به مناسبت سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز حجاب و عفاف
گروه تاریخ ـ عاطفه صادقی: از 12 خرداد 1313 که رضاخان در اولین و آخرین سفر خارجی خود به ترکیه تصمیم گرفت با زور چماق و دگنک مانند ممالک فرنگی،اسباب ترقی و رفاه جامعه ایرانی را فراهم سازد تا کنون 77 سال میگذرد. رضاخان مرده است و جوانان اکنون از آن ادعای واهی، تنها لیستی از خشونت و جنایات قزاق چکم
ه پوش را در ذهن دارند.
21 مرداد 1314 سالروز قیام مردمی مسجد گوهر شاد علیه یکی از تحفههای رضاخانی در راستای مدرن شدن جامعه ایران یعنی کشف حجاب است البته گامهای تدریجی دولت سرانجام به اعلام رسمی کشف حجاب در هفدهم دی 1314 منجر شد ولی مجاهدت علما و خونبهای شهدای مبارزه با کشف حجاب رضاخانی باعث شد این قانون بی ریشه و غیر عاقلانه در طول زمان ابتر شود.
سر کلاف کشف حجاب در ایران، به تنها سفر رضاخان به ترکیه بر نمیگردد. قصه از آنجایی آغاز میشود که عدهای روشنفکر از فرهنگ برگشته به فکر طبابت جامعه خود افتادند و این به ظاهر طبیبان با نسخه اشتباه خویش، نه تنها علاج درد نکردند که عزرائیل حکومت رضاخانی شدند. آنها نسخه پیچیدند که از فرق سر تا نوک پا غربی شویم با این تصور ساده دلانه که دامن کوتاه و کلاه شاپو ما را همانند جوامع غربی به پیشرفت میرساند!
و اینگونه با پا گرفتن یک اندیشه غلط، دمل چرکین قشریگری به سرطان حکومت رضاخانی ختم شد.
احمد کسروی، از نویسندگان غرب زده با برشمردن کشف حجاب در زمره کارهای نیک رضاشاه، چنین مینویسد: «آنچه ما در تهران میبینیم، بیش از این نتیجه پیدا نشده که برخی پیرهزالهای ازجهانبرگشته و برخی از زنهای بیسواد و نافهم، چادر به سر کنند.»

البته روشنفکران ایرانی به تنهایی به چنین اندیشه منوری نرسیدند بلکه اعمال چنین سیاستهای در ترکیه توسط کمال آتاتورک، در ایران توسط رضاخان و در افغانستان توسط امان الله خان، به صورتی هماهنگ توسط انگلیس تقویت و دنبال میشد. چرا که تضعیف و تحقیر باور اسلامی مردم منطقه به معنای جلوگیری از شکلگیری مجدد تمدن اسلامی بود و تجدد خواهی مورد تأیید انگلیس این خطر را مهار میکرد.

امامخمینی(ره) تاکید میکنند که استعمارگران برای به یوغ کشیدن ما ابتدا "به سراغ زنان ما آمدند"
امامخمینی(ره) با آگاهی از این سیاست غرب فرمودند: « آنان چون میدیدند که زنان در نهضت مشروطه و پس از آن، نقش برجسته داشتهاند و آنها هستند که میتوانند حتی مردان را به میدان مبارزه بکشند، نخست به سراغ زنان ما آمدند. »
همفر، جاسوس معروف انگلیسی، در اوایل قرن دوازدهم هجری دراینباره به وزارت مستعمرات بریتانیا پیشنهاد کرد: «لازم است با این توجیه که حجاب از عادتهای دوره خلفای عباسی بوده و ریشه در اسلام ندارد، زنان مسلمان را تشویق کنیم از حجاب دست بردارند. در این رابطه میتوانیم استناد کنیم که مردم، همسران پیامبر را میدیدند و زنان در عصر پیامبر در تمام کارها شرکت میکردند. بعد ازآنکه زنان مسلمان از حجاب بیرون آمدند، جوانان را نسبت به آنان تشویق و تحریک کنیم تا بین آنان فساد ایجاد شود.»
حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص تغییر لباس و کلاه چنین بیان داشتند: «... آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آن ها حرفی نداریم که آن ها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آن ها را اجانب دزدیده اند... . آن روز که کلاه پهلوی سر آن ها گذاشتند، همه می گفتند: مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد، کلاه لگنی [شاپو] گذاشتند سر آن ها، یک دفعه حرف ها عوض شد. گفتند: ما با اجانب مراوده داریم. باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند، هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند.»
اگرچه قیام مسجد گوهر شاد با قتل عام مردم، دستگیری و انزوای علما و اختناق بیشتر فضای سیاسی به ظاهر شکست خورد ولی بازتاب این قیام در جامعه ایرانی، نتایج درخشانی را در پی داشت؛
1)برای همیشه مشروعیت خاندان پهلوی را زیر سوال برد و به عنوان یک نقطه اوج مبارزات در مردم بر ضد حکومتی که با مذهب سر ستیز دارد سقوط پهلوی اول و دوم، تنور مبارزه را گرم نگه داشت.
2) به مردم ایران ثابت کرد که مدرنیته مورد نظر غرب و ترقی غربی، هرگز با اعتقادات و دیانت آنها سر سازگاری ندارد. این تفکر موجب تقویت پایگاه روحانیت شیعی به عنوان نهاد متولی دیانت مردم شد. قیام مسجد گوهرشاد اگرچه به ظاهر شکست خورد ولی افقهای جدیدی از مبارزه دینی تحت نظارت مرجعیت شیعی را برای مردم ایران گشود.
در واقع دستاورد اصلی قیام مسجد گوهر شاد، نشان دادن ماهیت اصلی تمدن و رفاه غربی به جامعه ایرانی است. با این قیام و کشتار وحشیانه رضاخان در آستان مبارک رضوی، ثابت شد که نسخه تجویزی روشنفکران برای مدرن شدن جامعه ایران نه تنها به مقدسترین اعتقادات آنها، که به جان آنها نیز رحم نمیکند.
این دستاورد بعدها خود را در قالب انقلاب اسلامی و حضور پر شور زنان باحجاب در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی به خوبی نشان داد.
در دفاع مقدس هشت ساله نیز، اهمیت حجاب در وصیت نامه رزمندگان حتی هم ردیف خون شهداء ارزیابی میشود؛
-ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده»
-توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران»
- ...و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شماست. «شهید اسماعیل اسکندری»
-وصیت من به خواهرانم این است که در شهادت من مثل زینب(س) عمل کنید و حجاب که اصلی ترین مسئله است را رعایت کنید که حجاب حمایت از خون شهداست. «شهید علی آقا باقری»
این تفکر حتی در بیداری اسلامی کشورهای منطقه خود را نشان میدهد. حضور بانوان باحجاب علیه دیکتاتورهای غرب زده و دست نشانده غربی در کشورهای اسلامی به نمادی از روح اسلام خواهی و استکبار ستیزی این بیداری تبدیل شده است
3) کشف حجاب رضاخانی به شکلگیری نهضت رساله نویسی علما در باب حجاب انجامید، صدها رساله پیرامون این موضوع، آثار، دلایل و شبهات پیرامون آن توسط علما نوشته شد که نتیجه آن تبدیل حجاب از یک رفتار دینی به یک گفتمان فکری بود.
اکنون در پرتو انقلاب اسلامی ایران، بحث حجاب به بحثی زنده در میان مسائل مربوط به زنان تبدیل شده است و این بزرگترین دستاورد قیام مسجد گوهرشاد است. حضور دختران و زنان در تمامی عرصههای سیاسی، علمی، فرهنگی و خانوادگی با حجاب کامل اسلامی خونبهای شهیدان این قیام است.
در شرایطی که غرب با تمام توان و نیرو تلاش میکند تا زنان جوامع مسلمان را از این نعمت عظیم محروم سازد یکی از اصلی ترین دلایل رأی آوردن نخست وزیر ترکیه، قرار گرفتن همسر باحجابش در کنار وی است و حجاب بانوان به یکی از اصلیترین نمادهای مبارزه با رژیمهای غرب زده و دیکتاتور منطقه تبدیل میشود و آیا با این اوصاف قیام مسجد گوهر شاد شکست خورده است؟!
تغییر کلاه مردان، مقدمه کشف حجاب
جهت آماده ساختن زمينه کشف حجاب مجلس، در ششم دي ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصويب کرد که بر اساس آن، پوشيدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگي براي مردان، الزامي شد. تلاش هاي رضا خان باعث شد تا عده اي از زنان غرب زده، بويژه زنان درباري و دولتمردان، به صورت بي حجاب يا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومي ظاهر شوند و مردم نيز تحت تاثير اختناق و ظلم رضاخاني، حساسيت لازم را از خود نشان ندادند.
تعویض کلاه مردان مقدمه کشف حجاب زنان بود، که هیچکس جرات نکرد علنا به آن اعتراض کند.
جشن شیراز مقدمه قیام مسجد گوهر شاد
برگزاری جشنهای گرامیداشت بیحجابی در ماههای دی و بهمن 1314 در سراسر کشور از جمله جشن شیراز که میتوان آن را مقدمه قیام مسجد گوهر شاد نامید.
چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، برگزاری جشن شیراز با حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف در 13 فروردین 1314ه.ش مقدمه قیام مسجد گوهر شاد محسوب میشود. در این جشن پس از ایراد سخنرانی ها ، در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می پردازند. روز بعداین خبر مانند بمبی در شهر میپیچد و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع میکنند. در اولین اقدام حسام الدین فال اسیری از علمای شیراز به برگزاری چنین مراسمی اعتراض کرده و آن را از مظاهر بیدینی در جامعه میداند.. اعتراض او باعث میشود تا بلافاصله دستگیر و زندانی گردد.
اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد چه کسی بود؟!
تساوی حقوق زن و مرد یکی از 12 تعالیم اجتماعی بهائیت است. که کشف حجاب و بی بندوباری زنان و مردان ذیل آن قرار میگیرد.
در این باره در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد. زنی است با نام زرین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب میشود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق میشود)
نخستین واقعه ی کشف حجاب در ایرانِ پس از اسلام، در بدشت- که اکنون در استان سمنان واقع است- روی داد. در این مکان عدهای از بابیان به سرکردگی محمد علی قدوس و طاهره قره العین به دو منظور "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعیین تکلیف بابیه با دین اسلام و اعلام جدایی و مخالفت صریح با دیانت حضرت ختمی مرتبت دور هم جمع شدند. که در این مکان قره العین در برخوردی کاملا متضاد با دین اسلام و مغایر با شرایط اجتماعی زمان خود با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، اولین زنی بود که با "نسخ رسوم گذشته" زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و اباحی گری را که از مقاصد استعمار بود فراهم ساخت.
وی در اجتماع بدشت چنین گفت:"بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛ آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد."
بخشهایی از سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره)در عصر عاشورای روز 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ناظر به دست داشتن بهائیت در توجه ویژه به زنان به وسیله طرح مسائلی مانند کشف حجاب و تساوی حقوق زن و مرد است.
"یك حقایقى در كار است، من باز سرم دارد درد مىگیرد؛ یك حقایقى در كار است. شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهاییهامراجعه كنید؛ در آنجا مىنویسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت مىكنند. آقاى شاه هم نفهمیده مىرود بالاى آنجا، مىگوید: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق كردند كه بگویند بهایى هستى، كه من بگویم كافر است؛ بیرونت كنند. نكن اینطور؛ بدبخت! نكن اینطور. تعلیم اجبارى عمومى نظامى كردن زن، رأى عبدالبهاء است...مطالب خیلى زیاد است، بیشتر از این معانى است كه شما تصور مىكنید.مملكت ما، دین ما، در معرض خطر است."
آیت الله مرعشی نجفی به چه کسی سیلی زد؟!
رییس شهربانی قم برای اجرای کشف حجاب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) وارد میشود .او که مردی گستاخ و بدزبان بود با داد و فریاد به بانوان باحجابی که در کنار ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها) به زیارت اشتغال داشتند پرخاش و حمله میکند تا چادر را از سرشان بگیرد، فریاد و ناله زنان بلند میشود، مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشتند، بسیارناراحت شده و برای جلوگیری از گستاخی رییس شهربانی او را از این کار نهی کرده، ایستاگی کرده و سیلی محکمی به صورت او میزند.
رییس شهربانی، گستاخی را ادمه داده و آیه الله مرعشی را به قتل تهدید میکند و به ایشان ناسزا میگوید.
یک روز بعد از این حادثه، رئیس شهربانی که در بازار قم عبور می کرد، بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار و تخریب آوار بر سرش، در دم هلاک میشود.( بر ستيغ نور، علي رفيعي، ص 77)
اشاره آیت الله حائری به رگهای گردنشان
مهمترين مخالفت علما و مراجع قم با رژيم رضا شاه در ماجراي كشف حجاب بروز يافت. مرحوم آيةالله حائري ضمن رعايت جوانب قضايا و ايستادگي در برابر كساني كه به دنبال گرفتن سوژه و دستاويز كردن آن از مسئله كشف حجاب اظهار نفرت نمود و چون احساس كرد اين نقشه شنيع، جدّي است و كارگزاران رژيم به شدّت پيگير عملي ساختن آن حتّي در شهر مذهبي قم هستند، به عنوان اعتراض، جلسات درس و بحث و نماز جماعت خود را تعطيل كرد و تنفّر خويش را از حوادث پيش آمده اعلام نمود. چون عدّه اي از روحانيون و بازاريان نزد ايشان آمدند و در خصوص كشف حجاب و عوارض ناگوار آن مطالبي به عرض آية الله حائري رسانيدند، آن مرجع عاليقدر به رگهاي گلويش اشاره كرد و گفت: بايد تا پاي جان مقاومت نمود. من ايستاده ام؛ چرا كه مسأله حجاب چيزي [ است ] كه ضرورت دين است و بنا به نص قرآن واجب شمرده مي شود.( آثار الحجّة، ص 50؛ خورشيد حوزه هاي علميّه، محمد محمدي اشتهاردي، ص 105)
راهکار آیت الله حائری در زمان کشف حجاب و تبدیل مراسم تشییع ایشان به نمایش مخالفت زنان قم با سیاست رضاخانی
به دنبال رسميّت يافتن كشف حجاب، آية الله حائري یزدی، به چاره جويي پرداخت و از آن جا كه مسأله حمّام رفتن، زنان را دچار دشواري مي ساخت و آنان را به ناچار به بيرون از خانه مي كشاند و با نيروهاي انتظامي رويارو مي ساخت، آن پيشواي پارسا براي پيشگيري از مواجه شدن زنان وابسته به خانواده اش با پليس و نيروهاي شهرباني و تعدّي به آنان به دليل رعايت حجاب، زيرزميني از خانه اش را به گرمابه تبديل نمود كه مورد استفاده زنان فاميل و همسايه قرار گرفت. اين راهكار، براي بسياري از مقلّدين آيةالله حائري به عنوان راهکاری عمومی مورد استفاده قرار گرفت.
با رحلت آية الله حائريرحمة الله عليه در شب هفدهم ذي القعده سال 1355 ه .ق با وجود آن كه فشار دستگاه پهلوي در اوج بود و جرأت و قدرت را از همه سلب كرده بود، مراسم تشييع آن عالم عظیم الشأن به نوعی نمایش مخالفت مردم با سیاست راخانی را رقم زد و زنان قم كه تا قبل از ارتحال آية الله حائري براي مصون ماندن از تعدّي مأمورين شهرباني در خصوص حجاب، به خانه ها پناه برده بودند، به بهانه شركت در مراسم تشييع آن مرحوم به خيابانها ريختند و براي نخستين بار، پس از كشف حجاب، در معابر و مجامع عمومي، با حجاب كامل و چادر و در قالب يك اجتماع بزرگ، حضور يافتند و بدين گونه سدّ اختناق و فشار را در هم شکستند.
دیدگاه امام خمینی پس از خلع لباس خود
در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند، از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند.
آیت الله محمد فاضل لنکرانی از قول پدر خویش نقل کردند که پدرم فرمود: با عدّ ه اي از دوستان از جمله حضرت امام خميني جلسه اي تشكيل داديم و در آن جلسه بحث اين بود كه اگر كار به جايي برسد كه ما را خلع لباس كنند وظيفه چيست؟در نتيجه تصميم گرفتيم كه اگر از لباس هم خارج شديم، وظيفه تحصيل علوم ديني و ارشاد مردم را به هر صورتي كه شده ادامه ميدهيم.(مصاحبه با آيةالله محمد فاضل لنكراني، مجلّه حوزه، شماره 43 و 44)
امام خميني (قدس سره) در بخشي از نامه خود به شهيد آيةالله سعيدي (در تاريخ 9 اسفند 1347) چنین بیان میکنند: «در نظر دارم كه به يكي از آقايان ائمه (جماعت) در زمان فشار براي تغيير لباس گفتم اگر شما را اجبار به تغيير لباس كنند چه مي كنيد؟ گفت: در منزل مي نشينم و بيرون نمي آيم. گفتم اگر من را اجبار كنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه به مسجد مي روم. بايد پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضي با اعتراض دسته جمعي طرف را كوبيد».57) صحيفه نور، ج 22، ص 83؛ علما و رژيم رضا شاه، ص 498)
سکوت علما به این دلیل بود که گمان میکردند شاه از این مسائل بی اطلاع است
پس از واقعه کشف حجاب در جشن شیراز و دستگیری آیت الله فال اسیری، بیحرمتی به یک عالم دینی و حبس وی، موجی از اعتراضات را در کشور بویژه در حوزههای علمیه قم، مشهد و تبریز در پی داشت. در تبریز دو مرجع عالیقدر، سید ابوالحسن انگجی و میرزا صادق آقا به تغییر لباس و کلاه شاپو اعتراض و به سمنان تبعید گردیدند. «در مشهد هم که دستور تغییر لباس رسیده بود و خبر جشن شیراز و گرفتاری فال اسیری و تبعید دو نفر از علماء تبریز منعکس گردیده بود، غوغایی برپا کرده و مراجع روحانی را سخت ناراحت نمود. جلساتی برای بحث و گفتگو درباره تغییر لباس و سختگیریهایی که در باره معممین به موقع اجرا گذارده بودند تشکیل میگردد. در این جلسات که آیت الله حاج آقا حسین قمی و آیت الله سید یونس اردبیلی و آقازاده فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و جمعی دیگر از علما و مدرسین درجه اول مشهد شرکت داشتند مسئله تغییر لباس مطرح و اظهار عقیده میکنند که دنباله تغییر لباس به برداشتن حجاب منتهی خواهد گردید و باید با شدت از آن جلوگیری نمایند.»
تا این زمان برخی از علما معتقد بودند که کارهای صورت گرفته بدون اطلاع شاه بوده و ایشان مخالف این اعمال ضد دینی بوده و هستند، اما علی اصغر حکمت طی نطقی در میدان جلالیه تهران با حضور رئیس الوزراء (ذکاء الملک) بطور آشکار اعلام میکند که گمان مردم مبنی بر عدم آگاهی رضاشاه از جشن شیراز و خود سرانه بودن این حادثه اشتباه محض است. در این نطق حکمت وقوع این حادثه را مستقما بدستور شخص رضاشاه می داند.
این اظهارت و وقوع این حوادث درکشور پس از درج در مطبوعات در سطح شهر مشهد هم انتشار یافت. آیت الله سید عبدالله شیرازی که در این زمان در مشهد حضور داشته و از نزدیک شاهد وقایع بوده است، بیان میکند که چون روزنامه حاوی درج این مطالب به مشهد برای آیت الله حسین قمی ارسال شد. ایشان پس از مطالعه این اخبار و جریانات طی سخنانی گریه کرده، اینطور بیان میکنند که« خلاصه اسلام فدائی میخواهد و من حاضرم فدا شوم.»
قانون رضاخانی؛ روسپیان باید چادر سر کنند!
با اعلام قانون منع حجاب قوانین زیر طی بخشنامههایی به تمامی مراکز دولتی و غیر دولتی ابلاغ شد:
1ــ اعطای وام به کارمندان دولت جهت خرید لباس مناسب برای همسرانشان به منظور حضور در جشنها و میهمانیها
2ــ توبیخ و در مواردی اخراج کارمندان دولت در صورت عدم حضور آنها و همسرانشان (بدون حجاب) در ضیافتها
3ـ بازداشت و مجازات مخالفان کشف حجاب
4ــ ممانعت از ورود زنان باحجاب به فروشگاهها، سینماها، گرمابههای عمومی، درمانگاهها، و یا ممانعت از سوارشدن آنها به درشکه و اتومبیل.
"برای اهانت بیشتر به زنان چادری، روسپیان حق بیحجابشدن نداشتند. مجله شهربانی نیز آماری از جرایم اعمال منافی که در زیر چادر انجام شده بود، ارائه داد. حکومت با اقدام به این تبلیغات سعی میکرد نماد عفت را به سمبل بیعفتی تبدیل کند.
مهاجرت آیت الله حسین قمی به تهران
آیت الله حسین قمی جهت مذاکره با رضاخان به همراه دو فرزندش حاج مهدی و حاج حسن پیرامون مسائلی که به واسطه کشف حجاب پیش آمده بود به تهران هجرت میکنند. قبل از حرکت، از ایشان درباره نحوه عملکرد و اینکه در ملاقات با شاه چه خواهد کرد سوال میشود و ایشان در جواب چنین بیان میکنند:« اول اصرار و التماس میکنم که از برنامههای ضددینی و اسلامی خود دست بردارد و اگر موافقت نکرد دست او را میبوسم و اگر باز هم موافقت نکرد خفهاش میکنم» ایشان در تصمیم خود قاطع بود بطوریکه قبل از عزیمتش به تهران درحوزه تدریس خود بیان کرد که اگر جلوگیری از این عمل خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر که در راس آنها خودش هم باشد قرار گیرد باز هم ارزش دارد.
حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی
قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانکها آمده اند. اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله علما را از مسجد خارج ساخت.
بهلول و پیشنهاد تحصن در مسجد گوهر شاد
پس از ورود مرحوم شیخ محمد تقی بهلول از فردوس به مشهد و اطلاع از هجرت و زندانی شدن آیت الله قمی ایشان در اعتراض به شرایط پیش آمده در اثر کشف حجاب در حرم امام رضا(عیله السلام) سخنرانی کوتاهی کرده که به واسطه این سخنرانی دستگیر میشوند. پس از آزادی وی در سخنرانی پس از آزادی خویش پیشنهاد تحصن در مسجد گوهرشاد را مطرح میکنند:
"...کار از کار گذشته و ما نباید نرمی نشان دهیم باید پایمردی کرده و مقاومت کنیم یا حاج آقا حسین قمی را از زندان آزاد کرده و احکام اسلامی را جاری کنیم یا همه کشته شویم."
با وجود مذاکره بهلول با سران نظامی شهر مشهد و تلگراف علمای مشهد به رضاخان و درخواست برای حفظ حرمت استان مقدس رضوی، نظامیان صبح یکشنبه مورخه 21 تیرماه 1314ه.ش با یورش به متحصنین در حرم به سرکوب آنها میپردازند، پس از مدتی مقاومت مردم در مقابل تجهیزات نیروهای رژیم شکسته و آنها قتل و عام میگردند.. عمق جنایت رضاخانی به حدی بوده است که بر اساس مشاهدات یکی از حاضرین تعداد کامیونهایی که مجروحین و کشته شدگان قیام مسجد گوهر شاد را خارج میکردند 56 کامیون ذکر شده است که در محله خشتمالها و باغ خونى مشهد در گودالى ريخته شدند در حالیکه بعضی از انها هنوز زنده بودند.
عمق فاجعه جنایت و خون ریزی در مسجد گوهرشاد، شکسته شدن حرمت آستان قدس رضوی و اختناق و دستگیریهای پس از آن به حدی ناگوار بود که برای همیشه بر مشروعیت خاندان پهلوی خط بطلان کشید.