر امیر ارجمند، سخنگوی میر حسین موسوی در خارج کشور و بی توجهی این کشورها به مجتبی واحدی، سخن گوی مهدی کروبی گفت: «دلیلش روشن است. برای اینکه این محافل برروی جریان اصلاح‌طلب در درون رژیم سرمایه‌گذاری کرده‌اند. تغییر رژیم چیزی است که تصور آن در ذهن آنها بعید به نظر می رسد؛ افزون بر اینکه آنها منافع‌شان هم همین را اقتضا دارد.»
 
وی ادامه داد: «آنها به دنبال دموکراسی در کشور ما نیستند. آنها به دنبال رژیم هایی هستند که منافع آنها را تامین کند، همین و بس؛ صورت ظاهری هم داشته باشد چه بهتر، اما نداشت هم نداشت. مثل عربستان که الان دارد نقش ضد انقلاب را بازی می‌کند. در یمن، در بحرین، در مصر، در سوریه، در لیبی، هیچکس هم نمی‌گوید چرا بالای چشمت ابروست!»
 
بنی صدر که عامل نفوذی غرب در جمهوری اسلامی بوده ودر همان ابتدای انقلاب با کمک منافقان ازکشور گریخته است، افزود: «آنها به دنبال رژیمی هستند که حافظ منافع آنها باشد. خوب آقای واحدی از آن خط دور شد و خطی در پیش گرفته که تغییر رژیم را ایجاب می‌کند. حال آنکه آن یکی ماندن در رژیم و اصلاح کردن آن را می خواهد؛ به ترتیبی که توقعات غرب هم برآورده شود.»
 
البته ناگفته پیداست که این تحلیل بنی صدر هم در راستای اهداف غرب صورت می گیرد.در حقیقت غرب درپی آن است که بخشی از اصلاح طلبان را که به سبب فتنه 88 از سوی مردم ایران طرد شده اند، دوباره به عرصه سیاسی ایران بازگردانند تا به وسیله آنها، نقشه های شوم خود برای جمهوری اسلامی را اجرا کنند. وگرنه همه می دانند که این افراد در فتنه 88، تنهادرپی براندازی جمهوری اسلامی بودند.

پیام نور دانشگاه مطلوب زندانی ها

معاون اجرایی سازمان سنجش آموزش کشور با تشریح نحوه شرکت زندانی ها در کنکور گفت: در صورت وجود متقاضی کنکور از میان محکومان به زندان، سازمان سنجش شرایط را برای شرکت در کنکور این دسته از داوطلبان فراهم می کند.

سیدجلال طباطبایی در گفتگو با مهر افزود: هر ساله برای شرکت محکومان و زندانی ها در کنکور همکاری صورت می گیرد و نماینده تام الاختیار سازمان سنجش به زندان هایی که متقاضی شرکت در کنکور در آنها وجود دارد، فرستاده می شود.
 
وی افزود: نماینده تام الاختیار تمامی مراحل قانونی از جمله ثبت نام تا برگزاری آزمون را در همان زندان به انجام می رساند. در واقع آن زندان که داوطلب کنکور در آن وجود داشته باشد همچون یک حوزه امتحانی در نظر گرفته می شود.
 
طباطبایی اظهار داشت: در کنکور سراسری سال 90 متقاضی زندانی نداشتیم اما در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور تعداد زیادی از محکومان متقاضی شرکت در آزمون بودند که البته شیوه آموزش از راه دور در دانشگاه پیام نور در این انتخاب بی تاثیر نبوده است.
 
وی یادآور شد: البته در سال های گذشته، گروهی از زندانیان بوده اند که در کنکور سراسری نیز شرکت کرده اند اما در کنکور 90 هیچ داوطلب زندانی حضور نداشت.

نظر ارشاد در مورد تبیلغ کالا با تصویر یک مجری

 مسئول تبلیغات اداره کل ارشاد استان تهران با اشاره به استفاده از چهره یک زن مجری در بیلیبوردهای تبلیغاتی شهر تهران گفت: در این بیلیبورد به گونه ای تصویر این خانم کار شده که بیشتر تمرکز روی صورت وی است تا تبلیغ آن محصول.

مریم ارسنجانی در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: استفاده از چهره زنان در تبلیغات تجاری که مربوط به حوزه زنان باشد اشکالی ندارد اما اگر محصول ارتباطی با زنان نداشته باشد، مانع آن می شویم.
 
در هفته های اخیر، بیلیبوردهای یک شرکت لوازم خانگی خارجی در سطح شهر دیده می شود که از چهره یک زن برای تبلیغات خود استفاده کرده است در حالیکه طبق قانون تبلیغات مصوبه سال 1385، استفاده از چهره زنان در آگهی های تجاری ممنوع است.
 
وی ادامه داد: در تبلیغ اخیر چون محصول مربوط به حوزه زنان است، نمی توان ایرادی گرفت اما واحد تبلیغات ارشاد تهران بر روی این مسئله که چهره زن مجری بیشتر از لوازم خانگی به چشم می آید، سئوال دارد که آن را به واحد تبلیغات وزارتخانه ارسال کرده ایم.
 
مسئول واحد تبلیغات ارشاد استان تهران تصریح کرد: یکی دیگر از ایراداتی که می توان به این تبلیغ گرفت استفاده از چهره این زن برای تبلیغات خارجی بود در حالی که تاکید شده که باید از چهره زنان در تبلیغات داخلی استفاده شود.
 
ارسنجانی با بیان اینکه تبلیغ اخیر از سوی واحد تبلیغات وزارت ارشاد تایید شده است، گفت: این محصول چون در سطح اتوبانهای کشور قصد تبلیغ داشته، از وزارتخانه مجوز گرفته که ما اخیرا در این زمینه نامه ای به این واحد زده ایم و موارد اشاره شده را تذکر دادیم.
 
ارسنجانی درباره تبلیغات فیلم های سینمایی که در آنها نیز از چهره زنان با اشکال خاص استفاده می شود نیز گفت: واحد تبلیغات ارشاد تهران به این بخش هم نظارت ندارد و دفتر ارزشیابی فیلمهای سینمایی درباره بیلیبوردهای تبلیغاتی سینمایی تصمیم می گیرند.
 
پیش از این نیز مرتضی طلایی، عضو ناظر شورای شهر تهران بر تبلیغات شهری در این باره به خبرنگار مهر گفته بود: تاکید شده در تبلیغات تجاری از چهره زنان استفاده ابزاری نشود اما علاوه بر این تبلیغات فیلمهای سینمایی با چهره خاص زنان روی بیلیبوردها قرار می گیرد که نباید این موارد صورت گیرد.
 
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران با بیان اینکه نباید از چهره زنان در تبلیغات تجاری استفاده شود، گفت: موضوع بیلبوردهای تجاری همراه با چهره یک زن مجری را که به تازگی در اتوبانهای شهر تهران نصب شده، پیگیری می کنم.

کعبی: عنوان جامعتین پس از تدوین منشور اصولگرایی پایان یافت

عضو ارشد جامعه مدرسين حوزه علميه قم در كميته 7 نفره اصولگرايان، مواضع اصلي جامعه مدرسين حوزه علميه درباره انتخابات مجلس نهم را تشريح كرد.

آيت‌الله عباس كعبي، معاون جامعه و نظام جامعه مدرسين حوزه علميه قم در گفت‌و‌گو با فارس به بيان نكاتي درباره مواضع و عملكرد جامعه مدرسين حوزه علميه پرداخت.

وي با تأكيد بر لزوم ارائه يك ليست واحد از سوي اصولگرايان براي انتخابات مجلس نهم، گفت: مجموعه اصولگرايان بايد براي انتخابات مجلس نهم به يك ليست واحد برسند و در برابر صداي تفرقه‌ هوشيار باشند و نسبت به آن واكنش به موقع و جدي نشان دهند.

اين عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم، با بيان اينكه جامعه مدرسين حوزه علميه قم منادي وحدت اصولگرايان بر اساس منشور اصولگرايي تدوين شده توسط جامعتين است، خاطرنشان كرد: اين تشكل روحاني در خصوص ورود به بحث اجرايي و مصداقي افراد در انتخابات در سطح كشور به تصميمي نرسيده است.

كعبي خاطرنشان كرد: جامعه مدرسين نسبت به اين مسئله كه از طيف اصولگرايي، چه شخص و افرادي وارد مجلس نهم شوند حساسيتي ندارد، بلكه تبعيت محض از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب و حفظ اتحاد اصولگرايان در درجه اول اهميت قرار دارد و لاغير.

وي با بيان اينكه عنوان "جامعتين " بعد از تدوين منشور اصولگرايي پايان يافته است، بنابراين هر كدام از جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران، بر اساس ضوابط و تصميمات داخلي خود عمل مي‌كنند، تصريح كرد: با تشكيل كميته‌ هفت نفره در خصوص وحدت اصولگرايان، فصل نوين فعاليت‌ انتخاباتي اصولگرايي در كشور آغاز شده است.

اين عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم تأكيد كرد: ترويج و رعايت دقيق ضوابط شرع مقدس اسلامي، تقواي سياسي و اخلاق انتخاباتي بر پايه آموزه‌هاي اسلامي مورد تاكيد جامعه مدرسين حوزه علميه قم است. بنابراين از همه فعالان سياسي، گروه‌ها و احزاب به جد خواهانيم كه اين موازين شرعي و اخلاقي را در عمل رعايت كنند.

آيت‌الله كعبي در خاتمه اظهار اميدواري كرد كه با حضور مردم در انتخابات شاهد مشاركت حداكثري ملت وفادار به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران و ناكامي دشمنان و فتنه‌گران باشيم.

درباره قتل دختر جوان، روي پل مديريت

وحيد يامين پور*

1. چندي پيش ماجراي هولناكي در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت: «قتل در ميدان كاج سعادت آباد»؛ قتل اتفاق هولناكي است البته نه آنچنان عجيب كه همه را به خود متوجه كند. هولناكي و تلخي غيرعادي اين اتفاق مربوط به رفتار و واكنش سرد، غير مسوولانه و «غير ايراني» شاهدان حادثه بود. قاتل با ضربات متعدد چاقو قرباني را از پاي در مي آورد. قرباني حادثه از شاهدان طلب كمك مي كند ولي شاهدان تماشا مي كنند و يا عجيب تر از آن ترجيح مي دهند به عنوان «تماشاچيان»ي كه فرصت منحصربفردي را بدست آورده اند، با دوربين هاي تلفن هايشان اين صحنه جذاب را ضبط و ثبت كنند و يا درباره آن مصاحبه هاي جنجالي انجام دهند. نهايتاً قرباني حادثه جلوي چشمان تماشاچيان هيجان زده جان مي بازد. اينبار با فاصله اندكي بر روي پل عابر پياده اي كه منطقه سنتي تر «ده ونك» به پل مديريت را متصل مي كند حادثه اي خونين رخ مي دهد. جواني در گيرودار يك حادثه عشقي دختري را از پاي در مي آورد. اما اين حادثه با همه تلخي اش، هولناك و تكان دهنده نيست؛ شاهدان اين حادثه كه اغلب از ساكنان «محله» و يا كسبه ده ونك هستند ضارب را محاصره و دستگير مي كنند و بلافاصله قرباني را با اولين وسيله نقليه ممكن –يك وانت- به بيمارستان منتقل مي كنند(هرچند متاسفانه دختر جوان از شدت ضربات چاقو جان مي بازد.)

2. امنیت اجتماعی در وضعیتی بین الاذهانی تعریف روشنی دارد، ولی در مطالعات امنیت پژوهی آن را توانمندی جامعه برای مراقبت از خصوصیات و ویژگی های بنیادین خود در شرایط تغییر و تهدیدات عینی و احتمالی تعریف کرده اند و بر ارتباط نزدیک میان هویت جامعه و امنیت تاکید داشته اند و در تعبیر دیگر اساساً امنیت اجتماعی و هویت را توأمان معنا کرده اند. به عبارت دقیق تر امنیت اجتماعی هنگامی در معرض آسیب و خطر قرار می گیرد که اجتماع در حیث جمعی اش احساس کند هویت اش در معرض خطر است. مهمترین کار ویژه هویت، ایجاد وفاق، همبستگی(Solidarity)  و همسازی(Accomandation) است و يا در يك تعريف روشن تر آنگونه که برخي پژوهشگران قلمداد کرده اند، امنیت اجتماعی مترادف امنیت هویتی است.

3. گفته شده که ارزش ها و هنجارهای مشترک می تواند سطح خشونت در جامعه را کاهش دهد و یا لااقل پایین نگه دارد. تحقیقاتی که در 39 کشور جهان انجام شده است ارتباط ارزشهای مشترک با نرخ پائین جرایم را نشان می دهد. سرمایه اجتماعی نتیجه ارتباطات سالم و عمیق بین فردی است. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی به تنهایی در جامعه یا نهادی اجتماعی موجود نیست بلکه این افراد و شبکه های اجتماعی بین آنها است که این سرمایه را تولید می کند. با این تعاریف کاملاً آشکار است که سرمایه اجتماعی در یک جامعه چه اثر عمیقی بر جلوگیری از انحرافات اجتماعی و جرایم دارد. می توان نتیجه گرفت که چنانچه روابط عمیق انسانی مبتنی بر ارزش ها، شکننده و مخدوش شود و در نتیجه آن سرمایه اجتماعی کمرنگ شود، امنیت هویتی و امنیت اجتماعی در آستانه خطر قرار می گیرد.

4. هرچند پل مديريت و ده ونك فاصله بسيار اندكي با ميدان كاج سعادت آباد دارد اما براي پژوهشگران اجتماعي تفاوت هاي جامعه شناختي اين دو منطقه قابل تامل و مطالعه است. ميدان كاج سعادت آباد جزء مناطق كم سن و سال شهري و بدون سابقه فرهنگي و عاري از شبكه هاي سنتي روابط ميان فردي است. منطقه اي كه «محله» ندارد، روابط شكننده و كم عمق است و  مسووليت اجتماعي بسيار كمرنگ است. اما ده ونك و مناطق مسكوني نامنظم فشرده شده در زير پل مديريت عليرغم اينكه در سال هاي اخير عميقا از نوعي بي نظمي حاصل از ساخت و ساز هاي عمودي در رنج است، اما همچنان «محله» باقي مانده است. اين بدان معناست كه كانون هاي زايش فرهنگي و عناصر حافظ شبكه هاي هنجاري و ارزش هاي مشترك همچنان حيات دارد و ساكنان را در چارچوب هاي شناخته شده اي از ادب، مسووليت اجتماعي و احساسات متقابل تربيت مي كند.

5. شاهدان حادثه پل مديريت تماشاگر نمي مانند، بلكه مداخله مي كنند و بر اتفاقات پيرامون شان اثر ميگذارند. اين ويژگي روابط عميق اجتماعي است. خصلتي كه تفاوت اجتماع ايراني را با جامعه فردگراي غيرايراني نشان مي دهد. هرچند اين واقعيت تلخ را بايد بپذيريم كه كلان شهر تهران (و ساير شهرهاي مشابه) بتدريج شاهد حذف «محله» به عنوان يكي از موثرترين واحد هاي قوام بخش سرمايه اجتماعي و هويت فرهنگي خواهيم بود. جامعه شناسان و امنیت پژوهان به خوبی می دانند که سرمایه اجتماعی تولید شدنی نیست و محصول دولت یا بخش خصوصی نمی تواند باشد، بلکه این هنجارها هستند که سرمایه اجتماعی را بوجود می آورند. بنابراین بطور خلاصه می توان گفت بیش از آنکه ابزارهای رسمی مانند پلیس، زندان و بطور کلی نظام کیفری یک کشور ضامن حفظ نظم و امنیت اجتماعی باشد، سرمایه اجتماعی مبتنی بر هنجارها و ارزشها کارآمدند.

6. شايد بلافاصله اين تلقي در ذهن مان پررنگ شود كه مگر چاره اي جز تن دادن به تغييرات اجتماعي هست؟ معناي ديگر اين سوال منفعلانه پذيرفتن هزينه اجتماعي تغييرات است؛ اما در واقع اينگونه نيست. حتي اگر تغييرات اجتماعي غيرقابل اجتناب باشد دستگاه تربيتي، فرهنگي و رسانه اي كشور مي تواند اصالت و مرجعيت فرهنگي را براي يك حوزه فرهنگي حفظ كند. اما متاسفانه نه تنها چنين تلاشي صورت نمي پذيرد بلكه مسير عكس آن طي مي شود. «محله»، خصلت هاي مسوولانه اجتماعي و روابط عميق تحقير مي شود و به نفع نشانه هاي  توسعه يافتگي به حاشيه مي رود. بسياري از سريال هاي تلويزيوني بافت سنتي شهرها و يا محلات اصيل را با نگاهي موزه اي به عنوان يك پديده منقضي شده به تصوير مي كشد و يا حتي در برخي موارد به عنوان يك كاريكاتور، دستمايه طنز و خنده شهرجديد و شهروندانش مي نمايد. در واقع دستگاه فرهنگي و رسانه اي كشور منفعلانه خود را در ذيل فرآيند توسعه تعريف مي كند و اين با تضعيف كانون هاي زايش فرهنگي، هويت فرهنگي و نهايتاً امنيت اجتماعي را به مخاطره مي اندازد.
 

*دكتري حقوق جزا و جرم شناسي

روزنامه 85 ساله اطلاعات در چه وضعیتی به‌سر می‌برد/

 
سقوط آزاد از لحاظ شاخص‌های حرفه‌ای و مردودی در ماجرای فتنه

روزنامه اطلاعات امروز در حالی 85 ساله می‌شود که عملکرد این روزنامه به‌ویژه در سال‌های اخیر روند کاملاً خنثی و در مواردی به نفع جریان‌های مقابل نظام را داشته است و از حیث سه شاخص اصلی "اثرگذاری"، "میزان مخاطب" و "محبوبیت" نیز علی‌رغم این سابقه زیاد سقوط آزاد قابل توجهی دارد. 

به گزارش رجانيوز، این روزنامه بنا به گفته دکتر کاظم معتمد نژاد استاد روزنامه‌نگاری پنجمین روزنامه پایدار دنیا از لحاظ سابقه است، از لحاظ شاخص‌های حرفه‌ای در وضعیت مناسبی نیست، به‌طوری که با این سابقه 85 ساله حتی در حفظ مخاطبان سنتی خود نیز با بحران مواجه شده و پس از شکستن انحصار اطلاع‌رسانی در طی سال‌های اخیر تیراژ آن کاهش قابل توجهی داشته است. 
 
این در حالی است که بخش عمده‌ای از نسخه‌های این روزنامه نیز به‌طور سنتی برای ادارات و نهادها توزیع می‌شود و خرید دکه‌ای آن پایین است. 
 
علاوه بر بحران مخاطب، این روزنامه از جهت دو شاخص حرفه‌ای دیگر "تأثیرگذاری" و "محبوبیت" با مشکل مواجه است و مزیت نسبی قابل توجهی ندارد، به‌طوری که اگر در گذشته برخی برای خواندن ستون‌های نویسندگانش این روزنامه را خریداری می‌کردند، اکنون این ستون‌ها نیز تقریباً غیرفعال شده است. 
 
روزنامه اطلاعات از لحاظ خبری از اغلب رسانه‌ها عقب‌تر است و از حیث تکنیک‌های خبری و گزارش نیز عقب‌تر از تکنیک‌های روزآمد است. 
 
اما نکته‌ی مهم‌تر از موارد شکلی و حرفه‌ای، مسائل محتوایی این روزنامه است، به‌طوری که مؤسسه‌ای که با امکانات فراوان، ساختمان مجلل در بهترین نقطه تهران و بودجه میلیاردی، آقای دعایی به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در رأس آن حضور دارد، در مواردی خط مقابل بیانات صریح رهبر معظم انقلاب را به‌ویژه در ماجرای فتنه دنبال کرده است. 
 
آقای دعایی که خود را منشأ رحمانیت نظام می‌داند، علاوه بر اینکه در طول سال‌های حاکمیت جریان دوم خردادی این روزنامه را به پاتوق حزبی این جریان تبدیل کرد بود، در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، عملاً مؤسسه اطلاعات را به یکی از ستادهای انتخاباتی موسوی تبدیل کرد، به‌طوری که اولین کنفرانس خبری موسوی و برخی از دیدارهای عمومی انتخاباتی او در این مؤسسه برگزار شد. 
 
با این حال، پس از فتنه 88 که عمیقاً متصل به خارج از مرزهای ایران و بنا بر بیانات رهبری، با 20 سال سابقه طراحی و تدارک بود، این روزنامه نه تنها قدمی در زمینه تبیین این ظلم بزرگ به نظام و بازی با آبروی کشور از سوی افراد قانون‌شکن برنداشت، بلکه به بهانه‌های مختلف اقدام به تطهیر سران این جریان از جمله محمد خاتمی با درج پیام‌ها و سخنرانی‌های او کرد. 
 
در نظر برخي از ناظران سياسي، آقاي دعايي فردي است كه به چارچوب‌ها معتقد است و از رفتارهاي ساختارشكنانه خودداري مي‌كند. در عين حال، برخي ديگر نيز معتقدند كه مديريت و رويكرد خنثي در مؤسسه اطلاعات، عملاً‌ اين مجموعه را كه بايد با توجه به ظرفيت‌هاي فراوان آن، محملي براي تبيين و تقويت گفتمان انقلاب اسلامي باشد، از حيز انتفاع خارج كرده و بود و نبود بخش عمده‌اي از خروجي‌هاي مؤسسه اطلاعات به‌ويژه روزنامه آن تأثير خاصي ندارد. 
 
امام خمینی در حکم خود برای حجت‌الاسلام دعایی تأکید کرده بودند که این روزنامه باید در خدمت مستضعفین باشد. در عین حال، اکنون در 85 سالگی این روزنامه و در شرایطی که "اطلاعات" 33 سال از 85 سالش را با مدیریت آقای دعایی گذرانده است، شاید زمان کافی برای ارزیابی مدیریتی بر مبنای همین حکم امام باشد. 
 
اگرچه شخصيت فردي آقاي دعايي مانند بسياري از افراد ديگر قابل احترام است و منشأ خدماتي در دوره مبارزه عليه رژيم طاغوت و پس از آن دوران انقلاب اسلامي نيز بوده اما ادامه روند موجود در روزنامه اطلاعات به معنای معطل ماندن یکی از ظرفیت‌های انقلاب اسلامی است.

دلداری امریکا به جریان فتنه با اعمال تحریم‌های نمادین

 

سه کشور انگلیس، امریکا و کانادا در حالی اعلام کرده‌اند که 50 مقام ایرانی را به فهرست تحریم های خود اضافه خواهند کرد که به نظر می‌رسد آنچنان که در اظهارات روز جمعه هیلاری کلینتون نیز روشن بود، هدف اصلی از این تحریم‌ها دلداری دادن به جریان فتنه است.

به گزارش رجانیوز، وزیر خارجه امریکا روز جمعه گفت این کشور 50 مقام ایرانی را که به ادعای او ناقض حقوق بشر بوده اند، مشمول مقررات منع صدور روادید می کند. در بیانیه کلینتون آمده است: «امروز ایالات متحده به همراه بریتانیا محدودیت‌های صدور روادید برای مقام‌های دولتی و دیگر اشخاصی که در نقض حقوق بشر در ایران دخیل بوده‌اند، اعمال کرد».

جان بِرد، وزیر خارجه کانادا هم با صدور بیانیه ای اعلام کرد که اوتاوا از این تحریم ها حمایت می کند. در همین حال، ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلیس هم با صدور بیانیه ای اعلام کرد که از این تحریم ها حمایت می کند. با این حال، در بیانیه هیگ نسبت به بیانیه کانادا و امریکا، تاکید بیشتری روی موضوع هسته‌ای دیده می شود و مسئله حقوق بشر در اولویت دوم قرار گرفته است. در این بیانیه آمده است: «این افراد دانشمندان، مهندسان و عناصری را شامل می‌شوند که در تامین مواد و تجهیزات لازم برای برنامه‌های هسته‌ای و تسلیحاتی ایران مشارکت دارند.

در فهرست تازه، علاوه بر افراد مرتبط با برنامه هسته‌ای نام افرادی نیز است که حقوق بشر در ایران را جدا زیر پا گذاشته‌اند». امریکا، انگلیس و کانادا نام این 50 مقام ایرانی را اعلام نکرده اند. اتحادیه اروپا پیش از این 32 مقام ایرانی را به بهانه آنچه نقض حقوق بشر می خواند، تحت تحریم مسافرتی و مالی قرار داده بود اما خبرگزاری رویترز روز شنبه 18 تیر گزارش داد که نام این 50 نفر، به 32 نفر قبلی اضافه خواهد شد. تحریم‌های مسافرتی یا بلوکه کردن اموال در حالی هر چند ماه یک‌بار علیه تعدادی از مقام‌های کشورمان اعمال می‌شود که این تحریم‌ها عمدتاً جنبه نمادین دارد و به‌ویژه در میان افراد تحریم شده که عمدتاً مقام‌های نظامی یا قضایی بوده‌اند، شاید حتی یک مورد نیز وجود نداشته باشد که حساب بانکی خارجی یا علاقه‌ای برای سفر به امریکا داشته باشد.

بنابراین، تحریم های فعلی با توجه به فضای سیاست داخلی در ایران اعمال می‌شود و به نظر می‌رسد تحلیل غربی ها اکنون این است که در حالی که جریان مخالف در ایران پشتوانه مردمی خود را از دست داده، اگر پشتوانه حمایت خارجی را هم از دست بدهد، قطعا به سرعت دچار مرگ سیاسی خواهد شد. این موضوعی است که هیلاری کلینتون هم در بیانیه خود به آن اشاره کرده است: «اقدامات امروز، گوشزد مهمی برای ایران است که جامعه جهانی به تلاش خود ادامه خواهد داد تا آن مقام‌هایی را که آمال دموکراتیک هموطنان خود را سرکوب و حقوق بشر را نقض می‌کنند، پاسخگو گرداند».

سال گذشته نیز پس از آنکه امریکا و برخی از کشورهای اروپایی از ادامه آشوب‌ها پس از 9 دی 88 ناامید شدند و تنها امید آن‌ها به ناآرامی در 22 خرداد 89 نیز بر باد رفت، بلافاصله تحریم‌هایی علیه کشورمان در شورای امنیت سازمان ملل و سپس اتحادیه اروپایی و کنگره امریکا تصویب کردند. این حدس وجود دارد که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس اقدامات ایذایی از این دست از جانب کشورهای غربی شدت بگیرد. اما آنچنان که سایت ایران هسته‌ای گزارش داده، در مورد اجرایی بودن این تحریم ها نیز تردیدهایی جدی وجد دارد.

علی اکبر صالحی رییس پیشین سامان انرژی اتمی و وزیر خارجه فعالی ایران هم توسط اروپا و امریکا تحریم شده بود اما از وقتی که وی به سمت وزیر خارجه منصوب شده، غربی ها این تحریم را رسما لغو کرده اند و وی در مقام وزیر خارجه ایران به برخی کشورهای اروپایی سفر کرده است. به‌عنوان نمونه وی فردا در قالب دور جدیدی از سفرهای اروپایی‌اش به اسلوونی و اتریش سفر خواهد کرد. همچنین فریدون عباسی دوانی هم در قطعنامه 1747 شورای امنیت تحریم شده بود اما وی که اکنون رییس سازمان انرژی اتمی ایران است، آخر خرداد به وین سفر کرد.

این موارد نشان دهنده آن است که این تحریم ها حتی از حداقل ارزش هم برخوردار نیست. سعید کمال دهقان روز 18 تیر 1390 در این باره در گاردین نوشت: «اگر کسانی که نام‌شان در فهرست قرار دارد، هنوز بتوانند سفر کنند (اشاره به صالحی) و به علت سمت‌شان مستثنی شوند به منزله به سخره گرفتن کلی مجازات منع سفر خواهد بود. راه دور زدن این تحریم ها برای جمهوری اسلامی این خواهد بود که افرادی که مشمول منع سفر هستند، ترفیع سمت دهد! برخی معتقد هستند که منع سفر در مورد فریدون عباسی دوانی که اخیرا به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد، به علت ارتقای سمتش لغو شود».

نمایش مجسمه‌های مبتذل این‌بار به جای مکزیک در ایران

همچنان به بهانه نمایش آثار تاریخی ایران صورت می‌گیرد:
نمایش مجسمه‌های مبتذل این‌بار به جای مکزیک در ایران!

پس از نقل خاطره دکتر حسن قدیری ابیانه (سفير سابق جمهوري اسلامي در مكزيك) از برگزاري نمايشگاه آثار تاریخی ایران در مکزیک و تلاش برگزار کننده ایرانی این نمایشگاه در به نمایش در آوردن مجمسه‌های عریان در این نمایشگاه با پشتیبانی، ملک‌زاده و سفارش رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، خبرها حاکی از بی‌توجهی به این رویه در برخی موزه‌ها و مناطق گردشگری داخلی است به نحوی که به نمایش در آمدن مجسمه‌های عریان در این مراکز گردشگری اعتراض‌های فراوانی را به دنبال داشته است.

به گزارش رجانیوز، در همین راستا به نمایش در آمدن مجسمه‌های عریان زن و مرد در  موزه"باغچه جوق ماكو"در استان آذربايجان غربي موجب شرمساری بازدیدکنندگان این موزه شده است. 

باغچه‌ي جوق ماكو در فاصله‌ي 6 کيلومتري ماکو و حدود 2 کيلومتري از سمت غرب جاده اصلي بازرگان و در روستايي به نام باغچه جوق در استان آذربايجان غربی واقع شده است. 

كاخ تاريخي وبا شكوه باغچه جوق ماكو در باغي به وسعت حدود 11 هكتار در اواخر دوره قاجار به دستور اقبال السلطنه ماكويي، يكي از ســرداران مظفـــرالدين شاه و از حكام مقتدر آن دوره ( 1324-1313 هجري قمري) با 2500 متر مربع زير بنا در باغي زيبا كه داراي انواع درختان ميوه و گلها (بوته‎هاي بزرگ رز و ...) و درختان زينتي ( اقاقيا، تبريزي و...) و چشمه‌اي زلال مي‎باشد، ساخته شد و تأثير شگرفي از سبك معماري روسیه آن زمان پذيرفته است.

در سال 1353 هجري قمري، ساختمان باغچه جوق از وراث سردار ماكويي توسط دولت خريداري شد و پس از انجام برخي تعميرات ضروري، اين مجموعه از سال 1364 براي بازديد عموم به عنوان كاخ موزه آماده گرديد و در تيرماه سال 1375 هـ . ش. در فهرست آثار ملي ايران به شماره 1739 به ثبت رسيد و از سال 1382 تا 1383 محوطه، عمارتها و فضاهاي خدماتي آن مرمت و بازسازي شد.

اين باغ از نمونه‌هاي منحصر به فرد باغسازي در ایران محسوب مي‌شود. زيرا از يكسو دوران شكل‌گيري آن به دوران قاجار باز مي‌گردد و هم به لحاظ موقعيت قرارگيري در منتهي‌اليه محدوده‌هاي جغرافيايي ايران و در خط تماس با ديگر فرهنگها واقع شده بود. اين دو عامل در شكل گيري اين باغ تأثير به‎سزايي داشته است و سبکی منحصر به فرد از باغ سازی را به نمایش گذاشته است.

اما متأسفانه اين مركز زيبا و تفريحي كه مي تواند معرف گذشته پر افتخار ايرانيان در عرصه معماري و شهر سازي باشد با وجود 5 مجسمه عريان زن و مرد كه در اندازه‌هاي 60 تا 80 سانتي‌متري ساخته شده و در 2 راهروي اين ساختمان قرار گرفته، موجبات شرمساري بازدیدکنندگان از این باغ را به وجود آورده است.

نكته جالب آنکه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربایجان غربی در كتابچه معرفي اين ساختمان با چاب تصاوير اين مجسمه ها در واقع نشان داده كه از وجود اين مجسمه ها خبر داشته بلکه از قبح به نمایش در آمدن آنها در معرض بازدید عامه مردم نیز مطلع است. با این حال علت عدم جمع آوري این مجمسه‌ها توسط اداره مذکور مشخص نيست.

این بی‌توجهی و اهمال در حالی است که بارها نسبت به این اقدام اعتراض شده است.

 

خبر مرتبط

ملك‌زاده از قول مشايي گفت در مورد مجسمه‌هاي مستهجن سخت‌گيري نكن

وقتی عماد افروغ، از خجالت بهنود و نوری‌زاده هم در می‌آید؛

مردم و نخبگان در انتخابات شرکت نمی‌کنند؛ چون من می‌گویم!

درحالی که حتی کار‌شناسان شبکه‌های ضدانقلاب و اپوزیسیون هم از اعتماد مردم به نظام و حضور حداکثری آنان در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی خبر می‌دهند، برخی از سیاسیون داخل کشور که مدعی اصولگرایی و جامعه‌شناسی هستند و به دلیل اقدامات اخیر گروه نفوذی در دولت مجددا به رسانه‌ها راه پیدا کرده‌اند، به همصدایی با جریانات برانداز داخلی و اصلاح‌طلبان پرداخته و از تحریم انتخابات توسط مردم خبر داده است!
 
به گزارش رجانیوز، «عماد افروغ» که پس از روی کار آمدن دولت نهم انتقادات و حملات تندی را علیه اقدامات این دولت ترتیب داد و همین مساله سبب شد تا او به دلیل عدم اقبال عمومی نسبت به خود در انتخابات مجلس هشتم شرکت نکند، روز گذشته در مصاحبه با یک سایت خبری گفت: به نظر من ما نمی‌توانیم بدون اینکه دستی در شرایط کنونی ببریم و تغییر و تحولاتی ایجاد کنیم، بیش از حد خوشبینانه وارد فضای انتخاباتی مجلس نهم شویم. حداقل باید به این نکته توجه داشته باشیم که سلب اعتمادی صورت گرفته است.
 
افروغ همچنین در ادعایی جالب، از عدم اعتماد مردم به انتخابات خبر داده و اظهار داشته است: قرائن نشان می‌دهد که ما حضور نخبگی و مردمی پررنگی به خاطر مسائلی که اتفاق افتاده نخواهیم داشت. مگر اینکه بخواهیم بگوییم هیچ مسأله‌ای نبوده و اگر هم بوده نباید درباره آن حرفی بزنیم! اگر اینچنین است که دیگر از من پاسخی نخواهید. چون من معتقدم که به خاطر اتفاقاتی که افتاده، سلب اعتماد عمومی رخ داده و حوادثی قبل، حین و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داده که باید مرمت شود.
 
این سخنان درحالی از سوی افروغ که خود را یک اصولگرای ارزشی می‌داند بیان شده که در روزهای اخیر، بسیاری از فعالان اپوزیسیون در خارج از کشور با اشاره به درگیری اصلاح‌طلبان بر سر حضور یا عدم حضور در انتخابات مجلس، اذعان کردند که اکثریت مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و تحریم انتخابات از سوی یک طیف سیاسی تاثیری بر روند اجرای این مساله نخواهد داشت.
 
به عنوان مثال، «مسعود بهنود» مشاور ارشد رئیس تلویزیون دولتی انگلیس «بی‌بی‌سی فارسی»، چند روز پیش، در یک گفتگوی تلویزیونی درباره نحوه مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم، اعلام کرد که حداقل ۶۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و پروژه تحریم که مدتی است از سوی برنامه‌ریزان جریان موسوم به سبز تبلیغ می‌شود، نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت.
 
 این سخنان عضو اتاق فکر بی‌بی‌سی فارسی بازتاب زیادی در میان رسانه‌ها و سایت‌های اینترنتی مخالف نظام ایران داشت؛ تا جایی که طبق روال مرسوم در این فضای رسانه‌ای و سیاسی، مسعود بهنود هم به فعالیت در چارچوب ماموریت برای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران متهم شد؛ اتهامی که تاکنون بسیاری از سران اپوزیسیون نظیر اکبر گنجی، نیک آهنگ کوثر، ابراهیم نبوی و حتی اخیرا اردشیر امیرارجمند را نیز دربر گرفته است.
 
 با این حال، بهنود در واکنش به این اظهارات، با لحنی تمسخرآمیز گفت: همه دوستانی که رگ گردنشان برآمده، بسیار به‌جاست به‌جای آنکه سیلی در گوش پزشک بزنند کمی به خود آیند، اگر معتقدند نباید در انتخابات شرکت کرد دور هم جمع شوند، کاری حسینی کنند، در ماه‌های مانده، بجنبند و مردم ایران را با خبر کنند و جریان تحریم را که مورد نظرشان هست به قوت برسانند، وگرنه اگر هم‌چنان بزرگ‌ترین مبارزه‌شان ناسزاگوئی به کسانی باشد که نتیجه را حدس زده‌اند، ماجرا تکرار می‌شود و نظام با بیش از شصت درصد انتخابات را برگزار می‌کند.
 
روز گذشته نیز «علیرضا نوری‌زاده» کار‌شناس سیاسی شبکه دولتی صدای آمریکا، شب گذشته در این تلویزیون حاضر شد و با اشاره به انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و حضور اصلاح طلبان در آن گفت: «مردم متمدن ما نشان دادند در میان مردم خاورمیانه، به صندوق رای هر چقدر هم در آن دست ببرند! هنوز اعتماد دارند. مردم بر این باورند اگر حضور خود در پای صندوق رای اعلام کنند، حکومت هر چقدر قانون شکن هم باشد، در یک حدی متوقف خواهد شد. انتخاب آقای خاتمی و مجلس ششم هم در حقیقت تجربه آن‌ها بود.»
 
فعالان سیاسی معتقدند برخی از جریانات سیاسی داخل کشور به دنبال ارائه چهره‌ای به روز از خود هستند تا بتوانند ضمن همراهی با جریان اصلاحات که به دلیل اقداماتش در حوادث فتنه ۸۸ مورد غضب افکار عمومی قرار دارد، ضمن آماده‌سازی شرایط برای بازگشت این جریان به عرصه سیاسی کشور، به دنبال کسب کرسی‌های بیشتر در انتخابات مجلس باشند؛ موضوعی که رویکرد چند سایت معروف وابسته به برخی مسئولان کشور دلیلی بر اثبات آن است.

اين نكته از ديدار صبح شنبه اساتيد و كارشناسان مهدويت كمتر مورد توجه قرار گرفت/

 
تجليل رهبر معظم انقلاب از استاد قرائتي به‌عنوان يك الگو

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار صبح شنبه اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت تجليل قابل توجهي از حجت‌الاسلام والمسلمين قرائتي كردند كه در متن خبر اشاره چنداني به اين موضوع نشده بود اما در پخش تلويزيوني اين بيانات، تعابير ويژه‌اي در مورد اين استاد قرآن و معارف اسلامي مطرح شد.

به گزارش رجانيوز، استاد قرائتي در ابتداي اين ديدار گزارشی از فعالیت‌های انجام شده در نهضت سواد آموزی، ستاد اقامه نماز، ستاد زكات، و تفسیر قرآن كریم ارائه كرد و درخصوص موضوع مهدویت گفت: تاكنون 300  نفر به‌صورت تخصصی در موضوع مهدویت تحصیل كرده‌اند و آموزش‌های مجازی، كوتاه مدت و تربیت مربی مهدویت نیز ایجاد شده است. وی انتشار چند فصلنامه و راه‌اندازی چندین سایت و مجله الكترونیكی در موضوع مهدویت را از دیگر اقدامات انجام گرفته برشمرد.

پس از گزارش حجت‌الاسلام قرائتي، رهبر معظم انقلاب در ابتداي سخنان خود، برخي از ويژگي‌هاي اين مفسر قرآن  از جمله پيدا كردن خلأها و پر كردن آن‌ها و صفا و خلوص ايشان را به‌عنوان الگو براي همه به‌ويژه طلاب بيان كردند.

بخش مرتبط از بيانات رهبر معظم انقلاب با اين بخش در ادامه آمده است:

اولاً تشكر مي‌كنم از همه‌ى برادران و خواهران كه در بخش‌هاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول كار و تلاش هستيد؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زكات، چه تفسير، چه مهدويت و چه بقيه‌ى آنچه كه جناب آقاى قرائتى بيان كردند. همه‌ى اينها كارهاى مهمى است، كارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً كار در اين بخش‌ها يك انفاق حقيقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشكريم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشكر كنيم. تشكر كه نه؛ چون كار، كار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند بايد از ايشان و همكاران‌شان تشكر كند؛ لكن قدردانى بايد بكنيم. من اين چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگويم:

آقاى قرائتى يك نمونه‌ى بسيار خوب و درس‌آموزى است خود ايشان. اولاً كارهايى را كه ايشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهايى بود كه وجود داشت؛ ايشان خلأها را پر كرده؛ خيلى ارزش دارد. بعضى كارها خوبند، اما تكرارى‌اند. اگر كسى توانست نيازها را، خلأها را پيدا كند، بشناسد و همت بگمارد بر اينكه اين خلأها را پر كند، اين ارزش مضاعفى دارد. ايشان اين‌جور عمل كرده است؛ هم در قضيه‌ى نماز - نمازِ با اين عظمت، با اين اهميت، ركن دين، مايه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، اين مورد بى‌اعتنايى قرار بگيرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. اين، خيلى خلأ بزرگى است - ايشان به اين خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زكات، كه واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود اين مطرح نبودن يك نقطه‌ى ضعف بود، يك نقيصه بود، ايشان همت كرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار كن، خسته نشو، تا اين به جريان بيفتد. قضيه‌ى تفسير همين جور است، قضيه‌ى مهدويت و بقيه‌ى قضايايى كه حالا ايشان دنبال مي‌كنند؛ اين يك نكته است در كار آقاى قرائتى عزيز و محترم‌مان.

نكته‌ى دوم كه اهميت آن از نكته‌ى اول بيشتر هم هست، صفا و خلوص ايشان است. خود اين صفا هم موجب شده است كه ايشان بتواند كارها را پيش ببرد. خداى متعال با نيت‌هاى خالص همراه است؛ خلوص نيت تأثير عجيبى دارد در پيشرفت كارهايى كه با اين نيت انجام مي‌گيرد. اين هم يك نكته است؛ خيلى مهم است.

من اينها را عرض كردم نه براى خاطر اينكه حالا بخواهيم از يكى تجليل كنيم يا يكى را بزرگ كنيم. اينها كه نه مورد احتياج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال اين چيزها هستيم؛ مي‌خواهيم اين‌جور كار كردن براى ما - براى همه‌مان، به‌خصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ يعنى اين‌جور حركت كنيم؛ نه اينكه حالا همين كارها را بكنيم؛ بلكه به اين معنا كه بگرديم دنبال خلأها، دنبال آنچه كه نياز به آن هست، اينها را پيدا كنيم. هر كسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانايى‌هايى دارد، ظرفيتى دارد، از اين ظرفيت استفاده بشود براى اينكه كار انجام بگيرد. اين يك.

دوم، استمرار و پيگيرى، كه من حالا همين جا از خود آقاى قرائتى و همكاران ايشان هم مي‌خواهم كه اين كارهايى كه شروع كردند، مطلقاً اينها را رها نكنند؛ اين كارها پيگيرى بشود، دنبال‌گيرى بشود. اين‌جور نباشد كه يك كارى را شروع كنيم، به مجرد اينكه بركاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشويم، خوشحال بشويم، خدا را هم شكر بكنيم، ولى احساس بى‌نيازى، احساس سيرى به ما دست بدهد؛ نه، بايد كار دنبال بشود. اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند به ايشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزيز كمك كند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد كه بتوانيد اين كارها را دنبال كنيد؛ اين‌ها مهم است.

ویژه/سهم خواهی لیدر جریان انحرافی




آخرین اظهار نظر لیدر جریان انحرافی زاویه گرفتن این جریان را به طور کاملا مشهود با گفتمان دولت به نمایش گذاشته است.

آخرین اظهار نظر لیدر جریان انحرافی زاویه گرفتن این جریان را به طور کاملا مشهود با گفتمان دولت به نمایش گذاشته است.
به گزارش«جوان آنلاین»،لیدر جریان انحرافی اخیرا طی تحلیلی درباره فعالیت دولت های گذشته مدعی فعالیت های اقتصادی دولت ها برای بهره گیری سیاسی شده و دراین زمینه گفته است:دولت های گذشته تلاش هایشان برای ماندن در قدرت بوده و حالا که نوبت ما رسیده از ما انتظار دارند برای آینده خودمان کار نکرده و برای مردم کار کنیم!.
وی در ادامه ضمن به نمایش گذاشتن نیات دورنی خود از نظام سهم خواهی کرده و گفته است:مگر ما مغز گنجشک خورده ائیم اگر آینده سیاسی ما تضمین نشود ما هم کار نمی کنیم.
گفتنی است این اظهارات در حالی صورت می گیرد که گفتمان اصلی دولت تلاش و خدمت به مردم بوده و جریان انحرافی تلاش دارد به مدد حضور حاشیه ای در کنار دولت به تامین خواست های اقتصادی- سیاسی خود که درمغایرت با گفتمان ارزشی است بپردازد.

فتنه‌گران از شنیدن سخنان سردار جعفری وحشت دارند


فتنه‌گران از شنیدن سخنان سردار جعفری وحشت دارند

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با انتشار نامه‌ای خطاب به محمدرضا خاتمی، تأکید کردند که تنها فتنه‌گران از شنیدن سخنان سردار جعفری وحشت دارند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با انتشار نامه‌ای خطاب به محمدرضا خاتمی، تأکید کردند که تنها فتنه‌گران از شنیدن سخنان سردار جعفری وحشت دارند.
به گزارش فارس، جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران، شریف، علم و صنعت، امیرکبیر، امام صادق(ع)، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت دبیر شهید رجایی، گیلان، باهنر کرمان، اراک، شهید چمران اهواز، اصفهان، خواجه نصیر، بوعلی همدان، منابع طبیعی گلستان، کردستان، آزاد جنوب و علوم وتحقیقات با انتشار نامه‌ای سرگشاده نسبت به نامه محمدرضا خاتمی خطاب به سردار جعفری واکنش نشان دادند.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم‌ا... الرحمن الرحیم
« واذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض؛ قالوا انما نحن مصلحون» - بقره، آیه 11-
جناب آقای رضا خاتمی!

نامه‌ هتاکانه‌ شما بار دیگر یاد و خاطره رفتار و کردار و نامه نگاری‌های شما و همپالگی هایتان در دوران اصلاحات را برایمان زنده کرد، نامه‌ای که در مجلس ششم خطاب به رهبر انقلاب نوشتید و می خواستید شرنگ تلخ ذلت را در کام ایشان و مردمی که پیرو مکتب حسین اند، بریزید و لابد نامه‌ی برادرتان به آقای بوش را به خاطر می آورید و اگر فراموش نموده اید کافی است سری به رسانه ها بزنید تا بدانید با آبروی این مردم و وصیت شهدا و امام شهدا چه ها که نکرده اید...

نامه‌ اخیرتان نشان داد که متأسفانه هنوز بر اصول و باورهای گذشته تان که تعارضشان با اصول و مبانی انقلاب اسلامی از رهگذر گفتار و عملکردتان در هشت سال دوران موسوم به اصلاحات و فتنه 88 به خوبی هویداست، پایبندید لکن لازم دانستیم تا نکات زیر را به شما تذکر دهیم:

1- آیا آقای خاتمی، رئیس جمهور اسبق، فردی خوش نام تر از شما پیدا نکرده است که وظیفه چالش با نهادهای انقلابی و به قول خودتان فشار از پائین را به وی محول نماید که حداقل سخنانش در میان هم مسلکانش مقبول باشد؟

2- ما هم در مورد ورطه‌های هولناکی که هر نظامی ممکن است با آن روبروباشدنگرانیم اما اعتقاد داریم خطرناک ترین ورطه ای که ممکن است کشور در آن بیافتد، گرفتار شدن آن در دست غرب زده ها و شرق زده هایی است که برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود، دوست و دشمن نمی شناسند و از هر جنایت و خیانتی دریغ نمی کنند و بنا بر فرمایش امام راحل ممکن است ما از دست آمریکا و شوروی خلاصی یابیم ولی معلوم نیست به این راحتی ها از دست شرق زده ها و غرب زدگان خلاصی حاصل شود. آنها همان نا اهلان و نامحرمانی هستند که امام (ره) از افتادن انقلاب به دستشان بیمناک بود، همانها که اصول ومبانی انقلاب را به راحتی به گوشه ای وا می نهند و در عرصه های مختلف فرهنگی و اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی مشق غرب زدگی و شرق زدگی می نمایند. به راستی رعایت کردن خطوط قرمز نظام اسلامی که همان اصول و مبانی مکتب امام و رهبری است که سطر سطر آن به رنگ سرخ خون شهدا مزین است، اینقدر برای شما و دوستانتان سنگین است و گران آمده که چنین آشفته شده و به لغو گویی افتاده اید؟

3- آقای رضا خاتمی، پیامِ نامه‌تان که همانا کسب قدرت و تیز کردن شمشیر چالش با ارکان نظام و دنبال نمودن پروژه نخ نما شده‌ حاکمیت دوگانه است به خوبی از لحن گستاخانه‌ آن هوایداست و نشان می دهد که از هم اکنون چه سوداهایی برای رسیدن به قدرت در اذهان خود پرورانده اید.

4- آقای رضا خاتمی، شما نه تنها تشنه قدرت هستید، بلکه حتی به خاطر رسیدن به آن و مطامعش به جان یکدیگر و دوستان و هم مسلکی های خودتان نیز می افتید، خاطره شورای شهر اول که به خاطر درگیری با یاران خودتان بر سر تقسیم غنایم به انحلال کشیده شد، مجلس ششم، انتخابات شورای شهر دوم و ... همگی به راحتی نقاب از چهره عالیجنابان رنگارنگ و قدرت پرست بر می دارد و حتمافتنه انگیزی تان در جریان فتنه 88 به خاطرتشنگی بیش از حد شماجهت خدمت بوده و ایضا حمایت آمریکا و انگلیس و فرانسه و ...از شما.

5- آقای رضا خاتمی، سیاستی که مدعی خبرگی در آن هستید همان سیاست رضاخانی و بریده از دین است که برخی از نتایج مختلف فرهنگی و اقتصادی و بین المللی و داخلی آن را در 8 سال اصلاحات دیدیدم و امام فرمود که ما از اول هم داخل در چنین سیاستی نبوده ایم.

6- آقای رضا خاتمی، استنادات شما و هم مسلکانتان به کلمات و توصیه های حضرت امام مصداق بارز این جمله امیر المونین(ع) است که فرمود: « کلمه الحق، یرادبها الباطل»، که اگر بخواهیم تنها فهرستی از تعارضات فکری و عملی شما با فرمایشات امام (ره) تهیه کنیم خود مثنوی هفتاد من خواهد شد.

7- آقای رضا خاتمی، ما مفتخریم به اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی است مردمی که موسس آن امام (ره) است و تمام حکومت ها و افراد طغیان گر و دشمنان انقلاب اسلامی کینه آن را به دل دارند.

ما مفتخریم به اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مولود مبارک انقلاب اسلامی است که در همه جهان پس از صدر اسلام، پدیده ای بی سابقه است که مظهر عینی و تجسمی است از شعارهای انقلاب اسلامی، شعار ایستادگی در مقابل همه قدرت های بزرگ با سلاح اتکال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حرکت برای نجات مستضعفان و از همین روست که سلطه گران در سراسر جهان با چشم انزجار و نفرت به این پدیده‌ی الهی می نگرند چنانکه به انقلاب اسلامی.

سخنانی که فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان نمودند چیزی جز پیام مردم در راهپیمایی عظیم 9 دی و 22 بهمن 88 نبود هرچند که فتنه گران از شنیدن آن وحشت دارند.

8- آقای رضا خاتمی، هجمه همزمان فتنه‌گران و منحرفین و دشمنان خارجی به این نهاد مقدس و مظلوم بار دیگر ثابت کرد که اگر سپاه نبود، کشور نبود.

9- آقای رضا خاتمی، رعایت کردن خطوط قرمز از سوی هر آنکس که می خواهد در فضای سیاسی و در چارچوب یک نظام سیاسی به فعالیت بپردازد، حداقل معیار عقلی و شرعی و قانونی و عرفی است که در سرتاسر دنیا هم مرسوم است با توجه به اینکه خود را در جرگه سیاستمداران می دانید، بعید است که چنین قاعده ساده ای را ندانید، پس تنها یک احتمال باقی می ماند و آنهم اینکه با اصل این چارچوب و خط قرمزها دچار مشکل هستید و آنها را قبول ندارید اما به شما توصیه می کنیم که راه مستقیم الهی که نه به شرق و نه به غرب وابسته است و خدای متعال در قالب جمهوری اسلامی به ما نصیب کرده است بازگردید.

در پایان از قوه قضائیه می خواهیم که به فتنه گران اجازه ندهند با سوء استفاده از رأفت نظام تیشه نفاق بر ریشه‌های این درخت تنومند زده و موجب پایمالی خون شهدا گردند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران،شریف، علم و صنعت، امیرکبیر، امام صادق (ع)، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت دبیر شهید رجایی، گیلان، باهنر کرمان، اراک، شهید چمران اهواز، اصفهان، خواجه نصیر، بوعلی همدان،منابع طبیعی گلستان ،کردستان، آزاد جنوب و علوم وتحقیقات.

سوء استفاده ضد انقلاب از روابط عاطفی مادرانه

/
دروغ‌های بزرگ‌تر که نگرفت، این را هم می‌گوییم که فقط تب ماجرا نخوابد

انتشار یک مصاحبه از مادر زهرا رهنورد و عکس او وهمسر پیرش در یکی از سایت‌های جریان فتنه مقدمه سناریویی بود که از امروز کلید خورده اما به‌نظر می‌رسد به‌دلیل دروغ از آب درآمدن ادعاهای بزرگ‌تر قبلی رسانه‌های این جریان در مورد وضعیت حصر خانگی موسوی و کروبی، خود منتشر کنندگان این خبر نیز امیدی به تأثیر آن ندارند و هدف از انتشار آن صرفاً فروکش نکردن تب ضعیف ماجرا است.

به گزارش رجانیوز، سایت کلمه هفته گذشته مصاحبه‌ای را با مادر رهنورد منتشر کرد که اگرچه در این مصاحبه نکته جدیدی در مورد وضعیت موسوی و همسرش بیان نشده بود اما مصاحبه‌کننده تلاش کرده بود بر روابط عاطفی مادر و دختر مانور دهد، به‌عنوان نمونه وقتی که مادر رهنورد به تغییر رنگ صورت دخترش اشاره اما تأکید کرده بود که وی نکته‌ای در مورد وضعیت نامناسب خود نگفته است، مصاحبه‌کننده این موضوع را ادامه داده بود تا بر مبنای آن سناریوی رسانه‌ای تولید کند.

در این زمینه روز گذشته نیز اردشیر امیرارجمند از اعضای گروهک تروریستی منافقین که اکنون در پاریس زندگی می‌کند و از او به‌عنوان مشاور و سخنگوی موسوی یاد می‌شد اما پس از افتضاح 22 خرداد و شکست سنگین ایده "راهپیمایی سکوت" سعی می‌کرد کمتر آفتابی شود، در مصاحبه با چند سایت ضدانقلاب مدعی شد که "جان موسوی و رهنورد در خطر است!"

امیرارجمند همچنین بدون اشاره به دیدارهای خانواده موسوی و کروبی با آنان، مدعی وخامت اضواع جسمی و روحی آنان شده و گفت: مسئوليت بسيار جدی و سنگينی برای مقام‌های قضايی ايران و تمام آنهايی که در اين وضعيت غيرقانونی دست داشته‌اند، به دنبال دارد و بايد نسبت به وضعيت آقای موسوی و خانم رهنورد هشدار داد، چرا که اين موضوع، مايه دل‌مشغولی و نگرانی شديد مردم ايران و همه فعالان جنبش سبز است و همچنين حساسيت زيادی را در جامعه بين‌المللی بر می‌انگيزد.

این اظهارات در حالی از سوی مشاور موسوی بیان شده که این سناریو پیش از این در مورد مهدی کروبی از سوی مجتبی واحدی در لندن هم پیاده شده و شکست خورده بود.

واحدی هم که مانند امیرارجمند علاقه زیادی به مطرح کردن خود در شرایط قحط الرجال به‌عنوان سخنگوی جریان فتنه و شورای راه سبز دارد، پس از حوادث 25 بهمن سال گذشته و قطع ارتباطات موسوی و کروبی، مدعی شد که ماموران امنیتی ایران، کروبی را به زندان حشمتیه منتقل کرده‌اند. وی با طرح این ادعای کذب، برای روز یک اسفند درخواست تجمع داد.

همچنین پس از آن، ادعای خاموش بودن چراغ‌های خانه کروبی مطرح شد اما پس از آنکه هیچ اتفاق و واکنش خاصی در پی این دروغ‌سازی‌ها رخ نداد، یکی از پسران کروبی چندی بعد اعلام کرد که شیشه‌های منزل با پارچه‌های ضخیم پوشانده شده بود، بنابراین، تصور می‌کردیم که پدر و مادرمان در منزل نیستند. وی همچنین اعلام کرد که مادرش برای یافتن خانه‌ی جدید از منزل خارج می‌شود و آزادانه تردد می‌کند.

از سوی دیگر، اگرچه رسیدگی مناسب به وضعیت سران فتنه و ادامه زندگی عادی آنان نشانه توجه مسئولان ارشد کشور به رعایت مناسبات اخلاقی و اسلامی است و بار دیگر مهر باطلی بر ادعاهای غرب مبنی بر بدرفتاری با مجرمان و متهمان در ایران است اما هنوز جای سوال برای افکار عمومی وجود دارد که علت محاکمه نکردن این افراد و رسیدگی به جنایات آنان در دو سال گذشته علیه مردم ایران جیست؟

بررسی اتهامات و جرائم این افراد که اکنون درحال زندگی عادی در کنار سایر مردم هستند، مساله‌ای بود که در راهپیمایی 9 دی و پس از هتک حرمت عاشورا از سوی مردم مطالبه شد اما تاکنون پاسخ مناسبی از سوی دستگاه قضایی دریافت نکرده است؛ موضوعی که می‌تواند زمینه‌ساز جری تر شدن ضد انقلاب و افزایش زمینه‌های هجمه علیه ایران و مردم کشورمان باشد.

سوء استفاده ضد انقلاب از روابط عاطفی مادرانه

/
دروغ‌های بزرگ‌تر که نگرفت، این را هم می‌گوییم که فقط تب ماجرا نخوابد

انتشار یک مصاحبه از مادر زهرا رهنورد و عکس او وهمسر پیرش در یکی از سایت‌های جریان فتنه مقدمه سناریویی بود که از امروز کلید خورده اما به‌نظر می‌رسد به‌دلیل دروغ از آب درآمدن ادعاهای بزرگ‌تر قبلی رسانه‌های این جریان در مورد وضعیت حصر خانگی موسوی و کروبی، خود منتشر کنندگان این خبر نیز امیدی به تأثیر آن ندارند و هدف از انتشار آن صرفاً فروکش نکردن تب ضعیف ماجرا است.

به گزارش رجانیوز، سایت کلمه هفته گذشته مصاحبه‌ای را با مادر رهنورد منتشر کرد که اگرچه در این مصاحبه نکته جدیدی در مورد وضعیت موسوی و همسرش بیان نشده بود اما مصاحبه‌کننده تلاش کرده بود بر روابط عاطفی مادر و دختر مانور دهد، به‌عنوان نمونه وقتی که مادر رهنورد به تغییر رنگ صورت دخترش اشاره اما تأکید کرده بود که وی نکته‌ای در مورد وضعیت نامناسب خود نگفته است، مصاحبه‌کننده این موضوع را ادامه داده بود تا بر مبنای آن سناریوی رسانه‌ای تولید کند.

در این زمینه روز گذشته نیز اردشیر امیرارجمند از اعضای گروهک تروریستی منافقین که اکنون در پاریس زندگی می‌کند و از او به‌عنوان مشاور و سخنگوی موسوی یاد می‌شد اما پس از افتضاح 22 خرداد و شکست سنگین ایده "راهپیمایی سکوت" سعی می‌کرد کمتر آفتابی شود، در مصاحبه با چند سایت ضدانقلاب مدعی شد که "جان موسوی و رهنورد در خطر است!"

امیرارجمند همچنین بدون اشاره به دیدارهای خانواده موسوی و کروبی با آنان، مدعی وخامت اضواع جسمی و روحی آنان شده و گفت: مسئوليت بسيار جدی و سنگينی برای مقام‌های قضايی ايران و تمام آنهايی که در اين وضعيت غيرقانونی دست داشته‌اند، به دنبال دارد و بايد نسبت به وضعيت آقای موسوی و خانم رهنورد هشدار داد، چرا که اين موضوع، مايه دل‌مشغولی و نگرانی شديد مردم ايران و همه فعالان جنبش سبز است و همچنين حساسيت زيادی را در جامعه بين‌المللی بر می‌انگيزد.

این اظهارات در حالی از سوی مشاور موسوی بیان شده که این سناریو پیش از این در مورد مهدی کروبی از سوی مجتبی واحدی در لندن هم پیاده شده و شکست خورده بود.

واحدی هم که مانند امیرارجمند علاقه زیادی به مطرح کردن خود در شرایط قحط الرجال به‌عنوان سخنگوی جریان فتنه و شورای راه سبز دارد، پس از حوادث 25 بهمن سال گذشته و قطع ارتباطات موسوی و کروبی، مدعی شد که ماموران امنیتی ایران، کروبی را به زندان حشمتیه منتقل کرده‌اند. وی با طرح این ادعای کذب، برای روز یک اسفند درخواست تجمع داد.

همچنین پس از آن، ادعای خاموش بودن چراغ‌های خانه کروبی مطرح شد اما پس از آنکه هیچ اتفاق و واکنش خاصی در پی این دروغ‌سازی‌ها رخ نداد، یکی از پسران کروبی چندی بعد اعلام کرد که شیشه‌های منزل با پارچه‌های ضخیم پوشانده شده بود، بنابراین، تصور می‌کردیم که پدر و مادرمان در منزل نیستند. وی همچنین اعلام کرد که مادرش برای یافتن خانه‌ی جدید از منزل خارج می‌شود و آزادانه تردد می‌کند.

از سوی دیگر، اگرچه رسیدگی مناسب به وضعیت سران فتنه و ادامه زندگی عادی آنان نشانه توجه مسئولان ارشد کشور به رعایت مناسبات اخلاقی و اسلامی است و بار دیگر مهر باطلی بر ادعاهای غرب مبنی بر بدرفتاری با مجرمان و متهمان در ایران است اما هنوز جای سوال برای افکار عمومی وجود دارد که علت محاکمه نکردن این افراد و رسیدگی به جنایات آنان در دو سال گذشته علیه مردم ایران جیست؟

بررسی اتهامات و جرائم این افراد که اکنون درحال زندگی عادی در کنار سایر مردم هستند، مساله‌ای بود که در راهپیمایی 9 دی و پس از هتک حرمت عاشورا از سوی مردم مطالبه شد اما تاکنون پاسخ مناسبی از سوی دستگاه قضایی دریافت نکرده است؛ موضوعی که می‌تواند زمینه‌ساز جری تر شدن ضد انقلاب و افزایش زمینه‌های هجمه علیه ایران و مردم کشورمان باشد.

انتقاد آیت‌الله مصباح از کم‌کاری حوزه در تبیین ولایت فقیه

مردم سخن روحانی دنیازده را نمی‌پذیرند

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم در ديدار جمعي از روحانیون با اشاره به مسائل فرهنگي در دو بخش رفتاري و نظري، گفت: دشمن در هر دو زمينه به شدت فعاليت مي‌كند و متأسفانه در برخي زمينه‌ها نيز به جايي رسيده كه شديدا نگران كننده است. 
 
به گزارش رجانيوز، آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به القاي شبهاتي چون نقد پذيري قرآن و تعدد قرائات، گفت: با القاي اين شبهات، قرآن را كه منبع اصلي همه مسلمانان است، به حدي پايين‌تر از كتاب تاريخ تنزل مي‌دهند. 
 
وی با یادآوری برخي از تلاش‌هاي دیگر دشمنان كه مستقيما مذهب تشيع را زيرسئوال مي‌برد، ادامه داد: امروزه انبوهي از عوامل شيطاني براي مبارزه با اسلام و تشيع دست به دست هم داده‌اند. 
 
عضو خبرگان رهبري با اشاره به كوتاهي حوزه علمیه قم به عنوان‌ام القراي جهان، اسلام گفت: مسأله ولايت‌فقيه يكي از مسائل فرهنگي نظري است كه شيعه بر اساس اعتقاداتش خود را ملزم به تبعيت از ولايت‌فقيه مي‌داند و اين با حکومت در ديگر کشورها بسيار متفاوت است؛ چون در ديگر كشورها حداکثر مسئولي با آراي مردم انتخاب شده و مردم از باب وفاي به عهد فرامين او را اجرا مي‌كنند. 
 
*مشروعیت ولی فقیه؛ انتساب آن به خداوند است 
وی  با بیان اينكه ولايت‌فقيه ركن معنوي و اصلی نظام است، گفت: اعتبار مشروعيت ولي‌فقيه به انتساب آن به خداي متعال است كه در درجه اول پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله و بعد از آن حضرت ائمه معصومين عليهم‌السلام و در زمان غيبت معصوم اقرب و اشبه افراد به معصوم در رأس نظام قرار مي‌گيرد و در حقيقت وجوب پيروي از ولايت‌فقيه از جانب خداست. 
 
آیت الله مصباح يزدي ادامه داد: با اين توضيح قوانين و مصوبه‌هايي كه ساير قوا تحت امر ولايت‌فقيه وضع مي‌كنند نيز مشروعيت مي‌يابد و عمل به آنها واجب مي‌شود. 
 
رییس موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی (ره) با یادآوری سخن امام خميني(ره) مبني بر اين‌كه اطاعت از دولت اسلامي شرعاً واجب است، گفت: امام نفرمودند عرفا و يا قانونا، اطاعت از دولت واجب است بلكه فرمودند شرعا، و وجوب شرعي تنها در صورتي است كه انتساب به خدا داشته باشد. 
 
*حیات جامعه اسلامی به ولایت فقیه است 
 
آيت‌الله مصباح یزدی  با تأكيد براين‌كه اصلي‌ترين مسأله نظري و فكري در فرهنگ ما ولايت‌فقيه است، ادامه داد: حيات جامعه اسلامي به ولايت‌فقيه است و حتي دشمنان سرسخت نظام، كشور ما را به ولايت‌فقيه مي‌شناسند و پيشرفت‌هاي امروز كشور در زمينه‌هاي مختلف در سايه همين ولايت‌فقيه شكل گرفته است. 
اين استاد اخلاق حوزه با یادآوری كوتاهي حوزويان در اين زمينه، اظهار داشت: وقتي ما طلاب اين چنين كوتاهي كرده باشيم چگونه مي‌توان توقع داشت فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي دانشگاهي چون عمران، فيزيك، پزشكي و... از ولايت‌فقيه دفاع كنند. 
 
آیت الله  مصباح يزدي ادامه داد: علي‌رغم اهميت فوق‌العاده مسأله ولايت‌فقيه از لحاظ ديني و اعتقادي، حق مسأله ادا نشده است. كار در اين زمينه فقط با يك فتوا در رساله عمليه حل نمي‌شود، بلكه اين مسأله نيازمند حل علمي و آكادميك است و جز با تبيين درست ريشه‌هاي آن قابل بيان براي جهانيان نيست. 
 
وی  با بیان اين‌كه بايد همه زيربناهاي مسأله ولايت‌فقيه حل و به سئوالات ريشه‌اي آن پاسخ داده شود، گفت: معتقدم اگر اين مسايل به سادگي، انصاف و اندكي حسن سليقه تنظيم شود، در بهترين شكل آكادميك مي‌توان آن را مطرح كرد و حتي در تمام محافل علمي دنيا قابل ارائه است. 
 
وی اضافه کرد: شايد بعد ازگذشت 33 سال از انقلاب اسلامي در رده‌هاي بالاي كشور اعم از روحاني و غيرروحاني کساني باشند كه هنوز ولايت‌فقيه را به طور کامل قبول ندارند، در حالي‌كه ولايت‌فقيه عمود خيمه نظام است. 
 
*تبیین مسئله ولایت فقیه را واجب می‌دانم 
رئیس مؤسسه امام خمینی ادامه داد: بنده به عنوان طلبه‌اي كه حدود 60 سالي در حوزه بوده‌ام، پرداختن عميق و وسيع به مسئله ولايت‌فقيه را از واجب‌ترين وظايف روحانیون مي‌دانم. 
 
آیت‌الله مصباح یزدی اضافه کرد: روشني مسأله حاكم شرع و مجتهد جامع الشرایط به خاطر زحمات چندصدساله علما و فقهاست. مسأله ولايت‌فقيه نيز تبلور همين فكر ارتكازي است و بايد به گونه‌اي فعاليت كنيم كه اين مسأله نيز جايگاه خود را در فرهنگ عمومي جامعه بيابد. 
 
عضو خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امروزه پرسشي كه در بيشتر كشورها درباره ايران مطرح است، مسأله ولايت‌فقيه است و حتي خبرنگاران از همان ابتدا در فرانسه از امام خميني(ره) درباره نوع حكومت مي‌پرسيدند و امام(ره) نيز در حد قابل فهم براي آن‌ها جملاتي را مطرح مي‌کردند، با اين‌كه قبل از آن در نجف اشرف مسأله ولايت‌فقيه را به طور كامل تدريس كرده بودند. 
 
وی با بیان اين‌كه ما بايد هم از لحاظ تئوري به تدوين مسأله بپردازيم و هم از لحاظ عملي، الگويي مناسب براي آن طراحي كنيم، اظهار داشت: يكي از ابهام‌ها قيد مطلقه در ولايت‌فقيه است كه سبب شده افراد از آن برداشت ديكتاتوري کنند و هنوز برخي نمي‌دانند حوزه اختيارات ولي‌فقيه کدام است و مطلقه بودن ولايت‌فقيه در برابر كدام مقيده است و برخي از خودي‌ها ولايت را به مسائل شخصي هم سرايت مي‌دهند. وقتي اين مسائل براي افراد خودي هنوز مشخص نيست، چگونه بايد انتظار داشت براي کشورهاي غربي مشخص باشد، بنابر اين عدم درك صحيح از ولايت‌فقيه سبب ايجاد نوعي بدبيني نسبت به نظام و ولايت‌فقيه شده است. 
عضو خبرگان رهبری  ادامه داد: اين‌كه يك نفر هرچه به ذهنش رسيد بگويد و همه ملزم به تبعيت باشند، تفكري عقب‌افتاده‌‌ است؛ در حالي‌كه به فرمايش امام (ره) اصل ولايت‌فقيه از مترقي‌ترين اصول است. 
 
آیت الله مصباح يزدي خاطر نشان كرد: بسياري از كمبودها به خودمان برمي‌گردد كه ان‌شاء‌الله قصور بوده و نه تقصير، چرا كه در اين صورت گناهي بزرگ مرتكب شده‌ايم. 
 
*مردم سخن روحانی دنیازده را نمی‌پذیرند 
وی همچنین با اشاره به بعد رفتاري و علمي فرهنگ گفتند : امروزه با پيشرفت امكانات و ارتباطات، عوامل ضدفرهنگي به سادگي در اختيار حتي بچه‌هاي كوچك قرار مي‌گيرد، اما سرمايه عظيمي كه خدا به روحانيت داده است اعتمادي است كه جامعه به روحانيت دارد و هنوز هم قشرهاي مختلف جامعه در عمق وجودشان براي روحانيت احترام قائلند و اين به خاطر ساده‌زيستي و عدم دنيازدگي روحانيان است كه بايد حفظ شود؛ چرا كه اگر روحاني دنيازده شد، مردم سخنان حق او را هم نمي‌پذيرند. 
 
آیت‌الله مصباح در پايان با اشاره به مسئوليت‌هاي خطير شناخت و تربيت فرهنگي و ترويج اخلاق اسلامي افزودند: تببين مسائل اصلي اسلامي و بيان آن از وظايف ماست كه در وهله اول مبتني بر شناخت و فهم صحيح خود ما از اسلام است. در مورد ترويج اخلاق اسلامي نيز اول بايد خودمان تربيت يافته باشيم

مطهري: اگر آقاي لاريجاني داماد ما هم اين کارها را مي‌کرد، همين کار را مي‌کرديم

علی مطهری گفت که سوال از رئیس​جمهور را با موافقت هیات داوری فراکسیون اصولگرایان پیگیری کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، علی مطهری در پاسخ به یکی از سوالات کاربران که پرسیده بود، «نظر مقام معظم رهبری درباره طرح سوال از رئیس​جمهور چه بوده است؟» گفت: نظر شخصی من این است که رهبر انقلاب اگر این سوال به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال انجام شود، مخالفتی ندارند. قبل از اینکه طرح را به هیات رئیسه ارائه کنم، با تصمیم شورای داوری اصولگرایان که موافق این سوال بودند، اول اعلام کردیم که 10 روز بعد این سوال را تقدیم هیات رئیسه می کنیم تا با احتیاط پیش رویم و اگر ندایی از دفتر رهبر انقلاب رسید، با رعایت آن پیش رویم که چنین نشد و سوال را تحویل هیات رئیسه دادیم.

وی با بیان اینکه سوال از رئیس​جمهور، هیچ تبعات مهمی نخواهد داشت، ادامه داد: ما از ایشان سوالاتمان را می​پرسیم و ایشان می​تواند پاسخ می​دهد. حتی برای این سوال رای گیری هم نمی​شود که قانع شدن یا نشدن مجلس عیان شود.

به اعتقاد مطهری، مهمترین اثر این سوال اقتدار مجلس و شکستن غرور کاذب رئیس​جمهور است که به آسانی نتواند بگوید من این قوانین را اجرا نمی کنم. مردم باید بدانند که اینطور نیست که کسی بگوید قانون را اجرا نمی کند و مجلس از کنار آن بگذرد. مضاف بر اینکه این کار باعث می​شود که از موارد بعدی جلوگیری شود و روسای جمهور آینده فکر نکنند که وقتی از مردم رای گرفتند هر کاری می توانند بکنند. حتی  اگر مثلا آقای لاریجانی که داماد ما هستند، اکنون رئیس​جمهور بود و همین طور رفتار می​کرد، ما همینگونه عمل می کردیم.

انصاري از پاسخگويي به شهيد لاجوردي طفره رفت

 

مجید انصاری از پاسخگویی به فرزند شهيد اسدالله لاجوردی طفره رفت.

وي به خبرآنلاین که به‌جاي استفاده از "شهيد"، تعبير "مرحوم" را براي شهيد لاجوردي به‌کار گرفته است، گفت: من نامه پسر آقای لاجوردی را خواندم اما فعلا قصد ندارم که جواب ایشان را بدهم.

چندی پیش وی در مصاحبه با سایت جماران گفته بود: مرحوم لاجوردی خدمت حضرت امام رفته بودند و در آنجا از جنایتهای منافقین صحبت کردند و گزارش مفصلی خدمت امام دادند، امام فرمودند" آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به‌دست اینها(منافقین) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کار‌ها(خودسری‌های داخل زندان) برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید". چون آقای لاجوردی  مسئولیت را تحویل نمی‌دادند.

پس از این مصاحبه ابتدا جمعی از یاران و همراهان شهید سید اسدالله لاجوردی در دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در سالهای دهه 60 در نامه سرگشاده­ای که در هفته نامه شما -ارگان حزب موتلفه- به چاپ رسید، به اظهارات وی پاسخ دادند.

سپس سایت تابناک گفت​وگویی با مرتضی بختیاری وزیر دادگستری و از همراهان شهید لاجوردی داشت که او هم با رد سخنان حجت الاسلام مجید انصاری ، اظهارات وی را بی اساس خواند.

پس از آن، احسان لاجوردی در نامه​ای خطاب به انصاری نوشت: جناب آقای انصاری! آیا امکان دارد امامی که در دفاع از فرزند مظلومش مرحوم حاج سید احمد آقا رحمه الله علیه و شهید لاجوردی چنین نامه­ای را مرقوم می­فرمایند، گوینده جملاتی باشند که شما  به ایشان منتسب می­نمایید؟

وی ضمن انتقاد از این مصاحبه تصریح کرده بود که اگر این گرگ​های درنده را ول نمی​کردید، تعداد زیادی شهید نمی​شدند.

با اين حال، انصاري به‌جاي پاسخگويي به اين موارد، پس از روشن شدن مطالب کذب خود از ادامه اين مناظره‌هاي مکتوب طفره رفته است.

موسوي: فرشاد ابراهيمي عامل نفوذي براي راه‌اندازي غائله كوي دانشگاه بود

سيدنظام الدين موسوي عضو بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در زمان 18 تير 78 كه در كوي دانشگاه تهران ساكن بود، تحليل و مشاهدات عيني خود از پروژه براندازي 18 تير را تشريح كرد.

 
به گزارش فارس، سيد نظام‌الدين موسوي عضو بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در سال 87 و مدير مسئول فعلي روزنامه جوان در ميزگرد خبرگزاري فارس با عنوان 'بازشناسي ابعاد غائله 18 تير' كه با حضور فيروز اصلاني استاد حقوق و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران و مسعود اخوان‌فرد، از اساتيد حقوق برگزار شد، در پاسخ به اين سؤال كه چرا دشمنان نظام اسلامي براي كليد زدن طرح براندازي 10 ساله خود محيط دانشگاه‌ها و قشر دانشجو را انتخاب كردند، گفت: موضوع غائله 18 تير 78 كه تا 23 تير همان سال ادامه داشت به نوعي با جنس حركت‌هايي كه در فتنه سال 88 و در سطح گسترده‌تر شاهد بوديم يكسان بود و يك مقطع و سرفصل جديدي در سياست بود كه به هرحال بسياري از جريانات را مشخص كرد و بازخواني اين حوادث بسيار مهم است.
 
موسوي ادامه داد: علاوه بر اينكه اين فتنه‌ها ريشه‌‌هاي بيروني دارد شايد يكي از دلايل ديگر آن اين است كه از اين فتنه‌ها عبرت نمي‌گيريم و مجدداً همان خطاهايي را تكرار مي‌كنيم كه در گذشته از همان جا ضربه خورده‌ايم. رهبري معظم انقلاب اشاره كردند كه پروژه و يا پروسه براندازي نظام طي يك طرح 10 ساله براندازي در غائله 18 تير 78 و طرح ديگر در فتنه 88 و پس از گذشت 10 سال از جريان 18 تير بود. 
 
* دشمن سعي دارد همواره نقاط قوت نظام اسلامي همانند دانشگاه را هدف قرار دهد 
 
 
ادامه نوشته

ادعای عجیب رئیس سازمان نظام مهندسی

 

معماری نیوز: مهندس هاشمی، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور در چهاردهمین اجلاس سالیانه سازمان نظام مهندسی به ارائه گزارش و تشریح عملکرد این سازمان پرداخت.

 
نکته بسیار جالب در این گزارش، اشاره مهندس هاشمی به میزان تخلفات در ساخت و سازها بود. رئیس سازمان نظام مهندسی، میزان تخلفات صورت گرفته در زمینه ساخت و ساز را ، یک تخلف به ازای هر 2500 عملیات ساخت عنوان کرد.
 
این ادعا در حالی صورت می گیرد که سازمان هایی مانند شهرداری و مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ، دقیقا خلاف این موضوع را اعلام کرده اند.
 
در روزهای اخیر رئیس دیوان عدالت اداری کشور، منشأ 99 درصد ساخت‌وسازهای غیرمجاز کشور را اداره‌ها عنوان کرده است که سازمان مهندسی کشور نیز یکی از مهمترین ناظران بخش ساخت و ساز کشور است.

فرزادجمشيدي در مورد شايعات اخير به يامين‌پور چه گفت؟

وحید یامین‌پور در وبلاگ شخصی خود نوشته است:

اول: چهارشنبه عصر فرزاد حسني تماس گرفت. با همان لحن هميشگي. اينبار شاكي از سايت ها و سايت بازها كه چرا امانت دار نيستند و حرف در ست نمي كنند. از قولش گفته بودند كه فرزاد حسني گفته دخترها شيك و خوش لباس بيرون بيايند! خودش كه انكار كرد و گفت اين هفته حرفهاي هفته پيش رو كاملتر پخش مي كنم تا روسياهي بماند به زغال. مي گفت من تاكيد كردم كه تبرّج، زيبايي نيست و... . با تخريب فرزاد مخالفم. عاقلتر از خيلي هاي ديگه است. اگر رفقاي سوپر حزب اللهي ام ناراحت نمي شوند بايد بگويم دوست دارم به تلويزيون برگردد!

دوم: سايت ها دوباره پر شد از حرف و حديث درباره فرزاد -اينبار فرزاد جمشيدي- و من متعجب كه اين حرفها به فرزاد سحرهاي ماه رمضان نمي آيد. دو سه روز صبر كردم ولي طاقت نياوردم. امروز صبح خواستم زنگ بزنم ولي پيامك زدم : " دل رفقا را شكاندي، دل با صفاي فرزاد را چه به شجريان و پناهي؟!"

فرزاد بلافاصله پاسخ داد: "بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست... قضيه از خبر دروغ يك خبرنگار آغاز شد! دلتنگ مباش. توضيح مفصلي به همراه فيلم مراسم براي دو خبرگزاري ارسال كرده ام. ماه، پشت ابر نمي ماند. دوستت دارم بيشتر از خودم و كمتر از آقا."

فرزاد كم نظير است و خوش زبان. براي رفيق بودن با او همين يك دليل كفايت مي كند!

انتقاد رییس بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس از دولت

 

رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس با اشاره به درخواست این بنیاد از دولت احمدی نژاد برای در اختیار قرار دادن اسناد دفاع مقدس گفت: در همین دولت درخواست اسناد کردیم ولی متاسفانه هنوز موفق نشدیم به این اسناد دسترسی پیدا کنیم.

روزنامه تهران​امروز نوشت:
 
سردار سید محمد باقر زاده رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس با اشاره به درخواست این بنیاد از دولت احمدی نژاد برای در اختیار قرار دادن اسناد دفاع مقدس گفت: در همین دولت درخواست اسناد کردیم ولی متاسفانه هنوز موفق نشدیم به این اسناد دسترسی پیدا کنیم. این در حالی است که مقام معظم رهبری امر فرمودند اطلاعات حوزه شورای عالی دفاع در اختیار بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس قرار بگیرد که هم اکنون منعی در این خصوص وجود نداشته و به امر معظم له باید هر وقت بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس این آمادگی را داشته باشد می‌تواند از این اسناد استفاده کند. یعنی اسنادی که در اختیار مقام معظم رهبری بود با امر رهبری در اختیار ما قرار می گیرد. اما در حوزه دولت هنوز سندی به دست ما نرسیده است.
 
وی در ادامه در پاسخ به اینکه مشکل کار کجاست؟! تصریح کرد: به نظر می رسد هنوز زبان مفاهمه با بخش‌هایی از دولت خوب برقرار نشده است که باید اسناد و مدارک دفاع مقدسی که در اختیار دارند را به بنیاد واگذار کنند. البته وزارتخانه‌ها در حوزه دایره المعارف همکاری کرده و همکاری می کنند. اما به صورت مشخص بخشی از اطلاعاتی که در زمان نخست وزیری سابق و ریاست جمهوری در اختیار دولت وجود داشته، فهرستی از نوع اطلاعاتی که حدود 30 محور است را تقاضا کردیم که هنوز در اختیار ما قرار نگرفته است. البته در مقطعی تا آستانه واگذاری رفتیم اما به عللی که برای ما روشن نشد از واگذار کردن این اطلاعات خودداری شده است.
 
سردار باقر زاده گفت: به هر حال ما بر اساس اساسنامه مصوب فرماندهی کل قوا که از طریق روزنامه رسمی کشور ابلاغ شده و در حکم قانون است ما باید آرشیو ملی دفاع مقدس را تشکیل بدهیم که در حال انجام است و اسناد مهمی در آن گردآوری شده است و علی القاعده آنان که می خواهند آرشیو ملی دفاع مقدس تقویت شود باید این اسناد را در اختیار ما قرار دهند.
 
وی ادامه داد: وزارتخانه ها برای واگذاری اسناد و اطلاعات مشکلی نداشتند. مشکل در خود حوزه ریاست جمهوری است که باید آن اطلاعات در اختیار ما قرار بگیرد که ظاهرا افرادی که متصدی هستند نسبت به اهمیت مسئله وقوف کامل پیدا نکردند.

تبریك قاری مصری به رهبر انقلاب

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ ونشر آثار رهبر انقلاب نوشت: 

 
دكتر عبدالفتاح طاروطی، قاری مصری و از اعضای هیأت داوران بیست و‌ هشتمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن كریم كه در حاشیه دیدار رهبر معظم انقلاب با شركت‌كنندگان در این مسابقات گفت: ما احساس می‌كنیم كه آیت‌الله خامنه‌ای از حافظان قرآن هستند و نیز به تجوید تسلط دارند و از شناخت كافی نسبت به علم مقامات تلاوت برخوردارند. از نحوه استماع ایشان می‌فهمم كه رهبر انقلاب گاهی اوقات، برخی خطاهای حرفه ای قراء در وقف و ابتدا و یا ادای مقامات تلاوت را به خوبی متوجه می‌شوند كه البته این موضوع، مسئولیت ما را در رعایت قوانین تلاوت سنگین‌تر می‌كند.
 
عبدالفتاح طاروطی همچنین با بیان اینكه از اولین سال حضورش در ایران و تلاوت در حضور رهبر انقلاب چهارده سال می‌گذرد، افزود: جلساتی كه در محضر آیت‌الله خامنه‌ای تلاوت داشتم، از خاطرات جالب زندگی من محسوب می‌شود، خصوصاً همین جلسه آخر كه صحبت نسبتاً مفصل‌تری میان من و ایشان صورت گرفت.
 
البته در این سفر دو مرتبه خدمت ایشان رسیدم؛ یك‌بار قبل از آغاز دیدار كه با گروهی از قاریان به محضر رهبر انقلاب مشرف شدیم. وقتی من را معرفی كردند، رهبر انقلاب اسلامی گفتند كه من ایشان را می‌شناسم و تلاوت‌هایشان را پیگیری می‌كنم.»
 
بعد از تلاوت نیز در جلسه عمومی خدمت ایشان رسیدم و رهبر انقلاب فرمودند: «تلاوت خوب و تأثیرگزار و محزونی بود و اشك ما را جاری كرد. به خاطر این صوت و تلاوت زیبا تبریك می‌گویم.»
 
من در پاسخ گفتم «من نیز به شما تبریك می‌گویم؛ به خاطر انقلاب اسلامی مصر كه به بركت انقلاب اسلامی ایران رخ داده است. ایشان پاسخ دادند: «انقلاب اسلامی مصر به بركت قرآن شكل گرفته و إن‌شاءالله به سایر كشورها نیز سرایت خواهد كرد و پیروزی در سراسر جهان اسلام نزدیك خواهد بود.»
 
پس از آن نیز سخنان رهبر انقلاب در جلسه از گیرایی خاصی برخوردار بود، خصوصاً برای من كه  قاری قرآن هستم، بازگویی آیه شریفه «إن ینصركم الله فلاغالب لكم» از رهبر انقلاب حلاوت دیگری داشت كه ایشان روی این آیه تأكید ویژه‌ای داشتند.
 
این قاری مصری در خصوص ارتباط فكری علما و مردم مصر با اندیشه‌های آیت‌الله خامنه‌ای گفت: علما و عموم مردم مصر به اندیشه‌های رهبر انقلاب اسلامی ایران اعتقاد خاصی دارند، كه این مسئله به خصوص در جریانات اخیر به خوبی خود را نشان داده است. به طور مثال، در جمعه معروف التحریر كه آیت‌الله خامنه‌ای قسمتی از خطبه‌های نماز جمعه خود را به زبان عربی خواندند و موضوع آن را به مصر اختصاص دادند، این خطبه‌ها در تلویزیون‌های بزرگ شهری پخش می‌شد و مردم به صورت گروهی این خطبه‌ها را دنبال می‌كردند. خیلی‌ها نیز در خانه‌هایشان به این خطبه گوش می دادند.
 
قرآن مایه پیوند ماست
 
اهتمام خاص آیت‌الله خامنه‌ای به قرآن، بسیاری از قراء جهان اسلام را به ایشان پیوند زده است و این مایه مباهات برای همه ماست. زیرا به نظر ما از تفاوت‌های عمده رهبر انقلاب اسلامی ایران با سایر رهبران جهان این است كه ایشان به مردم نزدیكند و بین ایشان و مردم هیچ فاصله‌ای نیست. مردم قلباً دوستشان دارند چون از خود مردم هستند و جزو طبقه خاصی نیستند كه به واسطه آن به رهبری رسیده باشند.

آمارهای جالب در مورد ترکیب سنی جمعیت و ولادت‌های جدید در کشور

 مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور گفت: گذار سني جمعيت كشور از امسال وارد مرحله ميانسالي شده است كه اين روند تا سال 1410 ادامه دارد.

 
به گزارش ايرنا، 'علي اكبر محزون' روز شنبه در نشست خبري جمعيت، مهاجرت و توسعه پايدار كه به مناسبت 20 تير روز جهاني جمعيت در محل اين سازمان برگزار شد، افزود: گذار سني جمعيت كشور شامل چهار مرحله كودكي، جواني، ميانسالي و كهنسالي مي شود. 
 
وي با بيان اينكه تركيب جمعيت كشور از سال 75 تا 89 در مرحله جواني بوده است، اظهار داشت: مرحله ميانسالي، سنين 30 تا 64 سال جمعيت كشور است كه اين گروه، جمعيت مولد است و بار رشد اقتصادي كشور را بر دوش مي كشند. 
 
محزون درباره آمار ازدواج در سال گذشته گفت: آمار ازدواج در سال گذشته 891 هزار و 627واقعه بوده است. 
مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور گفت: همچنين بيشترين ازدواج ها در سنين 20 تا 24 سال براي مردان و زنان يكسان بوده است و بيشترين تركيب ازدواج، مردان 20 تا 24 سال با زنان 15 تا 20 ساله بوده است. 
 
محزون افزود: سه نام اول پسران در سال گذشته 'اميرعلي' ، 'ابوالفضل' و 'اميرحسين' و سه نام اول دختران نيز 'فاطمه' ، 'زهرا' و 'ستايش' بوده است. 
 
وي اظهار داشت: در سال گذشته، يك ميليون و 364 هزار و 523 واقعه ولادت در كشور به ثبت رسيده است كه بيش از 698 هزار نوزاد پسر و بيش از 666 هزار نوزاد دختر بوده است. 
 
مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور خاطرنشان كرد، از اين شمار اطلاعات به ثبت رسيده، حدود يك ميليون و 75 هزار ولادت در نقاط شهري و حدود 289 هزار ولادت در نقاط روستايي ثبت شده است. 
 
محزون گفت: نسبت جنسيتي سال گذشته به ازاي هر يكصد دختر، يكصد و پنج پسر به دنيا آمده اند. 
 
وي افزود: از ولادت هاي ثبت شده 17 هزار و 303 مورد دوقلو ، 611 مورد سه قلو، 38 مورد چهارقلو و سه مورد پنج قلو بوده است. 
 
مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور خاطرنشان كرد، نرخ خام مواليد 18 و نيم ولادت به ازاي هر يك هزار نفر جمعيت در سال گذشته به ثبت رسيده است، نرخ ولادت نسبت به نرخ رشد جمعيت، شتابدار نبوده است. 
 
محزون گفت: 440 هزار و 538 واقعه فوت در سال گذشته در كشور به ثبت رسيد كه 223 هزار و 346 مورد مرد و بقيه زن بوده اند. 
 
وي، بيشترين علت فوت را بيماري هاي قلبي و عروقي عنوان كرد كه اين بيماري دليل فوت بيش از 73 هزار مرد و بيش از 63 هزار زن را تشكيل مي دهد. 
 
مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور اظهار داشت: براساس نرخ رشد، 56 سال طول مي كشد تا جمعيت ما دو برابر جمعيت فعلي شود. 
 
محزون گفت: پيش بيني مي شود امسال 573 هزار و 634 پسر و 546 هزار و 674 دختر وارد پايه اول دوره ابتدايي شوند. 
 
وي افزود: بيشترين ازدواج ها در سال گذشته در استان تهران و در ماه فروردين رخ داده درحالي كه كمترين مورد ازدواج در استان سمنان ثبت شده است. 
 
مديركل دفتر آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال كشور درباره مهاجرت اضافه كرد: در سايت اين سازمان امسال، آمار واقعه مهاجرت علاوه بر ولادت، فوت، ازدواج و طلاق به اطلاع عموم مي رسد. 
 
محزون تاكيد كرد، اگر نرخ باروري به كمتر از دو و يك دهم درصد برسد زنگ خطري براي رشد جمعيت خواهد بود. 
وي افزود: جايگزيني حداقل يك دختر براي هر مادر، ثبات جمعيتي ايجاد مي كند. 
 
محزوني يادآور شد، از جمعيت كل كشور، 97 و هفت دهم درصد ايراني و دو و سه دهم درصد غيرايراني هستند؛ بيشترين تابعيت هاي خارجي در ايران را افغاني ها و عراقي ها تشكيل مي دهند. 

محمديان: امروز هلال شيعي تبديل به ماه کامل شده است

حجت اسلام والمسلمین محمد محمدیان رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در پنجمین اردوی تشکیلاتی دانشجویان شعیه ترکیه با بیان اینکه زندگی من با جوانان و دانشجویان گذشته است گفت: آدم گاهی برای از دست دادن شور جوانی تاسف می خورد زیرا جوانی فرصتی برای ساختن زیربنای زندگی در دوره‌های بعدی است. 

وی افزود: خدا را شکر که خداوند متعال ما را انسان آفرید واینکه انسان آفریده شدیم نخستین نعمت خداوند است و دومین نعمت او مسلمان بودن ما و ایمان به آخرت است. 
 
محمدیان تصریح کرد: چند سال گذشته در سرزمین‌های اشغالی کنفرانسی با عنوان شناخت هویت شیعه با حضور فرانسیس فوکویاما تئوریسین و نظریه‌پرداز غرب برگزار شد، وی جمله‌ای شنیدنی در باره شیعه بیان کرد. فوکویاما گفت: شیعه پرنده‌ایست که از تیررس ما خارج شده است. این پرنده دو بال به رنگ های سرخ و سبز دارد. آن بال سبز بال مهدویت و انتظار فرج است. بال سرخ آن هم جهاد و شهادت است که ریشه در کربلا دارد. 
 
وی با اشاره به مباحث آن کنفرانس ادامه داد: فوکویاما در آن جمله به 2 عنصر اصلی و ارزشمند شیعه اشاره کرده است. هنری کوربن فرانسوی که بارها قبل از انقلاب به ایران آمده بود می‌گوید تنها یک دین زنده در دنیای امروز وجود دارد که تشیع نام دارد زیرا تنها دینی است که معتقد به وجود انسان کامل و زنده است. 
 
رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری عنوان کرد:ما شیعیان تنها کسانی هستیم که معتقد به وجود انسان کاملیم، کسی که کامل‌ترین انسان روی زمین است، که در نتیجه آن می‌توان گفت ما بی‌کس نیستیم و صاحبی داریم. . از همین روست که ما در مورد امام زمان(عج) می‌گوییم عین ا... ناظره، یدا... باسطه، أذن ا... باصره یعنی چشم ناظر خداوند، دست باز خداوند و گوش شنوای خداوند. 
 
محمدیان بیان داشت: اینکه ما یا باید ایشان را ببینیم و یا آنکه از ولایت منسوب به او پیروی کنیم بسیار مهم است و ما مطمئن هستیم که دست ایشان بالای سر ماست و هدایتمان می‌کند. 
 
وی با شاره به آیه 54 سوره مبارکه مائده گفت: در دانشگاه‌های ما جذاب‌ترین بحث فکری و دینی، بحث مهدویت است و همانطور که در سوره مائده خوانده‌ایم، شش ویژگی یاران امام زمان آمده است که می‌تواند مورد توجه علاقمندان قرار گیرد.در این آیه در مورد آینده آمده است: ای مومنین اگر از دین خدا دست بردارید، خداوند قومی را در آینده خواهد آورد که پرچم دین را بالا خواهد گرفت. 
 
محمدیان افزود: در طول تاریخ اسلام هیچ مکتبی مانند تشیع در راه عقیده و مکتبش خون نداده است و این مکتب مانند درختی است که اکنون میوه‌هایش به ثمر رسیده است. 
 
وی تصریح کرد: ما در انقلاب اسلامی اگر عنصر کربلا و شهادت را سرلوحه کارمان قرار نمی‌دادیم مسلماً شکست را تجربه می‌کردیم. ما در روزگاری انقلاب کردیم که ابرقدرت‌های شرق و غرب دنیا را اداره می کردند دراین 
میان ابر قدرت شرق معتقد بود که دین افیون ملت‌هاست و ابرقدرت غرب نیز به‌کلی معتقد به عدم حضور دین در عرصه اجتماع بود و رابطه خدا و انسان را شخصی می‌دانست. در چنین فضایی بود که انقلاب اسلامی ایران، خود را به مردم جهان معرفی کرد. 
 
رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری بیان داشت: بعد از انقلاب اسلامی ایران، آمریکا به گمان این بود که انرژی مردم تخلیه شده است و می‌تواند به اسم جمهوری اسلامی، ایران را مانند پاکستان در دست بگیرد. 
 
وی گفت: طی 2 سال اول انقلاب، بسیاری از نیروهای وابسته به آمریکا توانستند در دولت بازرگان نفوذ پیدا کنند که در این میان دانشجویان انقلابی و رهرو خط امام خمینی(ره) متوجه این موضوع شدند و لانه جاسوسی را 
تسخیر کردند که در کلام امام(ره) به انقلاب دوم تعبیر شد. پس از این واقعه، سران آمریکایی متوجه شدند که نمی‌توانند در ایران نفوذ کنند و جنگ تحمیلی را به همین دلیل به راه انداختند؛ در حالیکه ما از هیچ نوع امکاناتی برخوردار نبودیم. 
 
محمدیان افزود: ایران در زمان جنگ تحمیلی هیچ چشم‌داشتی به خاک عراق نداشتیم و بر همین اساس است که اکنون نیز با مردم این کشور رابطه دوستانه برقرار کرده است. 
 
رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ادامه داد: در حال حاضر آمریکا از طریق افغانستان در شرق، عراق در غرب و نیز از شمال و جنوب کشور ما را محاصره کرده است که هدف آن نیز از این کار، مشخص است.
 
وی با اشاره به قدرت مالی، نظامی و رسانه‌ای آمریکا بیان داشت: این کشور غاصب عراق را اشغال کرده است تا بتواند به اهداف شوم خود برسد اما همانطور که مشاهده می‌کنید مردم عراق د ر انتخابات مجلس شرکت کرده و بعد از آن به هنگام تشکیل کابینه دولت این کشور، بنابر گفته خود آمریکایی‌ها، طرفداران ایران پیروز میدان شدند. 
 
محمدیان تصریح کرد: در افغانستان هم  وقتی مجلس این کشور به دنبال برگزاری انتخابات تشکیل می‌شود، اکثریت نمایندگان از میان افراد معتقد به جهاد با آمریکا انتخاب می‌شوند. 
 
همچنین وی عنوان کرد : لبنان حیات خلوت آمریکا بود اما می‌بینیم کهامروز  در اختیار حزب‌ا... و شیعیان قرار گرفته است. 
 
محمدیان تاکید کرد: اتفاقات امروز منطقه نشان می‌دهد که تفکر انقلابی میان مردم شکل گرفته است و تفکر اهل بیت بیشترین مخاطب را در دنیا دارد بطوریکه شش سال قبل از خطر هلال شیعی در منطقه سخن مي گفتند که امروز می‌توان گفت آن هلال تبدیل به ماه کامل شده است. 
 
وی در پایان خاطر نشان کرد: ما باید خود را آماده کنیم که بعد ازدرخشش ماه، نوبت طلوع آفتاب خواهد رسید. شیعیان روزهایی خوشتر از امروز درتاریخ ندیده‌اند.

عضو مشارکتی برای خودش فرش قرمز پهن کرد و شرط هم گذاشت

يك عضو مشارکتی در اظهار نظري برای خودش فرش قرمز پهن کرد و گفت:اگر قرار باشد که اصلاح طلبان برای گرم کردن انتخابات به عنوان ابزار مورد استفاده قرار بگیرند اصلاح طلبان واقعی حاضر به حضور نخواهند بود. 

يك فعال سياسي اصلاح طلب با اشاره به اینکه برای یک شخص سیاست مدارو واقع گرا و حاضر در صحنه هیچ گاه فضای سیاسی خالی از رقیب نیست، گفت :جامعه تک صدایی یک جامعه مرده است ونشانی از پویایی سیاسی ندارد. 

جلال جلالی زاده در گفت و گو با ایلنا گفت: تجربه دو دوره اخیر ریاست جمهوری نشان داد که هر چه به سمت جامعه تک صدایی پیش برویم به ضرر نظام و به ضرر کشور است. 
 
وی افزود: صاحبنظران عرصه سیاست گفته اند اگر در جامعه ای منتقدین مخالف نباشند در آن جامعه منقد ایجاد کنید تا پیشرفت و رشد پیدا کند. 
 
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: فضای کنونی حاکم بر جامعه و مسائل اخیر نشان دهنده حضور و ظهور اصلاح طلبان در حاکمیت است.کسانی که برای اسلام زحمت کشیدند و هدفشان حفظ نظام و انقلاب است. 
 
وي تاکید کرد: اگر قرار باشد که اصلاح طلبان برای گرم کردن انتخابات به عنوان ابزار مورد استفاده قرار بگیرند اصلاح طلبان واقعی حاضر به حضور نخواهند بود. 
 
جلالی زاده تصریح کرد: با اجرایی نشدن خواست اصلاح طلبان ، این طیف در انتخابات شرکت نمی کند و اگر تعداد محدودی شرکت کنند مورد قبول مردم واقع نخواهند شد و رای مناسبی کسب نمی کنند. 
 
وی گفت: با دیدگاه خود اصولگرایان فضای سیاسی بدون اصلاح طلبان زنده ، پویا و بالنده نیست. 

از غائله 18تیر تا لایه‌های حضور آمریکایی‌ها در فتنه 88

18 تير سال 1378 غائله اي که 12 سال پيش طي دو سه روزي ، چند خيابان اطراف ميدان انقلاب و کوي دانشگاه را به آشوب کشيد.

 به گزارش مشرق، اين هرج و مرج محدود به چند خيابان ، با وجود تمام بازيگران داخلي و بازيگرداناني خارجي با ساخت بلوايي در تاريکي و آتش زدن چند حلقه لاستيک و بلند شدن دود و غبار گرچه يک نطفه برنامه ريزي شده براي 10 سال آينده يعني فتنه 88 بود اما با حضور حماسي مردم ايران اسلامي در 23 تيرماه 1378 تبديل به شکستي تلخ براي بدخواهان ايران اسلامي شد.
 
حماسه اي که با عظمت و شکوهي بيشتر در 9 دي ماه تکرار شد تا فتنه پيچيده و برنامه ريزي شده تر 88 نيز با تجلي بصيرت و آگاهي مردم تبديل شکستي سنگين براي ضد انقلاب شود.
 
به گزارش باشگاه خبرنگاران بنابر مستندات 88 افراد بلند پايه اي در کاخ سفيد پشت اين التهاب چند روزه ، چند خيابان تهران بودند يکي از اين افراد «ريچارد پرل » است که فردي يهودي الاصل آمريکايي و سناتوري کهنه کار مي باشد. پرل 18-17 سال عضو کميته دفاعي آمريکا و معاون وزير دفاع ريگان بوده است و به قدري خود را مديون رئيس جمهور يانکي ها مي دانست که نام سگش را نيز ريگان ناميده است.
 
وي از چهره هاي ضد ايراني محض است که در دوره رياست جمهوري ريگان در جنگ ايران و عراق با سنگ تمام گذاشتن براي صدام حسين ، سلاح هاي شرکت سولنام اسرائيل را در اختيار ديکتاتور عراق قرار داد.
 
اما سالها بعد در زمان جورج بوش وقتي تاريخ مصرف صدام رو به انقضا رفت ريچارد پرل جزو کساني بود که سناريوي حمله و اشغال عراق توسط آمريکايي ها را طراحي کرد و صدها هزار عراقي و ده ها آمريکايي را به کام مرگ کشاند.
 مادران عراقي شايد او را نديدند اما مادر يک سرباز آمريکايي در ديدار با وي انتقاد خود را چنين ابراز داشته است: «شما بچه هاي ما را کشتيد ، مي فهمي وقتي تنها پسرت بميرد يعني چه؟» ريچارد پرل در طول سالها جنگيدن ، خوب فهميده بود که با ايران نمي توان جنگ نظامي داشت لذا در پاسخ به سوال اميرعباس فخرآور مبني بر اينکه قصد جنگ به ايران دارند يا خير گفت: «ايران عراق نيست که بتوان مانند صدام خيلي زود از پاي در بيايد حمله نظامي به ايران يعني شکست محض و هزينه هاي جبران ناپذير ،‌سقوط ايران بايد از روش هاي نرم و متفاوت ديگري پيش برود. شايد واژه نفوذ بهترين واژه باشد که البته در زمان اصلاحات هم فرصتهاي مناسبي به وجود آمد مثل ماجراي 18 تير که مقدمات طراحي براي تغيير حکومت ايران زده شد.» حالا بعد از تجربه عراق و غائله 18 تير مي توان به لايه هاي حضور آمريکايي هاي در فتنه 88 نيز در بين صحبتهاي ريچارد پرل پي برد و بايد ديد کي و کجا و چه کساني از آمريکايي ها اعترافات جديدي را از فتنه 88 را رو مي کنند.
 
ريچارد پرل اين بازيگردان خارجي غائله 18 تير از روزها پيش از آشوب خياباني 18 تير با بازيگران داخلي آن در ارتباط بوده است. پياده نظاماني مانند منوچهر محمدي که اصلاً دانشجو نبودند و بايد در بين دانشجويان نفوذ پيدا مي کردند.
 منوچهر محمدي در سخنراني در جمع ضد انقلاب در خرداد سال 1378 با وجوديکه هيچ مدرکي دال به دانشجو بودن وي در هيچ دانشگاهي وجود نداشت بارها به دروغ به دانشجو بودن خود تاکيد کرده و بيان داشته است :«حکومتي غيرمذهبي بايد در کشور سرکار بيايد ، بنده در بين دانشجويان هستم و سازمان دانشجويي را به عنوان يک سازمان غيرمذهبي اداره مي کنم و به دليل بودن با دانشجويان به خواسته هاي آنها واقف هستم و البته بعدها بوش نيز از دروغ هاي محمدي تقدير شاياني کرد. از جمله افراد تاثيرگذار در غائله 18 تير محمد سازگارا بود که بايد در مطبوعات وظايف غرب را انجام مي داد و همچنين احمد باطبي که با حمايت آمريکا از ايران فرار کرد و به اردوگاه اشرف رفت تا کاخ سفيد سردرآورد.
 
باطبي خود اذعان داشته است پيراهن خون آلودي که در عکس معروف وي مشهود است در خانه به رنگ آغشته کرده تا نماد دورغين براي آشوب بسازد و اين عکس طبق يک برنامه ريزي از پيش هماهنگ شده توسط يک عکاس گرفته شد تا در ابعاد وسيع در روزنامه هاي زنجيره اي منتشر شود. ناگفته نماند بسياري از حاميان و دست اندرکاران اين روزنامه هاي زنجيره اي ، 10 سال بعد هم آتش بيار فتنه 88 شدند و پيراهن خوني تير 78 سالها بعد به پروژه کشته سازي ها تبديل گشت تا باطبي با نام کشته هاي دروغين در ميان ضد انقلاب سخنراني کند و اينگونه ماموريت جديدش را انجام دهد. از ديگر مهره هاي 18 تير اکبر گنجي است که خود را تئوريسين اين غائله مي داند هرچند اين آقاي تئوريسين ، بعدها همقطار فاصله ها در فتنه شد ،
 
آنچنان که تصاوير او در کنار گوگوش لس آنجلسي بارها در رسانه هاي خبري انعکاس يافت. همچنين فاطمه حقيقت جو هم از بازيگراني بود که در مجلس آن روزها ، نقش حلقه رابط را بين اجزاي اصلي غائله بازي کرد. از ديگر بازيگران 18 تير علي اکبر موسوي خوئيني ها است که با تلاش و پافشاري يکي ا ز سران فتنه 88 توانست از ايران بگريزد.
 
 علي افشاري و اميرعباس فخرآور هم جزو کساني بودند که فرامين کاخ سفيد را در اطراف خيابانهاي کوي دانشگاه در تيرماه 78 پياده کرده اند. فخرآور قبل از فراردر يکي از کافي شاپ اي تهران در حاليکه اقدام به عضوگيري ميان ضد انقلاب مي کرد به نقش حمايتي رسانه هاي غربي اعتراف کرده است. وي در آن کافي شاپ گفته است: «الان به مرحله سازماندهي رسيده ايم و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني درست در اختيار ما هستند حتي از ما برنامه هاي مستقل خواسته اند.» به غير از اين برنامه دادن و دستورالعمل گرفتن قبل از غائله ، کاخ سفيد در روز آشوب هم مستقيماً با پياده نظامش که در کف خيابان بود در تماس بوده است.
 
 فخرآور در اين باره اذعان داشته است در ايران با پرل در ارتباط بوده و روز 18 تير با وي گفتگويي از طريق تلفن همراه برقرار کرده است. در همين راستا روزنامه هاي زنجيره اي هم وظيفه داشتند موازي با آمريکايي ها با ايجادجريان سازي مصنوعي ، حفره هاي اطلاعاتي ايجاد کنند و با مشغول کردن سيستم امنيتي کشور ، مانع از تمرکز دستگاهها به اين مراودات شوند. تمامي اين چهره ها براي ايجاد التهاب در خيابانهاي تهران توجيه شده بودند و شايد دور نباشد زماني که شخصي که بين اين افراد نفوذ داشته است به تهران بيايد و مانند سردار مدحي از جزئيات دستورات آمريکايي ها براي غائله 12 سال پيش بگويد.
 
 اميرعباس فخرآور مهره فعالي بود که آمريکايي ها او را براي بلواي 72 ساعته در نظر گرفته بودند کسي که به عنوان قهرمان مردمي از سوي آمريکا معرفي مي شد ولي حتي برادر خود را براي پررنگ کردن نقشش قرباني کرد. آرش فخرآور در سال 78 تنها 14 سال داشت که به تحريک و اجبار اميرعباس ، براي شلوغ تر کردن خيابانهاي اطراف انقلاب به کوي دانشگاه مي رود.
 
وي با اشاره به وقايع 18 تير به خبرنگار ما گفته است: فعاليتهاي خانواده کل به خاطر برادرش بوده است و آنها علاقه اي به فعاليتهاي به اصطلاح سياسي نداشتند. پس از گريز فخرآور از ايران آمريکايي ها تصميم مي گيرند تا از وي به نحوي ديگر استفاده کنند بنابراين ريچارد پرل شخصاً مامور اين پرونده مي شود و مسئوليت اين امر را در دست مي گيرد. و در 29 آوريل 2006 در خيابان مقدين دبي با فخرآور ملاقات مي کند.
 
خود پرل در اين باره مي گويد: «به دبي آمديم که مرد جواني به نام اميرعباس فخرآور که از ايران فرار کرده است را ملاقات کنيم» پرل آمده بود تا فخرآور را براي ماموريت جديد آمريکايي اش توجيه کند تا وي خارج از مرزهاي ايران سرباز آمريکايي عليه کشور خود شود. بازخواني وقايع 12 سال گذشته اين نکته را آشکار ميکند که مهره سنگيني مثل پرل و بعدها خود بوش با يک عنصر دون پايه مانند فخرآور ديدار مي کنند ولي حالا آمريکايي ها ديدار مدحي با کلينتون را تکذيب کرده و آن را دور از واقعيت عنوان مي کنند.
 
 آمريکايي ها طي يک نمايش تبليغاتي فخرآور را به سناي آمريکا بردند و وي در يک نطق از پيش تعيين شده گفت: «اما قبل از هر چيز بيشتر به موبايل ، دوربين ، کامپيوتر ، دستگاه چاپ ، سايت و مهمتر از همه راديو و تلويزيون قدرتمند احتياج داريم.» اين گفته ها به راحتي بيانگر اهميت ارتباط گيري در نگاه ضدانقلاب در فتنه انگيزي عليه کشور مي باشد و اين راديوتلويزيونهاي مورد تقاضاي فخرآور به خوبي در اختيار ضد انقلاب قرار گرفتند تا اوج فعاليتشان را در جريان فتنه 88 در تحريک اغتشاشگران شاهد باشيم. شخصيت ضد ايراني ديگري که در 18 تير تاثيرگذار بود مايکل لدين يهودي و نئومحافظه کار آمريکايي و جز فعال «امريکن انترپرايز» است که به عنوان يک عنصر ضد ايراني شناخته مي شود پاي همه مطالبي که لدين مي نويسد يک جمله معروف دارد « لطفاً زودتر به ايران حمله کنيد»
 
وي در راستاي همان سناريو چتر حمايتش را روي سر فخرآور گسترانيد تا عده اي در داخل باز فريب آمريکا را بخورند. لدين در مراسمي که از فخرآور تجليل مي شود وي را به عنوان شخصي که سختيهاي زيادي متحمل شده تا به اينجا برسد معرفي مي کند.
 
 از ديگر وظايف فخرآور جذب نيرو در شهرهاي مختلف بود که از تلويزيوني به تلويزيون ديگر مي رفت تا حرفهاي آمريکايي ها از حلقوم وي بيرون بيايد و بتواند عده اي را در دور خود جمع کند. در سخنراني هاي وي بارها بر لزوم تحريم نفت ايران براي قطع کردن شاهرگ حياتي جمهوري اسلامي تاکيد شده است اقدامي که طبيعتاً صداي کاخ سفيد از حنجره فخرآور مي باشد.
از ديگر همکاران فخرآور در وقايع 18 تير مي توان فاطمه حقيقت جو ، محسن مخملباف و همچنين افشاري و باطبي را نام برد که پاي ثابت تلويزيون سازمان سيا يعني VOA بودند. فاطمه حقيقت جو خود به صراحت هدف سلطنت طلب ها ، منافقين و همه مخالفان نظام را مشترک دانسته است و محسن مخملباف هم بازيگري است که از ديدارش با واسطه سارکوزي سخن گفته است. شايد در بيان عملکرد فخرآور و اطرافيانش بازخواني گفته هاي تاثيربرانگيز آرش فخرآور ، بازگو کننده گوشه کوچکي از شقاوهاي وي باشد.
 
 آرش فخرآور ضمن ابراز ناراحتي از وضعيت خود در فرانسه گفته است ، با وعده هاي زيبايي مانند آزادي و احقاق روياهايش از ايران خارج شده است اما با ناهنجاري هاي جامعه و وضعيت بد معيشت روبرو گشته و حتي خيلي از مواقع مکان و غذايي براي امرار و معاش خود نداشته است. اميرعباس فخرآور هم در همين روزهاي کارتون خوابي و گرسنگي برادرش سر به کار خود گرم داشت و همچنان نمايش تبليغاتي اش را دنبال مي کرد. نمايشي که عشق به آمريکا و اسرائيل را از زبان وي تجلي مي داد وي بارها در سخنراني هايش تاکيد کرده است : «ما عاشق ايالات متحده و عاشق اسرائيل هستيم.»
 
هر چند اين حرف ها حتي براي آرش فخرآور هم رنگي نداشت و وي از کنار همان برج ايفل به بن بست دروغ هاي ضد انقلاب رسيد. آرش ، اينگونه از تجربيات تلخ خود در مواجهه با واقعيات اپوزوسيون خارج نشين مي گويد: «افرادي که من را ترغيب به رفتن خارج کرده بودند و گفته بودند به من افتخار مي کنند وقتي به فرانسه رسيدم مدعي شدند من را نمي شناسند يکي از دلايلي که باعث شد به حماقت اپوزوسيون خارج نشين پي ببرم وقتي بود که درباره علت خروج يکي از افراد ناشناخته اپوزوسيون از ايران پرسيدم و پاسخ شنيدم وي آمده تا پادشاه ايران شود!« آرش که همچنان با برادر خود در ارتباط است در تشريح احوال اين روزهاي اميرعباس ، عليرغم تمام خوش خدمتي هايش به آمريکا مي گويد: در شش ماه اور خروج اميرعباس از ايران امکانات خوبي در اختيار وي قرار دادند اما بعد از مدتي با ظهور افراد جديد به صحنه و بالا آمدن اسمهاي ديگر ، اميرعباس براي آنها تکراري شد ، هرچند برادرم همچنان هم در خدمت آمريکايي هاست.
 
 آرش که نمي خواست سرنوشتي مانند برادرش داشته باشد و از طرفي هم ميان تور اطلاعاتي ايران در خارج از کشور قرار گرفته بود جلوي دوربين خودي از باتلاق ضد انقلاب خارج نشين مي گويد: «من در دوماهي که در فرانسه بودم همه پوچي گفته هاي ضد انقلاب را فهميدم و با خود گفتم اگر همه آدمهاي مبارز خارج نشين چنين طرز فکري دارند که يکي پيامبر مي شود و دين راه مي اندازد و ديگري دولت موقت درست مي کند نبايد مانند اين ابله ها بيانديشم. من در 19 سالگي متوجه اشتباه خود شدم اما درا ين جا افرادي هستند که در 65 سالگي هم هنوز نفهميده اند اشتباه مي کنند ،‌هنوز در سر خيال حکومت دارند و به خيال خود دست به مبارزه مي زنند در حاليکه هيچ کس آنها را نمي شناسد.» آرش اکنون به تهران آمده است اگر چه شايد آنها که گفته اند مدحي در ازمير و مالزي است اين واقعيت را نيز انکار کنند اما مهم اينجاست که اين مستندات و آبروريزي ها براي ضدانقلاب ،‌از غائله 18 تير اينگونه افشا شده است و حال بايد منتظر بود و ديد دستگاه امنيتي کشورمان کي و کجا مستنداتي از فتنه 88 آشکار خواهد کرد ، مستنداتي که مطمئناً مردم ايران بي صبرانه منتظر آن هستند.

اعتراض حدادعادل به هجمه مصباحی‌مقدم به کمیته سه نفره

 عضو کمیته 3 نفره وحدت اصولگرایان با بیان اینکه نباید افراد موثر در وحدت اصولگرایان تضعیف شوند، افزود: بعضی از اصولگرایان گاهی تعابیری را به کار می برند که مخالفان آن را برجسته کرده و اذهان عمومی را مشوش می کنند که همین امر موجب دلسردی مردم می شود.

غلامعلی حداد عادل در گفتگو با  مهر، در خصوص اینکه برخی معتقدند که کمیته سه نفره تلاش جریان انحرافی است و نباید در سازوکار وحدت اصولگرایان حضور داشته باشد، اظهار داشت: در روزهای اخیر سخنان مشکل سازی از سوی برخی دوستان نقل شده است که من به آنها توصیه می کنم، افرادی که قصد مصاحبه در این زمینه را دارند در صحبت ها و تعابیرشان دقیق عمل کنند و مطالبی را به کار نبرند که وسیله اختلاف افکنی باشد.
 
عضو کمیته 3 نفره با بیان اینکه نباید افراد موثر در وحدت اصولگرایان توسط برخی تضعیف شوند، افزود: بعضی از اصولگرایان گاهی تعابیری را به کار می برند که مخالفان آن را برجسته کرده و اذهان عمومی را مشوش می کنند که همین امر موجب دلسردی مردم می شود.
 
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص نحوه جلوگیری از سهم خواهی گروهی در میان اصولگرایان، اظهار داشت: به هیچ وجه نباید سهم خواهی در میان اصولگرایان وجود داشته باشد و نکته بسیار مهم این است که صالح ترین و شایسته ترین افراد به مجلس راه پیدا کنند و مهم نیست که از تشکل ما باشد یا دیگری بلکه باید دلسوز، مومن و لایق برای احراز نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی باشد.
 
حداد عادل تاکید کرد: سهم خواهی موجب اختلاف در میان اصولگرایان خواهد شد.
 
وی در خصوص انتشار خبر استعفای ولایتی از کمیته 3 نفره و تکذیب آن اظهار داشت: دکتر علی اکبر ولایتی از ابتدا نیز استعفا نکرده بودند.
 
حداد عادل تصریح کرد: هنگامی که دیدیم مخالفان روی چه چیزی  تبلیغ می کنند باید مراقب باشیم و احتیاط بیشتری انجام دهیم.
 
به گزارش مهر، در روزهای گذشته دو تن از نمایندگان مجلس در گفتگو با برخی رسانه ها تشکیل کمیته 3 نفره وحدت اصولگرایان را به دولت و جریان انحرافی منتسب کرده بودند.
 
متعاقب این سخنان یکی از سایت های خبری اعلام کرد که علی اکبر ولایتی در پاسخ به این تخریبها از کمیته 3 نفره استعفا داده است. خبری که از سوی هیچ کدام از اعضای بلند پایه این کمیته تایید یا تکذیب نشده بود. 
 
کمیته 3 نفره وحدت اصولگرایان متشکل از غلامعلی حداد عادل، حبیب الله عسگر اولادی و علی اکبر ولایتی برای کمک به فرآیند وحدت اصولگرایان تشکیل شد.

عکس: عطر آیت‌الله جنتی

 

وزیر پیشین اطلاعات عزادار شد

مادر وزیر اسبق اطلاعات و نماینده خوزستان در مجلس خبرگان رهبری درگذشت.

به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، خانم رجایی مادر حجت‌الاسلام علی فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و نماینده خوزستان در مجلس خبرگان رهبری روز چهارشنبه دار فانی را وداع گفت.

این بانوی مؤمنه كه عمری را در راه خدمت به اسلام و انقلاب سپری كرد دیروز پنجشنبه در صحن مصلی حرم عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری به خاك سپرده شد.

مخفی‌کاری بازیگران مختارنامه برای میرباقری

رضا استادی، مدیر روابط عمومی سریال مختارنامه در یادداشتی نوشته است:

در بخش​های ابتدایی قسمت ۳۷ سریال «مختارنامه»، بعد از پیروزی سپاه مختار بر لشگریان آل زبیر، جوان خوش چهره​ای با نام «سائب بن مالک» به دستور مختار نطقی پُر شور برای لشگریان مختار بیان می​کند و سپس در گفت و گویی خصوصی با مختار، مامور عقب نشینی لشگر می​شود. سائب همان شخصیتی است که هربار کلاهخود از سرش می​افتد، متوجه می​شود که پیروزی در چند قدمی او است.

نقش این شخصیت محوری را که تا دقایق پایانی قسمت ۴۰ سریال «مختارنامه» هم تداوم می​یابد، «حمید رضا عطایی» ایفاء کرده است. این اولین تجربه عطایی در مقابل دوربین بود. او پیش از این در زمینه ورزش شنا و نجات غریق فعالیت داشته و عضو رسمی فدراسیون شنا و نجات غریق است،اما دست روزگار او را بر سر راه کارگردان «مختارنامه» قرار داد و از میان چند تست گریم که برای نقش های مختلف بر روی چهره او صورت گرفت، او برای ایفای این نقش انتخاب شد.

عطایی مانند اغلب بازیگران سریال مختارنامه، یک دوره سخت تمرین سوارکاری و شمشیر بازی را پیش از آغاز سریال «مختارنامه» پشت سرگذاشت تا اینکه در نهایت در تیرماه سال ۱۳۸۳ مقابل دوربین رفت. بخش عمده​ای از بازی او در صحنه​های جنگی سریال اتفاق افتاد. او در بخش های مختلفی از این صحنه ها مقابل دوربین رفت اما حالا بعد از گذشت چند سال از پایان نقش آفرینی در این صحنه ها، حقیقتی را می​شنوید که در تمامی این سال​ها از نگاه عوامل سریال پنهان بوده است.

 حقیقت این است که در روزهای آغاز فیلمبرداری سریال روزی در احمدآباد مستوفی عطایی برای ایفای یکی از نقش​های سریال سوار بر اسبی می​شود که اسب خودش نبود. اسب که سوار غریبه دیده بود، عطایی را برمی​دارد و به تاخت می​رود و در همین حین او را به زمین پرت می​کند. نتیجه به ۱۵ روز خانه نشین شدن و بستری شدن این بازیگر منجر می​شود، اما او حرفی از این موضوع به میرباقری نمی​زند؛ چون می​داند این کارگردان که به «داشتن هوای بازیگر» خیلی معروف است، از این پس مراعات او را خواهد کرد و علی رغم میل باطنی​اش مجبور خواهد شد تا صحنه​هایی از سریال را ساده​تر فیلمبرداری کند تا به بازیگر آسیب دیده​اش فشاری وارد نشود.

بار دوم در شاهرود و هنگام فیلمبرداری صحنه​های مربوط به جنگ نصیبین که منجر به شکست سپاه توابین می​شود، او دچار سانحه می​شود. شب قبل مادرش خواب دیده بود که او دچار حادثه شده است. عطایی از مادرش می​خواهد صدقه​ای بدهد و نذری برایش کند و همان روز هنگام فیلمبرداری، در شلوغی صحنه​های نبرد، شمشیری به دهانه اسب او می​گیرد و اسب روی دو پا بلند و به بغل می​افتد! در اثر چنین حادثه​ای به سادگی ممکن بود عطایی زیر بدن سنگین اسب بماند و لِه شود، اما خطر از بیخ گوشش می​گذرد. در همان روز گروه تدارکات برای او و چند بازیگر دیگر که به سلامت از خطر جسته بودند گوسفند قربانی می​کند.

روزی دیگر و در همین بخش از کار نیزه​ای از زیر زره او به بدنش فرو می رود و پهلویش را سوراخ می​کند. او دچار خونریزی می​شود اما حرفی به کارگردان نمی​زند تا مبادا آسیب دیدگی​اش باعث وقفه در کار شود.

در میان بازیگران «مختارنامه» خیلی​ها دچار حادثه شدند و یکی از آن شمشیرها و نیزه هایی که شما در صحنه​های جنگی مشاهده کردید، به بخشی از بدنشان فرو رفت، اما این زخم​ها را پنهان کردند تا لطمه​ای به اصل سریال وارد نشود. آن​ها همیشه این جمله کارگردان را در ذهن داشتند که گفته بود:«وقتی با باوری مذهبی و خاص کاری را انجام می​دهید، خیالتان از بابت حوادث راحت باشد چون نیروهایی وجود دارند که شما را حفظ می​کنند.»

سردار رادان دست به دعا شد

جانشين فرماندهي نيروي انتظامي با اشاره به راهپيمايي نمازگزاران تهراني در تأكيد بر رعايت عفاف و حجاب در جامعه، اظهار كرد: حمايت مردم قطعا پشتوانه بسيار بزرگي براي دست‌اندكاران اجراي طرح امنيت اجتماعي است.

سردار احمدرضا رادان در حاشيه راهپيمايي حجاب و عفاف در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ايسنا كه اجراي طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي تا چه زماني ادامه دارد و آيا دچار تغييراتي خواهد شد يا خير؟ گفت: برنامه‌ها ثابت است و تغييرپذير نيست، ضمن اينكه اشاره كرده‌ايم كه همواره تا رفع دغدغه مردم اين كار را ادامه مي‌دهيم.

وي افزود: امروز مصمم‌تر هم شديم چرا كه حمايت مردم قطعا پشتوانه خيلي بزرگي براي دست‌اندكاران اجراي اين طرح است.

جانشين فرماندهي نيروي انتظامي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا اين طرح مثل طرح گشت ارشاد كه در سال گذشته اجرا شد، متوقف نخواهد شد؟ اظهار كرد: ان‌شاءالله متوقف نكنند، ولي اراده ما اين است كه اگر هم مقاومتي بود اين طرح را ادامه دهيم.

رادان در پاسخي مبني بر اينكه هدف از اين طرح و تأثيرات آن چه بوده است؟ گفت: ما بدنبال اين هستيم كه ارزش‌ها و قانون نظام جمهوري اسلامي ايران برابر خواست مردم عمل شود، طبيعي است كه اگر عده‌اي از روي ناآگاهي يا براساس ميل دشمن بخواهند قانون و دغدغه‌ها و ارزش‌هاي مردم را مورد هدف قرار دهند، نيروي انتظامي بايد برابر وظيفه خود عمل كند.

وي افزود: از زماني كه طرح مجددا با قاطعيت شروع شده چهره شهر بهتر شده است و در حال تلاش هستيم تا اين وضعيت بهتر شود و ايران اسلامي الگوي خوبي براي همه كشورها باشد.

18 تیری‌ها کجا هستند؟

۱۸ تير سال ۱۳۷۸ غائله اي که ۱۲ سال پيش طي دو سه روزي ، چند خيابان اطراف ميدان انقلاب و کوي دانشگاه را به آشوب کشيد.

به گزارش رجانیوز به نقل از جهان، اين هرج و مرج محدود به چند خيابان ، با وجود تمام بازيگران داخلي و بازيگرداناني خارجي با ساخت بلوايي در تاريکي و آتش زدن چند حلقه لاستيک و بلند شدن دود و غبار گرچه يک نطفه برنامه ريزي شده براي ۱۰ سال آينده يعني فتنه ۸۸ بود اما با حضور حماسي مردم ايران اسلامي در ۲۳ تيرماه ۱۳۷۸ تبديل به شکستي تلخ براي بدخواهان ايران اسلامي شد. حماسه اي که با عظمت و شکوهي بيشتر در ۹ دي ماه تکرار شد تا فتنه پيچيده و برنامه ريزي شده تر ۸۸ نيز با تجلي بصيرت و آگاهي مردم تبديل شکستي سنگين براي ضد انقلاب شود.

بنابر مستندات ۸۸ افراد بلند پايه اي در کاخ سفيد پشت اين التهاب چند روزه ، چند خيابان تهران بودند يکي از اين افراد «ريچارد پرل » است که فردي يهودي الاصل آمريکايي و سناتوري کهنه کار مي باشد.

پرل ۱۸-۱۷ سال عضو کميته دفاعي آمريکا و معاون وزير دفاع ريگان بوده است و به قدري خود را مديون رئيس جمهور يانکي ها مي دانست که نام سگش را نيز ريگان ناميده است.

وي از چهره هاي ضد ايراني محض است که در دوره رياست جمهوري ريگان در جنگ ايران و عراق با سنگ تمام گذاشتن براي صدام حسين ، سلاح هاي شرکت سولنام اسرائيل را در اختيار ديکتاتور عراق قرار داد.

اما سالها بعد در زمان جورج بوش وقتي تاريخ مصرف صدام رو به انقضا رفت ريچارد پرل جزو کساني بود که سناريوي حمله و اشغال عراق توسط آمريکايي ها را طراحي کرد و صدها هزار عراقي و ده ها آمريکايي را به کام مرگ کشاند.

مادران عراقي شايد او را نديدند اما مادر يک سرباز آمريکايي در ديدار با وي انتقاد خود را چنين ابراز داشته است: «شما بچه هاي ما را کشتيد ، مي فهمي وقتي تنها پسرت بميرد يعني چه؟»

ريچارد پرل در طول سالها جنگيدن ، خوب فهميده بود که با ايران نمي توان جنگ نظامي داشت لذا در پاسخ به سوال اميرعباس فخرآور مبني بر اينکه قصد جنگ به ايران دارند يا خير گفت: «ايران عراق نيست که بتوان مانند صدام خيلي زود از پاي در بيايد حمله نظامي به ايران يعني شکست محض و هزينه هاي جبران ناپذير ،‌سقوط ايران بايد از روش هاي نرم و متفاوت ديگري پيش برود. شايد واژه نفوذ بهترين واژه باشد که البته در زمان اصلاحات هم فرصتهاي مناسبي به وجود آمد مثل ماجراي ۱۸ تير که مقدمات طراحي براي تغيير حکومت ايران زده شد.»

حالا بعد از تجربه عراق و غائله ۱۸ تير مي توان به لايه هاي حضور آمريکايي هاي در فتنه ۸۸ نيز در بين صحبتهاي ريچارد پرل پي برد و بايد ديد کي و کجا و چه کساني از آمريکايي ها اعترافات جديدي را از فتنه ۸۸ را رو مي کنند.

ريچارد پرل اين بازيگردان خارجي غائله ۱۸ تير از روزها پيش از آشوب خياباني ۱۸ تير با بازيگران داخلي آن در ارتباط بوده است.

پياده نظاماني مانند منوچهر محمدي که اصلاً دانشجو نبودند و بايد در بين دانشجويان نفوذ پيدا مي کردند.

منوچهر محمدي در سخنراني در جمع ضد انقلاب در خرداد سال ۱۳۷۸ با وجوديکه هيچ مدرکي دال به دانشجو بودن وي در هيچ دانشگاهي وجود نداشت بارها به دروغ به دانشجو بودن خود تاکيد کرده و بيان داشته است :«حکومتي غيرمذهبي بايد در کشور سرکار بيايد ، بنده در بين دانشجويان هستم و سازمان دانشجويي را به عنوان يک سازمان غيرمذهبي اداره مي کنم و به دليل بودن با دانشجويان به خواسته هاي آنها واقف هستم و البته بعدها بوش نيز از دروغ هاي محمدي تقدير شاياني کرد.

از جمله افراد تاثيرگذار در غائله ۱۸ تير محمد سازگارا بود که بايد در مطبوعات وظايف غرب را انجام مي داد و همچنين احمد باطبي که با حمايت آمريکا از ايران فرار کرد و به اردوگاه اشرف رفت تا کاخ سفيد سردرآورد. باطبي خود اذعان داشته است پيراهن خون آلودي که در عکس معروف وي مشهود است در خانه به رنگ آغشته کرده تا نماد دورغين براي آشوب بسازد و اين عکس طبق يک برنامه ريزي از پيش هماهنگ شده توسط يک عکاس گرفته شد تا در ابعاد وسيع در روزنامه هاي زنجيره اي منتشر شود.

ناگفته نماند بسياري از حاميان و دست اندرکاران اين روزنامه هاي زنجيره اي ، ۱۰ سال بعد هم آتش بيار فتنه ۸۸ شدند و پيراهن خوني تير ۷۸ سالها بعد به پروژه کشته سازي ها تبديل گشت تا باطبي با نام کشته هاي دروغين در ميان ضد انقلاب سخنراني کند و اينگونه ماموريت جديدش را انجام دهد.

از ديگر مهره هاي ۱۸ تير اکبر گنجي است که خود را تئوريسين اين غائله مي داند هرچند اين آقاي تئوريسين ، بعدها همقطار فاصله ها در فتنه شد ، آنچنان که تصاوير او در کنار گوگوش لس آنجلسي بارها در رسانه هاي خبري انعکاس يافت.

همچنين فاطمه حقيقت جو هم از بازيگراني بود که در مجلس آن روزها ، نقش حلقه رابط را بين اجزاي اصلي غائله بازي کرد.

از ديگر بازيگران ۱۸ تير علي اکبر موسوي خوئيني ها است که با تلاش و پافشاري يکي ا ز سران فتنه ۸۸ توانست از ايران بگريزد.

علي افشاري و اميرعباس فخرآور هم جزو کساني بودند که فرامين کاخ سفيد را در اطراف خيابانهاي کوي دانشگاه در تيرماه ۷۸ پياده کرده اند.

فخرآور قبل از فراردر يکي از کافي شاپ اي تهران در حاليکه اقدام به عضوگيري ميان ضد انقلاب مي کرد به نقش حمايتي رسانه هاي غربي اعتراف کرده است. وي در آن کافي شاپ گفته است: «الان به مرحله سازماندهي رسيده ايم و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني درست در اختيار ما هستند حتي از ما برنامه هاي مستقل خواسته اند.»

به غير از اين برنامه دادن و دستورالعمل گرفتن قبل از غائله ، کاخ سفيد در روز آشوب هم مستقيماً با پياده نظامش که در کف خيابان بود در تماس بوده است.

فخرآور در اين باره اذعان داشته است در ايران با پرل در ارتباط بوده و روز ۱۸ تير با وي گفتگويي از طريق تلفن همراه برقرار کرده است.

در همين راستا روزنامه هاي زنجيره اي هم وظيفه داشتند موازي با آمريکايي ها با ايجادجريان سازي مصنوعي ، حفره هاي اطلاعاتي ايجاد کنند و با مشغول کردن سيستم امنيتي کشور ، مانع از تمرکز دستگاهها به اين مراودات شوند.

تمامي اين چهره ها براي ايجاد التهاب در خيابانهاي تهران توجيه شده بودند و شايد دور نباشد زماني که شخصي که بين اين افراد نفوذ داشته است به تهران بيايد و مانند سردار مدحي از جزئيات دستورات آمريکايي ها براي غائله ۱۲ سال پيش بگويد.

اميرعباس فخرآور مهره فعالي بود که آمريکايي ها او را براي بلواي ۷۲ ساعته در نظر گرفته بودند کسي که به عنوان قهرمان مردمي از سوي آمريکا معرفي مي شد ولي حتي برادر خود را براي پررنگ کردن نقشش قرباني کرد.

آرش فخرآور در سال ۷۸ تنها ۱۴ سال داشت که به تحريک و اجبار اميرعباس ، براي شلوغ تر کردن خيابانهاي اطراف انقلاب به کوي دانشگاه مي رود.

وي با اشاره به وقايع ۱۸ تير به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفته است: فعاليتهاي خانواده کل به خاطر برادرش بوده است و آنها علاقه اي به فعاليتهاي به اصطلاح سياسي نداشتند.

پس از گريز فخرآور از ايران آمريکايي ها تصميم مي گيرند تا از وي به نحوي ديگر استفاده کنند بنابراين ريچارد پرل شخصاً مامور اين پرونده مي شود و مسئوليت اين امر را در دست مي گيرد.
و در ۲۹ آوريل ۲۰۰۶ در خيابان مقدين دبي با فخرآور ملاقات مي کند.

خود پرل در اين باره مي گويد: «به دبي آمديم که مرد جواني به نام اميرعباس فخرآور که از ايران فرار کرده است را ملاقات کنيم»

پرل آمده بود تا فخرآور را براي ماموريت جديد آمريکايي اش توجيه کند تا وي خارج از مرزهاي ايران سرباز آمريکايي عليه کشور خود شود.

بازخواني وقايع ۱۲ سال گذشته اين نکته را آشکار ميکند که مهره سنگيني مثل پرل و بعدها خود بوش با يک عنصر دون پايه مانند فخرآور ديدار مي کنند ولي حالا آمريکايي ها ديدار مدحي با کلينتون را تکذيب کرده و آن را دور از واقعيت عنوان مي کنند.

آمريکايي ها طي يک نمايش تبليغاتي فخرآور را به سناي آمريکا بردند و وي در يک نطق از پيش تعيين شده گفت: «اما قبل از هر چيز بيشتر به موبايل ، دوربين ، کامپيوتر ، دستگاه چاپ ، سايت و مهمتر از همه راديو و تلويزيون قدرتمند احتياج داريم.» اين گفته ها به راحتي بيانگر اهميت ارتباط گيري در نگاه ضدانقلاب در فتنه انگيزي عليه کشور مي باشد و اين راديوتلويزيونهاي مورد تقاضاي فخرآور به خوبي در اختيار ضد انقلاب قرار گرفتند تا اوج فعاليتشان را در جريان فتنه ۸۸ در تحريک اغتشاشگران شاهد باشيم.

شخصيت ضد ايراني ديگري که در ۱۸ تير تاثيرگذار بود مايکل لدين يهودي و نئومحافظه کار آمريکايي و جز فعال «امريکن انترپرايز» است که به عنوان يک عنصر ضد ايراني شناخته مي شود پاي همه مطالبي که لدين مي نويسد يک جمله معروف دارد « لطفاً زودتر به ايران حمله کنيد»

وي در راستاي همان سناريو چتر حمايتش را روي سر فخرآور گسترانيد تا عده اي در داخل باز فريب آمريکا را بخورند.

لدين در مراسمي که از فخرآور تجليل مي شود وي را به عنوان شخصي که سختيهاي زيادي متحمل شده تا به اينجا برسد معرفي مي کند.

از ديگر وظايف فخرآور جذب نيرو در شهرهاي مختلف بود که از تلويزيوني به تلويزيون ديگر مي رفت تا حرفهاي آمريکايي ها از حلقوم وي بيرون بيايد و بتواند عده اي را در دور خود جمع کند.
در سخنراني هاي وي بارها بر لزوم تحريم نفت ايران براي قطع کردن شاهرگ حياتي جمهوري اسلامي تاکيد شده است اقدامي که طبيعتاً صداي کاخ سفيد از حنجره فخرآور مي باشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران از ديگر همکاران فخرآور در وقايع ۱۸ تير مي توان فاطمه حقيقت جو ، محسن مخملباف و همچنين افشاري و باطبي را نام برد که پاي ثابت تلويزيون سازمان سيا يعني VOA بودند. فاطمه حقيقت جو خود به صراحت هدف سلطنت طلب ها ، منافقين و همه مخالفان نظام را مشترک دانسته است و محسن مخملباف هم بازيگري است که از ديدارش با واسطه سارکوزي سخن گفته است.

شايد در بيان عملکرد فخرآور و اطرافيانش بازخواني گفته هاي تاثيربرانگيز آرش فخرآور ، بازگو کننده گوشه کوچکي از شقاوهاي وي باشد.

آرش فخرآور ضمن ابراز ناراحتي از وضعيت خود در فرانسه گفته است ، با وعده هاي زيبايي مانند آزادي و احقاق روياهايش از ايران خارج شده است اما با ناهنجاري هاي جامعه و وضعيت بد معيشت روبرو گشته و حتي خيلي از مواقع مکان و غذايي براي امرار و معاش خود نداشته است.

اميرعباس فخرآور هم در همين روزهاي کارتون خوابي و گرسنگي برادرش سر به کار خود گرم داشت و همچنان نمايش تبليغاتي اش را دنبال مي کرد. نمايشي که عشق به آمريکا و اسرائيل را از زبان وي تجلي مي داد وي بارها در سخنراني هايش تاکيد کرده است : «ما عاشق ايالات متحده و عاشق اسرائيل هستيم.»

هر چند اين حرف ها حتي براي آرش فخرآور هم رنگي نداشت و وي از کنار همان برج ايفل به بن بست دروغ هاي ضد انقلاب رسيد.

آرش ، اينگونه از تجربيات تلخ خود در مواجهه با واقعيات اپوزوسيون خارج نشين مي گويد: «افرادي که من را ترغيب به رفتن خارج کرده بودند و گفته بودند به من افتخار مي کنند وقتي به فرانسه رسيدم مدعي شدند من را نمي شناسند يکي از دلايلي که باعث شد به حماقت اپوزوسيون خارج نشين پي ببرم وقتي بود که درباره علت خروج يکي از افراد ناشناخته اپوزوسيون از ايران پرسيدم و پاسخ شنيدم وي آمده تا پادشاه ايران شود!«

آرش که همچنان با برادر خود در ارتباط است در تشريح احوال اين روزهاي اميرعباس ، عليرغم تمام خوش خدمتي هايش به آمريکا مي گويد: در شش ماه اور خروج اميرعباس از ايران امکانات خوبي در اختيار وي قرار دادند اما بعد از مدتي با ظهور افراد جديد به صحنه و بالا آمدن اسمهاي ديگر ، اميرعباس براي آنها تکراري شد ، هرچند برادرم همچنان هم در خدمت آمريکايي هاست.

آرش که نمي خواست سرنوشتي مانند برادرش داشته باشد و از طرفي هم ميان تور اطلاعاتي ايران در خارج از کشور قرار گرفته بود جلوي دوربين خودي از باتلاق ضد انقلاب خارج نشين مي گويد: «من در دوماهي که در فرانسه بودم همه پوچي گفته هاي ضد انقلاب را فهميدم و با خود گفتم اگر همه آدمهاي مبارز خارج نشين چنين طرز فکري دارند که يکي پيامبر مي شود و دين راه مي اندازد و ديگري دولت موقت درست مي کند نبايد مانند اين ابله ها بيانديشم. من در ۱۹ سالگي متوجه اشتباه خود شدم اما درا ين جا افرادي هستند که در ۶۵ سالگي هم هنوز نفهميده اند اشتباه مي کنند ،‌هنوز در سر خيال حکومت دارند و به خيال خود دست به مبارزه مي زنند در حاليکه هيچ کس آنها را نمي شناسد.»

آرش اکنون به تهران آمده است اگر چه شايد آنها که گفته اند مدحي در ازمير و مالزي است اين واقعيت را نيز انکار کنند اما مهم اينجاست که اين مستندات و آبروريزي ها براي ضدانقلاب ،‌از غائله ۱۸ تير اينگونه افشا شده است و حال بايد منتظر بود و ديد دستگاه امنيتي کشورمان کي و کجا مستنداتي از فتنه ۸۸ آشکار خواهد کرد ، مستنداتي که مطمئناً مردم ايران بي صبرانه منتظر آن هستند.

«9 دی» هفته آینده منتشر می‌شود

«9 دی» هفته آینده منتشر می‌شود

سردبير 9 دي اعلام كرد چنانچه دستور موقت رفع توقيف هفته نامه 9 دي توسط دادگستري تهران تأييد شود شماره جديد اين نشريه هفته آينده منتشر خواهد شد.

به گزارش رجانیوز، عليرضا معاف سردبير هفته نامه 9 دي در گفت‌وگو با فارس با تأييد خبر روز چهارشنبه اين خبرگزاري مبني بر صدور دستور موقت رفع توقيف هفته نامه متبوعش از سوي دستگاه قضايي به خبرنگار ما گفت كه در پي توقيف هفته نامه 9 دي توسط هيئت نظارت بر مطبوعات، مديرمسئول اين نشريه شكايتي را تسليم مجتمع قضايي شهيد بهشتي تهران كرد.

وي شكايت حجت الاسلام حميد رسايي را بر اساس تبصره 2 ماده 10 قانون مطبوعات كه رأي هيئت نظارت را مانع از شكايت و اقامه دعواي افراد ذينفع در محاكم نمي‌بيند و به منظور رفع توقيف موقت 9 دي تا زمان برگزاري دادگاه و جلوگيري از ضرر و زيان به اين نشريه عنوان كرد.

سردبير هفته نامه 9 دي گفت: شكايت حجت الاسلام رسايي از رأي صادره توسط هيئت نظارت بر مطبوعات حدود 2 هفته قبل به يكي از شعب مجتمع قضايي شهيد بهشتي ارجاع شد و قاضي پس از بررسي پرونده دستور رفع توقيف نشريه را صادر كرد.

معاف در عين حال خاطرنشان كرد: از آنجا كه اين حكم موقت بوده، بايد به تأييد دادگستري تهران برسد كه متأسفانه معاون رئيس دادگستري با طرح اشكالي شكلي نسبت به رأي صادره آن را مجددا به شعبه مربوطه بازگرداند.

وي تصريح كرد: طي دو هفته گذشته قاضي پرونده با دعوت از نماينده هيئت نظارت جلسه دوم رسيدگي به شكايت 9 دي از اين هيئت را تشكيل داد و اين بار اشكال شكلي دادگستري با حضور وكيل هفته نامه 9 دي بررسي شد و قاضي مجددا رأي به رفع توقيف مجدد نشريه داد.

به گفته معاف در حال حاضر رأي صادره در اختيار رئيس دادگستري تهران قرار گرفته و طبق روال هفته نامه 9 دي بايد تا زمان برگزاري دادگاه موقتا رفع توقيف شود اما تاكنون اقدامي در اين زمينه صورت نگرفته و دستگاه قضا نسبت به رأي صادره سكوت كرده است.

سردبير هفته نامه 9 دي گفت: در حالي كه پيش از اين روزنامه‌اي كه به جرم ترويج بهاييت توبيخ شده بود و همچنين روزنامه ديگري كه به دلايل مختلف لغو مجوز شده بود را يك روزه با موافقت با رأي قاضي و موافقت دادگستري يك روزه رفع توقيف شد و اكنون نيز منتشر مي‌شوند و اكنون جاي تعجب است كه رفع توقيف از 9 دي بيش از دو هفته و با وجود دو دستور ز قاضي پرونده انجام نشده و تأييد اين حكم موقت با تعلل مواجه است.

معاف در پايان با بيان اينكه انتظار ما از دستگاه قضايي آن است كه بدون دخالت دادن برخي عوامل همانطور كه با دو روزنامه ديگر رفتار كرد در برخورد با 9 دي نيز رفتار كند، خاطرنشان كرد: چنانچه دستگاه قضايي بر اساس روال حاكم دستور موقت رفع توقيف هفته نامه را تأييد و اجرايي كند شماره 21 هفته نامه 9 دي هفته آينده منتشر خواهد شد.

شباهت سخنان محمدرضا خاتمی با منافقین

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: محمدرضا خاتمي صحبت‌هاي منافقين را درباره سپاه تكرار مي‌كند.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام حميد رسايي، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با فارس به صحبت‌هاي محمدرضا خاتمي در اعتراض به سخنان اخير فرمانده سپاه پاسداران در مورد ضرورت تعيين مرز اصلاح‌طلبان با فتنه‌گران، اشاره كرد و گفت: محمدرضا خاتمي از عبارت "خط و نشان كشيدن " استفاده كرده است كه بايد گفت حرف او درست است اما بايد دانست كه خط و نشان سپاه در تمام طول 32 سال گذشته براي كساني بوده است كه در جبهه دشمن فعاليت داشته‌اند.

وي افزود: اين خط و نشان‌ها بر اساس وظايف ذاتي سپاه پاسداران است و فقط اختصاص به حوزه مباحث نظامي هم ندارد بلكه سپاه طبق قانون، در تمام صحنه‌ها مدافع انقلاب محسوب مي‌شود.

حجت‌الاسلام رسايي با بيان اينكه سپاه در اين مدت هروقت منافع انقلاب را در خطر ديده، در برابر دشمن موضع گرفته و اين موضع‌گيري سپاه همواره مورد حمايت مردم نيز بوده است، تصريح كرد: در صدر انقلاب نيز، منافقين همانند حرف‌هاي اخير محمدرضا خاتمي را مطرح مي‌كردند و امروز هم مي‌بينيم كه همان صحبت‌ها دوباره تكرار مي‌شوند كه اين مسئله به دليل شباهتي است كه حزب منحله مشاركت با منافقين دارد.

وي در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود و در پاسخ به اين سوال كه چرا امثال محمدرضا خاتمي به راحتي به خود اجازه مي‌دهند كه اين حرف‌هاي غلط را در ادامه مواضع فتنه‌گرانه خود مطرح كنند، گفت: متأسفانه ما در جريان اصولگرايي مي‌بينيم گاهي اوقات صداهايي بلند مي‌شود مبني بر اينكه اصلاح‌طلبان يك واقعيتند و قابل انكار نيستند، لذا اين قبيل باج دادن‌ها به اصلاح‌طلبان برانداز سبب جسارت آنها مي‌شود و آنگاه شاهد هستيم كه چنين حرف‌هاي طلبكارانه‌اي را هم مطرح مي‌كنند.

اين نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: اگر برخي شخصيت‌ها و مديران كشور در جريان خودي انقلاب، اين‌گونه خود را موظف به موضع‌گيري در قبال اصلاح طلبان نمي‌ديدند آنگاه شاهد طرح چنين مباحث غلطي از سوي آنها نبوديم.

تلاش جریان‌فتنه برای فرار از شوک رسوایی فیس‌بوکی علیه فرمانده سپاه

شکوری‌راد: سیدحسن تکذیب کرد ولی تکذیب نکرد که!
 

تکذیب مطالب منسوب به آقای سید حسن مصطفوی در واکنش به اظهارات اخیر فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که با جنجال خبری از سوی برخی رسانه‌های خاص و همچنین جریان اپوزیسیون همراه شده بود، موجب عصبانیت افراطیون جریان فتنه شده و آنان را وادار به توجیه این مساله کرده است. 
 
به گزارش رجانیوز، پس از آنکه برخی سایت‌های اینترنتی مدعی شدند که حجت‌الاسلام سید حسن مصطفوی در صفحه فیس بوک خود مطالبی را علیه سرلشکر جعفری منتشر و وی را به دخالت در سیاست متهم کرده، سایت رسمی موسسه حفظ و تنظیم آثار امام(ره) ضمن تکذیب این مطالب، اعلام کرد که وی اساسا هیچ صفحه‌ای در سایت فیس بوک ندارد. 
 
پس از اعلام رسمی این مساله، رسانه‌های اینترنتی ضد انقلاب تلاش کردند تا با بهانه‌جویی‌های گسترده، به القای اختلاف میان مسئولان ارشد کشور دامن بزنند؛ موضوعی که حتی توسل این سایت‌های ضدانقلاب به صحیفه امام خمینی(ره) را نیز به دنبال داشت! 
 
به عنوان مثال، "علی شکوری‌راد" یکی از اعضای حزب منحله مشارکت که رابطه تنگاتنگی با رسانه‌های ضدانقلاب به ویژه تلویزیون دولتی انگلیس دارد، در یادداشتی که در اینترنت منتشر کرده، ضمن اذعان به تکذیب این موضوع از سوی سید حسن مصطفوی با بیان اینکه "حاج حسن آقا بلافاصله در واکشن به سخنان یکی از حاضران گفت نه، آن خبر را تکذیب می کنم من اصلاً در فیس بوک صفحه ای ندارم و آن را دیگران ساخته اند"، تلاش کرده تا به توجیه دروغ پیشین رسانه‌های ضدانقلاب بپردازد. 
 
شکوری‌راد بدون اشاره به اینکه حجت‌الاسلام خمینی صراحتا این اخبار را تکذیب کرده، اضافه کرده است: وی در واقع نه نگرانی خود را از دخالت نظامیان در سیاست که مغایر رهنمود موکد حضرت امام است پنهان و نه محتوای آن سخن منسوب به خود، که جمله ای مبرهن بیش نبود، را تکذیب می کرد بلکه می گفت من در فیس بوک صفحه ای ندارم و در آن چیزی ننوشته ام. 
 
این عضو مشارکت که با انتشار نامه‌ها و بیانیه‌های متعدد به نام این حزب منحله، تلاش می‌کرد تا به احیای جریان فتنه بپردازد و به همین دلیل در جریان آشوب‌های خیابانی سال 88 مدتی بازداشت شده بود، برای توجیه رویکرد دروغگویانه رسانه‌های فتنه، دست به فرافکنی هم زده و به خبرگزاری‌های رسمی کشور نظیر فارس حمله کرده و نوشت: «ساعتی پیش که سایت خبر گزاری فارس را مشاهده می کردم، با همان ویژگی هایی که مخصوص روزنامه‌ی کیهان و من تبع آن از جمله خبرگزاری فارس است، تکذیبیه ساده سایت موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی(ره) را که انتساب صفحه‌ی فیس بوک به ایشان را نفی کرده بود، درج و آن را به اصل موضع نسبت داده بود.» 
 
گفتنی است سرلشکر جعفری در سخنان خود، به بررسی ماهیت جریانات فعال در فتنه 88 پرداخته بود و با اشاره به همراهی برخی از طیف‌های سیاسی نظیر اصلاحات با آشوبگران، خواستار درنظر گرفتن این مسائل در تایید صلاحیت افراد برای انتخابات مجلس نهم شده بود. 
 
همچنین چند روز پیش، آیت‌الله آملی لاریجانی در سخنانی گفت: به لحاظ مسئولیتی که در قانون اساسی بر عهده سپاه پاسداران نهاده شده، این نهاد فقط یک نیروی نظامی نیست و جنجالی که برخی در دوران اصلاحات مطرح کردند که اینها نیروهای نظامی صرف هستند، بر خلاف قانون اساسی است. تعابیری که در قانون اساسی برای پاسداران انقلاب اسلامی آمده، تعابیری است که در آن، دفاع از اسلام و مکتب اسلام هم هست و این یک مبنای بسیار مهم در عملکرد سپاه است.

به نظر می رسد این رسوایی فیس بوکی برای ضد انقلاب به بی اعتباری دیگر صفحات فیس بوکی منتسب به فعالان سیاسی در این شبکه اجتماعی دامن زده و از اداره گروهی این صفحات توسط یک گروه محدود و مشخص پرده برداشته است!

بی‌آبرویی مضاعف نهادهای‌بین‌المللی در ماجرای‌سوریه، ....

بی‌آبرویی مضاعف نهادهای‌بین‌المللی در ماجرای‌سوریه، تحلیل رهبر انقلاب از ناآرامی‌های این کشور را تأیید کرد

برخی گزارش ها نشان می دهد احتمال دارد پرونده هسته ای سوریه پس از آنکه به طور غیرقانونی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده بود، ممکن است دوباره به آژانس بازگردد که این اتفاق هم یک شکست دیپلماتیک بزرگ برای کشورهای غربی خواهد بود و هم تحلیل رهبر انقلاب را در مورد متفاوت بودن ریشه اعتراض‌ها در سوریه و پشتیبانی همه‌جانبه غرب از آن‌ها را تأیید می‌کند. 

به گزارش رجانيوز، اعضای شورای امنیت اعلام کرده  اند قصد دارند هفته آینده و در فاصله ای کمتر از یک ماه از ارجاع غیرقانونی پرونده هسته ای سوریه به شورای امنیت، نشستی درباره این موضوع برگزار کنند اما منابع غربی می گویند در این نشست نه فقط تحریمی علیه سوریه اعمال نخواهد شد بلکه احتمال دارد پرونده این کشور مجددا به آژانس بازگردانده شود. 
 
هفته گذشته جرج جان در گزارشی برای آسوشیتدپرس با مبدأ وین، از قول دو دیپلمات اروپایی می گوید که "غربی ها نگران هستند که شورای امنیت پرونده سوریه را به شورای امنیت برگرداند." 
 
در این گزارش آمده است: «دو تن از این دیپلمات ها اعلام کردند کشورهای غربی با نفوذ عضو آژانس ‏بین المللی انرژی اتمی و خود آژانس نگران هستند که شورای امنیت تصمیم ‏بگیرد پرونده سوریه را مجددا به آژانس بازگرداند».‏ 
 
وی در مورد علت این نگرانی می نویسد: «آنها می افزایند این می تواند بار اضافی بر دوش آژانس قرار دهد و در ‏نتیجه، تلاش های آژانس را از تمرکز بر ایران منحرف کند. ایران از سوی ‏بیشتر از 35 کشور عضو شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به ‏عنوان بزرگ ترین تهدید بالقوه در زمینه اشاعه تسلیحات هسته ای قلمداد ‏می شود». ‏ 
 
جان ادامه می دهد: «قدرت های غربی که برای ارجاع پرونده سوریه در نشست شورای حکام در نهم ماه ژوئن ‏تلاش کردند، دو هدف را پیگیری می کردند: نخست اینکه نشان دهند که سوریه نمی تواند ‏از درخواست های آژانس سرپیچی کند و دوم اینکه زمینه را برای ارجاع احتمالی پرونده ‏ایران به شورای امنیت در اواخر امسال آماده کنند. این دیپلمات ها می افزایند ولی اگر ‏شورای امنیت از آژانس بین المللی انرژی اتمی درخواست کند گزارش تازه ای در ‏خصوص سوریه آماده کند، آژانس باید فعالیت خود را بین سوریه و ایران تقسیم کند و در ‏نتیجه تلاش هایش برای اعمال فشار بر تهران به منظور عمل به درخواست های بین المللی ‏برای شفافیت و همکاری هسته ای، به‌طور بالقوه تضعیف می شود». ‏ 
 
گزارش های منابع غربی نشان می دهد نشست شورای امنیت در این باره 14 ژوئن 2011 (23 تیر) برگزار خواهد شد و احتمالا یوکیا آمانو مدیر کل آژانس و هرمن ناکارتس معاون او در امور پادمان، یا حداقل یکی از آنها در این نشست شرکت خواهند کرد. 
 
گزارشگر آسوشیتدپرس در این گزارش همچنین تاکید می کند که بسیار بعید است در نشست شورای امنیت تحریمی علیه سوریه اعمال شود. وی می نویسد: «اعمال تحریم غیرمحتمل است به نظر می رسد. ایران بی اعتنا به شورای امنیت، همچنان به ‏گسترش فعالیت های هسته ای خود ادامه داد. تخلفات ادعایی سوریه نیزظاهرا در گذشته ‏اتفاق افتاده است و در نتیجه، به نظر نمی رسد تهدیدی در زمینه اشاعه تسلیحات هسته ای به ‏حساب بیاید».‏ 
 
سایت ایران هسته‌ای در این زمینه می‌نویسد که کارشناسان عقیده دارند این گزارش  نشان دهنده آن است که پرونده هسته‌ای سوریه در حال تبدیل شدن به یک دردسر برای کشورهای غربی است. روند غیر قانونی ارجاع این پرونده به شورای امنیت به همراه اختلاف‌های حادی که میان روسیه و چین از یک طرف و امریکا از طرف دیگر در مورد پرونده  های لیبی و ناآرامی های سوریه بوجود آمده، موجب شده این دو کشور به صراحت اعلام کنند که هر نوع تحریمی علیه سوریه را وتو خواهند کرد. 
 
به این ترتیب، در حالی که امریکا نتوانسته از ناآرامی های داخلی سوریه به نتیجه دلخواه خود که همان ضعیف کردن اسد و امتیازگیری از او بود برسد، در مورد پرونده هسته ای این کشور هم با یک بن بست مواجه خواهد شد. 
یک کارشناس حقوقی در تهران عقیده دارد امریکایی ها به هیچ وجه قادر نخواهند بود جامعه بین المللی و اعضای شورای امنیت را متقاعد کنند که برنامه هسته ای سوریه "تهدید صلح و امنیت بین المللی" چرا که این برنامه اکنون اساسا وجود خارجی ندارد و به طور کامل تمام شده است. 
 
رهبر معظم انقلاب در دیدار روز مبعث با تحلیل جامع تحولات جهان اسلام، در مورد حوادث سوریه به امریکایی بودن ریشه‌های آن و جنس متفاوت اعتراض‌ها با سایر کشورها اشاره کردند. برخی از ناظران بین‌الملل معتقدند که غرب بیش از آنکه مایل به سقوط اسد باشد، می‌خواهد رژیم او را تضعیف کند تا بتواند در مواردی مانند ایران و مقاومت از رژیم ضعیف شده امتیازهای مورد نظر خود را بگیرد.

گزارش لحظه به لحظه از آشوب های کوی دانشگاه تهران در سال 78/ قسمت دوم

 
تلاش برای گسترش اغتشاش از کوی دانشگاه به خیابان‎های تهران+عکس

گروه تاریخ: حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 1378 يكي از حوادث ناگوار تاريخ معاصر است كه ابعاد مختلفي از آن تاكنون مورد بررسي قرار گرفته است. ناآرامي كوي دانشگاه در تيرماه سال 78 كه به بهانه توقيف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نيز ادامه داشت، اينگونه رقم خورد كه ساعت 21 پنجشنبه 17 تيرماه تعدادي افراد با هويت نامعلوم با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضمون اعتراض به توقيف «سلام» در مقابل سينماي كوي دانشگاه تجمع كردند و با تحريك دانشجويان و پخش اعلاميه جرقه‌هاي اوليه آشوب را ايجاد كردند و اين عده با گذشت كمتر از يك ساعت با خروج از كوي اقدام به تجمع غيرقانوني و سردادن شعار در خارج از كوي كردند و با حمله به تعدادي خودرو، فضاي رعب‌ و وحشت ايجاد كردند. 

 رجانیوز روز گذشته قسمت اول گزارش لحظه به لحظه آشوب های کوی دانشگاه تهران را منتشر کرد و اکنون قسمت دوم این گزارش را می خوانید:

روز دوشنبه – تاريخ 21/4/87

  ساعت 20/2 بامداد يك دستگاه خودرو با مشخصات معلوم در مقابل كوي دانشگاه حاضر گرديده و مقاديري تغذيه و شيشه (ظاهراً جهت ساختن كوكتل و ...) به آنها رسانيده است.

  ساعت 40/2 بامداد تعداد دو دستگاه خودرو يك دستگاه موتوسيكلت (با مشخصات معلوم) مقاديري چوب و چماق و تعدادي جعبه به دانشجويان كوي دانشگاه مي‌رسانند.

  ساعت 15/10 تعدادي حدود 70 الي 80 نفر در مقابل سر در دانشگاه تهران حضور دارند و تعداد آنها رو به افزايش مي‌باشد.

  ساعت 36/10 در مقابل در دانشگاه كارت افراد را بررسي مي‌نمايند و افراد دانشجو را جهت تحصن به داخل مسجد دانشگاه‌ هدايت مي‌نمايند. ‌

  ساعت 30/11 تعدادي حدود 30 نفر در مقابل كوي دانشگاه حضور دارند و قابل توجه است كه افرادي كه وارد آن محدوده مي‌شوند پس از شناسايي توسط كارت دانشجويي وارد كوي دانشگاه مي‌شوند و سپس با اتوبوس‌هاي داخل كوي به سمت دانشگاه تهران مي‌روند.

  ساعت 35/11 در مقابل دانشكده فني (داخل محوطه دانشگاه تهران) صداي انفجاري همراه با تجمع دانشجويان شنيده مي‌شود.

  ساعت 45/11 در مقابل سردر دانشگاه تهران اطلاعيه‌اي نصب شده است با اين عنوان كه ساعت 30/14 جهت مراسم عزاداري به كوي دانشگاه مراجعه نماييد.

  ساعت 15/12 اعلام مي‌گردد مقام معظم رهبري پيام خاص و مهمي صادر فرموده‌اند كه در رأس ساعت 14 از اخبار صدا و سيما پخش خواهد شد.

  ساعت 30/12 داخل مسجد دانشگاه كاملاً مملو از دانشجو است و در اطراف محوطه مسجد تا فلكه آبنما نيز دانشجويان مستقر هستند و هر چند لحظه يك نفر براي دانشجويان سخنراني مي‌نمايد.

  ساعت 35/12 در مقابل دانشگاه تهران تعدادي حدود
سه هزار نفر لحظاتي به بيرون دانشگاه آمده و سپس مجدداً به داخل دانشگاه راهنمايي گرديدند.

  ساعت 40/12 در مقابل سر در دانشگاه تهران پلاكاردهايي به مضامين ذيل ديده مي‌شود: «حلول روح سعيد امامي را در ناطق نوري، زادسر، باهنر، رسولي‌نژاد تسليت مي‌‌گوييم. در مجلس ششم پوزه امامي‌ها رابه خاك خواهيم ماليد،‌انصار، دانشجوها را به خاك و خون كشيدند، ملت ايران درخت تنومند آزادي را با خون خود آبياري مي‌كند.»

  ساعت 50/12 تعدادي حدود 900 نفر از خيابان انقلاب به سمت ميدان فلسطين در حركت هستند و در حال حاضر به پمپ بنزين وصال رسيده‌اند.

  ساعت 05/13 تعداد دانشجويان 1500 نفر از چهار راه وليعصر به داخل خيابان وليعصر در حركت هستند. نيروي انتظامي قصد دارد عناصر اصلي راهپيمايي و كساني كه دوربين به همراه دارند را توقيف و دستگير نمايد و شعارهاي ذيل را سر مي‌دهند: «نيروي انظامي مرگت باد – مي‌كشم مي‌كشم آن‌كه برادرم كشت.»

  ساعت 25/13 خودرو (با مشخصات معلوم) از سمت كوي دانشگاه با سلاح سرد به سمت دانشگاه تهران در حركت است و طي مسير نيز چندين مورد درگيري اين خودرو گزارش شده است.

  ‌ساعت 30/13 در ميدان وليعصر تعدادي حدود 1500 نفر با عوامل نيروي انتظامي درگير مي‌شوند و يك دستگاه خودرو نيروي انتظامي را واژگون مي‌نمايند و ناجا نيز اقدام به تيراندازي هوايي نموده است.

  ساعت 35/13 دانشجويان اقدام به آتش زدن ماشين نيروي انتظامي مي‌نمايند و دانشجويان (1500 نفر) به سمت شمال و غرب ميدان وليعصر در حال تخريب و فرار مي‌باشند و همچنين در ابتداي خيابان وليعصر مقابل سينما قدس اقدام به آتش زدن يك حلقه لاستيك نموده‌اند.

  ساعت 45/13 در ميدان وليعصر داخل خودرويي كه آتش گرفته شده، مقاديري مهمات وجود دارد كه در حال انفجار مي‌باشد.

  ساعت 50/13 يك دستگاه موتوسيكلت متعلق به فردي حزب الهي در بلوار كشاورز به آتش كشيده شده است.

  ساعت 10/14 تعدادي حدود هفت هزار نفر داخل محوطه دانشگاه تهران مي‌باشند و تعدادي نيز حدود دو هزار نفر در حوالي دانشكده فني تظاهرات نموده و شعارهاي ذيل را سر مي‌دهند: «ما پيرو حسينيم سازش نمي‌پذيريم – نيروي انتظامي تسليت تسليت.»

  ساعت 30/14 در حين سخنراني مقام معظم رهبري كه در تريبون دانشگاه پخش مي‌شد تعدادي حدود دو هزار نفر اقدام به راهپيمايي و شعار دادن در حوالي دانشكده فني مي‌نمايند.

  ساعت 45/14 تعداد 500 نفر كه از خيابان حجاب به سمت دانشگاه تهران آمده بودند به دانشگاه مي‌رسند و ظاهراً قصد دارند كه به داخل دانشگاه رفته و كل جمعيت را به بيرون بكشانند.

  ساعت 55/14 در جنوبي دانشگاه تهران شكسته شده و جمعي (حدود 1500 نفر) به داخل دانشگاه هجوم مي‌برند.

  ساعت 15 دانشجوياني كه به داخل دانشگاه رسيده‌اند قصد خارج كردن دانشجويان ديگر را دارند و شعارهاي ذيل را سر مي‌دهند: «تحكيمي سازشكار محكوم بايد گردد.» عناصر دفتر تحكيم سعي مي‌نمايند كه دانشجويان را در داخل دانشگاه نگه دارند اما در مقابل، دانشجويان مي‌گويند كه اگر بمانيم لحظه لحظه تعدادمان كمتر مي‌شود.

  ساعت 17/15 تعدادي در مقابل در دانشگاه (حدود 500 نفر) اقدام به پاره‌كردن عكس مقام معظم رهبري مي‌نمايند.

 

ساعت 45/15 حدود 1500 نفر از چهارراه نواب به سمت آزادي در حركتند و هر لحظه به تعداد آنها اضافه مي‌شود و ناجا از كنترل آنها معذور است.

  ساعت 10/16 اغتشاشگران در مسير آزادي در مقابل كلانتري، قصد تعرض داشتند كه با برخورد ناجا متفرق شدند.

  ساعت 25/16 يكي از عناصر دفتر تحكيم وحدت پشت تريبون رفته و پس از تشكر از سخنان رهبري آن را كافي ندانسته و سپس اقدام به سر دادن شعارهاي ذيل نموده و خواستار اعدام لطفيان شده‌اند: «فرمانده كل قوا خاتمي خاتمي – مرگ بر استبداد – خميني كجايي خاتمي تنها شده.»

  ساعت 15/18 در مقابل در اصلي دانشگاه تعدادي حدود 700 نفر حاضر هستند.

  ساعت 30/18 محورهاي سخنان افراد داخل دانشگاه و دانشجويان به شرح ذيل مي‌باشد: 1- توماري در خصوص مجلس خبرگان تهيه نماييم كه از رهبري توضيح بخواهد و مجلس خبرگان به وظايف قانوني خود عمل كند. 2- ما بايد كاري بكنيم كه نيروي انتظامي در اختيار دولت قرار بگيرد. 3- اگر آقاي خاتمي بخواهد در قضيه دانشجويان كوتاه بيايد ما از او حمايت نخواهيم كرد.

  ساعت 45/18 حدود 1200 نفر در سر در دانشگاه تهران اقدام به سوزاندن روزنامه‌هاي مخالف خود نموده و سپس اقدام به هوكردن مي‌نمايند.

  ساعت 35/19، 3000 نفر در ميدان انقلاب با ناجا درگير شدند و ناجا گاز اشك‌آور پرتاب كرده و افراد متفرق شدند.

  ساعت 45/19 حدود 1500 تا 2000 نفر جلوي دانشگاه آتش روشن كردند و كوچه‌ها توسط مردم مسدود شده و شعار ناسزا مي‌گويند.

  ساعت 55/19 دانشجويان صندلي‌هاي دانشگاه تهران را به بيرون آورده و آتش مي‌زنند.

  ساعت 55/19 خيابان 16 آذر توسط مردم بطور كامل مسدود شده است.

  ساعت 57/19 شيشه‌هاي كيوسك پاسگاه راهنمايي و رانندگي در ميدان انقلاب توسط اغتشاشگران بطور كامل شكسته و سپس به آتش كشيده مي‌شود.

 

ساعت 05/20 در خيابان جمالزاده شيشه‌هاي يكي از مغازه‌ها شكسته شده و وسايلش را نيز به بيرون آورده و آتش زدند. عوامل ناجا گاز اشك‌آور پرتاب مي‌نمايند.

  ساعت 10/20 تعدادي حدود 2 هزار نفر از دانشجويان كه مقابل دانشگاه بوده‌اند اقدام به تخريب شيشه‌هاي اماكن مقابل دانشگاه كردند و كيوسك سردر دانشگاه را نيز آتش زدند. ناجا نيز اقدام به پرتاب گاز اشك‌آور نموده است.

  ساعت 20/20 تعداد 300 نفر در مقابل كوي دانشگاه به سمت پائين در حركت‌اند و اين شعار را تكرار مي‌كنند كه «ما منتظر اسلحه هستيم!»

  ساعت 40/20 تعداد 100 الي 150 نفر از نيروهاي مردمي در اطراف ميدان حركت مي‌نمايند و شعارهاي ذيل را سر مي‌دهند: «الله اكبر، واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد -‌ منافق حيا كن دانشگاه را رها كن.»

  ساعت 50/20 تعدادي حدود 40 عدد كوكتل از داخل دانشگاه تهران در عرض چند دقيقه پرتاب شده است.

  ساعت 05/21 نيروهاي ناجا به داخل دانشگاه‌گاز اشك‌آور زده‌اند و يك درخت نيز توسط دانشجويان آتش گرفته است.

  ساعت 10/21 بانك ملت نرسيده به جمالزاده در خيابان آزادي توسط اغتشاشگران به آتش‌كشيده مي‌شود و رايانه‌هاي بانك را به وسط خيابان پرتاب مي‌نمايند.

  ساعت 25/21 در خيابان جمالزاده يكي از اتوبوس‌هاي شركت واحد به آتش‌كشيده شده است.

  ساعت 25/21 تعدادي حدود 2‌هزار نفر كه در مقابل دانشگاه بودند اقدام به تخريب كيوسك سر در دانشگاه مي‌كنند. موكت‌هاي محوطه سرپوشيده نماز جمعه توسط دانشجويان به آتش كشيده مي‌شود. صندلي‌ها و نيمكت‌هاي دانشگاه و همينطور پلاكاردهاي محوطه سرپوشيده نماز جمعه توسط دانشجويان به آتش كشيده مي شود.

  ساعت 25/21 در مسجد جامع سه راه جمهوري تعدادي از عناصر حزب‌اللهي (حدود 2‌هزار نفر) آماده جهت انجام هرگونه واکنش احتمالي مي‌گردند و شعارهاي ذيل را سر مي‌دهند: «ماشاءالله‌حزب‌الله- واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد...»

  ساعت 45/21 سخنگوي دفتر تحكيم وحدت در طول درگيري‌هاي دانشگاه دائماً با مسئولان از جمله تاجزاده در ارتباط مي‌باشد.

  ساعت 00/22 آقاي تاجزاده در تماس با دانشجويان، در شمال را جهت خروج دانشجويان تأمين امنيت نموده است.

  ساعت 25/22 بين توحيد و چهارراه باقرخان لاستيك آتش زده شده است و تعداد 100 نفر نيز از اغتشاشگران تجمع نموده‌اند.

  ساعت 40/22 حد فاصل چهارراه طالقاني و ولي‌عصر تعدادي از اغتشاشگران اقدام به پخش زباله و آجر در خيابان نموده و خيابان را مسدود كرده‌اند

  ساعت 40/22 يك كاميون خاك در خيابان باقرخان خالي شده و خيابان را مسدود مي‌نمايد.

  ساعت 23 خيابان كارگر تقاطع جلال آل احمد توسط 30 نفر از دانشجويان مسدود شده است.

  ساعت 23 ميدان انقلاب به سمت آزادي حوالي نوفلاح يك دستگاه اتوبوس به آتش كشيده شده است.

  ساعت 10/23 در خيابان كارگر پائين‌تر از كوي دانشگاه 3 كاميون مصالح خالي نموده‌اند.

 

ساعت 35/23 تعداد 200 نفر در مقابل بيمارستان شريعتي زباله خالي كرده‌اند. در ضمن اين افراد كه نقابدار هستند، با عناصر حزب‌اللهي درگير مي‌شوند.

  ساعت 50/23 حدود 800 نفر از دانشجويان با تعدادي حدود 500 نفر از عناصر حزب‌الله در بيرون از خوابگاه درگير شده‌اند و دانشجوها از داخل دانشگاه چندين كوكتل به بيرون پرتاب مي‌نمايند.

  ساعت 24 در امير‌آباد، تقاطع اتوبان جلال آل‌احمد يك دستگاه موتوسيكلت توسط چند نفر از اغتشاشگران كه يكي از آنها مست بوده است به آتش كشيده مي‌شود و صاحب موتور نيز فرار مي‌كند.

 

روز سه شنبه 22/4/78

  ساعت 00:25 تعدادي حدود 1500 نفر از عناصر حزب‌اللهي در مقابل كوي دانشگاه برخي با چوب بعضاً موتوسوار حاضر هستند و عوامل ناجا نيز كاملاً محل را تخليه نموده‌اند.

  ساعت 1:10 بامداد ناجا عواملش را مجدداً به مقابل كوي دانشگاه آورده‌است.

  ساعت 1:15 بامداد روبه روي سر در دانشگاه، شخصي كه شعار «مرگ بر منافق» سر مي‌داد توسط يك دستگاه خودرو پيكان با 3 سرنشين ربوده مي‌شود.

  ساعت 1:20 بامداد تعدادي از دانشجويان داخل كوي دانشگاه حدود 2400 نفر كه تعداد 500 نفر از آنها در بيرون از دانشگاه بودند. لازم به ذكر است شخصي (با هويت نامعلوم) در حضور 500 نفر دانشجويان بيرون خوابگاه طي سخناني بشدت تأكيد مي‌نمود كه حتماً همگي در مراسم فردا ساعت 10 صبح به سمت دانشگاه تهران حاضر شوند.

  ساعت 10:15 تعدادي حدود 70 الي 80 نفر در مقابل سر در دانشگاه تهران حضور دارند و اين تعداد رو به افزايش مي‌باشند. تعداد سه برگ اطلاعيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصير طوسي، بسيج دانشجويي دانشكده علوم پايه دانشگاه تهران و متن استعفاي دكتر معين منتشر شد.

  ساعت 11 نيروهاي امنيتي و انتظامي مستقر در اطراف دانشگاه تهران چند موتورسوار و فرد مظنون را بازداشت كردند. از آنجا كه احتمال نفوذ عوامل بيگانه و خرابكار در ميان اجتماع كنندگان وجود دارد نيروهاي امنيتي بر عبور و مرور در خيابان‌هاي اطراف نظارت مي‌كنند.

  ساعت 11:50 پس از هشدارهاي مكرر نيروي انتظامي به جمعيت مقابل سر در دانشگاه تهران مبني بر اين‌كه «تجمع شما براساس اطلاعيه شوراي امنيت ملي غير قانوني است.» هيچ‌گونه اعتنايي به اين هشدارها نمي‌شود و با وجود تأكيدات وزارت كشور مبني بر ضرورت دريافت مجوز براي هرگونه راهپيمايي و تظاهرات اقدام گروه‌هاي اغتشاشگر براي دومين روز پياپي موجب برهم خوردن برنامه‌ريزي سازمان سنجش كشور در توزيع كارت‌هاي داوطلبان آزاد سراسري امسال شده است و بسياري از داوطلبان و خانواده آنها كه امروز قصد دريافت كارت را دارند به دانشگاه تهران يكي از حوزه‌هاي اصلي توزيع كارت مراجعه كرده‌اند كه به دليل بروز ناامني در محدوده دانشگاه تهران موفق به دريافت كارت شركت در آزمون سراسري نشدند.

  ساعت 12 تعداد 7 عدد گاز اشك آور در ابتداي خيابان‌هاي فروردين، ارديبهشت و انقلاب توسط ناجا شليك شد.

  ساعت 12:05 تعداد بي‌شماري فرار نموده و به نقطه نامعلومي رفتند و تعدادي نيز به خيابان‌هاي جنوبي مقابل دانشگاه (12 فروردين، ارديبهشت و فخررازي) فرار كردند و با پرتاب سنگ قصد مقابله با عوامل ناجا را داشتند.

  ساعت 12:10 نيروهاي بسيج به كمك عوامل انتظامي آمده و در خيابان‌هاي فرعي تا خيابان كارگر و ميدان انقلاب به تعقيب اغتشاشگران مي‌پردازند و هر لحظه تعدادي را كه در حال تخريب اموال عمومي و پرتاب سنگ هستند دستگير مي‌نمايند.

  ساعت 12:15 حد فاصل خيابان انقلاب و خيابان كاوه يك خودرو جيپ زرد رنگ احتمالاً متعلق به وزارت نيرو به آتش كشيده مي‌شود.

  ساعت 12:15خيابان كارگر شمالي به طرف ميدان انقلاب و ميدان انقلاب به سمت ميدان آزادي، تعدادي حدود 200 نفر از اغتشاشگران حضور دارند و از كنترل ناجا خارج گرديده، قصد دارند بانك رفاه كارگران واقع در شمال غرب ميدان انقلاب را تخريب نمايند.

  ساعت 12:20 مسجد سيدالشهدا نبش ضلع شمالي ميدان انقلاب توسط تعدادي از اغتشاشگران به وسيله سنگ مورد تهاجم قرار مي‌گيرد و لحظاتي بعد عناصر بسيج با آنها مقابله نموده و آنها را متفرق مي‌نمايند.

  ساعت 12:40 تعداد 500 نفر در خيابان فلسطين با ناجا درگير شده‌اند. تعداد عوامل انتظامي 50 نفر مي‌باشد.

  ساعت 12:55 تعداد 500 نفر از خيابان جمهوري به طرف خيابان پاستور حركت مي‌كنند و به سمت عوامل انتظامي سنگ پرتاب مي‌نمايند. عوامل ناجا با آنها برخورد نموده و گاز اشك‌آور پرتاب مي‌نمايند.

  ساعت 12:57 تعداد 1500 نفر بين چهارراه ولي‌عصر تا چهارراه كالج شعار ذيل را سر مي‌دهند كه با تعدادي از بسيجي‌ها درگير مي‌شوند: «واي از آن روزي كه مسلح شويم.»

  ساعت 13:20 دقيقه درگيري ميان اغتشاشگران و نيروهاي بسيج و ناجا در خيابان كارگر شمالي روي داده است. در اين درگيري، نيروهاي ناجا براي متفرق كردن اغتشاشگران، اقدام به پرتاب گاز اشك‌آور كرده‌اند. در تقاطع جمالزاده- آزادي نيز، اغتشاشگران كه مجهز به سنگ و آجرهاي خرد شده هستند در بعضي از قسمت‌هاي اين خيابان اقدام به آتش زدن لاستيك و يا چوب كرده‌اند.

  ساعت 13:25  يك خودرو بسيج در خيابان جمهوري تقاطع اسكندري به آتش كشيده مي‌شود.

  ساعت 13:25 در خيابان انقلاب تعدادي از نرده‌هاي وسط خيابان و صندوق‌هاي صدقه توسط اغتشاشگران تخريب و به وسط خيابان پرتاب شد.

  ساعت 13:40 مقابل سر در دانشگاه توسط عوامل بسيج كاملاً تحت كنترل است و اغتشاشگران به سمت شرق دانشگاه متفرق شده‌اند.

  ساعت 13:55 به يك دستگاه پژوه 405 در خيابان وصال توسط اغتشاشگران تخريب كلي وارد آمده و اموال داخل آن را نيز به سرقت بردند.

  ساعت 014 شيشه‌هاي يك بيمارستان در تقاطع وصال- بلوار كشاورز شكسته شد.

  ساعت 14:10 گروهي از اغتشاشگران در منطقه چهارراه مخبرالدوله، شيشه‌هاي چند بانك را شكستند. اين گروه همچنين تمامي علائم راهنمايي و رانندگي را در سر راه خود مي‌شكنند و از آن به‌عنوان سلاح استفاده مي‌كنند. در ابتداي خيابان سعدي تا خيابان لاله‌زار هيچ خودرويي مشاهده نمي‌شود.

  ساعت 14:17 اغتشاشگران شعارهايي عليه مقام عظماي ولايت در ميدان فاطمي مي‌دهند. برخي از افراد اين گروه در حالي كه سنگ نيز در دست دارند مردم را تحريك مي‌كنند.

  ساعت 14:30 بازار كويتي‌ها و بازار جعفري در ضلع پائين خيابان 15 خرداد دو نفر به مغازه‌ها اخطار مي‌دهند در صورتي كه مغازه‌ها را نبندند به آتش كشيده مي‌شود.

  ساعت 14:45 يك دستگاه اتوبوس شركت واحد و يك دستگاه پيكان در خيابان لاله‌زار به آتش كشيده مي‌شود.

  ساعت 14:50 تعدادي از اغتشاشگران وارد مسجدي واقع در مخبرالدوله شده و بخشي از ساختمان مسجد را تخريب نمودند.

  ساعت 14:50 تعدادي لاستيك مقابل ساختمان كيهان واقع در كوچه شهيد شاه‌چراغي توسط اغتشاشگران به آتش كشيده شد.

  ساعت 14:55 در تقاطع ناصر خسرو يك دستگاه اتوبوس به آتش كشيده شد.

  ساعت 15 چهار دستگاه خودرو بسيج و يك دستگاه موتوسيكلت در مقابل مسجد هدايت خيابان جمهوري توسط اغتشاشگران به آتش كشيده شده و تابلو مقابل مسجد نيز شكسته شد. همچنين به دو دستگاه آمبولانس نيز خسارت وارد شده است.

  ساعت 15 قسمت اعظم بازار تهران تعطيل شده است و همچنين از بلندگوها اعلام مي‌شود كه فردا بازار تعطيل است.

  ساعت 15 يك دستگاه ميني‌بوس در چهارراه گلوبندك توسط اغتشاشگران به آتش كشيده شده است.

  ساعت 15:07 در خيابان گلوبندك هزار نفر از اغتشاشگران حضور دارند و يك نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.

  ساعت 15:20  اغتشاشگران قصد تخريب دادسراي انقلاب، واقع در ميدان ارك را داشتند.

  ساعت 15:30 در ميدان امام خميني(ره) اغتشاشگران وارد بانك تجارت شده و اقدام به آتش زدن آن نموده و پول‌هاي بانك را به سرقت مي‌برند.

  ساعت 15:30 خيابان كارگر جنوبي (حد فاصل ميدان انقلاب و ميدان حر) اوضاع در اين منطقه كاملاً عادي و آرام است ولي برخي آثار به جا مانده از آشوب اغتشاشگران همچنان در اين محل مشاهده مي‌شود.

  ساعت 15:35 در سه راه اميركبير ابتداي خيابان ملت يك دستگاه آمبولانس توسط اغتشاشگران به آتش كشيده شد.

  ساعت 15:35 در خيابان گلوبندك يك دستگاه خودرو به آتش كشيده شده است.

  ساعت 15:45 تعدادي از اغتشاشگران از ميدان ارك به سمت سبزه ميدان حركت كرده و قسمتي از اين انبار كالا را در پامنار به آتش مي‌كشند.

  ساعت 15:45 بانك ملي شعبه چهارراه گلوبندك مورد حمله قرار گرفته و به آتش كشيده مي‌شود.

  ساعت 16 در اثر آشوب‌هاي امروز بانك ملت شعبه «تكيه دولت» بيش از 80 درصد و بانك ملت شعبه «سبزه‌ميدان» بيش از 60 درصد خسارت ديده‌است. يك نفر از اغتشاشگران به دليل دودگرفتگي ناشي از آتش سوزي در بانك در ميان آتش و دود جان داد كه تاكنون مشخصات وي معلوم نشده است. اغتشاشگران به بانك تجارت شعبه «شهيد مصطفي خميني» نيز حمله كرده و شيشه‌هاي آن را شكستند. اين افراد به يك خودرو آتش نشاني نيز حمله كردند و شيشه هايش را شكستند. اغتشاشگران در خيابان شوش به يك دستگاه اتوبوس شركت واحد حمله كردند و اقدام به ضرب و شتم راننده و مسافران نموده و سپس اتوبوس را به آتش كشيدند.

  ساعت 16:30 اغتشاشگران با حمله به كيوسك روزنامه فروشي در خيابان مصطفي خميني آن را به آتش كشيدند. اين افراد همچنين يك شعبه بانك تجارت در خيابان مولوي تهران را مورد تعرض قرار دادند.

  ساعت 16:30 در چهار راه مولوي تعدادي از اغتشاشگران با عناصر بسيج درگير مي‌شوند.

  ساعت 16:50 جمعيتي حدود هزار نفر از افراد حزب‌اللهي در ميدان انقلاب جمع شده‌اند كه مردم حزب‌اللهي پس از راهپيمايي و سردادن شعار در حمايت از مقام معظم رهبري همراه با سينه‌زني به سمت دانشگاه حركت مي‌نمايند.

  ساعت 17:10 در ميدان انقلاب شعارهاي زير داده مي‌شود: «حزب فقط حزب علي، رهبر فقط سيد‌علي- منافق حيا كن دانشجو را رها كن- مرگ بر منافق- نيروي انتظامي تشكر تشكر- امريكا در چه فكريه ايران پر از بسيجيه.»

  ساعت 17:12 تعداد 200 نفر از عناصر يگان ويژه ناجا در مقابل سر در دانشگاه مستقر شدند.

  ساعت 17:20 حدود هزار نفر از بسيج و مردم حزب‌اللهي در ميدان مخبرالدوله حضور دارند و ميدان را در كنترل دارند.

  ساعت 17:30 دو هزار نفر از مردم و نيروهاي بسيجي در حالي كه تصاويري از بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري را با خود حمل مي‌كردند از ميدان انقلاب به طرف در اصلي دانشگاه تهران آمدند. راهپيمايان در حالي كه شعار مي‌دادند «حزب فقط حزب علي، رهبر فقط سيدعلي- منافق حياكن، دانشگاه را رها كن- واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد» پس‌از توقف كوتاهي در مقابل در اصلي دانشگاه تهران به طرف ميدان انقلاب بازگشتند.

  ساعت 18 عناصر دفتر تحكيم وحدت اعلام نمودند كه مراسم خود را روز چهارشنبه ساعت 10:30 برگزار خواهند كرد. قبلاً عناصر حزب‌الله راهپيمايي خود را در همين ساعت اعلام نمودند كه مكان راهپيمايي به سمت دانشگاه تهران خواهد بود.

  ساعت 18 خزانه بخارايي در جنوب تهران، تعدادي از اغتشاشگران در اين محل تجمع كردند و حدود يك ساعت شعارهايي عليه مسئولان نظام سر دادند. اين افراد كه سنگ و چوب در دست داشتند، پس از مواجه شدن با نيروي انتظامي در حدود ساعت 19 پراكنده مي‌شوند.

  ساعت 20:30در ميدان انقلاب از سوي اغتشاشگران 3 عدد نارنجك دستي به سوي افراد حزب‌اللهي پرتاب شد.

  ساعت 20:30 اغتشاشگران در خط ويژه ميدان انقلاب به سمت نيروهاي مردمي مواد آتش‌زا و كوكتل پرتاب كردند و متواري شدند.

  ساعت 20:45  در حال حاضر در مقابل دانشگاه تهران آرامش برقرار است و رفت و آمد خودروها به شكل عادي جريان دارد. نيروهاي بسيج نيز به منظور حفظ نظم و آرامش در ضلع جنوبي دانشگاه تهران مستقر هستند. تعدادي از نيروهاي بسيج در ضلع شمال شرقي ميدان وليعصر در حال روان كردن ترافيك خيابان و پياده‌روهاي اين منطقه هستند.

  ساعت 20:50 تعدادي حدود هزار نفر از افراد حزب‌اللهي از مقابل سر در دانشگاه به سمت ميدان انقلاب در حال راهپيمايي با شعارهايي در حمايت از رهبري حركت مي‌كنند.

  ساعت 23:30 نيروهاي بسيجي با ايجاد پست‌هاي بازرسي در نقاط مختلف شهر تهران اقدام به شناسايي نيروهاي اغتشاشگر مي‌كنند. برخورد محترمانه بسيجيان با سرنشينان خودروها مشاهده مي‌شود.

  در پي بروز اغتشاش در چند نقطه شهر تهران، از رواج شايعات زيادي كه پايه و اساسي ندارند، خبر داده‌اند. از جمله گفته مي‌شود «راهپيمايي مردمي فردا صبح (چهارشنبه) لغو شده است.» و اين‌كه «امشب در تهران حكومت نظامي برقرار مي‌شود و به همين منظور تانك‌ها در نقاط مختلف شهر استقرار خواهند يافت.» همچنين ادعاي تسخير چند «كلانتري دهان به دهان مي‌چرخد و در اين رابطه مشخصاً از «كلانتري 16» نام مي‌برند و شايعه ديگر اين‌كه «گفته مي‌شود بخش‌هايي از صدا و سيما به آتش كشيده شده و ده‌ها نفر كشته شده‌اند.» آخرين شايعات حاكي است كه «ميدان راه آهن شلوغ است» و «روزنامه كيهان به آتش‌كشيده شده است.»

ادامه دارد..

اختصاصی | تمرکز روی پل مدیریت + عكس

عامل جنایت: 2 سال بود نقشه قتل کشیده بودم

سرپرست دادسرای جنایی پایتخت از رسیدگی ویژه به پرونده قتل دلخراش دختر دانشجو خبر داد.

به گزارش خبرنگار «جوان آنلاین»، ظهر روز چهارشنبه 15 تیرماه فریادهای دلخراش دختر جوانی (مهسا 22 ساله) رهگذران را به روی پل عابر پیاده‌ای نزدیک پل مدیریت کشاند.

دو دختر جوان در محاصره قاتل
ـ کوشا 22 ساله ـ بودند که در یک شکست عشقی در اقدامی هولناک با چاقوی سلاخی کوچک مهسا را هدف قرار داده بود. کوشا بدون توجه به فریادهای مرضیه که برای نجات جان دوستش از مردم درخواست کمک می‌کرد با دو ضربه چاقو او را نیز نقش بر زمین کرد.

کوشا که پس از چند لحظه خود را در محاصره رهگذرانی دید که برای کمک به دختر جوان آمده بودند، با برداشتن سه چاقویی که به همراه داشت با تهدید عابران به قصد فرار به داخل اتوبان رفت، اما هنگامی که موفق به توقف هیچ خودرویی نشد به طرف حاشیه اتوبان فرار کرد. در این لحظه متهم دوباره در محاصره افراد حاضر قرار گرفت که سرانجام با ضربه یک مرد جوان زمینگیر و تسلیم پلیس شد.

در این سوی حادثه که مهسا با بیش از 40 ضربه چاقو مجروح شده بود، زمانی که اورژانس در محل حاضر نشد با یک وانت به بیمارستان پارسیان منتقل گردید، اما وی براثر شدت جراحات در بدو ورود به اتاق عمل تسلیم مرگ شد.


قاضی رسولی بازپرس کشیک ویژه قتل شعبه پنجم دادسرای جنایی پس از حضور در بیمارستان و مشاهده جسد مقتول برای انجام تحقیقات اولیه از متهم به کلانتری ونک مراجعه کرد.

کوشا ـ متهم به قتل ـ در تشریح حادثه به قاضی رسولی گفت: من و مهسا دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی بودیم. چهار سال پیش که وارد دانشگاه شدیم پس از مدتی عاشق او شدم تا اینکه به او پیشنهاد دوستی و ازدواج دادم، اما وی هیچ گاه به درخواست من پاسخ مثبت نداد. با این حال هر وقت به هر بهانه‌ای می‌خواستم به او نزدیک شوم مهسا از من دوری می‌کرد.

وی ادامه داد: من خیلی شیفته و دلبسته او شده بودم، به همین خاطر اصرار من برای دوستی با او تا پایان سال دوم دانشگاه ادامه داشت و حتی در این مدت یکی از دوستانش به نام مرضیه را واسطه قرار دادم و با اصرار از او خواستم تا رضایت مهسا را به دست آورد، اما او نه‌تنها به خواسته و پافشاری من اعتنایی نکرد، بلکه با این عملش باعث شد تا شخصیت من بین دوستان و همکلاسی‌هایم خرد شود و بعد از این جریان مورد ریشخند همکلاسی‌هایم قرار گرفتم و از این بابت احساس حقارت شدیدی می‌کردم، به همین خاطر از دو سال پیش کینه او را به دل گرفتم و قصد داشتم روزی او را بکشم اما فرصت پیدا نکردم.


این متهم اضافه کرد: وقتی ترم آخر دانشگاه به پایان رسید، متوجه شدم فرصت دیگری باقی نمانده است و باید در همین چندروز کار را تمام کنم، بدین ترتیب روز دوشنبه 13 تیرماه از صبح منتظر مهسا بودم تا برای دیدن نمراتش به دانشگاه بیاید ولی او نیامد. با این حال می‌دانستم که وی حتماً چهارشنبه خواهد آمد. من از ساعت 8 صبح روز حادثه با برداشتن سه عدد چاقوی سلاخی کوچک به دانشگاه رفتم و منتظرش بودم، وقتی مهسا به همراه دوستش از دانشگاه بیرون آمد با زدن عینک دودی و پوشاندن صورتم سعی کردم مرا نشناسند که پس از تعقیبش روی پل عابر پیاده از پشت به او حمله کردم.

این متهم در پاسخ به سؤال قاضی رسولی که چرا سه عدد چاقو با خود همراه داشتی؟ گفت: برای اینکه اگر چاقوی اول و دوم از دستم به زمین افتاد یا کسی گرفت با چاقوی سوم بتوانم کار را تمام کنم که همین‌طور هم شد یعنی بعد از اینکه از پشت چند ضربه به گردن او زدم چاقو افتاد و من با چاقوی دوم ضربات بعدی را زدم.

قاضی رسولی در پایان گفت: جسد مقتول برای انجام معاینات به پزشکی قانونی تحویل دستور داده شده در اسرع وقت تحویل خانواده‌اش گردد.

قاضی امیرآبادی فراهانی سرپرست دادسرای جنایی درباره این پرونده گفت: همانطور که در پرونده سعادت‌آباد در اسرع وقت و در مهلت قانونی به صورت ویژه پیگیری و رسیدگی شد، اینگونه پرونده‌ها که احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کند از سوی دادستان به صورت ویژه پیگیری خواهد شد و مرتکب در اسرع وقت به مجازات قانونی خواهد رسید.

سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ نیز گفت: پرونده این متهم که اهل کرمانشاه و در کرج ساکن بوده در مراحل اول رسیدگی است و تحقیقات بیشتر از سوی قاضی رسولی بازپرس پرونده ادامه دارد.

اسناد منتشر نشده از پرونده فوت هاله سحابی

اختصاصی«جوان آنلاین»

در این همین رابطه «جوان آنلاین» بر آن شد برای شفاف سازی و افشای دروغ پردازی های ضد انقلاب و فتنه گران بخشی از پرونده مربوط به درگذشت مرحومه هاله سحابی را برای نخستین بار منتشر نماید.

پس از ایست قلبی و درگذشت مرحومه هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش رسانه های ضد انقلاب و جریان فتنه ضمن مانور بر این درگذشت مدعی ضرب و جرح وی شده و تصریح کردند که وی بر اثر شدت جراحات به شهادت رسیده است.!
به گزارش«جوان آنلاین»،11خرداد امسال هاله سحابی فرزند عرت الله سحابی پیش ازآغاز مراسم تشییع پدرش در سن 57 سالگی دچار ایست قلبی شد.
وی به علت تاثرشدید از فوت پدرش دچار ایست قلبی شده بود و پس از انتقال به درمانگاه شبانه‌روزی گلندوئک لواسان درگذشت.
هاله سحابی همچنین از عارضه هایی چون فشار بالای خون و قند رنج می برد.
گرچه در آن ایام «یحیی شامخی» فرزند هاله سحابی ضرب و جرح مادرش را رد کرد و درگذشت مادرش را ناشی از ایست قلبی عنوان کرد ولیکن جریان فتنه که پیش از این پروژه شهید سازی را در جریان فتنه 88 در پرونده خود داشت ضمن احیای دوباره این پروژه تلاش کرد تا از فوت هاله سحابی در راستای منافع خود بهره برداری کند.
در این همین رابطه «جوان آنلاین» بر آن شد برای شفاف سازی و افشای دروغ پردازی های ضد انقلاب و فتنه گران  بخشی از پرونده مربوط به درگذشت مرحومه هاله سحابی را برای نخستین بار منتشر نماید.
دراین اسناد که شامل گزارش معاینه جسد"،"فرم پزشکی قانونی"،"گواهی فوت" ،"برگ اظهارات نزدیکان درجه اول وی" و نیز "اظهارت پزشک معتمد خانواده سحابی" می باشد،هرگونه ادعای ضد انقلاب مبنی بر ضرب و جرح و کشته شدن وی به طور مستند رد و تکذیب شده است.



.


 
 

 

 

 
 

 


 
 

 
 

 

دانلود فیلم

دانلود فایل ضمیمه

جزئيات‌جديد از نامه‌ننگين سال 2003 دولت‎خاتمي به امريكا

 

نامه سال 2003 دولت خاتمي به دولت وقت امريكا، اولين بار در سال 85 از سوي رجانيوز افشا شد. بر اساس اين نامه دولت خاتمي پيشنهاد داده بود كه در ازاي خارج كردن نام ايران از كشورهاي "محور شرارت" كه جرج بوش رئيس‌جمهور وقت امريكا اين تقسيم‌بندي را ارائه كرده بود، جمهوري اسلامي متعهد خواهد شد كه كليه فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را تعطيل كند و از حمايت گروه‌هاي مقاومت مانند حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامي فلسطين دست بكشد.

به گزارش رجانيوز، طرف غربي در ازاي اين خوش‌خدمتي علاوه بر خارج كردن نام ايران از كشورهاي محور شرارت، گروهك منافقين را در ليست گروهك‌هاي تروريستي نگه مي‌داشت.

اما انتشار خبر اين نامه در رجانيوز به نقل از منابع غربي واكنش برخي از اعضاي دولت خاتمي را به‌دنبال داشت و افرادي از جمله عبداله رمضان‌زاده سعي كردند كه اين موضوع را از اساس تكذيب كنند. اين در حالي بود كه اين نامه واقعيت داشت و صادق خرازي اين پيشنهادها را براي ارائه به امريكايي‌ها در اختيار سفير سوئيس قرار داده بود.

كنث وايزمن مسئول سابق امور ايران در آيپك نيز در مصاحبه اخيرش با سايت تهران بيوريو (وابسته به تلويزيون پي‌بي‌اس) به اين نامه اشاره كرده و گفت:

«در آن دوره ايران كاملا با امریکا همكاري مي كرد. اين بحث مطرح بود كه شايد بتوان روي اين موضوع (براي بهبود روابط) سرمايه گذاري كرد. در همين شرايط، ايران خطوط خام يك پيشنهاد را براي بهبود روابط – موسوم به چانه زني بزرگ- ارائه داد.

پيشنهاد شامل تعليق غني سازي و تحول در سياست خاورميانه اي ايران در مقابل به‌رسميت شناختن و تضمين امنيتي امریکا بود. وصول پيشنهاد خرازي با ديدار دوم فرانكلين با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانكلين را كوتاه كنم زيرا سفير سوئيس، پيشنهاد صادق خرازي را آورده بود.»

در عين حال در بخش سوم از گزارش موسسه اسپن درباره برنامه هسته ای ایران كه دو بخش قبلي آن نيز در رجانيوز منتشر شد، جزئيات مهمي در مورد اين نامه آمده است. رویکرد کلی این بخش این است که آیا جامعه بین الملل درباره برنامه هسته ای ایران رویکرد درستی را تعقیب می کند.

در بخشی  از این قسمت اطلاعات جالبی درباره نامه سال 2003 دولت محمد خاتمی به دولت امریکا منتشر شد که به عنوان مثالی از سازشکاری و خیانت  پشت پرده در تاریخ برنامه هسته ای و به طور کلی سیاست خارجی ایران ماندگار شده است. شرکت کنندگان در این بخش می گویند دولت خاتمی این نامه را دو نوبت و به دو شکل متفاوت  به امریکایی ها تحویل داده است.

در بخش دیگری از این گزارش رویکرد روسیه در قبال برنامه هسته ای ایران تحلیل و نتیجه گرفته شده که همکاری روسیه با  امریکا علیه ایران خط قرمزهایی دارد.

شرکت کنندگان در این میزگرد نهایتا تاکید کرده اند هیچ راه حل دیپلماتیکی درباره برنامه هسته ای ایران وجود ندارد مگر اینکه غرب نوعی از غنی سازی در داخل خاک ایران را بپذیرد.

***

ب) آيا ما رويکرد ديپلماتيک درست را دنبال مي‌کنيم؟

ميزگرد دوم به بررسي اين سوال مي‌پرداخت که آيا جامعه بين‌الملل رويکرد ديپلماتيک درستي را براي حل مسائل مربوط به برنامه هسته‌اي ايران دنبال مي‌کند يا خير؟ برونو پلاد (Bruno Pellaud)، معاون سابق مدير کل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مقاله‌اي با عنوان "آزمون رويکردهاي متفاوت"  ارائه داد و هنري سوکولوسکي (Henry Sokolski)، مدير اجرايي "مرکز آموزش منع گسترش جنگ افزار‌هاي هسته اي" در واشنگتن، مقاله‌اي با عنوان "نُه تاسف: تلاش‌هاي منع تکثيري آمريکا عليه ايران" ارائه داد. جياندومنيكو پيكو (Giandomenico Picco)، معاون سابق دبير کل سازمان ملل در امور سياسي، و آلکسي پوشکوف (Alexey K. Pushkov)، رئيس "موسسه دولتي روابط بين‌الملل مسکو" (همان دانشگاه MGIMO) درباره اين دو مقاله به اظهارنظر پرداختند.

پس از دورنماي تاريکي که سخنگوي نخست ميزگرد از ديپلماسي ترسيم کرد، شماري از شرکت کنندگان گرد هم آمدند تا در طول ميزگرد دوم اميد بيشتري درباره مذاکرات بدهند. آنها براي دفاع از استدلال خود به پيشينه تاريخي مذاکرات با جمهوري اسلامي اشاره کردند و به بحث درباره اين واقعيت پرداختند که اعضاي کليدي جامعه بين‌الملل اکنون دارند نقش سازنده‌تري را در فرايند مذاکرات ايفا مي‌کنند.

اعضاي ميزگرد، قدرت پيش بينانه[1] مربوط به سابقه بد مذاکرات با ايران در دوره‌هاي پيشين را زير سوال بردند و گفتند اطلاعاتي که برخي با استناد به آنها از تهديد بودن برنامه هسته‌اي ايران حمايت مي‌کردند مربوط به 2004 بوده و تاريخ مصرف آن کاملاً منقضي شده است.

شماري از شرکت کنندگان ميزگرد باور داشتند که رويکردهاي متفاوت‌تر و ثمربخش‌تري نيز براي مذاکره با ايران وجود دارد اما به شرط آن که جامعه بين‌الملل دست از سياست‌هاي دوگانه‌اي که تا به حال در قبال ايران درپيش گرفته است بردارد و به جمهوري اسلامي اجازه دهد تا نوعي غني سازي داشته باشد.

در تاريخ 30 ساله مذاکره با جمهوري اسلامي ايران، همه مذاکرات نيز به فاجعه ختم نشده‌اند. بسياري از مذاکرات ثمربخش بوده‌اند هرچند برخي از آنها کاملاً مثبت نبوده‌اند اما تا حدودي مثبت به حساب مي‌آمدند.

قرارداد الجزيره در سال 1980 به بحران گروگانگيري آمريکايي‌ها پايان داد. مذاکرات ايران-کنترا به آزادي گروگان‌هاي آمريکايي در بيروت انجاميد و 10 گروگان در فاصله‌هاي 1990 تا 1992 آزاد شدند. مذاکرات به مهاجرت و خروج موفقيت‌آميز 13 يهودي شيرازي از ايران انجاميد. پيمان سال 2001 کنفرانس پترزبورگ با ايران درباره افغانستان آغازگر دوره‌اي از همکاري‌هاي بين‌المللي بيشتر با ايران بود. اين سال‌ها همچنين همراه با دوره‌اي از همکاري‌هاي مخفيانه ايران و آمريکا در عراق و افغانستان بود. سرانجام، مذاکرات سال‌هاي 2006 تا 2007 منجر به آزادي ملوانان انگليسي شد که ايران آنها را بازداشت کرده بود.

مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌اي ايران تا به امروز شکست خورده‌اند اما در اغلب اوقات اين واقعيت فراموش مي‌شود که اين مذاکرات توانستند بيش از يک بار به موفقيت خيلي نزديک شوند.

نامه غيررسمي سال 2003 که "تيم گولديمن"، سفير وقت سوئيس در تهران، آن را (به نمايندگي از دولت خاتمي. م.) تنظيم کرد و برونو پلاد نيز در مقاله خود به آن اشاره مي‌کند مي‌تواند مثال بارزي از اين مسئله باشد.

اين نامه غيررسمي يک بار بطور مستقيم توسط خود گولديمن به آمريکا تحويل داده شد و يک بار ديگر نيز توسط خود جمهوري اسلامي ايران و با واسطه گري سازمان ملل به آمريکا تحويل داده شد تا بدين ترتيب، حسن نيت حقوقي گولديمن نيز ثابت شود.

در سال 2005، جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد داد که شمار سانتريفيوژهاي ساخته شده خود  براي غني سازي سوخت هسته‌اي را به 3000 واحد تقليل دهد. اما در آن زمان، سه قدرت مذاکره کننده اروپايي (EU3) مسئله غني سازي را غيرقابل مذاکره مي‌دانستند زيرا همچنان آرزوي دستيابي به تعليق بلندمدت برنامه غني سازي جمهوري اسلامي ايران را در سرمي پروراندند. در نتيجه، اين پيشنهاد ايران پذيرفته نشد.

جک استراو، وزيرامورخارجه وقت انگليس و خاوير سولانا، نماينده عالي اتحاديه اروپا، متعاقباً با علي لاريجاني، مذاکره کننده هسته‌اي ايران، بر سر محدود کردن فعاليت‌هاي غني‌سازي جمهوري اسلامي به فعاليت‌هاي صرفاًً ضروري براي پژوهش و توسعه موافقت کردند. لاريجاني اين پيشنهاد را پذيرفت و آن را با خود به تهران برد تا تنها شاهد عدم پذيرش آن از سوي محمود احمدي نژاد و رهبر عالي آيت الله علي خامنه‌اي باشد. در پي اين اتفاق، لاريجاني استعفا داد.

اعضاي کليدي جامعه بين‌الملل اکنون دارند نقش سازنده‌اي در فرايند مذاکرات ايفا مي‌کنند. در طي يکي از همايش‌هاي پيشين آسپن آلمان درباره برنامه هسته‌اي ايران، ديپلماسي آمريکا به خاطر شکست در مجاب‌ ساختن جمهوري فدرال روسيه و جمهوري خلق چين به ايفاي نقشي سازنده‌تر در مذاکرات و اعمال تدابير بين‌المللي مربوط به برنامه هسته‌اي ايران به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. اما اکنون وضعيت روسيه بطور کامل و وضعيت چين به طرز نسبتاً کمتري تغيير کرده است.

در مقايسه با آمريکا و اتحاديه اروپا، تاريخ خصومت روسيه و ايران در طول 100 سال گذشته بسيار ناچيز بوده است. براي مسکو، فروش راکتور هسته‌اي به ايران تجارت خوبي است. تقسيم بندي قريب الوقوع حوضه درياي خزر نيز براي مسکو يک چالش بزرگ ديپلماتيک و فرصت عظيم اقتصادي به شمار مي‌آيد.

ذخاير چشمگير و دست نخورده نفت خام  قرار است که بين کشورهاي ساحلي درياي خزر تقسيم شود. تهران بطور غيرمستقيم به مسکو پيام داده که اگر مسکو به حمايت خود از ايران در مذاکرات جامعه بين‌الملل درباره برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي ادامه دهد، تهران نيز از رويکرد مسکو براي تقسيم بندي درياي خزر حمايت خواهد کرد.

افزون بر آن، ايران در قبال روسيه رفتاري اخلال گرانه نداشته است. بنيادهاي حامي جدايي طلبان چچن در کشورهاي عرب واقع شده‌اند نه در ايران. تهران همچنين هيچ اقدام شيطنت آميزي در قفقار شمالي و جنوبي يا آسياي ميانه براي روسيه به بار نياورده است. با وجود چنين پيش زمينه‌اي، مسکو به هيچ وجه نمي‌خواهد که ايران را به فهرست دشمنان بالقوه آتي خود اضافه کند.

پس چه چيز موجب شد تا مسکو موضع خود را تغيير دهد و در سازمان ملل، از افزايش تحريم‌هاي اقتصادي بين‌المللي عليه ايران به خاطر برنامه هسته‌اي اين کشور پشتيباني کند؟ ديپلماسي ناشيانه ايران و به ويژه امتناع آن از پذيرش راه حل‌هاي پيشنهادي و عملي روسيه براي بحران هسته‌اي اين کشور دو علت چنين تغييري به شمار مي‌آيند.

مسکو در مشاهدات خود به اين نتيجه رسيده است که ايران در تدوين شاخص‌هاي سياست خارجي خود به آراي مسکو توجه شاياني نمي‌کند. افزون بر آن، مسکو مي‌خواهد به طور تلويحي اين پيام را منتقل کند که از سياست دولت اوباما براي "بازآرايي" روابط روسيه و غرب حمايت مي‌کند؛ و دست آخر، روسيه نيز نمي‌خواهد شاهد ظهور ايراني مسلح به جنگ افزارهاي هسته‌اي باشد.

بنابراين، مسکو به حمايت خود از تحريم‌هاي اقتصادي بين‌المللي عليه ايران ادامه خواهد داد اما اين حمايت شامل تحريم‌هاي فلج کننده نخواهد شد. روسيه بطور رسمي فروش سامانه‌هاي پدافند هوايي S-300 به ايران را لغو کرده و تصميم گرفته است که به شرکت خود در تلاش‌هاي جمعي بين‌المللي براي حل و فصل مسائل مربوط به برنامه هسته‌اي ايران ادامه دهد. اما بايد خاطرنشان کرد که مسکو در رابطه با ايران حد و مرزهايي دارد که از آنها فراتر نمي‌رود.

اين مرزها را مي‌توان در قالب سه مورد خلاصه کرد: 1- حمايت نکردن از تحريم‌هاي فلج کننده عليه ايران2- حمايت نکردن از لغو پروژه ساخت راکتور هسته‌اي بوشهر 3- و حمايت نکردن از اجراي گزينه‌هاي نظامي عليه ايران.

از ديدگاه مسکو، درباره استفاده از گزينه نظامي عليه برنامه هسته‌اي ايران صحبت‌هاي زيادي شده است و اين صحبت‌ها به هيچ وجه سودمند نيستند زيرا هيچ وقت معلوم نيست که آيا اين صحبت‌ها بر فرايند تصميم گيري مقامات ايراني درباره برنامه هسته‌اي خود تاثير مي‌گذارند يا خير، مضاف بر آن که صحبت کردن از جنگ، تنها مردم ايران را از نظر رواني براي جنگ آماده مي‌کند و ذهنيتي قلعه‌اي را تقويت مي‌کند که درست به نفع هيئت حاکمه است.

اگر از نيروي نظامي استفاده شود، آيا امريکا خود را دوباره در يک "جنگ بد" ديگر گرفتار و بدون حمايت سازمان ملل نخواهد يافت؟ و در وهله آخر، کساني که از حمله نظامي حمايت مي‌کنند نبايد پيامدهاي بشري احتمالي گزينه نظامي را اين قدر دست کم بگيرند. مسکو باور ندارد که گزينه‌هاي نظامي جامعه بين‌الملل بتوانند ايران را از ادامه برنامه هسته‌اي خود منصرف کنند اما باور دارد که با مذاکرات مي‌توان ايران را از ساخت يک نيروي ضربت هسته‌اي (nuclear strike force) منصرف کرد.

به رغم آن که پيشينه مذاکره با ايران آنچنان هم که در نظر اول به چشم مي‌آيد بد نيست و به رغم آن که بازيگران بين‌المللي کليدي همچون روسيه اکنون نقش سازنده‌تري را ايفا مي‌کنند، اما سينه چاکان ادامه مذاکرات نيز به اين امر معترفند که جامعه بين‌الملل اکنون با گروه مذاکره کننده کاملاً متفاوتي در تهران سر و کار دارد.

اگر در گذشته مذاکرات خوب پيش مي‌رفت براي اين بود که سران ديگري در راس قدرت بودند. اکبر‌ هاشمي رفسنجاني وقتي مذاکره مي‌کرد هيچ نيازي به مشورت با هيئت رهبري در تهران نداشت. رقباي سياسي داخلي زير پاي مذاکره کنندگان را آن‌قدر خالي نمي‌کردند که حتي توافق‌هاي موقتي هم که آنها به آن رسيده بودند فسخ و باطل اعلام شوند، چنان که در تاريخ اخير دو بار اين حادثه رخ داد. بنابراين، در مقايسه با گذشته، ساختار کاملاً متفاوتي بر فرايند کنوني مذاکرات حاکم است.

افزون بر حمايت از اتخاذ موضعي مثبت‌تر در مذاکرات، برخي از اعضاي ميزگرد باور داشتند که در جنبه نظامي برنامه هسته‌اي ايران اغراق شده است. گزارش آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در ماه فوريه سال 2010 درباره توانمندي‌هاي نظامي ايران در حوزه هسته‌اي بر اساس اطلاعاتي نوشته شده بود که در پيش از سال 2004 به دست آمده بود.

با وجود اين، کاملاً روشن است که در سال 2003 اتفاقي رخ داد که نگرش حکومت ايران را تغيير داد. بنابر برآورد اطلاعات ملي سال 2007 آمريکا (NIE)، ايران پس از حمله آمريکا به عراق برنامه هسته‌اي نظامي خود را متوقف کرد.

اين واقعيت که جامعه اطلاعاتي آمريکا اين‌قدر در ارائه يک برآورد اطلاعات ملي جديد تعلل مي‌ورزد و اين گزارش را که در ابتدا قرار بود در ماه ژانويه سال 2010 چاپ شود، تمام نمي‌کند، حاکي از آن است که در بين جامعه اطلاعاتي آمريکا نيز درباره وضعيت موجود اختلاف نظر وجود دارد. بنابراين، هيچ يک از اين واقعيات نمي‌توانند دال بر تاکيد مجدد ايران بر جنبه‌هاي نظامي برنامه هسته‌اي خود باشند و نمي‌توانند استدلالي قوي در اين باره ارائه دهند.

گفته مي‌شود که جامعه بين‌الملل نسبت به برنامه غني سازي ايران سياست دوگانه‌اي به کار مي‌بندد که بيشتر وضعيت تزوير به خود مي‌گيرد. يکي از اعضاي ميزگرد با ذکر اين مطلب پرسيد: "وقتي پاکستان داشت سلاح‌هاي هسته‌اي خود را مي‌ساخت و آزمايش مي‌کرد، آمريکا و جامعه بين‌الملل کجا بودند؟" حتي يک جريان ارعابي و جنگ رواني نيز عليه پاکستان به راه نيفتاد.

با دستيابي پاکستان به ظرفيت گريز تنها به عنوان يک اتفاق آزاردهنده کوچک برخورد شد. بيشتر اين حرف‌ها درباره هند نيز که اکنون دارد با آمريکا يک قرارداد همکاري هسته‌اي غيرنظامي مي‌بندد، صدق مي‌کند. چرا دستيابي هند و پاکستان به تسليحات هسته‌اي پذيرفته مي‌شود اما جنگ تبليغاتي و جريان سياسي عظيم عليه ايران به راه مي‌افتد؟

اگر غرب مي‌خواهد در مسير مذاکره با ايران حرکت رو به جلو داشته باشد، بايد در خصوص مسئله غني سازي اين کشور انعطاف بيشتري از خود نشان دهد. همان طور که جک استراو، وزير امورخارجه انگليس نيز در سال 2006 اظهار داشت، هيچ راهي براي مذاکره با جمهوري اسلامي ايران درباره برنامه هسته‌اي اين کشور وجود ندارد مگر آن که شما بپذيريد که نوعي غني سازي در خاک آن صورت پذيرد.

غني سازي مواد هسته‌اي ايران در خارج از اين کشور نيز که اخيراً پيشنهاد شد صرفاًً نمايانگر نوعي سازش بود. بنابراين، اولويت نبايد توقف غني سازي، بلکه تثبيت مجدد قدرت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر فرايند غني سازي در ايران باشد  و اين کار بايد از طريق به دست آوردن حق دسترسي به تاسيسات هسته‌اي ايران براي اجراي بازرسي‌هاي بين‌المللي صورت پذيرد.

در پايان جلسه، اعضاي ميزگرد به بررسي تجربه جامعه بين‌الملل از برنامه هسته‌اي ايران و پيامدهاي آن براي معاهده ان پي تي پرداختند.

در نتيجه فعاليت‌هاي اخير ايران و کره شمالي، شايد جامعه بين‌الملل به همين زودي‌ها با "ايران‌هاي" به مراتب بيشتري مواجه شود. پيمان ان پي تي بدين منظور تدوين شد تا براي امضاکنندگان خود حق دسترسي به منافع اقتصادي حاصل از استفاده صلح آميز و تجاري از انرژي هسته‌اي را فراهم کند.

در متن پيمان ان پي تي، هيچ حق از قبل تعيين شده ديگري براي کشور امضا کننده وجود ندارد که بخواهد بر اساس آن اورانيوم و پلوتونيوم غني‌سازي کند. بنابراين، اگر استفاده خاصي از انرژي هسته‌اي از نظر تجاري عملي و ممکن نباشد، کشور امضا کننده هيچ حقي براي پيگيري آن استفاده خاص ندارد و آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي نيز هيچ تعهدي براي تضمين چنين استفاده‌اي ندارد.

برنامه هسته‌اي ايران تنها وقتي معناي تجاري مي‌يابد که ايران حداقل 20 نيروگاه توليد برق هسته‌اي براي مصرف سوختي که توليد مي‌کند، داشته باشد. اما کاملاً روشن است که ايران اين تعداد نيروگاه توليد برق ندارد.

انتظار کشيدن براي مدرکي که بتواند ماهيت نظامي برنامه هسته‌اي يک کشور را اثبات کند فقط کار احمق‌ها است. زود دست به کار شدن چيزي است که رژيم منع تکثير بر آن استوار است. جامعه بين‌الملل درخصوص کنترل صادرات مواد با کاربرد دوگانه به ايران بسيار مسامحه کار و سهل انگار بوده است.

افزون بر آن، کشورهايي مثل آمريکا بسيار خودخواهانه عمل کرده و اطلاعات جاسوسي خود در زمينه فعاليت‌هاي چين را در خصوص "تکثير تسليحات هسته‌اي" با ديگران در ميان نگذاشته‌اند زيرا مي‌خواستند از منافع تجارت هسته‌اي خود در چين و همچنين از متحدان مهم منطقه‌اي خود همچون پاکستان که نقش واسطه را در فعاليت‌هاي تکثيري ايفا کردند، محافظت کنند.

البته، همکاري‌هاي مخفيانه بين‌المللي براي مقابله با تکثير تسليحات هسته‌اي اخيراً به موفقيت‌هاي چشمگيري انجاميده است. علني کردن هرچه بيشتر چنين تلاش‌هايي مي‌تواند نقش بسزايي در تقويت اعتبار رژيم بين‌المللي منع تکثير تسليحات هسته‌اي داشته باشد.

[1] ـ predictive power يا قدرت پيش بينانه‌ي يک نظريه علمي به معناي توانايي آن در ارائه پيش بيني‌هاي قابل آزمايش و راستي آزمايي است. در اينجا، درستي پيش بيني‌هاي بدبينانه نسبت به مذاکره با ايران آن هم بر مبناي مذاکرات چماق هويجي پيشين زير سوال رفته و مردود اعلام شده است.

مهدی خزعلی: کواکبیان، غضنفر اصلاحات است

اظهارات چند روز پیش دبیرکل حزب مردمسالاری مبنی بر اینکه «اصلاح‌طلبان با میرحسین موسوی هیچ نسبتی ندارند» با واکنش تند یکی از افراطیون حامی جریان فتنه روبرو شده است.

 

به گزارش رجانیوز، «مهدی خزعلی» که برخی معتقدند عضو انجمن حجتیه است اما خود این مساله را رد می‌کند، در وبلاگ شخصی خود خطاب به مصطفی کواکبیان نوشته است: سخن من با همه سازشکاران و هیآت‌های مرتزقه وابسته به جناح حاکم این است که خود را به اصلاحات نچسبانید، از قول اصلاح طلبان سخن نگویید. من در میان شما اصلاح طلبی نمی‌بینم، یک عده منفعت طلب که تمام آبروی و اعتبار خویش را فدای قدرت و ثروت کرده‌اند!

خزعلی همچنین کواکبیان و سایر همفکران او را «غضنفر نامیده و اضافه کرده است: آقایان نگران سعید عسگر نباشید، مراقب همین غضنفر باشید تا به خودتان گل نزند! من او را عامل نفوذی می‌دانم و به هیچ وجه در زمره اصلاح طلبان نمی‌گنجد! و اگر روزی روزگاری شرایط انتخابات آزاد و سالم برقرار شد! هرگز در فهرست اصلاح طلبان جایی برای غضنفر نخواهد بود!

گفتنی است آیت‌الله خزعلی چندی پیش از اظهارات و مواضع ضدانقلابی پسرش ابراز برائت کرد و اعلام کرد تا زمانی که او دست از این موضع دشمن پسند برندارد، با او دیدار نخواهد کرد.

خزعلی همچنین چندی پیش خواستار پیوستن گروهک تروریستی منافقین به جمع حامیان میرحسین موسوی شده بود.

دست مریزاد زیباکلام برای توقف تفکیک جنسیتی

 

صادق زیباکلام در يادداشتي در روزنامه روزگار نوشت:

انگار حباب را تماشا کردیم، یا رقص سراب را تماشا کردیم
در پرده نه طرحی و نه تصویری بود، تنها خود قاب را تماشا کردیم(قیصرامین پور)

این هم از الطاف خفیه است که آقای احمدی نژاد در دستوری صریح و مستقیم به وزرای علوم و بهداشت و درمان خواهان توقف جداسازی دختر و پسر در دانشگاه ها و توقف بازنشستگی استادان شده اند.

انگیزه ایشان هر چه باشد، باید آدمی مثل من که جز انتقاد و انتقاد و باز هم انتقاد، کلام دیگری در قبال تصمیمات، حرف ها و نظرات و عملکرد آن خسرو خوبان ظرف ششش سال گذشته نداشته ام، این شهامت را در خودم پیدا کنم و بگویم دست مریزاد.

راستی را آن است که ظرف 32 سالی که از انقلاب می گذرد تصمیمی به بی محتوایی و به غیرمنطقی بودن تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها از سوی مسئولان آموزش عالی کشور اتخاذ نشده بود. از روزی که شورای عالی انقلاب فرهنگی این تصمیم را اتخاذ و برای اجرا به وزارتخانه های علوم و بهداشت و درمان ابلاغ کرد، تا به امروز محض نمونه حتی یک دلیل منطقی و یک کلام حرف حساب، نه از سوی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نه از وزارت علوم آقای دکتر کامران دانشجو که در مقطعی از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم داغ تر شده بودند برای این مساله ارائه نشد.

سخنان و گزاره های کلی نظیر اینکه ما می خواهیم کرامت انسانی را در دستگاه ها بالا ببریم، ما می خواهیم جوانان و دانش پژوهان مان در محیط های دانشگاهی احساس امنیت اخلاقی داشته باشند، ما می خواهیم دانشگاه هایمان محل پرورش ایمان و تقوا باشد، ما با علم و تحصیل دختران مخالف نیستیم بلکه با بی اخلاقی مخالفیم و از این دست مطالب از سوی اعضای شورا و وزیر علوم زیاد گفته شد.

یا جناب حجت الاسلام قرائتی هم که در تصدیق تفکیک جنسیتی فرمودند که ما در مدارس دختران و پسران مان را جدا می کنیم، اما در دانشگاه آن ها را کنار هم می نشانیم، به قطار به راه افتادن تفکیک جنسیتی پیوستند. اما نه شورای عالی انقلاب فرهنگی ، نه وزارت علوم، نه جناب حجت الاسلام قرائتی و نه سایر بزرگان و کسان دیگری که ظرف چند ماهه اخیر علی الدوام آب به آسیاب تفکیک جنسیتی ریختند، هیچ دلیلی ارائه ندادند که حکمت و ضرورت این تصمیم چیست؟

در بخش دیگر این یادداشت می خوانیم: خیلی تعجب نکنیم. نه تنها در پس تصمیم تفکیک جنسیتی هیچ مطالعه و بررسی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ، وزارت علوم و سایر نهادهای وابسته به اصولگرایان صورت نگرفت که در خصوص طرح اسلامی کردن علوم انسانی و بومی سازی علوم انسانی هم هیچ مطالعه و بررسی جدی ظرف دو سال گذشته صورت نگرفته. الا همان کلی گویی ها و شعارهای تکراری همیشگی.

عکس: مجلس ختم مرحوم حجت الاسلام صدوقي

 

مراسم ختم حجت الاسلام محمد علی صدوقی نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد با حضور جمعی از چهره های سیاسی و مسئولان کشوری در مسجد نور تهران برگزار شد.

جوانفکر: چرا این همه روزنامه در ایران داریم؟!

به گزارش رجانیوز، سرپرست روزنامه ایران در سرمقاله امروز این روزنامه نوشته است:

تعداد نشريات منتشره در کشور، هر روز افزايش مي‌يابد و اکنون نه تنها همه استان‌ها صاحب روزنامه شده‌اند بلکه در برخي از استان‌ها نيز چند روزنامه سراسري منتشر مي‌شود. اگر يکي از شاخص‌هاي عمده مربوط به وجود آزادي را تعداد نشريات منتشره در نظر بگيريم، ايران در زمره کشورهايي قرار خواهد گرفت که بالاترين درجه آزادي را براي شهروندان خود تأمين کرده است.

با وجود افزايش تعداد نشريات، سؤال اين است که ادامه اين روند چه سودي به حال مردم و منافع و مصالح عمومي دارد؟ آيا به راستي راه حل مشکلات امروز كشور از اين مسير، عبور مي‌کند و اگر همچنان روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي با عناوين جديد مجوز انتشار پيدا کنند، در مسير درستي حرکت کرده‌ايم؟ آيا افرادي كه به مجوز انتشار نشريات دست پيدا مي‌كنند، متخصص هستند يا آن‌كه باز هم عناصر سياسي با تکيه بر منابع خاص مالي مي‌خواهند تريبوني را تصاحب کنند تا بر فضاي فکري و رواني جامعه تأثير بگذارند؟

در کشورهايي که بيشترين داعيه آزادي را دارند، کيفيت بر کميت غلبه دارد. يعني به جاي آن که تعداد بيشماري نشريه کم‌شمارگان، بي‌کيفيت و با جهت‌گيري‌هاي خاص منتشر شود که حاصل آن آشفتگي فکري و اطلاعاتي در جامعه است، چند نشريه با شمارگان بالا، با کيفيت و برخوردار از غناي فکري و گستردگي و تنوع اطلاعاتي در دسترس مردم قرار مي‌گيرد.

به اين ترتيب هم حمايت عادلانه و مؤثر دولت از رسانه‌هاي ارتباط جمعي امکانپذير خواهد شد و هم مديران و تصميم‌گيران اصلي کشور بهتر مي‌توانند با کمک رسانه‌ها، انسجام فکري جامعه و همبستگي ملي را که يک عامل مهم و اساسي براي پيشرفت کشور، بي‌اثر کردن تلاش دشمنان و نيل به اهداف و آرمان‌هاي بزرگ محسوب مي‌شود، محقق کنند. به تجربه اثبات شده است، امواج تبليغاتي و خبري که اغلب در کانون‌هاي خاص سياسي طراحي و ساخته و پرداخته مي‌شود، نه تنها سايه سنگين خود را بر افکار عمومي تحميل مي‌کند بلکه افکار خصوصي و حتي ارکان اصلي اداره کشور را نيز تحت تأثير جهت‌گيري‌هاي خود قرار مي‌دهد، به گونه‌اي که بسياري از آنها خواسته يا ناخواسته مواضع خود را با فضاي رسانه‌اي همساز و هماهنگ مي‌کنند و تصميماتي متناسب با آن اتخاذ مي‌نمايند که اين امر اراده ملي را تضعيف و زيان‌هاي غيرقابل جبراني نيز به جهت‌گيري‌هاي اصلي کشور وارد مي‌کند. اين آسيب به قدري جدي است كه رهبر حکيم انقلاب از آن براي دستگاه قضايي به عنوان يک خطر بزرگ ياد مي‌کنند و هشدار مي‌دهند که مبادا جوسازي‌هاي سياسي و رسانه‌اي بر مجراي صحيح قضاوت و چرخه رسيدگي به پرونده‌ها تأثير بگذارد. بدون ترديد فضاي رسانه‌اي کشور از رويکردها و تصميمات شخصيت‌ها و گروه‌هاي سياسي متأثر مي‌شود و از آن نيز تأثير مي‌پذيرد و اين امر، به صورت دور مستمر همواره ادامه دارد.

امروزه در سطوح رسانه‌اي شاهد يک آشفتگي و ناهنجاري رفتاري هستيم که بخشي از آن ناشي از طيف‌بندي‌هاي سياسي رسانه‌ها و در نتيجه رقابت متمايل به خصومت ميان آنها براي همساز کردن افکار عمومي با ديدگاه‌ها و علائق خود است تا از اين طريق عرصه قدرت و تصميم‌گيري در کشور بويژه در حوزه اجرايي را به انحصار خود در آورند که اين امر رسانه‌ها را از يک وسيله مهم ارتباط جمعي براي اطلاع‌رساني شفاف و صادقانه به مردم خارج کرده و به ابزاري در خدمت اهداف سياسي افراد و گروه‌هاي خاص تبديل مي‌کند.

اما يک بخش ديگر اين وضعيت نگران‌کننده نيز متأثر از جهت‌گيري‌هاي غلط حوزه رسانه‌اي نسبت به انعکاس سخنان و نظرات افرادي است که بتدريج به عناصر ذي‌نفوذ تبديل مي‌شوند. منظور آن است که سخنان نامربوط صادره از هر فرد غيرمسئولي به راحتي وارد حوزه انتشار در رسانه‌هاي ارتباط جمعي مي‌شود. يعني به يکباره افراد گمنام و ناشناخته‌اي در فضاي فکري جامعه سر برمي‌آورند و به خود حق مي‌دهند که درباره مسائل مختلف به اظهار نظر بپردازند، به ديگران توهين کنند و تهمت و افترا بزنند و طيف خاصي از رسانه‌ها نيز اين اظهارات و اتهامات را در قالب تيترهاي برجسته در فضاي رواني جامعه بازتاب مي‌دهند، بدون آنکه از سوي هيچ مرجع قانوني مورد بازخواست قرار گيرند.

انتشار سخنان نامربوط از زبان افراد غيرمسئول، نه فقط دادن آدرس غلط به مردم است بلكه به تجربه اثبات شده كه اين رويه، نتيجه‌اي جز التهاب‌آفريني و دامن‌زدن به تنش‌هاي سياسي در کشور در پي نداشته است. چنين رويكردي، سبب مي‌شود تا برخي افراد و گروه‌هاي ذي‌نفوذ نيز به جاي مسئوليت‌پذيري نسبت به سخنان و اظهارات خود، بي‌محابا اقدام به فرافکني کنند و به راحتي وارد حوزه‌هايي از مسائل عمومي کشور شوند که هيچ ارتباط مستقيم يا غيرمستقيمي به آنها ندارد. انتشار سهل و آسان نظرات اين افراد و گروه‌ها در سطح افکار عمومي، بتدريج آنها را دچار توهم مي‌کند که گويا حرف و سخن مهم و تعيين‌کننده‌اي بر زبان آورده‌اند و اين دور باطل رسانه‌ها و افراد غيرمسئول همچنان ادامه دارد.

عکس: صالحی در آغوش یکی از سران فتنه

 

مراسم بزرگداشت مرحوم صدوقی در مسجد نور تهران که روز گذشته برگزار شد حواشی جالب و تعجب برانگیزی داشت. خوش و بش گرم وزیر امور خارجه با یکی از سران فتنه از جنجالی ترین حواشی این مراسم بود.

گفت‌وگوي رجانيوز با ابوشريف از اولين فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

/
امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای هم جایگاه الهی داشته‌اند هم ارتباط عمیق با مردم

اشاره: دیدار با عباس آقازمان مشهور به ابوشریف، نه به عنوان يكي از اولين فرمانده سپاهان پاسداران انقلاب اسلامی یا سفیر سابق ایران در پاکستان، که به عنوان یک روحانی و عالم علوم دینی آن‌هم با پوشش مخصوص علمای پاکستان، عالمی که سال‌هاست در افغانستان و سپس پاکستان حضور پیدا کرده تا ضمن تکمیل معارف دینی خود، گامی در جهت وحدت مذاهب اسلامی و تقریب شیعه و سنی بردارد.

عباس آقازماني (ابوشريف) از جمله چهره‌هاي رازآلود دوران معاصر است که علاوه بر سوابق مبارزاتي پيش از انقلاب، در اوايل انقلاب نيز مسئوليت‌هاي متعدد مهمي را برعهده داشته اما از سال‌ها پيش به کشور پاکستان رفته و به عبادت و مطالعات ديني مشغول بوده است.

ابوشريف که پيش از انقلاب در قالب گروه‌هاي مختلفي مانند حزب ملل اسلامي و گروه حزب‌ا... به مبارزه با رژيم ستم‌شاهي پرداخت، در تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نقش اساسي داشت و در ارديبهشت 1358 از طرف شوراي انقلاب به سمت فرماندهي عمليات سپاه پاسداران منصوب شد.

او همچنين در آرام کردن آشوب‌هاي گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوري خلق مسلمان تبريز به عنوان فرمانده عمليات سپاه نقش اساسي داشت و در کنار آزادسازي پاوه در کنار مصطفي چمران بود.

ابوشريف در تاريخ 2 خرداد 1359 طي حکمي از طرف ابوالحسن بني‌صدر (رئيس‌جمهور وقت و فرمانده کل نيروهاي مسلح ج.ا.ا) به فرماندهي کل سپاه پاسداران منصوب گرديد اما پس از يک ماه در تاريخ 27 خرداد 1359 از اين سمت استعفا کرد.

فرماندهي عمليات غرب کشور، رئيس ستاد جنگي غرب کشور، نمايندگي شوراي عالي دفاع در غرب کشور، قائم‌مقامي کل سپاه و نمايندگي تام‌الاختيار سپاه در سازمان کمک به نهضت‌هاي آزادي‌بخش جهان از ديگر مسئوليت‌هاي ابوشريف بوده است. عباس آقازماني در شهريور 1360 به سمت کاردار ايران در پاکستان منصوب شد و در فروردين 1361 به سمت سفير ارتقا يافت. پس از سه سال مأموريت وي پايان پذيرفت و از وزارت امور خارجه رفت.

او سپس براي ادامه و تکميل تحصيلات حوزوي در مقطع خارج فقه و اصول به قم رفت. در هنگام اقامت در قم (1364 تا 1366 ه.ش) نمايندگي قائم‌مقام وقت رهبري در امور افغانستان را عهده‌دار شد و تحت همين عنوان، عضو شوراي عالي افغانستان بود و زيرنظر رياست جمهوري وقت (آيت‌ا... سيدعلي خامنه‌اي) فعاليت مي‌کرد.

پس از آن رهسپار پاکستان شد و ارتباطات خود را با نيروهاي جهادي و احزاب شيعه و سني افغانستان عميق‌تر کرد و تجربيات خود را در اختيار مجاهدان افغان گذاشت و با تشکيل کلاس‌هاي عربي و قرآن، در تقويت ايدئولوژي و نيز ايجاد وحدت بين مجاهدان فعاليت مي‌کرد. او در هنگامه سقوط دولت کمونيستي نجيب‌ا... در کنار مجاهدان افغان وارد کابل شد.

پس از آن که گروه طالبان بخش‌هاي عمده افغانستان را به اشغال خود درآورد و کابل در آستانه سقوط قرار گرفت، ابوشريف به همراه تعدادي از مجاهدان و نيروهاي جهادي افغان، قبل از سقوط کامل پايتخت با تغيير چهره و ظاهر، از کابل خارج شد و پس از تحمل دشواري‌هاي فراوان وارد پاکستان شد.

او از آن زمان به بعد به زندگي در ميان طلاب علوم ديني پاکستان بسنده کرد و به فعاليت‌هاي علمي و مذهبي در آن کشور مشغول شد. ابوشريف عباس آقازماني به زبان‌هاي عربي، انگليسي، اردو و پشتو مسلط است.

او که مدت‌هاست در خارج از ایران به سر می برد، جزو چهره های کمتر شناخته شده انقلاب اسلامی است که سخنان ناگفته زیادی از سال‌های آغاز انقلاب دارد، اما ترجیح می دهد که به مسائل روز جهان اسلام بپردازد و آینده ای که از زمان آغاز موج بیداری اسلامی در پیش روی ما قرار گرفته است. 

حاکمیت استکبار بر مسلمانان به پایان رسیده

خداوند می فرماید فساد سراسر جهان را فراگرفته است. فساد همین ظلمی است که استکبار جهانی بر مسلمانان و دیگر ملت‌های مستضعف اعمال می کند. به نحوی که مردم این کشورها از ابتدايی ترین نیازها و ملزومات زندگی محروم اند، در مقابل غرب با تکیه بر ثروت‎های ملت‌های محروم به رفاه رسیده اند. همین‌ها خودشان را داعیه دار دموکراسی و آزادی و تمدن می دانند و به کشورهای محرومی مثل عراق، افغانستان و پاکستان حمله می کنند و مردم را به خاک و خون می کشانند.

اما همانطور که در قرآن آمده خداوند شر عده ای را به‌وسیله عده دیگری دفع می کند. یک گروه مجاهد و مخلص هستند که ریشه این فساد را بر کند و این از فضل خداوند است که "ذوفضل عظیم" است. لذا می بینیم همانطور که کشورهای اسلامی زیر بمباران‌های ناتو و امریکا هستند، از سوی دیگر خود غرب هم از مقاومت مجاهدین مسلمان و حملات انتحاری در امان نیستند.

و اما همانطور که در قرآن آمده: "و نرید ان نمن الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم وارثین" خداوند متعال اراده فرموده که مردمی مستضعف را از زیر ظلم استکبار و کفر و شرک جهانی نجات بدهد و رهبری جهان را به ایشان عطا فرماید. امثال ریگان، بوش و کلینتون که ادعای رهبری جهان را داشتند، شکست خوردند و الان نوبت سروری و رهبری جهان به دست مردم مسلمان و مستضعف است.

عوامل بازدارنده گسترش انقلاب از میان رفته

انقلاب اسلامی ما هم به رهبری امام خمینی (ره) نور امیدی در دل مستضعفان جهان ایجاد کرد که نشان داد ظلم کنونی بر مسلمانان، جبر تاریخی و ابدی نیست و به‌زودی عدل الهی حاکم خواهد شد. انقلاب اسلامی ما درسی بود برای همه ملت‌های جهان که به پا خیزند و با ایجاد یک حکومت اسلامی، عدل الهی را در کشور خودشان مستقر کنند. کما اینکه می بینیم حرکت هایی پس از انقلاب ما در کشورهای منطقه ایجاد شده. اما در مقابل دشمنان هم ساکت نمی نشینند که رهبری الهی و پیامبرگونه امام خمینی (ره) به جهان سرایت نکند.

مثلا در افغانستان شوروی وارد شد و در جاهای دیگر هم امریکا رژیم های وابسته را تحریک کرد. اما با این همه دیدیم که هم شوروی از مجاهدان مسلمان شکست خورد و هم رژیم های مستبدی مثل صدام سقوط کردند تا عوامل بازدارنده انقلاب اسلامی از میان بروند. کما اینکه الان هم موج جدیدی از حرکت‌های اسلامی به‌راه افتاده که رژیم های دست نشانده استکبار و امریکا را از میان بر می دارد.

مردم ایران با رهبر پیوستگی عمیق دارند

اگر انقلاب اسلامی در ایران بوجود آمد، به‌واسطه یک اراده الهی بود و امام هم یک وجود الهی ماذون از پروردگار بودند بر اساس تفکر ولایت و امامت. اما این اراده الهی مختص به ایران نبوده و نیست، باید به سراسر جهان صادر شود و در همه جا استمرار یابد. البته موانعی هست، همانطور که بر سر پیامبر(ص) بود و 23 طول کشید تا ماموریت ایشان اتمام یابد.

در جامعه شناسی بحثی وجود دارد بر سر موضوع رهبری و جامعه. برخی معتقدند که رهبران هستند که جوامع را می سازند و متحول می کنند. برخی دیگر رهبر را برآمده از تکاپوی جامعه می دانند و معتقدند که جوامع خودشان رهبران خود را می سازند و مطرح می کنند. اما دیدگاه سومی هم وجود دارد که معتقد به تاثیر متقابل رهبر و جامعه است. ملت ایران هم به‌واسطه اعتقادی که به امامت و ولایت به عنوان یکی از اصول دین دارد؛ تقدسی برای رهبران مذهبی خود قائل است که همین تاثیر متقابل را ایجاد کرده.

چنین ارتباط عمیقی میان مردم و رهبران دینی در کشورهای مسلمانی که پیرو مذهب جعفری نیستند، وجود ندارد. لذا تفرقه و اختلاف میان رهبران و علمای دین از یک سو و عدم وحدت میان مردم و رهبران از سوی دیگر مانع از پیروزی حرکتهای انقلابی در این جوامع شده است.

علمای اهل تسنن به رهبری شیعه ایمان دارند

اما در میان ما پیروان مذهب جعفری، امر مرجع تقلید به مردم واجب الاطاعه است، مرجع تقلید حتی اگر در اجتهادش اشتباه کند، از نظر مقلدینش، همان حکم اشتباه هم حکم خداست. اما در عالم تسنن چنین اعتقادی به نقش رهبری و علما وجود ندارد. لذا حرکت‌های متفرقی به‌وجود آمده که مانع از پیروزی انقلاب می شود. چراکه رهبر انقلاب و جامعه انقلابی لازم و ملزوم یکدیگرند. لذا یا حرکت مسلمین به پیروزی نمی رسد یا اگر برسد، در ادامه دچار اختلاف می شود. یا می بینیم امریکا و غرب این ملت ها و قبایل را علیه هم بسیج می کند و به جان هم می اندازد. کمااینکه قرن ها مسلمانان در آتش اختلافات سوخته اند. جنگ بین شیعه و سنی و اخیرا اختلافاتی که می خواهند بین شیعیان به راه بیندازند.

من به شما یک بشارت بدهم و آن اینکه به واسطه اطلاعاتی که از وضعیت افغانستان و پاکستان دارم، علمای تراز اول اهل تسنن الان به این نتیجه رسیده اند که مشکل‌شان نداشتن یک رهبر جامع و دارای تقدس و پایگاه اجتماعی است و لذا می گویند که چون شما شیعیان دارای رهبر واحدی هستید که تقدس دارد، ما هم به ایشان روی بیاوریم و با ایشان بیعت کنیم.

همه ملت‌های جهان از این رهبری بهره مند شوند

از طرف دیگر، رهبری کنونی جمهوری اسلامی را هم نباید به درون ایران محدود کرد و بايد افکار و آراي ایشان را به جهان معرفی كرد. باید ولایت فقیه را به جهان صادر کنیم. نه تنها مسلمانان بلکه همه ملت‌های جهان باید از این رهبری بهره مند شوند. چراکه طبق آیات و روایت دینی ما، اسلام و قرآن، نه تنها ادیان و کتب الهی قبلی را تایید که از آنها در برابر تحریف محافظت می کند. پس ما در برابر دیگر ملت های جهان هم وظیفه داریم.

نباید انقلاب ما به مرزهای ایران محدود شود، چراکه این رهبری بهترین رهبر جهان است، رهبری که متکی به کتاب و سنت انبیا و فرمان الهی است. همچنانکه در قرآن تاکید شده، حکومت تنها از آن خداست و در مقابل فرمان خدا همه حکم ها و اراده ها، حکم جاهلی است، بهترین حکومت همین حکومت الهی در ایران است و حکم آن حکم خداست.

امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه‌ای هم جایگاه الهی داشته‌اند هم ارتباط عمیق با مردم

در این میان نقش رهبری امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای برجسته می شود که هم جایگاه الهی داشته اند و هم ارتباط عمیق با مردم. مردم به تنهایی نمی توانستند انقلاب کنند و انقلاب را به پیش ببرند و رهبری هم بدون پشتوانه مردمی نمی توانست فرمان الهی را پیاده کند. کما اینکه پیامبر هم بدون پذیرش دعوت شان توسط مردم، ماموریت‌شان ناتمام می ماند.

از زمان خلفای اموی و عباسی تاکمنون سیاست بر این بود که مسلمانان را به بهانه های واهی عرب و عجم به جان هم بیندازند و خودشان سلطنت و سیادت کنند. در انقلاب اسلامی ما هم سیاست استکبار جهانی این بود که قومیت ها و اقلیت های مذهبی را بر انقلاب بشورانند. بلوچ و ترکمن و کرد را به بهانه اینکه فارس ها و شیعه حق شما را خورده اند تحریک کردند، حتی مردم خوزستان و آذربایجان را هم که جزو شیعیان هستند و علما و رهبران‌شان هم علمای شیعه، به بهانه اینکه حکومت دست فارس هاست بر علیه انقلاب بسیج کردند. اینها ادامه سیاست انگلیسی "تفرقه بینداز و حکومت کن" است.

ناتو در مقابل اسلام

همه تلاش‌های غرب و شرق برای محدود کردن نفوذ انقلاب اسلامی بود. اما با موفقیت همراه نشد. مثلا در افغانستان از آنجايی که کتاب‌های امام خمینی(ره) و دیگر علمای حوزه علمیه قم هم وجود داشت و همچنین کتاب‌های آیت الله خامنه ای -از جمله ترجمه ایشان درباره سید قطب- انقلاب اسلامی نفوذ پیدا کرد و اتحاد شوروی نتوانست در افغانستان نفوذ کند.

شوروی اگرچه بعد از این شکست دچار فروپاشی شد و سیطره آن در جهان بوسیله پیمان ورشو از میان رفت، اما غربی ها هنوز حضور دارند و از جمله آنکه پیمان ناتو را که در مقابل ورشو ایجاد کرده بودند، حفظ کردند. همان موقع نخست وزیر بریتانیا خانم مارگارت تاچر اعلام کرد که علی‌رغم انحلال پیمان ورشو، ناتو می ماند تا با بنیادگرایی اسلامی مقابله کند. کشورهای مثل ایران و افغانستان و پاکستان و... لذا الان می بینید که همچنان در افغانستان حضور دارد تا با گسترش انقلاب اسلامی مقابله کند.

رابطه علمای اسلام و رهبری باید شاگرد- استادی باشد

ما باید برای جهانی شدن انقلاب اسلامی و جهانی شدن ولایت فقیه و این امامت و ولایتی که شیعیان دارند، زمینه های توطئه را از میان ببریم. مهمترین توطئه هم، اختلاف میان شیعه و سنی است. ارتباط میان رهبران مذاهب اسلامی در گذشته، مثلا رابطه میان ابوحنیفه و امام شافعی و امام جعفر صادق(ع)، همه رابطه شاگرد و استادی بوده، امروز هم رابطه میان رهبران دینی و علمای مذهبی جهان اسلام با رهبر انقلاب اسلامی، رابطه اینچنینی باشد. باید برگردیم به کتاب خدا و سنت رسول (ص) که وحدت حاصل شود.

علی‌رغم پیشرفت تکنولوژی غرب که نمونه اش تسلیحات پیشرفته ای است که در پاکستان به کار می گیرد که کوچک‌ترین هدفی را هم نشانه می گیرد، اما همین آمریکا در افغانستان زمین گیر شده و مجبور است تا سال 2014 از آنجا عقب نشینی کند. حتی رئیس جمهور امریکا دو بار در مجلس درخواست کرده که زودتر از این موعد خارج شوند. این همان اراده الهی است که شکست مشرکین و کفار و حاکمیت مسلمانان را رقم خواهد زد، البته با بیداری و همت مسلمانان.

الان وظیفه همه مردم ایران و سایر مسلمانان جهان آن است که رهبری انقلاب اسلامی را تقویت کنند و مانع از هرگونه خطری که آنرا تهدید کند، شوند.

گزارش لحظه به لحظه از آشوب های کوی دانشگاه تهران در سال 78/ قسمت اول

 
آتش بیاران معرکه و شعار ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين!

حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 1378 يكي از حوادث ناگوار تاريخ معاصر است كه ابعاد مختلفي از آن تاكنون مورد بررسي قرار گرفته است. ناآرامي كوي دانشگاه در تيرماه سال 78 كه به بهانه توقيف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نيز ادامه داشت، اينگونه رقم خورد كه ساعت 21 پنجشنبه 17 تيرماه تعدادي افراد با هويت نامعلوم با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضمون اعتراض به توقيف «سلام» در مقابل سينماي كوي دانشگاه تجمع كردند و با تحريك دانشجويان و پخش اعلاميه جرقههاي اوليه آشوب را ايجاد كردند و اين عده با گذشت كمتر از يك ساعت با خروج از كوي اقدام به تجمع غيرقانوني و سردادن شعار در خارج از كوي كردند و با حمله به تعدادي خودرو، فضاي رعب و وحشت ايجاد كردند. تلاش نيروي انتظامي براي بازگرداندن دانشجويان به خوابگاه بينتيجه ميماند و رفته رفته تظاهركنندگان با نيروهاي انتظامي حاضر در صحنه درگير شدند، تحركاتي كه با تحريكات انجمن اسلامي دانشجويان و برخي چهرههاي سياسي رفته رفته شدت مييافت با حمايت سليماني معاون امور دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران همراه شد و اين حمايتها جسارت تظاهركنندگان به عوامل انتظامي را بيشتر و بيشتر ميكرد. نيمه شب 18 تيرماه، تشنج در خيابانهاي اطراف كوي شديدتر شد، شكستن شيشههاي مهدكودكي در مقابل كوي، آتش زدن لاستيك و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نيروي انتظامي چاشني درگيريهاي 18 تير شد و تا صبح ادامه داشت و سخنرانيهاي تحريكآميز اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان بر آتش آشوبها ميافزود. دستور خروج ناجا از صحنه درگيريها پس از جلسه شوراي تأمين استان موجب شد تا تعدادي از عناصر مشكوك نيز وارد صحنه شوند و درگيريها تا عصر جمعه 18 تيرماه ادامه داشت و پرتاب كوكتل به سمت عوامل نيروي انتظامي مستقر در مقابل كوي دانشگاه به آتش گرفتن دو تن از عوامل وظيفه انتظامي منجر شد. موسوي لاري و مصطفي معين وزراي كشور و آموزش عالي به دانشجويان كوي ملحق شدند، اما تجمعكنندگان به موسوي لاري حملهور شدند، در اين ميان بعضي فعالان سياسي از جمله فائزه هاشمي، مجيد انصاري و فاطمه كروبي به نوبت در جمع دانشجويان حاضر شدند. بعد از غائله 18 تيرماه بود كه مصطفي معين با استعفاي خود، برخورد با تجمعكنندگان را «حمله به حريم امن دانشجو» خواند و سيدمحمد خاتمي از آن به عنوان تاوان افشاي قتلهاي زنجيرهاي ياد كرد.

 

روز شنبه- تاريخ 19/4/78

  ساعت 00:20 بامداد تعداد سه عدد كوكتل از طرف دانشجويان به سمت عوامل انتظامي پرتاب ميگردد كه آنان مجبور به عقبنشيني ميشوند، گفته ميشود كه طي دقايق گذشته سه نفر در خيابان اميرآباد شمالي خارج از كوي دانشگاه به شكل نامشخصي با سلاح گرم مجروح گرديدهاند.

  ساعت 00:40 بامداد تعدادي از دانشجويان شعار «عزا عزاست امروز خاتمي بت شكن صاحب عزاست امروز» را سر ميدهند.  نوشتهاي با مضمون «5 شهيد به نامهاي رهبري، ذاكري، سهرابي و امامي» به چشم ميخورد. شايان ذكر است يكي از افراد حاضر در محل مذكور شايعه نموده، شهداي فوق توسط كماندوها شهيد شدهاند.

  ساعت 9:30 محدوده در اصلي كوي دانشگاه (100 متر بالاتر و 100 متر پائينتر از در) كاملاً توسط دانشجويان بسته شده است.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30780.jpg

دانشجويان نگذاشتهاند كه عوامل شهرداري صبح امروز بقاياي آتش و... از روزهاي قبل را تميز نمايند و همچنين اعلام نمودند كه امروز ساعت 11 صبح در مقابل در دانشگاه تهران تحصن خواهند نمود. همچنين در اين روز، روزنامه خرداد با تيتر درشت در صفحه اولش نوشت: «كوي دانشگاه به خون كشيده شد.»

  ساعت 10:35 تعدادي حدود 1000 نفر از دانشجويان لحظاتي در ميدان انقلاب مينشينند و پس از گردش دور ميدان انقلاب به سمت دانشگاه تهران حركت مينمايند.

  تعدادي حدود 1500 نفر در حوالي خيابان 16 آذر به سمت دانشگاه تهران در حركت هستند. دقايقي بعد دانشجويان در مقابل در دانشگاه رسيدهاند و تجمع كنندگان اصرار دارند در اصلي دانشگاه را باز نمايند و برخي نيز در حال شكستن در ميباشند.

تعدادي حدود 500 نفر به داخل دانشگاه رفته و شعارهاي ذيل را سر ميدهند:

مرگ بر انصار حزب شيطان- دانشجو دانشجو بپا خيز برادرت كشته شد. چوب و چماق و چاقو ديگر اثر ندارد- عزا عزاست امروز- دانشجوي سياسي آزاد بايد گردد- زنداني سياسي آزاد بايد گردد- نيروي انتظامي نيروي صهيونيستي.

  ساعت 12 در مقابل دانشگاه تعدادي حدود 4 هزار نفر شعار ذيل را سر ميدهند:

«حكومت زور نميخواهيم پليس مزدور نميخواهيم- فرمانده آتاتورك اعدام بايد گردد- مرگ بر انحصار- قتل عام دانشجو اصلاح بايد گردد.»

  ساعت 12:45 آقاي داود سليماني معاون وزير علوم در جمع دانشجويان حاضر شده و سخناني را با عناوين و سرفصلهاي زير ايراد كرد: «حمله غيرقانوني به دانشجويان- ضرب و شتم دانشجويان توسط نيروي انتظامي محكوم است.»

  ساعت 13:10 تعدادي از دانشجويان به سمت ميدان انقلاب حركت مينمايند و طي مسير با تعدادي از عناصر حزب اللهي درگير ميشوند، يكي از دانشجويان بشدت مضروب گرديده كه آن را در بالاي دست ميگيرند و با عناصر حزب اللهي شديداً درگير ميشوند و موتور يكي از عناصر حزب اللهي را نيز گرفته و آتش ميزنند.

  ساعت 14:40 تعدادي حدود 2 هزار نفر در مقابل دانشگاه شعارهاي ذيل را سر ميدهند: «خوئيني خوئيني حمايتت ميكنيم، روزنامه مردمي حمايتت ميكنيم، دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد، خاتمي خاتمي حمايتت ميكنيم.»

  ساعت 16:15 تقاطع فاطمي- اميرآباد تعداد 100 نفر به سمت كوي دانشگاه با شعارهاي «ميكشم ميكشم آنكه برادرم را كشت» حركت ميكنند.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30783.jpg

  ساعت 17:50 يك دستگاه خودرو بسيج كه از تقاطع جلال آل احمد به سمت كارگر- فاطمي در حركت بوده است با تعدادي از دانشجويان مواجه كه آنها اقدام به تخريب خودرو فوق مينمايند و پس از آسيب از صحنه خارج ميگردد.

  ساعت 18:05 جمعيت تظاهركننده در حدود 1500 نفر ميباشند كه در تقاطع فاطمي- كارگر در حركت هستند و رويه اوباشگري را در پيش گرفتهاند و در طول مسير هر فرد حزب اللهي و داراي محاسن و يا خودرو نظامي را مشاهده مينمايند به آن حمله برده و خسارت وارد مينمايند و ظاهراً قصد حركت به سمت وزارت كشور را دارند.

  ساعت 18:20 تعدادي حدود 1200 نفر از داخل كوي دانشگاه سازماندهي شده و قصد حركت به سمت وزارت كشور (و يا پاستور) را داشته و در عين حال در صفوف آنها اختلافاتي درخصوص دعوت از آقاي خاتمي افتاده است و همچنين شعار «سپاهي- بسيجي خجالت خجالت» را سر ميدادند.

  ساعت 18:30 كميتهاي به نام «كميته بحران» در كوي دانشگاه تشكيل گرديده است كه به منظور سازماندهي ميباشد و تعداد زيادي نيز به عنوان انتظامات با روبان سياه بر روي بازو سازماندهي شدهاند و اكثر افراد تظاهركننده با پارچه و نقاب صورت خود را پوشاندهاند.

   ساعت 18:40 تعدادي از دانشجويان مقابل وزارت كشور رسيدهاند و با سنگ به سمت ساختمان وزارت كشور حمله و يورش بردهاند.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30779.jpg

  ساعت 18:50جمعيت مقابل وزارت كشور شعارهاي ذيل را سر ميدهند:

«ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين حسين الله كرم اعدام بايد گردد ما منتظر خاتمي هستيم مجلس صوري نمي‌‌خواهيم، ناطق نوري نميخواهيم وزير انقلابي تشكر تشكر (منظور دكتر معين) دانشجو دانشجو تسليت تسليت يا مرگ يا آزادي يزدي (رئيس محترم قوه قضائيه) امامي پيوندتان مبارك لطفيان آدمكش اعدام بايد گردد و ...»

  ساعت 18:55 از بلندگوي كوي دانشگاه اعلام ميگردد كه مراسم تا اذان مغرب ادامه دارد و سپس فردا ساعت 10 صبح در همين مكان تجمع مينمايند.

  ساعت 19:10 آقاي تاجزاده مقابل وزارت كشور در جمع دانشجويان صحبت نموده و اين در حالي است كه دانشجويان به سخنان وي اهميتي نميدهند و به سمت ميدان فاطمي در حركت ميباشند.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30781.jpg

  ساعت 19:50 تعدادي حدود 1500 نفر در ميدان فاطمي به سمت رياست جمهوري حركت مينمايند و همچنين تعدادي حدود 2 هزار نفر به سمت ولي عصر (عج) در حركت ميباشند. لازم به ذكر است كه تعداد 4 نفر با بلندگوهاي دستي تجمعكنندگان را به سمت دلخواه حركت ميدهند و تجمعكنندگان شعارهاي ذيل را سر ميدهند: « [رهبري] پاسخگو پاسخگو جنتي اعدام بايد گردد - علي فلاحيان اعدام بايد گردد.»

  ساعت 20:20 تعدادي از دانشجويان چوب و شيشه نوشابه با بنزين 4 ليتري جمعآوري مينمايند و با خودروي (با مشخصات معلوم) تعدادي حدود 10 گالن چهار ليتري تهيه نموده و به تجمعكنندگان ميرسانند.

شايان ذكر است گروهي به نام پيمان به تعداد 15 نفر و با تجهيزات،  هماهنگكننده كليه مراسم ميباشند و هدف را اينگونه اعلام نمودهاند كه تا زماني كه كرجيها (ظاهراً دانشجويان كرج قرار است ملحق شوند) بيايند همزمان به كوي دانشگاه وارد مي‌‌شوند و مكرر اعلام مينمايند كه امشب مهمان داريم و مصراً قصد درگيري و آماده شدن جهت درگيري امشب را دارند.

ساعت 50/21 عناصر دانشجو اقدام به ساختن تعدادي حدود 100 عدد كوكتل نمودهاند و در حال افزايش آن نيز هستند. شايان ذكر است كه اين كوكتلها در دانشكده فني (جنب كوي دانشگاه) نگهداري ميشوند.

  ساعت 22 ستادي به نام اعاده حيثيت دانشگاه از سوي دفتر تحكيم وحدت اطلاعيهاي بدين مضمون منتشر كرد: اين تحصن تا مدت نامحدودي ادامه دارد مگر شرط زير برآورده شود:

«1- بركناري فرمانده نيروي انتظامي، 2- محاكمه مسببين جنايت، 3- عذرخواهي شوراي امنيت ملي ايران»

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30784.jpg

  ساعت 22:30 آقاي ابطحي رئيس دفتر رياست جمهوري در جمع دانشجويان مقابل در كوي دانشگاه حاضر گرديد و عناصر دانشجو كه تصورشان اين بود كه از مقامات نيروي انتظامي بوده است كليه شيشههاي ماشين او را خرد نمودند. در ساعت 23:30 تعداد 2 هزار نفر داخل كوي دانشگاه و تعدادي حدود 3 هزار نفر نيز بيرون از كوي دانشگاه حضور دارند. يك تيم ويژه جهت بازرسي براي كساني كه قصد ورود به داخل كوي دانشگاه را دارند را گذاشتهاند كه از ورود افراد داراي بيسيم و سلاح و تلفن همراه جلوگيري به عمل آورند. دانشجويان اعلام نمودهاند كه فردا ساعت 10 صبح مراسم برگزار خواهند نمود و همچنين نمايندگان دانشگاه آزاد نيز كه در دانشگاه حاضر بودهاند اعلام مينمايند كه فردا ساعت 12 ظهر در ميدان انقلاب مراسم برگزار مينمايند.

 روز يكشنبه تاريخ 20/4/78

  ساعت 10 تعدادي از دانشجويان (مقابل كوي دانشگاه) به خودروهاي عبوري، عكس آقاي خاتمي را ميچسباندند.

  ساعت 10:20 تعدادي از جمعيت داخل كوي دانشگاه اعلام نمودهاند كه امروز با توجه به بازي استقلال پيروزي در استاديوم آزادي در آنجا حاضر گردند و علاوه بر ناآرام نمودن استاديوم بعد از بازي بزرگراه تهران كرج را نيز مسدود نمايند.

  ساعت 10:30 تعداد 700 نفر داخل كوي دانشگاه و تعداد 500 نفر بيرون از كوي دانشگاه تجمع كرده و تعدادي حدود 70 نفر در سردر دانشگاه تهران حاضر هستند و يك نفر نيز عليه روحانيت در حال صحبت كردن ميباشد.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30785.jpg

  ساعت 10:30 مقابل كوي دانشگاه تعدادي از دانشجويان اقدام به ايست و بازرسي خودروهاي عبوري مينمايند.

  ساعت 11:50 جمعيت حاضر در كوي دانشگاه حدود 2000 نفر ميباشند كه عدهاي محدود شعار: «خاتمي خاتمي واكنش واكنش» را سر ميدهند.

  ساعت 12:10 عبدالله نوري شروع به سخنراني در كوي دانشگاه نموده است و شعارهاي «آزادي انديشه هميشه هميشه،اي ملت با غيرت حمايت حمايت، استقلال آزادي جمهوري ايراني،رهبر ملي ما خاتمي، ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين» را سرميدهند. شايان ذكر است كه به تعداد دانشجويان هر لحظه افزوده ميشود و مضمون سخنراني در خصوص مسببين حادثه و اطلاعيه ديشب شوراي امنيت تهران ميباشد.

  ساعت 12:15 تعدادي حدود 500 نفر مقابل دانشگاه با هدايت يكي از عناصر دفتر تحكيم وحدت به سمت ميدان انقلاب حركت مينمايند. در راهپيمايي اعلام شده است كه هر گونه دوربين عكاسي يا دوربين فيلمبرداري در مسير شكسته شود. شعارهايي كه سر داده ميشود عبارتند از: «خاتمي خاتمي حمايت حمايت»

  ساعت 12:35 دانشجوياني كه از سمت ميدان انقلاب به سمت كوي دانشگاه حركت مي‌‌كنند به 3000 نفر رسيده است و شعارهاي ذيل را سر ميدهند: «دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد، ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين، خاتمي خاتمي حمايت حمايت،الله اكبر.»

  ساعت 12:55جمعيتي حدود 100 نفر از عناصر حزبالهي به صورت پراكنده با دانشجويان مشغول صحبت ميباشند.

  ساعت 13:10 درگيريهاي پراكنده بين عناصر حزبالهي و دانشجويان در تقاطع جلالآلاحمد و كارگر ديده ميشود.

  ساعت 14:05 برخي از دانشجويان در كوي دانشگاه اقدام به جمعآوري چوب، ميله و كوكتل ميكنند.

  ساعت 14:30 تعدادي گشت موتوري از دانشجويان تشكيل گرديده است و با تلفن همراه با يكديگر تماس دارند و به صورت كاملاً سازمانيافته در هر نقطهاي كه به مورد مشكوكي برخورد نمايند، برخورد ميكنند.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30786.jpg

  ساعت 14:40 بنا بر گزارشات دريافتي قرار است عزتالله سحابي از عناصر وابسته به نهضت آزادي و مدير مسئول مجله «ايران فردا» تا دقايقي ديگر جهت سخنراني به داخل كوي دانشگاه بيايد. همچنين عناصر نهضت قرار است فردا نيز ساعت 10 صبح از ابراهيم يزدي براي سخنراني دعوت نمايند و همچنين قصد عناصر نهضت اين است كه جمعيت را به سمت صدا و سيما هدايت نمايند.  يك دستگاه خودرو (با مشخصات معلوم) با دو سرنشين خانم اقدام به تهيه چوب و سلاح سرد جهت تجمع‌‌كنندگان مينمايند.

  ساعت 14:55خانم فائزه هاشمي به جمع دانشجويان خوابگاه پيوسته است.

  ساعت 15 تعدادي كاريكاتور مبني بر اينكه يك نظامي سگي با قلاده و زنجير در دست داشته است توزيع گرديده است.

  ساعت 15:15 شايعهاي مبني بر حركت دانشجويان در ساعت 17 بعدازظهر به سمت بيت رهبري شنيده شده است.

  ساعت 20/15 يك عدد ساك دستي ورزشي بزرگ كه حاوي اشياي سنگيني در داخل آن بوده است و دو نفر آن را حمل ميكردند و از ضلع شمالي كوي دانشگاه به سمت جنوب حمل مينمايند.

  ساعت 15:30 اطلاعيهاي با امضاي آقاي منتظري در خصوص محكوميت نيروي انتظامي منتشر و توزيع گرديده است.

  ساعت 15:45 تعدادي حدود 300 نفر از دانشجويان آزاد در نظر دارند از ميدان انقلاب به ميدان آزادي حركت نمايند و تعدادي نيز حدود 50 نفر از اين جمعيت قصد درگيري با عوامل انتظامي را دارند.

  ساعت 15:50جمعيتي حدود 3 هزار نفر كه در تقاطع جلال آل احمد و كارگر ميباشند درعين اينكه خيابان را مسدود مينمايند اقدام به شعار دادن به شرح ذيل ميكنند: «يا مرگ يا آزادي ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين خاتمي خاتمي استعفا استعفا.»

  ساعت 15:55 اعلام شده است كه مهندس سحابي مدير مسئول ماهنامه «ايران فردا» و از عناصر نهضت آزادي در حال سخنراني ميباشد.

  ساعت 16:10 تعدادي حدود 100 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد اقدام به حركت در خيابان كارگر به سمت كوي دانشگاه با سر دادن شعارهاي ذيل مينمايند: «مرگ بر استبداد برادر دانشجو بپاخيز»

  ساعت 16:15 در تقاطع كارگر (اميرآباد) درگيري بين تعدادي از دانشجويان و عناصر نيروي انتظامي به جهت حمله به خودرو نيروي انتظامي و به قصد تخريب آن صورت ميگيرد و دانشجويان نيز اقدام به پرتاب نارنجك دستي مينمايند (يك عدد)و نهايتاً پس از خرد شدن شيشههاي خودرو نيروي انتظامي، متواري ميگردند.

http://www.rajanews.com/Files_Upload%5C30778.jpg

  ساعت 17 اكبر گنجي اقدام به سخنراني مينمايد كه ميتوان گفت تندترين سخنران بوده است. وي در بخشي از سخنانش اظهار ميدارد كه: كودتاها هميشه در تابستان صورت گرفته و اين كودتا نيز قرار بود در تابستان صورت بگيرد. گروههاي فشار ميخواهند جامعه مدني را از بين ببرند. آنها اول پروژه محرم را دنبال ميكردند چون لو رفت حالا پروژه تابستان را پيگيري ميكنند.

  ساعت 17:25 تعداد 100 نفر از دانشجويان با در دست داشتن چوب و ضمن بستن صورتهايشان به سمت ميدان انقلاب در حركت ميباشند.

  ساعت 17:50 دانشجويان اعلام نمودهاند كه فردا ساعت 10 صبح در مسجد دانشگاه تهران تجمع خواهند نمود.

  ساعت 18:15 آقايان سيد هادي خامنهاي و محتشمي پور وارد كوي دانشگاه شدند كه چندان مورد استقبال واقع نشده و مجبور به ترك كوي دانشگاه شدهاند.

  ساعت 19:30 جمعيتي حدود 150 نفر از دانشجويان در خيابان فاطمي در حال حركت به سمت وزارت كشور ميباشند.

  ساعت 19:40 جمعيتي در حدود 300 نفر مقابل وزارت كشور حضور دارند و يك طرف خيابان مسدود گرديده است و شعارهايي بدين مضمون سر ميدهند: «ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين الله اكبر» لازم به ذكر است اين جمعيت در حال حركت به سمت خيابان وليعصر ميباشند.

  ساعت 20:10 جمعيتي در حدود 300 نفر در خيابان وليعصر در حال حركت به سمت ميدان وليعصر ميباشند كه از بين اين جمعيت حدود 60 الي 70نفر نقاب زدهاند. در ساعت 15/20 اين جمعيت به ميدان وليعصر رسيده است.

  ساعت 20:30 جمعيت ذكر شده در خبر قبل در حال حركت به سوي چهار راه وليعصر بوده و در حال پيوستن به تماشاگران فوتبال ميباشند در ضمن شيشه اتوبوسها را ميشكنند و شعارهايي بدين مضمون سر ميدهند: «ملت ما ميميرد ذلت نميپذيرد دانشجو دانشجو حمايت حمايت مجلس فرمايشي تعطيل بايد گردد.»

  ساعت 20:55 برابر گزارشات دريافتي امروز بعد از ظهر يك نفر از سه نفر مجروحان حادثه كوي دانشگاه افسر وظيفه سپاه پاسداران به نام ابراهيمنژاد اهل پلدختر كه به عنوان مهمان در كوي دانشگاه بوده، در بيمارستان درگذشته است كه فرد ياد شده تنها كشته شده اين حادثه ميباشد.

  ساعت 21:50 تعدادي حدود 700 نفر از برادران بسيجي از تقاطع جمهوري - وليعصر به سمت بالا حركت مينمايند.

  ساعت 21:15 تعدادي حدود دو  هزار نفر از جلال آل احمد به سمت كردستان در حركت هستند.

  ساعت 21:20 دكتر معين به همراه 1000 نفر در كوي دانشگاه هستند و اعلام نمودهاند كه امشب در كوي ميمانند و فردا ساعت 10 صبح براي تحصن به مسجد دانشگاه تهران ميروند.

  جمعيتي در حدود 2500 نفر در خيابان وليعصر به سمت شمال در حال حركت و شعار ميدهند: «20 سال سكوت تمام شد، مردم قيام شروع شد اي ايران بتشكن بت بزرگ را بشكن آزادي انديشه با ريش و پشم نميشه.»

مسير حركت جمعيت مزبور به شرح ذيل ميباشد: كوي دانشگاه خ جلال آل احمد كاج مقابل وزارت كشور وليعصر به سمت شمال صدا و سيما.

  ساعت 21:50 جمعيت 2500 نفر از دانشجويان به مقابل وزارت كشور رسيدهاند تعدادي حدود 2000 نفر از سمت كوي دانشگاه به سمت ميدان انقلاب در حركت هستند.

  ساعت 22 جمعيت 1000 نفري تقاطع جلال آل احمد و اميرآباد را مسدود كردهاند. ساعت 05/22 جمعيتي در حدود 3000 نفر از فاطمي وارد خيابان وليعصر شدند و به سمت شمال در حركت هستند و شعاري بدين مضمون سر ميدادند: «اي ايران بتشكن بت بزرگ را بشكن.»

ادامه دارد

دود بی‌توجهی به بیانات رهبری در مورد اتهام‌زني به چشم که می‌رود؟

دود بی‌توجهی به بیانات رهبری در مورد اتهام‌زني به چشم که می‌رود؟

رهبر معظم انقلاب دوشنبه هفته قبل در دیدار با جمعی از مسئولان و کارکنان قوه‌قضائیه، نهی صریحی در قبال اتهام‌زنی، افشاگری و حتی بیان اتهام‌های ثابت شده به‌جز موارد خاص معین شده در شرع مقدس بیان کردند و با عتاب فرمودند که "دادگاه عدلى وجود دارد كه در آن دادگاه عدل بايد انسان جواب بدهد. زير جواب مي‌مانيم."

به گزارش رجانيوز، ايشان در تبيين دلايل تأكيد ويژه‌اشان بر اين موضوع، به دو وجه "ظلم بودن" اين اقدامات و "تعميم دادن اين موارد در افكار عمومي به‌دليل وجود اين فرهنگ و در نتيجه بي‌اعتمادي مردم به مجموعه نظام" اشاره كردند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي روز دوشنبه هفته جاری نیز با تأکید مجدد بر خودداری از طرح مسائل اختلافی هشدار دادند که "كار انقلاب از اساس با تبيين، روشنگرى، بيان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع مي‌شوند."

در عين حال،‌ حجت‌الاسلام مهدی طائب که سابقه روشن و مؤثری در مقابله با جریان ‌های التقاطی و منحرف دارد و در دولت نهم نيز از رويكردهاي انقلابي دولت مانند ساير ياران جبهه انقلاب و رهبري حمايت مي‌كرد، دو روز قبل در چهارمین روز دوره آموزشی والعصر دانشگاه امام صادق(ع) اظهاراتی بیان کرد که انتشار آن‌ها در یک سایت متمایل به جریان فتنه، بازتاب زیادی در سایر رسانه‌ها به‌ویژه رسانه‌های ضد انقلاب داشت.

اما با گذشت دو روز از انتشار این اظهارات و بازتاب‌های زیاد آن، آقای طائب نه این اظهارات را تکذیب کرده و نه در مورد اینکه بخشی از آن دچار تحریف و تقطیع شده باشد، توضیحی برای رسانه‌ها ارسال کرده است، بنابراین، فرض بر این است که انتساب این سخنان به وی مخدوش نیست.

در اینکه، حجت‌الاسلام طائب از نیروهای زحمت‌کشیده جریان انقلاب است که در مقاطع حساس از جمله مقابله با جریان دوم خرداد و فتنه 88 خوش درخشیده و ورود او به این غائله‌ها بصیرت‌زا بوده است، تردیدی نیست.

با اين حال، حرمت بیانات و راهبردهای رهبري به‌عنوان علمدار جبهه انقلاب را باید نیروهای جریان انقلاب بیش از همه نگه دارند و با برخي از رفتارهاي خود كه نتيجه عملي آن از فصل الخطاب افتادن اوامر و نواهي ولي‌فقيه است، موجب شادماني ضد انقلاب و برخي از جريان‌هاي داخلي متمايل به فتنه نشوند.

اين در حالي است كه یکی از استراتژی‌های اصلي جریان فتنه نيز همين از فصل الخطاب انداختن بيانات رهبر انقلاب بود، به‌عنوان نمونه زمانی که ایشان در نمازجمعه تاريخي 29 خرداد 88 بر جمع شدن بساط اردوکشی‌های خیابانی تأکید کردند، مجمع روحانیون و برخی دیگر از تشکل‌های جریان فتنه برای راهپیمایی روز 30 خرداد و تجمع‌هاي غيرقانوني بعد از آن، فراخوان دادند.

همچنین یکی از انتقادهای جدی در مورد عملکرد آقای احمدی‌نژاد در ماجرای وزیر اطلاعات این بود که این اقدام علاوه بر آنكه يك منكر آشكار و ايستادگي در مقابل امر ولي‌فقيه است، مي‌تواند در آينده جريان داراي زاويه با انقلاب را نيز در جسارت‌هاي خود متجري و مجهز به بهانه كند.

جهت یادآوری بیانات مهم رهبر انقلاب در ديدار با مسوولان و كاركنان قوه قضائيه كه مخاطب بخش عمده‌ای از آن، رسانه‌ها و شخصیت‌های جریان انقلاب هستند، بخشي از این بيانات بازخوانی می‌شود:

بیانات در دیدار جمعی از مسئولان و کارکنان قوه قضائیه

«يك مطلب ديگرى كه در باب قوه‌ى قضائيه و عملكرد قوه و بازخوردهاى اين عملكرد در بيرون بايد مورد توجه قرار بگيرد - كه الان رئيس محترم قوه هم اشاره كردند - اين است: خب، قوه‌ى قضائيه با متهم مواجه است. يك نفرى متهم به يك معنائى ميشود؛ قوه‌ى قضائيه وظيفه دارد از راه‌هائى كه قانون معين كرده، برود تحقيق كند، تفحص كند و مشخص كند كه اين اتهام وارد است يا وارد نيست. صرف متهم شدن كه جرم نيست. به هر كسى ممكن است يك اتهامى وارد شود. تا وقتى كه از طريق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بيرون قوه، نه در تريبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، كسى حق ندارد آبروى يك مسلمانى را ببرد؛ اين بسيار مسئله‌ى مهمى است. بعضى اوقات انسان مى‌بيند روى قوه‌ى قضائيه فشار مى‌آورند كه آقا افشاء كنيد. نه آقا، هيچ لزومى ندارد افشاء كردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معيناً خواسته است كه مردم مجازات را ببينند، يا مجازات شونده را بشناسند؛ اينها موارد خاصى است، مال همه جا نيست. بخصوص وقتى كه در فضاى جامعه روحيه‌ى تعميم وجود دارد كه يك چيزى را به غير مورد خودش تعميم ميدهند، اينجا انسان خيلى بايد احتياط كند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبايستى كسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نبايد قرار داد؛ چون وقتى گفتيد متهم است، افكار عمومى تفكيك نميكند بين متهمى كه هيچ گناهى نكرده است، با آن كسى كه شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض كردم، مگر يك موارد خاص؛ «و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين».(2) چند موردِ اينجورى داريم. حتّى اگر چنانچه فرض كنيم يك نفرى جرمى هم كرده است، اين جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، اين شخص به مجازات محكوم هم شده است - فرض كنيد رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر كنيم تا بچه‌ى اين آدم كه دارد مدرسه ميرود، ديگر رويش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه اين مدتِ زندانش را بگذراند، بيايد بيرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد ديگر. بايد حتماً آبروريزى بشود؟ اين از نكات بسيار مهمى است.

البته مخاطب اين حرف فقط قوه‌ى قضائيه نيست؛ مسئولان قوه، خارج قوه، رسانه‌ها مخاطبند. نه از آن طرف بايستى عملكرد قوه‌ى قضائيه را زير سؤال برد؛ هر اقدامى كه قوه‌ى قضائيه ميكند، بگويند نخير، يك كاسه‌اى زير نيم‌كاسه هست، يك غرضى هست - نخير، كسى نبايد اينجور عمل كند، اينجور حرف بزند - نه از اين طرف، افراد به صرف اينكه متهم به يك معنائى شدند، اين اتهام آشكار شود، واضح شود، در افكار عمومى مطرح شود. افكار عمومى از اين مسئله چه لذتى ميبرد؟ براى افكار عمومى چه فايده‌اى دارد كه بداند زيدى، عمروى، بكرى متهم به فلان عمل خلافى است؟ بايد به اينها توجه كرد.

عرض كردم؛ آنچه كه تضمين‌كننده‌ى همه‌ى اين مطالب است، تقواست. تقوا اين است كه ما مراقب حرفمان، مراقب كارمان، مراقب جهتگيرى‌مان، مراقب رفتارمان باشيم. كوچكترين اعمال ما ثبت ميشود؛ «فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره. و من يعمل مثقال ذرّة شرّا يره» اعمال ما، گفتار ما، الفاظ ما همه ثبت ميشود؛ بعد ما را به سؤال و جواب ميكشند. دادگاه عدلى وجود دارد كه در آن دادگاه عدل بايد انسان جواب بدهد. زير جواب ميمانيم. تقوا يعنى همين را رعايت كنيم، همين را مواظبت كنيم.»

سخنرانی سعید قاسمی در سالگرد اسارت حاج احمد متوسلیان

 
کسی حق ندارد پرونده متوسلیان را با مُهر شهید مختومه اعلام کند

حاج سعید قاسمی سال‌هاست که در سالگرد اسارت فرمانده اسطوره‌ای خود حاج احمد متوسلیان به دست مزدوران اسرائیل، از او و بزرگی و هیبت انقلابی‌اش می‌گوید.

سینه حاج سعید قاسمی پر است از ناگفته‌های پیرامون احمد متوسلیان که در سالیان همراهی این دو در جبهه‌های کردستان، جنوب، سوریه و لبنان به وجود آمده و ماندگار شده است. امسال نیز در سالگرد اسارت احمد متوسلیان، فرمانده بلند آوازه لشکر 27 محمد رسول الله(ص)، حاج سعید قاسمی به شهر تفت یزد، زادگاه آن سردار اسیر در دستان اسرائیل رفته تا از احمد و دلاوری‌هایش بگوید. در ادامه متن کامل این سخنرانی شنیدنی را می‌خوانید:

 

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا روح الله؛ و السلام علیک بجمیع شهدائک؛ الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام؛ طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم؛ فیالیتنی کنا معکم فافوز فوزا عظیما

سلام و درود بیکران خدا به حضرت روح الله و شهدای خوبش که ما را از گمراهی و ظلالت نجات دادند و پیوسته تا عمر داریم مدیون خونشان هستیم،احمد جان ای کاش با شما بودیم، مقطع و زمان شما را درک می‌کردیم . بر ما مقدر می‌شد شاگردی شما را کنیم اگر چه بر من مقدر شد ، اما به دلیل اینکه شاگردی خوبی نکردم این روزها مجبورم که از این شهر به آن شهر و از این دیار به آن دیار به خاطر او باشیم.

اما جالب است بعد از29سال در چنین شبی که فردا صبح واقعه اسارت تو اتفاق می‌افتد هم ولایتی هایت تصمیم گرفتند برای تو سالگرد بگیرند.

خیلی دیر است، نه؟ بیست و نه سال است. انتساب به یزدی ها و تفتی ها و از طرفی هم به تهرانی‌ها و ما بچه‌های دانشگاه علم و صنعت، اما هر کدام به نوعی ذاتی دارند که تاریخ خود و علمداران خود را فراموش می‌کنند.

 قبل از آنکه وارد خط‌های قرمز بشویم می‌گوییم تفتی‌های عزیز و یزدی‌های شهید پرور دست شما درد نکند. اگر چه بعد از 29سال، اما باز هم از همین جا که اراده کردید این مدل را دوباره احیا کنید و بشنوید از اینکه این شیرمرد برای شما چه نام آوری‌هایی را کرد  و چه جاهایی را برای شما فتح کرده. چه چیزهایی را آموزش داده ؟ اگر چه از الکَن زبانی مثل من و رفوزه شده ای در جبهه احمد متوسلیان، باورکردن و گوش کردن مقداری سخت است. من احساسات شما را نسبت به خود قبول می‌کنم. اما "آب دریا را اگر نتوان چشید هم به قدر تشنگی باید چشید" اگر چه که این روزها هم که تنور لبنان و فلسطین و خاورمیانه داغ است.

گفت احمد جان برای امسال تو که دغدغه آن جا را داشته اید ،"بی تو سخت است که  سودای نخستین پی آزادی لبنان و فلسطین گیرند" ،خیلی ها از میان آنها این حرف سر زبانشان است اما برای این حرف ها نیستند.

احمد یک بخش زندگی ای دارد که  در یزد و تفت و زادگاه مادرش "سانیج" پرورش پیدا کرده که به هر حال باید دید که این شیرمرد باید ویژگی‌هایی داشته باشد که در این قد وقواره آدم بپروراند.

بخش دیگر از زندگی احمد برای مقطع طلایی است که هنوز جنگ شروع نشده، 22بهمن 57انقلاب اسلامی‌پیروز شد و تا شروع  جنگ تحمیلی، نزدیک به دوسال است که در این دو سال اتفاقات زیادی افتاده است که به تعبیرسید شهیدان اهل قلم، سید شهید مرتضی آوینی اگر از انقلاب اسلامی‌هیچ نماند جز همین به عنوان دست آورد، اگر چه می‌گوید از این کلمه بدم می‌آید، اما اگر از دست آورد انقلاب هیچ نماند که پرده‌هایی کنار زده شود و چهره‌هایی مثل ایشان که در ذخایری مانند یک گنج تبلور پیدا کردند و خودشان را بروز دادند. تا تو نگویی مثل امیرالمومنین(ع) و مالک دیگر نمی‌آید. اما آمدند که به تعبیر امام (ره) بگویند که می‌شود.

می‌شود که آدمی‌بیاید در ذخایر عالم بشریت در مقطع انفجار نور با همان الگوها ابالفضل العباسی بجنگد و شجاع و جسور باشد."اشداء علی الکفار روحماء بینهم" این دو وجه را باهم داشته باشید، عده ای از ما یک وجه آن را داریم. یا می‌گویند خیلی آدم تندخویی است یا از طرفی می‌گویند خیلی آدم نرمی ‌است و از او کاری بر نمی‌آید. هر دوی این را باهم پرورش دادن.اینکه چگونه پرورش داده باید دید مادر و پدر او در چه مکتبی پرورش پیدا کردند.

حرفی را که برای آخر قصه گذاشته ام  همین ابتدا می‌گویم، مرحوم پدر ایشان حاج غلامحسین،  سه سالی هست که مرحوم شدند.

در مراسم ختم پدر ایشان خیلی‌ها بودند، رییس‌جمهور محترم و جمعیت کثیری از مردم حضور داشتند. گفتم  این جنازه را بگذارید زمین، رفتنم بالای چهارپایه گفتم با کمال بی‌ادبی دو کلمه می‌خواهم صحبت کنم . گفتم حاج غلامحسین در طول حیاتتان خیلی پابوس شما آمدیم، پیوسته می‌خواستم این جسارت را کنم واین سوال را از شما بپرسم  اما میسر نشد. حالا با اینکه می‌دانم  حاضر هستید و اگر هیچ کار نکرده باشید یک فرزند خلف وصالح به این جامع بشری عرضه کرده باشی، شما و هفت پشت تو را کفایت می‌کند.

حاج غلامحسین این مملکت به انرژی هسته‌ای هم دسترسی پیدا کرد، موشک ساخت و هزاران کیلومتر بالا برد .

حاجی همیشه آرزو داشتم این سوال را از تو بپرسم که فرمول تولید بچه شیر چه هست؟ همین کلمه هم رفت روی سایت‌ها و رسانه‌ها آن روز این جمله را از من زدند و خیلی از دوستان به شوخی برای من پیامک زدند که حاجی اگر فرمول تولید بچه شیر را پیدا کردی نامردی نکن و برای ما هم بفرست، مهم است!

مانند شوروی انرژی هسته ای داشته باشی، اگر قرار باشد که مخالف فطرت الهی و مخالف موازین الهی عمل کنی از درون نابود می‌شوی. روزی که استکبار شرق از بین رفت یک پایش در کره مریخ بود و پای دیگرش در کره ماه، اما از درون نابود شد و تبدیل به بیش از ده کشور مستقل شد. پس نباید خیلی هم خوشحال باشیم که به این موفیقیت ها رسیدیم.

کشورهای دیگر برای چه میلیاردی خرج می‌کنند که زورو، اسپایدرمن و سوپرمن می‌سازند، چهره‌های خیالی و دروغی که در ظاهرعدالت محورهستند اما دروغ است و در آرزوی تولید یکی از این شخصیت ها به سر می‌برند. 

 راز ماندگاری ما و تاریخ هر جامعه ای داشتن شخصیت‌هایی که به برکت انقلاب اسلامی ‌مانند محمد بروجردی، ابراهیم همت و حسین خرازی ومصطفی چمران و صیاد شیرازی که نامی‌های آن هستند است. 

این همان چیزی است که می‌گوید ای جماعت ما از این بابت باید اعلام  انزجار و شکایت به اساتید و نظام  آموزش و پرورش و صدا و سیما داشته باشم و شما به عنوان هم ولایتی او باید این مطالبه را داشته باشید اگرچه که دیر اقدام کردید .

مقطع کردستان خودش یک داستانی است که باید حداقل دوساعت وقت گذاشت که از این شیرمرد و مدلی که جنگید صحبت کنم.

میخواهم درباره این دوسالی که هیچ نمی‌دانیم  ومدلی که این ها جنگیدن را به ما یاد دادند و این پیروزی که نگذاشتند فتنه ای را که برای ما نسخه اش را پیچپیده بودند که جدایی طلب ها در استان‌های شما طرح تجزیه طلبی را اجرا کنند صحبت کنم.

به نظر شما چگونه این طرح امریکایی که ریشه آن در کنفرانس  طائف صعودی ها نسخه اش پیچیده شد نگرفت؟

آیا به‌خاطر مدل جنگ آوری احمدها و بچه ها نبود،  ندای این را داشتند "خود مختاری بو کردستان، دموکراسی بو ایران". می‌گفتند که می‌خواهیم آزاد باشیم و حکومت مرکزی کاری با کار ما نداشته باشد. قبول می‌کنیم که ایرانی هستیم اما  در کردستان خودمختاری می‌خواهیم.

نماینده حکومت مرکزی با افرادی به آنجا رفتند در منطقه ای که معلوم نیست چگونه با بالگرد  به آنجا می‌رود و آنها را که پیاده می‌کند خودش جرأت نمی‌کند بنشیند، از در و دیوار خمپاره می‌بارد، این فضا خودش یک فیلمی‌است که آرنولد و رمبو و امثال این ها باید جلوی آن لنگ بیاندازند.

این مسأله طبیعی است اما هنرمندان و نویسندگان ما دوست ندارند سمت این ها بروند و اگرهم بخواهند به مدل خودشان جلو می‌روند.

سال گذشته شخصی برای فیلمسازی در این زمینه ها آمد و گفت که من نویسنده هستم و می‌خواهم داستان احمد را شروع کنم . حاجی شنیده اید که احمد نامزد داشته است؟! گفتم شروع شد آقا؟ باز می‌خواهید فیلم بسازید و حتما باید یک طرف آن دختر زیبای چشم رنگی باشد؟ اگر بخواهیم با این ذائقه ای که در سینما درست کردیم فیلمی‌بسازیم چیزی از آن در نمی‌آید. باید حتما پای دختر زیبایی وسط باشد چون مدل ذائقه ای است که درست کردیم، در اخراجی ها و... اگر نباشد فیلم جذابیت ندارد.

می‌گویند، مگرمی‌شود همه اش عشق الهی و حکومت جهانی و ... باشد این ها چیزهایی بوده که امام(ره) نیز در فکرش کارهای اتیوپی‌هایی بوده. حالا هم30 سال از آن حرف ها گذشته که می‌خواسته قدس و کربلا را بگیرد.

خط مرزها را آمد سخنرانی کرد و گفت این خط چین‌هایی که بین ممالک و دول اسلامی‌قرار داده شده این طرح  انگلیسی صهیونیستی است. مادام که یک گوینده لااله الا الله  در هر جای دنیا وجود داشت باشد ما برای آن باید بجنگیم این تفکر حالا تمام شده است و دیگر ما اینگونه تفکرات را نمی‌بینیم و مسخره می‌کنند می‌گویند پول این مملکت را می‌دهید به سید حسن نصرالله، به فلسطینی ها و افغانی ها در صورتی که خودمان نداریم.

بعد از 29 سال  خیلی بزرگواری کردید نبش قبر کردید و بنر زدید، اگرچه که بنرهایتان هنوز که هنوز است نه تنها شهر را پر نکرده است بلکه در مقابل صدها بنرهای 200 الی 300 متری در ورودی شهر چیزی نیست و هنوز که هنوز است علمدارهایت را باور نداری.

دغدغه شان این نیست احمد جان، دغدغه شان شیلنگ خوب است که من شیلنگ و کاشی خوب تولید می‌کنم و در ورودی شهر بنرهایش را می‌زنم.

 اینگونه دوستان جنگیدن را در کردستان یاد دادند چیزی که امروز در کشورهای همسایه می‌بینیم که کارشان گره خورده و وقتی که بحران می‌شود نمی‌توانند کار را جمع کنند باید توپ و تانک را بگذارند و به آنها شلیک کنند.

احمد به عنوان استاد به ما یاد داد که پسرم کور شلیک نکن، درست است که ناراحت و عصبانی هستی و رفقای تو کنارت شهید شدند و می‌دانی از این خانه شلیک شد اما مردم در این روستا زندگی می‌کنند اگر کور شلیک کنی اینجا تلفات بگیریم هیچ کس و هیچ دادگاهی وجود ندارد. از این روستا حمایت شد و به ما کمین زدند و قطعا ضد انقلابی میان آنان است، پس بنابراین با توپ 106 و107 خاک  روستا را به توپ ببند کسی نمی‌آید به بگوید، صدها نفر را بکُش. در هر نظام و رژیمی‌ممدوح است. امروز سوریه در خیابان می‌ریزند وچون طرح امریکایی است اما چون خوف دارد  و سیستم بعثی است که در یک روز تعداد زیادی کشته می‌شوند. وقتی خون ریخته می‌شود دیگر نمی‌شود خون را جمع کرد.

باید تاریخ و کتاب ها درباره اش بنویسند که چگونه مدل جنگ آوری را که در جنگ گریلا و جنگ کوهستان و جنگ شهری پیچیده ترین نوع جنگ است که اساتید آن اسراییل و انگلیسی ها است و این ها از کجا آورده بودند که حواسشان اینقدر جمع بود و آنقدر افق دید و بصیرت داشتند که کور نباید شلیک کنند در اینجا خون دادن است که راه را باز می‌کند و نه خون گرفتن از مظلوم و محروم، من همین را فقط در یک پرانتز می‌گویم برای اینکه می‌خواهم خاطرات دیگری را از احمد برایتان تعریف کنم.

مدلی که در یکی دوسال در کردستان که همه تبلیغ می‌کنند که این ها با این لباس، جاسوس‌های خمینی اند در چنین شرایطی چگونه باید کار بکند که به مردم کُرد ثابت کند که برای خدمت آمده است.

چهارسال قبل  مراسمی‌با عنوان هزار شهید مریوان گرفتیم، خیلی ها باور نمی‌کردد که در کرستان شهدای بومی‌مریوان هزار نفر باشد، مراسم که گرفته شد متاسفانه مرام احمد متوسلیان درمراسم حاکم نبود، خود ما مراسم را گرفتیم اما وقتی مراسم می‌گیریم توجه نمی‌کنیم.

ردیف اول و دوم نماینده ولی فقیه و فلان سردار است و هرچه کُرد و بومی‌و همه همرزم ها را گفتند برو آن انتها بنشین، همان اول جلسه که دیدم آقایان با بالگرد آمدند و توجیه نیستند بیرون آمدم و تا آخر جلسه را خواندم که این جلسه برای آن‌هایی است که از تهران آمدند و زیر باد خنک نشسته اند و اصلا نمی‌دانند برای چه کسی و با چه هدفی مراسم برگزار شده است. همینطور که ناراحت بودم و در مغازه ها سرمی‌زدیم دوربین را برداشتم و از افراد مختلف و بچه ها می‌پرسیدم احمد متوسلیان می‌شناسی؟

وارد مغازه ای شدم چایی وارداتی عراق بخریم آن روزها برکت بانه و مریوان احمد متوسلیان بود  کسی از احمد یاد نمی‌کند میگویی ال سی دی و ال ای دی می‌خواهید برو بانه دریغ از ورودی شهر و یادی از او کنند و یک برشوری که بگویند که برادر جان خوش آمدی که برکت و صدقه سری محمد بروجردی و احمدها است.

گفت شما برای این گنگره هزار شهید مریوان آمدید؟ گفتیم بله. گفت خاطره دارم می‌خواهید از احمد برایتان بگویم؟ در مغازه را بستیم  و دوربین را کاشتیم.

گفت روزی که اینها وارد شدند اتفاقی پیش آمد و درگیری بین مردم و مغازه کناری ما پیش آمد که یکی از پاسدارهای احمد سیلی بر گوش او زد. خیلی ناراحت شدیم گفتم فردا می‌روم از فرمانده آن شکایت می‌کنم و همه به من خندیدند گفتند توبروی از فرمانده شان شکایت کنی؟

اصرار داشتم که بروم، فردای آن روز رفتم جلوی در پادگان و برخورد کردم با این شخصیت، گفتم می‌خواهم فرمانده شما را ببینم جریان را تعریف کردم، میزی تشکیل داد و پاسدار را صدا کرد، آن پاسدار از60 نفری بود که وصیت نامه نوشتند و آمدند باهاش بجنگند و کشته شوند، کردستانی که رعب و وحشت در دل هر کسی می‌انداخت، احمد آدمی‌نبود که هرکسی را به عنوان نیرو قبول کند، تک تک انتخاب می‌کند و جگر و جنم آنها را می‌بیند و اگر این کاره بودند می‌برد. کسی را می‌برد آنجا که در صحنه عمل خط برایش بشکند.

 آن پاسدار را صدا کرد و آقای کُرد هم نشسته بود، قرآنی روی میز بود و آن را برداشت و گفت این ما و شما و این قرآن حکَم، دست را روی آن بگذار و داستان را تعریف کن، متوجه شد که پاسدار روی خشم و بیهوده در گوش شخص زده است و گفت عزیزم نباید می‌زدی،  دژبان آقا را به زندان ببرید، رفیق ما وقتی این صحنه را دید گفت خیلی فیلم بازی می‌کنند، مگر می‌شود چنین چیزی که نیروی خودش را زندانی کند، بیرون آمدم و فکر کردم این ماجرا دروغی است و از بومی‌ها پیگیری کردم دیدم پاسدار را در سلول کنار سلولی  که برای کوموله و دموکرات است زندانی کردند،عزیزی هست که این اتفاق برایش پیش آمده، عزیزی که 48ساعت به خاطر کاری که کرد در زندان ماند، این خبر در محله ما پیچید و ایمان آوردم آن چیزهایی که می‌گویند روح مسیحایی و روح رسول اللهی این ها هستند. قوای واقعی محمد(ص)هستند.

دوستان از این دست قصه ها زیاد است، داستان‌هایی که از آقا امیر المومنین (ع) شنیده اید، آقا از جنگ خارج می‌شد و به مولا می‌گفتند مرگ برتو که شوهر و برادر ما را کشتی.

در خیابان می‌دید سوال میکرد، بچه جان اینجا چیکار می‌کنی؟ می‌گفت پدرم را پاسدارها کشتند آدرس منزلشان را می‌گرفت که آب و غذای آنان را تأمین کند.

 این است که وقتی به او مأموریت داده می‌شود برای اینکه نبرد بزرگی در فتح المبین کند مردم کرُدی که تا دیروز همه با جماعت پاسدارها مشکل دارند بیایند و گوسفند بکشند و تظاهرات کنند که نباید بگذاریم او برود و برای شما فتح المبین بیاورد .

اینکه چگونه می‌شود قلب‌های پاسداران کُرد را تسخیر می‌کند در این جلسه نمی‌گنجد و زبان الکن من هم یاری نمی‌کند.

احمد در فتح المبین غوغا کرد. خودش می‌رود شناسایی، مثل بعضی ها نیست که این روزها به نیروهایش می‌گوید شما بروید، اوجلو خط حرکت می‌کرد و به نیروها می‌گفت بیایید.

تا زمین را نشناسد و توجیه نشود حاضر نیست درآن زمین عملیات انجام دهد و بچه ها را کور داخل عملیات بفرستد. برای همین در فتح المبین یکی از بچه هاش شد محسن وزوایی ، فرمانده عملیات تسخیر لانه جاسوسی یکی از فرمانده‌های گردان احمد متوسلیان است.

 در فتح المبین با 25کیلومتر عقبه دشمن را می‌زند و توپ خانه دشمن را می‌گیرد و نیروهای توپ خانه وقتی دارند به صدام گزارش می‌دهند که ما درگیر شدیم قرارگاه سپاه کارون فحش می‌دهند به توپ خانه چی ها که چرا، خط مقدم که اعلام درگیری نکرده  تو که توپ خانه هستی و 25کیلومتر عقب هستی اعلام درگیری می‌کنید. این ها که با هم درگیر هستند صدای گلوله‌های بروبچه‌های این ها که در سنگرها می‌زنند متوجه می‌شوند که بچه‌های احمد توپ خانه را گرفتند.

وفیق السامرایی وزیر اطلاعات وقت صدام می‌گوید اگر کمتر ازچهارساعت در مرحله دوم عملیات فتح المبین غفلت کرده بودیم، نیروهای احمد متوسلیان می‌توانستند قرارگاه سپاه چهارم را که صدام حسین درآن بود و فرماندهی می‌کرد که کل خط را از دست ندهند خود صدام را می‌گرفتند.

حضرت آقا در پادگان امام حسین(ع) فرمودند: که یاد احمد متوسلیان و جای سردار جاوید الاثر بسیار سبز در این نقطه است که اگر نبود  فتح خرمشهر به راحتی امکان پذیر نبود.

 احمد در بیت المقدس چند هزاراسیر گرفت ؟ هیچ کس نمی‌داند. چون برایشان مهم نیست که یَل و بچه محله شان فاتح چه داستانی است، به همان اندازه که داستان دروغ پتروس فداکارهلندی را می‌شناسد احمدش را نمی‌شناسد حسین فهمیده را نمی‌شناسد. وقتی کرد ضد انقلاب در زمان آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای خاتمی‌باز بر سر کار برگشت و شد مسئول آموزش و پرورش استان، مگر اجازه می‌دهد فرزندانشان احمد متوسلیان را بشناسند ،وقتی خودتان گنجی را که دارید تبلیغ نمی‌کنید چرا انتظار دارید کردستان  و تاریخ برای احمد این کار را کند.

هنوز دشمن در بخشی از زمین‌های ما حضور دارد تصمیم بر این گرفته شد اسراییلی ها برای اینکه فتح بزرگ خرمشهر را خفیف کنند آن عملیات را انجام دادند و آمدند تا 1982میلادی و همزمان یک ماه بعد از فتح خرمشهر، ازجنوب لبنان تا بیروت را نزدیک به 120کیلومتر را پیشروی کردند.

همه می‌دانند که شما نسبت به جبل عاملی ها و لبنانی ها و شیعیان مظلوم آنجا حساسیت دارید، لذا با دستور مؤکد حضرت امام(ره) و جانشینی وقت فرماندهی کل قوا دستور داده می‌شود که دو یگان از نظام ما برای آزادی لبنان بروند، یک یگان تیپ سرافراز وخط شکن محمد رسول الله (ص) و یگان تیپ 57 ذوالفقار که از ارتش نزدیک به هزار نفر در فاز اول بروند و به سرعت خود را برای نبرد با اسراییلی ها آماده کنند .داستانی که در تاریخ شما مفقود است و کمتر کسی از آن مطلع است .

 در این بیست روزی که در لبنان با هم هستیم ، خیلی تلاش می‌کند که شرایطی که اسراییلی ها دارند شرایط عالی هست برای اینکه ما چند تا ضرب شصت اساسی به آنها بزنیم اما سوری ها حاضر نیستند که با ما همکاری کنند و حاضر نیستند که تامین تجهیزات ما بقی بچه ها که با تجهیزات انفرادی آمدند صلاح سنگین یا حتی آمبولانس، برانکارد در اختیارشان قرار دهند.

در چند جلسه در سوریه حضور داشتیم که یکی از جلسات با رفعت اسد برادر مرحوم حافظ  اسد با سنگ‌اندازی‌هایی که کردند نگذاشتند یگان ما آماده بشود برای اینکه عملیاتی انجام دهیم.

یک اکیپ مرکب از صیاد شیرازی و حسن باقری وضعیت را در آنجا بازرسی کردند و دیدن ما نهایت تلاش خود را کنیم، می‌توانیم یک عملیات انجام دهیم اما عملیات که بدون کشته و اسیر نمی‌شود و بعد نیز یک  جبهه جدیدی باز می‌شود که هیچ راه زمینی به سمت سوریه نداریم و اگر این مسیر قطع شود چگونه پشتیبانی کنیم و جنازه هایمان را برگردانیم و تبادل نیرو کنیم.

این را می‌گویم برای اینکه از رادیو و تلویزیون به دروغ گفته شد که امام(ره) در جریان نبود که این دو یگان و این فرمانده شیرمرد برای جنگیدن رفته است. در تلویزیون توسط فرمانده‌هانی از مجموعه یگان‌های نظامی‌که به دلیل آلزایمر گرفتن تاریخ را هم عوض کردند، چگونه می‌شود که آقای فرمانده محترم زمان جنگ، دو یگان رفته باشند آنجا امام(ره) خبر نداشته باشد یا به او دروغ گفته باشند.

چگونه است که این خاطره را نمی‌خوانی که حضرت آقا نقل می‌کنند و می‌گویند وقتی محسن رضایی به احمد ابلاغ کرد که آماده باش، باید یگان خود را به  لبنان ببری و بجنگی، گفت فرمانده من هستی و بسیار برایم محترم هستی اما برای این مأموریت باید شخصی بالاتر از تو به من ابلاغ کند، احمد آدمی‌بود با ویژگی‌های خاص خودش.

محسن رضایی گفت، ملاقاتی را هماهنگ کردم برای متوسلیان و حضرت آقا. آقا از این به بعد را نقل می‌کند، مقام معظم رهبری به احمد گفتند که در طول تاریخ بشریت کمتر اتفاق می‌افتد چنین مأموریتی برای نبرد با اشقی الاشقیا، یهودی‌های جانی و بچه کش مأموریت بگیرند، آقای متوسلیان امروز این توفیق نصیب شما شده .

حضرت آقا می‌گوید وقتی احمد با من روبوسی کرد دیگر در پوست خودش نبود و وقتی بر روی  پله‌های وزارت دفاع راه می‌رفت مثل اینکه در آسمان قدم برمی‌داشت ، در شور و شعف است برای اینکه می‌خواهد برود و بجنگد. حرف و سخن زیاد است که به بچه ها گفته است من می‌دانم سرنوشت من در نبرد اشقی الاشقیا مشخص می‌شود در چنین شبی بازهم همان کار فتح المبین و بیت المقدس را کرد .

دوباره وسایل خود را جمع کرد و گفت اسراییلی ها کنار ساحل بیروت آمدند و می‌خواهند سفارت ما را بگیرند مدارک و اسنادی  آنجا است که نباید دست دشمن بیفتد.من عازم هستم. او به همراه کاظم رستگار، مقدم، موسوی ، کاردار و کاظم اخوان فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم و خبرنگار راهی شدند.

نیروهای دست پرورده اسراییلی ها و آمریکایی ها احمد را می‌گیرند و از اینجا به بعد روایت‌های زیادی گفته شده است. اما اطلاعات ما حاکی از این است که احمد با دوستان او سر از اسراییل در آوردند.

اما کسی حق ندارد این پرونده را با لفظ شهید احمد متوسلیان ببندد، اگرهرمقام و مسئولی اطلاعات نهایی دارد رو کند، پرونده را می‌بندیم برای آنکه خیلی ها راحت شوند.

برکت دولت نهم و دهم  یک کار کارشناسی قوی تری انجام شد و برادر و خانواده موسوی کمیته پیگیری نیم بند اتفاق افتاد، چون از همان جنسی که در کشور شما هست همان جنس هایتان وزیر امور خارجه و سفیرتان در لبنان است. که وقتی به او می‌گویی که تو نان این آدم را می‌خوری و احمد بلند شد رفت لبنان که حافظ منافع و اسناد تو باشه والان آن آدم خودش و ده نفر که بعد از او سفیر عوض شده حاضر نیستند عکس تورا در سفارت خانه بزنند، نه عکس تو بلکه عکس چمران را هم حاضر نیست که بزند، چرا؟ برای اینکه کمی‌سیاسی می‌شود، سفارت ما که سیاسی نیست ،نامردی که حقوق ماهی هفت هزار یورو می‌گیری اینو بدون صدقه سر احمد در آنجا نان میخورید و شما مال انقلاب نیستید. مراسم گرفتن برای سالگرد پیروزی انقلاب در ترکیه که انقلاب را برای دیگر سفرای کشورها معرفی کنند و در شرایطی که کل منطقه شلوغ شده سفیر ما پنج دقیقه  ازانقلاب صحبت می‌کند و می‌گوید از هر چه بگذریم فرش ایرانی چیز دیگری است .

در شرایطی که مقام معظم رهبری فریاد میزند این اتفاقی که در منطقه افتاده و تا دیروز آرزو داشتیم یک کشور بر علیه سیاستهای استبداد آمریکایی و طاغوت بر هم بریزد و حالا در بیش از ده کشور زنگ بیداری در آنها زده شده است چرا بدنبال اتفاقات داخلی هستید و جریانات انحرافی را در کشور پدید می‌آورید.

کسی حق ندارد پرونده احمد متوسلیان را تا اطلاعات کامل واصل نشده با نام شهید ببندد ، خیلی ها دوست دارند پرونده احمد متوسلیان را ببندند حتی بعضی از هم لباسی‌های او، برای اینکه او آدمی‌بود که حرف هر کسی را قبول نمی‌کرد برای همین نباید همچین مدلی پرورش پیدا کند احمد مانند بعضی ها منم نداشت ، امام(ره) بعد از فتح  خرمشهر دقیقأ نقطه ضعف ما را می‌دانست ، گفت خرمشهر را خدا آزاد کرد. شما استیصال کامل داشتید و آمدید پیش من امام گفتید ما دیگر نمی‌توانیم و در مرحله آخر تمام شده ایم گفتم بروید تا توکلتان چقدر باشد.

یادتان است که بریده بودید، چه شد 19هزار اسیر را گرفتید؟ این قصه را حضرت امام(ره) ماوراء الطبیعی دانستند. در رمضان آقایانی بودند که هر کدام می‌گفتند از یک کانال وارد شوید، خدا هم گفت شماها من که هیچ، نیم من هم نیستید، برای اولین بار فقط پنج گردان از اصفهانی ها و چند گردان از بچه‌های یزد و .. اسیر شدند و خیلی هایشان 10سال در اردوگاه‌های ابوغریب و... پوست انداختند به‌خاطر خود بزرگ بینی هایتان. دلیل آن را از من بپرسی میگویم که در رمضان احمد نداشتیم و اگرنه پیروز می‌شدیم.

درسوریه مهمان سوری ها بودیم، خواستیم با نیروهای احمد وارد حرم حضرت زینب(س) شویم. سوری ها رینگی را دور حرم ایجاد کردند و به مردم می‌گفتند ممنوع. دخول مردم با نیروهای احمد متوسلیان که به‌خاطر روحیه انقلابی دور نیروهای احمد جمع می‌شدند و در شب اول این اتفاق را دیده بودند می‌گفتند که ممنوع است. یک اتفاقی افتاد ده سال بعد از آن اتفاق،من با یک دوستی داشتیم وارد حرم حضرت زینب (س) می‌شدیم خانمی‌جلوی در حرم حضرت زینب(س) رفیق ما را دید گفت من تورا می‌شناسم، گفتم حاج خانم از کجا رفیق ما را می‌شناسید؟ گفت یادتان است شما ده سال پیش اینجا آمدید در حلقه ای که فرمانده سوری نگذاشت ما با شما وارد حرم شویم، تو اینجا بودی یادت است فرمانده تان سیلی زد در گوش آن فرمانده سوری؟

من همینطوری بُهت زده بودم که خدایا این از کجا پیدایش شد و بعد از ده سال ما را می‌شناسد.
آن زن اشاره به این خاطره داشت که فرمانده سوری گفت دستور دارد که مردم با شما داخل حرم نشوند. احمد گفت مسیر را باز کن. در سوریه ای که درآن یک سرباز خدایی می‌کند احمد چنان سیلی به گوش فرمانده سوری گذاشت، مردم همه باهم تکبیر گفتند. سیلی این تا ده سال وده ها سال بعد در ذاکره مردم محروم و مظلوم ماندگار شد.

احمد جان اگر تو بودی قطعآ کار ما در 598 اینگونه گره نمی‌خورد که آن امامی‌که تو دوست داشتی در خرمشهردر مرحله دوم تمام گردان ها کشته و زخمی‌داده بودند و تو گفتی بچه ها ما قول دادیم به امام که خرمشهر را آزاد کنیم.  تا خون در بدن داریم می‌جنگیم تا فقط یک لبخند بر روی لب‌های امام  باز شود.

احمد یادت است که بنی صدر می‌خواست به عنوان فرمانده کل قوا بیاید مریوان بازدید کند، به نماینده بنی صدر گفت پای رییس جمهور وقت و فرمانده کل قوا و اگر هلیکوپتر تو بالای مریوان آمد اولین کسی که آن هلیکوپتر را ساقط کند من هستم ، نماینده بنی صدر به احمد گفت به تو نمی‌خورد از این حرف ها بزنی. گفت همینی که گفتم.

بنی صدرشکایت احمد را به امام کرد که عده ای منافق و اراذل در مریوان فرمانده سپاه شدند و او نگذاشت که من به بازدید بروم، اگر چه که آقای شمخانی در تلویزیون اشاره کرد که باز هم بنی صدر به آنجا رفت که به دلیل آلزایمر ایشان است و اگر تاریخ را برای او دوباره مرور کنند می‌داند که بنی صدر تا زمانی که احمد آنجا بود جرات نکرد به آنجا پا بگذارد، می‌دانست که نمی‌شود پا روی دم شیر بگذارد.

بعد از ملاقاتی که احمد به تهران و جماران خدمت حضرت امام رفته بود احمد دیگر سر از پا نمی‌شناخت. آقای محسن رضایی آنها را به امام معرفی کرد و گفت ایشان احمد متوسلیان فرمانده است. احمد گفت به محض اینکه آقای محسن رضایی من را معرفی کرد دیدم امام از زیر ابروهای کمانی خود یک نگاه تیزبینانه ای به من کردند، جا خوردم و احساس کردم چیزی از من به امام گفته شده و امام از دست من دلخوراست و نگاه آن پر از مفهوم بود، تا زمانی که وقت آن رسید یکی یکی برویم دست بوس امام، لحظه ای که خواستم دست ایشان را ببوسم حضرت امام گفتند احمد متوسلیان که می‌گویند شما هستید؟ گفتم  آقاجان من سرباز کوچک شما هستم.

در گوشم امام گفت "پسرم استوار باش و کار خودت را بکن" احمد همان جا جریان را گرفته بود که در مسیر است.

 آن زمان که احمد در برابر بازدید بنی صدر ایستاد عده ای گفتند که احمد اشتباه می‌کند، بنی صدر رییس جمهور و فرمانده کل قوا است مگر می‌شود در مقابل او ایستاد اما احمد متوسلیان گفت "کسی که عدالت ندارد بر ما ولایت ندارد" ما کجا و احمد متوسلیان کجا، بصیرتی که حضرت آقا سفارش می‌کند همین است. انتهای کار را ببینی.
پرورش یافتگان مکتب تو که یک دانه اش شد عماد مغنیه، اگر امروز بودی چه می‌شد، بچه ها برنگشتند و همان جا ایستادند و آموزشگاه در سکنه امام علی(ع) زدند و برای این روزها شاگرد تربیت کردند.

چهارهزارنیرو برای حزب الله لبنان دنیا را بهم ریخته، از خود سید حسن نصرالله که شاگردی اش را کرده در سکنه امام علی تا سید عباس موسوی، این ویژگی علمدارتان است تفتی ها بشناسید. در شهرتان برای اوتندیس ساخته اید آقای فرماندار؟ چهارتا خیابان در شهر، میدان اصلی یزد را به نام او زدید؟ مهم نیست، شما وقت این کارها را ندارید. صادرات تولید کاشی برای شما سالیانه به مراتب بهتر است. اگر تو بودی قطعا نمی‌گذاشتی فرمان حضرت امام درباره تشکیل ارتش بیست میلیونی تا کنون زمین بماند. اگر بودی نمی‌گذاشتی فرمان حضرت امام(ره) برای تشکل هسته‌های مقاومت در سرتاسر جبهه برای بسیجیان جهان اسلام روی زمین بماند واگر بودی امروز کنار حضرت آقا به عنوان یک مالک شمشیر زن که کل دنیا بهم ریخته اینجا نمی‌ایستادی در مجلس و ریاست و جمهوری و سیستم قضایی در سر و کله هم بزنید و چهار تا زمین خوار را می‌خواهند بگیرند جرأت نمی‌کنند.

اگر تو بودی امروز جرأت نمی‌کردند بعد از گذشت دو دهه ضربه به انقلاب مانند حسن روحانی که همین امروز در یزد بر روی منبر دوباره همان حرفهای سابق را بگویند آدم‌هایی که امروزه لشگرکشی می‌کنند، آدم‌هایی که اطلاعات نظام را فروختند، آدم‌هایی که در مقابل غربی ها کرنش کردن و جلسه با جرج سورس ها گذاشتند ، و باز خاتمی‌ها بیاید اینجا نه برای اینکه به یاد این فقید باشند بلکه بوی پول ،مقام و زمین بر مشامشان رسیده که اینگونه صف کشیده اند .

تو بودی مگر می‌گذاشتی این خبیث ها و نامرد ها دوباره صف تشکیل دهند، افسوس که یک بار هم رفتی برای اینکه این ها را تمام کنی اما افراد بی شعور و نادان در جبهه داخلی همیشه در دقیقه نود  در طی تاریخ شیعه خیمه آخر را که می‌رویم جمع کنیم منافقان دوباره به ما می‌زنند و تاریخ بارها و بارها تکرار می‌شود.

اگر تو بودی ...احمد
 این قوم جهاد کرده آخر سر باخت/ ولی پی زر و زیور باخت
احمد این دور،دور بی تمکین نیست/ در اصغراگر نباخت در اکبر باخت

احمد جان اکنون که براین اعتقاد هستم که بیست و خورده ای سال است که مدل اسراییلی ها اینگونه است که شما را در زندان نگاه می‌دارند تا وقت آن برسد،  آنها مدل شان این گونه است که برای یک سرباز جانی و جنایتکارهر ساله مراسم می‌گیرند.احمد متوسلیان جزو مطالبات این نظام نیست، نظام آنقدر مشغله دارد که وقت ندارد تو را به عنوان مطالبات اصلی داشته باشد و بگوید ما چنین شخصیت‌هایی را هم داشتیم.

 برای همین است که دعا نمی‌کنم که حتی اگر اسیری در این مقطع برگردی و بیایی. می‌دانی چرا؟ برای اینکه منی که مشتاق تو هستم اگر بدانم امروز می‌آیی فرودگاه امام خمینی من به عنوان استقبال کننده ات باشم با هوشی که داری اول من را می‌شناسی و صدا می‌زنی این فرودگاه امام خمینی است این فرودگاه یزد است. اول یک سیلی به گوش من می‌زنی که تا یک سال باید سرخی آن را بپوشانم. اولین کسی که سیلی می‌خورد من هستم. برای چه باید دعا کنم که برگردی؟

درتهران یک چرخ بزنی یا به شهرخودت بیایی یا باید دوباره دعوا راه بیاندازی دوباره به عنوان آدم منافق تورا می‌گیرند. آدمی‌که جانباز است و اعصاب و روانش بهم ریخته است و برای این عصر نیست. تو خوب است با همان جمعیت در آن غار تا زمان ظهور حجت حق بمانی و مولایی بیاید و تو در رکاب او شمشیر بزنی. این جماعت خیلی که از دستشان بربیاید این است که فرماندارشان لطف کرد بعد از 29سال ارادت خودش را به تو نشان دهد.

 احمد جان همان جا در اردوگاه بمان، خوب است باور کنی، یک جاهایی آنها بیشتر از نئوصهیونیسم‌های وطنی مرام دارند کسی که نان امام را بخورد با جرج سورس جلسه نمی‌گذارد کسی که لباس امام را بپوشد که با عبدالله سعودی جلسه نمی‌گذارد . کسی که نان امام را خورده باشد از این ها پول نمی‌گیرد برای براندازی نظام.

احمد جان این حال و روز ما است، ببخش مارا. من خوشحالم از اینکه تو در جمع ما نیستی اما دعا می‌کنم که احمد جان بمانی برای سربازی و شمشیر زدن در ایام ظهور حجت حق.

والسلام علیکم ورحمت الله و برکاته

وقتی مشاور ارشد بی‌بی‌سی هم تحریم انتخابات را مسخره می‌کند

 
خیمه‌شب بازی جدید برای جا انداختن تکاپوی انتخاباتی فتنه‌گران

اعتراف یکی از فعالان اپوزیسیون در خارج از کشور که ارتباط گسترده و نزدیکی با مراکز رسانه‌ای غرب دارد، درباره حضور بیشتر از 60 درصدی مردم در انتخابات مجلس نهم که اسفندماه امسال برگزار می‌شود، با واکنش سایر فعالان رسانه‌ای ضدانقلاب روبرو شده است و به‌نظر خیمه‌شب بازی در راستای پروژه "پاسکاری خاتمی و تندروها" برای هدف نهایی توجیه بازگشت به قدرت علی‌رغم شعارهای رادیکال ادامه دارد. 

 
به گزارش رجانیوز، شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم به پررنگ‌ترین مباحثه میان اصلاح‌طلبان و جریان اپوزیسیون بدل شده است؛ تا جایی که اختلاف نظر در این موضوع سبب شده تا وحدت نمادین این جریانات که در حوادث سال 88 و فتنه پس از آن حول حمایت از آشوبگران خیابانی تشکیل شده بود، به طور گسترده‌ای از بین برود و اختلافات عمیق و راهبردی گروه‌های مختلف نظیر سلطنت‌طلب، منافقین، لیبرال‌ها، اصلاح‌طلبان و فمینیست‌ها بار دیگر به وضوح نمایان شود. 
 
اوج این درگیری‌ها بر سر اظهارات "مسعود بهنود" مشاور ارشد رئیس تلویزیون دولتی انگلیس "بی‌بی‌سی فارسی" شکل گرفت؛ تا جایی که بهنود در یادداشتی که روز گذشته در سایت گویانیوز منتشر کرد، ضمن اعلام ناراحتی شدید از این واکنش‌ها به سخنان خود، فعالان اپوزیسیون در خارج از کشور را افرادی خواند که به جز فحاشی و ناسزاگویی، کار دیگری بلد نیستند. 
 
بهنود چند روز پیش، در یک گفتگوی تلویزیونی درباره نحوه مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم، اعلام کرد که حداقل 60 درصد از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و پروژه تحریم که مدتی است از سوی برنامه‌ریزان جریان موسوم به سبز تبلیغ می‌شود، نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت. 
 
این سخنان عضو اتاق فکر بی‌بی‌سی فارسی بازتاب زیادی در میان رسانه‌ها و سایت‌های اینترنتی مخالف نظام ایران داشت؛ تا جایی که طبق روال مرسوم در این فضای رسانه‌ای و سیاسی، مسعود بهنود هم به فعالیت در چارچوب ماموریت برای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران متهم شد؛ اتهامی که تاکنون بسیاری از سران اپوزیسیون نظیر اکبر گنجی، نیک آهنگ کوثر، ابراهیم نبوی و حتی اخیرا اردشیر امیرارجمند را نیز دربر گرفته است. 
 
با این حال، بهنود در واکنش به این اظهارات، با لحنی تمسخرآمیز گفته است: همه دوستانی که رگ گردن‌شان برآمده، بسيار به‌جاست به‌جای آن که سيلی در گوش پزشک بزنند کمی به خود آيند، اگر معتقدند نبايد در انتخابات شرکت کرد دور هم جمع شوند، کاری حسينی کنند، در ماه‌های مانده، بجنبند و مردم ايران را با خبر کنند و جريان تحريم را که مورد نظرشان هست به قوت برسانند، وگرنه اگر هم‌چنان بزرگ‌ترين مبارزه‌شان ناسزاگوئی به کسانی باشد که نتيجه را حدس زده‌اند، ماجرا تکرار می‌شود و نظام با بيش از شصت درصد انتخابات را برگزار می‌کند. 
 
این فعال رسانه‌ای طیف اصلاحات که مدیریت فکری بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در زمان حضور در ایران را برعهده داشت، همچنین فعالیت‌های اینترنتی علیه ایران را به استهزا گرفته و نوشته است: اگر اين بحث ها و گفتگو ها حداقل نتيجه اش اين باشد که به من بفهماند که نشستن پای اينترنت و با اسم مستعار ناسزا گفتن مبارزه نيست، مطابق هيچ فرهنگی مبارزه نيست، چه باک که در ميانش سنگ ريزه ای هم به پای کسی اصابت کند. به نظرم ماجور است. 
البته درگیری بر سر حضور یا عدم حضور در انتخابات، منحصر به مسعود بهنود نشد. "مجتبی واحدی" مشاور مهدی کروبی در خارج از کشور هم چند روز پیش نسبت به اظهارات چند نفر از اصلاح‌طلبان مجلس درباره اعلام رائت از فتنه‌گران و همچنین سخنان سیدمحمد خاتمی درباره زوم فراموشی آنچه در دو سال گذشته روی داد، واکنش نشان داد و با بیان اینکه به هیچ عنوان اصلاح‌طلب نیست، این افراد را منفعت‌طلب نامید. 
 
واحدی در سخنان خود صراحتا به خاتمی حمله کرد و او را خائن به آرمان‌های سبز نامید و با بیان اینکه اصلاح‌طلبان به دنبال پر کردن جیب خود هستند، گفت: واقعاً من نمی‌دا‌نم این دوستانی که دنبال شرکت در انتخابات هستند  دنبال چه می‌گردند؟ آیا چهار پنج میلیون تومان حقوق نمایندگی و یک ماشین و یک محافظ و یک دفتر این‌قدر ارزش دارد که از خواسته‌های جنبش سبز عدول کنیم؟ 
سردبیر سابق روزنامه افتاب یزد همچنین با یادآوری اظهارات هفته قبل "مصطفی کواکبیان" و اعلام برائت ضمنی او از جریان فتنه که با انگیزه پالس دادن به نهادهای نظارتی برای تأیید صلاحیتش بیان شده بود، اصلاحات را فاقد پایه‌های اجتماعی در ایران دانسته و افزود: توی این شرایط من معتقدم که این خیانت، به صراحت می‌گویم، این خیانت  به آرمان‌های مردم است که مردم را دلسرد بکنیم، یا آنها را به این نتیجه برسانیم که مقاومت فایده‌ای ندارد و آخرش سران اصلاح طلب قرار است کوتاه بیایند. 
گفتنی است فعالان سیاسی معتقدند جریان اصلاحات به ‌دلیل حفظ منافع خود هم که شده از اینکه به‌ عنوان «جریان تحریمی» شناخته شود، ابا دارد و در صورت چراغ سبز نظام و تأیید صلاحیت حداقلی، هرگز انتخابات را تحریم نخواهد کرد؛ به‌ طوری که در انتخابات مجلس هشتم نیز علی‌رغم تبلیغات گسترده مبنی بر تحریم انتخابات، در شهر تهران دو لیست انتخاباتی کامل با عناوین «اعتماد ملی» و «یاران خاتمی» ارائه کرد که البته شکست سنگینی نیز متحمل شد.

تصاویر منتشرنشده از اعتراض یزدی‌ها به خاتمی در تشييع مرحوم صدوقي

 

 

محمد خاتمی دو روز پیش در حالی برای حضور در مراسم تشییع و تدفین حجت‌الاسلام صدوقی نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه فقید یزد به این شهر رفت که حضور وی در شهر یزد با اعتراض‌های شدید مردمی مواجه شد.

به گزارش رجانيوز، مردم یزد در حالی اعتراض شدیدی به حضور خاتمی در این مراسم کردند و شعارهایی علیه وی به‌عنوان یکی از سران داخلی فتنه سر دادند که وی تصور چنین برخوردی را در زادگاه خود نداشت. معترضان همچنين نسبت به سيد حسن خميني نيز مواردي را بيان کردند.

با این حال، این اولین بار نیست که خاتمی غافلگیر می‌شود، به‌طوری که در انتخابات 88 نیز استقبال تاریخی مردم یزد در جریان سفر استانی احمدی‌نژاد به این شهر در آستانه انتخابات، شرایط ویژه‌ای را ایجاد کرد. 

 

متن‌کامل سوال نمایندگان از رئيس‌جمهور

مقاومت يازده روزه جناب عالي در مقابل حكم حكومتي رهبر انقلاب اسلامی چه توجيهي دارد؟

سرانجام پس از کش و قوس های فراوان درباره طرح سوال از رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی، این طرح با امضای بیش از یک سوم نمایندگان تهیه شد و جهت اعلام وصول، در اختیار هیئت رئیسه مجلس قرار گرفت و قرار است در پایان تعطیلات دو هفته ای مجلس، این طرح در هیئت رئیسه بررسی و در مورد آن تصمیم گیری شود.

به گزارش «تابناک»، تاکنون بنابر برخی ملاحظات اسامی نمایندگان امضا کننده این طرح اعلام نشده و به جز نمایندگان مذکور و محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس که مسئولیت پیگیری آن را در هیئت رئیسه دارد کسی از هویت امضاکنندگان اطلاعی ندارد، ضمن اینکه بر اساس رهنمودهای اخیر رهبر انقلاب بهتر آن است که دولت و مجلس در تعامل بیشتر و سازنده تر با یکدیگر، بدون تسری تنش به جامعه و در کمال متانت و رعایت موازین اخلاقی که در شأن کارگزاران جمهوری اسلامی ایران است، بتوانند ابهامات موجود را برطرف کرده و جامعه را در مسیر اهداف اصلی و عالیه نظام رهنمون شوند.

بنابر این گزارش، متن کامل سوال از رئیس جمهور که در اختیار «تابناک» قرار گرفته به شرح زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحيم

هيئت رئيسه محترم مجلس شوراي اسلامي

با اهداء سلام، به استناد اصل هشتاد و هشتم قانون اساسي و ماده 196 و 197 آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي، ضمن تقدير از خدمات فراوان دولت در حوزه هاي مختلف، بدين وسيله سئوالات زير از رئيس جمهور محترم با يكصد امضا جهت طي مراحل قانوني و روشن شدن اذهان نمايندگان محترم و رفع سوء تفاهمات و به منظور تقويت نظام جمهوري اسلامي ارائه مي گردد:
 
1 ـ چرا قانون تسهيلات ارزي براي متروي تهران و كلان شهرها و حمل و نقل عمومي ساير شهرها، علي رغم نياز مبرم اين شهرها به روان سازي ترافيك، خصوصا با آغاز هدفمند شدن يارانه حامل هاي انرژي، ابلاغ و اجرا نشد؟

2 ـ وزير ورزش و جوانان پس از پنج ماه از ابلاغ قانون تشكيل وزارت ورزش و جوانان با نامه اي غير معمول به مجلس معرفي شد، آيا اين امر نوعي تلاش براي گريز از اجراي قانون نيست؟

3 ـ طبق آمار رسمي نرخ رشد اقتصادي كشور در سال 89 زير 1% بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوي صندوق بين المللي پول را بپذيريم حدود 3% بوده است در حالي كه طبق برنامه بايد حداقل 8% باشد. آيا اين امر حاكي از ضعف مديريت اقتصادي كشور نيست؟ همچنين با اين نرخ رشد آيا ممكن است يك ميليون و ششصد هزار شغل در كشور ايجاد شده باشد؟

4 ـ مبلغ 1500 ميليارد تومان بودجه ارتقاء شاخص هاي فرهنگي كشور در قانون بودجه سال 1389 چگونه هزينه شده است؟

5 ـ قانون هدفمند كردن يارانه ها پنج ساله بوده است در حالي كه ميزان افزايش بهاي برخي حامل هاي انرژي نشان مي دهد كه دولت مدت اجراي آن را كمتر از 3 سال در نظر گرفته است. در نتيجه مردم بايد فشار غير لازمي را در پرداخت بهاي مثلا گاز مصرفي تحمل نمايند. همچنين سهم بخش توليد صنعتي و كشاورزي تاكنون به درستي پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزينه توليد كالا و محصول گرديده است. چرا دولت مقيد به اجراي قانون مجلس نيست؟

6 ـ مقاومت يازده روزه جناب عالي در مقابل حكم حكومتي رهبر انقلاب اسلامي مبني بر ابقاي حجت الاسلام مصلحي وزير محترم اطلاعات چه توجيهي دارد؟
           
7 ـ چه ضرورتي وجود داشت كه آقاي منوچهر متكي وزير سابق امور خارجه در زمان ماموريت خود به سنگال عزل شود به طوري كه علاوه بر تحقير شخصيت ايشان، نظام جمهوري اسلامي ايران در سطح جهان آسيب ببيند؟

8 ـ اين سخن جناب عالي كه مجلس در راس امور نيست، چه هدفي را دنبال مي كند؟

9 ـ چرا جناب عالي با علم به اينكه انتقاد از برخی مجریان «قانون عفاف و حجاب» در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بدتر شدن وضع پوشش اسلامي در جامعه خواهد شد، در برنامه زنده تلويزيوني ضمن متهم کردن برخی مجریان اين قانون، بر خلاف اجماع فقها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است، از دولت سلب مسئولیت نمودید و پس از مخالفت گسترده مراجع تقليد، ائمه جمعه، علماي بلاد و نمايندگان مجلس با سخنان شما، در مصاحبه زنده تلويزيوني بعدي اعلام كرديد كه سخن من همان است كه گفتم. اين رفتار شما چگونه توجيه مي شود؟

10 ـ چرا نظريه «ترويج مكتب ايران به جاي مكتب اسلام» را كه توسط رئيس دفتر شما بيان شد علي رغم ضديت با مباني انقلاب اسلامي و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقليد و علماي بزرگ و دلسوزان نظام، تاييد و بر آن تاکید نموده باعث تنزل جايگاه انقلاب اسلامي و زنده شدن تعصبات قومي در ميان مسلمانان و سوء استفاده مخالفان وحدت اسلامي گرديديد؟ اصولا چرا از گروه موسوم به «جريان انحرافي» علي رغم هشدار و اعلام خطر علماي بزرگ اعلام برائت نمي كنيد بلكه از اين افراد دفاع مي نماييد؟

دیدار شركت‌كنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن كریم با رهبر انقلاب

قيام ملت‌هاي منطقه از نشانه‌هاي بارز حتمي بودن وعده‌هاي قرآن است

ایشان، بی‌توجهی به ظرفیت وحدت بخش قرآن مجید را غفلت بزرگ ملت‌های مسلمان برشمردند و افزودند: باور نداشتن به مفاهیم قرآنی و وعده‌های پروردگار، غفلت دیگری است كه عملاً مانع وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامی شده است.
به گزارش صراط نیوز به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار اساتید، داوران، حُفّاظ و قاریان شركت‌كننده در بیست‌و‌هشتمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن كریم و جمعی از جامعه‌ی قرآنی كشور،  قرآن را مهمترین وسیله و عامل وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامی و قیام ملت‌های منطقه را از نشانه‌های روشن تحقق قطعی وعده‌های قرآنی پروردگار خواندند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسابقات بین‌المللی قرآن كریم را نشان‌دهنده ظرفیت عظیم و بی‌پایان این كتاب آسمانی برای اجتماع و وحدت مسلمانان دانستند و خاطرنشان كردند: همه ملت‌های مسلمان در مقابل این هدیه بی‌نظیر الهی خاضع و درس‌آموزند و این حقیقت، فرصت بسیار مهمی را برای وحدت مسلمان ایجاد می‌كند.
ایشان، بی‌توجهی به ظرفیت وحدت بخش قرآن مجید را غفلت بزرگ ملت‌های مسلمان برشمردند و افزودند: باور نداشتن به مفاهیم قرآنی و وعده‌های پروردگار، غفلت دیگری است كه عملاً مانع وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامی شده است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین تحقق قطعی وعده‌های قرآنی خداوند، به تغییر سرنوشت ملت ایران اشاره و خاطرنشان كردند: ما ملت ایران، آیه شریفه انَّ الله لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم را در عمل آزموده‌ایم و با قیام لله و یاری دین خدا، نصرت الهی را كاملاً درك كرده‌ایم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ایران دوران طاغوت را ایرانِ امریكا و ایران وابسته به صهیونیست‌ها خواندند و خاطرنشان كردند: تبدیل ایران به قطب قدرتمند مقابله با استكبار و صهیونیسم، معجزه‌ای عینی و تحقق وعده نصرت الهی است كه خداوند كریم آن را در قرآن، بشارت داده است.
ایشان قیام ملت‌های منطقه از جمله ملت مصر را از دیگر نشانه‌های بارز حتمی بودن وعده‌های قرآن برشمردند و افزودند: امریكا، جبهه خبیث صهیونیستها و وابستگان سیاسی آنها در منطقه، حتی حاضر نبودند فكر قیام ملت مصر را به ذهنشان راه دهند اما این ملت، با شعار الله‌اكبر و نماز جمعه و جماعت به میدان یاری دین خدا آمد و خداوند نیز با نصرت آن ملت، بار دیگر ثابت كرد كه اگر پروردگار كسی را یاری كند هیچ قدرتی نمی‌تواند بر او غلبه كند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان، حفظ قرآن را، باعث ایجاد فرصت بیشتر برای تدبر و تفكر در این كتاب الهی دانستند و با توصیه به نوجوانان و جوانان به حفظ قرآن مجید افزودند: تدبر، كلید اصلی درك مفاهیم و معانی عمیق قرآن است و حفظ آیات شریف، این فرصت را بهتر و بیشتر فراهم می كند.
در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه، در گزارشی از برپایی بیست و هشتمین دوره مسابقات قرآن كریم در تهران گفت: در این دوره از مسابقات كه بمدت 5 روز برگزار شد، 96 نفر قاری و حافظ قرآن و 13 نفر داور از 61 كشور جهان حضور داشتند.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی پژوهش‌های قرآنی در قالب مقاله‌نویسی، برپایی همایش بانوان فعال در عرصه قرآنی، كارگاه‌های آموزشی تخصصی در رشته قرائت و حفظ، برگزاری نمایشگاه محصولات قرآنی و محافل انس با قرآن را از دیگر برنامه‌های این دوره از مسابقات بین‌ المللی قرآن كریم اعلام كرد.

سردار جعفری فرمانده کل سپاه:

دستگیری عوامل جریان انحرافی برعهده سپاه است

نگرانی در مورد این حرکت جریان انحرافی وجود ندارد چون حرکت های انحرافی خیلی بزرگتری را جامعه اسلامی ایران پشت سر گذاشته است و جریان انحرافی که الان وجود دارد خیلی مطرح نیست و انشاءالله این هم رفع خواهد شد.
"صراط" - سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساروز میلاد حضرت امام حسین (ع) در خصوص ادامه بازداشتها و برخوردها با عوامل جریان انحرافی توسط سپاه گفت: با توجه به اینکه سپاه ضابط قوه قضائیه است و همچنین بدلیل اینکه پرونده برخورد با جریان انحرافی دارای پیچیدگی های خاصی است  براین اساس به صلاحدید قوه قضائیه سپاه اقدام به دستگیری و بازداشت این افراد نموده است.
 
وی ادامه داد: این افراد تخلف امنیتی ندارند بلکه بیشتر تخلفات شان در حوزه های اقتصادی و اخلاقی است و افرادی که دستگیر شده اند ارتباط بسیار نزدیکی با چهره های اصلی این جریان داشته اند.

فرمانده کل سپاه با بیان اینکه قوه قضائیه برخورد با افرادی که فعلا مرتبط با جریان انحرافی هستند را برعهده سپاه گذاشته است، گفت: البته افراد دیگری هم در دست اقدام و برخورد قرار دارند که آنها ارتباطی با جریان انحرافی ندارند.
 
وی تصریح کرد: بنابراین سپاه چون طبق قانون ضابط قوه قضائیه است بر اساس حکم قاضی دادستانی اقدام به دستگیری این افراد کرده است.
 
به گزارش صراط نیوز ، سردار جعفری همچنین در خصوص چرایی اینکه چهره های اصلی جریان انحرافی بزرگترین مانع را سپاه و بسیج می دانند نیز گفت: ما خدا را شکر می کنیم که سپاه و بسیج تا حدی در انجام این وظیفه انقلابی خود که برخورد با همه جریانات مخالف انقلاب اسلامی است خوب عمل می کند به طوری که منحرفین چنین برداشتی را دارند وامیدواریم در آینده دقت عمل مان در این رابطه بیشتر شود.
 
سردار جعفری درباره ماهیت جریان انحرافی عنوان کرد: این افراد با بهره گیری از قدرت و یا نزدیک کردن خود به مراکز قدرت و ثروت در صدد رسیدن به مقاصد خود هستند.
وی مبنای حرکت جریان انحرافی را مسائل دنیوی  و نفسانی دانست  و ابراز امیدواری کرد که با صبر، حوصله و هوشمندی مسئولان  و توجه به ماهیت حرکت جریان انحرافی  مقابله لازم صورت گیرد.
 
فرمانده کل سپاه  با بیان اینکه برخوردها با جریان انحرافی ادامه خواهد داشت، گفت: نگرانی در مورد این حرکت  جریان انحرافی وجود ندارد چون حرکت های انحرافی خیلی بزرگتری را جامعه اسلامی ایران پشت سر گذاشته است و جریان انحرافی که الان وجود دارد خیلی مطرح نیست و انشاءالله این هم رفع خواهد شد و باید خود را برای انحرافات و پیچیدگی های بزرگتری که ممکن است در آینده بر سر راه انقلاب ظاهر شود آماده کنیم.

پشیمانی "فرشید منافی" از ترک ایران

مجری "رادیو پس فردا" خواهان بازگشت به کشور

شرایط نامساعد زندگی و حواشی که برای او ایجاد شده است باعث شده است وی در تصمیمش مبنی بر حضور در رادیوفردا مردد گردد . شایان ذکر است وی در این جلسه عنوان کرده بود که از طریق چند واسطه خواستار پادرمیانی برای حضور مجدد در ایران شده اما تا کنون جوابی دریافت نکرده است.
"صراط" - فرشید منافی گوینده و برنامه‌ساز توانای رادیو ایران که در خرداد 1389 از ایران خارج و هم اکنون در پراگ برنامه طنز رادیوپس فردا را در رادیو فردا اجرا می کند در جلسه محفلی از اینکه ایران را ترک کرده است اظهار پشیمانی کرده است.


به گزارش صراط نیوز ، گویا شرایط نامساعد زندگی و حواشی که برای او ایجاد شده است باعث شده است وی در تصمیمش مبنی بر حضور در رادیوفردا مردد گردد . شایان ذکر است وی در این جلسه عنوان کرده بود که از طریق چند واسطه خواستار پادرمیانی برای حضور مجدد در ایران شده اما تا کنون جوابی دریافت نکرده است.

گفتنی است او از برنامه سازان رادیو جوان بود و برنامه روی خط جوانی را اجرا می کرد. وی هم اکنون پنج روز در هفته، برنامه طنز رادیو پس‌فردا اجرا می کند. وی توانسته است دو جایزه رادیویی «نیویورک فستیوالز» را به خاطر ساخت و اجرای برنامه "رادیو پس فردا" از آن خود کند.

مشاور سابق رئیس جمهور

انسان نبايد براي حفظ جايگاه خود به هر اقدامي دست بزند

انسان نبايد براي حفظ جايگاه خود به هر اقدامي دست بزند

اگر مسئولي بر خلاف نظر رهبر انقلاب عمل كند، قطعأ و يقينأ اعتقاد وي به مباني ديني سست بوده و برداشت صحيحي از مسائل اسلامي ندارد . حيثيت و آبروي افراد در پيشگاه خداوند محترم است لذا همه وظيفه داريم اين موضوع را حفظ كنيم تا خسارتي به آن وارد نشود.
"صراط" - حجت‌الاسلام علي ثمري، مشاور سابق رئيس‌جمهور در خصوص لزوم رعايت اخلاق سياسي در بين مسئولان و تاكيدات مقام معظم رهبري در اين زمينه، اظهارداشت: افراد وقتي صاحب مقام و منصب مي‌شوند لزوم رعايت اخلاق براي آنها بيشتر است چراكه بايد از اين طريق رفتارشان مورد تاييد اسلام قرار گرفته و به شكلي باشد كه براي حفظ جايگاه خود حاضر نشوند به حيثيت افراد خدشه وارد كنند. وي ادامه داد: مناصب افراد امانت‌ خدايي است كه بايد با اخلاق از آن نگهداري كرد و قرآن كريم در همين زمينه مي‌فرمايد: «الذين إن مكنّاهم في الارض اقاموا لصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر» يعني كسي كه امكان اعمال قدرت و كار اجرايي به دست آورد اولين وظيفه وي رعايت حقيقت نماز، احياي ارزش‌ها، نهي كنندگي از منكرات و انجام بندگي است لذا اين موضوع بزرگ‌ترين وظيفه عناصر سياسي كشور است.
به گزارش صراط نیوز دبير هيئت عالي گزينش كل كشور با بيان اينكه هر مقدار تكليف مسئولان و سياستمداران سنگين‌تر باشد به همان اندازه تكليفي كه قرآن براي آنها مشخص كرده، سنگين‌تر مي‌شود، افزود: بايد به گذرا بودن مناصب و مسئوليت‌هاي مختلف توجه كرد. وي به فرمايش قرآن مبني بر اينكه اگر يك لفظي از دهان شما خارج ‌شود بايد در قيامت نسبت به آن جوابگو باشيد اشاره و عنوان كرد: بايد مراقب حيثيت و آبروي افراد بود چرا كه طبق يك روايت آبروي مؤمن از كعبه بالاتر است بر همين اساس نبايد به محض به دست آوردن يك تريبون آبروي افراد را زير سوال برد. حجت‌الاسلام ثمري يادآور شد: ريشه بي‌اخلاقي‌هاي سياسي عدم اعتقاد به مباني و ارزش‌ها است و بر همين اساس در مسائل سياسي تلاش افراد براي حفظ گروه، باند و منافع‌شان به شكل ديگري جلوه مي‌كند. وي افزود: تعبيري كه مقام معظم رهبري مبني بر «بداخلاقي سياسي» به كار بردند، ريشه‌اش به عدم معرفت و اعتقاد بر مي‌گردد چرا كه اگر فردي به خدا، روز قيامت و قرآن معتقد باشد، مراقب عملكرد خود خواهد بود.
مشاور سابق رئيس‌جمهور با ارزيابي فضاي فعلي مربوط به اخلاق سياسي در جامعه، عنوان كرد: ملاك و معيار ما در جامعه اسلامي ولايت است يعني وقتي مقام معظم رهبري مي فرمايند امروز بايد وحدت امت اسلامي و همدلي ميان قوا حفظ شود، اين امر تكليف تك‌تك مسئولاني است كه در فضاي سياسي كشور موثر هستند. وي تصريح كرد: اگر مسئولي بر خلاف نظر رهبر انقلاب عمل كند، قطعأ و يقينأ اعتقاد وي به مباني ديني سست بوده و برداشت صحيحي از مسائل اسلامي ندارد. حجت‌الاسلام ثمري با تاكيد بر اينكه بايد به صورت كلان به مقوله اخلاق سياسي نگاه كرد، گفت: حيثيت و آبروي افراد در پيشگاه خداوند محترم است لذا همه وظيفه داريم اين موضوع را حفظ كنيم تا خسارتي به آن وارد نشود. وي به بيداري امت اسلامي منطقه خاورميانه اشاره و خاطرنشان كرد: انقلاب‌ها و بيداري مردم منطقه ايجاب مي‌كند كه مسئولان كشور با دقت بيشتري عمل كنند و اين انتقاد به همه مسئولان وجود دارد و فقط محدود به مجلس يا دولت نيست. دبير هيئت عالي گزينش كل كشور تصريح كرد: موضوعي كه اسلام ناب محمدي به ما آموخته اين است كه انسان نبايد براي حفظ جايگاه خود به هر اقدامي دست بزند. وي يادآور شد: مهم‌ترين تكليف و اوجب واجبات در حال حاضر حفظ نظام اسلامي است بنابراين بداخلاقي‌هاي سياسي، گذشته از انعكاسي كه در جهان دارد و موجب نااميدي جهان اسلام از جمهوري اسلامي به‌عنوان الگوي خود مي‌شود، در داخل كشور نيز آسيب‌هايي را به همراه دارد. وي در خاتمه در همين زمينه متذكر شد: جواناني كه تازه به عرصه مسائل سياسي و اجتماعي وارد شده‌اند، اگر در ابتداي ورود خود شاهد بي‌اخلاقي‌ سياسي مسئولان باشند ممكن است دچار تنش و تضاد شده و در نهايت به ارزش‌ها بي‌تفاوت شوند يا با جريان‌هاي معاند همراهي كنند لذا حفظ يكپارچگي امت اسلامي زير سايه ولايت بايد مهمترين دغدغه مسئولان كشور باشد.

رئیس ایرنا:دستگاههای امنیتی و قضائی با جریان انحرافی برخورد کنند

جوان فکر بر خلاف بقایی وجود جریان انحرافی را پذیرفت

نکته سؤال‌برانگیز آن است که دستگاه‌های هشداردهنده، مانند وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی نیز تاکنون نه تنها از به صدا درآوردن زنگ‌های بیدارکننده اجتناب ورزیده‌اند، بلکه ناخواسته با سکوت خود،‌ عرصه را برای شکل‌گیری یک جریان انحرافی آسیب زننده به منافع ملی و اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی به حال خود رها کرده‌اند.
"صراط" - مشاور رسانه ایی رییس جمهور، بر خلاف نظر حمید بقایی از چهره های نزدیک به مشایی و احمدی نژاد سرانجام وجود "جریان انحرافی" را پذیرفت.
به گزارش صراط نیوز،جوان فکر که تا چند روز پیش وجود پدیده ایی بنام جریان انحرافی را انکار کرده وآن را موهوم و زاییده "تبلیغاتچی های اقتدارگرا" می دانست، در نوشته ایی با اذعان به وجود این جریان، ضمن انتقاد از "وزارت اطلاعات" و "شورای عالی امنیت ملی" بخاطر سکوت در مقابل آن نوشت: نکته سؤال‌برانگیز آن است که دستگاه‌های هشداردهنده، مانند وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی نیز تاکنون نه تنها از به صدا درآوردن زنگ‌های بیدارکننده اجتناب ورزیده‌اند، بلکه ناخواسته با سکوت خود،‌ عرصه را برای شکل‌گیری یک جریان انحرافی آسیب زننده به منافع ملی و اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی به حال خود رها کرده‌اند.
رییس ایرنا همچنین با بیان اینکه شرایط کشور در "منطقه خطر" قرار دارد بدون اشاره به رابطه بین جریان انحرافی و قرار گرفتن شرایط کشور در "منطقه خطر" تصریح کرد: برخی از رویدادها نیز حاکی از آن است که با نقش‌آفرینی و زمینه‌سازی دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی و جهالت برخی عناصر و جریان‌های داخلی یا خیانت ستون پنجم دشمن، در وسط میدان مین‌گذاری شده‌ای قرار گرفته‌ایم که برای یافتن راه نجات، یا باید از همان راهی که آمده‌ایم به عقب بازگردیم یا آن که با ادامه این مسیر،‌ هرگونه تهدید و حادثه‌ای را به جان بخریم.
وی در این نوشتار در توضیح منظور خود از "ادامه دادن مسیر" و به جان خریدن هرگونه تهدید و حادثه، به رابطه احتمالی بین لزوم برخورد قوه قضاییه با تتمه جریان انحرافی و بی توجهی به تهدیدات رییس جمهور مبنی بر خط قرمز بودن کابینه، اشاره ایی نکرد.
جوان فکر با اشاره به یکی از دغدغه های دلسوزان انقلاب و نظام مبنی بر درگیری در مسایل حاشیه ایی و غفلت از مسایل اصلی کشور و جهان اسلام، افزود: بزرگ‌ترین خیانت در حق ملت ایران و مقدم بر آن خیانت به حرکت اسلامی ملت‌های منطقه،‌ چیزی جز آن نیست که توجه ملت و دولت ایران از مسائل اصلی کشور،‌ جهان اسلام و تحولات منطقه‌ای به مسائل فرعی و حاشیه‌سازی‌هایی منحرف شود که تاکنون جز از دست رفتن فرصت‌ها،‌ خنثی کردن توان‌ها و انگیزه‌ها برای خدمت به کشور و ملت ایران و پیدایش تهدیدهای تازه،‌ حاصلی در بر نداشته است.
سرپرست روزنامه ایران در ادامه اظهارات تازه خود ضمن درخواست از قوه قضاییه برای شناسایی عوامل اصلی این جریان و محاکمه آنان افزود: تلاش‌های صورت گرفته برای منحرف کردن افکار عمومی ملت ایران از این مسئله اساسی،‌ آیا می‌تواند در بردارنده مفهوم دیگری جز خیانت به آرمان‌های انقلابی و اسلامی داشته باشد؟
وی همچنین از اعضای کمیسون امنیت ملی مجلس بخاطر پرداختن به مسایل حاشیه ایی و غفلت از مسائل منطقه و پشتیبانی از سیاست خارجی انتقاد کرد.
رییس ایرنا همچنین بدون نام بردن از قوه خاصی از قوای سه گانه، در انتقادی تلویحی که می توان آن را متوجه قوه مجریه دانست، تصریح کرد: نکته نگران کننده آن است که قوا و ارکان مختلف در کشور و بویژه دستگاه‌هایی که مسئولیت سنگین‌تری نسبت به مسائل عمومی و ممانعت از تبدیل فرصت‌های پیش روی ملت ایران به تهدیدهای آسیب زننده برعهده دارند، مواضع و اقدامات خود را تحت تأثیر برخی موج‌سازی‌های تبلیغاتی و سیاسی مدیریت شده از سوی افراد یا جریان‌های خاص،‌ سازماندهی کنند که بدون تردید چنین وضعیتی برای کشور آسیب زننده خواهد بود.
مشاور رسانه ایی رییس جمهور ،رییس ایرنا و سرپرست روزنامه ایران در پایان از تلاش برای درک بهتر و عمیق‌تر رهنمودهای مقام معظم رهبری توسط مسولان و دست اندرکاران روزنامه ایران خبر داد.
گفتنی است هرچند درک دیر هنگام آقای جوان فکر از جریان انحرافی برای فردی که مسولیتهای متعدد رسانه ایی در دولت به عهده دارد مایه تعجب است، ولی به هرحال اذعان به وجود این جریان از سوی آقای جوان فکر مایه مسرت و خوشحالی است و امید می رود جوان فکر از ظرفیتهای رسانه ایی تحت کنترل خود برای معرفی این جریان خطرناک نهایت بهره را ببرد.

چوب " حراج " به سینما

 

پشت پرده فیلم زیر زمینی "تهران من حراج"

در زمان دریافت آزمایش ها برای سفر به استرالیا مشخص میشود که به خاطر روابط آزاد نامشروع به ایدز مبتلا شده است، پسر او را رها میکند، دختر تمام نفرتش را در بام تهران در حالی که صدای اذان طنین انداز شده است با فریاد بر سر شهرش خالی میکند و ...

"صراط" - بعد از ورود موسیقی های زیر زمینی به چرخه موسیقی کشور این روزها شاهد پدیده نوظهوری با نام " فیلم های زیر زمینی هستیم" .
فیلم هایی که با تبلیغات در تلویزیون های بیگانه و جشنواره های بی نام و نشان خارجی رسمیت پیدا کرده است و این روزها با کمی پرسه در پیاده روهای خیابان به راحتی می توان آنها را از دست فروش ها تهیه کرد.
فیلم های زیر زمینی از بُعد ساختاری نوعی نافرمانی مدنی محسوب میشوند، زیرا انجام فعالیت های سینمایی در هر کشوری باید با کسب مجوز از مراجع قانونی انجام شود که فیلم های زیر زمینی این قاعده را نقض میکند. این که یک فیلم بدون مجوز در داخل ایران تولید شود همان ویژگی نافرمانی مدنی را دارد و مسولان باید از تولید قارچ گونه این نوع فیلم ها که محتوای آنها اکثرا شِکوه کردن مغرضانه از ایران و نظام اجتماعی حاکم بر آن، سرخوردگی، اعتیاد و مسائل جنسی و عدم رعایت خطوط قرمز است جلوگیری کنند.
به گزارش سرویس فرهنگی صراط نیوز ، در روزها و سال های دهه شصت در کنار سینمای رسمی ایران و سینمای عامه پسند که هنوز رگه هایی از فیلم فارسی را در خود حفظ کرده بود نوعی دیگر از سینما متولد شد که منتقدان به این سینمای بی مخاطب سینمای جشنواره ای لقب دادند. در سینما اگر فیلمی مخاطب نداشته باشد روانه سطل زباله میشود یا تبدیل به فیلم جشنواره ای میشود. اگر به دنبال تعریف جامع تری از سینمای جشنواره باشیم باید بگویم سینمای جشنواره ای آن دسته از سینمای بدون مخاطب در داخل و خارج است که وضعیت ایران را سیاه و تلخ و آنگونه که باب میل غرب است توصیف میکند. به هر حال نافرمانی مدنی یکی از معضلات فیلم های زیر زمینی است، فیلم هایی که اگر حمایت کشور های غربی از محتوای بی محتوای آن نبود نگاتیو های آن پوسیده بود!
نکته قابل توجه فیلم های زیر زمینی در مقایسه با فیلم های جشنواره ای مدرنیته بودن فضا و آدم های قصه است، چنان که می بینیم در این گونه فیلم ها نه از کودکان روستایی خبری هست نه از بدبختی و فلاکت، بلکه شخصیت های این نوع فیلم ها آدم های روشنفکر نمایی هستند که دغدغه های زندگیشان نداشتن آزادی های بی حد و حصر فردی،حکومت و قوانین مذهبی ایران است. این اصلا اتفاقی نیست که با اوج گرفتن انتقاد از نظام اجتماعی و فرهنگی حاکم بر کشور سینما هم به همان سمت برود. چه برخی فیلم هایی که با مجوز در سینماهای کشور اکران میشود و چه این گونه فیلم ها که هدفی جز سیاه نمایی و تلخ گرایی ندارد و مغرضانه اوضاع حاکم را نشانه رفته اند.
در فیلم "تهران من حراج" که این روزها بازتاب زیادی در بین جوان پیدا کرده است، داستان دختری تنها به تصویر کشیده میشود که خانواده مذهبی و سنتی اش او را ترد کرده اند، دختری که رویای زندگی اش تئاترو طراحی لباس است، موهایش را تراشیده است، با پسری در یک مهمانی آنچنانی آشنا میشود که به او قول خروج از کشور را میدهد ، محفل شادی و طربش در اصطبل برگزار میشود که رویاها و شادی های نامشروعش مورد هجمه حکومت و قوانین مذهبی کشورش قرار میگرد، در زمان دریافت آزمایش ها برای سفر به استرالیا مشخص میشود که به خاطر روابط آزاد نامشروع به ایدز مبتلا شده است، پسر او را رها میکند، دختر تمام نفرتش را در بام تهران در حالی که صدای اذان طنین انداز شده است با فریاد بر سر شهرش خالی میکند و تصمیم میگیرد به صورت قاچاقی از کشور خارج شود ....
این فیلم علاوه بر به تصویر کشیدن بسیار واضح مصرف مواد مخدر، دیالوگ ها و صحنه هایی دارد که با عرف و شرع ما سازگاری ندارد، هرچند که در این فیلم از نشان دادن صحنه ها جنسی خودداری شده است اما در بعضی سکانس ها این صحنه ها در لفافه به مخاطب القا میشود.
اگر از نقد این آثار که تمام محوریت آنها مسائل سیاسی است صرف نظر کنیم، نمیتوان از این موضوع چشم پوشی کرد که چگونه این فیلم زیر زمینی که هیچ کسی مسئولیت ساخت و تولید ان را به عهده نمیگیرد در نماهای بیرونی در میدان ها ومعابر اصلی شهر تهران تصویر برداری شده است؟ در صورتی که تمامی اهل فن می دانند کاشتن یک دوربین در یک میدانی مانند میدان انقلاب نیازمند چندین مجوز و هماهنگی برای تصویر برداری است.
نکته قابل توجه دیگری که در فیلم تهران من حراج به چشم میخورد این است که این فیلم برخلاف فیلم هایی دیگری که عنوان زیر زمینی را به خود اختصاص داده است از لوکیشن ها و امکانات حرفه ای و از همه مهم تر وجود یک بازیگر معروف برخوردار است که نمیتوان به راحتی از آن گذشت. حضور خانم ( آ.م) که بازیگر معروفی در سینما وتلویزیون است در این فیلم این شبهه را ایجاد میکند که آیا واقعا این فیلم بدون مجوز تصویر برداری شده است یا خیر ؟
با اینکه همه بر این باورند که نمیتوان مدعی این موضوع شد که در شهر 12 میلیونی تهران مشکلات و مسائل اینچنینی وجود ندارد، اما تاکید کارگردان این فیلم بر سیاه نمایی و بزرگ نمایی این مشکلات ریشه در چیز دیگری دارد. کارگردان این فیلم بلند سینمایی با تکیه بر دریافت جایزه بهترین طرح فیلمنامه در استرالیا و همچنین دریافت چند جایزه از جشنواره های بی نام و نشان از جمله تورنتو و روتردام و بوستن ادعا میکند این فیلم را با مجوز قانونی ساخته است و مرتکب هیچ جرمی نشده، و قصد دارد بعد از اتمام تحصیلش به ایران بازگردد و به ادامه فیلم سازی بپردازد.
آیا پیگری دقیق آثار در حال ساخت برای عدم خروج چنین محصولاتی از بدنه سینمای کشور نیازمند بررسی در برنامه هایی چون برنامه هفت که مشکلات و مسائل سینمایی ایران را مورد تحلیل قرار میدهد نیست؟ آیا بهتر نیست به جای انکار وجود چنین فیلم هایی و اقدام برای دیده نشدن آن چاره ای اندیشیده شود تا جلوی ساخت چنین آثاری را در مرحله پیش تولید گرفته شود؟
آیا وقتی به فیلمی که در خیابان های اصلی شهر و با وجود عوامل حرفه ای تصویر برداری شده، زیر زمینی اطلاق شود، بیشتر شبیه یک لطیفه سینمایی نیست؟ آیا شانه خالی کردن اقایان شمقدری و سجاد پور به بهانه اطلاع نداشتن از ساخت این گونه فیلم ها تازمان اکران آن در یک جشنواره خارجی قابل قبول است؟ آیا سکوت اختیار کردن و ندادن پاسخ شفاف درخصوص چنین تولیداتی راه حل مناسبی است؟ و هزاران هزار آیا که در انتظار یک جواب می مانند....

عکس/ دیدار مشایی با یك مقام هندی

 

به گزارش صراط نیوز، ایران دیپلماتیك نوشت: یكی از مهمترین انتقاداتی كه درباره مشایی انجام می شود دیدار وی از هند و دیدار با مقامات این كشور است. عكس زیر دیدار وی با محمدحامد انصاری معاون رئیس جمهوری هند در تاریخ 12 اردیبهشت 1387 است.

عصبانیت از مقایسه بنی صدر با احمدی نژاد

حمله وقیحانه سایت حامی منحرفین به حجت‌ الاسلام‌ ذوالنور

چرا راستش را نمی گوئید که از ترس واکنش مردم توانایی برخورد سریع و کنار زدن سریع را ندارید . ولیکن بسی خیال واهی که بتوانید احمدی نژاد را از مردم جدا کنید چون او از جنس مردم است نه از جنس آقازاده های مرفح(مرفه) و بی درد.
"صراط" - سايت حامي جريان انحرافي كه با نيروهاي غيبي اين جريان در ارتباط است، در تازه ترين مطلب خود از مقايسه احمدي نژاد و بني صدر ابراز نارضايتي كرد.
به گزارش صراط نيوز ، اين سايت كه پيش از اين در خبري غيبي از نزول بلا در 14 خرداد خبر داده بود و متعاقبا تاريخ هاي جديدي را براي اين مسئله اعلام كرد، در مطلبي با توصيف وقیحانه حجت الاسلام ذوالنور با عنوان "تكفيري اخراج شده از سپاه" نوشت: بنی صدر بی ایمان کجا احمدی نژاد با ایمان کجا . بنی صدر خائن به کشور کجا احمدی نژاد خادم به کشور کجا.
اين نوشته با چشم بستن بر تحقق پيش بيني رهبر معظم انقلاب مبني بر سرخوردگي و ايجاد اختلاف بين هواداران رييس جمهور و عدم تامين مصلحت دولت و شخص رييس جمهور و اين واقعيت كه هم اكنون بسياري از هواداران محمود احمدي نژاد در ادامه هواداري از وي دچار ترديد شده اند، اظهار كرد: عامه مردم همان عقبه و پشتیبان و رای دهنده رئیس جمهور هستند چرا راستش را نمی گوئید که نمی توانید با عامه چندین میلیونی مردم دربیافتید .
يادداشت مذكور در ادامه با فراموش كردن آرامش كشور و نبود هيچگونه حمايتي از خانه نشيني چند روزه رييس جمهور در ماجراي وزارت اطلاعات، با مخاطب قرار دادن ذوالنور افزود: "چرا راستش را نمی گوئید که از ترس واکنش مردم توانایی برخورد سریع و کنار زدن سریع را ندارید . ولیکن بسی خیال واهی که بتوانید احمدی نژاد را از مردم جدا کنید چون او از جنس مردم است نه از جنس آقازاده های مرفح(مرفه) و بی درد."
مطلب ياد شده در پايان با اذعان به "فاسد" بودن عباس غفاري ، رمال جريان انحرافي، ضمن انتقاد از سخنان ذوالنور درباره توانايي هاي شيطاني وي خطاب به ذوالنور افزود: ضربه ای که شما با این حرفهایتان به اسلام و قرآن می زنید کمونیست ها نزده اند.
گفتني است چند روز پيش جوان فكر از حاميان سينه چاك جريان انحرافي و سركرده آن در سرمقاله روزنامه ايران نوشته بود: مردم می‌خواهند بدانند که ماجرای بازداشت رمال‌ها به کجا انجامیده است؟ ع. غ کیست؟ اتهام یا جرم او چه بوده است؟ اینک افکار عمومی،پاسخ پرسش‌های ذهنی خود را جست‌وجو می‌کند.

عکس/پدیده‌ای‌نوظهور درخیابان‌‎های‌تهران!

 

دست آقای اصلاح طلب رو شد

تقابل صریح مجید انصاری با فرمایشات مقام معظم رهبری

وی با استناد به آنچه گزارشات دستگاه های نظارتی می داند، در این مصاحبه دولت را به ارائه آمار نادرست و دروغ متهم کرده است. حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون تشکیک نکردن در آمارهای ارائه شده توسط مسئولین فرمودند : . . .
"صراط" - در حالی که هفته گذشته مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان قضایی تاکید کردند تا آمارها و گزارشهای رسمی قوه مجریه، قضائیه و مقننه زیر سوال نرود ظاهرا فرمایشات معظم له تا کنون به گوش مجید انصاری نرسیده است . 
به گزارش صراط نیوز مجید انصاری یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز، روز چهارشنبه (8 تیرماه ) در مصاحبه ای با پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، ادعاهای مختلفی درباره وضعیت کنونی کشور و برخی مسائل انقلاب داشته است.

انصاری که از چهره های نزدیک به سران فتنه است ، در این مصاحبه به بهانه دلسوزی برای نظام، آمارهای ارائه شده از سوی دولت را  زیرسوال برده و دولت را به دروغگویی متهم  کرد.
 
وی با استناد به آنچه گزارشات دستگاه های نظارتی می داند، در این مصاحبه دولت را به ارائه آمار نادرست و دروغ متهم کرده است.
 
قسمتی از متن گفتگو که مربوط به این ادعاست به شرح زیر است:


*به عنوان آخرین سوال، شما کدام بخش از اندیشه‌های امام را در مقطع فعلی نیازمند بازخوانی و توجه بیشتر می‌دانید؟


به طور مشخص من بر سه نکته تأکید دارم، نکته اول صداقت و راستگویی است ،طی چند سال گذشته دروغ‌گویی در سطح رفتار اجتماعی و حکومتی به راحتی آب خوردن شده است و برخی از مسئولین آمار غلط و وعده دروغ می‌دهند.


این ادعای بزرگی است آقای انصاری ...


بنده برای این ادعای خود حاضرم صد‌ها مورد مستند در دادگاه بدهم.


بیشتر در چه شاخص‌هایی مد‌نظرتان است؟


در همه زمینه‌ها، ببینید ادعای اینکه این دولت قانون‌مند‌ترین دولت تاریخ ایران است از دید من یک ادعا و دروغ بزرگ است که در محضر مردم ایران شده است در حالی که به گواهی گزارش دیوان محاسبات کشور از  تفریغ بودجه  بیشترین تخلفات از قانون بودجه سنواتی در این دولت‌ها انجام شد، به گواهی گزارشات سازمان بازرسی کل کشور و به بررسی مرکز‌ پژوهش‌های مجلس و کمیسیون اصل 90 مجلس و دستگاه‌های نظارتی دیگر بسیاری از آمار‌هایی که گفته می‌شود نادرست است ،یا همین ادعای قانون‌گرایی، خوب این چه ادعایی است در حالی که فریاد مجلس بلند است که وزیر ورزش را معرفی نمی‌کند ،(هنگام انتشار مصاحبه وزیر مربوطه معرفی شد ) ادغام وزارت‌خانه ها به این صورت  خلاف اصل قانون است ، تعیین سرپرست برای برخی از وزارت‌خانه‌ها خلاف قانون است سرپرستی رئیس‌جمهور بر وزارت نفت خلاف قانون است ندادن پول مصوب متروی شهر‌های مشهد و اصفهان و تهران علی‌رغم تصویب مجلس و تأیید مجمع تشخیص مصلحت خلاف قانون است و صد‌ها مورد که از روز روشنتر است که اینها خلاف قانون عمل شده و ادعای اینکه این دولت قانونمندترین دولت تاریخ ایران است  یک ادعای کذب است . مسئله دوم پایبندی به کرامت و آزادی رای مردم است ، الآن هم در سال انتخابات مجلس هستیم ، میراث بزرگ حضرت امام(ره) جمهوری اسلامی  بوده است و ما نباید جمهوریت نظام را  به بهانه اسلامیت فدا کنیم که اگر فدا کنیم اسلامیت هم همراه جمهوریت و حتی زود‌تر از جمهوریت فدا خواهد شد. لذا من فکر می‌کنم احترام به جمهوریت و برگذاری انتخابات سالم رقابتی یکی دیگر از مسائلی است که باید با تکیه بر اندیشه‌های امام به آن توجه کرد و نکته بعد هم همان موضوع عمومی اخلاق است. موضوع رعایت اخلاق در برخورد با رقیب و رعایت انصاف و برخورد با مخالف و رعایت قانون ،اخلاق و انصاف است .این اصول مواردی است که مغفول مانده است. البته اگر بخواهم نکته چهارمی هم به آن اضافه کنم مسئله روشن‌فکری و روشن‌بینی دینی است. این چهره ترسناک خرافاتی که امروز از اسلام  به خورد مردم داده می‌شود و ادعا‌های عجیب و غریب  راجع به امام زمان و راجع به هاله نور و ارتباطات با رمالی  درست نیست ، کار ما دیگر به جایی رسیده که در قرن 21 باید در زندان‌هایمان مشاوران رمال و جن‌گیرباشند و یا مشاوران دستگاه‌های دولتی از رمال و جنگیران باشند ،ما در گذشته هشدار می دادیم و به ما می‌خندیدند و می گفتند  شما دارید ما رامتهم می‌کنید و چوب لای چرخ مامی‌گذارید اما امروز اینها واقعیت خارجی یافته است ، اینها مجموعه دغدغه‌هایی است که در اندیشه امام(ره) وجود داشت و باید در جهت همسو شدن به این اندیشه‌ها تلاش کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون تشکیک نکردن در آمارهای ارائه شده توسط مسئولین فرمودند :
"يك چيزى كه ضد حالت اعتماد مردم است، اين است كه افرادى عليه قوه - چه اين قوه، چه قوه‌ى مجريه يا قوه‌ى مقننه - بنا كنند تشكيك كردن. عادت بدى پيدا شده است - البته اين جديد هم نيست، اينها هميشه بوده است؛ اما خب، حالاها چون وسائل ارتباط جمعى متكثر است، همه‌گير است، فراگير است، بيشتر خود را نشان ميدهد - اين عادت بد، تشكيك كردن در گزارشهاست. قوه‌ى قضائيه گزارش ميدهد، يك نفر مى‌آيد ميگويد كه از كجا معلوم اينها راست است. يك شبهه‌اى به وجود مى‌آورد. قوه‌ى مجريه گزارش ميدهد، يكى پيدا ميشود و ميگويد آقا از كجا معلوم اين آمارها درست باشد. تشكيك ايجاد ميكند. عين همين قضيه در مورد قوه‌ى مقننه هم هست. نميشود زحمات يك مجموعه‌ى انسانىِ فعال را با يك ان قلت بيجا و القاء شبهه‌ى بى‌مورد، همه را انسان زير پا له كند؛ اين غلط است. البته جلوى حرف كسانى كه اختيار حرف زدن خود را ندارند، نميشود گرفت؛ اما مسئولان متوجه باشند. رسانه‌هائى كه احساس مسئوليت ميكنند، متوجه باشند؛ بى‌دليل گزارشهاى رسمى مسئولان برجسته‌ى نظام را زير سؤال نبرند. هم در قوه‌ى قضائيه اين حرف هست، هم در قوه‌ى مجريه اين حرف هست، هم در قوه‌ى مقننه اين حرف هست. زير سؤال بردن فعاليتها، زحمات را ضايع ميكند. انسان مى‌بيند اين ايام در مورد آمارهاى قوه‌ى مجريه خدشه ميكنند، در مورد اظهارات و آمارهاى قوه‌ى قضائيه خدشه ميكنند، در مورد اقدامهاى مثبت و فعاليتهاى خوب قوه‌ى مقننه و مجلس القاء شبهه ميكنند؛ اين، اعتماد مردم را از بين ميبرد. ما به عنوان كسى كه مستمع و شنونده و مخاطب اين گزارشهاست، بايد هوشيارانه نگاه كنيم، اما گزارشها را تلقى به قبول كنيم. بايد تلقى به قبول كنيم. البته در مواردى ممكن است يك آمار دروغ، آمار غلط، آمار اشتباهى هم داده شود؛ اين را نبايد تعميم داد و شبهه كرد؛ اين، اعتماد مردم را از دستگاه‌هاى نظام، از بدنه‌هاى نظام سلب ميكند، ضايع ميكند. مسئولين به اين نكته توجه داشته باشند. بنابراين، اين اعتماد هم خيلى مهم است."

جوان فکر آفتابی شد

وکالت افتخاری جوان فکر برای امیری فر و جن گیران!

سرپرست روزنامه ایران بدون توضیح در مورد یکی از اقدامات مورد علاقه رییس دولت نهم و دهم در مورد افشای اسامی افرادی که اتهاماتی اثبات نشده متوجه آنهاست، با تعیین تکلیف برای قوه قضاییه افزود: . . .
"صراط" - مرد رسانه ایی دولت که تا مدتها بعد از صدور حکم حکومتی رهبر انقلاب مبنی بر لزوم ابقای وزیر اطلاعات از آن اظهار بی خبری می کرد، در تازه ترین اظهارات خود بار دیگر جریان انحرافی را "موهوم" نامید.
به گزارش صراط نیوز، جوان فکر در سرمقاله امروز روزنامه ایران در دفاعی تمام قد از جریان انحرافی با انتقاد تلویحی ازبرخوردهای قضایی صورت گرفته با این جریان منحرف، رسانه هایی که اخبار تحرکات ناسالم این جریان را به اطلاع افکار عمومی رسانده اند "تبلیغاتچی هایی" خواند که با جنجال فضای روانی جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده اند.
وی همچنین برخوردهای قضایی صورت گرفته با این جریان فاسد را تحت تاثیر جوسازی رسانه های اقتدار گرا وموج سنگین تبلیغاتی و رسانه‌ای بوجود آمده از سوی این رسانه ها دانست.
بنابر این گزارش، رییس ایرنا در این مقاله با نام بردن از جریانات رسانه ایی ناسالمی که بدنبال ضربه زدن به "دولت ولایی" دکتر احمدی نژاد هستند نتیجه این کار را "سست شدن ارکان نظام اسلامی" دانست و از قوه قضاییه درخواست کرد با این جریانات برخورد لازم را انجام دهد.
سرپرست روزنامه ایران بدون توضیح در مورد یکی از اقدامات مورد علاقه رییس دولت نهم و دهم در مورد افشای اسامی افرادی که اتهاماتی اثبات نشده متوجه آنهاست، با تعیین تکلیف برای قوه قضاییه افزود: ضرورت دارد که دستگاه پرتلاش و سختکوش قضایی، ‌نظام اطلاع‌رسانی خود را به نحوی اصلاح کند که هم تذکرات دوراندیشانه رهبر بزرگوار انقلاب درخصوص حفظ آبروی افراد و پرهیز از تضییع حقوق متهمین و مجرمین،‌ ملاک عمل قرار گیرد و هم مردم با سرعت بیشتری از روند بررسی برخی پرونده‌های قضایی مربوط به مسائل عمومی کشور کسب اطلاع کنند و دشمنان نیز نتوانند با سوء استفاده از خلأ اطلاع‌رسانی، ‌ به فضای روانی و فکری جامعه آسیب برسانند.
مشاور رسانه ایی رییس جمهور همچنین با سخن گفتن از جانب مردم که مدتهاست در جریان تحرکات ناسالم و اقدامات مفسده انگیز جریان انحرافی قرار گرفته اند، تصریح کرد: باید روشن شود که رئیس جامعه وعاظ ولایی چرا باید بیش از ۴۰ روز در بازداشت به سر ببرد؟ مردم می‌خواهند بدانند که ماجرای بازداشت رمال‌ها به کجا انجامیده است؟ ع. غ کیست؟ اتهام یا جرم او چه بوده است؟ اینک افکار عمومی، ‌ پاسخ پرسش‌های ذهنی خود را جست‌وجو می‌کند. باید نتیجه بازداشت و بازجویی شماری از حامیان دولت برای مردم تبیین شود. کسانی که به زندان رفتند، مرتکب چه جرایمی شده بودند؟
گفتنی است به نظر می رسد با توجه به سنگین بودن مسولیتهای رسانه ایی جوان فکر و صرف شدن شبانه روزی وقت وی برای ایفای وظایف خود به نحو احسن، بایستی بی خبری وی از صدور حکم حکومتی رهبر انقلاب مبنی بر لزوم ابقای حجت الاسلام مصلحی و نیز موهوم پنداشتن جریان انحرافی را در این راستا ارزیابی و تحلیل کرد.