رجانيوز منتشر مي‌كند: گزارش‎های راهبردي درباره انتخابات مجلس/ 9

جريان‌هاي سياسي چگونه ممكن است آتش‌تهيه توطئه امنيتي دشمن شوند

نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در دهه چهارم پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌تواند، یکی از پرشکوه‌ترین، رقابتی‌ترین و در همین حال حساس‌ترین انتخاباتی باشد که پیامدها و تأثیرهاي مهمي بر امنیت ملی کشور در بر داشته باشد.

به گزارش رجانيوز، انتخابات برخوردار از مجموعه‌ای از ظرفیت‌های تهدیدزا و فرصت آفرین است. از یک طرف این انتخابات شاخصی برای ارزیابی ظرفیت‌های نافرمانی مدنی و قدرت بسیج اجتماعی جریان‌هاي تجدید نظرطلب است و از طرف دیگر سطح مقبولیت، کارآمدی و مشارکت سیاسی مردم را به نمایش می‌گذارد. به عبارتی، انتخابات مجلس نهم می‌تواند به ویژه در شرایط حساس فعلی، هم میزان واگرایی سیاسی و هم میزان هم‌گرایی سیاسی را به نمایش بگذارد و یا می‌تواند، میزان چالش‌های امنیتی کشور و میزان قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی را به نمایش گذارد.

رهبر معظم انقلاب تاكنون سه بار در ظرف ماه‌هاي اخير در مورد توطئه‌ها و چالش‌هاي امنيتي دشمن هشدار داده‌اند. از منظر بروز چالش‌های امنیتی برای انتخابات مجلس نهم، بخشی از چالش‌هایی را که برای این انتخابات می‌توان فرض کرد، همان چالش‌هایی است که به نوعی بر امنیت ملی ایران نیز مترتب است و بخشی از آن نیز ناشي از ماهیت محلی و منطقه‌ای انتخابات مجلس است.

برخی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی در سطح احزاب را در موضوعات زیر می توان برآورد كرد:

 

1- افزایش تنش بین احزاب و جناح‌های سیاسی درون حاکمیت

فضای پیش رو و قبل از انتخابات مجلس نهم فضایی همراه با ابهام، پیچیدگی و دارای نوعی نبود انسجام بین جناح های مختلف سیاسی است. از این لحاظ، این انتخابات از سه ویژگی جدید برخوردار است که آن را متفاوت از انتخابات پیشین مجلس می‌كند.

نکته اول به آرایش جریان‌ها و احزاب سیاسی بر می‌گردد که برخلاف انتخابات قبل قابل پیش بینی و مهندسی نیست. در انتخابات های قبلی، رقابت اصلی برای تصاحب کرسی های مجلس بین سه جریان و جبهه چپ- اصلاح طلب، جریان راست- اصول گرا و احزاب و کاندیداهای مستقل وجود داشت و این جناح ها چند ماه قبل از انتخابات تمام برنامه ها و راهبردهای انتخاباتی خود را اعلام كرده و حتی فهرست‌های اولیه خود را برای رقابت در انتخابات مجلس اعلام می کردند.

اما در انتخابات حاضر به لحاظ حضور جریان‌های سیاسی دو اتفاق افتاده است؛ نخست این که مسائل و چالش های انتخابات ریاست جمهوری 88 موجب شد، بخش مهمی از جناح چپ و اصلاح طلب به لحاظ مواضع انتخاباتی در برابر نظام دچار دگردیسی شود و بخشی نیز رو در روی نظام قرار گیرد. به این خاطر، با برخی محدویت هایی که در عرصه سیاسی و اجتماعی مواجه شده است، موضع انفعال و تحریم را در انتخابات پیش گرفته است و احتمال این که در قالب جبهه سیاسی به ارائه فهرست انتخاباتی اقدام كند، کم است.

نکته دوم به برخی تحولات در درون اصول گرایان بر می گردد. اصول گرایان که معمولاً در انتخابات مجلس به صورت متحد شرکت می کردند، در این انتخابات با توجه به احتمال حضور نيافتن جناح چپ اصلاح طلب دچار آشفتگی و انشقاق سیاسی شده و در قالب ائتلاف‌هايي مانند جبهه متحد اصول گرایی و جبهه پایداری حضور می یابند. به لحاظ امنیتی، چنانچه اين تنوع حضور، با درگيري و تقابل‌هاي جدي سياسي توأم شود، این انشقاق می تواند اختلاف در بین شخصیت ها و حتی نهادهای حاکمیتی نظام را افزایش داده و هم‌بستگی بین احزاب و جریان های درون حاکمیت و نظام را تضعیف كند. افزایش تنش بین جناح های درون حاکمیت همراه با عدم مشارکت جریان‌هاي چپ که قبلا بخشی از جناح های سیاسی نظام را تشکیل می‌دادند، می تواند زنگ هشداری در مقابل طمع ورزی های بیگانگان باشد.

اما نکته سوم به پدیده جدید در انتخابات مجلس نهم بر می گردد و آن درگیر شدن دولت در انتخابات مجلس است. برخلاف انتخابات پیشین که دولت به صراحت رقیبی برای دیگر جریان‌هاي سیاسی در انتخابات محسوب نمی شد، در انتخابات حاضر، جریان دولتی ضلع مهمی در رقابت های انتخاباتی به شمار می رود که این امر به لحاظ امنیتی می تواند پیامدهای متعددی را در پی داشته باشد.

 

2- پیامدهای امنیتی ظهور و فعالیت‌های انتخاباتی جریان های فتنه

با شکست جریان فتنه در انتخابات سال 88، این جریان در حال حاضر فاقد انسجام لازم است. با این حال، در آستانه انتخابات مجلس نهم، به نظر می‌رسد تقسیم کار و تلاش‌های چند گانه از سوی این جریان اجرا می‌شود. این جریان با بهره‌گیری از گسست ایجاد شده توسط حلقه انحرافي و گسست احتمالی بین اصول‌گرایان، درصدد است كه از فرصت انتخاباتی مجلس نهم برای احیا و بازسازی خود جهت بازگشت به قدرت استفاده کند.

گروهی از این جریان برای فشار به نظام بر "رویکرد تحریم" در انتخابات تاکید دارند. تا از این طریق به بازسازی شبکه اجتماعی خود در داخل و خارج پرداخته و به زعم خود از نظام مشروعیت زدایی كنند.

گروهی نیز با تاکید بر بهره گیری از فرصت انتخابات، "رویکرد مشارکت فعال" را در انتخابات در پیش گرفته‌اند.

به عبارتی، ليدرهاي جريان اصلاحات، براي تحقق اهداف‌شان در تصاحب کرسی‌های مجلس، در وهله نخست كسب آراي لازم و در صورت شكست، برهم زدن زمين بازي و تكرار وقايع فتنه88 را در دستور كار قرار داده‌اند و به همين علت از هم اكنون بحث تقلب در نتایج انتخابات آينده را در رسانه هاي خود به شکل فراگیر مطرح می‌کنند.

در این رابطه مقامات امنیتی تاکید دارند که دشمنان در مقابله با امنیت انتخابات دو خط را دنبال می‌کنند؛

نخست اینکه اگر سطح مشارکت مردم بالا بود برای ایجاد بحران، تمرکز اصلی را روی کیفیت انتخابات و تشکیک در سلامت آن خواهند برد و طرح هایی از جمله موضوع تقلب را مطرح خواهند کرد، از سوی دیگر، اگر سطح مشارکت پایین باشد، تلاش کنند که تحریم انتخابات را دنبال کنند و با این موضوع، سیاست مشغول سازی ما را دنبال کنند.

ظهور حلقه انحرافی در ساختار قدرت نیز یکی از ویژگی های این دوره است. هدف اصلی این جریان، استمرار حضور و توسعه در حاکمیت و تحمیل مطالبات خود به نظام است. این جریان، مختصات فکری ویژه ای دارد که مواضع و رفتارهای آن نشان داده که با وجود ظرفیت ها و مدل های رفتاری متفاوت این جریان با جریان فتنه، به لحاظ رویکرد نظری، گفتمان و اهداف با آن جریان فتنه هم‎پوشانی هایی دارد.

مهم‌ترین چالش پیش‌رو از طریق این جریان، تلاش براي تاثیرگذاری بر فرایند انتخابات به ویژه در شهرهای کوچک برای  تصاحب کرسی‌های انتخاباتی مجلس نهم است. حلقه انحرافي بر اساس تحليل های خود دو طيف، يا دو دهك و يا دو طبقه را مورد توجه خود قرار داده و مي‌كوشد با تجميع آنان به خواست‌هاي اساسي خود دست يابد. اين دو طيف عبارت‌اند از: بخش «توده‌اي» و «نخبگان» جامعه.

 

3- ترديد افكني و شبهه پراكني در مورد سلامت انتخابات (تشكيك سلامت انتخابات)

این مورد یکی از مهم‎ترین و جدی‌ترین چالش‌ها انتخابات نهم است و در سطح گروه‎های مخالف جمهوری اسلامی، در صورت القاي شبهه در سلامت انتخابات و تردید در اینکه رای شما به حساب نیامده، بی ثباتی و چالش در سطح ملی، توزیع و به سطح شهرستان ها منتقل و در صورت فراگیری آن مهار و کنترل آن پیچیده تر خواهد شد. این ترفند هم در تبلیغات رسانه‌های خارجی ضد انقلاب و هم در مواضع و مقاصد گروه‌های مخالف داخلی قابل تشخیص است.

 

مطالب مرتبط:

گزارش اول/ سه هدف عمده غرب از القاي جنگ قدرت در آستانه انتخابات مجلس ايران

گزارش دوم/ نظر جريان فتنه و طيف متمايل به آن درباره تحريم انتخابات/ انگيزه غرب از وزن دادن به گروه‌هاي تحريمي چيست؟

گزارش سوم/ تلاش غرب براي بازتوليد ادبيات فتنه از زبان اصول‌گرايان، القاي انتخابات فرمايشي براي مشاركت حداقلي و اعلام نظرسنجي‌هاي جعلي

گزارش چهارم/ هشدار مجدد رهبر انقلاب در مورد توطئه‌هاي انتخاباتي دشمن/ مهم‌ترين ركن هدف در چالش امنيتي مورد نظر غرب چيست؟

گزارش پنجم/ طراحي ضد انقلاب براي لوث كردن مشاركت در انتخابات مجلس چيست؟

گزارش ششم/ كارهايي كه كانديداها بايد به‌جاي كاغذ ديواري كردن در و ديوار شهر بكنند!

گزارش هفتم/ 10 كاري كه كانديداها مي‌توانند براي كور كردن خط تحريم دشمن بكنند

گزارش هشتم/ چشم طمع دشمن به اولين انتخابات بعد از فتنه با قوم‌گرايي و سياه‌نمايي

عكس: مناظره روانبخش و زاكاني

 

معاون رییس‌جمهور دچار عارضه قلبی شد

شمس الدین حسینی سخنگوی اقتصادی دولت از بروز عارضه قلبی سخنگوی سیاسی دولت خبر داد.

به گزارش فارس، همایش اجرای فاز دوم هدفمندسازی یارانه‌ها پیش از ظهر امروز یکشنبه با حضور سید شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد و امور دارایی و مهدی غضنفری وزیر صنعت، معدن و تجارت در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد.

محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس‌جمهور که قرار بود سخنران ویژه این همایش باشد نتوانست در این همایش حضور یابد که وزیر اقتصاد دلیل آن را بروز عارضه قلبی رحیمی عنوان کرد.

هفته گذشته رخ داد

درگیری بین حمیدرضا افراشته  داماد پروین احمدی نژاد، چهره نزدیک به مشایی و ییکی از نیروهای مشاوران جوان در این حوزه بوده است .
"صراط" - هفته گذشته در یکی از زیر مجموعه های نهاد ریاست جمهوری و مجموعه تحت مدیریت مشایی اتفاق نادری رخ داد .
ماجرا از این قرار بود که در حوزه مشاوران جوان ریاست جمهوری واقع در ساختمان کوثر طبقه ششم که ریاست آنرا رئیس دفتر رئیس جمهور برعهده دارد درگیری فیزیکی بین دو تن از افراد صورت گرفته که در نهایت با ورود نیروهای حراست این درگیری پایان میابد .
به گزارش سرویس سیاسی صراط ، درگیری بین حمیدرضا افراشته داماد پروین احمدی نژاد، چهره نزدیک به مشایی و یکی از نیروهای مشاوران جوان در این حوزه بوده است .
شدت درگیری به حدی بوده است که منجر به جرح و خونریزی افراشته از ناحیه دهان شده است .
طبق آخرین اخبار رسیده یک طرف دعوا که فرد مقابل افراشته بوده است از مجموعه مشاوران جوان کنار گذاشته شد .
گفتنی است بزن بزن این دو تا ساعاتی محیط ساختمان کوثر خصوصا طبقه ششم را تحت تاثیر قرار داده بود .
از زمان مدیریت مشایی بر حوزه مشاوران جوان عملا این مجموعه کارکردهای خود را از دست داده و بیشتر به فعالتهای تشریفاتی - تبلیغاتی مشغول بوده است .
فردا قرار است توسط گروه مشاوران جوان رئیس جمهور همایشی با حضور 4500 نفر از جوانان فعال در دستگاههای اجرایی کشور در تالار وزارت کشور برگزار شود .

نمای قنوت امام خامنه ای

 

ghonout-agha-l01

عکس.ن: نمایی از قنوتِ نمازِ رهبرم،
ولی امر مسلمین جهان "امام سید علی خامنه ای” تقدیم به فدائیانش…
السید القائد، سماحة الإمام السید علی الخامنئی (حفظه الله تعالی)
Ayatollah Ali Khamenei, Supreme Leader of the Islamic Repablic of Iran

پ.ن: این هم هدیه دیگری از بنده به مناسبت دهه مبارک فجر؛
اولین قنوتِ نمازی که از رهبرم ثبت کردم. با کلیک بر روی عکس یا علامت + می‏توانید ابعاد اصلی عکس را جهت چاپ یا طراحی دریافت نمائید.

عکس/کفش دختر و پسرا مواقع مختلف


 

SiteRooz.com

عکس/ پنت هاوس 23 میلیاردی در تهران!

به گزارش صراط ، گزارشی خواندنی درباره قیمت آپارتمان های یک برج اشرافی در کامرانیه تهران قیمت پنت هاوس این برج 23 میلیارد تومان برآورد شده است.

باورکردنی نیست اما پیگیری های خبرنگار سایت قانون نشان می دهد همه چیز حقیقت دارد. آنها آگهی منتشر شده در سایت های اینترنتی را جدی گرفته اند و با مراجعه به دفتر فروش مشخص شده، به جزئیات دقیق تری از برج شگفت انگیز واقع در منطقه کامرانیه دست پیدا کرده اند.


سالن سینمای سه بعدی با سیستم صوتی دالبی ساراند، سالن بیلیارد با میز اسنوکر، دو فضای مجزا با مساحت بالغ بر 500 متر مربع جهت استخر، سالن Gym با دستگاه ورزشی، کنترلرهای هوشمند ABB با امکان تنظیم دما، نور، صدا یا موسیقی تنها بخشی از امکانات سوپر رویایی برج هستند. در آشپزخانه ها هم از تجهیزات اجاق گاز، فر، مایکروویو، قهوه ساز و ماشین ظرفشویی استفاده شده که همگی توسط یک برند آلمانی معروف ساخته شده اند. سازندگان برج می گویند این سازه تا 8/6 درجه در مقیاس ریشتر در برابر زلزله مقاوم است!

همان طور که انتظار داشتیم قیمت های تعیین شده برای چنین ساختمانی خیره کننده است. به شکلی که برای خرید ارزان ترین واحد در طبقه اول ساختمان به چیزی حدود پنج میلیارد تومان ناقابل نیاز خواهید داشت. بهترین واحد برج یک پنت هاوس 1400 متری دوبلکس است که حدود 23 میلیارد تومان قیمت دارد. تنها پورسانت معامله این واحد 230 میلیون تومان تخمین زده می شود.



برج رویایی کجاست؟

تبلیغات آپارتمان های چندمیلیارد تومانی در تهران روز به روز بیشتر می شود. نمونه این موضوع که این روزها تبلیغات گسترده ای درخصوص آن انجام شده و در فضای اینترنتی عکس ها و مشخصات تجملی اش ارسال می شود مجتمع «ر» در محدوده کامرانیه تهران است که در زمینی به مساحت 7000 مترمربع با 47000 مترمربع زیربنا ساخته شده است.

این برج که گفته می شود توسط شرکتی خصوصی ساخته شده است شامل 32000 مترمربع مساحت مفید واحدهای مسکونی است که 1000 مترمربع واحدهای تجاری و 14000 مترمربع فضاهای تفریحی و مشاعات دارد و با قیمت میانگین دست کم 500 میلیارد تومان در بخش مسکونی اش ارزش فروش دارد.

--------------------------------------------------------------------------------

قیمت پایه؛ متری 12 و نیم میلیون تومان

این مجتمع شامل 65 واحد مسکونی در 15 طبقه است که در طبقات اول تا پنجم واحدهای 350 الی 400 متری قرار گرفته اند. در تبلیغات اینترنتی این ساختمان قیمت دقیقی وجود ندارد اما شماره فردی به نام آقای «خ» و یک شماره موبایل داده شده است.

بر همین اساس پیگیری ها نشان داد که قیمت پایه این آپارتمان ها 125 میلیون ریال برایر هر مترمربع است و در هر طبقه دو درصد به این قیمت پایه افزوده می شود؛ 15 طبقه مسکونی و یک طبقه تجاری این مجتمع سه طبقه پارکینگ دارد و امکانات کامل در واحدهای مبله به نمایش درآمده است.



واحدهای تجملی و فوق گران به نمایش درآمده در تبلیغات اینترنتی این مجتمع که توسط یک شرکت مهندسی به نام «پ» ارایه شده، هم اکنون قیمت ندارد و مشتریان در صورت درخواست امکانات مشابه باید قیمت روز و نمونه ای را موردی درخواست کنند تا واحدهای درخواستی تجهیز شوند. هزینه های این بخش مازاد بر قیمت فعلی خرید خواهد بود.

براساس این گزارش، در هر طبقه شش واحد با چهار تیپ متفاوت معماری وجود دارد و دو واحد 600 متری و دو واحد 400 متری در طبقات 6 تا 13 قرار گرفته اند که واحدهای 600 متری دارای دو تیپ متفاوت و واحدهای 400 متری نیز دارای دو تیپ متفاوت نقشه معماری هستند.

--------------------------------------------------------------------------------

میانگین آپارتمان ها؛ هفت میلیارد تومان

بدین صورت و با قیمت پایه اعلامی از سوی عرضه کنندگان این ملک باید به این نکته  توجه داشت که با قیمت طبقه اول 125 میلیون ریال برای هر مترمربع و درنظرگرفتن واحدهای 400 متری این مجتمع، کمترین قیمت 50 میلیارد ریال است تا صاحب یکی از آپارتمان های این ساختمان شوید!

قیمت واحدهای 600 متری در کمترین قیمت طبقات این مجتمع هم رقمی بالغ بر 75 میلیارد ریال است. پیگیری ها نشان می دهد، قیمت آپارتمان های این مجتمع با احتساب افزایش دو درصدی قیمت در هر طبقه نیز در طبقه دوم به متری 12 میلیون و 700 هزار تومان در هر مترمربع و در طبقه سوم به 13 میلیون تومان و تا طبقه پانزدهم به 16 میلیون و 250 هزار تومان افزایش می یابد.



 بر این اساس در شرایطی که در طبقات 14 و 15 این برج دو واحد پنت هاوس 926 متری در هر طبقه و یک واحد پنت هاوس 1400 متری دوبلکس قرار گرفته اند. بالاترین قیمت ها در این برج برای پنت هاوس 926 متری به 150 میلیارد ریال و در دوبلکس طبقه 15 به قیمت تمام شده 226 میلیارد ریال یا حدود 23 میلیارد تومان می رسد!

نکته جالب در این برج آن است که اگر رقم جا به جا شده در تعداد واحدها را میانگین بگیریم با قیمت میانگین متری 14 میلیون تومان برای واحدهای این برج و میانگین متراژ 500 متری برای واحدهای این برج، به عدد میانگین هفت میلیارد تومانی خواهیم رسید که نشان از ارقامی نجومی در خرید و فروش های ملک در تهران دارد.

--------------------------------------------------------------------------------

220 میلیون تومان پورسانت معاملات احتمالی

جالب تر اینکه اگر ارقام مذکور را به صورت میانگین درنظر بگیریم، املاک معامله کننده این واحدها در قانونی ترین شرایط می تواند دست کم در معامله واحدهای این برج عددی بین 35 تا 70 میلیون تومان از طرفین معامله بگیرند که اگر با یک درصد معامله حساب شود تا 140 میلیون تومان هم برای معاملات املاکی ها سودآور خواهد بود. حال آنکه اگر رقم پورسانت املاکی ها برای پنت هاوس را بخواهیم محاسبه کنیم، رقمی بین 110 تا 220 میلیون تومان خواهد بود.



--------------------------------------------------------------------------------

امکانات رویایی

بد نیست در خصوص این برج بدانید که 65 واحد مسکونی، فضای تفریحی و مشاعات، هفت دستگاه آسانسور، سه راه پله مجزا، سالن برگزاری همایش های مرتبط با مدیریت برج و سالن اجتماعات بخشی از مشخصات جانبی است.

سالن سینمای سه بعدی با سیستم صویت دالبی ساراند، سالن بیلیارد با میز اسنوکر، دو فضای مجزا با مساحت بالغ بر 500 مترمربع جهت استخر، سالن Gym با دستگاه های ورزشی، کنترلرهای هوشمند ABB با امکان تنظیم دما، نور، صدا یا موسیقی از دیگر امکانات موجود است.



در آشپزخانه واحدهای مسکونی از تجهیزات اجاق گاز، فر، مایکروویو، قهوه ساز و ماشین ظرفشویی از برند آلمانی، یخچال و فریزر آلمانی استفاده شده و آیین نامه 2800 ایران و استاندارد ISO 9001 در طراحی و ساخت برج مسکونی کسب شده است. این سازه تا 8/6 درجه در مقیاس ریشتر در برابر زلزله مقاوم شده است.








عکس/ آقازاده های شهید مطهری

.

 
عکس.ن: آقایان مجتبی،  علی و حجت الاسلام محمد مطهری، آقا زاده ‏های استاد شهید مرتضی مطهری (ره).
 
پ.ن: فرزندان علامه شهید دیدگاه های سیاسی عجیبی دارند و بعضاً دارای حواشی و مواضعی مخالف نظام!!! که من در موردشان حرفی نمیزنم و بهتر است خودتان با جستاری در دنیای مجازی به مواضع فرزندان علامه شهید بیشتر پی ببرید…

حاشیه نوشتی بر همایش جوانان حامی جبهه پایداری در تهران؛

وقتی بوی سوم تیر در هوا پیچید

محمد رضا شهبازي: * نیم ساعتی دیر رسیده ام و انتظار دارم که داخل سالن پر از سر و صدا باشد و جوان‌هایی که در جمع های چهار پنج نفری مشغول گپ و گفت هستند، در جنب‌وجوش باشند. اما وارد لابی که می‌شوم هول برم می‌دارد. جز دو سه نفر کسی در لابی سالن نیست و سر و صدایی هم از داخل تالار نمی آید. یعنی اين‎قدر کم آمده اند؟ یعنی هنوز شروع نشده، باختيم؟

* وارد سالن که می‌شوم شب 14 خرداد است. احمدی نژاد دارد گوش موسوی را می پیچاند. حالا معلوم می شود كه چرا صدا از کسی در نمی آید. دیدن بخشی از مناظره معروف حتی بعد از دو سال هم آن‌قدر هیجان انگیز هست که نفس ها را در سینه حبس کند.

* با آنکه کمتر از 40 دقیقه از ساعت 15 گذشته است اما برای پیدا کردن صندلی خالی باید چشم بگردانی. یکی از دوستان به دادم می رسد و من را به صندلی خالی کنار خودش فرا می خواند. خدا را شکر می‌کنم که می توانم نشسته مستند «پایان مدارا» را ببینم.

* جماعت حسابی درگیر مستند شده اند. تصویر، فائزه را نشان می‌دهد و صدای هتاکی او به حضرت آقا در جمع آشوب‌گران پخش می شود. از نچ نچ کردن و نفس عمیق کشیدن بچه ها و غرغرهای زیر لب می شود فهمید که اگر این شخص در سالن بود، احتمالاً چه سرنوشتی پیدا می کرد!

* حالا پله ها هم دارد پر می شود. جماعت آرام آرام پله ها را بالا می آیند و می نشینند و این در شرایطی است که نزدیک یک ساعت از شروع مراسم گذشته است.

* حضار چند جا می خندند؛ یکی جایی که هاشمی دلیل حضور فائزه در میان آشوب‌گران را خوردن ساندویچ اعلام می‌کند. بخشی از خطبه هاشمی در نمازجمعه 26 تیر هم از آن جمله است. یکی هم وقتی که احمدی نژاد چند جمله ای در وصف کمالات مشایی صحبت می‌کند. این آخری مثل همان حکایت است که می گوید کارم از گریه گذشته؛ ظاهراً بچه ها دارند به این مصیبت می خندند!

* بعد از پخش مستند و با روشن شدن چراغ‌ها سری می چرخانم و جمعیت را ورانداز می‌کنم. چهره ها اکثراً زیر بیست و سه چهار سال هستند، من در بین آنها احساس می‌کنم پایم لب گور است! البته سن ها آن‌قدر پایین نیست که فردا رسانه ها بتوانند بنویسند از مدرسه با اتوبوس آدم آوردند در همایش‎شان؛ البته اینها شاید چون اتوبوس مجانی و راننده گوش به فرمان نداشتند، از این کارها نکرده اند! این روزها داشتن اتوبوس و وانت به اندازه یک سهم در چند بعلاوه چند می ارزد!

* پخش مستند که تمام می‎شود، قرآن را تلاوت می کنند و مجری بالا می رود. مجری همان جوان ریز نقشی است که با هزینه میلیاردی(!) جزوه پاسخ به شبهات را تهیه کرد، بعد با هزینه میلیاردی آن را روی وبلاگش گذاشت، بعد دیگران با هزینه میلیاردی آن را دانلود کردند و... تا نتیجه این هزینه های میلیاردی این باشد که رسانه های آقای قالیباف یادشان بیفتد باید از حاج حسین شریعتمداری دفاع کنند و این وسط هم کسی یادش نباشد که جناب قالیباف چندی پیش گفته بود: «اینکه روزنامه های وابسته به ما شفاف سازی نکرده اند و حتی آن طرفی هم عمل کرده اند، این موضوع را قبول ندارم ولی اگر بخواهند مانند کیهان عمل کنند، نه قبول دارم و نه اجازه می دهم، زیرا گاهی اقدامات شما، هزینه های زیادی را موجب می شود و این شجاعت نیست.»

* دکتر کوچک زاده اولین سخنران است. قبل از اینکه او برود پشت تریبون، چند نفر می روند روی سن می نشینند. یکی از کسانی را که روی سن می نشیند، می شناسم. روحیاتش جوری است که اصلا فکر نمی‌کردم به چنین همایشی بیاید، چه برسد به اینکه از این امل بازی ها در بیاورد و برود روی سن! روحت شاد امیرخانی، سوم تیری هم در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد!

* کوچک زاده خوب حرف می‌زند. گوشه چشمی دارد به جناب روشن‌فکری که در پارک ملت سرخوشانه شلنگ تخته می انداخت؛ و بدون اینکه اسمی بیاورد حالی می‎دهد به او! هر وقت کوچک زاده را می بینم نا خود آگاه یاد اهانتی می افتم که علی مطهری در مجلس به او کرد. این یاد آوری به‌جای اینکه کوچک زاده را در چشم من کوچک کند، مطهری را بیش از پیش از چشمم می اندازد؛ رسما پشت تریبون مجلس گفت پف... واقعاً که!

* حال و هوای سالن و افراد در راهرو و روی سن نشسته را که می بینم، می روم در سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، سال 84؛ دکتر احمدی نژاد آمده بود. وقتی از او درباره ولایت فقیه پرسیدند، جوابی داد که هنوز حلاوت شنیدنش زیر زبانم است. روی سن نشسته بودیم و بیرون آمدنی فریاد می زدیم: "ابالفضل علمدار، احمدی را نگه دار"

حالا انگار همان بچه ها نشسته اند اینجا: سالن سید الشهدا(ع)، بهمن 90. واقعا این چه انگیزه و هدفی است که موجب می شود بعد از این‎همه بالا و پایین شدن و اتفاقات جور واجور این بچه ها سرخورده نشوند و احساس پشیمانی نکنند و هنوز این‌طور با انرژی پای کار باشند؟ آرمان‌های سوم تیر همان آرمان‌های انقلاب بود و این چیز کمی نیست!

همین‌طور که جمعیت سالن را می بینم و در خاطرات چرخ می زنم، با خودم می‌گویم: واقعا ارزشش را داشت دکتر که این جمعیت و انگیزه ها را پای مشایی قربانی کنی؟

* بعد از کوچک زاده، نادر طالب زاده می رود بالا برای صحبت. از تاثیر پایداری جمهوری اسلامی بر اصولش در دنیا سخن می گوید و مسلمان شدن شان استون را شاهد می آورد. همان طالب زاده همیشگی است، با بریده بریده صحبت کردنش و هیجانی که همه اش در صحبت‌هایش جا نمی شود و بنابراین از دست‌هایش می زند بیرون! برای جبهه پایداری آرزوی موفقیت می‌کند و می آید پایین.

* نوبت رسایی است. خاطراتی که او از فضای مجلس در ماجرای وقف دانشگاه آزاد و حقوق مادام العمر تعریف می‌کند، هنوز بعد از بارها شنیدن جذاب و البته تعجب بر انگیز است. عجب مجلسی بیرون آمد از سیستم 5+6 سال 86؛ جالب‎تر آنکه علی مطهری جزو سهمیه احمدی نژاد بود در آن سال!

* وحید یامین پور علاوه بر خوش تیپ بودن، خوش صحبت هم هست. رک حرف می‌زند و بی تعارف. آخرین سخنران است اما جوری حرف می‌زند که بعد از سه ساعت، دوباره همه گوش‌ها تیز می‎شود. تیکه می اندازد به سياسيوني که خسته شده اند و کار سیاسی را با حمام آفتاب گرفتن در سواحل مدیترانه اشتباه گرفته اند. از بالغ شدن فرزندان امام خامنه ای صحبت می‌کند و وقتی می گوید که باید نشان دهیم توان رقابت داریم، حضار برایش دست می زنند و البته صلواتی را هم پشت بندش می کنند. خیلی خوب حرف زد این آقا وحید.

* همایش با پخش صحبت‌های علامه مصباح يزدي پایان می یابد. آرام آرام صندلی ها خالی می‌شود و دسته های چند نفره گفت‌وگو در لابی سالن شکل می گیرد. فرم‌های دعوت به همکاری را چند نفر جمع می‌کنند و تا من برسم، سی‌دی مستند پایان مدارا و کلیپ‌هایی در مورد جبهه پایداری تمام شده است. جالب آنکه آن سی‌دی‌ها را هم فروخته‎اند و خبری از پخش رایگان نبوده. البته از همایشی که پذیرایی در آن معنا ندارد و خبری از موز و کیک و... نيست، جز این هم نمی شود انتظار داشت. خوش و بشی می‌کنیم و می‌زنیم بیرون.

* نزدیک اذان است و باران نم نم می بارد. بر خلاف هوای گرگ و میش میدان هفت تیر، دلم خیلی روشن است. چه جبهه پایداری رأی بیاورد چه نه، این راه و این روش نباید زمین بماند. که نمی ماند ان‌شاء الله... راستی اگر جبهه پایداری نبود، این سرمایه انسانی كدام علم را داشت تا پای آرمان‌هایش سینه بزند؟ خدا حفظ كند فيلسوف بصير را كه همان‌طور كه جريان گفتماني حزب‌الله قدر او را مي‌داند، او نيز قدردان اين هم‌دلي است و براي زمين نماندن اين علم، بار ديگر از آبرويش مايه گذاشته مثل همين 33 سال انقلاب و قبل از آن در دوران مبارزه.

گزارش جلسه اول دادگاه رسيدگي به پرونده فساد بزرگ بانكي؛

فساد پيچيده و رشوه‌هاي‌کلان/ جذب منابع‌بانکي به‎بهانه اشتغال/ رشوه سه ميليون دلاري به خاوري

اولين جلسه رسيدگي به پرونده "فساد بانكي سه هزار ميليارد توماني" صبح امروز (شنبه) در شعبه يك دادگاه عمومي و انقلاب به رياست قاضي "ناصر سراج" آغاز شد تا در فاصله‌ي دو هفته مانده به انتخابات مجلس نهم، رسيدگي به پرونده‌اي كه حساسيت زيادي در افكار عمومي ايجاد كرده بود و بررسي دقيق و سريع اين پرونده مي‌تواند در اعتمادسازي براي مردم و تشويق آن‌ها به مشاركت گسترده در انتخابات نقش مؤثري داشته باشد.

به گزارش رجانيوز، در پرونده‌ي فساد بزرگ بانكي اخير، تاكنون براي 32 نفر از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران كيفرخواست صادره شده و اين اولين جلسه رسيدگي به اتهامات اين متهمان است.

دادگاه با تلاوتي آياتي از قرآن كريم آغاز شد.

 

قرائت كيفرخواست توسط «عباس جعفري دولت‌آبادي»

با شروع جلسه رسيدگي به پرونده فساد عظيم بانكي، عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان تهران كيفرخواست صادره عليه 32 متهم پرونده را قرائت كرد.

در ابتداي جلسه رسيدگي به پرونده فساد اقتصادي اخير، قاضي ناصر سراج رييس شعبه اول دادگاه عمومي انقلاب تهران پس از قرائت تبصره‌هاي 1 و 2 ماده 188 قانون آيين‌ دادرسي كيفري مبني بر ممنوع بودن انتشار اسامي، تصاوير و هويت متهمان، از عباس جعفري‌ دولت‌آبادي خواست كيفرخواست صادره عليه 32 نفر از متهمان اين پرونده را در دادگاه قرائت كند.

 

پرونده‌اي ‌٣٣ جلدي با ‌١٢ هزار صفحه روي ميز قاضي!

بنا بر گزارش ايسنا، اين پرونده در 12 هزار صفحه و در 33 جلد به دادگاه رفته است و براي 32 نفر از متهمان اين پرونده كيفرخواست صادر شده است. بر اساس اين گزارش‌، متهماني كه در زندان به سر مي‌برند با لباس زنداني در دادگاه حضور دارند و مابقي كه تحت قرار هستند لباس شخصي به تن دارند.

وكلاي متهمان در اين جلسه حضور دارند كه چهار نفر از آنها خانم و دو نفر نيز روحاني هستند.

عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران در اين جلسه حضور يافت و مقدمه كيفرخواست را قرائت كرد. مابقي كيفرخواست توسط «فراهاني» نماينده دادستان قرائت شد.

در جلسه دادگاه تعدادي از خانواده‌هاي متهمان، نمايندگان اصحاب رسانه‌هاي مختلف و جمعي از شهروندان حضور دارند.

 

دادستان تهران با قرائت مقدمه كيفرخواست ‌٢٢٠ صفحه‌اي:

فعاليت شركت «اميرمنصور آريا» امنيت اقتصادي را مخدوش كرده است

‌در ابتداي اين جلسه، دادستان تهران در مقدمه کيفرخواست صادره عليه متهمان اظهاراتي به شرح ذيل ايراد کرد:

رياست محترم دادگاه انقلاب اسلامي تهران

با سلام و تحيت؛

نظام مقدس جمهوري اسلامي که مرهون ايثار جان و مال هزاران شهيد و انسان هاي پاک ضمير بوده است بر اساس اعتقاد به حق و عدل بنا شده که اين معنا در اولين اصل قانون اساسي ايران و نيز اصل سوم همان قانون مورد تصريح قرار گرفته است. اصل سوم دولت را موظف كرده تا همه‌ي امکانات خود را صرف ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا، مبارزه با مظاهر فساد و تباهي و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون نمايد و بر همين اساس مقام معظم رهبري به مناسبت‌هاي مختلف متذکر اين بحث شده‌اند که مهم‌ترين آن بيانات ايشان در فرمان هشت ماده‌ي در زمينه‌ي مبارزه با فساد است که به جهت اهميت فرازهايي از آن ذکر مي‌شود:

«حکومتي که مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است، بايد در همه حال تکليف بزرگ خود را کم کردن فاصله‌ي طولاني خويش با نظام آرماني علوي و اسلامي بداند، و اين، جهادي از سر اخلاص و همتي سستي‌ناپذير مي‌طلبد. اگر دست مفسدان و سوءاستفاده‌کنندگان از امکانات حکومتي قطع نشود، و اگر امتيازطلبان و زياده‌خواهان پرمدعا و انحصارجو طرد نشوند، سرمايه‌گذار و توليدکننده و اشتغال‌طلب، همه احساس ناامني و نوميدي خواهند کرد و کساني از آنان به استفاده از راه‌هاي نامشروع و غيرقانوني تشويق خواهند شد... به مسؤولان خيرخواه در قواي سه‌گانه بياموزيد که تسامح در مبارزه‌ي با فساد، به نوعي هم‌دستي با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومي به دستگاه‌هاي دولتي و قضايي در گِرو آن است که اين دستگاه‌ها در برخورد با مجرم و متخلف، قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند. مبارزه‌ي با مفسدان و سوءاستفاده‌کنندگان از ثروت‌هاي ملي، موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان کساني است که مي‌خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند. توليدکنندگان اين کشور، خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالم‌اند... ضربه‌ي عدالت بايد قاطع، در عين حال دقيق و ظريف باشد. در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچ کس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادي نمي‌تواند با عذر انتساب به اين‌جانب يا ديگر مسؤولان کشور، خود را از حساب‌کِشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يکسان صورت گيرد».

اهميت بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي از آن جهت است که تأمين امنيت به عنوان نياز همه‌ي افراد و جوامع از وظايف اصلي حکومت است. تبيين مولفه‌هاي امنيت و ابعاد آن، مستلزم بررسي دوران‌هاي مختلف است؛ زيرا تحولات مربوط به امنيت به حدي است که مي‌توان از آن به عنوان انقلاب در مفهوم امنيت نام برد. در گذشته، ناامني و خدشه به امنيت کشورها از وراي مرزها نشأت مي‌گرفت؛ اما در عصر حاضر توسعه‌ي ابعاد امنيت از بعد نظامي به ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و مانند آن، موجب شده است در ارزيابي ميزان امنيت يک کشور، علاوه بر توجه به تهديدهاي نظامي، به برخورداري مردم از رفاه و آسايش خاطر در همه‌ي عرصه‌ها نيز توجه شود. بدين‌معنا، مولفه‌هاي امنيت روز به روز در حال تحول است و به جرأت مي‌توان از امنيت اقتصادي، به عنوان يکي از ابعاد امنيت نام برد، و تحقق سلامت در عرصه‌هاي اداري و اقتصادي را به عنوان شاخص تشخيص آن ذکر نمود، و بر همين اساس ابتناي جمهوري اسلامي بر قسط و عدل و استقلال سياسي، اقتصادي و اجتماعي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به خوبي لحاظ گرديده است. امروزه دولت‌ها در تأمين امنيت از راهکارهاي متفاوتي از جمله ابزارهاي نظام عدالت کيفري بهره مي‌گيرند. تحقق امنيت اقتصادي که بي‌ارتباط با ديگر ابعاد امنيت نيست؛ از يک سو مستلزم وجود قوانين و مقررات؛ و از ديگر سو مستلزم پيش‌بيني سازوکارهاي متعدد در برخورد با عوامل تهديدکننده‌ي امنيت و آسيب‌رساننده‌ي به آن است. قانون تضمين‌کننده‌ي امنيت بوده و قوه‌ي قضاييه به عنوان ناظر بر اجراي قانون و مجري آن، اجراکننده‌ي تضمين‌ها است.

رياست محترم دادگاه!

همگان مي‌دانند نظام جمهوري اسلامي ايران طي چند دهه در مقابل همه فشارهاي دشمنان و 8 سال جنگ تحميلي و اقدامات تخريبي و تروريستي بي‌امانِ داخلي و خارجي و فشارهاي وارده از تحريم‌هاي اقتصادي مثل کوه استوار ايستاد و ضمن تحمل همه فشارها و مصائب به سازندگي و توسعه همه جانبه کشور پرداخته است و ايران عزيز را به کارگاهي فعال و پويا تبديل کرد. دشمن که از تحميل جنگ و آتش زدن مزارع و کشتن جهادگران، دانشمندان و مبتکران طرفي نبست، سعي در اخلال در نظام اقتصادي کشور نمود و بعضي از افراد سودجو و زياده‌خواه نيز همراه با دشمن با سوءاستفاده از فرصت و بعضاً با استفاده از قدرت و ارتباطات ناصحيح، از منابع بانکي و انفال در جهت منافع شخصي خود بهره بردند و نه تنها مانع پيشرفت و توليد و افزايش ثروت ملي شدند، بلکه با خدشه بر اعتماد مردم و فعاليت سالم اقتصادي ضرباتي بر نظام وارد کردند. به همين جهت از سال‌ها پيش نظر مسؤولان و دلسوزان کشور و نظام به پديده‌ي فساد مالي و زيان‌هاي مهلک ناشي از آن جلب شد، و در رأس همه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي به مناسبت‌هاي مختلف خطر فساد مالي را متذکر شدند و همگان را به مبارزه بي‌امان با آن فراخواندند.

با پيدايش فساد مالي، اختلاف طبقاني و فقر و بي‌عدالتي به وجود مي‌آيد و انگيزه‌ي کار و توليد را تضعيف مي‌کند و براي عده‌اي ثروت‌هاي بادآورده فراهم مي‌شود و با تکاثر ثروت در دست عده‌اي معدود، دست‌اندازي به قدرت نيز پيدا خواهد شد. بدون ترديد با پيوند ناميمون ثروت و قدرت به نظامي اسلاميِ مبتني بر عدالت و ارزش‌هاي الهي ضربه کاري وارد مي‌شود.

فساد مالي نه تنها مانع بزرگي براي تحقق اهداف نظام اسلامي است بلکه فساد اقتصادي سازمان‌يافته هر نظامي را متلاشي مي‌کند و از اين رو پيوند ناميمون ثروت و قدرت در دنيا به يک نگراني عمومي تبديل شده است و موجب تصويب معاهدات بين‌المللي مختلف براي مبارزه با فساد گرديده است.

آثار و پيامدهاي فساد مالي آن چنان براي هر نظام و کشور مضر است که بسياري از کشورها شديدترين مجازات را براي مفسدين اقتصادي لحاظ کرده‌اند. جمهوري اسلامي ايران نيز براي مفسدين اقتصادي از همان دهه‌ي اول انقلاب به بعد در چند قانون بعضي از مفسدين اقتصادي را به عنوان مفسد في‌الارض شناخته و براي آنان مجازات افساد في‌الارض پيش‌بيني گرديده است. در مورد پيشگيري از فساد مالي و مبارزه با آن، همه قوا و همه دستگاه‌ها مسؤوليت دارند و البته وظيفه‌ي دستگاه قضايي در اين خصوص خطيرتر و سنگين‌تر است. قوه قضاييه بايد با مفسدين و کساني که جرم آن‌ها ثابت شد بدون اغماض و تبعيض برخورد نمايد که براي ديگران عبرت و بازدارنده باشد و از طرفي بايد نهايت دقت و احتياط را داشته باشد که خدشه‌اي بر فعاليت‌هاي سالم اقتصادي و جرأت و جسارت فعالان در اين عرصه وارد نشود.

رياست محترم دادگاه!

صاحبان اصلي شرکت سرمايه‌گذاري آريا، چهار فرزند ذکور منصورخان اميرخسروي، از ملاکين منطقه‌ي عمارلو در شهرستان رودبار مي‌باشند. برادران خسروي پيش از تأسيس شرکت آب معدني داماش، زندگي کاملاً معمولي داشتند، تا اين که چند سال قبل، تصميم به اخذ وام و تأسيس يک واحد صنعتي توليد آب معدني در منطقه‌ي داماش شهرستان رودبار گرفتند. آنان در همان گام اول براي تسريع در روند اجرايي و پيش‌برد اهداف خود، با ارتباط‌هاي ناصحيح با برخي عناصر اجرايي و سياسي و پرداخت رشوه اولين قدم را برداشتند و ثروتي کسب كردند. اين ارتباط‌هاي ناصحيح و پرداخت رشوه و کسب درآمد نامشروع به کام آنان شيرين آمد. آنان در سال 1385 شرکتي به نام «توسعه سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا» تأسيس کردند و براي رسيدن به اهداف خود از هيچ اقدامي در آلوده‌سازي افراد و عوامل موثر دستگاه‌ها فروگذار نکرده‌اند. طبق اسناد موجود در پرونده، ده‌ها مورد پرداخت رشوه به برخي از کارکنان، مديران بانک‌ها و افراد و برخي دستگاه‌هاي اجرايي تحت عناوين مختلف صورت گرفته است.

گروه مذکور در چند سال اخير با رهبري «م.الف» با فساد پيچيده و سازمان‌يافته و ارتباطات ناصحيح و پرداخت رشوه‌هاي کلان و يا پرداخت‌هايي تحت عناوين ديگر به چند هزار ميليارد تومان ثروت نامشروع دست يافت که پس از کشف جرم و تشکيل پرونده قضايي به لحاظ پيچيدگي و ابعاد گسترده فساد مالي ضرورت داشت در بررسي وضعيت سرمايه، گردش مالي، عملکرد اجرايي، مصوبات، وام‌ها، زمين‌هاي خريداري شده، ماليات، واردات، صادرات، اعتبارات اسنادي، وثايق، سهام‌داران و فعاليت تمامي شرکت‌هاي تابعه‌ي شرکت توسعه سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا، رسيدگي دقيقي صورت گيرد و در اين راستا تيم‌هاي متعدد قضايي، نظارتي، اجرايي و اطلاعاتي تشکيل گرديد تا با جديت، موضوعات مذکور را پيگيري ‌نمايند. اين امر، علاوه بر شفاف‌سازي وضعيت آن‌ها، حجم کلاني از ثروت‌هاي نامشروع و بادآورده‌ي اين گروه را آشکار کرد.

رياست محترم دادگاه!

پرونده‌ي حاضر، مصداقي از يک باند متشکل و سازمان‌يافته است که با اقدامات مجرمانه‌ در قالب يک شرکت سرمايه‌گذاري، امنيت اقتصادي جامعه را مخدوش کرده است. کشف جرم و تعقيب گروه سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا که در کمتر از يک دهه فعاليت، به يک قطب اقتصادي در کشور تبديل شده است، از مردادماه سال جاري آغاز گرديد و به لحاظ گسترده بودن فعاليت‌هاي گروه و ارتکاب اين فعاليت‌ها در حوزه‌هاي قضايي مختلف از جمله تهران و نيز اهميت موضوع، در مهرماه سال جاري، رسيدگي به پرونده از دادسراي عمومي و انقلاب اهواز، به دادسراي عمومي و انقلاب تهران احاله گرديد که به لحاظ اهميت پرونده از طرف رياست محترم قوه قضاييه، ناظر ويژه تعيين گرديد. رسيدگي به اين پرونده علاوه بر روند مورد نياز و معمول در پرونده‌هاي قضايي، که تحقيق در خصوص متهمان و جمع‌آوري ادله را در پي داشت، از جهت نظارت بر اداره‌ي شرکت‌هاي گروه سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا به منظور حفظ اموال و نيز جلوگيري از تعطيلي کارخانجات و شرکت‌ها، مستلزم فعاليت‌ها و تلاش شبانه‌روزي همکاران ما در بخش‌هاي مختلف بوده است که بحمدالله پس از چهار ماه منتهي به صدور کيفرخواست براي تعداد زيادي از متهمان اين پرونده (شامل 33 جلد و بالغ بر 12 هزار صفحه) شده است. ضمناً اين کيفرخواست دربرگيرنده‌ي موارد اتهامي سي و دو نفر از متهمان اين پرونده و درخواست مجازات براي آنان است و پرونده نسبت به اتهامات ديگر متهمان و نيز ساير اتهامات برخي از متهمان موضوع همين کيفرخواست مفتوح است.

وظيفه خود مي‌دانم از تمام کساني که در اين پرونده به طور شبانه‌روزي تلاش نمودند، از جمله همکاران قضايي و اداري دادسرا و سازمان بازرسي کل کشور، وزارت اطلاعات، نيروي انتظامي و ساير دستگاه‌ها قدرداني نمايم.

 

نماينده دادستان:
‌٦ دسته افراد متفاوت در پرونده متهم هستند
«م.الف» متهم به بيش از ‌٢٨ هزار ميليارد ريال جرايم مالي است

در نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات متهمان «فساد عظيم بانکي» که از صبح امروز در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي سراج برگزار شده است، پس از اظهارات دادستان تهران، فراهاني نماينده دادستاني تهران به قرائت گردشکار پرونده و نيز اتهامات متهم «م.الف» متهم رديف اول اين پرونده پرداخت.

نماينده دادستان تهران در اظهاراتش گفت: آقاي «م.الف» مديرعامل شرکت توسعه‌ي سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا و رييس هيأت مديره‌ي شرکت گروه ملي صنعتي فولاد ايران، طي سال‌هاي گذشته مبادرت به تأسيس و يا خريد شرکت‌هاي متعدد به‌رغم زيان‌ده بودن آن‌ها نموده و با استفاده از مقررات جاري وقت که به تناسب شرايط حاکم بر اقتصاد کشور وضع گرديده‌اند، پس از برقراري ارتباط با بعضي از مديران بانکي و اشخاص صاحب نفوذ، از سياست‌هاي انبساطي بانک‌ها در پرداخت تسهيلات به بهانه‌ي کارآفريني و اشتغال، سوءاستفاده كرده و منابع هنگفتي را از شبکه بانکي کشور جذب مي‌كند.

فراهاني اضافه کرد: در ادامه، آقاي «م.الف» براي وسعت بخشيدن به دامنه اخذ تسهيلات و فرار از مقررات سيستم بانکي، با تباني و همکاري دو متهم ديگر پرونده ظرف کمتر از يک سال تعداد ده‌ها فقره گشايش اعتبار اسنادي ايجاد و تنزيل مي‌كند در حالي که در هيچ کدام از گشايش‌هاي تنزيل شده، کالايي بين دو شرکت مبادله نمي‌شود و صرفاً به همان اسناد صوري اکتفا شده است، اين درحالي است که هشدارهايي نيز در زمينه سوء عملکرد گروه سرمايه گذاري اميرمنصور آريا از سوي کميسيون اصل نود به بانک مرکزي و برخي از بانکها ارايه شده بود.

فراهاني در ادامه به شيوه هاي سوء استفاده متهم رديف اول اين پرونده از اشخاص پرداخت و در خصوص متهمان ديگر اين پرونده نيز گفت: دسته‌ي اول از متهمان به عنوان شرکاي اصلي متهم رديف اول نيز محسوب مي‌شوند که در تمام مراحل و عمليات مادي اين فرايند، از جعل اسناد و استفاده از اسناد مجعول، مبادله‌ي اسناد گشايش اعتبار اسنادي، ايجاد شرکت‌هايي در ظاهر غيروابسته به گروه اميرمنصور آريا، انتقال و تبديل عوايد و وجوه ناشي از گشايش‌ها از طريق شرکت‌ها و افراد واسطه يا خريد املاک، شرکت داشته‌اند.

وي ادامه داد: دسته دوم از متهمان کساني هستند که به عنوان شريک آقاي «م.الف» در اين فرايند اقدام كرده‌اند، دسته‌ي سوم از اين متهمان، اشخاصي هستند که ارتباط آقاي «م.الف» با مديران بانک‌ها را جهت تباني، برقرار نموده‌اند، دسته‌ي چهارم از اين متهمان، اعضاي هيأت مديره شرکت‌هايي هستند که متقاضي تنزيل گشايش‌هاي اعتبار اسنادي صوري گرديده‌اند که بعضي از آنها به طمع کارمزد وجوه، به اين عمل مبادرت كرده‌اند. بعضي نيز به انگيزه‌ي اخذ دستمزد و حقوق گزاف در ارتکاب بزه شرکت كرده‌اند، دسته‌ي پنجم، برخي کارکنان گروه سرمايه‌گذاري اميرمنصور آريا هستند که عالمانه و با توجه به رابطه‌ي استخدامي ايشان و دريافت حقوق گزاف، هر يک قسمتي از بزه را عهده‌دار بوده‌اند و دسته‌ي ششم اعضاي کميته‌ي اعتبارات و هيأت مديره، بازرسي و اداره‌ي مناطق آزاد برخي بانک‌ها هستند که بعضا در انجام وظايف‌شان، در حفظ وجوه دولتي، تفريط و اهمال كرده‌اند و يا بعضاً عالمانه و عامدانه در تکميل اين فرايند اقدام كرده‌اند.

نماينده دادستان تهران در پايان موارد اتهامي متهم رديف اول را افساد‌في الارض از طريق شرکت در اخلال در نظام اقتصادي کشور از طريق تباني و فساد در شبکه‌ي بانکي کشور و توسل به روش‌هاي متقلبانه و مجرمانه و اخذ ميلياردها تومان وجوه غيرقانوني، با علم به مؤثر بودن موضوع در مقابله و اضرار به نظام و مشارکت در کلاه‌برداري کلان و تحصيل مال از طريق نامشروع جمعاً به مبلغ ‌٠٠٠/٠٠٠ /‌٤٠٠/ ‌٥٥٤/ ‌٢٨ ريال ( ‌٢٨ هزار و ‌٥٥٤ ميليارد و ‌٤٠٠ ميليون ريال) با تشکيل و رهبري يک شبکه‌ي سازمان ‌يافته براي ارتکاب جرايمي نظير ارتشا، اختلاس، کلاهبرداري، جعل و استفاده از اسناد مجعول و صوري، شرکت در پول‌شويي از طريق مصرف عوايد حاصل از جرم، پرداخت بيش از سي فقره رشوه، استفاده از اسناد مجعول متعدد مرتبط با گشايش‌هاي اعتبار اسنادي تنزيل شده و معاونت در جعل اسناد و تسهيل وقوع بزه اعلام کرد.

نماينده دادستان در پايان اين گزارش ضمن اشاره به مستندات قانوني، خواستار مجازات براي متهم رديف اول شد.

 نماينده دادستان پس از پايان قرائت بخشي از كيفرخواست تصريح كرد: بر اساس قرائن و امارات و محتويات پرونده مشتمل بر 33 جلد بالغ بر 12 هزار صفحه و با عنايت به نظريه هيات كارشناسي رسمي دادگستري به تاريخ 30/8/90 و پنج مورد قرار مجرميت صادره از سوي شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت تهران، نامبرده در تمام اتهامات مجرم شناخته و مستندا به ماده دو قانون مجازات اخلال‌گران در نظام اقتصادي كشور و بندهاي «الف»، «ج» و «ه» ماده يك همين قانون و مواد 2، 3 و 4 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداي و بند «ب» ماده دو قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتي راجع به قاچاق كالا و ارز مصوب 74 و ماده شش همان قانون ناظر به ماده يك قانون مجازات مرتكبين قاچاق مصوب 1312 با اصلاحات بعدي و نيز مواد 526، 536، 540، 592 و 598 قانون مجازات اسلامي،‌ مواد يك و دو قانون راجع به محاكمه و مجازات مامورين خدمات عمومي مصوب 1315 و نظريه مشورتي 4589/7 مورخ 5/11/90 اداره حقوقي قوه قضاييه در مقام تفسير مقرره مذكور و نيز مواد 42 و 43 و 45 قانون مجازات اسلامي با رعايت مواد 46 و 47 و 19 همان قانون و نيز مواد 55 و 56 قانون آيين دادرسي كيفري و بند 5 ماده 3 قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب، تقاضاي محاكمه و مجازات قانوني وي مي‌شود.

وي ادامه داد: همچنين در خصوص مشار‌اليه، مصادره كليه اموال متهم نيز اعم از منقول و غير منقول كه طي سال‌هاي 88 تا 90 به نحو نامشروع به صورت مستقيم يا غيرمستقيم از طريق اقدامات مجرمانه تحصيل كرده است، تقاضا مي‌شود.

نماينده دادستان تهران در ادامه خطاب به رييس دادگاه گفت: مطالب مذكور صرفا مربوط به بخشي از اتهامات و اقدامات مجرمانه متهم بود كه در چارچوب موازين و الفاظ حقوقي بيان شد. حقيقتا مي‌توان گفت كه جرم و گناه اصلي اين متهم و اين گروه همانا خيانت به ملت و نظام جمهوري اسلامي است. همه مي‌دانيد كه براي پيروزي انقلاب و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و سرافرازي و حيثيت اين مملكت و مرز و بوم، آحاد اين ملت هزاران شهيد تسليم كردند اما اين گروه از متهمان با تباني با يكديگر و در پي مطامع شخصي، با اقدامات مجرمانه خويش به آبروي اين نظام و مملكت لطمه زدند و جبران‌ آن سخت است.

وي افزود: نامبردگان با تاراج سرمايه‌هاي ملي به اين ملت خيانت كرده‌اند كه به فرموده مولا علي (ع) همانا بزرگ‌ترين خيانت، خيانت به ملت است.

نماينده دادستان تهران با قرائت ترجمه نامه چهل و يك نهج‌البلاغه به اين بخش از صحبت‌هاي خود پايان داد.

تفهيم اتهام به «اميرخسروي» از سوي قاضي «سراج»

در ادامه جلسه، قاضي سراج از متهم رديف اول خواست در جايگاه قرار گيرد و خطاب به او گفت: اتهامات افساد في‌الارض، اختلاس، ارتشا، كلاهبرداري و جعل، شركت در پولشويي از طريق مصرف عوائد از جرم موضوع تعداد 136 فقره گشايش اسناد اعتباري صادره از بانك صادرات شعبه گروه ملي حفاري از دي‌ماه 88 لغايت 9/5/90 در مجموع به مبلغ حداقل 28 تريليون و 554 ميليارد و 400 ميليون ريال جهت تاسيس بانك آريا، خريد يا تاسيس شركت‌هاي جديد و ... و خروج بخشي از سرمايه به خارج از كشور و پرداخت رشوه. متهم تا كنون به بيش از 30 فقره پرداخت رشوه اعتراف كرده است كه تا اين مرحله براي 16 مورد به شرح زير قرار مجرميت صادر شده است و در ساير موارد از جمله پرداخت رشوه به آقاي محمودرضا خاوري مديرعامل سابق بانك ملي و تعدادي ديگر پرونده مفتوح است.

وي در مورد اين موارد ادامه داد: موارد ديگر عبارتند از مبلغ 34 ميليارد و 500 ميليون ريال به آقاي «س.ك» رييس شعبه گروه ملي بانك صادرات اهواز، به كاركنان بانك ملي شعبه كيش از قرار مبلغ يك ميليارد و 70 ميليون ريال به آقاي «س.م»، 20 ميليون ريال به خانم «م.م»، هفت ميليون ريال به آقاي «م.ز» و 50 ميليون ريال به خانم «غ.الف»، به كارمندان بانكي از كيش مبلغ 30 ميليون ريال به «ف.ف»، 20 ميليارد ريال به «ح.ف»، 10 ميليون ريال به «ح.ك» با وساطت يا مباشرت «س.م» كارپرداز شركت اميرمنصور آريا، پرداخت مبلغ 9 ميليارد ريال به «خ.الف» متهم رديف نهم از مسئولان وزارت صنايع با همكاري و وساطت «ع.ر» متهم رديف دهم، پرداخت 550 ميليون ريال به آقاي «ع.ب» رييس وقت بانك پارسيان شعبه پامنار و رييس فعلي بانك تات شعبه بازار مبل، پرداخت مبلغ 266 هزار دلار و 350 ميليون ريال در يك نوبت به آقاي «ش.ر» از مسئولان وزارت راه، پرداخت مبلغ 113 هزار يورو به «ك.ر» مديرعامل شركت ايمن‌پايا توسط «الف.گ»، پرداخت مبلغ 202 هزار يورو و نيز 800 ميليون ريال به «م.الف» از مسئولان وقت وزير راه و ترابري توسط «الف.گ»، پرداخت مبلغ 168 هزار يورو به آقاي «ع.الف» از مسئولان وزارت راه و ترابري در شهرستان لارستان به واسطه «الف.گ»، استفاده از اسناد مجعول متعدد مرتبط با گشايش‌هاي اعتباري اسناد تاسيس‌شده شركت‌هاي آهن و فولاد دوشان، فولاد فام اسپادانا، شركت اليت منطقه آزاد انزلي و اسناد بانكي شركت‌هاي مذكور و معاون در جعل اسناد شركت‌هاي پيش‌گفته از طريق ترغيب آقايان «س.ك»، «گ.ب»، «الف.ش» و خانم «ع.ح».

پس از قرائت اين موارد، قاضي سراج خطاب به متهم گفت: آيا اتهامات وارده را قبول داريد يا خير؟ كه متهم در پاسخ گفت: خير، به طور كلي خير.

قاضي پرسيد: با توجه به اتهامات تفهيم‌شده و دلايل آن هر دفاعي از خود داريد بيان كنيد.

«سلطان رشوه» اتهامات را نپذيرفت

«مه‌آفريد اميرخسروي» اظهار كرد: ضمن پوزش از ملت ايران و مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا و كليه مسئولان دولتي كه در راه پيشرفت كشور خدمت مي‌كنند، بايد بگويم ما يك‌سري عمليات خلاف انجام داديم كه همه به دستور من بوده و كارمندان من به دستورات من عمل كرده‌اند. بنده قبول كرده‌ام كه دستورات از طرف من بوده و در نظر گرفتن قرارهاي سنگين براي كارمندان درست نيست.

وي افزود: شش ماه است در انفرادي به سر مي‌برم و هيچ‌كدام از گزارشات را نخوانده‌ام و فقط حدود دو ساعت با وكيلم صحبت كردم كه اين دو ساعت فرصت زيادي نبود.

در ادامه جلسه، وكيل متهم خطاب به قاضي سراج تصريح كرد: چون مقدمات دفاع آماده نبود، تنها بر اساس صحبت‌هاي مقدماتي با موكل كه حدود چند ساعت بيشتر طول نكشيد خواسته‌هايي از خدمت شما داريم. يكي اينكه بحث ايراد صلاحيت را مطرح مي‌كنيم كه آيا اساسا رسيدگي به اين پرونده در صلاحيت دادگاه انقلاب است؟

سراج در پاسخ گفت: براساس نظر شوراي نگهبان، در صورت تعارض قانوني با مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام، مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام حاكم است و اين ايراد وارد نيست.

وكيل متهم اظهار كرد: در مورد اتهام افساد في‌الارض بايد بگويم كه چون هنوز پرونده را مطالعه نكرده‌ايم امكان دفاع در اين زمينه وجود ندارد.

سراج به وي گفت: وقت براي مطالعه پرونده به شما داده خواهد شد.

در ادامه، متهم رديف اول در بيان دفاعيات خود گفت: همانطور كه قبلا گفته‌ام به هيچ‌وجه در جريان گشايش‌هاي بدون مجوز نبودم و 11/5/90 از طريق آقاي «ك» متوجه اين موضوع شدم. گروه ملي فولاد ايران مجوزهاي خود را از تهران مي‌گرفت و در تمام تمهيداتي كه انجام شده، بانك‌ها تاييديه داده‌اند.

وي افزود: من هيچ شبكه‌اي را سازمان نداده‌ام و فقط خريدار بوده‌ام ولي قبول دارم كه يك مقدار از ال‌سي‌ها صوري بوده و خريد و فروشي صورت نگرفته است. من نمي‌دانستم صوري بودن ال‌سي به چه معناست. نظر من اين است كه در مورد ال‌سي داخلي اطلاعات زيادي وجود نداشته و كسي نمي‌دانسته كه خريد صوري غير قانوني است. خود آقاي «ك» هم گفته كه اين قضيه را اواخر سال 89 فهميده است.

اميرخسروي با بيان اينكه دو ميليارد و 450 ميليون تومان به آقاي «ك» پرداخت كرده است، ادامه داد: در مورد «خ.م» هم براي اينكه سهميه‌ فولاد ما را حفظ كند و ميزان توليد ما پايين نيايد مجبور بوديم 900 ميليون تومان پرداخت كنيم. براي آقاي خاوري هم قرار بود دو ميليون دلار در حسابش در كانادا واريز كنيم تا سقف اعتباري ما در بانك ملي شعبه مركزي را افزايش دهد كه البته بعدا سه ميليون و 159 هزار دلار آمريكا به حسابي در كانادا براي او واريز كرديم.

متهم رديف اول با بيان اينكه مبلغي به عنوان كارمزد به بانك سامان پرداخت شده است، گفت: در مورد بانك سپه به جز عيدي‌هايي كه در زمان عيد پرداخت كرديم و اين عرف بانك‌هاست، چيز ديگري نداديم.

وي در مورد پول‌هاي پرداخت‌شده به برخي از مسئولان در وزارت راه و ترابري نيز اظهار كرد: ما براي اينكه بتوانيم پروژه راه‌آهن شيراز ـ بندرعباس را بگردانيم، مجبور بوديم اين كار را انجام دهيم. براي اين پروژه مشاور را به ما معرفي كردند و ما با مشاور بيشتر از نرم قرار داد بستيم تا بتوانيم كار را بگيريم. فردي به نام «پ» 400 ميليون تومان گرفت تا به يكي از مسئولان وقت وزارت راه بدهد كه بعد از پرداخت اين مبلغ هيچ اتفاقي نيفتادو سرانجام با فاينانس پروژه را گرفتيم و وزارت در اين زمينه پولي نداد.

متهم رديف اول در مورد كيف‌هاي حاوي پول و ارز نيز خاطرنشان كرد: هشت ميليارد تومان در كيف‌ها بوده كه به آقاي «ن» پرداخت كرديم و اينها بابت مابه‌التفاوت سودي است كه از شركت فولاد مي‌گرفتيم.

وي اضافه كرد: كيف‌هاي پول، كيف‌هايي مشكي حاوي تراول، ارز، دلار و يورو بوده كه در منزل، دفتر كار خودم و خيابان تحويل آقاي «ن» شده است.

متهم رديف اول تصريح كرد: هيچ‌وقت قصد خيانت به كشور را نداشتم و در اين فكر نبودم؛ البته منافع اقتصادي خود را لحاظ مي‌كردم ولي اگر قصد خيانت داشتم پول‌ها را از كشور خارج مي‌كردم.

در ادامه جلسه نماينده دادستان تهران گفت: متهم گفت كه شبكه‌اي ايجاد نكرده است و در برخي موارد هم مي‌گويد كه از فلان چيز اطلاع ندارم و مسئولش فلاني است. حجم بالاي فعاليت‌ها باعث شده كه شما بخشي از مسائل در ذهنتان نباشد و از افراد ديگري نام ببريد. موارد ديگري وجود دارد كه نشان مي‌دهد حلقه‌اي براي انجام كارها داشته‌ايد؛ حلقه‌اي براي ارتباط‌گيري با بانك‌ها، پرداخت رشوه و تطميع آنها، به طوري كه برخي از اعضاي اين گروه در اعترافاتشان از شما با نام «سلطان رشوه» ياد كرده‌اند.

وي افزود: اين شبكه كاملا با شما هماهنگ بوده و برخي از اعضاي آن گفته‌اند كه بدون اجازه شما حق آب خوردن نداشته‌اند. پس رهبري متهم رديف اول در جاي‌جاي پرونده كاملا مشخص است. حال آيا فعاليت‌هاي صورت گرفته براي خدمت به مملكت بوده است؟

نماينده دادستان تهران اظهار كرد: اينكه از مجوزدار بودن يا نبودن ال‌سي‌ها صحبت مي‌كنيد، حرف ديگري است اما همين كه متهم مي‌دانسته است گشايش‌هاي صوري بوده و خريدي صورت نگرفته براي اخلال در نظام اقتصادي كشور كافي است.

در ادامه، متهم رديف اول گفت: بنده مديرعامل يك شركت بودم و خودم مي‌گويم رهبري كرده‌ام و اعتراف دارم خلاف‌هايي صورت گرفته است. من چيزي را نمي‌خواهم كتمان كنم. اگر آقاي «الف» آمده با من صحبت كرده و قرار بوده مجوز تاسيس بانك آريا را به ما بدهد مي‌گويم ولي مواردي را كه اطلاع ندارم مي‌گويم در حيطه اطلاعات من نيست وگرنه قصد پنهان كردن چيزي را ندارم.

وي ادامه داد: من اگر مي‌خواستم كلاهبرداري كنم به جاي 17 تا 18 كارخانه‌اي كه ايجاد كردم مي‌توانستم پول‌ها را به خارج از كشور انتقال دهم. من يك آپارتمان در آستاراخان خريدم و خاوري مي‌گفت از اين طريق مي‌توانيم دلار به كشور وارد كنيم.

اميرخسروي اظهار كرد: من چهار ماه چيزي نگفتم ولي الان مي‌خواهم همه چيز را بگويم و هر رايي كه صادر شود روي چشمم مي‌گذارم و مي‌دانم به مملكت آسيب رسيده است. من همه چيز را مي‌دانم و قبول دارم. هيچ چيزي از زير دست من در نرفته است. مثلا اگر من به خانم «ع.ح» گفته بودم كه ايجاد كارخانه فولاد ملي را امضا كند، خودم گفته بودم.

وي در مورد اتهام شركت در پولشويي نيز گفت: از دو هزار و 800 ميليارد تومان، هزار ميليارد تومانش تسويه شده است و ما اين پول‌ها را در سررسيد، به بانك طلبكار داديم يعني يك مقدار از پول برگشته است. اين كارها در اهواز انجام مي‌شد و من رييس هيات‌مديره بودم. اگر اين چيزهايي كه مي‌گوييد پولشويي است، قبول دارم كه پولشويي كردم ولي آن موقع كه ال‌سي گشايش مي‌كردم نمي‌دانستم دارم پولشويي مي‌كنم.

وي گفت: مبلغ دو و نيم ميليارد تومان به حساب خيريه براي آقاي «ك» واريز كرديم.

قاضي پرسيد يعني شما نمي‌دانيد آقاي «ك» رييس وقت بانك صادرات اهواز خلاف كرده است؟ كه متهم گفت: خير.

در ادامه به دستور قاضي، «س.ك» در جايگاه قرار گرفت و درباره اظهارات متهم رديف اول گفت: كاملا از اين قضيه اطلاع وجود داشته است چون از طريق خود كارخانه براي ما فرم‌هاي درخواست و پيش‌فاكتور مي‌آمد. ما بدون پيش‌فاكتور امضاشده ال‌سي‌ صادر نكرديم. دو ميليارد و 350 ميليون تومان دريافت كردم كه متهم رديف اول گفت به عنوان خيريه آن را در اختيارت قرار مي‌دهيم؛ لذا تمام اين مجموعه مي‌دانست كه دارد چه كاري انجام مي‌دهد.

رييس دادگاه هنگام اذان ظهر اعلام تنفس كرد و گفت كه زمان برگزاري جلسه بعدي متعاقبا اعلام خواهد شد.

تعداد نامزدهاي مورد حمايت جبهه پايداري به عدد 142 رسيد/

اسامي 112 نفر از كانديداهاي مورد حمايت جبهه پايداري در 20 استان

سه روز پس از آنكه سخنگوي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در نشست خبري خود، ليست 30 نفره كانديداهاي انتخابات مجلس مورد حمايت اين جبهه در تهران را بيان كرد، پايگاه اطلاع رساني جبهه پايداري نيز اسامي 112 نفر از كانديداهاي ديگري را كه در 20 استان كشور مورد حمايت اين جبهه هستند، اعلام كرد.

به گزارش رجانيوز، با اعلام اسامي جديد، تعداد كانديداهاي مورد حمايت جبهه پايداري در سراسر كشور به عدد 142 رسيد تا در فاصله‌ي دو هفته مانده به برگزاري انتخابات، جبهه پايداري براي نيمي از كرسي‌هاي نمايندگي مجلس گزينه‌هاي نهايي خود را معرفي كرده باشد.

در اطلاعيه منتشر شده از سوي جبهه پايداري تأكيد شده است كه كانديداهاي مورد حمايت اين جبهه در ساير استان‌ها نيز متعاقباً معرفي خواهند شد.

در اين اطلاعيه خاطرنشان شده است كه انتخاب اين افراد جهت نامزدی مجلس شورای اسلامی بر اساس شاخصه هاي گفتمانی جبهه پايداري انقلاب اسلامي (تعبد به اسلام، تعهد به آرمان هاي امام و انقلاب اسلامي، تبعیت از ولايت مطلقه فقيه و قانون اساسي، موضع گيري در مقابل جريان فتنه و جريان انحرافي) صورت پذيرفته است.

جبهه پايداري همچنين افزوده است كه معرفی و تأييد این اشخاص به عنوان كانديداهاي جبهه پایداری انقلاب اسلامی در 20 استان کشور، به معناي نفي حضور ساير كانديداهاي اصول‌گرا از طیف های مختلف نیست، بلكه بدین معناست كه اشخاص مورد وثوق جبهه پايداري انقلاب اسلامی در مجموع نسبت به معیارها و موارین این جبهه؛ حائز مولفه های بيشتري بوده اند.

تأكيد جبهه پايداري بر مورد وثوق بودن كانديداها و اصرار نداشتن بر پر كردن همه حوزه‌هاي انتخابيه در شرايطي كه در برخي از اين حوزه‌ها كانديداهاي مورد اعتماد و اطمينان اين جبهه ثبت نام نكرده‌اند، زماني واضح‎تر مي‌شود كه به‌عنوان در همين ليست اعلامي، برخي از حوزه‌ها در تعدادي از استان‌ها فاقد كانديداي اعلامي جبهه پايداري است و يا كمتر از حد نصاب براي اين حوزه‌ها كانديدا معرفي شده است.

در اين زمينه هفته‌ي گذشته نيز دكتر لنكراني سخنگوي جبهه پايداري در نشست‌هاي هفتگي خود در يكي از مساجد شيراز عنوان كرد كه "ما هم در حال بررسی هستیم و به موقع با مردم در میان می‌گذاریم. ولی دو نکته را عرض کنم؛ اول اینکه عرایض بنده و امثال بنده و دوستانی که در جبهه پایداری هستند، فقط از باب مشاوره است. یعنی ما حداکثر نقشی که برای خود قایل هستیم، این است که مثل یک مشاور امین به شما آنچه را تشخیص می‌دهیم، معرفی کنیم. ولی این مردم هستند که در نهایت باید انتخاب کنند و تک تک شما باید به حجت شرعی برسید و انتخاب خود را بكنيد. امام فرمودند میزان رأی ملت است و اخیرا هم آقا فرمودند که انتخابات باید پرشور باشد، واقعا حضور مردم و انتخاب مردم تعیین کننده است. حضور مردم هم با اعتقاد به مؤثر بودن‌شان حاصل می‌شود. آن انتخابی که می‌کنید، نگاه‏ش همان خدمت اصیل به مردم باشد، حتماً نتیجه‏اش متفاوت خواهد بود با انتخاب کسی که می‌خواهد وارد مجلس شود و از همین الآن دنبال این است از کسانی که از او حمایت‌هایی کرده‏اند، حمایت کند و موافقت اصولی فلان کارخانه را بگيرد و به آن‌ها بدهد. حتما این دو نوع انگیزه، خروجی متفاوتی را در مجلس خواهد داشت."

در بخش ديگري از اطلاعيه جبهه پايداري كه امروز منتشر شد، آمده است: «تأييد و حمايت جبهه پايداري انقلاب اسلامی نسبت به اشخاص معرفي شده، تا زماني است كه ايشان بر اصول و معیارهای انقلاب اسلامي ونیز؛ منویات و فرامین ولايت فقيه پايدار باشند.»



فهرست قطعي نامزدهاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در 20 استان کشور كه تاکنون به شورای مرکزی جبهه پايداري انقلاب اسلامی معرفي شده اند، به شرح زير است:

 

استان آذربايجان شرقي

 

اهر و هريس
عباس فلاح

بستان آباد
احد خیری

بناب
ضیاء اله اعزازی ملکی

تبريز آذرشهر و اسکو
محمد حسین فرهنگی

حجه الاسلام رسول جلیل زاده

محمد اسماعیل سعیدی

 

سراب 
رضا رسولی شربیانی

شبستر
علی علیلو

كليبر و بخش هوراند
مهدی راثی

مراغه و عجب شير
موسی سلطانی

ملكان
شهروز افخمی

ميانه
سید محمد رضا حاجی اصغری

هشترود و چاراويماق
غلامحسین شیری

ورزقان، خادوانا
اللهوردی دهقان

 



آذربايجان غربي



ارومیه
ابراهیم بازیان

حسین پناهی

 

پيرانشهر و سردشت 
علی احمدیان


خوي
قنبر کریم نژاد


سلماس

رسول جلایر


ماكو و چالدران
محمد علی پور


مياندوآب و شاهين دژ و تكاب
مهدی عیسی زاده

 

 

اردبيل

مشگين شهر
ولی ملکی


اردبيل و نمين و نير
منصور حقیقت پور

جواد صبور

مصطفی افضلی فرد

 

 

ايلام

 

ايلام، شيروان، چرداول، ايوان، مهران 
علی اکبر بسطامی

محسن عباسی



دهلران،دره شهر،آبدانان 
عبد سبزي

 

 

بوشهر

بوشهر
عبدالکریم جمیری


دشتستان
حجه الاسلام سيد مهدي موسوي ن‍ژاد


دشتي و تنگستان
غلامحسین پولادی


دير وکنگان جم
موسی احمدی

 

 

خراسان جنوبي

بيرجند و درميان
حجه الاسلام محمد باقر عبادی


قائنات
حجه الاسلام علی قربانی


نهبندان و سربيشه
نظر افضلی

 

 

خراسان رضوي

تربت جام و تايباد
غلامرضا اسداللهی


تربت حيدريه و مه و لات

ابوالقاسم خسروی


چناران و طرقبه
محمد دهقان نقندر


خواف و رشتخوار
سید محسن امیر کلالی


درگز
صمد صادقی


سبزوار
بهروز محبی نجم آبادی


سبزوار
عبدالله داورزنی


سرخس و بخش‌هاي احمد آباد 
محمد دوست


كاشمر و بردسكن و خليل آباد
حجه الاسلام یعقوبی


گناباد
حجه الاسلام محمد رجایی


مشهد و كلات
جواد کریمی قدوسی

سید امیر حسین قاضی زاده

خانم انسیه غفوری شعرباف

حجه الاسلام پژمان فر


نيشابور
علی معدنی

 

 

خراسان شمالي

بجنورد و جاجرم
قاسم جعفری

احمد رضا وفایی


شيروان
محمد رضا حسین نژاد

 

 

زنجان

ابهر
سید نجم الدین مرتضوی


خدابنده
حجت الاسلام سید محمد علی موسوی 


زنجان و طارم
محمد اسماعیلی

محسن علیمردانی

 

 

فارس

آباده و بوانات
روح الله دهقان


اقليد
ابوالقاسم رحمانی


جهرم
محمد رضا رضایی کوچی


داراب و زرين دشت
نبی الله احمدی


سپيدان
علی طالع قمر


سروستان و كربال و كوار
نصر الله کوهی باغ اناری


شيراز
حجه الاسلام محسن مکارم شیرازی

ذوالانوار

ضرغام صادقی


فسا
حسین یغفوری


فيروز آباد – قير – كارزين و فراشبند
حجه الاسلام سید یونس موسوی


لارستان و خنج
جمشید جعفر پور


لامردو مهر
سید موسی موسوی

 

 

قزوين

بوئين زهرا و آوج
روح الله جانی عباسپور


قزوين و آبيك والبرز
حجه الاسلام سید مرتضی حسینی

حجه الاسلام علی عباسی

 

 

كرمان

بم
حجه الاسلام موسی غضنفری


كرمان و راور
حجت الاسلام حسین جلالی 


كهنوج و منوجان
حجت الاسلام محمد رضا امیری کهنوج

 

 

كرمانشاه

سنقر
محمد ابراهیم محبی


اسلام آباد غرب و دالاهو
علی جلیلیان


پاوه و جوانرود
سید فتح اله حسینی


قصرشرين سرپل ذهاب و گيلانغرب
بهرام تیموری


كنگاور و صحنه و هرسين
وحید احمدی


کرمانشاه
محمد کرمی راد

 

 

كهگيلويه و بويراحمد

بوير احمد و دنا
ستار هدایت خواه


گچساران 
قدرت الله حسینی


كهگيلويه و بهمئي 
حجت الاسلام علی محمد بزگواری

 

 

گلستان

رامیان – آزادشهر
مرادعلی منصوری رضی

علی آباد کتول
رحمت اله نوروزی

گرگان و آق قلا
حجت الاسلام سید علی طاهری

گنبدکاووس
سلیمان عباسی

کردکوی و ترکمن و بندرگز
محمدجواد نظری مهر

 

 

گيلان

آستارا
علیرضا نعمتی


بندر انزلي
صادق برزگر


آستانه اشرفيه
محمد حسین قربانی


رشت
سید علی آقازاده

نظر علی علیزاده


رودبار
رضا اکبر زاده


رودسر واملش
اسدالله عباسی


فومن و شفت
خلیل بهروزی فر


لاهيجان و سياهكل
ذبیح نیکفر


لنگرود
سید گل آقا پور عباس

 

 

هرمزگان

بندر عباس، قشم و ابوموسي و حاجي آباد 
ابوالقاسم جراره
مهران شاهی

بندر لنگه و بستك و گاو بندي
احمد جباری

ميناب و رودان و جاسك
حسین رئیسی

 

 

همدان

اسد آباد
اکبر رنجبر زاده


ملاير
احمد آریایی نژاد


نهاوند
حسن بهرام نیا

 

همدان 
سید کاظم حجازی

ابراهیم کارخانه

 

 

يزد

بافق و مهريز و ابرکوه و خاتم
کاظم فرهمند


تفت و ميبد
سید جلال یحیی زاده


يزد و صدوق
صالح جوکار

 

مطلب مرتبط:

ليست 30نفره جبهه پايداري در تهران/ در مواردي مانند توجه به مستضعفين و عدالت‌محوري با جبهه متحد اختلاف‌نظر داريم

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/16/ گفت‌وگو با حسين استادآقا؛

ناگفته‌هايي از تجمع سال76 عليه منتظري و تحصن سال78 در حمايت از علامه مصباح/ مي‌گفتند عدالت فقط به‌درد منبر مي‌خورد!

گروه سياسي- محمد مهدي تهراني: محمدحسین استادآقا که از اعضای فهرست انتخاباتی جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، از فعالان عرصه دفاع از ولایت در دو دهه گذشته در قم بوده است. او که متولد تهران و بزرگ شده در این شهر است، در دوران جنگ از رزمندگان گردان‌های حبیب‌ابن‌مظاهر و میثم تمار بوده و پس از پایان جنگ، برای تحصیلات حوزوی به قم رفته است. استادآقا فعالیت های فرهنگی در سیستان و بلوچستان و پشتيباني مدرسه علميه شهرستان‌هاي زابل و ايرانشهر در ابتدای دهه‌ي 70 را از افتخارات خود می داند. او از سال 1387 تا چند ماه پیش، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم بود و منشأ خدمات زيادي مانند برگزاری همایش های ملی مختلف درباره مهدویت و حضرت فاطمه معصومه(س) شد.

بخش اجمالي اين گفت‌وگو در ادامه آمده است و مشروح مصاحبه نيز از طريق دو پيوند زير قابل دسترسي است:

انحرافي‌ها از ابتداي انقلاب هم همراه منتظري، خاتمي و هاشمي بوده‌اند/ بخشي از جريان راست به عزل منتظري معترض بود

جزئياتي از پايگاه جريان انحرافي حامي هاشمي در قم/ ابهام درباره دليل جاي خالي علامه مصباح در صداوسيما

محمد حسين استادآقا در ابتداي اين گفت‌وگو با تأكيد بر اينكه جريان‌هاي انحرافي با شاخصه‌ي ايستادگي در مقابل ولايت فقيه هميشه از ابتداي انقلاب اسلامي حضور داشته‌اند، گفت: بعد از انقلاب، جريان‌هاي انحرافي فراواني داشتيم كه هر كدام در یک برهه زماني و به تناسب آن مقطع، بروز پيدا كردند و اينكه ما بخواهيم تحاشي كنيم از اينكه اسم جريان آقاي هاشمي را هم جريان انحرافي بنامیم، جريان دوم خرداد خاتمي را هم جريان انحرافي محسوب کنیم، به نظر من، خود یک نوع انحراف است.

وي تصريح كرد: بعد از انقلاب، هر انحرافي كه داشته‌ايم، ريشه‌اش در تمكين نكردن از ولی‌فقیه بوده و ريشه تمكين نكردن هم در خودپرستي و هواپرستي است. آنها مي‌خواستند بگويند ما هم هستيم. در يك جايي خواندم كه آقاي هاشمي گفته من به امام چيزي را گفتم و امام گفتند نظر من اين نيست و من گفتم که خودم مجتهدم! اين «خوداجتهادي‌»‌ها در مقابل نص، ريشه همه انحراف‎ها است، از جمله انحراف آقاي منتظري.

اين فعال سياسي و فرهنگي كه نقش مؤثري در مقابله با جريان انحرافي منتظري در دو دهه‌ي اخير داشته است، در مورد جريان منتظري گفت كه در اين جريان نيز درست مثل همه جريان‌هاي انحرافي ديگر، از جمله جريان آقاي هاشمي و اطرافيانش، خاتمي و اطرافيانش، آقاي احمدي‌نژاد و بعضی از اطرافيانش، يك سوی قضیه مربوط به خودش بود و يك طرف مربوط به اطرافيان او.

وي با بيان اين سؤال‌ها كه "چه كساني از 6/1/68 به بعد كه امام، منتظري را عزل كردند، باز به ولي فقيه تمكين نكردند؟ چه كساني روابط‌شان را با منتظري ادامه دادند؟ چه كساني به تصميم امام معترض بودند؟ چه كساني در اعتراض‎شان باقي ماندند؟" ادامه داد: اينها چند دسته‌اند. در مقطع 68، برخي از كساني ‌كه آن روزها معروف به راست سنتي بودند‌،‌ در جلسه‌اي كه در خرداد 68 تشکیل شد و بنده هم در آن حضور يافتم، تحليل مي‌كردند كه اين نامه، اساساً دست‎خط آسيد احمدآقاست و نامه امام نيست. چون آن روزها آقاي منتظري را در خط مقابل با ميرحسين موسوي مي‌ديدند و پاتوق‌شان این طرف بود.

استادآقا افزود: تقابل جريان راست و چپ، خودش را در قصه منتظري نشان ‌داد و حتي آن‌ قدر شدت پيدا كرد كه آسيد احمدآقا رنج‌نامه را نوشت. ایشان رنج‌نامه را براي طرفداران منتظري ننوشت، کما اینکه در مقدمه کتاب می‌نویسد: امام فرمودند بعضي از فرزندانم در مجلس و برخي از مسئولين كشور، توجيه نيستند. اينها چه كساني بودند؟ آدم‌‌هاي معمولي که نبودند.

وي با تقسيم بندي مقاطع فعاليت‌هاي انحرافي منتظري گفت: آقاي منتظري تقريباً تا سال 70 اجمالاً يك دوره سكوت کرد، اما از سال 70 دو باره شروع كرد به موضع‌گيري‌هاي سياسي آشکار. این اقدامش هم شايد بر اساس اين تحليل بود كه فكر مي‌كرد حضرت آقا هنوز بر امور مسلط نيست و اقبال مردم به ایشان و تبعيت از ايشان هنوز كامل نيست و فكر مي‌كرد مي‌تواند در این مرحله، جايی برای خود پیدا کند.

اين فعال سياسي و فرهنگي اضافه كرد: در سال‌های 72، 73 منتظری موج ديگري را در بحث ولايت‌فقيه به راه انداخت و برای اولین بار حرف‌هاي گذشته خود را نقض كرد. در آن موقع هم برای این حرف‌هایش پاسخ‌هاي خيلي خوبي گرفت. حتي يادم هست آيت‌الله شاهرودي در درس خارج، در يك جلسه به‌طور مفصل در باره ولايت ‌فقيه بحث جامعي را مطرح كرد.

وي با يادآوري اظهارات سخيف منتظري در 13 رجب سال 76 اظهار داشت: منتظري حرف‌هاي اهانت‌آميزی زد و به قول خودش تير آخر را شليك كرد و البته پاسخ به او بسيار قوي بود. ابتدا برای مقابله با اين حركت، تجمع بسيار خوبي اعلام شد و آيت‌الله جوادي‌آملي در آن تجمع سخنراني كرد. وجيه بودن ایشان و وزن و اعتباری که در حوزه دارد و نیز انقلابي بودن ايشان بر هیچ کس پوشیده نبود، خصوصاً كه همه به ياد داشتند كه امام پیام خود به مسكو و گورباچف را توسط ایشان فرستادند و لذا صحبت‌های آيت‌الله جوادي‌آملي و دفاع ايشان از انقلاب را همه قبول داشتند و این سخنرانی هيجان ايجاد ‌كرد.

استادآقا ادامه داد: تجمع در مسجد اعظم صورت گرفت و برخلاف انتظار همه دعوت‌كنندگان، جمعیتی که تجمع کردند، فوق تصور بود و اين بسیار موضوع مهمی بود، چون به‌خوبی نشان مي‌داد بدنه حوزه و اساتيد و فضلاي آن، اساساً گرايشي به آقاي منتظري ندارند و آنهايي كه از او حمایت می‌کنند، تعداد محدودي هستند.

وي در خصوص نحوه حركت جمعيت به سمت دفتر منتظري پس از سخنراني آيت‌الله جوادي آملي بيان داشت: صحبت‌هاي آيت‌الله جوادي‌ آملي که تمام شد، حركتي به صورت خودجوش به سمت دفتر منتظری شكل گرفت و آن حوادث اتفاق افتاد كه متعاقب آن، پنج روز دفتر و حسينيه منتظري تبدیل به محل افشاگري جريان انحرافي مهدي هاشمي و منتظري شد. مردم گروه گروه مي‌آمدند و آنجا پاتوق انقلاب شده بود.

استادآقا با يادآوري اينكه اين تجمع در فاصله‌ي كوتاهي پس از انتخابات دوم خرداد 76 برگزار شد، افزود: سال اول حاكميت جريان دوم خرداد بود و اينها با رأي 20 ميليوني خود خيلي احساس اقتدار مي‌كردند، اما در این جریان، اولين ضرب شست را  از حزب‌الله خوردند. در واقع سيلي‌ مردم و حوزه  به دو جريان انحرافي، یعنی جريان انحرافي مهدي هاشمي و منتظري از یک سو و جریان دوم خرداد از سوی دیگر خورد.

وي اضافه كرد: حضرت آقا در سفر سال گذشته به قم اشاره داشتند كه دشمن وقتي مي‌بيند مرجعيت قم پايگاه صيانت از انقلاب و رهبري است، يك مرجعيت قلابي درست مي‌كند. اينها مي‌خواستند اين مرجع قلابي را كه امام او را عزل كرده و به او فرموده بود كه تو حتي ديگر حق گرفتن وجوهات را هم نداري، علم كنند. اتصال جريان دوم خرداد به جريان مهدي هاشمي و جريان انحرافي منتظري موجب شد پديده 13 رجب اتفاق بیفتد. دو سه روز پس از آن در 28 آبان  خروش عظیمی مردمی برآمد و الحمدلله اينها سر جاي‎شان نشستند كه منجر به حصر طولاني منتظری شد.

اين فعال سياسي و فرهنگي گفت: برخي دائماً اين مسئله را القا مي‌كنند كه حصر منتظري، خواست مسئولين بلندپايه نظام بود، چون او را رقيب مي‌دانستند، اما واقعيت اين است كه او ديگر جايگاهي نداشت. آقا هم با برداشتن حصر او مخالف نبود، به شرط اينكه ملتزم به دستور امام باشد.

وي در خصوص تجمع سال 78 طلاب و فضلاي قم در اعتراض به اهانت يك روزنامه زنجيره‌اي به آيت‌الله مصباح نيز گفت: در قضیه سال 78، حضرت آيت‌الله مصباح بحث نظام سياسي اسلام را در خطبه‌هاي نمازجمعه تهران شروع كرده بودند كه بحث بسيار جاافتاده‌اي بود و مورد اقبال قرار گرفت. دو سال از حاكميت دوم خرداد و جريان انحرافي آن گذشته بود و آنها فكر مي‌كردند قدرتي پيدا كرده‌اند و لذا در روزنامه‌اي به آيت‌الله مصباح اهانت كردند. همه به اين نتيجه رسيدند كه با حاكميت انحرافي دوم خرداد، تنها راه باقیمانده این است که تحصن كنند. مسئله تحصن هم مسئله جالبي بود. از مراجع تقليد حضرت آيت‌الله نوري‌همداني تشريف آوردند و در جمع متحصنين سخنراني كردند؛ مرحوم آيت‌الله مشكيني، مرحوم آيت‌الله احمدي میانجی، آيت‌الله استادي و بسياري از اساتيد طراز اول حوزه تشريف آوردند، طوري‌كه دوم خردادي‌ها جا خوردند.

اين فعال حوزوي ادامه داد: همه به نشانه اعتراض، تحصن کردند تا پيام مقام معظم رهبري  آمد كه خود آن شب ماجراي جالبی است. مرحوم آيت‌الله احمدي ميانجي پيام آقا را آوردند و بعد هم آيت‌الله مشكيني صحبت و در آنجا بحث مالك اشتر را مطرح كردند كه در صفين تا خيمه معاويه هم پیش رفت، ولی وقتی اميرالمؤمنين(ع) پيام دادند، برگرديد، برگشت و از ولی خود اطاعت کرد. ايشان اشاره كرد كه حالا هم همان ماجراست. اين طرف جريان پيرو اميرالمؤمنين(ع) و آن طرف جريان معاويه‌پسندي قرار دارد، اما حکم ولی این است که تا اينجا كفايت مي‌كند و برگرديد سر درس. حال و هواي عجیبی بود فضاي بيعت با آقا و گريه همه.

وي با يادآوري اظهارات حجاريان مبني بر اينكه "ما همه جا را فتح كرديم غير از قم"، بيان داشت: قم همان‌جايي است كه به وقتش مراجع مي‌خروشند و مردم را تشجيع مي‌كنند. البته دشمن كاملاً به ظرفيت قم پي برده است، لذا طبيعي است كه براي خنثي كردن اين ظرفيت، تحركات فراواني بكند. حضرت آقا در سال گذشته چند تا از آنها را مثال زدند. فرمودند يكي از آنها بحث مرجع‌سازي قلابي است. يكي هم بحث القاي تقابل نظام و حوزه است که خيلي روي اين قضیه تکیه کردند و می‌کنند.

استادآقا ضمن تأكيد بر هم‌آهنگي مراجع تقليد با خط انقلاب و ولايت فقيه، به بيانيه‌ي اخير آيت‌الله مكارم در مورد تسخير سفارت انگليس از سوي دانشجويان اشاره كرد و گفت: آيت‌الله مكارم بعد از قضیه ورود دانشجويان انقلابي به سفارت انگليس پيام دادند. خيلي جالب است كه يك مرجع تقلید به دانشجويان پيام مي‌دهد كه اين‌گونه موارد را بايد با رهبر بزرگوار انقلاب هماهنگ كنيد. اين كليد است و دشمن از همين‌جا زخم خورده است.

وي با يادآوري "سفر سال گذشته مقام معظم رهبري به قم و ديدار همه مراجع تقليد با ایشان و بازديد آقا از آنها و ارتباطات و انسي كه حتي به صورت شخصي وجود دارد"، اظهار داشت: اين رابطه موجب می‌شود که بعضي از آقايان به تهران و به منزل آقا بیایند و آقا هم وقتي به شكل غيررسمي به قم مشرف مي‌شوند، به منازل آقايان مي‌روند و ارتباط وثيق و بسيار خوبي بين مرجعيت انقلابي و مقام معظم رهبري وجود دارد.

اين فعال حوزوي همچنين اضافه كرد: جايگاه و ركن ركيني هم به نام جامعه مدرسين در حوزه هست كه با بصيرت تمام ايستاده و وقتش هم كه مي‌شود، راجع به شريعتمداري، منتظري و اين مرجع‌نما صانعي تصميم مي‌گيرد.

از استادآقا در مورد برخي از جريان‌هاي انحرافي حوزوي پرسيده شد كه وي در مورد يكي از اين جريان‌ها گفت: جريان انحرافي‌اي كه در حاشيه آقاي هاشمي و متصل به ايشان شكل گرفته، چند لايه است. بخشي از آن حوزوي، بخشي دانشگاهي، بخشي در حوزه اقتصاد، بخشي در حوزه سياسي و  احزاب است. يك لايه هم لايه حوزوي است.

وي، ريشه‌ي همه‌ي این انحراف‌ها را تمكين نكردن از ولي‌فقیه دانست و گفت: مثالي بزنم كه با مسائل روز هم‎خواني داشته باشد. الان عده‌اي به قول حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمي، پروژه «ديدي» را راه انداخته‌اند. الان ما اشكالاتي را در رفتار آقاي احمدي‌نژاد ـ و نه دولت او- مي‌بينيم. يك عده كه از شاخص‌هاي مثبت اين دولت كينه و نفرت دارند، الان مسائل جريان انحرافي را به دولت نسبت مي‌دهند، در حالي كه دولت متشکل از 24 وزير و معاونين رئيس‌جمهور و عده کثیری از رؤساي سازمان‌های وابسته است. دولت كه فقط همين پنج تا آدم نيستند. بسياري از وزرا اساساً از اين جريان انحرافي که در حاشيه آقاي احمدي‌نژاد شکل گرفته است، متنفرند و حتي در برخي از جاها هم گفته‌اند كه حرف اول ما تمكين از ولي فقيه است و اگر در راهي كه مي‌رويم، در جايي تقابل با ولي‌فقيه پيش بيايد، ما نيستيم، پس نبايد بگوييم جريان انحرافي دولت. اينها حاشيه آقاي احمدي‌نژاد هستند نه حاشيه دولت. بسياري از مديران دولتي در سراسر كشور آدم‌هاي پاك و حزب‌اللهي‌ و متعبد به ولايت‌فقيه هستند. جرياني كه مي‌گويد جريان انحرافي دولت، به نظر من خودش يك انحراف است و مي‌خواهد همان پروژه «ديدي» را راه بيندازد و بگويد آقا! ما که از اول گفتيم اين اشكال دارد و لذا اين موضوع را بايد تفکیک و روشن كرد.

اين فعال سياسي و فرهنگي ادامه داد: من فكر مي‌كنم جريان آقاي هاشمي، خصوصاً بُعد حوزوي آن در برهه‌های مختلف به شکل‌های متنوعی عمل كرده است. در يك دوره اينها به تبع آقاي هاشمي، شوراي رهبري را مطرح كردند، در حالی که شوراي رهبري در خبرگان طرح و رد شده بود. يك وقتي آمدند و بحث زمان‌دار شدن رهبري را مطرح كردند. يك مدت هم مدل رهبري را زير سئوال بردند.

وي، مجمع مدرسين را پايگاه عمل جريان آقاي هاشمي در قم دانست و گفت: اين‌ها اخيراً هم سعي كردند آدم‌هاي وابسته به خودشان را بياورند و با آقاي هاشمي ديدار داشته باشند. در رسانه‌ها، روزنامه جمهوري اسلامي به‌طور مشخص اين كار را انجام می‌دهد و مديرش هم يك روحاني است. آقاي دعايي در روزنامه اطلاعات هم به اين جريان فكري دل‌بستگي دارد.

عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي در مورد علت فعاليت انتخاباتي اين جبهه گفت: اين خطر احساس مي‌شد كه ممكن است به دليل عدم حضور رسمي اصلاح‌طلبان، انتخابات از رونق بيفتد، چون بالاخره همه شور و هيجان انتخابات مجلس در بين مردم، رقابت بين سلائق و گروه‌هاي مختلف است و اين يك مسئله بود كه دوستاني را كه الان در جبهه پايداري جمع شده‌اند، نگران می‌کرد.

وي همچنين با يادآوري تأكيدهاي رهبر معظم انقلاب بر انتخاب "اصلح" افزود: ما در انتخابات دو محور اصلي داريم كه هميشه تكرار شده است: يكي مشاركت حداكثري و ديگري انتخاب اصلح كه طيفي از گروه‌هاي سياسي وقت، هميشه با هر دوي اينها مخالف بوده‌اند. يك وقتي نقل شد كه آقاي هاشمي گفته‌اند يك دموكراسي حداقلي مديريت‌ شده بهتر از مشاركت حداكثري پيش‌بيني نشده است و يا در بحث انتخاب اصلح، يك روزي بحث صالح مقبول مطرح شد.

استادآقا با بيان اينكه، زمان نشان داد كه تحليل جبهه پایداری در مورد زمينه‌هاي ايجاد مشاركت حداكثري درست بوده است، گفت: چون اصلاح‌طلب‌های شاخص و به صورت لیستی وارد نشدند و اگر ما براي اصول‌گرايي يك ليست مي‌داديم، براي مردم ليست جذابي نمي‌شد و انگيزه مشاركت حداكثري تضعیف می‌شد.

وي با يادآوري تأكيد آيت‌الله مصباح بر جذب بدنه‌ي سوم تير به‌منظور گرفتار نشدن آن‌ها در دام جريان نفوذي حاشيه دولت اظهار داشت: آيت‌الله مصباح فرمودند بالاخره بدنه‌اي كه به دنبال گفتمان سوم تير، يعني گفتمان انقلاب، امام، حضرت آقا بود، آرزوهايش را نمی‌توان در جريان شكل‌گرفته در داخل جبهه متحد ‌ببیند و اگر بدنه اجتماعی سوم تیر علامت صحیحی در مقابل نداشته باشد، ممکن است گرفتار جریان انحرافی حاشیه آقای احمدی‌نژاد شود. علتش هم اين بود كه برخی شخصيت‌هاي شاخص در جبهه متحد، بعد از تشكيل دولت نهم دست از رقابت‌هاي انتخاباتي برنداشتند و در مقطعي هم كه اشكالاتي كه امروز به آقاي احمدي‌نژاد وارد است، وارد نبود، باز هم به او حمله مي‌كردند.

استادآقا همچنين گفت: برخی کسانی كه امروز شاخصين جبهه متحد را تشكيل مي‌دهند، صرف‌نظر از دو بزرگوار آيت‌الله مهدوي‌كني و آيت‌الله يزدي، آنهايي كه از جنبه سياسي، جبهه متحد را شكل مي‌دهند، آن روز با دولت نهم يك تقابل رسمي ايجاد كردند. اين نمي‌توانست براي بدنه عمومي و جريان اجتماعي جريان سوم تير جذاب باشد كه امروز بيايند به اينها رأي بدهند و مي‌گويند اينها همان‌هايی هستند كه چندان به گفتمان سوم تير نپرداختند.

عضو جبهه پايداري با يادآوري اظهارنظر يكي از اعضاي شاخص جبهه متحد در سال 83 و تفاوت نگاه اين افراد به رويكردهاي عدالت‌خواهانه گفت: در سال 83 سه چهار نفر خدمت يكي از بزرگاني بوديم كه امروز جزو يكي از مؤثرترين افراد جبهه متحد است. فكر مي‌كنم حدود آذرماه بود. گفتيم كه "آقا" در سخنراني‌هاي چند ماه گذشته‌شان خيلي بر مسئله عدالت و ساده‌زيستي تأكيد مي‌فرمايند. فرمودند بله، ولي عدالت و ساده‌زيستي به اين آساني‌ها محقق نمي‌شود. اين حرف‌ها به درد منبر مي‌خورد!

وي در مورد جريان گفتماني سوم تير و تقابل عملياتي و گفتماني جريان‌هاي سياسي حتي از ميان اصول‌گرايان با اين گفتمان اظهار داشت: آن گفتماني كه در 83، 84 پشت سر آقاي احمدي‌نژاد ‌آمد، نگاهش صرفاً انتخاباتی نبود، بلکه بعضي ا‌ز آنها اصلاً اين نوع حرف‌ها را قبول نداشتند. بعضي‌هايشان ضرورت شكستن بت اشرافي‌گري‌اي را كه در كشور ساخته و پرداخته شده بود، قبول نداشتند. برخي از آنها اين مدل را كه وزير به استاني برود و در مسجد بخوابد، قبول نداشتند. بعضي‌ها خودشان قبلاً وزير بودند. مي‌ديدند اگر اين فرهنگ جا بيفتد، آمدیم و یک روز دو باره وزير شدند، آن وقت چه كار كنند؟! اساساً نمي‌پسنديدند که شعارهاي انقلاب، شعار درجه يك بشود. مي‌گفتند روابطمان با دنيا خراب مي‌شود.

استادآقا در عين حال حساب شخصيت‌هاي بزرگواري مانند آيت‌الله يزدي را از اين جريان‌هاي سياسي‌كار كاملاً جدا دانست و گفت: شخصيتي مثل آيت‌الله يزدي را كه در دوره آقاي احمدي‌نژاد همواره از گفتمان صحيح دولت حمايت كرد و همواره در برابر جريان انحرافي هاشمي با تمام قوا ايستاد، جدا مي‌كنيم، ولي اينها رفته‌اند پشت سر اين حضرات آيات سنگر گرفته‌اند. اگر راست مي‌گويند بيايند خرده فرمايشاتي را كه از سال 83 تا 87 يعني در دوران دولت نهم داشتند، روي دایره بريزند تا ببينيم آن روزها از چه گفتماني دفاع مي‌كردند و چه اشكالاتي از دولت می‌گرفتند؟

وي با مردود دانستن نگاه مطلق و سياه و سفيد، اظهار داشت: در درون جبهه متحد كساني را داريم كه از گفتمان سوم تير حمايت واقعي کردند و پاي حركت‌هاي صحيح دولت آقاي احمدي‌نژاد ايستادند. در عين حال که منتقد هم بودند و حرف‌هاي خود را در جلسات غيررسمي ـ ‌و نه رسانه‌اي و جنجالي و لجن‌پراكني‌ـ زدند. اينها به هر دليل و با هر تحليلي جزو جبهه متحد هستند و لذا نمي‌گوييم هر كس در جبهه متحد هست، با گفتمان سوم تير اختلاف دارد، ولي در آنجا يك جریان مديريتي هست كه خودش را در مجلس هشتم خيلي خوب نشان داد. در فراكسيون اصول‌گرايان رأي‌گيري مي‌شد و موضوعي رأي نمي‌آورد، ولی در مجلس رأي مي‌آورد!

عضو جبهه پايداري با بيان اينكه "اشكالاتي كه اين جبهه به حضور بعضي از اشخاص در جبهه متحد داشت، اشكال به اصل جبهه متحد و به ساز و كار نبود"، افزود: مدل‌ها وحي نيستند. مدل مي‌توانست 8+7، 18+7 يا هر مدلي باشد. بحث بر سر اين بود كه حضور بعضي از اشخاص در حركت جبهه متحد اثرگذار است، لذا به نظر من جبهه پايداري دو تا مشخصه را دنبال مي‌كند كه به نظر من هر دو گفتمان‌هاي مورد تأكيد حضرت آقاست: يكي مشاركت حداكثري و ديگري انتخاب اصلح. من نمي‌گويم هركس در اين ليست آمده، اصلح است، اما جبهه پايداري امكاني را براي مردم ايجاد كرده كه بتوانند در طيف وسيع‌تري از اصول‌گرايان تصميم بگيرند و با نظر خودشان اصلح را انتخاب كنند. به نظر من اين تحقق مطالبه آقاست و جبهه پايداري در واقع به اين دو محور پرداخته است.

وي رويكردهاي برخي جريان‌ها در قبال دولت خدمت‌گزار نهم را انحرافي دانست و گفت: بعد از سوم تير 84 ـ قبل از آن را مي‌گوييم فضاي رقابت انتخاباتي بود و بعضي‌ها هم آمدند و حرف‌هاي‌شان را زدند- حضرت آقا بر مؤلفه‌هاي حركت دولت، از جمله ساده‌زيستي تأکید و در چند سخنراني‌شان صراحتاً به سفرهای استانی اشاره کردند و فرمودند از جمله كارهاي خوبي است كه دارد انجام مي‌شود. در همان مقطع كساني از تريبون مجلس، سفرهاي استاني را مسخره كردند، مصوبه‌هاي آن را بي‌خاصيت ناميدند و خرج‌تراشي و زحمت براي مردم ناميدند. آيا اين انحراف نيست؟

استادآقا در بخش ديگري از اين گفت‌وگو از جاي خالي آيت‌الله مصباح در صداوسيما علي‌رغم تأييدهاي ويژه رهبر معظم انقلاب در مورد ايشان، انتقاد كرد و بيان داشت: جاي حضرت آيت‌الله مصباح حتي در مباحث نظري هم در صدا و سيما خالي است. اين اتفاق چه مديريت شده باشد و چه غفلت باشد، بد است. آقا فرموده‌اند آيت‌الله مصباح در دوره ما خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را پر كرده است. جاي چنين علامه‌اي در صدا و سيما بايد كجا باشد؟ حتي پخش سخنراني‌هاي نظري ايشان، پخش بحث‌هايي كه ايشان مطرح مي‌كنند، كجاست؟ ايشان هر چهارشنبه شب در قم سخنراني مي‌كنند که از شبكه استاني پخش مي‌شود. اين بحث‌ها بايد در بهترين ساعت‌هاي صدا و سيما پخش شوند. در اين دوره پر بلا و پر از شبهه، نبايد سخنان كسي كه خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را پر كرده است، پخش شود؟

نوستالژي سالن سيد الشهدا(ع) و اقبالي از جنس سوم تير 84/

نتيجه توهين‌ها و تخريب‌ها: استقبال كم‌نظير جوانان، يادآور موج گفتماني سوم تير/ پايداري هميشه جواب مي‌دهد

تالار سید الشهدا(ع) مکان خاطره انگیزی است. از انتخابات سال 84 که حماسه سوم تیر رقم خورد تا انتخابات 88 که مهر تایید دیگری بر آرمان‌های سوم تیر بود، این سالن چندین بار شاهد گردهم‎آیی جوانان پرشور سوم تیری بوده است. امروز هم همایش «استقامت در منطقه ممنوعه» در این مکان برگزار شد تا بار دیگر جوانانی که هنوز به سوم تیر افتخار می کنند، در این تالار جمع شده و همچنان هم‌پیمانی خود را برای تلاش در مسیر اهداف انقلاب فریاد بزنند. همچنين نشان دهند كه تخريب‌ها و توهين‌ها مانند سال 84 كه عليه كانديداي مردمي نتيجه‌ي عكس داد، اكنون نيز همان فضا را ايجاد كرده است.

گزارش تصويري همايش



به گزارش رجانيوز، این همایش از سوي جوانان حامي جبهه پایداری انقلاب اسلامی از ساعت 15 روز پنج‌شنبه با نمایش مستند جنجالی پایان مدارا آغاز شد. این مستند مروری بود بر نقش هاشمی رفسنجانی و خانواده او در ماجراهای پیش و پس از انتخابات سال 88.

خوشحالم که راه امام رهرو دارد

مستند که تمام شد، اولین سخنران پشت تریبون رفت تا برای حضاری که حالا دیگر بخاطر کمبود جا حتی روی پله ها نشسته یا در راهروها ایستاده بودند، صحبت کند. دکتر مهدي کوچک زاده در ابتدا گفت كه با مشاهده این جمع احساس خوشحالی و شعف می‌کنم.

وي در توضیح دلیل شعف خود گفت: خوشحالم از اینکه می بینم راهی را که جوانی ما در آن صرف شد، امروز بی‌رهرو نمانده است. خدا را شاکرم راهی که امام بنیان گذاشت، امروز از سوي کسانی پیموده می شود که حتی امام را ندیده اند اما حاضر هستند برایش فداکاری کنند.

این نماینده مجلس این اتفاق را بزرگ‌ترین نعمت دانست و ادامه داد: اگر باور داریم که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"، پس در هر زمین و در هر زمان حسینی وجود دارد و مرحبا به شما که حسین زمان را درست شناختید و درست یاری می‌کنید. تردید نکنید که در جبهه ای می جنگید که سرور و مولای این جبهه سید علی خامنه ای است.

کوچک زاده در انتها مهم‌ترین ماموریت جبهه پایداری را عمل به خواست رهبر معظم انقلاب خواند که مشارکت حداکثری است و گفت: اینکه انتخابات پرشور برگزار شود از اینکه چه کسی رای بیاورد، بسيار مهم‎تر است.

اوضاع دنیا حاصل پیاداری جمهوری اسلامی است

پخش نماهنگی درباره فلسطین و جبهه مقاومت و همراهی حضار با شعار مرگ بر اسرائیل مقدمه خوبی بود تا نادر طالب زاده به‌عنوان دومین سخنران در جایگاه قرار گیرد و از تاثیر پایداری جمهوری اسلامی بر اصول در دنیا سخن بگوید.



طالب زاده با يادآوري مسلمان شدن "شان استون" كه اكنون ديگر "علي استون" شده است، گفت: این اتفاق خیلی مهمی است که با توجه به جایگاهی که پدر او در امریکا دارد، اهمیت دوچنداني پیدا می‌کند.

مجري برنامه محبوب راز گفت: این اتفاق مانند بیداری اسلامی است و برای خود من، اینکه نسل جوان غرب بیدار شود و علیه مولفه های این تمدن حرکت کند، عجیب است. ان‌شاءالله این تازه آغاز راه است و ما شاهد ادامه این حرکت خواهیم بود. اما چه چیزی این حرکت ها را ایجاد کرده است؟ وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات یا برنامه های برون مرزی صدا و سیما؟! علت این بیداری، پایداری جمهوری اسلامی در برابر ظلم بود که در طی 33 سال هیچ خدشه ای به آن وارد نشد.



وی پایداری مردم ایران بر آرمان‌ها را در این بیداری موثر دانست و گفت: پای‌کار بودن این مردمی که آماده شهادت هستند، جای شکر دارد و این زمان بهترین وقت برای خدمت است.

طالب زاده در پایان صحبت‌های خود برای جبهه پایداری آرزوی موفقیت کرد و گفت: فتنه پس از انتخابات 88 برکات زیادی داشت از جمله اینکه همه ما شفاف تر فهمیدیم كه باید چه کار کنیم.

مسیری که شکست و پیروزی در آن تفاوتی ندارد

وقتی حجت الاسلام حمید رسایی پشت تریبون قرار گرفت، کار از راهرو و پله گذشته بود و تعدادی از حضار از شدت کمبود جا روی سن نشسته بودند.

سومین سخنران همایش حامیان جبهه پایداری صحبت‌هایش را اینچنین آغاز کرد: خدا را شاکریم که تا اینجا ما را کمک کرده تا در مسیری باشیم که شکست و پیروزی در آن تفاوتی ندارد.

مدیر مسئول هفته نامه نه دی گفت: وقتی در جمع شما هستم که هیچ انگیزه و چشم‌داشتی ندارید و خالصانه پای کار جبهه پایداری آمده اید، احساس کوچکی می‌کنم.

وی با يادآوري شعار نقش بسته بر پرده پشت جایگاه گفت: اینکه پایداری همیشه جواب می دهد، شعار نیست. اصلا خود انقلاب اسلامی حاصل پایداری است. اگر حضرت امام(ره) هم مانند برخی از علما که اتفاقا آنها هم با رژیم طاغوت مخالف بودند، بر اصول پایداری نمی‌کردند، این انقلاب شکل نمی گرفت.



رسایی، گذار از دوران اشرافی‎گری سازندگی و دین ستیزی اصلاحات را هم معلول همین پایداری بر اصول دانست و گفت: در زمان اصلاحات که ما برای سخنرانی به دانشگاه ها می رفتیم، برخی از همین دوستان اصول‌گرا این کارها را انتحار سیاسی می‌دانستند.

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری، رهبر انقلاب را پایدارترین فرد بر اصول دانست و با بر شمردن برخی اتفاقات مجلس هشتم، همین پایداری بر اصول را نقطه اختلاف اعضای جبهه پایداری با برخی از اصول‌گرایان دانست.



رسایی در پایان گفت: مهم نیست که ما رای بیاوریم یا نه، مهم این است که این راه باقی بماند و شما هم دعا کنید تا ما هم بر اصول پایدار بمانیم.

رسایی سخنانش را با نقل بهترین فحشی که به او داده اند پایان داد و گفت: اینکه به ما تندرو می‌گویند بهترین فحش است!

ان الله يدافع عن الذين امنوا

پخش كليپ كوتاهي از سخنراني حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقاتهراني دبيركل جبهه پايداري پس از سخنراني رسايي، فضاي جلسه را متحول كرد؛ آقاتهراني در سخنان خود كه در يك جمع دانشجويي عنوان شده بود، با يادآوري تهمت‌ها و ناسزاهايي كه به شهيد آيت‌الله بهشتي از سوي منافقين و كج‌فهم‌ها نسبت داده مي‌شد، گفت: شهيد بهشتي در قبال اين بي‌اخلاقي‌ها مي‌فرمودند "ان الله يدافع عن الذين امنوا"

آقایان سیاسی خسته، لطفا تشریف ببرید!

دکتر وحید یامین پور که به‌عنوان آخرین سخنران صحبت خود را آغاز کرده بود، گفت که حرف آخرش را اول می‎زند تا دوستانی که خسته شده اند، بتوانند به کارشان برسند. البته آن‌طور که یامین پور صحبت‌هایش را آغاز کرد دیگر کمتر کسی دلش آمد قید حرف‎های بعدی او را بزند.

مجری سابق برنامه دیروز، امروز، فردا گفت: برخی آقایان در فضای سیاسی ایران مشغول فعالیت هستند که دیگر خسته شده اند و حال ندارند. این افراد دوست دارند سر و صدایی نباشد و همه از آنها راضی باشند. ما به اینها عرض می‌کنیم که خسته نباشند، بار انقلاب را تحویل داده و تشریف ببرند.



یامین پور گفت: دهه چهارم انقلاب دوره ای است که فرزندان امام خامنه ای بالغ شده اند و توانایی این را دارند که بار انقلاب را به‌دوش بکشند. این حرف یک فریب است که بگوییم دوره انقلابی گری تمام شده و وقت آن است که با لباس اتو کشیده و لبخند زنان کارها را بكنيم تا حرف رهبری زمین بماند!

وی گفت: ما از راهی که رفته ایم، پشیمان نیستیم و اجازه نمی‌دهیم در دورانی که همه جهان نگاهش به ایران است ما در دورن دچار ارتجاع شویم. کسانی که از انتخاب نشدن توسط مردم ناراحت هستند، می خواهند ما را به قبل از سوم تیر برگردانند که ما این اجازه را نمی‎دهیم که اگر هم بخواهیم برگردیم، هنوز احمدی نژاد شرف دارد به برخی از این آقایان!

یامین پور در پایان با برشمردن سه عاملی که چوب لای چرخ پیشرفت گفتمان انقلاب اسلامی می گذارند، گفت: تنازل از آرمان ها، پدر خواندگی و تمامیت خواهی سه عاملی است که در مسیر پیشرفت گفتمان انقلاب اسلامی خلل ایجاد میکند که ما باید با اینها مقابله کنیم و نشان دهیم فرزندان امام خامنه ای توان رقابت دارند. ما باید مطالبات انقلابی خودمان را در اوج نگه داریم و سرعت انقلاب را آن‌طور که امام خامنه ای انتظار دارند، حفظ کنیم.

حاشيه‌ها

حدود 1000 نفر از جوانان حامي جبهه پايداري در اين همايش حضور يافته بودند و بيش از 500 فرم همكاري نيز از سوي حاضران پر شد. اين در حالي بود كه براي حضور اين جمعيت با شكوه نه مانند برخي همايش‌ها از امكانات بيت‌المال استفاده شد، نه با اتوبوس براي پر كردن سالن، افراد آورده شدند، نه با ماشين‌هاي شهرداري تهران، تراكت‌هاي تبليغاتي همايش در سطح شهر پخش شد!، بلكه فقط از طريق انتشار خبر و پيامك‌هاي شخصي در اين زمينه اطلاع رساني شده بود.

دكتر محمد سليماني، دكتر علي اصغر زارعي، دكتر مهدي كوچك‌زاده، دكتر حسين طلا، حجت‌الاسلام رسايي، دكتر نادر طالب‌زاده، دكتر وحيد يامين‌پور، فاطمه آليا، زهره سادات لاجوردي و دكتر بتول نامجو، مهمانان ويژه اين همايش بودند.

پخش كليپي شامل رهنمودهاي علامه مصباح يزدي با استقبال حاضران روبرو شد

مطهري: اگر امثال من از اصولگرایان بیرون بیایند، جز تملق و چاپلوسی چیزی نمی‌ماند

فارس: علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز جمعه در میزگردی که با موضوع عملکرد مجلس هفتم و هشتم در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و با حضور سعید ابوطالب برگزار شد، فلسفه وجود مجلس را جلوگیری از سرکشی دولت‌ها دانست و گفت: قدرت اجرایی در دست دولت است و قدرت هم در طبیعت خودش فساد‌آور است.

نماینده مردم تهران در بخش دیگری از سخنان اظهار داشت: بنده یک زمانی موضع‌گیری‌هایی داشتم که یک عده‌ از اصولگرایان خواستار بررسی وضعیت من در شورای داوری اصولگرایان شدند؛ اگر امثال من از اصولگرایان بیرون بیایند، جز تملق و چاپلوسی چیزی نمی‌ماند. باید مبانی اصولگرایی روشن شود.

 وی ادامه داد: در جریان انتخابات برای مجلس آینده بنده به آقای افروغ گفتم که برای مجلس نهم کاندیدا شود که وی در پاسخ گفت که اگر من مثل شما خونسرد بودم، می‌آمدم ولی من نمی‌توانم خونسرد باشم و در مقابل حمله‌ها مثل شما آرامش داشته باشم. 

مطهری در ادامه سخنانش فشارهای بیرونی بر نمایندگان مجلس را مهم ارزیابی کرد و افزود: مثلا نمایندگان طرحی را تصویب می‌کنند و این طرح مخالف میل عده‌ای هم است. در اینجا یک شبکه رسانه‌ای قدرتمند وجود دارد که نماینده‌های موافق این مصوبه را تحت فشار قرار می‌دهند و حتی آدم دم در مجلس می‌آورند تا نماینده تحت فشار قرار گیرد.

وی گفت: در مسئله طرح وقف اموال دانشگاه آزاد عده‌ای از نمایندگان طرحی را برای این مسئله تهیه کردند که بعد از این مسئله مجلس متهم به ضدیت با رهبری شد در حالی که آن زمان کسی نمی‌دانست نظر رهبری در این مورد چیست.

مطهری اظهار داشت: باید توجه کرد که این فشارها نماینده را در رسیدگی به انجام امور محول باز می‌دارد.

نماینده مردم تهران گفت: بنده به آقای رسایی و کوچک‌زاده می‌گفتم که شما نماینده همه مردم حتی جنبش سبزی‌ها هستید و باید اگر ظلمی در حق آنها هم شده است، از حقوق‌شان دفاع کنید.

وی ادامه داد: مهره‌چینی برای ریاست مجلس یکی دیگر از اشکالاتی است که باید به آن توجه کرد، مثلا طوری لیست می‌دهند که یک آقا در نهایت رئیس مجلس شود که این مسئله خیانت به مردم است.

مطهری گفت: پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد در کشور ما به وجود آمد که خدمات زیادی هم داشت و مثلا بخشی از توفیقات انرژی هسته‌ای به دلیل نقش وی بود، همچنین کارهایی مثل سرکشی به استان‌ها نیز که توسط وی انجام شد، جای تقدیر دارد ولی باید توجه کرد که اینقدر قانون‌گریزی در دولت‌های گذشته وجود نداشت.

وی به تصویب قانون هدفمندی یارانه‌ها اشاره کرد و اظهار داشت: رئیس جمهور بر خلاف مصوبه قانونی مجلس نظر خودش را اعمال کرد که این مسئله مشکلاتی را به وجود آورد، باید توجه کرد که دولت مامور اجرای قانون است و حتی اگر قانون بد باشد، باید آن را اجرا کند.

نماینده مردم تهران تصریح کرد: پدیده‌ای مثل احمدی‌نژاد محصول مجلس هفتم و هشتم است و اگر ما مجالس قوی داشتیم، چنین پدیده‌ای به وجود نمی‌آمد.
 

یک. شرقی یا غربی، مسئله این نیست!

«علی استون» به جای «گلشیفته فراهانی»

احسان محمودپور

 در میان انبوه کلماتی که دفتر واژه‌های زندگی ما را پر کرده‌اند، همیشه واژه‌هایی وجود دارد که تعریف و توضیح‌شان مجالی بیشتر از یک جمله می‌طلبد. هر واژه البته با خود معنایی را حمل می‌کند که فهم این معنا جز با شناخت خاست‌گاه آن ممکن نیست. واژه‌ها باهم فرق دارند. مثل آدم‌ها که باهم فرق دارند. تو گویی معنی بعضی واژه‌ها در ارتباط با آدم‌ها معلوم می‌شود؛ یعنی خاست‌گاه این واژه‌ها وجود آدم‌ها است و تو عالم و آدم را هرگونه شناخته باشی، واژه‌ها را همان‌طور معنی می‌کنی.

فرهنگ لغت را که ببینی «شرق» و «غرب» را احتمالاً این‌گونه معنی کرده که یک معنای جغرافیایی و یک معنای سیاسی دارد. معنی جغرافیایی شرق و غرب البته معلوم است؛ و معنی سیاسی‌اش که طی سال‌های جنگ سرد، «غرب» عبارت بود از اردوگاه کشورهای لیبرال‌سرمایه‌داری و «شرق» عبارت بود از بلوک کشورهای سوسیالیستی… و این تمام ماجرا نیست.

معنی شرق و غرب را البته که در نگاهی دیگر باید درک کرد. در این نگاه دیگر شرق و غرب، نه فقط دو واژه که دو ساحت وجودی متفاوت است. از این منظر، غربی یا شرقی بودن، مستلزم زندگی در مغرب یا مشرق جغرافیایی نیست؛ که شرق و غرب، مکانت آدمی است و نه مکان او. چه بسا ساکنان مشرق جغرافیایی، که روح غربی در کالبدشان جاری است و چه بسا ساکنان مغرب که در آرزوی اشراقی الهی می‌سوزند و آب می‌شوند، تا شاید از میان جوی مولیان فطرت خویش به بخارای شرق الهی راه یابند.

در این نگاه، شرق، مطلع ظهور حق‌مداری است. عالمِ سرسپردگی به ساحت وحی و «وطن» خدامحوران و دین‌داران است. غرب اما عالم تاریکِ بی‌نیازدانستن خود از باطن توحیدی عالم است و در مغرب وجودی آدم، خورشید خدامحوری غروب می‌کند.

دو. شرق و غرب و آدم‌های‌اش

در شرق یا همان عالم دینی، همه‌ی مراتب زندگی در نسبتی منظم و منسجم با حقیقت عالم به سرمی‌برند. تمامی امور از عادی‌ترین مسائل روزمره ‌تا عالی‌ترین شئون مناسبات اجتماعی، در پیوند با سرشت مقدس عالم معنا می‌یابند؛ و بدون این ارتباط، رنگ می‌بازند و هیچ می‌شوند. اما در عالم غرب عکس این قضیه برقرار است. ذات عالم غرب، قائم به انکار همین رابطه است. در عالم غرب همه چیز رنگ تعیّن دارد. هر چه که محسوس است حقیقت است و اساساً غیب، یا انکار می‌شود و یا در سازمان‌دهی زندگی انسانی نادیده گرفته می‌شود. البته نه این‌که در عالم دینی، محسوسات و نعمات عالم نفی شود، بل‌که تمامی این‌ها، شعاعی از حقیقتی غیرمادی و وسیله‌ای برای رسیدن به او هستند. به همین دلیل است که اهالی عالم دینی، بامعناترین لذت‌ها را از نعمت‌ها می‌برند.

هر عالم البته رنگ و بویی دارد که اهلش آن را می‌شناسند. آن‌که در عالم دینی سیر می‌کند، سیر در «بندگی حق» دارد و این بندگی او را بر تخت فرمان‌روایی عالم می‌نشاند و از آن‌جاکه «بندگی»، مسیر رسیدن به جانشینی خداوند در زمین است، عالم و آدم به فرمان خدا در خدمت بندگان او هستند. بندگان نیز از تمام اختیارات‌شان برای پیشرفت در بندگی و نزدیکیِ هرچه بیشتر به او بهره می‌گیرند. این عالم لحظه به لحظه نو می‌شود. چرا که حقیقت عالم، منشأ بی‌پایان جلوه‌های قدسی است. عالم دینی، خلیفه‌الله تربیت می‌کند.

اما آن‌که در عالم غرب سیر می‌کند از عبودیت روی‌گردان است. عالم غرب، مثل انسان مدرن به بار می‌آورد. موجودی که سیر در انانیت دارد. خود را خدای عالم می‌داند و تمام عالم و آدم را در خدمت خود (آن هم خودِ ناسوتی‌اش) می‌خواهد، بدون این‌که خویش‌تن را متصل به حقیقتی غیرمادی بداند؛ که اساساً برای او غیرماده وجود ندارد. غربی هم‌واره برای خود حقّ هر کاری را محفوظ می‌داند. او حتی سراغ دین هم که می‌آید، می‌خواهد آن را در ذیل نفسانیت خود از حقیقت قدسی‌اش خالی ساخته و به امری روزمره و عرفی تبدیل کند. و ثمره‌ی این همه، وضعیتی است که امروز گریبان اهل غرب را گرفته است. «از خود بیگانگی» ثمره‌ی روی‌گردانی از عالم غیب بوده؛ «بی‌وطنی» و زندگی کولی‌وار، تمام رهاورد عالم غرب است.

سه. جبهه‌ها شفاف‌تر می‌شود.

پسرِ «الیور استون» مسلمان شد. «شان استون» که حالا خود را در منظومه‌ی بندگی، «علی» می‌خواهد، نماینده‌ی همان اشراقی‌های غرب جغرافیایی است که جوی مولیان فطرت خویش را گرفته و آمده تا به بخارای «جمهوری اسلام» رسیده است. حالا هی بنشینیم و ناله سر دهیم که چرا آن دخترک ایرانیِ به فرنگ رفته، فلان شده و بهمان…
خیلی ساده است این داستان. چه فرقی می‌کند کی در کجا باشد؟ غربی، غربی است حتی اگر در ایران زندگی کند و شرقی، شرقی است حتی اگر در قلب شهر شیطان(+) باشد.

زمان دارد به آخر خود نزدیک می‌شود و ناریخ دارد به فرجام مقدّرش می‌رسد. جبهه‌ی حق و باطل در حال شفاف‌شدن است و اصلاً نباید از این بابت نگران بود. فقط باید مراقب خود و جامعه‌ی‌مان باشیم چنان که «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»(+).

چهار. زمان بیداری امّت اسلام است امروز.

آن‌که در وطن خود نیست «مسافر» است و مسافری که به سوی وطن خویش حرکت می‌کند «مهاجر». مسافر تا مهاجر نشود وطن را در نمی‌یابد و مهاجر یا خودش به‌تنهایی قصد وطن می‌کند یا با هم‌وطنان دیگرش (که آنان هم دور از وطن افتاده‌اند) آهنگ هجرت می‌کند. و چقدر سهل می‌شود گردنه‌های راه، وقتی همراهانی چنین باشند.

آن‌که شرقی است «وطن» خویش را به خوبی می‌شناسد. میهن او اسلام است و تو خوب می‌دانی که جغرافیا و مرز هم نمی‌شناسد. میهن او شرق و غرب جغرافیایی عالم است اگر مکانت وجودی‌اش توحیدی شود. اهل اسلام در سرتاسر عالم، یکدیگر را خوب می‌شناسند و خوب می‌یابند و هم‌راه می‌شوند و آهنگ وطن می‌کنند. و این است رستاخیز جهانی عبادالله. آرمان‌شهرِ عباد، جامعه‌ای‌ است که در آن «لایسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون»(+). راستی زیبا نیست «مهاجرت جمعیِ» مردمانی در هیئت «انقلاب اسلامی» به سوی وطن اصلی‌شان؟

منبع: ن و القلم

صداي ملت يا ستاد اصولگرايان حامي موسوي! + عكس

بعد از حذف معنا دار علي مطهري، كاتوزيان و عباسپور از ليست جبهه متحد اصولگرايان جبهه اي تحت عنوان "منتقدين دولت دهم" تشكيل شد و چند روز بعد به "جبهه صداي ملت" تغيير نام داد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بعد از حذف معنا دار علي مطهري، كاتوزيان و عباسپور از ليست جبهه متحد اصولگرايان جبهه اي تحت عنوان "منتقدين دولت دهم" تشكيل شد و چند روز بعد به "جبهه صداي ملت" تغيير نام داد.

چهارشنبه پيش علي دوراني دبير كل آبادگران جهادي دبير ستاد انتخاباتي جبهه صداي ملت (منتقدين دولت دهم) شد و در مصاحبه با يك روزنامه اصلاح طلب با اين عنوان به نقد دولت دهم پرداخت.

علي دوراني دبير كل آبادگران جهادي است كه در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم با بهره گيري از برخي چهره هاي سياسي ستاد جعلي اصولگرايان حامي مير حسين موسوي را راه اندازي كرد.



همچنين يكي از اعضاي فعال ستاد اصولگرايان حامي موسوي حميدرضا كاتوزيان سخنگوي جبهه صداي ملت (منتقدين دولت دهم) است كه مصاحبه ها و اظهارات وي در جلسات اين ستاد در دسترس مخاطبان فضاي مجازي قرار دارد.

بر اساس اين گزارش حجت الاسلام سيد رضا اكرمي، سعيد ابوطالب، حجت السلام نواب، عباس آخوندي و برخي ديگر از چهره هاي سياسي از جمله اعضا، فعالان و مرتبطين ستاد جعلي اصولگرايان حامي موسوي بوده اند.  

عکس: اولین همایش جوانان حامی جبهه‌پایداری

عكس: همايش با شكوه جوانان حامي جبهه پايداري: پايداري در منطقه ممنوعه

 

 

 

 

 

داماد احمدی‌نژاد معاون محسن رضایی شد

مهدی خورشیدی به عنوان معاونت امور قوا در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.

 به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام، مهدی خورشیدی به عنوان معاونت امور قوا در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.
 
پایگاه اطلاع رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام خورشیدی را از نیروهای ارزشی معرفی کرده و در خصوص تحصیلات وی نیز آورده که خورشیدی  تحصیلات خود را در دانشگاه شهید بهشتی به پایان برده و دکترای خود را از آنجا اخذ کرده است.
 
پیش از این  رضا طلائی‌نیک معاونت امور قوای دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام را عهده دار بود.

درگذشت پدر "سيدعباس الموسوی" دبیرکل شهید حزب الله لبنان

پدر سید عباس الموسوی دبیرکل شهید حزب الله لبنان صبح امروز در سالروز عروج ملکوتی فرزندش به دیدار حق شتافت.

به گزارش مهر پایگاه خبری المنار امروز در خبری کوتاه نوشت: گویی پدر شهید با فرزندش قرار ملاقات گذشته بود که در ساعات اولیه سالروز شهادت وی به دیدار حق عزوجل نائل گشت.
 
در ادامه این خبر آمده اشت: حزب الله لبنان درگذشت پدر سید شهدای مقاومت لبنان را تسلیت می گوید و مراسم تشییع پیکر پاک وی را امروز پنج شنبه در شهرک "نبی شیث" برگزار خواهد کرد.
 
المنار تصریح کرد: پدر سید عباس الموسوی دبیرکل سابق حزب الله لبنان که در سال 1992 با حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به شهادت رسید به حضور فعالانه در جشنها و مراسمهای مختلف که از سوی حزب الله لبنان برگزار می شد، مشهور بود.
 
خاطر نشان می شود شهید سید عباس الموسوی دبیرکل سابق حزب الله لبنان نیز در سال 1992 در زمان بازگشت از مراسم بزرگداشت شهید "راغب حرب" از رهبران شهید مقاومت لبنان به شهادت رسیده بود.

مهاجرانی در جشنواره "الجنادريه" در عربستان چه می گوید؟

بولتن نیوز: یکی از سایت های همکار اصول گرا، یعنی سایت مشرق نیوز، در خبری که با عنوان  "تقدير مهاجراني از شاه و مقامات بلندپايه سعودي" در تاریخ 26 بهمن 90 منتشر کرده، به صورت خام و بدون تحلیل، نکاتی را در رابطه با حضور عطااله مهاجرانی از سران اپوزيسيون لندن نشين و وزیر فرهنگ و ارشاد دولت هفتم، در جشنواره الجنادریه ریاض عربستان مطرح کرده و به نقل از سخنرانی وی، مطالبی  در رابطه با فرهنگ و سیاست به شکلی از مهاجرانی نقل شده که خواننده تصور می کند از عملکرد و سخنان مهاجرانی در عربستان دفاع شده است.

به عبارت دیگر، مشرق نیوز به جای این که به نقد عملکرد مهاجرانی  و  علت حضور وی در عربستان و نقد سخنان وی بپردازد به گونه ای به سخنرانی وی و همچنین  گفت وگوی مهاجرانی با روزنامه سعودي "الشرق"  عربستان، پرداخته که مخاطب احساس می کند مهاجرانی مدافع جمهوری اسلامی و نظام است و فراموش می شود که مهاجرانی در حلقه لندن نشین چه اقداماتی را در جریان فتنه علیه نظام انجام داده است.
 
از این سایت اصول گرا  که خط شکن و پیشتاز در جریان مقابله با فتنه بوده، انتظار نمی رفت که چنین مطلبی را به صورت خام و بدون انتقاد و تحلیل منتشر کند و انتظار می رود که این گونه مطالب را با تحلیل و انتقاد منتشر کنند تا تصور نشود که منبع انتشار خبر به دنبال حمایت از مهاجرانی و امثال اوست. زیرا جملات وی پشت سر هم از وی یک  حامی نظام و وطن نمایش داده است! به گونه ای که در کامنت ها  ودیدگاه های کاربران نیز این موضوع نشان داده شده و مخاطبان وی را سرباز وطن نامیده اند!
 
در کامنت های دنباله خبر، که نظر کاربران را مطرح کرده به جز یک مورد، بقیه کامنت ها و نظرات کاربران، به دفاع از مهاجرانی پرداخته است . یکی گفته "خدا وکیلی مثل یه سرباز از ایران وایرانی دفاع کرده است .احسنت" دیگری گفته " سخنان بسيار متيني مطرح كرده اند. مگر نگفته اند: أفضل الجهاد كلمة عدل عند سلطان جائر"، یک کاربر دیگر نیز نوشته است: " دکتر مهاجرانی به عنوان یک نخبه و افتخار ایرانیان در این مراسم شرکت کرده است..."
 
امیدواریم که سایت های اصول گرا که خط شکن در مبارزه با دشمن و جریان های فتنه و ... هستند، مراقبت و کنترل بیشتری را به کار گیرند و به این گونه افراد فرصت مطرح شدن را ندهند.
 
حداقل باید هدف خود را از انتشار چنین خبری ارائه دهند که آیا هدف هشدار و هشیار کردن مردم ومخاطبان است یا واقعا هدف این است که چنین سخنانی را مثبت ارزیابی کنند؟
 
حداقل کاری که یک رسانه می تواند انجام دهد این است که به مخاطب و خواننده هشدار دهد که این افراد با چه هدفی چنین سخنانی را در کشورهای همسایه ایران مطرح می کنند، با چه هدفی خود را به رهبران عربستان در شرایطی که علیه ایران موضع گرفته اند، نزدیک می کنند.
 
 
 
چگونه می توان باور کرد کسی که به لندن پناه برده و علیه نظام توطئه می کند حالا سخنانی در دفاع از ایران وفرهنگ ایرانی و تقویت رابطه بین اعراب و ایران ارائه دهد. به راستی هدف وی در این مقطع با چنین سخنانی چه بوده است؟
 
در این خبر آمده است:" عطاءالله مهاجراني،از پادشاه و مقامات سعودي به خاطر مهمان نوازي آنان تشکر کرد. از طريق حضور در اين ضيافت با برادران و انديشمندان عرب ارتباط مي گيرم. اين گرد هم آمدن ادبا، انديشمندان عرب و دوستان آنان از کشورهاي مختلف مي تواند دروازه هاي گسترده گفت وگو و تبادل فرهنگ ها و تمدن ها را بگشايد. فرصت را غنيمت مي شمارم و از خادم الحرمين الشريفين ملک عبدالله بن عبدالعزيز، امير نايف بن عبدالعزيز، ولي عهد عربستان، امير متعب بن عبدالله، وزير کشور و تمامي برادران در اين کشور تشکر مي کنم. فرهيختگان ايراني بيش از آنچه اعراب از فرهنگ ايران اطلاع دارند، از فرهنگ عربي آگاهند، وايرانيان، محمود درويش، نزار قباني، سميح القاسم، محمد الثبيتي، آدونيس، محمد الماغوط، نجيب محفوظ و بسياري ديگر را مي شناسند.  تأثير فرهنگ عربي بر جامعه ايران، تأثيري مثبت بوده است، زبان عربي، زبان دوم ايران است و ما در ايران از آنچه به زبان عربي فصيح مطرح مي شود اطلاع داريم و آن را پيگيري مي کنيم ."
 
وي در سخنرانی خود که با اعتراضات شديد برخي حضار سعودي همراه بود، با هدف تلطيف فضا، به قرائت بخشي از شعر "قارئة الفنجان" نزار قباني پرداخت و گفت: آنچه تحت عنوان توسعه طلبي ايران و "پروژه تسلط بر منطقه" مطرح مي شود، نادرست است و اين ما هستيم که آماج حملاتيم
 
وي در پاسخ به پرسش يکي از حضار که نقشه ايران براي تسلط بر منطقه چيست، گفت: واقعاً چرا عرب ها چنين نقشه اي ندارند؟ گناه ما چيست که اعراب نقشه اي واضح و مشخص ندارند؟ ايران، دشمن اعراب نيست و طبيعي است که براي منطقه، برنامه داشته باشد بنابراين بايد از فرصت هاي مناسبت براي بهبود روابط خوب بين ايران و کشورهاي عربي استفاده بهينه کرد. نام بردن از خليج فارس، هيچ مشکلي ندارد. تغيير نام ها در طول زمان، نبايد کسي را خشمگين کند و مي توان براي داوري در اين خصوص به نقشه هاي کهن مراجعه کرد

اقدام اعتماد ساز در آستانه انتخابات مجلس؛

پرونده 32 متهم در دادگاه فساد بانكي، درخواست مجازات مفسد في‌الارض براي پنج نفر

رئيس قوه قضائيه در جلسه‌ي امروز شوراي‌عالي قضايي خبر خوشي در مورد كيفرخواست متهمان فساد بانكي اخير اعلام كرد كه در ادامه‌ي خبر روز دوشنبه حجت‌الاسلام و المسلمين محسني اژه‌اي در نشست خبري روز دوشنبه وي بود.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله آملي لاريجاني خبر داد كه پنج نفر از متهمان این پرونده حسب کیفرخواست صادرشده مصداق ماده یک و دو قانون اخلالگران نظام اقتصادی کشور و نیز ماده چهار قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری که مربوط به مفسدان فی‌الارض است، تشخیص داده شده‌اند و درخواست مجازات‌های مربوط در این خصوص شده است.

اين خبر در حالي اعلام شد كه بر اساس نظرسنجي‌هاي صورت گرفته، افرادي كه اعلام كرده بودند در انتخابات شركت نخواهند كرد، مهم‌ترين دليل را در فرم‌هاي پر شده، فساد بانكي سه هزار ميليارد توماني عنوان كرده بودند و به نظر مي‌رسد برگزاري دادگاه اين فساد بانكي در روز شنبه 29 بهمن و درخواست مجازات مفسد في الارض براي متهمان رده‌ي اول آن، تأثير مثبت زيادي در افكار عمومي و ايجاد انگيزه براي مشاركت در انتخابات خواهد داشت.

رئیس قوه قضائیه همچنين افزود: بعد از وقوع چنین فسادی که موجب تاسف و تاثر همه مسئولان و مردم شد، ان شاءالله با رسیدگی قاطع، سریع و عادلانه دستگاه قضایی، مرهمی بر جراحات افکار عمومی در این زمینه شود.

آملی لاریجانی با اشاره به کیفرخواست تهیه شده برای 32 نفر از متهمان فساد مالی افزود: پنج نفر از متهمان این پرونده حسب کیفرخواست صادرشده مصداق ماده یک و دو قانون اخلالگران نظام اقتصادی کشور و نیز ماده چهار قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری که مربوط به مفسدان فی‌الارض است، تشخیص داده شده‌اند و درخواست مجازات‌های مربوط در این خصوص شده است.

وی از تمامی تلاش‌هایی که تاکنون برای بررسی دقیق و موشکافانه در این پرونده انجام شده تقدیر کرد و اظهار داشت: دستگاه قضایی براساس مدارک و اسناد معتبر به این پرونده و تمام پرونده‌ها رسیدگی خواهد کرد و هرگز اسیر تبلیغات و جنجال‌ها نخواهد شد و همین مسئله یعنی لزوم دقت و دستیابی به اسناد و مدارک موجب طولانی شدن رسیدگی به این پرونده شد.

آملی لاریجانی افزود: در این پرونده، عده زیادی احضار شدند و از 110 نفر که اتهام داشتند، تحقیقات لازم انجام گرفت که در نهایت 32 نفر با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست جهت رسیدگی به دادگاه معرفی شدند.

رئیس قوه قضائیه تاکید کرد:‌ دادگاه این متهمان برحسب موازین شرعی و قانونی تشکیل خواهد شد و متهمان و وکلای آنان طبیعتاً از خود دفاع خواهند کرد و امیدواریم رای مناسب و عادلانه‌ای در این خصوص صادر شود.

وی گفت: مردم باید ببینند و بدانند که نظام و دستگاه قضایی در برخورد با کسانی که به دنبال فساد اقتصادی هستند و قصدشان کسب ثروت‌های بادآورده است، برخورد جدی و قاطع خواهد کرد و به افراد دیگری هم که در پی رانت‌خواری و ویژه‌خواری هستند توصیه می‌شود مانند بقیه مردم به دنبال روزی حلال باشند و از رانت‌خواری و تخلفات اقتصادی پرهیز بکنند چرا که عاقبت رانت‌خواری آنان گرفتاری در چنگال قانون خواهد بود.

مطالب مرتبط:

ميزان باورپذيري ادعاي جريان فتنه و هاشمي درباره اعتماد عمومي

ماجراي توقيف "به رنگ ارغوان"

آقاي يونسي بركات تدابير فوق هوشمندانه شما درباره شيرين عبادي كماكان ادامه دارد!/

اظهارات امروز علي يونسي وزير اطلاعات دولت خاتمي در گفت‌وگو با يك روزنامه صبح نشان مي‌دهد كه حمایت از ساختارشکنان در آن دوره مانند آنچه كه در زمان آشوب‌های خیابانی ۱۸ تیر ۷۸ رخ داد و حتی یکی از مسئولان وقت از پخت غذای گرم برای آشوب‌گران در آشپزخانه وزارت کشور خبر داد، رویکرد سازمانی برخي از اعضاي دولت خاتمي بوده است، به‌طوري كه امروز نيز يونسي موارد جديدي را عنوان كرد.

به گزارش رجانیوز، یونسی از حمایت رسمی‌اش از شیرین عبادی و تبریک به او به‌دلیل کسب جایزه صلح نوبل که پیش از این به جنایت‌کارانی مانند رئیس رژیم صهیونیستی رسیده است، خبر داده و این مساله را جزو افتخارات دوران مسئولیت خود عنوان کرده است!

یونسی به «شرق» گفته است: «...اگر فردی برنده جایزه بین‌المللی می‌شد، ما اولین گروهی بودیم که به او تبریک می‌گفتیم و به کمک او می‌رفتیم و مشورت می‌دادیم که این فرد از طرف گروه‌های تروریستی محاصره نشود. به‌طور مثال یک حقوق‌دان [شیرین عبادی] در زمان ما برنده جایزه مهم بین‌المللی شد، بررسی و احساس کردیم اگر با او برخورد مثبتی نشود، چه‌بسا از طرف گروه‌های تروریستی و ضدانقلاب تحت‌تاثیر قرار بگیرد، به او تبریک گفتیم و کمک کردیم که به ایران هم بازگردد؛ یا فرض کنید اگر اتفاقی که امروز برای اصغر فرهادی و موفقیت جهانی فیلم او در زمان ما رخ داده بود، پیشنهاد می‌دادیم برای او جشن بگیرند و از او در فرودگاه استقبال ویژه‌ای می‌کردیم و چنانچه می‌دیدیم گروه‌های تروریستی و ضد امنیتی می‌خواهند از فردی سوءاستفاده کنند، اطلاعات لازم را به او می‌دادیم که خود فرد حواسش جمع باشد.»

البته نگاهی کوتاه به لیست برندگان جایزه صلح نوبل شاید بتواند نظر آقای یونسی در مورد افتخار به آن را تغییر دهد: "تئودور روزولت"، "هنری کسینجر"، "انور سادات"، "مناخیم بگین"، "اسحاق رابین"، "شیمون پرز"، "جیمی کار‌تر" و "باراک اوباما".

با اين حال، آقاي يونسي توضيح نداده است كه آيا مواضع ضد امنيت ملي و براندازانه شیرین عبادی در آن سال‌ها و نهایتا دخالت و هدایت جدی بخشی از عوامل کف خیابان در آشوب‌های سال 88 و تشويق طرف غربي به افزايش تحريم‌ها عليه كشورمان نيز جزو اثرات همان تدابير فوق هوشمندانه وي بوده است؟

نقش‌آفرینی عبادی در حمایت از فرقه ضاله بهاییت و اقدامات این طیف که نهایتا منجر به هتک حرمت مقدسات دینی مردم مسلمان ایران در روز عاشورای سال 88 شد، کار را تا جایی پیش برد که حتی برخی اخبار از گرویدن دختر او -نرگس توسلی- به این فرقه ضاله حکایت داشت. البته شیرین عبادی به همین هم اکتفا نکرد و به محور هدایت فمینیست‌هاي ضد انقلاب در خارج از کشور تبدیل شد و در جریان نگارش گزارش غیرواقعی احمد شهید گزارش‌گر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل علیه ایران نيز هم‌پاي گروهك منافقين تلاش ويژه‌اي كرد.

از سوی دیگر، وزیر اطلاعات دولت اصلاحات همچنین در بخش دیگری از مصاحبه خود، مدعی شده است که فیلم "به رنگ ارغوان" توسط او و در دوران مسئولیتش به مشکل نخورده است. او گفته است: «ما فیلم "به رنگ ارغوان" را توقیف نکردیم و اصولا وزارت اطلاعات هیچ‌گونه مسوولیتی در این خصوص نداشت. مسوول اصلی در این زمینه وزارت ارشاد است. ولی این فیلم به دلیل ترویج خشونت و نمایش غیر واقعی امور امنیتی، مورد حمایت و قبول ما نبود. در آن زمان سیاست کلی و اساسی وزارت اطلاعات تصحیح ذهنیت جامعه درخصوص وزارت اطلاعات بود که به‌دلیل بحران‌های قتل‌های زنجیره‌ای شدیدا آسیب دیده بود.»

این اظهارات درحالی از سوی یونسی بیان شده که سید جمال ساداتیان، تهیه کننده فیلم به رنگ ارغوان چند سال پیش در نامه‌ای به احمدی‌نژاد که مسئولیت ریاست جمهوری را برعهده گرفته بود، خواستار رسیدگی به وضعیت اکران عمومی این فیلم شد.

ساداتیان در بخشی از این نامه نوشته بود: «در سال ۱۳۸۲ از وزارت ارشاد دولت اصلاحات مجوز ساخت فیلم "به رنگ ارغوان" را دریافت می‌نمایم، فیلم تمام مراحل قانونی خود را طی می‌کند، فیلم ساخته می‌شود، در سال ۱۳۸۳ از وزارت ارشاد مجوز نمایش می‌گیرد و آماده نمایش برای جشنواره فجر می‌گردد. در‌‌ همان زمان به دلیل انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری وزارت اطلاعات از اکران فیلم جلوگیری می‌نماید و اکران آن را به بعد از برگزاری انتخابات موکول می‌کند.»

اعتراض بسيج دانشجويي در يك بيانيه رسمي؛

آقای قالیباف! چرا وانت‌های شهرداری برای گروه 7+8 تبلیغ می‌کنند؟ +عکس

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف، خواستار پاسخ‌گویی شهرداری تهران در مورد  استفاده تبلیغاتی برای گروه 7+8 از اموال بیت‌المال این نهاد عمومی شد.

به گزارش رجانیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است: 

"این نماینده به درد مردم نمی‌خورد... کسی که بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، برای اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اینها را باید مردم مراقب باشند." «مقام معظم رهبری  19/10/90 »
 
شهردار محترم تهران بزرگ

جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف
 
در طلیعه‌ی سی و چهارمین سال از انقلاب اسلامی ایران که شاهد تبدیل شدن نهال انقلاب اسلامی‌مان به درختی تنومند هستیم و ثمره‌ی این شجره طیبه امروز در کشورهای منطقه و جهان به بار نشسته است، بسیج دانشجویی که به ید با برکت حضرت امام خمینی (ره) برای پی‌گیری مطالبات حقه ی دانشجویان بسیجی بنا نهاده شده است، محضر جناب‌عالی چند نکته را ذکر می کند:

در هفته های اخیر شاهد وقوع دو مورد در شهر تهران بودیم که خدمت‌تان عرض می‌كنیم:

1- کمتر کسی وجود دارد كه این روزها از معابر سطح شهر تهران عبور کند و نماد و عبارت و جملات در باب کلید واژه "وحدت" را مشاهده نکند، در ابتدا سعی کردیم این مدل از تبلیغات را به حساب ایام‌الله دهه‌ی فجر و هفته ی وحدت بگذاریم. بازهم سوال اینجاست چرا در سال‌های قبل این گونه وسیع، ذهن‌ها با این واژه‌ها پر نمی‌شد.

بی شک همگان می‌دانند بعضی از کلید واژه‌ها چون اتحاد، ساکتین فتنه، اعتدال، عدالت و... در حال و هوای انتخابات آن نقش و عملکرد همیشگی خود را ندارد و بیشتر نمادی هستند برای شناسایی احزاب و گفتمان‌های آنها.

نکته اینجاست اگر دوستان‌مان در شهرداری آن‌قدر از فضای سیاسی کشور دور هستند که سهواً این‌چنین خطایی را مرتکب شده‌اند، ما دانشجویان حاضریم در مقاطع زمانی انتخابات‌های بعدی همچون انتخاب ریاست جمهوری یازدهم، به کمک شهرداری تهران بیاییم، تا دچار این چنین اشتباهاتی نشود.

2- مورد دومی که به عرض‎تان می‌رسانیم که موجب شد بحث سهوی بودن این خطا به کل به کنار گذاشته شود و می توان گفت علت اصلی مجاب شدن ما به نگارش این نامه به جناب‌عالی نیز همین است، این بود که با کمال تأسف و به گواهی اسناد تصویری که به دست ما رسیده است، در روز بیست و دوم بهمن ماه،‌ وانت‌هایی با آرم شهرداری و به همراه مأمورین شهرداری اقدام به پخش تابلوهایی با موضوع بیست و دوم بهمن و به انضمام نماد جبهه‌ی از جبهه های شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم کرده‌اند که این مصداق بارز دست اندازی به بیت‌المال و استفاده از آن برای منابع پوچ حزبی و سیاسی است، جریان دانشجویی در مقابل چنین اقداماتی سکوت نخواهد کرد.

بسیج دانشجویی  منتظر دریافت توضیحات  شفاف شهرداری تهران پیرامون موضوعات ذکر شده می ماند. در انتها آرزو می‌کنیم همه‌ی سیاسیون با درس عبرت گرفتن از انتخابات‌های گذشته به این درک برسند که تبلیغات و هزینه های گزاف که چشم ها را تسخیر می کند، جایی در دل های  مردم ایران ندارد.

والسلام علی من التبع الهدی

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف

در نشست خبري سخنگوي جبهه پايداري انقلاب اسلامي؛

ليست 30نفره جبهه پايداري در تهران/ در مواردي مانند توجه به مستضعفين و عدالت‌محوري با جبهه متحد اختلاف‌نظر داريم

ليست 30 نفره جبهه پايداري انقلاب اسلامي در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر در نشست خبري امروز (سه‌شنبه) سخنگوي جبهه پايداري انقلاب اسلامي اعلام شد.

به گزارش رجانيوز، دكتر كامران باقري لنكراني در اين نشست خبري كه از ساعت 11 در مركز تحقيقات دانشگاه شاهد برگزار شد، اسامي 30 نفر را به شرح زير اعلام كرد:

1- حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقاتهراني

2- حجت‌الاسلام و المسلمين روح الله حسینیان

3- دكتر علی اصغر زارعی

4- حجت‌الاسلام و المسلمين نبویان

5- دكتر غلامعلی حداد عادل

6- حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر ناصر سقای بی‌ریا

7- دكتر مسعود میرکاظمی

8- دكتر محمد سلیمانی

9- محمد اسماعیل کوثری

10- دكتر مهدی کوچک زاده

11- فاطمه آلیا

12- حجت‌الاسلام و المسلمين حمید رسایی

13- حجت‌الاسلام و المسلمين قاسم روانبخش

14- دكتر زهره طبیب زاده نوري

15- زهره لاجوردی

16- دكتر بتول نامجو

17- سردار حسن حمید زاده

18- بیژن نوباوه

19- مهندس سید مهدی هاشمی

20- علی خطیبی شریفی

21- اسماعيل کفایتی

22- دكتر علیرضا مرندی

23- حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر خلیلیان

24- حجت‌الاسلام و المسلمين باباپور

25- دكتر حسین طلا

26- دکتر جوانمردی

27- محمود دهقانی

28- محمد حسين استادآقا

29- دكتر محمد جواد محمدی

30- علي‌رضا صفارزاده

 

سخنگوی جبهه پایداری ضمن بيان اين اسامي با تأكيد بر اینکه رقابت جبهه پایداری با جبهه متحد موجب پرشور تر شدن انتخابات خواهد شد و هیچ اشکالی در این رقابت وجود ندارد، گفت: جبهه پایداری بر رقابت بدون تنازع سیاسی تاکید دارد.

وي در پاسخ به سؤالی درباره مباحث گفتمانی و اقتصادی جبهه متحد اصولگرایان گفت: ما خوشحال می‌شویم که اگر 30 نامزد جبهه متحد در امور اقتصادی یک نظر مشترکی داشته باشند اما متاسفانه می‌بینیم در لیست آنها افرادی حضور دارند که از نظریات عدم کنترل بازار تا تشویق کنترل از رشد اقتصادی تا دغدغه‌های عدالت محوری و توجه به طبقات مستضعف در حوزه اقتصادی و سبك خدمت‌گزاري وجود دارد.

سخنگوی جبهه پایداری افزود: اگر جبهه پایداری به عملکرد اقتصادی دولت نقد دارد به دلیل زاویه گرفتن از عدالت محوری است اما به این معنی نیست که ما قائل به برگشت مباحث اقتصادی بین سال‌های 64 تا 84 باشیم. چرا که برخی‌ها راه حل را بازگشت به مدل اقتصادی بین سال‌های 64 و 84 می‌دانند.

به گزارش فارس، خبرنگاری از لنکرانی درباره چرایی تاخیر جبهه پایداری در ارائه لیست پرسید که سخنگوی این جبهه پاسخ داد. علت این تأخير مذاکراتی بود که اعضای جبهه با نامزدها داشتند. برخی‌ها که انتظار داشتند در لیست جبهه متحد قرار بگیرند اما جبهه متحد آنها را در لیست قرار نداد و آنها تماس گرفتند و ما ترجیح را بر مذاکره و گفت و گو با آنها دادیم که این امر موجب تاخیر ما در ارائه لیست شد.

لنکرانی در پاسخ به سؤال خبرنگاری که می‌گفت نقش علامه مصباح یزدی در نحوه انتخاب افراد برای لیست جبهه پایداری چه بوده است گفت: ما با همه بزرگان و علما درباره لیست مشورت گرفتیم و نظر آنها را درباره افراد جویا شدیم.

سخنگوی جبهه پایداری در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس که معایب و محاسن رقابت جبهه پایداری با جبهه متحد را چگونه تعریف می‌کند، توضیح داد: بنده از شیراز آمده‌ام و مجبور به شعر متوسل شوم. همانگونه که شاعر می‌فرماید؛ "اسلام به ذات خود ندارد عیبی، گر عیبی هست از مسلمانی ما است"، رقابت هیچ اشکالی ندارد اما اگر عیبی باشد از رفتارهای رقابتی ما خواهد بود.

وی با بیان اینکه رقابت باعث پر شور شدن انتخابات می‌شود، بیان داشت: متاسفانه برخی قوت خود را در حذف دیگران می‌دانند که این نوع نگاه موجب اشکالاتی می‌شود که ما آن را قبول نداریم.

سخنگوی جبهه پایداری گفت: مقام معظم رهبری فرمودند مسئولان کشور و سران قوا متحد و همدل باشند اما درباره انتخابات خواستار رقابتی شدن انتخابات را داشتند اما متاسفانه برخی‌ها در جایی که باید عرصه وحدت و همدلی باشد بر طبل تفرقه می‌کوبند و آنجا که عرصه رقابت است می‌گویند باید همه یکی شویم.

لنکرانی با انتقاد از آنچه رفتارهای غیر اخلاقی ازسوی برخی گروه‌های سیاسی خواند، گفت: در شیراز یک روحانی به دلیل اینکه به جبهه پایداری علاقه دارد و عضو جبهه پایداری شده است از فلان حوزه علمیه اخراج می‌شود و بعد از اخراج حرف‌های متفاوتی علیه ایشان گفته می‌شود. اما ما در پاسخ به این رفتارها معتقدیم مردم قضاوت درستی خواهند کرد و پاسخ این گونه رفتارها را خواهند داد.

سخنگوی جبهه پایداری در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا جبهه پایداری موفق به پیروزی در انتخابات خواهد شد یا نه اظهار داشت: اگر ما برای پیروزی به انتخابات آمده بودیم سراغ نظر سنجی می‌رفتیم. ما بر اساس انتخاب اصلح به عنوان مشاوران امین مردم وارد انتخابات شده‌ایم.

وی در عین حال از غیر قابل پیش بینی بودن نتیجه انتخابات خبر داد و گفت: نتیجه انتخابات ثابت خواهد کرد که نظرسنجی‌ها و پیش بینی برخی‌ها درست نبوده است. مردم در انتخابات مجلس نهم با توجه به بصیرتی که از فتنه 88 کسب کرده‌اند ارتقای خود را برای روی کار آوردن یک مجلس کار آمد اثبات خواهند کرد.

سخنگوی جبهه پایداری در پایان با تاکید بر اینکه جبهه پایداری در انتخابات ورود گفتمانی دارد، حتی اگر نامزدهای ما رای نیاوردند ما تلاش خواهیم کرد تا به نمایندگان محترمی که رای آورده‌اند کمک کنیم تا آنها بتوانند گفتمان امام و رهبری را دنبال کنند.

خبرنگاری از لنکرانی درباره برخی اتهامات به جبهه پایداری مبنی بر ارتباط این جبهه با جریان انحرافی تصریح کرد: اگر کسی خوابیده باشد می‌شود او را بیدار کرد اما اگر کسی خودش را به خواب زده باشد هیچ کس نمی‌تواند وی را بیدار کند چرا که قصدی برای بیداری ندارد. موضع جبهه پایداری در قبال جریان انحرافی کاملا روشن و شفاف است اعضای جبهه پایداری اولین مواضع را علیه جریان انحرافی گرفتند.

وی افزود: ما دو نگرانی کوتاه مدت و دراز مدت نسبت به فعالیت جریان انحرافی داریم. ابتدا اینکه نگرانیم که جریان حاشیه ساز خدمات دولت نهم و دهم را زیر سؤال ببرد و آن را تحت تاثیر قرار بدهد.

سخنگوی جبهه پایداری یادآور شد: جبهه پایداری نسبت به نظریه پردازی و تئوری پردازی دینی از سوی جریان انحرافی به شدت نگران است چرا که معتقد است جای نظریه پردازی دینی در حوزه‌های علمیه و توسط نخبگان و متخصصان دینی است. البته دانشگاهیان می‌توانند در مباحث موضوع شناسی و تطبیق مباحث وارد شوند اما نظریه پردازی دینی به حوزه و روحانیت اختصاص دارد لذا ما  نسبت به اینکه برخی فکر می‌کنند نظریه پرداز دینی هستند، نگرانی عمیق داریم.

 

رجانيوز در ادامه بخشي از سوابق تعدادي از كانديداهاي جبهه پايداري را عنوان مي‌كند:

1- حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقاتهراني

حجت‌الاسلام و المسلیمن دکتر مرتضی آقاتهرانی از طلاب فعال مدرسه حقاني پيش از پيروزي انقلاب اسلامي است كه پس از جدا شدن از اين مدرسه نيز در مؤسسه‌ي "در راه حق" تحت نظارت آيت‌الله مصباح يزدي ادامه درس و بحث داد و پس از انقلاب نيز بارها در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل حضور يافت.

در همان سال های ابتدای جنگ دو برادرش را از دست داد؛ شهید مصطفی ردانی پور که هم‌درس و هم فکر و رفیق صمیمی اش بود و شهید مصطفی آقا طهرانی، که برادر کوچک تر او بود. وی گذشته از فقه و اصول، در حوزه تفسیر قرآن را خدمت آیات خزعلی، جوادی آملی و بیش از همه استاد مصباح تلمذ کرده است. فلسفه را به طور عمده نزد آیت الله مصباح خواند. کلام را در شرح تجرید نزد مرحوم آقا طه کافی خوانده و خارج فقه را محضر آیت الله مظاهری بهره برد. از محضر بسیاری دیگر از فضلا همچون آیت الله بهجت، آیت الله صافی اصفهانی، آیت الله کشمیری، آیت الله پهلوانی و... بهره ها برد.

فوق لیسانس روانشناسی را از مؤسسه امام خمینی (که آن روزها به نام بنیاد باقر العلوم (ع) شناخته می شد) گرفت و با نظر آیت الله مصباح برای کسب علوم روز، به همراه زن و فرزند عازم غرب شد و دکترای فلسفه عرفان را از دانشگاه آمریکا گرفت. در کنار مطالعه سنگین و شبانه روزی، مسئولیت امامت جمعه و جماعت، اداره مؤسسه اسلامی نیویورک را هم به عهده داشت. مؤسسه اسلامی نیویورک در زمان حضور حاج شیخ مرتضی بسیار زنده و پررونق بود.

پس از بازگشت به قم، با راه اندازی واحد تربیت مربی اخلاق در مؤسسه امام خمینی فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت. وي در دوره دوم خرداد نقش مؤثري در پاسخ به شبهات جوانان و القائات جريان منحرف داشت و با حضور فعال در دوره‌هاي ولايت دانش‌آموزي و دانشجويي و منابر متعدد در تهران، قم و شهرستان‌ها به‌عنوان يك روحاني مجاهد و عالم ايفاي نقش كرد.

در سال 1384 به دعوت ریاست جمهوری اسلامی ایران و به امر اساتید خود و تشخیص تکلیف، معلم اخلاق هیئت دولت شد. در سال 86 بر مبنای تشخیص تکلیف و مشورت با اساتید و به ویژه استاد معظم حضرت آیت الله بهجت برای حوزه نمایندگی تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد و در حوزه انتخابیه تهران، حائز دومين رأي شد.

 

 

2- حجت‌الاسلام و المسلمين روح الله حسینیان

حسينيان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی و رئيس كميسيون شوراها و سياست داخلي مجلس نیز علی رغم آن که از مدت ها پیش اعلام کرده بود که در انتخابات کاندیدا نمی‌شود اما با اصرار و درخواست‌های فراوان دوست‌داران انقلاب اسلامی، بالاخره روز پنج‌شنبه گذشته ثبت نام کرد.

حسينيان نيز از طلاب فعال مدرسه حقاني است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مسئوليت‌هاي متعدد قضايي داشت و در دوره دوم خرداد و در جريان قتل‌هاي زنجيره‌اي نيز با سخنراني‌ها و برنامه‌هاي افشاگرانه‌اش، در زمينه خنثي كردن يك توطئه بزرگ عليه نظام نقش مؤثري داشت.

وي در طول دو دهه اخير با حضور در مركز اسناد انقلاب اسلامي تلاش زيادي در زمينه ثبت و ضبط تاريخ انقلاب و انتشار نظرات و روايت‌هاي نيروهاي انقلاب كرد و در مجلس شوراي اسلامي نيز در بزنگاه‌هاي حساس نقش مؤثري داشت. وي در تابستان سال 88 در اعتراض به نحوه اداره مجلس و شخص رئيس مجلس از نمايندگي استعفا داد اما پس از چندي به‌دليل رايزني‌ها استعفايش را پس گرفت.

 

 

3- دکتر محمد سلیمانی

وي، استاد تمام رشته برق دانشگاه علم و صنعت که پدر دانش ماهواره در ایران لقب گرفته، در دولت نهم وزیر ارتباطات بود و منشأ خدمات گسترده ای در حوزه زیر ساخت، تلفن‌هاي ثابت و همراه و اینترنت شد.

وي در عين اينكه، در رشته‌ي خود فول پروفسور است و در ميان دانشجويان دانشكده دانشگاه علم و صنعت از نظر علمي به‌عنوان يك استاد سرآمد شناخته مي‌شود، برادر دو شهيد نيز هست و حساسيت‌هاي ويژه‌اي در حراست از گفتمان انقلاب اسلامي نيز دارد، به‌طوري كه در دوره‌ي دوم خرداد كه دانشگاه علم و صنعت و به‌ويژه دانشكده برق يكي از پاتوق‌هاي اصلي جريان حزب مشاركت بود، وي با همراهي تعداد ديگري از اساتيد متعهد مقابل اين جريان‌ها ايستادگي مي‌كرد.

 

 

4- دکتر سيد مسعود میرکاظمی

عضو هیات علمی و مدرس دانشگاه های تربیت مدرس، امام صادق و امام حسين است که سابقه ریاست دانشگاه شاهد را نیز در کارنامه خود دارد. دکتر میرکاظمی در دولت نهم وزیر بازرگانی و در دولت دهم وزیر نفت بود که به خاطر مقاومت در برابر خرده فرمایشات برخی چهره های ناموجه برکنار شد. بیش از 210 نماینده مجلس پس از کناره گیری دکتر میرکاظمی از وزارت نفت از او حمایت کردند.ميركاظمي به كلان‌نگري و تيزهوشي معروف است و بخش عمده‌اي از دستاوردهاي بزرگ حوزه انرژي ايران در شرايط تحريمي ناشي از همين تيزهوشي و مديريت استراتژيك وي بود.

"خودكفايي در توليد بنزين" يكي از همين شاهكارها بود كه برنامه‌ي راهبردي امريكا مبني بر فلج كردن ايران با "تحريم بنزين" و شعله‌ور شدن اعتراض‌ها و ناآرامي‌هاي داخلي را ناكام گذاشت.در روزهاي ابتداي سال جاري نيز رهبر معظم انقلاب پس از آنكه سال 90 را به "جهاد اقتصادي" نام‌گذاري كردند، به عسلويه رفتند و از فازهاي احداث شده و يا در حال ساخت "پارس جنوبي" بازديد و از وزير و كاركنان تلاش‌گر نفت تقدير كردند.

 

 

5- مهندس سیدمهدی هاشمی

مهندس سید مهدی هاشمی اکنون رئیس یکی از تخصصی ترین سازمان های حرفه ای یعنی سازمان نظام مهندسی است و خاطرات خواندنی زيادی از روزهای جنگ دارد. از شهید محمد بروجردی، از شهید محمود کاوه، از شهید آبشناسان و...!  هاشمی همیشه در صندوق عقب ماشینش کپسول اکسیژن را حمل می کند که یادگاری از دوران دفاع مقدس است. او از روزهای پیش از آغاز حمله رژیم صدام به ایران در مناطق غربی حضور داشته و خود می گوید که این افتخار را داشته که هشت سال در جبهه ها حضور داشته باشد.

او از دوستان نزدیک دکتر احمدی نژاد پیش از دوران ریاست جمهوری بود که در شهرداری تهران معاونت امور مناطق را بر عهده داشت. او در دولت نهم، معاون امور عمرانی وزیر کشور و قائم مقام وزیر راه بود که مدتی نیز پس از برکناری مصطفی پورمحمدی از وزارت کشور، سرپرست این وزارتخانه شد.

هاشمی هم اکنون رئیس سازمان تخصصی نظام مهندسی و رئيس فدراسيون تيراندازي است كه اين فدراسيون با مديريت قوي وي از يك فدراسيون فراموش شده به يكي از سه فدراسيون برتر كشور تبديل شده است كه بالاترين شانس مدال‌آوري را در المپيك 2012 لندن دارد.

 

 

6- حجت الاسلام و المسلمین دکتر ناصر سقای بی‌ریا

استاد دانشگاه و حوزه است که همچون دکتر آقا تهرانی، تحصیلات حوزوی‎اش را در قم و تحصیلات دانشگاهی‎اش را در امریکا گذراند و امام جمعه ايالت واشنگتن بود. او در دولت نهم و بخشی از دولت دهم مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت بود اما به‌دليل انتقادهايي كه به جريان نفوذي داشت، در سال جاري از اين مسئوليت استعفا داد و به دعوت آيت‌الله يزدي، مسئوليت مهم رياست دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بر عهده گرفت.

 

 

7- دکتر علی اصغر زارعی

استا دانشگاه، موسس واحد جنگ الکترونیک در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رئیس سابق بسیج اساتید کشور که در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی نیز نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود.

وي كه در دولت نهم از گزينه‌هاي تصدي وزارت نفت بود، سوابق برجسته‌اي در مقابله با گروهك‌هاي ضد انقلاب و التقاطي در سال‌هاي اول انقلاب، راه‌اندازي سپاه خوزستان و حضور مؤثر در جبهه‌هاي دفاع مقدس داشت و در سال ۱۳۶۴ بنابه تدبیر مسئولین قرارگاه خاتم الانبیاء وارد یگان کاملا تخصصی و فنی جنگ الکترونیک شد و دراواخر ۱۳۶۵ فرماندهی یگان را عهده دار شده و تا سال ۱۳۷۰ ادامه داشت و در سال 1375 نيز رياست دانشكده فني دانشگاه امام حسين عليه السلام را برعهده گرفت.

اگرچه اين روزها مدعيان برخورد با جريان انحرافي و نفوذي زياد شده‌اند اما وي جزو پيش‎روترين افراد در مقابله با تحركات اين اعضاي وابسته به اين طيف است، به‌طوري كه در سال 87 با مشاهده اولين رگه‌هاي اين تحركات و توزيع پول در ميان نمايندگان از سوي يكي از وابستگان اين جريان، وي از فرد عامل فساد با سيلي استقبال كرد. زارعي اكنون مسئول كميته استان‌هاي جبهه پايداري است و نيروهاي انقلابي در استان‌ها وي را با تواضع، صداقت و تدبير مي‌شناسند.

 

 

8 و 9- حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمود نبویان و حجت الاسلام والمسلمين قاسم روانبخش نيز دو عضو هیات علمی موسسه آموزشي و پژوهشي امام خمینی هستند که در انتخابات مجلس حضور خواهند داشت.

دكتر نبويان به‌عنوان يكي از مبرزترين استادان اين مؤسسه شناخته مي‌شود كه وي نيز در دانشگاه‌ها و محافل دانشجويي به‌عنوان يك روحاني دانشمند و قوي در پاسخ‌گويي به شبهات و به چالش كشيدن مباني نظري جريان‌هاي سكولار، لبيرال و وابسته‌گرا شناخته مي‌شود.

بنيه علمي قوي فقهي او موجب شده است كه هم اكنون در دبيرخانه فقهي مجلس خبرگان رهبري نقش مؤثري داشته باشد.

 

حجت‌الاسلام و المسلمين روانبخش نيز به‌عنوان يكي از اساتيد شجاع مؤسسه امام خميني شناخته مي‌شود كه تندروترين عناصر جريان فتنه نيز در مناظرات خود با وي معمولاً مغلوب جلسه را ترك مي‌كردند.

خاطره دو جلسه سه ساعته مناظره روانبخش با مصطفي تاج‌زاده قبل از انتخابات رياست جمهوري دهم و مناظره‌هايش با محمد رضا خاتمي و صادق زيباكلام، يكي از شيرين‌ترين خاطره‌ها براي نيروهاي انقلابي در دانشگاه‌هاست.

 

 

10- دکتر مهدی کوچک زاده

عضو هیات علمی و استاد با رتبه دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس که سابقه دو دوره (هفتم و هشتم) نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را در کارنامه دارد.كوچك‌زاده در مجلس و محافل دانشجويي با صراحت و صداقتش شناخته مي‌شود و تأكيد دارد كه براي كارهايش بايد حجت داشته باشد. تعبد وي به ولايت فقيه و ابا نداشتن از اظهار آن، مثال زدني است.

وي نيز معمولاً پاي ثابت جلسات سخنراني در دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علميه است و در دوره فتنه نيز خار چشم ساكتين فتنه در مجلس و عوامل فتنه در بيرون از آن بود. اوج كينه جريان‌هاي ضد انقلاب از وي را شايد بتوان از هجونامه‌هايي دريافت كه عليه وي در رسانه‌هاي ضد انقلاب دريافت. دكتر كوچك‌زاده جانباز دفاع مقدس نيز هست و خاطرات شنيدني از آن روزهاي طلايي دارد.

 

 

11- حجت‌الاسلام و المسلمين حمید رسایی

را مي‌توان از فعال‌ترين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي دانست. وي مؤسس و مدير دفتر جريان‌شناسي تاريخ معاصر ايران است كه 22 كتاب مستند و افشاگرانه اين دفتر از عملكرد جريان برانداز دوم خرداد به تيراژ ميليوني رسيد و برخي از آن‌ها مورد تفقد رهبر معظم انقلاب نيز قرار گرفت.

وي كه از روحانيون فعال قم در زمينه مقابله با جريان‌هاي منحرف بود، در دولت نهم و در دوره وزارت صفارهرندي با وزارت‌خانه فرهنگ و ارشاد اسلامي، مشاور وي و مديركل اداره ارشاد قم بود كه نقش مؤثري در سالم‌سازي فضاي فرهنگي و هنري اين شهر داشت، به‌طوري كه حتي دو جشنواره هنري در حرم حضرت معصومه برگزار شد و مورد عنايت مراجع عظام تقليد نيز قرار گرفت.

رسايي با حضور در مجلس هشتم، يكي از اصلي‎‌ترين مخالفان عناصر فتنه، ساكتين فتنه و جدي‌ترين منتقد رياست مجلس بود. وي در ماجراي اعتراض به مصوبه وقف دانشگاه آزاد و يكشنبه سياه مجلس و مخالفت با حقوق مادام العمر و ارائه طرح دو فوريتي براي لغو اين قانون با همراهي نمايندگاني از جمله حسينيان، كوچك‌زاده و زارعي نقش محوري داشت.

اين نماينده مجلس در قبال جريان نفوذي دولت نيز روشن‌گري‌هاي مؤثري داشت و در مناظره تلويزيوني با علي اكبر جوانفكر از عوامل اين جريان حاضر شد. وي با راه‌اندازي هفته‌نامه 9 دي به ظرفيت رسانه‌هاي جريان انقلاب افزود و با انتشار گزارش‌ها و گفت‌وگوهاي مؤثر نقش مهمي در مقابله با جريان‌هاي فتنه و نفوذي در دولت داشته و دارد.

 

 

از بانوان انقلابی و تحصیلکرده نیز چهره های شاخصی همچون دکتر زهره طبیب زاده دندانپزشك و استاد دانشگاه شهید بهشتی و رئیس مرکز امور بانوان و خانواده در دولت نهم، فاطمه آلیا نماینده دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی از تهران، زهره لاجوردی استاد دانشگاه و فرزند شهید بزرگوار سیداسدالله لاجوردی و دکتر بتول نامجو دیده می شود.

 

12- دكتر زهره طبيب‌زاده نوري

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران و رئیس سابق دانشکده دندان پزشکی این دانشگاه است. او که از دانشجویان انقلابی در سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب و عضو شورای عمومي دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه 60 است، در دولت نهم روز های پر ماجرای در ریاست مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری داشت.

 

13- زهره لاجوردي

فرزند شهيد بزرگوار اسدالله لاجوردي كه سابقه چهار سال رياست دفتر و سپس معاونت را در مركز امور زنان و خانواده رباست جمهوري دارد. وي همچنين در دانشگاه آزاد تدريس داشته و از سال 82 در دانشگاه اصول دين، تدريس مي‌كند.

 

14- فاطمه آليا

فاطمه آلیا مسئول کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی از جمله نمایندگان فعال مجلس شورای اسلامی در دوره‌های هفتم و هشتم است که هم‌اکنون در یکی از مهم‎ترین کميسیون‌های مجلس یعنی کميسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عضویت دارد. تجربه 20 ساله ناشی از حضور در آموزش و پرورش همراه با سوابق اجرایی و مسئولیت‌های اجتماعی که در ادامه به آن اشاره می‌شود، موجب شد تا به عنوان اولین زن ایرانی برای تصدي وزارت آموزش و پرورش دولت دهم معرفی شود که بنا به دلایلی که در گفت‌وگوی زير به آن پرداخته است، با نوشتن نامه‌ای انصراف داد.

آلیا در کنار فراگیری علوم حوزوی، تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی آغاز کرد و در ادامه از دانشگاه آزاد موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی شد. نماینده دوره‌هاي هفتم و هشتم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، مؤسس و رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، مؤسس و رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیش‎گیری از معلولیت‌ها، عضو هیئت امنای مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری (در دولت‌هاي نهم و دهم)، رئیس کارگروه زنان و خانواده و عضو شورای علمی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری (نهم و دهم)، عضو گروه هیئت تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان (مجلس هشتم) تنها بخشی از سوابق اجرایی و فعالیت‌های اجتماعی آلیا در سال‌های اخیر است.

این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی فعالیت‌های سیاسی خود را پیش از انقلاب با حضور فعال در جلسات و اجتماعات مذهبی- سیاسی و شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 57 تهران آغاز کرد و پس از انقلاب نیز همراه با مشارکت فعال در برخورد با عناصر منافق و گروهکی دانشگاه علامه طباطبایی و حضور در مناطق عملیاتی فتح المبین در قالب کاروان خواهران امدادگر و مبلغ، فعالیت سیاسی خود را در شاخه دانشجویی حزب جمهوری اسلامی (تأسیس تا تعطیلی)، عضویت در شورای مرکزی جامعه زینب سلام‌الله علیها (پنج دوره) و عضویت در شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی (سه دوره 1386- 1381) ادامه داد.

 

15- بتول نامجو

دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است.

دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نيز دارد. وي هم‌اکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است.

 

 

16- محمد حسین استاد آقا

مشاور سابق وزیر ارشاد و مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و دبیر جشنواره ملی کریمه اهل بیت. محمد حسین استادآقا از فعالان عرصه دفاع از ولایت در دو دهه گذشته در قم بوده است. او که متولد تهران و بزرگ شده در این شهر است، در دوران جنگ رزمندگان گردان‌هاي حبيب بن مظاهر و ميثم تمار لشگر 27 محمد رسول الله بوده و پس از پایان جنگ برای تحصیلات حوزوی به قم رفته است.

استادآقا فعالیت های فرهنگی در سیستان و بلوچستان و پشتيباني مدرسه علميه شهرستان‌هاي زابل و ايرانشهر در ابتدای دهه 70 را از افتخارات خود می داند. او از سال 1387 تا چند ماه پیش مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم بود و منشا خدمات گسترده ای مانند برگزاری همایش های ملی مختلف درباره مهدويت و حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها شد.

 

 

17- سردار حسن حميدزاده

سردار حسن حمیدزاده معاون سابق رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح و از مبارزان قبل از انقلاب است كه شكنجه‌هاي قرون وسطايي ساواك را نيز تجربه كرده است و ي پس از قبولي در دانشگاه علم و صنعت در سال 1354 نيز مبارزات انقلابي خود را ادامه مي‌دهد.

وي كه سابقه بحث با اعضاي گروه‌هاي كمونيستي و الحادي را در دانشگاه و خارج از دانشگاه دارد، تلسط ويژه‌اي بر مباحث عقيدتي ارائه شده از سوي شهيد آيت‌الله مطهري داشته و دارد. حميد زاده از اعضاي مؤثر گروه‌هاي سازمان مجاهدين انقلاب بوده و در جنگ نيز از رزمندگان مؤثر بوده است.

 

18- دكتر حسین طلا

وي از رزمندگان و جانبازان دوره دفاع مقدس و فارغ التحصيل دانشکده علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی است. وي در قرارگاه ثارالله نيز به‌عنوان جانشین سیاسی نماينده ولی فقیه فعالیت داشته و از سال 79 در شورای نگهبان فعال بوده است، به‌طوري كه از سال 83 تا 84 مسئول دفتر تهران شورای نگهبان بود.

بعد از سال 84 هم به وزارت کار رفت و مسئول کل حراست بود. وي پس از آن، رئیس دانشکده حفاظت و بهداشت کار شد و سپس به‌عنوان فرماندار تهران منصوب شد. طلا بعد از فرمانداری به شرکت دخانیات رفت و تا چند ماه پيش مديرعامل شركت دخانيات شد.

از سوی دیگر حضور برخی چهره های سرشناس و خوش‌نام انقلاب مانند دکتر غلامعلی حدادعادل، سردار ایثارگر حاج محمد اسماعيل کوثری، دکتر علی رضا مرندی و بیژن نوباوه نیز نشان‌گر قوت و استحکام فهرست انتخاباتی جبهه پايداري است.

در اين ليست همچنين اسامي افراد كمتر شناخته شده اما مؤثري مانند دكتر فرهاد جوانمردي (استاد فيزيك هسته‌اي دانشگاه و از اعضاي فعال بسيج اساتيد، دكتر جواد محمدی (پزشك و استاد دانشگاه و مديركل امور بين‌الملل و سرپرست اداره كل ارتباطات و رسانه دبيرخانه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي)، سردار علي‌رضا صفارزاده (از مؤسسين تربيت بدني سپاه و رئيس فدراسيون پهلواني و زورخانه‌اي)، حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر محمد جمال خلیلیان، حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر محمد مهدي باباپور و محمود دهقاني (از دانش‌آموختگان و اساتيد مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني) نيز به چشم مي‌خورد.

گفتني است دكتر محمد هادي زاهدي وفا معاون اقتصادي وزير اقتصاد در دولت نهم و از اساتيد دانشگاه امام صادق عليه السلام كه 10 سال است رياست دانشكده معارف اسلامي و اقتصاد اين دانشگاه را نيز برعهده دارد، از افرادي بود كه با دعوت جبهه پايداري انقلاب اسلامي كانديدا شد و گزينه قطعي جبهه پايداري براي حضور در ليست هم بود اما به‌دليل مخالفت آيت‌الله مهدوي‌كني با كانديداتوري وي و جضورش در ليست جبهه پايداري، بنا بر محذوريت اخلاقي ترجيح داد كه در ليست قرار نداشته باشد.

فهرست جدید بانک‌داران تأیید صلاحیت شده


به‌تازگی فهرست مدیران دارای صلاحیت از بانک مرکزی به صورت گسترده دستخوش تغییر شده و نام برخی از بانکی‌ها که پیش تر صلاحیت آنها تأیید شده بود حذف و نام افراد جدیدی در این فهرست اضافه شده است. به گزارش فارس،  مدت‌هاست که لینک "مدیران شبکه بانکی" به صفحه اینترنتی بانک مرکزی اضافه شده این لینک در حقیقت حاوی اسامی مدیران دارای صلاحیت از بانک مرکزی است.   بانک مرکزی با استناد به این مورد که صلاحیت تخصصی، فردی و التزام نامزدهای عضویت در هیات مدیره و مدیرعامل به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می‌باید قبلاً توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مورد تایید قرار گیرد از مدت‌ها قبل اقدام به انتشار اسامی این افراد نمود.   از همان ابتدا که این اقدام در بانک مرکزی اجرایی شد اتفاقات متفاوتی افتاد و در نهایت تغییراتی نیز در فهرست مدیران دارای صلاحیت از بانک مرکزی اعمال شد.   به تازگی تغییرات این فهرست به صورت گسترده انجام شده و نام برخی از بانکی‌ها که پیش تر صلاحیت آنها تأیید شده بود حذف شده و نام افراد جدیدی در این فهرست اضافه شده است.   دعوای بانکی ‌ها و بانک مرکزی بر سر این فهرست ریشه دیرینه دارد و در این گزارش مجال برای تشریح ماوقع نیست. اما مهم‌ترین نکته در این فهرست نبود اسامی مدیران بانک‌هایی است که هم اکنون سکان مدیریت بانک‌های دولتی و خصوصی را در درست گرفته‌اند.   گفته می‌شود دلیل اینکه نام مدیرانی در این فهرست وجود ندارد وجود برخی نقاط مبهم در پرونده های کاری آنها است و سایر مدیران نیز بنا به برخی دلایل نامعلوم هنوز موفق به تأیید صلاحیت می‌شوند.   برهمین اساس و با استناد به سایت بانک مرکزی، دارا بودن دانشنامه کارشناسی یا بالاتر در رشته‌های بانکداری، اقتصاد، حقوق، حسابداری، مدیریت و فناوری اطلاعات برای مدیرعامل و اعضای هیات مدیره بانک‌ها و موسسات اعتباری الزامی است.   از دیگر شرایط تأیید صلاحیت بانکی‌ها، داشتن حداقل ده سال سابقه فعالیت در نظام بانکی برای دو سوم اعضای هیات‌مدیره بانکها و موسسات اعتباری است. دارا بودن حداقل ده سال سابقه کار در نظام بانکی برای رئیس هیات‌مدیره الزامی است.   بانک مرکزی از دیگر شرایط این امر را داشتن حداقل ده سال سابقه فعالیت در مدیریت امور بانکی یا بازار سرمایه برای مدیرعامل به نحوی که حداقل پنج سال آن در نظام بانکی کشور باشد، الزامی اعلام کرده است.   براساس بند دیگری از این آئین‌نامه، محکومین به سرقت، ارتشاء ، اختلاس، خیانت در امانت، کلاهبرداری، جعل و تزویر،‌صدور چک بی محل، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب، اعم از اینکه حکم از دادگاههای داخلی یا خارج از کشور صادر شده یا محکوم مجرم اصلی یا شریک یا معاون جرم بوده و مشمول بند الف ماده 35 قانون پولی و بانکی و ماده 111 قانون تجارت باشند، از تصدی اداره امور بانک به هر عنوان ممنوع می‌باشند.   همچنین بانک مرکزی قید کرده است که متصدیان اداره امور بانک باید دارای حسن شهرت و دارای شرایط مقرر در ماده 98 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و قانون اجازه تاسیس بانک‌های غیردولتی مصوب بیست و یکم فرودین ماه 1379 باشند.   از سوی دیگر باید توجه داشت که اعضای هیات مدیره بانکها و موسسات اعتباری نباید بدهی معوق به سیستم بانکی کشور داشته باشند.   در صورت سلب صلاحیت حرفه‌ای ، اعضای هیات‌مدیره و مدیران عامل بانک‌ها و موسسات اعتباری توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از مسئولیت مربوطه منفصل می‌گردند. ادامه تصدی مدیران مربوطه در حکم دخل و تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال عمومی محسوب می‌شود.   البته باید یادآور شد که بانک مرکزی متن کامل دستورالعمل احراز و سلب صلاحیت حرفه‌ای مدیرعامل و اعضای هیات‌مدیره موسسات اعتباری را در این لینک قرار داده است.   به همین منظور نیز بانک مرکزی در راستای شفاف سازی و اطلاع‌رسانی صحیح به هموطنان، فهرست مدیران عامل و اعضای هیات‌مدیره شبکه بانکی کشور که صلاحیت تخصصی آنها مورد تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته را در این لینک قرار داده است.    آنچه در زیر می‌آید اسامی مدیران عامل بانک‌ها و اعضاء هیات مدیره‌شان و برخی تغییر و تحولات آن است؛   بانک اقتصاد نوین   محمدهاشم بت شکن (مدیرعامل خارج از هیات‌مدیره)، علی معنوی راد، بهرام فتحعلی، سید عبدالحسین ثابت و سیدمحمد صدر هاشمی نژاد   بانک انصار   آیت اله ابراهیمی (مدیرعامل)، یحیی فروتن، محمود رهنما و مسعود مهردادی   بانک پارسیان   علی سلیمانی شایسته (مدیرعامل)، غلامرضا سلیمانی امیری،‌ سیدحسام شمس عالم،‌ محمد فطانت فرد حقیقی،‌ جواد نجم الدین،‌ جمشید ایمانی و عارف نوروزی       (در بانک پارسیان در فهرست قبلی بانک مرکزی جواد نجم الدین بعنوان رئیس هیات مدیره بانک و آقایان غلامرضا سلیمانی امیری، سیدحسام شمس عالم، محمد فطانت فرد حقیقی، سید حسن قوامی و جمشید ایمانی بعنوان اعضای هیات مدیره بانک پارسیان مورد تایید بانک مرکزی قرار گرفته بودند)   بانک پاسارگاد   مجید قاسمی (مدیرعامل)، سیدکاظم میرولد، احمد وادی دار، علی اکبر امین تفرشی، ذبیح اله خزایی، مصطفی بهشتی روی، داود مجتهد و کامران اختیار       (از بین مدیران بانک پاسارگاد پیشتر آقایان سیدکاظم میرولد نیز به عنوان رئیس هیات مدیره بانک و احمد وادی دار، محمدرضا صداقت تفرشی، ذبیح اله خزایی ، مصطفی بهشتی روی و داود مجتهد بعنوان سایر اعضاء هیات مدیره بانک پاسارگاد مورد تأیید صلاحیت قرار گرفته بودند)   شرکت دولتی پست بانک   محمدحسن محبیان عراقی (مدیرعامل)، مرتضی دستجانی فراهانی، عادل قبادی زاده و علی نعمتی   بانک تات   علی‌اکبر اصغری (رئیس هیات‌مدیره)، جلال رسول اف (مدیر عامل)، علی انصاری، محمدعلی بهزادان و سید بهاءالدین حسینی هاشمی   بانک تجارت   مجیدرضا داوری (مدیرعامل)، محمدرضا رنجبر فلاح، سیامک دولتی و سیدرحمت اله اکرمی   (مجیدرضا داوری، سیامک دولتی، سیدرحمت اله اکرمی، سید مجتبی فهیم هاشمی و فرشاد حیدری اعضای قبلی هیات مدیره بانک تجارت در لیست بانک مرکزی بودند)   بانک توسعه تعاون   ماشاءاله عظیمی (مدیرعامل)، سیدرضا ابراهیمی حسنی نیاکی، بهمن خادم، خلیل اله موفق یامی و علیرضا اکبری ماسوله   بانک توسعه صادرات ایران   ناصر سیف‌اللهی انار، میرسعید نیک زاد لاریجانی، حسین عیوضلو و مجتبی هراتی نیک   ( وکیلی مدیر عامل بانک توسعه صادرات که ماه‌هاست با حکم وزیر اقتصاد روی کار آمده اما هنوز بانک مرکزی صلاحیت وی را تأیید نکرده است. بانک مرکزی پیشتر صلاحیت میرسعید نیک زاد لاریجانی، حسین عیوضلو و مجتبی هراتی نیک را بعنوان اعضای هیات مدیره بانک توسعه صادرات تایید کرده بود و به تازگی ناصر سیف الهی را نیز به این گروه اضافه کرده است.)   بانک دی   جعفر جمالی (مدیرعامل)، علی اکبر عرب مازار، حسین عبدی، داریوش بذری و محمدعلی مورج   بانک رفاه کارگران   سیدضیاء ایمانی (مدیرعامل) ، محمدجواد محقق نیا، جعفر صفایی مزید، اسماعیل للـه گانی و فرشید فرخ نژاد       (در فهرست قبلی مدیران تائید صلاحیت شده بانک رفاه علاوه بر صلاحیت مدیر عامل این بانک صلاحیت آقایان محمدجواد محقق نیا و جعفر صفایی مزید مورد تایید بانک مرکزی قرار گرفته شده بود)   بانک سامان   رضا کریشچی خیابانی و ولی ضرابیه       ( در بانک سامان سابق بر این اسامی اله وردی رجایی سلماسی، ایرج نیک نژاد، محمد ضرابیه، رضا کریشچی خیابانی، سعید آتشکاری و پرویز مشیرزاده مویدی بعنوان مدیرات دارای تاییدیه صلاحیت از بانک مرکزی قرار داشت)   بانک سپه   رامین پاشایی فام (مدیرعامل)، علیرضا حیدر آبادی، احمد صباغی، محمدکاظم چقازردی، حامد هیئت داودیان و محمدرضا خورسندی   (در فهرست قبلی بانک مرکزی در لیست مدیران دارای صلاحیت بانک سپه فقط نام علیرضا حیدرآبادی و احمد صباغی بعنوان اعضاء هیات مدیره در کنار رامین پاشایی فام مدیر عامل این بانک مشهود بود)   بانک سرمایه   پرویز کاظمی و محمدرضا توسلی       ( در این فهرست هنوز مدیر عامل بانک سرمایه مورد تأیید بانک مرکزی قرار نگرفته است و در سایت بانک سرمایه نام علیرضا هادیان همدانی به عنوان سرپرست بانک قرار دارد ولی همچنان صلاحیت وی تأیید نشده است)   بانک سینا   عبدالناصر همتی (مدیرعامل)، محمد مخبر، سیدمحمد بدرطالع، ایرج پورحسین اکبریه و حمیدرضا فرتوک زاده   بانک شهر   غلامرضا حاجی زاده (مدیرعامل)، مرتضی خامی، خیراله بیرانوند، غلامحسین مظفری و علیرضا هادیان همدانی       (در بانک شهر پیش از این فقط غلامرضا حاجی زاده بعنوان مدیر عامل و عضو هیات مدیره بانک شهر و همچنین غلامحسین مظفری به عنوان یکی دیگر از اعضای هیات مدیره و قائم مقام بانک تاییدیه صلاحیت از بانک مرکزی را داشتند )   بانک صادرات ایران   محمدرضا پیشرو (مدیرعامل)، محمد ربیع‌زاده، روح اله خدارحمی، محمدحسین فتحعلی‌زاده کاکرودی و محمدرضا عرفانی   (در بین مدیران دارای صلاحیت شده بانک صادرات قبلاً مهدی فتاحی رئیس هیات مدیره، حجت اله صیدی عضو هیات مدیره، روح اله خدارحمی نایب رئیس هیات مدیره و اصغر ابوالحسنی هستیانی (معاون وقت بانک، بیمه و شرکت های دولتی وزارت اقتصاد) به عنوان عضو هیات مدیره غیر موظف هیات مدیره این بانک در کادر هیات مدیره بودند.)   بانک صنعت و معدن   قربان دانیالی (مدیرعامل) و غلام عباس نعمت الهی   بانک کارآفرین   ولی اله سیف (مدیرعامل خارج از اعضای هیات‌مدیره)، امیر دادخواه، علی اشرف افخمی، محمد مهدی تابع قانون، علی روستا، ایرج کاموری مقدم، سعید هورآذر، محمدرضا جابر انصاری و رضا سلطان زاده   بانک کشاورزی   محمد طالبی (مدیر عامل)، حشمت اله نظری، محمد حسن فروغی فر، داور ماهی کار و محمدرضا فرزین   بانک گردشگری   علی زیرک نژاد (رئیس هیات‌مدیره)، مهدی جهانگیری کوهشاهی، ناصر سالار (مدیرعامل)، بهرام جاوید نژاد و مسعود مهردادفر   بانک مسکن   قدرت اله شریفی (مدیرعامل)، غلامحسین حسنخانی و محمدعلی سهمانی اصل   بانک ملت   علی دیواندری (مدیرعامل)، محسن فدوی، علی خورسندیان، علیرضا لگزایی و محمدرضا ساروخانی   (در لیست قبلی بانک مرکزی نام علی دیوانداری بعنوان مدیر عامل و رئیس هیات مدیره بانک ملت قرار داشته و محمدرضا ساروخانی، محسن فدوی، یونس هرمزی شیخ طبق و عبدالکریم قوامی فر اعضای هیات مدیره بوده اند.)   بانک ملی ایران   فرشاد حیدری (مدیر عامل)، جمال دامغانیان، محمد رضا حسین زاده، محمد ابراهیم منصور خاکی، خسرو خواجه حسنی و عباس کمرئی   (در بانک ملی پیش‌تر جمال دامغانیان، برات قنبری، محمد رضا حسین زاده و محمد ابراهیم منصور خاکی در لیست هیات مدیره دارای صلاحیت از بانک مرکزی حضور داشتند.)   بانک قرض الحسنه مهر ایران   غلامرضا مصطفی پور (مدیرعامل)، سعید ملک پور، محمد الیاسی، ساسان گلباز و محمد حیدرزاده   موسسه اعتباری توسعه   عباس مصلی نژاد       (در موسسه اعتباری توسعه سابق بر این نام مدیر عامل این موسسه آقای حیدر مستخدمین حسینی بعنوان مدیر دارای صلاحیت از بانک مرکزی قرار داشت اما هم اکنون نام وی و سایر اعضاء هیات مدیره در این فهرست مشاهده نمی شود)   بانک حکمت ایرانیان   سیدابوالقاسم موسوی، عباس عسکرزاده (مدیرعامل)، اکبر غفراللهی و سید داود زارع اسکندری   بانک ایران زمین   حسن فدایی، محمد ابراهیم مقدم نودهی، محمدرضا امیرحسنخانی و رضا معمار اصفهانی   آنچه در این گزارش آمد تنها اسامی مدیران عامل و اعضای هیات مدیره بانک‌هایی است که از دید بانک مرکزی تأیید صلاحیت شده‌اند ولی باید یادآور شد که نگاهی به لیست این افراد در بانک‌های مربوطه حکایت از برخی تناقضات دارد.

خرابي مترو سرگرداني مردم و افزايش2ساعته پيك ترافيك را به همراه داشت

در پي بروز نقص فني در خط چهار مترو رييس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ با انتقاد از بي‌توجهي و تعلل برخي مسوولان مربوطه گفت:‌ متاسفانه قطعي برق خط چهار و خرابي واگن‌ها و توقف تعدادي ديگر از خطوط مترو كه حدود 5/1 ساعت به طول انجاميد موجب سرگرداني مردم و افزايش شديد بار ترافيك شامگاهي در پايتخت شد.

سردار حسين رحيمي در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به اين كه خرابي متروي تهران موجب شد پيك ترافيك پايتخت 2 ساعت افزايش يابد گفت:‌ بيشترين بار ترافيك در پي خرابي اخير در خيابان‌هاي انقلاب و آزادي و پس از آن خيابان‌هاي اطراف مانند وليعصر(عج)، كارگر و تعداد زيادي از اتوبان‌هاي پايتخت شد. 

وي با اشاره به اين كه مسوولان مترو اعلام كرده‌اند كه حدودا 20 دقيقه پيش مشكل خرابي مترو برطرف شده است، گفت: متاسفانه بي‌توجهي و تعلل برخي مسوولان موجب سرگرداني مردم و ايجاد ترافيك شامگاهي بسيار سنگيني شد به شكلي كه پليس به جاي روانسازي ترافيك مجبور شد تا خودروهاي شخصي را متوقف و از آن‌ها درخواست كند تا مسافران بر زمين مانده را در مسير خود جابه جا كنند.

وي با اشاره به اين كه خوشبختانه همكاري خوبي را از سوي رانندگان خودروهاي شخصي شاهد بوديم،گفت:‌ در عين حال خط اتوبوس تندرو آزادي ـ انقلاب ـ امام حسين(ع) نيز به ميزان قابل توجهي تقويت شد و در محل‌هايي كه بار ترافيك بسيار سنگين شده بود پليس مجبور شد تعدادي از خودروها را به خطوط ويژه هدايت كند


معاون عمراني استاندار تهران:


يكي از علل اصلي بروز ترافيك ناتواني متصديان مترو براي راهنمايي درست مسافران بود

در عين حال محمدرضا محمودي، معاون عمراني استاندار تهران نيز در پي بروز ترافيك سنگين در بخش‌هايي از پايتخت به ايسنا گفت: نقص ترمز علت متوقف شدن قطار خط 4 و بروز ترافيك سنگين در تهران بود.

وي افزود: با توقف فعاليت اين خط مسافران به ناچار از اتوبوس و تاكسي براي جابجايي استفاده كردند.

معاون عمراني استاندار تهران تصريح كرد: يكي از قطارهاي خط 4 مترو به دليل نقص فني كه در ترمز آن ايجاد شد در يكي از ايستگاه‌هاي نزديك خيابان وليعصر(عج) متوقف شد و به تبع آن قطارهاي بعدي نيز توقف كردند.

وي خاطرنشان كرد: با هماهنگي كه بين تاكسيراني و اتوبوسراني صورت گرفت تعدادي اتوبوس و تاكسي به اين خيابان براي جابجايي مسافران بر زمين مانده اعزام شدند.

معاون عمراني استاندار تهران تاكيد كرد: يكي از علل اصلي ترافيك در اين محدوده پس از توقف قطار اين بود كه متصديان مترو نتوانستند مسافران را به درستي راهنمايي كنند.

محمودي خاطرنشان كرد: مشكل نقص فني قطار اين خط امشب رفع مي‌شود و از فردا مسافران مي‌توانند از اين خط مترو استفاده كنند.


نقص فني قطار درايستگاه فردوسي(خط 4 مترو) برطرف شد

به گزارش ايسنا، روابط عمومي و امور بين‌الملل شرکت بهره‌برداري مترو تهران نيز دقايقي قبل در خبري كوتاه اعلام كرد: حوالي ساعت 18 امروز دوشنبه به علت مشکل فني(ترمز قطار) در ايستگاه مترو فردوسي، جابجايي مسافران در خط 4 دقايقي با مشکل مواجه شد که با تلاش بهنگام و بموقع ماموران فني و مهندسي، نقص فني پيش آمده برطرف و با اعزام قطار فوق‌العاده به ايستگاه، وضعيت تردد قطارها‌ در ايستگاه فردوسي و خط 4 به حالت عادي باز‌گشت.

به گزارش ايسنا، مشاهدات خبرنگاران ما نيز حاكيست در پي توقف خط 4 مترو، مسافران سرگردان شدند و تا لحظه مخابره اين خبر نيز هنوز بار ترافيك پايتخت در اين محدوده علي‌رغم تلاش‌هاي صورت گرفته توسط ماموران راهنمايي و رانندگي به حالت عادي باز نگشته است. 

نشست چهارم تبیین نقشه الگوی پیشرفت اسلامی/ گفت‌وگو با وحید جلیلی؛

امروز مي‌گويند صالح مقبول، فردا مي‌گويند از ترس افسد به فاسد مقبول رأي بده/ سيستم‌هاي "لولو‌ محور" عوام‌فريبند!

گروه الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني؛ حجت‎‌الاسلام علي كشوري، محمد مهدي تهراني: گفت‌وگو با وحید جلیلی خواه‏نا‏خواه به مصاحبه‏ای چالشی و پر از فراز و نشیب تبدیل شد. جلیلی مهمان چهارمين نشست تبیین نقشه الگوی پیشرفت اسلامی بود؛ نشستی که اگر چه در آن انتخابات محوریت داشت اما بحث بنیادین در ساحت نگاه تمدنی را در پي داشت. ضدیت توسعه و پیشرفت، محور چالشی بخش نخست گفت‌وگو با جلیلی بود و مسئله انتخابات، محور بخش دوم گفت‌وگو.

جلیلی معتقد است كه نباید برای تبیین الگوی پیشرفت اسلامی همه مواد غرب و توسعه را نفی کرد و فاسد دانست. او می‏گوید چه غرب و چه روشنفکران داخلی اساساً به مبادی و مبانی خود در عمل پای‌بند نیستند و نگریستن به آنها به منزله یک کل یکپارچه و بی‏نقص در حکم امتياز دادن به آنهاست. وحید جلیلی معتقد است ادبیات انقلاب در مقابل تجدد و تحجر تعریف می‏شود و این هر دو را بايد هم‌زمان با هم برای رسیدن به الگو لحاظ کرد.

جلیلی می‏گوید انتخابات برای ما فقط طریقیت ندارد؛ بلکه موضوعیت هم دارد. او می‏گوید انتخابات یک فرصت است برای رشد و حرکت. او معتقد است نباید بگذاریم برخی برای رسیدن به منافع سیاسی خود حزب‏اللهی‏ها را از نتیجه انتخابات مجلس بترسانند و ناگزیر از پذیرفتن لیست خود کنند. او توضیح می‏دهد که برخی می‏گویند: «با اينكه مي‌دانيد ما صلاحيت بالايي نداريم و اصلح نيستيم، بياييد به ما رأي بدهيد كه براندازها رأي نياورند.» و ادامه می‏دهد: «من مي‌گويم تو خودت برانداز هستي. كسي هستی كه داری سلسله مراتب نظام جمهوري اسلامي را جوري مي‌چينی كه اصلح در آن حذف بشود.»

او می‏گوید منفعت برخی در لولو ساختن برای موجه کردن برخی مصلحت‏های دروغین است و سیستم‏های لولومحور سیستم‏های عوام‏فریبی هستند. او اسم این سیستم‏ها را سیستم "هلو لولو" می‏گذارد!

وحید جلیلی فارغ التحصیل رشته معارف اسلامی و اقتصاد در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه امام صادق(ع) است. او در جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي فعال است و در سابقه فعاليت‏هاي فرهنگي خود سردبيري ماهنامه نيستان، روزنامه ابرار، ماهنامه سوره و نشریه راه را دارد. بخش اجمالي گفت‌وگوی خواندنی رجانیوز با وحید جلیلی در ادامه می‏آید و متن کامل آن از سه پيوند زیر قابل دسترسی است:

در برابر دو خطر تجدد و تحجر قرار داریم/ نباید از غربی‏ها و روشنفکران گلادیاتور بسازیم

وقتي ما مي‌گوييم مردم‌سالاري چه تفاوتي با دموكراسي غربي دارد؟

امروز مي‌گويند صالح مقبول، فردا مي‌گويند از ترس افسد به فاسد مقبول رأي بده

وحید جلیلی در اين نشست گفت: امام به همان اندازه كه در مرزبندي با به اصطلاح مفاهيم غربي حساسيت دارد و با تجدد مرزبندي می‏کند، به همان اندازه هم با تحجر مرزبندي دارد و اگر ما مي‌خواهيم به سمت يك الگو برويم، بايد توجه داشته باشيم كه الگوي امام با نقد هم‎زمان تحجر و تجدد پيش مي‌رود و اگر ما صرفاً بخواهيم به يك كفه اين ترازو بيشتر توجه كنيم، به نظر من از رويكرد امام دور شده‌ايم.

وی افزود: اگر قرار است ذيل گفتمان امام و انقلاب اسلامي حرف بزنيم، دشمن‌شناسي ما بايد كامل باشد. امام مي‌فرمايند: «خون دلي كه پدر پيرتان از متحجرين خورده است، از هيچ‌كس ديگري نخورده است.»

وحید جلیلی با اشاره به عدم پایبندی غرب و متأثران از غرب به مبانی خود ادامه داد: حرف من اين است كه ما داريم امتيازهايي به اينها مي‌دهيم. يعني اين را مفروض مي‌گيريم كه بله شما بالاخره يك اصولي داريد و به آن اصول وفاداريد. من مي‌گويم اصلاً در مورد اينها چنين چيزي صحت ندارد، يعني اينها حتي پاي‌بند به ليبراليسم هم نيستند، براي همين است كه مي‌بينيد طرف تا ديروز آخرِ سوسياليسم بوده، امروز آخرِ ليبراليسم است. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يك روز سرپنجه نگاه كمونيستي و سوسياليستي در ايران بوده، امروز شده سرپنجه نگاه لیبرالیستی و امپرياليستي و... به نظرم خيلي اشتباه است كه ما به اينها بگوييم شما داريد با مبنا عمل مي‌كنيد. اول بايد اين را رسوا كرد، چون اگر اين را پذيرفتيد، اگر كسي قرار باشد بر اساس اصول عمل كند، يك‌مقدار قدرت مانورش كم مي‌شود و بعضي جاها مجبور است براي اينكه به بعضي از اصولش وفادار بماند، از بعضي از منافع خود بگذرد.

جلیلی به مواضع مقام معظم رهبری در مورد غرب و مدرنیته اشاره کرد و گفت: خود ایشان در دیدار اساتید بسیجی و در توصیف چمران به عنوان نمونه انسان تربیت شده انقلاب اسلامی می فرمایند: «در وجود يك چنين آدمى، ديگر تضاد بين سنت و مدرنيته حرف مفت است؛ تضاد بين ايمان و علم خنده‌آور است. اين تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغين -كه به عنوان نظريه مطرح مي‎شود و عده‌اى براى اينكه امتداد عملى آن براي‎شان مهم است، دنبال مي‎كنند- اينها ديگر در وجود يك چنين آدمى بى‌معنا است. هم علم هست، هم ايمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل" باید مراقب باشیم که حزب الله را گرفتار تضادهای قلابی و دروغین نکنیم که به قول آقا حرف مفت است.

وی توضیح داد که از نظر او، الگوی پیشرفت اسلامی و توسعه با هم تفاوت‏هایی را دارا هستند، اما این تفاوت‏ها از شكل شروع نمي‌شود. جلیلی در این خصوص گفت: اگر ما از ابتدا تعریف دقیقی از شکل نداشته باشیم، آن موقع ممكن است كلاه ديگري سرمان برود، چون يك عده مي‌گويند اين شكل را برداريم، آن شكل را بگذاريم. اين شكل اصلاً دموكراتيك نيست، اين شكل اصلاً تجددي و مدرن و... نيست. صرف اينكه اين شكل، شكل او نيست، ما فكر مي‌كنيم کارآمد نیست. ما مي‌گوييم بياييم راجع به ماهيت مشاركت صحبت كنيم تا بعد معلوم شود كه چه تفاوت‌هايي وجود دارند.

وی دموکراسی را متشکل از ثابت‌ها و متغیرهایی دانست و توضیح داد که شکل، اغلب ثابت است اما متغیرهای ارزشی و فکری جامعه می‏تواند تعیین کننده نتیجه دموکراسی باشد. جلیلی گفت: هر نظام يك جمهوريتي را براي خودش تعريف مي‌كند. جمهوريت اصلاً اين‌ جور تعريف مي‌شود كه يك ثابت‌هايي دارد و يك متغيرهايی. رأي در چهارچوب اين متغيرها تعريف مي‌شود. در جامعه غربي، مباني ثابت‌هاي‎شان مي‌شود ليبراليسم و آزادي، در جامعه اسلامي مي‌شود اسلام.

جلیلی جریان انقلابی را پای‎بندترین جریان به جمهوریت قلمداد کرد و جمهوریت را در نظام اسلامی واجد موضوعیت و اهمیت دانست. وی گفت: مي‌گويند نياييد از انتخابات و از جمهوريت دفاع كنيد، چون يك مرتبه مي‌بينيد آقاي خاتمي رأي مي‌آورد. پاسخ من اين است كه اولاً ما تا به‌حال خواستار ابطال هيچ انتخاباتي نشده‌ايم و به اين اصل گردن گذاشته‌ايم، چرا پس هم چوب و هم پياز را بخوريم؟ اتفاقاً وقتي به مردم رجوع مي‌كنيم، چه موقع حزب‌اللهي‌‌ها رأي نياوردند؟ دو اتفاق مي‌افتد كه يكي‌اش اين است كه آدم درستي مقابل او نگذاشته‌ايم. طرف مي‌گويد وقتي من خاتمي و ناطق را مقايسه مي‌كنم، چرا بايد به ناطق رأي بدهم؟ خود ما وقتي به ناطق رأي داديم، يادم هست مي‌گفتيم با دلي پر از خون به آقاي ناطق رأي مي‌دهيم.

وی با يادآوري لیست‏های انتخاباتی گفت: فقط مي‌گويند آقا! اين ليست را بگير و برو رأي بده. اصلاً خودت دنبال تحليل نباش! خودت به دنبال فكر كردن نباش! خودت دنبال تطبيق نباش! ما يك تيم داريم كه در اتاق‌هاي دربسته مي‌نشينند و تو به همين‌ها اعتماد كن! حتي اگر در اين ليست آدم‌هايي را گذاشته باشيم كه تو ديده باشي 180 درجه خلاف اين حرف‌هايي را كه ما مي‌زنيم، عمل كرده باشند، باز اعتماد كن!

وی توجه به جمهوریت را موجب رشد مردم در نظام اسلامی دانست و روند شکل‏گیری لیست‏های انتخاباتی را در ايجاد اطمینان به لیست صادر شده موثر قلمداد کرد. جلیلی گفت: بايد ببينيم آن ليست چگونه شكل مي‌گيرد، بعد تصميم مي‌گيريم.

جلیلی تصریح کرد انتخابات برای بچه حزب‏اللهی‏ها موضوعیت دارد و نه صرفا طریقیت. وی گفت: براي قبائل سياسي، انتخابات فقط طريقيت دارد و فقط ما را بايد برساند به مجلس يا به شوراها يا به رياست جمهوری، اما براي بچه حزب‌اللهي‌ها‌ اين‌طور نيست، بلكه مي‌گويند انتخابات براي ما فرصت بسيار خوبي است كه كشور روي موضوع خاصي متمركز شده، اذهان آماده‌تر و گوش‌ها شنواتر است و مي‌شود كلي حرف زد.

وي انتخابات را موجب رشد فرهنگ سیاسی جامعه دانست و گفت: اگر ما مجلس را بشناسيم و بدانيم با يك قيام و قعود، صدها میلیارد را جا به جا می‌کنند، دیگر کافی نمی دانیم که بگويد من موافق جريان سياسي فلان و مخالف جريان سياسي بهمان هستم، بلکه مي‌گوييم شما عجالتاً به اين ده تا سئوال من جواب بده. راجع به اينها چه مي‌داني؟

جلیلی با يادآوري اهمیت کارنامه‏خوانی در انتخابات افزود: موقعي مي‌شود كارنامه داد كه شاخص‌ها مشخص باشند. كارنامه‌خواني لوازمي دارد. يكي اين است كه شما اول شاخص‌ها را معلوم كرده باشيد، ثانياً شفافيت وجود داشته باشد. من هميشه گفته‌ام كه ادعاهاي كانديدا‌ها بايد فعل گذشته داشته باشد. نمره ادعاي "من فلان كار را خواهم كرد" بدون نگاه به گذشته صفر است. طرف بايد بگويد من اين كار را كردم. من فلان جا بودم و منشأ اين اتفاق شدم.

وی با اشاره به آنچه سيستم "هلو لولو" می‏نامید، گفت: چه اصلاح‌طلب‌ها را لولو كردند، چه مشايي را لولو كردند، چه هاشمی را لولو كردند، هر كسي را که لولو كردند، من می‌گویم سيستم‌هاي لولو‌ـ‌ محور، سيستم‌هاي عوام‌فريبي هستند. این که بگوييم فساد صرفا متجلي شده در آقاي فلاني يا در فلان جريان، عوام‌فریبی است.

جلیلی ادامه داد: يكي از اتفاق‌هايي كه بايد بيفتد، مبارزه با نوعی از فساد سياسي است كه متأسفانه در انتخابات توسط يك‌سري از نمادهاي اصول‌گرايي نهادينه شده است. كسي كه مي‌گويد در شرايطي كه اصلح وجود دارد، شما بياييد به صالح مقبول! رأي بدهيد ـ‌كه خودش يك دروغ بزرگ است‌ـ فردا روزي از او بعيد نيست كه بگويد در شرايطي كه صالح وجود دارد، شما بياييد به فاسد مقبول رأي بدهيد كه افسد رأي نياورد. يعني به جاي اينكه پيشرفت نظام و مسير حركت نظام را به سمت رفتن به سوي اصلح طراحي كنيم و پيش ببريم، دقيقاً دارند برعكس عمل مي‌كنند كه من به اينها مي‌گويم جريانات برانداز "یستَدَلَّ عَلَی ادبارِ الدُّوَلِ بِاَربَعٍ". يكي از آنها "تَقدیمِ الاَراذِلِ وَ تَأخیرِ الاَفاضِلِ". بعد اينها چه مي‌گويند؟ می‏گویند با اينكه مي‌دانيد ما صلاحيت بالايي نداريم و اصلح نيستيم، بياييد به ما رأي بدهيد كه براندازها رأي نياورند! من مي‌گويم تو خودت برانداز هستي. كسي هستی كه داری سلسله مراتب نظام جمهوري اسلامي را جوري مي‌چينی كه اصلح در آن حذف شود.

جلیلی، مصلحت را در انتخاب اصلح دانست و گفت: من هميشه يك تعبير را به كار برده‌ام كه دوپينگ كار پهلوان‌ها نيست. در انتخابات مجلس پنجم ما دوپينگ كرديم و يك‌مقدار دور را از دست كارگزاران گرفتيم، اما سال بعد از آن، دوم خرداد شد.

وی ادامه داد: اين‌ها بنيه سياسي حزب‌الله را نابود مي كنند. هاضمه سياسي بچه حزب‌اللهي‌‌ها را با اين فست‌فودها نابود مي كنند. مثلا در مشهد شب انتخابات ليست در مي‌آيد، آقا برويد رأي بدهيد. يك ليست پنج تايي مي‌دادند، طرف اسم كانديدا را به زور مي‌خواند، بدون شناخت مي‌رفت رأي مي‌داد. آقا مي‌گفت تحليل كنيد، هر چند غلط. اينها مي‌گويند تحليل نكنيد هر چند درست! تحليل نكن، چون ممكن است دچار التقاط و انحراف بشوی! بعد مي‌بيني طرف اصلاً قدرت تحليلش را از دست داده. به‌ مجرد اينكه با حرف جديدي روبرو مي‌شود، يك‎سره خودش را مي‌بازد و متأسفانه اينها دارند با قيافه‌هاي حق به جانب در بعضی نهادها و جاهاي ديگر اين كار را مي‌كنند و اين را بايد به آنها تذكر داد و نگذاشت كه اين كار را بكنند. آقا! يك بار نتيجه گرفتي، دو بار نتيجه گرفتي، دفعه سوم مي‌خورد توي دهنت...

جلیلی افزود: اصل قضيه اين است. شما بايد بنيه فرهنگ سياسي حزب‌اللهي‌‌ها را ارتقا بدهيد و انتخابات بهترين فرصت است. يكي از ملزومات و مقدمات كار اين است كه بچه حزب‌اللهي‌‌ها نبايد بگذارند هيجان نتيجه، آنها را بگيرد. اگر هيجان نتيجه آنها را بگيرد، كار تمام است.

تركيدن بمب خبري! اصلاح‌طلبان با انتشار ليست

یک سایت انتخاباتی جریان اصلاحات از نهایی شدن فهرست گروه موسوم به «جبهه اصلاح طلبان معتدل» برای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی خبر داد.

به گزارش رجانيوز، در حالي كه برخي از افراد در جريان اصول‌گرايي اصرار دارند كه با ساختن يك موجود ترسناك از جريان فتنه و اصلاح‌طلبان، جبهه پايداري را از ارائه ليست منصرف كنند، با انتشار يك ليست از سوي جريان اصلاحات معلوم شد كه اين ادعا وجهي ندارد و بيش از 90 درصد اين افراد به هيچ وجه شناخته شده نيستند.

جبهه اصلاح طلبان معتدل سرانجام فهرست نهایی نامزدهای خود برای انتخابات مجلس نهم در تهران را اعلام کرد.

این فهرست که امروز نهایی شد به شرح زیر است:

علیرضا محجوب

الهه راستگو

سهیلا جلودارزاده

محمدرضا هاشمی

مسعود فرامرزی

فرشاد بشیرزادگان

مهرداد کاظم زاده

مسعود سیلاخوری

مسعود بوجاری

سارا پارسا

رضا جلالی

محمد جلیلیان

امین یونس سنبلکی

زهیر طیب

پیام عرب زاده

امیر عباس سیاه پوش

کتایون عزیززاده

مریم راجی کاشانی

حامد ملک نژاد

محمدمقیسی

احمد اتابکی مهر

فرشته موسوی نیشابوری

مجید کریملو

مرجان لحمی

غلامحسین مقصودی

اکبر ولی زاده

مریم ناژداکی

محمود حسن زاده

فرهاد شیخی

جواد شرف خانی

رجانيوز منتشر مي‌كند: گزارش‎های راهبردي درباره انتخابات مجلس/ 5

طراحي ضد انقلاب براي لوث كردن مشاركت در انتخابات مجلس چيست؟

تنها 18 روز مانده تا برگزاري انتخابات مجلس نهم مي‌توان مطمئن بود كه در راهبرد اصلي دشمن و جريان فتنه براي اين انتخابات، تغييري حاصل نشده و اين طيف تمام تلاش خود را مانند ماه‌هاي گذشته خواهند كرد كه اين انتخابات با يك مشاركت حداقلي برگزار شود.

به گزارش رجانيوز، سياه‌نمايي و القاي نااميدي در مردم، ادعاي بي‌اعتمادي مردم به نظام و سلامت انتخابات جزو محورهاي ثابت تبليغاتي رسانه‌هاي ضد انقلاب در ماه‌هاي گذشته بوده است.

در چارچوب راهبرد کلان ضد انقلاب در انتخابات نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که «فرصت‏طلبی سیاسی برای امنیت‏زدایی از جمهوری اسلامی» است، سه راهبرد یا استراتژی خرد منطبق با سه وضعیت یا سناریوی متفاوت مشارکت انتخاباتی، از سوی ضد انقلاب در نظر گرفته شده است. به بیان دیگر، در یک حصر منطقی، سه وضعیت یا سناریوی متفاوت را می‏توان برای انتخابات پیش‏ روی مجلس متصور شد:

وضعیت نخست، شکل‏گیری مشارکت حداکثری رأی‏دهندگان در انتخابات، در حد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و یا بالاتر از آن است.

وضعیت یا سناریوی دوم نیز شکل‏گیری مشارکت حداقلی و به میزانی پايین‏تر از مجلس هشتم است.

وضعیت یا سناریوی سوم نیز شکل‏گیری نوعی مشارکت در حدی پايین‏تر از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و در عین حال بالاتر از انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی است که از منظر ضدانقلاب، می‏توان آن را «مشارکت حداکثری نامطلوب» نامید.

در صورت شکل‏گیری سناریوی نخست، اپوزیسیون خارج‏نشین، تکلیف و استراتژی خود را روشن می‏داند و همان راهبرد تبدیل مشارکت حداکثری به نافرمانی مدنی و براندازی نرم را دنبال خواهد کرد تا این چالش را به تهدید امنیتی تبدیل کند.

تحقق سناریوی دوم نیز برای این طیف به منزله بهترین سناریو، یا سناریوی مطلوب است که در این صورت، راهبرد ضد انقلاب، راهبرد تبلیغاتی و روانی برای القای از بین رفتن پشتوانه اجتماعی جمهوری اسلامی و فرسایش سرمایه اجتماعی آن با تأکید بر این نکته است که جامعه و به‌ویژه شهرهای بزرگ، به دلیل نامشروع و نامعتبر دانستن نتایج انتخابات ریاست جمهوری گذشته و پذیرفتن شائبه‏های تقلب در آن، در این انتخابات شرکت نکرده‏اند.

اين در حالي‌ست كه اساساً تراز مشاركت در انتخابات پارلمان در تمام دنيا با انتخابات رياست جمهوري تفاوت دارد و در ايران نيز اين نصاب معمولاً ثابت بوده است، به‌طوري كه در انتخابات مجلس هشتم، ميزان مشاركت حدود 55 درصد بود و اين ميزان در انتخابات رياست جمهوري 85 درصد بود.

با اين حال، حتي اگر ميزان مشاركت در انتخابات مجلس نهم، بيش از 55 درصد انتخابات مجلس هشتم شود، ضد انقلاب همه تلاش خود را خواهد کرد تا گزینه تحریم انتخابات را به رفتار رأی‏دهندگی قاطبه جامعه ایران تبدیل کند كه به نظر مي‌رسد با توجه به اينكه اين احتمال تقريباً قطعي است، احتمالاً از روزهاي آينده، اين خط تبليغي به‌صورت جدي‌تري كليد بخورد.

در صورت شکل‏گیری گزینه سوم نیز راهبرد ضد انقلاب باز هم نوعی عملیات روانی و تبلیغاتی به منظور القای نامعتبربودن نتایج انتخابات و بزرگ‌نمایی نتایج آن از سوی جمهوری اسلامی و القای تقلب به‌ویژه در انتخابات تهران است تا از این طریق بتواند اهداف راهبرد دوم خود را محقق كند و یا حتی در حالت خوش‏بینانه‏تر، بتواند به هدف راهبرد نخست خود یعنی تبدیل انتخابات به نافرمانی مدنی دست یابد.

در هر صورت، در چارچوب راهبردهای تبلیغاتی، یکی از تکنیک‏های این راهبرد، القای اختلاف میان مسئولین جمهوری اسلامی، به‌ویژه رئیس جمهوری و مقام معظم رهبری است و ضد انقلاب تصور می‏کند كه در صورت مانور دادن بر این خط تبلیغی می‏تواند اهداف خود را در سناریوهای مختلف پیش ببرد و راهبرد کلان فرصت‏طلبی سیاسی برای امنیت‏زدایی از جمهوری اسلامی را به نتیجه برساند.

 

مطلب مرتبط:

گزارش اول/ سه هدف عمده غرب از القاي جنگ قدرت در آستانه انتخابات مجلس ايران

گزارش دوم/ نظر جريان فتنه و طيف متمايل به آن درباره تحريم انتخابات/ انگيزه غرب از وزن دادن به گروه‌هاي تحريمي چيست؟

گزارش سوم/ تلاش غرب براي بازتوليد ادبيات فتنه از زبان اصول‌گرايان، القاي انتخابات فرمايشي براي مشاركت حداقلي و اعلام نظرسنجي‌هاي جعلي

گزارش چهارم/ هشدار مجدد رهبر انقلاب در مورد توطئه‌هاي انتخاباتي دشمن/ مهم‌ترين ركن هدف در چالش امنيتي مورد نظر غرب چيست؟

رفسنجانی: هر کاری که خاتمی در دوره اصلاحات کرد، ما در سازندگی انجام داده بودیم

روزنامه شرق در بخشی از گفتگوی خود با هاشمی رفسنجانی نوشته است:

می‌خواهم یک کم به بعدتر از این ماجرا بپردازیم، دورانی که شما در رأس دولت بودید. پس از آن کمی اندیشه هم عوض نشده بود. اندیشه سیاسی هم در ایران تکامل یافت. دولت آقای خاتمی بعد از شما به هر حال رویکردش توسعه سیاسی بود. شما موافقید که در دولت شما به توسعه سیاسی کمتر پرداخته شد. آیا با این حرف بنده موافق هستید؟

نه، اما با شعارش بله. آقای خاتمی شعار سیاسی در دوره اصلاحات سیاسی دادند ولی حقیقتش این بود که در دوران سازندگی به آنچه که آنها بعد می‌خواستند انجام بدهند پرداخته شده بود. من نمونه می‌گویم. یکی از مهم‌ترین نمودهای توسعه سیاسی انتخابات است. مگر نه؟

بله.

در آخرین انتخابات که برگزار کردیم- یعنی هم در آخرین انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری- نصاب مشارکت در انتخابات رییس‌جمهوری، دیگر به آن سطح نرسید. بعد از برگزاری این انتخابات هیچ‌کس اعتراض نداشت، با اینکه تبلیغات و امکانات نیروهای سنتی حکایت از آن می‌کرد که دیگری رای بیاورد، ولی فضایی در کشور درست شد و با دو تا سخنرانی که کردم و وزارت کشور و اینها را کنترل کردم، آن انتخابات بسیار خوب انجام شد. من با نامزد دیگر یعنی آقای ناطق نوری هم موافق بودم و در جلوگیری از تقلب در انتخابات وظیفه شرعی و قانونی‌ام را انجام دادم. در دوره آقای خاتمی ما دیگر به آن عدد نرسیدیم؛ یعنی 30میلیون و خرده‌ای با سلامت کامل شرکت کردند قبلش هم انتخابات مجلس برگزار شد که انتخابات بسیار سالمی بود و رقابت هم بسیار جدی بود. تعادل برقرار بود. نیروهای اصولگرا و اصلاح‌طلب تقریبا شبیه و نزدیک به هم مشارکت کردند. مگر توسعه سیاسی چیست؟ در مطبوعات انتقادات خیلی شدیدی می‌شد. اگر روزنامه «سلام» و بیان را ببینید، همت و نگرش آنها انتقادی بود. یک ستون الوسلام داشتند که هر چه می‌خواستند می‌نوشتند. همین افراد منتقد را در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری که قبلا نبود و تازه ابداع کرده بودم، آوردم. طیف منتقدان دولت همه از من حکم گرفتند. البته خودشان ملاحظاتی داشتند. در بقیه مسایل هم همین‌طور بود؛ یعنی دلمان می‌خواست که انتقاد شود و حرف بزنند و جواب بدهیم.

مناظره باقری لنکرانی و زاکانی در دانشگاه

به همت مجمع ادوار بسیج دانشجویی تهران بزرگ و استان تهران اولین نشست مشترک جبهه پایداری انقلاب و جبهه متحد اصولگرایان برگزار می‌شود.

به گزارش فارس، اولین مناظره مشترک جبهه پایداری انقلاب اسلامی و جبهه متحد اصولگرایان با حضور باقری لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری و زاکانی رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان برگزار می‌شود.

این برنامه که به همت مجمع ادوار (فارغ‌التحصیلان) بسیج دانشجویی تهران بزرگ و استان تهران به میزبانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام‌صادق‌(ع) شکل گرفته است در روز شنبه ۲۹ بهمن با عنوان مطالبه اصولگرایی برگزار خواهد شد.

در این مراسم دانشجویان و فارغ‌التحصیلان از نمایندگان دو طرف مطالبه اصولگرایی را خواهند داشت و حضور برای عموم دانشگاهیان آزاد است.

عکس: راهپیمایی یوم الله 22 بهمن در تهران

عکس: راهپیمایی یوم الله 22 بهمن در تهران

عکس: وانت تبلیغات جبهه متحد در راهپیمایی

عکس: وانت تبلیغات جبهه متحد در راهپیمایی

خبر رد صلاحیت صدر، توسط دفترش تکذیب شد

به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، برخی منابع خبری امروز از رد صلاحیت شهاب‌الدین صدر نائب رئیس مجلس هشتم خبر دادند.

شهاب الدین صدر از جمله افرادی است که پس از قرار نگرفتن در لیست جبهه متحد اصولگرایان، به راه‌اندازی جبهه‌ای جداگانه موسوم به جبهه بصیرت و بیداری اسلامی مبادرت ورزیده است.

این جبهه طی روزهای گذشته لیست انتخاباتی خود را منتشر کرده که بر اساس آن شهاب‌الدین صدر سرلیست است.

جبهه متبوع شهاب الدین صدر طی روزهای گذشته و بخصوص در راهپیمایی ۲۲ بهمن، پیش از آغاز زمان قانونی، به تبلیغات انتخاباتی روی آورده است.

۴ سال پیش از این نیز برخی تبلیغات‌های پیش از موعد شهاب‌الدین صدر در انتخابات مجلس هشتم با اعتراض برخی کاندیداها و تشکل‌ها روبرو شده بود.

اما پس از انتشار خبر رد صلاحیت شهاب‌الدین صدر در انتخابات مجلس نهم، یک عضو دفتر شهاب‌الدین صدر در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، خبر منتشره را تکذیب کرد و گفت که این اقدام ساخته‌وپرداخته گروه‌های مخالف صدر بوده است.

وی گفت: برخی مباحث مبنی بر ارتباط آقای دکتر صدر با جریان انحرافی به هیچ عنوان صحت ندارد و اینگونه وصله‌ها به آقای دکتر نمی‌چسبد.

دفتر شهاب‌الدین صدر با این وجود درباره تأئید نهایی صلاحیت وی نیز چیزی نگفت و تنها به ذکر عدم ردصلاحیت وی تأکید کرد.

توضيح علي مطهري در مورد سخنان حجت‌الاسلام حسينيان؛

شهيد مطهري نااميد نبود/ بعد از 17 شهريور گفت نهضت پيروز مي‌شود

علي مطهري فرزند شهيد آيت‌الله مطهري در واكنش به انتشار يك سخنراني از حجت‌الاسلام و المسلمين روح‌الله حسينيان جوابيه‌اي براي سايت رجا ارسال كرد كه متن آن در ادامه آمده است. رجا آماده‌ي انعكاس توضيح حجت‌الاسلام حسينيان نيز هست:

مدیر مسئول محترم پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز

با اهدای سلام و آرزوی توفیق، به اطلاع می رساند در مطلبی که به نقل از جناب حجت الاسلام آقای حسینیان در آن پایگاه اطلاع رسانی قرار گرفته است ایشان فرموده اند:

«شهید مطهری در آبان 1357 به خدمت امام رسیدند و وقتی به جمع طلبه‌ها، علما و جامعه روحانیت در مدرسه رفاه بازگشتند، به آنها گفتند: «من امامی را دیدم که "آمن بهدفه، آمن بسبیله و آمن بامته"؛ به امت، هدف و آن روشی که انتخاب کرده، ایمان صد در صد دارد. فرمودند که به امام عرض کردم آقا با این وضعیت امکان پیروزی نیست، یک رژیم قدرتمند با یک ارتش مقتدر و تحت حمایت ابر قدرت‌ها در ایران حاكم است كه امام فرمودند: "آقای مطهری مطمئن باش تا چند وقت دیگر انقلاب به پیروزی می‌رسد.»

آن پایگاه محترم نیز عنوان «نااميدي آيت‌الله مطهري از پيروزي انقلاب» به مطلب فوق داده است.

به اطلاع کاربران محترم آن پایگاه اطلاع رسانی می رساند که این مطلب به شکل مذکور صحت ندارد. اولا:  مطلب را خود شهید مطهری در یک سخنرانی تحت عنوان «مفهوم آزادی عقیده» که در تاریخ 2/11/1357 در دانشکده الهیات دانشگاه تهران ایراد شده بیان کرده اند. استاد مطهری می فرمایند: «افرادی به ایشان (امام) می گویند کمی آرام تر، مردم سرد می شوند...»، نه آنچنان که آقای حسینیان نقل کرده اند که خود شهید مطهری گفت:« به امام عرض کردم آقا با این وضعیت امکان پیروزی نیست»!

عین مطلب آیت الله مطهری که در کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران صفحه 51 آمده است چنین است:

«دوستانی که در دوره قم بودند می دانند که من لااقل دوازده سال در خدمت ایشان تحصیل کرده ام. باز در سفری که  به پاریس رفتم، چیزهایی از روحیه این مرد کشف کردم که نه تنها بر ایمان من بلکه بر حیرت من افزود. وقتی که برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «آمن» دیدم:

«آمن بهدفه»؛ به هدفش ایمان دارد، دنیا جمع بشوند نمی توانند او را از هدفش منحرف کنند.

«آمن بسبیله»؛ به راهی که برای هدف خودش انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد او را از این راه منصرف کرد، شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راه خودش داشت.

«آمن بقومه»؛  دیدم در همه رفقا و دوستانی که من سراغ دارم احدی به اندازه ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. "افرادی به ایشان می گویند" کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می شوند، مردم از پای در می آیند. می گوید مردم این طور نیستند که شما می گویید من مردم را از شما بهتر می شناسم. از همه بالاتر:  «آمن بربه». در جلسه خصوصی ایشان به من گفت: فلانی این ما نیستیم که این نهضت را ایجاد کرده ایم، من دست خدا را  حس می کنم».

ثانیا: قرائن دیگری وجود دارد که نشان می دهد سخن جناب آقای حسینیان صحت ندارد که شهید مطهری نسبت به پیروزی انقلاب ناامید بوده است. یکی از آن قرائن این است که بعد از چند روز از واقعه تلخ 17 شهریور که مردم به نهضت ادامه دادند آیت الله مطهری فرمودند (به این مضمون): این نهضت پیروز می شود چون مردم مانند 15 خرداد 42 عقب نشینی نکردند.

از جناب حجت الاسلام آقای حسینیان که ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی را به عهده دارند انتظار می رود در نقل وقایع و گفته ها دقت بیشتری مبذول فرمایند. مقام بلند امام نیازی ندارد که برای بالابردنش شخصیت‌های بزرگ را با سهل انگاری پایین بیاوریم. مستدعی است این مطلب عینا در آن پایگاه اطلاع رسانی قرار داده شود. قبلا سپاسگزارم.

با تقدیم احترام

علی مطهری

19/11/1390

 

مطلب مرتبط:

جزئياتي از نامه امام به آيت‎الله يزدي و پاسخ به نااميدي آيت‌الله مطهري از پيروزي انقلاب

قلاده‌های طلا؛ فیلمی برای اقناع

الف: مدت ها بود که یا فیلم سینمایی صریح سیاسی نداشتیم که ببینیم و یا اگر فیلم هایی با مضامین سیاسی موجود بود، یا با ادبیات مثلا طنز آلود جملاتی شعارگونه نمایش داده می شد، و یا فیلم هایی ساخته می شد که بازیگران در سکانس های آن بجای هنروری، بیانیه های یکطرفه حزبی را با بی سلیقه ترین حالت ممکن قرائت می کردند. نگارنده چندین بار در سالن نمایش چنین فیلم هایی حضور داشته و شاهد اعتراض بحق و ترک اعتراضی سالن سینما توسط تماشاگران بوده است.

به همین دلیل تقریبا همگی ما اگر بدانیم قرار است یک فیلم نسبتا سیاسی ایرانی ببینیم، بلافاصله خاطرات فیلم های گذشته برایمان زنده می شود و نا خودآگاه پیش خودمان خواهیم گفت: باز یه فیلم بدساخته دیگه، بازم قراره بریم شعار بشنویم و یه بار دیگه باید سخنرانی گوش کنیم و ...

قسمت اول

تصور کنید حسی شبیه جملات فوق دارید و تا کنون چندین فیلم جشنواره امسال را هم دیده اید و فیلم ها با وجود شهرت نام برخی از کارگردان هایشان یکی از یکی نا امید کننده تر بوده و اکنون عازم دیدن قلاده های طلا هستید، فیلمی که تاکنون تقریبا هنوز هیچ کس آن را ندیده و گفته می شود سیاسی ترین فیلم سینمای ایران است، و شما در این فکرید که ای وای، دیگر امشب کی قرار است برایتان سخنرانی کند و شما هنوز هیچ چیز از فیلم نمی دانید...

قسمت دوم

چهارشنبه شب در سالن طبقه پنجم سینما آزادی به همراه انبوه جمعیت که سرتاسر سالن حتی روی زمین نشسته اند و عده ای بخاطر نبود جا ایستاده تماشا می کنند به تماشای فیلم می نشینید. بیست دقیقه از فیلم گذشته و سالن در سکوت مطلق است، سکانس هایی را می بینید که با توجه به خط قرمز هایی که از لحاظ محتوایی برای ساخت فیلم در ایران وجود دارد و تصوراتی که از سینمای سیاسی ایران دارید برایتان غیر قابل پیش بینی است. تا اینجا فیلم با توجه به امکان ساخت بهتر برخی صحنه ها و تاکید بیش از حد روی یکی دو موضوع خاص نمره عالی نگرفته اما ناامیدکننده هم نیست. و شماحیرت زده به تماشای فیلم ادامه می دهید...

قسمت سوم

داستان به روز انتخابات می رسد. سرعت روایت فیلم تند است، برخلاف سایر فیلم های ایرانی هرچه جلوتر می رویم فیلم بهتر می شود، شعار غالب بیشتر صحنه های فیلم مرگ بر دیکتاتور است، حتی برخی شخصیت های مثبت هم معترضند. مهمترین سکانس ها و دیالوگ های فیلم در نیم ساعت دوم به سرعت در حال رقم خوردن است. یک داستان جانبی با موفقیت در فیلم روایت می شود. فیلم نواقصی دارد که گه گاهی حس می شوند ولی خوشبختانه آدم بد های فیلم، بخشی از جامعه را نمایندگی نمی کنند. به همین خاطر حین تماشای فیلم فکر اینکه مبادا بخشی از جامعه با دیدن این صحنه ها عصبانی شوند، شما را اذیت نمی کند. و شما مشتاقانه به تماشای فیلم ادامه می دهید...

قسمت چهارم

به یک ربع پایانی فیلم نزدیک می شویم. سرعت روایت فیلم کم نشده ولی کاملا در حال و هوای فیلم قرار گرفته اید. اکنون دیگر می دانید که با فیلمی طرف نیستید که می خواهد برایتان بیانیه سیاسی بخواند. تیکه های سیاسی به شما یا به دیگران بیندازد و فرار کند. در بخش های پایانی فیلم، پیروزی هایی مصنوعی و غیر قابل باور برای آدم های بظاهر خوب فیلم که اصلا هم معصوم نیستند رخ نمی دهد و آدم بدها نیز در یک چشم بهم زدن نابود نمی شوند.

قسمت پنج

فیلم تمام میشود و چراغ های سالن نیمه روشن می شوند، اگرچه تقریبا هیچ کس (به جز معدودی) برای فیلم دست نمی زنند، ولی در چهره های مردم هم احساس خاصی موج می زند، چیزی بین بهت و بی حسی. کسی سالن را ترک نکرده و شوک ناشی از تماشای فیلم همگی تماشاگران را به انفعال کشانده است. از همان ابتدا بحث های دو نفره شکل می گیرد و حاضرین درحالی که برخی از آنها تبسم بر چهره دارند سالن را ترک می کنند.

درباره فیلم قلاده های طلا نکات زیر به ذهن نویسنده می رسد که قابل تامل است:

- یادداشت فوق وارد مصداق های فیلم نشده و مطلقا داستان آن را لو نمی دهد. لذا اگر تصور کردید با نوشته فوق اندکی از داستان فیلم دستگیرتان شده سخت در اشتباهید.

- این که گفته می شود قلاده های طلا سیاسی ترین فیلم سینمای ایران است کاملا حرف درستی به نظر می آید.
- می گویند هزار صفحه کتاب کار یک سکانس تاثیرگذار را نمی کند. قلاده ها، مجموعه ای از سکانس های تاثیرگذار از آب درآمده که شاید به اندازه صدها مقاله و نوشتار، تاثیر منطقی و احساسی دارد.

- به نظر می رسد بزرگترین آفت احتمالی فیلم، مصادره آن توسط جریان های این وری یا اونوری به نفع یا علیه گروه خاص باشد. بدترین نوع دفاع از یک اثر سینمایی ممکن است «مصادره» آن یا «بت سازی» و «پرهیز از نقد» آن باشد.

- گذشته از برخی ضعف های داستانی و تکنیکی، آنچه در نهایت کلیت اثر را تحسین برانگیزتر می کند و تحمل برخی نقایص آن را راحت تر، درک شرایطی است که عوامل کار، از نویسنده و کارگردان و تهیه کننده تا بازیگران برای ساخت فیلم تجربه کرده اند. این تلاش آن زمان گران قدر تر می شود که به یادآوریم که در وضعیتی که فضای سیاسی و اجتماعی به شدت دو قطبی بوده است و هر حرکتی منتسب به یک گروه خاص ارزیابی می شود یا تلاش می شود له یا علیه گروهی تفسیر یا به آن چسبانده شود و با ایجاد موج تخریب، شدیدترین فشارها بر عوامل وارد شود، حتی تصور کار کردن در چنین پروژه ای نیز ممکن است تا چه اندازه سخت به نظر برسد.

- نکته درس آموز قلاده ها برای کارگردانان عرصه های دیگر غیر از سینما، از سیاستمداران تا خطیبان و نویسندگان مطبوعات و برنامه سازان تلویزیون و ... این است که چگونه می توان با صراحت و خودداری از برخی پرده پوشی های غیرضروری و در عین حال روایت منصفانه فضا اثری ارایه داد که هم جذاب باشد و هم توضیح دهنده.

- قلاده ها نشان می دهد که برای اقناع و بیان مساله و نشان دادن راه حتما لازم نیست که فحش داد. و بصیرت، الزاما با عریان ترین نوع واکنش همسان نیست.

- در تحلیل نهایی، قلاده ها آغاز موفق حرکتی در «سینمای سیاسی توضیح دهنده» است که ای کاش زودتر از این ها اتفاق می افتاد.

ادعای جالب باهنر: اصولگرایان تنها یک لیست دارند و آن هم 7+8 است!

محمدرضا باهنر، نايب‌ رئيس مجلس شوراي اسلامي و دبيركل جامعه اسلامي مهندسين از جمله چهره‌هاي سياسي كشور است كه صريح سخن مي‌گويد و در سال‌هاي گذشته تلاش كرده به شيوه‌هاي مختلف در تحولات سياسي كشور ايفاي نقش كند. او گاهي اين نقش را از طريق جايگاهي كه در مجلس دارد انجام مي‌دهد و گاهي نيز از ارتباطات ويژه‌اي كه طي سال‌ها فعاليت سياسي به‌دست آورده استفاده مي‌كند. باهنر اگر لازم ببيند از نامه‌نگاري به مسوولان عالي‌رتبه نظام نيز ابايي ندارد كه نامه به رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص ميرحسين موسوي، پيش از انتخابات سال 88، يكي از اين موارد است.

اگرچه برخي فعالان سياسي نسبت به اين‌گونه اقدامات باهنر انتقاد دارند، اما او نشان داده كه آن كاري را كه درست مي‌داند انجام مي‌دهد. دبير كل جامعه اسلامي مهندسين در گفت‌وگو با «جام‌جم» از اين‌گونه اقدامات خود به شدت دفاع مي‌كند و انگيزه‌هاي خود را از نامه‌اي كه در خصوص ميرحسين موسوي به رهبر معظم انقلاب نوشته، توضيح مي‌دهد. او همچنين معتقد است اكنون زمان تبيين مسائل مربوط به انحراف فرا رسيده است و بر همين اساس در بخشي از اين گفت‌و‌گو به بيان برداشت خود از اهداف اين جريان پرداخته است. مشروح اين گفت‌و‌گو را مي‌خوانيد:

در مصاحبه‌اي كه چندي پيش با شما داشتم، در پاسخ به اين سوال كه آيا به نظر شما چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب در انتخابات حضور مي‌يابند يا خير، پيش‌بيني شما اين بود كه آنها مي‌آيند، اما اكنون اگرچه از سوي وزارت كشور اعلام شده است كه 14 درصد از ثبت‌نام‌كنندگان براي انتخابات اصلاح‌طلب هستند، اما چهره‌هاي شاخص اصلا‌ح‌طلب در ميان اين 14 درصد وجود ندارد. آيا شرايط به گونه‌اي غير از آنچه شما تصور مي‌كرديد رقم خورده است؟

البته من جاي آنها نيستم و خودم فكر مي‌كنم اگر جاي آنها بودم، جدي‌تر وارد ميدان مي‌شدم. تحليل و برداشت من در حال حاضر اين است كه آنها احتمالا طوري عمل كرده‌اند كه مي‌خواهند هم باشند و هم نباشند. آنها خواسته‌اند به شكلي عمل كنند كه قضيه به اصطلاح برايشان برد ـ‌ برد باشد. به نظر من آنها به اين تحليل رسيده‌اند كه چون بعد از فتنه 88 در قانع كردن افكار عمومي خيلي كم‌ آوردند، اگر بخواهند با همه توان بيايند، مردم رويكرد خوبي به آنها نخواهند داشت و راي خوبي نمي‌توانند داشته باشند. از طرف ديگر هم اگر اصلا نيايند، از صفحه سياسي پاك مي‌شوند و اين موضوع به مصلحتشان نيست. در چنين شرايطي آنها يك سناريوي ميانه‌اي را انتخاب كردند و در اين سناريو، آدم‌هاي دانه‌درشتشان را نياوردند و چهره‌هاي سفيد و غيرمساله دارشان را آوردند و الان هم فكر مي‌‌كنند دو اتفاق بيشتر نخواهد افتاد، به طوري كه اگر تعدادي از همين افرادي كه آمار آنها از سوي وزارت كشور اعلام شده و حدود هفتصد هشتصد نفر هستند توانستند به مجلس راه يابند اينها تبليغ مي‌كنند كه ما با وجود اين كه تمام‌قد نيامديم، پيروز شديم. اگر هم موفق نشوند آنها خواهند گفت اينها اصلا به ما ارتباطي نداشتند و ما اصلا نيامده بوديم. بنابراين براي خودشان يك بازي برد ـ‌ برد را طراحي كرده‌اند و البته من فكر مي‌كنم در اينجا هم تحليلشان اشتباه است و ضرر كرده‌اند كه تمام قد نيامده‌اند. البته الان نيروها در حال فعاليت هستند و درصد تاييد صلاحيت‌‌ها همان طور كه اعلام شده بيش از دوره‌هاي قبل بوده است و احتمالا تعدادي از نيروهايشان هم وارد مجلس خواهند شد، اما اين افراد، عموما نيروهايي هستند كه ساختار‌شكن نيستند و ما هم بحثمان با اصلاح‌طلبان اين بود كه شما بياييد با اين شرط كه مرزتان را با فتنه و سران فتنه روشن كنيد و چارچوب قانون اساسي و قوانين موضوعه كشور را بپذيريد.

چهره‌هاي تندرو و فتنه‌گر جريان اصلاحات، يك اميد ديگر هم دارند و آن اين كه مشاركت در سطح كشور، كمتر از 30 درصد باشد و آنها از قبل هم اعلام كرده‌اند در اين حالت ما برنده ميدان خواهيم بود كه البته ما مطمئن هستيم اين خوابشان تعبير نخواهد شد و حتما انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي، انتخابات دشمن‌شكن و باشكوهي خواهد بود و مردم حضور گسترده پيدا مي‌كنند. البته انتخابات مجلس با انتخابات مجلس مقايسه مي‌شود و انتخابات رياست‌جمهوري با انتخابات رياست‌جمهوري. ما دو مرتبه در انتخابات رياست‌جمهوري شاهد مشاركت‌هاي بسيار گسترده بوديم و آنها استثنا هستند. ولي معمولا متوسط حضور مردم در انتخابات بين 60 تا 70 درصد بوده و ما فكر مي‌كنيم ان‌شاء‌الله در اين دوره هم در سطح كشور، شاهد چنين مشاركتي خواهيم بود.

شما در جايي در توصيه به اصولگرايان براي وحدت به آنها هشدار داده بوديد كه حتي اگر همين كانديداهاي اصلاح‌طلب كه ساختارشكن هم نيستند بتوانند با استفاده از اختلاف اصولگرايان، پيروز شوند، اين مساله به گفتمان انقلاب، آسيب مي‌رساند. همچنين شما پيش از انتخابات رياست‌جمهوري در نامه‌اي به رهبر معظم انقلاب، نسبت به پيروزي احتمالي ميرحسين موسوي، مطالبي را بيان كرده بوديد. بعضي‌ها از اين صحبت‌ها و اقدامات شما اين‌طور برداشت مي‌كنند كه شما فقط اصلاح‌طلبان را براي گرم ‌شدن تنور انتخابات مي‌خواهيد، اما معتقديد به هيچ وجه نبايد كار به دست آنها بيفتد. آيا شما چنين برداشتي را از سخنانتان قبول داريد؟

ما دو تا بحث داريم. بنده باهنر، يك زماني يك چهره حزبي دارم و در زماني هم مي‌خواهم از موضع حاكميت صحبت كنم. اختيارات حاكميتي من مشخص است. من نه عضو شوراي نگهبان و نه عضو قوه مجريه هستم. من در مجلس، همچون بقيه نمايندگان، يك سري اختياراتي دارم و اختياراتي هم به‌‌خاطر حضور در جايگاه نايب‌رئيسي مجلس دارم.

بنابراين من معتقدم كه اصلاح‌طلبان بايد حضور داشته باشند و بايد تلاش كنيم كه هم تنور انتخابات و هم تنور مجلس گرم باشد؛ يعني اين كه معتقدم در مجلس هم بايد گفتمان‌هاي مختلفي وجود داشته باشند و با يكديگر كار كنند، اما شرط آن اين است كه اصلاح‌طلبان، رقيب ما باشند و نه رقيب نظام و موقعي كه رقيب ما شدند طبيعي است كه ما از تمام امكاناتمان استفاده مي‌كنيم كه آنها راي نياورند، همان طور كه آنها هم همين كار را مي‌كنند. اصلا رقابت انتخاباتي يعني همين؛ وقتي كه دو نفر رقابت مي‌كنند هر كدامشان دو هدف را به طور همزمان دنبال مي‌كنند، يكي اين كه خودش راي بياورد و يكي اين كه رقيبش راي نياورد. بنابراين ما طبيعي است كه از موضع حزبي، نه‌تنها با اصلاح‌طلبان بلكه با مستقل‌ها نيز رقابت مي‌كنيم، حتي در جاهايي ممكن است با برخي از دوستان اصولگراي خودمان هم كه مثلا به فرآيند جبهه متحد تن نداده‌اند رقابت كنيم. رقابت انتخاباتي وجود دارد و بحثي در آن نيست، اما از موضع حاكميت من بارها و بارها گفته‌ام و الان هم تكرار مي‌كنم كه حضور افرادي كه مثل ما نمي‌انديشند، اما خودشان را رقيب نظام نمي‌دانند، مفيد است و ما از حضور آنها استقبال مي‌كنيم، زيرا با حضور آنها هم انتخابات پررنگ‌تر و پرشورتر مي‌شود و هم در مجلس نيز مفيد هستند. هر چه در مجلس، نگاه‌هاي متفاوت وجود داشته باشد رشد و بالندگي و عملكرد مجلس بهتر مي‌شود و ما اين را قبول داريم. اما در همين حال هم اگر كسي خودش را رقيب نظام بداند، تكليف او با نظام است و نظام تكليف او را روشن مي‌كند.

اين كه من در نامه‌ام هم آرزو كردم كه مهندس موسوي راي نياورد، به نظرم روشن و طبيعي است. حتي آن زماني كه مهندس موسوي اين كارها را نكرده بود و ما قبل از انتخابات با او مذاكره مي‌كرديم به او مي‌گفتيم اگر شما در چارچوب نظام حركت مي‌كني، درست است كه رقيب ما هستي، اما حزب تو مي‌تواند فعال باشد، اما اگر در چارچوب نظام حركت نكني و با نظام درگير ‌شوي تكليف تو با نظام است و متاسفانه تكليفش هم به اين شكل روشن شد.

اين كه ما با رقيبمان، رقابت كنيم و نگذاريم او پيروز شود يك بحث است، ولي اين كه در مورد فرد يا گروهي كه از فيلتر شوراي نگهبان، عبور كرده‌اند بگوييم پيروزي آنها به گفتمان انقلاب، صدمه مي‌زند حرفي است ديگر. مي‌خواهم در مورد ريشه و اساس اين اعتقادتان توضيح دهيد.

موقعي كه من از اصولگرايان دفاع مي‌كنم و مي‌خواهم در انتخابات حضور پيدا كنم مدعي هستم كه حضور اصولگرايان در مجلس، بيشتر مي‌تواند منافع ملي را تامين كند و بيشتر مي‌تواند سرمايه اجتماعي براي نظام ايجاد كند و مثلا بيشتر مي‌تواند براي رفاه مردم كار كند و امثالهم، بالاخره ما يك مانيفست و سياست راهبردي داريم و براساس آن كار مي‌كنيم. قطعا ما مانيفست خودمان را به دلايل مختلف بر مانيفست رقيبمان، ارجح مي‌دانيم. حتي اگر مساله خودمحوري باشد بازهم ما در تبليغمان مي‌گوييم كه اين مانيفست، بيشتر مي‌تواند منافع ملي، امنيت ملي و ارتقاي نظام را تامين كند. بله ما معتقديم اگر رقيبمان، راي بياورد نظام ضرر مي‌كند و اين طبيعي است. اگر اين فكر را نمي‌كرديم با او رقابت نمي‌كرديم. بنابراين آن حرفي كه من گفته‌ام و نامه‌اي كه نوشتم طبيعي است، اما من اين مساله را كه اگر در مجلس، تك‌گفتماني حاكم باشد، كشور، نظام و اصولگرايان سود مي‌برند، قبول ندارم. ما مي‌گوييم گفتمان‌هاي ديگر هم بايد در مجلس حضور داشته باشند و البته بازهم يك چيز را تاكيد مي‌كنيم و آن اين كه در ضمن حضور گفتمان‌هاي مختلف و تضارب افكار، گفتمان ما بايد در آنجا پيروز شود و ما براي اين هم تلاش مي‌كنيم. بنابراين بايد اين مسائل را كاملا از هم تفكيك كرد.

نامه‌اي كه شما درخصوص ميرحسين موسوي به رهبر انقلاب نوشتيد نوعي اقدام پيشاپيش درخصوص اتفاقي بود كه هنوز واقع نشده بود. از سوي ديگر در جريان حوادثي كه پس از انتخابات اتفاق افتاد آنقدر با تامل موضع گرفتيد كه شما را به ساكت بودن در آن وقايع متهم كردند. توضيح شما درخصوص اين اقدامات كه بعضي آن را به تناقض تعبير مي‌كنند چيست؟


باهنر: معتقديم اگر رقيبمان، راي بياورد نظام ضرر مي‌كند و اين طبيعي است. اگر اين فكر را نمي‌كرديم با او رقابت نمي‌كرديم. اما من اين مساله را كه اگر در مجلس، تك‌گفتماني حاكم باشد كشور، نظام و اصولگرايان سود‌ مي‌برند را قبول ندارم

واژه‌اي كه من مي‌توانم به كار ببرم اين است كه ما بايد در رفتارمان متعادل باشيم. من در جلسه‌اي كه همين چند روز قبل با فعالان سياسي و انتخاباتي استان‌ها داشتم خدمتشان عرض كردم كه ما در صحنه انتخابات بايد در رقابت پيروز شويم. اگر ما زماني به دنبال اين باشيم كه رقيب ما رد صلاحيت شود ما ديگر از حوزه اخلاق سياسي و رقابت سالم سياسي و قواعد فعاليت‌هاي تشكيلاتي خارج شده‌ايم و پايمان را جاي پاي حاكميت گذاشته‌ايم. من معتقدم اين رفتارها نبايد انجام شود. من يك مثال عيني در اين زمينه مي‌زنم. در انتخابات مجلس هفتم من از كرمان، كانديدا بودم و در زمان تاييد صلاحيت‌ها،‌ يكي از رقيبان جدي من، عدم احراز خورد. بنده همان روز كه شنيدم در نامه‌اي خطاب به حضرت‌ آيت‌الله جنتي توضيح دادم، اگر ايشان تاييد صلاحيت شود، پيروزي من را در انتخابات به‌خطر مي‌اندازد، ولي با اين حال من شهادت مي‌دهم كه ايشان فرد صالحي است و اگر نماينده شود مي‌تواند مثبت باشد، اما مواضع ما با يكديگر متفاوت است. من خدمت حضرت آيت‌الله جنتي نوشتم كه شما حتما به دلايلي ايشان را عدم احراز صلاحيت زده‌ايد، ولي اگر شهادت من كافي است من شهادت مي‌دهم كه ايشان فرد صالحي است و خوب است كه تاييد صلاحيت شود. الحمدلله آن فرد تاييد صلاحيت شد، حالا نمي‌خواهم بگويم كه فقط نامه من، علت اين تاييد صلاحيت بود،‌ ولي بالاخره او تاييد شد. من اينها را گفتم تا به اينجا برسم كه وقتي او تاييد شد كسي نبايد از من انتظار داشته باشد حالا كه آن فرد تاييد صلاحيت شده است من هم بايد كاري كنم كه او راي بياورد. ما رقابت مي‌كنيم، ولي من به عنوان يك جريان سياسي نبايد تلاش كنم كه رقيبم با عدم احراز صلاحيت از ميدان، حذف شود.

در مورد نامه‌اي هم كه به آن اشاره كرديد، بله فلاني تاييد شده بود و شوراي نگهبان هم او را تاييد كرده بود. من حتي معتقد هستم تا زماني كه يك كانديدا، صالح است اگر كانديداي رقيب رفت او را به مسائل ضدانقلابي و ضداسلام و امثالهم متهم كرد به اعتقاد من آن فردي كه متهم مي‌كند بايد در مقابل شوراي نگهبان جوابگو باشد، چون شوراي نگهبان گفته كه اين آقا صالح است و مي‌تواند كانديداي رياست‌جمهوري باشد. بعضي‌ها هم چنين حرف‌هايي داشتند و مي‌گفتند بعضي از رقبا مثلا حرف‌هايي در مورد مهندس موسوي زدند كه با توجه به‌اين كه او توسط شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شده بود چنين حرف‌هايي نبايد در آن زمان در موردش زده مي‌شد، اما باز معنا و مفهوم اين حرف‌ها اين نيست، اگر ما فردي را كانديداي مورد قبول براي نامزدي يك پست تلقي كنيم، حتما طرفدار اين هستيم كه او راي بياورد. من رقيب او هستم و با او مبارزه مي‌كنم و كار و تبليغات مي‌كنم تا رقيب او راي بياورد. اينها نبايد با يكديگر خلط شود، ولي متاسفانه در جاهايي خلط مي‌شود و مي‌گويند اگر شما او را قبول نداري، چرا آن نامه را نوشتي؟ ظاهرا برخي دوستان اصرار دارند كه واقعيت‌هاي روشن را نبينند و به‌همين قاعده مي‌گويند كه فلاني دير موضع گرفت، نگرفت يا كم گرفت و از اين حرف‌ها. به اعتقاد من، نهم دي يك حماسه بزرگ بود و سرمايه عظيم اجتماعي براي نظام ايجاد كرد، اما همين الان هم مي‌گويم اگر مي‌خواستيم 3 روز بعد از انتخابات 88، حماسه 9 دي را برگزار كنيم هرگز به اين شكل موفق نمي‌شديم. يك ميوه بايد برسد تا چيده شود و بايد ثابت مي‌شد كه كروبي و موسوي، عناصر اصلي فتنه هستند و عليه رقبا، نظام، انقلاب، امام و در نهايت عليه عاشورا، فتنه‌گري مي‌كنند. اين مراحل طي شد تا 9 دي خلق شد. معتقدم در 9 دي همه ملت ايران شركت كردند، تمامي ملت با هر گرايش سياسي، چراكه ميوه رسيده بود و حقيقت فتنه براي تمامي ملت روشن شده بود. ملت ايران عاشق اسلام و وطن است و با كسي عهد اخوت نبسته و بر اصول اساسي خود پايبند است.

اين حرف‌هاي شما صحيح، اما فلسفه نوشتن آن نامه شما حداقل براي من كه روشن نشد، قطعا شناختي كه مقام معظم رهبري از ميرحسين موسوي داشتند كمتر از شناخت شما از او نبود.

اجازه بدهيد من يك مثالي بزنم. ما هميشه مي‌گوييم اگر بخواهيم به يك فرد رشديافته سياسي تبديل شويم بايد هم اخلاق پيروزي داشته باشيم و هم اخلاق شكست و ما هميشه اين مساله را در جامعه اسلامي مهندسان مطرح مي‌كنيم. ما به خودمان و دوستانمان هميشه گوشزد مي‌كنيم كه اگر برديم فكر نكنيم كه هميشه خواهيم برد و در صورت پيروزي بايد به دنبال پاسخي مناسب براي لطف مردم باشيم. اگر هم شكست خورديم نبايد فكر كنيم كه دنيا به آخر رسيده است و بايد برويم بازي را به هم بزنيم. اشكالي كه موسوي و كروبي، بعد از انتخابات كردند اين بود كه آنقدر از پيروزي خودشان مطمئن بودند كه وقتي اعلام شد پيروز نشده‌اند، خواستند بازي را بهم بزنند. آنها حاضر شدند همه چيز را بهم بزنند به اين خاطر كه توهم خودشان را به كرسي بنشانند.

رهبري داهيانه مقام معظم رهبري امروز نظام را در اوج قرار داده به گونه‌اي كه هم اكنون به واقع، ايران اسلامي در موقعيت بدر و خيبر قرار گرفته و آماده فتح سنگرهاي جهاني است. ما حتي از همان سال‌هاي 62 و 63 كه در شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي بوديم، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را واقعا به عنوان يك مرشد و يك مراد قبول داشتيم. شهيد باهنر هم در ايام پيش از پيروزي انقلاب بارها خصايل برتر ايشان را براي ما متذكر ‌شدند. چنين اعتقادي را هم در عمل به دست آورده بوديم نه اين‌كه با شعار و حرف و تبليغ به آن رسيده باشيم، اما معناي اينها اين نيست كه اگر چيزي به ذهن آدم رسيد آن را اعلام نكند. همين الان مقام معظم رهبري براي تصميم‌گيري ده‌ها مشاوره مي‌گيرند. پشت سر هر تصميمي كه از سوي مقام معظم رهبري اتخاذ مي‌شود، كوهي از فعاليت‌هاي تصميم‌سازي قرار دارد؛ البته بعد از اين‌كه همه حرف‌ها را شنيدند آن وقت زيركي، كياست، سياستمداري، اخلاص و كمك‌هاي غيبي نيز به كمك مي‌آيد و الحمد‌لله رب‌العالمين، بهترين تصميمات گرفته مي‌شود، اما مقدمه اين تصميمات همان چيزهايي است كه اشاره كردم. موقعي كه من احساس مي‌كنم چنانچه موسوي برنده انتخابات باشد، نظام چالش‌هاي جدي خواهد داشت، مكلفم به حكم شرع تهديدها را بگويم و ضرورت برنامه‌ريزي براي بحران‌هاي آينده را بيان كنم.

متاسفانه برخي دوستان ما در برخوردهاي افراطي خود همچنان مصرند ، نامه‌اي كه من نوشتم در حمايت از فلاني بوده است. متن اين نامه منتشر نشده است، اما اگر روزي مناسب باشد من آن را منتشر مي‌‌كنم. متن نامه كاملا گوياي اين مطلب است كه من از انتخاب شدن آقاي مهندس موسوي راضي نيستم. اين هم نه به خاطر اين‌كه بگويم نظام كار بدي كرده است، خير، نظام كار خودش را انجام داده است و زماني كه بايد او را تاييد مي‌كرد،‌ تاييد كرد و زماني هم كه در مقابل نظام ايستاد، نظام به وظيفه خودش عمل كرد. نظام در هر زماني به وظيفه خودش عمل كرده است، اما اين هشدارها،‌ نامه‌ها و صحبت‌ها ‌ طبيعي است كه بر اساس وظيفه خودمان انجام‌ مي‌دهيم. متاسفانه امروز جريان فتنه براي برخي دوستان ما تبديل به ابزاري شده براي قلع وقمع اصولگرايان و اتهام‌زني‌هاي مختلف. البته فعلا بناي پاسخگويي نداريم و در شرايط رقابت انتخاباتي درست و اخلاقي هم نمي‌دانيم، اما حتما روزي برخي حرف‌ها را خواهيم زد.

بنده موضع خودم را در مورد مهندس موسوي،‌ سال‌ها قبل و در دوره دوم تحليف حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به عنوان رئيس‌جمهور در مجلس دوم بيان كردم. موضع من در آن موقع روشن بود، اما اين‌كه من به مسوولان نظام و مقام معظم رهبري بگويم كه احتمال دارد ايشان ببرد و ما بايد براي هر دو حالت برنامه داشته باشيم من فكر نمي‌كنم اشكالي داشته باشد.

شما درخصوص اتهامي كه به شما مي‌زنند مبني بر سكوت در مقابل حوادث پس از انتخابات، پاسخ معروفي داريد مبني بر اين‌كه اين ميوه بايد مي‌رسيد تا بتوان آن را چيد. از سوي ديگر شاهديم شما در روزهاي اخير درخصوص جرياني كه به جريان انحرافي معروف شده است اظهاراتي داشته‌ايد كه شايد تندترين مواضع در نوع خودش باشد. آيا به اعتقاد شما، ميوه اين جريان در حال حاضر رسيده است كه مواضعتان را در موردش شفاف مي‌گوييد يا اين‌كه موضعگيري‌هاي شما به انتخابات پيش رو مربوط است؟

متاسفانه تيم رسانه‌اي جريان انحراف اصرار دارند اصولگرايان را در برابر تماميت دولت قرار دهند. بهتر بگويم اين كه احتمالا بيماري خودبزرگ‌بيني دارند. مجموعه انحراف، جماعت بسيار محدودي هستند كه مي‌خواهند خودشان را به دولت تحميل كنند و اصرار دارند كه بگويند تمامي دولت با آنهاست و خودشان را به نظام تحميل كنند كه البته نمي‌تواند. اين گروه با جنجال‌سازي رسانه‌اي به دنبال مطرح‌كردن خودشان هستند و به عبارتي بحران‌زيست هستند. اينها مي‌خواهند مطرح باشند، حتي به بدنامي كه البته يك سياست به سبك انگليسي است و مي‌خواهند در فعاليت‌هاي خود، تمامي دولت را شريك و همفكر خود معرفي كنند. به اعتقاد ما دولت مجموعه خدوم بوده و فارغ از هياهوهاي اين جمع محدود به فعاليت‌هاي خود مشغول است و همين امر اقبال مردم را در پي داشته كه اين گروه محدود در پي مصادره اين خدمات به سود تفكرات التقاطي خود است.

من فكر مي‌كنم الان دقيقا زمان تبيين مسائل مربوط به انحراف است. انحراف، لايه‌هاي تو در توي زيادي دارد. من بارها گفته‌ام، الان هم اعلام مي‌كنم كه انحراف، مساله اول ما نيست و اين مساله نبايد به مساله اول كشور تبديل شود، مساله اول ما همچنان فتنه است و بايد درخصوص آن مراقب باشيم، اما معنا و مفهوم آن اين نيست كه انحراف، تبيين نشود. من سه چهار تا جمله كوتاه به عنوان تيتر عرض مي‌كنم و به چيزهايي كه از آقايان صادر شده است اشاره مي‌كنم، بعد اينها را در كنار هم مي‌گذاريم و تلاش مي‌كنيم يك ايدئولوژي بر اساس آن تعريف كنيم و ببينيم كه چه چيزي از كار درمي‌آيد: يك اين‌كه شعارهاي اسلامي ديگر در كشور حاميان زيادي ندارد و طرفدارانش بيشتر از 10، 12 درصد نمي‌شود، بر همين اساس اگر مي‌خواهيم مردم را داشته باشيم بايد مكتب ايراني را جايگزين مكتب اسلام كنيم.

بعد كه از آنها سوال مي‌كنيم مقصودتان از اين حرف چيست توجيه مي‌كنند كه مقصود ما اسلام ايراني است، اما اين پاسخ، به قول معروف، عذر بدتر از گناه است. اولا اگر مكتب ايراني را با اين نيت مطرح كنيم كه العياذ بالله، دوره مكتب اسلام تمام شده است، اين‌كه همان پاشنه آشيل اصلي انقلاب است. تمام تكيه امام بر اين بود كه اسلام ما، تمامش سياست است و سياست ما، تمامش ديانت است. اگر كسي بخواهد اين مساله را كمرنگ كند به اعتقاد من تئوري پايه‌اي انقلاب اسلامي و نظام اسلامي را زده است. ما معتقديم كه حتي توجيه آنها مبني بر اسلام ايراني هم خيلي بد است. زيرا يكي از شعارهاي محوري ما در جهان اسلام و يكي از دلايل پيروزي امام و پيشرفت‌هاي نهضت ايشان، بحث وحدت مسلمين است. وقتي كه صحبت از اسلام ايراني بشود اين مساله مي‌طلبد كه بلافاصله در كنارش صحبت از اسلام مصري، اسلام مراكشي، اسلام عربستاني، اسلام تركيه‌اي و امثالهم داشته باشيم و اين دقيقا همان چيزي است كه دشمن مي‌خواهد. آنها اين توجيه را هم مي‌آورند كه ما اين كارها را براي اين انجام مي‌دهيم كه مي‌خواهيم ولايت فقيه، پررنگ‌تر شود و به همين خاطر به دنبال كمرنگ‌كردن حوزه‌ها و مراجع هستيم. در حالي كه ما مي‌گوييم اصلا رهبري، سمبل و تبلور همين شجره طيبه است و همين حوزه‌هاي علميه و مراجع و جامعه روحانيت هستند كه به رهبري ختم مي‌شوند و اگر اينها نباشند ريشه و بنيان رهبري چه مي‌شود.

نكته ديگر اين است كه اين گروه انحراف مي‌خواهند دكتر احمدي‌نژاد را هم به نفع خود مصادره كنند. احمدي‌نژاد با شعارهاي انقلاب آمده و قطعا در دامن انقلاب خواهد ماند. انقلاب اسلامي بحران‌هاي بسيار جدي داشته است، بسيار پيچيده‌تر از انحراف. اين گروه محدود خود را خيلي بزرگ مي‌داند و قطعا به اهداف خود نخواهد رسيد.

در ادامه مي‌خواهيم به وضعيت جريان اصولگرا براي حضور در انتخابات آينده بپردازيم. شما بارها پيش‌بيني كرده بوديد كه اعضاي اين جريان، حداقل در تهران به يك فهرست واحد خواهند رسيد و اگر هم فهرست ديگري وجود داشته باشد در مقابل فهرست جبهه متحد اصولگرايي، وزني نخواهد داشت. حال با توجه به عدم پيوستن اعضاي جبهه پايداري به جبهه متحد و ارائه فهرست‌هاي جداگانه‌اي از سوي اعضاي اين جبهه و همچنين احتمال ارائه فهرست‌هاي انتخاباتي از سوي برخي ديگر از اصولگرايان، آيا هنوز بر همان پيش‌بيني گذشته خودتان پايبنديد؟


باهنر: رقابت اصلي در انتخابات به نظر من رقابت ميان اصولگرايان و غيراصولگرايان است. يعني مجموعه رقباي ما علاقه‌مندند كه ما راي نياوريم، ما نيز همه آنها را رقيب خودمان مي‌دانيم

البته من هنوز هم مي‌گويم كه اصولگرايان، بيشتر از يك فهرست انتخاباتي سنگين در تهران نخواهند داشت و آن هم فهرست انتخاباتي جبهه متحد است. تحليل دوستان ما در جبهه پايداري اين است كه چون اصلاح‌طلبان نيستند، اصولگرايان بايد با هم رقابت كنند. ما اين تحليل را قبول نداريم و معتقديم اصلاح‌طلبان حضور دارند و تلاش مي‌كنند و مصلحت اصولگرايان در رقابت نيست، اما زماني كه برادران ما در جبهه پايداري فهرست جداگانه‌اي بدهند طبيعي است كه ما با آنها هم رقابت مي‌كنيم، البته رقابتي سالم و اخلاق‌محور و قطعا همچنان پايبند هستيم به قاعده اثبات خودمان و تبيلغ و ترويج فهرست جبهه متحد و نه نفي و تخريب فهرست رقبا.

در شهرستان‌ها وضعيت را چگونه مي‌بينيد؟

در شهرستان‌ها هم داريم كار را جلو مي‌بريم. من فكر مي‌كنم جبهه متحد اصولگرايان، به عنوان نماد اصولگرايي در كشور، موقعيت خوبي پيدا كرده است، جبهه پايداري هم در بعضي از شهرستان‌ها تلاش مي‌كند و موقعيت‌هايي هم دارد، اما خيلي محدود است. ما شنيده‌ايم كه آنها به دنبال برخي كانديداهاي مطرح و مشهور مي‌روند و حتي شنيده‌ايم كه آنها به سراغ برخي كانديداهاي ما نيز رفته‌اند و به آنها گفته‌اند شما كه در جبهه متحد هستيد آيا اجازه مي‌دهيد كه ما هم از شما حمايت كنيم. البته اين مساله از نظر ما مشكلي ندارد و اجازه مي‌دهيم حمايت كنند. البته قاعدتا اين كار را مي‌كنند كه بعدا بگويند «انا شريك».

برخي اختلافات ميان جبهه متحد و جبهه پايداري به خاطر حضور نمايندگان افرادي است كه شايد خود آن افراد هم اصرار زيادي بر داشتن نماينده در جبهه متحد نداشته باشند، مثل آقاي لاريجاني. چه اصراري بود كه چنين افرادي در جبهه متحد نماينده داشته باشند و بعدا همين مساله، منشا برخي چالش‌ها بشود؟

دوستان جبهه پايداري به هر سه بخش ايراد دارند. آنها اول به ساختار انتقاد دارند و رسما گفته‌اند كه كميته 7+8 را قبول ندارند و بايد اين تركيب، تغيير كند و مثلا آقايان قاليباف و لاريجاني، نماينده نداشته باشند. آنها آدم‌ها را هم قبول ندارند، حالا من از فرد ديگري نمي‌خواهم اسم ببرم، ولي مثلا مي‌گويند درست است كه جبهه پيروان خط امام و رهبري نماينده دارد، ولي باهنر نبايد باشد. آنها متاسفانه و متاسفانه، موسسان جبهه متحد را هم قبول ندارند. اگرچه برخي فعالان جبهه پايداري نسبت به تحليلي كه در نشريه 9 دي (كه متعلق به حجت‌الاسلام رسايي است) چاپ شده، اعلام برائت كرده و گفته‌اند تحليلي كه در اين نشريه چاپ شده، تحليل آنها نبوده است، اما در اين نشريه كه خودش را سخنگوي جبهه پايداري مي‌داند تحليل شده است كه اصلا اختلافي كه الان وجود دارد باز هم همان اختلاف هاشمي و احمدي‌نژاد است. اين به آن معني است كه آنها مي‌خواهند بازي قديمي را مجدد زنده كنند تا پيروز شوند. براساس اين تحليل، جامعه مدرسان و جامعه روحانيت با اين سوابق و اين وضعيت درخشان و با آن اعتمادي كه مقام معظم رهبري به آنها دارند و با آن ارادتي كه آنها به مقام معظم رهبري دارند، همگي نيروهاي آقاي هاشمي هستند. اينها قصدشان از ارائه چنين تحليل‌هايي اين است كه آن بازي قديمي را بازخواني كنند. در حالي كه آقاي هاشمي كه ديگر در مجموعه فعالان سياسي در كشور، موقعيت قابل توجه و تاثيرگذاري چنداني ندارد. البته احترام به آقاي هاشمي و سوابق ايشان، سر جاي خودش است و به اعتقاد من نبايد به ايشان بي‌احترامي و بي‌حرمتي بشود. اما اين‌كه الان آقاي هاشمي در مجموعه اصولگرايي، يك وزني يا يك حوزه نفوذ رايي يا چيزي داشته باشند اين‌طور نيست. آنهايي كه اين تحليل‌ها را مطرح مي‌كنند تنها به دنبال اين هستند كه دوباره يك توهمي ايجاد كنند و جبهه مجازي به وجود بياورند و بعد از اين مساله بهره‌برداري كنند. بنابراين هر كسي كه با جبهه پايداري نباشد و هر كسي كه با رئيس‌جمهور نباشد آنها مي‌گويند كه او در جبهه آقاي هاشمي است. اما اين مساله به معني كم‌‌آوردن در عالم سياست است. برخي افراد هستند كه در عالم سياست كم مي‌آورند و نمي‌توانند بنشينند بحث كنند كه حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني كيست يا حضرت آيت‌الله يزدي كيست و جامعه روحانيت و تشكل‌هايي كه در جبهه متحد جمع شده‌اند چه گروه‌ها و افرادي هستند، به همين خاطر مي‌خواهند همه اينها را بفرستند زير چترآقاي هاشمي و بعد مثلا يك موشك بزنند و مسائل را تمام كنند. اما اين مسائل، ديگر نخ‌نما شده است و اين را دوستان و نزديكان آقايان هم متوجه مي‌شوند كه اين حنا ديگر رنگي ندارد.

نظر شما راجع به آقاي هاشمي چيست؟

آقاي هاشمي يك شخصيتي است كه قبل از پيروزي انقلاب، در دوران دفاع مقدس، در دوران سازندگي و ساير مقاطع، تاثيرگذاري‌هاي زيادي داشته است و كسي نبايد آنها را ناديده بگيرد. آقاي هاشمي سه، چهار تا اشتباه استراتژيك هم داشته‌اند و اين يك اصل است كه آدم‌هاي بزرگ، اشتباهاتشان خيلي بزرگ و تاثيرگذار است. اينها را هم بايد مرتب به آقاي هاشمي بگوييم و هشدار بدهيم و هنوز هم از ايشان خواهش كنيم كه اينها را به يك صورتي جبران كنند. البته ما 30 سال از انقلابمان گذشته است و اين همه كار و خدمت انجام شده است، اگر قرار باشد هر دولتي كه روي كار مي‌آيد تمام دولت‌هاي گذشته را صاف صاف كند خب پس اين كارها را چه كساني انجام داده‌اند. ما بعضي وقت‌ها در مجلس هم با چنين همكاراني روبه‌رو مي‌شويم. مثلا در مجلس هشتم، يك نماينده‌اي مي‌آيد مي‌گويد در 7 دوره گذشته هيچ كاري در مملكت انجام نشده و من الان آمده‌ام كه خيلي كارهاي مهمي انجام دهم، اما اين كه نمي‌شود. بالاخره همه كار كرده‌اند و البته نقطه ضعف و ايراد و اشكال هم دارند و بايد سعي كرد اين ايرادها را از طريق تذكر و كارهاي ديگر برطرف كرد.

شما وضعيت وحدت اصولگرايان را در اين دوره نسبت به انتخابات مجلس هفتم چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما هميشه تاكيد داريم كه وحدت ما يك وحدت حداكثري است و وحدت فلسفي و صد درصدي نيست، چراكه اصلا تصور چنين وحدتي هم غيرممكن است و اصلا نمي‌توان متصور بود كه وحدتي ايجاد شود كه هيچ فرد اصولگرايي نسبت به آن انتقاد نداشته باشد، اما در كل بنده معتقدم دامنه جبهه متحد اصولگرايان در اين دوره، گسترده‌تر از آن چيزي است كه در انتخابات مجلس قبل بود و در آن دوره، بعضي‌ها در ساز و كاري كه به 6+5 معروف بود حضور نداشتند، ولي الان هستند. البته هنوز هم يك عده‌اي بيرون مانده‌اند كه ما تلاش كرده و مي‌كنيم كه با آنها نيز تعامل مثبت و سازنده داشته باشيم. اما اگر اين وحدت هم اتفاق نيفتاد اين‌طور نيست كه بتوان اين‌گونه تحليل كرد كه چون قرار است در تهران 2 فهرست انتخاباتي ارائه شود، پس اصولگرايان، ميدان را از دست خواهند داد. خير اين‌طور نيست، ما رقابتمان را مي‌كنيم، حرف‌هايمان را مي‌زنيم و بايد رقابتمان هم سالم باشد و نتيجه هم ان‌شاءالله، نتيجه خوبي خواهد بود.

شما رقابت اصلي در انتخابات را آيا درون اصولگرايي مي‌دانيد يا فكر مي‌كنيد رقابت اصلي ميان اصولگرايان و گروهي ديگر از جريانات سياسي همچون اصلاح‌طلبان خواهد بود؟

رقابت اصلي در انتخابات به نظر من رقابت ميان اصولگرايان و غيراصولگرايان است. يعني مجموعه رقباي ما علاقه‌مندند كه ما راي نياوريم، ما نيز همه آنها را رقيب خودمان مي‌دانيم. حالا در ميان رقيبان ما كه يك اتحادي تشكيل داده‌اند كه ما راي نياوريم اين‌كه وزن كدام يك از آنها بيشتر است و كدام كمتر است قابل بحث است. ولي براي كليت نظام همانطور كه عرض كردم ما هنوز مساله اصلي خودمان را فتنه مي‌دانيم كه البته آنها رقيب ما نيستند. فتنه و سران فتنه، ضد انقلاب تمام عيار هستند. تحليل هم نمي‌خواهيم بكنيم كه آيا 5 سال قبل هم ضدانقلاب بودند يا نه، ولي چيزي كه روشن است اين‌كه الان به افرادي تبديل شده‌اند كه به خاطر منافع خودشان از همه چيز عبور كردند. بنابراين مساله اصلي ما اينها هستند و البته تكليفشان روشن است. ولي معنا و مفهوم اين حرف اين نيست كه از ديگراني چون جبهه انحراف، غفلت كنيم.

تحليل شما از رد صلاحيت‌هايي كه در اين دوره صورت گرفت چه بود. آيا برخي از انتقادهايي كه در اين زمينه از سوي بعضي‌ها صورت گرفت قبول داشتيد؟ همچنين اعلام شده است كه كميته‌اي از سوي مجلس، پيگير برخي از رد صلاحيت‌ها شده است و ظاهرا شما هم عضو اين كميته هستيد.

ما وقتي به مجموع رد صلاحيت‌ها نگاه كرديم، واقعيت اين بود كه نتوانستيم يك تحليل معنادار از آنها پيدا كنيم كه مثلا بتوانيم از آنها، يك گرايش سياسي كشف كنيم يا اين‌كه به يك حساسيت غيرقانوني برسيم. واقعا ما به چنين چيزهايي نرسيديم. مثلا در ميان 43 نماينده فعلي مجلس كه رد صلاحيت شده‌اند هم اصلاح‌طلب وجود دارد و هم اصولگرا. از دوستان بسيار نزديك ما و از هم حزبي‌هاي ما نيز در ميان آنها هستند. اين‌كه يك تحليل معناداري وجود داشته باشد كه مثلا شوراي نگهبان، فقط اصلاح‌طلبان را رد صلاحيت كرده است يا مثلا فقط شهرستاني‌ها را رد كرده است و يا مثلا اقليت مذهبي را رد كرده است به چنين چيزهايي نرسيديم. در رابطه با كميته‌اي هم كه در مجلس تشكيل شده است، خب ما به عنوان متوليان مجلس، طبيعي است كه بايد از ارباب جمعي خودمان دفاع كنيم، البته نه دفاع غيرقانوني.

روایت "مشرق" از گوشه و کنار سیاست؛

خبرنگاران مشرق در جریان پیگیری های خبری، به "زمزمه"ها و "گفته می شود"هایی بر می خورند که ميهمان کردن مخاطبان به این شنیده ها خالی از لطف نیست.
* شنیده ایم گفتمان جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات نهم مجلس "عقلانیت، عدالت و پیشرفت بر محور ولایت" خواهد بود. همچنین شعار " خانه ای بسازیم شایسته مردم ایران " بیشترین شانس را برای انتخاب شدن دارد.

*قرار است امروز یکشنبه درباره سرلیست جبهه متحد اصولگرایان در تهران تصمیم گیری نهایی شود. در چهار نظرسنجی  صورت گرفته دکتر غلامعلی حداد عادل با 38 درصد آرا در تهران صدر نشین است.آقایان مطهری با 18، باهنر با 15 و توکلی با 14 درصد در رتبه های بعدی قرار دارند.

*محمد نوری زاد در هفته های اخیر چند سفر به قم داشته است. میزبان این سفرها اعضای مجمع محققین و مدرسین بوده اند. فردی به نام نادی ماموریت یافته با همکاری نوری زاد نامه هایی را با نام جمعی از طلاب و روحانیون علیه مسوولان نظام اسلامی منتشر نماید. علیرغم رایزنی های صورت گرفته در قم، نوری زاد نتوانسته دیداری با علما داشته باشد.

* گروهک منافقین با همکاری جمعی از وکلای سکولار مصری اقدام به برپایی همایشی در هتل "پیرامیسا" قاهره نموده است. موضوع این همایش" بررسی نقش روحانیت در مقاومت مردم ایران در برابر فشارهای خارجی" بوده است.آمریکایی ها به دنبال مقابله با تجربه و الگوی انقلاب اسلامی ایران در مصر هستند.


*جمعی از علما و روحانیون قم از دکتر حسین نجابت خواسته اند خود را از حوزه انتخابیه تهران به قم منتقل نماید. در عین حال رایزنی هایی با دکتر نجابت برای قرار گرفتن در لیست جبهه پایداری در تهران و یا انتقال به شیراز و قرار گرفتن در لیست جبهه متحد و پایداری انجام گرفته است. اگرچه برخی نزدیکان دکتر نجابت از تمایل وی برای انصراف از کاندیداتوری و انجام فعالیت های علمی و فرهنگی خبر می دهند.

* نتایج یک نظر سنجی انجام شده به تاریخ 16 بهمن ماه در تهران نشان می دهد بیژن نوباوه در صدر لیست جبهه پایداری قرار دارد.

*یکی از پیشنهاد های مطرح شده در جبهه متحد اصولگرایان، ارائه لیستی با سه سرلیست شامل آقایان حداد عادل، توکلی و ابوترابی است. در نظر سنجی های صورت گرفته آقایان توکلی و ابوترابی رتبه چهارم و پانزدهم را در تهران دارند.

* صلاحیت دبیر کل یک گروه سیاسی که در روزهای اخیر با هیاهوی فراوان اعلام موجودیت کرده بود، تاکنون تایید نشده تا این جریان دچار مرگ زودرس سیاسی شود.

*شنیده ایم حضور حسین طلا رئیس سابق ستاد جبهه متحد اصولگرایان تهران، به عنوان یکی از گزینه های جبهه پایداری در لیست 30 نفره تهران قوت گرفته است.

* از حجت الاسلام و المسلمین خاتمی امام جمعه فعلی شهریار به عنوان اصلی ترین گزینه برای تصدی امامت جمعه شهر زنجان نام برده می شود.

*سعید حجاریان اخیرا جزوه ای را که به آسیب شناسی جریان اصلاحات پرداخته است به محمد خاتمی تحویل داده است. برای تهیه این جزوه تیمی شش نفره به حجاریان مشاوره داده اند.

*در روزهای اخیر شاهد راه اندازی موج تخریب رسانه ای علیه دکتر حدادعادل هستیم. رای بالا،  اتخاذ مواضع انقلابی همراه با عقلانیت و انصاف، موجب نگرانی برخی جریان های سیاسی بداخلاق شده است.

*محمد خاتمی در جلسه ای با انتقاد شدید از نامه های محمد نوری زاد گفته تحرکات وی مشکوک است و نباید اصلاح طلبان از وی حمایت کنند چرا که باعث ارائه چهره ای هتاک و افراطی از اصلاح طلبان خواهد شد.

*شنیده ایم دستور لغو مجوز یک بانک خصوصی که تقریبا به صورت خانوادگی تاسیس شده،صادر گردیده است. مسوولان این بانک درصددند با رایزنی میان برخی مسوولان و رسانه ها مانع اجرایی شدن این مصوبه شوند.

*برخی کارشناسان درباره نحوه اجرای منوریل در قم هشدارهای فنی داده اند. احتمال دارد اجرای فاز دوم منوریل قم تا مدتی متوقف شود تا بررسی های بیشتری درباره آن صورت بپذیرد.

*جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری در برخی شهرها سکوت کرده و از کاندیدای خاصی حمایت نخواهند کرد. علت این سکوت حضور دو یا چند اصولگرای هم سطح و یا فقدان کاندیدای مطلوب می باشد.

*سعید حجاریان طی سخنانی مهمترین مشکل سازماندهی اصلاح طلبان را خوی گربه ای آنان دانسته و گفته است: فرماندهي ده هزار گوسفند راحت تر از فرماندهي ده گربه است. فرماندهي اصلاح طلبان به فرماندهي جمع گربه ها مي ماند كه هريك به سويي مي روند يكي از ديوار بالا مي رود، يكي بالاي درخت مي رود، يكي مي خوابد، يكي بازيگوشي مي كند و خلاصه آن كه هيچ كس تن به خواسته فرمانده نمي دهد.

تصاویر/همایش فرهنگیان جبهه متحد اصولگرایان

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

اصرار خاله قزی برای دیدار با احمدی نژاد

اصرار خاله قزی برای دیدار با احمدی نژاد، تصاویر حاج قاسم در دستان جوانان، دلتنگی خبر نگار مجارستانی برای غذاهای ایرانی از حاشیه های جالب مراسم راهپیمایی امروز بود.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، سی و چهارمین راهپیمایی 22 بهمن مردم درپایتخت از صبح امروز با حاشیه های جالبی همراه بود که به برخی از آنها اشاره می شود.

* اولین نفراتی که  صبح امروز پیش از آغاز رسمی برنامه ها در مقابل جایگاه سخنرانی رئیس جمهور قرارگرفتند گروه سرود 22000 نفری دانش آمزان بود که با در دست داشتن پرچم ایران با شور و علاقه زیادی وارد جایگاه شدند.

* حدود 200 خبرنگار خارجی و 1500 خبرنگار داخلی امروز اخبار راهپیمایی 22 بهمن را به سراسر جهان مخابره کردند. دیر رسیدن ماشین خبرنگاران خارجی به علت شلوغی مسیر باعث شد تا آنها با عجله وارد جایگاه شده و دوربین های فیلم برداریشان را مستقر کنند.

* عکس های بزرگ حاج قاسم سلیمانی در دستان جوانان مقابل جایگاه سوژه خوبی برای تصویربرداری خبرنگاران شده بود.

*  سید حبیب سادات خبرنگار صدای افغانستان که در جایگاه ویژه خبرنگاران خارجی مشغول عکس برداری بود می گوید: "دوماه است دفتر صدای افغانستان در ایران افتتاح شده و اولین سالی است که در مراسم راهپیمایی تهران حضور می یابد."

حبیب سادات حضور ملت ایران در راهپیمایی را پاسخی به تهدیدات دشمن می داند و می گوید: "انقلاب اسلامی در افغانستان طرفداران زیادی دارد و ویژه برنامه ها، کنفرانس ها و میتینگ های زیادی در خصوص انقلاب اسلامی در کشورش بر گزار می شود."

* لی یانگ سئوک رئیس دفتر تلوزیون KBS کره نیز که برای اولین بار است در مراسم راهپیمایی 22 بهمن حضور می یابد درباره علت حضورش می گوید: "با توجه به تحولات منطقه و قدرت ایران، راهپیمایی 22 بهمن امسال ایرانیان خیلی جدی خواهد بود."

* یانگ سئوک که از دیدن جمعیت حاضر در اطراف میدان آزادی اظهار شگفتی می کرد در پاسخ به سوال خبر نگار مهر که از وی پرسید، آیا در کشور شما هم جشن ملی بر گزار می شود گفت: "بله ما هم جشن ملی داریم اما جمعیت شرکت کننده در آن قابل مقایسه با جمعیت امروز نیست."

* خبرنگار مجله دیپلماتیک بوداپست مجارستان که هوا و جو امروز تهران را بسیار عالی توصیف می کند می گوید: "من یک مستند ساز هستم و خوشحالم از اینکه امروز در این مراسم حضور دارم."

 این خبر نگار مجارستانی در ادامه می گوید: "ناراحتم از اینکه نمی توانم مدت بیشتری در ایران بمانم، چراکه علاوه بر مهمان نوازی مردم، غذاهای ایرانی آنقدر خوشمزه است که نمی توان ازانها دل بکنم."

* یکی دیگر از خبر نگاران خارجی مراسم امروز "تجانی مائم لاوالی" از نیجربود. وی در خصوص ملت ایران می گوید: این ملت ثابت کرده است که در همه جا و همه وقت برای دفاع از وطن خود و مظلومان جهان آماده است.

وی همچنین حضور مردم در راهپیمایی را واکنشی به تهدیدات دشمنان ایران می داند و می گوید: برای همه مردم جهان روشن است که انقلاب امام خمینی انقلابی جهانی است و جشن امروز نه تنها یک جشن ملی بلکه جهانی است.

* خانم "جینگ یان وان" خبرنگار CCTV تلوزیون ملی چین حضور مردم در مراسم راهپیمایی 22 بهمن را نشان اتحاد مردم می داند و می گوید: "در این چند ماهی که در ایران بودم فهمیدم ملت ایران به کشورشان افتخار می کنند."

وی همچنین در خصوص تهدیدات کشورهای غربی بر علیه برنامه هسته ای کشورمان گفت: "ما معتقدیم ایران فعالیت های صلح آمیزی دارد و انرژی هسته ای حق قانونی مردم ایران است."

* از دیگر حاشیه های بر نامه امروز حضور برخی جوانان بود که بر روی با پیراهن های آنها عکس مقام معظم رهبری نقش بسته بود.

* حضورحلیمه سعیدی پیرزن 65 ساله و بازیگر مشهور سینما و سریال های طنز سیما که به "خاله قزی" معروف شده است در کنار جایگاه سخنرانی رئیس جمهور از دیگر حاشیه های مراسم امروز بود.

خاله قزی سماجت زیادی کرد تا بتواند با احمدی نژاد دیداری داشته باشد. اصرار این پیرزن و ممانعت ماموران حفاظت ادامه داشت تا اینکه بالاخره خاله قزی توانست با رئیس جمهور دیدار کند.

وی بعد از دیدار احمدی نژاد گفت: "وقتی رئیس جمهور را دیدم گوشه کت او را بوسیدم و قرار شد تا در یک فرصت دیگر آقای احمدی نژاد را ملاقات کنم."

اکران بامدادی «قلاده‌های طلا» و تماشاگرانی میخ‌شده به صندلی‌ها

هشتمین روز از سی‌امین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار شد که با حواشی و اتفاقاتی چون جنجال در نشست پرسش‌وپاسخ فیلم‌های «رهاشده در دریا» و «بیداری» و نیز اکران بامدادی «قلاده های طلا» و استقبال بی‌سابقه از این فیلم خوش‌ساخت همراه بود.

به گزارش فارس هشتمین روز از سی‌امین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار شد که با حواشی و اتفاقاتی چون لغو نشست پرسش و پاسخ فیلم‌های «نارنجی پوش» و «قبیله من»، جنجال در نشست‌ فیلم‌های «رهاشده در دریا» و «بیداری»، اکران بامدادی «قلاده های طلا» و استقبال بی سابقه از این فیلم ... همراه بود.

‌* «قلاده‌های طلا» و تماشاگرانی چسبیده به صندلی‌ها

به گزارش فارس، پیش از اکران بامدادی «قلاده‌های طلا»، فیلم احمد کاوری با نام «خودزنی» در مرکز همایش‌های برج میلاد نمایش داده شد. تماشاگرانی که برای تماشای این فیلم به سالن نمایش رفته بودند دست به ابتکار جدیدی زدند و تقریباً همگی پس از پایان فیلم، سفت و سخت به صندلی‌هایشان چسبیدند! کسی که سالن سینما رسانه را ترک نکرد هیچ، هر لحظه افراد بیشتری وارد سالن می‌شدند، به طوری که صندلی‌ها، پله‌ها و بالکن سالن مملو از جمعیت شد و بقیه این سیل مشتاق در اقدامی مدبرانه به 2 سالن دیگر نمایش راهنمایی شدند. «قلاده‌های طلا» ساعت 45 دقیقه بامداد جمعه هم زمان در 3 سالن نمایش برج میلاد، اکران شد.

اما در این میان یکی از نکات جالب توجه، اکران عجیب و غریب فیلم بود، «قلاده‌های طلا» در کمال تعجب تماشاگران، با چراغ‌های روشن اکران شد.

البته قبل از اکران فیلم نیز ماجراهایی وجود داشت، از 2 ساعت مانده به زمان نمایش، به هیچ اتومبیل شخصی اجازه ورود به محوطه برج میلاد داده نشد و پیش از شروع اکران جمعیتی حدود یک‌هزار نفر در محوطه مرکز همایش‌های برج میلاد حضور داشتند و تقریباً همین میزان جمعیت نیز در سالن نمایش، ‌چشم‌انتظار اکران «قلاده‌های طلا» بودند. اما سرانجام در سکوتی مثال‌زدنی فیلم ابولقاسم طالبی اکران شد و پس از پایان فیلم تماشاگران چند دقیقه ایستادند و به تشویق این اثر سینمایی پرداختند.

‌* فیلم‌های «نارنجی پوش» و «قبیله من» بدون جلسه نقد

بر اساس این گزاش، در هشتمین روز از برگزاری سی‌امین جشنواره فیلم فجر سئانس اول نمایش، متعلق به «نارنجی پوش» بود این فیلم با استقبال بسیار خوب مخاطبان روبه رو شد اما نشست پرسش و پاسخ آن به دلیل عدم حضور داریوش مهرجویی برگزار نشد. البته این لغو نشست‌ها درباره «قبیله من» نیز باز هم به علت غیبت عوامل تکرار شد.

* جلسه نقد «رهاتر از دریا» نشستی برای وصول خرده‌حساب‌های شخصی

جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بیداری» درحالی برگزار شد که هیچ شباهتی به جلسات نقد نداشت، بیشتر شبیه جایی بود برای پاک کردن خرده حساب‌های شخصی عوامل فیلم!

به طوری بحث و درگیری لفظی بین طالقانی و جهانبخش ـ کارگردان و تهیه‌کننده این فلیم ـ بالا گرفت و طالقانی گفت: جهانبخش سرمایه‌گذار این کار نبوده، هرندی سرمایه‌گذار کار بوده و من نمی‌دانم که باقی سرمایه و پول‌های این پروژه کجاست؟ و جهانبخش نیز اعلام کرد به دلیل کارهای طالقانی حکم بازداشت او را در جیب دارد.

‌* فیلم «بیداری» و جنجالی‌ترین نشست نقد روزهای اخیر

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس فیلم «بیداری» که هنگام نمایش در سالن سینما رسانه برج میلاد تنها موجب خنده و تفریح تماشاگران شده و بود سوت و کف و خنده جزو جدانشدنی تماشای این فیلم بود. در جلسه پرسش و پاسخ به جنجالی‌ترین نشست روزهای اخیر تبدیل شد.

در جلسه نقد این فیلم «سعید حاجی میری» در واکنش به اظهار نظر «مازیار فکری ارشاد» منتقد برنامه، مبنی براینکه «بیداری» فلیم ضعیفی است گفت: بهترین جمله برای من صحبت فرزند شهیدی است که گفت سالها بود که نیاز به یک چنین فیلمی داشتم و این باعث شد من را سبک کرد، برای من حرف منتقد اهمیتی ندارد.دقیقاً بعد از این گفتن این حرف‌ها «مازیار فکری ارشاد» نشان اعتراض جلسه را ترک کرد و سایر منتقدان، نویسندگان و خبرنگاران نیز نشست را ترک گفتند.

* هنرمندان حاضر در برج میلاد

از هنرمندان و مدیرانی که در هشتمین روز از جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد حضور داشتند، می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:

جواد شمقدری، محمد خزاعی، ابولقاسم طالبی، شفیع آقامحمدیان، افشین هاشمی، رسول صدرعاملی،حسین زندباف، سیدجواد هاشمی، محمدرضا شریفی‌نیا، امین زندگانی، ترلان پروانه، همایون اسعدیان، پژمان لشکری‌پور، سعید مستغاثی، عزیزالله حاجی‌مشهدی، سید غلامرضا موسوی، محمود گبرلو، محمدتقی فهیم، فریدون جیرانی، علی معلم، امیر قادری، حبیب‌الله بهمنی، علیرضا سربخش، نورا هاشمی، کاظم راست‌گفتار، طهماسب صلح‌جو، شیرین بینا، سیاوش قاسمی، فرزاد حسنی و ... 

اخبار لحظه به لحظه/ نمايش اقتدار و استمرار انقلاب اسلامي

احمدي‌نژاد: ماهواره نويد تصاوير شفاف مراكز مهم دنيا را ارسال كرده است/ هنيه: هرگز رژيم صهيونيستي را به رسميت نخواهيم شناخت

ساعت 12:20

احمدي‌نژاد تصريح كرد: بيداري عظيم و طوفان بيداري جهاني در راه است و هر كس در اين مسير به ملت‌ها نپيوندد، بداند كه اين طوفان ريشه ظلم و فساد را از جهان برخواهد كند.

وي با يادآوري اضمحلال انديشه ماركسيسم و در حال سقوط بودن انديشه اومانيسم و ليبراليسم گفت: امروز به فضل الهی دوره این ها هم به پایان رسیده و صدای شکستن استخوان‌‌های سرمایه‌داری ضد بشر هم شنیده شده است و جایگزین "نظم ناعادلانه و ضدبشری فعلی جهان" چیزی جز "جامعه کامل مهدوی" نخواهد بود.

ساعت 12:10

رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در خصوص تحولات منطقه تأكيد كرد: آزادی و دموکراسی هرگز از لوله تفنگ ارتش ناتو و بمباران‌های ناتو بیرون نخواهد آمد و همه بدانند کشتار‌ها، جز خرابی و کینه چیزی به ارمغان نخواهد آورد. وي به دولت‌هاي منطقه هشدار داد كه متوجه باشند دشمن به دنبال ایجاد تفرقه است و مي‌خواهند رژیم صهیونیستی را نجات بدهند.

احمدي‌نژاد ادامه داد: بعضی از دولت‌هایی که در عمرشان کلمه انتخابات و آزادی را تلفظ نکرده‌اند، دور هم جمع می‌شوند و با کمک آمریکا برای دیگران نسخه ‌آزادی و انتخابات می‌پیچند كه این مضحک ترین لطیفه تاریخ است. وي تأكيد كرد كه دولت‌‌های حامی آمریکا در منطقه بهتر است به دین پیامبر(ص) برگردند.

رئيس‌جمهور با يادآوري وقوع تحولات بزرگ در جهان گفت همه‌ي ملت‌ها بايد هوشيار باشند و صلاحيت و صداقت گروه‌ها و شخصيت‌هايي را كه مي‌خواهند اين تحولات را مديريت كنند، بر معيار ضديت آشكار با سلطه امريكا و غرب بر منطقه، اشغال فلسطين و مخالفت با وجود رژيم صهيونيستي ارزيابي كنند. وي اضافه كرد: ملت‌های منطقه بدانند کسانی که ادعای صلح طلبی و دفاع از مردم را دارند ولی مخالفتی با سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی ندارد، دروغ‌گو است.

وي در بخش ديگري از اظهاراتش گفت: امروز همه دنیا فهمیده است که غرب با پیشرفت ایران مخالف است، انرژی هسته ای بهانه است.

رئيس شوراي عالي امنيت ملي كشور با يادآوري نبود صداقت و بهانه تراشي‌هاي غرب در مذاكرات هسته‎اي با ايران تأكيد كرد: بدانيد كه اگر با زبان زور و توهین با ملت ایران سخن بگویید، اين ملت هرگز در برابر شما سر تسلیم فرود نخواهد آورد.

ساعت 12:00

رئيس شوراي عالي امنيت ملي كشور گفت: بستر تسلط استكباري صهيونيسم بر جهان، بت هولوكاست بود كه ملت ايران با حضور فعال و مدبرانه‌ي خود اين بت را شكست و زمينه‌ي آزادي ملت‌هاي غربي را فراهم كرد.

ساعت 11:55

احمدي‌نژاد خبر داد كه بيش از 25 هزار مگاوات به ظرفيت برق كشور اضافه شده است و امروز يكي از صدركنندگان اصلي برق در منطقه هستيم. وي همچنين افزود: دولت در دو سال اخير بيش از 30 ميليارد دلار در صندوق توسعه ملي براي ايجاد اشتغال و ساختن كشور ذخيره كرده است.

رئيس‌جمهور گفت: در حالي‌كه تا پارسال وارد كننده بنزين بوديم، امروز با افتخار اعلام مي‌كنيم كه جزو صادر كنندگان اصلي بنزين و فرآورده‌هاي نفتي هستيم.

وي اظهار داشت: در طول چند سال اخیر یک میلیون 400 هزار مسکن روستایی نوسازی شده است که 12 برابر مدت مشابه قبل است. او افزود: تاسیس صندوق توسعه ملی یکی از کارهای دولت و مجلس است كه برای اولین بار در طول تاریخ کشور دولت بیش از 30 میلیارد دلار را برای ایجاد اشتغال ذخیره کرده است.

ساعت 11:50

رئيس‌جمهور گفت: جهان در روزهاي آينده شاهد افتتاح چندين دستاورد بزرگ در عرصه هسته‌اي از سوي ايران خواهد بود.
 

ساعت 11:45

احمدي‎نژاد از ارسال تصاوير شفاف برخي مراكز مهم دنيا از سوي ماهواره نويد علم و صنعت خبر داد.

وي با يادآوري اجراي طرح‌هاي بزرگي مانند اصل 44، سهام عدالت و سهميه بندي بنزين، اظهار داشت: ظرف يك‌سال اجراي هدفمندي يارانه‌ها، فقط در مصرف بنزين بيش از 15 ميليارد دلار صرفه‌جويي شده است. او همچنين بيان كرد: امسال صادرات غيرنفتي ايران در ده ماهه گذشته از مرز 35 ميليارد دلار گذشت. وي اضافه كرد: صادرات غير نفتي تا پايان سال از مرز 43 ميليارد دلار مي‌گذرد.

رئيس‌جمهور، بورس ايران را فعال‌ترین و موفق‌ترین بورس دنیا خواند که نشان دهنده نشاط اقتصادی است و با اشاره به وجود برخي مشكلات در عين حال تأكيد كرد كه دولت جمهوری اسلامی ایران پاک‌ترین دولت در همه دنیا است.

ساعت 11:40

رئيس‌جمهور گفت: امروز رتبه ايران در نانوتكنولوژي، دوازدهم دنياست و در منطقه صاحب رتبه اول هستيم. وي خاطرنشان كرد كه رتبه علمي كشور در علوم پيشرفته در سه سال آينده به جايگاه پنجم دنيا خواهد رسيد.

ساعت 11:26

سخنراني دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري اسلامي ايرن در ميان شعارهاي انقلابي راهپيمايان 22 بهمن تهران آغاز شد. وي تصريح كرد كه پیام انقلاب اسلامی و رهبری عزیز این است که ملت ایران سر سوزنی از خط مستقیم الهی جدا و منحرف نخواهد شد.

ساعت 11:20

پيام روشن مقاومت در قطعنامه پاياني و سخنان اسماعيل هنيه

گروه سرود 22 هزار نفره دانش‌آموزی با در دست داشتن پرچم‌های جمهوری اسلامی ایران به اجراي سرودي زيبا پرداختند. 

اسماعیل هنیه در جمع راهپیمایان 22 بهمن تهران گفت: در برابر تمام تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و هرگونه دخالت بیگانگان در جهان اسلام می‌ایستیم و بر وحدت اسلامی تأکید می‌کنیم.  وی افزود: به شما اطمینان می‌‌دهم که مقاومت به پیروزی فلسطین خواهد انجامید و شما مردم ایران در آن سهیم خواهید بود.

وي تصريح كرد كه ما همواره به نمايندگي از مردم فلسطين، ‌امت عرب و امت اسلامي و به نام همه آزادگان اعلام مي‌كنيم كه هرگز رژيم صهيونيستي را به رسميت نخواهيم شناخت.

راهپیمایان 22 بهمن در قطعنامه‌‌ای تأکید کردند: همانگونه که شهدای 8 سال دفاع مقدس عامل بالندگی ایران شدند، خون عزیزان عرصه انرژی هسته‌ای نیز ضامن دستیابی فرزندان این سرزمین به قله‌های پیشرفت در تمامی عرصه‌ها خواهد بود. در این قطعنامه آمده است: ایرانیان مومن و غیور، پیگیری بی وقفه اهداف صلح طلبانه استفاده از انرژی هسته‌ای و دیگر فناوری‌های نوین را حق مسلم خود می‌داند و ضمن تجدید پیمان با خون شهیدان سرافراز مانند رضایی‌نژاد، احمدی روشن و محکوم نمودن سکوت معنادار مجامع بین‌المللی در قبال ترور دانشمندان هسته‌ای و نخبگان علمی کشور بر این باورند که همانگونه که شهدای گرانقدر 8 سال دفاع مقدس عامل رشد و بالندگی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد، خون عزیزان عرصه انرژی هسته‌ای نیز ضامن دستیابی هر چه سریعتر فرزندان این سرزمین قله‌های پیشرفت در تمامی عرصه‌های مختلف این فناوری خواهد بود.

ساعت 11:15

توجه ويژه راهپيمايان به نمايشگاه عكس "اصحاب فتنه" و كتاب "واكاوي فتنه"

اسماعيل هنيه نخست‌وزیر دولت فلسطین دقایقی پیش با همراهی معاون اول رئیس ‌جمهور به جمع راهپیمایان 22 بهمن پیوست. قرار است وي در جمع پر شور راهپيمايان تهراني سخنراني كند.

کتابی با عنوان "واکاوی جریان فتنه" که بر اساس گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس منتشر شده، در حال توزیع در بین راهپیمایان است.

هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در تقاطع خیابان‌های قریب و آزادی به جمع پرشور راهپیمایان یوم‌الله 22 بهمن پیوست.

در مسیر راهپیمایی روز ۲۲ بهمن در چهارراه حافظ، غرفه عکس اصحاب فتنه برپا شده و راهپیمایان با حضور در این غرفه از تصاویر مربوط به جریان فتنه 88 بازدید می‌کنند.

ساعت 11

توزيع تك‌برگ‌هاي معرفي جبهه پايداري انقلاب اسلامي

رئيس مجلس خبرگان و رئيس قوه قضائيه در جمع راهپيمايان روز 22 بهمن تهران حضور يافتند.

آيات عظام نوري همداني و مكارم شيرازي در جمع پر شور راهپيمايان شهر مقدس قم حاضر شدند.

گروه سرود 22 هزار نفره دانش‌آموزی با در دست داشتن پرچم‌های جمهوری اسلامی ایران وارد میدان آزادی شدند تا با پرچم‌های سه‌رنگ ایران به اجرای سرود بپردازند.

تك برگ‌هاي معرفي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در طول مسير توزيع شد.

ساعت 10:20

راهپیمایان تهرانی در حمایت از مردم مظلوم بحرین، پرچم ۲۰ متری این کشور را بر روی دستان خود حمل می‌کنند.

ساعت 10:05

رودخانه عظيم ملت پلشتي‌ها را مي‌شويد

رئيس‌جمهوري اسلامي ايران به امواج خروشان ملت در راهپيمايي روز 22 بهمن پيوست. وي در جمع خبرنگاران با بيان اين‌كه «ملت ايران نشان داده كه همواره در صحنه‌هاي دفاع از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي حضور دارد و مانند رودخانه‌هاي عظيم پلشتي‌ها را شسته‌ است» اظهار كرد: ملت ايران همواره با اراده و عزم خود در مسير آباداني، عزت، استقلال و دفاع از آرمان‌هاي انقلاب ايستاده و حركت كرده است. وي گفت: ملت ايران قطعا تاريخ را خواهد ساخت و جهان را دگرگون مي‌كند و به تمام آرمان‌هاي خود كه در واقع اهداف و آرمان‌هاي فطري بشريت است دسترسي پيدا مي‌كند.

گفته مي‌شود قرار است اسماعيل هنيه نخست وزير دولت قانوني فلسطين نيز همراه با محمد رضا رحيمي معاون اول رئيس‌جمهوري اسلامي ايران به جمع راهپيمايان حماسه‎ي اقتدار و استمرار حركت مردمي انقلاب اسلامي بپيوندد.

ساعت 10:00

تصوير پهباد در دستان مردم، ماكت در معرض ديد

در دستان مردم پوسترهای بزرگی با تصویر پهپاد جاسوسی آمریکا در دستان کودکان دیده می شود که در زیر آنها جمله تاریخی امام خمینی (ره) نوشته شده است که: "بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود"

ماکت هواپيماي بدون سرنشين RQ170 كه توسط نيروي هوافضاي سپاه طراحي و ساخته شده، در ميدان آزادي تهران به نمايش درآمده است. هواپيماي بدون سرنشين RQ170 در آذرماه امسال به كنترل نيروهاي پدافندي كشورمان درآمده بود و ماكت آن در راهپيمايي امروز در معرض ديد مردم قرار گرفته است.

ساعت 9:30

خروجي‌هاي ميدان آزادي مملو از جمعيت

بیش از 280 خبرنگار خارجی و 1500 خبرنگار داخلی؛ راهپیمایی بزرگ 22 بهمن را پوشش خبری می دهند.

در حالي‌كه فقط 30 دقيقه از آغاز رسمي راهپيمايي مي‌گذرد، خروجي‌هاي ميدان آزادي به سمت خيابان آزادي تا حد فاصل نواب و خروجي محمد علي جناح مملو از جمعيت است.

ساعت 9:00

مسرهاي 10 گانه راهپيمايي/ جوانان: ما همه احمدي روشن هستيم

در آستانه فرارسيدن سي و سومين سالگرد پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، راهپيمايي مردمي بيست و دوم بهمن، پرشورتر از سال‌هاي گذشته با حضور گسترده و انبوه مردم در بيش از ‌‌٨٥٠ شهر از شهرهاي سراسر کشور، آغاز ‌شد. 

به گزارش رجانيوز، اين راهپيمايي مردمي در تهران از ساعت ‌٩:00 صبح امروز شنبه ‌٢٢ / /‌١١ / ‌١٣٩٠ همراه با نمايش همبستگي ملي و عشق به ارزش‌هاي الهي و حمايت از خواسته‌هاي به حق ملت‌هاي مسلمان و در پاسخ به تهديدات و تحريم‌ها عليه ايران در تهران از مسيرهاي ده‌گانه به سمت ميدان بزرگ آزادي آغاز ‌شد.‌ 

در دستان تعداد زيادي از جوانان تصاويري از شهيد احمدي روشن با شعار "ما همه احمدي روشن هستيم" ديده مي‌شود.

مراسم رسمي ‌‌٢٢ بهمن‌ماه از ساعت ‌‌١٠ صبح با قرائت آياتي از کلام‌الله مجيد آغاز خواهد شد و با سخنراني رياست جمهوري اسلامي ايران در ميدان آزادي به پايان مي‌رسد. 

آحاد، اقشار و گروه‌هاي مختلف مردمي از ساعات اوليه صبح با حضور پرشور آمده‌اند تا پاسخي کوبنده و تاريخي به دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي بدهند.

مسيرهاي ده‌گانه راهپيمايي ‌‌٢٢ بهمن در تهران به شرح زير است:

مسير شماره ‌‌١ / مسجد امام حسين(عليه‌السلام)، ميدان امام حسين (عليه‌السلام)، خيابان انقلاب، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٢/ مسجد جامع ابوذر، ميدان ابوذر، خيابان ابوذر، خيابان شهيد آيت‌الله سعيدي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٣ / مسجد امام هادي(عليه‌السلام)، خيابان شهيدحيدري، ميدان معلم، خيابان تختي، خيابان شهيد آيت‌الله سعيدي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٤ / مسجد دارالسلام، ميدان منيريه، خيابان شهيد معيري، خيابان كارگر، ميدان انقلاب، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٥ / مسجد الجواد(عليه‌السلام)، ميدان هفتم تير، خيابان شهيد آيت الله دکتر مفتح، خيابان انقلاب، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٦ / مسجد حضرت امير (عليه‌السلام)، خيابان کارگر شمالي، خيابان انقلاب، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٧ / مسجد المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، خيابان ستارخان، خيابان شادمهر، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٨ / مسجد حضرت ابوالفضل(عليه‌السلام)، خيابان ستارخان، ميدان توحيد، خيابان توحيد، خيابان آزادي، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌٩ / مسجد امام سجاد(عليه‌السلام)، خيابان آيت‌الله اشرفي اصفهاني، فلكه دوم صادقيه، خيابان محمدعلي جناح، ميدان بزرگ آزادي

مسير شماره ‌‌١٠ / مسجد امام جعفر صادق(عليه‌السلام)، فلكه دوم صادقيه، خيابان محمدعلي جناح، ميدان بزرگ آزادي 

سردار احمد سوداگر درگذشت

رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس به دلیل ایست قلبی درگذشت.

 به گزارش مهر، سردار احمد سوداگر رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس امروز جمعه به دلیل ایست قلبی ‌دار فانی را وداع گفت.

سردار دکتر احمد سوداگر از فرماندهان ارشد دفاع مقدس بود که پیش از این مسئولیت اطلاعات امنیت قرارگاه خاتم‌الانبیا و فرماندهی لشگر 27 محمد رسول‌الله را برعهده داشت.

زمان و مکان ،مراسم تشییع جنازه سردار احمد سوداگر متعاقبا اعلام می شود. 

واكنش لنكراني به اظهارات سخنران همایش شهرداری تهران

اظهارات سخنران همایش نهاد وابسته به شهرداری تهران كه جبهه پایداری را عامل هدر رفتن وقت سه ماهه جبهه متحد اصولگرایان دانسته بود، واكنش سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی را برانگیخت.

یك سخنران همایش روز چهارشنبه در حضور معاون هنری معاونت فرهنگی هنری شهرداری تهران درخصوص دلایل به وحدت نرسیدن اصولگرایان گفته بود كه آقای لنكرانی از اول در جلسات اصولگرایان نیامد.

وی در ادامه جبهه پایداری را متهم كرده بود كه سه ماه وقت جبهه متحد اصولگرایان را هدر داده است كه این سخنان واكنش سخنگوی جبهه پایداری را به دنبال داشت.

كامران باقری لنكرانی در واكنش به این اظهارات به خبرنگار 'خبرهای یك' ایرنا گفت: ما نمی دانیم كه ایشان تا الان كجا بودند؛ جبهه پایداری قبل از اینكه جبهه متحد تشكیل شود اعلام موجودیت كرده و جبهه متحد در شهریورماه 90 تشكیل شده است.

وی اظهارداشت: زمانی كه جبهه متحد اصولگرایان از ما نظر خواستند و اعلام همكاری و تعامل كردند ، نظرات جبهه پایداری طبق نامه مكتوب به جبهه متحد اعلام شد و آن ها هم نظرات خود را اعلام كردند كه مورد توافق جبهه پایداری قرار نگرفت.

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی خاطرنشان كرده: به نظر ما هیچ اشكالی ندارد كه اصولگرایان دو نوع نگاه در امورات مختلف را داشته باشند؛ لازم نیست كه همه مثل هم فكر كنند، تعامل فكری این است كه افراد با هم تعامل داشته باشند.

وی گفته: ما هر كسی كه می گوید اصولگرا و مدافع انقلاب و ولایت است را قبول می كنیم ولی در جبهه خود از كسانی حمایت می كنیم كه اصولگرایی را به معنای واقعی در عمل به اثبات رسانده باشند. 

جنگ قدرت "حمدها" در قطر/ پادشاه از نخست وزیر می ترسد

یک پایگاه عرب زبان از جنگ قدرت میان شیخ حمد بن خلیفه امیر قطر با حمد بن جاسم نخست وزیر این کشور و تاثیر عوامل خارجی در این دعوای داخلی خبر داد.

 به گزارش مهر، پایگاه النخیل در مطلبی با عنوان "ولیعهد و خاندان آل ثانی در اندیشه براندازی حمد بن جاسم" آورده است: منابع نزدیک به خاندان آل ثانی حاکم در قطر از درگیری میان حمدین یعنی امیر و نخست وزیر خبر داده اند.

این پایگاه بیان کرد: منابع فوق از افزایش نزاع قدرت میان طرفین هنگامی که حمد بن جاسم در نیویورک برای مشارکت در جلسه شورای امنیت درباره سوریه به سر می برد، گزارش داده اند.

پایگاه مذکور می افزاید: در مدتی که نخست وزیر قطر در آمریکا بود "تمیم بن حمد" ولیعهد قطر به گونه ای فعالیت کرد که گویا نخست وزیر قطر است.

این پایگاه نوشت: ولیعهد قطر به همراه "خالد مشعل" رئیس دفتر سیاسی حماس از اردن دیدار کرد و حتی پس از بازگشت "بن جاسم" از نیویورک "تمیم بن حمد" نقش برجسته ای در دیدارهای ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان با "خالد مشعل" ایفا کرد.

پایگاه فوق به نقل از منابع نزدیک به خاندان آل ثانی ذکر کرد: امیر و خانواده اش تحرکات نخست وزیر را مشکوک می دانند به ویژه که گزارشهایی درباره هماهنگی حمد بن جاسم با سعودی ها به دست امیر قطر رسیده است.

این پایگاه می افزاید: حاکم قطر نگران تحرکات نخست وزیر و همسویی وی با مقامات امنیتی و دیگر اعضای خاندان سلطنتی برای براندازی وی و فرزندش است و به همین دلیل از از ولیعهد خواسته که فعال تر عمل کند.

پایگاه مذکور نوشت: منابع نزدیک به خاندان سلطنتی از وجود فشارهای زیاد بر نخست وزیر که ممکن است به برکناری وی با وجود حمایتهای آمریکا و اسرائیل منجر شود، خبر داده اند. 

هوشمندی اهالی رسانه تشنج آفرینی در سالن نمایش «قلاده های طلا» را ناکام گذاشت

در طول پخش فیلم سینمایی «قلاده های طلا» عده بسیار قلیلی از تماشاگران در صدد بروز تشنج در سالن برج میلاد بودند که با هوشمندی اهالی رسانه و مردم و مدیریت مسئولان برگزارکننده، این اقدام ناکام ماند.

به گزارش فارس، بامداد امروز در برج میلاد، فیلم سینمایی «قلاده های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی با حضور انبوهی از مخاطبان به نمایش درآمد.

بنابراین گزارش، در طول پخش فیلم عده بسیار قلیلی از تماشاگران در صدد بروز تشنج در سالن برج میلاد بودند که با هوشمندی اهالی رسانه و مردم و مدیریت مسئولان برگزارکننده، این اقدام ناکام ماند.

ضمن اینکه موضوع فیلم که اصلا نگاه جانبدارانه ای نسبت به یک جریان خاص سیاسی نداشت، مزید بر علت شد تا همه تماشاگران راضی از سالن بیرون بیایند.

فیلم خوش ساخت «قلاده های طلا» با استقبال بی نظیری از سوی انبوه مخاطبان مواجه شد، به طوری که حدود 3 هزار نفر از این فیلم دیدن کردند.

این فیلم در سه سالن همزمان اکران شد و در تمامی سالن ها هم تمامی صندلی ها و راه پله ها به طور کامل پر بود و عده زیادی هم ایستاده فیلم را تماشا کردند. 

جبهه پايداري: "گروه ما نمي‌توانيم" شرايط كشور را بحراني نشان مي‌دهد

جبهه پايداري انقلاب اسلامي به‌مناسبت فرا رسيدن سي و سومين سال‌گرد پيروزي انقلاب اسلامي بيانيه‌اي صادر كرد.

به گزارش رجانيوز، در اين بيانيه آمده است:

ملت مومن و انقلابي ايران اسلامي؛ يوم الله 22 بهمن، يادآور سال ها مجاهدت و مبارزه ملت شريف ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره) است كه در نهايت منجر به پيروزي مردم خداجوي ايران بر رژيمي شد كه پشتيباني مالي، نظامي، رسانه اي، سياسي، امنيتي و اقتصادي استكبار جهاني را با خود به همراه داشت و در جهان آن روز كه همه چيز تنها در پارادايم دوقطبي ليبراليسم - كمونيسم به رهبري امريكا و شوروي قابل فهم و تحليل بود، ناگهان نظامي منبعث از انقلاب اسلامي و مبتني بر آموزه هاي اسلام ناب محمدي (ص) پا به عرصه جهاني گذاشت كه شعار آن " نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" به معناي نفي هر دو گفتمان چپ و راست متداول آن روز دنيا بود. خواست تاريخي ملت ايران جهت برپايي نظام مردمسالاري ديني تحت عنوان جمهوري اسلامي، آغازگر تحولات بزرگ در قرن بيستم گشت و اسلام ناب مجددا به عنوان محور تعيين كننده مناسبات جهاني و بين المللي، همه نظام هاي اجتماعي آن روز دنيا را به چالش كشيده و متاثر نمود؛

اينچنين بود كه تمامي كشورهاي بلوك غرب و شرق آن روز، عليرغم اختلافات ظاهري، جبهه اي متحد عليه نظام نوپاي اسلامي در ايران تشكيل داده و جنگ ناجوانمردانه و ظالمانه 8ساله را به ملت ايران تحميل نمودند. دفاع مقدس گرچه منشاء خيرات و بركات عظيم و رويش هاي مبارك در كشور گشت، لكن سندي محكم و انكارناپذير از ظلم نهادهاي بين المللي – به ويژه سازمان ملل- بر ايران بود و يقينا وجدان هاي بيدار و حقيقت جو در مورد آن قضاوت خواهند نمود.

از زمان پايان جنگ تا امروز نيز همان جبهه استكبار جهاني به سركردگي امريكا و اسرائيل، انواع توطئه ها و نيرنگ ها براي به زانو درآوردن ملت ايران را در داخل و خارج كشور به كار بسته است، اما بحمد الله، به واسطه نعمت بزرگ و ميراث جاويدان حضرت امام خميني (ره) يعني ولايت مطلقه فقيه، ملت ايران از همه گردنه ها و كوران حوادث عبور كرده و به فضل الهي قله هاي تعالي را يكي پس از ديگري فتح نموده است.

اين رهبري حكيمانه حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) و پايداري و استقامت مردم بر اصول انقلاب و پيروي از فرامين و رهنمودهاي ولايت فقيه بود كه نظام از فتنه هاي بزرگي همچون فتنه سال هاي 78 و 88 به سلامت عبور نمود و تهديدها و تحريم هاي اقليت زورگو و ظالم حاكم بر منابع و ثروت هاي ملت هاي دنيا، نه تنها هيچ تاثيري بر مسير حركت ملت ايران نگذاشت، بلكه روز به روز بر صلابت و استحكام اين حركت الهي افزود.

آنچه بيش از هر چيز مايه مباهات و افتخار ملت ايران مي باشد، اين است كه عليرغم همه دشمني ها و خصومت ها، پيشرفت هاي چشم گير و حيرت انگيز ملت ايران – به خصوص جوانان- در عرصه هاي گوناگون علم و فناوري، لحظه به لحظه بر اقتدار انقلاب اسلامي افزوده و قلوب ملت هاي مسلمان و مستضعفان و آزاديخواهان دنيا را اميدوار و مشعوف نموده است.

ملت غيور ايران امسال در حالي بزرگداشت سي و سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي را جشن مي گيرد كه شرايط منطقه خاورميانه و جهان در نقطه عطف تاريخي قرار داشته و مناسبات جهان در حال دگرگوني مي باشد. ملت هاي مسلمان، به مدد مكتب رهايي بخش و انسان ساز اسلام، بيدار گشته اند و امواج طوفنده بيداري اسلامي، رژيم هاي جبار و مستبد منطقه را در هم كوبيده است؛ انقلاب هاي مردمي در مصر، تونس، ليبي، يمن، بحرين وساير كشورهاي منطقه، خواب را از چشمان اربابان امريكايي و صهيونيستي حاكمان منطقه ربوده و اين جوانان و توده هاي مردم مسلمان هستند كه نظام هاي اجتماعي و سياسي جديد را در منطقه خاورميانه حول محور اسلام و اراده ملت ها شكل خواهند داد.

چقدر زيبا و دلنشين بود ديدار با شكوه و كم نظير جوانان بيداري اسلامي با رهبري فرزانه انقلاب اسلامي، كه اشك هاي شوق بر رخسار عاشقان ولايت نشاند و نشان داد كه انقلاب اسلامي ايران و مكتب امام (ره) چگونه در عمق جان ملت هاي مسلمان نفوذ نموده و الهام بخش حركت هاي انقلابي در اين كشورها شده است. از سوي ديگر مقاومت اسلامي در فلسطين و لبنان به عنصري جدانشدني از اين ملت ها تبديل گشته و تلاش هاي حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامي فلسطين و ساير گروه هاي مقاومت، نابودي اسرائيل و آزادي قدس شريف را به امت اسلامي نويد مي دهد.

امريكا و رژيم صهيونيستي درمانده تر از هر زمان ديگري به اين صحنه ها مي نگرند و خشمگين از اراده ملت ها، تنها به ياوه گويي و تهديدهاي توخالي روي آورده اند. اما اين تنها چالش امريكا و اسرائيل و هم پيمانان اروپايي‌شان نيست؛ قيام توده هاي مردم عليه نظام سرمايه داري و مبارزه عملي مردم با تبعيض و فساد رژيم هاي حاكم بر اروپا و امريكا، امواج بيداري اسلامي را به داخل كشورهاي مذكور رسانده و صحنه هايي بي بديل را رقم زده است.

جنبش تسخير وال استريت در امريكا و جنبش هاي مشابه در انگليس و فرانسه و آلمان و... تنها نمونه اي از اين قيام ها است كه يقينا ابعاد اصلي آن همراه با ساير قيام هاي مردمي زير تيغ سانسور و بايكوت رسانه هاي به اصطلاح مستقل دولت هاي استكباري پنهان مانده است.

امروز ايران اسلامي در اوج اقتدار و ثبات است و بر خلاف ادعاي عده معدودي كج انديش و مرعوب كه تلاش مي نمايند شرايط كشور را بحراني القا نمايند، به سرعت به مسير متعالي خود ادامه مي‌دهد؛ البته حافظه تاريخي ملت ايران گذشته اين گروه اندك را خوب به ياد دارد؛ سرخط بحراني نشان دادن وضعيت كشور، همان گروهي است كه در جنگ تحميلي با مردم و حضرت امام (ره) همراهي نكرد و همان گروهي است كه در مسائل بين المللي همچون انرژي هسته اي خواستار عقب نشيني و رها كردن حقوق ملت بود؛ در يك جمله "گروه ما نمي توانيم" شرايط كشور را بحراني نشان مي دهد و بر طبل نا اميدي و ياس مي كوبد. لكن اعتقاد و حرف قاطبه ملت، همان است كه پيشوا و مقتدايمان حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) در نماز جمعه 14 بهمن ماه سال جاري فرمودند: «ملت ايران با قوت و پر اميد، با اتكا به توان و اراده داخلي و با استفاده از ظرفيت هاي بسيار عظيم انساني و علمي، به حول و قوه الهي برگ ديگري از تاريخ پر افتخار ايران را رقم خواهد زد.»

جبهه پايداري انقلاب اسلامي در آستانه سالگرد پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، ضمن تجديد ميثاق با آرمان هاي بلند بنيانگذار راحل نظام مقدس جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره)، شهداء گلگون كفن انقلاب و رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي)، از آحاد ملت شهيد پرور ايران دعوت مي نمايد همچون گذشته با حضور وحدت بخش خود در راهپيمايي يوم الله 22 بهمن، مشت محكم ديگري بر دهان استكبار جهاني كوبيده و اميد تازه اي را در دل هاي امت اسلامي زنده نمايند.

ان شاء الله اعضاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي نيز همراه و همدل با مردم و تمامي گروه ها و جريانات، در صفوف به هم فشرده ملت حضور خواهند داشت و وحدت ملي حول محور ولايت فقيه را به رخ دشمنان و بدخواهان خواهند كشيد. 

زمین لرزه 7.4 ریشتری استان تهران را لرزاند

رییس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر از وقوع زمین لرزه 7/4 ریشتری ( در مقیاس امواج درونی) در شهرستان دماوند واقع در استان تهران خبر داد.

' محمود مظفر' در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا افزود: این زمین لرزه حدود ساعت 12 و 30 دقیقه در روستای 'كیلان' از توابع شهرستان دماوند واقع در استان تهران به وقوع پیوست. 

این مقام مسوول در جمعیت هلال احمر از اعزام گروه های ارزیاب جمعیت هلال احمر به محل وقوع زمین لرزه برای بررسی خسارت های احتمالی خبر داد و گفت: تا كنون گزارشی از گروه های ارزیاب دریافت نشده است. 

دو پوستر جالب براي 22 بهمن

 

براي ديدن پوسترها با اندازه‌ي اصلي بر روي آن‌ها كليك كنيد.

استقبال بی‌نظیر از اکران «قلاده‌های طلا»

فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی با استقبال بی‌نظیر مخاطبان در مرکز همایش‌های برج میلاد روی پرده رفت.

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «قلاده های طلا» ساخته جنجالی ابوالقاسم طالبی از ساعت 45 دقیقه بامداد امروز در سالن مرکز همایش های برج میلاد اکران شد.

بر اساس این گزارش، اکران «قلاده های طلا» در حالی صورت گرفت که در سالن اصلی و بالکن، تمامی صندلی ها و محل رفت و آمد به طور کامل پر شده بود؛ ضمن اینکه فیلم همزمان در دو سالن دیگر هم اکران شد که در هر دو سالن هم تمامی ظرفیت سالن اشغال شده بود.

این فیلم سیاسی با استقبال اهالی رسانه رو به رو شد. 

فرماندهان جريان مقاومت و تحليل‌گران درباره حاج عماد چه مي‌گويند؟

شامگاه 22 بهمن 1386 انفجار مهیبی یکی از مناطق امنیتی دمشق پایتخت سوریه را لرزاند و دقایقي بعد مشخص شد که حاج عماد مغنیه فرمانده مقاومت اسلامی لبنان به یاران شهیدش پیوسته است. یک روز بعد حزب الله لبنان رژیم صهیونیستی را مسئول این ترور دانست و وعده انتقام شدیدی را داد.

زندگی سراسر رمز و راز عماد مغنیه و این که پیش از شهادت او هیج تصویری از حاج عماد در دسترس نبود، سبب شد تا جزییات زندگی فرمانده مقاومت اسلامی در پرده ای از ابهام قرار گیرد. در سال‌های گذشته شخصیت ها و چهره هایی که حاج عماد را از نزدیک می شناختند، به بازگویی برخی ویژگی های شخصی او پرداختند که برخی از این اظهارنظرها در ادامه می آید:

 

پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی به دبیر كل حزب اللّه به مناسبت شهادت حاج عماد مغنیه:

«برادر ارجمند جناب حجت الاسلام آقای سید حسن نصراللّه

شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقای حاج عماد مغنیه برای خود او كه سراپا عشق و شور جهاد فی سبیل اللّه بود، فوزی عظیم و سرانجامی سعادت بار است و برای ملت لبنان كه چنین مردان بزرگی را پرورده و به عرصه‌ی آزادی‌خواهی و مبارزه با ستم، تقدیم كرده مایه‌ی سرافرازی و سربلندی است. فقدان این مرد آزاده‌ی فداكار و برجسته، اگرچه برای همه‌ی انسان های شریف و همه‌ی آنان كه او را می شناختند به ویژه برای والدین و همسر و فرزندان عزیز و دیگر كسان و یارانش دردناك است، ولی زندگی و مرگ انسان هایی مانند او، حماسه‎یی است كه ملت ها را بیدار می كند و به جوانان الگو می دهد و افق های روشن و راه رسیدن به آن را برای همه ترسیم می كند.

صهیونیست های خونخوار و جنایتكار بدانند كه خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد را دوچندان می كند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره مندی های مادی خود را در راه دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم و استكبار فدا كردند و این ارزش والایی است كه همه‌ی وجدان های انسانی در برابر آن سر تعظیم فرود می آورند. رضوان خدا بر او و بر همه ی مجاهدان راه حق باد. من این شهادت بزرگ را به شخص شما و به خانواده گرامیش و به جوانان سرافراز حزب اللّه و مقاومت و به همه ی ملت لبنان تبریك و تسلیت می گویم.

والسلام علیه و علیكم و رحمه اللّه و بركاته

سید علی خامنه ای

25 بهمن 1386»

 

سخنرانی سید حسن نصرالله در مراسم تشییع حاج عماد مغنیه:

«حاج عماد یكی از فرماندهانی بود كه با خداوندمتعال عهد و پیمان بستند. و جهاد و بیداری و شب زنده داری و خستگی و تلاش، و اصولا همه زندگی‌شان در راه خدا بود... جان و زندگی‌شان را صادقانه وقف خدای بزرگ كردند... آنان در زمین، سربازانی گمنام و در آسمان سربازانی شناخته شده هستند. آنان در راه امت و آرمان عدالت خواهی و حق دفاع می كنند، و از كسی انتظار پاداش و ستایش ندارند.

این فرماندهان، سربازان گمنامی هستند، و نسبت به تهمت ها و دروغ پراكنی های ظالمانه واكنش نشان نمی دهند، در برابر یاوه گویی ها و تهمت ها از خود دفاع نمی كنند. زیرا خود را از چهارچوب میدان جهاد و فداكاری فراتر نمی بینند. بنابراین، همه افراد امت وظیفه دارند از حقیقت و هویت آنان دفاع نمایند. چهره درخشان، حقیقت پاك و فداكاری بی نظیر و بخشندگی آنان را به مردم جهان بشناسانند. این واقعیت انكارناپذیری است كه عماد مغنیه به گردن همه افراد این امت حق دارد. امت به خاطر آرمان و اهداف خود و نه فقط به خاطر این شهید بزرگ، وظیفه دارد او را بشناسد و منصفانه درباره اش قضاوت كند. شایسته است امت به خاطر آرمان و اهداف خود از روح و مكتب و جهاد حاج عماد مغنیه الهام بگیرد. اكنون حاج رضوان در سایه عنایت و رحمت خدا قرار گرفته است. هر چند كه ستایش و تجلیل و قدردانی از حاج رضوان بخشی از ارزش های دنیای فانی است كه در محاسبات رهپویان راه خدا ارزشی ندارد.

شهادت حاج عماد مغنیه برای ما غیرمنتظره نبوده است. چه در طول 25 سال گذشته منتظر شهادت او بوده ایم. زیرا ما به مكتبی وابسته هستیم كه پیامبران و امامان و رهبران آن مكتب همگی شهید شده اند. با شهادت حاج عماد، مسیر طبیعی خود را ادامه می دهیم. همان‌گونه كه در پی شهادت رهبرمان و سرورمان و دبیركل‌مان سید عباس موسوی و شیخ راغب این راه را ادامه دادیم. در این نبرد واقعی و خونین از آرمان مقدس و عزت و سرافرازی امت‎مان در برابر همه فزون خواهی‎ها و تجاوزگری های آمریكا و اسرائیل و همه متحدان آنها دفاع می كنیم.

امروز نیز برادرم حاج عماد مغنیه فرمانده مقاومت را ترور كردند، و گمان كردند با ترور او جنبش مقاومت فرو می پاشد. او را در پرتو جنگ ژوئیه سال 2006 كه هنوز ادامه دارد، به قتل رساندند. تا این لحظه آتش بس اعلام نشده بود و جنگ در سطوح سیاسی و نظامی همچنان ادامه دارد. دولت های غربی كه اسرائیل را در جنگ33 روزه پشتیبانی كردند، همچنان به این پشتیبانی ادامه می دهند. این دولت ها كاملا اشتباه می كنند، آنگونه كه در ترور شیخ راغب حرب و ترور سید موسوی دچار اشتباه شدند.

همه نویسندگان و تاریخ نگاران جهان بنویسند كه از مرحله جنگ ژوئیه سال2006 تا مرحله انتقام خون شهید مغنیه سرآغاز مرحله فروپاشی و سقوط كیان اسرائیل غاصب خواهد بود. چنانچه خون شهید شیخ راغب حرب و خون شهید سید عباس موسوی اسرائیلی ها را از جنوب لبنان به استثنای منطقه كشتزارهای شعبا اخراج كرد، خون شهید حاج عماد مغنیه به یاری خداوند متعال آنان را از صحنه هستی اخراج و نابود خواهد كرد. این یك سخن انفعالی و عاطفی نیست، بلكه بر مبنای تأمل و دوراندیشی است.»

 

دکتر رمضان عبدالله دبیر کل جنبش جهاد اسلامی:

«برای ثبت در تاریخ می‌گویم که عماد مغنیه نقشی بسیار اساسی در روند ساخت سلاح در نوار غزه، به خصوص موشک‌ها، ایفا کرد و رد پای او همه جا دیده می‌شود. وی به خوبی درک می‌کرد که توازن قوا با اسرائیل ممكن نیست و همیشه مشغول فکر و مذاکره بود تا راهی برای ضربه زدن به دشمن اسرائیلی با توجه به امکانات ضعیف ما پیدا کند. عماد مغنیه با تمامی قدرت خود با ما همکاری می‌کرد و این همکاری موفق بود. درست است که فقدان عماد مغنیه باعث ایجاد خلأيی بزرگ شد، ولی نباید فراموش کرد که وی مدرسه‌ای از مقاومت را برای امت به ارث گذاشت و ارتشی قدرتمند از مجاهدین و رهبران را بر جای گذاشت که می‌تواند مسیر او را ادامه دهد

 

حسین دهقان فرمانده سابق نیروهای سپاه پاسداران در لبنان:

«شكی نیست كه حاج عماد مغنیه یك شخصیت كامل بود. با توجه به سن و وضعیتی كه داشت، در یك خانواده كاملاً مذهبی متولد و پرورش یافته بود. ساختارهای فكری و مذهبی او از طریق خانواده بسیار قوی بودند. این خانواده با این پشتوانه اعتقادی به طور طبیعی این گرایش را در فرزند خود ایجاد می كرد و او را به آشنایی بیشتر به سمت معارف اسلامی تشویق می كرد. عماد هم به همین كیفیت بود، ولی شاید بعد از اشغال لبنان، غالب فعالیت های عماد جنبه های نظامی و مقاومتی او را تشكیل می داد زیرا او یك جوان باهوش و با استعداد و خوش فكر، گیرندگی ذهنی او بسیار قوی بود. قدرت تجزیه و تحلیل مسائل به صورت ریشه ای و عمیق و از نگاه راهبردی بود. لذا حافظه خوب و ذهن فعال و نگاه دورنگرانه، و فهم درست مسائل، همه دست به دست هم داده بود تا از حاج عماد یك شخصیت تمام بعدی بسازد. و این سبب شده بود كه خود را در دو بعد مقاومت و خودسازی علمی بسازد. اینطور نباشد كه در یك جنبه تمركز داشته باشد، و از سایر جنبه ها غافل باشد. امكان داشت حوزه علمیه هم نرود، ولی توانسته بود جنبه های اعتقادی خود را رشد و پرورش دهد. اساساً هر كاری كه می كرد، سعی داشت آن كار بر اساس ساختار فكری و عقیدتی اسلامی و شیعی متكی باشد. و این باعث می شد كه به دنبال شناخت باورهای عقیدتی و فكری برود. یكی از افرادی كه بیشترین تأثیر را در تبلور فكر و اندیشه حاج عماد داشت سی دحسن نصراللّه بود. حاج عماد از ابتدای جوانی به نوعی سید حسن را باور داشت و سی دحسن هم متقابلاً به او اعتماد داشت. شاید ارتباط روحی و معنوی كه بین سی دحسن و حاج عماد و مجموعه او برقرار بود كمتر بین سایر مسئولان حزب اللّه وجود داشت. لذا می توان این تأثیرپذیری را با دریافت مسائل اعتقادی از این منظر ارزیابی كرد.

ارتباط میان سید حسن نصرالله و حاج عماد مغنیه از زمانی كه سید حسن نصراللّه به فرماندهی شاخه حزب اللّه در بیروت انتخاب شد برقرار گردید. چون حزب اللّه در آن مرحله به چند شاخه تقسیم بندی شده بود. به طور مثال شاخه بیروت، شاخه بقاع، شاخه جنوب، شاخه بقاع غربی، بر سر هر یك از این شاخه ها یك فرمانده وجود داشت. سیدحسن نصراللّه ابتدا فرماندهی شاخه بقاع را بر عهده داشت و سپس مسئولیت شاخه بیروت را بر عهده گرفت.

حاج عماد مغنیه هرگز پنهان نشد. و مدتی برای ادامه تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه قم آمد. هرگز نمی توان گفت كه ایشان از جهاد و مبارزه كناره گیری كرده یا پنهان شده است. چون حاج عماد مغنیه قابل پنهان شدن نبوده است.

حاج رضوان در مسائل نظامی یك نابغه بود. یك فرمانده تمام عیار بود كه هم تهدید را خوب تشخیص می داد و هم مناسب آن تهدید برنامه ریزی می كرد و سازمان خود را مجهز، به روزآوری كند، آماده اقدام كند. یعنی یك نابغه نظامی بود. این نابغگی در بحث رویارویی با اسرائیلی ها و حمله به اسرائیلی ها به ویژه در جنگ33 روزه سال 2006 مصداق پیدا كرده است. بخصوص اینكه دنیای عرب در شصت سال گذشته اسرائیل را در چند جنگ تجربه كرده و یك هیبتی از اسرائیل بوجود آورده كه اسرائیل هر وقت اراده كند همه كاری را می تواند بكند و كسی هم حریف او نیست.

اما همین نگاه حاج عماد مغنیه و درك درست او از میزان توان و آسیب پذیری اسرئیل، توانسته بود كه سازمان مقاومت را به گونه ای شكل دهد تا بتواند در برابر ماشین جنگی اسرائیل 33 روز مقاومت كند، و شكست را بر اسرائیل تحمیل كند. همین یك نقطه برای كارنامه حاج عماد به عنوان یك نابغه نظامی و به عنوان یك طراح و صاحب نظر نظامی و فرمانده نظامی كافی است.»

محمد صادق الحسینی:

«من بر این باورم كه حاج عماد مغنیه اولین شخصیت مورد پیگرد جبهه استكبار جهانی بوده است. به چه دلیل؟ به این دلیل كه او اولین كسی بود كه كیان غاصب صهیونیستی را تكان داد. او در برنامه ریزی بسیاری از عملیات های انقلابی نقش داشت. این عملیات كیفی، شكوه و هیبت دشمن را شكست و شاخ و برگ دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی این رژیم را متلاشی كرد. حاج عماد مغنیه كسی بود كه با فریب و نیرنگ، «الحنان تننباوم» افسر امنیتی رژیم صهیونیستی را به بیروت احضار و بازداشت كرد. حاج رضوان مغز متفكر این طرح بی نظیر بود. او از طریق روابط گسترده انسانی كه با محافل انقلابی جهان داشت توانست این افسر اطلاعاتی اسرائیلی را به لبنان احضار كند تا او را با اسیران لبنانی دربند رژیم صهیونیستی مبادله كند.

حاج عماد مغنیه مغز متفكر طرح به ذلت كشاندن و به زانو درآوردن دولت های غربی بود كه در جریان جنگ تحمیلی از رژیم استبدادی صدام حمایت می كردند. او دولت های غربی را وادار كرد در بسیاری از مسائل با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاكره شوند. در این باره بیش از این نمی توانم همه مسائل را آشكار كنم.

حاج رضوان مغز متفكر طرح به زانو درآوردن و به ذلت كشاندن فرانسوی ها به منظور آزادی پنج انقلابی عرب به رهبری انیس نقاش از زندان های فرانسه بود.

حاج عماد مغز متفكر گفت و گو های سخت و دشوار و پیچیده برای آزادی زندانیان بی‌گناه لبنانی مانند برادران حمادی و دیگران از زندان های آلمان بود.

حاج رضوان مغز متفكر به زانو درآوردن و به ذلت كشاندن سرویس های جاسوسی و امنیتی رژیم صهیونیستی در جهان بود. این سرویس ها برای اجرای عملیات گسترده تروریستی در جهان بر ضد جنبش های رهایی بخش عربی و اسلامی نقشه كشیده بودند كه حاج عماد مغنیه همه آنان را ناكام ساخت.

حاج عماد مغنیه مغز متفكر سازماندهی تعدادی از هسته های مقاومت مردمی در عراق بر ضد رژیم استبدادی صدام بود. حاج رضوان مغز متفكر طرح بسیاری از عملیات مسلحانه در جنوب لبنان به ویژه عملیات به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی به منظور مبادله آن ها با اسیران لبنانی در زندان های فلسطین اشغالی بود. این عملیات دشمن را سرافكنده و دیوانه كرد. حاج عماد مغنیه با این عملیات همه برنامه ها و استعدادهای رژیم صهیونیستی را برای حمله نظامی گسترده به لبنان و تلاش برای نابودی حزب اللّه نقش بر آب كرد.

با وجودی كه رژیم صهیونیستی در واكنش به اسارت دو نظامی خود در مرز فلسطین اشغالی به لبنان حمله كرد و جنگ 33 روزه ای را بر حزب اللّه تحمیل كرد، ولی حاج عماد مغنیه با آمادگی و استعدادهای نظامی كاری كرد كه دشمن را به خاك ذلت و شكست كشاند.

تاكنون كسی نمی داند كه خداوند متعال چگونه به حاج عماد مغنیه و شورای رهبری حزب اللّه الهام بخشید، تا برای اجرای عملیات اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیست در جنوب لبنان این تصمیم سرنوشت ساز را اتخاذ كنند. اصولاً عملیات اسارت دو نظامی صهیونیست كه روز 11 ژوئیه سال 2006 به مورد اجرا گذاشته شد، برخلاف اصول متعارف رزمندگان مقاومت اسلامی بود. حزب اللّه بر اساس تفاهمنامه آوریل سال 1996 كه در پی عملیات خوشه های خشم به طور غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی امضا كرد، اجازه نداشت در منطقه عیتا الشعب به عملیات مسلحانه دست بزند. من تأكید می كنم كه خداوند متعال به حاج عماد مغنیه الهام داد تا به چنین عملیاتی مبادرت كند، و از وقوع فاجعه ای بزرگ توسط رژیم صهیونیستی بر ضد حزب اللّه جلوگیری كرده باشد. به همین دلیل آقای سیدحسن نصراللّه گفته است كه پیروزی در جنگ ژوئیه سال 2006 پیروزی الهی بود و این پیروزی از الطاف خداوند متعال بود.

حاج رضوان با این پیروزی همه توطئه ها و طرح ها و برنامه ها و تلاش های خائنانه دشمن صهیونیستی و امریكا را به منظور شكست حزب اللّه و برپایی «خاورمیانه جدید» نقش بر آب كرد. رژیم صهیونیستی در صدد بود در سپتامبر سال 2006 به لبنان یورش برد و حزب اللّه را غافل‌گیر كند. اگر آماده سازی اسرائیل تكمیل می شد و جنگ در موعد پیش بینی شده اتفاق می افتاد، امكان داشت تعداد بسیاری از رهبران حزب اللّه و فرماندهان مقاومت اسلامی به شهادت برسند و یا به اسارت گرفته شوند. چرا كه اسرائیل درصدد بود حزب اللّه را غافل‌گیر كند و جنگ بزرگی را بر حزب اللّه تحمیل كند.

حاج عماد مغنیه بر ضد اسرائیل و بر ضد منافع غرب در لبنان مبارزه می كرد و هرگز متعرض دولت های عربی نمی شد.

حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسان سویدان روحانی برجسته لبنان:

برادرانی که در آخرین روزهای حیات حاج عماد مغنیه در سوریه همراه او بوده اند، برای من نقل کرده اند که ایشان هر شب هنگام سحر به زیارت مرقد حضرت رقیه(س) می رفت. یکی از فرماندهان سپاه پاسداران نیز نقل کرده زمانی که در سوریه به سر می برده و هر سحرگاه که به زیارت مرقد حضرت رقیه(س) می رفته حاج عماد را در حال نماز و نیایش می دیده است. بنابراین تدین و پایبندی به اصول اعتقادی یکی از مهم‌ترین ویژگی های حاج عماد مغنیه بوده است. او همواره به تکلیف شرعی عمل می کرده است.

حاج عماد بعد از مسئله تدین چند ویژگی دیگری هم داشت که عبارتند از: ویژگی اول نبوغ فوق العاده در زمینه های برنامه ریزی و مهندسی نظامی: حاج عماد در زمینه مهندسی و سازماندهی نظامی، طرح هایی بکر ارائه می داد که هیچ کس پیش از او چنین طرح هایی ارائه نکرده بود. بسیاری از فرماندهان و کارشناسان نظامی در جمهوری اسلامی و برخی از کشورهای اسلامی گفته اند که حاج عماد در طرح مسائل جدید نظامی بی نظیر بوده است.

ویژگی دوم قدرت شخصیت: حاج عماد در مسئله زهد و پرهیزکاری فوق العاده استثنایی بود به گونه ای که تا آخرین روز حیاتش خانه شخصی در اختیار نداشت. این در حالی است که برای خانه دار شدن بسیاری از برادران جنبش مقاومت تلاش به عمل می آورد، و می کوشید مشکلات و نیازهای اجتماعی آنان را برطرف کند. با وجودی که همه گونه امکاناتی در اختیار او گذاشته بودند، ولی فوق العاده زاهد و قانع بود. همانگونه که پیشتر اشاره کردم زمانی که در جنبش مقاومت فلسطین حضور داشت و امکانات مالی فراوانی در اختیار او بود ولی به این امکانات هیچ گونه چشم داشتی نداشت.

ویژگی سوم تواضع حاج عماد بود: او از رفتار سرور خود امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) پیروی می کرد، و در برخورد با رزمندگان مقاومت بسیار فروتن بود. هرگز خود را برتر از دیگران نمی دانست. ولی در برابر کسانی که در مسائل دینی و مقاومت سهل انگاری می کردند و دچار لغزش می شدند سرسختی نشان می داد و قاطعانه برخورد می کرد. در زمینه حفظ نظم و انضباط به هیچ وجه با رزمندگان مسامحه نمی کرد. 

آمدن حاج عماد به قم برای اینکه مانند سایر طلاب همه وقت خود را صرف تحصیل علوم و معارف حوزوی کند نبود. ولی او مانند بسیاری از رهبران مقاومت اسلامی و حزب الله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران می آمد و از تجربیات انقلاب اسلامی درس های زیادی می آموخت. هنگامی که شخصیت های بزرگ نظام جمهوری اسلامی نبوغ فکری و استعدادهای بالقوه حاج عماد مغنیه را شناختند شایسته دانستند که او را به ایران دعوت کنند و استعدادهای او را پرورش و بارور کنند. مدت زمان کوتاهی که آقای سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله برای تحصیل به حوزه علمیه قم آمد، شهید عماد مغنیه نیز به ایران رفت و آمد داشت و گاهی با آقای نصرالله هم دیدار و گفت و گو می کرد.»

 

حسین شیخ الاسلام معاون سیاسی سابق وزارت امورخارجه:

«خدا رحمت کند حاج عماد مغنیه را... روح ایشان را با رستگاران و اولیای خدا محشور گرداند... او نمونه بارز عشق و صفا و اخلاص و فداکاری در راه خدا بود. لطف و عنایتی که خداوند در حق حاج رضوان کرده، باعث شده که او با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پیوند و همدلی داشته باشد. سخنی که می توانم درباره حاج عماد بگویم این است که او در اهل بیت(ع) به ویژه حضرت زهرا (س) ذوب شده بود. عاشق امام خمینی(ره) و عاشق جمهوری اسلامی ایران و عاشق مقام معظم رهبری شده بود. حاج عماد نماد بارز نسلی بود که به برکت انقلاب اسلامی ایران در لبنان تربیت شده بود. هوشمندی، مهارت، استعداد فوق العاده، قدرت برنامه ریزی، تلاش خستگی ناپذیر و این همه عشق و لطف و مهر و محبت و صفا، از مهمترین ویژگی های او به شمار می آیند.

بی تردید او یکی از قله های مؤثر حرکت پویای انقلاب اسلامی در لبنان به شمار می رفت. می توانم تأکید کنم که انقلاب اسلامی در لبنان در شخص حاج عماد مغنیه تجلی یافت. او کسی بود که با زبان فارسی مانند یک شهروند تهرانی صحبت می کرد. هنگامی که با لهجه تهرانی صحبت می کرد، هیچ کسی نمی توانست تشخیص دهد که او یک شهروند لبنانی است. البته به چند زبان خارجی هم تسلط داشت. آشنایی به زبان خارجی، به او هنگام مسافرت به کشورهای اروپایی فوق العاده توانایی می بخشید. حاج عماد مغنیه به خاطر مسئولیت های سنگینی که بر عهده داشت به این سفرها می رفت. در این مسافرت ها سعی می کرد با سران جنبش های انقلابی و مردمی ارتباط برقرار کند. زمانی هم که به ایران می آمد به دیدار علما و مراجع بزرگ می رفت و می کوشید از محضر آنان به ویژه شخصیت های بزرگ عرفانی نهایت بهره برداری معنوی را داشته باشد.

حاج عماد مغنیه هنگامی که به شهادت رسید، مقامات کشورمان برای او اشک ریختند. برای از دست رفتن او احساس حزن و اندوه کردند. احساس کردند که حاج عماد مغنیه زودتر از آنها به قله های عظمت و رستگاری رسیده است.

هنگامی که با افراد ایرانی درباره شهادت حاج عماد مغنیه بحث می کردم، احساس کردم که زبان حال آن ها می گوید که یکی دیگر از فرماندهان انقلاب اسلامی در مسیر شهادت و ایثارگری از ما پیشی گرفته و به سوی معبود شتافته ولی ما هنوز سر جای خود باقی مانده ایم. مسئولیت های مهمی که حاج عماد مغنیه در حزب الله لبنان داشت، جایگاه خاص و ممتازی به او بخشیده بود.من که در چنین موقعیتی نیستم که تشخیص دهم حاج عماد کیست؟ ولی می توانم بگویم که حاج عماد مغنیه در ظرفیت کارهایی که انجام می داد، نظیر نداشت. همچنانکه شهید بهشتی نظیر نداشت. من هرگز آن دید عمیقی را که حضرت امام داشتند و بزرگان انقلاب اسلامی را معرفی می کردند ندارم. ولی با شناختی که از حاج عماد مغنیه دارم می توانم تأکید کنم که ایشان برای جهان اسلام و برای تشیع و برای انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) بدیل نداشت. یکی از ویژگی های حاج رضوان این بود که پیش از شهادت، برای هر مسئولیتی که بر عهده داشت جانشین تعیین کرد، و حوزه آن مسئولیت ها را به جانشینان توانمند و با استعداد خود منتقل کرد. به این دلیل که همیشه در حال پرواز و در حال اوج گیری به سوی قله های عظمت و موفقیت بود، هیچ‌وقت در حال رکود نبود. جانشینان حاج عماد افرادی هستند که به دست توانای او تربیت شده و پرورش یافته اند. هرگاه این مسئولیت ها را تکمیل می کرد، به مراحل بعدی گام بر می داشت.

گمان کنم مهم ترین وظیفه جدی و تعیین کننده حزب الله و انقلاب اسلامی پس از شهادت حاج عماد مغنیه، جبران خسارت از دست رفتن اوست. لازم است این خسارت و این نقیصه هرچه سریع تر جبران شود. باید طرح ها و برنامه های ابتکاری او که برای آینده تدارک دیده شده بود، پی‌گیری شود. زیرا او در زمینه نوآوری، ابتکار گشودن جبهه های جدید، گام برداشتن به سوی ریسک های بزرگ از توانمندی ها و استعدادهای بالقوه برخوردار بوده است. من توانمندی های حاج عماد را در کمتر کسانی سراغ دارم. شاید توانایی های او را در هیچ کسی سراغ نداشته باشم. از میان افراد عملیاتی و اطلاعاتی که می شناسم کسی نظیر او وجود ندارد. او به راحتی گره مشکلات فرا راه انقلاب اسلامی را باز می کرد. مشکلات را از سر راه مسلمانان و شیعیان بر می داشت و دوباره یک گام به جلو برمی داشت. براساس این دیدگاه لازم است برای حاج عماد مغنیه جایگزین پیدا کنیم.

امیدوارم به یاری خداوند متعال و به برکت خون پاک حاج عماد مغنیه و معرفی راهی که او ترسیم کرد، بتوان از میان همین جوانان عاشق شهادت، عاشق امام و عاشق انقلاب، این توانایی را در امت اسلامی و دوستداران انقلاب اسلامی ایجاد کرد. کسانی که امروزه برای زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) گام برمی دارند، باید تلاش کنند این نقیصه را برطرف كند.»

 

سمیر قنطار آزده لبنانی که بیش از 30 سال در اسارت صهیونیست ها بود:

«مطالب زیادی درباره حاج عماد مغنیه شنیده بودم و علاقه داشتم درباره او بیشتر شناخت پیدا کنم؛ ولی من در زندان به‌سر می بردم و مطالبی که به دستم می رسید، جهت دار و از سوی منابع غربی و اسرائیلی تهیه می شد. تاکنون هیچ کس نتوانسته هویت و ماهیت واقعی حاج عماد را شناسایی کند. هویت او همچنان سری باقی خواهد ماند. حزب الله نیز تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره عماد منتشر نکرده و در آینده هم منتشر نخواهد کرد. ولی پس از شهادتش، گوشه ای از ابعاد شخصیت او را شناختم. تنها کسی که قبل از شهادت حاج رضوان اطلاعات ضد و نقیض درباره او منتشر می کرد محافل و سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا بودند.

من با صراحت به شما اعلام می کنم هنگامی که خبر شهادت حاج عماد مغنیه را شنیدم بسیار غافل‌گیر شدم. زیرا در دوران زندان به این نتیجه رسیده بودم که شخصی به نام عماد مغنیه وجود واقعی ندارد، بر این باور بودم که اسرائیلی ها چنین شخصیتی را تخیلی ساخته اند تا او را مسئول همه عملیات ضد صهیونیستی جلوه دهند. با مرور زمان و انتشار مطالب و گزارش های ضد و نقیض باورم نمی شد که چنین شخصی وجود واقعی داشته باشد. آنچه بیش از همه چیز مرا غافل‌گیر کرد، دستاوردها و فداکاری های او بوده است. او به گردن همه ملت های آزاده، به ویژه اسیران و به گردن مقاومت لبنان و آرمان فلسطین حق دارد. او نقش به‌سزایی در برنامه ریزی عملیات اسارت دو نظامی اسرائیل داشت. در سال 2000 نیز عملیات اسارت سه نظامی اسرائیلی در مرز فلسطین اشغالی را برنامه ریزی کرده بود. هرگز فراموش نمی کنم که آزادی ام را در نتیجه اسارت دو نظامی اسرائیلی در شمال فلسطین اشغالی بازیافته ام که این عملیات توسط حاج عماد مغنیه برنامه ریزی شده بود.»

 

حسین رویوران کارشناس مسائل منطقه:

«نکته اول، کسي که به عنوان چريک و فدايي در تشکيلات جهادي حضور دارد، هميشه در معرض شهادت است. اين راهي است که او انتخاب کرده است. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برخي دوستان حداکثر عمر افراد مبارز را که در عمليات مسلحانه بر ضد شاه فعال بودند، دو تا سه سال پيش بيني مي کردند. بنابراين بايد در نظر داشته باشيم که شهادت افرادي همچون حاج رضوان يک احتمال قطعي است.

نکته دوم، شهيد حاج عماد مغنيه مي دانست که مهم ترين ابزارهاي شناسايي او توسط دشمن دو چيز است: يکي عکس شخصي و ديگري گسترش ارتباطات فردي است. به همين دليل به مدت 25 سال اجازه عکس گرفتن از چهره اش را به کسي نمي داد. در مسئله ارتباطات فردي، ارتباطات را از حالت فردي به ارتباطات سازماني تبديل کرده بود. فقط با بدنه و تشکيلات حزب الله در ارتباط بود. خارج از چارچوب حزب الله با هيچ کسي ارتباط نداشت. حزب الله در همه مسائل و زمينه هاي مختلف، از جمله با دولت لبنان، گروه ها و سازمان هاي سياسي، کميته ها و بخش هاي مخصوص ارتباط دارد. حاج عماد در هيچ کدام از اين ارتباطات حضور نداشت. دليل عدم حضور او همين بحث است. چون مي دانست که صحنه لبنان انباشته از عوامل نفوذي و جاسوسان است. به همين دليل به خود اجازه نمي داد در همه کارها حضور داشته باشد.

نکته سوم، زماني که حاج رضوان به شهادت رسيد، متأسفانه جامعه لبنان دچار جبهه گيري ها و قطب بندي هاي گسترده شده بود. جريان 14 مارس و 8 مارس در مقابل هم جبهه گيري کرده بودند. مجموعه زيادي از عوامل داخلي لبنان به منظور به زانو درآوردن حزب الله با دشمن همکاري مي کردند. در چنين شرايطي عوامل داخلي به منظور شناسايي و کشف شخصيت شهيد عماد مغنيه بسيج شده بودند. اين عوامل براي شناسايي حاج رضوان از ابزارهاي تکنيکي همچون سيستم هاي بي سيم، موبايل، شنود تلفن هاي ثابت و همراه استفاده مي کردند. همه اين ها دست به دست هم داد تا شخصيت عماد مغنيه به نوعي لو برود، و سرويس هاي امنيتي موساد سرانجام توانستند در نقطه اي او را به شهادت برسانند. من تصور مي کنم که بدون عوامل داخلي لبنان، موساد قطعاً نمي توانست به حاج عماد مغنيه دسترسي پيدا کند.»

اعتراض جمعي از دانشجويان به تعلل وزارت‌خارجه در برخورد با ديپلمات آذربايجاني؛

دستگاه ديپلماسي ايران از وزارت‌خارجه افغانستان فشل‌تر است؟

وزارت امور خارجه‌ي ايران علي‌رغم گذشت حدود دو هفته از اظهارنظر موهن نفر دوم سفارت آذربايجان در تهران كماكان اقدام مؤثري در اين زمينه نكرده و در شرايطي كه طرف آذربايجاني اقدامات خصمانه‌ي خود عليه كشورمان را در ماه‌هاي گذشته به اوج رسانده است، دستگاه ديپلماسي ايران همچنان در بي‌عملي به‌سر مي‌برد.

به گزارش رجانيوز، دو هفته پیش ابراهيم غفاراف رايزن و نفر دوم سفارت جمهوري آذربايجان در تهران در نشستی در دانشگاه تهران ضمن تأييد برگزاري رژه‌ي همجنس‌بازان در مسابقات يوروويژن باكو، از آن به‌عنوان شاهدي براي اثبات وجود آزادي فردي و رعايت حقوق بشر و همچنين عاملي در جهت پيشرفت و توسعه‌ي اقتصادي كشورش نام برد. وی همچنين افزود: برگزاري كارناوال "گي"ها نيز سبب خواهد شد كه سيل همجنس‌بازان به اين جمهوري سرازير شده و بخشي از صدها ميليون دلار پولي كه خرج مراسم يوروويژن شده است جبران شود.

طرح اين اظهارات از سوي نفر دوم سفارت آذربايجان در تهران در حالي‌ست كه دولت اين كشور به‌طور قابل توجهي رويكردهاي اسلام‌ستيزانه‌ي خود را افزايش داده و اسلام‌گرايان را با احكام حبس‌هاي دراز مدت مجازات مي‌كند. دولت آذربايجان همچنين به پادوي منطقه‌اي سرويس‌هاي جاسوسي سيا و به‌ويژه موساد در منطقه نيز تبديل شده و كليد اجراي بسياري از عمليات‌هاي جاسوسي عليه ايران در منطقه از مبدآ باكو مي‌خورد.

نكته قابل توجه ديگر اينكه بر اساس گزارشي كه سایت روسی‌زبان نیوزرو newsru روز گذشته منتشر كرد "ابراهیم غفاراف در سال 2008 میلادی به عنوان رئیس نمایندگی جمهوری آذربایجان در افغانستان مشغول به کار بوده است. وی با توجه به حضور نیروهای آذری در کنار نیروهای ناتو در افغانستان، ارتباطات زیادی نیز با نیروهای امریکایی حاضر در این کشور داشته است و این دیپلمات آذری در برخی محافل دیپلماتیک کشورهای غربی حاضر در افغانستان، متهم به داشتن روابط همجنس‌گرایانه با رابط نظامی آمریکا با دفتر نمايندگي باكو بود؛ اما این شایعه زمانی منجر به پایان ناگهانی مأموریت دیپلماتیک وی در افغانستان شد که یکی از كارمندان وزارت امور خارجه‌ افغانستان شكواييه‌اي را به وزارت امور خارجه افغانستان بابت تعرض غفاراف به پسر 14 ساله‌اش تقديم كرد.

اين اقدام غيراخلاقي غفاراف در افغانستان، که در نتیجه‌ی پیگیری‌های وزارت خارجه افغانستان، تهدیدی جدی در جهت ايجاد تنش‌ در روابط دو كشور افغانستان و جمهوری آذربايجان محسوب می‌شد، سبب شد که وزارت خارجه جمهوری آذربایجان جهت جلوگیری از یک رسوایی بزرگ به سرعت بر مأموریت غفاراف در افغانستان پایان داده و با توجه به تسلط وی بر زبان فارسی او به عنوان رایزن به تهران اعزام کند."

در عين حال، بي‌تفاوتي وزارت امور خارجه كشورمان در قبال اظهارات سخيف غفاراف در دانشگاه تهران علاوه بر اينكه يادآور بي‌تفاوتي‌هاي اين دستگاه در قبال ساير اقدام‌هاي غيرقانوني و خلاف واقع سفارت‌خانه‌هاي خارجي در تهران مانند برگزاري پارتي‌هاي شبانه است، اين سؤال را ايجاد مي‌كند كه آيا دستگاه ديپلماسي ايران از وزارت‌خارجه افغانستان نيز كه با اين ديپلمات فاسد برخورد كرده بود، كمتر است؟

در اين زمينه، جمعي از دانشجويان بسيجي دانشگاه تهران نيز با صدور بيانيه‌اي به تعلل وزارت‌خارجه اعتراض كردند. در اين بيانيه آمده است:

«در خجسته روزهای سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مردم ایران که با سالگرد سقوط فرعون مصر، حسنی مبارک و با فراگیر شدن عطر خوش بیداری اسلامی از شمال افریقا تا خاورمیانه تقارن یافته است، کماکان شاهد شیطنت‌های دشمنان قسم خورده‌ی اسلام و انسانیت در جهت ویرانی دستاوردهای ارزشمند مسلمانان جهان در سالیان اخیر هستیم.

در حالی‌که نهال احیای قدرت اسلام در جهان که به دست توانمند امام کبیر امت(ره) غرص گشته بود با زعامت پیشوای مسلمین جهان و سلاله‌ی پاک نبی(ص)، مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) به بار نشسته است، مردم انقلابي ايران هر روز خبرهايي ناگوار از وضعيت شيعيان و مسلمانان كشور همسايه جمهوري آذربايجان مي‌شنوند. تخريب مساجد، تصويب و اجرای قانون ممنوعيت حجاب، بازداشت و حبس‌هاي طولاني مدت معترضان به قانون منع حجاب، برخورد وحشيانه با عزاداران حسيني، تخريب منازل شيعيان و منع توزیع رساله‌های مراجع عظام و کتب ادعیه اسلامی در جمهوری آذربايجان، به امور عادی و روزمره بدل گشته است، جای تأسف و تأثر فراوان است که دولت باکو با هزینه‌های هنگفت از پول بیت‌المال مسلمین اقدام به تدارک برگزاری فستیوال بدنام موسیقی کرده است که در جهان فاسد غرب نیز به هیچ روی خوش‌نام نبوده و به دلیل انتساب آن به همجنس‌گرایان، بسیاری از کشورها از برگزاری آن در خاک خود اجتناب می‌ورزند.

دولتی که 20 درصد خاک آن در اشغال است، در عوض تهییج اراده‌ و غیرت مذهبی و میهنی مردم خود برای بازپس‌گیری اراضی اشغالی، جشنواره‌ی موسیقی بدنام برگزار کرده و بدان افتخار می‌کند.

وای بر ما بسیجیان که در جوار کشور اسلامی‌مان ایران، دولتی بر سر کار است که با هزینه از پول بیت‌المال شیعیان، جام جهاني همجنس‌بازها برگزار می‌کند و همزمان مؤمنان متدین را به جرم غیرت و حمیت دینی به حبس‌های طویل‌المدت محکوم می‌کند.

شاید اگر ما دانشجویان بسیجی از اقدامات موذیانه‌ی دولت فاسد باکو غفلت نمی‌ورزیدیم، شاهد بازگرداندن نماينده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در فرودگاه باكو، جسارت به دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در جمهوری آذربایجان، تعطيل كردن دفتر نمايندگي كميته امداد امام خمینی (ره) در باکو، همكاري بی‌شرمانه حکام باکو با سرويس‌هاي جاسوسي غربي و صهيونيستي در توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران و جنایاتی نظیر ترور شهيد شهرياري و احمدي روشن و… نمی‌بودیم.

در ادامه‌ی رسوایی‌ها و اقدامات بی‌شرمانه‌ی حکام فاسد و اسلام‌ستیز جمهوری آذربایجان، روز گذشته خبري در خبرگزاري‌هاي رسمي كشور منتشر شد، حاکی از جسارت و توهين آشكار يك ديپلمات آذربايجاني به احكام و حدود الهي در حضور مقامات رسمي وزارت خارجه و دانشگاه تهران.

در حالی‌که گفته‌های بی‌شرمانه و موهن نفر دوم سفارت جمهوری آذربایجان در تهران جای هیچ شک و شبهه در اخراج سریع وی از کشور باقی نگذاشته است، اما شوربختانه شواهد، نشان‌گر تعلل و سردرگمی دستگاه سیاست خارجی کشور در واکنش به‌هنگام در برابر این سخنان موهن است.

از قرار معلوم، الگوی رفتاری وزارت خارجه در برابر برخی دیگر از اقدامات موهن دیپلمات‎های خارجی در تهران، نظیر بی‌تفاوتی در برابر برگزاري پارتي‌هاي شبانه و غیراخلاقی برخي از سفارت‌خانه‌هاي خارجي، در این مورد نیز تکرار خواهد شد.

اما ما دانشجویان بسیجی اعلام می‌داریم که در برابر گفته‌های ابراهیم غفاراف در هتک حکم آشکار و صریح الهی در قبال اعمال شنیع همجنس‌گرایانه، آن‌هم در تهران، ام‌القرای جهان اسلام، هیچ‌گونه سکوت و اهمال و اغماض را برنخواهیم تافت و تا اخراج این فرد مهدورالدم از خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران، که جای جای آن آغشته به خون پاک شهدای دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) است، از پای نخواهیم نشست. باشد که با اخراج ابراهیم غفاراف پیام آشکار آحاد مردم مسلمان جمهوری اسلامی ایران مبنی بر هم‎دردی و حمایت ایشان از برادران و خواهران مظلوم آذربایجانی، به حکام مفسد و اسلام‌ستیز باکو برسد. باشد که تا دیر نشده از راه شیطان بازگردند.»

در سومين نشست الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني در رجانيوز مطرح شد/ اجمالي؛

پيشنهادهاي دو عضو جبهه‎پايداري براي لغو قوانين ضد شاخص‌هاي انقلاب و تصويب نشدن قوانين جديد از اين جنس

گروه پيشرفت اسلامي- ايراني: بعد از قانون موسوم به "حقوق مادام العمر" که چندی پیش می‏رفت تا به موضوع نخست کشور تبدیل شود، خواه ناخواه توجه کارشناسان بیش از پیش به قوانین تصویب شده و ضرورت بازنگری در آنها جلب شد. اصل این مسئله به ماده 71 قانون خدمات کشوری برمی‏گشت که در مجلس هفتم تصویب شده بود. با توجه به اینکه قانون خدمات کشوری به صورت آزمایشی قرار بود اجرایی شود، بدون طرح در صحن علنی مجلس هفتم و با مصوبه کمیسیون مربوطه ابلاغ شد و استفساریه اخیر از این قانون بی‏عدالتی قانونی شده را برملا کرد.

در حالی که در اغلب دعواهای انتخاباتی، برنامه‏های درازمدت و مصالح نظام عملا فراموش می‏شود، دکتر زارعی و دکتر کوچک‏زاده در چهارمین نشست تبیین الگوی پیشرفت اسلامی حاضر شدند تا نشان دهند می‏توان در گرماگرم انتخابات با نگاه کارشناسانه و به دور از جنجال به تحلیل وضعیت موجود و آسیب‏شناسی مجلس پرداخت.

آنها معتقد بودند قوانینی وجود دارد که مثل قانون موسوم به حقوق مادام العمر با شاخص‏هایی چون عدالت در تعارضند و به همین جهت بازنگری در قوانین گذشته و تنقیح آنها بر مبنای شاخص‏ها می‏بایست برای رسیدن به الگوی اسلامی – ایرانی در دستور کار قرار گیرد. مأموریت‏گرا نبودن مجلس و دچار شدن به مشکلات و لوایح روزمره از جمله انتقاداتی بود که در خصوص روند کنونی مجلس مطرح شد. میهمانان نشست در عین حال معتقد بودند می‏بایست اصلاحاتی در آیین‏نامه داخلی مجلس صورت پذیرد.

قسمت‏هایی از نشست چالشی شد و دو دیدگاه در خصوص روند رسیدن به الگو مورد بحث قرار گرفت. اگر چه بیان دکتر زارعی درخصوص پروسه‏ای بودن رسیدن به الگو و قوانین مطلوب و مبتنی بر شاخص منطقی به نظر می‏رسید اما پافشاری دکتر کوچک‏زاده بر ضرورت تبیین دقیق‏تر شاخص‏ها از سوی ترکیبی از کارشناسان حوزه و دانشگاه یا برخی مراکز بالادستی خود گویای خلل‏هایی در روند کنونی تصویب قوانین بود.

مشروح این نشست در دو پيوند زير قابل دسترس است:

 

بخش اول/ "نمي‎توان با اين‌ساختار مجلس، انتظار مأموريت‎كلان داشت/ با برداشت‌هاي متفاوت از عدالت چه‎كنيم؟"

بخش دوم/ "مركز پژوهش‌هاي مجلس توان تنقيح قوانين با شاخص‌ها را ندارد/ آيين‌نامه مجلس اصلاحات مي‌خواهد"

 

متن اجمالي اين ميزگرد نيز در ادامه آمده است:

در ابتداي اين ميزگرد از علي اصغر زارعي در مورد كاري كه مجلس مي‌تواند در زمينه الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني بكند، پرسيده شد كه وي با اظهار تاسف از اينكه "اكنون چارچوب مدون یا نقشه راه کلانی وجود ندارد که بر مبنای آن در ابعاد مختلف از جمله مسائل قانون‌گذاری بتوانیم کارمان را پیش ببریم و بر آن اساس ادامه بدهیم"، گفت: مجلس ما مجلس مأموریت‌گرا نیست؛ یعنی مجالس ما این‌گونه نیست که مأموریت کلانی برای‌شان تعریف شده باشد و برای تحقق مأموریت گام برداشته شود؛ مطابق قانون اساسی و آئین نامه داخلی مجلس لوایحی که دولت نیاز دارد به مجلس می‏دهد یا بعضاً خود نمایندگان طرح‌هایی به ذهن‌شان می‏رسد، در دستور كار مي‌آيد و از سوي ديگر، معمولاً هم دو سوم نمایندگان در هر دوره تغییر پیدا می‌کنند كه سال اول سال تطبیق نمایندگان جدید با مجلس است.

عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس با تأكيد بر اينكه اين مسئله به موانع مأموریت‏گرایی مجلس می‏افزاید، به‌عنوان راه‌حل گفت: اگر در اول هر دوره‌ای یک مأموریت خاصی را از مجلس انتظار داشته باشیم، موجب می‌شود که قسمتی از هم و غم مجلس در کمیسیون‌ها و حتی در صحن مجلس در آن راستا صرف شود. مثلا تطبیق قانون و قوانین ما با شاخص‌های الگوی پیشرفت صورت بگیرد که ما تا الآن چنین چیزی نداشته‏ایم.

وي با بيان اينكه "شکل اداره مجلس عمدتاً براساس تحول تدریجی و یا تطبیق با یک الگوی جدید پیشرفت اسلامی نیست"، افزود: در مجلس، مشکلات پیش افتاده‌ای مطرح می‏شود که در دولت به‌وجود می‌آید یا در شرایط اجتماعی وجود دارد؛ یعنی عمدتاً نگاه‌ها بسیار کلان نیست.

زارعي در پاسخ به اينكه "آيا پیش از این تلاشی برای اصلاح آیین‏نامه نشده است"، اظهار داشت: در هشت دوره مجلس که نگاه می‌کنم در هر دوره‌ای قسمت‌هایی از آئین نامه را بر اساس آزمون و خطایی که با آن مواجه شده‏ایم، اصلاح کرده‏ایم ولی باز جهت‌گیری اصلاحات در راستای الگوی پیشرفت نبوده است بلکه تقویت اختیارات مجلس در قانون‌گذاری یا در نظارت بر دستگاه‌های اجرایی بوده که برخی از این‌ها هم جنبه‌های افراطی دارد.

وي اظهار عقيده كرد كه اگر در مأموریت مجلس نهم، تنقیح قوانین از سال‌های بسیار دور و تطبیق و بازبینی آنها از طریق شاخص‌های الگوی پیشرفت را قرار بدهیم، می‏توانیم یک گام به جلو حرکت کنیم. این شاخص‌ها، شاخص‌های نسبتاً روشنی است که در ادبیات دینی ما طبق فرمایشات حضرت امام و مقام معظم رهبری مطرح شده. اگر بتوانیم قوانین گذشته‎مان را بر این اساس اصلاح کنیم و تطبیق بدهیم خود این اصلاح قوانین به ما کمک خواهد کرد که هم فضای اداری در کشور و هم مناسبات حاکم بر روابط اجتماعی و اقتصادی به تدریج تغییراتی داشته باشد. این حرکت حتی در قوانین قضایی ما که عمدتاً مردم با این نوع قوانین سر و کار دارند تغییراتی را ایجاد خواهد کرد.

عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي در جمع‌بندي اين بخش از سخنان خود گفت: اگر ما برای مجلس نهم مأموریتی را در این زمینه تعریف کنیم می‎توانیم انتظار داشته باشیم تا آخر دوره قدری به الگوی پیشرفت اسلامی نزدیک‌تر شویم. البته بسیار سخت است بخاطر اینکه نمایندگانی که از شهرستان‌ها وارد مجلس می‌شوند، با چنین پیش‌ ذهنیت‌هایی مواجه نیستند. در شرایطی بسیار سخت و بعد از تجربه درگیری‌های بسیار زیاد انتخابات را پشت سر می‌گذارند و وارد مجلس می‌شوند. در مجلس هم وارد ساختارهای تعریف شده‎ای می‌شوند. اساساً افراد کمتر متوجه می‌شوند که کار در مجلس چگونه پیش می‌رود!

در ادامه‌ي اين ميزگرد از دكتر كوچك‌زاده در مورد مآموريت مجلس در زمينه الگوي اسلامي- ايراني پيش‌رفت پرسيده شد كه وي تأكيد كرد: باید در نظرگرفته شود که ما از این پیشرفت به کجا می‌خواهیم برسیم. ما می‌خواهیم ژاپن اسلامی شویم؟ امام در یکی از صحبت‌هایشان به همین مسئله اشاره دارند. ملت ایران که اینقدر خون داد، روحانیت که اینقدر زندان رفت و شکنجه شد، دانشگاه‌ها که صدمه خورد و... برای چه بود؟ ملت می‌خواست که مثل سوئیس شود؟ بعد به دو شعار اساسی انقلاب هم اشاره می‌کنند؛ درباره سوئیس می‌فرمایند که آزاد هستند، مستقل هم هستند. دوباره در جای دیگر می‌فرماید که ملت ایران چه می‌خواست؟ می‌خواست مثل سوئد باشد. هم سوئد را مثال زده‏اند هم سوئیس را. «این‌ها آزاد هستند، مستقل هم هستند. لکن اگر در آن از قرآن خبری نباشد، از امام زمان خبری نباشد، باز هم ملت ایران همین را می‌خواست؟ ملت ایران جوان‏های خود را داد برای اینکه مثل سوئیس شود؟» این نکته بسیار مهم و اساسی است که در تبیین آن نقطه هدف و مقصد و در تعریف این نقطه عزیمت حتماً باید مدنظر قرار بگیرد.

كوچك‌زاده كه معمولاً‌ در اظهارات خود از بيانات امام خميني استفاده مي‌كند، با يادآوري نامه‌ي تاريخي امام به گورباچف به‌عنوان يك نمونه‌ي قابل توجه از مشخص بودن نقطه‌ي عزيمت و نقطه‌ي هدف، اضافه كرد: مضمون نامه امام این است که می‌فرمایند آقای گورباچف شما تصور نکنید که مشکل مملکت شما مشکل مالکیت و اقتصاد و آزادی و اینهاست. مشکل اصلی شما عدم اعتقاد واقعی به خداست و بعد ادامه می‌دهند این همان مشکلی است که غرب را هم به زودی از پای درخواهد آورد. و آن جا تحذیر می‌دهند که «آقای گورباچف! مبادا به دنبال روش‌های حاکم بر غرب بروی و فکر کنی از این چالش نجات پیدا می کنی. به زودی فروپاشی غرب هم شروع می‌شود» که این روزها شاهد آن هستیم.

وي در ادامه با تأكيد بر تنقيح قوانين بر اساس شاخص‌هاي انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: باید در قوانین گذشته هر قانونی که بدون توجه به آن غایت الهی که خداوند برای انسان درنظر گرفته است، تنظیم شده است، تجدیدنظر کنیم. ممکن است ظاهر آن هم با شرع مخالفتی نداشته باشد یعنی چه علمای آن روز و چه شورای نگهبان امروز آن را به عنوان غیر اسلامی رد نکرده باشند. اما وقتی نگاه می‏کنیم، می‏بینیم هدف درستی برای آن انسان با آن غایتی که خداوند برای او تعریف کرده است، در این قانون وجود ندارد.

کوچک‏زاده با بيان نمونه‌اي از رويكردهاي ضد عدالت در قوانين كه بايد در جريان تنقيح قوانين با شاخص‌ها اصلاح شود، گفت: در قانون ما حقوق و امتیازاتی پیش‏بینی شده که این حقوق و مزایا به فرد شایسته داده نمی‌شود؛ به "عنوان" است که داده می‌شود و آن عنوان "مدیر" است. شاید هم زیر دست این مدیر کسی در حال انجام دادن بیشترین کار فکری و یدی باشد. او هیچ امتیازی ندارد چون اسم او مدیر نیست. این خلاف عدالت است. این بخش کوچکی از اصلاحاتی است که باید در قوانین مصوب صد سال گذشته و همین چند سال انقلاب از این به بعد صورت دهیم.

وي در ادامه اين سؤال را مطرح كرد كه "اينكه می‏گوییم مجلس باید به سمتی برود که قوانین، منطبق با شاخص‌ها باشد، آن شاخص‌ها کدام است؟"، اظهار داشت: بنابراين، بايد در مرحله اول، شاخص‌ها را تبیین کنیم که اين‌كار نيز باید براساس کتاب الله و عترت انجام شود.

از اين نماينده‌ي مجلس پرسيده شد كه "آيا بايد كار را متوقف به تبيين همه‌ي شاخص‌ها كرد يا بايد از موضوع‌هايي كه بر روي آن‌ها اتفاق نظر اجمالي وجود دارد، مانند خانواده، عدالت، استكبارستيزي شروع كرد" كه وي، با ذكر نمونه‌اي از اختلاف‌ها برداشت‌ها توضيح داد كه در برخي از اين مسائل همان اتفاق نظر اجمالي هم وجود ندارد. كوچك‌زاده در اين بخش گفت: هر کدام از ما البته با ذائقه و سلیقه خودمان که معلوم نیست چقدر تناقض دارد با آموزه‌های صحیح اسلامی، چیز‌هایی می‌دانیم مثل عدالت؛ اصلاً عدالت چیست؟ یک بحثی که همین چند وقت در جلسات مختلف داشتم بحث امر به معروف و نهی از منکر بود. رسیده بودم به اینجا که اصلی‌ترین ریشه مشکلات کشور در عموم مسائل فراموش شدن امر به معروف و نهی از منکر است. روی این مسئله کار کردم. سؤال می‌کردم که امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ هرکسی تعریفی دارد. یکی می‌گوید همان کشیده‌ای است که بزنید در گوش جوانی که صدای ضبط خود را بلند کرده است و توهین به دختری کنید که یک شاخه موی او بیرون است. در کلام امیرالمؤمنین داریم "و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی"

همين سؤال يعني متوقف كردن تنقيح قوانين به تبيين كليه‌ي شاخص‌ها يا آغاز كردن كار با موضوع‌هايي كه اتفاق‌نظر كلي بر روي آن‌ها وجود دارد، از دكتر زارعي پرسيده شد كه وي تصريح كرد بايد مانند انقلاب اسلامي، كار را شروع كرد و متوقف نشد. او در اين زمينه گفت: برخی می‏گویند الگو را باید تبیین و تدوین کنیم و 20 سال برای آن وقت بگذاریم، ریز مطالب را انجام دهیم و بعداً شروع کنیم. من فکر می‌کنم انقلاب را با مدل انقلاب باید ادامه داد نه با مدل‌های دیگر. مگر ما برای انقلاب همه چیز را آماده کرده بودیم؟ این‌گونه نبود. مگر حضرت امام(ره) تمام کشور را متوقف کرد که قانون تهیه کند، نه، به مرور جلو رفت. ما هر چه جلوتر می‌رویم شناخت ما از واقعیات تفاوت پیدا می‌کند.

وي همچنين اظهار عقيده كرد كه در پیاده‏سازی الگو، مجلس باید به سهم خود مأموریت برای خودش قائل شود. مأموریت برای یک دوره چهارساله نه یک مأموریت بلند. مأموریت‌های نسبتاً روشن‌تری را می‏توانیم در نظر بگیریم. مثلا در بعد مسائل اقتصادی تمام قوانین اقتصادی را که داریم یک‌بار این‌ها را با شاخص عدالت مرور کنیم. قوانین اداری، روابط کار و کارگر، روابط بین شوراها و بین دولت، انتصاب و انتخاب مدیران باید بازنگری شود.

عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس با بيان اينكه "البته در مجلس هشتم تنقیح قوانین هم صورت گرفت، ولی آن تنقیح با این دید تنقيح قوانين بر اساس شاخص‌هاي انقلاب اسلامي نبود"، توضيح داد كه اين تنقيح بیشتر رفع تعارضاتی بود که به صورت پروژه‌ای یک‌سری کارشناس از بازرسی کل کشور جمع‌آوری کردند و خروجی‌های آن در دستور کار مجلس قرار گرفت. مطابق این تنقیح، مثلا مصوبات سال فلان و فلان حذف و مصوبات جدید جایگزین همه این‌ها می‏شد.

وي پيشنهاد خود براي مدل جديد تنقيح قوانين را نيز به اين صورت بيان كرد كه: "اكنون یک حرکت به صورت تجربی در مجلس وجود دارد. منتهی اگر آن موقع فقط کارشناسان وزارت کشاورزی و اینها را جمع کردیم این بار بايد برخی از کارشناسانی که روی شاخص‌های انقلاب کار کرده‏اند مثل اساتید و علما و شخصیت‌هایی که در مسائل دینی تسلط بیشتری دارند، را دعوت کنیم. این تنقیح باید صورت بگیرد. هر زمانی احکام اسلام را توانستیم خوب بفهمیم و آن را در کشور نهادینه کنیم، یقیناً خداوند خیر و برکت زیادی را بر ما ساری و جاری کرده است."

زارعي همچنين به يكي از مشكلات موجود در زمينه تصويب قوانين در مجلس نيز اشاره كرد و گفت: یکی از کارهایی که خیلی وقت مجلس را می‌گیرد، مربوط به زمانی است که یک قانونی را تصویب کرده‏ایم؛ دولت لایحه می‌دهد و می‏خواهد فلان ماده‌ي آن را  اصلاح کند. در عمل اجرا کرده و به مشکلاتی برخورده است. لایحه می‌دهد که این اصلاح شود یا خود نمایندگان جمع می‌شوند، طرح می‌دهند که فلان ماده از فلان قانون اصلاح شود. شما ببینید چقدر اصلاحیه به اینها اضافه کردیم. گاهی اوقات به قول برخی دوستان اگر می‌خواهید کاری در کشور بكنيد، هم قوانینی دارید که اگر بخواهید عمل کنید، می‌توانید و هم اگر بخواهید انجام ندهید، چیزهایی در اختیار دارید! ما باید از اول رنگ و بوی اسلامی به این‌ها بدهیم و محتوای آن از این حیث باید قوی شود. این به نظر من یکی از وظایف مهم نمایندگی است. یکی از آفت‌های مهم در کشور ما روزمرگی است و من فکر می‌کنم جزو استراتژی‌های دشمن همین است.

در بخش ديگري از اين نشست، كوچك‌زاده با بيان اينكه عمق نیاز و هدف را متوجه نشدیم و شاخص در دستان‌مان نیست، ادامه داد: لذا براساس احساس فعلی‌مان با مشاهده مشکل طرحی می‌دهیم، پنج روز بعد با مشکل مواجه می‌شویم و طرح دیگری می‌دهیم. برای همین است می‌گویم تا آن‌ها فراهم نشود کارهای ما آزمون و خطایی و تلف کردن عمرمان است.

از وي پرسيده شد كه تبيين شاخص‌ها وظيفه‌ي كيست كه او با تأكيد بر اينكه اين كار، وظيفه‌ي دين‌شناسان است، از اينكه چنين كاري با توجه به ساختار و تركيب مجلس در اين نهاد به نتيجه برسد، اظهار خوش‌بيني نكرد و گفت: شکل انتخابات و ترکیبی که از مجلس در قانون جمهوری اسلامی نوشته شده است، چنین مجموعه‌ای را بیرون نمی‌دهد. شما تکرار می‌کنید و من اصرار دارم که این را رد کنم. تفاهم اولیه راجع به بسیاری از بدیهیات نیست. ما یک قانونی آوردیم در لایحه حمایت از خانواده؛ می‌دانید که این لایحه متوقف شد؛ برگشت داده شد به کمیسیون و تا امروز حرفی از آن نیست. آنجایی که متوقف شد سر یک بحث مسلم و قطعی دینی بود. سر چه قضیه‌ای بود؟ سر تعدد زوجات و ازدواج موقت. ببینید عدالت چیست؟

از دكتر كوچك‌زاده با يادآوري سفارش مقام معظم رهبری مبني بر اينكه "مجلس و شورای نگهبان جلوی تصویب قوانین ضد عدالت را بگیرند،" پرسيده شد كه آيا مرکز پژوهش‌های مجلس مي‎تواند به تبيين شاخص‌هاي ضد عدالت كمك كند كه وي اظهار داشت: عنوان این مرکز ممکن است این صلاحیت را به ذهن متبادر کند ولی ترکیبی که من از آن می‌شناسم، این کاره نیست. یک‌سری بروکرات مدرک گرفته جمع شدند برای یک‌سری کارهای روزمره. می‏گویند مثلاً راجع به فلان طرح پژوهش هم کردیم. اما همین غایتی که در این تحقیق درنظر گرفته بودید، چقدر اسلامی است؟ می‌شود ثابت کرد برخی طرح‏ها با مسلمات اسلامی سازگار نیست. من نمی‌گویم مجلس نباید این کار را انجام دهد. هر چقدر "می‌تواند" باید انجام دهد. ولی می‌گویم این "می‌تواند" این‌قدر کم است که نمی‌توانیم از آن انتظاری داشته باشیم.

در بخش ديگري از اين ميزگرد، از دكتر زارعي پرسيده شد كه مجلس چه مدل اجرايي را مي‌تواند براي به‌كار انداختن تنقيح قوانين بر اساس الگوي پيش‌رفت اسلامي به‌كار بگيرد كه وي اظهار داشت: اگر ما بخواهیم این مأموریت را انجام دهیم چه باید بکنیم؟ در این مجلس چه کردیم؟ یک نفر را در اختیار رئیس کمیسیون گذاشتیم که مصوبات را پیگیری کند. اگر مصوبه به دستگاه‌ها می‌رود، نتیجه آن را بررسی کند. می‌توانیم در مجلس نهم برای هر کمیسیونی یک تیم مشاوره‌ای قرار دهیم. البته الآن هم کمیسیون مشاور دارند اما ما ندیدیم مشاورها خاصیتی داشته باشند. بعضی ازکمیسیون‏ها دو سه مشاور دارند و رفت و آمد هم دارند ولی آثار ملموسی برای ما ندارد. خیلی تشریفاتی است. صرفا کاریابی برای یک عده افرادی است که در مجلس می‌آمدند و می‌رفتند و برای اینها شغل‌یابی شده است! ولی در مجلس نهم باید بیاییم در کنار هر کمیسیونی یک تیم مشاور قرار دهیم که اینها مأموریت‌شان مشخص باشد. مأموریت‌شان در راستای اصلاح قوانین براساس شاخص‌های الگوی پیشرفت اسلامی باشد.

همچنين از دکتر کوچک‏زاده پرسيده شد كه آیین نامه داخلی مجلس براي اجراي برنامه‌هايي مانند تنقيح قوانين بر اساس شاخص‌ها و يا جلوگيري از تصويب قوانين ضد شاخص به چه اصلاحاتی نیاز دارد، كه وي گفت: اگر یک مجموعه بخواهد ادعا کند که من منطبق بر روش‌هایی که در الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت درخواهد آمد، دارم حرکت می‌کنم باید در کارها اولویت بندی داشته باشد. اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم این نظم امر چیست؟ حتماً یکی از آن، تخصیص زمان به کارهای مهم‌تر است. یعنی این یک توصیه قطعی اسلامی است برای کسانی که بعداً الگوی پیشرفت اسلامی را می‌نویسند. متأسفانه شیوه کار مجلس پرداختن به کارهای اولویت‏دار نیست. اگر ان شاءالله در مجلسی اختیاردار شدیم حتماً در ابتدای کار یک‏ماه، دوماه و یا هرچقدر لازم شد با شور همین 290 نفر از همان اول با توافق خودشان جا می‌اندازیم که اولویت‌های کار کشور که مربوط به قانون‌گذاری می‌شود، کدام است. الآن هر 15 نماینده می‌توانند یک پیشنهاد را امضا کنند. این بدون تردید وقت مجلس و کمیسیون‌ها را می‌گیرد. باید در کمیسیون بررسی شود و در صحن بیاید و اگر کلیات آن رأی نیاورد دوباره از دستور کار مجلس خارج می‌گردد که باز هم می توانند بعد از مدتی مشخص عین آن را پیشنهاد کنند. این روش درستی نیست. این یعنی یک اشکال در آئین نامه داخلی مجلس که اگر بررسی کنیم می‌فهمیم که در آن کارهای بسیار مهم و اولویت‏دار مثل ایجاد قوانین لازم برای اجرای صحیح ذیل اصل 44 و یا مباحث مربوط به اشتغال و بودجه تا کارهای پیش پا افتاده داخل همدیگر افتادند و وقت مجلس را گرفته است.

وي در پاسخ به اينكه "آيا تنقیح قوانین هم می‌تواند جزء اولویت‌ها بیاید"، با تأييد اين مسئله افزود: حتماً هست یعنی اگر بخواهیم به آن عدالت و هدف‌مان دست پیدا کنیم باید قوانین گذشته و قوانین بعد از این را چک کنیم. اما مثلاً بیکاری و اوضاع ناهنجار اقتصادی و مباحث مربوط به حجاب مسئله اول کشور است؟ یعنی مسئله اول کشور کدام است، دوم کدام است؟ باید ده اولویت در ابتدای کار مجلس تعیین شود و بعد وقتی هر 15 نفر طرحی را آوردند که مربوط به کشیدن لوله آب فلان منطقه تهران و یا فلان منطقه جاسک و چابهار بود به صرف همین نیاید اول دستور قرار گیرد. الآن به ترتیب وصول هر پیشنهادی داده شود، می‏رود در دستور و درباره آن بحث می‌شود. مگر اینجا صف نانوایی است که هر که زودتر آمد اینجا باید این اهمیت را داشته باشد؟! این طرحی که آمده با کدام یک از اولویت‏ها می‎خواند؟

وي در پايان با تأكيد بر سوء استفاده جريان‌هاي قدرت و ثروت از نبود اولويت‌گذاري كلان در مجلس گفت: من تردیدی ندارم کسانی که به تأثیر و جایگاه مجلس در کشور واقف هستند، برای مجلس طرح و برنامه می‌نویسند و می‌آورند و برای آن قانون می‌نویسند و در غفلت 290 نفر تصویب می‌کنند و می‌برند.

تأييد صلاحيت‌هاي جديد ابزار معامله نشود، هيچ كانديدايي وام‌دار كسي نيست جز رهبري

رهبر معظم انقلاب بخشي از بيانات مهم و راهبردي خود در خطبه‌هاي نماز جمعه 14 بهمن را به موضوع بررسي صلاحيت‌ها اختصاص دادند و ضمن تأكيد بر رقابتي بودن انتخابات از شوراي نگهبان خواستند كه با سماحت بيشتري در زمينه احراز صلاحيت‌ها اقدام كند.

به گزارش رجانيوز، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بر اين مسئله تأكيد كردند كه "شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحيت‌ها را احراز كند" تا روشن شود كه برخي شبهه‌ها مبني بر اينكه در انتخابات‌ها، نبايد بنا بر احراز صلاحيت باشد، بلكه اصل بر اين است كه فرد ثبت نام كننده صلاحيت دارد، مگر اينكه خلاف آن ثابت شود، مبنايي ندارد.

با اين حال، ايشان پس از تأكيد بر وظيفه شوراي نگهبان در احراز و تشخيص صلاحيت‌ها افزودند: البته توصيه‌ى هميشگى ما اين بوده است كه سطح صلاحيت‌ها را آن‌قدر بالا نبرند كه يك عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه كه موجب صلاحيت است، يك قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه كنند.

طرح اين بيانات از سوي رهبر معظم انقلاب آن‌هم پس از تأكيد ايشان بر رقابتي بودن انتخابات نشان مي‌دهد كه از نظر رهبري، خنثي كردن طراحي دشمن بر القاي غيررقابتي بودن انتخابات و كاهش مشاركت يك راهبرد اصلي است و در ضمن، توصيه‌ي ايشان به شوراي نگهبان مبني بر برخورد با سماحت بيشتر در قبال كانديداها مسوبق به سابقه بوده است، به‌عنوان نمونه در مجلس هفتم نيز با دستور شخص ايشان، صلاحيت تعدادي از نامزدهاي معترض مجدداً‌ مورد بررسي قرار گرفت و در نتيجه‌ي آن برخي از كانديداها كه عمدتاً نيز به جريان موسوم به اصلاح‌طلب گرايش داشتند، تأييد صلاحيت شدند.

در عين حال، تأكيد مجدد ايشان به شوراي نگهبان براي بالا نبردن بيش از حد سطح صلاحيت‌ها به‌طور كلي زمينه‌ي معامله‌گري و وام‌دار كردن افراد را نيز از بين مي‌برد تا كانديداهايي كه از اين به بعد تأييد صلاحيت مي‌شوند، بازي برخي از جريان‌ها و افراد سياسي را نخورند كه در روزهاي اخير مدعي هستند در اثر ارتباطات با شوراي نگهبان امكان تأييديه گرفتن را دارند و خود را وام‌دار آن‌ها نيز ندانند.

در اين زمينه، كانديداهايي كه با آسان‌گيري نسبي شوراي نگهبان مشمول تأييد صلاحيت‌ها خواهند شد حتي مديون و وام‌دار شوراي نگهبان نيز نيستند، بلكه مديون سعه صدر و روشن‌بيني شخص رهبر معظم انقلاب هستند كه علي‌رغم برخي فضاسازي‌ها و تلاش‌ها براي محدود كردن انتخاب‌هاي مردم، ايشان هم بر رقابتي بودن انتخابات و وسيع بودن دايره انتخاب تأكيد دارند و هم بر اينكه اين كار بايد كاملاً در چهارچوب قانوني و ساز و كار شوراي نگهبان انجام شود نه از طريق ابزارهاي فشار رسانه‌اي، جنگ رواني و بازتوليد ادبيات فتنه، به‌طوري كه در ادامه‎ي همين بيانات تأكيد كردند: « بعضى‌ها به اين نظارت‌هاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترض‌ند. ممكن است اعتراض‌شان به‌جا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه كنيم كه وقتى يك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصميمى گرفت، ما تسليم باشيم. همه‌مان بايد تبعيت كنيم. مثلاً مجلس يك قانونى را مي‌گذراند؛ ممكن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگويم اين قانون معيوب است؛ اما قانون است، بايد بر طبقش عمل كنم. وقتى يك مقام مسئولى كه مورد اعتماد هم هست - مثل شوراى نگهبان - تصميمى گرفت، بايد تسليم آن شد، بايد تبعيت كرد.»

شکم پرکن های سالم+عکس

همه ما گرسنه می شویم و نیاز به آن داریم تا غذایی خورده و گرسنگی خود را رفع کنیم. برای این کار از غذاهای متفاوتی استفاده می کنیم و به هر نحوی فقط خود را سیر می کنیم.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، غذاهای متفاوتی هستند که معده ما را پر می کنند اما گاهی مجبوریم تا از غذاهایی استفاده کنیم که برای مدت زیاد ما را سیر نگه دارند و در نتیجه ما کمتر احساس گرسنگی می کنیم و شاید این امر به لاغری شما کمک نیز بکند.

فرنی:

فرنی ها و حریره ها باعث می شوند تا کربوهیدراتی که درون آن ها است به آرامی رها شده و وارد خون شما می شوند و شما را سیر نگه می دارند. بهتر است تا از این ماده در صبحانه تغذیه کنید و این به شما کمک می کند تا از غذای ساعت 11 جلوگیری شود.



پاپ کرن:

اگر به دنبال یک تغذیه سالم در هنگام انجام کارهایتان می گردید باید بدانید که بهترین انتخاب می تواند پاپ کرن باشد. این تغذی سالم مقدار زیادی فیبر دارد و همچنین از چربی کمی هم برخوردار است اما مهمترین نکته آن این است که معده شما را پر میکند و نمی گذارد تا بیش از حد غذا بخورید. فوایدی که در 25 گرم پاپ کرن وجود دارد خیلی بیشتر از فوایدی است که در همین مقدار چیپس یا شکلات وجود دارد.



سیب:

کمتر کسی وجود دارد که از فواید سیب چیزی نداند. همانطور که می دانید سیب یک منبع سرشار از فیبر است و همین برای بدن یک مزیت بزرگ است. محققان به این نتیجه رسیده اند که خوردن یک سیب 20 دقیقه قبل از وعده غذایی باعث می شود تا مقدار غذایی که مصرف می کنید کمتر باشد. همچنین به واسطه فیبر معده شما را پر کرده و گرسنگی را از شما دور می کند.



پرتقال:

پرتقال و دیگر میوه های نارنجی از دسته میوه های بسیار مفید برای بدن هستند که در دور کردن گرسنگی از شما نیز بسیار موثراند. این میوه ها تا دوبرابر بیشتر از موز معده شما را پر میکنند و همان مقدار کالری را نیز به بدن شما وارد می کنند. پرتقال ها از 86 درصد آب تشکیل شده اند و محققان به این نتیجه رسیده اند که میوه هایی که مقدار زیادی آب دارند بدون اینکه به بدن شما کالری وارد کنند انرژی را وارد لازم را وارد بدن شما می کند.




تخم مرغ:

تخم مرغ ها موادی هستند با کالری بالا و شاید برای این لیست خیلی جالب نباشند اما به دلیل پروتئین زیادی که دارند باعث می شوند تا برای یک مدت طولانی احساس سیری بکنید و دیگر لازم نیست تا غذاهای اضافه در طول روز بخورید. بهتر است تا از تخم مرغ ها در هنگام صبح استفاده کنید.



تصویری دیده نشده از آیت الله مهدوی کنی

آیت الله محمد رضا مهدوی کنی به سال 1310 در روستای کن واقع در حومه تهران متولد شد. ایشان یکی از قدیمی ترین مبارزان انقلاب اسلامی و کهنه سربازی در نهضت امام خمینی است که هنوز هم افتخار حضور در صف انقلابیون وفادار به آرمان های آن امام را دارد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، آیت الله محمد رضا مهدوی کنی به سال 1310 در روستای کن واقع در حومه تهران متولد شد. ایشان یکی از قدیمی ترین مبارزان انقلاب اسلامی و کهنه سربازی در نهضت امام خمینی است که هنوز هم افتخار حضور در صف انقلابیون وفادار به آرمان های آن امام را دارد. تصویر زیر ، ایشان را در کنار شهید حاج حسین خرازی ، فرمانده لشکر 14 امام حسین نشان می دهد. تاریخ برداشته شدن عکس مشخص نیست اما با توجه به زمان شهادت حاج حسین خرازی (عملیات کربلای 5) آیت الله مهدوی کنی ، در آن زمان به حکم امام خمینی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.


عکس/هاشمی و 2 کاندیدای اصلاح‌طلب مجلس

جمعي از كارگران كشور با آیت الله هاشمی رفسنجانی رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دیدار کردند.در این تصویر علیرضا محجوب نماینده اصلاح طلب تهران در مجلس هشتم و دبیر کل خانه کارگر (نفر وسط) و خانم سهیلا جلودارزاده کاندیدای انتخابات مجلس نهم (عضو تشکل اصلاح طلب خانه کارگر) دیده می شوند.

دکتر احمدي نژاد قرار است فردا از مجموعه روزنامه ايران بازديد کند.

فردا باید منتظر حرف جدیدی باشیم؟

به نظر می رسد که با توجه به انتقادهایی که در چند روز اخیرا در خصوص اتفاقات بازار طلا و ارز و آنچه که بعضی رسانه ها و شخصیت ها از ضعف دولت در برخورد با آن نام میبرند رییس جمهور فردا سخنان جدیدی را در این مورد مطرح کند ؟
احمدی نژاد در آخرین روز از هفته گذشته بعد از چند روز سکوت در خصوص این مساله مواضعی را مطرح کرد که البته با برخی انتقادها نیز مواجه شد.
احمدی نژاد در سخنان خود خطاب به برخی در داخل کشور گفت: درست است که با بنده مخالف هستید اما مرا ملت ایران انتخاب کرده است و اگر زنده باشم تا پایان دوره دهم ریاست جمهوری باید مرا تحمل کنید.
احمدی نژاد ادامه داده بود: اکنون دست و بال ها را بسته اید و به دلیل مصالح کشور سکوت می کنیم اما سینه خیز هم که شده برای آبادانی کشور حرکت می کنیم.
گفتنی است “الف”رسانه نزدیک به احمد توکلی نماینده تهران مدعی شده بود که سکوت احمدی نژاد نوعی قهر بوده است.
از سوی دیگر با توجه نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس نیز به نظر می رسد رییس جمهور مطالبی را در مورد این مساله به تیم رسانه ای دولت اعلام کند.
گفتنی است محمود احمدی نژاد چندی پیش یک نشست غیر علنی با افرادی که از آنها به عنوان حامیان دولت نام برده شد داشت که با حاشیه های فراوانی مواجه شد.
برخی سخنان آن نشست توسط رسانه های نزدیک به دولت منتشر شد اما هرگز متن کامل که به تایید رسمی دولت رسیده باشد در اختیار رسانه ها قرار نگرفت. حالاباید منتظر ماند و دید که آیا رییس جمهور فردا حرف های جدیدی را به تیم رسانه ای اش اعلام خواهد کرد؟



سیدی …انا بنتکم فاطمه بنت شهید عماد مغنیه

آقای من! من فاطمه دختر شما، دختر عماد مغنیه هستم

دختر شهید عماد مغنیه خطاب به رهبر معظم انقلاب گفت: (سیدی …انا بنتکم فاطمه بنت شهید عماد مغنیه) آقای من…من دختر شما؛ فاطمه دختر شهید عماد مغنیه هستم.

صدها نفر از جوانان ۷۳ کشور جهان از جمله جوانان مصر، تونس، لیبی، لبنان، یمن، بحرین و فلسطین روز گذشته در فضایی صمیمانه و لبریز احساسات اسلامی و انقلابی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

دختر شهید عماد مغنیه در سخنانی در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: پیروزی انقلاب اسلامی سرآغاز بیداری اسلامی است.

فاطمه مغنیه سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: (سیدی… انا ابنتکم فاطمه بنت شهید عماد مغنیه…..) مولای من …من دختر شمافاطمه دختر شهید عماد مغنیه هستم.

حضور فاطمه مغنیه پشت تریبون فضای نشست روز گذشته را تحت تاثیر قرار داد و زمانی که شروع به سخنرانی کرد ، حاضران را به گریه انداخت. وی در خلال صحبتهایش نام سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله را برد که حاضران نشست شعار دادند: (لبیک یا نصرالله. لبیک یا نصرالله).



پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/14/ گفت‌وگو با دكتر سقاي بي‌ريا

جزئياتي از عقايد باطل حلقه نفوذي در دولت و علت استعفا/ ناگفته‌اي از ديدار آيت‌الله مصباح و شاگردانش با امام خميني

هفته گذشته حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محمد ناصر سقای بی‌ریا مهمان رجانیوز بود و در گفت‌وگویی تفصیلی به بیان نظراتش درباره انتخبات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی پرداخت. سقای بی‌ریا که در سال 1354 وارد حوزه علمیه قم شده، از شاگردان ممتاز آیت الله مصباح یزدی است که در سال 1370 برای تحصیل به دانشگاه مک گیل کانادا اعزام شد و سپس مسئولیت مرکز اسلامی در هوستون امریکا را عهده دار شد. وي در سال 1384 به ایران بازگشت و پس از چند ماه به درخواست دکتر احمدی نژاد و تکلیف آیت الله مصباح یزدی، مشاور ردیس جمهور در امور روحانیت شد و تا اواخر سال 1389 در این سمت باقی ماند. زاویه گرفتن جریان نفوذی در دولت دهم از مبانی انقلاب و اسلام موجب شد تا در زمستان 1389 حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سقای بی‌ریا از سمت مشاورت رئیس جمهور در امور روحانیت استعفا دهد و مسئولیت دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بپذیرد.

بی‌ریا با اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی به این جبهه پیوست و در انتخابات مجلس نهم از حوزه انتخابیه تهران کاندیدا شد. آنچه در ادامه می خوانید بخش هایی از گفتگویی تفصیلی خبرنگاران رجانیوز با دکتر سقای بی‌ریا است که به موضوعاتی مانند سفر طلاب موسسه امام خمینی به غرب برای تحصیل و فعالیت تبلیغی در مراکز اسلامی در امریکا، دلایل حضور در دولت‌هاي نهم و دهم و کناره گیری و كانديداتوري انتخابات مجلس نهم پرداخت.

مشروح این گفت‌وگو نيز در پیوندهای زیر آمده است:

"ناگفته‌اي از ديدار آيت‌الله مصباح و شاگردانش با امام خميني/ رهبر انقلاب در ديدار با طلاب اعزامي به امريكا چه فرمودند"

"خاطراتي از توصيه‌هاي رهبر انقلاب به طلاب قبل از سفر امريكا/ علت ورود انتخاباتي شاگردان آيت‌الله مصباح"

حجت‌الاسلام و المسلیمن دکتر ناصر سقای بی‌ریا در ابتدای این گفت‌وگو درباره سفر گروهی از طلاب به غرب برای تحصیل گفت: سال 70، 71 بود 13 نفری که بنا شد برای اولین بار به کانادا و دانشگاه مک کیل اعزام شویم، برای خداحافظی، ملاقاتی با حضرت آقا داشتیم. بعد از ماه مبارک رمضان بود که خدمت‌شان رسیدیم. ایشان بعضی از فرازهای دعای ابوحمزه را بيان كردند که "ان لنا فیک املا طویلا" یعنی ما خیلی به این کاری که شما می‌خواهید بكنيد، امید داریم. گفتند شما بروید و تحصیلات‌تان را انجام دهید و برگردید و حوزه‌ها را در این بحث‌ها غنی کنید و سرریزش به دانشگاه‌ها هم برسد؛ این فرمایشی بود که در ما خیلی تأثیر داشت. یعنی این عنایتی که حضرت آقا نسبت به این گروه داشتند و کاملاً مورد تأیید آقا بود و با علم و اطلاع آقا چنین کاری در حال انجام است. بالاخره ما بورسیه‌ی جمهوری اسلامی شدیم و شاید اولین گروهی بودیم که از حوزه، بورسیه جمهوری اسلامی بودیم که شخص آیت‌الله مصباح مسئول ما بودند و ما طی یک نامه کتبی به ایشان -البته قرارداد رسمی محضری نبود- تعهد کردیم که دو برابر مدت تحصیل برگردیم و به وطن‌مان خدمت کنیم. این را من عرض کردم که روشن شود که جهت‌گیری ما این نبود که برویم تا دستاوردهای غرب را بیاوریم و از آن الگو بگیریم.

بی‌ریا در مورد حضورش در امریکا نیز گفت: نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نیویورک مستقر بود و آن موقع مسئولیت‌اش با آقای خرازی بود، ایشان اصرار کردند که سه مرکز اسلامی در امریکا وجود دارد که تحت نظر ماست و نیاز به سرپرستی دارد. سه نفر از کسانی را که زبان‌شان بهتر است، از نظر علمی هم در ردیف برجسته‌تری هستند، به این‌جا اعزام کنید، ما ترتیبی می‌دهیم که آن‌ها در این جا دنباله‌ی درس‌شان را هم بخوانند، چون ما تازه یک سال و نیم از ورودمان به کانادا گذشته بود.

وی افزود: سه مرکز بود. یکی در واشنگتن به نام مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن، یک مرکز جدیدالتأسیس در نیویورک به نام مسجد امام علی علیه‌السلام که این دو مرکز بیشتر برای کارمندان بود. دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن است که این مرکز تعلیمات اسلامی در حقیقت پاتوق مذهبی و دینی بچه های دفتر حفاظت منافع بود. یک هیأت اعزامی به سازمان ملل هم داریم که سفرایی داریم و سفیر دائمی ما در آن‌جا مستقر است و با خانواده‌های‎شان در نیویورک هستند. مسجد امام علی علیه‌السلام در حقیقت براي آن‌ها تأسیس شده بود، آن‌ها در آن‌جا یک مدرسه هم دارند. در هوستن و تگزاس هم یک مرکز تحت عنوان مرکز مطالعات اسلامی داشتیم که از میان این سه مرکز، آن مرکز تعلیمات اسلامی هوستن، بین‌المللی بود. در آن دو مرکز بیشتر فارسی زبانان رفت و آمد داشتند و به ندرت غیرایرانی‌ها در آنجا بودند. برنامه‌های رسمی غیرفارسی در آنجا برگزار نمی‌شد. البته معمولاً کسی که آنجا بود یک بخشی از خطبه‌های جمعه را به انگلیسی می گفت. اما بقیه‌ی برنامه‌ها بیشتر فارسی بود. آن مرکزی که در هوستن بود برنامه‌هایش انگلیسی بود چون همه‌ی ملیت‌ها بودند و خیلی محیط جالبی بود. یعنی ایرانی‌ها، پاکستانی‌ها، هندی‌ها، تانزانیایی‌ها، آفریقایی‌ها بودند. حتی امریکایی‌های مسلمان هم بودند و بین‌المللی بود.

سقای بی‌ریا درباره دیگر فعالیت های مرکز اسلامی هوستون افزود: روز قدس آنجا مراسم برگزار می شد. البته اوایل، مراسم روز قدس در امریکا در یک شهر بیشتر برگزار نمی‌شد و آن هم در واشنگتن بود و از همه‌ی شهرها و ایالت‌ها بودند که از هر شهری تعدادی بودند، بیشتر هم دانشجویان ایرانی می‌رفتند و در واشنگتن تظاهرات برگزار می‌شد. اما دیگر چندسال که گذشت، کم‌کم در جاهای دیگر هم تظاهرات شروع شد؛ از جمله در هوستن، مسلمانان مراسم روز قدس را برگزار می‌کردند و مرکز این قضیه بود. تمام مسلمانان شهر را که تعدادشان هم بسیار زیاد بود و مساجد متعددی داشتند، دعوت می‌کردیم و رو به روی پارک شهرداری آنجا تجمعی برگزار می‌شد كه با توجه به جمعیت کم و اقلیتی که در آنجا هست، جمعیت خوبی جمع می‌شد.

وي ادامه داد: عمده فعالیت‌هاي ما اجتماعی، فکری و فرهنگی بود. با کلیساها جلسات بحثی داشتیم، البته من حدس می‌زدم در بین برخی از فعالین کلیساها، مأموران امنیتی امریکا هم هستند. می‌آمدند ببینند که در آنجا چه خبر است و ما چه می‌گوییم، افکارمان چیست، اهداف‌مان چیست و چه کارهایی در دست داریم. الحمدلله ما آنجا یک تجربه‌ای داشتیم و آن این بود که کارمان را خیلی باز انجام می‌دادیم، در دفتر کار بنده عکس حضرت امام(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود و مأمورین اینها می‌آمدند و عکس‌ها را می‌دیدند، چون در اساسنامه‌ مرکز ما هم نوشته شده بود که رهبر این مرکز، رهبر مسلمانان و شیعیان دنیاست. عکس امام و آقا هم بود و مخفی نمی‌کردیم.

حجت‌الاسلام بی‌ریا درباره روابط‌شان با دفتر رهبر معظم انقلاب در زمان حضور در امریکا هم گفت: در جلسه‌ای که در دفتر بین‌الملل حضرت آقا تشکیل شد و آن موقع که ما به ایران آمده بودیم، به هر حال، نمایندگی امور حسبه را داشتیم، ابراز کردیم که نمی‌شود از آنجا پول فرستاد، چون ممنوع بود و خلاف قانون به شمار می رفت و به شدت جلوگیری می‌کردند و به نوعی این قضیه تحریم بود. حضرت آقا در آن جلسه‌ای که در دفتر ایشان برگزار شد، بنا را بر این گذاشتند که به ما اجازه‌ی دریافت مصرف تام وجوهات را دهند و این در امریکا بسیار پیچیده بود که فلانی، نماینده‌ی آیت‌الله خامنه‌ای در امور خمس و زکات و این‌گونه مسائل است. از جاهای مختلف با ما تماس می‌گرفتند و می پرسیدند که شما در این امور نماینده‌ی آیت‌الله خامنه‌ای هستید؟ ما می گفتیم بله. چون می‌خواستند وجوهات‌شان را حساب کنند و خمس‌شان را دهند و ما نه نمی‌گفتیم و آن‌ها قطعاً تلفن‌های ما را شنود داشتند، ولی چون احساس می‌کردند که ما مخفی‌کاری نمی‌کنیم، کاري نداشتند. از افرادی که به مسجد می‌آمدند، FBI با آنها مصاحبه می‌کرد سؤال می کردند که فلانی چه کار می کند و به کجا وصل است، پولش از کجا می آید، این‌طور سؤالات را می کردند ولی الحمدلله آنجا مردم مخارج آن مرکز را خودشان تأمین می کردند، خودشان از جیب خودشان می‌دادند و واقعاً به جایی متصل نبودیم. آن خمس را هم مردم خودشان می دادند و از دولت ایران چیزی دریافت نمی‌کردیم. خب این هم بخشی از کار بود که انجام شد. بنده 10 سال تمام در در همان مرکز بودم. در طی این 10 سال خداوند توفیق داد ما ساخت یک مدرسه تمام وقت را که دو طبقه داشت، شروع کردیم که به تدریج کلاس‌ها هر سال یکی دو کلاس اضافه می شد و از کودکستان شروع کردیم، بعد اول دبستان، دوم دبستان همین‌طور هر سال اضافه می‌کردیم تا اینکه رسید به دوره‌ی راهنمایی و دوره ی دبیرستان؛ الآن تا پایان دبیرستان کلاس دارد.

دکتر سقای بی‌ریا در مورد نحوه‌ي پذیرش سمت مشاورت رئیس جمهور در امور روحانیت نیز به نکات قابل توجهی پرداخت و بيان داشت: همان سال اول، تجربه‌های بعد از برگشت از وطن این بود که در زمینه‌ی انتخابات فعال شدیم و آن تجربه‌ی اعزام‌های به خارج از مناطق کشور و سخنرانی‌ها و اینها که منجر شد، به روی کار آمدن دولت نهم و آن سمت مشاورت رئیس جمهور که آن هم آن طور شد که مشورتی کرده بودند با حضرت آقا که من چه کسی را به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت قرار دهم، آقا فرموده بودند با آیت‌الله مصباح مشورت کنید. حاج آقا هم به ما امر فرمودند.

وی افزود: من در طول این زمان یعنی از سال 54 تا 84 که در خدمت‌شان بودیم، هیچ وقت ندیده بودم که این‎طور محکم بگویند که وظیفه این است که این کار انجام شود. هیچ وقت امر نمی‌کنند یعنی در طبع ایشان چنین چیزی نیست. مشورت می‌دهند و می‌گویند خود شما فکر کنید و تصمیم بگیرید، ولی اینجا فرمودند که اگر ما اين‌كار را نکنیم چه کسی مي‌كند. شما وظیفه دارید که بروید و ما هم این قضیه را پذیرفتیم.

سقای بی‌ریا درباره فعالیت هایش در دوران تصدی سمت مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت نیز گفت: بنده به‌عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت به خیلی از شهرها و استان‌ها رفتم. گاهی از طرف هیأت دولت مأموریتی به سفرهای استانی داشتیم. همان‌جا بنده گفتم شخص آقای احمدی‌نژاد مطرح نیست، او یک سرباز است. هشت سال ایشان تمام می شود ولی این حرکت، حرکت ادامه داری است. اگرچه شخصیت‌ حقیقی و حقوقی آقای احمدی‌نژاد را متفاوت می دانیم. شخصیت حقیقی ایشان به‌عنوان رئیس دولت و رئیس جمهور باید تا آخر محترم بماند ولی انتقادهاي ما نسبت به عملکردها، مسائل فرهنگی، جهت‌گیری ها، بعضی پشتیبانی‌های مطلق و غیرمشروط سرجای خودش هست و ما به شدت منتقد هستیم. با آن حلقه انحرافی که در حاشیه دولت شکل گرفت، واقعاً با آن مخالف هستیم.

وی درباره دستاوردهای دولت‌هاي نهم و دهم نیز گفت: دستاوردهایی که دولت نهم و دهم داشتند، منتسب به فرد خاصی نیست، این را نباید اشتباه بگیریم. وقتی گفته می‌شود حلقه‌ی انحرافی بعضی فکر می‌کنند که تمام کارهایی که دولت نهم و دهم کردند، باطل است؛ نه. این‌طور نیست. خیلی کارهای مثبتی شد. اولاً کار را فقط رئیس جمهور انجام نداده است. من شاهد هستم که خیلی از وزرایی که بعضاً کنار گذاشته شدند، کارهای خیلی بزرگی از خودشان به یادگار گذاشتند. آن کارها و تجربه‌ها متعلق به انقلاب است. متعلق به شخص نیست، اگرچه ممکن است در اسم منتسب به فردی باشد اما تجربه‌های انقلاب است و این تجربه‌ها، تجربه‌های عزیزی است كه باید بماند.

وی افزود: قدم‌هایی همچون سفرهای استانی، ارتباط نزدیک با مردم و در فکر برآوردن نیازهای مردم بودن، در فکر خدمت صادقانه به مردم بودن، اینها چیزهایی است که ما باید مثل جان شیرین از آن مراقبت و محافظت کنیم. هیچ ربطی هم به افراد و اشخاص ندارد و همه سهیم بودند. بدنه دولت، هیأت دولت در بسیاری از این کارها همه سهیم هستند و من خبر دارم خیلی از همین افراد از همان اول با آن حلقه‌ی انحرافی ارتباط نداشتند و مخالف هم بودند. منتهی بنا بر مصالحی ابراز نمی‌کردند. این دستاوردها، دستاوردهای انقلاب و در حقیقت دستاوردهای مردم است كه در مناسبات آینده و در انتخاب رؤسای جمهور آینده باید حفظ شود. آیا اینکه کسی مردمی باشد، متواضع باشد، بد است؟ نه. اینها خوب است. اینها چیزهایی است که باید مدنظر باشد. در انتخابات آینده هم همان ملاک‌هایی که آقا فرمودند، سرجای خودش هست. منتهی اگر ضعفی هست، باید بگوییم که آن ضعف را نداشته باشد.

مشاور سابق امور روحانیت رئیس جمهور در مورد انحراف‌هاي جریان نفوذی در دولت نیز گفت: مسائل دیگری هم بود که بنده و بعضی از اعضای هیئت دولت آن‌وقتی که راجع به سوابق ایرانیان و مکتب ایرانیان گفت‌وگو می‌شد، آنجا صحبت کرديم، اتفاقاً یکی از آقایان که آن وقت وزیر نبود و بعد وزیر شد، نکته‌‌ی جالبی مطرح کردند، او می‌گفت من ایران قبل از اسلام را مطالعه کردم، ما چهره‌ی شاخصي از ایرانیان كه از دانشمندان، بزرگان و ادبا باشند نمی‌بینیم. تمام چهره‌هایی که مانند حافظ، سعدی و ابن سینا داریم که به عنوان مفاخر هستند و اسم‌شان در علوم، فلسفه، ریاضیات و نجوم مطرح است، مربوط به بعد از اسلام است، یعنی اسلام بود که اینها را رشد و پرورش داده و قبل از آن ما چیزی نمی‌بینیم. اگر هم بودند آن‌قدر مهم نبوده است که ذکر شود. مقداری در آداب سیستم‌های نظامی و از این قبیل در تاریخ وجود دارد. بعدها آقا این نكته را در جلسه با هيئت دولت هم تذکر دادند که اگر درباره ایران می‌خواهید صحبت کنید، به ایران بعد از اسلام بپردازید. یعنی در حقیقت به ایران نپردازید؛ به تأثیر اسلام بر ایران بپردازید.

وی افزود: آماری ارائه شد که حضرت امام کلمه ایران را بیش از اسلام بکار برده‌اند. یکی از وزاری روحانی دولت حرف جالبی زد، حالا نمی‌دانم در جلسه‌ی هیأت دولت این حرف زده شد و یا بعد از جلسه بود كه گفت اگر امام هزار بار گفته باشند ایران ولی یک‌بار گفته باشند ایران فدای اسلام؛ این چه معنايي خواهد داشت؟ عدد مهم نیست، کیفیت مهم است. اسلام همیشه در فرمایشات آقا مهم‌تر بوده است. می‌گفتند هرچه ما داریم از اسلام داریم. ایران باید فدای اسلام شود و ما همه باید فدای اسلام شویم. امام و حضرت آقا همیشه می‌گفتند در اسلام بود که هم ایران عزیز شده است و هم شیعه؛ حالا ما بگوییم مکتب ایرانی؟ کدام مسلمان در دنیا می‌آید پای مکتب ایرانی سینه بزند؟ الآن ما برویم مصر و بگوییم ایها الناس مکتب ایرانی! نمی تواند ارتباط برقرار کند. باید همین هنری که امام فرمودند را به‌کار ببریم. امام فرمود "اسلام" و عزیز شد و این کلمه در دنیا پراکنده شد. اینها بعضی از شواهدی است که ما احساس می‌کنیم که آن حلقه انحرافی از جاهایی یک حرف‌هایی را با اهداف خاص القا می‌کند.

دکتر سقای بی‌ریا درباره نحوه جداشدن از دولت دهم نیز گفت: این حلقه‌های فکری ناصواب و رفتارها را در گوشه و کنار می‌دیدم، در جنبه‌های مختلف هم کارهایی می‌شد که با گروه خون انقلاب نمی‌ساخت؛ نگران بودیم. حتی فکر می کردیم که آیا ماندن ما مصلحت هست یا نیست؟ در این بحبوحه سال گذشته در همین ایام بود که حضرت آیت الله یزدی بنده را به جامعه مدرسین دعوت کردند. دعوت‌نامه‌ای دادند و در آن گفته بودند که شما بیایید و دفتر جامعه را اداره کنید، من گفتم مشورت می‌کنم. من در کارهایم با حضرت آیت‌الله مصباح مشورت می‌کنم. ایشان گفتند اشکال ندارد، مشورت کنید. من با حضرت علامه مشورت کردم، اولاً فرمودند جامعه مهم‌تر است و بعد هم فرمودند ماندن‌تان هم ممکن است بلااشکال نباشد. بعد نظر خودم را خواستند؛ من هم گفتم به هرگونه که وظیفه‌ام ایجاب کند، انجام می‌دهم. درحالی که از مشاورت رئیس جمهور منتقل شدن به رئیس یک دفتر ولو دفتر جامعه مدرسین باشد، ممكن است افت به نظر برسد.

وي، نظرش درباره آیت الله یزدی را هم این گونه بیان کرد: من از همان اوایل انقلاب ایشان را می‌شناختم و خدمت ایشان رسیده بودم. منتهی هیچ وقت همکاری یا فعالیتی در کنار ایشان نداشتم. چون ایشان مدت‌ها در قوه قضائیه بودند. بنده خیلی به ایشان ارادت داشتم و دارم و ایشان را از استوانه‌های انقلاب می‌دانم. الحمدلله ایشان از شخصیت‌های بی‌نظیر، محکم و اصولی هستند.

دکتر سقای بی‌ریا در انتهای این گفت‌وگو درباره دلیل حضور شاگردان آیت الله مصباح یزدی در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی گفت: آن چیزی که موجب شد حضرت آیت‌الله مصباح به‌رغم اینکه هیچ‌وقت مستقیم از اول نهضت تا پیروزی انقلاب و تا حالا ورود پیدا نکرده بود و شاگردهای ایشان کارها را انجام می‌دادند -اما اینجا ایشان احساس نیاز کردند- این بود که نیروهایی ساخته و کادرسازی شده مثل تعداد زیادی از فارغ التحصیلان و دانش آموختگان، طرح‌های مختلف در بدنه کشور را با دانش‌آموزان و دانشجویان و مرتبطینی که در این سال‌هایی که کارهای اجتماعی انجام شده است را یک‌روزی به هم‌دیگر متصل کنند و یک جبهه واحد را به‌وجود بیاورند. به‌رغم اینکه ما در این 33 سال، افت و خیزهایی داشتیم و به قول آقا ریزش‌ها و رویش‌هایی داشتیم، اما الآن رویش‌ها طوری هستند که می‌توانند طرح جدیدی را رقم بزنند. چه‌کسی باید این رویش‌ها و این جوانان را به هم متصل کند و از آنها یک نیروی عظیمی را به‌وجود بیاورد؟ باید نیروهای فکری و اجرایی به هم متصل شوند. من فکر می کنم یک پیوند مبارکی در اینجا شروع شده است. مسئله جبهه پایداری بسیار عظیم‌تر از مسئله انتخابات مجلس است، یعنی در حقیقت یک ورود و اتصال جنبه‌های فکری و اجرایی نظام است. یک ورود جدی‌تر و جدید "فکر در مرحله اجرا" است.

هزينه از نام آيت‌الله مهدوي‌كني براي بازگشت مطهري به ليست جبهه متحد

مطهری در پاسخ به سوال ایلنا، در خصوص نظر آیت الله مهدوی کنی در قبال حذف وی، کاتوزیان و عباسپور از لیست جبهه متحد تصریح کرد: من از آقای ابوترابی شنیدم که وقتی اسامی ماسه نفر از لیست حذف شد ایشان اظهار تاسف کرد‌. 

وی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص نقش جریان رهپویان انقلاب در لیست جبهه متحد گفت: جمعیت ایثارگران و رهپویان نقش پررنگ تری در این لیست داشتند و اینکه کسانی که خودشان کاندیدا هستند آیا ‌می‌توانند جزو گروه ۸+۷ هم باشند مساله مهمی است و طبیعی است که این افراد خودشان را در لیست قرار خواهند داد بنابراین بايد برای آینده فکر شود تا چنین افرادی در ترکیب قرار نگیرند. 

جبهه حاميان ولايت با سر ليستي علي مطهري اعلام حضور كرد + اسامي قطعي

دلاور صيامي:
جبهه حاميان ولايت با سر ليستي علي مطهري اعلام حضور كرد + اسامي قطعي
 
دلاور صيامي دبير كل جبهه حاميان ولايت در نشستي خبري اسامي 12 نفر از ليست تهران اين جبهه را اعلام كرد.
 
"عماریون"- دلاور صيامي دبير كل جبهه حاميان ولايت در نشستي خبري اسامي 12 نفر از ليست تهران اين جبهه را اعلام كرد.

وي گفت: سر ليست اين جبهه در انتخابات مجلس نهم علي مطهري است.

وي اسامي كانديداهاي قطعي شده براي ليست اين جبهه را به شرح ذيل اعلام كرد:

1- علي مطهري

2- حجت الاسلام سيد محمود علوي

3- حجت السلام سيد محمد حسن ابوترابي فرد

4- خان محمد زاده

5- قاسم ممي پور

6-پرويز سروري

7-الياس نادران

8-نبي رودكي

9-حمد الله قهرماني فر

10-علي اصغر خاني

11- حسين مظفر

12-مرتضي غرقي

افشاي پشت شرده پانتركيسم؛

جریان پانترکیسم مستقیما از موساد خط می گیرد
بیشتر اخباری که رسانه های ماهواره ای و اینترنتی این جریان ضد انقلاب پخش می کند تکرار سخنان و اخبار شبکه های وابسته به موساد و سیا است.
"عماريون"- به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انصار حزب الله تبریز : چند سالی است که گروهک انحرافی پانترکیسم بطور ناشیانه ای در موضع گیری ها و عملکرد خود چهره مخفی خود را آشکار نموده و موجب از دست دادن برخی از طرفداران وفریب خوردگان عوام خود شده است. برای نمونه به مواضع و اخبار سایت و تلویزیون ماهواره ای این گروهک اگر مروری کنیم به موارد بارز زیر برخواهیم خورد:



1- تکرار اخبار بی بی سی , صدای آمریکا , منافقین(مجاهدین خلق !)

به علت اینکه این گروهک تحلیلگر و فرد فکری خاصی ندارد تنها یا با تکرار مطالب رسانه های مذکور و یا با فحاشی و اهانت به دنبال مطرح کردن گروهک است.

2- پرداختن به قضیه سوریه : قضایای پانترکیسم و دغدغه ها و یا خواسته هایی که این گروهک از نامش پیداست فقط قضایای ترک و ... است که توسط موساد برایشان دیکته شده است.

در حالیکه مهمترین اخبار این رسانه طی ماههای اخیر پخش اخبار غلط سوریه آنهم ترجمه اخبار منتشر شده در رسانه های صهیونیستی است.

3- دروغگویی : از مهمترین پروژه صهیونیسم در رسانه های وابسته راست جلوه دادن دروغ است . این گروهک در رسانه های خود آنقد ناشیانه دروغ می گوید که گاها برخی از اعضای این گروهک در محافل مختلفی با خنده و تمسخر برنامه های تلویزیونی و اینترنتی پانترکیسم را به باد استهزاء می گیرند که این امر شامل همه رسانه های صهیونیستی است.

4- قداست شکنی و هتک حرمت اسلام : از دیگر شاخصه های مهم رسانه های صهیونیستی هتک حرمت اسلام و اهانت به مذاهب و باورهای دینی است.

بعد از اینکه سفارت صهیونیسم در آذربایجان تصمیم به قتل رافق تقی نویسنده مهدور الدم آذربایجانی برای اجرای سناریوی جدید خود در آذربایجان را گرفت , بحشی از سناریو بر عهده گروهک پانترکیسم گذاشته شده بود. پس از قتل این نویسنده که خود مزدور صهیونیسم بود فرصت به دست پانترکیسم افتاد و مهمترین مقدسات اسلامی و شیعی در تیررس اهانت های برنامه های مختلف شبکه ماهواره ای گونز تی وی قرار گرفت. اهانت به قرآن کریم , قداست شکنی حضرت ابوالفضل العباس (س) و زیر سئوال بردن مرجعیت و عاشورا از دیگر اقدامات این گروهک بود.

5- زیر سئوال بردن انتظار و عاشورا : صهیونیسم حذف دو عنصر مهم انتظار مهدویت و شهادت طلبی عاشورا از فرهنگ شیعه را مهمترین ماموریت خود برای مقابله با شیعه قرار داده است . همه رسانه های صهیونیستی این ماموریت را انجام می دهند. شبکه های اینترنتی و ماهواره ای پانترکیسم نیز از این ماموریت بی بهره نمانده است.

6- ذیح ایران: یکی دیگر از آرزوی های مهم صهیونیسم که مکررا آن را مطرح کرده است تجزیه ایران اسلامی است. اسرائیل اولین قدم برای عملی کردن این آرزویش را در جدا کردن سر ایران دانسته و سرمایه گذاری نموده است که این ماموریت مهم را به پانترکیسم سپرده است. چنانچه به عقیده ما یکی از دلایل مهم حضور صهیونیسم در منطقه قفقاز عملی کردن این آرزویش می باشد.

7- سانسور واقعیات : اخیرا سایت و وبلاگ های پانترکیستی با درج مطلبی از اسلام ستیزی در تاجیکستان و سکوت علمای ایرن سعی بر آن داشته است تا اعتراض مرجعیت و روحانیت اصیل در ایران به جریانات آذربایجان را یک موضوع قومیتی و اعتراض فارس به تورک معرفی نماید, در حالیکه یکی از معترضین پا قرص به جنایات الهام علی اف که اخیرا نیز کابوسی برای پانترکیسم شده است شخصیت جهادی و علمی یکی روحانی شیعه در تبریز بنام " روح الله بجانی " است که وی اخیرا طی نامه ای به وزیر امور خارجه به اقدامات تا جییکستان اعتراض نموده است ولی همین سایت های سانسور گر حتی اشاره ای به این اعتراض نداشته اند چون دروغ هایشان بر ملا می شود.

8- ترویج موسیقی , غنا و هرزه گرایی : یکی دیگر از شاخصه های مهم رسانه های صهیونیستی ترویج عجیب موسیقی و هرزه گرایی است که در شبکه ماهواره ای این گروهک بخش مهمی از برنامه های تلویزیونی گروهک است.

9- رسمی کردن همجنس گرایی : که این گروهک ماموریت دارد از 2012 میلادی از طریق رسانه های خود این ماموریت را انجام دهد که رژه همجنس بازان در آذربایجان این ماموریت را کلید خواهد زد و صد البته برخی اقداماتی نیز از سوی این گروهک انجام گرفته است که شرم ما را مجاز به بیان آنها نمی دارد.....

منتظر بخش های دیگری از اقدامات پانترکیسم باشید....

خواصی که هنگام پیچیدن پیچ نمی پیچند!

آقای باهنر در مصاحبه چندروز پیش با العربی مشارکت تهرانیها را در انتخابات 18درصد میداند. لاریجانی رئیس قانون گذاری ما جهت بررسی تائید صلاحیتها کمیته تشکیل میدهد درست مثل کمیته صیانت از آراء میرحسین...
به گزارش سرویس وبلاگ صراط، مصطفی قاسمی در ریگ متین نوشته است:
 
تقدیم به 8 دقیقه پایانی شهرآورد که از بن دندان ناپایداری لذات دنیوی را احساس کردم...... و بهتی که هنوز همراهم است

1)بنظرم زمستان سال 81بود و حقیر سرباز پادگان 07ارتش واقع در کازرون استان فارس. معمولا برای برگشت از مرخصی و البته ندادن کرایه اتوبوس , هر بار با یکی از تریلی 18چرخهای شهر که عازم اهواز بودند همسفر میشدم و بین راه نزدیک کازرون پیاده میشدم. در مسیر شیراز به کازرون جاده بسیار خطرناک و کوهستانی بود به نام تنگه ابوالحیات. که شنیدم الان دیگه نیست. همیشه تو ماشین باخودم میگفتم اگر هنگام پیچیدن این پیچها تریلی نپیچد چه بر سر ما میآمد!!

2)به گمانم مهر یا آبان 88 بود و نفس های تعفن آور فتنه به دم های آخر رسیده بود. با عده ای از دوستان در منزل یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا کرده و در جلسه ای خودمانی و البته فوق العاده صریح نظراتمان را به وی گفتیم و به خیال خودمان یک نفر از خواص جامعه را روشن میکردیم!!! وقتی نظرات شفاف و صریحمان را گفتیم صحبت های کاندیدای مذکور شروع شد و ما با تعجب تمام به نظاره نشستیم که موضع وی از ما بسیار انقلابی تر و آرمانی تر بود و به واقع در برابر او کم آوردیم. وقتی جلسه بدینجا رسید گفتم : مواضع انقلابی شما بسیار امیدوار کننده هست و در این فضای فتنه آلود خیلی به روشنگری کمک میکند , خواهشا اینها را علنی بیان کنید. شاید باورتان نشود که کاندیدای محترم در جواب ما به مضمون فرمود : علنی اعلام کردن این نظرات سبب رنجش و ناراحت عده ای میشود و شما نیز آنها را به بیرون درز ندهید!! و ما با چهره ای بهت زده به به خواص مملکت چشم دوخته بودیم و آبروئی که برایش خیلی مهم بود.

3)مورد دیگر مربوط به جلسه 3سال قبل با همین مهندس باهنر مجلس برمیگردد. بگذریم از بی احترامی و ... که از جانب خدم و حشم جنابشان بر ما رفت. در آن جلسه دوستان به فراخور هرکدام سوالی را مطرح کردند و حقیر از ایشان علت اختصاص وام 100میلیونی را پرسیدم و گفتم : بهتر نیست بجای جلوس در شهرک سعادت آباد تهران در همین میدان بهارستان و بین مردم باشند. و باهنر در قامت یکی از خواص دهه چهارم کشور به مضمون افاضه فرمودند : در شان نماینده نیست بهارستان منزل داشته باشد و نکند شما توقع دارید در یک زیر پله زندگی کنیم!!

4)از این دست نمونه ها زیاد است و البته یک سوال : براستی چرا برخی خواص ما در پیچهای خطرناک که قطار انقلاب با توده میلیونی مردمیش به سلامت عبور میکند از پیچیدن سرباز میزنند و براحتی به ته دره سقوط میکنند؟ همین آقای باهنر در مصاحبه چندروز پیش با العربی مشارکت تهرانیها را در انتخابات 18درصد میداند. لاریجانی رئیس قانون گذاری ما جهت بررسی تائید صلاحیتها کمیته تشکیل میدهد درست مثل کمیته صیانت از آراء میرحسین. و حاج آقای فلانی و فلانی حتی از حضور در جلسه تنفیذ سرباز میزنند. در حالی 8ماه تمام دار و ندار معاندین داخلی برای ساقط کردن نظام به خط  شده بودند آقایان حتی از بکاربردن لفظ فتنه امتناع میکردند و عده ای بیت امام راحل را قرارگاه حذف امام کردند. براستی چیست راز این نپیچیدن خواص در پیچها؟!

5) حقیر احساس میکنم اشراف گری و دنیاطلبی فصل مشترک همه این خواص چپ شده هست. زر اندوزی و نزدیک شدن به منابع قدرت و در یک کلام وامدار این و آن تقریبا در همه آنها وجود دارد. لذا به تعبیر علامه فرزانه استاد مصباح خواص گاها شناخت لازم را ندارند ولی گاها شناخت لازم را دارند ولی برخی انگیزه ها و نیت هایشان مشکل دارد. بنابراین مجموع این عوامل سبب میشود در حالی که میلیونها نفرخط را تشخیص میدهند برخی خواص یا گیج میزنند یا راه را پیدا نمیکنند. چرب شدن قاشق و جلو آمدن شکم و البته و صد البته در برابر نظر رهبری خود را صاحب نظر دانستن عواملیست که سبب دوشیده شدن آنها توسط دشمن میشود و دیدیم شیری که دشمن از این دوشیدن ها خورد و خونی که ما بدل خوردیم.

6)بگذریم سخن را اطاله نکنم و بدینجا بسنده کنم که در انتخابات پیش رو هم با صاحبان زر و زور سروکار داریم هم با خواص چرب قاشق. هم با خفه شدگان تفاله فتنه سروکار داریم هم با چراغ خاموش های دندان تیز کرده برای انتقام از آرمان 3تیر. تک تک ما مسوولیم. به قول علامه مصباح ما خواص نسبی هستیم و اگر بد بجنبیم ما نیز دوشیده میشویم. انتخابات پیش رو وحضور گسترده (لفظی که بجای مشارکت حداکثری توسط رهبری دنبال میشود) باید در دستور کار همه ما باشد. اصل , پایداری و متحد و چه و چه نیست و این مسئله اولویت دوم است, اولویت اصلی حضور گسترده است. دکان 3نبش اصلاحات, دوسر در یک آخور و بوی تعفن خودیهای گیج از ناگفته های انتخابات است که مقالی جداگانه میطلبد. علی الحساب بدنبال کسی باشیم که وقتی پیچ میپیچد آنها هم بپیچند نه بدنبال نامه به رهبری!!!

.........................................................

آخرش هم باز فرمانده بزرگ خودت آمدی و بدر و خیبر بودن را معنا کردی و چه تلخ بود برای ما که گفتی مصطفای احمدی روشن....... جاماندیم از جامانده ها آقا جان.

پشت صحنه پارک ملت

برنامه زنده تلویزیونی پارک ملت با اجرای محمدرضا شهیدی‌فر و حضور رئیس مجلس شورای اسلامی دکتر لاریجانی در ساعات پایانی روز که مردم برای استراحت و شروع یک روز تازه آماده می شوند.

عکس / محسن نوروزی فرد

لجبازی در عرصه سیاست:

لجبازی هاشمی را هاشمی می کند احمدی نژاد را هم احمدی نژاد حال میخواهد این لجبازی در حمایت از جاسبی باشد یا مشایی.
"صراط" - تصور کنید یه نفر ۳۰ سال رئیس یه مجموعه ای باشه. خب طبیعتا شایسته بود ایشون خودشون بعد از ۱۰ سال یا ۲۰ سال کار رو به دیگران واگذار می کردند تا این فرصت برای دیگران هم وجود داشت تا با نیروی تازه تر و و انگیزه بیشتر به ادامه فعالیت اون مجموعه کمک کنند. اما بهرحال ایشون این کار رو نکردند.

به گزارش سرویس وبلاگ صراط بعد از ۳۰ سال که صدای همه در اومد. ایشون استعفا ندادند. کناره گیری هم نکردند. مجلس تحقیق و تفحص کرد. رسانه ها فشار اوردند. دولت هم که از ابتدا دل خوشی از این مجموعه نداشت و نهایتا کار به جاهای باریک کشید سر وقف اموال دانشگاه تا بالاخره با ورود رهبری ماجرا خاتمه یافت.

در ادامه حساسیت ها شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر رئیس دانشگاه رو مصوب کرد. هیات امنا تشکیل جلسه داد. ابتدائا گفتند باید رئیس هیات امنا مشخص شه این جلسه مربوط به تعیین رئیس نیست. کاری نداریم جلسه بعدی هم تشکیل شد یکی از کاندیداها که از قضا قبل از کاندیداتوری برای ریاست مجموعه از محضر رئیس هیات امنا کسب اجازه کرده بود و رئیس هیات امنا عدم مخالفت خودش و دیگری رو با کاندیداتوری ایشون و هر کس دیگه اعلام کرده بود موفق به کسب حداکثر ارا شد اما رئیس هیات امنا در موعد مقرر  حکم ایشون رو امضا و ابلاغ نکرد. روزها گذشت و این اتفاق نیفتاد. ضرب الاجل مشخص شد اما باز هم حکم امضا نشد.در نهایت کمیته ای مشخص شد تا با رئیس هیات امنا مذاکره کنند و ایشون رو مجاب کنند که به رای اکثریت عمل کنند و این کمیته قرار است با ایشون وارد شور شوند. البته در رسانه ها منتشر شد که رئیس هیات امنا دلیل امضا نکردن حکم رو بی احترامی به ایشون در انتخاب رئیس جدید مجموعه مذکور دونستند!

بهرحال لجبازی برای کناره گیری یا برای کنار گذاشتن یا در حمایت از کسی که ۳۰ سال است در مسند قدرت است و هر هنر مدیریتی که داشته است در این ۳۰ سال به خرج داده است به ما گوشزد می کند که همه ما یک احمدی نژاد درون داریم فقط فرصت بروزش رو پیدا نکردیم!

اضافات:

- لجبازی هاشمی رو هاشمی می کنه احمدی نژاد رو هم احمدی نژاد حالا میخواد این لجبازی در حمایت از جاسبی باشه یا مشایی. در عدم ابلاغ مصوبه شورای عالی فرهنگی باشه یا مجلس شورای اسلامی بهرحال بسیاری که همیشه منتقدند روزی فرصتی پیش خواهد آمد تا معلوم شود همه آنها هم یک احمدی نژاد درون داشته اند.

مزایای رفاقت با یک نماینده مجلس!

از آنجایی که اثر گذاری نانوایان برای این نماینده فعلی مجلس و کاندیدای دور بعد از اهمیت ویژه ای برخوردار است وی در نزدیکی به ایام انتخابات با استفاده از فشارهای سیاسی جریمه های صورت گرفته توسط تعزیرات برای نانوایی ها را مورد بخشش و تخفیف قرار می دهد .
"صراط" - يكي از نمايندگان مجلس و نامزد انتخابات نهم مجلس كه به سلطان آرد و نان معروف است از سوي شوراي نگهبان ردصلاحيت شد. 
بنا بر این گزارش اين نماينده مجلس از يكي از حوزه هاي انتخابيه شمالغرب كشور جزو چند نماينده ديگر مجلس هشتم است كه به خاطر تعدد پرونده هاي سوء استفاده از موقعيت شغلي و تعدد تخلفات مالي از سوی دلسوزان به عدم نامزدی مجلس توصیه شده بودند.
 اين در حالي است كه او تنها نماينده از چند نماينده مجلس است كه توصيه بزرگان پارلمان را به رغم قول‌اش نپذيرفته و كانديداتوري خود را اعلام كرده است. اعتبارنامه اين نماينده مجلس هشتم هم با مشکل مواجه بود اما سرانجام با پادرمياني بزرگان مجلس موردتائيد قرار گرفت.
فرد مذکور در دوران نمایندگی اش توصیه های بسیاری را برای نزدیکان و دوستان خود برای در اختیار گرفتن زمینهای مناسب جهت برپایی نانوایی داشته است .
جالب اینجاس که یکی از نزدیکان وی از افراد پر نفوذ اتحادیه نانوایان بود . از آنجایی که اثر گذاری نانوایان برای این نماینده فعلی مجلس و کاندیدای دور بعد از اهمیت ویژه ای برخوردار است وی در نزدیکی به ایام انتخابات با استفاده از فشارهای سیاسی جریمه های صورت گرفته توسط تعزیرات برای نانوایی ها را مورد بخشش و تخفیف قرار می دهد .
لازم به یادآوری است بر بسیاری از توصیه های صورت گرفته پس از اخذ زمینهای مسکونی این زمینها به شیوه های مختلف تغییر کاربری داده و به جای نانوایی در آن برج سازی شده است .
در زیر فهرست تسهیلات اعم از زمین ، وام بانکی ، آرد یارانه ای و . . . اختصاص یافته به نزدیکان این نماینده مجلس را مشاهده می کنید .




پاسخ تند دفتر هاشمی به فرهاد دانشجو

در همان جلسه آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني با ايراد اشكالاتي قانوني به نحوه راي‌گيري و انتخاب رييس جديد دانشگاه آزاد اسلامي در هيات امنا، با توجه به مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مقرر شد
به گزارش صراط به نقل از شرق پيرو انتشار خبري از سوي سايت باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از فرهاد دانشجو مبني بر «عدم تمايل آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني براي امضاي حكم دانشجو» دفتر آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني با ارسال نمابري توضيحاتي را در اين خصوص ارايه كرد: در اين نمابر آمده است:«در روزنامه شرق مورخ ۱۷/۱۱/۹۰ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، خبري از قول جناب آقاي فرهاد دانشجو درج شده است مبني بر اينكه «آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني حاضر به امضاي حكم من نيست» به همين خاطر لازم است براي جلوگيري از تحريف واقعيت‌ها، توضيحاتي جهت تنوير افكارعمومي و اطلاع‌ خوانندگان محترم آن روزنامه و ساير رسانه‌ها داده شود. با توجه به اطلاع‌ كامل دو تن از ديداركنندگان اعضاي محترم شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي با آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني از مواضع صريح ايشان در مورد نحوه انتخاب رييس دانشگاه آزادي اسلامي در جلسه هيات امنا كه حتما به اطلاع كل اعضاي اين شورا نيز رسيده است درج مطالبي خلاف واقع درخصوص دانشگاه آزاد اسلامي در برخي رسانه‌هاي همسو كه با قصد و غرض سياسي عنوان مي‌شود و هدفي جز متشنج كردن فضاي جامعه و مخدوش كردن اذهان عمومي ندارند، جاي تاسف و تعجب دارد.» در اين نمابر با اشاره به ملاقات دو تن از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني آمده است: «به هر حال براي شبهه‌زدايي از شانتاژهاي تبليغاتي به عمل‌آمده توسط اين رسانه‌ها اعلام مي‌گردد كه دو تن از اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ملاقات حضوري با آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني در مورد امضاي حكم رييس جديد با ايشان مذاكره كردند. در همان جلسه آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني با ايراد اشكالاتي قانوني به نحوه راي‌گيري و انتخاب رييس جديد دانشگاه آزاد اسلامي در هيات امنا، با توجه به مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مقرر شد در جلسه‌اي با حضور اعضاي هيات امنا، رزومه‌ها و برنامه‌هاي آقاي دانشجو و ساير نامزدهاي اعلام‌شده در صورت تمايل، استماع و سپس را‌ي‌گيري شود.» در ادامه اين نمابر ضمن ابراز تاسف از اظهارات فرهاد دانشجو تاكيد شده است: «با توجه به اين تصميم و اعلام نظر شوراي انقلاب فرهنگي براي انتخاب و مذاكره پنج نفر از اعضاي اين شورا با آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني، ايشان به‌رغم برنامه‌ريزي‌هاي قبلي و پر بودن زمان ملاقات‌هاي هفتگي، موافقت و اعلام كردند اين جلسه به خاطر امكان شركت حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيدحسن خميني كه بايد از قم حضور يابند در عصر روز چهارشنبه مورخ ۱۹/۱۱/۹۰ برگزار گردد. به‌رغم تعيين زمان برگزاري اين جلسه و اعلام رسمي آن به حجت‌الاسلام جناب آقاي محمديان نماينده محترم ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اظهارات جناب آقاي فرهاد دانشجو قبل از تشكيل اين جلسه و شانتاژها و القائات منفي برخي رسانه‌ها كه بدون توجه به واقعيات همچنان قدم‌به‌قدم شيوه‌هاي تخريبي خود را در برخورد سياسي با دانشگاه آزادي اسلامي دنبال مي‌كنند، جاي تاسف دارد.»

جمهوری توام با سلطنت

مهم‌ترین انتقادی که دائما از خانواده سلطنتی انگلیس می‌شود این است که این خانواده هزینه های بسیاری را بر مالیات دهندگان انگلیسی تحمیل می‌کند و در حالی است که ذات و ماهیت خانواده سلطنتی انگلیس غیر مثبت و غیر مفید است.
 
 
"صراط" - 60 سال از نشستن الیزابت دوم بر تخت پادشاهی ملت انگلستان گذشت. امروز در بریتانیایی که دیگر کبیر نیست، به همین مناسبت جشن هایی برپا می شود.

 
الیزابت الکساندر ماری که بیشتر به ملکه الیزابت دوم مشهور است، هم اکنون رییس و سردمدار پادشاهی متحد بریتانیا است که در نظام مشروطه انگلیس سرپرستی و ریاست 15 کشور دیگر مشترک‌المنافع از جمله کانادا، استرالیا و نیوزیلند را بر عهده دارد. ملکه الیزابت دوم که دختر بزرگ شاه جرج ششم و ملکه الیزابت بود، در سال 1926 به دنیا آمد و در 25 سالگی به پادشاهی انگلیس رسید و اکنون بیش از پنج دهه است که حکمرانی بر این کشور را بر عهده دارد. 
 
به گزارش سرویس سیاسی صراط، ملکه به عنوان یک رییس سلطنت مشروطه، مسئولیت و اقتدار خود را محدود کرده است، اگرچه مسئولیت اجرایی نهایی که بر عهده دولت بریتانیا است، هنوز هم توسط حق ویژه سلطنتی ملکه تعیین می‌شود اما این قدرت تنها ممکن است با توجه به قوانین وضع شده در مجلس مورد استفاده قرار گیرد، و در نتیجه این اقتدار و مسئولیت از طریق قراردادها و در مورد مسائل مهم به دولت تحمیل می‌شود. 
 
اکنون نظام کشورهای مشترک المنافع هم جمهوری است و هم پادشاهی! این که چگونه این جمع اضداد ممکن شده است بر می گردد به افول قدرت خاندان سلطنتی انگلستان که امروزه بر کسی پوشیده نیست با این وجود علت این که کشور بزرگی مثل کانادا هنوز به قسم خوردن زیر پرچم با عنوان وفاداری به ملکه انگلستان مفتخر است مربوط می شود به حکومت چند صد ساله دجال به پایتختی بریتانیا!
 
 
 
اولین باری که طرح مشهور به نشان خاندان سلطنتی انگلستان تغییر کرد زمان هنری هشتم پدر الیزابت اول بود که پادشاه بریتانیا برای ازدواج با زنی فاسق تصمیم گرفت از حکومت کلیسا به پایتختی واتیکان خارج شود. به این ترتیب برای اولین بار عبارت "جدایی دین از سیاست" در انگلستان باب شد و فجایع زیادی به همین نام رخ داد. حکومت دجال بر انگلستان آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه پیدا کرد بعد از آن پایتختی این حکومت به اسرائیل منتقل شد هر چند چنین اطلاعاتی در هیچ کتاب تاریخی به ثبت نرسیده است.
 
تا زمان بر تخت نشستن ملکه الیزابت در سال 1952 در انگلیس، نقش وی به عنوان رییس صوری چندین کشور مستقل تثبیت شده بود. وی و همسرش بین سال‌های 1953 و 1954 یک تور شش ماهه را برای سفر به کشورهای مشترک‌المنافع آغاز کردند و الیزابت تبدیل به اولین پادشاه انگلیس شد که به دو کشور استرالیا و نیوزیلند سفر کرده است. الیزابت دوم در دوران پادشاهی خود دیدار از کشورهای خارجی مشترک‌المنافع را ادامه داده است و تورهای برگزار شده وی برای دیدار از این کشورها او را به پر مسافرت‌ترین پادشاه انگلیس در تاریخ این کشور تبدیل کرده است. این مطلب از سوی بسیاری پذیرفته شده است که سر آنتونی ادن نخست وزیر وقت انگلیس در سال 1956 از نخست وزیر فرانسه خواست که به کشورهای مشترک‌المنافع بپیوندد. این در حالی بود که فرانسه هرگز این درخواست را نپذیرفت و تنها ترجیح داد که پیمان رم را امضا کند و به جامعه اقتصادی اروپا که بعدها به اتحادیه اروپا تغییر نام یافت، بپیوندد. 
 
مهم‌ترین انتقادی که دائما از خانواده سلطنتی انگلیس می‌شود این است که این خانواده هزینه های بسیاری را بر مالیات دهندگان انگلیسی تحمیل می‌کند و این در حالی است که ذات و ماهیت خانواده سلطنتی انگلیس یک ماهیت غیر مثبت و غیر مفید است. بر اساس گزارش‌های مربوط به حسابرسی که اخیرا منتشر شده است، هزینه ای که ملکه الیزابت دوم و خانواده سلطنتی سال گذشته میلادی بر هر یک از مالیات دهندگان انگلیسی تحمیل کردند، برابر با 1.14 دلار بود. این در حالی است که دفتر ملکه اعلام کرده است این هزینه های تحمیل شده در سال 2009 معادل 68.6 میلیون دلار بود و در سال گذشته 2.48 میلیون دلار افزایش نشان می‌دهد. 
 
این در شرایطی است که برای پرداخت هزینه های مسافرت و همچنین پرداخت هزینه های مربوط به مصرف انرژی و حقوق کارکنان محل سکونت خانواده سلطنتی مانند کاخ باکینگهام از بیت‌المال استفاده می‌شود. جدول‌های منتشر شده در این زمینه نشان می‌دهد که هزینه مسافرت‌های اعضای خانواده سلطنتی از 10.26 میلیون دلار به 10.76 میلیون دلار افزایش پیدا کرده است.
 
گراهام اسمیت مدیر کمپین مبارزه برای ایجاد نظام جمهوری در انگلیس که یک گروه ضد سلطنتی در این کشور است، در این باره می‌گوید: این هزینه‌ها هرگز عادلانه نیست. کاملا واضح است که خانواده سلطنتی هیچ احترام و اهمیتی برای اموال کشور قائل نیستند. هیچ دلیلی وجود ندارد که چند میلیون پوند برای دادن حقوق به کارکنان خانواده سلطنتی صرف شود و ملکه حقوقی دریافت نکند. بررسی‌های انجام شده در مورد حساب‌ها نشان می‌دهد که: تمیز کردن خانه های خاندان سلطنتی 496 هزار دلار ، هزینه های مربوط به غذا 827209 دلار ، هزینه نگهداری باغ‌ها 661302 دلار در سال گذشته هزینه در بر داشته است. 
 
ملکه سالیانه 13.9 میلیون دلار از پول مالیات دهندگان انگلیس را برای پرداخت هزینه های اساسی از جمله حقوق کارکنان دریافت می‌کند. این در حالی است که حسابرسی‌ها نشان می‌دهد وی در سال‌های اخیر 9.9 میلیون دلار از این پول را از صندوق ذخیره ارزی دریافت کرده است و این در حالی است که این صندوق ذخیره ارزی سال‌هاست به دلیل صرفه جویی از محل پول‌های پرداخت شده به او تشکیل شده است. 
  
 چارلز معتقد است خدا به او این حق را داده که بر دولت انگلیس تسلط داشته باشد. کاملا واضح است که او کاملا اشتیاق دارد انگلیس را به دوران فئودالی و حکومت استبدادی برگرداند، چرا که وی معتقد است خدا به او این حق را داده است که بر دولت انگلیس تسلط داشته باشد، و به نظر می‌رسد که وزرای کابینه جرات و شجاعت مخالفت با وی را ندارند. 
 
 
در شرایطی که اوضاع اقتصادی همچنان در حال بدتر شدن است، احتمالا هزینه حفظ و نگهداری خانواده سلطنتی هر سال بیشتر از سال قبل مورد بررسی قرار خواهد گرفت حتی اگر مجوز فعالیت  پرس تی وی باطل شده باشد!
 
رژیم سلطنتی به یک مسئله سنتی طولانی مدت برای مردم انگلیس در طول قرن‌ها تبدیل شده است. اگرچه برخی نظرها حاکی از این است که این حکومت یک اصل حقوقی بدون ضرر است و بخشی از هویت تاریخی کشور است و گزینه مناسبی برای جذب گردشگر است، اما اشتیاق برای از بین بردن طلسم حضور رژیم سلطنتی در انگلیس در میان مردم این کشور و مردم دیگر کشورها که تحت قیمومیت ملکه انگلیس قرار دارند، روزبروز در حال افزایش است. در همین شرایط مردم انگلیس باید با شادی بسیار به خیابان ها بیایند و فریاد بزنند "دراز باد عمر ملکه!"، "زنده باد پرنس چارلز!"، "درود بر پرنسس کاترین!"

اهدای تن‌پوش‌هایی با تصاویر شهید روشن به راهپیمایان 22 بهمن + عکس

مهندس ایرانی مقیم سوئیس از طراحی و توزیع تن‌پوش‌هایی مزین به تصویر شهید احمدی روشن با شعار «من هم یک دانشمند هسته‌ای هستم» در راهپیمایی عظیم 22 بهمن خبر داد.

 رحیم فردین از ایرانیان مقیم سوئیس در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس ضمن اعلام این خبر گفت: با کمک دوستانم در داخل کشور، تاکنون موفق به تهیه یک‌هزار تن‌پوش شده‌ایم و قرار است این تن‌پوش‌ها در سالروز 22 بهمن در اختیار مردم غیور کشور قرار گیرد. 
 
وی درباره اهداف خود از انجام این اقدام نمادین گفت: به نظر حقیر، وقتی دشمن ببیند این ترورهای رذیلانه میان مردم ایران اثر معکوس می‌گذارد، به احتمال بسیار زیاد دیگر روی این کار حساب باز نمی‌کند و ان‌شاءالله جان عزیزان و دانشمندان کشور کمتر در معرض خطر قرار می‌گیرد.
 

پس‌لرزه‌هاي خطبه‌هاي راهبردي رهبر معظم انقلاب ادامه دارد؛

از جا زدن اوباما و نتانياهو تا تغيير فرمانده هوايي اسرائيل

اعلام رسمی رهبر انقلاب مبنی بر حمایت از هرگونه اقدام علیه اسرائیل در سرتاسر جهان موجب شد تا ایران با پیش‌دستی در اعلام این موضع ابتکار عمل را از دست غرب خارج کند که به دنبال پیش انداختن اسرائیل برای تهدید نظامی ایران است.

به گزارش رجانیوز، رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های تاریخی و استراتژیک نماز جمعه بهمن ماه 90 در جمع صدها هزار نفر از مردم تهران، به صورت صریح از هرگونه اقدام اعم از سیاسی و نظامی علیه اسرائیل اعلام حمایت کرده و در جملاتی که برای اولین بار از زبان عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌شد، فرمودند: "ما در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجه‌اش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش مي‌كنيم و هيچ ابائى هم از گفتن اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است."

این سخنان رهبر معظم انقلاب که رونمایی از راهبرد ایران در منطقه بود، هم‌زمان با خروج نیروهای امريكایی از منطقه، ورود انقلاب‌های خاورمیانه به فاز نظام‌سازی، پیش انداختن اسرائیل برای تهدید نظامی ایران از سوی غرب و اقدام عملی اسرائیل در ترور دانشمندان ایرانی بود كه حاکی از بروز تغییرات جدی در معادلات قدرت در منطقه خاورمیانه است.

این در حالی است که در هفته‌های اخیر هم‌زمان با افزایش و تمرکز فشارهای غرب بر ایران، اسرائیل به عنوان گزینه امريكا برای تهدید نظامی ایران به صورت فعال اقدام به فضاسازی تبلیغاتی کرده بود، به‌طوري كه "موشه يعلون" معاون نخست وزير رژيم صهيونيستي روز پنج شنبه در دوازدهمين کنفرانس سالانه هرتزليا در اسرائيل ضمن تهدید ایران به حمله نظامی، تاکيد کرد كه تل آويو "بايد چين، روسيه و ترکيه را متقاعد کند" تا از حمايت از تهران در قبال تحريم‌هاي اخير امريکا عليه بخش انرژي و بانک‌داري ايران دست بردارند.

در عین حال، روزنامه نگار واشنگتن پست نیز در مقاله ای که پنج‌شنبه منتشر شد، به نقل از لئون پانه‌تا وزیر دفاع امريكا اعلام کرد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران در بهار آینده قوی است و از آمادگی امريكا برای  پاسخ نظامی در صورت ضرورت خبر داد.

اما در کنار این هیاهوی رسانه‌ای که از سوی غرب و برای تهدید ایران از طریق رژيم صهيونيستي به‌راه افتاده است، شاید اقدام عملی موساد در ایران و اقدام به ترور دانشمندانی ایران را بتوان یکی از مهم‎ترین علت‌هاي اعلام جنگ رسمی رهبر معظم انقلاب اسلامی علیه اسرائیل در سرتاسر جهان دانست.

چنان‌که موساد پس از ترور شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان جوان هسته‌ای ایران و معاون بازرگانی سایت نطنز برخلاف موارد گذشته، رسماً مسئولیت این ترور را پذیرفت. بر همین اساس، آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام امريكایی عنوان کرد که موساد رسماً به امريكا اعلام کرده که آنان دانشمند هسته ای ایران را ترور كرده‌اند.

با اين حال، سلسله اقدامات نیمه سخت اسرائیل در سال‌های اخیر و خصوصا پس از شکست در جنگ 33 روزه که به ترور شهید حاج عماد مغنيه منجر شد و سپس پی‌گیری این دست اقدامات در ایران و ترور دانشمندان هسته‌ای ایران از جمله علی محمدی، شهریاری، رضایی نژاد، احمدی روشن و عباسی، دست ایران و گروه‌ها و کشورهای همسو با ایران را در اقدام نیمه سخت علیه اسرائیل باز کرده است و به نظر می‌رسد با توجه به شرایط جدید حاکم بر منطقه خاورمیانه، از جمله خروج امريكا از عراق، پیروزی اسلام‎گرایان در کشورهای انقلابی و متراكم شدن انرژي‌هاي ضد اسرائيلي، فضا براي مقابله به مثل و تضعيف محور صهيونيستي كاملاً‌ مهياست.

اين در حالي‌است كه علي‌رغم اظهارات ماجراجويانه مقام‌ها و رسانه‌هاي صهيونيستي، از روز جمعه به‌دنبال بيانات صريح رهبر معظم انقلاب، اين نحوه رفتار كاملاً تغيير كرده است، به‌طوري كه مقام‌هاي امريكايي و اسرائيلي به‌طور آشكاري شيب تند تهديدهاي خود را تعديل كردند.

اظهارنظر مقام‌های اسرائيلی درباره حمله به ایران ممنوع شد

در اين زمينه، مهم‌ترين خبر اظهارات اوباما رئيس‌جمهور امريكا در گفت‌وگو با تلويزيون NBC و دستور نتانياهو نخست‌وزير رژيم صهيونيستي به وزيران كابينه‌اش و ژنرال‌هاي اسرائيلي بود كه روزنامه صهيونيستي "معاريو" منتشر كرد.

نتانیاهو به وزیران کابینه‌‌ی خود و ژنرال‌های ارتش این کشور دستور داد که بیش از این درباره‌ی حمله‌نظامی به ایران "پرگویی" نکنند. وی این کار را "زیان‌مند" خواند.

طبق گزارش معاریو، نخست وزیر اسرائيل این سخنان را در دیدار با وزیران حزب لیکود بیان کرده است. وی گفته است که چنین اظهاراتی "زیان‌‌های سنگینی" به‌بار می‌آورد، زیرا این استنباط را پدید می‌آورد که اسرائیل در پی یک سیاست "تهاجمی" و سست کردن سیاست تحریم‌ها است. روزنامه‌ی «معاریو» این سخنان را از قول "یکی از مقام‌های بلندپایه در اورشلیم" نقل کرده است که نمی‌خواسته نام او فاش شود. وی گفته است، نخست وزیر اسرائيل می‌خواهد با این سخنان از این استنباط جلوگیری کند که اسرائیل تلاش می‌کند امريكا را بر خلاف اراده‌ی این کشور به سوی جنگ با ایران سوق دهد. نتانیاهو گفته است، چنین استنباطی به "منافع ملی امريكا" آسیب می‌رساند و مناسبات این کشور با اسرائيل را متزلزل می‌سازد.

گفته می‌شود که این هشدار نتانیاهو متوجه افرادی چون ایهود بارک وزیر دفاع اسرائيل موشه یالون، معاون نخست وزیر و مسئول امور استراتژیک و نیز شماری از ژنرال‌های ارتش اسرائیل است که در روزهای گذشته، درباره‌ی حمله‌ی احتمالی به ایران بیاناتی ابراز داشته‌اند.

اوباما: اسرائيل هنوز برای حمله تصمیم نگرفته است

همچنين اوباما نيز گفت که طبق ارزیابی او، اسرائيل هنوز برای حمله به ایران تصمیم نگرفته است. اوباما كه تا هفته‌ي گذشته تأكيد ويژه‌اي بر روي ميز بودن همه‌ي گزينه‌ها داشت، در این مصاحبه تاکید کرد که ایالات متحده‌ی امريكا در مناقشه با ایران بر سر برنامه‌ی اتمی این کشور، همچنان طرفدار یک راه‌حل دیپلماتیک است. وی خاطر نشان ساخت که امريكا همگام با اسرائيل تلاش می‌کند این مناقشه به روشی دیپلماتیک حل شود. اوباما در حالی این سخنان را بر زبان آورده است که رسانه‌های امريكایی روز پنجشنبه از قول لئون پانه‌تا، وزیر دفاع او گزارش داده بودند که اسرائيل احتمالا در اوایل سال آینده به ایران حمله می‌کند.

اتفاق مهم ديگر نيز انتشار خبر تغيير "ایدو نحوشتان" فرمانده نيروي هوايي ارتش اسرائيل از ماه مي بود تا يكي از مهم‌ترين مدافعان حمله نظامي به ايران از ارتش اين رژيم كنار گذاشته شود و "امیر اشل" كه مخالفت صريح خود را با اقدام نظامي عليه ايران بيان كرده است، جايگزين وي شود.

با اين حال، به نظر مي‌رسد پس لرزه‌هاي خطبه‌هاي راهبردي رهبر معظم انقلاب همچنان ادامه خواهد داشت و آن‌چنانكه كاندوليزا رايس اذعان كرده بود آيت‌الله خامنه‌اي با يك سخنراني، بافته‌هاي پيچيده‌ي نهادهاي امنيتي غرب را به‌هم مي‌ريزد.

تنها راه پیش روی امریکا و اسراییل روی کار آمدن جنبش سبز در ایران است

در عين حال، موسسه مطالعات راهبردی رند در امريكا در تازه ترین تحلیل خود از دورنمای تقابل راهبردی ایران و امريكا موثرترین راه برای متوقف شدن برنامه هسته ای ایران و کاهش تهدید ایران علیه اسراییل را روی کار آمدن جنبش سبز در ایران دانست.

دالیا داساکایه (Dalia Dassa Kaye) در مقاله ای که روز یکشنبه 16 بهمن 1390 (5 فوریه 2011) در پایگاه اینترنتی این موسسه منتشر شد، نوشته است: «تلقی اسرائیل از خطر ایران تاحدودی برخاسته از گسترش توانمندی های موشکی این کشور و پیشرفت های هسته ای آن است. به نظر مقامات اسرائیل، نفوذ منطقه ای ایران در حال افزایش است و این مسئله بسیار مهم است. این درحالی است که منافع اصلی اسرائیل در حال ضعیف شدن و ثبات آن در مناطق اطرافش در حال تهدید شدن است. سران اسرائیل نگران آن هستند که اگر ایران به توان تسلیحات هسته ای دست پیدا کند، نفوذ و قدرت تهران افزایش خواهد یافت و در نتیجه قابلیت مانور سیاسی و نظامی امريكا و اسرائیل در منطقه به شدت کاهش می یابد».

وی همچنين نوشت: «کار دیگری که امريكا باید انجام بدهد این است که سناریوهایی را بررسی کند و مدنظر بگیرد که در قالب آن رژیم کنونی ایران دچار تغییرات اساسی می شود. ظاهرا بنیادگرایان ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 قدرت خود را تثبیت کرده اند اما باید توجه داشت که نشانه های شکاف شدید و‌آسیب پذیری های جدی در درون رژیم ایران وجود دارد. نارضایتی گسترده مردمی و تشدید شکاف های داخلی از جمله مشکلات داخل ایران است. برای آینده ایران در بلند مدت یک گزینه احتمال روی کار آمدن عناصر دموکراتیک تر از قبیل عناصر جنبش سبز است. این گزینه می تواند به صورت چشم‌گیری رقابت ایران و اسرائیل و سیاست های امريكا را دراین خصوص تغییر بدهد. ازاینرو، امريكا نه تنها باید بر برنامه هسته ای ایران متمرکز باشد، بلکه باید توجه ویژه ای به مسائلی از قبیل نقض حقوق بشر در ایران مبذول دارد».

حسینیان در دومین همایش جبهه پایداری در استان قزوین؛ +معرفي دو كانديدا

جزئياتي از نامه امام به آيت‎الله يزدي و پاسخ به نااميدي آيت‌الله مطهري از پيروزي انقلاب

گروه استان‌‌ها – قزوین: دومین همایش استانی جبهه پایداری در استان قزوین با حضور رییس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و عضو شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مسجد موسی بن جعفر علیه السلام قزوین برگزار شد.

در این همایش که دو کاندیدای جبهه پایداری انقلاب اسلامی در قزوین معرفی شدند، حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان در سخنانی با تحلیل دوران شکل‌گیری انقلاب اسلامی به بیان ویژگی‌های بارز امام خمینی (ره) پرداخت. متن کامل سخنان حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان در ادامه آمده است:

دو ابر قدرت جهان با همه‌ی اختلافات، بر سر جلوگیری از انقلاب اسلامی ایران اتفاق نظر داشتند

خداوند را سپاس‌گزاریم که این توفیق را به ما عنایت کرد که در خدمت برادران و خواهران متدین، شهید پرور و انقلابی قزوین باشیم.

آیاتی که تلاوت شد، داستان پیامبر و نبی خدا در مورد فرعون بود که خداوند تذکر می‌دهد به موسی که ای موسی، به‌یاد بیاور وقتی که به تو گفتیم قومت را از ظلمات به سوی نور هدایت کن و مردم را به ایام الله متذکر کن و به یاد آورید زمانی را که موسی به قومش گفت که چگونه خداوند آنان را از حکومت فرعونیان نجات داد؛ فرعونی که آنان را شکنجه می‌کرد، پسران‌شان را می‌کشت و دختران‌شان را زنده نگه می‌داشت.

این ایام متعلق به انقلاب است و قبل از هر چیز ما باید به این آیات عمل کنیم و مبنای حرکت‌مان را همین حرکت الهی قرار دهیم. شاید بهترین عبرت برای همه ما، سرنوشت انقلاب اسلامی است که قدرت‌های جهانی دست به دست هم داده بودند تا از پیروزی این انقلاب جلوگیری کنند، اما این انقلاب به‌رغم تلاش همه‌ی قدرت‌های جهانی به پیروزی رسید.

دوستان اگر به خاطر داشته باشند یا سن آنها به آن زمان برسد، یادشان می‌آید که انقلاب ما در زمان جنگ سرد رخ داد. بعد از جنگ جهانی دوم، دو ابرقدرت در جهان وجود داشت، یکی امریکا و یکی اتحاد جماهیر شوروی كه به‌نحوی جهان را بین خودشان تقسیم کرده بودند و بر سر جهان و تقسیم کشورهای مختلف با یکدیگر در ستیز و مبارزه بودند، اما این دو ابر قدرت با همه‌ی اختلافات، بر سر یک موضوع با هم اتفاق نظر داشتند و آن هم جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی بود. اتحاد جماهیر شوروی تا آبان 1357 نسبت به انقلاب اسلامي کینه‌ورزی می‌کرد، امریکا هم که مشخص بود با تمام امکانات درصدد حفظ رژیم شاه در ایران بود.

چه شد که یک روحانی با مردمی دست خالی بر همه‌ی ابرقدرت‌های متحد جهانی پیروز شد؟

حالا چطور شد که این انقلاب با رهبری مردمی با دست خالی در مقابل یک رژیم کهنسال شاهنشاهی، در مقابل یک ارتش تا بن دندان مسلح، در مقابل حمایت شرق و غرب، در مقابل حمایت همه‌ی قدرت‌ها به پیروزی رسید؟ این سؤال یکی از سؤال‌های کلیدی است که می‌تواند ابزاری باشد که بسیاری از مسائلی را که در آینده پیش خواهد آمد، به واسطه آن حل کنيم. چه چیزی موجب شد در چنین جهان ضد دین، یک روحانی و یک مرجع با یک مشت مردم دست خالی بر همه‌ی ابرقدرت‌های متحد جهانی پیروز شود؟ سه عنصر در اینجا دست به دست هم داد، رهبری شجاع، ایده آرمانی و مردمی جان‌فدا و ایثارگر که به خود آگاهی رسیده و نقش خودشان را در این جهان تشخیص داده‌ و به خود باوری رسیده‌ بودند.

در این نشست بنده فقط در مورد نقش امام صحبت می‌کنم. اینکه امام چه نقشی داشت و چرا توانست چنین رهبری را ایفا کند؟ پاسخ به این سوال که چه چیزی از امام چنین راد‌مرد بزرگ، شجاع و امیدواری ساخته است و مهم‌تر و بالاتر از این، مهندسی عالم و فطرت را کشف و اعتقاد پیدا کرده بودند؛ وقتی که انسان به کلمات امام مراجعه می‌کند، می‌بیند پیروزی انقلاب اسلامی از روز اول برای ایشان مثل روز روشن بوده است.

سال 46 دوران اقتدار رژیم شاهنشاهی بود و امام تبعید شده بودند و هیچ نفس‌کشی دیگر، در این جهان باقی نبود. شاه تبدیل به یک فرد سرکوب‌گر و قدرتمند شده بود، که بر ایران حکومت می‌کرد.

در آن تاریخ دو نامه وجود دارد یکی شریفه‌ی نور و دیگری به آیت الله گرامی و آیت الله یزدی می‌نویسد ظاهراً حوزه‌ها دیگر ناامید شده بودند و در این باره به آیت الله گرامی می‌گوید من مطمئن به پیروزی هستم و این جمله زیبا را به آیت الله یزدی می‌نویسد که می‌فرمایند انفجار عظیمی در راه است، که ان‌شاالله ما شاهد آن انفجار عظیم خواهیم بود.

وقتی به سكوت و تأمل امام نگاه كنیم، می‌فهمیم که چگونه امام مسلط بر خویش هستند. به عنوان رهبری که هیچ چیز نباید او را بلرزاند، وقتی که طلبه‌ها در قم مورد هجوم قرار گرفتند و در فروردین 1342 مثل لشکر شکست خورده‌ای به سمت منزل امام می‌روند و امام با یک جمله آرامش خود را به آنها منتقل می‌كند: "الحمدلله همین را از خدا می‌خواستیم که رژیم خودش را نشان بدهد" بعد از اینکه امام را دستگیر کردند و به زندان بردند و بعد از آنكه در 17 فروردین 1343 آزاد شدند، در 18 فروردین امام برای طلبه‌ها سخنرانی کردند و فرمودند: "والله هنوز نترسیده‌ام."

این طمانینه و آرامش از کجا بود؟

شهید مطهری در آبان 1357 به خدمت امام رسیدند و وقتی به جمع طلبه‌ها، علما و جامعه روحانیت در مدرسه رفاه بازگشتند، به آنها گفتند: "من امامی را دیدم که "آمن بهدفه، آمن بسبیله و آمن بامته"؛ به امت، هدف و آن روشی که انتخاب کرده، ایمان صد در صد دارد. فرمودند که به امام عرض کردم آقا با این وضعیت امکان پیروزی نیست، یک رژیم قدرتمند با یک ارتش مقتدر و تحت حمایت ابر قدرت‌ها در ایران حاكم است كه امام فرمودند: "آقای مطهری مطمئن باش تا چند وقت دیگر انقلاب به پیروزی می‌رسد."

امام مهندسی عالم را کشف کرد

آیا امام علم غیب داشت؟ من معتقدم بالاتر از علم غیب بود، چرا كه علم غیب را ممکن است انسان با مرتاضی و روش‌های ریاضت به دست بیاورد و این برای همه انسان‌های عادی هم قابل دسترس است، اما امام بالاتر از اینهاست، مهندسی عالم را کشف کرد. یعنی چه؟ یعنی امام به دست آورده بود که این جهان مبدأش كجاست؟ گذرش چیست؟ پایان تاریخ آن چیست؟ این را امام کشف کرده بود و باور کرده بود.

در قرآن تأكید شده كه ما این جهان را بازیچه و بیهوده نیافریده‌ایم، بلکه بر مبنای حق آفریدیم و می‌فرماید که ما همه‌ی این آفرینش را به خاطر شما انسان‌ها آفریدیم و آنچه که در زمین است، به‌خاطر وجود مبارک شما انسان‌هاست. این خورشید و ماه چرخنده را به خاطر خدمت به انسان آفریدیم و هر چیزی که در زمین و آسمان هست و همه حیوانات برای توست و همه چیز دست به دست هم داده که ما بخوریم و از آنها لذت ببریم، خداوند در قرآن می‌فرمایدکه آنهایی که خوردند و لذت بردند، کافر شدند ولی مؤمنان این طور نیستند. پس تو برای چه آفریده شده‌ای؟ برای رسیدن به خدا، رسیدن به جایی که جز خدا کسی را ندیده‌ای که در کنار خدا قرار می‌گیری و در جایی دیگر خداوند می‌فرماید: ای انسان! فقط برای خوردن و خوابیدن آفریده نشده‌ای، همه‌ی اینها وسیله است که تو تلاش کنی و به لقا الله یعنی ملاقات با پروردگار برسی همان طور كه امام خمینی بارها تأكید كردند: "خدایا ما را از این مادیات منقطع کن تا چشم و دل ما باز شود تا آن نادیدنی‌ها را ببینیم.

در حكومتی كه عدالت علی علیه السلام سرلوحه همه امور است، باطل قابل سازش و سازگار است؟ خدا این همه آسمان و زمین را برای انسان بیافریند، بعد یک عده مثل صدام، بوش و اوباما در این دنیا هر کاری دل‌شان خواست می‌کنند و یک طاغوتی در مقابل خدا می‌شوند، خدا در قرآن در جای دیگري می فرماید که چه تمدن‌ها فرو ریختیم به خاطر ظلمی که بر آنان حاکم بود و وقتی که عذاب ما آمد، فرار کردند. نگاه امت را خراب نکنید، برگردید به خانه‌های‌تان تا سؤال شوید از کارهای که انجام دادید، بعد می‌فرماید ما آنها را مثل گندم درو کردیم و سرکوب کردیم. چرا؟ چون ما جهان را بازیچه نیافریدیم که این همه کارکنیم و یک عده بیایند ظلم و ستم کنند، اگر می‌خواستیم، می‌توانستیم؛ اما از حکمت واقعی خدا دور است. بلکه چنان کلمه حق را بر باطل می‌كوبیم که باطل نابود شود.

انسان گل سر سبد همه‌ی موجودات است و همه چیز در خدمت انسان است. حقانیت آفرینش و هدف‌مندی انسان با ظالمین و ستم‌کاران قابل جمع نیست، در مهندسی عالم پیروزی حق بر باطل میسر می شود.

اگر سال 46 که همه از پیروزی ناامید بودند، امام امیدوار بود و گفت مطمئن باشید ما انفجار نور هستیم. در جنگ تحمیلی، هواپیماهای استراتژیک کانادا از جانب صدام اول روی آسمان ایران مانور داده و سپس مناطقی از این خاك را بمباران كردند، شهید بابایی برای مقابله با دشمن روی سطح دریا هشت ساعت پرواز کرد تا یکی از این هواپیما‌ها را زدند. امام در پاسخ به اقدام صدام و عكس العمل شهید بابایی و نیروی هوایی می‌گویند که این هواپیمای فرانسوی را که می‌گویند، همه چیز را از بین خواهد برد، دیدید که خدا با آنها چه کرد. در یک موقعیت سختی که ایران انقلاب کرده، ارتش در حال بازسازی است و نیروی نظامی جدید به وجود نیامده، این دشمنان انقلاب اسلامی به سراغ صدام دیوانه می‌آیند، تحریکش می‌کنند و به ایران حمله کرده و جاهای مختلف ایران را بمباران کردند.

برخي از فرمانده‌هان نظامی بعد از این اقدام صدام خودشان را باخته بودند، خدمت امام رسیدند، امام فرمود: "دیوانه‌ای سنگ انداخته و رفته، صدام از اسلام سیلی می‌خورد که نتواند هیچ کاری بکند"، اگر شاعر از روی شعر بگوید امام به حرفی كه می‌زد معتقد بود، مثلا زمانی كه چند آمریكایی در ایران گروگان گرفته شده بودند، آمریکا به حمله‌ی نظامی تهدید کرد، ولی امام در پاسخ به آمریكا فرمودند که هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

زمانی كه آمریكا با حضور در طبس قصد ضربه زدن به پایه‌های انقلاب را داشت، خداوند در غیبت حکومت و نظام و ارتش و سپاه طوفان شن فرستاد و نیروهای متجاوز دشمن را مچاله کرد و آنها را مجبور به ترك خاك ایران كرد.

امام مشرف به مسائل عرفانی بود و از همه مهم‌تر اینكه اعتقاد داشت، این جهان بی هدف آفریده نشده، برای آفرینش خلق قطعا یک هدفی وجود دارد، امام به وجود خدا ایمان داشت به همین خاطر نمی‌ترسید. هر کسی که پیر و مسن می‌شود محافظه کارتر می‌شود، اما امام هرگز محافظه كارانه عمل نكرد.

اگر فرمایشات امام را در جلد 21 صحیفه امام را مطالعه کنید، در پیامی به مسئولین نظام متذکر می‌شوند که این نظام جمهوری اسلامی مقدمه برای حکومت جهانی است و برای حکومت واحد جهانی برنامه ریزی کنید، امام تأكید داشت كه همه چیز در دست خداست، پیامبر به مسلمانان صدر اسلام خطاب کرد که اگر شما از دین برگردید، هیچ اهمیتی ندارد؛ خدا یک قومی را می‌آورد که خدا را دوست دارند و خدا هم آنان را دوست دارد.

درس مهمی كه باید از امام بیاموزیم، این است كه وقتی از امام پرسیدند که آقا چگونه ممکن است شما با یک مشت مردم دست خالی و یک رژیم تا بن دندان مسلح وتحت حمایت همه‌ی ابر قدرت‌ها پیروز شوید؟ امام فرمود به یاری خدا من رژیم را سرنگون خواهم کرد و به جای آن جمهوری اسلامی را برقرار خواهم کرد.

امروز ما نشانه‌های به اهتزاز در آمدن پرچم اسلام را در غرب مشاهده می‌كنیم، یکی از وظایف ما که مقام معظم رهبری بر آن تاکید دارند، انتخاب درست و سرنوشت ساز است که مردم باید پای صندوق‌های رای بیایند و چشم دشمن را کور کنند و نمایندگانی را انتخاب کنند که رنگ و بوی خدایی دارند.

وظیفه‌ی ما در مرحله‌ی اول ایجاد یك بستر داغ رقابتی و سالم است، از آن‌جایی که دولت برای خدمت‌گزاری همیشه در صحنه حضور دارد، شما نیز نگویید من با این دولت مخالف هستم و این شور را داشته باشید، پس خودتان موظف هستید که انتخاب صحیح داشته باشید و تلاش کنید که ان‌شاء الله این انتخابات پر شور باشد. من تشکر می‌کنم از آقای عباسی که یکی از کاندیدای جبهه پایداری است و همچنین جناب آقای حسینی ان‌شاء الله امیدواریم که دوستان تلاش کنند که این برادران مومن با رأی بالا وارد مجلس شوند.

دو کاندیدای قزوین

در این همایش حجت‌الاسلام علی عباسی و حجت‌الاسلام سید مرتضی حسینی نيز به عنوان کاندیدای جبهه پایداری از قزوین معرفی شدند.

عباسی از اساتید حوزه علمیه، تحصیلات حوزوی خود را در قم در سال 1358 شروع کرد و سطح یک و دوی حوزه را در مدرسه حقانی و سپس مدرسه شهیدین که زیر نظر آیت الله شهید بهشتی و شهید قدوسی اداره می شد، ادامه داد. وي چند سال درس خارج را در مدرسه شهیدین و در حوزه علمیه گذراند. اساتید سطح عالی او در اصول آیت الله سید کاظم حائری و در فقه حضرات آیات میرزا جواد تبریزی، جوادی آملی و عندلیب بودند. عباسی سه سال مدیریت حوزه علمیه شیخ الاسلام قزوین، سه سال مدیریت حوزه علمیه عالی کوثر قزوین و سه سال معاونت تهذیب و تبلیغ حوزه علمیه قزوین را بر عهده داشت. از جمله مسئولیت‌های سیاسی وی نيز می‌توان به مسئوليت هیات نظارت شورای نگهبان استان در دوره انتخابات خبرگان رهبری، دو دوره عضو هیات مرکزی اجرایی انتخابات و مسئوليت ستادهای مردمی دکتر احمدی نژاد در دوره دهم ریاست جمهوری اشاره كرد.

حجت الاسلام سید مرتضی حسینی نيز از روحانیون سرشناس و ایثارگر قزوینی است. وي داماد مرحوم آیت الله سید حسن موسوی شالی است و سال‌ها در درس خارج مقام معظم رهبری، آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله وحید خراسانی شرکت داشته است. وي 22 سال نماینده ولی فقیه در سپاه استان قزوین، البرز و بسیج وزارت‌خانه‌ها بوده است.

گردهمایی تروریست‌ها در اروپا برای اخلال در انتخابات مجلس نهم/

 وزارت امور خارجه با سفیر سوئد برخورد جدی کند

پروژه اخلال امنیتی در انتخابات مجلس نهم که از مدت‌ها قبل به‌طور جدی با برنامه‌ریزی گسترده از سوی طیف‌های مختلف ضد انقلاب در خارج از کشور و با همراهی و هدایت برخی کشورهای غربی به ویژه آمریکا، انگلیس، هلند و فرانسه تهیه شده بود، هفته جاری با برگزاری یک کنفرانس پرحاشیه و پرهزینه که تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، رسما کلید خورد.

به گزارش رجانیوز، ۵۰ نفر از مخالفان و اعضای گروه‌های ضد انقلاب در نشستی دو روزه با عنوان "اتحاد برای دموکراسی" شرکت کردند و درباره راه‌های بهبود دموکراسی در ایران و انتخابات پیش روی مجلس نهم به رایزنی پرداختند. گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از استکهلم پایتخت سوئد، حاکی است که این نشست با میزبانی بنیاد اولاف پالمه و تحت تدابیر شدید امنیتی روز شنبه چهارم فوریه آغاز به کار کرد و روز یکشنبه پنجم فوریه نیز به کار خود پایان می‌دهد.

آنچه در این همایش حائز اهمیت است، حضور چهره‌های سرشناس از گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب در این کنفرانس است که بیانگر برنامه غرب برای ایجاد اختلال امنیتی و اطلاعاتی در جریان برگزاری انتخابات مجلس در ایران است. عبدالله مهتدی رئيس گروهک تروریستی کومله که از حاضران در این کنفرانس بود، اظهار امیدواری کرده که در این نشست دستاوردهایی حول محورهای مشترک و مورد توافق طرفین حاصل شود. وی چگونگی دستیابی به دموکراسی در ایران و دفاع از حقوق بشر را از جمله نقاط مشترک میان شرکت کنندگان در این نشست عنوان کرد؛ رویکردی که به طور خاص انتخابات پیش رو را هدف گرفته است.

از سوی دیگر، حضور افرادی همانند احمد باطبی که از همکاران نهادهای وابسته به کاخ سفید نظیر خانه آزادی است، ردپای پررنگ ایالات متحده در این سناریو را مشخص می‌کند. باطبی که خبرگزاری آسوشیتدپرس وی را "فعال حقوق بشر" معرفی کرده است، می‌گوید: «تا زمانی که روندهای انتخابات در ایران دموکراتیک‌تر نشوند، من اطمینان دارم که در آینده شاهد اعتراض‌های بیشتری خواهیم بود.»

امريكايي‌ها در طي دو سال گذشته تلاش زيادي براي برداشتن مرز بين گروهك‌ها كرده‌اند و سعي مي‌كنند كه با برگزاري نشست‌هاي مرزها و اختلاف‌هاي ميان اين گروهك‌ها را از بين ببرند، به‌طوري كه يكي از اين نشست‌ها سال گذشته با عنوان "گوادولوپ 2" در فرانسه برگزار شد و محمد رضا مدحي به‌عنوان نفوذي سيستم امنيتي كشور به اين پروژه پس از بازگشت به كشور ابعادي از اين ماجرا اعلام كرد.

در عين حال، به نظر مي‌رسد نقطه اميد و اتصال جريان‌هاي خارجي ضد انقلاب براي اجراي توطئه‌هاي امنيتي طراحي شده در سرويس‌هاي غربي، گره خوردن با جريان‌هاي داخلي و يا فعال كردن ظرفيت برخي گروه‌ها به‌طور غير مستقيم است كه اين مسئله باید به عنوان یک شاخص جدی در رفتار و اعلام مواضع نامزدهای انتخابات مجلس نهم دیده شود که با برخی سخنان و اظهارات معنادار، زمینه را برای بازی ناخواسته خود و حامیان‌شان در پازل طراحی شده از سوی مخالفان و دشمنان کشور فراهم نکنند و ضمن تلاش برای ایجاد شرایط رقابتی سالم در عرصه سیاسی، خروجی نهایی این رقابت به نفع مردم و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد.

همچنین باید درنظر داشت که برگزاری این کنفرانس براندازی با حضور سران گروهک‌های تروریستی که مسلحانه علیه امنیت ملی ایران فعالیت می‌کنند در خاک کشور سوئد، می‌تواند به عنوان یک نقطه تاریک در تاریخ رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و این کشور اروپایی ارزیابی شود. در این زمینه باید وزارت امور خارجه ضمن احضار سفیر سوئد به دلیل انجام اقدامات مشکوک علیه امنیت ملی ایران در خاک این کشور، مراتب اعتراض شدید ایران را در اين زمينه ابلاغ كند.

مطلب مرتبط:

جزئيات نفوذ و انهدام پروژه يكپارچه‌كردن اپوزيسيون +فيلم

پوستر: نامه‌ای برای آرمیتا

تهمينه ميلاني بخش اعظمي از بازيگران ايراني را عقده اي دانست/

 گلشيفته دختر من است!

تهمينه ميلاني در جديدترين اظهارات خود در مصاحبه با يك خبرنگار ضدانقلاب، قسمت اعظمي از بازيگران ايراني را عقده اي دانست!

به گزارش  باشگاه خبرنگاران، " مسیح علی نژاد " کارمند دستگاه تبلیغاتی ملکه انگلیس که چندی پیش با دی پورت ویزای اقامت و تحقیرشدنش در سفارت امریکا، بی آبروی جدیدی را برای خود به ارمغان آورد، فعالیت گسترده ای برای ارتباط با فعالین فرهنگی و سیاسی داخل کشور آغاز کرده است.
 
وی در جدیدترین پروژه هدفمندش با مراجعه به یکی از کارگردانان زن سینمای ایران مصاحبه ای انجام داده که حاوی مطالب تاسف آوری است.
 
"تهمینه میلانی "که هنوز از نقدش در برنامه سینمایی" هفت " عمیقا دلخور است، در ابتدای صحبتش گفت كه در خصوص سینمای اسکار شناخت کاملی ندارد ، اما در عين حال به خود اجازه داد كه نظرات ديگران درباره اسكار را نقد كند!
 
وي در اين زمينه مي گويد: دوستانم چون عرف جامعه اسلامی را رعایت نمی کنند و با خانم ها دست می دهند و یا حجاب را رعایت نمی کنند با چنین عکس العمل هایی از طرف ... مواجه شده اند!
 
این کارگردان زن سینمای ایران که به هنر سیاسی معتقد است اما در جای جای صحبتش از فحاشی و زدن اتهام های غیر اخلاقی به دیگر همکارانش در سینما با ذکر اسامی افراد و در غیابشان، ابائی نکرده، در همين مصاحبه درباره عريان شدن گلشيفته فراهاني نيز اظهار داشت: " گلشیفته دختر من است " !
 
"تهمینه میلانی" که سابقه دستگیری و محاکمه به اتهام تشویش اذهان عمومی و همکاری با گروهک های معاند را در پرونده فعالیت سینمایی گذشته خود دارد، در مقابل این سوال هدفمند " مسیح علی نژاد" که نظرش را در خصوص هنرمندانی که به قوانین نظام جمهوری اسلامی در زمان فتنه 88 احترام گذارده اند می پرسد، اینگونه پاسخ داده است : " من با آنها عکس هم نمی گیرم، دوستی هم نمی کنم ... یادمان باشد این آدم ها نادیده گرفته شدند، پر از کمبود هستند، پر از عقده به مفهوم روانشناسی اند!
 
وی در مورد ضد انقلاب فراری " مهر انگیز کار " نیز اینچنین اظهار نظر کرده است : اگر خانم " کار" کاندید ریاست جمهوری می شد من اولین نفری بودم که به ایشان رای می دادم!

اگر تکه‌ تکه‌ام‌ کنید، هر قطره‌ خونم‌ فریاد می‌زند خمینی‌/

فیلم: خاطره‌گویی رضوانه دباغ در موزه عبرت+ بخش سوم و چهارم مستند تپش تاريخ

گروه تاريخ- سي و چهارمين بهار آزادي امسال در شرايطي رقم مي‌خورد كه موج بيداري اسلامي نشأت گرفته از انقلاب اسلامي ايران، كشورهاي خاورميانه و شمال افريقا را نيز در برگرفته و قيام امام خميني كبير كه از همان سال‌هاي اول انقلاب موجب بروز خيزش‌هاي پراكنده‌اي در نقاط مختلف دنيا شد، اكنون در مرحله بلوغ خود قرار دارد. از اين‌رو، تبيين اين حركت بزرگ و بازخواني ابعاد آن، هم مي‌تواند به قدر دانستن اين نعمت الهي در داخل و پاس‌داشت آن كمك كند و هم چراغ‌راه حركت‌هاي عدالت‌خواهانه جديدي شود كه به تعبير رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير با دبيركل جهاد اسلامي فلسطين، محدود به تحولات اخير نيست و پيروزي‌هاي جديدي در راه است. رجانيوز در طول ايام الله دهه‌ي فجر، هر روز گوشه‌اي از اين كتاب قطور را ورق مي‌زند:

 

 

مستند انقلاب 3/

بخش سوم و چهارم مستند "تپش تاریخ" که در آن به تحلیل تاریخی عوامل انقلاب اسلامی ایران پرداخته شده است:

 

براي دانلود فيلم اينجا كليك كنيد

 

 

 

براي دانلود فيلم اينجا كليك كنيد

 

 

صداي انقلاب 5/

سخنان شهید کاوه درباره انقلاب اسلامی

 

براي دانلود صوت اينجا كليك كنيد

 

 

بازخوانی مصاحبه رهبر انقلاب درباره تشكيل حزب جمهورى اسلامى در سال60

تعصب نداريم كه حتما افراد حزب در مراكز حساس گماشته شوند، بلكه تعهد داريم كه مردم هدايت شوند
هدف ما تصرف مجلس و دولت نیست، دلیلش هم این است که تاكنون كانديداهاى غير حزبى زياد داشته‌ايم
آقای منتظرى می‌گفت امام دستور دادند كه تو از مشهد به تهران بيايى
 اصلا باور نمی‌كرديم كه كسى بتواند عليه آيت الله بهشتى حرف بزند
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای در بیست و نهم بهمن‌ماه سال 1360 هم زمان با سالروز اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی ایران که خود جزء موسسان اصلی آن بودند، در گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی ضمن شرح جامعی از چگونگی تشکیل حزب و کیفیت پیشنهاد اولیه آن، خاطراتی از نقش شهید باهنر در تنظیم مرام‌نامه این حزب و هجمه‌های گسترده علیه شهید بهشتی را بیان می‌کند.

ایشان همچنین در بخش‌هایی از این گفت‌وگو درباره نحوه ورود حزب جمهوری اسلامی به انتخابات و هدف اصلی از معرفی کاندیداها نکاتی شنیدینی مطرح می‌کنند که خواندن آن با توجه به شرایط فعلی کشور که گروه‌ها و احزاب سیاسی هر کدام مشغول مهیا کردن لیست‌های انتخاباتی خود هستند، خالی از لطف نیست.

در قسمتی از مصاحبه حضرت آیت الله خامنه‌ای می‌خوانیم: " ما تعصب و پايبندى قطعى نداريم به اين كه بايستى حتما افراد حزب در مراكز حساس گماشته شوند، بلكه تعهد داريم كه مردم هدايت شوند و كار مملكت راه بيفتد، منتها چون اين حزب حيثيتى در نظر مردم دارد، لذا كسانى را كه حزب در بخشى معين می‌كند مردم می‌پذيرند و هم‌پای حزب حرکت می‌کنند."

متن كامل اين گفت‌وگوي خواندني را از اينجا بخوانيد

 

 

خاطراتی از شکنجه زنان مبارز انقلابی

روایت یک مادر و دختر و دو خواهر از دوران زندان

بی تردید نقش زنان در مبارزات سیاسی دوران شاه و مظلومیت مضاعف آنان در زندان های رژیم ستمشاهی، تاثیر تعیین کننده‌ای در تسریع روند انقلاب و دستیابی به پیروزی داشت. اوج سبعیت رژیم پهلوی در تقابل با زنان مبارز، بیشتر و نمایان تر به نمایش گذاشته می شد. مطالب که در ادامه آمده است، اشاراتی به آن رنج‌های طاقت فرسا است.

صدای‌ جیغ‌ و فریاد دخترم را که ‌شکنجه‌ می‌شد، مي شنیدم‌

مرضیه و رضوانه دباغ: که در زمان دستگیری 13 سال بیشتر نداشته است، به دلیل استقامت مادر( مرضیه دباغ) و امتناع از دادن اطلاعات به شکنجه‌گران ساواک، دستگیر می‌شود تا شاید مادر با دیدن شکنجه‌هایی که دخترش باید متحمل شود، به حرف بیاید. پایداری این مادر و دختر منحصر به فرد است. شدت شکنجه‌های روحی و روانی که در آن روزگار به آن دختر 13 ساله وارد شد به حدی بوده است که او در سن چهل سالگی تحت دو عمل جراحی قلب قرار گرفته و اکنون قادر به تکلم نیست. آنچه می‌خوانید تنها گوشه‌ای از شرایط سختی است که در آن سال‌ها بر آنان گذشته است. البته همان طور که گفته شد رضوانه دباغ خود قادر به صحبت نیست و این خاطرات از زبان مادر وی سرکار خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) بیان شده است.

یکی‌ از سخت‌ترین‌ موقعیت‌ها برایم‌، آنجا بود که ‌دخترم‌ را که‌ تازه‌ وارد سیزده‌ سالگی‌ شده‌ بود، به‌ زندان‌ آوردند.

آن‌ شب‌، از ساعت‌ 12 صدای‌ جیغ‌ و فریاد او را که ‌شکنجه‌ می‌شد، شنیدم‌. فقط‌ فریادهایش‌ را می‌شنیدم‌ و نمی‌دانستم‌ چه‌ می‌کشد. نمی‌دانستم‌ چکار کنم‌. همدمی‌ جز گریه‌ نداشتم‌. فکر کنم‌ ساعت‌ چهار صبح‌ بود که‌ سر و صدایی‌ در بند زندان‌ آمد. از سوراخ‌ روی‌ درسلول‌ نگاه‌ کردم‌، دیدم‌ دو تا سرباز زیر بغل‌ دخترم‌ راگرفته‌اند و او را کشان‌ کشان‌ آوردند، انداختند وسط‌ راهرو، و با سطل‌ رویش‌ آب‌ ریختند که‌ به‌ هوش‌ بیاید. با دیدن‌این‌ صحنه‌ دیگر طاقتم‌ تمام‌ شد. دیوانه‌وار با مشت‌ به ‌در کوبیدم‌ و فریاد زدم‌. گفتم‌ که‌ در را باز کنید تا ببینم‌ بچه‌ام‌ چه‌ شده.

مرحوم‌ آیت‌الله "ربانی‌ املشی‌" که‌ در یکی‌ دیگر ازسلول‌ها بود، با صوت‌ زیبا شروع‌ کرد به‌ خواندن‌ قرآن‌ تا رسید به‌ آیه‌ "استعینوا بالصبر و الصلوة" کمی‌ آرام ‌گرفتم‌، ساکت‌ شدم‌ و سر جایم‌ نشستم‌. بعد از چند دقیقه‌ بلند شدم‌ تا دوباره‌ به‌ دختر کوچولویم‌ که‌ زیر ضربات‌ و شکنجه‌های‌ وحشیانه‌ دژخیمان‌ شاه‌ له‌ شده ‌بود، نگاهی‌ بیندازم‌. یک‌ پتوی‌ سربازی‌ آوردند، او را انداختند توی‌ آن‌ و بردند. با دیدن‌ این‌ صحنه‌ احساس‌کردم‌ دخترم‌ مرده‌ است‌. خوشحال‌ شدم‌. خدا را شکرکردم‌ از اینکه‌ از شر ساواکی‌ها و شکنجه‌های‌ کثیف‌شان ‌راحت‌ شده‌ است.

حدود شانزده‌ روز از آخرین‌ دیدار من‌ و دخترم ‌می‌گذشت‌؛ خیالم‌ راحت‌ بود که‌ او مرده‌ و دیگر شکنجه‌ نمی‌شود. ولی‌ آن‌ شب‌، درِ سلول‌ را باز کردند و در کمال‌ تعجب‌ دیدم‌ که‌ دخترم‌ را به‌ داخل‌ سلول‌ انداختند و در را بستند. او گفت‌ که‌ در طی‌ این‌ مدت‌، در بیمارستان ‌شهربانی‌ (در خیابان‌ بهار) بستری‌ بوده‌ است‌. او را درآغوش‌ گرفتم‌ و شروع‌ کردم‌ به‌ نوازشش‌. مچ‌ دست‌هایش ‌را که‌ لمس‌ کردم‌، گریه‌ام‌ گرفت‌. زخم‌ بدی‌ به‌ چشم ‌می‌خورد، او را با دستبند، محکم‌ به‌ تخت‌ بسته‌ بودند.

آن‌ شب‌ که‌ دخترم‌ را به‌ سلول‌ آوردند، سه‌ تا موش‌ هم‌ انداختند داخل‌. دخترم‌ که‌ ترسیده‌ بود به‌ من‌ پناه‌ آورد. بغلش‌ کردم‌ و شروع‌ کردم‌ به‌ نوازش‌ و گفتم‌ اگر بخواهی‌ جیغ‌ بزنی‌ و عکس‌العمل‌ نشان‌ بدهی‌، این‌ها کارهای‌ دیگری‌ هم‌ می‌کنند. مثلاً مار می‌آورند. مارهایی‌ که‌ زهرش‌ را گرفته‌ بودند، برای‌ ترساندن‌ زندانی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ می‌انداختند. تنها پتویی‌ را که‌ داشتیم‌، دورش‌ پیچیدم‌ و گفتم‌ که‌ موش‌ها در تاریکی‌ نمی‌مانند و احتمالاً می‌روند طرف‌ دریچه‌ای‌ که‌ روی‌سقف‌ بود ـ و معلوم‌ نبود مال‌ چی‌ بود ـ نور خفیفی‌ از آنجامی‌آمد.

احساس‌ من‌ و دخترم‌ در آن‌ شب‌های‌ شکنجه‌ و تنهایی‌، غیر قابل‌ وصف‌ و درک‌ است‌. باید مادر بود تا بشود این‌ها را احساس‌ کرد. کسی‌ که‌ مادر است‌ و این‌ خاطرات‌ را می‌خواند، می‌فهمد یک‌ دختر بچه‌ای‌ که‌ تا آن‌ روز حتی‌ "پوشیه" از صورتش‌ برداشته‌ نشده‌، این‌ دخترها با هیچ‌ مرد غریبه‌ای‌ برخورد نداشته‌اند، حالا حسابش‌ را بکنید، می‌گفت‌ من‌ را توی‌ اتاقی‌ بردند که‌ هفت‌ ـ هشت‌ تا مرد بدون‌ لباس‌ انداخته ‌بودند وسط‌ می‌زدند، فحاشی‌ می‌کردند و او که‌ دختری‌ سیزده‌ ساله‌ بود، فقط‌ جیغ‌ می‌زده‌ و التماس‌ می‌کرده‌. کاری‌ از دستش‌ بر نمی‌آمده‌. بعد زیر همان‌ شکنجه‌ها از هوش‌ رفته‌ بود که‌ با باتوم‌ برقی‌ به‌ او شوک‌ وارد کرده‌ بودند و آنقدر حالش‌ بد شده‌ بود که‌ شانزده‌ روز در بیمارستان‌ بستری‌ شده‌ بود، تا کمی‌ حالش‌ جا بیاید.

او که‌ الان‌ چهل‌ و چند سال دارد‌، دوبار قلبش‌ عمل‌ شده‌ است‌ و حتی‌ نمی‌تواند درست‌ نفس‌ بکشد. گوشه‌ خانه‌ درازکش‌ افتاده‌ است‌ و قدرت‌ هیچ‌ کاری‌ وحتی‌ حرف‌ زدن‌ ندارد.

خیلی‌ دلم‌ می‌سوخت‌. او به‌ خاطر من‌ شکنجه‌ شده ‌بود ولی‌ حالا که‌ بدن‌ شکسته‌اش‌ در آغوشم‌ بود، چیزی ‌نداشتم‌ تا به‌ او بدهم‌ که‌ کمی‌ قوت‌ بگیرد. تنها کمکی‌ که‌ آنجا به‌ ما شد، یک‌ سرباز نگهبانی‌ بود که‌ اهل‌کردستان‌ بود. او که‌ دلش‌ خیلی‌ برای‌ ما سوخته‌ بود، یک ‌شب‌ ساعت‌ حدود 10، یواشکی‌ پنجره‌ فلزی‌ کوچکی‌ راکه‌ روی‌ در سلول‌ بود، باز کرد و چیزی‌ انداخت‌ داخل‌. اول ‌فکر کردم‌ دوباره‌ موش‌ انداخته‌اند. نگاه‌ که‌ کردم‌، دیدم‌ یک‌ بسته‌ کوچک‌ است‌ که‌ سه‌ تا حبّه‌ قند داخلش‌ بود. بعد، از لای‌ در گفت‌: "اینها را بده‌ به‌ بچه‌ات‌ بخوره‌ شاید یک‌ ذره‌ جان‌ بگیره‌..." شب‌ دیگر پنج‌ تا حبّه‌ انگور انداخت‌ و گفت‌: "دخترت‌ خیلی‌ ضعیف‌ شده‌ ... من‌ چیز دیگری‌ ندارم‌ که‌ بدهم‌... همین‌ چند تا حبه‌ انگورو بده‌ به‌ اون‌ شاید کمی‌ حالش‌ بهتر شود."

سلول‌ ما، حدود یک‌ متر و هفتاد سانت‌ طول‌ و عرضش‌ بود. البته‌ در بعضی‌ از سلول‌ها، در همین‌ فضا، چهارـ پنج‌ نفر زندانی‌ بودند. کف‌ زندان‌ هم‌ مدام‌ خیس‌بود. حالت‌ لجن‌ زار داشت. یکی‌ از سخت‌ترین‌ لحظات‌ زندان‌، هنگامی‌ بود که‌ یکی‌ از ما را برای‌ شکنجه‌ می‌بردند. "رضوانه‌" دخترم‌ را که‌ می‌خواستند ببرند، اصلاً جلوی‌ ساواکی‌ها گریه‌ نمی‌کردم‌. صدای‌ پای‌ نگهبان‌ها که‌ می‌آمد، دختر کوچولویم‌ را در آغوش‌ می‌کشیدم‌، صورتش‌ را غرق‌ بوسه‌ می‌کردم‌ و می‌گفتم: ـ عزیزم‌ ... به‌ خدا می‌سپارمت‌ .... هر چی‌ خدا بخواد همونه...

او را که‌ می‌بردند، بغضم‌ می‌ترکید، یکه‌ و تنها درآن‌ تاریکی‌ زندان‌، می‌زدم‌ زیر گریه‌. کف‌ دست‌هایم‌ راروی‌ دیوار می‌کوبیدم‌، تیمم‌ می‌کردم‌ و نماز می‌خواندم‌ تا دلم‌ آرام‌ بگیرد.

ساعتی‌ بعد، درِ سلول‌ باز می‌شد و بدن‌ نیمه‌جان‌ او را که‌ می‌انداختند، می‌رفتند. هر چیزی‌ که‌ توانسته‌ بودم‌ پنهان‌ کنم‌، ذره‌ای‌ از غذا و یا چند قطره‌ آب‌، در دهانش‌ می‌گذاشتم‌. صورت‌ نازش‌ را فوت‌ می‌کردم‌ و یا با گوشه ‌پتو باد می‌زدم.

الگوی‌ من‌ در صبر و تحمل‌ همه این‌ شکنجه‌ها، اول‌ اعتقادم‌ به‌ الطاف‌ الهی‌، راه‌ امام‌ و سپس‌ شهید بزرگوار آیت‌الله سعیدی‌ بود که‌ چند سالی‌ را در محضر ایشان‌ کسب‌ علم‌ کرده‌ بودم‌. ایشان‌ کسی‌ بود که‌ زیر بدترین‌ شکنجه‌ها فریاد زده‌ بود:

ـ اگر تکه‌ تکه‌ام‌ کنید، هر قطره‌ خونم‌ فریاد می‌زند خمینی‌... خمینی...

همین‌ اعتقادات‌ دینی‌ بود که‌ همواره‌ تلاش‌می‌کردم‌ حجابم‌ را حفظ‌ کنم‌. با وجودی‌ که‌ زیر دست‌کثیف‌ترین‌ و پست‌ترین‌ انسان‌های‌ روی‌ زمین‌، که ‌ذره‌ای‌ شرافت‌، حیا و غیرت‌ در وجودشان‌ وجود نداشت‌، مدام‌ شکنجه‌ می‌شدم‌ و مورد اهانت‌ و آزار قرار می‌گرفتم‌، ولی‌ سعی‌ می‌کردم‌ حجابم‌ را حفظ‌ کنم‌. روزهای‌ اول‌ چادر داشتم‌ که‌ گرفتند. سپس‌ یک‌ پیراهن‌ مردانه‌ زندانی‌ها را از سلول‌ بغلی‌ گرفتم‌، وقتی‌ می‌آمدند که‌ برای‌ شکنجه‌ ببرندم‌، آن‌ را روی‌ سرم‌ می‌انداختم‌ وآستین‌هایش‌ را زیر گلویم‌ گره‌ می‌زدم‌ تا موهایم‌ پیدا نباشد. بعداً این‌ پیراهن‌ را هم‌ طاقت‌ نیاوردند که‌ ببینند روی‌ سرم‌ می‌کشم‌، گرفتند؛ دو تا پتوی‌ سربازی‌ به‌ ماداده‌ بودند. از آن‌ روز به‌ بعد هرگاه‌ می‌خواستیم‌ برای‌شکنجه‌ برویم‌، یکی‌ از پتوها را من‌ روی‌ سرم‌ می‌کشیدم‌، یکی‌ را دخترم‌. به‌ همین‌ خاطر در زندان‌ به‌ "مادر و دختر پتویی" معروف‌ شده‌ بودیم...

 

 

فیلم: خاطره گویی خانم رضوانه مرضیه دباغ در موزه عبرت

 

براي دانلود فيلم اينجا كليك كنيد

 

 

معصومه جزایری:

قرار شد من بروم و از تلفن عمومی به خانه مان زنگ بزنم و بفهمم چه خبر است. من یکی دو ماه قبل از آن به خانه رفته و مقداری از اعلامیه ها را در میان سیسمونی فرزندم جاسازی کرده و آوردم. آن روز با لباس خانه آمدم بیرون که از تلفن همگانی بعضی از قرار ها را لغو کنم. داشتم با خواهر کوچکم صحبت می کردم و او هم داشت می گفت زهرا را گرفته، ولی آزادش کردند، ولی سراغ رضا را گرفتند. داشتیم صحبت می کردیم که من دیدم دو تا لوله مسلسل آمد داخل باجه! یک کمی داد و بیداد کردم که مگر دزد گرفته اید؟ یکی از آنها پرید داخل باجه و مرا با زانویش محکم نگه داشت. آن یکی هم رفت بیرون و فریاد زد که مراقب باش فرار نکند. نگاه کردم دیدم کل خیابان معلم شیراز را ساواک قرق کرده! لحظه به لحظه گزارش دستگیری مرا دادند و مرا بردند ساواک شیراز. 48 ساعت آنجا بودم و رئیس ساواک تهدیدم کرد که اسلحه کجاست. من ماه آخر بارداری ام بود. گفتم: «چه حرف ها می زنید. من با این وضع اسلحه ام کجا بود؟» گفت: «بسیار خوب! اینجا چیزی نمی گوئی، تهران که بروی بدتر است.» و سعی کرد مرا بترساند.

بعد از 48 ساعت آمدم تهران و اولین کسی را که دیدم منوچهری بود. شروع کرد به صحبت که: «سلام فخری خانم! مرا می شناسی؟» من متحیر که این چه می گوید. بعد مرا بردند و سئوال و جواب کردند و یک سری اسم از من پرسیدند که آیا آنها را می شناسم یا نه. بعد هم مرا به سلول انفرادی بردند و من مانده بودم کجا پا بگذارم، از بس که سلول کثیف بود و خون روی آن خشکیده بود و به من پتوئی ناچیز هم ندادند. نگهبان من سلیمی بود که آن شب تا توانست مرا تحقیر کرد که فقط در اینجا یک بچه کم داشتیم که الحمد لله آمد.

من 26 روز در آنجا بودم تا موعد زایمانم رسید. به نگهبان گفتم و تا آمدند مرا بردند، ساعت 11صبح شد. مرا به بیمارستان بردند و یک خانم نگهبانی را برای من گذاشتند که دستش به دست من بسته بود. آخر شب برایم اکسیژن گذاشتند و من نمی توانستم به اینها حالی کنم که دارم می میرم. آن نگهبان فریاد می زد که این دارد می میرد و ساواکی ها می گفتند: «به جهنم! یک گلوله کمتر خرج می کنیم.» من دائماً بین هوشیاری و بی هوشی در نوسان بودم. به هر صورت بعد از 6 روز به مادرم گفتند و آمدند و بچه را بردند. من هم حدود 20 روزی در بیمارستان بودم، ولی از بوی تعفن بدن خودم خوابم نمی برد. در جای بسیار گرمی بستری ام کرده بودند و حدود 15 مامور از دم در اتاق تا در بیمارستان نگهبانی می دادند.

چیزی که برایم خیلی جالب بود، این بود که من در کتاب آقای احمد احمد خوانده بودم که وقتی در زندان بودند، در سلولشان باز و پیرمردی وارد سلول می شده و از داخل کیسه ای برای اینها سیب می ریخته و هیچ کسی هم نفهمیده که قضیه آن پیرمرد چه بود. گمانم 24 ساعت بعد از زایمانم بود که دیدم ولوله ای برپاست. من دائما به هوش می آمدم، و از هوش می رفتم. در فاصله هوشیاری می دیدم که به من سیلی می زند و فریاد می کشد: «فخری! قرار بوده چه کسی بیاید پیش تو؟» آن خانم نگهبان می گفت: «به خدا این بی هوش بود.» منوچهری می گفت: «خودش را زده به بی هوشی.» من نفهمیدم موضوع چه بود.

بعدها به من گفتند که یک نفر آمده بوده به دیدنم. یک لحظه به هوش می آمدم و می شنیدم که منوچهری می پرسد: «کارت داشت؟» و نگهبان می گفت: «بله، خودم دیدم.» نمی دانم این آدم که بود و چگونه از میان آن همه نگهبان، عبور کرده و بالای سر من آمده بود. شاید هم آمده بود و مرا بدزدد و ببرد و اینها هم نفهمیده بودند کیست. حضور این آدم در آن روزها هنوز هم برای خودم علامت سئوال است.

فردا حدود بعد از ظهر بود که دیدیم در می زنند. سه تایی از طبقه بالا دویدیم پائین. کسانی در می زدند و ما فکر کردیم که اگر گاردی ها باشند که کلید دارند. آنها فریاد زدند: «کسی اینجا نیست؟ ما مردم هستیم. آمدیم نجاتتان بدهیم.» ولی مگر ما باورمان می شد؟ عالیه گریه کنان پرسید: «واقعا نیروهای مردمی هستید؟» گفتند: «بله ما کمیته استقبال از امام هستیم. در را باز کنید.» گفتیم ما که کلید نداریم.» گفتند: «پس باید در را بشکنیم.» خلاصه رفتند و دیلم آوردند و به هر مکافاتی بود در سنگین زندان را شکستند و طوری هل دادند که پنج شش تائی با در افتادند روی زمین.

ما با همان لباس های زندان و دمپائی آمدیم بیرون! زندان زندانیان زن سیاسی خیلی پرت بود و نشانی ما را از زندانیان عادی گرفته بودند، وگرنه نمی توانستند پیدایمان کنند. فقط یادم هست که سه تائی می دویدیم و مردم هم پشت سر ما می دویدند. یک پسر بچه 13، 14ساله هم داد می زد: «این بی شرف که می گفت زندانی سیاسی نداریم. پس اینها کی هستند؟» مردم از پنجره ها داد می زدند: «نگذارید اینها بروند خانه هایشان. ساواک شب می ریزد و اینها را می گیرد.» التماس می کردند که ما را ببرند به خانه های‌شان.

 

زهرا جزایری:


همزمان خواهرم را در شیراز دستگیر کردند و ریختند توی خانه ما. آن قدر که اینها خانه را ریخته بودند به هم، تازه می خواستیم با مادر خانه را جمع و جور بکنیم. خواهرم 13 سالش بود. رفت در را باز کند که آنها وحشیانه به او حمله کردند، دست بچه را گرفتند و پیچاندند و نگهش داشتند کنار دیوار و با اسلحه بالای سرش ایستادند. وقتی من به حیاط نگاه کردم، دیدم روی پشت بام تمام خانه های همسایه، مسلح ایستاده اند. اینها این قدر می ترسیدند و وحشت داشتند. من و برادرم دو تا محصل بودیم، ولی اینها انگار یک خانه تیمی را گرفته باشند، ده دوازده نفری حمله می کردند و سر و صدای عجیبی را به راه انداختند. داد و بیداد می کردند که: "شلیک می کنیم. بیا بیرون." مرا که از خانه بیرون می بردند، یکی یکی مسخره می کردند که: "تو خیال کردی پریروز تو را الکی آزاد کردیم و رفتی؟" سنم خیلی بالا نبود، ولی چهره ام هم خیلی کمتر از سنم نشان می داد.

30 خرداد دستگیر شدم تا 5 و6 شهریور در کمیته در انفرادی بودم و یک ماه هم در اوین و این خیلی به من فشار آورد چون تک و تنها بودم. بازجوئی اولیه من و خواهرم که تمام شد، برای زایمان خواهرم دو شب مرا گذاشتند پیش او که اگر دردش گرفت خبر بدهم. حقوق بشر و صلیب سرخ او را دیده بودند و رژیم می خواست ظاهر قضیه را حفظ کند.

از لحظه ورود، یک فرنج می انداختند روی سرمان و ما که مذهبی بودیم، از فرنج به عنوان روسری استفاده می کردیم. به قدری رذل بودند که هر کدام می آمدند و فرنج را می زدند بالا که "بالاخره آمدی؟ خیال کردی با آن همه اعلامیه و کتاب تو را رها می کنیم؟" و هر کدام یک جوری مسخره ام می کردند.

 

 

سرود انقلاب 5/

 

 

 

روز شمار انقلاب 5/

وقایع و رویدادهای 18 بهمن 1357

1- حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.

2- در ملاقات وكلاي دادگستري با حضور امام، ايشان گفتند كه شاه بايد محاكمه شود.

3- رييس جمهور و وزراي خارجه و دفاع آمريكا، پس از پايان مأموريت ژنرال‌ها هايزر در ايران، جلسه‌اي با حضور وي تشكيل دادند.

4- سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت: ما از اجراي قانون اساسي پشتيباني مي‌كنيم. ما از راه ديپلماتيك با همه گروه‌ها، از جمله مهدي بازرگان، در تماس بوده‌ايم؛ اما پس از انتخاب وي به نخست وزيري، هيچگونه تماسي با وي برقرار نشده است.

5- وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد: هنوز دولت بختيار را به رسميت مي‌شناسد. از طرفي سخنگوي كاخ سفيد گفت: بختيار بايد نظر اكثريت مردم را بپذيرد.

6- پس از اعلام نخست وزيري مهندس بازرگان، بين آقايان يدالله سحابي، اميرعباس انتظام، بختيار،‌ قره‌باغي رييس ستاد ارتش و رييس اداره دوم ارتش، ملاقاتي انجام شد. در اين ملاقات، آقاي سحابي و اميرانتظام در صدد بر مي‌آيند كه بختيار را راضي به استعفا نمايند. از طرفي بختيار براي قدرت نمايي، از قره‌باغي و مقدم خواست در حضور آنان حمايت مجدد خود را از بختيار اعلام كنند.

7-  دكتر سنجابي اعلام كرد مذاكره و تبادل نظر بين بختيار و بازرگان براي حل مسالمت‌آميز مسائل ادامه دارد. راديو لندن گفت: گفتگو ميان جنبش آيت‌الله خميني و ارتش آغاز شده است.

8-  گروه‌ها و اقشار مختلف مردم، از جمله دانشگاهيان، از دولت موقت مهندس بازرگان پشتيباني و حمايت كردند.

9-  روحانيون و مردم زنجان و بخش‌هاي تابعه در يك راهپيمايي بي‌سابقه پنجاه هزار نفري، حمايت قاطع خود ار از امام خميني و نخست وزير منصوب او اعلام داشتند. در اين اجتماع، حجت‌الاسلام ابوالفضل شكوري به نمايندگي از مردم و روحانيت، قطعنامه سي ماده‌اي را مبني بر: 1ـ انحلال رژيم شاهنشاهي. 2- انحلال مجلسين و دولت بختيار. 3ـ مشروعيت دولت مهندس بازرگان، قرائت كرد و مورد تأييد قرار گرفت.

10-  آسوشيتدپرس: ديپلمات‌هاي غربي نزديك به ارتش معتقدند كه ژنرال‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي كودتا قوي نيستند.

11-  راديو لندن و راديو مسكو: صدها تن از افسران سابق، از جمله چند تن از امراي ارتش كه به علت مخالفت شاه از ارتش اخراج شده‌اند، پشتيباني خود را از آيت‌الله خميني اعلام كردند.

12-  فرماندار نظامي تهران به اين دليل كه مردم به مقررات حكومت نظامي اهميت نمي‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را كاهش داد.

13-  سيزده نفر ديگر از نمايندگان مجلس استعفا دادند.

14- جمعي از هواداران رژيم به طرفداري از قانون اساسي، در يكي از سالن‌هاي ورزشگاه امجديه اجتماع كردند.

15- سادات، رييس جمهور مصر، با شاه در مراكش تماس گرفت.

16- سرهنگ شكوري، رييس آجوداني ستاد لشكر شصت و چهار رضائيه، به هنگام رفتن به پادگان، ترور شد.

17- شركت‌هاي مهم حمل و نقل هوايي به علت نا امن بودن قلمرو هوايي ايران، پرواز‌هاي خود را به ايران قطع كردند.

18- مجمع عمومي سازمان ملل متحد از اوضاع ايران اظهار نگراني كرد.

19- يك تبعه آمريكا كه در اصفهان راننده‌اي را مضروب كرده بود، توسط محكمه شرعي مردم، پس از پرداخت ديه، آزاد شد.لازم به تذكر است كه طبق قانون كاپيتولاسيون، محاكم ايران حق محاکمه هيچيك از افراد تبعه آمريكا را ندارند. تشكيل اين دادگاه مردمي نشانه قوت يافتن روز افزون مردم مسلمان است.

 

 

تصویر انقلاب 5/

اختصاصی رجانیوز؛ تصاویری از روزهای آخر منتهی به انقلاب که تنها در یکی از نشریات در اوایل انقلاب منتشر شده است.

 

مطالب مرتبط:

بهار در بهار/1/ گفت‌وگوي خواندني آيت‌الله خامنه‌اي با خبرنگار هندي در سال 60+ فيلم خاطره از ورود امام/ عمامه جد سادات نجاتم داد/ فيلم: به‌سوي فرار

بهار در بهار/2/ گفت‌وگوي خواندني آيت‌الله خامنه‌اي با نيويورك تايمز/ اولين روحاني شهيد/ فيلم: بازديد از موزه عبرت/ صوت: شهيد بهشتي+ سرود برخيزيد...

بهار در بهار / 3/ جزئيات توطئه انحلال‎خبرگان از قول حضرت آيت‌‌الله خامنه‌اي/ فيلم: مستند تپش تاريخ/ خاطرات شهيد عراقي/ صوت: يك سرود كمتر شنيده شده

بهار در بهار /4/ تصرف مجلس و دولت هدف نیست، تاكنون كانديداهاى غيرحزبى زياد داشته‌ايم/ آقای منتظرى گفت امام دستور دادند كه تو از مشهد به تهران بيايى

بازخوانی مصاحبه آيت‌الله خامنه‎اي درباره تشكيل حزب جمهورى در سال60/

تصرف مجلس و دولت هدف‎نیست، تاكنون كانديداهاى غيرحزبى زياد داشته‌ايم/ آقای‎منتظرى گفت امام دستور دادند كه تو از مشهد به‎تهران بيايى

گروه تاريخ- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیست‎و نهم بهمن‌ماه سال 1360 هم زمان با سالروز اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی ایران که خود جزو موسسان اصلی آن بودند، در گفت‌وگو با روزنامه جمهوری اسلامی ضمن شرح جامعی از چگونگی تشکیل حزب و کیفیت پیشنهاد اولیه آن، خاطراتی از نقش شهید باهنر در تنظیم مرام‌نامه این حزب و هجمه‌های گسترده علیه شهید بهشتی را بیان كردند.

ایشان همچنین در بخش‌هایی از این گفت‌وگو در مورد نحوه ورود حزب جمهوری اسلامی به انتخابات و هدف اصلی از معرفی کاندیداها نکاتی شنیدنی مطرح می‌کنند که خواندن آن با توجه به شرایط فعلی کشور که گروه‌ها و احزاب سیاسی هر کدام مشغول مهیا کردن لیست‌های انتخاباتی خود هستند، راه‌گشاست.

در قسمتی از مصاحبه حضرت آیت الله خامنه‌ای می‌خوانیم: «ما تعصب و پايبندى قطعى نداريم به اين كه بايستى حتما افراد حزب در مراكز حساس گماشته شوند، بلكه تعهد داريم كه مردم هدايت شوند و كار مملكت راه بيفتد، منتها چون اين حزب حيثيتى در نظر مردم دارد، لذا كسانى را كه حزب در بخشى معين می‌كند مردم می‌پذيرند و هم‌پای حزب حرکت می‌کنند.»

متن کامل این گفت‌وگو  در ادامه آمده است:

با حجت الاسلام والمسلمين سيد على خامنه‌اى دبيركل حزب جمهورى اسلامى با سؤالات متعدد و مختلفى درباره‌ی‌ حزب ديدار كرديم و ايشان پيرامون چگونگى تشكيل حزب جمهورى اسلامى و اعضاى مؤسس شور و مشورت‌هاى انجام شده قبل از تاسيس نقش حزب در خنثى ساختن توطئه‌ها تعهد حزب و نقش آن در جامعه‌ی‌ اسلامى رابطه‌ی‌ آن با روحانيت و مردم و... سخن گفت.

چگونگى تاسيس حزب جمهورى اسلامى: ابتدا رئيس جمهور در مورد چگونگى تشكيل حزب جمهورى اسلامى و كيفيت طرح پيشنهاد اوليه در اين رابطه اظهار داشت:

بسم الله الرحمن الرحيم. در مورد تأسيس حزب حرف خيلى زياد است و براى من طرح اين مسأله خيلى خاطره انگيز و از طرفى شيرين و از طرفى دردناك است. زيرا اين خاطره‌اى است كه به دوران اختناق مربوط می‌شود و با همكارى بهترين دوستان و همكارانى كه امروز بعضى از آن‌ها در اين دنيا نيستند و در راه همان هدف‌ها و آرمان‌ها شهادت را پذيرفتند. البته من شرح تشكيل حزب و مقدمات آن را در چند سخنرانى به مناسبت‌هاى مختلف گفته‌ام و فكر می‌كنم بعضى جاها چاپ هم شده باشد لكن در عين حال عيبى ندارد كه مجددا بگويم.

در تابستان سال 1356 در مشهد با دو نفر از برادران‌مان از روحانيون، پيرامون تشكيل روحانيت براى سامان بخشيدن به كار مبارزه صحبت می‌كرديم و البته روحانيت را كه آن وقت مطرح می‌كرديم، براى اين بود كه اول يك قاعده و پايه‌اى به صورت متشكل به‌وجود بيايد و بعد از آن وسيله‌اى بشود تا بتوانيم همين سازماندهى و تشكل را در ميان انبوه مردمى كه با ما در ارتباط بودند، گسترش بدهيم. در آن جلسه اول هر كدام از ما فصلى از بى سرو سامانى و بلبشويى اوضاع خودمان در ارتباط با هدف‌ها و وظايف مبارزه گله كرديم. و بحث سر اين می‌كرديم كه در شرايطى كه ما هستيم بايد يك تجمع نيروها و كارهايى انجام بگيرد كه قاطع و برنده باشد و بتواند ضربت‌هاى سهمگينى به دستگاه بزند. در همان جلسه‌ی‌ سه يا چهار نفري‌مان پيشنهاد شده كه بياييد يك سازمانى به وجود بياوريم از بين خودمان و از غير خودمان يعنى ما چند نفر و ديگران و همه‌مان قبول داشتيم كه اين كار را بكنيم. من پيشنهاد كردم كه حالا كه داريم اين كار را شروع می‌كنيم حتما لازم است با آقاى بهشتى در ميان بگذاريم. اتفاقا آقاى بهشتى در مشهد بود.

تابستان بود و در تابستان دوستان قم و تهران همه به مشهد می‌آمدند و بنده هم كه در مشهد بودم و تابستان‌ها ديدارهاى خوبى در اين شهر داشتيم. من گفتم كه آقاى بهشتى هم بايد باشد. همه‌شان قبول كردند كه اگر آقاى بهشتى باشد، اين كار بهتر و سريع‌تر و شسته و رفته‌تر پيش خواهد رفت.

برخورد تصادفى با مرحوم شهيد باهنر: گفتيم پس بلند بشويم برويم پيش آقاى بهشتى. يادم نيست همان ساعت، همان روز يا فرداى آن روز، فكر می‌كنم همان روز، سوار ماشين شديم و رفتيم طرف منزل آقاى بهشتى. بين راه كه داشتيم می‌رفتيم ديديم كه آقاى باهنر رفته چيزهايى براى زن و بچه‌اش خريده و در حال رفتن به خانه است. خبر نداشتيم كه ايشان هم در مشهد است. ماشين را نگه داشتيم و ايشان را صدا كرديم. معلوم شد تازه آمده و چند ساعت يا يك روزى است كه به مشهد رسيده‌اند. گفتيم داريم می‌رويم منزل آقاى بهشتى و كار مهمى است. گفت: حالا من كار دارم و فلان. گفتيم نه اين كار واجب‌تر است. ايشان را سوار كرديم و با خودمان به منزل آقاى بهشتى برديم، رفتيم آن جا. البته قصدمان اين نبود كه حتما امروز صحبت را تمام كنيم، قصدمان اين بود كه صحبت را شروع كنيم.

مشورت با آيت الله بهشتى و نظرات ايشان: اول اين احتمال را می‌داديم كه آقاى بهشتى كه خيلى از لحاظ برنامه منظم بود و هيچ تخطى از آن قرار و نظم محكم خود نمی‌كرد، در اين ساعت برنامه‌اى داشته باشد و حاضر نباشد با ما بنشيند. اتفاقا همين‌جور هم بود. وقتى رفتيم منزل آقاى بهشتى ايشان از منزل بيرون آمدند و گفتند: من الان يك قرارى دارم و قرار را براى وقت ديگر بگذاريد. گفتم: پس قضيه اين است، براى مسأله‌ی‌ بسيار مهمى ما به اين ترتيب می‌خواهيم با شما صحبت كنيم. قرار بعدى منزل ما شد و ايشان به منزل ما آمدند. وقتى مسأله را تفصيلا با آقاى بهشتى مطرح كرديم، ايشان پذيرفتند و از اين كار استقبال كردند و گفتند كه من حاضرم، منتها بياييد كسانى را كه انتخاب می‌كنيد يك خصوصيت را حتما در آن‌ها ملاحظه كنيد و آن خصوصيت اين باشد كه اين‌ها حاضر باشند سليقه‌ها و هوس‌ها و خلاصه منيت‌هاى خود را قربانى جمع كنند، كه آن جمع ناگزير هدف‌گراتر و آرمان‌گراتر است. يعنى اين خصوصيات را در آن كسانى كه انتخاب می‌كنيد ملاحظه كنيد. ما ديديم خصوصيت مهمى است و بعدها من توجه كردم كه چقدر اين تذكر ايشان به جا و مهم بود، زيرا كه در يك كار جمعى، می‌توانم بگويم كه مهم‌ترين كار و مهم‌ترين شرط اين است كه آن طرف حاضر باشد، جمع‌گرا باشد، فردگرا و خودگرا نباشد. و اين نكته‌اى بود كه ايشان در همان جلسه به آن توجه كردند و روى آن انگشت گذاشتند.

گفتيم بسيار خوب، شخصيت‌هاى مبارزى كه علاقمند به اين راه و اين هدف هستند، مشخصند. يكى يكى اين‌ها را اسم می‌آوريم و همين حالا مشخص می‌كنيم كه كى باشد كى نباشد. كاغذ و قلم برداشتيم و در همان جلسه بنا كرديم به اسم نوشتن، كه چه كسانى را دعوت كنيم. و به اين ترتيب كارها شروع شد. در مشهد جلسه تشكيل شد و از هم كه جدا می‌شديم بنابراين شد كه دنباله‌ی‌ جلسات در تهران گرفته شود و من از مشهد براى شركت كردن به تهران بيايم و بعضى از برادرها كه در قم بودند از قم به تهران بيايند. همين كار را می‌كرديم.

در آن شدت اختناق من از مشهد و برادران از قم راه می‌افتاديم و به تهران می‌آمديم مثلا دو روز می‌مانديم، جلسه‌ی‌ مستمر چند ساعته‌اى درجايى كه از پيش تعيين شده بود، تشكيل می‌داديم و بعد متفرق می‌شديم كه در يك جلسه كه منزل مرحوم شهيد باهنر بود،  وقتى كه متفرق شديم، چند نفر از برادران ما كه داشتند می‌رفتند، فكر می‌كنم از جمله‌ی‌ ايشان آقاى ربانى املشى دادستان كل كشور و آقاى حجتى كرمانى و آقاى موحدى كرمانى كه الان وكيل مجلس شوراى اسلامى هستند، اين سه نفر كه در اين مذاكرات و صحبت‌ها بودند، وقتى كه می‌رفتند پاسبان به اين‌ها ظنين شده بود و آن‌ها را گرفته بود، منتها بعد كه سوار ماشين می‌كند كه ببرد، اين آقايان با شيوه‌هاى خيلى جالبى برخورد و رفتارى با پاسبان می‌كنند كه او فكر می‌كند كه آقايان اصلا در اين خط‌ها و حساب‌ها نيستند. ولشان می‌كند و خطر به اين شكل رفع می‌شود.

ضربه‌ی‌ كارى دستگاه به جلسات سرى: اين جلسات به طور مرتب تشكيل می‌شد. ما درباره‌ی‌ تشكيلاتى در آينده كه بتواند بخش عظيمى از مردم را در جهت مبارزه بسيج كند بحث می‌كرديم. اساسنامه‌اى تنظيم می‌كرديم و كارها به ترتيب پيش می‌رفت تا اين كه ناگهان دستگاه ضربت محكمى وارد كرد. به اين معنا كه عده‌ی‌ زيادى از روحانيون و افراد سرشناس و چهره‌هاى برجسته را تبعيد كرد. عده‌اى از كسانى كه در اين جريان‌ها بودند، جزو آن تبعيدى‌ها بودند، از جمله خود بنده، آقاى حجتى كرمانى، آقاى ربانى املشى و كسان ديگرى كه از جمع ما تبعيد شدند. يادم نيست اما می‌دانم كه عده‌اى از ما تبعيد شديم. يعنى اين جمع در حقيقت متلاشى شد. هم عناصرى از اين جمع از وسط خارج شدند و هم اين كه فشار زياد شد كه ايجاب می‌كرد بقيه‌ی‌ افراد در گردهمايى و در ادامه‌ی‌ كار احتياط بيشترى را مراعات كنند.

چند ماهى به اين ترتيب بود تا اين كه بالاخره دوستان تهران كه ادامه‌ی‌ كار در حقيقت بر عهده‌ی‌ آن‌ها بود به فكر افتادند كار را ادامه بدهند و راه افتادند به شهرستان‌ها پيش تبعيدى‌ها، يعنى تبعيدى‌هايى كه از اين جمع در شهرستان‌ها بودند، از جمله من و آقاى حجتى كرمانى كه در ايرانشهر بوديم. آقاى باهنر آمدند آن جا و مرامنامه و اساسنامه‌اى را جلو ما گذاشتند و گفتند ما اين را تهيه كرديم، شما بنشينيد نظراتتان را روى اين بدهيد و خبرش را به ما بدهيد. طرحى درباب حكومت در اسلام داشتند و يكى دو تا طرح بود به ما دادند و گفتند شما در فراغت هستيد، فرصت زياد داريد، بنشينيد بحث كنيد پخته كنيد و بفرستيد تهران كه هم نظر شماست و هم اين كه مقدارى كار ما را پيش برده‌ايد. ما واقعا زنده شديم، چون احساس می‌كرديم كه كار از نو دارد ادامه پيدا می‌كند. كار به اين ترتيب ادامه پيدا كرد تا اين كه سال 57 شد و پيروزى‌هاى سياسى مردم به دنبال قضاياى تبريز و قم و غيره پيش آمد و در زندان‌ها باز شد و زندانى‌ها خارج شدند و تبعيدى‌ها هم به تدريج از تبعيد برگشتند، از جمله ما از تبعيدگاه برگشتيم. از زندانى‌هايى هم كه آزاد شدند، چند نفر را ما از پيش براى عضويت در جمع خودمان كانديدا كرده و گفته بوديم اين‌ها كه از زندان آزاد شدند جمع ما هستند. از جمله‌ی‌ اين‌ها آية الله منتظرى و آقاى‌هاشمى رفسنجانى بودند كه عضويت اين‌ها را ما از پيش قطعى كرده بوديم و وقتى كه آزاد شدند مجددا جلساتمان ادامه پيدا كرد.

كيفيت اعلام تشكيلات: اين را نگفتم كه قبل از آزادى اين آقايان، وقتى ما از تبعيد برگشتيم، محرم نزديك بود و ما قصدمان اين بود كه تشكيلات خودمان را در دهه‌ی‌ محرم اعلام كنيم. به اين ترتيب در نظر گرفته بوديم كه ده نفر به عنوان اعضاى اصلى - هيئت مركزى اصلى - معرفى شوند و اين‌ها اعلام موجوديت اين تشكيلات را بكنند. آن وقت فكر می‌كرديم كه به صورت يك سازمان خواهد بود نه به صورت يك حزب، و مطمئن بوديم وقتى كه اين اسامى اعلام شود، دستگاه اين‌ها را خواهد گرفت.

زندان سابق بانك شخصيت‌هاى مبارز: لذا در نظر گرفته بوديم كه ده نفر ديگر باشند كه به مجرد اين‌كه آن ده نفر را گرفتند، اين‌ها اولا كار را ادامه بدهند، ثانيا تشكيلات را مخفى كنند، يعنى اعلام كنند كه تشكيلات زيرزمينى شد. و اين خيلى كار جالبى می‌شد. اولا تشكيلات ادامه پيدا می‌كرد، ثانيا ده چهره‌ی‌ معروف به شكل قهرمانى از اين تشكيلات در زندان‌ها حضور می‌داشتند و يا كشته می‌شدند يا در زندان‌ها می‌ماندند. در هر دو صورت آن تشكيلاتى كه در اولين قدم ده چهره‌ی‌ معروف خود را در بانك شخصيت‌ها (يعنى زندان كه بانك واقعى چهره‌هاى مبارز بود) امانت می‌گذارد. اين تشكيلات امكان ادامه‌اش خيلى زياد است. ما می‌خواستيم اين كار را بكنيم. در همين صحبت‌ها بوديم كه اعلاميه‌ی‌ معروف امام قبل از محرم رسيد. آن اعلاميه‌اى كه راجع به محرم گفتند "ماهى كه خون بر شمشير پيروز شد." وقتى كه آن اعلاميه رسيد و آن دستوراتى كه امام در آن اعلاميه داده بودند كه اجتماعات را تشكيل بدهيد در مساجد در ميدان‌ها، به دستگاه‌ها تعهد ندهيد، تسليم تعطيل مجالس و محافل روضه خوانى نشويد، وقتى اين اعلاميه با اين همه دستورات زياد و واقعا خونين رسيد، ما احساس كرديم كه وظيفه‌مان تغيير كرد. يعنى بايد كار ادامه‌ی‌ اين تشكيلات را براى بعد از محرم بگذاريم و فعلا تمام نيروي‌مان را در راه زنده كردن مضمون اين اعلاميه به كار ببريم. اين مورد قبول همه‌ی‌ دوستان ما قرار گرفت و در آن اوقات كه اين بحث پيش آمد، آقاى موسوى اردبيلى هم داخل اين تشكيلات ما شده بودند و اين جلسه‌اى كه اين صحبت در آن مطرح شد دقيقا يادم است كه در منزل آقاى موسوى اردبيلى بود و آن جا اين صحبت را كرديم و گفتيم كه نه، دهه‌ی‌ محرم را می‌گذاريم براى اين اعلاميه، منتها بعد دور هم در تهران جمع می‌شويم و تصميم می‌گيريم كار خودمان را به همان ترتيبى كه قبلا پيش بينى شده بود ادامه بدهيم. اين بود كه منصرف شديم. من رفتم مشهد كه كارها را در مشهد سامان بدهم و دوستان هم هر كدام در قم در تهران به تهيه‌ی‌ مقدمات محرم مشغول شدند.

منتظرى می‌گفت امام دستور دادند كه تو از مشهد به تهران بيايى

كارهاى متوالى پرشتاب و نفس‌گير كميته‌ی‌ استقبال و غيره: خوب، حتما ديديد راهپيمايى تاسوعا و عاشورا و آن كارهايى كه در محرم انجام گرفت، نشان می‌داد كه حضور برادران ما بسيار هم مؤثر بوده و لازم بود كه اين‌ها در صحنه‌ی‌ اين كار مردمى و عام باشند، والا اگر ما اعلام می‌كرديم و زندان می‌رفتيم به احتمال زياد بسيارى از اين كارها انجام نمی‌گرفت و يا به اين خوبى انجام نمی‌گرفت. بعد از دهه‌ی‌ محرم كارها پى در پى و آنچنان پرشتاب بود كه فرصتى به هيچ كس نمی‌داد. من خودم به مشهد رفتم و ديگر نتوانستم به تهران بيايم. با اين كه قصد اين بود كه بودنم در مشهد ده - پانزده روز بيشتر طول نكشد، تا موقع آمدن امام نتوانستم بيايم. شايد ده روز به آمدن امام، كه آقاى مطهرى از پاريس برگشته بودند، به من در مشهد تلفن زدند كه تو چرا به تهران نمی‌آيى و كار واجبى است. و آقاى منتظرى هم كه از پاريس برگشته بودند، آمدند گفتند كه امام دستور دادند كه تو از مشهد به تهران بيايى. و بنده فهميدم كه در تهران امر مهمى است. به تهران آمدم و بعد معلوم شد كه مرا براى عضويت در شوراى انقلاب خواسته‌اند و عضو شوراى انقلاب شدم. منظور اين است كه در مشهد كارها اين قدر زياد بود كه ديگر نتوانستم به تهران بيايم. يك ماه يك ماه و نيم و شايد بيشتر در مشهد ماندم. كارها آن قدر متراكم و پى‌درپى بود كه ادامه‌ی‌ آن كار خودمان به تعويق می‌افتاد. بالاخره با برادران كه از زندان آزاد شده بودند، جلسه‌اى در قم در منزل آقاى مؤمن تشكيل داديم. آقاى مؤمن كه اخيرا عضو شوراى عالى قضايى شدند، ايشان هم جزء اين جمع بودند و آقاى منتظرى هم در آن جلسه شركت داشتند. در آن جلسه تصميم گرفته شد كه اين جمع به دو بخش تقسيم شود. يك بخش به تهران بيايد و يك حزب را شروع كند. يك بخش در قم بماند و كارهاى فكرى و ايدئولوژيك و پشتيبانى آن حزب را به عهده بگيرد.

ما چند نفر كه بعد حزب را اعلام كرديم، همان كسانى بوديم كه براى تشكيل حزب معين شديم. اين بود كه به تهران آمديم و به كارهايمان ادامه داديم، به همين ترتيبى كه گفتم. با تراكمى كه در كارهاى ديگر بود اين كار به كندى پيش می‌رفت تا اين كه امام وارد ايران شدند و كارهاى شديد نفس‌گير شبانه روزى كميته‌ی‌ استقبال و غيره واقعا به آدم مجال سرخاراندن نمی‌داد. در عين حال ما چند نفر در فرصتى كه می‌شد هميشه می‌گفتيم كه كار حزب چه شد، يعنى احساس می‌كرديم كه وقت دارد می‌گذرد و ما لازم است كه هر چه سريع‌تر اين كار را انجام بدهيم. تا اين كه بالاخره در همان اوقات شلوغى كميته‌ی‌ استقبال، بقيه‌ی‌ دوستان به من و مرحوم باهنر مأموريت دادند كه اساسنامه و مرامنامه را تمام كنيم.

تنظيم مرامنامه و اساسنامه‌ی‌ حزب: چون طرح اساسنامه و مرامنامه ريخته شده بود و تنظيم هم شده بود لكن يك بازبينى نهايى لازم داشت. اين مأموريت به من و مرحوم باهنر داده شد و بايد بگويم كه بيشترين كارش را مرحوم باهنر كرد. ايشان بسيار آدم پركار و خستگى ناپذيرى بود. گاهى ده ساعت پانزده ساعت كار انفرادى می‌كرد. گاهى ممكن است آدم شبانه روز هجده ساعت كار كند، اما آدم خودش شخصا يك جا بنشيند و ده ساعت دوازده ساعت پشت سر هم مشغول يك كار باشد، كار مشكلى است. فراموش نمی‌كنيم كه لازم بود در خانه‌اى باشيم كه نزديك كميته‌ی‌ استقبال باشد. دوستان ما در آن دور و اطراف خيلى بودند. من هم الان خانه‌ام آن طرف‌ها است اما آن وقت خانه نداشتم. هنوز خانه نگرفته بودم. تازه از مشهد آمده بودم و سرگردان بودم.

خانه‌اى كه انتخاب كرديم منزل مرحوم صادق اسلامى بود شهيدى از 72 تن كه جزء بهترين چهره‌هاى مبارز و قديمى خالص ما بود. جزء كسانى بود كه واقعا امتحان داده و تجربه شده بود. سال‌ها مبارزه كرده بود، زندان رفته بود، كارهاى خطرناك و سخت انجام داده بود، كه اگر من بخواهم شرح حال اين دوستان‌مان را بگويم واقعا ملت خواهند فهميد كه چه گوهرهاى گران‌بهايى در ميان اين 72 تن بودند. غرض اين كه منزل ايشان را ما انتخاب كرديم، چون منزل امنى بود و خودش هم نه آدمى بود كه سردر بياورد، مثلا اگر می‌گفتيم خودت هم برو حرفى نداشت كه خانه را در اختيار ما بگذارد و برود بالاخره همين كار را هم كرد  و نه اگر هم سردر می‌آورد شبهه‌اى بود كه برود و اين جا و آن جا خبر بدهد، ولى ايشان آدم بسيار استوارى بود غرض اين كه رفتيم منزل ايشان.

زمستان هم بود. زير كرسى با آقاى باهنر مشغول تنظيم آخرين بخش‌هاى اساسنامه و مرامنامه شديم و همان طور كه گفتم، بيشترين كارش را آقاى باهنر كردند. من می‌آمدم بيرون در كميته‌ی‌ استقبال و برمی‌گشتم. ايشان همان طور كه عرض كردم ده ساعت دوازده ساعت گاهى نشسته بود و اين كار را انجام می‌داد. البته در آن حين از آقاى حجتى هم كه آن وقت در تهران بودند، خواستيم كه بيايند و به ما كمك كنند. ايشان هم در اين بخش‌هاى آخر در تنظيم مرامنامه و اساسنامه به ما كمك كردند. البته بيشترين كار را ما دو نفر كه مأموريت داشتيم، انجام داديم. تا اين كه اساسنامه و مرامنامه آماده شد. جلسات ويژه هم ادامه پيدا كرد. از كسانى كه مسئوليت اين كار را داشتند ما پنج نفر فقط در تهران بوديم. بقيه مثلا آقاى حجتى با اين كه جزء اين عده نبود اما می‌توانست جزء مؤسسين حزب باشد. ايشان در همين حين به كرمان رفته بود كه كار آن جا را اداره كند.

اصرار امام در اعلام موجوديت حزب: ما دور هم نشستيم و اين كار را تمام كرديم و خدمت امام برديم. اساسنامه را من خودم شب بردم خدمت امام و به حاج احمد آقا دادم كه امام ببينند، اگر نظر مخالفى يا تذكرى دارند، بگويند كه ما اصلاح كنيم. البته اين را هم فراموش نكنم كه در همان روزهايى كه امام تشريف آورده بودند تا وقتى كه ما حزب را اعلام كرديم، امام حداقل دو مرتبه از آقاى‌هاشمى رفسنجانى پرسيده بودند كه چرا اعلام نمی‌كنيد. ايشان خبر داشتند كه ما در صدد چنين كارى هستيم. ايشان هم منتظر بودند كه اين كار انجام بگيرد. بالاخره روز 29 بهمن حزب را اعلام كرديم. يعنى اساسنامه و مرامنامه به صورت چاپ شده حاضر بود و ما اعلام كرديم و گفتيم مردم براى نام نويسى بيايند.

استقبال عظيم مردم براى نام نويسى: تصورمان اين بود كه عده‎اى براى نام نويسى خواهند آمد و ما فرصت خواهيم داشت كه از آن عده گزينشى داشته باشيم. فكر نمی‌كرديم كه اين استقبال عظيم از اين كار صورت بگيرد. معلوم شد كه اين چند تا اسم كه پاى اين مرامنامه و اساس‌نامه هست بيش از آن مقدارى كه ما فكر می‌كرديم براى مردم شناخته شده و جاذبه دار بوده است. روزى كه معين كرده بوديم كه مردم بيايند، در اولين روز 80 هزار نفر براى اسم نويسى آمدند كه ما چند دسته شديم در چند اتاق و ما پنج نفر هر كدام در يك اتاق تصميم گرفتيم كه خودمان اسم نويسى كنيم. كه وقتى مردم می‌آيند اشخاص خود ما را ببينند. البته با كسانى قبلا صحبت كرده بوديم كه با ما همراه باشند و آن‌ها آمادگى داشتند كه با ما همكارى كنند. آن‌ها را هم با خودمان وارد مراسم اسم نويسى كرده بوديم كه مردم با چهره‌ی‌ آن‌ها آشنا شوند. پهلوى هر كدام از ما يك نفر از آن اشخاص جديد بود كه جزو سابقه دارها نبودند. به اين ترتيب بود كه حزب تشكيل شد و اعلام شد و در فاصله‌ی‌ چند روز چند صد هزار نفر در تهران اسم نويسى كردند و در شهرستان‌ها مرتبا نامه‌هايى می‌آمد و تقاضا می‌كردند كه شعبه درست كنند.

شور و مشورت و دعوت به همكارى قبل از اعلام موجوديت: رئيس جمهورى در پاسخ به اين سؤال كه نقش فعال در حزب را چه كسانى داشتند و قبل از تأسيس با چه كسانى صحبت شد، اظهار داشت: در تأسيس حزب نقش فعال مربوط به همين عده از روحانيون بود. البته ما از روزى كه تصميم بر ايجاد اين تشكيلات گرفتيم و تا روزى كه اعلام كرديم با خيلى‌ها صحبت كرديم از جمله با تعداد كثيرى از غير روحانيون، حتى با افرادى از نهضت آزادى با افرادى از گروه‌هاى وابسته به جبهه‌ی‌ ملى با افراد مستقلى از غير روحانى صحبت كرديم تا ببينيم كه آيا اين‌هاحاضرند در يك تشكيلات انقلابى به اين ترتيب شركت كنند يا نه. بعضى‌ها آمادگي‌شان را اعلام كردند كه بعد هم عضو شوراى مركزى حزب ما شدند، مثل آقاى دكتر شيبانى كه ايشان عضو نهضت آزادى بود، منتها نهضت آزادى هم در حقيقت آن حالت فعليت خود را از دست داده بود و ايشان ديد كه يك تشكيلات پرتحرك جديد می‌خواهد به وجود آيد، حاضر شد همكارى كند و بعد هم عضو شوراى مركزى شد. همچنين شخصيت‌هاى مستقلى بودند كه ما با آن‌ها در مورد همكارى صحبت كرده بوديم كه بعد با ما همكارى كردند. و در شوراى مركزى حزب در اوايل جز ما پنج نفر، ديگر هيچ روحانى وجود نداشت.

شوراى مركزى حزب شامل 30 نفر بود كه 24 نفر غيرروحانى بودند. بنابراين جزء مؤسسين كسى غيرروحانى نبود. به جز دست اندركاران قبل از تأسيس، بقيه غير روحانى بودند كه با آن‌ها صحبت شده بود و بعضى‌ها يك جلسه و بعضى‌ها چندين جلسه شركت داشتند و اكثريت غير روحانى بودند.

حجت الاسلام والمسلمين خامنه‌اى در مقابل اين پرسش كه مشخصا با چه كسانى صحبت شد بيان داشت: ما با خيلى‌ها صحبت كرده بوديم. با خيلى‌ها صحبت كرديم. افرادى كه بعدا عضو شوراى مركزى شدند مرحوم دكتر آيت، آقاى دكتر كاشانى، مرحوم عراقى، مرحوم دكتر عباسپور و دكتر حداد عادل بودند. اين‌ها كسانى بودند كه با ايشان صحبت كرده بوديم و آماده شده بودند و به مجرد اين كه اعلام كرديم، آمدند و عضو شوراى مركزى شدند كه بعضى شهيد شدند و بعضى به تدريج از عضويت شوراى مركزى كنار رفتند و بعضى هم هستند.

آقاى خامنه‌اى راجع به نقش حزب در خنثى‌سازى توطئه‌ها گفت: حزب دو نقش داشت، يكى از طريق روزنامه بود كه افشاگرترين و استوارترين خطوط را پيگيرى می‌كرد و همين موجب شد كه دشمنان زيادى براى حزب و براى خودش بتراشد، البته ما به هيچ وجه پشيمان نيستيم. يكى هم كارهاى عمومى يعنى تظاهرات و ميتينگ‌هايى بود كه حزب تشكيل می‌داد. می‌توانم بگويم صدى هشتاد از مراسم چند ماهه‌ی‌ اول بعد از پيروزى را حزب تشكيل داد. از مراسم دوم فروردين بگيريد كه اولين ميتينگ حزب جمهورى اسلامى بود تا روز كارگر و روز زن و بقيه‌ی‌ مراسم. در هر مناسبت راهپيمايى راه می‌انداخت، يا آن ماجراى پاسخ به نمايندگان سناى امريكا يا بقيه‌ی‌ مراسم و هر مراسم عمده‌ی‌ مردمى كه در ماه‌هاى اول تشكيل شد، حزب بود و نقش بسيار زيادى داشت در متوجه كردن مردم به خط اصلى انقلاب. در همين مراسم پاسخگويى به سناتورهاى آمريكايى كه حزب تشكيل داد، آن چنان اين حركت شكننده بود كه همان روز گزارشگران امريكايى - طبق اسنادى كه در تصرف لانه‌ی‌ جاسوسى بعدا به دست آمد - پيش بينى كرده بودند كه لانه‌ی‌ جاسوسى يعنى سفارت تصرف شود. گزارش آن اجتماع كه اتفاقا نزديك سفارت هم بود و در ميدان هفت تير تشكيل شد، به شدت اين‌ها را ترساند. جمعيت عظيمى در آن جا جمع شدند و آقاى‌هاشمى رفسنجانى هم در آن جا سخنرانى كرد.

اصلا باور نمی‌كرديم كه كسى بتواند عليه آيت الله بهشتى حرف بزند

ايشان در آن روز بسيار هم خوب سخنرانى كرد و همه‌ی‌ ماها بوديم و بعد از همان جلسه هم بود كه آقاى‌هاشمى را ترور كردند و امريكايى‌ها از اين حادثه به شدت خسته بودند. اين‌ها كارهايى بود كه حزب انجام می‌داد. پس از دو كانال، حزب با توطئه‌ها و حركت‌هاى ضدانقلاب داخلى و خارجى مقابله می‌كرد كه هر دو حركت افشاگرانه برانگيزاننده و خط دهنده‌ی‌ مردم بود و به همين دليل هم بود كه دشمنان انقلاب حزب و روزنامه‌ی‌ حزب را جزء اولين آماج‌هاى حملات خودشان قرار دادند و همچنين شخصيت‌هاى حزب را. در همان اوان بود كه در روزنامه‌ها حملات شروع شد. ما اصلا باور نمی‌كرديم كه كسى بتواند عليه آية الله بهشتى در روزنامه حرف بزند. فكر نمی‌كرديم كه بشود اصلا عليه آيت الله بهشتى حرف زد. عليه آقاى بهشتى چه بگويد؟ شخصيتى كه اين همه جنبه‌هاى مثبت در وجود او هست، هيچ جنبه‌ی‌ منفى ندارد عليه او چه می‌توان گفت؟ واقعا ما اصلا فكر نمی‌كرديم كه بشود عليه آيت الله بهشتى حرف زد. بعد از همين جريانات كه دقيقا عليه ايشان شروع شد و همچنين عليه خود حزب و روزنامه‌ی‌ حزب. و اوج اين حملات هم در مبارزات تبليغاتى آقاى بنى صدر در پى رياست جمهوريش بود كه ايشان هم هر چه توانست به حزب گفت و تهمت زد.

حزب و روحانيت و مردم: رئيس جمهورى در مورد پيوند حزب با روحانيت اظهار داشت: حزب يك نهاد اصيل و مردمی‌ست. روحانيت هم می‌توان گفت سمبل مردم است. هر جا روحانيون حضور دارند می‌توان فهميد كه مردم حضور دارند و هر جا مردم هستند حتما روحانيون با آنها هستند. چون حزب يك واحد مردمى است، پس با روحانيون هم ارتباطات نزديكى دارد، علاوه بر اين كه مؤسسين حزب چند نفر روحانى هستند و يقينا بينشى كه آن‌ها داشتند از بينش روحانيون مترقى و مبارز دور نيست.

امام جمعه‌ی‌ تهران راجع به تعهدات حزب و نقش آن و جايش در نظام اسلامى اظهار داشت: به طور كلى عمده‌ترين تعهد حزب، ايجاد انسجام ميان آحاد ملت است تا بتواند حركت انقلاب را شتابنده تر كند و نيروهاى بالقوه را بالفعل كند و نيروهاى كند را سرعت ببخشد و موانع را از سر راه اين حركت بردارد.

هدف ما تصرف مجلس و دولت نیست، دلیلش هم این است که تاكنون كانديداهاى غير حزبى زياد داشته‌ايم

اين مهم ترين و اساسى ترين تعهد حزب است. حزب در حقيقت نقش هدايت كننده و كمك كننده را دارد جهت درست انقلاب را مشخص می‌كند و مردم را به آن جهت هدايت می‌نمايد و آن‌ها را در پيمودن اين راه كمك می‌كند. اين اساسى ترين نقش حزب است. البته وقتى كه يك حزب با اين تعهدات در مردم آبرو وجهه و حيثيت داشت، طبيعى است كه بيشترين وزنه‌ی‌ سياسى در كشور نيز خواهد بود. زيرا كه مردم براى مثلا كانديداهاى مجلس شورا نظر حزب را جويا می‌شوند، فرضا براى كانديداى رياست جمهورى رأى حزب را پذيرا می‌شوند. اين آبروى سياسى خود مقدمه‌ی‌ نفوذ سياسى براى حزب است كه آن وقت دستگاه‌هاى قانون‌گذارى يا دستگاه‌هاى اجرايى در اختيار حزب قرار می‌گيرد. اين طور نيست كه حزب از اول به قصد تصرف اين مواضع حركت كند، به هيچ وجه اين نيست، به خصوص حزب ما اين طور نيست.

دليلش هم اين است كه ما تاكنون ثابت كرده و نشان داده ايم كه كانديداهاى غير حزبى زياد داشته‌ايم. در ميان كانديداهاى مجلس شوراى اسلامى كه ما داشتيم شايد نيمى غير حزبى در آن بود. كانديداى رياست جمهورى ما قبلا آقاى رجايى بود كه غيرحزبى بود. كانديداى نخست وزيرى ما - كه براساس او زدوخورد زيادى با بنى صدر پيدا شد - آقاى رجايى بود كه غير حزبى بود. اين طور است كه ما تعصب و پايبندى قطعى نداريم به اين كه بايستى حتما افراد حزب در مراكز حساس گماشته شوند، بلكه تعهد داريم كه مردم هدايت شوند و كار مملكت راه بيفتد، منتها چون اين حزب حيثيتى در نظر مردم دارد، لذا كسانى را كه حزب در بخشى معين می‌كند مردم می‌پذيرند و هم‌پای حزب حرکت می‌کنند.

سخنگوي جبهه پايداري در همايش جامعه اسلامي دانشجويان؛

مؤسسه‌ امنیتی غرب جبهه پایداری را به‎دلیل پافشاری بر اصول انقلاب خطرناک‌ خوانده/ علما گفتند نگذاريد علاقمندان سوم تير نااميد شوند

دكتر كامران باقري لنكراني سخنگوي جبهه پايداري انقلاب اسلامي، ‌امروز در همايش "موقعیت بدر و خیبر" اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های کشور در مشهد مقدس حضور يافت و به سخنراني پرداخت. او همچنين به سوالات دانشجويان پاسخ گفت.

سخنگوی جبهه پایداری در اين جلسه گفت: در یکی از خبرنامه‌های وابسته به یکی مؤسسات امنیتی دولت‌های مستکبر، چند هفته به بحث جبهه پایداری پرداخته شده بود و اعلام کردند که این جبهه از همه گروه‌های داخل ایران برای ما خطرناک‌تر است چرا که پافشاری این‌ گروه بر اصول انقلاب و خط امام خمینی بسیار شدیدتر است.

دكتر لنكراني در باره انگيزه هاي حضور جبهه پايداري در انتخابات نيز گفت: علاقه زیادی به حضور در انتخابات نداشتیم و بسیار علاقمند بودیم که سایرین همین حرف‌ها را بزنند تا ما به کار گفتمانی و اصولی خودمان بپردازیم اما فضای اصول‌گرایی طوری رقم خورد که ناچار به ورود به عرصه انتخابات شدیم.

وي كه عضو اولين شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نيز هست، در ابتداي سخنانش در باره فعاليت هاي دانشجويي گفت: تشکل‌های دانشجویی باید ظرفیت‌های جوان دانشگاه‌ها را شناسایی کرده و با یک نگاه مؤمنانه این ظرفیت‌ها را در خدمت انقلاب اسلامی و سیاست‌های رهبری انقلاب در آورند و شبهات موجود در اذهان جوانان را برطرف کنند.

لنکرانی افزود: برخی متخصصان مثل حوزوی‌ها ممکن است اصلاً از شبهات مطرح در دانشگاه‌ها مطلع نباشند بنابراین وظیفه تشکل‌های دانشجویی در این‌باره بسیار خطیر است که علاوه بر جنبه‌های نفی و رفع شبهه، موارد اثباتی انقلاب اسلامی را نیز باید در سطح دانشگاه‌ها تقویت و مطرح کرده و با نگاه کاربردی آن‌ را به فرهنگ تبدیل کنند.

وزیر بهداشت دولت نهم گفت: یکی از غصه‌های من این است که برداشت از فعالیت دانشجویی این است که جلسه‌ای بگیریم و تعدادی اخبار را رد و بدل کنیم و از عده‌ای تعریف و از عده‌ای انتقاد کنیم اما کار را باید عمیق‌تر و اساسی دید که کار تشکل‌های دانشجویی باید مبتنی بر این اصول و مبانی باشد.

این فعال سیاسی با بیان این‌که بحث روشنگری از مهم‌ترین نیازهای امروز جامعه است، گفت: امروز به وضوح می‌بینیم که بعضی که ادعای روشنفکری دارند، حرف‌هایی می‌زنند که با نام روشنفکری است در حالی که خودشان تحمل هیچ‌گونه نقدی را ندارند.

وی اظهار داشت: مثلاً برخی از آقایان امروز حرف‌هایی را می‌زنند و می‌گویند مبنی بر این‌که امروز در شرایط قحطی قرار گرفته‌ایم و شرایط انقلاب مثل شرایط 19 دی‌ماه 1356 است، سپس نفر سومی همان پازل را ادامه می‌دهد و وقتی به وی می‌گوییم چرا این حرف را می‌زنید، تحمل نقد از خود را ندارند و ما را با القابی مثل وکیل‌الدوله‌ها و گرین‌کارتی‌ها متهم می‌کنند و از پاسخ دادن سر باز می‌زنند!

تببين شرايط كنوني با توجه به فرمايشات رهبر انقلاب/ بدر و خيبر يا شعب ابي طالب

به گزارش فارس، دكتر لنکرانی افزود: حق را بشناس که اهل حق را از روی آن خواهی شناخت؛ ما نمی‌توانیم بگوییم شما چون زمانی آدم خوبی بودید حتماً تا آخر خوب خواهید ماند ضمن‌ این‌که برای خودمان هم این ادعا را نمی توانیم بیان کنیم. در قرآن‌کریم خداوند به پیامبر می‌فرماید«مؤمنان را به قتال با کفار تحریک کن که اگر از شما بیست نفر آدم صابر باشد بر دویست نفر غلبه می‌کند و اگر از شما صد نفر باشد بر هزار نفر غلبه می‌کند» و به این دلیل است که اهل کفر قومی هستند که درک و فهم ندارند. سپس خداوند می‌فرماید «چون خداوند ضعف شما را دید، این قدرت شما را کاهش می‌دهد و اگر از شما صد نفر آدم صابر باشد بر دویست نفر و هزار نفر بر دو هزار نفر غلبه می‌کند.» ما می‌دانیم که اسلام از روز اول همیشه در حال تزاید بوده و قوت آنها نیز رو به افزایش بوده است.

وی تصریح کرد: در جنگ بدر سپاه اسلام هفتاد شتر و نزدیک بیست اسب داشت و ضمن این‌که مسلمانان پیاده بودند در حالی که سپاه دشمن پانصد اسب و بیش از هزار شتر داشت.

عضو ادوار شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در ادامه گفت: علامه‌طباطبایی در تفسیرالمیزان می‌فرماید که پایان آیه اول که قدرت ده برابر را وعده می‌دهد، این است که قوم کافران درک و فهم و بصیرت ندارند؛ علامه توضیح می‌دهد که اگر صبر داشته باشید توان شما دو برابر و اگر بصیرت داشته باشید پنج برابر می‌شود و مجموع این‌ها ۱۰ برابر می‌شود پس ما اگر بخواهیم موقعیت پیروزی‌های اوایل اسلام در بدر و خیبر را حفظ کنیم باید هم صبر و هم بصیرت داشته باشیم همان‌گونه که امیرالمومنین نیز می‌فرمایند که این پرچم را کسی تحمل نمی‌کند جز کسانی که اهل بصیرت و صبر هستند.

لنکرانی گفت: برخی از مفسران بر این باورند که نفوذ منافقان در جامعه موجب وارد آمدن خلل در بصیرت‌ها می‌شود و توان ۱۰ برابری را تبدیل به توان دو برابری می‌کنند؛ تردید به وجود می‌آورند و دل‌ها را خالی می‌کنند. مثلاً می‌گویند مطمئنی این حرفی که پیامبر می‌گوید درست است؟ مطمئنی این راهی که با پیامبر می‌روی درست است؟

وی در ادامه اظهار داشت: امروز هم برخی همین حرف‌ها را می‌زنند و می‌گویند که تمام دنیا علیه ما شده است و همه به ما فشار می آورند؛ همین اتفاقات و تردیدآفرینی‌ها در جامعه امروز ما بسیار زیاد است و خیلی‌ها نمی‌خواهند بگذارند که این صحنه به بدر و خیبر تبدیل شود بلکه تمایل دارند در همان شرایط شعب‌ابی‌طالب بمانیم.

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی با یادآوری سخنان دهه هفتاد مقام معظم رهبری درباره شرایط عاشورایی ایران گفت: اگر خاطرتان باشد برخی در آن زمان می‌گفتند که عده‌ای دنبال این هستند که شرایط ما را مثل شرایط امام حسن(ع) نشان دهند و صلح را به ما تحمیل کنند اما رهبر معظم انقلاب اسلامی مقتدرانه اعلام کردند که آنها که می‌خواهند صلح را به ما تحمیل کنند، بدانند که ما اکنون در شرایط امام حسن مجتبی نیستیم بلکه شرایط امروز ما شرایط عاشورایی است و مقتدرانه با هرگونه دشمنی می‌جنگیم، حتی اگر شهید شویم.

وی افزود: امروز ما از موضع عاشورایی نیز عبور کرده‌ایم و موضع امروز ما همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، موقعیت بدر و خیبر است.

لنکرانی گفت: آن‌ روز و در سال‌های هفتاد و هشت، هفتاد و نه وظیفه عاشورایی ما این بود که حتی اگر احتمال پیروزی هم ندهیم، وظیفه این است که پای آرمان‌هایمان بایستیم اما امروز شرایط بدر و خیبری ما این است که اگر پای وظیفه‌مان بایستیم، از پیروزی خود تقریباً مطمئن هستیم.  تفکر عاشورایی به همراه بصیرت و صبر است که موقعیت بدر و خیبر را به وجود می‌آورد و نهم دی‌ماه 88 به نظر من مرز عبور ما از شرایط عاشورا به شرایط بدر و خیبر بود چرا که مردم با حضور حماسی و دشمن‌شکن خود، بصیرت مثال زدنی را از خود نشان دادند.

دكتر لنکرانی ادامه داد: بصیرت مردم در نهم دی‌ماه به حدی بالا رفت که حتی از برخی مسئولان و سیاسیونی هم که در فتنه 88 ساکت بودند نیز انتقاد کردند و خودشان به عرصه وارد شدند و بساط فتنه را جمع کردند ضمن این‌که ما همیشه باید بدانیم که تفکر عاشورایی و بصیرت و صبر، نتیجه‌اش در همین دنیا نیز پیروزی است.

دولت نهم عدالت خواهي را به گفتمان عمومي تبديل كرد/ رهبري فرمودند احمدي ن‍ژاد شعارهاي انقلاب را زنده كرد

وزیر بهداشت دولت نهم با بیان این‌که در سوم تیر 84، مردم نهضت بصیرت‌افزایی را شروع کردند، افزود: در این برهه گفتمانی در حال شکل‌گیری بود که می‌گفت در صحنه بین‌المللی باید قواعد جاری جهانی را بپذیریم و با کدخدای جهان دوست و تحت امر وی باشیم، در صحنه اقتصادی باید به هر قیمتی رشد کنیم حتی اگر تفاوت طبقاتی زیاد شود و در عرصه فرهنگی نیز باید تساهل و تسامح داشته باشیم؛ آنها تهاجم فرهنگی را توهم می‌پنداشتند و عده‌ای بر این باور بودند در عرصه اجتماعی نیز باید به هر قیمتی توسعه اجتماعی داشته باشیم بنابراین مردم در سوم تیر این گفتمان را مردود دانستند و نشان دادند که عدالت‌خواهی به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است.

وزير محبوب بهداشت دولت نهم ادامه داد: نخستین جلسه دولت نهم که در محضر مقام معظم رهبری تشکیل شد، ایشان ضمن قدردانی از دکتر احمدی‌نژاد فرمودند«من از شما تشکر می‌کنم که آرمان‌های امام و انقلاب و اسلام را زنده کردید. بنده به نزدیکانم می‌گفتم ایشان اگر رأی هم نیاورد، همین که این شعارها را زنده کرد نزد خدا مأجور است.»

لنکرانی با بیان اینکه در آن برهه بعضی تصورشان از خواست عمومی ملت اشتباه بود گفت: در همان سال‌ها مثلاً در انتخابات مجلس هفتم و مخصوصاً شورای شهر دوم شاهد بودیم‌ که عده‌ای برای تبلیغات خود عکس با کراوات می‌انداختند و شعارشان برای کاندیداتوری شورای شهر این بود که می‌خواهیم با آمریکا رابطه برقرار کنیم و وقتی از آنها سؤال می‌شد که شورای شهر چه ربطی به سیاست خارجی دارد، هدفشان را از اعلام این مطالب، فقط جمع‌آوری رأی عنوان می‌کردند.

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: رهبری فرمودند شما کار خوب و بزرگی را شروع کردید ولی نباید خیالتان راحت باشد، بلکه ادامه این مسیر مهم‌تر است.

وی افزود: همان‌طور که شاهد هستیم عده‌ای رو به کعبه داشتند و امروز رو به بتکده‌ها دارند؛ اگر فکر کنیم که پرچمدار یک مسیر از راه اصلی منحرف شد و به راه دیگری رفت باید مسیر را عوض کنیم، در اشتباه خواهیم بود.

دكتر لنکرانی ادامه داد: در انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد بودیم که برخی افراد با لباس‌هایی با فلان قیمت و با وسیله‌های‌نقلیه غول‌پیکر عکس می‌انداختند و گمان می‌کردند که این چیزها برای آنها رأی جمع می‌کند.

چرايي تاسيس جبهه پايداري انقلاب اسلامي/ علما از ما خواستند نگذاريد علاقه مندان گفتمان سوم تير نااميد شوند

در ادامه یکی از دانشجویان سؤالی مبنی بر این‌که، آیا اساس تشکیل جبهه پایداری بر تولید گفتمان سالم درون نظام برای انتخاب اصلح بوده یا بنای تشکیل این جبهه بر رقابت برای انتخاب گروه خالص‌تر و مطالبه‌ای‌تر بوده است و آیا اصل آن بر وحدت با سایر گروه‌های اصول‌گرا بوده یا از ابتدا با توجه به عدم حضور جدی اصلاح‌طلبان برای رقابت جدی تشکیل شده است، مطرح کرد.

لنکرانی در پاسخ به این سؤال گفت: ما اصلاً به فکر این‌که تشکلی راه بیندازیم نبودیم اما اتفاقی که در اردیبهشت امسال روی داد، تلخ بود؛ البته این به معنای این نبود که دنیا به آخر رسیده باشد ولی ما توقع این‌چنین حرکتی را نداشتیم.

وی ادامه داد: در این شرایط عده‌ای که از علاقمندان گفتمان سوم تیر بودند، مردد و ناامید شدند، عده‌ای هم آن‌ طرف‌تر به جای نقد روی عملکرد افراد، نقد را روی مبانی بردند و گفتند شما از اول انتخابتان اشتباه بوده است و باید از این راه برگردید و توبه کنید؛ در این شرایط، بعضی از بزرگان مثل آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خوشوقت و آیت‌الله یزدی ما را به حضور خواستند و وقتی خدمت ایشان رسیدیم، از ما خواستند که ساکت ننشینیم و اجازه ندهیم تا ناامیدی به‌وجود آمده، مبانی را زیر سوال ببرد.

دكتر لنکرانی افزود: تشکیل جبهه پایداری از ابتدا گفتمانی بوده و در بیانیه‌ها و صحبت‌ها نیز اشاره کرده‌ایم که ما فقط برای انتخابات نیامده‌ایم چرا که برخی فکر می‌کنند جبهه‌هایی که برای انتخابات تشکیل می‌شود ما نیز جزیی از این‌ها هستیم.

سخنگوي جبهه ژايداري انقلاب اسلامي در ادامه با بیان این‌که جبهه پایداری از ابتدا تا انتها گفتمانی بوده است، گفت: حضور ما در انتخابات هم متأثر از فضای گفتمانی ما است و انتخابات برای ما اصل نیست.

جبهه پايداري جامعه را خط كشي نمي‌كند/ با افراد رفوزه مدارا نمي كنيم

دكتر لنکرانی با انتقاد از حملاتی که به جبهه پایداری می‌شود، گفت: ما انتظار نداشتیم که این همه هجمه و حمله به جبهه‌ای گفتمانی و اصولی وارد شود؛ افرادی که می‌گویند عده‌ای قلیل نادان آمده‌اند و جبهه پایداری را تأسیس کرده‌اند، ما را به یاد آیه شریفه " لشرذمه قلیلون" می‌اندازند اما جبهه پایداری این‌طور نیست که خط کش بردارد و جامعه را خط‌کشی کند.

وی افزود: ما فقط برای احیای گفتمان انقلاب به میدان آمده‌ایم و معتقدیم نباید فضای انتخابات طوری باشد که هرکس خدم و حشم و پول بیشتر و تشکیلات بزرگ‌تری داشت مسئول مملکت شود زیرا این منطق اسلامی نیست؛ منطق اسلامی این است که مسئولان با حساسیت بسیار ویژه‌ای انتخاب شوند.

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: ما به مدارا معتقدیم اما بر این باور نیز هستیم که نباید مدارای با دیگران را به معنای مدارای با آدم‌های رفوزه تفسیر کرد.

مؤسسه‌ امنیتی غرب جبهه پایداری را به دلیل پافشاری بر اصول انقلاب خطرناک‌ خوانده است/ مجلسي كه حقوق مادام العمر تصويب كند قبول نداريم

دكتر لنکرانی با بیان این‌که ما علاقه زیادی به حضور در انتخابات نداشتیم، گفت: بسیار علاقمند بودیم که سایر افراد نیز همین حرف‌ها را بزنند تا ما به کار گفتمانی و اصولی خودمان بپردازیم چرا که حضور در انتخابات ما را از کار گفتمانی باز می‌دارد ولی در شرایط حاضر ما آمده‌ایم تا بگوییم باید به اصول دقت کافی داشته باشیم.

وی همچنین با بیان اینکه برای مشاهده تأثیر اعلام موجودیت جبهه پایداری باید به عکس‌العمل‌ها دقت شود، افزود: در یکی از خبرنامه‌های وابسته به یکی مؤسسات امنیتی یکی از دولت‌های مستکبر، چند هفته به بحث جبهه پایداری پرداخته بود و گفته بود که این جبهه از همه گروه‌های داخل ایران برای ما خطرناک‌تر است چرا که پافشاری این‌ گروه بر اصول انقلاب و خط امام خمینی بسیار شدیدتر است.

دكتر لنکرانی افزود: تأکید ما به همه کاندیداهایمان در تمام کشور این است که اگر جایی می‌بینند کاندیدایی از آنها اصلح است و توانایی و لیاقت بیشتری دارد، وظیفه شرعی آنها است که به نفع آن کاندیدا کنار بروند اما اگر احساس کردند که وظیفه‌شان بر ماندن است باید وظیفه خود را انجام دهند.

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: ما مجلسی می‌خواهیم که بهترین‌ها در آن باشند و اگر به مجلس هشتم نگاهی انداخته شود، بعضی از قوانینی که تصویب شده قابل قبول نیست که قانون وقف دانشگاه آزاد و قانون حقوق مادام‌العمر مدیران سیاسی از جمله آن‌ها است هرچند اگر از حق نگذریم مجلس هشتم بعضی اقدامات خوبی هم داشته است که مواضع بسیار خوبی که در عرصه بین‌المللی اتخاذ کرد یا همکاری‌هایی که در هدفمندی یارانه‌ها داشت از نقاط قوت مجلس هشتم به شمار می‌رود.

كساني كه مي خواهند به رهبري تحميل كنند قبول نداريم

سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در پاسخ به سوال دانشجویی که گفت: برخی معتقدند تضارب جبهه پایداری با سایر اصولگرایان یک تضارب ساختگی و به منظور گرم کردن تنور انتخابات است و نظام به سمت نظام تک حزبی در حال حرکت است، پاسخ داد: نظام جمهوری اسلامی یک نظام پویا و در حال رویش دائمی است و امکان به‌وجود آمدن سیستم تک حزبی در آن وجود ندارد.

وی افزود: امروز به وضوح سلایق مختلف در زمینه‌های مختلف بر سلیقه خود پافشاری می‌کنند و از نمونه‌های آن نیز می‌توان به بحث‌هایی اشاره کرد که این روزها در کشور در جریان است و بحث وحدت یا خلوص از این جمله است زیرا ما معتقد به خلوص هستیم و بعضی دیگر معتقد به وحدت و گردآوری همه زیر یک پرچم واحد هستند. نظام جمهوری اسلامی یک نظام باز است و حزبی نیست و این از ابتدای انقلاب با تشکیل جزب جمهوری اسلامی نیز مشهود بوده است؛ در آن دوران نیز هنگام تشکیل جزب جمهوری، اگرچه امام مخالفتی نکردند، اما حمایت آن‌چنانی هم از تشکیل جزب نکردند و دیدیم که خیلی از مسئولانی هم که انتخاب می‌شدند از حزب جمهوری اسلامی نبودند.

وزیر بهداشت دولت نهم در ادامه گفت: ما با سایر اصولگرایانی که به اصول انقلاب اسلامی معتقدند، مشکل غیرقابل حل نداریم ولی ما رقابت را در چارچوب‌دار بودن انتخابات مؤثر می‌دانیم زیرا اگر بنای مجلس آینده بر این باشد که افرادی در آن وارد شوند که در فتنه 88 مردود شدند، نمی‌توان انتظار زیادی از آن داشت مثلا کسی که بیست روز قبل می‌گوید که تحریم‌ها دارد برای کشور قحطی به بار می آورد، معلوم است که موقعیت بدر و خیبر را درک نکرده و جزو همان کسانی است که در دهه هفتاد درصدد تحمیل مصلحت به رهبری بود.

گفت‌وگوي تفصيلي رجانيوز با حسين شيخ‌الاسلام؛

ناگفته‌هايي از نقش ايران در شكل‌گيري حزب الله و كمك به جنگ‌هاي 33 و 22 روزه/ سيد حسن چگونه دبيركل شد؟

حسین شیخ‌الاسلام از قدیمی‌ترین دیپلمات‌های جمهوری اسلامی است که تخصص ویژه‌ای در امور خاورمیانه و کشورهای اسلامی دارد. 16 سال معاونت سیاسی وزارت امورخارجه، سه سال سفارت در کشور استراتژیک سوریه، یک دوره نمایندگی مجلس، دو سال قائم مقامی وزارت امورخارجه و دبیر کل کنفرانس حمایت از فلسطین از جمله سوابق شیخ‌الاسلام است. او در حال حاضر نیز دبیر کل دبیر خانه کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در مجلس شورای اسلامی است.

چندی پیش شیخ‌الاسلام میهمان ما در رجانیوز بود و در گفت‌وگویی تفصیلی به بیان بخشی از خاطرات و تجربیاتش در سیاست خارجی پرداخت. او همچنین به سوالات ما درباره بیداری اسلامی، تاریخچه پیدایش و تاسیس حزب‌الله لبنان و همچنین وضعیت فعلی تحولات اخیر در سوریه نیز پاسخ گفت.

ناگفته‌هاي شيخ الاسلام از نقش ايران در شكل‌گيري جريان مقاومت حزب‌الله لبنان و كمك به اين جريان در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه غزه، به‌ويژه پس از بيانات صريح رهبر معظم انقلاب در خطبه‌هاي نماز جمعه 13 بهمن تهران مبني بر دخالت ايران در جنگ‌هاي 33 و 22 روزه و ادامه اين حمايت از هر ملت و گروهي كه با رژيم صهيونيستي مقابله و مبارزه كند، خواندني‌تر است.

گفت‌وگو را با چگونگی ورود شما به وزارت امورخارجه شروع کنیم.

مناسب است که یادی از شهید رجایی کنیم. اولین برخورد کاری من با ایشان در وزارت امور خارجه بود. ایشان مرا از لانه جاسوسی می‌شناختند. آدم خیلی عمیقی بود. انقلابی و اسلامی بودنش را همه می‌دانند، اما عمقش در این بود که می‌خواست هر چیزی را با دید انقلاب اسلامی از نو بسازد. چند مثال بزنم. شهید رجایی دلش می‌خواست بفهمد سیاست خارجی اسلام باید چه باشد؟ سیاست خارجی انقلاب باید چه باشد؟ اصلاً این‌طور نبود که از غرب یا از بساطی که احزاب دیگر راه انداخته بودند، کپی کند. می‌خواست اصالت انقلاب در این موضوع لحاظ و شیوه‌ای انقلابی اسلامی ایجاد شود، همان‌گونه که خود انقلاب، ایران را ساخته بود. ایشان در زمینه سیاست خارجی جلسه‌ای را راه‌اندازی کرد. مرا هم از لانه جاسوسی می‌شناخت.

وقتی صحبت شد که گروگان‌ها را باید درآورد و باید با خود امریکایی‌ها در الجزایر مذاکره کرد ـ‌چون مجلس تصویب کرده بود که دولت باید ببیند گروگان‌ها را چگونه آزاد کند‌- ایشان دیده بودند که من زبان می‌دانم و در لانه جاسوسی در مصاحبه‌ها فعال هستم، دعوت کردند که من یکی از اعضای تیمی باشم که برای این کار به الجزایر می‌رود. مرا به هیئت دولت دعوت کردند و آقای بهزاد نبوی هم مسئولیت داشت که مرا قانع کند. من مفصلاً برای بهزاد نبوی توضیح دادم که چرا فکر می‌کنم این کار درست نیست و می‌گفتم در قضیه گروگان‌گیری که موفق شدیم برای این بود که امریکایی‌ها تا آن موقع اصلاً تجربه اشغال سفارتخانه‌شان را نداشتند که بخواهند نسبت به آن عکس‌العمل نشان بدهند. در این میدان ما با آن‌ها مساوی بودیم. بعد هم زدیم و بردیم، چون یک کسی مثل امام از ما پشتیبانی می‌کرد، ولی در این میدانی که می‌خواهیم وارد شویم، از آن‌ها خیلی ضعیف‌تر هستیم.

همه این قرارداد‌ها را آن‌ها نوشته‌اند، کلی هم وکیل و سیستم و ساختار دارند. ما اصلاً آدم نداریم که این‌ها را بخواند و همه آنهایی که امضا کرده‌اند، مال زمان شاه هستند و فرار کرده‌اند. وکیل زبان‌دانی که بتواند از پس این کار برآید، نداریم. بیا و این مسئله را یک‌جا حل کن، یعنی بگو گروگان‌ها را می‌دهیم و این‌ها را می‌گیریم. دولت هم نمی‌توانست این کار را بکند و می‌گفت باید منطقی برخورد کنیم. گروگان نگرفته‌ام که یک‌جا معامله کنم.

شهید رجایی می‌گفت دیوان‌سالاری در ایران به سبک «ساسانیان» است

در هر صورت بحث طولانی شد و من هم نظر خودم را گفتم و آقای بهزاد نبوی هم نظرات خودش یا دولت را گفت و نتوانستیم به توافق برسیم و من به لانه جاسوسی برگشتم. شهید رجایی از اینجا با تفکرات من آشنا شد و مرا برای جلسه‌ای دعوت کرد که در آن قرار بود در باره این موضوع بحث شود که سیاست خارجی اسلام باید چه باشد؟ من بودم، آقای جواد منصوری، آقای مهندس موسوی، آقای عبدالله نوری، آقای عزیزی و کسانی که بعداً در وزارت خارجه شهید رجایی آمدند. این جلسات ادامه داشتند و هفته‌ای یک بار خدمت ایشان می‌رسیدیم. خیلی دید عمیقی داشت. مثلاً یک بار به من گفت: «حسین!‌ ای کاش عباسیان، ساختار ساسانیان را برای دیوان‌سالاری نگرفته بودند و اجازه می‌دادند اسلام، خودش سیستم دیوان‌سالاری خودش را ایجاد کند». شهید رجایی از این سیستم دیوان‌سالاری‌ای که ما داشتیم، خیلی رنج می‌برد. حالا به آن می‌گوییم بوروکراسی. می‌گفت: «تا این‌ها آمدند در ایران و دیدند سیستم ساسانیان برای‌شان خیلی خوب است و کلی دفتر و دستک و قلم و کتابچه برای ثبت و ضبط دارد،‌‌ همان را اقتباس کردند و گذاشتند و نگذاشتند مسلمان‌ها با تفکر خودشان سیستم دیوان‌سالاری بسازند.»

این جلسات ادامه داشت و من وقتی از لانه جاسوسی بیرون آمدم، در قسمتی از نخست‌وزیر‌ی کار می‌کردم، ولی این جلسات را هم می‌رفتم. شهید رجایی یک بار بعد از جلسه به من گفت تو بمان. در آن روز‌ها بین بنی‌صدر خبیث و شهید رجایی اختلاف نظر بود که چه کسی باید وزیر امور خارجه را معرفی کند. توافقی هم نشد، یعنی هر کسی را که شهید رجایی معرفی کرد، بنی‌صدر نپذیرفت و بالعکس. بالاخره ناچار شدند به مجلس واگذار کنند که طبق قانون اساسی چه کسی باید وزیر امور خارجه را معرفی کند؟ آیا این به عهده نخست‌وزیر است یا رئیس‌جمهور؟ اوضاع تقریباً داشت به این سمت می‌رفت که نخست‌وزیر، یعنی شهید رجایی باید این کار را بکند. شهید رجایی گفت: «یک حکم برای معاون وزیر امور خارجه بنویس».

روایت «نه شرقی، نه غربی»

ما هم رفتیم و با مشورت دوستان یک حکم ایدئولوژیک و در خط امام و نه شرقی، نه غربی و همه حرف‌هایی که باید در احکام حالا باشد، ولی متأسفانه نیست، نوشتیم و وقتی حکم را تمام کردم، مجلس رأی داده بود. حکم را گذاشتم جلوی شهید رجایی و ایشان فرمودند خیلی خوب است. بعد فرمودند: «می‌خواهم این حکم را برای تو بزنم». عرض کردم: «من از این کار‌ها نکرده‌ام و نمی‌دانم چه‌جوری است». ایشان فرمودند: «مگر من نخست‌وزیر‌ی کرده بودم؟» این را که گفت حرفی نداشتم به او بزنم و گفتم: «من استخاره‌ای هستم، اجازه بدهید بروم استخاره ‌کنم». گفت: «برو استخاره کن». خدمت آقای سید قاسم هاشمی ‌رسیدم. ایشان مرد بزرگی بودند و به رحمت خدا رفته‌اند و از اصفهان برای خبرگان انتخاب شده بودند که رحلتش داستانی دارد. ایشان فرمودند: «استخاره خوب است، اولش دردسر دارد، ولی آخرش خیلی خوب است» و الحق هم همین‌جوری بود، یعنی اول که رفتم وزارت امور خارجه، در رؤسای اداره‌ای که زیر دست خودم کار می‌کردند، بهایی رسمی بودند. همه این‌ها هم جلوی ما موضع گرفته بودند، به‌ويژه که دیپلمات‌های زمان شاه و طرفدار او بودند، خوب‌های‌شان طرفدار نهضت آزادی بودند، یک‌خرده بهترشان هم طرفدار بنی‌صدر بودند و می‌گفتند رئیس‌جمهور است و ما با شهید رجایی آمده بودیم به وزارت امور خارجه.

وقتی به شهید رجایی گفتم استخاره کردم و خوب آمده، حکم مرا که خواستند بزنند، دست کردند توی کشوی‌شان و یک عطر به من دادند و فرمودند: «فلانی! هر شغلی یک ظاهری می‌طلبد». می‌خواست بگوید برو ریش‌هایت را کوتاه کن و به‌جای کابشن سربازی، کت و شلوار بپوش که می‌خواهیم برویم وزارت امور خارجه. یک وقتی را قرار گذاشت و رفتیم به سالن شهید نواب‌صفوی و من واقعاً تا آن زمان این همه تجمل ندیده بودم. برایم خیلی عجیب بود. چهلچراغ‌ها را نگاه می‌کردم و سرم گیج رفت و خود شهید رجایی هم متوجه شد. جمعیت زیادی بود. رفتیم توی اتاقی که قرار بود معاون سیاسی آنجا مستقر شود، چون حکم معاونت سیاسی را برایم زده بود. آن موقع وزارت امور خارجه یک معاون سیاسی داشت، یک معاون اقتصاد‌ی و یک معاون فرهنگی و معاون مجلس و معاون مالی و اداری. بر اساس موضوع تقسیم‌ کرده بودند، نه بر اساس منطقه. در‌‌ همان اتاقی که گفت متعلق به معاون سیاسی است، جلسات را تشکیل می‌داد. من از تجملات اتاق کلافه شدم و‌‌ همان اول گفتم این‌ها را از اتاق ببرید بیرون، چون راحت نبودم.

تجربه بسیار خاصی بود. شهید رجایی ساعت ۶ صبح می‌آمد آنجا، تا ساعت ۵/۷ بود و بعد می‌رفت هیئت دولت. معاونان وزارت امور خارجه در ساعت ۶ می‌آمدند و با او تشکیل جلسه می‌دادند. خاطرات زیادی از نوع رفتارش در آن اتاق و نوع برخوردش با مسئولین لشکری و کشوری دارم، نوع رفتارش با خودم که بسیار نرم و لطیف و در عین حال قاطع و با حساب و کتاب بود. خدا رحمتش کند و روحش را شاد کند.

منشأ آشنایی شما با مقام معظم رهبری از کجا بود؟ فکر می‌کنم زمانی که در لانه جاسوسی بودید، ایشان تشریف آوردند.

در لانه جاسوسی ما گروگان‌ها را در سراسر کشور توزیع کرده بودیم، چون احتمال خطر می‌دادیم. بعضی‌ها را هم آنجا نگه داشتیم. یک وقتی آقای بنی‌صدر سخت فشار آورد که صلیب سرخ می‌خواهد بیاید و این‌ها را ببیند. ما خیلی مقاومت کردیم تا آخر کار به امام کشید و نمی‌دانم بنی‌صدر به امام چه گفت؟ لابد گفته بود این‌ها حق‌شان است که صلیب سرخ آن‌ها را ببیند و دنیا می‌گوید که ما تروریست هستیم، کار خاصی نمی‌خواهند بکنند و فقط می‌خواهند ببینند که این‌ها سالم هستند. خلاصه از دفتر امام دستور دادند که اشکال ندارد و صلیب سرخ، گروگان‌ها را ببیند.

من با ادبیات مقام معظم رهبری از قبل از انقلاب آشنا بودم، چون یکی از سخن‌ور‌ترین افرادی بودند که سخنرانی می‌کردند. برای ما‌ها شریعتی مهم بود، چون سخنرانی‌هایش برای دانشجویان جذاب بود و من هم آن موقع دانشجوی خارج از کشور بودم. یکی از کسانی که سخنرانی‌های‌شان برای دانشجویان جذاب بود، حضرت آقا بودند و در باره موضوعات خاصی هم صحبت می‌کردند که الان به صورت کتاب‌های کوچک چاپ شده‌اند. ایشان آن موقع نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع بودند. ما گروگان‌ها را که پراکنده کرده بودیم، دو مرتبه در لانه جاسوسی جمع کردیم. حضرت آقا تشریف آوردند که تفقدی بکنند و ببینند حالا که صلیب سرخ می‌خواهد بیاید، همه چیز مرتب است؟ و اگر در دل گروگان‌ها به دلیل این مدتی که گروگان بوده‌اند، کدورتی بوده است، رفع شود. برخورد لطیف آقا با تمام این گروگان‌ها و نوع تعاملی که با آن‌ها داشتند، شخصیت ایشان را در همان‌جا به شکل بارزی معرفی کرد و از همان‌جا ایشان در دل من جا گرفتند که چه مرد دقیق، لطیف و باکیاستی هستند و با چه درایتی با گروگان‌ها صحبت کردند. حتی دو تا از گروگان‌ها به فارسی صحبت می‌کردند که یکی‌شان آقای لیمبرت (۱) و دیگری هم آقای مایکل مترنیکو بود که هر دو فارسی را خوب می‌دانستند، با وضع ایران آشنا بودند و شاید جایگاه آقا را هم به‌درستی می‌شناختند و به لحاظ شمّ سیاسی یک چیزهایی را هم می‌توانستند پیش‌بینی کنند. مترنیکو هم از آن دیوانه‌ها بود و چندین بار سرش را زده بود به دیوار که خودش را زخمی کند. یادم هست که وقتی مترنیکو دید که آقا وارد شدند، اصلاً یک‌ جور دیگر شد و کلی با ما‌ها دعوا کرد که چرا به من نگفتید که ایشان دارد می‌آید و ممکن بود کار احمقانه‌ای بکنم. واقعاً رفتار با مترنیکو سخت بود. آدم تندخو و خشنی بود. لیمبرت آدم آرام‌تری بود.

شب بعد از اینکه صلیب سرخ آمد و گروگان‌ها را دید و کاملاً مشخص شد که چه کسی کجاست، حمله طبس اتفاق افتاد. ما نمی‌دانستیم. دوستان انجمن اسلامی از امریکا تلفن کردند که: «فلانی! آنجا حمله شده؟» صبح سحر بود و تازه بیدار شده بودیم. گفتم: «چنین خبری نیست، کجا حمله شده؟» می‌گفتند: «نه! رئیس‌جمهور اینجا دارد می‌گوید حمله کرده‌اند» و بعد که آن اتفاق افتاد و دانه‌های شن، مأموریت الهی خود را درست انجام دادند و خداوند به حضرت امام و ملت ایران به ماهایی که در لانه جاسوسی بودیم، لطف کرد تا سرافکنده نشویم.

بعد که مقام معظم رهبری رئیس‌جمهور شدند، سفرهایی به خارج داشتند، آیا شما در سفری همراه ایشان بودید؟

من در سفری همراه ایشان نبودم، ولی گزارش‌ همه سفر‌ها را خوانده‌ام. ارتباطم با ایشان، ارتباط خیلی نزدیکی بود، چون خود ایشان این‌طور رفتار می‌کردند، به اضافه اینکه چند اتفاق هم افتاده بود که بعداً فهمیدم منشأ لطف ایشان نسبت به من است. به‌خصوص یکی از آن اتفاقات منشأ لطف ایشان و دعای پدرم در حقم بود، آن هم اینکه من زیر نظر حضرت آقا، دبیر جلسه افغانستان بودم که زیر نظر آقا تشکیل می‌شد، دبیر جلسه لبنان بودم که باز زیر نظر حضرت آقا تشکیل می‌شد و به همین دلیل در وزارت امور خارجه، شاید بعد از آقای دکتر ولایتی، بیشترین تماس را من با حضرت آقا داشتم. چند تا اتفاق هم افتاد که علاقه مرا به ایشان زیاد‌تر کرد و این علاقه از طرف بنده همچنان برقرار است. خداوند به ایشان لطف زیادی کرده که این کشتی انقلاب اسلامی را در دریای توفانی استکبار به این خوبی هدایت می‌کنند و پیش می‌برند، آن از لبنان، آن از...

به نکاتی در باره رهبری ایشان در مسئله لبنان اشاره کنید.

می‌خواهم با توجه به گزارش‌هایی که داشته‌ام، در باره رهبری آقا چند نكته را عرض کنم. شخصیت آقا با توجهی که خودشان داشته‌اند، شخصیت بسیار جذابی است. ایشان بلاشک در ملاقات‌های خارجی در کشورهای اسلامی و بلکه جهان از قوی‌ترین شخصیت‌ها هستند. من قصد مقایسه ندارم. غیر از حضرت امام که جایگاه خودشان را دارند و به نظر من از یک جایگاه معرفتی خاص با مسائل برخورد می‌کردند، چیزهایی که اصلاً برای ما قابل فهم نبود؛ مثلاً وقتی نامه حضرت امام به گورباچف(۲) به وزارت امور خارجه رسید و ۴۰، ۵۰ صفحه دست‌نویس بود، سه چهار تا خط‌خوردگی بیشتر نداشت و معلوم بود که قلم را گذاشته و یک‌باره نوشته‌اند. آقای ولایتی گفتند: «حضرت امام چنین نامه‌ای را نوشته و گفته‌اند این را به شوروی‌ها بدهید». همه نشستیم و شور کردیم که این خیلی نامه تندی است و به روس‌ها برمی‌خورد و این‌ها برای خودشان ابرقدرتی هستند. خلاصه شورای معاونین وزارت امور خارجه با هم مشورت کردیم و گفتیم خدمت حضرت امام عرض کنیم که اگر اجازه بدهید یک‌کمی صبر کنیم و بعد از مدتی این نامه را بدهیم و الان زود است. از طریق حاج‌احمدآقا ـ‌خدا رحمت‌شان کند‌ـ این حرف را خدمت امام منتقل کردیم. امام فرموده بودند: «نخیر! دیر هم شده. زود بفرستید برود». ما مثلاً فحول وزارت امور خارجه بودیم که به نتیجه رسیدیم نباید نامه را بدهیم، ولی حضرت امام فرمودند دیر شده و ما بعداً دیدیم که همین‌طور است.

به هر حال، من تمام گزارش‌های ملاقات‌ها و سفرهای خارجی حضرت آقا را خط به خط می‌خواندم و طبیعی هم بود و باید خط را از ایشان می‌گرفتم. ملاقات‌ها دقیق و جواب‌ها بادرایت، ولی جاهایی برای من لذت‌بخش بود که من در ایران در این ملاقات‌ها شرکت می‌کردم و در این جلسات از نوع برخورد و پاسخ‌های ایشان خیلی چیز‌ها یاد گرفتم. از شهید رجایی هم خیلی چیز‌ها یاد گرفتم. ایشان هم در ملاقات‌ها خیلی قاطع بود. البته شخصیت شهید رجایی و آقا کاملاً متفاوت است، حالا به خاطر جایگاه و یا به خاطر روحانی بودن آقاست، نمی‌دانم، ولی از هر دو چیزهایی را یاد گرفتم که بعد‌ها در کارم راهنمای من بود.

ملاقات‌های آن موقع ملاقات‌های بسیار سخت و باارزشی بودند، چون خاک ایران اشغال بود و عده زیادی برای میانجی‌گری می‌آمدند. بعد‌ها هم در باره مسئله فلسطین و همین‌طور افغانستان مسائلی پیش می‌آمد که همه آن‌ها مسائل حساس و سطح بالایی بودند. یک وقت یک کسی می‌آید و ملاقات معمولی دارد که در سیاست خارجی باب است و کشور‌ها باید با هم ارتباط داشته باشند که این، یک حرفی است. یک وقت بحث حساس میانجی‌گری بین ایران و عراق است که خسارت‌های زیادی به طرفین وارد شده است، یک وقت بر سر قطعنامه ۵۹۸ که می‌خواهد تاریخ ایران را بسازد، مذاکره می‌کنید؛ یک وقت در باره درگیری امل و حزب‌الله که هر دو شیعه هستند و از طرفین افرادی کشته می‌شوند، بحث می‌کنید؛ یک وقت در باره برخورد حزب‌الله و ارتش سوریه مذاکره می‌کنید. این‌ها مباحث حساس و سرنوشت‌سازی هستند و با ملاقات‌های معمولی که در وزارت خارجه انجام می‌شوند و روتین هستند، فرق می‌کند و محتوای آن‌ها تسلط زیادی بر قضیه می‌خواهد، آن هم با طرف‌های مذاکره‌کننده قوی مثل آقای حافظ اسد، قذافی و... این‌ها آدم‌های بااستعدادی بودند.

مثل لبنان و تأسیس حزب‌الله...

در مورد تأسیس حزب‌الله، شیعیان مؤمن‌تر داخل امل، به این نتیجه رسیده بودند که خدمت حضرت امام بیایند و توانایی‌های خود را برای مبارزه با رژیم صهیونیستی تقدیم حضرت امام کنند، چون حرکت امل یک حرکت طایفی بود، برای طایفه شیعه بود. آقا موسی صدر ـ‌که اگر شهید شده‌اند خداوند روح‌شان را متعالی کند و اگر زنده هستند که ان‌شاء الله زود‌تر به ایشان دسترسی پیدا کنیم‌- وقتی به لبنان تشریف بردند و دیدند بزرگ‌ترین طایفه لبنان که شیعیان هستند، مظلوم‌ترین طایفه لبنان هستند و بیشتر از هر کس دیگری به آن‌ها اجحاف و حق‌شان ضایع شده است، تصمیم گرفتند برای ارتقای موقعیت اجتماعی این طایفه حرکتی و حزبی را درست کنند، به این دلیل «افواج‌الملل‌اللبنانیه» را که می‌شود‌ «امل» تأسیس کردند و قصدشان هم این بود که همه شیعیان را در بر بگیرد و جایگاه شیعه را بالا بیاورد.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، یک توجه سخت ضد اسرائیلی به خاطر اعتقادات حضرت امام و شعارهای انقلاب به مسئله فلسطین معطوف شد. درست روز بعد از پیروزی انقلاب ما گفتیم امروز ایران/ فردا فلسطین. سفارت اسرائیل را گرفتیم و دادیم دست فلسطینی‌ها، بر فراز آن پرچم فلسطین را بالا بردیم و عرفات هم آمد و این شعار در آنجا داده شد. حضرت امام قبل از اینکه حکومت اسلامی را اعلام کنند، از سال‌ها قبل اعتقاد راسخ داشتند که اسرائیل باید نابود شود. می‌فرمودند: «این یک غده سرطانی است و باید از جهان اسلام کَنده شود». می‌گفتند: «هر کدام از مسلمان‌ها اگر یک سطل آب بردارند و بریزند، اسرائیل را آب می‌برد». به سخنرانی‌های سیاسی امام در دوران قبل از انقلاب گوش بدهید. هیچ‌کدام فارغ از این سه نکته نیستند که شاه یعنی استبداد و امریکا یعنی استبداد و صهیونیسم یعنی اسرائیل را با هم طرح نکرده باشند. رژیم شاه به امام پیغام می‌دهد که راجع به این سه موضوع صحبت نکنید. حضرت امام می‌فرمایند: «این‌ها را نگویم، چه بگویم؟» بعد از پیروزی انقلاب، دل‌داده‌های لبنانی از داخل حرکت امل، از جمله سیدعباس موسوی، ابوهاشم، شیخ نعیم قاسم و آقای سیدحسن نصرالله که آن موقع خیلی جوان بودند، آمدند حدمت حضرت امام و عقایدشان را ارائه کردند. خیلی جلسه لطیف و خاصی است. حضرت امام در پرداخت وجه از سهم امام برای مسائل خارجی فوق‌العاده سخت‌گیر و محتاط بودند. ما باید خیلی می‌نوشتیم و توضیح می‌دادیم که چرا باید این خرج را در فلان جا بکنیم و به نفع انقلاب است، ولی در باره این جمع که ما آن‌ها را خوب نمی‌شناختیم، امام خیلی باز برخورد کردند و همین‌که از نظر مالی در مورد آن‌ها به ما اختیارات زیادی دادند، ما فهمیدیم که این‌ها خاص هستند. آن‌ها طرح می‌آوردند و در ایران بررسی می‌شد و بین ما و سپاه که آن روز‌ها هنوز نیروی قدس نبود، ولی عزیزانی در اطلاعات سپاه بودند، از جمله شهید کاظم کاظمی که از فرماندهان اول اطلاعات سپاه بود و این‌ها با ما همکاری می‌کردند تا حزب‌الله قوت بگیرد. هنوز هم اسمش حزب‌الله نبود، بلکه لبنانی‌های داخل امل بودند که مؤمن‌تر و معتقد‌تر بودند.

اولین حرکت سیاسی‌- ‌نظامی این‌ها در سال ۱۹۸۲ و زمانی بود که اسرائیلی‌ها تا بیروت پیش‌روی کردند. این برادران با رهبری سید عباس موسوی ـ‌خدا رحمتش کند‌ـ در سه‌راه خلیله که در سه‌راهی بیروت از طرف جنوب است، با نیروهای اشغال‌گر اسرائیلی جنگیدند، ولی اسلحه سبک داشتند و نتوانستند کار زیادی بکنند. اسرائیل آمد و در بیروت مستقر شد و امریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها نیروهای نظامی‌شان را در بیروت آوردند که معنی‌اش این بود که ما نه‌تنها از نظر سیاسی که از نظر نظامی هم اشغال بیروت را پشتیبانی می‌کنیم. در اینجا اولین عملیات شهادت‌طلبانه صورت گرفت که با یک کامیون مواد منفجره وارد مقر نیروهای امریکایی شدند و ۲۱۲ نفرشان را به جهنم فرستادند. این جنازه‌ها را که داخل امریکا منتقل کردند، جنجال سیاسی بزرگی برپا شد و امریکایی‌ها مجبور شدند نیرو‌های‌شان را از بیروت خارج کنند و ناو (New Jersey) در کنار سواحل بیروت لنگر گرفت و از غیظ و حرصی که از لبنانی‌ها داشتند، گلوله‌های یک تُنی را روی بیروت می‌انداختند. حمله استشهادی مشابهی را هم به مقرّ فرانسوی‌ها انجام دادند و گمانم ۳۰۰ نفرشان را کشتند و انگلیسی‌ها و ایتالیایی‌ها هم از ترس‌شان فرار کردند و بعد حزب‌الله مرحله به مرحله با اسرائیل جنگید تا اسرائیل عقب‌نشینی کرد به کمربند امنیتی که یک سال قبل از پیروزی انقلاب ما یعنی تا سال ۱۹۷۸ آنجا را اشغال کرده بود، در آنجا هم با آن‌ها جنگیدند تا در سال ۲۰۰۰ اسرائیلی‌ها مجبور شدند کمربند امنیتی را هم ترک کنند.

این مواردی که اشاره کردید، قبل از اعزام نیروهای ایرانی به سوریه است؟

بله، این‌ها در سال سوم انقلاب یعنی سال ۶۰ رفتند.

اگر خاطراتی از شهید سیدعباس موسوی و شهید مغنیه دارید، بیان کنید.

شهید سیدعباس موسوی واقعاً دوست‌داشتنی بود. واقعاً غلو نمی‌کنم که هر وقت پشت سر او نماز می‌خواندم، حس می‌کردم در بهشت هستم. فوق‌العاده خالصانه نماز می‌خواند و من هم اصرار داشتم که پشت سرش نماز بخوانم. خیلی مخلص بود و اگر خلوص و گذشت سیدعباس نبود ـ‌که مقامش عالی است و خداوند متعالی گرداند‌ـ حزب‌الله، حزب‌الله نمی‌شد. شاید هم امام همین خلوص را در چهره این‌ها دیده بود که آن‌گونه حمایت‌شان کرد. درست است که اسرائیل از بیروت عقب‌نشینی کرده بود، ولی هر موقع ایجاب می‌کرد، به‌ويژه در جاهایی که نیروهای اسرائیلی نیاز به پشتیبانی داشتند که نیروهای چریکی به آن‌ها لطمه نزنند، شهرک‌ها را اشغال می‌کردند. سیدعباس یک بار می‌خواست برود به نیروهای مقاومت سر بزند. من در دمشق بودم و در آنجا نظارت می‌کردم و آن موقع درگیری‌های امل‌ـ‌حزب‌الله پیش آمده بود.

من گفتم من هم می‌خواهم بیایم و از آن اشتباهاتی بود که بعداً خیلی ترسیدم. گفت: «خیلی خب! برویم». ما نشستیم کنار آقای سیدعباس در ماشین و رفتیم. نزدیکی‌های روستای بزرگی به اسم «می‌دون» توقف کرد. می‌رفت به شهر‌ها و روستاهایی که اسرائیل آن‌ها را اشغال کرده بود، منتهی برایش صرف نداشت که در شهر بماند و رفته بود و روی بلندی‌ها موضع گرفته بود، ولی بچه‌های مقاومت از خانه‌های این شهر برای ضربه زدن به اسرائیلی‌ها و حمله به آن‌ها استفاده می‌کنند. سید عباس تُن ماهی و نان و خرما خریده بود که ببرد و به این بچه‌ها بدهد و به آن‌ها دل‌گرمی بدهد. ما رفتیم به شهر می‌دون و دیدیم اسرائیل آمده و خانه به خانه آنجا را با توپ زده. در هر خانه‌ای خرابی و سوراخی را می‌شد دید.

وقتی وارد می‌دون شدیم، دیدم اسرائیلی‌ها بالای سرمان هستند و‌‌ همان جا ترسم گرفت، ولی گفته بودم و نمی‌توانستم برگردم، چون برگشتش همان‌قدر خطر داشت که رفت آن. همراه سیدعباس رفتم داخل شهر. جوانک‌های ۱۵ تا ۲۲ ساله واقعاً سیدعباس را می‌بوییدند، بغلش می‌کردند، می‌بوسیدند و او هم مقداری خرما و تُن‌ماهی به آن‌ها می‌داد و ما هم به اندازه خودمان مصافحه و سلام و علیک کردیم و آن‌ها خیلی روحیه گرفتند. من از عبور از آن شهر می‌ترسیدم و آن وقت آن‌ها داشتند در آنجا زندگی می‌کردند. حالا تازه ما کلی محافظ هم داشتیم. آمدیم بیرون و به مقر حزب‌الله در سر جاده رسیدیم که‌‌ همان شب اسرائیلی‌ها آنجا را زدند و کل مقر را که یک ساختمان چند طبقه بتونی بود، آوردند پایین، ولی ما دیگر رد شده بودیم. سیدعباس توجه داشت که نباید در مقر بمانیم و باید آنجا را ترک کنیم.

روایت شهادت سید عباس موسوی

چنین خاطره‌ای هم در صور برایم اتفاق افتاد که باز سید گفت: «می‌خواهم بروم جنوب، می‌آیی؟» ما باز استخاره کردیم و خوب آمد و راه افتادیم. خودش برایم استخاره کرد. همراهش رفتم و وقتی از ایست بازرسی رد شدیم، تنم لرزید، چون در آن موقع از خود امل از بچه‌های حزب‌الله سر می‌بریدند و چنین خطراتی داشت.

این خاطرات را به این خاطر عرض کردم که خانم سید عباس که همراه ایشان شهید شد، دخترعمویش و رئیس حوزه بانوان بعلبک بود و برای کارهای حوزه به ایران می‌آمد و کتاب و مدرک جمع می‌کرد و می‌برد. یک‌بار به ايران آمده بود و شب به دمشق برگشت. آقای مروی که بعداً سفیر ایران در سودان شد، کاردار ما در دمشق بود. رفت فرودگاه که خانم سیدعباس را به بعلبک برساند. آقای مروی می‌گوید كه دو ساعت راه بود و صحبت کردیم و پرسیدم: «خانم! شما نمی‌ترسید که سیدعباس این‌قدر تنهایی می‌رود جبهه و این‌طرف و آن‌طرف؟» خانم فرمودند: «خیر! من از خدا خواسته‌ام که ایشان شهید شود و با هم شهید شویم» و همین‌طور هم شد و موقعی که از سخنرانی در جبشید برمی‌گشتند، ماشین‌شان مورد اصابت موشک‌های اسرائیلی قرار گرفت و سیدعباس و خانمش و فرزندشان که معلول بود و اگر زنده می‌ماند، شاید بعد از آن‌ها دیگر کسی نمی‌توانست درست از او مراقبت کند، به شهادت رسیدند و محافظ و راننده از ماشین می‌پرند بیرون و زنده می‌مانند. من ماشین را دیدم که همه‌اش سوخته بود، ولی موشک به عقب ماشین که آن سه تن نشسته بودند، خورده بود. به احتمال قوی سید عباس حتی درد هم احساس نکرده بود، چون سید آن‌قدر کار می‌کرد و وقت استراحت نداشت که به‌محض اینکه سوار ماشین می‌شد، سرش را می‌گذاشت و می‌خوابید و تنها وقت استراحتی که داشت، در ماشین بود. من خودم این را دیده بودم که به‌محض اینکه سرش را می‌گذاشت می‌خوابید و هیچ معطل نمی‌شد و روحش بالا بود و وقتی این‌ها را زدند، درد هم احساس نکرده بود.

از نحوه آشنایی‌تان با جناب سیدحسن نصرالله هم بگویید.

نحوه آشنایی‌ام با آقاسید از وقتی است که سیدعباس موسوی «رحمة‌الله‌علیه» دبیرکل بود، آقای سیدحسن مسئول اجرایی حزب‌الله بود و ایشان غیر از اخلاص، خیلی تیز و بااستعداد به نظر می‌رسید. همین‌طور هم بود و بعداً هم ثابت شد. یک مدت هم به اینجا، دفتر قم تشریف آوردند و این برکتی بود و ما هر وقت در باره حزب‌الله سئوالی داشتیم و هر چه را که در لبنان اتفاق افتاد، نمی‌فهمیدیم، ایشان به ما کمک می‌کرد. سن‌شان هم به ما نزدیک‌تر بود و راحت‌تر می‌توانستیم با هم ارتباط برقرار کنیم. خیلی هم دوستانه‌تر رفتار می‌کرد. ما با همه‌شان دوست بودیم. البته بعضی از آن‌ها جنس‎شان شیشه‌خرده داشت که بعداً هم از نیروهای حزب‌الله حذف شدند. بعضی‌های‎شان سیاسی‌تر هستند، بعضی‌ها... سید هم به لحاظ سیدی‌اش، هم به خاطر نوع برخورد و لطافت‌ و تیزهوشی‌اش مخصوصاً وقتی انسان با او مذاکره سیاسی می‌کند و تحلیل‌هایش را می‌شنود، واقعاً به توانایی او ایمان می‌آورد، بسیار ارتباط صمیمی و مؤثری با دیگران برقرار می‌کند. ایشان پس از مدتی که در ایران بودند، دو باره به لبنان تشریف بردند و‌‌ همان سمت اجرایی کل حزب‌الله را داشتند و خیلی بین حزب‌اللهی‌‌ها محبوب بودند. در درگیری‌های داخلی حزب‌الله که پیش می‌آمد، همیشه سید حسن به خاطر خلوص و لطفش توسط همه پذیرفته می‌شد.

موقعی که سید عباس شهید شد و خبر شهادتش به ایران رسید، از طرف آقا دستور آمد که هیئتی برود تا ببینند چه کار می‌شود کرد. این هیئت به سرپرستی حضرت آقای جنتی رفت و من هم در خدمت‌شان بودم. همه داشتیم فکر می‌کردیم که بعد از سیدعباس چه باید کرد؟ در پرواز به این نتیجه رسیدیم که بهترین جایگزین برای ایشان آقاسیدحسن هستند. تقریباً برای هر موضوعی در لبنان، اکثراً آقای جنتی نماینده رهبری می‌شدند، هم به خاطر اینکه ما‌ها بهتر با همدیگر کار می‌کردیم، هم با کار آشنا شده بود و هم روحیه‌اش، روحیه انقلابی و سختی است، به‌ويژه درگیری‌های امل و حزب‌الله بسیار موضع سختی بود و ما نیاز داشتیم که یک فقیه ما را هدایت کند، چون خون شیعه بود که داشت ریخته می‌شد.

در این سفر هم حضرت آقا ایشان را نماینده کردند. خلاصه به فرودگاه دمشق رسیدیم، ماشین‌ها هم آماده بودند که ما مستقیم برویم و به تشییع جنازه برسیم. در آنجا خدا رحمت کند، آقای شیخ شمس‌الدین در تشییع جنازه یک‌طرف بود، آقای سید فضل‌الله یک طرف بودند، با آن‌ها در همان‌جا مشورت کردیم. جنازه اول در بیروت تشییع شد و بعد در جبشید یا بعلبک تشییع کردیم. در منزل شیخ صبحی جلسه شورا تشکیل شد.

سنّ شیخ صبحی از همه بیشتر بود و از طرفی ممکن بود خود ایشان مشکل بیافریند که مشکل هم آفرید که ان‌شاء الله خدا هدایتش کند و عاقبت به‌خیر شود. جلسه تشکیل شد و شورا به اتفاق آقای سید حسن نصرالله را انتخاب کرد و فردا قبل از اینکه سیدعباس را به خاک بسپاریم، در مراسم آقای سیدحسن نصرالله به عنوان دبیرکل حزب‌الله سخنرانی کرد و بسیار هم قوی سخنرانی کرد. مراسم بسیار خاصی بود و همه ما هم حالت دیگری داشتیم و خدا لطف کرد که این وقفه نیفتاد.

این را هم من از حضرت امام درس گرفته بودم که وقتی مسئولی شهید می‌شد، قبل از اینکه او را به خاک بسپارند، جانشین او را تعیین کرده بود. وقتی کسی شهید می‌شود، شهادتش یک تعالی حرکت است، ضعف حرکت نیست. البته وقتی کسی شهید می‌شود، ما ناراحت می‌شویم. وقتی بهشتی شهید شد، فهم خودم را دارم می‌گویم که غلط بود، آن چیزی که در شعار بود، درست بود. می‌گفتیم: «دشمن در چه فکریه/ ایران پر از بهشتیه». من خودم می‌فهمیدم که ایران پر از بهشتی نیست. اگر آدم بهشتی را می‌شناخت، در فهم و سازماندهی قدرت عجیبی بود، ولی واقعیت امر این بود که ایران پر از بهشتی نبود. ما آن موقع می‌فهمیدیم که داریم این شعار را برای ضدیت با دشمن و روحیه دادن به ملت خودمان می‌دهیم، ولی از نظر معنوی و عرفانی و امثالهم که اتفاق افتاد و امام فرمود این‌ها احمقند، کورند، نمی‌فه‌مند که این شهادت‌ها باعث رشد این حرکت می‌شود، فهمیدم به اندازه سرمایه معنوی‌ای که شما در یک حرکت می‌گذارید، آن حرکت، متعالی می‌شود، به اندازه سرمایه فکری‌ای که شما در یک حرکت می‌گذارید، آن حرکت پیشرفت می‌کند، حالا به اندازه سرمایه جانی‌ای که می‌گذارید، یک چیز دیگر است.

شنیدیم که حضرت امام، حضرت آقا را نماینده خود در لبنان کرده بودند و پس از رحلت ایشان، بزرگواران لبنانی نزد آقا می‌آیند و نماینده می‌خواهند و ایشان می‌فرمایند من خودم نماینده هستم. در این مورد هم توضیح بفرمایید.

آقا عاشق لبنان و عاشق مقاومت هستند و اگر این عشق آقا نبود، خدا گواه است که اغراق نمی‌کنم، چون ۳۰ سال است که فقط این کار را کرده‌ام. آقا با اینکه مشغله‌های فراوان دارند، ولی همیشه از من دقیق‌تر و نظرات‌شان از من صائب‌تر بوده. گاهی اوقات بوده که من چیز دیگری عرض کرده‌ام و ایشان با قاطعیت، چیزی دیگری فرموده‌اند و نظر ایشان اجرا و مشخص شد که درست تشخیص داده‌اند. به‌ويژه در جنگ ۳۳ روزه که ارتباط معنوی خاصی بود و بعضی جا‌ها ما‌ها رسیدیم به اینکه باید یک‌خرده نرمش به خرج بدهیم. نه اینکه ایشان همیشه قاطعیت و سرسختی را می‌خواستند، نه، این‌طور نبود. جاهایی هم بوده که توافق کرده و در قضیه، نرمش‌هایی را هم نشان داد‌ه‌ایم و بعد متوجه شده‌ایم که درست بوده است.

از جنگ ۳۳ روزه می‌گفتید.

حقیقت امر این است که در منطقه دو خط مقابل همدیگر هستند. یک خط، ایران، حزب‌الله، حماس، ملت‌های منطقه و مستضعفین هستند...

سوریه را هم جزو این خط حساب می‌کنید؟

سوریه به عنوان پشتیبانی و محل انتقال محسوب می‌شود، به‌ويژه حکومت آقای بشار اسد؛ یک خط هم امریکا، اسرائیل، مستبدین عرب و بعضی از سازش‌کارهای فلسطینی هستند. این دو تا خط در مقابل هم‌دیگر هستند. این هم یک جنگ همه‌جانبه است، یعنی سیاسی، فرهنگی، اقتصاد‌ی، اجتماعی، تبلیغاتی و همه جوری هست. آن‌ها می‌خواستند ایران به عنوان منبع این مقاومت و به عنوان منبع سرکشی در مقابل نظام استعمار‌ی که حداقل از بعد از جنگ جهانی دوم ساخته‌اند، نابود شود. حتی می‌شود گفت از جنگ جهانی اول و از زمان تأسیس امپراتوری انگلیس به شکلی راسخ این نظام استعمار‌ی را ساختند.

آن‌ها یک نیروی نظامی قوی را در منطقه آوردند. ما هم به خاطر آزادی فلسطین وارد عمل شدیم، ولی بعداً معلوم شد که این توانایی که ما در آنجا ایجاد کردیم، یک توان راهبردی در جنگ بزرگی است که خدمت‌تان عرض کردم. مشخص شد موشکی که در لبنان علیه اسرائیل استفاده می‌شود، وسیله بسیار مؤثری است و بعد از اینکه آقای سیدحسن نصرالله در کنفرانس فلسطینی، خم شد و دست آقا را بوسید که خیلی هم در داخل لبنان برایش گران تمام شد. چرا؟ چون وقتی پسر خود سید حسن نصرالله ـ‌ سیدهادی ‌ـ در جبهه شهید شد، در لبنان انعکاس عجیبی داشت، چون هیچ‌کدام از رهبران فلسطینی خودشان به جبهه نمی‌روند و بچه‌های‌شان را هم نمی‌فرستند، وقتی سیدهادی شهید شد، چیز عجیبی بود و همه لبنان ایستاد و دست سیدحسن را بوسید، حتی رئیس و فرمانده ستاد ارتش لبنان. ساعت‌ها سیدحسن دم در می‌ایستاد و این‌ها دستش را می‌بوسیدند.

توضیح سیدحسن نصرالله درباره دست‌بوسی "آقا"/ جزئیات کمک ایران به حزب‌الله در جریان جنگ 33 روزه

همه لبنانی‌ها بعد از اینکه سیدحسن در کنفرانس فلسطین دست آقا را بوسید، به‌ويژه لبنانی‌های مسیحی که آن‌ها هم دست سید را بوسیده بودند، به سید حمله کردند که چرا این کار را کردی؟ چرا؟ چون تو عزت لبنان را فدای ایران کردی. ما همه دست تو را بوسیدیم و تو رفتی دست رهبر ایران را بوسیدی؟ ولی به شکل سمبلیک، سیدحسن نصرالله چه داشت می‌گفت؟ سید داشت به دنیای استکبار می‌گفت که من و توانایی‌های من تابع این آقا و این رهبر است. یعنی هرچه توانایی که در حزب‌الله هست، در اختیار ایشان است و همین بود که آمریکایی‌ها نتوانستند بوشهر را قبل از اینکه به کار بیفتد، بزنند، نتوانستند فوردو (۶) را بزنند. برای اینکه توانایی عظیمی است که می‌توانست در آنجا پاسخ بدهد که الان مشخص شده که چقدر راهبردی است.

جنگ ۳۳ روزه به این دلیل و با این طرح شروع شد که دندان تیز اسلام و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را از آنجا بکَنند. در صحبت‌های خانم رایس(۷) می‌بینید که این جنگ را اسرائیلی‌ها نمی‌خواستند شروع کنند، بلکه امریکایی‌ها به آن‌ها تحمیل کردند. خانم رایس می‌گوید: «این درد دارد، ولی این درد تولد خاورمیانه جدید است». او دردی را که اسرائیل باید بکشد می‌گوید. درد لبنانی‌ها که برایش درد نیست. وقتی از درد می‌گوید یعنی اسرائیل تو باید تحمل کنی، درد دارد، ولی بعد از آن راحت می‌شوی، این بچه جدید متولد می‌شود و راحت می‌شوی. تمام توانایی‌های ضد موشک‌شان را آوردند و در آنجا مستقر کردند.

قبلاً حزب‌الله از موشک استفاده کرده بود و می‌دانستند حزب‌الله موشک دارد و برای اینکه همه این‌ها را از حزب‌الله بگیرند و دندان اسلام را بکشند، به آنجا آمده بودند. یک روز، دو روز، ده روز، بیست روز، سی روز، نتوانستند و حزب‌الله مقاومت کرد و آن‌ها شکست خوردند. خانم لیونی و خانم رایس برای اینکه به اسرائیل اطمینان بدهند، توافق‌نامه‌ای را امضا کردند و اسرائیلی‌ها در واقع این را به امریکایی‌ها تحمیل کردند که امنیت اسرائیل را برقرار کنند. البته این بعد از جنگ غزه شد. خلاصه نتوانستند این دندان را بکشند و مشخص شد که آقا سید حسن نصرالله، هر وقت گفت هر جا را می‌زنیم، زد و حتی یکی از موشک‌های حزب‌الله را نتوانستند منحرف کنند و این توانایی، امنیت ملی ما را تأمین کرد. امریکا امنیت ملی اسرائیل را جزو امنیت خودش تعریف کرده است. ما توانسته‌ایم چنین معادله نانوشته‌ای را برقرار کنیم.

پی‌نوشت‌ها:

John Limbert (۱)
متولد واشنگتن، دیپلمات امریکایی، دستیار معاون وزیر امور خارجه امریکا و مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه امریکا، سفیر سابق امریکا در موریتانی و از جمله گروگان‌های ایران در تصرف سفارت امریکا در تهران بود. از دانشگاه هاروارد دکترا دارد و از سال ۱۹۶۸ به مدت ۴ سال در دانشگاه شیراز تدریس می‌کرد. همسرش ایرانی است و به همین دلیل به فارسی مسلط است. در حال حاضر استاد علوم سیاسی آکادمی نیروی دریایی امریکاست. 

(۲) میخائیل سرگئی‌ویچ گورباچف، آخرین رهبر اتحاد شوروی در فاصله سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱ که اصلاحات او به جنگ سرد و در عین حال به یگانگی سیاسی حزب کمونیست‌ اتحاد جماهیر شوروی پایان داد و موجب فروپاشی شوروی شد. در سال ۱۹۹۰ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. 

(۳) بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر فعلی اسرائیل، رهبر حزب لیکود، تنها نخست‌وزیر‌ی که پس از تأسیس اسرائیل به دنیا آمد. در اوت ۲۰۰۵ در اعتراض به طرح خروج شهرک‌نشینان اسرائیلی از غزه از پست خود در وزارت دارایی اسرائیل استعفا داد و از کابینه آریل شارون خارج شد. در اوت ۲۰۰۶ دو باره به ریاست حزب لیکود رسید. 

(۴) نام واقعی: شیمعون پرش، نهمین رئیس‌جمهور اسرائیل و برنده جایزه صلح نوبل!! متولد ۱۹۲۳ در لهستان، از مهم‌ترین چهره‌های حزب کادیما. در دهه ۹۰ پس از ترور اسحاق رابین به عنوان نخست‌وزیر فعالیت کرد. در ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۷ رئیس‌جمهور اسرائیل شد. 

(۵) (۱۹۲۲‌ـ‌۱۹۹۵)، سیاستمدار و ژنرال اسرائیلی، پنجمین نخست‌وزیر اسرائیل که دو بار در فاصله ۱۹۷۴‌ـ‌۱۹۷۷ و ۱۹۹۲ تا ترورش در ۱۹۹۵ نخست‌وزیر شد. به خاطر تلاش برای به ثمر رساندن پیمان اسلو به همراه یاسر عرفات و شیمون پرز جایزه صلح نوبل گرفت. از یهودیان مهاجر اوکراینی بود و در شهر اورشلیم به دنیا آمد و در جوانی به سازمان نظامی هاکانا پیوست که گروهی شبه‌نظامی و زیرزمینی بود. 

(۶) نیروگاه فوردو در نزدیکی قم که غنی‌سازی اورانیوم در آنجا شروع شد. 

(۷) کاندالیزا رایس، متولد ۱۹۵۴، شصت و ششمین وزیر امور خارجه امریکا و دومین وزیر این سمت در کابیته جورج بوش. دومین سیاه‌پوست پس از کولین پاول و دومین زن پس از مادلین آلبرایت که این سمت را گرفت. در ریاست جمهوری بوش، مشاور امنیت ملی بود. قبل از آن استاد علوم سیاسی دانشگاه استانفورد بود. در دوره بوش پدر هم مشاور روابط با شوروی و اروپای شرقی در انحلال اتحاد جماهیر شوروی و اتحاد آلمان بود. در ۲۶ سالگی دکترای مطالعات بین‌الملل را از دانشگاه دِنور دریافت کرد.

شاعر و مترجم ایرانی درگذشت+عکس

فریدون فریاد شاعر و مترجم ایرانی مقیم یونان صبح امروز یکشنبه 17 بهمن‌ماه دار فانی را وداع کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، فریدون فریاد شاعر و مترجم ایرانی که سال‌هاست در خارج از ایران زندگی می‌کند، صبح امروز یکشنبه 17 بهمن ماه در شهر آتن و به دلیل بیماری درگذشت.

فریدون فریاد، دانش‌آموخته ادبیات تطبیقی در ایران بود و سپس برای ادامه تحصیلات عازم یونان شد. کتاب «آسمان بی‌گذرنامه» فریدون فریاد در سال 1991 در یونان منتشر شد و در سال 1995 موفق به دریافت جایزه انجمن اروپایی شد. کتاب «خواب‌هایم پر از کبوتر و بادبادک است» نوشته فریاد از سال 1998 جزو آثاری است که در مدارس یونان تدریس می‌شود.

کتاب «آسمان بی‌گذرنامه» در سال 2006 به زبان فرانسه توسط مترجم فرانسوی آثار یانیس ریتسوس، «ژاک کاریه» ترجمه شد. فریاد قریب به سه سال وقت خود را بر سر ترجمه و انتشار آنتولوژی شعر یونان گذاشت. او همچنین آثار بسیاری از شاعران کلاسیک فارسی‌زبان از جمله عطار، فردوسی و خواجوی کرمانی را به زبان یونانی ترجمه کرد.

فریاد، تاکنون بارها در دانشگاه‌های یونان به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول پرداخت و در نشریات یونانی مقالات متعددی درباره ایرانی‌ها و یونانی‌ها نوشت. از زندگی وی یک فیلم برای تلویزیون یونان ساخته شده که بارها در این کشور پخش شده‌ است.

فریدون فریاد یک بار برنده مدال تقدیر از سازمان یونسکو شعبه یونان شد. او همچنین در سال 2000 شعرهای فارسی، اودیسه و شعر یونان باستان را در مراسمی به مناسبت روز جهانی شعر در یونان قرائت کرد و این موضوع از جریان‌های ادبی کشور یونان محسوب می‌شود.

ترجمه‌های وی از کتاب «رمان سنگی» مجموعه‌ای از شعرهای یانیس رتیسوس در ایران شناخته‌ شده است.
 
صراط نیوز ضمن عرض تسلیت برای بازماندگان آن مرحوم از خداوند منان برای ایشان طلب مغفرت دارد.

تناقض در گفتار و رفتار سروش + عکس

بولتن نیوز: در  بخش نخست نقد رفتار و عملکرد عبدالکریم سروش، به بخشی از این دلایل و عوامل  انحراف وی نظیر فاصله گرفتن از تفکر امام خمینی و همچنین بی توجهی به اصول و مبانی دینی و اسلامی، گرایش به مباحث تکثر گرایی و نسبی گرایی و تفکر غرب و... پرداختیم که با تیتر" غرور، تکبر، خودنمایی،و کینه توزی عوامل انحراف عبدالکریم سروش" منتشر شد. در بخش حاضر که بخش دوم و پایانی است نیز  خصلت هایی مانند دروغ گویی، کینه توزی، خساست، خودنمایی و....  بررسی می شود .
دروغ گویی، غرور و تکبر و خودنمایی و کینه توزی های سروش که از خصیصه های اساسی و ریشه انحراف وی است باعث شده که وی هر چند وقت یکبار با نامه پراکنی، دروغ گویی و طرح مسائل نادرست برعلیه نظام جمهوری اسلامی، دقیقا راهی را طی کند که آمریکا از افراد کم سن وسال انتظار دارد نه از متفکران و اندیشمندان یک جامعه ...
 
 
        
 
پس از انتشار بخش نخست نقد عبدالکریم سروش، یکی از مخاطبان سایت بولتن نیوز، این دو عکس را برای ما ارسال کرده است. در این عکس  عبدالکریم سروش در کنار علی افشاری، فریبا داوودی مهاجر،  کوروش صحتی و دو نفر دیگر دیده می شود. ...
  
 
            دروغ گویی
دروغ گویی یکی از رفتارهای زشتی است که اگر افراد سرشناس به آن مبتلا شوند نه تنها جامعه را دچار مشکل می کنند بلکه ممکن است که باعث انحراف گروه ها  و جریان های فکری شوند .

 متاسفانه انسانی در سطح دانش و مطالعه سروش، به این رفتار زشت مبتلاست .

 نمونه دروغ های وی هم در زمان حیات امام خمینی اثبات شده و هم در جریان جنبش سبز در دوسال اخیر به اثبات رسیده است .

 در زمان حیات حضرت امام، سروش در یک برنامه تلویزیونی در تلویزیون با عنوان در محضر حضرت مولانا، به خواندن اشعار  و مولوی شناسی و مباحث اندیشه و دین می پرداخت و با تسلط خود بر سخن وری تلاش می کرد که با خواندن اشعاری از مولانا که به بحث های لیبرالیزم، نسبی گرایی، کثرت گرایی و نسبیت مفاهیم دینی نزدیک است، مباحث مورد علاقه خود را به خورد مردم و جوانان و علاقه مندان به بحث های حوزه اندیشه بدهد،

 و در نتیجه بحث های کثرت گرایی، نسبی گرایی   و نسبیت و لیبرالیزم، به تدریج با انتقاد برخی علما و روحانیون و افراد مومن به اصول دین مواجه شد و عده ای نسبت به این گونه مفاهیم هشدار دادند که نباید از هر بحثی حتی مولوی شناسی، پایه ها  و زمینه های انحراف و شناخت غیر صحیح از دین اسلام سوء استفاده شود .

                                                       
 
 
 سرانجام، با دستور امام خمینی، برنامه درحضور حضرت مولانا یعنی برنامه عبدلکریم سروش  متوقف شد .

 اما بعدها، سروش با دروغ گویی خود قصد داشت که این مشکل را برطرف کند و در برنامه سخنرانی خود در مسجد امام صادق گفته بود که امام به من گفته که من به تو علاقه دارم .

 رفقای قدیمی وی نیز در مورد دروغ گویی های سروش، موارد متعددی را مطرح کرده اند .

 در جریان جنبش سبز و در دوسال گذشته نیز موارد متعددی از دروغ گویی وی به اثبات رسیده است .

 به گزارش جهان، چندی پیش عبدالکریم سروش در نامه‌ای سراسر خشم و فحاشی، مدعی شده بود که دامادش حامد معصومی(همسر کیمیا سروش) توسط نیروهای امنیتی کشورمان به شدت! مورد ضرب و شتم واقع شده است .

 وی در نامه ی پرطمطراق خود مدعی شده است که داماد وی را مجبور کرده اند که در صدا و سیما بگوید همسرش هرزه است و لذا شایسته طلاق. دیگر اینکه پدر همسرش (عبدالکریم سروش) "مردکی " است به اصناف رذایل آراسته که در غیر این صورت وی کشته می شود !

دروغ بافی سروش به حدی بود که مدعی شده است دامادش را یکشب تا صبح، برهنه در سردخانه ای ترسانده اند! سروش پس از آن به شعرخوانی و فلسفه بافی مشغول شده و از حافظ و حلاج و سعدی مدد جسته تا شاید بتواند به نوعی مشکلات خانوادگی خود را حل کند .

 پس از نگارش این نامه توسط سروش، رسانه‌های ضدانقلاب نیز که فارغ از صدق یا کذب بودن هر خبری علیه جمهوری اسلامی، به سرعت آن را در ابعاد وسیع منتشر می‌کنند، این بار نیز به انتشار گسترده خبر پرداخته و همچون گذشته نوای وامصیبتا سر دادند .

 اما پیرو این ادعاها و دروغ‌پردازی‌های سراسیمه سروش و رسانه‌های غربی، یکی از دوستان نزدیک حامد(داماد سروش) که برای وی کاملاً شناخته شده است، نامه‌ای خطاب به عبدالکریم سروش نوشته و پشت پرده این ماجرا را افشا کرده است .

 این دوست حامد معصومی در بخشی از نامه خود به سروش نوشته است که "من می دانم که حامد تمام این داستان را از خود بافته است و تمام آنچه حامد به شما گفته دروغ محض است . "

 در بخشی از این نامه آمده است: "آقای سروش من یکی از دوستان نزدیک حامد می باشم. شنیدم حامد به خارج از کشور گریخته و بعد مقاله ای از شما خواندم تحت عنوان "دریدن آدمیان را تکلیف خود میدانند " و در این مقاله به نقل از حامد سخن از بیرحمانه حامد گفته بودید که بسیار مورد تعجب بنده شد و موجب گردید که این نامه را خطاب به شما بنویسم . "

 اولا بنده اهل جنبش و خیزش هم نیستم همچنانکه حامد هم نبود اما به دلایلی اکنون به این ورطه افتاده است که بنده از آنها آگاهم و می‌خواهم سربسته به شما بگویم تمام آنچه حامد به شما گفته دروغ محض است و او به خاطر ندانم کاری‌هایش وارد یک بازی کثیف شد که فعلا و شاید هم برای همیشه از گفتن آن پرهیز کنم من می‌دانم حامد تمام این داستان را بافته است برای دو هدف ۱) جدا شدن از کیمیا ۲) سرکوب وجدان خود. البته برای حامد اتفاقاتی افتاده که من هم از آن مطلعم. به دست یک باند کثیف و خطرناک که اهل هر برنامه‌ای هستند دچار مشکل شده و  آنها وقتی در مجالس شبانه خود قرص اکس مصرف می‌کنند دیگر غافل از اعمال خود می‌شوند و  ... "

 "آقای سروش آگاهانه زندگی کنید . "

   
 
                             
 
 
 
زیر سوال بردن مفاهیم و اصول اساسی دین اسلام

  سروش از اعضای اتاق فکر 5 نفر فرقه سبز که به دلیل نقش ویژه اش در پاکسازی گروه های چپ گرا در سال های اولیه پیروزی انقلاب ، به رغم تغییرات مبنایی در تفکراتش ، هنوز هم مورد غضب اپوزیسیون قرار دارد؛ برای عقب نماندن از قافله ، طی نامه ای که منحصرا" در اختیار تلویزیون دولتی انگلیس(بی بی سی) قرار داد ، ادعا کرد که ماموران امنیتی ایران ، دامادش را بازداشت و تحت فشار قرار داده اند و دامادش که اکنون در یکی از کشورهای اروپایی به سر می برد، به دلیل همین فشارها به این باور رسیده که خدایی وجود ندارد !

 سروش در نامه خود به بی بی سی ، بدون آن که مشخصات درست و دقیقی از داماد خود ارائه داده و یا مشخص کند که چطور بعد از مدت ها این موضوع به یاد او افتاده تا در بی بی سی افشا کند ، مدعی شده که ماموران داماد وی را تحت فشار قرار داده اند تا اعتراف کند که زن او - دختر سروش - فردی هرزه است! سروش در عین حال تاکید کرده که دامادش اکنون در یکی از شهرهای اروپایی است و در تماس تلفنی با او تصریح نموده که «خدا نیست »!

 با توجه به سوابق دکتر سروش که ابتدا دیدگاه های خود را از زبان دیگران مطرح و پس از چندسال معلوم می شود ، نظرات خود وی بوده است ؛ باید احتمال داد که داستان سرایی جدید سروش صرفا" برای طرح گزاره «خدا نیست» مطرح شده است. سروش که در یک سراشیبی انحطاط امروز به نقطه ای رسیده که قرآن مجید - کلام الله- را ساخته و پرداخته پیامبر (ص) می داند، احتمالا" اکنون در مسیر انحطاطی خود به انکار خداوند رسیده است اما مطابق معمول درصدد برآمده تا ابتدا عقیده جدید خود را به صورت آزمایشی از زبان فرد دیگری بیان کند و سپس خود به صراحت آن را بیان نماید .

 این احتمال از آنجایی تقویت می شود که داستان آقای سروش درباره دامادش ، ماه ها پس از وقوع زمان آن، از زبان او بیان می گردد.در شرایطی که رسانه های فتنه سبز و حامیان خارجی آن برای هجمه تبلیغاتی به جمهوری اسلامی ایران ، حتی کشته های خیالی خلق می کنند و برای آن ها مجلس ترحیم می گیرند و در شرایطی که رسانه های آمریکا و انگلیس حتی بازداشت یک زن خائن به همسر و قاتل را در دورترین نقاط ایران رصد کرده و تبدیل به یک پروژه سیاسی- تبلیغاتی سنگین می کنند ، کدام عقل سلیم می پذیرد که بازداشت و شکنجه داماد سروش - با در نظر گرفتن شهرت و وابستگی عمیق سروش به سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس -از چشم تیزبین(!) رسانه های ضدانقلاب و غربی پنهان مانده باشد و پس از ماه ها توسط شخص سروش افشا شود؟ !

 
                   
 
مضافا" این که به رغم فرار دکتر سروش به خارج کشور ، خانواده و فرزندان وی مدت ها در ایران ساکن بوده و تاکنون هیچ حرف و حدیثی مبنی بر تحت فشار قرار گرفتن آن ها از سوی هیچ رسانه ای در داخل و خارج منتشر نشده است . پسر دکتر سروش- با نام سروش دباغ- نیز در دانشگاه های تهران فعالیت نموده و پای ثابت مصاحبه های نشریات روشنفکری از جمله مهرنامه است .

 اما اکنون که آقای سروش این قدر اهل دلسوزی برای خانواده شده، به نحوی که از شدت ناراحتی از فشارخیالی بر داماد خود ، به این نتیجه رسیده اند که «تاکنون حتی یزید را هم لعنت نکرده اما الان بر جمهوری اسلامی لعنت می فرستم!» خوب است از ظلم و ستم فراموش ناشدنی خود بر نزدیک ترین عضو خانواده اش - یعنی همسر نخست و مادر فرزندانش- هم یادی بکند  .

 کینه توزی

برای این که موضوع روشن تر شود ، مسئله انحراف فکری- سیاسی دکتر سروش را از زبان سرکارخانم مرضیه حدیدچی(دباغ) از اعضای دفتر امام خمینی(ره) و انقلابیون قدیمی، پی بگیریم که آن شخص مقبول مباحث دینی، به جایی رسید که با منشی خود ارتباط برقرار کرد و همسر خود را طلاق داد .

 این کینه توزی و تکبر سروش باعث شده که با همسر اول خود اختلاف داشته باشد و سرانجام او را طلاق دهد .

 همچنین شنیده شده که سروش حتی علیه خواهر زن خودش هم گزارش داده بود و وی را متهم به عضویت در گروهک ها کرده بود و اعلام کرد که وی اسلحه دارد و این گزارش کینه توزانه باعث ایجاد دردسر برای خواهر زن وی شد .

 سروش به دنبال انتقام گیری است و با این که در ظاهر استاد سخن، مولوی شناس و متفکر واندیشمند است اما کینه توزی و انتقام گیری از افراد حتی افراد ضعیف و... از مشخصه های اخلاقی و رفتاری اوست .

 
                                                          
 
 
 
خساست مالی

خسیس بودن در مسائل مالی یکی از ویژگی های دیگر سروش است و در پرداخت حقوق دیگران، هزینه کردن در امورمالی و... خسیس است .

 ریشه برخی گرفتاری ها و اختلافات خانوادگی و اختلاف وی با دوستان و آشنایان، همین خصیصه ذاتی اوست که باعث شده با همسر اول خود دچار مشکل شود و در ارتباط با دیگران نیز با مشکل مواجه شود .

 بسیاری معتقدند که ریشه طلاق وی با همسر اول، در خودخواهی، تکبر و خسیس بودن اوست .

 دوستان و آشنایان وی بارها مطرح کرده اند که وی دنیاپرست و اهل مال دنیاست و بارها شاهد بوده اند که بر سر حقوق و مزایا و مسائل مالی، دعوا می کرده است .

دوستان وی بارها شنیده اند که وی با گلایه از همسر خود اعلام کرده که همسر من اهل تجمل گرایی و ولخرجی است .

 یکی از نمونه های خسیس بودن سروش، مربوط به زمانی است که پسر او ازدواج می کند. وقتی به سروش می گویند که هدیه عروسی را باید چگونه تهیه کنیم؟ سروش پاسخ می دهد که آن 5 سکه طلا که هنگام عقد به پسرم دادیم پس بگیریم و روز عروسی دوباره به او برگردانید !

 جالب این است که وی حتی حاضر نشده که مهریه همسر اول را به طور کامل پرداخت کند و تلاش می کرده که به جای 100 هزار تومان، 90 هزار تومان پرداخت کند اما دوستان وی پافشاری کردند که باید مهریه را کامل پرداخت کنید .

این موضوع نشان می دهد که وی اهل مال دنیا، پول دوست و مال اندوز بوده و حاضر نبوده که خسیس بودن خود را کنار بگذارد .

چنین رفتاری طبیعی است که بر سایر ابعاد فکری و رفتاری  و نوشته های وی نیز اثر بگذارد و از او شخصیتی دیگر تحویل جامعه بدهد و به تدریج شخصیت و میزان نفوذ و اثر پذیری و اثر گذاری وی بر جامعه را تغییر دهد .

 خودنمایی

 ریشه های نفسانی و خودنمایی در مباحث اندیشه و تئوری پردازی سروش به خوبی احساس می شود و یکی از خصلت های سروش خودنمایی اوست .

 او در تئوری پردازی و درس اخلاق نیز به گونه ای عمل می کند که خودنمایی را می توان در آثار و تفکر و سخنان او احساس کرد. حتی سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش نیز به چنین خصلتی دچار است و در آثار و تفکر خود،  به خودنمایی وغرور دچار است .

 این روحیه خودنمایی و تسلط وی بر مجلس گردانی و سخنرانی باعث شده که تناقض در گفتار و عمل وی به خوبی احساس شود. او ظاهرا مخالف خشونت است و در سخنان خود سعی می کند که لحنی ملایم داشته باشد و از کلمات و سخنان زیبا و عمیق استفاده کند واز اشعار مختلف شعرا بهره ببرد، اما در زندگی شخصی، ارتباط با همفکران، اهل اندیشه، دانشجویان، استادان و سیاست مداران، به شدت به خودنمایی، غرور، هتاکی و خشونت شهرت دارد و در بسیاری از نامه ها و نوشته های وی، بوی خشونت و هتاکی و دروغ گویی و جریان سازی علیه رقیب سیاسی به خوبی دیده می شود .
 
 
                                                  
 
 
 او به ظاهر صبور است ولی به وقتش، هتاک و بی ادب است. اگر چه در کلاس درس و سالن سخنرانی، فرهیخته و مخالف خشونت نمایش می دهد اما در برخوردهای خصوصی، ارتباط شخصی و خانوادگی، گفت وگو با اندیشمندان و... به شدت خودنمایی می کند و باهتاکی و خشونت، کار خود را به پیش می برد و کسی را قبول ندارد .

  برای بسیاری از دوستان و نزدیکان سروش که از دوره دبیرستان  و دانشگاه، او را می شناسند، این سوال و ابهام وجود دارد که چگونه ممکن است، کسی که روزگاری دفترچه ای در جیب خود داشت و واجبات و مستحبات را می نوشت و گناهان و خطاها را ثبت می کرد که آنها را جبران کند و تلاش می کرد که دچار لغزش نشود و... حال چه شده که به انحراف کشیده شده و ظلم به خانواده و همسر می کند، در مقابل اندیشمندان و متفکران بزرگ، با بی ادبی وهتاکی حاضر می شود و در مسائل سیاسی، به مزدوری انگلیس و آمریکا راضی شده و در رقابت سیاسی، با خشونت در مقابل رقیب سیاسی رفتار می کند و بی توجه به منافع کشور و ملت ایران است؟

صلح بدون سیاست با سس خونریزی!

این بازی گر پس از دریافت جایزه اش گفت: "ما صلح، آرامش و زیبایی را بین خودمان تقسیم می کنیم و سهم خودمان را هم بر میداریم."

"صراط" - فاطمه معتمدآریا، دوشنبه شب در پاریس جایزه جهانی «هانری لانگ لوا» فرانسه را دریافت کرد.

به گزارش سرویس جامعه صراط، این جایزه هر سال به یک بازیگر به خاطر تلاش در راستای ارتقاء حرفه سینما، حفظ ارزش های فرهنگی حرفه بازیگری و تعهد و حفظ حرمت روح هنر سینما تعلق می گیرد.این مراسم در حاشیه فستیوال جهانی فیلم ونسن برگزار شد.

معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش گفت: "همه ی ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیاندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم. بی آنکه بگوئیم در سرزمین مان سیاست مداران چه چیز را بین خودشان بده بستان می کنند(!)"

او گفت: "ما صلح، آرامش و زیبایی را بین خودمان تقسیم می کنیم و سهم خودمان را هم بر میداریم."


وی که چندی قبل مشکل سینمای ایران را نداشتن برخی صحنه های و اتفاقات خاص (!) همچون بوسیدن زن و مرد توسط یکدیگر دانسته بود، بعد از بوسیده شدن توسط مجری مرد مراسم واکنشی جالب از خود نشان می دهد تا ظاهرا تاکید کند، مشکلات سینمای ایران در حال حل شدن است.


 
معتمدآریا گفت: "سینما به ما عشق ورزیدن را آموخته، محبت کردن را و تقسیم این عشق را. برای اینکه یادمان نرود ما انسانها یکدیگر را دوست داریم با هر زبان و با هر رنگ و هر مذهبی که داریم و ما به این دوستی مفتخریم."
 
معتمدآریا حدود چهار ماه پیش هم از جشنواره مونترال کانادا، جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت. جایزه برای بازی در فیلم "اینجا بدون من" به او اهدا شد.
 
احتمالا جوایز دیگری هم در راه است. می توانید حدس بزنید جایزه بعدی به چه کسی می رسد؟ درست حدس زدید! هر کس بهتر و بیشتر از جمهوری اسلامی انتقاد کند و به افتخار "صلح جهانی" توام با کشتار و خونریزی، کلاه یا روسری از سر بردارد! و یا . . .

ریحانه

آی عروسک های سینمای ایران حرمت فرزندان شهدای ایران عزیزمان را که نگه نمی دارید کاش حرمت میهمان نمی شکستید.
به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز ریحانه در وبلاگ بهلول نوشت:

اسم سینما برای مردم یاد آور فساد و فحشای حاکم بر آن است همانطور که طی یک ماه گذشته اخبار فرهنگی که از سینمای ایران بر خروجی خبرگزاری های جمهوری اسلامی ایران مخابره شد پر بود از بی فرهنگی.

اوج انسانیت و وطن دوستی اصغر فرهادی درست همزمان با شهادت احمدی روشن که حتی فرصت نکرد در خون خود بغلطد

تن پرستی و شرافت دوستی گلشیفته فراهانی که روزی میم مثل مادرش نماد یک زن فداکار بود که حاضر شد درد شیمیایی را به تن بخرد اما دیگران را نجات دهد

دیگری خانم فاطمه معتمد آریا و دسته گلش درست همزمان با ابراز احساسات پاک جوان بحرینی نسبت به اماممان خامنه ای.

و درپایان "استقبال از سینماگران در کوچه ی انقلاب"

اینکه کوچه ی انقلاب چه تعریفی می تواند داشته باشد وآیا باید این کوچه با اهداف انقلاب سازگاری داشته باشد یا نه به کنار آنچه بیش از هر چیزی مرا به نوشتن واداشت اجرای این شوی تکراری در محضر خواهر و دختر شهید عماد مغنیه است  همان کسی كه خود را فرزند امام خمينی (ره) می‌دانست و به آن افتخار می‌كرد زيرا امام (ره)، او و ديگر جوانان لبنانی و فلسطينی را زنده كردند و دخترش همانکه خطاب به رهبر معظم انقلاب گفت: (سیدی ...انا بنتکم فاطمه بنت شهید عماد مغنیه) آقای من...من دختر شما؛ فاطمه دختر شهید عماد مغنیه هستم همانکه حضورش پشت تریبون، فضای نشست صمیمانه ی چند روز پیش با امام خامنه ای را تحت تاثیر قرار داد و زمانی که شروع به سخنرانی کرد ، حاضران را به گریه انداخت.

آیا واقعا لازم بود بعد از دیدار روحانی و پر از معنویت این عزیزان با امام خامنه ای این چنین مراسمی برایشان تدارک دیده شود؟

آیا بهتر نبود حال که جنبش بیداری اسلامی چشم امیدش به ماست این چشم را به مظاهر غربی کشورمان نمی گشودیم؟

آی عروسک های سینمای ایران حرمت فرزندان شهدای ایران عزیزمان را که نگه نمی دارید کاش حرمت میهمان نمی شکستید.
از ما که خجالت نمی کشید کاش از حجاب دختر و خواهر شهید عزیزمان کمی خجالت می کشیدید.

سفر محرمانه فرید زکریا به ايران

فارس خبر داد: شنيده‌ها حاكي از آن است كه فريد زكريا، تحليل‌گر شبكه تلويزيوني «سي‌ان‌ان» اخيرا يك‌بار ديگر به طور محرمانه به ايران سفر كرده است.

اين خبرنگار هندي مقيم آمريكا كه سابقه مصاحبه چالشي با برخي شخصيت‌هاي برجسته كشور را دارد، در اين سفر مخفيانه به ديدار برخي سرحلقه‌هاي جريان فتنه و انحراف رفته است.

وي كه سابقه همكاري با شبكه‌هاي جاسوسي سازمان «سي‌اي‌اي» را در كارنامه خود دارد، در اين ديدار‌ها كه با هدف فعال‌سازي جريان‌هاي برانداز براي تحرك در آستانه انتخابات صورت گرفته است، همواره به نقش مكمل افراد راديكال در بدنه دولت (جريان انحرافي) براي تقويت جريان برانداز تاكيد داشته است.

ارتباط صلح و جوایز صهیونیستی

شکیرا هم مثل خانم معتمد آریا، آقای فرهادی و بعضی دیگر از هنرمندان ایرانی برای صلح اهمیت ویژه ای قائل است. به طور مثال برای احترام به صلح و دوستی ملت ها با شیمون پرز دیدار خصوصی داشته است.

"صراط" - شکیرا، مشاور کاخ سفید  مشاور رئیس جمهور آمریکا در امور آموزش کودکان اسپانیولی زبان نشان شوالیه هنر و ادبیات فرانسه را دریافت کرد.

به گزارش سرویس اجتماعی صراط، وی پس از دریافت این نشان افتخار گفت: "بسیار مفتخرم که در کشوری مثل فرانسه که میراث فرهنگی مهمی را با بقیه جهان تقسیم کرده است، چنین افتخاری نصیبم می شود."

پیش از این، تعدادی از هنرمندان، پژوهشگران و فعالان ایرانی نیز موفق به دریافت نشان لژیون دونور شده بودند، که از جمله می توان به شهرام ناظری (خواننده)، رضا دقتی (عکاس)، شیرین عبادی (برنده جایزه صلح نوبل)، محمود حسابی (بنیانگذار فیزیک و مهندسی نوین در ایران)، عباس کیارستمی (کارگردان سینما)، پری صابری (کارگردان تئاتر)، جلال ستاری (اسطوره شناس)، محمدعلی سپانلو (شاعر) و ایران تیمورتاش (دختر وزیردربار رضا پهلوی) اشاره کرد.


شکیرا هم مثل خانم معتمد آریا، آقای فرهادی و بعضی دیگر از هنرمندان ایرانی برای صلح اهمیت ویژه ای قائل است. به طور مثال برای احترام به صلح و دوستی ملت ها با شیمون پرز دیدار خصوصی داشته است و برای دوستی کودکان آواره فلسطینی با جانیان صهیونیست که اعضاء بدن آنها را قاچاق می کنند، ترانه هایی به زبان عبری و عربی خوانده است. وی مثل تعدادی از بازیگران ایرانی سفیر صلح یونیسف هم هست اما فقط گاهی به بعضی از کودکان خاص توجه ویژه می کند!

مشخص است که راه رسیدن به صلح در جهان امروز ما از رود خون می گذرد و اغلب هنرمندانی که موفق به دریافت جوایز متعدد هنری از دست های ناپاک بنیادهای هنری صهیونیستی می شوند، ردپای شان آغشته به خون شده است بدون این که متوجه باشند.

این سخنان از باب کنایه و تمسخر نوشته نشده است بلکه دستاویزی برای روشنگری در میان قشر هنرمند کشورمان است که متاسفانه در غفلت مسئولین بازیچه دست صهیونیسم خونخوار شده اند.

تایید صلاحیت 800 کاندیدای اصلاح‌طلب

صاحب‌امتیاز روزنامه وطن امروز از تایید صلاحیت 800 کاندیدای اصلاح‌طلب در کشور برای حضور در انتخابات مجلس نهم خبر داد.

به گزارش فارس مهرداد بذرپاش شامگاه یکشنبه در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه پیام نور زنجان اظهار داشت: انتخابات حاصل رای افراد جامعه و برگه عبور دنیا و آخرت محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه فرد اصلح دارای اندیشه درست بوده و در جبهه انقلاب است، افزود: داوطلبی شایسته نمایندگی مردم است که سلامت مالی داشته و شرط لازم و کافی را برای ورود به عرصه انتخابات داشته باشد.

صاحب‌امتیاز وطن امروز با اشاره به اینکه 800 کاندیدای اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شده‌اند، یادآور شد: در مجموع 3 هزار نفر از طیف‌های مختلف جامعه برای کاندیداتوری انتخابات مجلس شورای اسلامی در کشور تایید صلاحیت شده‌اند.

وی با بیان اینکه باید به دنبال ایجاد امید و نشاط در جامعه بود، تصریح کرد: اگر چه مشکلاتی در کشور وجود دارد، اما این مشکلات در مقایسه با چند سال گذشته، موقعیت مکانی نظام و قیاس نسبت به بهترین قابل مقایسه با گذشته نیست.

بذرپاش پیشرفت‌های مختلف در عرصه‌ها را مطلوب ارزیابی کرد و افزود: در کنار این پیشرفت‌ها یکسری مشکلات نیز وجود دارد، که باید به آنها توجه کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه در عرصه جنگ نرم بسیار عقب هستیم، تصریح کرد: دلیل عقب ماندگی کشور در این عرصه، پیشتاز بودن کشورهای غربی در حوزه‌های علمی و فناوری است، که باید تلاش‌های لازم در این زمینه صورت گیرد.

صاحب‌امتیاز وطن امروز خاطرنشان کرد: از فرصتی که کشورهای غربی در فضای سایبری ایجاد کرده‌اند نیز تا کنون استفاده مطلوبی نشده و در زمینی که از سوی آنان تعریف شده خوب بازی نکرده‌ایم.

بذر پاش خاطرنشان کرد: باید سیاست‌های لازم و تاثیر گذار در زمینه پیشرفت‌های علم و فناوری در کشور اعمال شود.

مطهری، کاتوزیان و عباسپور حذف شدند

علی مطهری، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور از لیست جبهه متحد اصولگرایان در حوزه انتخابیه تهران حذف شدند.

به گزارش صراط به نقل از جهان، این تصمیم در جلسه امشب (یکشنبه شب) شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان اتخاذ شد.

علت این اقدام انتقاداتی است که اکثریت جبهه متحد اصولگرایان نسبت به مواضع سیاسی علی مطهری، کاتوزیان و عباسپور داشتند.

بر اساس این گزارش ابوالحسن نواب نیز در رای گیری نهایی جبهه متحد اصولگرایان رای نیاورد و از لیست حذف شد.

عکس/ احمدی نژاد در کارخانه فاکتور هفت

رییس جمهور ،همزمان با ایام مبارك دهه فجر انقلاب اسلامی، خط تولید پروتئین های نوتركیب و محصول فاكتور هفت خونی را كه جدیدترین نسل داروهای بیوتكنولوژی هستند به طور رسمی افتتاح كرد.

















رونمایی از آرم انتخاباتی جبهه متحد

آرم انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان با حضور غلامعلی حداد عادل و علی اکبر ولایتی از اعضای شورای مرکزی این جبهه رونمایی شد.
به گزارش  خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، در مراسمی با حضور علی اکبرولایتی سخنگوی جبهه متحد، غلامعلی حدادعادل عضو شورای مرکزی جبهه متحد، ابراهیم انصاریان نماینده آیت الله مهدوی کنی در جبهه متحد و همچنین مجتبی توانگر مسول روابط عمومی جبهه متحد اصولگرایان برگزار شد، از آرم انتخاباتی جبهه در آستانه اعلام فهرست جبهه متحد اصولگرایان در حوزه انتخابی تهران رونمایی شد.

توانگر در مورد ویژگی های آرم انتخاباتی جبهه متحد گفت: خط به کار رفته درآرم جبهه متحد توسط استاد جمشید حکیمی خطاطی شده است که از اساتید به نام و متعهد خطاطی کشور است.
 
وی افزود: دایره حرف نون (ن) در آرم جبهه متحد؛ اتحاد، همگرایی و انسجام را نشان می دهد. اسلیمی های به کار رفته نیز نشان دهنده اسلامی، ایرانی بودن و ریشه دار بودن این جبهه را ارایه می کند.
 

 
سخنگوی جبهه متحد اضافه کرد: خط به کار رفته در آرم انتخاباتی جبهه متحد با انعطاف و خوانش از پایین به بالا نوعی معنویت و نگاه اسلامی ایجاد کرده و در نهایت سه رنگ سبز، سفید و قرمز هم نماد پرچم  پرافتخار جمهوری اسلامی است.
 
ولایتی در ادامه جلسه به ویژگی دیگر آرم انتخاباتی جبهه متحد اشاره کرد و گفت: جهت نوشته ها که از سمت پایین به بالا است، علاوه بر معنوی بودن به نوعی نماد مردمی بودن این آرم نیز هست که عملا طبقات مختلف جامعه هستند که برای حکومت تصمیم می گیرند و با رای خود مسئولان خود را در درجات بالای سیاسی انتخاب می کنند.
 
وی افزود: این حرکت از پایین به بالای نوشته ها خود عامه مردم را نشان می دهد که وقتی متحد می شوند می توانند به اهداف اجتماعی و سیاسی خود جامعه عمل بپوشانند و گامهای بزرگی در جهت پیشرفت و توسعه ایران اسلامی بردارند.
 
حدادعادل دیگر عضو شورای مرکزی جبهه متحد نیز در ادامه این مراسم با اشاره به استفاده از فرهنگ و زبان فارسی در این آرم گفت: زبان یکی از بارزترین نشانه های فرهنگی کشورها بوده و زبان نظام مند در زمان گرفتن جنبه هنری به خود، ‌تبدیل به ادبیات می شود.
 
وی افزود: ‌با زدن برشی فرهنگی به زبان، ارزش و جایگاه آن به عنوان عنصری اساسی از ارکان اساسی فرهنگ دیده می‌شود.
 
حدادعادل زبان فارسی را ظرف فرهنگ ایران دانست و تصریح کرد: حفظ و نگهداری فرهنگ ایران در گرو تقویت، گسترش و پاسداشت زبان و ادبیات فارسی است.

خوانندگی گلشیفته فراهانی در پاریس+تصاویر

گلشیفته فراهانی، در جدید‌ترین اقدام جنجالی‌اش به خوانندگی با یک گروه ایرانی روی آورده است. وی با سه پسر ایرانی که گروهی به اسم «کوچ نشین» را تشکیل داده‌اند، همراه شده است.\n
به گزارش صراط به نقل از جهان گلشیفته فراهانی، در جدید‌ترین اقدام جنجالی‌اش به خوانندگی با یک گروه ایرانی روی آورده است. وی با سه پسر ایرانی که گروهی به اسم «کوچ نشین» را تشکیل داده‌اند، همراه شده است.
اعضای این گروه از ایران به فرانسه سفر و اولین کنسرت خود را در پاریس برگزار کرده‌اند.

گلشیفته فراهانی که پس از کشف حجاب و بازی در یک فیلم هالیوودی جنجال زیادی را به راه انداخت و حتی بازگشت خود به ایران را منتفی کرد، در حاشیه کنسرتش در پاریس به بی‌بی سی گفت که علاوه بر همکاری با گروه کوچ نشین با یه سری دوستان فرانسوی و یه سری دوستان خارجی اینجا یه کارایی کردیم.

وی افزود: کارهای زیادی هست که من دلم می‌خواهد انجام بدهم ولی من مال خودم نیستم. ما خانواده‌ام هستم مال مردم و مال ایران هستم! گلشیفته فراهانی که به فرانسه پناهنده شده، در باره پاریس به عنوان محل کنسرتش گفت: اینجا شهر منه؛ زندگیه منه.


گفتنی است، گلشیفته فراهانی چند هفته پیش در مصاحبه‌ای با مجله مدهای نیمه پورنوی فرانسوی «ووگ» که عکس با کت و شلوار وی نیز در آن مجله درج شده بود، اظهار داشت: من از حجاب متنفرم!

رقص دختر و پسر در نمازخانه + عکس

با انتشار تصاویر رقص دانشجویان دختر و پسر در نمازخانه دانشگاه "ملك عبدالله" بحث، جدل و جنجال بر سر موضوع افتتاح این دانشگاه مختلط مجددا داغشد.


img11-3-2009-15309R2RP2175Y.jpg


img11-3-2009-154359YWJ4TV6D.jpg


img11-3-2009-1541155NHFVTR3.jpg


با انتشار تصاویر رقص دانشجویان دختر و پسر در نمازخانه دانشگاه "ملك عبدالله" بحث، جدل و جنجال بر سر موضوع افتتاح این دانشگاه مختلط مجددا ...

پایگاه خبری، الكترونیكی و بسیاری از وبلاگ‌های عربستان سعودی امروز چندین عكس از رقص تعدادی دانشجوی دختر و پسر منتشر كرده و اعلام كردند كه این تصاویر به نمازخانه دانشگاه جدید التأسیس "ملك عبدالله" كه اخیرا افتتاح شد و اولین دانشگاه مختلط عربستان به شمار می‌رود، اختصاص دارد.
با انتشار تصاویر رقص دانشجویان دختر و پسر در نمازخانه دانشگاه "ملك عبدالله" بحث، جدل و جنجال بر سر موضوع افتتاح این دانشگاه مختلط مجددا در فضای مجازی و رسانه‌ای عربستان سعودی، بالا گرفت. بسیاری از پایگاه‌های منتشر كننده این تصاویر به طرق مختلف یا به شدت از آن انتقاد كرده و یا خواستار معرفی و بازخواست مسئولانی شدند كه مانع از وقوع چنین حوادث غیراخلاقی در فضایی دانشگاه می‌شوند. نكته قابل توجه این است كه بیشتر این دانشجویان كه در حال رقص بوده‌اند، دانشجویانی غیرعربستانی هستند كه گویا حرمت و شأن و منزلت یك نمازخانه را نمی‌دانند.

عکس/ چرت زدن رویگری در برابر خبرنگاران

 

نمي توان براي هميشه به همه دروغ گفت

كيسينجر از شرايط كنوني غرب ابراز نگراني كرد و در حالي كه عصباني به نظر مي رسيد، پرسيد؛ بايد ديد چه حماقتي كرده ايم كه آمريكاي ابرقدرت 2001 را به شرايط شكننده امروز كشانده ايم

1- «از جنايت عليه ايران دست برداريد»، «دشمن ما ايران نيست، دشمن واقعي ما اقليت يك درصدي حاكم بر آمريكاست»، «جنايات مشترك آمريكايي و اسرائيلي عليه دانشمندان ايراني را متوقف كنيد»، «نه جنگ، نه تحريم، نه دخالت و نه جنايت عليه ايران»، «فاجعه 11 سپتامبر منشأ داخلي داشت»، «مرگ بر ديدگاه شما، چرا جنگ با ايران؟ جنگ واقعي همين جا در آمريكاست، جنگ ما عليه يك درصد حاكم»، «از دخالت در ايران و سوريه دست بكشيد»، «دستهايتان را از ايران كوتاه كنيد»، «همين حالا نظاميان آمريكايي را از افغانستان بيرون بكشيد»، «چرا دانشمندان هسته اي ايران را ترور مي كنيد»؟
و بالاخره به آنچه روي اين پلاكارد نوشته شده توجه كنيد؛ «به ما بپيونديد تا در تغيير تاريخ سهيم باشيد» و...
اين همه كه همه آنچه بود نيست، فقط بخشي از پلاكارد نوشته هايي است كه ديروز در تظاهرات فراگير و همزمان در 80 شهر بزرگ آمريكا و كانادا روي دست تظاهركنندگان آمريكايي و كانادايي به فراز آمده بود. تقريباً در تمامي تظاهرات 80 شهر آمريكا و كانادا، تصاوير بزرگي از شهيد مصطفي احمدي روشن كه در حالتي معصومانه فرزند خردسالش نيز در كنارش بود، حمل مي شد. زير اين تصوير كه آمريكايي ها و كانادايي ها به صورت يك پوستر بزرگ روي دست گرفته بودند اين جمله نوشته شده بود «جنايت آمريكايي و اسرائيلي عليه دانشمندان ايراني را متوقف كنيد». تصاويري از اين تظاهرات گسترده و فراگير در صفحه اول كيهان امروز به چاپ رسيده و تيتر يك روزنامه نيز به گزارشي در همين باره اختصاص يافته است.
2- در اين گزاره ها دقت كنيد؛
«برتولت برشت» شاعر و نمايشنامه نويس بلندآوازه آلماني - نيمه اول قرن بيستم- مي گويد «مي توان براي هميشه به يك نفر دروغ گفت و يك نفر نيز مي تواند براي هميشه به همه دروغ بگويد ولي هرگز نمي توان براي هميشه به همه دروغ گفت».
بعد از عقب نشيني نظامي آمريكا از عراق، نشريه آمريكايي فوربز - FORBES- در گزارشي كه بسياري از رسانه هاي آمريكايي و اروپايي آن را با تيترهاي درشت بازنشر دادند، خطاب به دولتمردان آمريكايي و مشخصاً خطاب به بوش و اوباما نوشت؛ «نتيجه اي كه از حمله نظامي به عراق گرفتيم تلخ اما خنده دار است! اكنون كه پس از 9 سال از عراق خارج مي شويم چه دستاوردي داشته ايم؟ هزاران ميليارد دلار هزينه كرده ايم و پنتاگون چند هزار ميليارد دلار آن را وام گرفته كه حالا بايد با بهره پس بدهد. از نظاميان خود در عراق بيگاري كشيديم، نزديك به 4500 تن از نظاميان خود را از دست داديم. هزاران مجروح به آمريكا منتقل كرديم و در نهايت عراق را با هزينه كردن از سبد ماليات دهندگان آمريكايي به دشمنان آمريكا و دوستان ايران سپرديم و به آمريكا بازگشتيم.» در همان حال ديگر رسانه هاي آمريكايي، از جمله روزنامه واشنگتن پست نوشت «با خروج از عراق، اين كشور را در سيني طلايي تقديم ايران كرديم» و تركي فيصل رئيس سابق سازمان استخبارات- سرويس اطلاعاتي- آل سعود در مصاحبه اي با عصبانيت گفت؛ «اگر قرار بود عراق را در سيني طلايي به ايران واگذار كنيد، چرا صدام را حذف كرديد»؟!
روز 13 دسامبر 2011- 24 آذرماه 1390- اجلاس «راهبردي آتلانتيك» به روال همه ساله در واشنگتن برپا شد. در اين اجلاس، مقامات برجسته و استراتژيست هاي آمريكايي و اروپايي- دو سوي اقيانوس اطلس- حضور داشتند. هنري كيسينجر، رابرت اسكوكرافت، جيمز جونز- مشاوران ارشد امنيتي رؤساي جمهور آمريكا- پانه تئا وزير دفاع- بخوانيد وزير جنگ- آمريكا، رئيس سازمان اينتليجنت سرويس انگليس و مسئولان سازمان هاي اطلاعاتي فرانسه و اسرائيل نيز حضور داشتند. درباره اين اجلاس كه گزارش كوتاهي از آن در سايت خبرگزاري «دويچه وله» آلمان منتشر شده آمده است «كيسينجر از شرايط كنوني غرب ابراز نگراني كرد و در حالي كه عصباني به نظر مي رسيد، پرسيد؛ بايد ديد چه حماقتي كرده ايم كه آمريكاي ابرقدرت 2001 را به شرايط شكننده امروز كشانده ايم»؟! دويچه وله در ادامه گزارش كوتاه خود مي نويسد «در اجلاس راهبردي آتلانتيك به تحولات جاري در كشورهاي اسلامي خاورميانه و شاخ آفريقا و دشواري هايي كه آمريكا و اروپا با آن روبرو هستند- ظاهرا جرأت نمي كنند از جنبش فراگير وال استريت نام ببرند و يا دويچه وله اجازه آن را نداشته است- اشاره شد و آقاي هنري كيسينجر نتيجه گرفت بايد بپذيريم كه مسير تاريخ جهان در حال تغيير است» و صدها و شايد هزارها نمونه ديگر از اين دست كه نه فقط شرح آنها بلكه فهرست آن نيز به درازا مي كشد و بايد گذاشت و گذشت.
3- حضرت آقا در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه اخير تهران كه بازتاب گسترده اي داشت و نگارنده با درك قاصر خود و به مصداق «دست ما كوتاه و خرما بر نخيل» در برنامه تلويزيوني شنبه شب «ديروز، امروز، فردا» با عنوان «شليك به پاشنه آشيل آمريكا» از آن ياد كرد، فرمودند «يك جمله هم راجع به اين تهديدهاي آمريكا عرض بكنيم، مرتبا تهديد مي كنند، تهديد به اين زبان: همه گزينه ها روي ميز است! يعني حتي گزينه جنگ. اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ به ضرر آمريكاست. خود جنگ، ده برابر به ضرر آمريكاست». رهبر معظم انقلاب در اين بخش از بيانات خود، دقيقا پاشنه آشيل آمريكا را نشانه رفته اند، و به نظر نگارنده، براي آن كه نشان بدهند اين نشانه روي با دقت كامل صورت گرفته است در جاي ديگري از بيانات خويش تاكيد مي كنند «ما در قضاياي ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجه اش هم پيروزي جنگ 33 روزه و پيروزي جنگ 22 روزه بود» به بيان ديگر، حضرت آقا به آمريكا و اسرائيل مي فهمانند كه در حمله نظامي تمام عيار خود با حزب الله و حماس كه فقط بخش اندكي از قدرت بزرگ ايران اسلامي را نمايندگي مي كردند، شكست سخت و شكننده اي را متحمل شديد بنابراين اگر دست به حماقت بزنيد و حمله اي را آغاز كنيد، نتيجه قطعي آن از هم اكنون به وضوح قابل پيش بيني خواهد بود.
همين جا گفتني است كه ديروز، روزنامه اسرائيلي هاآرتص با اشاره به تهديدهاي هر از چندگاه مقامات اسرائيلي درباره احتمال حمله به ايران، اين تهديدها را گمراه كننده ناميد و نوشت «جنگ 33 روزه سال 2006 با حزب الله لبنان مصيبت بارترين جنگ براي اسرائيل بود و جنگ 22 روزه سال 2008 نيز نتيجه اي مشابه داشت». هاآرتص در ادامه به نقل از «كنت پولاك» كارشناس و مدير سابق امور خاورميانه در كاخ سفيد و سازمان سيا، مي نويسد نتيجه دو جنگ 33 روزه و 22 روزه اسرائيل با حزب الله لبنان و حماس مي تواند ارزيابي واقع بينانه اي از حمله احتمالي به ايران ارائه دهد.
4- اواخر مهرماه سال جاري رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم كرمانشاه، از «پيچ بزرگ تاريخ» خبر دادند و با اشاره به انقلاب هاي اسلامي منطقه و تحولات سرنوشت ساز در آمريكا و اروپا، تاكيد فرمودند كه جهان در آستانه يك پيچ بزرگ تاريخي قرار گرفته و توضيح دادند كه در اين ميان، نگاه جهانيان به الگوي نظام اسلامي ايران دوخته شده است. ايشان در بيانات بعدي خويش نيز به اين پيچ بزرگ تاريخي اشاره هاي معني داري داشتند.
اكنون به بند اول اين نوشته بازمي گرديم و پاسخ اين پرسش را به قضاوت مي گذاريم كه آيا خيزش يكپارچه و همزمان مردم آمريكا و كانادا در 80 شهر بزرگ اين دو كشور، از همان پيچ بزرگ تاريخ كه حضرت آقا نزديك بودن آن را خبر داده و 2 ماه بعد دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب در اجلاس راهبردي آتلانتيك بر آن تاكيد ورزيده بودند، حكايت نمي كند؟! كدام نگاه واقع بين مي تواند اين واقعيت بزرگ و آن «واقعه عظيم» كه در راه است را انكار كند؟ بار ديگر به پلاكارد نوشته هايي كه به برخي از آنها اشاره شد، نگاه كنيد! پلاكاردهاي تظاهرات ديروز در 80 شهر بزرگ آمريكا و كانادا «دشمن ما ايران نيست، دشمن ما، اقليت يك درصدي حاكم بر آمريكاست»... «به ما بپيونديد تا در تغيير تاريخ سهيم باشيد» و...
چه كساني تابلوهاي راهنما را براي عبور از اين پيچ بزرگ نصب كرده اند؟! آقا و امام(ره).
آيا به آمريكا حق نمي دهيد كه از يكسو براي حفظ آبروي ريخته و قدرت دود شده و به هوا رفته خود، به گزينه هاي روي ميز اشاره كند و در همان حال از زير ميز براي ايران اسلامي پيام مذاكره بفرستد؟!
حسين شريعتمداري

بنده جزء طرفداران مطهری، کاتوزیان و عباسپور هستم!

صحبت از وحدت در جایی مناسب است که اصول حزب مطبوع یا اهداف آن صدمه نخورند و گرنه گشاد گرفتن قواره لباس اصولگرایی برای پوشاندن عیوب غیر قابل بخشش بعضی از سیاسیون، پایه گزاری بدعتی نابخشودنی خواهد بود.
"صراط" - محمدرضا باهنر عضو جبهه متحد اصولگرایان و نایب رئیس مجلس ظهر امروز (یکشنبه) در حاشیه برگزاری جلسه علنی مجلس با حضور در جمع خبرنگاران طی سخنانی با اشاره به انتشار لیست‌هایی در رسانه‌ها گفت: موافق دادن لیست مشترک با جبهه پایداری نیستم، بلکه معتقدم که لیست دو جبهه باید یا کاملا مشترک باشد و یا اینکه اسامی مشترک در آنها وجود نداشته باشد.

 
به گزارش سرویس سیاسی صراط، عضو جبهه متحد اصولگرایان تصریح کرد: برخی‌ها این تحلیل را دارند که چون لیست‌‌های دیگری وجود ندارد ما باید با یکدیگر رقابت کنیم؛ بنده این موضوع را قبول ندارم بلکه معتقدم در اتحاد بهتر می‌توانیم کار کنیم.
 
باهنر اضافه کرد: هنوز در این باره در جبهه متحد بحثی نشده است؛ البته در رابطه با مطهری، کاتوزیان و عباسپور هم هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است ولی در عین حال اسامی تعدادی از افرادی که قرار است در لیست تهران قرار گیرند مشخص شده است ولی لیست تهران نهایی نشده است.
 
محمدرضا باهنر در ادامه اظهار نظراتش با بیان کردن موضع شخصی اش پیرامون برخی از همراهان فتنه اسرائیلی - امریکایی 88 موجب تعجب اصولگرایان شد .
وی تاکید کرد: به اعتقاد بنده مطهری، کاتوزیان و عباسپور نیز از یک جنس نیستند و آنها می‌توانند در لیست جبهه متحد حضور داشته باشند چرا که این موضوع اشکالی ندارد و ما هم حرکت جدی خلاف اصولگرایی از آنها ندیده‌ایم.
 
خبرنگار دیگری از باهنر در رابطه با حذف منتقدان دولت از لیست جبهه متحد اصولگرایان پرسید که وی در پاسخ به این سوال تأکید کرد منتظر باشید شاید آنها را هل دادیم و وارد لیست شدند؛ طرفداران مطهری، کاتوزیان و عباسپور استدلال‌هایی مطرح می‌کنند که بنده نیز جزء طرفداران آنها هستم و معتقدم که باید آنها در لیست حضور داشته باشند.

لازم به یاد آوری است مطهری چندی پیش اعلام کرده بود اگر اصلاح طلبان بخواهند مانعی ندارد نامش را در لیستشان قرار دهند!
به نظر می رسد جناب باهنر آشنایی کاملی با مواضع این سه نماینده نزدیک به اصلاح طلبان ندارد .
این طور که مشخص است همه سیاسیون اعم از اصلاح طلب، فتنه گر و غیره در جبهه متحد یک کرسی دارند فقط باید به آقای باهنر مراجعه کنند تا کارت سبز حضور رسمی شان را دریافت کنند.
 
صحبت از وحدت در جایی مناسب است که اصول حزب مطبوع یا اهداف آن صدمه نخورند و گرنه گشاد گرفتن قواره لباس اصولگرایی برای پوشاندن عیوب غیر قابل بخشش بعضی از سیاسیون، مانند لابی گری به نفع کانون های فساد سیاسی و اقتصادی نه تنها نفعی برای آینده ملت ندارد بلکه پایه گزاری بدعتی نابخشودنی خواهد بود.

موج روح الله

بنده که در این موضوع کاملا با آقای هاشمی هم نظر هستم، توجه ایشان را به دو عکس زیر جلب می کنم.
به گزارش سرویس وبلاگ صراط سید روح الله در وبلاگ موج روح الله نوشت:
شنبه در خبرها آمده بود:

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر عظمت انقلاب اسلامی ایران، ابراز امیدواری کرد برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاه‌های تبلیغی در خور و شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامه‌های کم‌محتوا و سخیف مانند بی‌سلیقگی در استفاده از ماکت‌های مقوایی که بعضاً می‌تواند مورد اعتراض مردم فهیم و سوءاستفاده دشمنان انقلاب نیز قرار گیرد، خودداری شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌های همگانی به ویژه رسانه ملی وظیفه ملی و تاریخی سنگینی در جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب و معرفی درست و واقعی دستاوردهای انقلاب اسلامی دارند و انتظار می‌رود برنامه‌ریزی‌های مناسب و در خور شأن مناسب‌تری برای این ایام تدارک دیده شود.

 

بنده که در این موضوع کاملا با آقای هاشمی هم نظر هستم، توجه ایشان را به دو عکس زیر جلب می کنم. این عکس ها که خیلی اتفاقی در فایل های قدیمی کامپیوترم یافتمشان، ظاهرا مربوط به بازدید ۵-۶ سال پیش ایشان از مدرسه رفاه است!

هاشمی رفسنجانی + امام مقوایی

هاشمی رفسنجانی + امام مقوایی

اعلام اسامی کاندیداهای گروه 7+8 در تهران

نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان برای قرار گرفتن در لیست تهران قطعی شدند.
 
به گزارش خبرگزاری فارس، در جلسه امشب شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان که به انتخاب نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان اختصاص دارد تاکنون بخش اعظمی از نامزدهای این جبهه در شهر تهران انتخاب شده اند.
 
به گزارش فارس، منتخبان جبهه متحد اصولگرایان برای شهر تهران به شرح زیر هستند:
 
۱- غلامعلی حداد عادل
 
۲- حجت‌اسلام محمد حسن ابوترابی‌فرد
 
۳- حجت‌الاسلام مصباحی مقدم
 
۴- حجت‌الاسلام میردامادی
 
۵- حسین فدایی
 
۶- علیرضا زاکانی
 
۷- احمد توکلی
 
۸- الیاس نادران
 
۹- مجتبی رحمان‌دوست
 
۱۰- محمدرضا باهنر
 
۱۱- علیرضا مرندی
 
۱۲- حسین مظفر
 
۱۳- محمد کوثری
 
۱۴- محمدنبی حبیبی
 
۱۵- پرویز سروری
 
۱۶-اسدالله بادامچیان  
 
۱۷- الهام امین‌زاده 
 
۱۸- زهره الهیان
 
۱۹- نبی رودکی
 
۲۰- علی اصغر خانی
 
۲۱- زهره طبیب‌زاده 
 
۲۲- مسعود میرکاظمی
 
۲۳- لاله افتخاری 
 
۲۴- محمود فرشیدی
 
۲۵- فاطمه رهبر 
 
26- حسین نجابت
 
27- محسن کازرونی
 
از 3 نفر باقی مانده برای تکمیل این لیست، بررسی و پیشنهاد انتخاب 2 نفر از نامزدهای روحانی  از بین حجج اسلام نقویان، تقدیمی و انصاریان از سوی جامعه روحانیت مبارز خواهد بود و بررسی برای تعیین یک نفر باقیمانده از سوی جبهه متحد اصولگرایان از بین غفوری فرد، سجادی و فرمانی ادامه دارد.
 
به گزارش فارس لیست جبهه متحد اصولگرایان تا این لحظه نهایی نشده است و احتمال هرگونه تغییر و تحول دراین لیست محتمل است.

عکس‌العمل سپاه در برابر تهدیدات، سریع و انبوه بر روی دشمن خواهد بود

 فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: جمهوری اسلامی ایران آغاز کننده هیچ جنگی نخواهد بود اما واکنش‌مان صرفا کوبنده و تهاجمی است، نیروی زمینی سپاه قدرت اجرای عملیات‌های بازدارنده را دارد و عکس‌العمل ما سریع و انبوه بر روی اهداف دشمن خواهد بود.
 
به گزارش خبرگزاری فارس، ‌سردار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه همزمان با آغاز مرحله اصلی رزمایش "حامیان ولایت" هدف اصلی از برگزاری این رزمایش را ارتقاء آمادگی یگانها به منظور مقابله با هرگونه تهدید خواند و اظهار داشت: در این رزمایش بخشی از توانمندی‌ها و نوآوری‌های نیروی زمینی‌ سپاه در تمامی ابعاد به نمایش در می‌آید.

وی رزمایش "حامیان ولایت" را از سلسله رزمایش‌های تخصصی نیروی زمینی سپاه دانست و تصریح کرد: در این رزمایش بخشی از نوآوری‌ها و توانمندی‌های نیروی زمینی سپاه در تمامی ابعاد به نمایش در می‌آید.

پاکپور با بیان اینکه تمرین عملیات‌های متناسب با تهدیدات آنی در شرایط نبرد ناهمطراز از اهداف رزمایش "حامیان ولایت" است، افزود: در این رزمایش آمادگی‌های اطلاعاتی و عملیاتی یگانها به منظور برقراری امنیت نیز تمرین می‌شود.

فرمانده نیروی زمینی سپاه ضمن تشریح عمده فعالیت‌هایی که در رزمایش حامیان ولایت انجام می‌شود، اظهار داشت: پس از ستون‌کشی یگانها با روشهای خاص از پادگان تا منطقه رزمایش عملیات‌های دفاعی مختلف، عملیات دفاع متحرک و عملیات هلی‌برن و ضد هلی‌برن به اجرا در می‌آید.

وی افزود: اجرای کمین به ستون‌های زرهی و مکانیزه دشمن، اجرای عملیات چتربازی اسلینگ ادوات و عملیات‌های شبانه نیز از جمله اقدامات مهم رزمایش "حامیان ولایت" می‌باشد.

پاکپور با بیان اینکه راهبرد ما دفاعی اما تاکتیک‌هایمان تهاجمی است، گفت: جمهوری اسلامی ایران آغاز کننده هیچ جنگی نخواهد بود اما واکنش‌مان کوبنده و تهاجمی است.

وی تصریح کرد: نیروی زمینی سپاه قدرت اجرای عملیات‌های بازدارنده را دارد و عکس‌العمل ما سریع و انبوه بر روی اهداف دشمن خواهد بود.

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/13/ گفت‌وگو با دكتر بتول نامجو؛

انتقاد از نمايش نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجري‌هاي زن در صداوسيما/ بعد 30سال حداقل در هر استان بايد يك بيمارستان‌بانوان باشد

دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است. دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نيز دارد. وي هم‌اکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است. در ادامه گفت‌گوی خبرنگار رجانيوز با دکتر نامجو را می خوانید.

بحث را از سوابق اجرایی شما شروع کنیم.

سوابق كاري من از سال 78 شروع مي‌شود. فارغ‌التحصيل رشته علوم پزشكي دانشگاه كرمان در سال 77 هستم و فعاليتم را از سال 78 شروع كردم. ابتدا در دانشگاه علوم پزشكي در سمت‌هاي پزشک مسئول در سه درمانگاه مشغول به كار شدم و سه سال بعد مسئول ستاد شهرستان كرمان و سپس مسئول ستاد استان كرمان در قسمت سلامت و بهداشت خانواده شدم و بعد با توجه به شرايط كاري‌اي كه پيش آمد به وزارت بهداشت منتقل شدم. در وزارت بهداشت هم به عنوان كارشناس امور جمعيت در مركز توسعه شبكه مشغول به كار شدم و بعد از آن هم با توجه به مسئوليت‌هاي فرهنگي و سياسي‌اي كه در آن زمان داشتم و درخواستي كه رئيس شوراي فرهنگ اجتماعي زنان از من داشتند، به عنوان دبير شورا در آنجا مشغول به كار شدم. از سال 90 در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان كه در واقع زيرمجموعه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي است، هستم.

چه شد كه تصميم گرفتيد وارد عرصه انتخابات شويد؟

در دوره دوم شوراهاي شهر و روستا در كرمان به عنوان عضو شورا انتخاب شدم، دقيقاً مثل همين حالا بود كه انگيزه‌اي براي اين كار نداشتم و اصلاً نمي‌دانستم كه يك پزشك در شوراي شهر چه خدمتي مي‌تواند بكند، ولي وقتي وارد شدم، متوجه شدم که هر شغل و سمتي كه داشته باشیم، می‌توانیم در حوزه‌های مختلف از جمله مسایل بهداشتي، شهري، فرهنگي و اجتماعي فعالیت کنیم. در آن زمان هم كه در دوره دوم شوراي شهر بودم، در بحث مسائل بهداشتي و آموزش بهداشت و مسائل فرهنگی، فعاليت‌هاي زيادي شد، ولي به هر حال در دوره سوم در جريان يك‌سري تغييرات سياسي كه به وجود آمد، از ليست جدا شدم و رأي نياوردم و اين در نتيجه تغيير و تحولاتي بود كه در يك‌سري از جريان‌هاي اصول‌گرا پيش آمد و تا حالا هم ادامه دارد. حقيقت اين است كه آن موقع تمايل داشتم فعاليت در شوراي شهر را ادامه بدهم ولی ممکن نشد. در حال حاضر هم که وارد این عرصه شده ام فقط و فقط انجام تکلیفی است که بر دوشم گذاشته‌اند و برايم مهم نيست كه رأي بياورم يا نياورم.

شما در کرمان فعالیت‌های فرهنگی هم داشتید؟

یکی از بزرگ‌ترين هيئت‌های مذهبی و فرهنگی در كرمان به نام "شهداي بيت‌الله‌الحرام" است که همسرم پايه‌گذار آن بودند و بيشتر فعاليت‌هاي فرهنگي دارد، ولي در جاهايي كه ضرورت ايجاب كند، مواضع سياسي هم دارد و پاي كار هستند. این هیئت در ابتدا از چند دانش آموز بسیجی تشکیل شد و الان جمعیت آن گاهی تا حدود 12000 نفر هم می‌رسد كه برنامه‌هاي بسيار پربار معنوي در جهت رشد معنوی جوانان و مراسم‌های مختلف، سخنرانی‌های متعدد و...برگزار می‌کند.

در مورد پوشش بانوان در سطح جامعه و دانشگاه‌ها نکات گوناگوني مطرح است، از جمله بحث کاهش پایبندی به حجاب اسلامی در جامعه، به نظر شما آيا سطح و كيفيت حجاب در جامعه ما كاهش داشته يا افزايش؟

یکی از موضوعاتی که در شوراي زنان به‌طور جدی مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث عفاف وحجاب بود که معاونت محترم نيروي انتظامي تشريف آوردند و بحث حجاب را از ديدگاه خودشان اين‌طور مطرح كردند و گفتند طبق آماري كه به آنها داده شده، كلاً وضع حجاب بهتر شده، اما نظر شخصي من اين نيست، چون در سطح دانشگاه‌ها، بيمارستان، خيابان‌ها و كوچه‌ها را كه مي‌بينم، به نظرم اگر بدتر نشده باشد، بهتر هم نشده است. به نظر من اولاً اين يك بحث ملي است و بايد همه مشاركت داشته باشند. ثانياً يك بحث فرهنگي است و بايد زمينه‌سازي شود. الان در كل دنيا هر آموزشي كه مي‌خواهند بدهند و هر نوع فرهنگ‌سازي‌اي را از مهد كودك‌ها شروع مي‌كنند. اين نكته بسيار مهمي است. متأسفانه ما مهدكودك‌ها را فراموش كرده‌ايم. بسياري از مهدكودك‌ها در ترويج آموزش رقص و زبان با موسيقي‌هاي خاص كار مي‌كنند و هيچ نظارتي روي اين قضيه نيست و يا حتي دربعضی از مدارس دولتي - تا آنجا كه من مشاهده كرده‌ام- هيچ تأكيد و حساسيتي روي بحث عفاف و حجاب نيست و هيچ آموزشي داده نمي‌شود و لذا در زمينه فرهنگ‌سازي و آموزش آن باید بیش از اين كار بشود.

نباید قبل از مهدكودك، روي پدر و مادرها كار شود؟

من فكر مي‌كنم بحث آموزش در مهدكودك‌ها هم خيلي مهم است. ببينيد در مورد هواي پاك و تغذيه سالم چقدر تبليغات وسيعي مي‌شود و چقدر آموزش داده مي‌شود و اين بچه‌ همه اين آموزش‌ها را به خانه مي‌آورد. اگر در مهدكودك‌ها و در مدارس، در بحث رعايت احكام ديني و مذهبي، بچه‌ها توجيه شوند و اصل مسئله با زبان شیرین و کودکانه براي آنها تفهیم شود، مسلماً تأثيرگذار خواهد بود. چون در مدارس فرهنگ‌سازي‌هاي لازم و آموزش‌هاي لازم داده نمي‌شود و بستر مناسب براي آموزش احکام و مسایل دینی برخورد صحیح محرم و نامحرم فراهم نمي‌شود و وقتي وارد دانشگاه مي‌شوند، اين تداخل صورت مي‌گيرد و بچه‌ها دچار يك‌سري بحران‌هاي روحي‌‌- رواني مي‌شوند و متأسفانه حتي اصل دين را هم زير سئوال مي‌برند. مشكلي است كه بايد به شكل جدي به آن توجه كرد.

نكاتي كه مطرح كرديد، بحث فرهنگي در زمينه حجاب و عفاف بود، اما بدحجابي و بي‌حجابي به هر حال يك جرم است و طبق قانون با يك فرد بي‌حجاب به عنوان مجرم برخورد مي‌شود. برخورد با بي‌حجابي بايد چگونه باشد. برخوردهاي محكم و شديد با اين پديده را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

در مورد حجاب، بحث دين و مذهب و حكم الهي كه در قرآن هم آمده، امري جداست و در اينجا نمي‌خواهم بحث آن را مطرح كنم، اما ما اعتقاد داريم كه در هر كشوري بايد قانون رعايت شود. در كشورهاي ديگر قانون دارند، كه كسي نبايد حجاب داشته باشد و رعايت هم مي‌كنند. در كشورهاي ما چه كساني كه مذهبي هستند و چه آنهايي كه نيستند، ادعا مي‌كنند كه قانون بايد رعايت شود. پس چرا افرادی که قوانین مربوط به عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند، در مواقع اعمال قانون اعتراض مي‌كنند؟ اين نكته‌اي است كه بايد از آنها سئوال كرد. اتفاقاً اين عده از جمله كساني هستند كه مي‌گويند در كشور ما قانون رعايت نمي‌شود و از اين بابت شكايت دارند و خودشان مدعي رعايت قانون هستند.

نكته دوم اين است كه از پيامبراكرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است كه اگر در جامعه‌اي امر به معروف و نهي از منكر ضعيف شود، مشکلاتی در آن جامعه پدید می آید که نمی‌توان حل کرد. من فكر مي‌كنم وقتي مسئله بدحجابي شروع شد، همه ما انتظار داشتيم كه جاي ديگري مثلاً نيروي انتظامي با آن برخورد كند. خود مردم حقيقتاً مشاركت خوبي نداشتند. مغازه‌دار، استاد، معلم همه و همه در راستای درست این فریضه مهم حرکت نکردیم.

عملكرد صدا و سيما درباره رواج فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی چگونه ارزیابی می‌کنید، آيا به بحث حجاب و عفاف نزديك شده و توانسته نقش خود را در مقابل تهاجم فرهنگي ایفا کند؟

اتفاقاً يكي از موضوعاتي است كه در شوراي زنان در باره آن خيلي بحث مي‌شود، انتقاد بر برخی از برنامه‌های صدا وسیما و نقد بعضی از فیلم هاست. مجريان زني كه با تبرج و خودنمایی و یا صحبت‌هایی که به صورت خیلی راحت و بعضا شوخی با كارشناسان مرد صورت می‌گیرد و یا نشان دادن راحت روابط دختر و پسر در فيلم‌ها و... اينها مسائلي هستند كه متأسفانه مشاهده مي‌شود. البته باید منصفانه قضاوت کرد چرا که این سازمان در جهت تولید برنامه‌های مذهبی و فرهنگی نیز اقدامات خوبی كرده است که باید تقویت شوند و در جهت رفع نواقص موجود تلاش شود.

در این زمینه یكي از انتقادهايي كه مقام معظم رهبری در سفر به قم در جمع طلاب داشتند، اين بود كه آنها از برنامه‌هاي فرهنگي فاصله گرفته‌اند و در برنامه‌هاي فرهنگي دولت، وزارت ارشاد و سازمان‌هاي ديگر مشارکت ندارند و فاصله گرفتن قشر مذهبي و حوزه‌هاي علميه از اين برنامه‌ها موجب شد كه شكاف عميقي بين اين دو حوزه ايجاد شود و آنها كار خودشان را به نحو ديگري بكنند و شرايط به‌گونه‌اي شد كه قشر مذهبي مي‌ترسيد وارد اين عرصه‌ها بشود. تا آنجا که اطلاع دارم پس از فرمایشات مقام معظم رهبری صدا و سيما در بحث مسائل مذهبي و كارگرداني و كارهاي هنري كه بايد با ظرافت‌هاي خاص انجام بشوند، ظاهراً تعاملاتي را با حوزه برقرار کرده است.

به نظر شما شاخصه‌هاي يك نماينده آرمان‌گرا چيست؟

صحنه انتخابات، يك ميدان انجام تكليف است. هم مردم بايد با ديد تكليف به اين قضيه نگاه كنند، هم كسي كه كانديدا‌ي نمايندگي مي‌شود، بايد با ديد تكليفي به اين ميدان نگاه كند. پيروزي و شكست به هيچ وجه نبايد برايش مهم باشد، چون بحث رضايت خدا و اداي تكليف در بين است. يك نماينده خوب بايد بلندگوي حق‌طلبي مردم در راستاي ولايت‌فقيه باشد. اين اولين اصل است. دوم اينكه منافع شخصي و مادي و منافع ديگري را كه اگر هست به هيچ عنوان نبايد در رأس كارهاي خود قرار بدهد. بايد رضايت خدا و ان‌شاء الله خدمت به خلق خدا را ‌ـ‌به دور از هر گونه تزوير و اينكه بخواهد كاري را بكند كه مردم به واسطه آن كار، او را بشناسند‌ـ مد نظر قرار بدهد. فقط در جهت رضاي خدا و اداي تكليف و اطاعت از امر ولي‌فقيه قدم بردارد.

در بحث آرمان‌گرايي نمايندگان، فتنه و ابتلائاتي كه دامن‌گير مي‌شود، چه نقشي در شناخت آنها دارد؟ خصوصاً در فتنه‌اي كه در سال 88 ايجاد شد.

فكر مي‌كنم شعور سياسي مردم آن‌قدر بالا رفته كه مي‌توانند اهل فتنه را از ديگران تشخيص بدهند. اما افرادي كه مرموزانه به اين افراد نزديك مي‌شوند، در مورد اينها مسئله حساس‌تر مي‌شود. ان‌شاء الله خداوند كمك كند و جبهه پايداري هم بتواند در شناساندن اين افراد به مردم كمك و اهداف خود را دنبال كند و ديگر اينكه از نحوه تبليغات و وعده‌هايي كه مي‌دهند و از نحوه عملکرد خود در این صحنه حساس که همان تقوای سیاسی است كه يك سياست‌مدار بايد داشته باشد، مي‌شود تشخيص داد، چون در صحنه سياست سخني كه حضرت امام آن‌قدر روي آن تأكيد داشتند كه سياست نبايد از ديانت جدا شود، يعني در صحنه سياست هم بايد تقوا داشت.

اگر شما رأي آورديد و به مجلس رفتيد، برنامه‌ي مشخص‌تان چيست؟

اول هر آنچه را كه در مسير امر ولايت‌فقيه باشد و دوم که ان‌شاء الله سعي می‌كنيم طرح‌ها و لوایحی را که بر زمین مانده ودر راستای تقویت نظام جمهوری اسلامی هستند، احیا و حمايت‌ کنیم و هر كاري كه از دست‌مان برمي‌آيد که در مسیر امر ولایت فقیه باشد، انجام دهيم.

بحث آرمان‌گرايي و شاخصه‌هاي آرمان‌گرايي يك نماينده و خواسته‌هاي آقا چه جايگاهي دارد؟

جايگاهش در قلب ماست و هر چه كه ايشان امر بفرمايند، مطمئناً اطاعت خواهيم كرد، همان‌طور كه تا به حال در هر زمينه‌اي كه امر فرموده‌اند، اگر كاري نتوانسته‌ايم بكنيم، بي‌تفاوت هم نبوده‌ايم. اولين و آخرين كار ما اطاعت از امر ولي‌فقيه است، چون هر چه داريم از ايشان داريم.

حضور بانوان را در عرصه‌های حاکمیتی مثل وزارت و مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از آنجایی که براساس اندیشه‌های مترقی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، زنان می‌توانند و در موقعیت‌هایی باید از باب تکلیف در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی نقش ایفا كنند، به‌همین جهت هم وظیفه حکومت است تا به بهترین صورت و نوع امکان این حضور فراهم شود تا هرچه بهتر و مناسب‌تر در عین این نقش آفرینی امنیت اخلاقی در اجتماعی این قشر از اجتماع نیز فراهم شود.

با توجه به حوزه تخصصی‌تان چه کمبودهایی را در عرصه پزشکی خصوصاً برای زنان مشاهده می‌کنید؟

ببینید، امروزه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی ویژه زنان ضرورت غیر قابل انکاری دارد. یکی از شاخص‌های مهم پیشرفت و توسعه جامعه در نیروی انسانی آن جامعه نهفته است و شاخصه‌ی سلامت در نیروی انسانی از نظر جسمی و روانی مهم‌ترین ویژگی در میدان داری این شاخصه در روند پیشرفت و توسعه. ارتباط تعمیم و بروز این سلامت هم با سلامت مادران انکار ناپذیر است. به یک معنا، نیروی انسانی سالم و باطراوت پروش پیدا می‌کند. به همین جهت است که ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب به دختران جامعه و پروش ایشان و رسیدگی تمام نیازمندی‌های مادران در دوران حاملگی و حتی پیش و بعد از آن و دوران شیردهی کودکان نقش اساسی و مهم را در سلامت نیروی انسانی جامعه و جلوگیری از هزینه‌های گزاف درمانی را فراهم خواهم کرد.

به همین جهت اقداماتی از جمله، پالایش و در نتیجه پیدایش نیازمندی‌های بهداشتی دختران و زنان جامعه؛ برنامه‌ریزی مناسب برای رفع این نیازمندی‌ها با رعایت تمام جوانب شرعی؛ آموزش مناسب و برنامه‌های تبلیغی در ترویج و تعمیم آن و تأسیس و ایجاد مراکز بهداشتی اختصاصی می‌تواند در وصول به این هدف مورد توجه مسئولین باشد. با این توضیح مجلس شورای اسلامی به عنوان قانون‌گذار در حوزه‌‌های مختلف و همچنین اعمال نظارت براساس وظیفه نظارتی خود، نقش اساسی و مؤثر در این ماجرا خواهد داشت. این امر آن‌قدر مهم است که کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به عنوان یک کمیسیون تخصصی، جایگاهی است تا با نظر کارشناسان مبرز و دردآشنای این حوزه به تدوین و تنظیم قوانین و بررسی عملکردها در این رابطه بپردازد تا زمینه آن را در قوه اجرایی کشور پدید آورد.

از جمله موارد مورد نیاز بانوان بیمارستان‌های مخصوص زنان است. رعایت حریم و حرمت ارتباط بین زنان و مردان، وجود پزشکان زن متعدد و زیاد در رشته‌های گوناگون در سطح کشور با دارا بودن تخصص‌های بسیار مفید و سطح بالا و کادر زن پیراپزشک، حجب و حیا زن ایرانی در مراجعه به پزشکان مرد و یا اقدام درمانی در بیمارستان‌هایی که مردان رفت و آمد دارند و کنار آمدن ایشان با بیماری و وجود دیگر امکانات مورد نیاز به علاوه نظر مثبت کارشناسان و متخصصین این حوزه ایجاب می‌كند که بعد از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، بیمارستان‌های مخصوص در کشور ایجاد و حداقل در مرکز هر استان یک بیمارستان با این مختصات وجود داشته باشد. این موضوع امروز در دستور کار مراکز مرتبط با حوزه زنان است. همراهی مجلس از این رو قابل توجه است تا هرگونه گیر و منع قانونی در باب ایجاد این بیمارستان‌ها را مترفع کرد و به علاوه با نگاه جدی در برنامه‌های بودجه سالانه و پنج ساله امکان تحقق آن را به خوبی فراهم كنند.

امروز مسئله سلامت برای زنان حائز اهمیت است و باید توان و استعدادهای قانونی در تحقق آن به میدان آید. این‌گونه اقدامات در حوزه سلامت مربوط به زنان می‌تواند به ترویج عفاف و حجاب هم کمک شایان و مؤثری كند. به معنای دیگر علاوه بر اینکه بیمارستان‌های مخصوص زنان می‌تواند در حوزه‌ی سلامت تأثیرات قابل توجهی برای قشر زنان جامعه داشته باشد و در رعایت حرمت‌ها و حریم‌های بین زن و مرد و شکسته نشدن مرزهای محرم و ناحرم هم تأثیر دارد که همین ترویج عفاف و حجاب است.

بازخوانی دیرهنگام خواص‎مردود یک‌روز مانده به انتخاب نامزدهاي 7+8

سایت رئیس ستاد انتخاباتی گروه 7+8 یک روز مانده به انتخاب نهایی کاندیدهای این گروه اقدام به بازخوانی مواضع حمیدرضا کاتوزیان از نمایندگان مجلس هشتم كرد كه نام او در گزارش هيئت سه نفره منتخب رئيس قوه قضائيه به‌عنوان يكي از افراد مرتبط با پروژه كشته‌سازي در فتنه 88 آمده است.

به گزارش رجانیوز، اقدام دير هنگام سايت آقاي زاکانی در حالی است که احتمال حضور کاتوزیان و عباسپور در فهرست 7+8 وجود دارد و علی مطهری در خبری که اصل آن توسط برخی اعضای کمیته 7+8 و شخص علی مطهری تایید شد (و البته مورد تکذیب کلی ستاد انتخاباتی 7+8 قرار گرفت)  در فهرست انتخاباتی گروه موسوم به جبهه متحد اصولگرایی قرار گرفته است.

علی لاریجانی رئیس مجلس به گفته نماینده‎اش، کاظم جلالی اصرار زیادی بر حضور عباسپور و کاتوزیان در فهرست انتخاباتی 7+8 دارد.

در ماه های گذشته رسانه های نزديك به جریان اصولگرایان تحول خواه مانند خبرگزاری مهر و سایت الف بارها تریبون کاتوزیان و علی مطهری شده بودند و در جریان رد صلاحیت این افراد از سوی هیات های اجرایی که مستند به گزارش های نهادهای ذی ربط بود نیز این رسانه ها به تبلیغ علیه وزارت کشور و مظلوم نمایی برای آن‌ها پرداخته بودند.

رجانیوز ماه ها پیش اقدام به بازخوانی مواضع عباسپور و کاتوزیان کرده بود و به اعضای گروه 7+8 به خاطر عدم مرزبندی با ساکتین فتنه و خواص مردود انتقاد کرده بود. رسانه های مرتبط با اصولگرایان تحول‌خواه پس از آغاز نهضت بازخوانی از سوی رجانیوز، بارها این رسانه را به گرفتن ایرادهای بنی اسرائیلی متهم کرده و انواع و اقسام توجیهات را برای دفاع از خواص مردود بیان کرده بودند.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی یکی از دلایل عدم حضورش در گروه 7+8 را نفوذ ساکتین فتنه و خواص مردود در این کمیته علی رغم وجود چهره های درخشانی مانند دکتر حدادعادل و دکتر علی اکبر ولایتی می دانست.