سردار نقدی برای سردار فضلی حکم زد

رئیس سازمان بسیج مستضعفین طی حکمی سردار فضلی را به سمت فرماندهی قرارگاه آمادگی رزمی امام هادی علیه السلام منصوب کرد.

با تشکیل قرارگاه آمادگی رزمی امام هادی علیه السلام در سازمان بسیج مستضعفین، سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین طی حکمی سردار علی فضلی را به سمت فرماندهی این قرارگاه منصوب کرد.

متن حکم صادره به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ پاسدار علی فضلی
سلام علیکم

با صلوات بر محمد و آل محمد و احترام؛ با استعانت از خدای متعال و توسل به حضرت ولی عصر حجت ابن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف، به موجب این حکم آن سردار سرافراز را با حفظ سمت به فرماندهی "قرارگاه حضرت امام هادی علیه السلام سازمان بسیج مستضعفین" منصوب می نمایم.

ماموریت اصلی این قرارگاه ساماندهی تلاش ها برای ارتقای روزافزون توانمندی های رزمی و دفاعی بسیجیان قهرمان، افزایش کارآمدی گردان های عاشورا و الزهرا سلام الله علیها و گردان های واکنش سریع بیت المقدس و هدایت و نظارت بر آموزش های نظامی و رزمایش ها و تمرینات رزمی با تاکید بر انجام منظم سلسله رزمایش های الی بیت المقدس و آماده سازی بسیجیان برای تحقق رسالت راهبردی شان می باشد.

امید است در پرتو عنایات الهی در تحقق منویات ولی امر مسلمین امام خامنه ای عزیز مدّ ظلّه العالی موفق باشید.
 

منبع: مهر

دوچرخه‌مقوايي‌باقابليت‌حمل220كيلو+عکس

اين مخترع اكنون توانسته حمايت مالي شركت ERB را بدست بياورد كه يك شريك فعال در مديريت تمام جنبه‌هاي كاري و مالي اين پروژه بشمار مي‌رود
يك دوچرخه مقوايي شايد وسيله مناسبي براي حمل‌ونقل محسوب نشود اما يك مخترع هوشمند مدعي ساخت دوچرخه محكم و ضد آب كاغذي با هزينه تنها 10 پوند شده است.
 
«گافني»، مهندس مخترع اين طرح جالب براي تقويت قدرت دوچرخه خود به تا كردن ورقهاي فيبر كربني پرداخته كه باعث دوام بيشتر، ضد آب شدن و كاهش هزينه توليد آن شده است.
 
همه چيز اين فناوري بجز زنجير و ترمزها از مقوا ساخته شده‌اند. اين كاغذها با ماده ضد آب رزين پوشش يافته و سپس چاپ شده‌اند.
 
اين دوچرخه مي‌تواند به عنوان يك وسيله حمل و نقل ارزان در مناطق روستايي جهان سوم و همچنين يك خودروي كاملا دوستدار طبيعت مورد استفاده قرار بگيرد.
 
اين مخترع اكنون توانسته حمايت مالي شركت ERB را بدست بياورد كه يك شريك فعال در مديريت تمام جنبه‌هاي كاري و مالي اين پروژه بشمار مي‌رود.
 
وي ايده ساخت اين دوچرخه را در پي آگاهي از ساخت يك قايق مقوايي بدست آورده بود. «گافني» پس از تفكر در مورد ضد آب بودن و قابليت حمل يك انسان توسط اين قايق تصميم گرفت كه يك دوچرخه شبيه به آنرا طراحي كند.
 
گافني نمونه پيش‌ساختي را طراحي كرده كه قادر به حمل انسان با وزن ميانگين و پدالزني و حركت مانند يك خودروي عادي است.
 
اگرچه به اذعان گافني اين طراحي بيشتر شبيه يك قاب بسته‌بندي روي چرخ است تا يك دوچرخه امام وي اكنون قصد دارد دوباره طراحي آنرا به شكل كاملتري دنبال كند.
 
به گفته يك سخنگوي شركت ERB،‌اين دوچرخه كاملا ضد آب و رطوبت است. گافني همچنين افزود كه ظاهر اين دوچرخه شبيه به تركيبي از پليمر سبك سخت است، اما از آن محكمتر بوده و مي‌توان يك انسان تا 220 كيلوگرم را حمل كند.
 
پيش‌ساخت كنوني اين دوچرخه «آلفا» نام داشته و از مواد 100 درصد بازيافتي با وزن 9 كيلوگرم ساخته شده است. همچنين مي‌توان روي اين دستگاه يك موتور الكتريكي نيز نصب كرد.
 
همچنين نمونه دوچرخه كودك آن نيز با وزن 3.5 كيلو و قيمت پنج پوند در خط توليد قرار دارد.
 
گافني همچنين اختراعات ديگري را مانند يك دستگاه پوست كن انار، روبات هوشمند براي دوخت كفش و يك دستگاه بالابر براي افراد ناتوان در كارنامه خود دارد.
 

«توهين به پيامبر» ؛ چرا در امریکا؟

«توهين به پيامبر» ؛ چرا در امریکا؟

دکتر وحيد يامين پور

 
1. «یهودیان برای رسانیدن پیام خدا به کل جهانیان انتخاب شده اند. یهودیان حامل برترین خونها در رگهای خود هستند. آنها فرزندان خدایند. ما مسیحیان در مقایسه با آنها بیگانه ایم. همانطور که در داستان "زن کنعانی" آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نانهای بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می کنیم.»
 
سخن فوق را دانشنامه یهود (encyclopedia judaica) از قول مارتین لوتر نقل کرده است. مارتین لوتر بنیانگذار مهمترین انشعاب تاریخ در مسیحیت است: پروتستانتیزم؛  پروتستانتیزم هرچند در ابتدا به عنوان روشی اصلاح طلبانه در برابر مفاسد اخلاقی، اقتصادی و انحراف معرفتی کلیسای کاتولیک شناخته شد، لیکن به تدریج در گذر تاریخ پستوی معرفتی منحرف خودش را در چهره ی این انشعاب گسترده نشان داد.
 
2. پروتستانتیزم، مذهبی مطابق با نفسانیت مدرن و مورد توقع بورژواهای اهل تسامح قرن هفدهم اروپا بود. اینکه پروتستانتیزم چگونه در آن تاریخ و بدون وسایل ارتباط جمعی قابل اعتنایی با آن سرعت در اروپای دین گریز منتشر می شود خود از سوالهای معنادار تاریخ است. شاید یکی از دقیقترین پاسخ ها را باید در کتاب معروف ماکس وبر: «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری» بیابیم. پروتستانتیزم، همان چیزی بود که اروپاییان خسته از کلیسا، در پناه آن، اومانیته و نفسانیت خودبنیاد خود را توسعه می دادند. دست کم هزار سال تکیه ی اصلی کلیسای کاتولیک بر زندگی زاهدانه و پرهیز از استکبار در منش و معرفت بود؛ اما مذهب جدید لوتر نسبتی با معانی ریاضت، قناعت و پرهیز نداشت. این همان دینی بود که بر تن فربه شده ی اومانیست های قرن هفده اندازه شده بود. بطور مثال در تاریخ آمده است که یکی از دلایل گسترش پروتستانتیزم در انگلستان، از علاقه‌ی پادشاه آن مملکت به زنی دیگر و ممنوعیت طلاق همسر اول در کاتولیسیسم نشأت میگیرد. «تامس مور» (نویسنده‌ی کتاب معروف "اتوپیا")، کشیش دربار، راضی نشده بود که حکم طلاق همسر اول را صادر کند. او جانش را بر سر مذهب کاتولیکش گذاشت. پروتستانتیزم راه حل رسیدن پادشاه به خواسته ی نفسانی اش بود. او اعلام کرد که پروتستان شده است و دستور داد که رعیت نیز چنین باشند! آنگونه که گفته اند پروتستانتیزم کم کم راه مبادلات اقتصادی همراه با ربا را نیز هموار کرد. روشی که منطبق با شیوه های یهودی بود ونه مسیحیت.
 
3. پروتستانتیزم از طریق پیوریتن های انگلیسی به امریکا راه یافت. در واقع امریکا تنها کشور جهان است که از همان ابتدا مبتنی بر تلقی پروتستانتیستی از مسیحیت تشکیل شده است. بر همین مبنا رشد سریع ثروت و گرایش شدید به اقتصاد و تجارت در این کشور قابل تحلیل است. چیزی که در یک نگاه فرهنگی «مرکانتلیسم» (کنّازی یا روح سوداگری) خوانده می شود. حساب امریکاییان از امریکای سیاسی جدا نیست. آنچه دنیای امروز به عنوان مدرنیته ی امریکایی می بیند و لمس می کند نسبت وثیقتری با یهودیت دارد تا مسیحیت؛ در قرآن آمده است که :
 
 «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ» ؛ 
 
 اکنون برگردید و بار دیگر سخن مارتین لوتر را در ابتدای متن مرور کنید. پروتستانتیزم روشی برای توأمان مدرن بودن و متدین بودن است! این همان مسیحیتی است که یهود می پسندد و نامی بامسمّا بر آن نهاده است: "Judaizers" دوستداران یا بردگان یهود. این اتفاق هنگامی بشتر شگفتیمان را برمی انگیزد که بدانیم طبق اسناد تاریخی، دوران قرون وسطی دوران کینه ی عمیق مسیحیان نسبت به یهودیان بوده است. یهودیان تا آنجا منزوی و منفور بوده اند که ترجیح می داده اند در سایه‌ی امپراطوری اسلامی روزگار بگذرانند تا در آتش نفرت مسیحیان اروپا بسوزند. آورده اند که یهودیان فرزندان مسیحیان اروپا را می دزدیدند، آنها را عقیم می کردند و به عنوان برده به مسلمانان می فروختند!
 
4. حدود ده سال پیش پروفسور شون برن، کاردینال مشهور اتریشی به تهران آمد و در جلسه ای با حضور برخی علمای اسلامی به گفتگو نشست. شاید مهمترین جمله‌ی او برای من این بود که «امروز اسلام و مسیحیت درد مشترکی دارند؛ این مدرنیته است که هیچ تدیّنی را برنمی تابد» و او هنگامی که از غربت مسیحیت کاتولیک در دنیای معاصر می گفت صدایش می لرزید و لحن کلامش عوض می‌شد تا شاید از سوال‌های مکرر ما راجع به اینکه بالاخره مسیحیت دین حق است یا اسلام، رها شود. امریکای امروز نسبتی با مسیحیت سنتی کاتولیک ندارد. دقیقتر آن است که بگوییم نسبتی با دین ندارد. امریکاییان دین خود را دارند. تلقی یهودیزه شده ای که تمام رفتارهای چند ده سال اخیر دولتمردان‌شان را موجه جلوه می دهد. حساب امریکایی ها را نمی توان از دولت امریکا جدا کرد. هر چند بسیاری از امریکایی ها امروز در عالم ابسورد خود از هرگونه دینداری قابل ملاحظه ای بی بهره اند لیکن با یک نگاه دقیق‌تر می توان این بی دینی و تعصب بخشی دیگر از امریکایی های انجیلی را توأمان ناشی از همین تلقی یهودیزه شده از مسیحیت دانست. امروز شورای ملی کلیسا (NCC) طبق گزاره های کلیسای انجیلی، حاکمیت یک دولت یهودی بر اورشلیم را مقدمه ای برای ظهور دوباره ی ماشیح(مسیح) می داند و این گزاره نوعی تعهد سراسری برای امریکایی ها برای حمایت از صهیونیسم و کینه توزی علیه اسلام است.
 
5. «قرآن سوزی» يا توهين به پيامبر رفتاری متناسب با مسیحیت نیست. این رفتار خاصیت دین امریکایی است. خشونت گرایی، کینه توزی و انتقام در مواجهه با اسلام و مسلمانان خصلتی صهیونیستی است و نه دینی. اما با مقدمات پیشین اکنون بهتر می توان تحلیل کرد که چرا این اتفاق در دنیای پروتستان امریکا وبه دست بردگان یهود می افتد و نه به دست مسیحیان واقعی. اما هر چه باشد تجلی این کینه توزی و حس انتقام در یک نگاه تاریخی و تمدنی معنای عربده کشی پهلوان زمین خورده ای دارد که برای پنهان کردن ضعف اش فریاد می زند. برای دریافت بهترین تحلیل در خصوص این نگاه تاریخی به افول آخرالزمانی غرب و امریکا، رجوع کنید به نگاه حکیمانه ی سید شهیدان اهل قلم، شهید سید مرتضی آوینی به جنگ خلیج فارس در دهه‌ی نود.

جزئیات حضور علنی سید حسن نصرالله در جمع مردم

این چهارمین بار است که سید حسن نصرالله با حضور خود در جمع مردم، هوادارانش را خوشحال می‌کند و این پیام صریح را به دنیا می‌رساند که رهبر مقاومت نیز مانند عناصر آن از شهادت باکی ندارد.

به گزارش فارس، با حضور علنی سید حسن نصرالله در میان مردم در جریان تظاهرات اعتراض آمیز علیه انتشار فیلم موهن علیه پیامبر اسلام (ص) جمعیت حاضر در این تظاهرات که شعارهای ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی سر می‌دادند به وجد آمدند و  شعارهای خود را با شور و شوق بیشتری دنبال کردند.
 
این چهارمین باری است که بعد از جنگ 33 روزه سید حسن نصرالله به صورت غافلگیر کننده در جمع مردم لبنان حاضر می‌شود و بدون توجه به خطرات احتمالی برای آنها سخنرانی می‌کند.
 
نصرالله با این اقدام خود تمامی اقدامات امنیتی برای محافطت از خود را کنار زد و تأکید کرد که در راه حمایت از رسول خدا و آبرو و دین ایشان آماده فداکاری و شهادت است.
 
اولین باری که سید حسن نصرالله بعد از جنگ 33 روزه و جدی‌تر شدن تهدیدات رژیم صهیونیستی برای ترور وی به صورت علنی در جمع مردم حضور پیدا کرد، جشنواره پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه بود که در 22 سپتامبر سال 2006 برگزار شد، وی در این مراسم از دستاوردهای مقاومت ابراز خرسندی کرده و گفت که امروز با یاری خداوند پیروزی تاریخی و راهبردی بزرگی را جشن می‌گیریم، او گفت چطور برای عقل بشری ممکن است که تصور کند چند هزار نفر از فرزندان مقاومت در لبنان 33 روز در فضای باز در مقابل قویترین نیروی هوایی منطقه مقاومت کنند، این در حالی است که این رژیم بمب‌های هوشمند زیادی را از آمریکا و انگلیس دریافت می‌کرد.
 
دومین حضور علنی سید مقاومت در استقبال از آزاده‌های لبنانی در 17 ژولای 2008 بود که در ورزشگاه الرایه در ضاحیه جنوبی بیروت برگزار شد، وی در سخنرانی خود در این مراسم بار دیگر تاکید کرد که زمان شکست‌ها به سر آمده و وقت پیروزی‌ها فرا رسیده است.
 
سومین حضور علنی نصرالله در روز 6 دسامبر سال 2011 و مراسم عاشورای حسینی بود، او که علاقه‌ای وصف ناشدنی به امام حسین دارد و این موضوع در سخنرانی‌های وی کاملاً مشهود است، در عاشورای سال گذشته به صورت علنی در جمع تظاهرات کنندگان حاضر شد و به هواپیماهای اسرائیلی که به صورت فشرده در آسمان بیروت و جنوب لبنان در پرواز بودند هیچ توجهی نکرد، سید حسن نصرالله در آن روز تاکید کرد که مقاومت از نظر تعداد و آموزش‌های نظامی و تسلیحات پیشرفت کرده است.
 
چهارمین حضور علنی نصرالله نیز دوشنبه و در مراسم تظاهرات اعتراض آمیز علیه فیلم موهن به وقوع پیوست، وی که شخصاً در تظاهرات گسترده مردمی لبنان در ضاحیه بیروت برای محکوم کردن توهین اسلام ستیزان به پیامبر اعظم اسلام شرکت کرده بود، در سخنانی کوتاه گفت که این آغاز تحرکی است که باید ادامه داشته باشد و در خدمت اهداف مشخصی باشد که همان توقف انتشار بخش‌های کوتاه از این فیلم و ممانعت از انتشار کامل این فیلم و در نهایت بستن روزنه‌های توهین به پیامبر ماست.
 
آمریکا باید بداند که انتشار کامل این فیلم برای آن پیامدهای بسیار بسیار خطرناکی را در پی خواهد داشت.

عکس: آرميتا رضائي‌نژاد در مراسم روز دختر

عکس: نقاشی‌های زیبا با میوه و سبزیجات

آنچه در این تصاویر مشاهده می‌‌کنید، تابلوی نقاشی نیست، بلکه تابلویی از میوه‌، سبزیجات و نان است.

نبش‌قبر رئيس‌جمهور اسبق‎تركيه+عکس

در پی ارائه نسخه ای از این گزارش به قوه قضاییه ترکیه، ˈ کمال چتینˈ از دادستان های این کشور تحقیقاتی را آغاز کرد.

در پی درخواست خانواده اوزال و دستور ˈ عبدالله گلˈ رییس جمهوری ترکیه برای بررسی علت مرگ ˈ تورگوت اوزالˈ سازمان بازرسی دولتی این کشور در ماه های گذشته گزارشی مبسوطی در این زمینه تهیه که در این گزارش مرگ اوزال مشکوک اعلام شده بود.

در پی ارائه نسخه ای از این گزارش به قوه قضاییه ترکیه، ˈ کمال چتینˈ از دادستان های این کشور تحقیقاتی را آغاز کرد.

وی پس از دو ماه بررسی این پرونده خواستار نبش قبر اوزال برای روشن شدن دلیل اصلی مرگ وی شد.

ترکی آنلاین نوشت: نبش قبر ˈتورگوت اوزالˈ به زودی تحت نظارت سازمان پزشکی قانونی انجام خواهد شد.

زمان دقیق نبش قبر رییس جمهوری فقید ترکیه اعلام نشده است.


مرگ ناگهانی ˈ تورگوت اوزالˈ رییس جمهوری اسبق ترکیه که پس از کودتای نظامی 1980 میلادی به عنوان موسس حزب ˈ مام میهنˈ زمام اداره ترکیه را در دست گرفت و معمار اقتصاد نوین این کشور محسوب می شود از مبهم ترین نکات در تاریخ معاصر ترکیه است.

علاوه بر خانواده تورگوت اوزال، بسیاری از سیاستمداران نزدیک به وی نیز مرگ ناگهانی وی را مشکوک اعلام کرده اند.

از خيانت‌هاي ضربدري تا یک هيولاي چادري! + تصاویر

انتشار همين نامه‌ي محرمانه كافي بود تا كارگردانان و تهيه‌كنندگان اين فيلم‌ها به سرعت با نوشتن بيانيه‌اي به اين موضوع واكنش نشان دهند.

ماجراهاي حوزه‌ي هنري و ممانعت از اكران فيلم‌هاي مسئله‌دار همچنان ادامه دارد و اين براي كساني كه بعد از شنيدن خبر مصالحه‌ي وزارت ارشاد با حوزه‌ي هنري، نگران عقب‌نشيني از اكران فيلم‌هاي مسئله‌دار بودند، خبري خوشحال كننده است. به خصوص كه اين بار حوزه‌ي هنري شش فيلم شاخص جريان روشنفكري را در ليست سياه اكران خود در سينماها قرار داده و همين موضوع هم، به شدت جريان روشنفكري را به تكاپو انداخته است؛ تا جايي كه تهيه‌كنندگان اين شش فيلم تمام اختلافات حاد و ديرينه‌ي خود را كنار گذاشته و با صدور يك بيانيه، به اين تصميم حوزه‌ي هنري به شدت اعتراض كرده‌اند.

در حالي كه طي چند هفته‌ي اخير، هيچ خبر جديدي از تصميمات حوزه‌ي هنري در رسانه‌ها منعكس نشده بود، روز دوشنبه خبرگزاري فارس گزارش داد كه حوزه هنری طی نامه‌ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده است كه فیلم‌های «برف‌روی کاج‌ها» (پیمان معادی)، «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته)، «پل چوبی» (مهدی کرم‌پور)، «بی خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی)، «پذیرایی ساده» (مانی حقیقی) و «من مادر هستم» (فریدون جیرانی) را در سینماهای تحت مالكيت خود اکران نمی‌کند.

انتشار همين نامه‌ي محرمانه كافي بود تا كارگردانان و تهيه‌كنندگان اين فيلم‌ها به سرعت با نوشتن بيانيه‌اي به اين موضوع واكنش نشان دهند. در اين بيانيه چنين آمده بود:

«در شرايطي كه سينماي ايران بيش از پيش به سمت دولتي شدن پيش مي‌رود،‌ تعدادي فيلم‌هاي مستقل وجود دارد كه در بخش خصوصي و با بودجه شخصي ساخته شده‌اند. اين فيلم‌ها با تمام سوتفاهم‌هايي كه بر آن‌ها اتفاق افتاد‌، سرانجام توانستند از مجاري سخت مجوزهاي ارشاد بگذرند و آماده‌ي نمايش عمومي شوند. اين فيلم‌ها اينك با برخورد غيرمسئولانه‌ي مديران حوزه‌ي هنري مواجه شده‌اند كه در بهترين شرايط خواستار مميزي مجدد و مكرر اين فيلم‌ها براي نمايش در سينماهاي حوزه هستند و متأسفانه هيچ فرد و گروهي نيز پاسخگوي اين مديريت چندگانه‌ي فرهنگي نيست. هشدار مي‌دهيم اين حركات افراطي كه فردا گريبانگير ديگر همكاران‌مان هم خواهد شد، منجر به حذف بخش خصوصي و مرگ سينماي اجتماعي ايران مي‌شود. از همه‌ي همكاران سينمايي، نهادهاي صنفي‌، اصحاب رسانه و مطبوعات و دوست‌داران سينماي ايران براي بقاي سينماي ايران ياري مي‌طلبيم.»

اما جالب‌تر از متن بيانيه، نام كساني است كه آن را امضا كرده‌اند. از روشنفكرنماياني چون «پيمان معادي»، «ماني حقيقي»، «عبدالرضا كاهاني»، «مهدي كرم‌پور» و «غلامرضا موسوي» كه به شدت دل در گروي مديريت‌هاي اصلاحاتي و طيف خانه‌ي سينما دارند، تا امثال «سيد جمال ساداتيان»، «علي سرتيپي» و «برادران شايسته» كه از موافقان سرسخت انحلال خانه‌ي سينما و جز طيف حاميان شمقدري محسوب مي‌شوند، همه و همه در يك اتحاد به شدت نادر كه هيچ‌گاه با اين كيفيت محقق نشده بود، رو در روي حوزه‌ي هنري ايستاده‌اند و از اين اقدام حوزه ابراز نگراني كرده‌اند.

اين وحدت بي‌سابقه بيش از هر چيزي بيانگر آن است كه اين بار سياست‌گزاران حوزه‌ي هنري جاي درستي را هدف گرفته‌اند. به عبارت بهتر، حوزه‌ي هنري فيلم‌هايي را تحريم كرده است كه براي جريان روشنفكرنماي وطني، ديده شدن اين فيلم‌ها و يا لااقل تعدادي از اين فيلم‌ها، بسيار مهم است؛ تا جايي كه پاي مسائل بي‌ربطي چون ورشكستگي بخش خصوصي را در بيانيه‌هايشان به ميان مي‌كشند و سپس خطر چنين تحريمي را در كمين تمام سينماگران ايراني مي‌خوانند. اما به راستي چه موضوعاتي در اين شش فيلم مطرح شده است كه چنين اهميتي يافته‌اند؟

به نظر مي‌رسد كه با توجه به اكران پنج فيلم‌ اين ليست در جشنواره‌ي فيلم فجر و نمايش خصوصي يك فيلم ديگر -«من مادر هستم»- مي‌توان با اتكا به ديده‌ها و نه شنيده‌ها، به بررسي محتوايي اين شش فيلم پرداخت تا با ذكر بخش‌هايي از داستان فيلم و وقايع فيلمنامه، مخاطبان خود درستي يا نادرستي اقدام حوزه‌ي هنري را به قضاوت بنشينند.

1- «برف روي كاج‌ها»
نخستين فيلم «پيمان معادي» -فيلمنامه نويس ايراني الاصل متولد آمريكا- در مقام كارگردان است. فيلمي كه مي‌توان آن را شاخص‌ترين محصول امسال سينماي خيانت زده‌ي ايران با موضوع خيانت دانست. «برف روي كاج‌ها» البته با استقبال شديد قشر معدود اما پرسر وصداي «جشنواره رو»‌ي سينماي ايران روبرو گرديد و توانست عنوان بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را در جشنواره‌ي سي‌ام فجر كسب كند. اما در عين حال، به دليل پرداخت مثبت به موضوع خيانت و قبح‌زدايي از آن، با انتقاد شديد اهالي جبهه‌ي فرهنگي انقلاب اسلامي روبرو گرديد.


در «برف روي كاج‌ها» داستان «رويا» يك مدرس پيانو را مي‌بينيم كه بعد از مدتي، از رابطه‌ي شوهرش -علي- با يكي از شاگردانش مطلع مي‌گردد. اين در حالي است كه علي به بهانه‌ي يك سفر كاري ايران را ترك كرده و درخواست طلاق داده است. اما رويا تصميم مي‌گيرد تا اين ماجرا را از همه حتي مادرش پنهان نگه دارد و در خانه‌ي فعلي خويش، به زندگي ادامه دهد. با ورود تصادفي يكي از همسايگان اين زن -نريمان- به زندگي او، اين بار عشق عميق‌تر و پرشورتري بين رويا و نريمان شكل مي‌گيرد و همه‌ي اين‌ها در حالي رخ مي‌دهد كه رويا همچنان همسر علي است و نريمان هم مي‌داند كه با يك زن شوهردار در ارتباط است. در پايان هم علي پشيمان از كرده‌ي خويش از سفر بازمي‌گردد و خواستار آن است كه رويا او را ببخشد. رويا هم كه حالا فهميده است كه اطرافيانش ماجراي خيانت علي به او را از مدت‌ها پيش مي‌دانستند و از او پنهان كرده‌اند، اين بار با صداقتي مثال زدني در همان بدو ورود همسرش، ماجراي رابطه‌ي خود با نريمان را بازگو مي‌كند و از احساسي مي‌گويد كه هيچ‌گاه در طول 14 سال زندگي مشترك خود با علي، آن را تجربه نكرده است.

برخورد به شدت معمولي و عادي با خيانت و تأكيد فيلم بر افشاي خيانت و پنهان نكردن آن، ارائه‌ي تصوير بسيار پرشور و جذاب از عشق‌هاي نامشروع خارج از خانواده و ارائه‌ي تصويري سرد از روابط زناشويي، طرح تئوري «خيانت در پاسخ خيانت» و محق دانستن زوجين در خيانت متقابل به يكديگر و مضاميني از اين دست، مهم‌ترين مواردي بودند كه باعث شدند تا اين فيلم به يكي از فيلم‌هاي مسئله‌دار امسال سينماي ايران تبديل شود.

2-«پذيرايي ساده» اما داستان متفاوتي دارد. «محمد حمزه‌زاده» از مديران سياست‌گزار حوزه‌ي هنري چندي پيش در يادداشتي با عنوان «چهارشنبه سوري در سينماي ايران» بدون اشاره به نام اين اين فيلم، آن را اين‌ طور توصيف كرده بود: «حوزه‌ي هنری از رییس جمهور محترم توقع دارد ابتدا فیلمی را که با نظارت و شاید کمک همین سازمان سینمایی تولید شده و در طول هشتاد دقیقه، هشت سال سیاست‌گذاری‌ها و زحمات دولت عدالتخواه در توجه به مردم و مناطق محروم را به بدترین وجه ممکن سیاه و مخدوش می‌کند و نتیجه این توجه را از بین رفتن انسانیت و راستی، درستی، صداقت و شرافت آدم‌ها معرفی می‌کند، به نظاره بنشینند و بعد درباره‌ي تصمیمات حوزه‌ي هنری در کنترل از طریق اکران قضاوت کنند.»


«پذيرايي ساده» داستان مرد و زني را -كه نسبت آنها با هم مشخص نيست- نشان مي‌دهد كه در منطقه‌اي محروم به راه افتاده و با انگيزه‌اي نامعلوم بين مردم پول پخش مي‌كنند. آنها ابتدا در قبال بخشش اين پول‌ها، مطالبه‌اي از مردم ندارند، اما كم‌كم تصميم مي‌گيرند تا شرافت مردم را با اين اسكناس‌ها بخرند و جالب آنكه مردم هم به شدت با آنان همراهي مي‌كنند و حتي يكي از اين جماعت، حاضر مي‌شود تا جنازه‌ي فرزندش را در قبال پول به اين دو نفر بفروشد!

آخرين ساخته‌ي ماني حقيقي اما از حيث توهين به مردم و به خصوص قشر مستضعف، پديده‌ي عجيب و كم‌سابقه‌ايست. چرا كه بديهي است وقتي «ماني حقيقي» -نوه‌ي روشنفكر معروف ابراهيم گلستان و فرزند ليلي گلستان- از ويلاي معروف خاندان گلستان در لواسان، تصميم مي‌گيرد طي يك فداكاري به مناطق محروم كشور نزول اجلال كند، نتيجه فيلمي چون «پذيرايي ساده» خواهد شد. او در اين فيلم، قشر مستضعفي را به تصوير مي‌كشد كه همه چيز خود را –شرافت، انسانيت و ناموس‌شان را- با پول معامله مي‌كنند و قشر ثروتمند هم به اين رفتار آنها مي‌خندد. البته عده‌اي همچون «محمد حمزه‌زاده» معتقدند كه حقيقي در اين فيلم، منش دولت احمدي‌نژاد در سفرهاي استاني را به سخره مي‌گيرد و برخي ديگر هم، محتواي فيلم را به نقد هدف‌مندي يارانه‌ها مرتبط دانسته‌اند. البته اگر بشود موارد يادشده را نقد دانست!

3- «بي‌خود و بي‌جهت» -فيلم نمونه‌اي مجله‌ي فيلم در جشنواره‌ي سي‌‌ام فجر- مصداق كامل تسويه حساب يك كارگردان با قشري است كه از آنها متنفر است. فيلم هيچ چيزي ندارد جز يك «هيولاي چادري» كه همه‌ي كاراكترهاي فيلم چون عروسك‌هاي خيمه‌شب بازي، مقهور او هستند. «كاهاني» با ساخت اين فيلم علاوه بر ثبت عنوان اولين فيلم «real time» سينماي ايران، توانسته ركورد ديگري را هم كسب كند و آن خلق كثيف‌ترين و حيوان صفت‌ترين كاراكتر «مادر» در سينماي ايران است. اين حد منفي نشان دادن يك كاراكتر در سينماي ايران را كه كاهاني در مورد «مادر چادري» و مذهبي فيلمش اعمال كرده است، تنها مي‌توان با تصوير منفي درجه‌داران عراقي در سينماي دهه‌ي شصت ايران مقايسه كرد.


«مادر چادري» فيلم «بي‌خود و بي‌جهت» يك انتقام كامل از همه‌ي زنان چادري ايراني است كه از ديد آقاي كارگردان هيچ وجه انساني ندارند. او دخترش را چنان در اين فيلم به بازي مي‌گيرد كه تا مدت‌ها تصوير سنگدل او در ذهن مخاطب باقي مي‌ماند و پايان مضحك فيلم هم تأييد ديگري بر هيولاصفتي اين زن است. اين كاراكتر قاعدتاً «چادري» و «مذهبي» را كه از فيلم كاهاني بگيريد، مي‌ماند يك كودك به شدت شرور و اعصاب خرد كن و چندين سكانس توالت! بقيه‌ي شخصيت‌ها هماني هستند كه بارها و بارها ديده‌ايم. شخصيت‌هاي غيرمذهبي درمانده‌اي كه اسير دست يك زن مقتدر مذهبي هستند.

4- «پل چوبی» فيلمي است در مورد فتنه‌‌ي 88 با چاشني مقاديري عشق و خيانت. سازندگان اين فيلم به شدت تلاش كرده‌اند تا مانند مانند «كازابلانكا»، يك داستان عشقي را در پس زمينه‌اي از حوادث سياسي مطرح كنند. داستان عشق قديمي يك مرد متأهل -«بهرام رادان»- به سركار خانم «هديه تهراني» را در ايام فتنه‌ي 88!


«مهدي كرم‌پور» كه سابقه‌ي به سخره گرفتن دفاع مقدس در قالب انيمشين را در فيلم «جايي ديگر» دارد، اين بار با موضعي ميانه‌تر از امثال «كمال تبريزي» در فيلم «خيابان‌هاي آرام»، به سراغ فتنه‌ي 88 مي‌رود و در خلال داستانش، سري به كهريزك هم مي‌زند و به صورت محتاطانه براي بازداشتي‌هاي «فتنه‌ي 88» مرثيه سر مي‌دهد. هر چند كه ضعف فني فيلم، باعث شده است تا بسياري از طعنه‌ها و پيام‌هاي فيلم كاركرد عكس پيدا كنند.

5- «من مادر هستم» آخرين فيلم مجري عزل شده‌ي هفت -«فريدون جيراني»- است كه آن را مي‌توان نمونه‌ي كاملي از سينماي خيانت در ايران دانست. جيراني كه پيش از اين در «آب و آتش» داستان زندگي يك فاحشه و در «شام آخر» ماجراي عشق يك داماد به مادر زنش را روايت كرده بود، در «من مادر هستم» سراغ خيانت‌هاي ضربدري مي‌رود و آن قدر در نشان دادن اين موضوع و البته مسائلي مانند مشروب‌خواري كاراكترهاي فيلمش افراط مي‌كند كه در ميان اين همه فيلم با موضوع خيانت و با وجود تمام تلاش‌هاي مسئولين ...براي فرار از توقيف، فقط «من مادر هستم» مهر توقيف مي‌خورد. شدت و پيچيدگي اين خيانت‌هاي ضربدري به حدي است كه توضيح آنها و معرفي همه‌ي شخصيت‌هاي دخيل در اين خيانت‌ها، به شدت كار دشوار و از توانايي نگارنده خارج است.


6- «من همسرش هستم» آخرين فيلم اين ليست و اولين فيلم «مصطفي شايسته» -تهيه‌كننده‌ي مطرح سينماي ايران- در مقام كارگردان است. فيلمي باز هم با موضوع خيانت و تم حق متقابل زوجين در شكستن حريم‌ها در صورت خيانت يكي از طرفين. از آن فيلم‌هايي كه كسي نمي‌فهمد مشكل زوج متمول اصلي فيلم در چيست و اين همه لاابالي‌گري به چه دليل رخ مي‌دهد؟ فقط مي‌توان اين را دريافت كه خيانت بر جامعه‌ي ايراني سيطره پيدا كرده است!


اين توضيح مختصر، به خوبي نشان مي‌دهد كه جريان روشنفكري بر خلاف گذشته، بيش از آنكه بر فروپاشي اقتصادي نظام جمهوري اسلامي تأكيد كند، بر فروپاشي اخلاقي آن متمكز شده است و اين شش فيلم جز شاخص‌ترين نمونه‌هاي تلاش اين جريان براي ترسيم اين بحران اخلاقي در جامعه‌ي ايران هستند. بنابراين مي‌توان متوجه شد چرا تحريم اين شش فيلم توسط سينماهاي تحت مالكيت حوزه‌ي هنري، تا اين حد بر صاحبان اين فيلم‌ها و روشنفكرنمايان ايراني سنگين آمده است و چه چيز آنها را مجاب كرده است تا با مخالفان قسم خورده‌ي خود بر سر يك ميز بنشينند و عليه حوزه‌ي هنري بيانيه صادر كنند. اما مهم‌تر از وحدت اين افراد، مسئله‌ي ثبات عقيده‌ي مسئولان حوزه‌ي هنري است. بايد منتظر ماند و ديد كه در روزهايي كه قطعاً فشارهاي جريان روشنفكري به بالاترين حد خود خواهد رسيد، آيا حوزه‌ي هنري مقاومت مي‌كند يا نه؟

منبع: رجا نیوز

اعتراف دیرهنگام به ناکارآمدی صالحی

قربان اوغلی وقتی دید با این افتضاحات در دولت اصولگرا جایگاهی ندارد بلافاصله به دشمن سرسخت این دولت تبدیل شد و با پیوستن به اردوگاه رقیب مسئولیت کمیته . . .

"صراط "– این روزها اشتباهات وزیر امور خارجه و مواضع منفعلانه دستگاه تحت نظرش در خصوص مسائل گوناگون تا آن جا پیش رفته است که صدای برخی حامیانش از جمله چهره های اصلاح طلب را در آورده است .

به گزارش سرویس سیاسی صراط ، جاوید قربان اوغلی سفیر پیشین کشورمان در آفریقای جنوبی اخیراٌ در گفت و گو با یکی از سایت های نزدیک به اصلاح طلبان ضمن انتقاد شدید از مواضع علی اکبر صالحی تأکید کرده است که ایشان اصلا در حد و اندازه های یک وزیر خارجه و یک دیپلمات برجسته که شاخص جمهوری اسلامی باشد عمل نکرده است . این دیپلمات سابق که کارنامه روشنی در سوابق کاری خود ندارد پس از آنکه در دولت نهم به سمت مدیرکلی آفریقای جنوبی وزارت قناعت نکرد به تخریب سیاست های خارجی دولت روی آورد و با مصاحبه ها و یادداشت های خود همواره به تخریب مشی انقلابی دولت در عرصه دیپلماتیک پرداخت .

بنا بر این گزارش، قبلاٌ در خبر ها آمده بود که وی در زمان سفارتش در آفریقای جنوبی رسوایی بازداشت همسران مقامات ایرانی را به دلیل خروج غیر قانونی طلای خام به بار آورد، در همان زمان هم شرکتی را به مدیرعاملی فرزندش در آن کشور جهت فعالیت های اقتصادی ایجاد کرد که تا کنون به فعالیت ادامه می دهد و وی با استفاده از رانت سفیر بودن فرصت بی نظیری را برای خود و خانواده اش به وجود آورد . قربان اوغلی وقتی دید با این افتضاحات در دولت اصولگرا جایگاهی ندارد بلافاصله به دشمن سرسخت این دولت تبدیل شد و با پیوستن به اردوگاه رقیب مسئولیت کمیته سیاست خارجی میر حسین موسوی را در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بر عهده گرفت . او وبلاگ شخصیش را به مکانی برای تعریف و تمجید های عجیب و غریب از موسوی تبدیل کرد و به حامی جدی اصلاحات بدل شد .

وی که بلند پروازی هایش برای رسیدن به جایگاه وزیر امورخارجه بود  ساعت 1 بامداد 23 خرداد 1388 تنها ساعاتی پس از اینکه میرحسین موسوی در کنفرانسی خود را نامزد پیروز خواند با رفتن به ساختمان وزارت خارجه طوری رفتار می کرد که گویا آمده بود وزارتخانه را تحویل بگیرد! . وی بعد از دومین پیروزی محمود احمدی نژاد به یکی از پیشتازان سم پاشی علیه فعالیت های دیپلماسی کشورمان تبدیل شد و با سیاه نمایی های گسترده به ظاهر القا می کرد که دستگاه امور خارجه ناکار آمد است تا اینکه پس از عزل نامناسب وزیر امورخارجه در آذرماه 89 به همراه همفکران اصلاح طلبش با استقبال از انتصاب همکار و دوست سابق خود به وزارت خارجه وی را بهترین گزینه برای این سمت دانستند .

صالحی که در دوران اصلاحات نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی بود و ننگ امضای پروتکل الحاقی را در کارنامه کاری خود داشت ابتدا با استقبال همفکرانش روبرو شد اما در ادامه آنقدر وزارت خارجه را به انفعال کشاند و در قبال مهم ترین مسائل بین المللی سکوت کرد و رفتار های غیر دیپلماتیک از خود نشان داد که افرادی مانند قربان اوغلی را نیز به حرف آورد . سفیر سابق آفریقای جنوبی با انتقاد شدید از صالحی رفتار های او را به خصوص در سفر عربستان و یا در قبال رویداد های منطقه بسیار نامناسب دانسته و انتخاب او را بد ترین گزینه برای این پست دانسته است .

حال آنچه جالب توجه است این است که قربان اوغلی مرد هزار چهره دیپلماسی که هم اصولگراست و هم اصلاح طلب، هم دیپلمات است هم فعال اقتصادی، هم کار رسانه ای می کند هم دفاع های غیر قابل توجیه چرا تنها کمتر از دو سال از مواضع قبلی خود عقب نشینی کرده است ؟

گزارش تصويري از 10 ستاره ليگ قهرمانان اروپا

حضور زلاتان ايبراهيموويچ در پاريسن ژرمن، فان پرسي در يونايتد، لوکا مودريچ در رئال و خاوي مارتينز در بايرن مونيخ مطمئنا ليگ قهرمانان اين فصل را به يکي از پرهيجان‌ترين و با کيفيت‌ترين تورنمنت‌هاي تاريخ اين رقابت‌هاي اروپايي تبديل خواهد کرد.

"صراط ورزشی "- حضور زلاتان ايبراهيموويچ در پاريسن ژرمن، فان پرسي در يونايتد، لوکا مودريچ در رئال و خاوي مارتينز در بايرن مونيخ مطمئنا ليگ قهرمانان اين فصل را به يکي از پرهيجان‌ترين و با کيفيت‌ترين تورنمنت‌هاي تاريخ اين رقابت‌هاي اروپايي تبديل خواهد کرد.



*زلاتان ايبراهيموويچ - پاريسن ژرمن

مهاجم اسبق ميلان به خوبي با شرايط جديد خود در "پارک دو پرنس" کنار آمده است. او بعد از انتقال 20 ميليون يوروي‌اش از ميلان به پاريسن ژرمن در چهار بازي نخست خود در لوشمپيونه پنج گل به ثمر رسانده است. با توجه به اينکه پاريسن ژرمن براي نخستين بار از فصل 05 - 2004 در ليگ قهرمانان اروپا شرکت مي‌کند و قصد دارد نتيجه سرمايه گذاري خود را ببيند، انتظار مي‌رود مهاجم سوئدي نيز آمادگي خود را در اين رقابت‌ها نشان دهد.



*سرخيو آگوئرو - منچسترسيتي

"سرخيو آگوئرو" بعد از اينکه در رقابت‌هاي مرحله گروهي ليگ قهرمانان فصل گذشته تنها يک گل براي سيتي به ثمر رساند در اين فصل تلاش مي‌کند آمار ضعيف خود را بهبود بخشد. مصدوميت زانو او را براي مدتي از ميادين و رقابت‌هاي ليگ برتر دور کرده بود اما بازگشت او مي‌تواند نقطه قوت تيم "روبرتو مانچيني" باشد. اگر موتور گلزني آگوئرو روشن شود سيتي مي‌تواند از گروهي که شامل رئال مادريد، دورتموند و آژاکس است و کارشناسان آن را گروه مرگ مي‌نامند، صعود کند.



*رابين فان پرسي - منچستريونايتد

مهاجم هلندي بعد از انتقال 30 ميليون يوروي و جنجالي‌اش از آرسنال به يونايتد شروع فوق العاده‌اي داشته و يکبار هم با هت تريک خود شاگردان فرگوسن را نجات داده است. فان پرسي که در هفت ديدار ليگ قهرمانان فصل گذشته موفق شد چهار گل به ثمر برساند در اين فصل در کنار "وين روني"، "دني ولبک" و "خاوير هرناندز" مي‌تواند شياطين سرخ را به مراحل پاياني بزرگ‌ترين تورنمنت فوتبال باشگاهي در اروپا برساند.



*لوکا مودريچ - رئال مادريد

خريد 33 ميليون يورويي از تاتنهام مي‌تواند رئال را در اين فصل ليگ قهرمانان به موفقيت‌هاي قابل توجهي برساند. توانايي حمل توپ فوق العاده، پاس‌هاي استثنايي و پيدا کردن هم‌تيمي‌ها در اوج ترافيک بازيکنان مودريچ را به مهره‌اي تبديل کرده که مي‌تواند به انتظار 10 ساله رئال مادريد براي قهرماني در اروپا پايان دهد.



*ماريو گوتزه - دورتموند

نمايش ضعيف دورتموند در فصل گذشته رقابت‌هاي ليگ قهرمانان باعث شده همه طرفداران اين تيم انتظار ديگري از تيم‌شان داشته باشند. دورتموند در اين فصل با درخشش "ماريو گوتزه" بايد ناکامي سال گذشته را جبران کند. گوتزه فصل گذشته دو پاس گل در رقابت‌هاي ليگ قهرمانان در کارنامه خود ثبت کرد اما اگر دورتموند مي‌خواهد به مراحل بالا برسد گوتزه بايد در اوج باشد. او اين توانايي را دارد و اکنون بعد از پشت سر گذاشتن مصدوميت نشانه‌هايي را از درخشش در تيم "يورگن کلوپ" به نمايش گذاشته است.



*سانتي کازورلا - آرسنال

هافبک خلاق آرسنال که تابستان امسال از مالاگا به جمع توپچي‌ها اضافه شد خود را کاملا با ليگ برتر وفق داده و اکنون انتظار مي‌رود يکي از عوامل اصلي موفقيت آرسنال در اين فصل رقابت‌هاي ليگ قهرمانان باشد. شالکه، المپياکوس و مون‌پوليه اگر به فکر صعود از اين گروه هستند بايد حسابي مواظب شوت‌هاي سنگين راه دور و پاس‌هاي در عمق خطرناک ستاره جديد آرسنال باشند.



*خوردي آلبا - بارسلونا

در ديدار مقابل بارسلونا همه تيم‌ها به فکر مهار بازيکناني مثل "ليونل مسي"، "ژاوي هرناندز"، آندرس اينيستا" و "سسک فابرگاس" هستند اما فراموش کردن "خوردي آلبا" مي‌تواند براي آنها گران تمام شود. او در يورو 2012 نشان داد چگونه مي‌تواند از کناره‌ها نفوذ کند و دفاع حريف را به هم بريزد. خريد تابستاني بارسلونا از والنسيا هنوز نتوانسته در يک بازي بزرگ براي آبي و اناري‌ها توانايي‌هايش را نشان دهد اما بدون شک بايد منتظر درخشش او در ليگ قهرمانان اين فصل باشيم.



*خاوي مارتينز - بايرن مونيخ

بايرن شايد هنوز به فکر اين باشد در فصل گذشته در ورزشگاه خانگي خود نتوانست ليگ قهرمانان را فتح کند اما آنها در اين فصل با خريدهاي خوبي که در تابستان انجام داده‌اند و با تقويت ترکيب خود به فکر اين هستند که بار ديگر به فينال رسيده اما اين بار آن را فتح کنند. گل سرسبد خريدهاي بايرن مونيخ در تابستان "خاوي مارتينز"، مدافع يا هافبک دفاعي اسبق آتلتيک بيلبائو است. خريد 40 ميليون يورويي بايرن مي‌تواند قدرت تدافعي اين تيم را بسيار تقويت کند و حلال مشکلات باواريايي‌ها باشد.



*ميرکو ووچينيچ - يوونتوس

مهاجم مونته نگرويي يووه در تمام باز‌هاي اين تيم در ترکيب ثابت به ميدان نمي‌رود اما مهارت و حضور او براي رسيدن يوونتوس به مراحل بالاتر ليگ قهرمانان اروپا نياز است. خط دفاع قدرتمند يووه يکي از نقاط قوت اين تيم محسوب مي‌شود اما براي برقراري تناسب بين اين دفاع و خط حمله حضور مهره‌هايي مثل "ووچينيچ" کاملا لازم است.



*ادن ازر - چلسي

هافبک بلژيکي چلسي يکي از بهترين بازيکنان حال حاضر اروپاست و براي دفاع چلسي از عنوان قهرماني‌اش در ليگ قهرمانان مهره‌اي لازم است. ازر بعد از انتقال هنگفت از ليل به چلسي در رقابت‌هاي ليگ برتر خوش درخشيده و يکي از مهره‌هاي کليدي چلسي براي بازکردن قفل دروازه حريفان محسوب مي‌شود. سرعت، تکنيک فوق العاده و شم گلزني بالاي اين ستاره 21 ساله مطمئنا جذابيت رقابت‌هاي امسال را دو چندان مي‌کند.




منبع: ورزش سه

اين‌همه‌هزينه‌براي‌نشان‌دادن‌مانكن‌ها؟+تصاویر

آنچه كه بيش از همه در ذوق مي زد توجه بيش از اندازه به موضوع رابطه چند مرد و چند زن در قسمت اول بود. عشق مثلثي و اينكه يك دختر عاشق پسري مي شود كه آن پسر عاشق دختري است كه آن دختر نيز عاشق پسر ديگري است و ...!
به نظر مي رسد شوراي نظارت بر سيما حيفش آمده تا قسمت هاي عمده اين سريال پرخرج را كه در همان اولين شب پخش به مسائل عشق و عاشقي جلف و زننده پرداخته بود حذف كند.

به گزارش آويني فیلم، شب گذشته اولين قسمت سريال درجه الف و پرخرج كلاه پهلوي روي آنتن شبكه اول سيما رفت. اين سريال كه زمان پخش سريال هايي نظير مختارنامه، مدار صفر درجه، در چشم باد و شوق پرواز را در اختيار دارد قرار است به مدت يك سال هر جمعه شب ساعت ۲۲ مخاطبان را پاي تلويزيون قرار دهد. شب گذشته سيد ضياالدين دري به مدت ۱۵ الي ۲۰ دقيقه توضيحاتي را قبل از شروع پخش سريال ارائه داد كه بيشتر سعي در اثبات واقعي بودن داستان سريال داشت و اينكه بودجه حكومتي و دولتي باعث نشده حقيقت يا واقعيت گفته نشود.
 



اما از تيتراژ سريال كه شروع كنيم بايد گفت كه هيچ جديتي براي طرحي نو و جديد در آن ديده نمي شد و اين هم موسيقي تيتراژ را دربرمي گيرد و هم شيوه نگارش و يخش اسامي بازيگران و عوامل در ابتدا و انتهاي سريال. اين در حالي است كه ما سابقه تيتراژهاي موفقي نظير شوق پرواز و مختارنامه را داريم بنابراين انتظار مي رفت چنين سريال پرخرجي به نكات حداقلي توجه مي كرد.

اما آنچه كه در قسمت اول اين سريال ديديم قطعا نتوانسته مخاطب را پاگير كند. ديالوگ هاي بسيار ضعيف و فيلم نامه بدون چفت و بست بيننده را دچار سردرگمي كرده و با وجود آنكه دقايقي قبل با كلي توضيحات و پيش فرض وارد داستان شد اما باز هم نتوانست سرنخ را در دست بگيرد. وارد كردن يكسري اتهامات از سوي فردي فرانسوي به ايراني ها كه دائم مي گفت ايراني ها همگي...، نوعي احساس زدگي در همان قسمت اول ايجاد كرد.
 



اما آنچه كه بيش از همه در ذوق مي زد توجه بيش از اندازه به موضوع رابطه چند مرد و چند زن در قسمت اول بود. عشق مثلثي و اينكه يك دختر عاشق پسري مي شود كه آن پسر عاشق دختري است كه آن دختر نيز عاشق پسر ديگري است و ...! نگاه هاي رد و بدل شده ميان زنان و مردان در يك جلسه مهماني كذايي همگي نه تنها حس خوبي به انسان دست نمي دهد بلكه با قرار گرفتن در كنار طرز لباس پوشيدن و نوع پوشش دختران و بانوان كه به نظر مانكن بودند! مخاطب را از ديدن ادامه سريال منصرف مي كند.

گرچه به نظر مي رسد شوراي نظارت بر سيما حيفش آمده تا قسمت هاي عمده اين سريال پرخرج را كه در همان اولين شب پخش به مسائل عشق و عاشقي جلف و زننده پرداخته بود حذف كند اما بايد گفت اگر قرار است با چنين سريالي خانواده هاي مسلمان و ايراني دچار تشويش شوند بهتر است كلا جلوي پخش آن گرفته شود چرا كه به اندازه كافي دختران لنز رنگي گذاشته و بوتاكس كرده در سينماي كشورمان هستند و ديگر نيازي به آرايش هاي هفت قلم و چشم رنگي هاي مانكن نداريم.
 

عکس/عزت‌الله‌انتظامی‌در‌آغوش‌نیکی‌کریمی


ماجرای یک تقلب فتوشاپی+تصاویر

کاربران شبکه های اجتماعی از اعتراض ستاره پرتغالی باشگاه "رئال مادرید” اسپانیا نسبت به پخش این فیلم جنجالی خبر دادند.
اخیرا در برخی سایت های خبری فارسی زبان عکسی از کریستین رونالدو مهاجم پرتغالی باشگاه رئال مادرید اسپانیا پخش شده که در طی آن تلاش شده تا این بازیکن سرشناس را حامی اسلام نشان دهد که در مقابل ساخت فیلم موهن اخیر، اعتراض کرده است.
در این خبر که عموما به نقل از "باشگاه خبرنگاران جوان" منتشر شده (والبته خود این رسانه اندکی بعد این مطلب را از روی سایت خود برداشته اما در جستجوی گوگل همچنان آدرس این سایت نشان داده می شود) آمده است: "پایگاه اینترنتی روزنامه الدیار لبنان، در حالی که اعتراض های مردمی و رسمی به پخش فیلم آمریکایی توهین کننده به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) سراسر جهان را در بر گرفته، کاربران شبکه های اجتماعی از اعتراض ستاره پرتغالی باشگاه "رئال مادرید” اسپانیا نسبت به پخش این فیلم جنجالی خبر دادند. کاربران شبکه اجتماعی "فیسبوک” عکسی از "کریستیانو رونالدو”، ستاره پرتغالی کهکشانی های مادرید منتشر کردند که وی تابلویی در دست دارد که روی آن عبارت "لا اله الا الله محمد رسول الله” نوشته شده است."


عکس جعلی منتشرشده در سایت ها و شبکه های اجتماعی


در بخش دیگری از این خبر آمده: "ستاره پرتغالی قوهای سفید مادرید که یک مسیحی کاتولیک است، خواسته با این کار، اعتراض خود را به پخش فیلم آمریکایی توهین کننده به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نشان دهد."

اما حقیقت ماجرا چیست؟

واقعیت آن است که عکس منتشر شده از این بازیکن، جعلی بوده که بوسیله فتوشاب به این شکل در آمده است. قاب نشان داده شده در عکس مزبور، تصویر خود رونالدو بوده که در جمع هم تیمی هایش به وی اهدا شده است.


عکس واقعی رونالدو


از سوی دیگر انتشار خبر اعتراض رونالدو به اهانت به پیام اعظم (ص) در حالی است که تصاویر دیگر حاکی از روابط خوب وی با سران رژیم صهیونیستی است گرچه پیش تر برخی رسانه ها از حمایت این بازیکن از مردم غزه خبر داده بودند.



رونالدور در کنار شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی


اکنون جای این سئوال باقیست که آیا بهتر نیست برخی همکاران رسانه ای بویژه در رسانه ملی دقت بیشتری در دروازه بانی اخبار کرده و مراقبت بیشتری در تشخیص اخبار واقعی از غیرواقعی کنند تا اینگونه سایر رسانه ها را در این روزهای حساس جهان اسلام به اشتباه نیندازند.

10سیم‌کارت در یک گوشی! +عکس

افرادی که مرتب به کشورهای مختلف سفر می کنند، معمولا برای دسترسی به اینترنت دچار مشکل هستند. اگر بخواهید از سیم کارت خودتان استفاده کنید هزینه های رومینگ بسیار بالا خواهد بود. و بنابراین بهترین راه این است که یک جایگزین محلی داشته باشید.

با داشتن هات اسپات Goodspeed، محصولی از Uros، دیگر در این زمینه با مشکلی روبرو نخواهید شد. این روتر که از استاندارد HSPA+ با سرعت ۲۱ مگابیت بر ثانیه پشتیبانی می کند، می تواند تا ۱۰ سیم کارت مختلف را در خود جای داده و بسته به ناحیه جغرافیایی مورد استفاده از سیم کارت همان منطقه برای ارتباط با اینترنت بهره ببرد.



نارنجی نوشت؛ بدون توجه به نقطه مکانی شما بر روی نقشه کشورهای تحت پوشش این محصول، شما یک اکانت با حجم روزانه یک گیگابایت در اختیار خواهید داشت. این دستگاه ۳۵۲ دلار قیمت گذاری شده است و Uros برای کاربرانی که به صورت موردی از آن استفاده می کنند، هزینه ۸ دلار در روز را پیشنهاد می دهد. و برای کاربرانی که مرتبا در حال جابجایی هستند، پلن ۱۳دلاری ماهیانه را فراهم نموده است.

خبرهای عجیب از "قهوه تلخ"

در حالی که توزیع مجموعه "قهوه تلخ" برای چندمین بار متوقف شده و هنوز پایان‌بندی آن تصویربرداری نشده‌است، مدیرکل سابق همکاری‌های سمعی و بصری و نمایش خانگی ارشاد می‌گوبد: دیگر نمی‌توانیم با سازندگان این کار که در مرحله پایانی است، برخورد کنیم.

پس از توزیع قسمت 25 مجموعه "قهوه تلخ" به دلایلی پخش آن متوقف شد. اما هشت ماه بعد پس از برطرف شدن مشکلات مجموعه، قسمت‌های بعدی روانه بازار شد و عوامل پروژه تصویربرداری قسمت‌های پایانی را آغاز کردند.


این مجموعه طبق گفته کارگردان و تهیه‌کننده، باید در 37 قسمت به پایان می‌رسید اما حدود سه هفته پیش که قسمت 34 وارد شبکه خانگی شد، با وجود اینکه قرار بود هر هفته یک قسمت وارد بازار شود، مجددا توزیع مجموعه متوقف شد و دیگر خبری از ادامه تولید آن هم منتشر نشد.


هم‌زمان خشایار الوند نویسنده مجموعه در گفتگویی اعلام کرد ما هنوز قسمت آخر را تصویربرداری نکرده‌ایم اما بخش‌های قبل از پایان‌بندی آماده عرضه به بازار است.


خبری از تهیه‌کنندگان نیست!


این‌بار نیز الوند در ارتباط با توقف پخش مجموعه و سرانجام تصویربرداری قسمت آخر "قهوه تلخ" به مهر گفت: قسمت 35 و 36 آماده پخش است و حتی حدود نیمی از فینال کار نیز تصویربرداری شده‌است. ما 10 روز برای گرفتن صحنه پایانی "قهوه تلخ" وقت لازم داریم اما متاسفانه هنوز خبری در ارتباط با ادامه مجموعه و گرفتن این صحنه‌ها از تهیه‌کنندگان کار (حمید و مجید آقا گلیان) نیست.


وی افزود: هر چقدر هم به همراه دیگر عوامل پیگیر این موضوع می‌شویم به هیچ نتیجه مشخصی نمی‌رسیم. این در حالی است که آنها با عوامل نیز تسویه حساب نکرده‌اند و برای اییکه عوامل ضبط این صحنه‌ها را دوباره آغاز کنند، نیاز است که مبالغ تعیین شده و بدهی دوستان پرداخت شود.


دیگر نمی‌توانیم با سازندگان برخورد کنیم


سعید رجبی فروتن مدیرکل سابق همکاری‌های سمعی و بصری و نمایش خانگی معاونت سینمایی درباره شرایط این مجموعه به خبرنگار مهر گفت: قسمت 34 مدتی یش وارد بازار شده‌است اما بیش از دو ماه است که تهیه‌کنندگان "قهوه تلخ" نسخه جدید را برای بازبینی به ارشاد ارائه نکرده‌اند. این اتفاق نشان می‌دهد که گویا پروژه متوقف است.


وی افزود: برخی از افرادی که در بخش ساخت سریال در شبکه خانگی فعالیت می‌کنند با سرمایه اندک وارد این عرصه می‌شوند و به بازگشت سرمایه و فروش آن توجه دارند تا قسمت‌های بعدی را بسازند. در این میان پروژه‌های محدودی هستند که پس از ساخت قسمت اعظمی از کار برای گرفتن مجوز و نمایش در شبکه خانگی اقدام می‌کنند.


رجبی‌فروتن ادامه داد: وقتی چنین وقفه‌هایی در پخش یک مجموعه در شبکه خانگی رخ می‌دهد قطعا باعث می‌شود اعتماد مخاطب کم شود و این لطمه جبران ناپذیری است.


وی که مدتی است سمت مدیریتی‌اش در ارشاد تغییر کرده گفت: باید در همان ابتدا و زمانی که دوستان برای گرفتن مجوز اقدام می‌کنند، چنین مسائلی را به آنها گوشزد کنیم و حتی در بندهای شروط مجوز این مسائل قید شود. ما دیگر نمی‌توانیم با سازندگان این کار که در مرحله پایانی هستند، برخورد کنیم و فقط باید امیدوار باشیم که به زودی این بخش‌های پایانی "قهوه تلخ" روانه بازار شود. قطعا با سازندگان این مجموعه در ساخت کارهای آینده در شبکه خانگی برخورد خواهد شد.


این اظهارات و شنیده‌ها درباره بی‌توجهی تهیه‌کنندگان مجموعه قهوه‌ تلخ در حالی است که برادران آقا گلیان یک انیمیشن بلند سینمایی را هم در حال ساخت داشته‌اند که این کار نیز در مراحل فیلمبرداری متوقف شده‌است. در حال حاضر تعدادی از عوامل انیمیشن "بانویی از ماه" به صنف واحد تهیه‌کنندگان و حتی دادسرا برای عدم تعهد مالی این تهیه‌کنندگان شکایت کرده‌اند. برادران آقاگلیان در تمام این مدت و در واکنش به این اخبار سکوت پیشه کرده‌اند.

منبع: مهر

عکس/ببرهای پرنده ایران

جنگنده های اف - 5 مدل اف ملقب به "ببر" متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.

عکس/ نیم‌ صفحه اول روزنامه‌ های ورزشی

تیتر اول اکثر روزنامه های ورزشی امروز چهارشنبه 28 شهریور 91 به بازی امروز سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا، صحبتهای دیروز رویانیان در رختکن پرسپولیس و حضور نیکی کریمی در تمرین استقلال برای تهیه فیلمش اختصاص دارد.



















تشکر 118 نماینده از رئیس‌جمهور برای ابقای مرتضوی

در پی تلاشهای رئیس دفتر و معاونت امور مجلس سازمان تامین اجتماعی 118 نماینده مجلس شورای اسلامی در حمایت از دولت برای اصلاح اساسنامه صندوق تامین اجتماعی و تبدیل آن به که ابقای مرتضوی به ریاست این سازمان را در پی داشت، نامه ای تشکر آمیز امضا کردند.
 
118 نماینده مجلس شورای اسلامی در حمایت از دولت برای اصلاح اساسنامه صندوق تامین اجتماعی و تبدیل آن به سازمان و ابقای مرتضوی به ریاست این سازمان نامه ای تشکر آمیز امضا کردند.

یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی از تلاش رئیس دفتر و مدیر کل امور مجلس سازمان تامین اجتماعی برای جمع آوری امضای نمایندگان پای نامه ای تشکر آمیز از دولت به دلیل اصلاح اساسنامه سازمان تامین اجتماعی خبر داد.

این نماینده مجلس شورای اسلامی که خواست نامش فاش نشود، ادامه داد: بیش از 118 نماینده مجلس شورای اسلامی با رایزنی های مدیر کل امور مجلس سازمان تامین اجتماعی نامه قدردانی و تشکر از رئیس جمهور برای تبدیل صندوق تامین اجتماعی به سازمان و ابقای مرتضوی در پست ریاست این سازمان را امضا کرده اند.

از سویی دیگر شاهین محمد صادقی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه این نامه تشکر نمایندگان از رئیس جمهور برای ابقای مرتضوی از مدت ها پیش در مجلس مطرح بوده است گفت: این نامه هنوز به دست هیئت رئیسه نرسیده است.

نماینده مردم کازرون در مجلس شورای اسلامی گفت: نامه هایی که به امضای بیش از 150نفر از نمایندگان مجلس رسیده باشد به هیئت رئیسه ارائه شده و در صحن علنی مجلس قرائت می شود.

به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر پس از آنکه مرتضوی به وعده خود مبنی بر کناره گیری از ریاست صندوق تامین اجتماعی درپی انصراف مجلس از استیضاح شیخ الاسلام در مجلس هشتم عمل نکرد، جمعی از استیضاح کنندگان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در اطلاعیه ای خطاب به مردم ایران اعلام کردند با توجه به پیگیری حکم غیر قانونی مرتضوی در دیوان عدالت اداری منتظر رسیدگی به این حکم خواهند بود و در صورت به سرانجام نرسیدن این پرونده استیضاح را در مجلس نهم به جریان خواهند انداخت.

مرداد ماه سال جاری ریاست دیوان عدالت اداری از اعلام رای دیوان عدالت اداری در خصوص برکناری سعید مرتضوی از پست ریاست تامین اجتماعی و ابلاغ این رای برای اجرا به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبرداد.

وزیر کار در این رابطه سکوت کرد اما معاون اول رییس جمهوری در اظهار نظری اعلام کرد: حکم دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال حکم انتصاب سعید مرتضوی به عنوان مدیرعامل صندوق تامین اجتماعی اجرا نخواهد شد.

حجت الاسلام منتظری ریاست دیوان عدالت اداری در واکنش به این سخنان در جلسه هیات عمومی دیوان عدالت اداری کشور اظهار داشت: دوستانه یادآوری می‌کنیم که آقایان وارد عرصه تقابل با رای قضائی نشوند، چرا که به هر حال رای صادره ولو آنکه به آن علاقمند نبوده یا از آن راضی نباشند، از آنجا که از مجرای قانونی صادر شده است، باید اجرا شود و توصیه ما نیز این است که همگان در برابر قانون تسلیم باشند.

رئیس دیوان عدالت اداری اعلام کرد: با رای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری انتصاب سعید مرتضوی به عنوان رئیس سازمان تامین اجتماعی خلاف قانون است.

پس از اعلام رای دیوان عدالت، دولت اساسنامه صندوق تامین اجتماعی را تغییر داد و این صندوق را تبدیل به سازمان کرد.

وکیل سعید مرتضوی نیز اعلام کرد مرتضوی دیگر مدیرعامل تامین اجتماعی نیست رئیس هیئت ‌مدیره شستاست
و با اصلاح اساسنامه صندوق تامین اجتماعی و تغییر نام این نهاد توسط دولت، به نوعی رای دیوان عدالت اداری درباره برکناری موکلش از ریاست این صندوق اجرایی شده است.

احمد توکلی به عنوان یکی از استیضاح کنندگان وزیر کار در مجلس هشتم و شکایت کنندگان به دیوان ، پس از صدور رای دیوان عدالت و عدم تمکین دولت به این رای با بیان اینکه از تاریخ ابلاغ رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری، وزیر باید مرتضوی را عزل کند گفته بود: در صورتیکه این اتفاق نیفتد وزیر کار در معرض عزل قرار می گیرد.

رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی نیز با بیان اینکه حکمی که دیوان عدالت برای صندوق تامین اجتماعی و مرتضوی صادر کرده بود با اصلاحیه اخیر قانون کنار می رود گفت: با اصلاح اساسنامه صندوق تامین اجتماعی از نظر حقوقی یک مرحله رای دیوان اجرا شده است مرتضوی کنار رفته و امروز یک سازمان و یک مسئول جدید بر سرکار آمده است.
منبع: مهر

واکنش دفتر احمدی‌نژاد به سخنان خاتمی

دفتر رییس جمهور به سخنان روز گذشته رییس جمهور پیشین کشورمان واکنش نشان داد.

به گزارش صراط، سید محمد خاتمی، در دیدار با جمعی از آزادگان گفته بود: ما با رشد صنعتی 14 درصدی و رشد کشاورزی 11 درصدی و رشد بالای سرمایه گذاری توانستیم 600 هزار شغل ایجاد کنیم. اما الان چطور ممکن است رشد اقتصادی زیر 2 درصد باشد اما 2 میلیون شغل ایجاد شود؟! مگر اینکه معجزه شود. اما الان با این همه درآمد، تورم بالا می‌رود و بیکاری زیاد شده است.

پس از انتشار این بخش از اظهارات سیدمحمد خاتمی، خبرگزاری فارس گفت و گویی با مدیرکل امور سیاسی دفتر رییس جمهور انجام داد که در آن مجید امیدی شهرکی با بیان اینکه دشمن از طریق برخی افراد داخل کشور آمارهای دولت را زیر سوال می‌برد، اظهار داشت: این هجمه ها به این دلیل است که نشان دهند فشارهای موجود کشورهای خارجی موثر واقع شده است.


وی با اشاره به برخی سخنان درخصوص تشکیک درباره آمار اشتغال و رشد اقتصادی کشور گفت: این سخنان فقط نشانه بی توجهی به زحمات دولت در خصوص تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور است.


وی افزود: امروز دولت حتی در سال آخر با تمام توان برای سازندگی هر چه بیشتر کشور تلاش می کند و این در حالی است که برخی در سال های آخر دولت را رها کرده بودند، اما امروز و در این دولت ما خلاف این قضیه را شاهد هستیم.


مدیر کل امور سیاسی دفتر رییس جمهور در پایان تاکید کرد:چنین سخنانی هچ تاثیری در اراده دولت برای خدمت به مردم ندارد.

نیکی کریمی آقای بازیگر را در آغوش گرفت! + تصاویر

این مسئله نشان می‌دهد که جامعه هنری ایران کماکان توجهی به ارزش‌های دینی و اسلامی حاکم بر جامعه ندارد و بر شیوه غربی خود حرکت می‌کنند.
در برنامه اهدای جوایز سینمایی نیکی کریمی به موزه سینما، پس از اتمام مراسم نیکی کریمی در مقابل چشم خبرنگاران و عکاسان عزت‌الله انتظامی را در آغوش گرفت.

صبح امروز مراسم اهدای جوایز سینمایی نیکی کریمی به موزه سینمای در حالی برگزار شد که اتفاق عجیب در این مراسم باعث بهت و تعجب حاضران شد. نیکی کریمی بدون توجه به شعائر اسلامی عزت الله انتظامی را در آغوش گرفت بدون این که توجهی به نحوه انعکاس این مطلب در جامعه داشته باشد.

این مسئله نشان می‌دهد که جامعه هنری ایران کماکان توجهی به ارزش‌های دینی و اسلامی حاکم بر جامعه ندارد و بر شیوه غربی خود حرکت می‌کند.

متأسفانه تاکنون رسانه‌های رسمی کشور خبری درباره این حرکت ناشایست منتشر نکرده‌اند.

منبع: مشرق

ضرب‌وشتم‌روحانی توسط چنددختر

با توجه به تاکیدات قرآن کریم و قانون اساسی بر لزوم تحقق فرضیه "امر به معروف و نهی از منکر"، چرا اکثرا مردم نسبت به انجام این فریضه واجب دینی بی‌تفاوت شده اند
برای چندمین بار متوالی و این بار در شهر کوچکی مثل شهمیرزاد (توابع شهرستان مهدیشهر در استان سمنان) شاهد ضرب و شتم حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر بودیم.

فریضه امر به معروف و نهی از منکر در آیات متعدد قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله در آیه 104 سوره مبارکه آل‌عمران برای آمرین به معروف و ناهیان از منکر تعبیری همچون فلاح به کار برده شده که نقطه نهایی یک انسان به شمار می‌رود.

در اصل هشتم قانون اساسی کشورمان نیز تاکید بر این مهم به وضوح دیده می شود. اهمیت این اصل در نظر نویسندگان قانون اساسی، علاوه بر فقدان سابقه و پیش نویس از متن مذاکرات، نبودن مخالف جدی و تصویب فوری آن با پنجاه رأی موافق در مقابل سه رأی مخالف و دو رأی ممتنع در شانزدهمین جلسه (22 شهریور ماه 1358) آشکار می‌شود.

پس با توجه به تاکیدات قرآن کریم و قانون اساسی بر لزوم تحقق فرضیه "امر به معروف و نهی از منکر"، چرا اکثرا مردم نسبت به انجام این فریضه واجب دینی بی‌تفاوت شده و به سادگی چشمان خود را بسته و از کنار آن عبور می‌کنند.

باز هم ضرب و شتم آمر به معروف و ناهی از منکر!
در روز سی و یکم مرداد ماه سال جاری بعد از تعطیلات دو روزه عید سعید فطر برای چندمین بار متوالی و این بار در شهر کوچکی مثل شهمیرزاد (توابع شهرستان مهدیشهر در استان سمنان) شاهد ضرب و شتم حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر بودیم.

این پیش نماز مسجد جامع شهمیرزاد در خصوص چگونگی ضرب و شتم خود توسط دو دختر بد حجاب می‌گوید: خیلی قادر به راه رفتن نیستم اما از آنجایی که قصد داشتم بعد از ماه مبارک رمضان نیز درب مسجد به روی مومنان بسته نشود، برای اقامه نماز ظهر عازم مسجد شدم، دو دختر جوان در حال گذر بودند که یکی از آنها بد‌حجاب بود. محترمانه تذکر دادم: "خانم خودت را بپوش" که در جوابم گفت: "تو چشماهایت را ببند"، این حرف او برای من بسیار سنگین و ناراحت کننده تمام شد.

در آن لحظه متاسف شدم که بد‌حجاب‌ها خواسته باشند به افراد متدین امر کنند چشمهای‌تان را ببندید، دوباره تذکر دادم اما نه تنها خودش را نپوشاند، بلکه به من توهین هم کرد، از او خواستم دیگر توهین نکند اما شروع به فریاد زدن و تهدید کردن کرد، "من را هل داد و به زمین انداخت"، با کمر به زمین افتادم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد، فقط ضربات لگد این دختر که به جانم افتاده بود و توهین می‌کرد را حس می‌کردم.

هنوز جای کتک‌ها داغ بود، لذا درد بر من چیره نشده بود، با همان حال نماز جماعت را امامت کردم تا ثوابش برای سایرین ضایع نشود، بعد از نماز از حال رفتم وقتی بحال آمدم متوجه شدم که اورژانس من را به بیمارستان 15 خرداد مهدیشهر منتقل نموده است.

در بیمارستان عکس، سی تی اسکن و سایر مراحل تشخیص بیماری را طی نموده و چون حال مناسبی نداشتم، شبانه به بیمارستان امیرالمومنین(ع) سمنان اعزام شده و سه روز در آن بیمارستان بستری شدم و در نهایت تشخیص پزشکان کوفتگی مهره‌های کمر بود که بعد از گرفتن نوار قلب و ...، راه درمان را در استراحت مطلق دیدند، بنده در حال حاضر برای غذا خوردن و حتی احتیاجات شخصی خود را با کمک همسرم برطرف و انجام می‌دهم.

نباید مسئله برخورد با بد حجابی را کم‌رنگ کنیم
حجت الاسلام بهشتی درحالیکه گفتگو برایش مشکل بود؛ گفت: "...در هنگام حادثه فقط یک جوان مسجدی به همراه همسرش بر بالینم حاضر شد و آن دختران را شناسایی کرد، با اینکه در این روزها از لحاظ روحی و جسمی، بدترین روزهای زندگیم را سپری می‌کنم، اما شکایت نکردم، چون معتقدم که اجر درد کشیدنم در قبال انجام وظیفه الهی و واجب امر به معروف و نهی از منکر با هیچ چیزی قابل قیاس نیست، اما اگر دادستان و مسئولان از جنبه عمومی، خواهان برخورد با این اهانت کنندگان به لباس شریف روحانیت، سادات و از همه مهمتر به دستورات اسلام می‌باشند، حرفی ندارم، البته طوری این مسئله باید هشدار داده شود که مقدمه‌ای برای مقابله با وضعیت اسفبار حجاب در شهمیرزاد شود.

وی ادامه داد: البته این حرف درست است که فقط بد‌حجابی منکر نیست و منکرات دیگری هم مانند دروغ‌ها و غیبت‌هایی که در مجالس گفته می‌شود و فسادهای دامنگیری که وجود دارد و باید با آنها برخورد شود، اما ما نباید مسئله برخورد با بد‌حجابی را کم‌رنگ کنیم.

وی ادامه داد: شنیده‌ام که فرماندهی انتظامی شهرستان مهدیشهر به فرمانده پاسگاه شهمیرزاد چند بار تاکید کرده که برای پیگیری موضوع پیشم بیایید، اما هنوز کسی نیامده است البته تعدادی از مسئولان، روحانیت و بسیجیان شهر به ملاقاتم آمده و جویای حالم شده‌اند که از همه آنها سپاسگزارم، ولی جای تعجب است که از ستادهای امر به معروف و نهی از منکر شهر، شهرستان و یا استان هنوز کسی خبرم را نگرفته است.

وی در پاسخ به این سوال که با این اوضاع، اگر بار دیگر به منکری بربخورید، امر به معروف می‌کنید یا خیر؟ گفت: وظیفه‌ به این مهمی، هیچ وقت از دوش کسی ساقط نمی‌شود.

دادستان مهدیشهر: تحقیقات تمام نشود اجازه اظهار نظر نداریم
دادستان مهدیشهر نیز در خصوص آخرین روند سیر تکاملی پرونده قضایی طرفین، خود را مجاز به مصاحبه با خبرنگار مهر ندانست.

حسین رجبی گفت: نباید انتظار داشته باشید که درباره موضوع محرمانه "ضرب و شتم در انظار عمومی" به شما پاسخگو باشم، حضور شما بعنوان خبرنگار نزد بنده اصلا صحیح نیست، تا تحقیقات تمام نشود، اجازه نداریم هیچگونه اظهار نظر و مصاحبه‌ای داشته باشیم، اما مطمئن باشید که موضوع در مرحله تحقیقات قرار دارد.

انتقاد از به حاشیه رانده شدن امر به معروف و نهی از منکر
چندی پیش آیت‌الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه پس از مجروح شدن دو طلبه آمر به معروف در تهران با اشاره به اصل هشتم قانون اساسی گفت: اینکه همه دستگاه‌ها از جمله قوه قضاییه در مسئله امر به معروف و نهی از منکر وظایفی بر عهده دارند، قطعی است اما با اینکه قانون اساسی تصریح داشته که حدود و کیفیت امر به معروف و نهی از منکر را قانون مشخص می‌کند، متاسفانه قوه مقننه این کار را زمین گذاشته است.

وی افزود: متاسفانه در طول عمر انقلاب روسای جمهوری آمده‌اند و به قوای دیگر تذکر داده‌اند اما در مورد این اصل زمین مانده به کسی تذکر نداده‌اند، در حالی که این مسئله از مصادیق مهم تذکر قانون اساسی است.

این آخرین ضرب و شتم آمران به معروف نیست
متاسفانه این چندمین باری است که قداست لباس روحانیت آن هم در قامت یک آمر به معروف وناهی از منکر، از بین رفته و شان روحانیت به راحتی مورد توهین قرار می‌گیرد، اتفاقاتی نظیر این حادثه که برای حجت الاسلام سید علی بهشتی در شهمیرزاد (استان سمنان) رخ داد؛ کم نیست، پیش از این حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری در خیابان 30 متری نیروی هوایی تهران، حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران در خیابان شریعتی پایتخت، یک روحانی در منطقه تهرانپارس و حاج آقا خیراندیش مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و ... همگی بخاطر انجام به تکلیف شرعی خود و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر کتک خورده و در برخی موارد دچار صدمات جبران ناپذیری شده‌اند.

در جامعه امروز ما با توجه به هجوم دشمنان از راه‌های مختلفی نظیر سایت‌ها و ماهواره‌ها، اخبار مشکلات اخلاقی نگران کننده شده و شاید علت عمده آن، نداشتن متولی خاصی برای پیدا کردن راهی علمی و عملی برای حل این مشکلات است.

قطعا اگر به مسائل اخلاقی در جامعه اهمیت داده نشود باعث ناهنجاری‌های سیاسی و اقتصادی می‌شود و مفاسدی مانند بدحجابی و زیاد شدن مواد مخدر در جامعه به مرحله بحرانی خواهد رسید، پس مسئولان، مردم و کارشناسان، چاره‌ای بیندیشند وگرنه فردا خیلی دیر است.

باید به این اعتقاد برسیم که امر به معروف و نهی از منکر نیاز به یک عزم ملی دارد، ما امروز نیازمند یک نهضت همگانی در کشور هستیم تا به وسیله آن بتوانیم همان گونه که نسبت به نماز و روزه حساس هستیم، نسبت به امر به معروف و نهی از منکر نیز حساس باشیم.

پس باور کنیم که اگر تذکر لسانی بعنوان بخشی از فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نهادینه شود، هیچ منکری در جامعه باقی نمی‌ماند. "به امید آن روز"
منبع: مهر

شمارش معکوس تا به موزه رفتن پراید

این بار راهور ناجا به کمک مردم و رسانه ها مرعوب هیچ فشار سیاسی نخواهد شد و برای سود بیشتر یک شرکت جان مردم را بازیچه قرار نخواهد داد . . .

"صراط" – 31شهریور ماه امسال روزی است که پلیس راهور از مدت ها قبل تأکید کرده بود در صورت ایمن نشدن خودروی پراید و نصب کیسه هوا روی آن دیگر به شماره گذاری آن ادامه نخواهد داد و اگر اتفاق خاصی نیفتد باید شاهد خداحافظی خطرناک ترین خودروی تولیدی کشور با خیابان ها و جاده ها باشیم .

به گزارش سرویس اقتصادی صراط ، شاید روزی که آخرین دستگاه تولیدی پیکان با وعده جایگزینی خودروی با کیفیت تر در همان رنج قیمت روانه موزه شد هیچ کس فکرش را هم نمی کرد قرار است تا سال ها خودروی منسوخ شده شرکت کیا موتورز که حتی بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته هم حاضر به استفاده از آن نیستند به انتخاب اول خریداران خودرو تبدیل شود . البته در سال های اخیر خودروهای باکیفیت تری چه از طریق تولید در داخل و چه واردات به بازار مصرف عرضه شده است اما به دلیل قیمت پایین تر و توان خرید مردم همچنان پراید رتبه اول فروش خودرو در کشور را داراست .

                          

بنا بر این گزارش در ماه های اخیر پلیس راهنمایی و رانندگی کشور و حتی پلیس آگاهی هشدار های زیادی را در خصوص نا ایمن بودن پرفروش ترین محصول شرکت سایپا داده بودند چرا که بر اساس آمار و مستندات، بیشترین تصادفات سطح کشور که منجر به مرگ هموطنانمان می شود مربوط به این خودرو است که از کوچک ترین استاندارد های ایمنی برخوردار نیست و از طرف دیگر هم بنا به آمار مسئولین نیروی انتظامی در کمتر از 13 ثانیه به سرقت می رود .

راهور ناجا مدت زیادی است که در خصوص بالا بردن سطح ایمنی پراید با نصب تجهیزاتی همچون ایربگ و ترمز ABS به دست اندر کاران شرکت سایپا هشدار داده است که در صورت انجام نشدن این موارد از شماره گذاری این خودرو جلوگیری می کند اما ظاهراٌ مسئولان این کارخانه که هیچ چیز را فدای سود سرشارشان از پراید نمی کنند هر بار مهلت داده شده را با استفاده از جنجال های رسانه ای و به مدد فشار سیاسی تمدید می کنند اما دریغ از اینکه پراید هایشان به کیسه هوا و تجهیزات ایمن تر مجهز شود .

به همین جهت سردار مومنی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا چندی قبل با اعلام مهلت نهایی به سایپا برای نصب کیسه هوا تا 31 شهریور ماه تأکید کرد در صورت انجام نشدن این موضوع به طور یقین از شماره گذاری پراید جلوگیری خواهد کرد . وی همچنین چندی پیش در ماه مبارک رمضان گفت که این بار راهور ناجا به کمک مردم و رسانه ها، مرعوب هیچ فشار سیاسی نخواهد شد و برای سود بیشتر یک شرکت جان مردم را بازیچه قرار نخواهد داد .

اگر ایستادگی سردار مومنی و همکارانش را موعد نهایی انجام این امر بدانیم سایپا تنها 3 روز دیگر وقت دارد تا در قبال پول هنگفتی که مردم برای خودرو ارزان قیمتش می دهند کیسه هوا را برای ایمنی بیشتر مشتریان بر روی پراید نصب کند . امری که ظاهراٌ سایپا به مانند دفعات قبل و به خیال تمدید دوباره مهلت به راحتی از کنار آن گذشته است اما به نظر می رسد با اولتیماتوم جدی راهور خودروی پراید نیز باید به زودی راه موزه را در پیش بگیرد و مردم برای همیشه با آن خداحافظی کنند .

گردباد آتش +عکس

یك فيلمساز موفق به تهيه تصاويري از پديده نادر گردباد آتش به ارتفاع 30 متر در يكي از مناطق دورافتاده استراليا شده است.
به گزارش مشرق به نقل از جام، بر خلاف گردبادهاي گرد و غبار كه حرارت خود را از نور خورشيد بدست مي آورند، گردبادهاي آتشين با استفاده از آتش سوزي هاي موجود بر روي زمين و تركيب با هواي گرم، ستون هاي عظيم آتش را شكل مي دهند.

گردباد آتش جزو يكي از پديده هاي طبيعي بسيار شايع محسوب مي شود، اما كمتر توسط انسان مشاهده شده است و يكي از دلايل اين مسأله، وقوع اين پديده در قلب آتش سوزي جنگلها عنوان مي‌شود.



پروفسور «مارك ويسوكي» متخصص علوم جوي دانشگاه كورنل تأكيد مي كند: اين پديده بيش از آنكه به گردباد شبيه باشد، مانند ستوني از رشته هاي آتش يا گرداب هاي آتشين هستند.

با بالا رفتن و قد كشيدن ستون آتش، از قطر آن كاسته و بر سرعت چرخش آن افزوده مي شود. ارتفاع تقريبي ستون آتش 30 متر و سرعت چرخش آن 35.4 كيلومتر در ساعت تخمين زده مي شود.

به گفته «ويتوسكي» سرعت گسترش اين پديده بسيار سريع است و مانند يك دستگاه مكنده، هواي گرم را بطرف خود كشيده و گرداب آتشين را ايجاد مي كند.

«كريس تانگي» كه از پديده هاي طبيعي نادر فيلم تهيه مي كند، روز پنجشنبه 11 سپتامبر (20 شهريور) در يكي از مناطق دورافتاده استراليا موفق به مشاهده اين پديده و تهيه فيلم از آن شد.

عناوین برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور

 
به گزارش مشرق به نقل از فارس، برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور عناوین خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.
 

* هفت صبح

- کاپیتان‌ها بالاخره کوتاه آمدند

- زمستان سخت فرار کنندگان مالیاتی در راه است

- شبیه‌ اخراجی‌ها هستیم، اما

- تشدید نظارت بانک مرکزی بر خرج کردن دلارهای دولتی

 

* ملت‌ما

- رهبر معظم انقلاب تبیین کردند: توام شدن علم و عمل مهم‌ترین عامل تحقق اهداف

- با توجه به چراغ سبز مسئولان دولتی: مجوز به سایت‌های همسریابی با چه توجیهی؟

- پایان دور دوم نشست قاره بدون حضور عربستان: نشست بعدی در نیویورک برگزار می‌شود

- توقف بورس ارز موقتی است: کلاف سردرگم ارز با پورتال ارزی پیچیده‌تر شد

 

* دنیای اقتصاد

- سیاست جدید ارزی از فردا اجرایی می‌شود: ورود متفاوت به بازار ارز

- مقام معظم رهبری تاکید کردند: دستیابی نیروهای مسلح به قابلیت‌های بازدارنده

- بازار تغییر جهت داد: مسیر نزولی دلار و سکه

- دیدار با آمانو در مقر آژانس

 

* جوان

- فرمانده معظم کل قوا در جمع فرماندهان ارتش با تاکید بر دستیابی به قابلیت‌های نظامی مطرح فرمودند: استحکام در اهداف و آرمان‌ها هدف بلندمدت نیروهای مسلح است

- تجمع دانشجویان تهرانی در اعتراض به فیلم موهن آمریکایی

- مجلس و دولت برای مدیریت تقاضا و عرضه به جمع‌بندی رسیدند: ارز 2 درصد ارزان‌تر از بازار برای ثبت سفارش کالا

- عربستان به نشست گروه تمام بحران سوریه نیامد: نشست سه جانبه گروه 4 در غیبت «فیصل بیمار»

 

* کیهان

- در دیدار فرماندهان ارتش مطرح شد: تاکید فرمانده کل قوا بر افزایش قابلیت‌های علمی و فنی نیروهای مسلح

-  گسترش مبادلات غیرقانونی و فروش دلارهای تقلبی در بازار

- درخواست کیفری علیه فرزندان آل خلیفه تحویل دادگاه بین‌‌المللی شد

- در نشست سه جانبه قاهره ارائه شد: نقشه راه ایران برای حل بحران سوریه

 

* مردم‌سالاری

- دبیر کل حزب مردم‌سالاری: هیچ جناحی مالک کشور نیست

- فرمانده کل قوا در جمع فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی: تجاوز به حیثیت هیچ ملتی را جایز نمی‌دانیم

- توهین کابوس جمهوری‌خواهان درز کرد: گاف مهلک رامنی و اوبامای فرصت‌طلب

- کارلوس کی‌روش: بازیکنان نباید برای باخت گریه کنند

 

* بانی‌فیلم

- مهدی کرم‌پور: تصمیمات مدیران حوزه یادآور دوره مک کارتیسم است/ مرتضی شایسته: 30 سال با حوزه کار کرده و به مشکل برنخورده بودم: جنجال تازه حوزه هنری، آسمان سینما را ابری کرد

- محمدرضا گلزار: سوپر استاری که دیگر نمی‌فروشد!

- ضیاالدین دری درباره «کلاه‌پهلوی» گفت: زود قضاوت نکنید تا مجبور به عذرخواهی نشوید!

- با پخش چند سریال جدید در فصل سوم سال: پاییز تلویزیون با چهره‌های محبوب گرم می‌شود

 

* وطن امروز

- فرمانده معظم کل قوا در جمع فرماندهان ارتش: نیروی مسلح به قابلیت‌هایی برسند که هیچکس نتواند به ایران تعرض کند

- شرکت‌های معتبر رایانه‌‌ای دنیا نیز یافته‌های ایران را تایید کردند: آمریکا طراح اسکاتس‌نت

- به دلیل اعتصاب معلمان:‌ مدارس شیکاگو همچنان تعطیل است

- سرمربی تیم ملی می‌گوید زندگی تمام نشده است؛ کی‌روش: باخت گریه ندارد

 

* جهان اقتصاد

- سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد: عبور دولت سوریه از بحران

- فرمانده کل قوا:‌نیروهای مسلح باید به قابلیت‌هایی برسند که هیچکس نتواند به ایران تعرض کند

- عضو کمیسیون عمران: دولت احمدی‌نژاد در بخش اقتصادی ضعیف عمل کرد

- احتمال گرانی 100 درصدی قیمت بلیت هواپیما

 

* رسالت

- در جریان حضور دو نیم ساعته فرماندهان کل قوا صورت گرفت: زیر دریایی طارق و ناوشکن سهند به آب انداخته شدند

- یحیی آل‌اسحاق در گفت‌‌وگو با رسالت: بانک مرکزی سیستم تهاتر بین ایران و پاکستان را عملیات کند

- وزیر ورزش و جوانان خبر داد: افزایش طلاق و سن ازدواج در پایتخت

- رئیس کل بانک مرکزی: ورود کالا به کشور از ابتدای مهر رصد می‌شود

 

* تهران امروز

- فرمانده معظم کل قوا در جمع فرماندهان ارتش تاکید کردند: تعرض به هیچ کشوری را جایز نمی‌دانیم

- رئیس سازمان سرمایه‌گذاری به پرسش‌های تهران امروز پاسخ داد: چرا نتوانستیم سرمایه مناسب خارجی جذب کنیم

- الکل تهدید جید علیه سلامت جامعه

- دولت و مجلس برای مهار گرانی دلار در بازار توافق جدید کردند:‌بازگشایی درهای خزانه ارزی بانک مرکزی

 

* شرق

- مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان ارتش: دستیابی به قابلیت‌های نظامی تعرض به کشور را غیرممکن می‌کند

- وزیر خارجه روسیه از تلاش «مسکو» خبر داد: مذاکره هسته‌ای در «نیویورک»

- بهمنی از راه‌اندازی «پورتال ارزی» خبر داد: اول مهرماه زمان ترکاندن «بمب ارزی»

- همزمان با پیشتازی «اوباما» در نظرسنجی‌ها رخ داد: گاف «رامنی»

 

* ایران

- بررسی و گفت‌وگوی ایران با کارشناسان:‌بورس ارز چه کسانی را نگران می‌کند

- به دستور فرمانده کل قوا انجام شد:‌تقویت ناوگان دریایی با زیردریایی و ناو پیشرفته ساخت ایران

- داورزنی: والیبال ایران در لیگ جهان تحقق یک رویا

- وزیر امور خارجه در حاشیه نشست قاهره خبر داد: نقشه راه پیشنهادی ایران برای بحران سوریه

 

* جام جم

- اعمال سیاست‌های جدید ارزی از فردا

- به فرمان فرمانده کل قوا: زیردریایی طارق به آب انداخته شد

- بهترین‌های سیمای دفاع مقدس در تلویزیون

- ازدواج جوانان دغدغه وزیر ورزش شد

 

* همشهری

- نظر کارشناسان درباره جدایی ری از تهران

- مذاکرات هسته‌ای در وین و استانبول

- بهره‌برداری از زیردریایی طارق و ناوشکن سهند به دستور رهبر معظم انقلاب

- آرامش را از شهرری نگیریم

 

* جمهوری اسلامی

- بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای ارتش و صدور فرمان به آب انداختن زیر دریایی طارق و سازه ناوشکن سهند

- رشاد تودی: سازنده فیلم موهن، جاسوس آمریکا بود

- امروز برگزار می‌شود: نشست غیرعلنی ارزی مجلس با وزرای اطلاعات، نفت و اقتصاد

- کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: از افزایش حضور بنیادگرایان سلفی در سوریه نگرانیم

زشت‌ترین‌های دریا +عکس

دریا از جمله مکان هایی است که همیشه به شگفتی ها و زیبایی هایش معروف بوده است اما همین دریا در برخی از مواقع می تواند بسیار زشت و گاهی چندش آور باشد.
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، آبزی ها و موجودات دریا می توانند گاهی اوقات بسیار زشت و بد چهره باشند و البته این زشتی به نوعی از اجداد ماقبل تاریخ به آن ها رسیده است. این آبزی های بدچهره تعداد نادری هستند و بیشتر در اعماق اقیانوس ها زندگی می کنند.

کوسه یک تکه



این موجود نوعی کوسه به حساب می آید و یکی از زشت ترین موجودات دریایی است. بدن یک تکه این کوسه به قدری زشت است که کمتر کسی دوست دارد با آن روبرو شود البته این کوسه با همین ظاهر نخراشیده بسیار خطرناک نیز هست ولی بسیار اوقات در انتهای اقیانوس زندگی می کند و به ندرت از آن جا بالاتر می آید.

Oreo-dory



این ماهی که مانند کوسه قبلی در انتهای دریاها زندگی می کند یکی دیگر از موجودات زشت اعماق اقیانوس ها است. این ماهی از نداشتن بدن رنج می برد و به نوعی یک سر بزرگ به یک بدن کوچک متصل شده است. محققان به این ماهی کله ماهی شناور نیز می گویند.

ماهی سنگی



این ماهی خطرناک که در کف اقیانوس زندگی می کند به قدری زشت است که هیچکس نمی تواند لحظه ای چهره آن را تحمل کند. این ماهی یکی از سمی ترین و کشنده ترین ماهی های درون آب است و می تواند خودش را شبیه به محیط اطرافش بکند و بیشتر به مانند یک سنگ یا مرجان می ماند.

قورت دهنده سیاه



این ماهی که به نام قورت دهنده عظیم نیز شناخته می شود می تواند یک ماهی متوسط را به راحتی ببلعد. این ماهی شاید به تنهایی زشت نباشد اما وقتی یک ماهی دیگر را میخورد تمام آن را در چینه دان زیر گلویش جمع می کند. این باعث می شود که این ماهی یک گلوی بسیار بزرگ پیدا کند و همچنین چهره اش نیز تغییر می کند.

ماهی خشن



این ماهی با توجه به چهره بسیار زشت و عصبانی که دارد به این نام مشهور شده است. او دندان های بسیار تیز، استخوان های تیغ مانند و همچنین یک آنتن در میان چشمانش دارد. این ماهی در کف در یا منتظر طعمه های فضولی می شود که با شاخک ایش بازی می کنند و سپس در یک حرکت ان ها را از بین می برد.

Goblin Shark



این بار نیز یک کوسه دیگر در میان لیست زشت ترین ها قرار دارد. این کوسه که جانورشناسان آن را به موجودات فضایی نسبت می دهند یک بینی بسیار بزرگ و خارج از فرمی دارد. این دماغ باعث شده است تا هم زشت باشد و هم اینکه تاحدی بامزه نیز شده است. این کوسه در اعماق اقیانوس ها و بیشتر در سواحل ژاپن دیده شده است.

نخستين تلفن‌همراه پستانداران

محققان با برنامه‌ريزي مجدد سلول‌هاي پستانداران، آنها را قادر به برقراري تماس با يكديگر از طريق سيگنال‌هاي شيميايي كردند.
به گزارش مشرق به نقل از ايسنا، برقراري تماس شامل انتقال اطلاعات از A‌ به B‌ است و در طول اين ارتباط دو سويه سيگنال‌هاي الكتريكي ارسال مي‌شود.

تيم تحقيقاتي دپارتمان مهندسي علوم زيستي مركز ETH‌ زوريخ به سرپرستي «مارتين فوسنگر» و «جورج استلينگ» بر پايه همين فرمول و با استفاده از اجزاء بيولوژيكي موفق به طراحي نخستين تلفن همراه پستانداران شدند.



دراين روش سلول‌هاي پستانداران به گونه اي برنامه ريزي مي شوند كه امكان برقراري تماس بين دو سلول از طريق سيگنال هاي شيميايي فراهم مي شود.

بدين ترتيب براي نخستين بار سيستم ارتباطي دو سويه مصنوعي درون سلول پستانداران جاي گرفته است كه به اختلاف غلظت در مولكول هاي سيگنال دهنده پاسخ مي دهد.

با استفاده از مولكول هاي سيگنال دهنده، دستگاهي با اجزاي بيولوژيكي ساخته شده است كه قادر به دريافت، پردازش و پاسخ به اين سيگنال‌هاست. اين دستگاه شامل ژن‌هاي مناسب و توليدات آنها يعني پروتئين‌هاست كه بصورت منطقي با يكديگر مرتبط مي‌شوند.

يك آنزيم كار توليد اسيد آمينه تريپتوفان نوع L‌ از ايندول را كه از خارج به سلول فرستنده معرفي مي‌شود، بر عهده دارد.

اين مولكول كوچك به سلول‌هاي گيرنده كه كار پردازش را انجام مي دهند، وارد مي شوند و پاسخ به تريپتوفانL‌، توليد «استالدئيد» توسط گيرنده است كه سلول فرستنده قادر به دريافت آن است.

اگر پس از مدت زمان مشخص غلظت خاص استالدئيد حاصل شده يا ايندول تمام شود، سلول هاي فرستنده كار توليد تريپتوفان L‌ را متوقف كرده و سيستم خود را خاموش مي كند.

درحاليكه پيش از اين محققان شبكه هاي ارتباطي سيستماتيك را براي باكتري و سلول هاي مخمر توسعه داده اند، اما به گفته «فوسنگر» اين شبكه ارتباطي به معناي واقعي يك تلفن همراه است كه براي نخستين بار از سلول هاي پيچيده پستانداران ساخته شده است.

اولين‌تصوير سه‌بعدي از مسيرحركت‌اسپرم

دانشمندان براي اولين بار موفق به ترسيم مسيرهاي حركت اسپرم‌ها به شكل سه بعدي شدند كه راه‌هاي حركت مارپيچي شكل اين شناگران بيش فعال را به نمايش گذاشته است.
به گزارش مشرق به نقل از ايسنا، اين فناوري جديد مبتني بر يك تراشه حسگر است كه با نمونه‌هاي موجود در گوشي‌هاي هوشمند و دوربينهاي ديجيتال متفاوت بوده، مي‌تواند به آزمايشات بهتر باروري مردان و درك واضح‌تري از رفتار ديگر ريزموجودات زيستي منجر شود.

مطالعه اسپرم‌هاي انسان به دليل كوچك بودن و سرعت آنها بسيار مشكل است. با اين حال محققان دانشگاه كاليفرنيا در لوس‌آنجلس يك اسپرم را بر روي يك تراشه حسگر سيليكوني قرار داده و نورهاي ال‌اي‌دي قرمز و آبي را از جهت‌هاي مختلف بر روي اين اسپرم در حال حركت تاباندند.



هر اسپرم از دو سايه متفاوت با رنگ‌هاي مختلف برخوردار بوده كه اين تراشه آنها را ثبت كرده و پس از آن يك برنامه رايانه‌اي اين دو مجموعه داده را براي بازسازي مسيرهاي پيچ در پيچ سلولها تركيب مي‌كند.

ميكروسكوپ‌هاي نوري رايج در هر زمان تنها قادر به مشاهده تعداد محدودي از سلولها به شكل سه بعدي هستند، اما در اين شيوه جديد مبتني بر حسگر، محققان توانسته‌اند به راحتي بيش از 1500 اسپرم را با حالت سه بعدي در يك آزمايش پيگيري كنند.

اين داده‌ها توانسته‌اند حالتهاي شناي كاملا متفاوتي را براي اسپرمها شناسايي كنند. اكثر اسپرمها يك مسير عادي را دنبال مي‌كنند كه تقريبا يك خط مستقيم است.

اما برخي از آنها در يك مسير مارپيچي حركت مي‌كنند كه پيش از اين تنها در نتايج مبهم ميكروسكوپي به آنها اشاره مي‌شد. اسپرمهاي ديگر با عناوين «بيش فعال» به دليل تغيير جهت زياد در مسير شناي خود شناخته شده‌اند كه اغلب باعث حركت آنها در جهت معكوس مي‌شود.

به گفته محققان در حال حاضر هيچ ارتباط شناخته شده‌اي ميان سلامت يك اسپرم و حالت شناي آن وجود ندارد اما اين شيوه تصويربرداري مي‌تواند درهاي جديدي را براي چنين پژوهشهايي در آينده باز كند.

کواکبیان مطرح کرد

کواکبیان مطرح کرد:
با طناب برخی تندرو‌ها که همواره حرف از تحریم انتخابات می‌زنند نیز به چاه نمی‌رویم بلکه برعکس معتقدیم نظام متعلق به ما است و باید مشکلات آن را برطرف کنیم‌.
به گزارش مشرق، مصطفی کواکبیان در گفت‌و‌گو با ایلنا با اشاره به طرح پیشنهادی مناسک توسط جبهه مردم سالاری گفت‌: هدف اساسی طرح مناسک یا مجمع نخبگان اصلاح طلب سراسر کشور، انسجام بخشی و ایجاد اجماع میان اصلاح طلبان است. تا احزاب اصلاح طلب نیز بتوانند به کمک نخبگان سراسر کشور در خصوص چهارمین دوره انتخابات شورا‌ها و یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به نوعی وحدت رویه و اشتراک نظر جدی برسد‌. ‌

وی ادامه داد‌: نظر ما بر این بود که در صورتی که آقای خاتمی وارد عرصه شود نیازی به اجرای این طرح نیست چرا که وی مورد استقبال تمام احزاب و نخبگان اصلاح طلب قرار خواهد گرفت اما در صورت عدم حضور خاتمی نیز اصلاح طلبان نباید دچار اختلاف با یکدیگر شوند‌. ‌

*تنها راه وحدت اصلاح‌طلبان از نظر کواکبیان

کواکبیان در ادامه با اشاره به تفاوت‌های اصلاح طلبان و اصولگرایان خاطرنشان کرد‌: اصولگرایان در تعدد نامزدهای انتخاباتی با یکدیگر اختلاف نظر دارند اما اصلاح طلبان در اصل معرفی و یا عدم معرفی یک نامزد انتخاباتی نظرات متفاوتی دارند لذا تصور می‌کنم طرح مناسک تنها راه وحدت بخشی به جریان اصلاحات و انسجام میان احزاب اصلاح طلب و یک روش دموکراتیک برای رسیدن به نامزد واحد است‌.

دبیر کل جبهه مردم سالاری افزود‌: در این طرح پیش بینی یک مجمع ملی ۴ هزار نفره مرکب از مجامع استانی شده است که این مجامع متناسب با جمعیت هر استان در گروههای حداقل ۴۰ و حداکثر ۴۰۰ نفره شکل می‌گیرند. همچنین در این طرح مجمع روحانیون مبارز به عنوان ناظر و مجری پیشنهاد شده است‌. ‌

کواکبیان با بیان اینکه استقبال زیادی از سوی اصلاح طلبان سراسر کشور از طرح مناسک صورت گرفته است، گفت‌: ‌ در برخی از استان‌ها اصلاح طلبان به اتفاق، نسبت به اجماع در جریان اصلاحات تاکید داشتند‌. ‌

وی در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد‌: همچنین در این طرح پیش بینی شده است که در صورتی که مجمع روحانیون مبارز مجری‌گری و نظارت بر اجرای این طرح را نپذیرد حزب مردم سالاری آمادگی پذیرش این مسوولیت را خواهد داشت‌. ‌

کواکبیان با تاکید بر اینکه هرگونه فرصت سوزی و دفع وقت آفت زیادی برای حرکت اصلاح طلبان محسوب می‌شود، گفت‌: به همین جهت شورای مرکزی حزب مردم سالاری و تعدادی از احزاب اصلاح طلب عید غدیر را به عنوان ضرب الاجل برای اجرایی شدن طرح مناسک مطرح کردند‌. ‌

وی افزود‌: پس از این تاریخ اگر اصلاح طلبان نتوانستند به وحدت نظر برسند، احزاب اصلاح طلب می‌توانند تصمیمات خود را اجرا کنند‌. ‌لذا توصیه ما به دوستان اصلاح طلب و مجموعه احزاب این جریان و همچنین مجمع روحانیون مبارز این است که هرچه سریع‌تر در این زمینه تصمیماتی را اتخاذ کرده و نهایتا تا نیمه آبان نتیجه مشترک خود را اعلام کنند‌.

*جریانات اصلاح‌طلب به ضرب‌الاجل تعیین شده توجه کنند

دبیر کل حزب مردم سالاری ابراز امیدواری کرد که همه جریانات اصلاح طلب به ضرب الاجل تعیین شده توجه کنند چرا که در غیر این صورت جبهه مردم سالاری نیز همچون دیگر احزاب کار خود را دنبال خواهد کرد‌.

کواکبیان با بیان اینکه در جمهوری اسلامی صاحب خانه اصلی مردم هستند، تصریح کرد‌: هیچ جناحی نمی‌تواند خود را صاحب کشور تلقی کند. بنابراین نباید گمان شود که جریانی باید اجازه ورود به عرصه سیاسی کشور را به جریان دیگر بدهد چرا که این حرف غیر منطقی است و هر کس دلسوز نظام و واجد شرایط قانونی باشد صرف نظر از اینکه اصلاح طلب و یا اصولگراست، می‌تواند وارد عرصه شود و دیگران نباید خط قرمزی جز معیار قانونی برای آن تعیین کند‌.

وی افزود‌: تعیین شرط برای شرکت در انتخابات این مفهوم را می‌رساند که عده‌ای مالک و عده‌ای مستاجر کشورند و مالکان برای دیگران تعیین و تکلیف می‌کنند در صورتی که مالک اصلی کشور مردم هستند‌. ‌

این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه با هیچ یک از نامزدهای اصولگرا ائتلاف نخواهیم کرد، گفت‌: اساسا اعتقادی به این مساله نداریم اگرچه معتقد به دولت وحدت ملی و کابینه ائتلافی هستیم اما این مسائل پس از انتخابات معنا پیدا می‌کند‌. ‌ چرا که هیچ جریانی نامزد انتخاباتی خود را از بین رقبا تعیین نخواهد کرد‌. ‌

دبیرکل حزب مردمسالاری در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد‌: از طرفی با طناب برخی تندرو‌ها که همواره حرف از تحریم انتخابات می‌زنند نیز به چاه نمی‌رویم بلکه برعکس معتقدیم نظام متعلق به ما است و باید مشکلات آن را برطرف کنیم‌.

وی خاطرنشان کرد‌: در طرح مناسک معتقدیم اگر قرار است بگوییم اصلاح طلبان برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری نامزدی معرفی نمی‌کنند نیز باید این مساله در مجموعه‌ای تصمیم گیری شود و به تایید مشترک سران اصلاح طلب برسد‌. ‌

کواکبیان با بیان اینکه اصلاح طلبان مجموعه نیروهایی هستند که در سال ۸۸ حدود ۱۴ میلیون به غیر از احمدی‌نژاد رای دادند، تصریح کرد‌: مجموعه این نیرو‌ها باید سرنوشت خود را تعیین کنند بنابراین مجموعه ۴ هزار نفره نخبگان اصلاح طلب باید تصمیم بگیرند و در این صورت همه طیف‌ها تسلیم این تصمیم خواهند شد‌. ‌

وی در پایان عنوان کرد‌: ما معتقدیم اصلاح طلبان باید همواره در صحنه سیاسی، اجتماعی کشور حضور فعال داشته باشند چرا که اصلاحات هیچ‌گاه از بین نمی‌رود هرچند که عده‌ای با تناقض گویی‌های خود از طرفی اعلام کنند که اصلاحات مرده است و از سوی دیگر تاکید بر ضرورت حضور اصلاح طلبان در عرصه سیاسی کشور داشته باشند، این جریان هیچ‌گاه تمام نمی‌شود‌. ‌

عکس: دیدار فرماندهان ارتش با رهبرانقلاب در نوشهر

تندر هم وانت شد + عكس



عکس: بزرگترین مرکز پرورش کروکودیل در تایلند

 در 25 کیلومتری جنوب بانکوک، بزرگترین مرکز پرورش و نگهداری کروکودیل در جهان قرار دارد که بیش از 30 هزار تمساح را در خود جای داده است. در این مرکز که دارای گونه های مختلف تمساح آبهای شور، آمریکای جنوبی و رود نیل است، همه روزه نمایش های متنوعی از این جانوران برای بازدیدکنندگاه اجرا میشود.تمساح های این مرکز که بیش از 30 سال است در محوطه ای وسیع و کاملاً امن نگهداری میشوند، در اندازه های مختلف از چند سانت تا 6 متر وجود دارند.

وكيل‌هاشمي: رفسنجاني اگر احساس تکليف کند، مي‌آيد

وکيل خانواده هاشمي رفسنجاني گفت: هاشمي هميشه براساس تکليف عمل مي‌کند و اگر روزي بنابر تکليف، تشخيص بدهد که بايد کانديدا شود، مي‌آيد.

عليزاده طباطبايي وکيل خانواده هاشمي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، درباره کانديداتوري هاشمي در انتخابات آتي رياست جمهوري گفت: بعيد مي‌دانم که هاشمي کانديداي انتخابات شود اما از جايي که وي هميشه براساس تکليف عمل مي‌کند، اگر تشخيص بدهد که بايد در اين دوره کانديدا شود، مي‌آيد.
 
وي درباره احتمال کانديداتوري معين افزود:  بعيد مي‌دانم که وي کانديداي انتخابات آتي شود.
 
عليزاده طباطبايي درباره ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري اظهار داشت: اصلاح‌طلبان بنا ندارند که در اين دوره از انتخابات، کانديدا معرفي کنند اما از ميان اصلاح‌طلبان افرادي(وزراي سابق) هستند که تاييد صلاحيت مي‌شوند ولي زمينه راي آوري آنها بسيار پايين است.

عکس:ایران چگونه درباره مسیحیت فیلم می‌سازد؛ آمریکا چگونه درباره اسلام فیلم می‌سازد

ایران چگونه درباره مسیحیت فیلم می‌سازد؛ آمریکا چگونه درباره اسلام فیلم می‌سازد
 

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است

حمید داودآبادی در خاطره خود می‌گوید: آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم

به گزارش فارس، حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می‌خوانید:
 
 
اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.
 
مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت.
 
از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.
 
شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...
 
هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.
 
از بقیه بگذریم.
 
همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.
 
آقا در بین صحبت هایش فرمود:
 
«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»
 
وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.
 
دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
 
«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»
 
سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»
 
که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.
 
کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
 
آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.
 
عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
 
«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»
 
ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.
 
چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...
 
به آقا گفتم:
 
«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»
 
آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
 
« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»
 
با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:
 
« الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »
 
دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.
 
تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم
 
دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.
 
مزار این شهید کجاست؟
 
چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.
 
هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.
 
ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .

نگذاريد اين كتابها در خانه سالمندان بپوسند!

گروه فرهنگي: كتابي كوچك با طرح جلدي قديمي چشمم را گرفت. همينطور كه مشغول تورق آن بودم از فروشنده –كه خيلي هم غريبه نبود- پرسيدم اين رو ديگه از كجا گير آورديد؟ اين سوال را بعد از اين پرسيدم كه با مراجعه به شناسنامه كتاب و خواندن نام ناشر، نتوانستم در گوشه ذهنم رد پايي از آن نام پيدا كنم.

جوان فروشنده جواب داد كه اين كتاب را در انبار يكي از انتشاراتي هاي قديمي پيدا كرديم و چند صد جلدي را كه از ده-پانزده سال پيش باقي مانده بود خريديم. بعد با خنده ادامه داد: الان ما پخش كننده انحصاري اين كتابيم!

كتاب، متن يكي از فيلمهاي مستند خيلي معروف جبهه فرهنگي انقلاب بود كه اين روزها براي پيدا كردن خود فيلم هم بايد خيلي صبر و انگيزه بالايي داشته باشي چه رسد به متن نريشن و گفتگوهاي آن.

 

شانسي كه كتاب فوق الذكر پيدا كرده بود نصيب خيلي از كتابهاي اواخر دهه شصت و دهه هفتاد نشده است؛ كتابهايي كه يا در انبارها پوسيده و ته مانده‌هايشان خمير شده اند، و يا با تمام شدن همان چاپهاي اول و دوم ديگر كسي سراغشان را نگرفته و به فكر تجديد چاپشان نيفتاده است.

كتابي كه حتي با مرگ نويسنده‌اش هم پيدا نمي‌شود!

براي آوردن مثال از آنچه در بالا گفته شد مي توان نام كتابهاي زيادي را آورد. مثلا همين چند وقت پيش كه سيد محمود گلابدره‌اي درگذشت و دوباره نام كتابهايش سر زبانها افتاد، خيلي ها پاپي شدند كه كتابهايش را گير بياورند و بخوانند. گل سرسبد اين كتابها هم «لحظه‌هاي انقلاب» بود. اما احتمالا پيگيرترين اين افراد فقط توانسته باشد نسخه رنگ و رو رفته آن را در يكي از كتابخانه‌ها پيدا كند؛ وگرنه در كتابفروشي‌هاي راسته انقلاب بعيد است بتوان ردي از آن پيدا كرد. البته شايد دست دوم فروشي هاي اين راسته هم، زير خروارها حل المسائل و خودآموز كنكور يك نسخه از ان را داشته باشد.

 

يا براي نمونه‌اي ديگر مي‌توان به كتاب «مسيح كردستان» نوشته نصرت الله محمودزاده اشاره كرد. كتاب نابي درباره شهيد محمد بروجردي كه اگر از اولين كتابهاي زندگي‌نامه داستاني نباشد حتما يكي از بهترين‌هاي اين حوزه است. اين كتاب كه زندگينامه شهيد بروجردي را تا تاريخ 24 بهمن سال 1357 شامل مي شود براي اولين بار در سال 76 و توسط ك‍ن‍گ‍ره ب‍زرگ‍داش‍ت س‍رداران ش‍ه‍ي‍د س‍پ‍اه و 36 ه‍زار ش‍ه‍ي‍د اس‍ت‍ان ت‍ه‍ران منتشر شد و اخيرا بعد از اينهمه سال با ويرايش و طرح جلدي جديد، روانه بازار شده است. حتي نويسنده آن خبر از نگارش جلد دوم آن داده است. كساني كه اين كتاب را خوانده باشند حتما با يكي از بهترين‌ها بودن آن موافق خواهند بود.

 



كتاب‌هايي براي تمام نسل‌ها

كتابهاي خوب زيادي چندين سال پيش توسط انتشاراتي‌هاي نه چندان حرفه‌اي منتشر شده اند؛ در دوره‌اي كه صنعت نشر ما –مخصوصا نشر حزب اللهي كه در اين چند ساله خوب جان گرفته است- خيلي سر و سامان نداشته و اوضاع توزيعش از الان هم بدتر بوده است. چه بسا آن ناشران طي اين سالها اصلا از صفحه نشر پاك شده باشند و ديگر خبري از آنها در اين بازار نتوان پيدا كرد. يا مجموعه‌ها و نهادهايي كه بعداً دچار ادغام، تجزيه يا انحلال شده اند و ديگر كسي از اوضاع و احوال كتابهايي كه توسط آنها منتشر شده است خبر ندارد. حتي ممكن است هم ناشر سر جايش باشد و هم نويسنده اما به دلايلي سالهاست كه كتاب تجديد چاپ نمي شود.  از اين دست كتابها زياد مي‌توان نام برد.

 

 

اخيراً بنياد ادبيات داستاني در كاري قابل تقدير اقدام به انتشار دوباره يكي از اين خيل كتابها كرده است؛ «تركه هاي درخت آلبالو» نوشته اكبر خليلي كه اولين بار در سال 68 منتشر شده بود. نشر «عصر داستان» كه وابسته به اين بنياد است اين كتاب 500 صفحه اي را اينبار در 399 صفحه و با ويرايش جديد منتشر كرده است. اين اقدام درخور توجه بنياد ادبيات داستاني مي‌تواند مورد توجه خيلي از ناشران و نهادهاي فرهنگي قرار بگيرد تا گرد فراموشي را از روي كتابهاي خوبي كه سالها پيش نوشته شده اند بردارند. واقعا حيف نيست خيلي از اين كتاب‎‌ها را فقط جوانهاي دهه شصت و هفتاد خوانده باشند و نسل سوم و چهارم انقلاب حتي از وجود آنها هم بي خبر بماند؟!

ویژگی‌ها و ثواب زیارت حضرت معصومه(س)

مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با اشاره به روایات جالبی که درباره قم وارد شده است، ماجرای کرامت حضرت معصومه(س) به آیت‌الله تبریزی را شرح داد.

به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام والمسلمین غلامعلی عباسی فردویی، مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) و مؤلف کتاب‌های «فروغ آفتاب»، «زن و اسوه‌‌های آسمانی»، «پرتویی از مکتب حضرت زهرا(س)»، «قم در عصر حضور ائمه» و «غیبت کبری» انجام داده‌ایم که متن آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.
 
تاریخ ولادت و لقب‌های حضرت معصومه(س)
 
عباسی در ابتدای این گفت‌وگو ضمن تبریک سالروز ولادت حضرت معصومه(س) اظهار داشت: حضرت معصومه در آغاز ذیقعده سال 172 هجری دیده به دنیا گشود. قولی دیگر وجود دارد که سال تولد این بانو را 183 هجری بیان کرده‌اند که با توجه به این که امام کاظم(ع) در سال 183 به دنیا آمد، این قول غیر منطقی است.
 
وی گفت: نام شریف بانوی قم «فاطمه» و القاب مبارکش معصومه، شفیعه، کریمه اهل‌بیت و فاطمه کبری است و مادر مکرمه‌اش نجمه خاتون همان مادر امام رضا علیه‌السلام است.
 
روایات جالب درباره قم/ هجرت حضرت معصومه(س)، روایات قم را تفسیر کرد
 
عباسی گفت: پس از آنکه یک سال از هجرت امام رضا علیه‌السلام به مرو گذشت، حضرت معصومه(س) به شوق دیدار برادر و ترویج مکتب تشیع همراه با کاروانی در سال 201 قمری به سوی مرو حرکت کرد. بنابر قولی حضرت در ساوه بیمار شد و پس از آن به قم منتقل و به خاک سپرده شد.
 
وی افزود: هجرت حضرت معصومه(س) به قم نقطه عطفی در سیر تکمیلی تاریخ مذهبی فرهنگی این شهر و ایران است.
 
مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه گفت:  روایات بسیاری پیرامون قم آمده است که همه به برکت وجود این بانوست مثلا امام کاظم علیه‌السلام فرموده است: قم آشیانه آل محمّد و پناهگاه شیعیان است. یا امام رضا علیه‌السلام فرموده است: بهشت را هشت در است و یکی از آن‌ها برای قمی‌هاست خوشا به حالشان پس خوشا به حالشان.
 
عباسی با بیان اینکه پاره‌ای از روایات اهل‌بیت(ع) پیرامون پناه بردن به قم و دوری از بلاست، افزود: امام صادق علیه‌السلام فرموده است: آنگه که بلا و گرفتاری به شما روی آورد به قم پناه ببرید. همانا قم پناهگاه فرزندان فاطمه(س) و راحت‌سرای مؤمنان است. هر ستمگری بخواهد بر این شهر و مردمش جفا کند خداوند او را خوار و از رحمتش دور می‌سازد.
 
نویسنده کتاب «قم در عصر حضور ائمه و غیبت کبری» با بیان اینکه از امام رضا(ع) نقل شده آنگاه که فتنه‌ها بر شما سایه افکند به قم پناه ببرید که بلا از قم و اطرافش برداشته شده است، گفت: پاره‌ای از روایات نیز خبر از مرکزیت علمی قم می‌‌دهند. مثلا از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که فرمود: کوفه(نجف) به زودی از مؤمنان خالی می‌شود و علم از آن جمع می‌شود، همان گونه که مار در لانه‌اش جمع می‌شود. آنگاه فروغ دانش از افق شهری تجلی می‌کند که آن را قم گویند و آن جا مرکز دانش و فضیلت می‌شود. در این زمان قم و مردمش جانشینان حجت خدایند و قم سرچشمه جوشان معارف است که علم از آن جا به شرق و غرب عالم جاری می‌شود.
 
عباسی گفت: پاره‌ای از روایات نیز از یاری مردم قم و قیام آنها خبر می‌دهد. مثلا در روایت آمده است: قم را قم نامیدند زیرا مردم قم بر گرد قائم آل محمد عجل الله فرجه اجتماع می‌کنند و با آن حضرت قیام می‌نمایند. یا امام کاظم علیه‌السلام فرموده است: مردی از قم قیام می‌کند و مردم را به سوی حق فرا می‌خواند، گروهی با او همراه می‌شوند که مانند پاره‌های فولادند. تندبادها و توفان‌های سخت آنان را نمی‌لغزاند و از جنگ خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند. به خداوند توکل می‌کنند و سرانجام، پیروزی برای پرهیزکاران است.
 
شفاعت از جمله مقامات حضرت فاطمه معصومه(س)
 
نویسنده و پژوهشگر معارف اسلامی با اشاره به اینکه حضرت معصومه(س) دارای شأن و مقامی از ولایت است، گفت: یکی از مقامات حضرت معصومه(س) مقام شفاعت است که در زیارتنامه حضرت نیز آمده: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنّه فأنّ لک عند الله شأناً من الشأن».
 
عباسی گفت: مقام شفاعت موهبتی الهی است که خداوند متعال به کسانی عنایت می‌کند که روحشان به جلوه قدسی مزیّن است؛ عالی‌ترین مرتبه آن «مقام محمود» است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز رستاخیز در آن مقام طلوع می‌کند.
 
عباسی با بیان اینکه در قرآن کریم 25 آیه درباره شفاعت وارد شده است، گفت: گستره شفاعت حضرت معصومه(س) به وسعت تاریخ تشیع و عموم شیعیان است. امام صادق علیه‌السلام فرمود: «تدخل بشفاعتها شیعتی الجنه بأجمعهم». به شفاعت فاطمه معصومه همه شیعیان به بهشت می‌روند.
 
عصمت از جمله مقامات حضرت فاطمه معصومه(س)
 
مسئول پژوهشگاه آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با بیان اینکه عصمت از گناه و خطا گوهری است آسمانی که خداوند متعال وجود پیامبران، ائمه و فاطمه زهرا(س) را به آن مزین کرده است، ادامه داد: فروغ عصمت عالی‌ترین افقش مشکات وجود پیامر اکرم و ائمه است و پرتو عصمت در سیمای تربیت شدگان دامان رسالت و امامت نیز مشاهده می‌شود و شخصیت‌هایی مثل حضرت عباس، زینب کبری، علی اکبر و فاطمه معصومه مهتاب آسمان عصمتند.
 
عباسی با اشاره به اینکه عصمت در سایه بندگی و اخلاص و اطاعت از خداوند متعال حاصل می‌شود و هر مقدار مراتب قرب به خداوند زیاد شود ثمره این قرب و نزدیکی دوری از گناه است، گفت: عصمت حضرت معصومه(س) هر چند منصوص نیست ولی در سایه بندگی و اخلاص، عصمت اکتسابی دارند و ایشان با صفت «معصومه» شهره خاص و عام شده است.
 
ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه(س)
 
عباسی یکی دیگر از ویژگی‌های حضرت معصومه(س) را ثواب زیارت ایشان بیان کرد و گفت: درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه(س) روایات متعددی از سوی امامان معصوم(ع) صادر شده است که هم به منزلت و قداست این بانوی بزرگوار دلالت می‌کند وهم پاداش زیارتش را بیان می‌کند.
 
«زن و اسوه‌‌های آسمانی» گفت: مرحوم نراقی درباره زیارت اولیاء می‌نویسد: نفوس نیرومند قدسی به خصوص پیامبران و امامان معصوم پس از رهایی از قفس تن و عروج به عالم ملکوت، بر جهان و امور آن احاطه دارند. امور جهان نزد آنان آشکار است و مواد جهان متأثر از قدرت آنان است و هرکس به زیارتشان برود از آن آگاه و بر او شاهد و ناظرند.
 
عباسی گفت: امام رضا علیه‌السلام فرمود: کسی که فاطمه معصومه(س) را زیارت کند بهشت برای او خواهد بود. امام صادق علیه‌السلام فرمود: برای ما حرمی است و آن شهر قم است و به زودی زنی از فرزندان من در آن جا دفن می‌شود که نامش فاطمه است. هر کسی او را زیارت کند بهشت برای او واجب است.
 
مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با بیان اینکه بسیاری از علما خود را مدیون این بانو می‌دانند و در مشکلات علمی، معنوی و مادی به دامان این بانو پناه می‌برند گفت: مثلا ملاصدرا(ره) از کهک مسافتی طولانی را برای زیارت حضرت می‌پیمود و جواب‌های علمی خود را به واسطه توسل به این بانو دریافت می‌کرد و یا آیت الله بهجت(ره) هر روز مقید به زیارت حضرت بودند.
 
عباسی با اشاره به اینکه از بعضی روایات اینگونه استفاده می‌شود که کسی که با معرفت، قبر حضرت معصومه(س) را زیارت کند بهشت اختصاص به او دارد، گفت: این روایات نمی‌گوید داخل بهشت می‌شود بلکه می‌گوید بهشت اختصاص به او دارد، یعنی با دلالت اشاره، این مطلب را می‌گوید که خود، صاحب مقام شفاعت می‌شود و می‌تواند عده‌ای را وارد بهشت کند، زیرا بهشت مختص زائر می‌شود و او هر کس را بخواهد به این منزل خود دعوت می‌کند.
 
وی با بیان اینکه همه امام‌زادگان بزرگوار هستند اما کمتر امامزاده‌ای از مقام قدسی حضرت معصومه(س) برخوردار است، افزود: این همه پاداش و اجر زیارت به پاس نقش تربیتی، معرفتی، سیاسی و اجتماعی زیارت است.
 
موعود بودن حضرت فاطمه معصومه(س)
 
مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه با بیان اینکه در خاندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام که فرزندان زیادی بودند تنها سه دختر نام فاطمه داشتند، گفت: امام کاظم علیه‌السلام نام سه دخترشان را فاطمه گذاشته بودند: فاطمه کبری، فاطمه وسطی و فاطمه صغری. فاطمه کبری، همین حضرت معصومه(س) است. 
 
وی افزود: فرزندان امام باقر، امام صادق، امام کاظم و نوادگان امام حسن علیهم‌السلام زیاد بودند ولی در بین آنها حضرت معصومه(س) جایگاه ویژه‌ای دارد و در چنین فضایی امام صادق علیه‌السلام خبر از بانویی می‌دهد که هنوز به دنیا نیامده و هنوز قمی به عنوان شهر قم شکل نگرفته بود و قم فقط چند روستا بود. پس حضرت معصومه(س) به گونه‌ای موعود و وعده داده شده بود.
 
حضرت معصومه(س) تجلی حضرت فاطمه زهرا(س) است
 
نویسنده کتاب «پرتویی از مکتب حضرت زهرا(س)» گفت: حضرت معصومه(س) ترجمانی از وجود ملکوتی حضرت زهراست و به گونه‌ای سرّ اهل بیت معرفی شده‌ است و اگر چهار امام معصوم از آن بانو سخن می‌گویند و همه ستایش می‌کنند به خاطر این است که تجلی دومی از صدیقه کبری را در حضرت معصومه(س) می‌توانید ببینید.
 
وی گفت: به همین جهت بعضی از علما سفارش می‌کردند که اگر می‌خواهید قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را زیارت کنید به زیارت حضرت معصومه(س) بروید.
 
حجت‌الاسلام عباسی اضافه کرد: حضرت امام خمینی(ره) در قصیده‌ای در یک مصرع، قم و در یک مصرع، مدینه را ذکر می‌کند و در یک مصرع، فاطمه معصومه(س) و در یک مصرع، فاطمه زهرا سلام الله علیها را قرار می‌دهد.
 
تشکیل حوزه حدیثی قم به برکت حضرت معصومه(س)
 
مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با بیان اینکه از برکات وجود حضرت معصومه(س) تربیت عالمان و فعالیت‌های گسترده فرهنگی در قم است، گفت: به برکت ایشان حوزه حدیثی قم، تأسیس و شکل گرفت.
 
وی ادامه داد: قرن سوم و چهارم هجری اوج شکوفایی حوزه حدیثی قم است. این حوزه بسان درخت تنومندی به سراسر جهان اسلام سایه گسترده و چون آسمان رفیع، صدها ستاره دانش بر آن درخشیدند.
 
عباسی افزود: در یکی از مشهورترین کتاب‌های حدیثی شیعه یعنی «کافی»، تألیف ثقة الاسلام کلینی بیش از 80 درصد احادیث، از سوی راویان قمی نقل شده است. همچنین تقریبا تمامی احادیث کتاب «من لا یحضره الفقیه» که تألیف شیخ صدوق است از طریق محدثان همشهری‌اش یعنی قم روایت شده است.
 
عباسی با اشاره به اینکه از دیگر امتیازات ویژه حوزه حدیثی قم، وثوق و اعتماد بر آن حوزه است گفت: این وثاقت تا بدان جا بود که سومین سفیر حضرت ولی عصر(عج) یعنی حسین بن روح نوبختی، کتاب تأدیب را که برخی از مطالب آن مشکوک بود نزد گروهی از فقهای قمی فرستاد و از آنان خواست تا آن را مطالعه کنند و ببینند کدام یک از مطالب آن را نمی‌پذیرند.
 
وی افزود: محدثان قمی که اقدام به تألیف و تدوین نموده‌اند بسیارند. حدود 60 نفر از آنها از همه معروف‌ترند. از جمله آنها؛ احمد بن اسحاق قمی، شیخ صدوق که به دعای امام زمان(عج) به دنیا آمد، عیسی بن عبدالله اشعری و محمد بن خالد قمی هستند.
 
عنایت حضرت معصومه(س) به آیت الله میرزا جواد تبریزی
 
حجت‌الاسلام عباسی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: برای حضرت معصومه(س) کراماتی نقل شده که بسیار شنیدنی است و البته بزرگان فرموده‌اند این که حضرت معصومه(س) کوری را بینا کرد و یا فلجی را شفا داد از کرامات کوچک ایشان است. اینها کارِ دوستان اهل بیت مثل میرزای قمی و شیخ صدوق است. اگر خواستید کرامتی را نقل کنید این حوزه علمیه عظیم قم را بگویید که به برکت حضرت در طول 12 قرن در تمام دوران‌ها و زمان‌ها گوهرهای تابناکی داشته است.
 
وی تاکید کرد: مثلا از گوهرهای تابناک حوزه علمیه قم حضرت امام خمینی(ره) است که تمام جهان را متحول کرد.
 
مدیر پژوهشی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) گفت: در قسمت فرهنگی حرم مطهر حضرت معصومه(س) بعضی از کرامت‌های حضرت، موجود است و از شفایافتگان تصویربرداری شده است.
 
کرامت حضرت معصومه به آیت‌الله تبریزی
 
عباسی گفت: بنده شخصاً به حضرت آیت‌الله العظمی تبریزی(ره) عرض کردم کرامتی از حضرت معصومه(س) برایم نقل کند که ایشان جریانی را برایم نقل کردند و گفتند: در دوران طلبگی، بنده در مدرسه فیضیه حجره‌ای داشتم و حدود سه شبانه روز چیزی برای خوردن گیر نیاوردم حتی یک لقمه نان! زیارت حضرت معصومه(س) رفتم و قضیه را برای حضرت بازگو کردم. وقتی خواستم از حرم خارج شوم شخصی بنده را صدا زد برگشتم دیدم یکی از همشهری‌هایم است. به من گفت: آشیخ جواد، من از تبریز مقداری پول برایت آوردم. وقتی پول را به بنده داد به حضرت عرض کردم: خانم چقدر زود تقاضای بنده را جواب دادید!

عكس: صفحه اول روزنامه‌هاي دیروز كشور

عكس: صفحه اول روزنامه‌هاي دیروز كشور

 










































عکس: حرم مطهر حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها)

در میان فرزندان امام کاظم (ع) بعد از امام رضا (ع) کسی در شرافت و فضیلت همسنگ و همتای فاطمه معصومه (س) نمی باشد. در شان و جلالت و فضیلت او همین بس که وقتی نزد امام صادق (ع) بحث قم و شرافت آن پیش آمد، امام صادق (ع) فرمود: " ... بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد که فاطمه دختر موسی نام دارد و با شفاعت وی همه شیعیان وارد بهشت می­شوند."

مردی که حرص اوباما را درآورد+عکس

باشگاه خبرنگاران- «آمریکای اوباما» به دلیل انتقادات خود از مشی سیاسی اوباما به دومین مستند پرفروش سینماهای آمریکا تبدیل شده است.

 فیلم مستند دنیس دسوزا با عنوان «۲۰۱۶؛ آمریکای اوباما»  که این روزها در سینماهای آمریکا اکران می شود با استقبال خوبی از سوی مردم این کشور مواجه شده است و البته حسابی اعصاب آقای رئیس جمهور را به هم ریخته است. دنیس دسوزا یک محافظه کار هندی-آمریکایی است که متولد بمبئی در هند است و هم سن باراک اوباما است.
 
 
دسوزا در جوانی برای ادامه تحصیل به ایالات متحده می رود و از کالج دارتموث فارغ التحصیل می شود. در دوران دانشجویی به گروهی از دانشجویان دست راستی می پیوندد و یک نشریه محافظه کار را در دانشگاه منتشر می کند. او سپس به واشنگتن دی سی می رود و در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان در کاخ سفید مشغول بکار می شود.
 
«من اگر دستم را بالا بگیرم، کف دست من همرنگ دست هر سیاهپوست دیگر است» این جمله یکی از جملاتی است که آقای دسوزا با بیان آن در مصاحبه های خود به نوعی می خواهد به مخاطب این اطمینان را بدهد که به جهت این شباهت های او به اوباما، شناخت او از دیدگاه ها و تفکرات رئیس جمهور فعلی آمریکا دقیق تر از هر شناخت دیگری است و از موضع مردم نظرات خود را بیان می کند.
 
این مستند تصویری از آمریکا در سال ۲۰۱۶ در صورت ابقای «باراک اوباما» در سمت ریاست جمهوری ارائه می‌دهد و شامل مصاحبه هایی با «جورج اوباما»، برادر ناتنی باراک اوباما، شلی استیل و دنیل پایپس از نومحافظه کاران آمریکایی به عنوان منتقدین سیاست های باراک اوباما است.
 
دنیس در همان ابتدای فیلم یادآور می شود که این آمریکا بود که تنها ۳۵ سال بعد از دادن حقوق برابر به سیاهان یک دو رگه آمریکایی –آفریقایی را به ریاست جمهوری برگزید و این را «دستاورد و پیروزی آمریکا و نه اوباما » می داند. او سپس به بررسی رابطه اوباما با پدرش می پردازد. دنیس در این فیلم با نگاهی جانبدارانه از موضع علاقه به سیاست های آمریکا، اوباما را فردی ضد استعمار معرفی می کند که با سیاست های خود سعی در سرنگونی آمریکا و کمک به ملت های دیگر دارد و ریشه شعار «تغییر» اوباما را در این مستند جستجو می کند.

"ننه! من تکاور شدم؛ من سی و سومین شهید روستای بیشه سر هستم" + عکس

رزمندگان شمال- شهیدان: غلامعلی (جواد) نژاد اکبر، ناصر باباجانیان، کریم رجب پور، مهدی پور قربان، محمد رضا ابراهیمی، محمد علی معصومیان، صادق مبلغ الاسلام، محمدکاظم محمدقلی نیا، عباس محمدقلی زاده، محمد جعفر تبار جعفر قلی، علی بابائی، محمدباقر قمی بیشه، عین اله حمزه نسب، حسین ولی اللهی، رمضان ولی اللهی، هادی ولی نژاد، سیدعلی سادات تبار، حسن پنبه کار، مجید غلامحسین نژاد، جواد جانی رمی، ابراهیم جانی رمی، کاظم اکبر نتاج، یوسفعلی جعفری، عقیل آقاباباتبار، منوچهر آقاجانیان، محمدتقی مبلغ الاسلام، جواد گیلکی بیشه، عسکری معصوم نیاء، جمال نژاد رجبعلی، سعدی غلامی بیشه، فتحعلی رضانسب و هاشم آقاجانی سی و دو مردی بودند که شرف یک روستا در 5 کیلومتری بابل به آنها بود تا اینکه، پس از سالها، کمیل از خدا خواست سی و سومین شهید روستای «بیشه سر» باشد.

در تاریخ 9/3/1367 شمسی برابر با 14 شوال 1408 قمری در خانواده صفری تبار بیشه، فرزندی به دنیا آمد که پدرش به یاد روزهای دفاعِ مقدس و علاقه مندی به گروه های چریکی و جنگ های نامنظم دکتر شهید مصطفی چمران و هم بیاد دعای کمیل، فرزندش را در شناسنامه به مصطفی و در گفتار کمیل نام گذاری کرد.
 

مصطفی در تابستان 84 در رشته علوم تجربی فارغ التحصیل شد اما تحصیل در رشته کامپیوتر و قبولی در رشته مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و آمل نیز باعث نشد ذره ای از عشق و علاقه مصطفی برای پیوستن به دانشگاه امام حسین(ع) کم شود.

در تیرماه 84 دوره آموزش تکمیلی گردان های عاشورا را طی کرده وگواهی آن را دریافت می کند و همان سال با شرکت در رزمایش صحرایی یاوران حضرت مهدی(عج) از سوی فرماندهی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بابل تقدیرنامه می گیرد.
 

زمان  سربازی برای او زمانی فرا می رسد که تلاشش برای خدمت در سپاه بی نتیجه مانده بود، بنابر این برای خدمت وظیفه به لشکر30 پیاده گرگان ملحق می‌شد، ضمن اینکه همزمان برای جذب رسمی در سپاه نام نویسی کرده بود.

هنوز 2 ماه از آموزش نظامی او نمی گذشت که نامه جذب او در سپاه پاسداران بدستش رسید، با گرفتن امضاهای متعدد از فرماندهان مافوق، بسختی از لشکر 30 گرگان تسویه حساب می گیرد و به علت قبولی درسپاه پاسداران از کسوت سربازی مرخص و برای ادامه آموزش بعنوان سرباز گمنام امام زمان (عج) بالاخره دراسفند ماه 86 وارد دانشگاه امام حسین (ع) می‌شود تا اینکه پس از دو سال تلاش وصف ناشدنی در بهمن ماه 88 از دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) با معدل 30/17 فارغ التحصیل می گردد.
 

مطابق دستنوشته‌ای که از او باقی مانده، در تاریخ 8/8/87 ساعت 50/11 صبح پوشه‌ای حاوی اطلاعات مهم و محرمانه کارکنان را در محوطه دانشگاه امام حسین(ع) می یابد، بی درنگ با حفاظت اطلاعات دانشگاه مکاتبه کرده و آن را جهت بررسی و اقدامات لازم به مسئول مربوطه تحویل می دهد تا خدای نکرده مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرد.


 

کمیل داوطلبانه تعطیلات عید سال های87 و88 دوره دانشجویی را در غالب طرح سازندگی بسیج، اردوی جهادی به مناطق محروم کشور از جمله کرمان و چهار و محال و بختیاری  می رود.

مادرش می گوید: به محض اینکه اولین حقوقش را از سپاه گرفت دو دفترچه پس انداز برای خودش باز کرد، یکی مربوط به حقوق و مزایا، دیگری مربوط به هدایا؛ چرا که می گفت: « طبق فتوای مقام معظم رهبری، هدیه خمس ندارد» برای خودش، سال خمسی تعیین کرد تا اگر مازاد بر هزینه سالیانه، چیزی در حسابش مانده باشد، خُمس آنرا بدهد و یکسال مقداری پول به مستمندان داده بود و با خوشحالی می گفت: امسال خمس داده ام.
 

ماجرای خواستگاری او از همسرش در سال 89 نیز جالب است: «موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به شهادت برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست.»


او به‌اتفاق چند نفر از دوستانش، بالاترین جایگاه خدمتی را در یگان ویژه صابرین می بینند، گرچه سعی داشت، ثبت نام در یگان ویژه صابرین را از خانوده اش مخفی نگهدارد و یا اینکه خدمت در آن را سهل و آسان معرفی کند، اما برای رسیدن به آن، بسیار تلاش کرد. می دانست که خدمت در یگان ویژه صابرین، علاوه بر قدرت معنوی به قدرت جسمی هم احتیاج دارد.


 

کمیل برای جبران آن علاوه بر طی دوره های آموزش تکاوری و چتربازی به ورزش های رزمی روی آورد و در این رشته خیلی زود سرآمد شده و مطابق اسناد موجود دو مرتبه موفق به اخذ مدال طلا و نقره در جشنواره فرهنگی، ورزشی دانشجویان شد.
بهر حال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه امام حسین(ع)، بسختی از پادگان آموزشی المهدی(عج) وابسته به تهران، تسویه حساب خدمتی می گیرد و خود را به یگان ویژه صابرین می رساند.
 

کمیل به همرزمانش گفته بود: «من سی و سومین شهید روستای بیشه سر هستم» و آخرین سفارش او به اطرافیان هم این بود که برای شهادتش دعا کنند و به همه سفارش می کرد تا در قنوت نمازشان، دعای فرج بخوانند و شهادت او را از خدا بخواهند.


 

شهید مصطفی (کمیل) صفری تبار بیشه در مصاحبه بجا مانده از خودش می گوید: «گرچه به کمتر از شهادت راضی نیستم؛ ولی از خدا می خواهم که اگر شهید نشدم، اجر شهید را به من بدهد.»/مشرق 

عکس: عقرب پرنده ای که نیش نمی زند!

نگاه کردن به یک عقرب در فاصله چند متری هم برای بسیاری از ما رعب آور است، حالا تصور کنید که یک عقرب پرنده وزوز کنان نزدیک شود و روی شانه انسان بنشیند.

اگر از حشرات ترس دارید و گزیده شدن توسط یک عقرب پرنده هم با خواندن تیتر این خبر به ترس‌های شما اضافه شده باید به شما بگویم که ترستان را دور بریزید.

تصویر زیر نه یک عقرب پرنده بلکه نوعی از مگس است که برای کسی آزاری ندارد و گزنده هم نیست، این مگس که اندازه آن هم بسیار کوچک تر از یک عقرب و تنها چند میلی‌متر است دمی شبیه عقرب دارد که با وجود ظاهر ترسناکش نیش ندارد.

عکس: صافکاری اتومبیل در بزرگراه

در پیچ بزرگراه ها با ترس و لرز چشم به راهند، با رویای یک باب مغازۀ صافکاری در سر، با لباس کاری بر تن، که به لباس بیکاری میماند.

حمله تروریستها به یک مرکز تحقیقاتی + عكس

فرهنگ نیوز-  افراد مسلح با حمله به یک پژوهشگاه و درگیری با نگهبانی مرکز تحقیقات رضایت در محله غربی حلب الزهرا(س)،تعدادی را مجروح کرده و خسارات سنگین را برجای گذاشتند.از تعداد مجروحین و خسارات احتمالی اخبار دقیقی منعکس نشده است.



این افراد با پشتیبانی شش ماشین،مجهز به سلاح های سنگین مثل دوشکا از شهرهای خارج از حلب به نام های كفر حمرا والمنصورة به حلب آماده و با نیروهای نگهبانی پژوهشگاه درگیر می شوند،مقاومت نگهبانان برای عقب نشینی تروریستها تا نزدیکی صبح ادامه می یابد.تروریستها که قصد تسخیر مکان فوق را داشتند با مقاومت نگهبانان مجبور به عقب نشینی شدند.





تروریستها که به تازگی به سلاح های جدید وارداتی با حمایت غرب و به ویژه آمریکا تجهیز شده اند،با هدف قرار دادن مراکز مهم و حساس شهرهای مختلف سوریه،سعی در اخلال و ایجاد بی نظمی و هرج و مرج را دارند.





از این رو حتی از حمله به پژوهشگاه ها و تاسیاست حیاتی و زیر ساختهای اصلی شهر هم دریغ نکرده و این مراکز را مورد حمله قرار میدهند.

عکس: مرغ سیاه کیلویی 800 تومان!

عکس: مرغ سیاه کیلویی 800 تومان!

 

ثبت‌نام فقط 777 نفر براي مسكن ويژه تهران

مديركل مسكن و شهرسازي استان تهران با تأكيد بر اينكه پروژه مسكن تهران متوقف نشده و با جديت ادامه دارد، گفت: مجوزهاي قانوني براي ساخت واحدهاي مسكوني مهر شهر تهران از اوايل سال 91 گرفته شده بود و براي ساخت مسكن در ساير مناطق نيز مجوز دريافت شده است.

به گزارش ايسنا، تقي رضايي با بيان اينكه اين پروژه هم اكنون فعال است، اظهار كرد: از مجموع چهار هزار واحد در دست ساخت منطقه تهرانسردر 500 واحد ساخت فونداسيون به اتمام رسيده است.
 
وي با بيان اينكه ساخت واحدهاي مسكوني پروژه مسكن تهران با جديت ادامه دارد، افزود: موضوع اين پروژه اوايل سال 91 در كميسيون ماده 5 شهرداري مطرح شد و مورد موافقت قرار گرفت تا جايي كه طراحي و نقشه‌هاي آن نيز به تأييد معاونت شهرسازي شهرداري تهران رسيده است و با تعامل اين مجموعه به ويژه همراهي شهردار منطقه 21 كار ساخت شروع شد و هم اكنون نيز در مرحله صدور پروانه هستيم.
 
وي در پاسخ به اين سوال كه چگونه كار پيش از صدور پروانه آغاز شد، گفت: از آنجايي كه نقشه‌ها به تأييد رسيده بود، با تعامل و همراهي شهرداري تهران كار را آغاز كرديم و هم اكنون نيز در حال دريافت پروانه هستيم.
 
مديركل مسكن و شهرسازي استان تهران تعداد متقاضياني كه تا پايان روز دوشنبه 27 شهريورماه، در پروژه مسكن شهر تهران ثبت نام كرده‌اند را 777 نفر اعلام و تصريح كرد: روند ثبت نام از متقاضيان با مراجعه به سامانه اعلام شده همچنان ادامه دارد.
 
رضايي با بيان اينكه ساخت واحدهاي مسكوني در نقاط ديگري از شهر تهران نيز پيش بيني شده است، تصريح كرد: نه تنها براي زمين‌هاي منطقه تهرانسر بلكه براي ساير مناطق نيز موافقت كميسيون ماده 5 شهرداري تهران گرفته شده و به محض اينكه كار از مرحله ساخت فونداسيون گذشت اطلاع رساني هاي لازم براي ثبت نام متقاضيان انجام مي‌شود.

پاسخ مستند رجانیوز به شبهه پراکنی ها ‌درباره نامه 1/6

امام خمینی:ترسيدم كه با پخش اين نامه، خون مردم به جوش بيايد و بريزند و آقاي منتظري را بكشند

 گروه تاریخ- محمدامین فرج اللهی: اطرافیان و وابستگان آیت الله منتظری که از هواداران سیدمهدی هاشمی معدوم هستند بار دیگر با تشکیک در به صحت نامه ی 6/1 امام خمینی(ره) خطاب به آیت الله منتظری، نسبت های ناروایی را متوجه امام راحل نموده و به بهانه ی حمایت از آیت الله منتظری به عقده گشایی علیه امام امت پرداختند.

 به گزارش رجانیوز، چندی پیش یکی از سایت های جریان فتنه یادداشتی از زهرا ربانی املشی- عروس آیت الله منتظری و همسر احمد منتظری- را منتشر کرد که در آن نسبت به صحت نامه ی 6/1 امام خمینی(ره) تشکیک شده و اتهامات ناروایی را متوجه اطرافیان امام نموده بود.همچنین در این یادداشت، بنا بر سیره ی رایج هواداران آیت الله منتظری نسبت های ناروایی نیز متوجه شخص امام امت(ره) شده بود.

*زهرا ربانی املشی در ابتدا پس از بیان اینکه نامه ی 6/1 امام بر خلاف نامه های قبلی ایشان از رادیو و تلویزیون خوانده نشده، بررسی این نامه از نظر محتوی، خط و چگونگی انتشار را،دریچه‌ای به سوی شفافیت در این مسئله تاریخی دانسته و ایرادات خود را اینگونه بیان می کند:

"الف: ابتدا بررسی نامه از نظر ظاهر و چگونگی پخش آن، که ثابت می‌کند نمی‌تواند ازطرف امام خمینی باشد:

1- عدم تطابق خط نامه با خط امام از نظر کارشناسان.
2- پخش نشدن آن از صدا و سیما در زمان حیات امام.
3- درج نشدن آن در صحیفه نور، با اینکه نامه بعد از آن یعنی نامه 68/1/8 در این کتاب هست."

در ابتدا باید خانم ربانی املشی به این سوال پاسخ دهند که منظور از کارشناسانی که بر عدم تطابق دستخط نامه ی مذکور با دستخط امام در سایر نامه ها گواهی داده اند چه کسانی می باشند؟چرا در طول تاریخ انقلاب اسلامی تنها اطرافیان و هواداران آیت الله منتظری این شبهه را مطرح کرده اند و سایر یاران امام و بزرگان انقلاب حرف آنها را رد می کنند؟ و چرا افرادی که در بیت امام راحل بوده اند نظیر آیت الله توسلی، حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان،آقای محمدعلی انصاری و امثال ایشان و سایر بزرگان انقلاب در رد صحت این نامه حرفی نزده اند؟بلکه صحت آن را تایید کرده اند.

از سوی دیگر قرینه های متعددی دال بر صحت این نامه از جانب شخص امام هم در خاطرات شخصیت های مختلف انقلاب و هم در خاطرات خود آیت الله منتظری وجود دارد.از جمله ی اینها خاطره ای از آیت الله ری شهری وزیر اطلاعات وقت است که در آن به جلسه ی چند تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری با امام راحل اشاره می کند که افراد حاضر در جلسه از امام خواهش می کنند تا عبارتی از نامه که به سلب  عدالت  آیت الله منتظری اشاره دارد از نامه حذف شود.خواهش دیگر ایشان نیز عدم پخش این نامه از طریق رسانه های عمومی است که با اصرار آنها امام با این دو مورد موافقت می نمایند.آن قسمت از نامه ی امام که خط خوردگی دارد مربوط به همین مساله ی سلب عدالت است.

آیت الله ری‌شهری این قضیه را در خاطرات خود اینگونه نقل کرده است:
عصر يكشنبه 68/1/6، دفتر امام از آيت‌الله خامنه اي و آقاي هاشمي ميخواهد كه نامه ياد شده را به آقاي منتظري در قم برسانند. همچنين مجلس خبرگان تشكيل شود و به دستور امام، در خصوص عزل آقاي منتظري تصميم‌گيري نمايد. لذا آيت‌الله خامنه‌اي، آيت الله مشكيني، آيت‌الله اميني، آيت‌الله مؤمن، و آيت‌الله طاهري خرم آبادي در دفتر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، جلسهاي را ترتيب ميدهند كه در اين باره تصميم گيري كنند.

در آن جلسه جمع مذكور به اين نتيجه ميرسند كه ابلاغ چنين نامه تندي به آقاي منتظري و تشكيل مجلس خبرگان براي عزل ايشان، مصلحت نيست و لذا تصميم ميگيرند كه خدمت امام برسند و نظر خود را به امام بگويند. شب هفتم فروردين 68، نام بردگان به استثناي آقايان مومن و طاهري، خدمت امام ميرسند و نظر خود را ميگويند و از ايشان ميخواهند كه از ارسال نامه به آقاي منتظري منصرف شود و به گفته حاج احمدآقا، -چنان كه پيش از اين گفته شد- لااقل، موضوع سلب عدالت را از نامه حذف كنند.»( سنجه انصاف، ص279-280) 

همچنين حضرت امام(ره) در اين جلسه هيات رئيسه مجلس خبرگان كه جهت وساطت مبني بر عدم پخش نامه 6/1/68 و يا حداقل حذف قسمت سلب عدالت خدمت امام رسيده بودند ميفرمايند: «در وضعيت فعلي حجت بر من تمام شده و اگر روزي مملكت دست آقاي منتظري بيفتد، نزدیكان و محركان ايشان مملكت را قبضه ميكنند و سپس خود او را ميكشند. من وظيفه دارم انقلاب را نجات دهم. كسي كه يك بيت را نميتواند اداره كند، چگونه ميتواند يك مملكت را به او سپرد. ( سنجه انصاف، ص279-280)

حضرت امام(ره) با عدم پخش نامه 6/1/68 در رسانه ها و حذف موضوع سلب عدالت موافقت ميكنند اما نه به اين معنا كه آقاي منتظري از عدالت ساقط نيست بلكه حضرت امام(ره) در مورد اين مسئله گفتهاند: «البته اينكه من نامه 6/1/68 را پس گرفتم، نه اينكه پشيمان شدم و نه اينكه اصرار شما مرا وادار كرد كه اين نامه را پس بگيرم، فقط ترسيدم كه با پخش اين نامه، خون مردم به جوش بيايد و بريزند و آقاي منتظري را بكشند...»  ( از جدايي تا رويارويي ص65)

آیت الله منتظری نیز در خاطرات خود راجع به علت عدم پخش نامه ی 1/6 حضرت امام در رسانه ها چنین می گوید: "حدودا یکی دوساعت از ظهر گذشته بود که آقای حاج شیخ عبدالله نوری از تهران وارد شدند و شروع کردند به اظهار ناراحتی زیاد که قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند و اگر نامه پخش شود چه می شود، خیلی بد شده و امام خیلی ناراحت هستند و شما باید چیزی بنویسید که ایشان قانع شوند و..."

مشاهده می شود که در این صحبت ها عبدالله نوری به دو نکته اشاره می کند که از قضا،جواب دو ابهام و شبهه ای است که خانم ربانی املشی مطرح می کند.یکی اینکه عبدالله نوری می گوید:" قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند" و دیگر اینکه " امام خیلی ناراحت هستند و شما باید چیزی بنویسید که ایشان قانع شوند"!!

جالب آنکه ایت الله منتظری در ادامه ی این خاطره می گویند:"آقای نوری با حالت گریه متنی را از جیبشان دراوردند و گفتند:من در ماشین این متن را نوشته ام که شما این مضمون را به امام بنویسید...."

نکات  بالا نشان می دهد که بر خلاف ادعاهای خانم ربانی املشی،نامه ی حضرت امام قرار بوده رسانه ای شود و عدم رسانه ای شدن آن،نه نشانه ی جعلی بودن آن،بلکه نتیجه ی خواهش و اصرار برخی اعضای مجلس خبرگان بوده است.


 

همچنین بیان "ناراحتی امام" توسط عبدالله نوری و خواهش از آیت الله منتظری برای نوشتن نامه ی مستقیم به شخص حضرت امام،نشان دهنده ی این است که آیت الله منتظری و عبدالله نوری این نامه را از جانب خود امام می دانند و شکی در محتوا و دستخط آن ندارند.برفرض جعلی بودن نامه، عبدالله نوری ناراحتی امام را از کجا می داند؟!
همچنین آیت الله منتظری در جواب این نامه در تاریخ 7/1 چنین می نویسند" محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی پس از سلام و تحيت مرقومه شريفه مورخ 6/1/68 واصل شد."

اگر آیت الله منتظری معتقد بوده اند نامه جعلی بوده و توسط سید احمد خمینی نوشته شده است،چرا در جواب آن،امام راحل را خطاب قرار می دهند؟! و آیا اگر نامه ی 1/6 جعلی بوده و امام در جریان آن نبوده اند،چرا نپرسیده اند کدام مرقومه؟!

 هم چنین امام راحل طی نامه ای کوتاه به نمایندگان مجلس در فروردین 68، ضمن بیان اینکه عزل آیت الله منتظری اقتضاء وظیفه شرعی شان بوده ،اظهار امیدواری می کنند که ابعاد موضوع در آینده روشن بشود.متن نامه ی ایشان به شرح زیر است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
خدمت فرزندان عزیز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، و وزرای محترم ـ دامت افاضاتهم
با سلام، شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمی‏دانید قضیه از چه قرار است. همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه‏ها و پیغامها تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد. از طرف دیگر وظیفۀ شرعی اقتضا می‏کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد. لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.
ان‏شاءاللّه‏ خواهران و برادران در آینده تا اندازه‏ای روشن خواهند شد. سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی بردار نیست؛ و در صورت تخطی، هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد. توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللّه‏ و برکاته.
26/1/68
روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی(صحیفه امام،جلد ۲۱ – صفحه ۳۵۰)

این سند محکم که تاریخ آن بیست روز پس از نامه ی 6/1 است به وضوح نشان می دهد که حضرت امام در جریان عزل آقای منتظری بوده اند و آن را اقتضای وظیفه شرعی خود عنوان می کنند.آیا هواداران آیت الله منتظری و داعیه داران جعلی بودن نامه ی 6/1، این نامه ی امام را نیز جعلی می دانند؟!

آیا با وجود این نکات و قرائن متواتر و مستحکم از جانب سایرین و خود آیت الله منتظری  می توان عدم تطابق خط نامه با خط امام از نظر کارشناسان!! و پخش نشدن آن از صدا و سیما در زمان حیات امام راحل را دلیلی بر جعلی بودن آن دانست؟!


*زهرا ربانی املشی،همسر احمد منتظری در ادامه ی تلاش های خود با اشاره به "درج نشدن آن در صحیفه نور، با اینکه نامه بعد از آن یعنی نامه 8/1/68 در این کتاب هست و "وجود نامه 8/1/68 با ادبیات کاملاً متفاوت از نامه 6/1/68 و انتشار آن از رسانه‌ها" تلاش می کند ادعایش را مبنی  ساختگی نشان دادن نامه ی 6/1 اثبات کند.

باید یادآور شد که اگر هدف ایشان از بیان این نکته که نامه ی 6/1 در صحیفه نور نیست،عدم تایید آن از سوی موسسه نشر و تنظیم آثار امام است؛ این نتیجه گیری اشتباه است.چرا که نامه ی 6/1 در جلد بیست و یکم صحیفه امام آورده شده است و به جز آن هم، در چند سال اخیر که مجددا بحث جعلی بودن آن از سوی هواداران آیت الله منتظری مطرح شد،موسسه نشر و تنظیم آثار حضرت امام صحت آن را تایید کرد.

لازم به ذکر است آقای حمید انصاری قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام نیزسال 89 در مصاحبه با سایت جماران و در پاسخ به شبهه پراکنی های احمدمنتظری- شوهر خانم ربانی املشی- درباره نامه 6/1 چنین پاسخ داده است:

موسسه درباره اصالت این نامه قبلا با شفافیت اعلان نظر کرده مبنی بر اینکه نامه 6/1/68 حضرت امام خطاب به قائم مقام رهبری (وقت ) ، قطعی الصدور از سوی شخص حضرت امام و غیر قابل خدشه است ، قصد بیان تفضیل موضوع را ندارم تاکید می کنم اسناد و مدارک مربوط به این نامه و مهمتر از آن اظهارات حاضران در جلسه سران قوا که در همان روز با حضور امام و یادگار ایشان در جماران برگزار گردیده و موضوع جلسه هم بحث درباره مطالب نامه و حتی تعابیر آن و در خواست عدم انتشار آن بوده است در اختیار موسسه می باشد . در این مجال فقط به این نکته اشاره می کنم که آنهاکه این ادعا را مطرح کرده اند توجه به این نکته نداشته اند که گیرنده این نامه در پاسخ مورخ 7/1/68 خویش خطاب به امام نوشته است :

«... پس از سلام ، مرقومه شریفه ی مورخ 6/1/68 واصل شد ضمن تشکر از ارشادات و ... »، متعاقب وصول این پاسخنامه ، نامه دوم حضرت امام به تاریخ 8/1/68 نوشته و برای ایشان ارسال گردیده است .< موسسه درباره اصالت این نامه قبلا با شفافیت اعلان نظر کرده مبنی بر اینکه نامه 6/1/68 حضرت امام خطاب به قائم مقام رهبری (وقت ) ، قطعی الصدور از سوی شخص حضرت امام و غیر قابل خدشه است ، قصد بیان تفضیل موضوع را ندارم تاکید می کنم اسناد و مدارک مربوط به این نامه و مهمتر از آن اظهارات حاضران در جلسه سران قوا که در همان روز با حضور امام و یادگار ایشان در جماران برگزار گردیده و موضوع جلسه هم بحث درباره مطالب نامه و حتی تعابیر آن و در خواست عدم انتشار آن بوده است در اختیار موسسه می باشد .

آیا تشکیک کنندگان در اصالت نامه 6/1، اصالت پاسخ این نامه (7/1/68 – که در آن قید پاسخ به نامه 6/1/68 تصریح شده است ) و نامه 8/1 را نیز منکر می شوند ؟! آیا این خود بهترین دلیل بر جعل ناشیانه ادعای مذکور نمی باشد.
یادآور می شوم که نامه معروف 6/1/68 حضرت امام را ،‌حجت الاسلام آقای محمدعلی انصاری اخوی اینجانب و  بنده در روز 6/1/68 به قم بردیم و تحویل قائم مقام رهبری گردید. ناگفته هایی از این ماموریت و مسائل پس از تحویل نامه دارم که بیان آن فعلا در فرصت این مقال نمی گنجد.(مصاحبه با سایت جماران 24/7/89)

پس از نامه آیت الله منتظری در تاریخ 7/1 به امام راحل،ایشان در  تاریخ 8/1/68 نامه ديگرى به آقاى منتظرى مى‏نويسند كه لحن و نگرشى متفاوت با نامه 6/1/68 دارد و علت اين تفاوت از نظر سخن و محتوا با توجه به فاصله كم زمانى، حكايت از آن دارد كه نظرات امام(ره) در شرايط نگارشى نامه دوم، عمدتاً تأمين شده و برخورد تند امام(ره) در نامه اول، عمدتاً به اين دليل بود كه ايشان مى‏خواستند تأمين مصلحت نظام اسلامى و انقلاب را با چنان شكلى عملى كنند كه در آينده ، نه آقاى منتظرى و نه ديگر نيروهاى درون نظام هرگز جرئت نكنند كه بازگشت وى به جايگاه رهبرى را مطرح سازند. در واقع، قصد امام(ره) اين بود كه به عنوان بانى نظام و رهبر انقلاب و با شناختى كه از ميزان توان مديريتى و شخصيت آقاى منتظرى داشتند، بازگشت وى به جايگاه رهبرى را محال و ناممكن سازند.

با مروری بر نامه ی 7/1 آیت الله منتظری که در آن تمایل خود را برای عزل از این مقام عنوان کرده اند؛ در می یابیم که مقصود امام محقق شده است، آنجا که ایشان در بخشی از نامه می نویسد:" و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینى بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگى خود را صریحا اعلام مى کنم و از حضرتعالى تقاضا مى‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبرى حکیمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعفهایى که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبریهاى حضرتعالى مرتفع گردد."

طبیعی است که عدالت امام راحل به عنوان ولی فقیه اقتضاء می کند که برخوردشان با آیت الله منتظریِ قبل از نامه ی 7/1 با آیت الله منتظری بعد از نامه ی 1/7 که در آن صراحتا خواستار برکناری اش از قائم مقامی شده و به نوعی به امر امام تمکین کرده متفاوت باشد.
همچنین باید گفت که تفاوت دونامه ی 6/1 و 8/1 امام خمینی(ره) آنقدر نیست  که خانم ربانی املشی آن را ناشی از جعلی بودن یکی از آن دو نامه بداند.بلکه وجوه اشتراک محتوایی بین آنها نیز وجود دارد که از جمله ی آنها، تاکید امام بر ناسالم بودن اطرافیان و بیت آیت الله منتظری و هم چنین اشتباه ایشان در حمایت از مهدی هاشمی است.

 *عروس آیت الله منتظری پنجمین شبهه ی خود را " انتشار این نامه درآن زمان درچند نسخه و با خطوط متفاوت و اندک تفاوت در متن" عنوان می کند.
نکته ی مورد اشاره ی ایشان درست است و محتوای نامه ی 6/1 امام خطاب به آیت الله منتظری به فاصله ی دو سه ماه پس از عزل ایشان به طور ناقص و دست وپا شکسته و به صورت شب نامه ای و دستنویس  و بعضا تایپ شده بین کارکنان برخی ادارات و مردم پخش می شود.اما از خانم ربانی املشی باید سوال کرد که آیا این امر می تواند دلیلی بر جعلی بودن اصل نامه و یا نیت سوء جاعلان آن باشد؟! ایشان گفته اند "انتشار درچند نسخه و با خطوط متفاوت!! نکند ایشان توقع داشته اند که کپی اصل نامه منتشر شود؟ 

اگر اینگونه باشد تکلیف افشای برخی نامه های محرمانه ی آیت الله منتظری از بی بی سی چه می شود؟ آیا می توان انتشار آنها را هم دلیلی بر جعلی بودن آنها دانست؟!  اگر این فرض را بپذیریم دیگر چگونه می توانیم انتشار اسناد و اخبار مملکت را در مطبوعاتی مثل النهار و الشراع -که ارتباطات تنگاتنگی با باند سیدمهدی هاشمی معدوم داشتند- قابل توجیه بدانیم؟! اگر اینگونه باشد که رسانه ای شدن سندی محرمانه نشانه ی جعلی بودن یا مخدوش بودن آن باشد،آیا ایشان می پذیرند که اسناد مک فارلین را که به اعتراف خود سید مهدی هاشمی توسط عوامل باند او در اختیار نشریه ی الشراع گذاشته شده نیز جعلی بدانیم؟!

*زهرا ربانی املشی در ادامه به دو خاطره ی نقل شده از خاطرات آیت الله منتظری استناد می کند که در آنها عبدالله نوری صحبت هایی را از امام نقل می کند که محتوای آنها در تاریخ انقلاب، تنها توسط عبدالله نوری از امام نقل شده است: بعد از اینکه نامه 7/1/68 آیت‌الله منتظری توسط آقای عبدالله نوری به دفتر امام ارسال شد، با فاصله نیم ساعت دو تلفن از دفتر امام به آیت‌الله منتظری زده شد که پیغام امام را برساند. در تلفن اول آقای عبدالله نوری گفتند که امام فرمودند: "آیت‌الله منتظری کما کان وکیل من هستند وجوه مرا بگیرند و به مصرف برسانند". تلفن دوم نیم ساعت بعد، باز آقای عبدالله نوری گفتند که امام فرمودند: "نامه 6/1/68 از من نیست، آن را پاره کنید و اگر جایی درز کند معلوم می‌شود شما آن را پخش کرده اید". (خاطرات آیت الله منتظری صفحه 688)

راجع به مطالب ذکر شده این توضیح ضروری به نظر می رسد که مطالب فوق،جز  عبدالله نوری روایتگر دیگری ندارد.طبیعی است که افراد بیت امام و یا سران کشور و خبرگان که راجع به محتوای نامه ی 6/1 اعلام نظر کرده اند باید در جریان این مساله هم قرار می گرفتند،اما نکته ی جالب توجه این است که این صحبت های امام مبنی بر اینکه آیت الله منتظری هنوز وکیل امام هستند،توسط هیچ فرد دیگری روایت و یا تایید نشده است.عملکرد امام امت و خود آیت الله منتظری نیز گواهی بر نادرستی و دروغ بودن این ادعاست.
اما راجع به ادعای مطرح شده مبنی بر این گفته ی امام که "نامه 6/1/68 از من نیست، آن را پاره کنید و اگر جایی درز کند معلوم می‌شود شما آن را پخش کرده اید" ابتدا باید گفت که خانم ربانی املشی مطلب نقل شده در خاطرات آیت الله منتظری را تحریف کرده اند. اصل مطلب نقل شده در صفحه 688  خاطرات چنین است: 
"نیم ساعت بعد باز آقای نوری زنگ زد که بیت امام می گویند: ما نامه 6/1 را پاره کردیم و آن نامه از ما نیست، اگر این نامه به دست کسی افتاد از بیت شما به دست افراد افتاده است"(خاطرات، ص 688)

مشاهده می شود که خانم ربانی املشی به خاطرات پدرشوهر خود نیز رحم نکرده و آن را تحریف نموده است.ایشان به این سوال پاسخ دهند که چرا مطلبی را که عبدالله نوری از طرف بیت امام نقل کرده،گفته ی امام عنوان کرده اند و نوشته اند:"امام فرمودند:نامه ی6/1 از من نیست"؟!
همچنین  باید گفت که بنا بر اسنادی که پیش از این ذکر شد کاملا آشکار است که این حرف نسبتی دروغ به امام است.اما برای یقین به باطل بودن این حرف به سندی دیگر از خاطرات آیت الله منتظری اشاره می کنیم.
ایشان در بخشی از خاطرات خود پرده از بهانه جویی علیه نامه 6/1 بر می دارند و برخلاف برخی ادعاهای خود، ناخواسته اعتراف می کنند که حضرت امام در جریان این نامه بوده اند:" البته این نامه برای چند نفر هم در همان بیت امام توسط حاج احمدآقا خوانده شده بود،می گویند در حضور خود امام هم خوانده شده،برای من هم یک نسخه به وسیله ی آقای محمدعلی انصاری فرستادند.اما مطمئنا این نامه به خط امام نیست،ممکن است حداکثر املای ایشان باشد."

با دقت در مطلب بالا بد نیست خانم ربانی املشی به این سوال پاسخ دهند که آیا می شود نامه ای در حضور امام وچند نفر دیگر به عنوان نامه ایشان قرائت شود و امام مخالفتی نکرده باشند ورسوا تر اینکه نسبت به ارسال نامه ای به این مهمی برای آیت الله منتظری جلوگیری نکرده باشند؟ آیا انکار این مطلب که در خاطرات آیت الله منتظری به آن اشاره شده معنایی جز تایید عدم صداقت ایشان توسط خانم ربانی املشی دارد؟!


هم چنین اگر جعلی بودن نامه را 6/1 را بپذیریم راجع به نامه ی میرحسین موسوی نخست وزیر وقت مبنی بر دستور امام برای جمع آوری تصاویر آیت الله منتظری از ادارات  چه قضاوتی خواهیم داشت؟!  در این نامه میرحسین موسوی چنین می نویسد: " بنا به دستور مقام معظم ولایت فقیه،رهبر انقلاب و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی مدظله العالی لازم است عکسهای آیت الله آقای منتظری در سراسر کشور از ادارات و سازمان های دولتی جمع آوری گردد." لازم به ذکر است تاریخ نامه ی میرحسین نیز 6/1 است. خانم ربانی املشی و هوادار امروز میرحسین موسوی به این سوال پاسخ دهند که نامه ی میرحسین موسوی نیز جعلی است؟! و ایشان هم طبق فرضیات شما مانند امام اسیر اطرافیانشان شده بودند؟!

لازم به ذکر است روز هفتم فروردین هم در جلسه ی هیات دولت،بحث عزل آیت الله منتظری مطرح می شود.در این جلسه میرحسین موسوی می گوید:خط کلی این است که در رابطه با این مساله،طبق نظر امام عمل کنیم.(سنجه انصاف، ص 279)

ادامه دارد...

عکس: تخریب منازل و مراکز فساد در شیراز

در راستای ارتقاء طرح امنیت اجتماعی در استان فارس منازل و مراکز فساد توسط نیروی انتظامی تخریب شد

عکس: دیدار جلیلی و اردوغان

 

نیکی کریمی در کنار قلعه نویی + عكس

نیکی کریمی برای ساخت مستند جدیدش به همراه سایر عواملش، در تمرین چند تیم فوتبال حاضر شده و به فیلمبرداری و مصاحبه با فوتبالی ها پرداخته است.

یادداشت رهبرانقلاب در دفتر یادبود حرم حضرت معصومه(س) + عكس

در سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومهسلام‌الله‌علیها پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR یادداشتی را كه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سوم مهرماه 1372 در دفتر یادبود آستانه‌ی مقدسه‌ی حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها نوشته‌اند و در حرم مطهر نگهداری می‌شود، منتشر می‌كند.

 
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیكم یا اهل بیت النّبوة و موضع الرساله، السلام علیك یا قرة عین آل الرسول (ص)
افتخار خدمت در این آستان بلند‌پایه‌ی ملك‌پاسبان، بر شما آقایان و عزیزان، مبارك و گرامی باد. حق بزرگِ این سرچشمه‌ی نور و هدایت كه یكی از ثمرات آن تشكیل حوزه‌ی علمیه‌ی عظیم‌الشأن در سایه‌ی این بقعه‌ی مبارك است، چنان عظیم است كه زبان و قلم چون من حقیر و ناتوانی را رساییِ بیان آن نیست. این حق بر دوش همه‌ی كسانی كه از بركات این بقعه و این حوزه بهره‌مند شده‌اند وظائفی را در خورد توان و امكان می‌گذارد. خداوند شما و همه‌ی متمسكین به ذیل ولایت رفیعه‌ی اهل بیت وحی و فضیلت را موفق به ادای این وظائف بدارد. اینك حرم مطهّر و بیوتات مطهّره‌ی اطراف آن بحمدالله از وضع شایسته‌تری نسبت به گذشته برخوردار است و وسعت و نظافت و ابّهت و انتظامی بیش از گذشته دارد. این رشته‌ی بهسازی باید انشاءالله ادامه یابد و به موازات آن صفا بخشیدن به فضای معنوی و روحی و امكان انتفاع از هدایت الهی در این مكان مقدس نیز باید مورد توجه و اهتمام باشد. خداوند عالمِ عظیم‌القدر مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالكریم حائری و مرحوم آیت‌الله بروجردی رحمهماالله‌تعالی را با مضطجعه‌ی این مضجع شریف محشور فرماید و روح مقدس امام بزرگوار را كه روحی در همه‌ی تلاش‌های گذشتگان دمید به عالیترین درجات نائل فرماید و شما آقایان عزیز را حفظ كند.
سید علی خامنه‌ای
 

عکس: ابوعلی محافظ سیدحسن نصرالله

 

 

عكس منتشر نشده از ديدار دو دبيركل حزب الله با رهبرانقلاب

 

 

مخاطبان محترم می توانند مطالب  وتصاوير خود را در موضوعات مختلف، به آدرسinfo@rajanews.com ارسال نمایند.

كمال تبريزي كه فيلم مستهجن نساخته است!

گفتگوي صريح رجانيوز با جواد نوروزبيگي؛ مردي كه قرار است در مورد همه‌ي سرداران شهيد فيلم يا سريال بسازد
اگر فيلمنامه‌هاي اوليه‌ي «خرس» و «سيزده 59» را مي‌ديديد، چه مي‌گفتيد؟/ كمال تبريزي كه فيلم مستهجن نساخته است!

گروه فرهنگي: «جواد نوروزبيگي» را مي‌توان با جرأت اين‌گونه معرفي كرد: «مردي كه قرار است در مورد همه‌ي سرداران شهيد فيلم يا سريال بسازد.»  تهيه‌كننده‌اي كه بعد از اتمام جنگ، مدت‌ها در سپاه پاسداران با درجه‌ي بالاي نظامي مشغول بوده و البته هر از گاهي دستي در سينما هم داشته است. اما او از دهه‌ي هشتاد به صورت جدي‌تر وارد سينما شد و حالا او را مي‌توان يكي از پركارترين تهيه‌كنندگان سينما و توليزيون دانست.

مخاطبان رجانيوز احتمالاً «نوروزبيگي» را بيشتر با «شوق پرواز» مي‌شناسند. سريالي با موضوع زندگي سردار «شهيد بابايي» كه با استقبال نسبتاً مناسبي از سوي بينندگان تلويزيون روبرو شد و البته انتقاداتي هم نسبت به آن وجود داشت. اين روزها هم «نوروزبيگي» با سريال كمدي «بيدارباش» مهمان خانه‌هاي مردم است. 

البته «نوروزبيگي» و سبك كاري‌اش، مخالفان زيادي هم دارد. به خصوص كساني كه او را با دو فيلم «سيزده 59» و «خرس» به يادمي‏آورند و با محتواي اين دو فيلم و كار كردن «نوروزبيگي» با امثال «كمال تبريزي» به شدت مشكل دارند. به خصوص اينكه شنيده مي‏شود كه قرار است تا سريال زندگي «شهيد صياد شيرازي» به تهيه‌‏كنندگي او كارگرداني «كمال تبريزي» ساخته شود. همه‌ي اين‌ها بهانه‌اي شد تا به سراغ او برويم و با او هم‌كلام شويم و البته بيشتر انتقاد كنيم و پاسخ‌هاي او را بشنويم. «نوروزبيگي» هم با خوش‌رويي مثال زدني پاسخ‌گوي ما شد. متن زير مشروح اين مصاحبه‌ي انتقادي است:

 

 «حاتمی‌کیا» و «شیخ‌طادی» مشوقان اصلی من برای ورود به سینما بودند

رجانيوز: آقای نوروزبیگی! شما به عنوان یک رزمنده بعد از اتمام جنگ، به عنوان کارشناس نظامی، مدیرتولید و مشاغل مرتبط با این حوزه وارد سینما شدید. ورودتان به سینما چه دلیلی داشت؟
واقعیتش این است که سینما را به عنوان شغل دوست نداشتم، چون به حرفه‌ی خودم خیلی علاقمند شده بودم و به نوعی احساس دین و وظیفه می‌کردم. ولی وقتی وارد این حرفه شدم و دیدم در طی سال‌های بعد از جنگ، اشتیاق همه برای ساخت فیلم‌های دفاع مقدس در سینما بسیار زیاد است و همه می‌خواهند آن شرایط را به تصویر بکشند و مردم هم استقبال خوبی می‌کنند، سعی کردم حضورم را بیشتر کنم. در ابتدا واقعاً دنبال مدیرتولید و دستیار تهیه‌کننده بودن نبودم، منتهی بر اساس یک احساس دین و وظیفه فکر کردم خوب است بیایم و کمک کنم و آنچه را که از دستم برمی‌آید، ارائه بدهم و حالا که قرار است یک فیلم دفاع مقدس ساخته شود، این استانداردها هم در آن رعایت شود. طبیعتاً به‌تدریج با این حرفه آشنا شدم و آدم‌های بزرگی مثل دوست عزیزم آقای «حاتمی‌کیا» در این جریان خیلی مشوق من بود و در واقع شرایط را برایم فراهم کرد. همین‌طور آقای «شیخ طادی» که گفتند بیا و در زمینه‌های دیگر هم همکاری داشته باش و در واقع مرا به این بخش هل دادند. شاید توانایی‌ای در من دیده بودند یا فکر می‌کردند در حوزه‌ی دفاع مقدس لازم است مدیرتولیدی باشد که آشنایی کامل با شرایط دفاع مقدس داشته باشد. این بود که با حمایت‌های دوستان وارد این عرصه شدم.
 
هنوز دفاع مقدس گزینه‌ی اصلی من است
 
اتفاقاً اولین فیلمی که کار کردم، فیلم «دفتری از آسمان» آقای «شیخ طادی» بود که آقای «حاتمی‌کیا» مشاور ایشان شدند. این فیلم را برای مرکز فرهنگی سپاه ساختیم و آقای «سعید سعدی» تهیه‌کننده‌ی آن بود. بلافاصله پس از آن، سر کار «موج مرده»‌ی حاتمی‌کیا و «زیر نور ماه» میرکریمی رفتم. هر دو هم کارهای سختی بودند. به تدریج طوری شد که انبوهی از کارهای دفاع مقدس روی دوشم ریخت و به‌تدریج جا افتاد که من در این عرصه فعال هستم.
 
از سوي ديگر، تشکیلاتی که خودم در آن فعالیت می‌کردم -سپاه- و محله‌‌ی زندگی من کاملاً شهیدپرور است. تهران شهید زیاد دارد و منطقه‌ی پیروزی یکی از مناطقی است که بیشترین شهید را دارد. همه‌ی اینها باعث شده بود که من در این حرفه بمانم. البته علاقه‌ی خودم مهم‌ترینش بود و توقع خانواده‌ام که خانواده‌ی شهید است. هنوز هم دفاع مقدس گزینه‌ی اصلی من است و در کنار آن سینمای معناگرا و اگر شرایط به‌گونه‌ای بود که بشود فیلم‌های دیگر را هم کار کرد، کار می‌کنم. بعدها شرایط به‌گونه‌ای شد که با افراد دیگری هم آشنا شدیم و كارهايي غير از دفاع مقدس هم انجام داديم. از جمله با آقای «مجیدی»، آقای »تبریزی» و آقای «پرستویی».
 
طیف 9 نفره‌ی حامی خانه‌ی سینما، سرمایه‌ی انقلاب هستند
 
رجانيوز:شما ظاهراً همیشه با طیف خاصی کار می‌کنید. هرچه فکر کردم اینها را در کجا دور هم جمع کنم، دیدم در بیانیه‌ی 9 نفره‌ای کارگردانان در اعتراض به انحلال خانه‌ی سینما همگی حضور دارند. با همه‌ی آنها کار کرده‌اید؟
 
بله.
 
رجانيوز: علت این همکاری شما با طیف نزدیک به خانه‌ی سینما چیست؟
 
این گروه فرزندان انقلاب هستند. از درون انقلاب بیرون آمده‌اند. در واقع، سرمایه‌ی سینما و انقلاب همین طیف هستند. دغدغه‌ی انقلاب و دفاع مقدس و فیلم‌های ارزشمند را دارند و پرونده‌های همه آنها پر از این مسائل است. ما هم دوست اینها بودیم و یکی که فیلمش را تمام می‌کرد، آن یکی شروع می‌کرد. بنابراین فرصت نمی‌شد کار با کارگردان دیگری را تجربه کنم و معمولاً با همین طیف کار می‌کردم.
 
این یک اختلاف قدیمی بین مذهبی‌های سینماست
 
رجانيوز: شما این طیف را انقلابی معرفی می‌کنید، اما گروهی به عملکرد این طیف انتقاد زیادی دارند. مخصوصاً در تیم معاونت سینمایی فعلی. مثلاً به همین حمایت از عملکرد خانه‌ی سینما.
 
افراد نزدیک به سازمان سینمایی به‌طور مشخص نمی‌تواند کار خاصی را به اینها منتسب کنند و انتقاد داشته باشند. پرونده‌ی اینها، پرونده‌ی پاک و مردم‌پسندی است؛ به‌گونه‌ای که هر کدام دغدغه‌ی ارزش‌های اسلامی و مسائل دینی یا ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس را داشته‌اند و زیبایی‌های فیلم‌های‌شان همين مسائل بوده است. به هیچ‌کدام از اینها نمی‌توانند انتقادی وارد کنند و قطعاً اگر فیلمی وجود داشت که می‌شد به وسیله‌ی آن به اینها آسیبی وارد کرد، رو می‌کردند.
 
به نظرم این یک اختلاف دیرینه است که یک طیف از بچه‌های انقلاب و بچه مسلمان‌ها در کنار هم جلو رفته‌اند و حالا یک طیف مسئولیت‌های معاونت سینمایی را دارد و یک طیف هم دارد کار خودش را می‌کند و فیلمش را می‌سازد. اینها در هر دولتی با همان نگاه خودشان فیلمشان را می‌سازند و جلو می‌روند و تغییری نکرده‌اند. آقای «حاتمی‌کیا» الان دارد «چ مثل چمران» را می‌سازد، آقای مجیدی «محمد(ص)» را می‌سازد، آقای «درویش» دارد «روز رستاخیز» را می‌سازد، آقای «میرکریمی» «یک حبه قند» را تمام کرده و حالا می‌خواهد مستند زندگی شهدا را بسازد، آقای «تبریزی» درگیر سريال تاریخی‌ «سرزمین کهن» است که به انقلاب مربوط می‌شود و البته یک سینمایی دارد با من می‌سازد که به نظر خود ما معناگراست. البته ارشاد هنوز به ما پروانه‌ی ساخت نداده، شاید به نظر آنها معناگرا نباشد. آقای «راعی» مشغول نگارش یک سريال است، آقای «حسن برزیده» دارد یک سريال انقلابی می‌سازد به اسم دولت مخفی... 
 
معاونت سینمایی در پی حذف این طیف بود
 
رجانيوز: بخشی از این اختلافات از وقایع سال 88 نشأت نمی‌گیرد؟
 
طبیعتاً اختلافات از آنجا آشکار و به خاطر برخی خط‌کشی‌ها خیلی عمیق شد. در واقع سازمان سینمایی به نوعی با این طیف مقابله کرد که حذف شود.
 
رجانيوز: پس چطور همین افراد همان‌طور که شما به پروژه‌های‌ در حال ساخت آنها اشاره کردید، الان تا این حد پرکارند؟
 
به‌جز صدور مجوزها، سازمان سینمایی کاری برای اینها نکرد که مثلاً وامی بدهد یا درصدی از فیلمشان را قبول کند. فقط در این محدوده که به آنها اجازه بدهد فیلم بسازند که در میان اینها آقای «میرکریمی» و آقای «تبریزی» فیلم سینمایی ساختند. پروژه‌ی «حضرت محمد (ص)» آقای «مجیدی» هم که قبل از اینها پایه‌گذاری و برنامه‌ریزی شده بود. فیلم آقای «درویش» هم قبل از این مسائل بود.
 
من با آنها بوده‌ام، آنها خوش‌نشین نیستند
 
رجانيوز: «ابراهیم حاتمی‌کیا» هم که «گزارش یک جشن» را ساخت.
 
از آقای حاتمی‌کیا یک مقدار حمایت کردند، ولی در مجموع از اینها حمایتی نشد، جز این‌که مجوزهایشان را دادند که فیلمشان را بسازند و اگر می‌خواستند این را هم ندهند که خیلی بد می‌شد. حالا هم كه این اختلافات ریشه دوانده و یک حرف‌هایی مثل خوش‌نشین‌ها هم به اینها زدند. آنها خودشان باید دفاع کنند و به من ربطی ندارد، ولی در حدی که با آنها بوده‌ام، می‌دانم که این طیف دغدغه‌ی انقلاب و مردم را دارند و وضعیت زندگی‌شان هم طوری نیست که خوش‌نشین باشند. بعضی از اینها هم توانش را دارند که به خارج از کشور بروند و با سرمایه‌های آنها فیلم بسازند، ولی باز اینجا مانده‌اند و فیلم می‌سازند.
 
 
اگر دولت هم بخواهد، این‌ها ساکت نخواهند ماند
 
رجانيوز: در سابقه‌ی خود اشاره‌ای به فیلم «موج مرده» کردید. آن موقع با موج مرده برخوردهای عجیب و غریبی شد و عده‌ای گفتند که در جهت آرمان‌های انقلاب نیست و از حاتمی‌کیا انتظار نمی‌رفت چنین فیلمی بسازد. این حواشی را یادتان هست؟
 
بله. در آن ایام خیلی زود و سریع تصمیم گرفتند. من الان نمونه‌ی همان کار را دارم: «خرس».
 
رجانيوز: در ادامه به «خرس» هم می‌رسیم.
 
یک‌سری تصمیم‌گیری‌ها سریع و آنی است. به نظرم مدیران وقت عجله کردند. «موج مرده» اکران شد و آقای حاتمی‌کیا هم علی‌رغم میلش یک بخش‌هایی را کم کرد، اما بالاخره حرفی بود که باید زده می‌شد. حرف فیلم این است که یک عده‌ای هستند که با امریکا مخالف هستند و اگر دولت هم بخواهد به سمت آمریکا یک قدم جلو بیاید، این آدم‌ها مانع خواهند شد. اینها همچنان بغض دارند که امریکا در خلیج‌فارس هواپیمای مسافربری آنها را زده است. اینها را چه کار کنیم؟ توی امریکا بدان که اگر بخواهی ناو Vincennes را در خلیج‌فارس بیاوری، اینها ساکت نمی‌نشینند. 
 
ما بزرگ شدیم و «شوق پرواز» را دادند به ما!
 
رجانيوز: برسیم به پروژه‌ی «شوق پرواز» و خلاء ده پانزده ساله‌ای که بعد از سریال «سیمرغ» در زمینه‌ی پرداختن به زندگی سرداران جنگ داشتیم. چه شد که به سراغ این پروژه رفتید و پروژه‌ای که چند دست چرخیده بود، چطور به شما رسید؟
 
اگر اشتباه نکنم، در سال 74 دفتر مقام معظم رهبری موافقت خود را طی نامه‌ای به ارتش اعلام کرد که این سريال ساخته شود، ولی کار همین‌طور مانده بود. یک مسیر طولانی طی شد و بارها به سمت تولید رفت و نشد تا ما بزرگ شدیم و کار را دادند به ما! فیلمنامه را که خواندم، دیدم در شأن «شهید بابایی» نیست و متوجه شدم ایراد کار، همین فیلمنامه است که کار به تولید نمی‌رسد و کسانی که جلو می‌آیند که کار کنند، با فیلمنامه‌ی خوبی مواجه نیستند. در نهایت وقتی کار را گرفتم، اولین جلسه‌ای که در بنیاد شهید داشتیم، من و آقای «کمال تبریزی» بودیم و مسئول مؤسسه‌ی فرهنگی‌ـ‌هنری شاهد، «آقای دهقان».
 
اولین گزینه‌ای که به ذهنم رسید، «کمال تبریزی» بود
 
اولین گزینه‌ای که برای کارگردانی سریال در ذهن من آمد، «آقای تبریزی» بود.آقای تبریزی فیلمنامه را یک مطالعه‌ی اجمالی کردند و نظرشان را دادند که این فیلمنامه خوب نیست و باید یک فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای بگذارید و در آنجا قرار شد آقای «فرهاد توحیدی» و تیم‌شان این فیلمنامه را بنویسند. بعد آقای توحیدی و تیمشان آمدند و قصه‌ای را شروع کردند. آمدیم جلو و کمال درگیر کار دیگری شد. من « حسین قاسمی‌جامی» -کارگردان سریال «سیمرغ»- را معرفی کردم و تا پیش‌تولید رفتیم. اما احساس کردیم فیلمنامه خوب نیست. گفتند یک مشاور به ما معرفی کنید. چون آقای «تبریزی» درگیر کار دیگری شده بود، «مجید مجیدی» را معرفی کردیم. وقتی آقای «مجیدی» فیلم را خواند، گفت: «فیلم را نگه دارید». کار را نگه داشتیم و باز شروع کردیم به نوشتن فیلمنامه، منتهی این‌ دفعه آقای «مجیدی» هم به تیم اضافه شد و فیلمنامه را کامل جلو رفتیم و در اینجا آقای «قاسمی‌جامی» درگیر کار دیگری شد و نمی‌توانست بیاید و به این نتیجه رسیدیم که کارگردان دیگری را معرفی کنیم. وقتی سیناپس‌ها درآمدند، گفتیم از اینجا به بعد باید کارگردان هم حضور داشته باشد که خود او هم نظراتش را بدهد. در بازنویسی نگارش فیلمنامه‌ی جدید، اعضای خود خانواده‌ی شهید را هم دعوت کردیم. همسر شهید تا آخرین قسمت پای کار ایستاد. یکی از علل موفقیت‌های این سريال پای کار بودن همسر شهید بابایی بود که به نظرم این رسالت را خوب انجام داد.
وقتی سیناپس‌ها آماده شد، به اتفاق آقای «مهدی فرجی» -که آن موقع مدیر شبکه دو بود- آقای «مجیدی» و آقای «دهقان» -مدیر مؤسسه فرهنگی‌ـ‌هنری شاهد- از بین تعدادی از کارگردان‌ها به آقای «صمدی» رسیدیم. 
 
«شوق پرواز» فتح بابی شد برای ساختن سریال شهدای دیگر
 
رجانيوز: چرا آقای «صمدی» را که در سینمای دفاع مقدس هیچ سابقه‌ای نداشت و کارهای اخیرش هم ناموفق بود، انتخاب کردید؟ 
 
کارهای اول آقای «صمدی» کارهای موفقی بودند و ما با همان زمینه پیش رفتیم.
 
رجانيوز: ولی این کارهای موفق همه کمدی بودند، نه دفاع مقدس. 
 
می‌دانستیم اگر شرایط برای آقای «صمدی» مساعد باشد، می‌توانند یک سريال درجه یک بسازند و واقعاً هم همین‌طور شد و سريالی از کار درآمد که نظر مردم، مسئولین صدا و سیما، کارشناسان و مسئولین نظام را جلب کرد و رتبه‌ی خوبی داشت. «شوق پرواز» در شرایطی که حمایت‌ها خیلی هم بالا نبود، سريال بسیار خوبی از کار درآمد. البته می‌توانست سريال بسیار بهتری هم باشد.
 
این فتح بابی شد که مردم و مسئولین فرهنگی تمایل نشان دادند که برای ساخت سريال شهدای دیگر از جمله شهید «صیاد شیرازی»، شهید «بروجردی»، شهید «باکری» و... پیگیری شود.
 
سریال شهید بروجردی در حال نگارش، سریال شهید صیاد در مرحله‌ی تحقیق
 
رجانيوز: مي‏گويند تمام پروژه‏ها‏ي ساخت فيلم و سريال از زندگي سرداران شهيد در دست شماست. کمی در مورد سریال‌هایی که با موضوع شهدا در دست دارید، توضیح دهید.
 
بله، درباره‌ی «شهید بروجردی» تقریباً سیناپس را داده‌ام که تأییدیه‌ها را بگیرم. جالب است که سریال «شهید بروجردی» هم همین سرگذشت «شوق پرواز» را دارد و مقام معظم رهبری طی یک سخنرانی خواسته‌بودند سریال این شهید ساخته شود. چندین بار هم فیلمنامه نوشته شده و با افراد مختلف جلو رفتند، تا اینکه به اینجا رسیده است و همان تیم قبلی «شوق پرواز» به سرپرستی آقای «تراب‌نژاد» دارند فیلمنامه را می‌نویسند. به نظرم می‌رسد مسئولین هم فیلمنامه را تأیید کنند. الان در ساخت سریال «شهید بروجردی» یک مقدار جلوتر هستیم.
 
پروژه‌ي «شهید صیاد» الان در مرحله‌ی تحقیق و پژوهش است و نتوانستیم قلم روی کاغذ ببریم، فعلاً داریم اطلاعات جمع می‌کنیم. این پروژه خیلی سخت است و باید شش هفت ماه تحقیق و پژوهش شود. به همین راحتی نیست.
 
پیشنهاد دادم سریال شهید تندگویان دوباره ساخته شود
 
رجانيوز: راستی سريال شهید «تندگویان» را دیده‌اید؟ به نظر شما چطور بود؟
 
پیشنهادی به وزارت نفت دادم که این سریال را دوباره بسازند. بالاخره ایشان تنها وزیر شهیدمان در طول جنگ بوده است.
 
رجانيوز: یعنی به نظر شما آن کار ضعیف بود؟
 
به نظر من متولیان برای فیلم‌های دفاع مقدس وظیفه دارند بهترین‌ها را بگذارند. این وظیفة منِ تهیه‌کننده است و اگر این کار را نکنم در حق این شهدا جفا کرده‌ام. سینما با دفاع مقدس بیگانه نیست. سینما تمایل شدیدی دارد در حوزه‌ی دفاع مقدس از بازیگر گرفته تا بقیه عوامل با هم بیایند و خدمت‌گزاری کنند. من این را همه‌جوره حس کرده‌ و دیده‌ام، یعنی ندیدم برای فیلم دفاع مقدسی کسی بگوید، این‌که شعار است، چرا باید دفاع مقدس کار کنم و من تا به حال با این مورد مواجه نشده‌ام.
 
خانم قاضیانی فقط یک فیلم دفاع مقدس کار کرده!
 
رجانيوز: بعضی‌ها مثل خانم «هنگامه قاضیانی»‌ در مصاحبه‌های‌شان  برعکس این مطلب را می‌گویند.
 
جالب است؛ نه! خانم قاضیانی فقط یک فیلم دفاع مقدس کار کرده است. من معتقدم همکاران ما در سینما وقتی می‌آیند برای فیلم دفاع مقدس کار کنند، برای پول و چیزهای دیگر نمی‌آیند، بلکه به خاطر وظیفه می‌آیند. 
 
رجانيوز: آیا سینمای ایران حق دفاع مقدس را ادا کرده است؟
 
نه، سینمای ایران حق دفاع مقدس را ادا نکرده است. 
 
تا لحظه‌ی پخش «شوق پرواز» هیچ قراردادی با صداوسیما نداشتیم
 
رجانيوز: برگرديم به بحث. چرا صدا و سیما برای سريال «شهید بابایی» بودجه‌ي مكفي اختصاص نداد؟ مثلاً يادم هست كه سريالی داشتیم به نام «از یاد رفته» که همزمان با سريال شما پخش می‌شد. سه چهار قسمت سريال «از یاد رفته» در فرانسه بود و عوامل به فرانسه رفتند و آن قسمت‌ها را در آنجا گرفتند، اما شما نتوانستید قسمت‌های مربوط به امریکا را بگیرید. 
 
«شوق پرواز» ابتدا متعلق به مؤسسه‌ی فرهنگی‌‌ـ‌هنری «شاهد» بود و اصلاً صداوسیما و جاهای دیگر دخیل نبودند و قرار بود ارتش فقط حمایت کند. در این میان فیلمنامه به صداوسیما رفت و رد شد و کد نگرفت!
 
رجانيوز: چرا؟
 
چرایش را باید از معاونت سیما سئوال کنید که چرا کد نگرفت. ما مسیرمان را ادامه می‌دادیم و در حین کار بازنویسی می‌کردیم و جلو می‌رفتیم، تقریباً تا لحظه‌ی پخش هیچ قراردادی با صداوسیما نداشتیم و یک ریال هم پول نگرفته بودیم. «شاهد» هم از یک جایی به بعد پول نداشت. ما کاسه را دستمان گرفتیم و سراغ سردار «فیروزآبادی» ارتش، استاندار قزوین و شهردار قزوین رفتیم و به سختی توانستیم سرمایه‌ی سريال را جور کنیم. انصافاً هم بازیگرها و هم عوامل خوب تحمل کردند، چون اعتقاد داشتند. البته وقتی کار پخش شد، صدا و سیما آمد و پای کار ایستاد و بنیاد شهید و کسان دیگری که نبودند، جلو آمدند. 
 
واقعاً دست تنها بودم
 
درباره‌ي خارج از کشورش هم خیلی تلاش کردم، اما واقعاً دست تنها بودم. هم در بنیاد شهید و هم در صداوسیما گفتم یک‌خرده پول بدهید که ما برویم و تمامش کنیم و بیاییم. زمانی بود که هنوز کار جمع نشده و در حال اجرا بود، چون اگر کار جمع شود، بعد سخت است که تیم را جمع کنی و به خارج از کشور ببری و بیاوری. شرایط طوری بود که تصمیم گرفتیم مونتاژمان را شروع کنیم و گفتیم در مونتاژ این مشکل را حل می‌کنیم که یا با دیالوگ این مسئله را حل کنیم یا بالاخره آن موقع فکری کنیم که آیا بچه‌ها می‌آیند که برویم یا نه. وقتی در اجرا افتادیم، آقای «واحدی»، معاونت هنری سازمان عقیدتی‌ـ‌سیاسی ارتش چند قسمت را دید، گفت: «باید خارج از کشور را بگیرید و ما هم حمایت می‌کنیم». شرایطی ایجاد شده بود که باید بچه‌ها را جمع می‌کردیم و برای گرفتن آن قسمت‌ها به خارج از کشور می‌رفتیم که دیدیم این کار شدنی نیست و با دکوری که زدیم سعی کردیم یک‌جوری برای بیننده آن سکانس‌ها را قابل باور کنیم که اینجا خارج از کشور است، ولی بهتر این بود که همان زمان می‌رفتیم خارج از کشور و آنجا کار می‌کردیم.
 
 
 
ما هم مثل شما افسوس می‌خوریم که نشد
 
رجانيوز: منظورتان این است که بخش مهمی را از دست دادید؟
 
اتفاقاً خیلی بخش مهمی بود. مخصوصاً برای نسل امروز فضای شهر باید آن شرایط را نشان می‌دادیم تا متوجه شود که طینت این مرد چقدر سلامت و برگرفته از مسائل ناب دینی‌اش بود. منتهی ما هم مثل شما افسوس می‌خوریم که نشد. البته «شوق پرواز» حداقل برای شهدای دیگر فتح بابی شد و حالا دیگر ما کمتر از این نوع مشكلات داریم. به نظرم «شوق پرواز» برای حوزه‌ی فیلم و سريال دفاع مقدس برکات زیادی داشته است. آقای «حاتمی‌کیا» الان دارد «چمران» را می‌سازد، آقای «اردکانی» شهید «کاوه» را ساخت و شنیدم پیگیر فیلم «شهید شوشتری» است. در مورد «حاج احمد متوسلیان»، «شهید بروجردی»، «شهید صیاد شیرازی»، «شهید باکری»، «شهید حسن باقری» هم کارهایی دارد انجام می‌شود. مثلاً سریال شهید «حسن باقری» را آقای «محمدرضا گوهری» دارد می‌نویسد و «باکری» را آقای «مرادپور» قرار است کار کند.
 
من برای بچه‌های بسیج، سپاه و ارتش کار نمی‌کنم، برای نسل امروز فیلم می‌سازم
 
رجانيوز: آقای نوروزبیگی! برویم سراغ انتقادها. چرا در «شوق پرواز» یک‌سری وجوه سیاسی و اعتقادی «شهید بابایی» را نمی‌بینیم؟ چرا تماماً تأکید بر بحث‌های اخلاقی شهید و رابطه‌ی او با خانواده‌اش بوده و بحث ولایتمداری و عشق ایشان به مراسم عزاداری را نمی‌بینیم؟ به طور مثال، در کتاب «پرواز تا بی‌نهایت» می‌خوانیم که «شهيد بابايي» گاهاً خودش در مراسم عزاداری، در پادگان نظامی پابرهنه میاندار می‌ایستاد و رزمنده‌های دیگر دورش می‌ایستادند و سینه می‌زدند. ما اینها را در سريال نمی‌بینیم و انگار شخصیت یک‌مقدار جنتلمنیزه شده است.
 
ببینید من الان وقتی فیلم یا سریالی را برای دفاع مقدس شروع می‌کنم، برای نسل امروز دارم می‌سازم؛ یعنی اصلاً برای نسلی که دفاع مقدس را درک کرده، کار نمی‌کنم و حتی به نظر من برای او دارم در فیلم‌هایم آدرس اشتباه هم می‌دهم. من برای بچه‌های بسیج، سپاه و ارتش کار نمی‌کنم. البته آنها هم می‌بینند، اما هدف ما نسل امروز است. هدف سريال این بوده که این نسل این قصه را بپذیرد. من نباید به خاطر نسل گذشته کاری کنم که جوانی که دوست دارد شبکه‌های ماهواره‌ای را ببیند، از دیدن این سریال صرف‌نظر کند. شود. ولی وقتی جوان من روی کانال «شوق پرواز» بیاید، همه می‌بینند.
 
رجانيوز: یعنی این چیزهایی که من می‌گویم، سریال را برای نسل جوان غیرقابل تحمل می‌کند؟
 
نه، من دارم هدف‌گذاری‌مان را می‌گویم. به آن هم می‌رسیم. درخصوص سیره‌ی زندگی «شهید بابایی» اگر می‌خواستیم حرف بزنیم، تا 60 قسمت هم می‌توانستیم سریال را ادامه دهیم. یعنی خیلی فضا برای حرف زدن داشتیم. البته فکر کنم تعزیه و نوحه‌‌خوانی «شهید بابایی» را هم در تصویر برداری گرفتیم، ولی شاید در مونتاژ درآوردیم. نمی‌دانم چه شد که حذف شد. در مورد ولایتمداری هم بايد بگویم که «شهید بابایی» وقتی در لحظه‌ی آخر و پای پلکان هواپیما، زندگی و همه امیال شخصی‌اش را کنار می‌گذارد و خود را در خدمت جنگ قرار می‌دهد، این همان ولایت‌مداری او را نشان می‌دهد.
 
بعضی رفتارهای «شهید بابایی» را تأثیرگذار نمی‌دانستیم و نمایش ندادیم
 
رجانيوز: یعنی معتقدید غیرمستقیم اینها را گفتید؟
 
بله. آیا می‌شد زیباتر از این بیان کرد؟ چقدر سکانس‌های بی‌خوابی‌ها، تلاش و رسیدگی به مردم را گذاشتیم. البته ما چند هدف داشتیم. یک هدفمان این بود که الگوی یک خلبان را به جامعه معرفی کنیم. ما خیلی از عکس‌های شهید را دیده بودیم که روی لباس بسیج لباس خلبانی پوشیده و سوار هواپیما شده است. مثلاً با لباس مرسوم نرفته یا چفیه داشته و سوار هواپیما شده است. اما ما این موارد را تأثیرگذار نمی‌دیدیم و رفتارهای دیگر «شهید بابایی» را گذاشتیم.
 
حاضرم قسم بخورم برکات «آشپزباشی» در زندگی‌مان جاری نشد
 
رجانيوز: مشکل ما هم همین جاست. ما باید به واقعیت پایبند باشیم. فارغ از اینکه مخاطب باور می‌کند یا نه.
 
نه، ما به فکر باورپذیری مخاطب نبودیم. ما با بودجه‌ای این کار را شروع کردیم که قطع شد. در نتیجه گفتیم حالا بیاییم مواردی را که اولویت ماست بگذاریم. ما برای این‌که جلو برویم و کار کنیم فضا را خیلی گسترده دیدیم، اما اولویت‌هایمان را در نظر گرفتیم که این موارد را از شهید انتخاب کنیم و بگذاریم. به نظر من تأثیرگذاری‌اش هم در این اولویت‌بندی درست بود. بله، بخشی از واقعیت در سریال نیست و می‌توانست باشد؛ من این را رد نمی‌کنم و می‌پذیرم که سریال می‌توانست به روایت و شکل دیگری باشد. اما این را هم بدانید که قبل از «شوق پرواز»، سريال «آشپزباشی» را داشتم که بودجه‌ی آن سريال بیشتر از یک سريال دفاع مقدسیِ بود. ما قدر آن بودجه را ندانستیم و حاضرم قسم بخورم برکاتش در زندگی‌مان جاری نشد، اما «شوق پرواز» کمتر از آن بودجه داشت، با این وجود خارج از کشور رفتیم، مکه رفتیم، کلی بازیگر و لوکیشن داشت و برکاتش در زندگی تک‌تک ما خیلی جاری شد.
 
تو ولایت‌مداری‌اش را نمی‌بینی! دقت کني می‌بینی
 
رجانيوز:شما  سریال شهید «صیاد شیرازی» را هم قرار است بسازید. خب در اینجا ما با شهیدی سروکار داریم که در ولایتمداری بی‌نظیر است. باید تصمیم بگیریم که می‌خواهیم تصویر واقعی شهید را نشان بدهیم یا تصویری که گروهی از مخاطبین طرفدار ماهواره خوششان بیاید؟
 
قطعاً تصویر واقعی شهید مد نظر ماست. وقتی ما «شهید بابایی» را تا مرز شهادت می‌بریم، دلیلش ولایتمداری است، ما این‌ها را داریم در سریال می‌گوییم. تو نمی‌بینی! دقت کن، می‌بینی. باید نگاه بزرگی داشت. اگر ولایت‌پذیری را در این می‌بینید که در دیالوگ بیان شود، من می‌گویم نه! خیلی وسیع‌تر می‌شود گفت.
 
فیلمنامه‌ی اولیه‌ی خرس خیلی اشکال داشت
 
رجانيوز: برسیم به فیلم جنجالی «خرس». به نظر شما «خرس»، یک فیلم دفاع مقدس است؟
 
این فیلم آن معنای دفاع مقدس که بخواهد بخشی از جنگ را بیان کند نیست، ولی شخصیت فیلم فرآیندی از دفاع مقدس است.
 
رجانيوز: شما سریال «شهید بابایی» را می‌سازید و سریال «شهید صیاد» را در دستور کار دارید. نسبت این دو بزرگوار با شخصیت «پرویز پرستویی» در فیلم «خرس» چیست؟ من هیچ وجهی از معنویت را در آن نمی‌بینم.
 
این فرد بعد از سال‌ها جنگ، به وطنش برگشته است. اهالی متوجه می‌شوند این فرد زنده بوده و شهید نشده و به وطنش برگشته است. همسرش هم عاشقش بوده و او هم عاشق همسرش بوده است. او یک انسان است، فرشته که نیست. اول می‌رود خانه‌اش و می‌بیند درِ خانه‌اش این‌طوری است، بعد سراغ برادرش می‌رود و برادرش هم ماجرا را تعریف می‌کند. او باورش نمی‌شود که همسرش به خیال شهادت او، با کس دیگری ازدواج کرده است. در حد یک ملاقات و این‌که مکان ملاقات خانه است یا جای دیگر، شاید بتوانم درباره‌ي آن با شما بحث کنم. بیشتر از آن چه ملاقاتی است؟ هیچی. دو بار این ملاقات رخ می‌دهد. یک بار جلویش گرفته می‌شود که داریم می‌بینیم در جاده ‌به سمت خانه یا جای دیگر می‌رود و كاراكتر «فرهاد اصلاني» او را می‌زند و می‌گوید: «برگرد!» یک جای دیگر هم در امامزاده است که رفته دم در امامزاده و او هم آمده سر قبر پدرش كه اين ملاقات هم كاملاً اتفاقي است. او در اين در مسیر هم كتك مي‌خورد هم با چاقو زخمي مي‌شود. شما كه فيلم را ديده‌ايد بگوييد كه اين رزمنده وقتی چاقو می‌خورد، عکس‌العملش چیست؟ چرا دفاع نمی‌کند؟ چرا حرف نمی‌زند؟ چرا حق می‌دهد؟ این‌ها معنویت نیست؟ ببیند من شخصیت رزمنده برایم خیلی مهم بود. وقتی نسخه‌ی اولیه‌ی فیلمنامه به دستم رسید، به نظر من شخصیت بدی از رزمنده نشان داد.
 
بد کاری کردیم نگذاشتیم چنین فیلمی ساخته شود؟
 
اینجا همان‌جایی بود که به عنوان یک رزمنده احساس مسئولیت کردم. جالب آنکه فیلمنامه پروانه‌ی ساخت داشت و این از اشتباهات مسلم اداره‌ی نظارت بود که به این فیلم‌نامه پروانه‌ی ساخت داد. وقتی فیلمنامه را خواندم به آقای «پرستویی» گفتم، این دچار اشکال است. این فیلمنامه از شخصیت رزمنده به‌شدت بد گفته است. پایان این فیلمنامه طوری بود که رزمنده در آخر به خودش نارنجک می‌بست و کشتار به راه می‌انداخت. درحالی که در فیلم ما، رزمنده‌ کسی را نکشت.
 
بنابراین هم من و هم آقای «پرستویی» محکم ایستادیم و به آقای خسرو معصومی گفتیم: «با این شخصیت شوخی نکن». مسیر این شخصیت تا آخر باید چنین باشد. این شخصیت با نارنجک نمی‌رود کسی را بکشد. در فیلمنامه این‌طور بود که در آن کیفی که برادرش به این رزمنده می‌دهد، یک نارنجک از زمان دوران دفاع مقدس بوده است. بعد او با آن نارنجک شوهر دوم همسرش را می‌کشد. به نظر شما، من به عنوان تهیه‌کننده یا آقای«پرستویی» به عنوان بازیگر ـ‌هر دوی ما هم خانواده‌ی شهید‌ـ بد کاری کردیم نگذاشتیم چنین فیلمی ساخته شود؟
 
رجانيوز: نه! ولی ظاهراً کارهای تلویزیونی‌ شما یک جور است و سینمایی‌اش جور دیگر. در تلويزيون «شوق پرواز» مي‌سازيد و در سينما «خرس» و «سيزده 59».
 
مخاطب سینما متفاوت است.
 
«سیزده 59» يك فيلم سرتاپا طنز بود، من تعديلش كردم
 
رجانيوز: ظاهراً موضوع بازگشت رزمنده‌ها از جنگ و قدرناشناسي جامعه نسبت به آنها تم مشترک کارهای شماست.
 
همیشه به این موضوع انتقاد دارم، چون کشورهای دیگر را هم دیده‌ام. اینها باید تاج سر ما باشند و همه چیزمان باید در خدمت اینها باشد، نه این‌که سوءاستفاده شود. اگر هم نقدي به فيلم هست، بايد آقاي معصومي –كارگردان فيلم- پاسخ بدهد. اما من دارم از خودم دفاع می‌کنم که من در جهت افکارم، حامي دفاع مقدس هستم. شک نکن. به نظر من «خرس» پیامی دیگر از ایثار یک رزمنده است.
 
رجانيوز: آیا این فیلم را به عنوان يك فيلم نمونه‌ي دفاع مقدسی خوب قبول دارید؟ به نظر من شما یک نمونه‌ي بد را گرفتید و تعدیل کردید.
 
من تعدیلش کردم که ساخته نشود. به عنوان یک رزمنده تا آنجایی که به من ارتباط دارد، اجازه نمی‌دهم شخصیت بچه‌های جنگ آسیب ببیند. در این زمینه تلاش می‌کنم و اگر فیلمی ساخته شود مسئولیت آن را به عهده می‌گیرم، ولی در جهت تفکرات خودم. آقای «خسرو معصومی» -كارگردان «خرس»- آدم بدی نیست، آدم خوبی است و همه اطلاعاتش از جنگ همان‌هایی بوده که داشته است. کسانی مثل ما اضافه شدند که نگذاریم آسیب برساند. مثلاً فیلم «سیزده 59» هم كه شما به آن انتقاد داريد، یک فیلم سرتاپا طنز بود که بر اساس احساس مسئولیت ما، بر عهده گرفته شد و نتیجه آن شده است كه مي‌بينيد. ما يك فيلم طنز را تعديل كرديم. 
 
می‌توانست «سیزده 59»ای ساخته شود که من و شما به آن فحش بدهیم
 
رجانيوز: ظاهراً شما به تنهايي وظیفه‌ي تعديل اين فيلم‌ها را در سینما برعهده گرفته‌اید...
 
اتفاقاً پروانه‌ي ساختش صادر شده بود. شما بايد الان بپرسید که آقای سجادپور! چرا پروانه‌ي ساخت «سیزده 59» با آن فيلمنامه صادر شده است؟ ما فيلمنامه را اصلاً شکل دیگری به آن دادیم و عوضش کردیم. البته نظرات نویسنده و کارگردان هم لحاظ شد، اما ما روي خط قرمزهاي‌مان ایستادیم و البته به لحاظ فنی و تکنیکی نقد در باره آن زیاد است، اما بحث من این است که می‌توانست «سیزده 59»ای ساخته شود که من و شما به آن فحش بدهیم که چرا این ساخته شد. همین «سیزده 59»ی که الان ساخته شده، هر کسی نسخه‌ي ويدئويي آن را از سوپرمارکت‌ها مي‌خرد، شماره‌ي ما را می‌گیرد و زنگ می‌زند و دعایی برای ما می‌کند. 
 
حرف ما در «سیزده 59» اين بود كه رزمنده‌ها در کما نیستند، شهر در کماست. رزمنده‌ي ما مگر ادعایی کرد؟ مگر نقدی به دولت کرد؟ مگر حرفی زد؟ هیچی. هیچ نقدی نکرد و خواسته‌ای نداشت. 
 
رجانيوز: رزمنده‌هاي فيلم‌هاي شما همه منفعل و بازنشسته‌اند. اما ما رزمنده‌ای هم داریم که به شدت در جامعه فعال و مفيد است.
 
بله، پزشک است، استاد است. به او هم فکر می‌کنم.
 
 
اگر آن طوری بود، الان می‌خواستید چه بگویید؟
 
رجانيوز: اینجا بحث ضریب دادن است. به کدام باید ضریب بدهیم؟ به رزمنده‌هاي شكسته و خسته‌ي فيلم‌هاي شما يا اين رزمنده‌ي فعال موثر در جامعه؟
 
این مشکل من نیست که چرا به آن وجه دفاع مقدس پرداخته نمی‌شود. من سريالی دفاع مقدسی ساخته‌ام و هرچه انرژی داشتم گذاشتم و تلویزیون این‌قدر از من خواسته نداشت، این خواسته‌های من در این سريال بود. باید این چراها را از مسئولین سینمایی بپرسید. واقعاً در حد توانم، در دو فیلمی که می‌توانست به‌شدت بد باشد و مثالش همان‌هایی باشد که شما گفتید که تقدس را از رزمنده بگیرند ‌ـ‌که البته ناخواسته هم بوده است‌ـ تقدس را به رزمنده بازگرداندم؛ نه حمایتی و نه چیزی.
 
رجانيوز: البته تقدس حداقلی.
 
باز هم خدا را شکر. اگر آن طوری بود الان می‌خواستید چه بگویید؟
 
رجانيوز: پس قبول کردید که مضامين بهتری وجود دارد که می‌شود به آنها ضریب داد؟
 
بله. 
 
چرا بايد ما فرزندان انقلاب، من و «کمال تبریزی» تعهد بدهيم؟
 
رجانيوز: اين فيلم‌هاي با مضامين بهتر را چه کسی قرار است بسازد؟
 
الان دغدغه‌ي سینماي ما ساختن فيلم در مورد خانم «لاله صديق» است! مسئولین سینماي ما n تومان پول مي‌دهند که یک فیلم سینمایی ساخته شود که نمی‌دانم چقدر به این انقلاب و ارزش‌هایش ارتباط دارد و یکی از یک جایی بلند می‌شود و می‌آید این پول را مي‌گيرد و ما فرزندان انقلاب، من و «کمال تبریزی» باید هشت ماه دنبال پروانه ساخت باشیم؟ چرا بايد بی‌ربط انواع تعهدها را از ما بگیرند و براي تحقیر ما تلاش كنند؟
 
رجانيوز: براي چه فیلمی؟
 
«قبر دو طبقه».
 
رجانيوز: فكر مي‏كنم موضوع اين فيلم كمدي  در مورد مردي است كه همسر مرحومش قبر دو طبقه دارد و قرار است مرد ديگري را در طبقه‌ي دوم قبر او دفن كنند و حالا شوهر او غيرتي شده است. من نمی‌فهمم اين موضوع چه ارتباطي با «جواد نوروزبيگي» با آن سابقه‌ي كارهاي دفاع مقدسي دارد؟
 
شما فیلمنامه‌‌ي «قبر دوطبقه» را نخواندی. بعداً می‌بیني و مي‌پسندي.
 
بالاخره رجانیوز که ما را ول نمی‌کند!
 
رجانيوز: مدت‌هاست که کارهای آقای تبریزی را می‌بینم، اما نمی‌پسندم.
 
شايد اين‌بار كه من تهیه‌کننده‌ام، این یکی را خیلی بپسندی. پیش‌داوری نمی‌کنم، ولی بعداً که آمدی مصاحبه کنی مي‌گویی دست مريزاد! بالاخره رجانیوز که ما را ول نمی‌کند. فيلم آقاي «تبريزي» هرچه باشد از کاری که آقای «نیک‌نژاد» می‌خواهد انجام بدهد، چشم‌بسته می‌گویم بهتر است. آقای «تبریزی» که فیلم مستهجن نساخته است.
 
رجانيوز: اما فیلم ضد انقلاب ساخته‌اند. نمی‌توانم جور دیگری فیلم «خیابان‌های آرام» را تعبیر کنم.
   
این فیلم پروانه‌ي ساخت و پروانه‌ي نمایش دارد. توسط یک تیم انقلابی ساخته شده است. تهیه‌کننده‌ي بچه مسلمان دارد. 
 
رجانيوز: اما گفته مي‌شود تهیه‌کننده‌‌ي فيلم هم خودش ناراضی است و فيلم را به همين دليل توقيف كرده. اين را «كمال تبريزي» هم در مصاحبه‌اي با ايسنا تأييد كرده است.
 
بیخود ناراضی است، پس چرا ساخت؟ مگر من الان فیلم‌هایی را که ساخته‌ام رد می‌کنم؟
 
رجانيوز: شما در تلویزیون کار انجام نشده‌ای را که 10، 15 و حتی 20 سال توقع می‌رفت انجام شود انجام دادید و به قول خودتان فتح بابی کردید، ولی نمی‌فهمم چرا در این سینما این خط را پی نمی‌گیرید؟
 
من در این سال‌ها فقط دو فیلم دفاع مقدس ساخته‌ام.
 
رجانيوز: دو نمونه‌ي بد تعديل شده!
 
این دو فيلم می‌توانست جور دیگری باشد. اینها سهم «جواد نوروزبیگی» در حوزه‌ي دفاع مقدس است، اما آیا در تلویزیون اجازه ساخت چنین فیلم‌هایی هست که من بروم و جلویش را بگیرم؟ مثلاً آیا گفته‌اند این شهید و این شهید و این شهید و این هم بودجه‌اش، برو فيلم يا سريال آنها را بساز و من نرفتم بسازم؟ آیا درباره‌ي «شهید بقایی» که پزشک بود و در جنگ شهید شد، گفتند فیلم بساز و من گفتم نمی‌سازم؟ نه! چیزهای دیگری را که اجازه دادند بسازند، درست کردیم.
 
«بيدارباش» ساختار شكني دارد
 
رجانيوز: كمي هم در مورد سريال «بيدارباش» بگوييد.
 
 تمام بازیگرانی که در حوزه‌ي طنز فعالیت دارند، اکبر عبدی، مجید صالحی، امیر نوری و... را در اين سريال آورده‌ام. با وجودی که اين سريال در حوزه‌ي دفاع مقدس ساختارشکنی دارد، ولی به نظرم در این حوزه فوق‌العاده است. البته ساختن كارهاي دفاع مقدسي سخت است و كسي ما را حمایت نمی‌كند؛ حتی از جانب ارگان‌هایی که موظف به حمایت‌اند. مثلاً به شهرک سینمایی دفاع مقدس می‌روید و می‌بینید هیچی ندارد، به‌جز یک زمین! چندین برابر هزينه‌ي واقعي هم پول می‌گیرند. منی که قبلاً كارشناس نظامي فيلم‌ها بودم، هزینه‌ي تجهیزات نظامی فیلم را می‌دادم، تعجب می‌کنم که چرا باید این‌قدر از ما پول بگیرند؟ براي همين سريال، 45 میلیون تومان پول از ما گرفتند. می‌پرسم برای چه؟ به من چه دادی؟ آر.پی.جی‌ام که چوبی است، نارنجکم که پلاستیکی است، سلاح‌‌هایم را که باید از شهر بخرم. آن تعداد سلاح را هم که دادی وظیفه‌ات است. آیا من باید با کامپیوتر فیلم دفاع مقدس را پر و پیمان نشان بدهم؟ باید افتخارش برای شما باشد که این‌قدر تانک دادیم؟ تو هیچی به من ندادی جز یک تانک و یک نفربر. متأسفانه آنهایی که باید حمایت کنند، دارند به سینمای دفاع مقدس ما ضربه می‌زنند. به نظر من مسئولين شهرك سينمايي کاسبی راه انداخته‌اند.
 
 دوست دارم یک فیلم دفاع مقدس خوب داشته باشم
 
رجانيوز: اين روزها عده‌اي معتقدند كه دوره‌ي فيلم‌هاي دفاع مقدس تمام شده است و ديگر اين فيلم‌ها فروش ندارند. مثلاً آقاي جيراني خيلي صريح در برنامه‌ي «هفت» اين مسئله را مطرح كرد. نظر شما چيست؟
 
فيلم دفاع مقدس اگر خوب اکران شود، مخاطب دارد. مگر «دوئل» نداشت؟ مگر «آژانس شیشه‌ای» نداشت؟ همين‌طور «شوق پرواز». آنها تلقین می‌کنند كه اين فيلم‌ها مخاطب ندارد، اما من می‌گویم دارد. اگر فضا و موقعیت بدهند و ما را حمایت کنند، مخاطب زيادي جذب خواهد شد. به شرط آنكه فقط به عنوان مصاحبه نباشد که فیلم تولید شود و در جشنواره دو تا جایزه ببرد و بعد برود در آرشیو یا در سینمای خانگی قرار بگیرد! مسئولين بايد پای اين فيلم‌ها بایستند و برای اکرانش فرصت بدهند. از سوي ديگر، می‌بینیم فیلم‌های دیگر هم فروشی ندارند. سینمای امسال را داریم می‌بینیم. آنهای دیگر را که این همه حمایت کردند، مگر فروش خوبي داشت؟ 
 
رجانيوز: ممکن است بعدها فيلمي در مورد خيانت هم بسازيد؟
 
نه! چون دوست ندارم به سمت موضوع خیانت بروم. شاید به سمت طنز و معناگرایی برویم. خداوکیلی دوست دارم یک فیلم دفاع مقدس خوب داشته باشم. شرایط چگونه باشد نمی‌دانم. هنوز فیلمنامه‌ای که در این حوزه باشد نیامده است. فعلاً امسال‌مان با اینها گره خورده است. 
 
رجانيوز: و سخن آخر؟
 
امیدوارم با همین انگیزه‌ای که صحبت کردم، شما خبرنگارها هم در حوزه‌ي دفاع مقدس انگیزه داشته باشید. قطعاً وقتی موج ایجاد کنید، جایگاه فیلم‌های دفاع مقدس هرگز پایین نمی‌آید. هرچه در این قضیه جلودار باشید و اطلاع‌رسانی کنید، می‌بینید که مسئولین تکانی به خودشان می‌دهند و فیلم‌های دفاع مقدس جایگاهی دارند. واقعاً فیلم دفاع مقدس ساختن خیلی سخت است، اما با وجود سختی‌هایش اجازه بدهند ما بسازیم، شما هم حمایت کنید. بالاخره در آن اشتباه هم رخ می‌دهد، 90 دقیقه فوتبال بازی می‌کنید و دو تا لایی هم می‌خورید. توقع نداشته باشید که نخوریم، خوردیم دیگر. 
 
رجانيوز: ممنون از وقتی که گذاشتید.  موفق باشید.

فیلم: سخنرانی شورانگیز امروز سید حسن نصرالله در حضور صدها هزار نفر در ضاحیه بیروت

 

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان که شخصا در تظاهرات گسترده مردمی لبنان در ضاحیه بیروت برای محکوم کردن توهین اسلام ستیزان به پیامبر اعظم اسلام شرکت کرده بود، در سخنانی کوتاه، حضور مردمی در این تظاهرات را لبیک آنها به ندای رسول الله دانست و تاکید کرد که ما امروز اینجا جمع شده‌ایم که هر یک به رسول خدا بگوییم که جان ما و پدر و مادر ما فدای شما باد، روح و خون و خانواده و فرزندان ما فدای کرامت و شرافت شما باد.

سید حسن نصرالله که سخنانش به طور مستقیم از شبکه خبری المنار پخش می‌شد، تاکید کرد که جهان باید بداند که این واقعیت علاقه ما به پیامبرمان است، برخی هنوز میزان اهانت به پیامبر اعظم از طریق این فیلم موهن را درک نکرده‌اند، اما این فیلم در خلال تصاویر خود به اسلام و پیامبر اسلام و قرآن و زندگی وی توهین کرده است.

 

متن کامل این سخنرانی به این شرح می باشد:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین و اصحابه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین.

دانشمندان، برادران و خواهران،
سلام و رحمت و برکت خداوند نثار شما شریف‌ترین، بزرگوارترین و پاک‌ترین مردم…

بنده در ابتدا از همه‌ی شما به خاطر حضور امروزتان و پذیرش گسترده و سریع این دعوت و پاسختان به فریاد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلام) تشکر می‌کنم و به خاطر فریادهای یک ساعت گذشته‌تان که همچنان باید ادامه پیدا کند که:«لبیک یا رسول الله»

از همه‌ی شما و مخصوصا علمای شیعه و سنی، نمایندگان رهبران روحانی مسیحی و حزب‌های لبنانی و ملی و همچنین برادرانمان در جنبش امل که برای شرکت در همه‌ی این تظاهرات‌های چندگانه دعوت به عمل آوردند.

برادران و خواهران، خداوند (سبحانه و تعالی) در کتاب مجیدش می‌گوید:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ/ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» آنان که پیامبر خدا را آزار می‌دهند، کیفر و عذابشان، کیفر و عذابی الهی خواهد بود. «مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ/ سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ/ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ/ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ- به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان/ نابود باد قدرت ابولهب و نابود باد خودش./ ثروت و امکاناتش چیزی از او دفع نکرد./ به زودی وارد آتشی زبانه‌کش خواهد شد./ و همسرش که هیزم‌کش است نیز/ در حالی که بر گردنش طنابی از لیف خرماست.- آیه‌ی ۱تا۵ سوره‌ی مسد»

امروز به این‌جا آمده‌ایم تا بنده و فرد فرد شما همگی بگوییم: ای پیامبر خدا، جانم، پدر و مادرم، خانواده‌ام، فرزندانم، اموالم و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته فدای کرامت، وقار، شادابی، شرافت و آبروی تو باد.

و دوست دارم جهان این صدا را از من و شما بشنود پس بعد از من تکرار کنید:

ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو…

برادران و خواهران، جهان باید از این طریق حقیقت رابطه و پیوند ما را با پیامبرمان، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بفهمد. تا این لحظه برخی افراد نمی‌دانند تنها با چند صحنه از این فیلم موهن تا چه حد به پیامبر خدا توهین شده. در حلال‌زادگی، ایمان، اخلاق، قرآن، همسران، سیره و اسلام ایشان خدشه کرده‌اند. و همه‌ی این‌ها در 12 دقیقه صورت گرفته. حال اگر فیلم 2ساعته منتشر شود چه خواهد شد؟

بله، کرامت مؤمن نزد خداوند از کعبه والاتر است؛ چه رسد به این که این مؤمن محمد بن عبدالله (صلی الله علیه ‌آله و سلم) باشد.

ما این‌جا هستیم تا اعلام کنیم این مسئله را نخواهیم پذیرفت. این‌جا هستیم برای آغاز حرکتی که باید برای رسیدن هدف‌های مشخصی ادامه پیدا کند. از حد اقل آغاز می‌کنم تا حد اکثر.

اول: حذف پیش‌نمایش موهن از سایت‌های اینترنت و محاکمه‌ی سازندگان این فیلم.

دوم: جلوگیری از انتشار کامل فیلم توسط آمریکایی‌ها.

سوم: مسدود کردن دائم راه توهین به پیامبرمان، رسول خدا، قرآن و مقدساتمان.

و به همین منظور و به خاطر این که این مسئله به همه‌ی مسلمانان همه‌ی کشورها مربوط است از همه می‌خواهیم گروه‌هایی تشکیل دهند و برای تحقق این هدف‌های سه‌گانه برنامه‌ریزی، فکر و تلاش کنند.

نمی‌خواهم صحبت‌های دیروزم را تکرار کنم ولی کافی است راهی را برای هدف اول مثال بزنم و آن این که: تمام دولت‌ها و حکومت‌ها سایت‌های حاوی این پیش‌نمایش موهن را فیلتر و همه‌ی مردم و مخصوصا مسلمانان جهان سایت‌هایی که بر پخش این صحنه‌های موهن اصرار دارند را تحریم کنند.

و برای هدف دوم این که: این ایالات متحده‌ی آمریکا که به عبارت «آزادی بیان» استناد و به وسیله‌ی آن فریب‌کاری می‌کند، باید بفهمد پخش کامل فیلم پیامدهای بسیار بسیار بسیار خطرناکی در جهان خواهد داشت.

و برای هدف سوم این که: همه‌ی ملت‌ها و دولت‌های ما باید بکوشند به جامعه‌ی بین الملل فشار بیاورند تا احکامی جهانی و قوانینی ملی در همه‌ی کشورها وضع شود که توهین به ادیان آسمانی و پیامبران بزرگ خداوند -ابراهیم، موسی، عیسای مسیح و محمد بن عبدالله- را جرم محسوب کنند.

بدون شک به پا نخاستن امت اسلامی و حاکمان جهان اسلام برای این وظیفه یک کوتاهی بزرگ در حق رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و باز گذاشتن راه فیلم‌ها، اهانت‌ها و توهین‌های تازه‌ایست که نمی‌دانیم به کجا منجر خواهند شد.

برادران و خواهران، این مشت‌های گره‌کرده‌ی امروز ما یک امر زودگذر و تخلیه‌ی خشم نیست بلکه آغاز یک حرکت جدی است که باید در گستره‌ی امت و برای دفاع از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ادامه پیدا کند. لازم است اتفاقات این روزها به مسلمانان تأکید کند که باید در راه هدف‌های مشترک همکاری، پیوستگی و وحدت داشته باشند اگرچه مسائلی این‌جا و آن‌جا میانشان فاصله انداخته باشد. و لازم است اتفاقات این روزها به مسلمانان و مسیحیان در زمینه‌ی لزوم هشیاری شدید، اصرار به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، شناخت دشمن و نشانه‌روی خشم به سوی دشمن حقیقی تأکید کند. و این که به هیچ وجه هیچ‌کداممان نباید به ورطه‌ی فتنه بیافتیم و به هیچ وجه کسی نباید بتواند هیچ‌کداممان را به ورطه‌ی فتنه بکشاند. این مسئولیت همه‌ی ماست.

بنده امروز به همین مقدار بسنده می‌کنم و به شما می‌گویم پاداش و ثواب شما نزد خداوند خیلی بزرگ و جایگاه شما امروز نزد پیامبر خدا خیلی والا است. شمایید وفاداران. شمایید دوست‌داران اباعبدالله الحسین (علیه السلام).

جهان باید بداند آن انبوه مردم ما را که در روز عاشورا می‌بیند و باید بداند همه‌ی این صبر و ایستادگی به خاطر دفاع از نوه‌ی پیامبر است. وقتی که روز عاشورا گرد هم می‌آییم و همگی فریاد می‌زنیم:«لبیک یا حسین»...

وقتی که روز عاشورا می‌ایستیم و در برابر همه‌ی جهان فریاد می‌کشیم:«الا ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین، بین السلة  و الذلة- ناپاکی فرزند ناپاکی مرا میان دو راه مخیر گذاشت، میان تیزی شمشیر و خواری ذلت»…

امروز به جهانیان می‌گوییم این امام عظیم، نوه‌ی پیامبر خدا و این دین پیامبر خداست. حسین، کربلا، اهل بیت، صحابه و امت این پیامبر هر چه دارند از این پیامبر عظیم، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)‌، است. پس به هیچ وجه هیچ کس خیال نکند در عرصه‌ی این پیکار امکان تساهل یا گذشت هست.

پس همان طور که آغاز کردیم، به پایان می‌بریم:
ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره‌ی خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»...

  

 

کد خبر:137969 -

سرخوردگي تاريخي مسلمانان به انفجاري بزرگ منتهي مي شود

علت «ترسِ بزرگ» کاخ سفید چیست؟

 رجانیوز: کاخ سفید صراحتا ترسیده است. کشته شدن سفیر ایالات متحده در کشوری که تا همین چند سال پیش تحت حکومت یک دیکتاتور دیوانه بود و اکنون شاهد وقوع یک انقلاب اسلامی بوده، ماجرایی نیست که به این سادگی برای ساکنین «وایت هوس» قابل هضم باشد. حق هم دارند که بترسند؛ چرا که این اعتراضات تازه جرقه اعتراضات یک و نیم میلیارد مسلمان در جهان به توهین به اعتقاداتشان است و هنوز تا شعله‌ور شدن نهایی آن زمان باقیست.

تمام تلاش رسانه‌ای این روزهای ایالات متحده در یک جمله خلاصه می‌شود: «ما نبودیم.» از رئیس‌جمهور و وزیر امور و خارجه گرفته تا فلان خبرنگار سی‌ان‌ان و فاکس نیوز و حتی پادوهای رسانه‌ای فارسی‌زبان آمریکا هم تنها به دنبال اثبات این مساله هستند که دولت آمریکا نقضی در تولید و توزیع این فیلم نداشته و تنها به موجب آزادی بیان در این کشور، این فیلم موهن پخش شده است؛ موضوعی که به طور رسمی از سوی این جریان رسانه‌ای دنبال می‌شود. در این راستا، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در‌‌ همان روزهای نخست بالا گرفتن اعتراضات، اعلام کرد فیلم اهانت آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) هیچ ارتباطی به دولت آمریکا ندارد و این مساله مربوط به قانون آزادی بیان در این کشور است.

اما فعالان فارسی‌زبان ضدانقلاب هم برای این از قافله عقب نمانند، خودشان را به آب و آتش می‌زنند تا دامن کاخ سفید را از این اقدام، پاک جلوه دهند. بابک داد، کاتب ویژه رئیس‌جمهور دولت اصلاحات که این روز‌ها در کشور فرانسه حسابی پرکار است و شبکه‌های اجتماعی را به صحنه نبرد با جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده، در وبلاگ شخصی خود نوشته است: «هیچ تقصیری بر گردن دولت امریکا نیست و جمهوری اسلامی می‌خواهد با جنگ روانی درباره این فیلم، آمریکا را در نبرد رسانه‌ای شکست دهد.»

سایت «روزآنلاین» هم تیتر نخست خود را به همین موضوع اختصاص داده و در تلاشی بامزه برای غیرمقصر جلوه دادن دولت آمریکا در انتشار فیلم توهین‌آمیز علیه رسول‌الله (ص)، نوشته است: «این فیلم توسط سم باسیل و با سرمایه شخصی او ساخته شده و پخش آن در سینما‌ها و یوتیوب ممنوع شده است و ربطی به دولت آمریکا ندارد.» این سایت همچنین، «مسئولیت ساختن» آن را تنها متوجه شهروندی دانست که از آزادی بیان در آمریکا سوء استفاده کرده است.

با این حال، اینگونه هراسناکی مقامات کاخ سفید از این ماجرا طبیعی به نظر نمی‌رسد؛ چرا که مقامات دولت آمریکا بار‌ها و بار‌ها نشان داده‌اند نه تنها مشکلی با توهین به مقدسات اسلامی ندارند بلکه اساسا «اسلام هراسی» را به عنوان یکی از پروژه‌های اصلی خود در عرصه سیاست دیپلماسی بین‌المللی در دستور کار دارند. این موضوع در ماجراهایی نظیر کاریکاتورهای دانمارکی و همچنین اهانت گسترده سربازان آمریکایی در عراق به قرآن مجید، به اثبات رسیده است. همچنین کافیست به شش مورد از مواردی که در سال ۲۰۱۲ رخ داده بنگرید: انتشار خبر قرآن سوزی نظامیان آمریکا در افغانستان، انتشار تصاویر ادرار کردن تفنگداران دریایی آمریکا بر اجساد افغان‌ها، آتش زدن قرآن توسط یک کشیش آمریکایی، افشای استفاده از متنی برای تدریس به نظامیان در در کالج ستاد مشترک ارتش آمریکا مبنی بر دشمن بودن اسلام و شبیه سازی بمباران شهرهای مقدس مکه و مدینه، افشای استفاده از تصویر زن با حجاب و قرآن به عنوان سیبل تیراندازی در یک پایگاه نظامی آمریکا، انتشار بخش‌هایی از فیلم توهین آمیز به پیامبر روی یوتیوب.

اما چرا در اعتراضات اخیر، کاخ سفید تمام قد به محکومیت این اقدام پرداخته و تلاش می‌کند تا خود را در این ماجرا «بدون تقصیر» جلوه دهد؟ پاسخ به این سوال را باید در «ترس» آمریکایی‌ها از ادامه اعتراضات مسلمانان آن هم بدون حضور دیکتاتورهای وابسته به غرب که در جریان بیداری اسلامی و انقلاب‌های مردمی در کشورهای عربی از میان برداشته شدند، دانست. واکنش خشمگینانه مسلمانان در کشورهای اسلامی نسبت به فیلم توهین‌آمیز آمریکایی درباره پیامبر اسلام (ص) اگرچه سابقه داشته است اما همیشه، دیکتاتورهای حاکم در این کشور‌ها اجازه بالا گرفتن دامنه خشم مردم را نمی‌دانند و با سرکوب گسترده معترضین، به حمایت از اقدامات کاخ سفید در زمینه توهین به مقدسات اسلامی می‌پرداختند اما با وقوع بیداری اسلامی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، این سد‌ها برطرف شد و اکنون مسلمانان به طور صریح به اعلام انزجار از اینگونه اقدامات توهین‌آمیز می‌پردازند.

در همین راستا، «جرمی بوئن»، چند روز پیش هم تحلیلگر ارشد بی‌بی‌سی نیز ضمن تاکید بر همین مساله و اذعان به کمرنگ شدن شدید تاثیرگذاری ایالات متحده بر کشورهای اسلامی، درباره اعتراضات اخیر در کشورهای اسلامی نوشت: «در خاورمیانه قدیم هم، هرگاه مردم فکر می‌کردند که حمله‌ای به اسلام صورت گرفته – چه به صورت توهین به پیعمبر و چه اشغال یا بمباران مناطق اسلامی تظاهراتی علیه آمریکا و متحدان آن صورت می‌گرفت. اما در آن زمان، حاکمان اقتدارگرا و ماموران امنیتی آنان که متکی به غرب بودند، می‌توانستند این تظاهرات را کنترل کنند.»

به نظر می‌رسد دلیل اصلی ترس مقامات کاخ سفید از اعتراضات اخیر مسلمانان، «از میان رفتن موانع انقلابیون پس از وقوع بیداری اسلامی» باشد؛ چرا که اکنون مسلمانان می‌توانند به صورت آزادانه به بیان مطالبات خود از حکومت بپردازند و نسبت به اقدامات توهین آمیز ایالات متحده واکنش نشان بدهند. در واقع اگر تا پیش از این، پتانسیل خروش مسلمانان جهان علیه استکبار امکان بروز نداشت، اکنون دیگر مانعی برای بیرون ریختن آن وجود ندارد؛ موضوعی که یادآور سخن تاریخی امام خمینی (ره) درباره اسرائیل و لزوم وحدت مسلمانان در برابر آن است و همین مساله، پایه‌های کاخ سفید را حسابی لرزان کرده است: «می‌‏بینند که یک دولت پوشالی اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده ـ که اگر مسلمین مجتمع بودند، هرکدام یک سطل آب به اسرائیل می‌‏ریختند او را سیل می‌‏برد.»

بررسی تفصیلی ماجرای آیت الله مصباح و دکتر شریعتی/2

هماهنگی عمقی و اصولی نظرات شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح درباره اشتباهات فکری دکتر شریعتی

 گروه تاریخ رجانیوز- وحید خضاب: متن حاضر، در اصل یک نوشته ی بلند به هم پیوسته است ولی به دلیل طولانی بودن صلاح دیده شد در چند بخش ولی همزمان منتشر شود. بخش اول را می توانید در اینجا بخوانید. اینک بخش دوم:

 
انتقادات شهید قدوسی (مدیر مدرسه حقانی) از دکتر شریعتی
از دیگر شخصیت هایی که طبق خاطرات و قرائن در می یابیم که او هم جزو منتقدین دکتر شریعتی بوده است، آیت الله شهید قدوسی است. از آنجا که شهید قدوسی مدیر مدرسه حقانی بوده، فهمیدن موضع او از جهاتی، بسیار مهم محسوب می شود. آقای علی جنتی (که خود از شاگردان مدرسه حقانی بوده است) در کتاب خاطراتش می گوید: «به دلیل شور انقلابی ای که در آن زمان ایجاد شده بود، کمتر کسی به انحرافات فکری شریعتی توجه می نمود. ... برخی از مطالب وی صرفا شعارگونه بود از جمله اینکه یک بار دکتر شریعتی درباره ی حق و باطل سخنرانی کرده گفته بود که هابیل سمبل دامداری است و قابیل سمبل کشاورزی [احتمال در چاپ، بین هابیل و قابیل اشتباه شده است] و حرفهای شعارگونه دیگری نیز زده بود که می توانست مبانی انحرافی را برای جوانان پایه ریزی نماید. به یاد دارم که شهید قدوسی، نوار این سخنرانی را به تعدادی از طلبه ها داده و گفته بود که اینها روی زمینه های انحرافی کار می کنند و حوزه های ما باید بتواند پاسخگوی چنین مسائلی باشد.» [16] 
 
آیا حضرت علامه که در مدرسه علمیه تحت مدیریت شهید بزرگوار آیت الله قدوسی فعالیت می کرده، کاری جز در راستای تحقق همین آرزوی شهید قدوسی می نموده است؟ آیا این شهید عزیز که حضرت امام پس از شهادت وی در پیامی فرمودند: «شهیدى عزیز که سالیان دراز در خدمت اسلام بود؛ و اخیراً مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. اینجانب سالیان طولانى از نزدیک با او سابقه داشتم، و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى‏شناختم» در راستای اهداف مستکبرین و بر خلاف نظر امام در حال حرکت بوده است؟
 
آیا شهید بهشتی به شریعتی انتقادات اساسی نداشت؟
در این بین، شهید مظلوم آیت الله بهشتی، جزو کسانی بود که نظر نسبتا ملایم تری نسبت به مرحوم دکتر داشت. آیت الله بهشتی (که امام او را به تنهایی یک ملت خواندند) ذاتا شخصیتی لیّن و منفتح داشت. از همین رو نسبت به شخصیت های مختلف و جریانات مختلف، برخوردهای ملایم تری داشت. در این مورد خاص یعنی دکتر شریعتی، در عین حال، اینطور نبود که معتقد باشد شریعتی بدون ایراد است، یا حتی ایرادهایش جزئی است، بلکه معتقد بود در عین داشتن این ایرادهای اصولی، می شود از او کماکان استفاده کرد. آیا این نظر شهید عزیز آیت الله بهشتی، صائب بود؟ ممکن است کسانی با مراجعه به آثار دکتر نظر مثبت بدهند و عده ای هم خیر. اما در اصل اینکه در آثار دکتر ایرادات اساسی هست بین هیچ یک از متفکرین طراز اول اسلامی (از آیت الله شهید مطهری گرفته تا شهید عزیز آیت الله بهشتی و از آیت الله خامنه ای گرفته تا حضرت علامه) مطلقا تفاوتی نبود. ببینیم خود شهید بهشتی در این باره چه فرموده اند. حضرتشان در چند سخنرانی مختلف که در قبل و بعد انقلاب ایراد شده و به موضوع مرحوم دکتر شریعتی مرتبط بوده و امروز در کتابی با عنوان «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» جمع آوری شده، اینگونه می فرمایند: «[در یک دیدار، خطاب به دکتر شریعتی] گفتم: مسئله این است که در بعضی از سخنرانی ها و نوشته ها چیزهایی هست که به هیچ عنوان قابل دفاع و توجیه نیست. [17] ... مرحوم آقای مطهری، که مکرر با ایشان بر سر کارهای دکتر بحث کرده بودیم، می فرمود: فلانی، من در فلان بخش از نوشته های دکتر، خط تاثیر تفکر دیالکتیکی مادی را می بینم. او ناآگاه و ناخودآگاه دارد بر این خط جلو می رود و این برای جوان های ما که احاطه ی دکتر را ندارند، پر آسیب است. برای خود دکتر نه؛ اما آن جوان ها که آثار او را می خوانند، فکرشان شکل می گیرد. این نقطه نظر ایشان بود. گاهی هم از روی تعهد دینی واقعا ناراحت و عصبانی می شد. گاهی هم، کار ایشان با من به اینجا می رسید که می گفت تو آسان می گیری، چرا در معیارهای مکتبی سخت گیر نیستی؟!در حالی که من در معیارهای مکتبی بسی سخت گیرم. [18] ... من مکرر گفته ام دکتر شریعتی بیش از آن که اندیشمند باشد، شاعر است؛ روی قریحه حرف می زند، روی سلیقه حرف می زند و این بزرگ ترین انحراف و خطای اوست[19] ... به هر حال، این مسئله ای است که من از همان موقع با آن مخالف بودم، نه تنها نسبت به ایشان بلکه نسبت به خودم و نسبت به هر کسی دیگر، درباره اسلام با رأی سخن گفتن گناهی است بزرگ[20]... مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی حساسیت بی جا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟ این مسئله طرفینی است. [21] 
 
... اما گفتم که برداشت خودم را دباره مرحوم دکتر شریعتی بیان کنم. به دکتر شریعتی به سه دید ممکن است نگاه شود:
 
1- محقق جامع الشرايط و واجد حد نصاب همه شرايط لازم براي يك اسلام شناس محقق و صاحب نظر مجتهد كه صلاحيت های علمی موثر را آنچنان كه در حوزه ها معمول است به دست آورده و علاوه بر آن صلاحیت ها، صلاحیت های لازم دیگر را نیز كه محققان حوزه های فعلی معمولاً در حد نصاب از آن برخوردار نیستند كسب كرده و بر آنها افزوده و در نتیجه به نوآوری های محققانه ای توفیق یافته كه از اسلام، شناختی نو و زنده و پاسخگو به نیازهای عصر در عین حال تحقیقی و مستند به دست آورد.
 
این یك نوع دیدن مرحوم دكتر شریعتی است بنده چنین دیدی را به نسبت به ایشان ندارم و نه تنها ندارم بلكه با آشنایی قابل ملاحظه ای كه با خودش و كارهایش دارم این دید را بسیار مبالغه آمیز و نابجا میدانم و رد میكنم. [22] 
 
3-الف)كاوشگر و جستجوگری بی آرام كه اسلام را در حد كتاب هایی كه در دهه های اخیر درباره زمینه های گوناگون اسلام و شیعی نوشته شده و سخنرانی هایی كه در این زمینه ایراد شده می شناخته است ... با پیوند ریشه داری كه در دل و احساسش با اسلام و چهره برجسته اسلامی ، بخصوص پیامبران و ائمه سلام الله علیهم اجمعین و قهرمانانی كه شیعه نخستین را تشكیل می دادند داشته بار دیگر به بازشناسی اسلام پرداخته است ... بنده دكتر شریعتی را در این چهره می بینم و اضافه میكنم كه در این بازشناسی خامی های فراوان دارد و كار تحقیقی مستندش از كار قریحه ای و ذوقی اش بسیار كمتر است. من می دانم كه او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی كه می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد ضررها هم زده و یا می زند اما در كنار این ضرر زدنها سودها و جاذبه هایی برای عده زیادی از افراد دختر و پسر جوان به سوی اسلام و تشیع داشته و دارد آیا از این ضرر و سود كدام بیشتر است ؟ نمی دانم. این مسئله به آمارگیری احتیاج دارد در دایره آگاهی من كسانی كه به وسیله كتابها و سخنرانیهای شریعتی با اسلام آشناتر شده اند و به اسلام رو آورده اند فراوانند اما كسانی كه منحرف شده باشند و انحرافشان مستند به این نوشته ها باشد در دایره شناسایی من چندان نیست. ولی این شناسایی من است. ممكن است شناسایی آقای مصباح عكس این باشد. ممكن است شناسایی دوستان دیگر عكس این باشد. این یك جمع بندی وسیع تر است و نمی تواند در دایره شناسایی یك فرد مطرح شود. [23] 
 
... مكرر گفته ام و به خود ایشان هم گفتم كه دكتر اصولاً روشت خطاست، روشت نقص دارد، روشت را كامل كن. ولی موضعم این موضع است كه باید از مجموعه كار او بهره برداری كرد. [24] 
 
...[خطاب به طلبه های حاضر در جلسه:] اگر خودتان را به اندازه كافی صاحب نظر در مسائل مطرح شده در كتاب های دكتر شریعتی نمی دانید به آقایان هشدار میدهم نه فقط كتاب های او بلكه همه كتاب ها، كتاب های بسیاری از نویسندگان دیگر هم همین طور است كه باید در نقل مطالب آنها برای دیگران خوددار باشید شما حق ندارید همه مطالب دكتر شریعتی را برای همه مردم نقل كنید و خوراك فكری جوان های ما قرار بدهید چنین حقی ندارید چون خطا خیلی زیاد است شما حق ندارید. [25] 
 
 ... دونقددیگر هم بر دكتر بود كه [یکی] نقد بر همان شاعریت و روح حساس اوست یكی پرخاشگری های نابجا و یا بیش از حد به چهره ها در گفته ها و نوشته هایش و دیگری ستایشگری مفرط. انسان در بعضی از نوشته های او می بیند اباذری كه او توصیف میكند انگار یك قدم از محمد بالاتر است. این همانی است كه اول عرض كردم كه دكتر به نظر من بیش از آن كه اندیشمند باشد شاعر بود شاعری بود كه احساس ظریف و لطیف و وسیع و متلاطم با قریحه ای سرشار و ذكاوتی فراوان داشت. [26] 
 
مطلب اساسی جناب آقای مصباح در این گفتگو این است كه در این ایام خطری بزرگ اسلام و اصالت نهضت های اسلامی را تهدید میكند و این خطر عبارت است از تحریف تعالیم اسلام در شكل نوآوری و نوپردازی به منظور قابل قبول كردن اسلام برای كسانی كه دستخوش افكار مادی شده اند یا به منظورهای غرض آلوده دیگر. راجع به این مطلب اصلی باید بگویم كه اصل این خطر و مهم بودن و بزرگ بودن این خطر مورد تأیید كامل من هم هست با این تذكر كه این خطر مربوط به امسال و پارسال و چهار پنج سال و هفت هشت سال اخیر نیست. این خطر لااقل در سالهای زندگی من سابقه ای خیلی طولانی داشته است یعنی در عصر ما در این ایامی كه ما پشت سر گذاشتیم سابقه طولانی داشته است. شاهد آن كه خود من در سخنرانی ای كه پانزده سال قبل در جشن مبعث انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در امیرآباد ایراد كردم به طرح همین خطر پرداختم و در آنجا مخصوصاً با صراحت روی دو نوع تحریف و خطر بزرگ تكیه كردم یكی خطر ارتجاعیون و دیگری خطر نوپردازان. با همین تصریح. این سخنرانی در همان سال در سالنامه مكتب تشیع تحت عنوان «مبارزه با تحریف یكی از هدف های بعثت»، چاپ شد كه دوستان می توانند سالنامه آن سال را پیدا كنند. [27] 
 
... دكتر شریعتی از دید من یك محقق جامع الشرایط و جامع الاطراف در زمینه مسائل اسلامی كه دارای صلاحیت های فنی لازم برای اظهار نظر درباره مسائل اسلامی و فهم صحیح كتاب و سنت باشد نیست او آشنا به معارف زمان و زبان زمان هست ولی آشنایی اش با معارف اسلام در حد یك جستجوگری است كه خواسته به اسلام بازگردد با سرمایه ای غیر كافی از نظر معارف تحقیقی اسلامی از نظر صلاحیت های لازم برای یك نوآور اسلامی[28] ... در نوشته های او و سخنرانی های او و افکار او، حتی اشتباه فهمی های «کلی» وجود دارد[29].
 
.. از آنجا كه دكتر یك پویش و یك حركت بود ، طبیعی است كه در اندیشه ها و كارهایش موارد متعددی وجود داشته باشد كه از دیدگاه صاحب نظران اسلامی مردود بود یا حتی پایه های اصیلی نداشت به همین دلیل هم در موارد زیاد حساسیت هایی در برابر گفته ها و نوشته هایش به وجود می آمد البته نه از جانب كسانی كه نگرش سطحی نسبت به اسلام دارند بلكه از جانب صاحب نظران ژرف نگر اسلام. [30] 
 
... دكتر در بعضی از برداشت هایش از آیات قرآن و روایات شیوه ای را دنبال میكرد كه ما آن شیوه را شیوه اصحاب رأی میگوییم یعنی شیوه كسانی كه می كوشند تا یك عبارت را مطابق با اندیشه دلخواهشان معنی بكنند این شیوه شیوه پرآسیب و خطری است. در قسمتی از نوشته های دكتر كه سالها پیش مطالعه میكردم در حاشیه آنها از این یادداشتها به طور مكرر نوشته ام كه دكتر در اینجا یك اندیشه ای را دوست داشته دلش می خواسته كه این اندیشه اندیشه مستند اسلامی باشد بعد رفته و این آیات یا روایات را پیدا كرده و خواسته آنها را طوری معنا كند كه سند اسلامی اندیشه های دلخواه خودش باشد ما به طور كلی این شیوه را شیوه صحیحی نمی دانیم. [31] ... در مواردی متأسفانه سالها فاصله شده و نمونه هایش یادم نیست اما در آن كتاب یادداشت كرده ام به نظر می رسید كه دكتر این طور باشد در دیدارهای مأنوس كننده ای كه گه گاه با مرحوم دكتر شریعتی داشتیم این نكات را با صداقت و صراحت برادرانه با ایشان در میان گذاشتم و در ایشان هم مقاومتی ندیدیم برعكس آنچه در مورد او میگویند كه یك دنده بود و روی آرای خود پافشاری میكرد. یادم می آید كه یك بار مفصل با ایشان صحبت كردم و ایشان پذیرا بودند برادر عزیزمان آقای خامنه ای در مورد دیگری نقل كردند كه درباره موضوعی با دكتر بحث كردند و ایشان پذیرا بودند. [32] 
 
... بنابراین كسانی كه آثار دكتر را مطالعه می كنند لازم است به این نكته توجه داشته باشند كه دكتر در موارد متعدد روی ذوق و قریحه خودش به برداشتی می رسید كه آسیب و زیان همراه دارد. [33] 
 
... برحسب برخوردهایی كه داشتیم و تا حدی كه شنیده و یا نوشته هایش را خوانده ام دكتر همواره رو به اصالت اسلامی پیش می رفت یعنی هرچه جلو می رفت به اصالت اسلامی نزدیك تر می شد.» [34]
 
اختلاف نظر درباره دکتر در عین توافق اصولی درباره او!
 
همچنانکه دیدیم شهید بهشتی هم ایرادها و حتی ایرادهای اساسی دکتر را می پذیرفت و از آن بالاتر به طلبه های مخاطبش درباره انتقال دادن مطلق افکار دکتر به مردم هشدار جدی می داد، منتهی تفاوتش با آیت الله مصباح در این بود (و برخی بزرگان دیگر هم عینا مانند شهید بهشتی همین تفاوت را با حضرت علامه داشتند) که شهید بهشتی می گفت شریعتی در عین داشتن ایراد، اولا حسن نیت دارد و خطایش را می پذیرد، ثانیا نکات مثبت علمی و عینی (یعنی در مسیر نهضت) دارد و ثالثا اینکه در کل رو به اصلاح حرکت می کرده است.
 
اما حالا اگر کسی بنا به تجربه و برخورد شخصی اش با دکتر، مورد اول را قبول نداشت و در مورد دوم هم معتقد بود که ایرادات دکتر به حدی عمیق است که حتی منتهیِ به عقاید ضد اسلامی در کسانی می شود و در مسیر نهضت هم در عین انگیزانندگی، موجب سست شدن پایه های اسلامی اصیل آن می شود، آیا این شخص را باید تکفیر کنیم؟ یا آنکه بگوییم اختلافی علمی بین دو یا چند عالم جلیل القدر متقی بوده که للمصیب اجران و للمخطئ اجر واحد؟ و البته آیا در کنار اینها نمی توانیم با رجوع به آثار خود مرحوم شریعتی و خواندن استدلال های طرفین، به قضاوتی در این باب دست یابیم؟
 
برخی انحرافات اساسی آثار مرحوم دکتر شریعتی
 
در اینجا مجبوریم-در عین ناراحتی عمیق- برخی از آثار مرحوم دکتر شریعتی را نقل کنیم تا معلوم شود اگر کسی تفکرات ایشان را خطری عظیم برای نهضت می دانست، آیا تنها به این نگاه می کرد که دکتر ریشش را می تراشد و یا حتی به این نگاه می کرد که دکتر به بزرگان تشیع خدشه های جدی وارد می کند یا آنکه مسئله عمیق تر از اینها بود.
 
از جمله موارد مهمی که وجود داشت این بود که دکتر به عنوان یک دستگاه تحلیلی(دقت کنید، نه به عنوان یک تحلیل مصداقی صحیح یا غلط، بلکه به عنوان یک دستگاه تحلیلی که هر داده ای باید در آن تحلیل شود) مخاطبان را نسبت به اسلام شناسان اصیل بدبین می کرد. البته عده ای می گویند دکتر به نفع روحانیت هم حرف های فراوانی دارد و راست می گویند. اما مسئله اینجاست که دکتر خدشه را به عنوان یک دستگاه تحلیلی عرضه می کرد و نوع اسلام شناسی حوزویان (یعنی فقاهتی برخورد کردن) را زیر سؤال می برد و در مقابل، به تمجید موردی یا عملی از آنان می پرداخت. خال مهرویان سیاه و دانه ی فلفل، سیاه/ هر دو جانسوزند اما این کجا  و آن کجا؟
 
از دیگر موارد مهم اینکه دکتر در برخی مسائل حیاتی و اساسی دین اسلام، مانند توحید یا معاد نظراتی داشت که واقعا خیلی سخت است کسی بتواند آن ها را حمل به صحت یا توجیه کند یا دستکم انحرافی و خطرناک بودن آن را نادیده بگیرد. (بنده شخصا این تلاش را کردم، ولی نتوانستم!) در اینجا به چند نمونه درباره بحث آخرت اکتفا می کنیم: 
 
مرحوم دکتر شریعتی در نمایشنامه حر می نویسد: «عمر بن سعد و حر هر دو در یک پایگاه اجتماعی اند و با یک وابستگی سیاسی و حتی با یک گرایش روحی و تلقی فکری از مسئله، و راه را از کاخ یزید تا یک گامی قتل حسین با هم آمده اند و هر دو از جلاد شدن نیز کراهت دارند و پیش از آنکه جنگ در بیرون آغاز شود در درونشان بر پا شده است. جنگ خدا و طاغوت، تقوی و فجور، ایده و ماده، دنیا و آخرت...» سپس در پاورقی نوشته است: «در این زمینه ی انسانی است که این مفاهیم و این رابطه ها، تضادها و قضاوت ها معنی می شود و معنیِ درست. نه آنچنان که فیلسوفان و متکلمان و علمای الهی با زبان فلسفی و به عنوان واقعیات علمیِ عینی از آن سخن می گویند و در نتیجه عالی ترین ارزش های مترقی و سازنده ی انسانی به مجموعه ای از خیالات و خرافات بدل می شوند.» [35] 
 
مرحوم دکتر در کتاب «اسلام شناسی» اش نیز چنین آورده است: «در قرآن، این جهان و آن جهان، جهان مادی و جهان معنوی، جهان طبیعت و جهان مجردات وجود ندارد. «دنیا» و «آخرت» به این معنی که دیواری باشد، این طرفش که ما هستیم دنیا، آن طرف دیگر که آنها هستند آخرت، وجود ندارد. «دنیا »یک صفت است، صفت تفضیلی است. اسم جغرافیا و مکان نیست، اسم جایی نیست، بلکه «دنیا» یک صفت است به معنای پست ترین، و نزدیک ترین و کوچکترین و حقیرترین. و «آخرت» هم اسم مکان جغرافیایی خاصی نیست. «آخرت» آن چیزی است که ماوراء «دنیا» است. هرکسی که نزدیک بین، پست بین و خودبین باشد و همه مسائل را به صورت مسائل روزمره و دم غنیمتی، حریصانه و خودخواهانه تلقی کند بینشی دنیایی دارد و زندگیش «دنیا »است ولو «نماز» باشد. و کسی که «آخرت» و هدفی بزرگ تر از منافع شخصی و بالاتر از «من» و منافع و خودخواهی های مادی و معنویِ «من» را می بیند و این ها را فدای تحقق هدف های عالی تر و بالاتر می کند این «آخرت» است. و در یک توجیه دیگر اگر همه پدیده های عالم و همه چیز را از اقتصاد گرفته تا مسائل اجتماعی و حتی مسائل دینی و معنوی و انسانی، از دیگران و دیگرها به طرف خودم می کشم این «دنیا» است و اگر همه چیزها را از خودم به طرف دیگران تفسیر و احساس می کنم «آخرت» است ولو «نان» باشد.» [36] 
 
مرحوم دکتر شریعتی در همین کتاب اسلام شناسی در بحث از فلسفه اخلاق هم باز به این موضوع برگشته و چنین می آورد: «بحث دنیا و آخرت در مذهب ما، تعبیری است از بحث تصادم «سود» و «ارزش» در انسان شناسی جدید و اخلاق. امروز بر خلاف آنچه در ذهن عموم است، مکان جغرافیایی خاص و مشخص به نام «دنیا» و «آخرت» نیست. دنیا یک صفت است و آخرت، نوعی مرحله و بینش و تلقی و برداشت. یعنی این شیء واحد در نوعی ارتباط خاص با من پدیده ای دنیایی می شود و در رابطه ای عکس، پدیده ای آخرتی.» [37] 
 
دکتر شریعتی در کتاب کویر هم درباره همین موضوع چنین نوشته است: «مذهب تلاش انسانی است به «هست آلوده» تا خود را پاک سازد و از خاک به خدا بازگردد؛ طبیعت و حیات را که «دنیا» می بیند، «قداست» بخشد و «اخری» کند.» و در پاورقی در توضیح این مطلب نوشته است: «دنیا و اخری دو صفت است، نه اسم دو اقلیم جغرافیایی مشخص و همسایه. هرچه پست است و زشت و اندک و فاقد روح تعالی و معنا و آلوده ابتذال، دنیاست و آنچه خوب و جاوید و مملو از حقیقت و معنی و علو و جلال، اخری است.هرچه نزدیک است و دم دست و نازل و «سودمند» دنیا، و آنچه برتر و دورتر و متعالی و «ارزشمند»، اخری.» [38] 
 
این نمونه ها درباره موضوع آخرت بود. از این قبیل نوشته ها بعضا در آثار مرحوم شریعتی درباره موضوعات اساسی دیگر چون توحید یا شفاعت هم یافت می شد و همین باعث می شد برخی افراد بگویند دکتر ولو شخصا انسان مسلمان معتقدی باشد، در نوشته هایش چیزهایی هست که بداند یا نداند، بخواهد یا نخواهد، با مسائل اساسی اسلام مخالف است و وقتی این چیزها در ذهن مردم به عنوان اسلام شناسی جا افتاد، بیرون کردن آن دیگر کار یک روز و دو روز نیست و اگر کسی با این چیزها جذب اسلام شده باشد، بعید نیست وقتی با اسلام اصیل مواجه می شود بگوید این اسلام ارزانی خودتان!
 
دلیل اینکه شهید بهشتی این برخورد را می کرد چه بود؟/دو نمونه از این قبیل برخوردهای شهید بهشتی
 
در اینجا ممکن است این سؤال پیش بیاید که با وجود این مسائل، چطور شهید بهشتی باز هم از نقاط مثبت دکتر سخن می گفت؟
 
جوابی که به ذهن این کمترین می رسد این است که اولا شهید بهشتی (و برخی بزرگان دیگر) همانطور که گفتیم واقف به این قبیل مسائل در آثار دکتر بودند و صریحا از آن یاد می کردند منتهی با توجه به حسن ظنی که به شخص دکتر داشتند، این مسائل را قابل اصلاح می دانستند و ثانیا در برخی موارد معتقد بودند برداشت دیگران از این حرف درست نیست و بعید است دکتر منظورش فلان چیز انحرافی بوده باشد و ثالثا باید بالاخره این نکته را فراموش نکرد، که خداوند بعضی افراد را در آینده نگری و دقت و یا دستکم در حساسیت بر روی برخی مرزهای ایدئولوژیک بر برخی دیگر برتری داده و این از حکمت بالغه پروردگار ناشی شده و ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء.
 
درباره شخص شهید بهشتی، و اینکه بعضا حمل به صحت کردنهایش(که برخاسته از روح بلند و عاطفه ی عمیق و ذهن لطیف و البته جوّال حضرتش بود) در برخی موارد دیگر جز موضوع شریعتی هم نمود داشت، کما اینکه در کلام مبارک خود ایشان دیدیم که اعتراض شهید بهشتی در این باب را نقل فرموده بودند. 
 
در اینجا فقط برای روشن شدن بحث (و البته با ابراز ناراحتی عمیق نسبت به کسانی که ما را مجبور به ورود به این حوزه های شدیدا ناخوشایند کردند) مجبوریم دو نمونه (یکی فکری و یکی سیاسی) از این قبیل نمونه ها را از شهید عزیز آیت الله بهشتی نقل کنیم:
 
مورد اول بر می گرد به کتاب «توحید» نوشته روحانی مشهدی جوانی با نام آشوری. انحرافات عجیب و غریب بنیانی این کتاب را بسیاری علما تذکر داده اند و نویسنده ی بد عاقبتش هم نهایتا به اتهام ارتداد اعدام شد. حضرت علامه مصباح یزدی در جایی به مناسبت بحثی، اشاره ای هم به این کتاب کرده و درباره آن گفته اند: «[آشوری] حتی در كتاب «توحید» نوشت: "ماتریالیسم فلسفی اشكالی ندارد، مخصوصاً آنجا كه زایا باشد! آن چیزی كه ما با آن مخالفیم، ماتریالیسم اخلاقی است، یعنی اینكه عده‌ای دنبال پول باشند، والا ماتریالیسم فلسفی كه می‌گوید خدائی نیست، اشكالی ندارد!" و همین‌ها را بر اساس قرآن تفسیر می‌كرد كه می‌توانید حساب كنید چه چیزی از كار در می‌آید. 
 
 این خطر را امثال آقای مطهری درك می‌كردند. ایشان می‌دانست كه این درخت از ریشه فاسد است. تشخیص اینكه فساد مربوط به ریشه است یا برگ یا شاخه، كار امثال آقای مطهری است. ایشان در این زمینه كاملا تنها ماندند و حتی دوستان نزدیكشان هم ایشان را ملامت می‌كردند که "چرا این قدر حساسیت به خرج می‌‌دهید؟ یک نفر بوده یک اشتباهی کرده. اشتباه در عالم زیاد است!"» [39] 
 
ایشان در جایی دیگر هم درباره آشوری و کتابش فرموده اند: «[آشوری] الله، در لااله‌الا الله را به ایده‌آل اخلاقی معنا کرده بود، گفته بود: "آدمیزاد به ایده‌آل اخلاقی احتیاج دارد. این الله که ما می‌گوییم و می‌پرستیم به معنای ایده‌آل اخلاقی است. چیزی را تصور می‌کنیم که همه خوبی‌ها را دارد، می‌گوییم خدا یعنی این." این مطلب را پیش از انقلاب یک روحانی در کتابی به نام توحید نوشته بود. چون اسم کتابش توحید بود، بعضی از طلبه‌ها قربة‌الی‌‌الله می‌خريدند و پخش می‌کردند!» [40] 
 
در همین راستا، مرحوم حجت الاسلام علی دوانی خاطره ای مهم نقل کرده اند. ایشان در کتاب «خاطرات من از استاد شهید مطهری» اینچنین نوشته اند: «در سال 1357 قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام واقع در خیابان رباط کریم شب ها منبر می رفتم. شبی ضمن گفتگو با مرحوم سید عبدالمجید ایروانی، امام جماعت آنجا گفتم: فردا با عده ای از آقایان از جمله آقای فلسفی، مطهری، بهشتی ، مهدوی کنی، محی الدین انواری و مفتح در خانه آقای امامی کاشانی که تازه خریده به ناهار دعوت هستیم. آقای ایروانی گفت: خوب شد، این کتاب توحید نوشته "شیخ آشوری" را دیده اید ؟! گفتم : نه ! گفت : شنیده اید این روزها سر و صدای زیادی راه انداخته ؟! گفتم : آری. گفت : جوان ها راجع به این کتاب از من سوال می کنند، نمی دانم چه جوابی به آنها بدهم. من آن را به شما می دهم، در آن مجلس به آقایان نشان دهید، ببینید درباره آن چه نظری دارند، فردا شب به من بگویید که همان را در جواب جوان ها بگویم.
 
کتاب را که در قطع جیبی بود و طرح روی جلد آن منظره خاصی را نشان می داد به خانه آوردم و ساعتی را به مطالعه آن مشغول شدم. دیدم بعد از کتاب "شهید جاوید" سروصدادار خواهد بود و پاسخ دادن به آن هم در آن جو پرهیجان آسان نیست یعنی طوری نوشته است که آدم معطل می ماند در آن جو حاکم، چه جوابی به جوان های داغ و احساساتی که جذب گروه های مختلف هم شده بودند، بدهد که بدتر نشود! مبادا جوان ها بر سر لج بیفتند و کار به درازا بکشد.
 
فردای آن روز موقع ظهر قبل از صرف ناهار، کتاب را به آقایان نشان دادم و گفتم: آقای ایروانی از شما آقایان خواسته است درباره این کتاب جوابی بدهید که او همان را در پاسخ جوان ها به آنها بگوید و استناد به شما آقایان بکند.
 
شهید مطهری گفت: "کتاب مزخرفی است، من آن را دیده ام. این شیخ را می شناسم، شیخ جسور و روداری است، مشهدی است. چند وقت پیش هم در مسجد قبا بعد از نماز آقای مفتح منبر می رفت. مثل اینکه دستی او را می گرداند و جسورتر می کند." .... شهید بهشتی گفت: :ولی من خوانده ام و کتاب خوبی است." شهید مطهری با عصبانیت گفت: "کتاب خوبی است ؟!" شهید بهشتی با تبسم آهسته و بی تفاوت گفت: "بله!" و هر دو ساکت شدند ... بعدها شنیدم که گروه فرقان و جمعیت آرمان مستضعفین وابسته به همین شیخ آشوری و شیخ گودرزی بوده اند و اساس کار آنها نیز همان کتاب توحید آشوری و جزوه هایی از نوشته ها و درس های گودرزی بر اساس آثار دکتر شریعتی است.» [41] 
 
مورد دوم درباره سازمان مجاهدین خلق است. درباره این گروه، بسیار گفته و نوشته اند و شاید نیاز به توضیح درباره آنها نباشد، اما همینقدر باید گفت که بسیاری از مبارزین و علما به آنها دید مثبت داشتند و حتی برخی ها با دید «عاشقانه» به آنها نگاه می کردند. در این بین، برخی مبارزین که شخصا و از نزدیک و در کوران مبارزه با اندیشه ها و عملکرد این سازمان آشنا شده بودند، برخورد منفتحانه ی برخی مسولین با آنها در ابتدای انقلاب را نمی توانستند بپیذیرند. به این خاطره از دکتر جواد منصوری دقت کنید: «نیمه های دی ماه سال 57 بود که با شهید بهشتی چند مسئله مهم را مطرح کردم ... به ایشان [شهید بهشتی] گفتم که از سال 50  با مطالعه جزوات آن ها [مجاهدین خلق]، نظریاتشان را رد کردم و زمانی هم که [گروه مبارز] حزب الله با سازمان مجاهدین خلق ادغام شد وارد آن سازمان نشدم و لذا به جرم عضویت در حزب الله دستگیر و محاکمه شدم. مصطفی جوان خوشدل از دوستان قدیمی من، خیلی اصرار کرد تا به سازمان مجاهدین بپیوندم و محمد مفیدی هم با خود من در شورای مرکزی حزب الله فعالیت می کرد ولی برای من محرز بود که این جریان، جریان ناسالمی است.
 
ایشان گفتند شرایط عوض شده و آنها طبعاً نمی توانند حرف های قبل را بزنند و به اعمال خود ادامه بدهند و از سوی دیگر جو جامعه برای منزوی کردن آن ها و افشای ماهیتشان مساعد نیست و بهتر است که من شتاب به خرج ندهم. یادم هست که پس از اصرار و پافشاری بر لزوم مقابله با منافقین به شهید بهشتی گفتم که اگر به من بگویند که مسعود رجوی پرورشگاه و یا مهدکودکی با سیصد بچه به آتش کشیده است، باور می کنم برای اینکه او به هیچ چیز جز به قدرت رسیدن [فکر نمی کند] و به چیزی اعتقاد ندارد و بنابراین ما باید از طرف این جریان بسیار احساس خطر کنیم و گول ظواهر و گفته هایشان را نخوریم. ایشان وقتی حرارت و تندی مرا در مخالفت با مجاهدین خلق دیدند، فرمودند: "شما در زندان با هم اصطکاک داشتید و از یکدیگر ناراحت بودید و حالا معلوم نیست آنها این قدر هم که فکر می کنید، بد باشند." 
 
من عرض کردم: برای من محرز است که این ها بسیار خطرناک اند، به ویژه از روی قرائنی فکر می کنم با سازمان ها ی جاسوسی خارجی هم مرتبط هستند و ممکن است در داخل کشور، مجری اهداف آنها باشند. 
 
در هر حال شهید بهشتی حرف مرا قبول نکردند و گفت و گوی ما در این زمینه تمام شد. ... [چندی بعد از پیروزی انقلاب] شهید بهشتی به صراحت چیزی نمی گفتند، ولی برایشان مشخص شده بود که درباره برخی از افراد و یا گروه ها اشتباه کرده اند.» [42] 
 
همه آنچه تا اینجا گفتیم، گرچه بنا را بر اختصار گذاشتیم و کار به تفصیل و تطویل کشید، مربوط به کلیات بحث بود. البته ای بسا مقدمه های طولانی، که کار فهمیدن ذی المقدمه را خیلی راحت تر می کند. حالا باید برسیم به موضوع موضع حضرت علامه مصباح یزدی درباره مرحوم دکتر شریعتی (به نحو عام) و بررسی تضاد یا عدم تضاد این موضع با موضع امام (به نحو خاص).
 
ادامه مقاله در قسمت سوم
 
پی نوشت ها: 
16- خاطرات علی جنتی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحه 74.
17- دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن، آیت الله شهید بهشتی، انتشارات بقعه، چاپ سوم، صفحه 23.
18- همان، صفحه 30.
19- همان، صفحه 54.
20- همان، صفحه54 .
21- همان، صفحه 60.
22- همان، صفحه 62.
23- همان، صفحات 63 و 64.
24- همان، صفحه 64.
25- همان، صفحه 65.
26- همان، صفحه 67.
27- همان، صفحات 71 و 72.
28- همان، صفحه 82.
29- همان، صفحه 82.
30- همان، صفحه 93.
31- همان، صفحات 96 و 97.
32- همان، صفحه 97.
33- همان، صفحه 98.
34- همان، صفحه 106.
35-مجموعه آثار دکتر شریعتی، جلد 2، «خودسازی انقلابی»، صفحه 234. به نقل از گفتمان مصباح، صفحه 234.
36- اسلام شناسی، جلد 1، صفحه 107، به نقل از گفتمان مصباح، صفحه 234.
37- اسلام شناسی، جلد 1، صفحه 239، به نقل از گفتمان مصباح، صفحه 235.
38- کویر، صفحه 309. به نقل از گفتمان مصباح، صفحه 235.
39- کتاب ماه فرهنگی تاریخی یادآور؛ سال سوم؛ شماره 6،7 و 8؛ تابستان، پاییز و زمستان 1388 و بهار 1389؛ صفحه 18.
40- به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی، به آدرس: http://mesbahyazdi.ir/node/3325
41- خاطرات من از استاد شهید مطهری، نوشته حجت الاسلام علی دوانی، انتشارات صدرا، صفحات 83 تا 90.
42- ماهنامه شاهد یاران، شماره 8، صفحات 50 و 51.

بررسی تفصیلی ماجرای آیت الله مصباح و دکتر شریعتی/1

شهید مطهری در اوج انقلاب چگونه از شريعتي انتقاد کرد/ اسلام‌شناسان بزرگ در آثار دکتر چه می‌دیدند؟

 گروه تاریخ رجانیوز-وحید خضاب: ماجرای این نوشته، خیلی خلاصه، به آنجا بر می گردد که چندی پیش یک سایت طرفدار جریان نفوذي، در نوشته ای مشمئزکننده و سراسر توهین راجع به علامه مصباح یزدی (حفظه الله) فحاشی های عجیب و غریبی کرده بود. بعد از شروع موج محکومیت ها از طرف دوستداران اسلام و انقلاب، آقای دکتر عبدالرضا داوری در جایی بحثی کرده بود و به نوعی اصل ایراد به حضرت علامه را وارد دانسته و تنها به لحن آن فحش نامه ایراد گرفته بود. در طرف دیگر هم کسی احساس تکلیف کرده و ضمن رجوع به سوابق نوشتاری آقای دکتر داوری در برخی نشریات از دوره اصلاحات به بعد، نشان داده بود ایشان که زمانی خود خنجر دهن دریدگان مثلا اصلاح طلب را درباره حضرت علامه تیز می کرده، بعد از مدتی در بحث با همان ها خود را طرفدار علامه نشان داده و حالا هم مجددا به حکم کل شیء یرجع الی اصله، به دوره تیز کردن خنجر فحاشان برگشته و معلوم نیست این سیکل معیوب را تا کی ادامه خواهد داد. آقای دکتر عبدالرضا داوری هم در جوابیه ای خطاب به سایت رجانیوز، به آن مطلب پاسخ گفته بود و ضمنا به تفصیل، دلایل انتقاد خود به حضرت علامه را هم شرح داده بود. بنا به دلایی که مسئولین خود سایت باید پاسخگو باشند، متن کامل جوابیه آقای داوری درج نشد و تنها بخش نخست آن که مربوط به خودش بود انتشار یافت. اما سخن بنده در این نوشته، با بخش دوم آن جوابیه است. آقای داوری در آن بخش، چند موضوع را طرح کرده بودند، یکی راجع به مقابله حضرت علامه با مشی حضرت امام در موضوع دکتر شریعتی، دیگری راجع به مقابله حضرت علامه با مشی حضرت آقا در موضوع مردمسالاری دینی، و سوم راجع به مقابله حضرت علامه با مشی حضرت آقا درباره جریان انحرافی یا به قول آقای داوری دولت دهم. آقای داوری در این جوابیه در یک کلام خواسته بگوید حضرت علامه، در تمام طول حیات سیاسی اش، به دلیل نداشتن بصیرت، همواره در حال ریختن آب به آسیاب دشمنانی بوده که می خواسته اند با پولاریزه کردن فضای جامعه و ایجاد دوقطبی های دروغین، مردم و مسئولین را از پرداختن به هدف اصلی بازدارند و بدین شکل توان امت را تحلیل ببرند.

اینکه کسی به حضرت علامه مصباح یزدی چنین انتقادی داشته باشد، کفر نیست. اگر کسی به نظرات علمی یا روش عملی ایشان هم نقد داشته باشد ایراد ندارید. اگر هم این انتقادات را مطرح کند نه تنها بد نیست بلکه بیش از هر کس یقینا از طرف خود ایشان با استقبال مواجه خواهد شد. پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که کسی بیاید و برای تبرئه ی یک جریان منحط و انحرافی فکری، به جای پاسخ گویی به حرفهای حضرت علامه بنا را بر کوبیدن شخص ایشان بگذارد. حتی –بین خودمان باشد!- تا اینجای کار را هم شاید بشود به نوعی اصطلاحا زیرسبیلی در کرد، اما اشکال اصلی آنجاست که برای کوبیدن حضرت علامه، بی دریغ، تیغ به روی تاریخ انقلاب بکشیم و با تحریف تاریخ انقلاب سعی کنیم گناه نکره را به گردن کسی بیندازیم و قبل از اینکه طرف فرصت سر جنباندن داشته باشد، گردنش را به همین جرم نکرده، با شانتاژ رسانه ای بزنیم.
 
اتهام جدید آیت الله مصباح چیست؟!
 
قبل از شروع به جواب باید صریحا عرض کنم، این نوشته نه جوابیه رجانیوز است، نه جوابیه حضرت علامه، نه حتی جوابیه طرفداران ایشان. بلکه فقط و تنها فقط نوشته دانشجوی کوچکی است که حق حیات معنوی حضرت علامه را بر خود به عین الیقین، عیان می بیند و سایت رجانیوز هم بر او منت نهاده و انتشار این نوشته را پذیرفته است. فلذا هر تحلیل جریانی یا فازی درباره این نوشته جملتاً و تفصیلاً منتفی است و مسئولیت آن تنها و تنها بر عهده این کمترین است.
 
آقای داوری در جوابیه خود فرموده اند: «یکی از مهمترین دامهایی که همواره در مقابل انقلابها و نهضتهای توحیدی قرار دارد، دوگانه انگاری ها و دوقطبی سازی های کاذبی است که با طراحی پیچیده به سوژه سازی های فرعی و شکاف افکنی های کاذب در بدنه اجتماعی می پردازند تا موضوع اصلی انقلاب و نهضت را از دستور کار خارج سازند. چند نمونه عینی و تاریخی از این دو قطبی سازی کاذب را می توان چنین فهرست کرد:
 
 ... 5- -پردازش پروژه شریعتی ستیزی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با هدف رو در رو قرار دادن انقلابیون مسلمان 
... اگر از یک سو مشی امام خمینی(رحمة الله علیه) را در موضوع اولویت نداشتن مقابله با بهاییت در سالهای پیش از انقلاب و ضرورت پرهیز از «شریعتی ستیزی» در نظر بگیریم ... در می یابیم که یکی از مهمترین کارکردهای رهبری انقلاب اسلامی ایران در پنجاه سال اخیر(چه در دوره رهبری اول و چه در دوره رهبری دوم) ، ممانعت از حرکت جامعه در مسیر تضادهای کاذب و بزرگنمایی این قبیل شکافهاست و این کمترین معتقد است که  راهبرد ولایی پرهیز از دوقطبی سازی های کاذب، در برخی مقاطع تاریخی کمتر مورد توجه حضرت آیت الله مصباح یزدی قرار داشته است و انتقاد دیروز و امروز اینجانب به ایشان نیز در همین تحلیل ریشه دارد. 
 
... حضرت آیت الله مصباح یزدی در اوج گیری مبارزات علیه رژیم پهلوی ، مقابله با اندیشه های دکتر علی شریعتی را در دستور کار خود قرار می دهد و «شریعتی ستیزی» ایشان به ایجاد درگیری و دوقطبی هواداران و مخالفان شریعتی در مدرسه حقانی (محل تدریس ایشان) منجر می شود. 
 
... علاوه بر انتقادات حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) از پروژه «شریعتی ستیزی» حضرت آیت الله مصباح یزدی و یارانشان ، حضرت آیت الله خامنه ای نیز پروژه «شریعتی ستیزی» در سالهای پیش از انقلاب را «بی ثمر و زیان بخش» توصیف می کنند.»
 
موضوع دکتر شریعتی اولویت دهم ما هم نیست
 
واقعا داستان به همین شکلی بوده که آقای داوری روایت می کند؟ خوب است این نکته را هم تذکر بدهم که بنده شخصا مطرح شدن موضوع دکتر شریعتی در حال حاضر را قطعا اولویت اول و دوم و حتی دهم جامعه فرهنگی و تاریخی کشور نمی دانم، و پرداختن به نقاط مثبت و منفی آن مرحوم یا نقد تفکرات او را خالی از برخی از آسیب های اجتناب ناپذیر حاشیه ای نمی دانم، اما چه می شود کرد که وقتی کسانی برای به کرسی نشاندن گزاره مسموم «تقابل حضرت علامه با ولی فقیه» بی باکانه دست به تحریف تاریخ می زنند، چاره ای نمی ماند که ما هم وارد موضوع شویم و چون نمی شود این قبیل موضوعات را با مجمل گویی و سربسته گذاشتن، تبیین کرد، ناچاریم-به عنوان اکل میته- وارد این بحث بشویم و سعی می کنیم که از رنجاندن خاطر طرفداران آن مرحوم و دیگر بزرگانی که نام مبارکشان در این نوشته خواهد آمد، پرهیز کنیم ولی در هر حال، بحث بحثی علمی است و ان شاء الله که حب و بغض شخصی در کار نخواهد بود، که اگر بنا به قضاوت بر اساس حب و بغض باشد، من برخی از کسانی که در این نوشته نقد خواهند شد را بیش از حد دوست دارم و سالها تمثال مبارکشان زینب بخش اتاقم بوده است در حالیکه فی المثل تا به حال توفیق نداشته ام عکسی از حضرت علامه در اتاقم داشته باشم. ای کاش آقای داوری ما را مجبور نمی کرد به نبش قبر برخی مسائل که اولویت امروز ما نیست مجبور شویم.
 
فضای ایران و جهان در آستانه مطرح شدن مرحوم دکتر شریعتی
 
برای توضیح بحث باید کمی از فضای آن روزگاربنویسیم. در آن روزها حکومت پهلوی، دیکتاتوری را به عریان ترین شکلش در کشور عزیز ما عملی می کرد. نه فقط اندیشه های سیاسی ضد حکومتی مورد هجوم بود، که از آن بدتر اصل و اساس زندگی انسانی یعنی دین هم در حکومت پهلوی مورد هجمه قرار داشت. در کنار این فضای داخلی، فضای جهانی ای غالب بود که دو وجه فکری و سیاسی روشن داشت: وجه غالب سیاسی اش حرکت های استکباری آمریکا در چهار گوشه جهان و ظلم بی پرده اش در حق مظلومین کره خاکی بود: از کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی بگیرید تا کشتارهای کره و کارهای باورنکردنی در ویتنام و کامبوج و آزمایش داروی سرطان بر روی مردم عادی آمریکای لاتین. کمترین شرارت عریان آمریکا در آن روز حمایت شش دانگ از حکومت های فوق استبدادی از شرق آسیا تا خاورمیانه و از شمال آفریقا تا قاره آمریکا بود. در کنار این، وجه فرهنگی غالب کسانی که بنای رها شدن از بند داشتند را یک جهان بینی خاص تشکیل می داد: ماتریالیسم دیالکتیک. و ایدئولوژی انقلابی برخاسته از آن هم مأمن حداکثر مطلق روشنفکران و مبارزین تمام جهان بود: مارکسیسم-لنینیسم. 
 
شرح و بسط این جهان بینی و ایدئولوژی خارج از چارچوب این بحث است اما همین قدر باید گفت که در آن ظلم بی پرده آمریکا، یک ایدئولوژی انقلابی پیدا شده بود که رسما ساز مخالفت با آمریکا را کوک می کرد و طبیعی بود که وقتی به آن رنگ علمی بودن و استدلال های پر طول تفصیل هم زده می شد؛ بسیاری را خوش می آمد. حالا انتطار دارید در کشور ما، وضعیت به گونه ای دیگر بوده باشد؟ خیر. در کشور ما هم این ایدئولوژی حرف اول را در بین بسیاری از مبارزین می زد و چون صریحا از آن به عنان «علم مبارزه» یاد می شد، هر کسی توان مقابله با آن را نداشت، طرفه آنکه کسانی در اینجا و آنجای ای کره وسیع ما توانسته بودند با تکیه بر این ایدئولوژی پیروزی های بعضا باورنکردمی هم کسب کنند و بعضی هم با تکیه به آن، ظاهرا در مسیر پیروزی بودند، دیگر ویتنام و کوبا و کره شمالی و چین مثال های کلاسیک این موضوع به حساب می آیند. معلوم بود که جوان های ما هم یا رسما به این ایدئولوژی وابسته می شدند یا با نوعی احترام نزدیک به ایمان به آن می نگریستند.
 
 اما در کشور ما یک موضوع دیگر به عنوان فصل ممیزه با بقیه نقاط جهان وجود داشت: دین. دین گفتیم، اما چه طور؟ دین از سه وجه: 
اول اینکه در کشور عزیز ما دین نه تنها به قول مارکسیستها «افیون توده ها» نشده بود، بلکه موجب بزرگترین تحرک توده ای تا آن هنگام یعنی فعالیت های ضد لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و بعد هم ماجرای عظیم 15 خرداد شده بود.
وجه دوم، آن بود که عالمان دینی روشنفکر ما توانسته بودند با تکیه برمیراث عظیم فکری فلسفی تشیع، به خوبی در مقابل حرفهای فلسفی مارکسیست ها به طرح نظر و مقابله بپردازند و وجه سوم هم اینکه مردم ما ذاتا دینی بودند، یادمان نرود حتی عرق خورها هم در ماه محرم دهانشان را در این کشور آب می کشیدند و می کشند! به قول ظریفی، در این کشور، کافرهایش هم به نوعی مسلمانند و خودشان خبر ندارند، حالا مسلمان ها که دیگر جای خود دارند. 
 
نتیجه منطقی این کلیتی که در بالا گفتیم این می شد که در کشور ما برخی اندیشه های ضد دینی یا اندیشه هایی که دستکم با دین اصطکاک داشت، خیلی وقت ها به شکل حقیقی اش عرضه نمی شد و کسانی به عمد یا به سهو لباس اسلام بر تن حرف های کفرآمیز می پوشاندند و از اینجا بود که پدیده ای مهم شکل می گرفت: التقاط. 
 
التقاط گرچه به اصطلاح سنتز اسلام و کفر بود و همیشه این کفر، کفر مارکسیستی نبود و حرفهای ضد اسلامی کاپیتالیسم و لیبرالیسم هم نوعی از کفر را تشکیل می داد، ولی بنا به فضا کلی چپ زده جهان و همینطور کشور ما، سکه رایج التقاط در آن روز به نام التقاط مارکسیستی خورده بود.
 
حالا به اینها اضافه کنید که در کشور ما مبارزه با شاه هر روز اوج می گرفت و عارف و عامی و خرد و کلان و پیر و جوان هم در دریای مبارزه به نوعی سهیم بودند-حالا یکی بیشتر یکی کمتر-و همّ اصلی همه، زدن شاه و حکومت طاغوت بود. در این بین اگر کسی پیدا می شد و حرفهایی بسیار زیبا –نترس و بگو از زیبایی در حد سحر- می زد و از قرآن و نهج البلاغه برایت می خواند و از ابوذر و حسین می گفت و اندیشه های سیاسی و جامعه شناسی روز را هم به خوبی برایت تحلیل می کرد و نتیجه همه اش هم از طرفی موجب جذب نشدن جوانان به مارکسیسم می شد و هم از طرفی ضد شاه بود، خب مگر می توانستی نپذیری؟ اصلا چه دلیلی داشت نپذیری؟ اسلامی نبود، که بود؛ علمی نبود، که بود؛ موجب جذب جوانان به اسلام و نرفتن به سمت مارکسیسم نمی شد، که می شد؛ ضد شاه نبود، که بود. خب پس اگر با آنها مقابله می کردی لابد ایراد داشتی دیگر!
آری، اینچنین بود برادر که ماجرای دکتر شریعتی شکل گرفت. 
 
کسانی که ایرادهای دکتر را می دیدند چند دسته بودند؟
 
دکتر شریعتی کسی است که اگر فقط یک سخنرانی-بی اغراق فقط یک سخنرانی- او را گوش داده باشی نمی توانی انگشت عجب از اینهمه توانایی فوق نابغگی او در سخنوری به دندان حیرت نگیری. این خود به تنهایی کافی بود تا عده زیادی، اصلا به عمق کلام آن مرحوم دقت کافی نکنند. عده ای هم که دقت می کردند چند دسته می شدند: بعضی فقط ایرادهای جزئی را می دیدند، مثلا اینکه ایشان چرا ریشش را می تراشد یا اینکه چرا فلان مطلب را از فلان کتاب که مورد پذیرش ما نیست نقل می کند. عده ای دیگر ایرادهای بزرگتری در او می دیدند ولی می گفتند «گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند؛ کیست که اشکال نداشته باشد؟ او در حال رشد است، به جای پرخاش، ایراداتش را تذکر دهید، خواهد پذیرفت». و دسته آخری هم بودند که عجیب، غریب بودند. غربتی باورنکردنی. اینها می گفتند «ایراد حرفهای دکتر جزئی نیست. او یک مشی فکری تحویل خواننده و شنونده می دهد که آن مشی کلی رو به ضدیت با اسلام دارد ولو اینکه خودش از اسلام می گوید و به اسلام جداً معتقد است. می گفتند دکتر فاتحه تفقه در دین را در عمق نوشته هایش می خواند، تفسیر به رأی را با پوشش نوشته های شگفت انگیر ادبی می پوشاند و از این قبیل، بعضی حرفهایش انحرافی است و بعضی مقدمه انحراف.»
بگذریم که دسته ای هم بودند که بنا به انگیزه های مختلف، فحش دادن به دکتر و تهمتهای «مسلمان نشنود کافر نبیند» حواله دکتر می کردند.
 
حالا البته در بین همه اینها هم درباره حسن نیت داشتن یا نداشتن آن مرحوم اختلاف بود که امری بود شخصی و کسی که از نظر فکری ایراد صحیحی به دکتر می گرفت، نمی توانیم قسم حضرت عباس بخوریم که حتما درباره نیت او هم صحیح می گفت، والله اعلم.
 
اهمیت ماجرا در اینجاست که برخی بزرگان دسته سوم این را ملاحظه می کردند که نوشته های دکتر شریعتی به دلیل ماهیت ضد طاغوتی داشتن و اسلامی بودن و جذاب بودند، نَقل و نُقل محافل است و به قول سعدی حدیثش را همچون شکر می‌خورند و رقعه منشآتش را چون کاغذ زر می‌برند و اگرچه این نوشته ها در جذب مردم به انقلاب بسیار مؤثر است، اما این جذب شده ها آیا واقعا به خط امام جذب می شوند؟ اگر منشاء پیوستن کسی به انقلاب، اسلام اصیل نباشد، آن وقت در بزنگاه ها برای اسلام اصیل جانبازی خواهد کرد یا همانطور که از آن سرمنشأ سیراب شده، اسلام اصیل را به  انواع اتهامات خواهد نواخت که محترمانه ترینیش اسلام ارتجاعی است؟
 
در همین راستا، و پیش از ادامه بحث، بد نیست بدانیم منتقدین منصف دکتر-چه در دسته دوم و چه در دسته سوم- چه کسانی بودند و چه می گفتند، نقل چند نمونه شاید راهگشا باشد:
 
نظر علامه طباطبایی راجع به دکتر شریعتی
یکی از این اشخصاص مرحوم علامه طباطبایی بود که به وزانت فکری و صلابت تحقیقی موصوف و معروف بود. ایشان در جواب برخی افراد که از ایشان راجع به نوشته های مرحوم دکتر سؤل کرده بودند اینچنین نگاشته بودند: این‎جانب نوشته‎های دکتر شریعتی را هرگز تصدیق نکرده و چنین سخنی به احدی نگفته‎ام و نوع مطالب ایشان [یعنی اغلب مطالب ایشان] اشتباه و طبق مدارک دینی اسلامی، غیرقابل‎قبول می‎باشد.» [1] هم ایشان در جای دیگری مرقوم فرموده اند: «ما با دکتر شریعتی عداوت ذاتی نداریم. مسئله این است که در لابه لای تألیفاتشان مطالبی دیده می شود که با موازین اسلام قابل توجیه نیست.» [2] 
 
و یا در جایی دیگر نوشته اند: «نظر اینجانب تنها به اشتباه بودن مطالبی است مربوط به معارف و مقاصد اسلامی که در کتاب های ایشان [دکتر شریعتی] به چشم می خورد و به چیز دیگری نظر ندارم. نظر من معطوف سخن است نه به صاحب سخن و هرگز راضی نیستم با استناد به سخن و نوشته ی من به کسی بدگویی و اهانتی بشود.» [3]
 
نظر آیت الله شهید قاضی درباره دکتر شریعتی
 
از دیگر مخالفان صریح دکتر شریعتی، آیت الله شهید سید محمد علی قاضی طباطبایی بود، یعنی همان کسی که ذکر عظمت علمی و عرفانی و گستردگی مبارزات طولانی و مستمرش شهره آفاق است و از علامه طباطبایی درباره ایشان نقل شده که : «پسر عمو [شهید قاضی] خیلی فاضل است ... و اهل مکاشفات و کرامات است.» ایشان کسی است که در اسناد ساواک از ایشان با نام «خمینی آذربایجان» نام برده شده [4] و حضرت امام خمینی هم در پیامی که بعد از شهادت ایشان صادر فرمدند، ایشان را «عالم مجاهد»و «شهید سعید» خواندند. [5] از همین رو کسی نمی تواند مدعی شود که حضرت امام از ایشان راضی نبوده اند و ایشان هم در راستای اهداف ساواک به دو قطبی سازی کاذب مشغول بوده است!
 
آقای اصغر فردی که سالها توفیق  همراهی با شهید قاضی را داشته نقل می کند: «کتاب "فاطمه فاطمه استِ" شریعتی را از بس خوانده بودم، حفظ شده بودم. یک روز جلوی آقای قاضی بخشی را خواندم و پرسیدم: اینها را شنیده اید؟
گفت: بله، از کتاب "فاطمه فاطمه استِ" شریعتی است. به همین دلیل می گویم فریبنده است. اسلام شناسی اش را بخوان، بویی از اسلام نبرده است.» [6]  
البته این یک مورد از انتقادات شهید قاضی به آثار دکتر شریعتی بود که به همین اکتفا می کنیم.
 
نظرات شهید مطهری درباره دکتر شریعتی
به نوعی در رأس کسانی که با دکتر شریعتی مقابله فکری می کردند، آیت الله شهید مطهری قرار داشت. شهید مطهری علاوه بر مسئله فکری، چون شخصا عامل اصلی باز شدن پای دکتر شریعتی به حسینه ارشاد بود، نوعی تکلیف مضاعف برای خود در این قضیه قائل بود و به همین جهت بسیار صریح در این قضیه عمل می کرد. اتفاقا بررسی نظرات شهید مطهری در موضوع بحث ما می تواند موجب نتیجه گیری های مهمی شود. بگذریم که برخی ناآگاهان یا متأسفانه آگاهان، سعی دارند نطرات ابتدایی شهید مطهری درباره مرحوم دکتر را به عنوان نظر نهایی ایشان جلوه دهند. 
 
در بین نظرات شهید مطهری به چند نمونه معروف تر اشاره می کنیم:
اولی حاشیه ای است که شهید مطهری در کنار یکی از جزوات منتشر شده دکتر شریعتی با عنوان «اسلام شناسی» درج فرموده و نوشته اند: « این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.» [7] و درباره همان جزوه اسلام شناسی نوشته اند: «در اوايل ارديبهشت 51 جزوه‏های 15 - 16 حسينيه را تحت عنوان "اسلام‏ شناسی" خواندم و آنچه به نظرم می‏رسد يادداشت می‏كنم:  اولا به نظر من اين جزوه چيزی كه نيست اسلام شناسی است، حداكثر اين‏است‏ كه بگوئيم اسلام سرايی يا اسلام شاعری است، يعنی اسلام موضوع و سوژه يك‏نوع‏ شعر و تخيل ولی به صورت نثر شده است و البته زيبا هم سروده شده است و بيشتر از سوسياليسم و كمونيسم و ماترياليسم تاريخی و اگزيستانسياليسم مايه گرفته است تا اسلام. فرق است ميان شناختن چيزی و سوژه قرار گرفتن ‏وی و سروده شدن آن. مثلا يك وقت طبيعت را می‏خواهيم بشناسيم، ماه و خورشيد و دريا و كوه و درخت و گل را می‏خواهيم بشناسيم، آن خود متدی دارد كه خالی از هر نوع‏ تخيل و اعمال ذوق بايد تحت مطالعه قرار گيرد، تجزيه و تحليل شود. يك وقت هست خورشيد يا ماه يا ساير موضوعات طبيعی سوژه شعر قرار می‏گيرد، در آن وقت مطلب شكل ديگر به خود می‏گيرد. ... اسلام شناسی نيز غير از اسلام سرايی است. آنچه در اين جزوه آمده اين‏ است كه اسلام سوژه قرار گرفته برای يك سلسله تخيلات و حداكثر انديشه‏های‏ ديگر. اگر ما بخواهيم اسلام را بشناسيم، مانند هر مورد ديگر بايد محتوای اسلام‏ را از كتاب و سنت قولی و عملی قطعی طرح كنيم و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم. در اين جزوه آن چيزی كه طرح نشده است متون اصلی اسلام است. ما نمی‏توانيم از پيش خود سخنی درباره توحيد اسلام، معاد اسلام، انسان از نظر اسلام، جامعه از نظر اسلام بگوييم بدون آنكه متون اصلی اسلام را در اين‏ زمينه طرح كنيم. پس عيب اصلی اين جزوه اين است كه از متون اسلامی روگردانده است و حداكثر كه چند جمله‏ای سوژه قرار گرفته است. نويسنده از آن نظر كه به متون اصلی وارد نبوده، از اول خود را راحت‏ كرده است، همانند آنكه گفت : "صرف و نحو دو فرشته بودند در قيد، و من بر آنها منت گذاشتم و آزادشان كردم".  ... نويسنده در آخر جزوه تحت عنوان "سخنی با خواننده "چند فحش چنار و منار حواله كسانی می‏كند كه بخواهند بر اين جزوه ايراد بگيرند، آنها را صاحب عقده كم حرفی و گمنامی می‏خواند، آنها را ضحاك هايی كه مارهای‏ دوششان گرسنه مانده‏اند و مغز سر جوان می‏جويند قلمداد می‏كند.»[8] 
 
نامه مفصل شهید مطهری به امام خمینی
 
شهید مطهری در راستای تلاش برای مقابله با این اندیشه ها که آن را غیر صحیح می دید، غیر از صحبت در جلسات دوستان و ... طی نامه ای به حضرت امام هم درباره چند موضوع من جمله همین موضوع صحبت کرده بود. این نامه مربوط به سال 56 است. در بخشی از این نامه ی مفصل آمده است: «در اینجا جریانهای پیچیده و گمراه کننده ای وجود دارد که توجه و آگاهی حضرتعالی ضرورت دارد:
 
... چهارم مسئله شریعتی هاست. در نامه قبل معروض شد که پس از مذاکره با بعضی دوستان مشترک قرار بر این شد که بنده دیگر درباره مسائلی که به شخص او مربوط می شد، از قبیل صداقت داشتن و صداقت نداشتن و از قبیل التزامات عملی سخنی نگویم ولی انحرافاتی که در نوشته های او هست به صورت خیرخواهانه و نه خصمانه تذکر دهم؛ ولی اخیراً می بینم گروهی که عقیده و علاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی های وسیعی در صدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرئت اظهار نظر در گفته ها ی او را نداشته باشد. 
 
این برنامه در مراسم چهلم او در مشهد –متأسفانه با حضور برخی دوستان خوب ما- و پیشتر در ماه مبارک رمضان در مسجد قبا اجراشد تحت عنوان اینکه بعد از سید جمال و اقبال -و بیش از آنها- این شخص رنسانس اسلامی به وجود آورده و اسلام را نو کرده و خرافات را دور ریخته و همه باید به افکار او بچسبیم؛ ولی خوشبختانه با عکس العمل شدید گروهی دیگر مواجه شد و به علاوه [با] هوشیاری و حسن نیت امام مسجد که متوجه شد توطئه ای علیه روحانیت بوده در شبهای آخر فی الجمله اصلاح شد.
 
عجبا! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده افکار ماسینیون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار گورویچ یهودی ماتریالیست و اندیشه های ژان پل سارتر اگزیستانسیالیست ضد خدا و عقاید دورکهایم جامعه شناس ضد مذهب است، اسلام نوین بسازند، پس و علی الاسلام السّلام. [اشاره به تأثیر پذیری شریعتی از این افراد که خودش نیز در مقاله "معبودهای من" در کتاب کویر صریحاً به برخی از آنها اشاره کرده است.]
 
به خدا قسم اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه های این شخص حلاجی شود و ریشه هایش به دست آید و با اندیشه های اصیل اسلامی مقایسه شود صدها مطلب به دست می آید که بر ضد اصول اسلام است و به علاوه بی پایگی آنها روشن می شود. من هنوز نمی دانم فعلاً چنین وظیفه ای دارم یا ندارم؛ ولی با اینکه می بینم چنین بت سازی می شود، فکر می کنم که تعهدی که درباره این شخص دارم دیگر ملغی است، در عین حال منتظر اجازه و دستور آن حضرت می باشم. 
 
کوچکترین گناه این مرد بدنام کردن روحانیت است. او همکاری روحانیت با دستگاه های ظلم و زور علیه توده مردم را به صورت یک اصل کلی اجتماعی در آورد، مدعی شد که مَلِک و مالک و ملّا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصد داشته اند. این اصل معروف مارکس و به عبارت بهتر مثلث معروف مارکس را که دین و دولت و سرمایه سه عامل همکار بر ضد خلقند و سه عامل از خود بیگانگی بشرند به صد زبان پیاده کرد، منتها به جای دین، روحانیت را گذاشت؛ نتیجه اش این شد که جوانان امروز به اهل علم به چشم بدتری از افسران امنیتی نگاه می کنند و خدا می داند که اگر خداوند از باب "و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین" در کمین او نبود او در مأموریت خارجش چه بر سر رو حانیت و اسلام می آورد. [اشاره به سفر آخر دکتر شریعتی به انگلیس که در همانجا به شکل مشکوکی درگذشت.] 
 
تبلیغاتی در اروپا و آمریکا له او از زهد و ورع و پارسایی تا خدمت به خلق و فداکاری و جهاد در راه خدا و پاکباختگی در راه حق شده است و بسیار روشن است که دست های مرموزی در کار بوده و دوستان خوب شما در اروپا و آمریکا اغفال شده اند. [اشاره به فعالیت های امثال ابراهیم یزدی و قطب زاده در اروپا و آمریکا به نفع شریعتی. این افراد در آن زمان در خط انقلاب فعالیت می نمودند.]
 
... خوب است اطلاع داشته باشید که در ماه های آخر عمر شریعتی بنده مکرر [به] وسیله اشخاص مختلف به او پیغام دادم که در نوشته های تو مطالبی هست بر ضد اسلام و لازم است اصلاح شود، من حاضرم در حضور جمعی صاحبنظر و یا تنها، هر طور خودت مایل باشی ، به تو ثابت کنم، اگر ثابت شد خودت آنها را ولو به نام خودت نه به نام من اصلاح کن و شأن تو بالا هم خواهد رفت و الّا مجبورم از تو صریحاً و مستدل انتقاد کنم و برایت گران تمام خواهد شد.
آخرین شخصی که از طرف او نزد من آمد، اظهار داشت که او حاضر است اختیار بدهد به آقای محمد تقی جعفری و آقای محمد رضا حکیمی که از آثارش انتقاد کنند و در نهایت امر تو صحّه بگذاری، من گفتم بسیار خوب ولی به شرط اینکه کتباً بنویسد. 
 
مقارن با حرکتش به خارج اطلاع پیدا کردم که تنها به آقای حکیمی نوشته که شما مجازی نوشته های مرا نقد کنی. در اروپا خبر موثق این بود که گفته بود تا یک سال کاری نخواهم کرد جز اصلاح نوشته های خودم و یکی از دوستان نزدیک حضرتعالی نقل کرد که به او گفته بود منتظرم فلانی [یعنی شهید مطهری] به اروپا بیاید، راجع به اصلاح کتاب هایم با او مشورت کنم، و البته من این جهت را تحسین کردم و دلیل حسن نیت او و سوء نیت اطرافیانش در ایران [ظاهرا اشاره به افرادی نظیر میناچی] گرفتم. 
 
روی این حساب می بایست از نشر آثارش قبل از اصلاح و تجدید نظر لا اقل [به] وسیله آقای حکیمی که کتباً به او اجاز داده است جلوگیری شود؛ ولی افرادی که اخیراً تصمیم گرفته اند او را مظهر رنسانس اسلامی قرار دهند و راه را برای اظهار نظرهای خود در اصول و فروع باز کنند در شعاع وسیعی به نشر و تکثیر همه آثار او پرداخته اند. 
بنده فکر می کنم اگر صلاح می دانید به برخی از ارادتمندان خودتان در اروپا و آمریکا که ضمناً ناشر آثار و افکار او هستند یادآوری فرمایید که قبل از انجام اصلاحات [به] وسیله آقای حکیمی یا گروهی که خودتان تعیین می فرمایید از نشر آثارش جلوگیری شود و اگر هم صلاح نمی دانید که در کار او مستقیماً دخالتی فرمایید راه دیگری باید اندیشید.
 
بسیار خوب است و برای شناختن ماهیت این شخص لازم است که حضرتعالی مجموعه مقالات او را در کیهان که یک سال و نیم پیش چاپ شد شخصاً مطالعه فرمایید.
 
این مقالات دو قسمت است: یک قسمت بر ضد مارکسیسم است که مقالات خوبی بود و ایرادهای کمی از نظر معارف اسلامی داشت، ولی قسمت دوم مقالاتی بود در باره ملّیت ایرانی (و مستقلاً ماشین شده) و در حقیقت فلسه ای بود برای ملّیت ایرانی و قطعاً تا کنون احدی از ملّیت ایرانی به این خوبی و مستند به یک فلسفه امروز پسند دفاع نکرده است. شایسته است نام آن را «فلسفه رستاخیز» بگذاریم. [اشاره به حزب شاه ساخته «رستاخیز» که مبتنی بود بر ملّیت ایرانی.]
 
خلاصه ی این مقالات که یک کتاب می شود، این بود که ملاک ملّیت، خون و نژاد که امروز محکوم است نیست، ملاک ملّیت فرهنگ است و فرهنگ به حکم اینکه زاده تاریخ است نه چیز دیگر، در ملّت های مختلف، مختلف است؛ فرهنگ هر قوم روح آن قوم و شخصیت اجتماعی آنها را می سازد؛ خود و «منِ» واقعی هر قوم فرهنگ آن قوم است؛ هر قوم که فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است، ما ایرانیان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داریم که ملاک شخصیت وجودی ما  و منِ واقعی ما و خویشتن اصلی ماست، در طول تاریخ حوادثی پیش آمد که خواست ما را از خودِ واقعی ما بیگانه کند ولی ما هر نوبت به خود آمدیم و به خودِ واقعی خود بازگشتیم؛ آن سه جریان عبارت بود از حمله اسکند، حمله عرب، حمله مغول.
 
در این میان بیش از همه در باره حمله عرب بحث کرده   نهضت شعوبی گری را تقدیس کرده است، آنگاه گفته اسلام برای ما ایدئولوژی است و نه فرهنگ؛ اسلام نیامده که فرهنگ ما را عوض کند و فرهنگ واحدی به وجود آورد، بلکه تعدد فرهنگ ها را به رسمیت می شناسد همان طوری که تعدد نژادی را یک واقعیت می داند؛ آیه کریمه "انّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ و اُنثی و جَعَلناکُم شُعوباً و قَبائِل ..." ناظر به این است که اختلافات نژادی و اختلافات فرهنگی که اولی ساخته طبیعت است و دومی تاریخ، باید به جای خود محفوظ باشد.
 
ادعا کرده که ایدئولوژی ما روی فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روی ایدئولوژی ما، لهذا ایرانیت ما ایرانیت اسلامی شده است و اسلام ما اسلام ایرانی شده است. با این بیان عملاً و ضمناً –نه صریحاً- فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامی را انکار کرده است و صریحاً شخصیت هایی نظیر بوعلی و ابوریحان و خواجه نصیر الدین و ملا صدرا را وابسته به فرهنگ ایرانی دانسته است؛ یعنی فرهنگ اینها ادامه فرهنگ ایرانی است. 
 
این مقالات بسیار خواندنی است؛ در انتساب آنها به او شکی نیست، به بعضی ها مثل آقای خامنه ای و آقای بهشتی گفته مال من است، ولی مدعی شده که من اینها را چندین سال پیش نوشته ام و اینها [یعنی ساواک] آنها را پیدا کرده و چاپ کرده اند؛ در صورتی که دلائل به قدر کافی هست که مقالات، جدید است. به هر حال مطالعه حضرتعالی بسیار مفید است.» [9]
 
دوستان، یادمان هست که حضرت امام درباره شهید مطهری چه تعبیراتی داشتند دیگر؟ من که یاد نمی آید امام کسی جز شهید مطهری را کسی خوانده باشد که «آثاری که از او هست، بی استثنا همه ی آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است.» [10] شما کس دیگری را می شناسید که امام در مراسم بزرگداشت او آنچنان گریسته باشد؟
 
آیا شهید مطهری هم در زمین ساواک بازی می کرد؟ آیا در کوره دو قطبی شدن جامعه می دمید؟
 
اعلامیه علنی شهید مطهری در اوج انقلاب درباره دکتر شریعتی
 
قصه وقتی هیجان انگیزتر می شود که پرده بعدی را هم ببینیم. ایراد آقایان به حضرت علامه مصباح یزدی این است که چرا در اوج انقلاب، در جلسات خصوصی به موضوع شریعتی پرداختی، این خلاف مشی امام بود.( و البته تحریف بزرگ را در همین جا مرتکب شده و اینچنین جلوه داده اند که جریان شریعتی ستیزی مخصوص حضرت علامه بود و در رأس آن گروهی که شریعتی را نقد می کردند، ایشان قرار داشت) اما خوب است یادمان باشد همین شهید مطهری ای که امام اینگونه او را در دوره حیات و بعد از حیات قبول داشتند، در اوج انقلاب اعلامیه ای رسمی و علنی صادر کرد و به همراه مهندس بازرگان صریحا به موضوع مرحوم دکتر شریعتی در سطح عمومی پرداختند. گرچه کمی بعد مرحوم مهندس بازرگان امضایش را پس گرفت. در آن اعلامیه نوشته شده بود: 
 
«نظر به اینکه مسائل مربوط به مرحوم دکتر علی شریعتی، مدتی است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آن‌ها از مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره‌برداری افراد و دستگاه‌های مغرض گردیده است، این‌جانبان تبادل نظر در این مسائل را ضروری دانستیم و در یک سلسله مذاکرات به این نتیجه رسیدم که تا حدود زیادی وحدت نظر داریم و با توجه به این‌که بیشترین افراد که دچار این سردرگمی و بیهوده کاری هستند، از قشر حقیقت‌طلب‌اند، وظیفه شرعی دانستیم، عقاید و نظریات مشترک خود را در این زمینه نخست به طور اجمال و سپس به طور تفضیل به اطلاع عموم و به ویژه این قشر برسانیم. باشد که وسیله خیری برای رهایی از این سردرگمی و بازگشت به وحدت و الفت میان مسلمانان گردد که البته موجب رضای خدای متعال خواهد بود. 
 
آن‌چه درباره آن مرحوم شایع است یا مربوط است به جنبه گرایش‌هایش و یا استنباط‌ها و اظهار‌نظر‌هایش در مسائل اسلامی که در آثار و نوشته‌های او منعکس است. این‌جانبان که علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه، با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساس است و او در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام، از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیراسلامی نداشته است. 
 
ولی نظر به این‌که تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آن‌جا که گاهی از مسلّمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود، در مسائل اسلامی حتی در مسائل اصولی دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آن‌ها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست که: ان الذین یکتمون ما انزلنا من البیّنات و الهدی من بعد ما بیّناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللّاعنون. 
 
از این‌رو، با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه و اینکه خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بی‌غرض و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آن‌ها داد، این‌جانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمن مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات کتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم. از خداوند متعال مدد می‌طلبیم و از همه افرادی که بی‌غرضانه نظریات مستدل خود را در اختیار ما قرار ‌دهند و ما را در این راه یاری نمایند متشکر خواهیم شد. 
 
والسلام علی من اتبع الهدی 
 
مهدی بازرگان، مرتضی مطهری» [11] 
 
جالب است که مهندس بازرگان بعدها نقل کرده که قسمتهای تجلیلی این اعلامیه نوشته او بوده است: «یک چیزی من در تجلیل از شریعتی نوشتم. بعد که خواندم ایشان نپسندید. آقای مطهری مطلبی را که نوشته بود خواند من نپسندیدم. همه اش در رد و نقد دکتر شریعتی بود. اعضای انجمن اسلامی پزشکان که در منزل دکتر کاظم یزدی بودند خیلی اصرار کردند که ما حتما چیز مشترکی بنویسیم. به خاطر از بین رفتن شایعات و چون می دانستم هیچ دو نفر نیستند که صد در صد در همه مطالب با هم توافق داشته باشند من حرف های آقای مطهری را پذیرفتم . نوشته ی مطهری را گرفتم و مقداری خصوصا در مقدمه نظرات خودم را علاوه کردم. از جمله نوشتم : ما شهادت می دهیم که در مسئله ی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت هیچ گونه اشکالی ندارد و به این اصول اعتقاد دارد و ...» [12] 
 
مهم ترین نکات این نامه آن است که از نظر شهید مطهری، اولا پرداختن به موضوع مرحوم دکتر شریعتی و روشن کردن برخی مسائل، نه تنها ضد وحدت نیست بلکه موجب روشن شدن حق و از همین رو موجب الفت بین جامعه می شود، ثانیا دکتر شریعتی گرچه خودش مسلمان موحد معتقد به نبوت و معاد بوده، ولی بعضا حتی در مسائل اصولی اسلامی دچار خطاهایی شده که اگر کسی که می داند آنها غلط است و توان هم دارد و مصلحت می بیند، به نقد آن ها نپردازد مصداق آن آیه می شود. 
 
آیا امام از این نامه شهید مطهری مطلع نبود؟ آیا شهید مطهری که به اذعان تمام دست اندرکاران انقلاب (از دوست و دشمن) همواره مورد اعتماد ترین فرد نزد امام خمینی بود، با این کارش علیه امام قدم زده بود و یا امام با وجود این بی بصیرتی مزعوم، به او اینقدر اعتماد داشت؟ آیا همین شهید مطهری نبود که حدود یک سال و نیم بعد وقتی به ضرب گلوله برخی گروه ها که از اندیشه های انحرافی تغذیه کرده بودند به شهادت رسید امام در پیامی فرمودند: «ضایعه اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری را تسلیت و تبریک عرض می کنم. تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف و با کج روی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیت هایی بود که حاصل عمرم محسوب می شد»؟[13] 
 
نظر آیت الله مهدوی کنی درباره دکتر شریعتی
 
اما در کنار کسانی که این انتقادات تند را داشتند برخی ها هم بودند که انتقادات جدی (و بعضا اصولی) به دکتر شریعتی داشتند منتهی درجه خطر دکتر شریعتی را در این اندازه نمی دیدند و یا نوع برخورد دیگری با او را می پسندیدند، همین. اصل انحراف و بعضا انحراف در اصول مورد توافق بود، میزان خطر مورد سؤال و اختلاف بود.
 
مثلا در این بین می توان به حضرت آیت الله مهدوی کنی اشاره کرد که از منتقدین ملایم دکتر محسوب می شد. ایشان در همین زمینه خاطره ای دارد. آیت الله مهدوی کنی در کتاب خاطراتشان می فرمایند: «در مورد روش علمی دکتر شریعتی به دکتر گفتم چرا شما مطلبی را امروز می گویید و پس از چندی آن را رد می کنید و می گویید به نکته دیگری رسیدم و مطلب قبلی اشتباه بود؟ و گاهی در سخنرانی می گویید من در این مرحله به اینجا رسیده ام ولی خودم را خالی از اشتباه نمی بینم. در مسائل اعتقادی و دینی بهتر است که مطالعاتتان را کامل کنید و بعد بیایید نتایج به دست آمده را بیان کنید .کسی که در مقام تحقیق است و بررسی های خود را کامل نکرده حق ندارد در یک موضوع (به خصوص موضوعات و مسائل اعتقادی) اظهار نظر کند. کسی که اعتراف می کند که راه کمال را طی نکرده و برای صعود به قله هنوز راهی در پیش دارد و باید به نقطه های بالاتر از این گام بردارد و شاید در آنجا چیزهای دیگری به دست آورد، نباید برداشت های ناپخته خود را به مردم بگوید و مردم را گمراه کند. قسمتی از سخنرانی ها یا نوشته های شما اینگونه است. البته هیچ کس جز معصوم خالی از اشتباه نیست ولی فرق است میان معلم و متعلّم. معلم راه را طی کرده و پای درس معلمان و محققان در رشته مورد بحث نشسته و از آنها چیزها فراگرفته ولی متعلّم هنوز در پله های نخست گام بر می دارد و حق ندارد در جایگاه معلم بنشیند. ... آری ممکن است کسی بگوید من زحماتم را کشیده ام و فکر می کنم به نهایت رسیده و بیان می کند و نتیجه حاصله برایش حجت است. اما کسی که خودش می گوید در راه هستم و دارم مطالعه می کنم و در این مطالعاتم به اینجا رسیدم نمی تواند برای عامه مردم صحبت کند. اینجا کلاس درس نیست که برای یک عده ای دانشجو بخواهی حرف بزنی، اینجا عامه مردم هستد. افکارشان را خراب می کنید، بعد از مدتی دیگر مشکل است از ذهن آنها بیرون بیاوردی. این اشکالی بود که ما در مسائل کلی به ایشان می گرفتیم. به خصوص مسائلی که جنبه اعتقادی و بنیانی داشت. البته ایشان پاسخ قانع کننده ای نداشت و شاید قصدش این بود که افکار را به تکاپو وادارد.» [14] 
 
ترجمه ی این صحبت آیت الله مهدوی این است که سلّمنا، شما حسن نیت داری، ولی جستجوگری که در مسیر شدن است حق ندارد بیاید برای جمع کثیری از مردم سخنرانی های مهم اعتقادی بکند و اگر همه، یک کتاب «اسلام شناسی» می نویسند، او دو تا کتاب «اسلام شناسی» بنویسد.
 
ادامه مقاله در قسمت دوم
 
پی نوشت ها: 
1-عین تصویر دستخط علامه طباطبایی در هفته نامه پنجره، شماره 23، مورخ 21 آذر 1388، صفحه 79 درج شده است.
2- اسناد انقلاب اسلامی، جلد 2، صفحه 207؛ به نقل از گفتمان مصباح، تألیف رضا صنعتی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحه 223. گفتنی است که در تهیه این مقاله، از این کتاب وزین بسیار سود بردیم و در دسترسی به نقل قول ها(خصوصا نقل آثار دکتر شریعتی و نقل سخنان علامه مصباح یزدی) استفاده عمده ما از این کتاب وزین بوده است و باید بدین وسیله تشکر عمیق خود را نسبت به مؤلف آن ابراز داریم.
3- (فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 3 و 4، صفحه 389.
4- رجوع کنید به: یاران امام خمینی به روایت اسناد ساواک، شهید آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبائی، صفحه 389.
5- رجوع کنید به: صحیفه امام ، جلد ۱۰ ، صفحات ۴۲۰ و ۴۲۱.
6- مصاحبه آقای اصغر فردی با ماهنامه شاهد یاران، شماره 51، صفحه 93.
7- استاد مطهری و روشنفکران، انتشارات صدرا، چاپ نهم، صفحه 34]
8- استاد مطهری و روشنفکران، انتشارات صدرا، صفحات 35 تا 37.
9- نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی، انتشارات صدرا، صفحات 18 تا 30.
10- صحیفه امام، جلد 16، صفحه 242.  
11- به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی شریعتی، به آدرس : http://drshariati.org/show/?id=453
12-منبع: وبلاگ «من و دکتر شریعتی»، مطلبی با عنوان «بررسی نامه تاریخی بازرگان و مطهری درباره دکتر شریعتی»، به آدرس : http://shariatism.blogfa.com/post-84.aspx
13- صحیفه امام، جلد 7، صفحه 178.
14-خاطرات آیت الله مهدوی کنی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات 140 و 141.

تیپ‌عجیب بازیگر‌معروف‌سینما+عکس

بازیگر زن سینمای ایران با لباسی عجیب برای تشویق ملی پوشان مقابل لبنان به ورزشگاه شهر بیروت رفته بود.

فاطمه معتمد آریا که برای ساخت سریالی در جنوب لبنان مشغول فعالیت است، همراه با عوامل فیلم برای تشویق تیم ملی به ورزشگاه اسپورت سیتی رفته بود.

معتمدآریا در پایان بازي تلاش زيادي براي ورود به رختكن بازیكنان تيم ملي داشت. وي با برخی از ملی پوشان دیدار کرد و پس از خسته نباشيد به آنها سعي داشت آنها را دلداري بدهد.

منبع: تابناک

شما بعد از خدا، پراید را می‌پرستید! + تصاویر

تا وقتی مردم پراید را با اشتیاق می‌خرند و با جدیت و عصبیت و حساسیت و غرور و تعصب از آن دفاع می‌کنند، حرف زدن علیه این خودروی قاتل مانند استفراغ سربالاست.
به گزارش صراط، فرورتیش رضوانیه در وبلاگش نوشت:

من همین فردا یک تی‌شرت با عکس اوباما و پرچم ایالات متحده را به تن می‌کنم و بدون هیچ نگرانی در خیابان پاستور تهران یا مقابل ساختمان مجلس بهارستان قدم می‌زنم، اما هرگز جرئت ندارم کتابی که درباره پراید نوشته‌ام را منتشر کنم.

در دهه 70 مافیای خودرو، خط تولید پژو 205 در ایران‌خودرو را متوقف کرد تا پراید سایپا وارد بازار شود و خیانت به مردم از همان روز آغاز شد. تمام دهه 80 را برای آگاه‌سازی جامعه صرف کردم. حتی گواهینامه را دیر گرفتم، چون نمی‌خواستم سوار پراید شوم. در نهایت با پیکان آردی رانندگی را فرا گرفتم و با همان نیز امتحان دادم. زمانی که پول داشتم و در پی خرید اتومبیل بودم با آغاز سهمیه‌بندی بنزین همزمان شد و دیگر نتوانستم خودرو مورد علاقه‌ام که پرمصرف بود را بخرم، اما باز هم سراغ پراید نرفتم و پولم تمام شد و صاحب اتومبیل نشدم.

مدتی قبل به خاطر انتشار چند مقاله برای یک سال درگیر دادگاه بودم. همزمان با این اتفاق، افکار عمومی هیچ حمایتی از من نکرد و حتی پشت سرم جوسازی هم کردند و فحش دادند و نفرین کردند و عکسم را در وبلاگ‌ها  و فروم‌ها گذاشتند و دور سرم دایره قرمز کشیدند و با فونت درشت نوشتند این را هر جایی دیدید، کتکش بزنید. یک‌بار هم در خیابان همین اتفاق برایم رخ داد. مدت‌ها طول کشید تا گروهی به صحت گفته‌های من پی بردند، اما هنوز خیلی‌ها نمی‌خواهند باورش کنند.

تا وقتی مردم پراید را با اشتیاق می‌خرند و با جدیت و عصبیت و حساسیت و غرور و تعصب از آن دفاع می‌کنند، حرف زدن علیه این خودروی قاتل مانند استفراغ سربالاست. کتاب را منتشر کنم و دو روز بعد یا با شلیک گلوله و زیر ضربات قمه کشته می‌شوم و یا باید تا آخر عمرم به دادگاه بروم و دست وکیل گروه سایپا را ببوسم و التماس کنم تا شکایت‌شان را پس بگیرند، در حالی که ملت برای خرید و پیش‌خرید پراید لحظه‌شماری می‌کنند.

کتابی که نوشتم، تمام پشت پرده سیاسی و مافیای اقتصادی تولید پراید و نواقص فنی آن را بیان می کند، اما تا زمانی که شما بعد از خدا، پراید را می‌پرستید، کاری از من و هیچ‌کس دیگری ساخته نیست.










مطالب مرتبط

عکس/ محمد مرسی و پلیس زن

محمد مرسی رئیس جمهور اسلامگرای مصر در مراسم تقدیر از نیروهای پلیس این کشور.

تصاویر/ کنسرت گروه موسیقی سنتی بیان

کنسرت گروه موسیقی سنتی بیان جمعه شب در تالار وحدت برگزار شد.

بلک لیست پاییزه حوزه هنری!+تصاویر

حوزه هنری طی نامه‌ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اسامی 6 فیلمی که در سینماهایش اکران نمی‌‌کند را اعلام کرده است.

حوزه هنری طی نامه‌ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده است: فیلم‌های «برف‌روی کاج‌ها» (پیمان معادی)، «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته)، «پل چوبی» (مهدی کرم‌پور)، «بی خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی)، «پذیرایی ساده» (مانی حقیقی) و «من مادر هستم» (فریدون جیرانی) را در سینماهای حوزه هنری اکران نمی‌کند.








این فیلم‌ها که در جشنواره سی‌ام فیلم فجر اکران شدند، جزء فیلم‌های تحریمی حوزه هنری هستند. بنا براین گزارش، از ابتدای سال پس از اکران پر تنش فیلم‌های «گشت ارشاد» و «خصوصی» که با اعتراضات زیادی مواجه شد، حوزه هنری اعلام کرد در هر شرایطی به وظیفه‌اش عمل و از شأن اجتماعی و اعتقادی کشور دفاع می‌کند؛ در همین راستا فیلم‌های «خوابم می‌آد»، «نامزد آمریکایی من» و «همه چی آرومه» در سالن سینماهای حوزه هنری اکران نشد.

روایت پورمحمدي از ردپای دولتیها در چند پرونده

امکان ندارد که در هيچ پرونده بزرگي، سوء استفاده اي بدون حضور دولتي ها اتفاق بيفتد زيرا يک طرف سوء استفاده افراد خاص و (طرف ديگر) افراد عادي هستند. اگر اين اتفاق بخواهد در رقم هاي بزرگ رخ دهد، حتماً بايد عواملي در دستگاه حکومتي با آن ها همکاري کنند و خب در اين پرونده هم کاملاً به وضوح ديديم که بخشي از آن در تصميمات عالي اتفاق افتاد.
پورمحمدي در پاسخ به سوال خراسان درباره متوجه بودن اتهام به محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور در پرونده بيمه گفت: ما پرونده اي که تشکيل مي دهيم اگر در آن مطلب نباشد نمي فرستيم.

* امکان ندارد که در هيچ پرونده بزرگي، سوء استفاده اي بدون حضور دولتي ها اتفاق بيفتد زيرا يک طرف سوء استفاده افراد خاص و (طرف ديگر) افراد عادي هستند. اگر اين اتفاق بخواهد در رقم هاي بزرگ رخ دهد، حتماً بايد عواملي در دستگاه حکومتي با آن ها همکاري کنند و خب در اين پرونده هم کاملاً به وضوح ديديم که بخشي از آن در تصميمات عالي اتفاق افتاد.

* اگر سوء مديريت ها را به ۲ دسته تقسيم کنيم، يک دسته ضعف عملکرد بود. به نظر مي رسد بخشي از سوء مديريت ها در پرونده فساد بزرگ مالي، شايد خود را به تغافل زدن باشد. نمونه بارز آن در بحث انتصاب خاوري مطرح بود، اين گونه موارد را چطور ارزيابي مي کنيد.

* عزل و نصب هايي را که در اين سال آخر در حال اتفاق افتادن است چه طور تحليل مي کنيد؟ استانداران و غير استانداران، عزل و نصب هايي است که بر اساس مصلحت و خير عمومي جامعه نيست. اين مدير اگر قوي هم که باشد،سال آخر کسي او را تحويل نمي گيرد و قدرت تاثيرگذاري هم ندارد. همکاري آن چناني با او انجام نخواهد شد.

* درباره کشف فساد بزرگ بانکي بايد گفت که اين LC جعلي را ما کشف نکرديم. اين اختلاس در نهايت توسط خود بازرس بانک صادرات و سرپرستي منطقه خوزستان کشف شد و آن ها گزارش دادند. اما نکته مهم اين است ما از اين فرد و شبکه سرنخ هاي تخلف به دست آورده بوديم. ديديم که در جاهاي مختلف ردپاي تخلف دارند. اين موضوع ذهن ما را درگير کرده بود که اين فرد را تعقيب کنيم که دارد چه کار مي کند.

در کنترل ها متوجه شديم که اين فرد در حال تاسيس بانک است. ما متوجه شديم اين فرد اگر بتواند بانک تاسيس کند، يک محل بزرگ تخلفات خواهد بود و نگراني زيادي وجود دارد. روي بانک او متمرکز شديم. بعد مشاهده کرديم بانک او تخلف زياد دارد قبل از اين که فعاليت بانک آغاز شود، آن را متوقف کرديم. توقف بانک او، عمليات جعلي او را لو داد.

* صداوسيما دنبال خطي رفته بود که دستگاه هاي نظارتي را به عنوان مسئول فساد بزرگ معرفي کند. ما گفتيم باشد به شرطي که مسئولان اقتصادي هم بيايند و گفت وگوي روشني انجام شود. دولت با حضور مسئولان اقتصادي و رئيس بانک مرکزي مخالفت کرد. من گفتم من آماده ام. من يک طرفه مي آيم. اين جا ديگر صداوسيما عقب نشيني کرد و به نظر من وظيفه اطلاع رساني اش را خوب انجام نداد.

* درباره حلقه واسطه اي بين اميرمنصور آريا با فرد بالاتر من دقيق نمي توانم ادعا کنم. اما حمايت هاي جدي از مجاري عالي شده، -اصلا حلقه نباشد ما به حلقه نياز نداريم- خود حمايت صريح است، شما چرا دنبال واسطه پنهان مي گرديد؟ حمايت صريح صورت گرفته و اگر اين حمايت ها اتفاق نمي افتاد اين شبکه اين قدر شارژ نمي شد و اين قدر کارهاي آن تسهيل نمي شد. مگر مي شود اين مقدار از عمليات به سادگي براي فردي اتفاق بيفتد!

* دولت موجود طرف اصلي پرونده هاي ماست. چون من هم بازرس دولت هستم. مدام مي گويند چرا سياسي است. اصلا من بازرس اين دولت هستم. اين اتهام خط القايي دولت است. اين خط القايي افرادي است که مي خواهند بازرسي و نظارت را در کشور ناکارآمد کنند. اين خط مديريت ضعيف کشور است مديريت قوي از نظارت استقبال مي کند.

* اگر اصلاح طلبان در انتخابات حضور پيدا کنند، از نظر رقابت جدي يک پاي انتخابات خواهند بود. بسته به نوع حضور آن ها دارد. اگر حضور کمرنگ داشته باشند، رقابت ميان اصولگريان است. اگر حضورشان پررنگ باشد، آن ها پاي رقابت هستند. اصلاح طلبان مي خواهند که بيايند. يعني آن چه ما متوجه مي شويم اين است که اصلاح طلبان تمايل به حضور قوي دارند. اما مي خواهند تضمين هاي بيشتري دريافت کنند و با يک قوت و هيمنه بيشتري وارد صحنه شوند و اين هم در فضاسازي تبليغاتي شگرد بسيار زيبايي است.

* اين حرف عواملي بازار و سکه و ارز را به هم ريختند غيرکارشناسي و غيرحرفه اي است. داستان ارز يک مقوله کاملا پيچيده و تخصصي و کارشناسي است. همه صاحب نظران اقتصادي پولي بانکي اين ها را خوب متوجه مي شوند و اين طور نيست که ۲ نفر با يک مقدار فروش بتوانند در بازار نوسان ايجاد کنند. بله بانک مرکزي با تدابير خود اين نوسان را ايجاد مي کند. اما او به عنوان يک قطب تاثيرگذار است. بله دست هايي است. اما آن دست ها، دست خود مجاري رسمي کشور است نه دست دو تا دلال و صراف. مگر ۲ تا دلال و صراف مي توانند به اين راحتي در بازار ارز کشور نوسان ايجاد کنند. يک رقم مختصري در روز ممکن است. بحث بين المللي تحريم نيز بسيار برجسته است. ما خيلي وقت ها نقش تحريم و فضاي بين المللي را کمرنگ مي بينيم.

لبخند به لب دارد، حتي خيلي بيشتر از دفعات قبلي که او را ديده بوديم اهل بگو و بخند است و لبخند مي زند. اين را به خوبي در بازديد او از بخش هاي مختلف روزنامه به ويژه در تحريريه مي توان مشاهده کرد.آدم را ياد کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري مي اندازد. اما در پاسخ به اين سوال که رقيب جدي شما درانتخابات اصول گرا است يا اصلاح طلب؟ مي گويد: «شما اول فرضش را مسجل بفرماييد... اگر اصلاح طلبان در انتخابات حضور پيدا کنند، از نظر رقابت يک پاي انتخابات خواهند بود».

لبخندهاي مصطفي پور محمدي رئيس سازمان بازرسي در مواجهه با اين سوال که چرا سازمان بازرسي در ماجراي فساد بزرگ بانکي عقب ماند؟ کمي رنگ مي بازد وچهره اش حالت جدي تري به خود مي گيرد و ناگفته هايي را از پرونده فساد بزرگ به زبان مي آورد.پورمحمدي به جزئيات جالبي از نقش سازمان بازرسي در متوقف کردن صدور مجوز بانک براي گروه امير منصور آريا که به اعتقاد وي سرمنشاء علني شدن ماجراي ال سي هاي تقلبي است اشاره مي کند و در پاسخ به اين سوال که «حلقه واسطه اي بين گروه امير منصور آريا با فرد بالاتري وجود دارد که گفته نشده باشد؟» مي گويد: «اين موضوع اطلاعاتي است. من دقيق نمي توانم ادعا کنم. اما حمايت هاي جدي از مجاري عالي شده ... چرا دنبال واسطه پنهان مي گرديد؟»مصلحت هاي مورد اشاره پورمحمدي درباره توقف رسيدگي به پرونده بيمه ايران و نقش محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور در اين پرونده همچنان مانع از آن شد که پورمحمدي لايه هاي نگشوده اين پرونده را براي ما ورق بزند اما درمواجهه با اين که «بالاخره در جمع بندي گزارش سازمان بازرسي، اتهام متوجه ايشان (رحيمي) بود يا خير؟» پاسخ جالبي مي دهد .

«اين فرضيه که برخي بازار ارز را به هم ريختند» را قبول ندارد و مي گويد «مگر دو تا صراف چقدر توان دارند که بازار ارز را ملتهب کنند... اين ها با يک قطب قدرتمند با پشتوانه مثل بانک مرکزي و مشابه آن ميسر است».مصطفي پورمحمدي آدم حاضر جوابي است و به آداب مصاحبه با خبرنگاران آشنا است اگر مايل نباشد به سوالي پاسخ دهد به خوبي مي داند چگونه مقدمه اي طولاني بچيند و به تلويح از کنار سوال بگذرد اما دراين نشست او به صراحت به سوالات خبرنگاران خراسان پاسخ گفت سوالاتي که در فضاي افکار عمومي و رسانه ها مطرح بود اما شايد براي اولين بار چنين پاسخ کامل و جامعي را مي گرفت. مصاحبه ما با حجت الاسلام مصطفي پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي در زماني حدود بيش از يک ساعت در دفتر روزنامه خراسان در مشهد انجام شد مصاحبه اي جدي و چالشي که در طي آن ديگر از آن لبخندهاي پورمحمدي خبري نبود و او دقيق و نسبتاً کامل به سوالات پاسخ مي گفت. چرا که به خوبي مي داند که اين روزها آنان که در مظان کانديداتوري انتخابات رياست جمهوري هستند سخنانشان به دقت از سوي ديگران به ويژه رقبا رصد مي شود. اما براي ما خبرنگاران اين روزها فرصت خوبي است که پاسخ هاي صريح تر به سوالات خود بگيريم».

* به تازگي گفته ايد پرونده آقاي رحيمي را به قوه قضاييه ارسال کرده ايد و به دليل برخي مصالح، اين پرونده آن جا متوقف شده است. اين مصالح چيست؟

رئيس قوه قضاييه پس از بنده صحبت نهايي را گفتند. شما همان ها را نقل کنيد.

* ايشان خيلي اجمالي گذشتند و گفتند در حال بررسي است.

ببينيد شما اسم برديد، آنجا هم دانشگاه بود، جواب نمي داديم، سوت و کف مي زدند و هو مي کردند. اما اين جا مي شود به روزنامه جواب نداد چون چنين اجباري نداريم!

* يعني تا زماني که اين دولت سرکار است، قرار است به اين پرونده رسيدگي نشود؟ اين شائبه وجود دارد.

سياست قوه قضاييه و ديگر قوا اين است براي اين که امور کشور با اخلال و مشکل روبه رو نشودوتنازع و کشمکش را به حداقل برسانند. حالا حتي اگر بر اساس تخيل و توهم هم اين فضاها ايجاد شود، به هر حال بايد آن را رعايت کرد.زيرا الان کشور در موقعيتي نيست که بخواهيم با جدال هاي ميان قوا، اين وضعيت را ادامه دهيم. مصلحت اين است که اساس و شرايط عمومي کشور، آن هم با توجه به وضعيتي که در مقابل دشمن داريم، به دليل۲ مسئله و پرونده، مختل نشود. بايد تا آنجا که امکان دارد مديريت شود و خلاف قانون هم نباشد.مثلاً تاخير يک پرونده، خلاف قانون نيست، اما منطق رسيدگي مي گويد که سرزمان خودش رسيدگي شود. حالا اگر با تاخير روبه رو مي شود به خاطر اين است که منافع ديگري رابشود تامين کرد. اما قوه قضاييه سعي کرده است خيلي دقيق و صحيح کار خود را انجام دهد.
 
البته پرونده هايي هم وجود دارد که تحقيقاتش به دليل شرايط حاکم به دشواري انجام مي شود. يعني اطلاعات کافي داده نمي شود.اين تطويل اقتضاي فضا و موقعيتي که در آن قرار داريم، است. يعني اين گونه نيست که تاخير با عمد رخ دهد. بلکه بستر واقعي و صحنه مجال تسريع در رسيدگي را نمي دهد.پس همه را نبايد با يک حکم واحد راند و متفاوت است.

* پس احتمالاً در اين دولت به نتيجه اي نمي رسد.

اين ديگر تحليل شماست.

*بالاخره در جمع بندي گزارش سازمان بازرسي، اتهام متوجه ايشان بود يا خير؟

* خواهش مي کنم! ما پرونده اي که تشکيل مي دهيم اگر در آن مطلب نباشد نمي فرستيم. اين منطق عمومي کار ماست. همه پرونده ها اين گونه است، يعني هر پرونده اي که از ما به مراجع ديگر مي رود، معلوم است که در اين پرونده مطالب وجود دارد که بايد در سطوح ديگر و مراحل بعدي، مورد رسيدگي قرار گيرد.

*اشاره کرديد که مصلحتي وجود داشته که بيشتر از اين در پرونده بيمه ايران وارد نشويد و بررسي ادامه پيدا نکند.

اين را نگفتم. بررسي هاي ما دقيق انجام شده است و ادامه دارد.بازرسي ها هم انجام شده است. يک سري مراحل تحقيقات تکميلي است که بعضا دو جنس است. برخي اصلا پيچيدگي هايي دارد که زمان بر است. بعضي ها هم ملاحظه اي است که عرض کردم.

*شکل اطلاع رساني از اول درباره پرونده تخلف در بيمه ايران به گونه اي بود که خواسته يا ناخواسته باعث يک مطالبه عمومي شد. آيا پاسخ ندادن به اين مطالبه عمومي مهم تر است يا آن مصالحي که شما تصور مي کنيد وجود دارد؟

من طرف حساب شما نيستم.

*نظر خودتان را مي خواستم.

نظر ما اين جا حساسيت برانگيز است.

ببينيد به هر حال چون فردي که آن محاسبات را انجام مي دهد، بنده نيستم، بايد از خود آن فرد سوال شود.

*شما بحث جريان انحرافي و پرونده فسادهاي گسترده اي را مطرح کرديد. آيا قرار است اين پرونده ها به دليل آن مصالح به جريان نيفتد يا به جريان افتاده است؟

درباره جريان انحرافي، ما اصلا به موضوع فکري جايي کاري نداريم و غلط مي دانيم.فساد ويران گر است. از قديسين هم اتفاق بيفتد ويران گر است. از منحرفين هم رخ دهد، ويران گر است.

*شما به طور مشخص از فسادهاي جريان انحرافي اسم برده ايد.

بله، هر کجا که انحراف باشد، به طور طبيعي بستر انحراف هم ايجاد مي شود. من گفتم اتفاقا اين امر اتفاق افتاده است. يعني ما مي بينيم آن جايي که زمينه هاي انحراف فکري است در کنار آن تخلفات عملي و فسادها و انحراف هاي مالي هم ديده مي شود که ما پيگيري مي کنيم. خير، در سازمان بازرسي هيچ ملاحظه وتوقفي نه در اين حوزه و نه در حوزه هاي ديگر وجود ندارد. يعني ما الان هيچ پرونده اي را به دليل اين که منتسب به يک جريان يا گروه است متوقف نکرده ايم و متوقف نمي کنيم.

*پس سازمان شما سياسي نيست.

اصلا سازمان ما به اين مسئله توجه نمي کند و ما از هر طيف و جماعتي پرونده در حال رسيدگي داريم.

*اما اين شائبه وجود دارد.

دولت موجود طرف اصلي پرونده هاي ماست. چون من هم بازرس دولت هستم. مدام مي گويند چرا سياسي است. اصلا من بازرس اين دولت هستم. اين اتهام خط القايي دولت است. اين خط القايي افرادي است که مي خواهند بازرسي و نظارت را در کشور ناکارآمد کنند. اين خط مديريت ضعيف کشور است. مديريت قوي از نظارت استقبال مي کند. حتي از نظارت منفي استقبال مي کند، تا چه رسد به نظارت مثبت. چون فردي که مي خواهد خوب کار کند از نقد استقبال مي کند. حتي نقد منفي به او کمک مي کند تا چه برسد به نقد مثبت. اين حرف ها شعار است تا از زير بار نظارت شانه خالي کنند و اين مفاسد را نيز به دنبال داشته است.
 
يعني اتفاقاتي که در کشور رخ داده از مفاسد، از ناکارآمدي ها، از ضعف در بعضي خدمت رساني ها و از مشکلاتي است که الان عارض است، بخش بزرگي از آن نيز به دليل نبود نظارت و شانه خالي کردن از نظارت است. اين موضوع بسيار روشن است و پيچيدگي ندارد و از نخبگان تعجب مي کنيم که چطور اين فراست لازم را نداشتند و گاه هم ندارند که ذهن شان به اين نشاني هاي اشتباه معطوف مي شود.خب سازمان بازرسي مسئول نظارت دولت است. مسئول نظارت جاي ديگري که نيست. من هستم که درباره اين جا مي گويم، ديگران که خبر ندارند. تا موضوعي را هم اعلام کني مي گويند سياسي است. خب، چه کار بايد کرد و چه بايد بگوييم. ما که نبايد از خودمان حرفي بزنيم، بلکه ما با مدرک حرف مي زنيم. هر فردي پاسخي دارد با مدرک جلو بيايد. ما مستند سخن مي گوييم، هر فردي نکته اي دارد، جواب استدلال ما را بدهد.

(شايان ذکر است اين گفت وگوقبل از مسائل اخير مطرح شده توسط رحيمي معاون اول رئيس جمهور وپاسخ متقابل پور محمدي وشکايت وي از رحيمي وروزنامه ايران انجام شده است )

* در پرونده فساد بزرگ بانکي يکي از مواردي که در ميان افکار عمومي مطرح استميزان حضور دولت و نقش دولت در آن است.از سوء تدبير و سوء مديريت گرفته تا اين ذهنيت که ممکن است در عمل سوء استفاده مالي هم وجود داشته باشد.حال سوال اين است که حتي در حوزه سوء مديريت هم خيلي سوال وجواب و بازخواست و پرسشي از مجموعه افرادي که در دولت حضور دارند، انجام نشد.چرا؟

بحث سوء مديريت که مطرح مي شود جنبه اتهامي قوي براي تعقيب کيفري ندارد. سوء مديريت در مجاري خاص خود مثل مجلس مي تواند مورد رسيدگي قرار بگيرد.اين بحث همان پارسال در مجلس به طور جدي مطرح شد.
 
مجلس هم حرف جدي داشت، اما مورد توجه قرار نگرفت. ديگر آن حوزه کارش با مجلس است.آن چه که بحث مهم است در حوزه دستگاه قضايي مطرح مي شود. البته سازمان بازرسي سوء مديريت ها را نيز تعقيب مي کند، ولي آن چه که جنبه کيفري، توبيخ و مجازات دارد بايد به محاکم ارجاع شود، چه دادسرا و چه دادگاه؛ چرا دولتي ها هم در آن دخيل بودند، روشن است و اعلام هم شد.
 
امکان ندارد که در هيچ پرونده بزرگي، سوء استفاده اي بدون حضور دولتي ها اتفاق بيفتد، زيرا يک طرف سوء استفاده افراد خاص و (طرف ديگر) افراد عادي هستند.اگر اين اتفاق بخواهد در رقم هاي بزرگ رخ دهد، حتماً بايد عواملي در دستگاه حکومتي با آن ها همکاري کنند و خب در اين پرونده هم کاملاً به وضوح ديديم که بخشي از آن در تصميمات عالي اتفاق افتاد، از نوع کمک هاي عمومي که همان چيزهايي است که ما آن را تدابير غلط، تدابير رانتي و شارژ کردن هاي ناعادلانه مي دانيم که متاسفانه در اين پرونده و پرونده هاي ديگر وجود داشته و دارد.
 
خب اين شارژ کردن ها اگر به طور مستقيم در آن دخيل نباشند، يعني دستور مستقيم و در تخلفات آشکار و قطعي دخيل نباشند، ملحق مي شود به همان سوء تدبيرها که برخورد با آن با مجلس است و با ما نيست. اما اگر تبديل به عناوين مجرمانه شود، اين جاست که ديگر به دستگاه قضايي ارجاع مي شود که بعضي از مديران تا رده معاون وزير و برخي هم تا رده بالاتر مطرح بوده که هنوز هم من فکر مي کنم که پرونده مفتوح است، اما چون متهمان رديف اول نبودند، در اين مقطع رسيدگي نشد و به طور حتم در مقاطع ديگر قابل پيگيري خواهد بود.

* اگر سوء مديريت ها را به ۲ دسته تقسيم کنيم، يک دسته ضعف عملکرد بود. به نظر مي رسد بخشي از سوء مديريت ها در اين پرونده، شايد خود را به تغافل زدن باشد. نمونه بارز آن در بحث انتصاب خاوري مطرح بود، اين گونه موارد را چطور ارزيابي مي کنيد؟

قبول دارم، وقتي تقيد در رعايت ضوابط و اصول مديريتي نيست، حالا برخي از آن موارد مصرح قانوني است، بعضي رويه هاست و برخي محسناتي است که در نظام مديريتي بايد به آن توجه کرد.خب وقتي به اين ها توجه نمي کنيم، عارضه هاي اين چنيني به وجود مي آيد. اين حالا يک موردش است. ما بسيار عزل و نصب هايي داريم، مثلاً عزل و نصب هايي را که در اين سال آخر در حال اتفاق افتادن است چه طور تحليل مي کنيد؟
 
تغييراستانداران و غير استانداران، عزل و نصب هايي است که بر اساس مصلحت و خير عمومي جامعه نيست.
 
اين مدير اگر قوي هم که باشد،سال آخر کسي او را تحويل نمي گيرد و قدرت تاثيرگذاري هم ندارد. همکاري آن چناني با او انجام نخواهد شد.اگر مدير متوسط هم باشد، اگر انگيزه داشته باشد و به او کمک کنيم، کلي کار از دست او بر مي آيداما ثبات ندارد، اين نه خلاف قانون و نه خلاف رويه است؛ ولي خب در يک شرايطي يک سري اصول مديريتي که جزو محسنات است رعايت نمي شود، عوارض آن هم کم نيست. يک مديريت که در اين مقطع جابه جا مي شود به يک باره يک حوزه را با افول جدي رشد مواجه مي کند. چه کسي عدد و رقم هاي مربوط به آن را محاسبه کرده است؟چه کسي اصلاً مي تواند محاسبه کند؟ در يک پرونده مثلاً يک ميليارد، ۱۰ ميليارد يا ۱۰۰ ميليارد تومان سوء استفاده شده است.
 
اما يک مديريت (غلط) شايد هزاران ميليارد خسارت عدم توسعه و عدم توفيق برجا بگذارد.آثارش تنها هم در مقطع خود نيست، حرکت در مقاطع بعدي را هم کند مي کند و آثار منفي و مخرب دارد که اينها اصلاً قابل محاسبه نيست، ببينيد! ما از اين جنس زياد داريم و ذهن مان نبايد متمرکز بر چند تخلف آشکار باشد.بسياري از مباحث وجود دارد که به طور حتم به نقل، چالش و کنترل و مراقبت نياز دارد.

* طبق ماده ۲ قانون سازمان بازرسي يکي از وظايف اين سازمان نظارت مستمر است. چرا سازمان بازرسي در موضوع فساد بزرگ بانکي مقداري عقب ماند؟شما در جريان اين اختلاس بوديد يا بعداً متوجه شديد؟ همچنين جريان فساد بانکي که رسانه اي شد، برنامه خبري ۲۰:۳۰ در گزارشي سازمان بازرسي را متهم کرد، که متعاقب آن برنامه قرار شد شما مناظره اي با آقاي بهمني رئيس کل بانک مرکزي داشته باشيد چرا اين مناظره لغو شد؟

من فکر نمي کنم عقب باشيم، ما يک سازمان پيشتاز هستيم و با توان و ظرفيت مان تاثيرگذاري برجسته داريم.من با نظام مديريتي کشور آشنا هستم و سطوح مديريتي کشور را مي شناسم و در حوزه هاي مختلف هم کار کردم. ما يک سازمان هزارو ۶۰۰ نفري در کل کشور هستيم که کارشناسان محدودي داريم. اما انتظار از خود را بايد تعريف کنيم و اين که ديگران چه انتظاري از ما دارند. اولاً ما جاي بازرسي دستگاه ها ننشسته ايم، تخلفات روزمره زياد اتفاق مي افتد، من مسئول کنترل هر روز اين دستگاه ها نيستم.۲۲ هزار شعبه بانک دولتي و خصوصي و هزاران شعبه موسسه تعاوني اعتبار و شبه بانک در سراسر کشور وجود دارد که در مجموع شايد به ۳۰ هزار برسد.
 
روزانه ميليون ها عمليات بانکي در اين حوزه ها اتفاق مي افتد.نزديک به ۳۰۰هزار نفر کارکنان حوزه هاي بانکي پولي کشور هستند و ما کمتر از ۲هزار نفر هستيم .اين مقايسه را بسنجيد، اصلا کار ما اين نيست که برويم ببينيم کجا سرقت مي شود، کجا تخلف بانکي صورت مي گيرد. ما رويه ها را کنترل مي کنيم.
 
ما به بانک مرکزي مي گوييم به عنوان مثال اين اصولي که در حال تعقيب آن هستيد به بروز فساد، تخلف و گريز از نظامات بانکي منجر مي شود.
 
درست است که بر اساس پرونده جلو مي رويم. به صورت تصادفي و اتفاقي مي رويم تا رويه ها را کشف کنيم.۵پرونده به عنوان نمونه انتخاب مي کنيم تا رويه ها را دريابيم و بعد به بانک بگوييم که اين رويه خوب يا بد است.
 
اگر به ما گزارش برسد يا خودمان سرنخ داشته باشيم يا بعضي پرونده هاي مهم و حساسيت برانگيز باشد جداي از رويه، روي آن سوژه هم کار مي کنيم. درباره کشف همين حادثه بايد گفت که اين LC جعلي را ما کشف نکرديم. اين اختلاس در نهايت توسط خود بازرس بانک صادرات و سرپرستي منطقه خوزستان کشف شد و آن ها گزارش دادند.
 
اما نکته مهم اين است ما از اين فرد و شبکه سرنخ هاي تخلف به دست آورده بوديم.ديديم که در جاهاي مختلف ردپاي تخلف دارند. اين موضوع ذهن ما را درگير کرده بود که اين فرد را تعقيب کنيم که دارد چه کار مي کند.در کنترل ها متوجه شديم که اين فرد در حال تاسيس بانک است.ما متوجه شديم اين فرد اگر بتواند بانک تاسيس کند، يک محل بزرگ تخلفات خواهد بود و نگراني زيادي وجود دارد. روي بانک او متمرکز شديم.
 
بعد مشاهده کرديم بانک او تخلف زياد دارد وقبل از اين که فعاليت بانک آغاز شود، آن را متوقف کرديم. توقف بانک او، عمليات جعلي او را لو داد.چون او محاسبه کرده بود که اين ال سي هاي جعلي و به اصطلاح پول جعلي و نيز منابع دروغين و جعلي رامي تواند تبديل به پول کند. او که اين قدر پول نداشت، از بانک ها هم که پول واقعي نداشت بگيرد ،خلق منابع جعلي کرد.
 
يعني حدود ۳هزار ميليارد ال سي به صورت جعلي براي خود استفاده کرده بود. اين بايد جايگزين مي شد، وگرنه لو مي رفت که پول گرفته و نمي تواند جايگزين کند.تحليل شان اين بود که با ايجاد بانک، منابع مردم را جذب مي کنند، پول بدهي هايشان را پرداخت مي کنند و براي بانک هم ۲-۳هزار ميليارد رقمي نيست و بسيار پول هاي بيشتري جذب مي کند و در نهايت اين عددها در بانک گم مي شود.

آن جا که ما مانع شديم، موجب اختلال در بازپرداخت شد اين اختلال ها موجب شد تا بازرس بانک متوجه شود. پس اصلا ببينيد ما کارکرد خود را اين نمي دانيم که هر کارمندي که جواب مردم را نمي دهد، زيرميزي و رشوه مي گيرد و اختلاس مي کند، يقه او را بگيريم. اصلا از ما چنين انتظاري نيست و سازمان ما هم براي اين کار ساخته نشده است. ما در ايران در هر دستگاه افرادي داريم که ذي حساب، بازرس، حراست و رسيدگي به شکايات است که از عوامل دروني دستگاه ها هستندومسئول سلامت دستگاه خود اين عوامل اند. ما در حال تلاش براي فعال کردن اين عوامل هستيم.بنده پيوسته به استان ها مي روم و با دعوت از اين مجموعه ها، به آنان آموزش مي دهيم.

قوانين ما هم مقداري در جهت حمايت از اين مجموعه ها ناقص است. در حال تکميل کردن قوانين براي حمايت از اين مجموعه ها هستيم.يعني بازرس دستگاه مقداري استقلال داشته باشد و بتواند خوب عمل کند.

اين عمليات به ويژه از سال ۸۸ به اين شکل و در اين پرونده بزرگ بود.او چند تا تخلف داشته که جزئي بوده است که اتفاقا ما به آن تخلفات هم رسيده بوديم در همين بانک ملي و تذکر هم داده بوديم که وي وام ارزي ريالي گرفته و پرداخت نکرده است يا برخي از مجوزهايي که اخذ کرده، دقيق نيست.
 
ولي اين تخلف بزرگ سال ۸۸ از آن شعبه بانک فولاد خوزستان انجام شد.به دليل خريد آن کارخانه و اصلا با مالکيت آن کارخانه، آن شعبه بانک صادرات در اختيار اين ها قرار گرفت و از آن شعبه، اين ها شروع به سوءاستفاده کردند.
 
زمان اين سوءاستفاده بزرگ مربوط به آن تاريخ است. در پرونده جزئيات آن مشخص شده است. دراين پرونده اين قدرکار حاشيه و اطلاعات گيري و برسي سوابق انجام شده است و جزو پرونده هاي قضايي است که دستگاه قضايي با قوت پي گيري کرده است.
 
درباره موضوع دوم قرار اين بود صداوسيما برنامه اي تهيه کند. صداوسيما دنبال خطي رفته بود که دستگاه هاي نظارتي را به عنوان مسئول اين اتفاق معرفي کند. ما گفتيم باشد به شرطي که مسئولان اقتصادي هم بيايند و گفت وگوي روشني انجام شود.دولت با حضور مسئولان اقتصادي و رئيس بانک مرکزي مخالفت کرد.

من گفتم من آماده ام. من يک طرفه مي آيم. اين جا ديگر صداوسيما عقب نشيني کرد و به نظر من وظيفه اطلاع رساني اش را خوب انجام نداد.بي انصافي بود وقتي پرونده اي با اين عظمت در افکار عمومي مطرح شده است و ما حداقل بايد اطلاع رساني کنيم.به هر حال ما در کشف بخش بزرگي از پرونده ، پي گير کار پرونده بوديم.بنده ۷۲دقيقه در مجلس براي همه نمايندگان گزارش دادم. خب بخشي از اين گزارش به وقت خود قابل اطلاع رساني به جامعه بود. بايد اين را اطلاع رساني مي کرديم. دوستان ديگر مانع شدند.

*حلقه واسطه اي بين اميرمنصور آريا با فرد بالاتري وجود دارد که گفته نشده باشد؟

اين اطلاعاتي است. من دقيق نمي توانم ادعا کنم. اما حمايت هاي جدي از مجاري عالي شده، اصلا حلقه نباشد، ما به حلقه نياز نداريم خود حمايت صريح است، شما چرا دنبال واسطه پنهان مي گرديد؟حمايت صريح صورت گرفته و اگر اين حمايت ها اتفاق نمي افتاد اين شبکه اين قدر شارژ نمي شد و اين قدر کارهاي آن تسهيل نمي شد.مگر مي شود اين مقدار از عمليات به سادگي براي فردي اتفاق بيفتد!

*با توجه به مطرح شدن موضوع «اقتصاد مقاومتي» توسط حضرت آقا،متأسفانه بحث اقتصاد مردمي مورد توجه قرار نگرفته است.سازمان بازرسي در اين زمينه چه تدابيري انديشيده است؟

تمام انرژي هاي ما و کشور بايد معطوف به سرمايه گذاري هاي انجام شده، حفظ آن ها، به فعليت رساندن آن ها، ادامه توليد و بقا باشد و اصلا مشکل ما الان اين است. يعني توليدکننده سرمايه در گردش ندارد. همه کارش از جمله کارگر و کارخانه اش، خريد و بازار مصرفش آماده است، پول ندارد مواد بخرد بياورد در کارخانه، پول کارگر بدهد و جنس را توليد و روانه بازار کند.
 
ما الان با مشکل حفظ توليد فعلي مواجه ايم و بايد سرمايه هايي که وجود دارد در حوزه توليد فعلي انگيزه تلاش پيدا کند. رقابتي و سودآور باشد وفرد ببيند اگر وارد توليد شود، سود بيشتري نسبت به واسطه گري دريافت مي کند يا اگر تبديل به ارز و طلا کند، سود بيشتري دارد، چون افت سرمايه و ريسک در آن جا بيشتر است، اما ثبات در اين جا بيشتر است خب اين کار را انجام نمي دهد.
 
بايد اين موارد را رفع کنيم و تا اين موارد را رفع نکنيم، مسائلي که بايد در سرمايه گذاري ايجاد شود هم چون امنيت و آرامش، ريسک ها و... در مرحله دوم قرار دارد.اين که حضرت آقا هم به موضوع توليد اهتمام فوق العاده دارند سرمايه را هم که اشاره مي کنند اگر در کنار توليد تعريف نشود، هويت ندارد.
 
مثلا شما براي دفاع از سرمايه ايراني برويد در کار واسطه اي، خطرش بيشتر از اين است که سرمايه نداشته باشي.بايد ديد که سرمايه در کجا صرف مي شود و سود کجا جمع مي شود؟ الان سود در کنار پول است و سود در کنار توليد نيست.هروقت سود در کنار توليد آمد، نظام توليد اقتصادي مثبت و موفق است.
 
اگر سود را در کنار سرمايه بردي يعني پول در بانک مي گذاري و سود دريافت مي کني. فقط با پول کار مالي بانکي مي کني و سود کسب مي کني، ديگر انگيزه براي توليد وجود ندارد.همه فضا، فضاي مجازي، فضاي سفته بازي و به بياني فضاي بورس بازي مي شود که عمليات واقعي توليد و اقتصاد مثبت و مولد اتفاق نمي افتد.
 
آن چه که حضرت آقا و منطق صحيح اقتصادي روي آن حرف دارد، توليد است. يعني همه اذهان بايد متوجه توليد شود و ما در اين قضيه خيلي داريم کار مي کنيم. سازمان بازرسي خيلي روي مسئله توليد تمرکز پيدا کرده است، پيوسته با توليدکنندگان، مقامات دولتي و مسئولان بانک ها و تحليل گران و کارشناسان صاحب نظر جلسه داريم تا آسيب شناسي کرده و نقاط ضعف و چالش را مشخص کنيم و موانع مشخص شود و ببينيم چه کمکي در رفع موانع مي توانيم انجام دهيم و چه پيشنهاداتي را مي توانيم از مجموعه مطالعاتمان به دست آوريم و ارائه دهيم. اين کار را در حال انجام هستيم و يک بخش زيادي از انرژي مان در حوزه اقتصادي دارد صرف اين کار مي شود.

*شما رقيب جدي خودتان را در انتخابات رياست جمهوري در اردوگاه اصولگرايان مي بينيد يا در اردوگاه اصلاح طلبان؟

شما اول فرضش را مسجل بفرماييد.

*براي ما قطعي است!

اگر اصلاح طلبان در انتخابات حضور پيدا کنند، از نظر رقابت جدي يک پاي انتخابات خواهند بود.بسته به نوع حضور آن ها دارد. اگر حضور کمرنگ داشته باشند، رقابت ميان اصولگريان است. اگر حضورشان پررنگ باشد، آن ها پاي رقابت هستند.

*اين به چه کسي وابستگي دارد؟ به آن ها.

*آن ها در چه شرايطي مي آيند؟

مي خواهند که بيايند. يعني آن چه ما متوجه مي شويم اين است که اصلاح طلبان تمايل به حضور قوي دارند. اما مي خواهند تضمين هاي بيشتري دريافت کنند و با يک قوت و هيمنه بيشتري وارد صحنه شوند و اين هم در فضاسازي تبليغاتي شگرد بسيار زيبايي است.

*در انتخابات مجلس که اين موضوع جواب نداد!

در انتخابات مجلس شرايط متفاوت است. رياست جمهوري شرايط متفاوتي دارد. در آن جا هم خيلي از آن ها که تحليل کردند، گفته اند که اشتباه کرديم.

*درجه ۲ و۳ اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شرکت کردند.

اصلا نيامدند. به آن معنا حضور آن چناني نداشتند.

*اگر اصلاح طلبان بيايند، اصولگرايان بايد به سمت اجماع حرکت کنند.

ما صحنه را اجماعي نمي دانيم.

*يعني اصولگرايان هم چند نامزد خواهند بود؟

تحليل و ارزيابي بنده اين است که صحنه متکثر است. به طور طبيعي به اجماع مي رسد. چون تحليل اين است که انتخابات ۲ مرحله اي خواهد شد و ۲ مرحله اي شدن انتخابات به معناي اجماع است.

*اگر اصلاح طلبان بيايند، شما وارد انتخابات مي شويد؟

اصلا فکر مي کنم فضاي مشارکت و حضور در انتخابات براساس نگاه نامزدهاست و الان براساس گرايش سياسي شکل نمي گيرد. اگر افراد موثر از طرفين حضور پيدا کنند، آن موقع شکل بندي سياسي برجسته خواهد شد و الان فضا اين طور نيست.

*خيلي ها درباره افزايش نرخ ارز و ارز ۲ نرخي هشدار دادند، با توجه به اين که رئيس جمهور چندين بار اعلام کرد که عواملي بازار ارز و سکه را به هم ريختند و سوءاستفاده کردند، آيا در اين زمينه پرونده خاصي تشکيل شده است؟ بانک مرکزي نيز بانک ها را متهم به فروش ارز دولتي به نرخ آزاد کرد.

اين حرف ها غيرکارشناسي و غيرحرفه اي است. داستان ارز يک مقوله کاملا پيچيده و تخصصي و کارشناسي است. همه صاحب نظران اقتصادي پولي بانکي اين ها را خوب متوجه مي شوند و اين طور نيست که ۲ نفر با يک مقدار فروش بتوانند در بازار نوسان ايجاد کنند.
 
بله بانک مرکزي با تدابير خود اين نوسان را ايجاد مي کند. اما او به عنوان يک قطب تاثيرگذار است. بله دست هايي است. اما آن دست ها، دست خود مجاري رسمي کشور است نه دست دو تا دلال و صراف. مگر ۲ تا دلال و صراف مي توانند به اين راحتي در بازار ارز کشور نوسان ايجاد کنند. يک رقم مختصري در روز ممکن است. اما اين اعداد کلان، اين ها با يک قطب قدرتمند با پشتوانه مثل بانک مرکزي و مشابه آن ميسر است و حتي بانک ها هم که عمل کردند، منابع ارزي خود را از بانک مرکزي دريافت کردند. اگر بانک مرکزي ادعا کند که آن ها پول در بازار تزريق کرده اند، خب نظارت نداشتن خود بانک مرکزي است.
 
قرار بوده اين ها براساس نظام هايي پول به بازار بياورند، آن نظام ها را رعايت نکردند و نوسان ايجاد کردند. پس اين نوسان ها به مردم ربطي ندارد. به چند دلال و خارجي ربط ندارد. اين به خود ترتيب دهندگان و تنظيم کنندگان نظام ها ربط دارد و البته بحث بين المللي تحريم نيز بسيار برجسته است. ما خيلي وقت ها نقش تحريم و فضاي بين المللي را کمرنگ مي بينيم.
 
ارز يک رابطه دقيق است و سهم سنگينش به آن طرف ارتباط دارد. آن سهم را که نمي شود ناديده گرفت. حتما ما بايد آن سهم را ببينيم و براي آن حساب باز کنيم. يک مجموعه است بي خود هم نبايد فرافکني کنيم. يک پيچيدگي هايي دارد که بايد اين موضوع را متخصصانه و با نگاه کارشناسي تعقيب کنيم.
 
بخشي از آن در اختيار تصميم گيرندگان داخل کشور است و بخش بزرگي از آن در اختيار ما نيست. بخش کوچک تري هم دارد که سوءاستفاده کنندگان هستند. اين ها هر کدام سهم خاص خود را دارند. اين طور نيست که بگوييم سوءاستفاده کنندگان سهم بزرگ ماجرا را دارند.

*از عوامل بحث ارزي که فاصله بگيريم، تبعات آن است که آيا اين رانت خود را جايي نشان نمي دهد؟

بله حتما اين رانت جاهايي خود را نشان مي دهد و اين جزو نگراني هايي است که براي ما ايجاد شده است.

بازخوانی استفاده ابزاری از زنان در جریان فتنه 88

این نوشته تحلیلی از بهره برداری سیاسی جریان فتنه از جنبش موسوم به زنان در ایران است.
مقدمه :

بازخوانی استفاده ابزاری از زنان در جریان فتنه 88این نوشته تحلیلی از بهره برداری سیاسی جریان فتنه از جنبش موسوم به زنان در ایران است. موضوعی که شاید باور آن بدون استناد به آمار و ارقام اندکی دور از واقعیت تبلیغ شده به نظر آید اما با اندکی تامل در محورهای تبلیغاتی لیدر های جریان فتنه می توان به خوبی این مسئله را استنتاج کرد.

جنبش های اجتماعی، سیاست و زنان :

اندیشمندان حوزه جامعه شناسی ، جنبش های اجتماعی را "تلاش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین هدف مشترک از طریق کنش هایی بیرون از حوزه نهادهای مستقر” (۲) تعریف می کنند. تعریفی که با ترسیم همگرایی، بدنبال نزدیک کردن جریانات اجتماعی برای دستیابی به هدفی حداقلی و البته اساسی است.

لذا با پیروزی انقلاب اسلامی شاهد آن هستیم که برخی احزاب سیاسی با هدف جلب همکاری اقشار مختلف زنان، اقدام به طرح شعارهای جنسیتی می کردند. مسئله ای که اوج آن را می توان در فعالیت های تشکیلاتی و جذب دختران به سازمان مجاهدین خلق(منافین) در دهه های ۵۰ و۶۰ مشاهده کرد.

اما با خروج منافقین از عرصه سیاسی ایران ، پروزه استفاده ابرازی از مقولات جنسیتی تا دهه ۷۰ مسکوت ماند تا این که پس از جنگ تحمیلی، ماهیت جنبش موسوم به زنان در ایران دچار دگردیسی شد و علیرغم طرح شعارهای جنسیتی و ادعای استقلال از کانون های قدرت، این جنبش به ظاهر غیر دولتی، در دولت اصلاحات به نزدیکی با بخشهای از حاکمیت سیاسی نظیر مجلس و دولت متهم شد.
به طوریکه پس از روی کار آمدن دولت اول دکتر احمدی نژاد جنبش زنان از حرکتی شبه روشنفکری و اجتماعی به جبهه ای سیاسی تغییر ماهیت داد. در این دوره بسیاری از حرکات تشکیلاتی در قالب «کمپین های زنان»، شکل گرفت که مهمترین دستاوردهای آن را می توان در «گسترش خواست های فمنیستی در جامعه و بین مردم، انتشار منشور ویژه حقوق زنان سه کاندیدا از چهار کاندیدای ریاست جمهوری سال ۸۸ و کمپین یک میلیون امضا» دانست.

ارتباط جریان فتنه ۸۸ با فمنیست های وطنی:

در تبیین میزان و محتوای رابطه جنبش زنان و جنبش سبز و بررسی نسبت این دو با یکدیگر، آراء و نظریه های بسیار متنوعی در جامعه ما وجود دارد اما برای سهولت فهم می توان آنها را به چند گروه تقسیم کرد:

۱- نظریاتی که جنبش دموکراسی خواهی را «مقدم» بر جنبش زنان می داند و معتقد است: "دموکراسی سه مرحله دارد: اول مرحله تمهید؛ دوم مرحله گذار که در آن ساز و کارهایی تعبیه می شود تا مرتب انتخابات برگزار شود، روزنامه ها آزادی داشته باشند و ...، سوم مرحله تحکیم دموکراسی. پس در جامعه ای که هنوز گذار به دموکراسی انجام نشده، جنبش مستقل زنان ممکن نیست.” (۳)

۲- این دسته از نظریات به تقدّم و تأخّر مراحل دموکراسی باور ندارد و معتقد است"می توان گفت که گذار به دموکراسی مانند توافق بر سر قواعد و شکل و روند بازی معینی است.... یکی از اشکال عمدهء گذار به دموکراسی از طریق بسیج توده ها از پایین و تحمیل سازش میان نخبگان بدون اعمال خشونت است.” (۴)

حال بر اساس این دو نظریه می باید پرسید جنبش زنان و فتنه ۸۸ چه تاثيراتي بر يكديگر داشته اند؟

نگاه ابزاری فتنه گران به مقوله جنسیت

با بررسی مواضع و بیانیه های دو فردی که به عنوان سران فتنه (موسوي و كروبي) شناخته می شوند در کنار افراد دیگری که در حلقه مدیریت اعتراضات موثر بوده اند و یا سعی داشته اند بر آن تاثیر گذار باشند( مانند زهرا رهنورد و محمد خاتمی)، می توان به نگاه ابزاری جریانات سیاسی حامی فتنه به مقوله جنسیت و جنبش موسوم به زنان پی برد.
الف ) محتوای بیانیه های جریان فتنه ۸۸

نوع ادبیاتی که در هر بیانیه برای مخاطب قرار دادن و یا هدف قرار دادن، انتخاب شده است، توجه نویسنده به آن گروه در زمان نگارش را نشان می دهد .از ۴۶ بیانیه و نامه و سخنرانی افراد موثر در فتنه ۸۸ ، ۱۸ بیانیه از طرف موسوی صادر شده است، ۱۲ بیانیه و نامه از طرف کروبی، ۶ بیانیه و مصاحبه از طرف رهنورد، ۱ بیانیه از طرف خاتمی، ۵ بیانیه و گفتگو و نامه از طرف اتاق فکر ۵ نفره لندن (کدیور، سروش، مهاجرانی، گنجی، بازرگان) و ۳ بیانیه به طور مشترک از طرف موسوی و کروبی.

در بررسی مطالب بیانیه های مذکور تا مهرماه ۱۳۸۸ (اواسط حیات ۸ ماه فتنه ۸۸) ۴۷.۸ درصد از بیانیه ها "مردم” را هدف قرار داده اند و در این مدت تنها در ۱۷.۴ درصد آنان "زنان و مردان” مورد خطاب قرار گرفته اند اما با نزدیک شدن به روزهای پایان حیات فتنه ۸۸ در دی ماه ۱۳۸۸ ، تاکیدات بر عنصر جنسیت فزونی می یابد.

به طوریکه در برآوردهای آماری بدست آمده از بیانیه های مورد بررسی، در ۴۷.۸ درصد موارد نشانگاه مطلب مردم بوده اند در حالیکه در۲۳.۹ درصد زنان به تنهایی نشانگاه بیانیه اند. در این میان نگاه جنسیتی و ابزاری جریان فتنه به جامعه باعث شده تا تنها در ۶.۵ درصد بیانیه ها فقط مردان و در۴.۳ درصد زنان و مردان به همراه مردم نشانگاه بیانیه ها باشند.

نکته جالب این است که اعتراض به برخورد با زنان حدود سه برابر اعتراض به دیگر معترضان (اشاره به مردم و يا مردان)، فارغ از جنسیت، است.

این مسئله در ماههای پایانی فتنه ۸۸ تشدید شده بطوریکه در اسفند ماه ۸۸ ، ۱۰۰ درصد بیانیه های صادر شده به موضوع خاص زنان اختصاص یافته است.

این روند در خرداد ۸۹ نیز ادامه یافت به طوریکه ۶۰ درصد بیانیه ها با هدف زنان و ۲۰ درصد با هدف "زنان و مردان” و نیز ۲۰ درصد با هدف "مردم” منتشر شد.

ب) بزرگنمایی مسائل زنان با هدف بهره برداری سیاسی
از بین موضوعات و مطالبات زنان که در دهه۸۰ مطرح بوده می توان به کمپین یک میلیون امضا (نقد ۱۰ قانون ازدواج- طلاق- دیه- ارث- شهادت- سن مسئولیت کیفری- قتل های ناموسی- تعدد زوجات- حضانت- تابعیت)، انتقاد به لایحه حمایت از خانواده، طرح ادعای تبعیض علیه زنان، مطالبه برابری حقوقی زن و مرد در قضاوت و مدیریت اشاره کرد.

لذا در بین ۴۶ بیانیه صادر شده از سوی ۵ لایه ی مختلف فتنه ۸۸ ، در ۳۷.۲ درصد به یک یا چند مورد از موارد بالا اشاره شده است. این در حالیست که درصد اشاره شده به این مطالبات با گذشت زمان تقریبا سیر صعودی داشته و از خرداد ۸۸ با اشاره حداقلی ۱۴.۲۸ درصدی شروع و بعد از یک سال در خرداد ۸۹ به ۶۰ درصد اشاره به مطالبات زنان در مجموع بیانیه ها رسیده است.

اگر مطالبات بررسی شده زنان در این بیانیه ها را به طور کلی در سه موضوع حذف یا رفع خشونت، رفع تبعیض و نیز برابری حقوقی زن و مرد تقسیم کنیم، در ۲۰.۹ درصد به رفع خشونت از زنان، در ۷ درصد از بیانیه ها به رفع تبعیض از زنان و در ۹.۳ درصد از بیانیه ها به هر سه مورد اشاره شده است.

این رویکرد با ریزش بدنه اجتماعی فتنه در طول زمان رابطه مستقیمی داشته و همزمان با کاهش کمی معترضان، موضوعات مورد توجه فتنه گران در خصوص وضعیت زنان نیز رنگ و بویی تبلیغی و تهییجی به خود می گیرد به طوریکه رفع خشونت از زنان در ۱۰۰ درصد، بیاینه های اشاره کننده به مطالبات زنان، در ماه مهر ذکر آورده شده است. اما از دی به بعد رفع تبعیض و برابری حقوقی هم به تدریج به مطالبات اضافه می شود، تا اینکه در اسفند ماه هر سه مورد در ۶۶ درصد از بیانیه ها با ذکر مطالبات زنان، مطرح می شود

منابع :
۱- ‏‏‏‏گیدنز٬‏ جامعه شناسي٬‏‏‏‏ ترجمه حسن چاووشيان‏٬‏‏ ۱۳۸۶، صفحه ۶۳۴
۲- جنبش زنان و گذار به دموکراسی، مصاحبه با حمیدرضا جلایی پور، سایت تا قانون خانواده برابر، ۲ تیر ۸۹
۳- موج جدید نظریه های گذار به دموکراسی، مقاله مستخرج از طرح پژوهشی مطالعه تطبیقی گذار به دموکراسی با حمایت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه تهران، دفتر نخست گذار به دموکراسی، حسین بشریه، ۱۳۸۴

توهین زشت تهمینه میلانی به حجاب +تصویر

تهمینه میلانی در یک حرکت غیر قانونی با جعل و فوتوشاپ تصاوير زنان محجبه ایرانی به آنان توهین مي کند.

به دلیل اینگونه رفتارهای غیر متعارف، بنياد سينمايي فارابي مجوز ساخت فیلم " دا " را توسط تهمينه ميلاني لغو کرد.

" تهمیه میلانی " کارگردان زن سینمای ایران که درگذشته از عريان شدن گلشیفته فراهانی حمایت کرده بود، در مصاحبه اي با خبرنگار ضد انقلاب، بازیگران قانونمدار در سینمای ایران را عقده ای مي نامد و در یک حرکت غیر قانونی با جعل و فوتوشاپ تصاوير زنان محجبه ایرانی به آنان توهین مي کند.



وي در جدیدترین رفتار غیر متعارفش عکسی را با لوگوی بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی در صفحه فیس بوکش انتشار داده که به دلیل جعلی بودن و توهین به مقدسات دینی و حجاب زنان ایرانی، با اعتراض شدید کاربران حتی غیرمذهبی مواجه شده است.

چندی پیش نیز تهمینه میلانی با انتشار تصویر خارج از عرف خود در کنار " ب . و " بازیگر فاسد فیلم هاي فارسي قبل از انقلاب و " ه – س " که از ابتدای فرارش از کشور ، با حمایت لابی های پشت پرده یهودی ، مشغول به فعالیت علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد ،نشان مي دهد که حیا و عفت یک زن مسلمان ایرانی برایش محلی از اعراب ندارد و اين تصوير تأسف و تعجب اهالی سینمای کشورمان را نیز برانگیخت.

گفتنی است به دلیل اینگونه رفتارهای غیر متعارف وی، راوي کتاب "دا" نسبت به ساخت اين فيلم توسط تهمينه ميلاني ابراز نگراني کرد که به دنبال آن، بنياد سينمايي فارابي مجوز ساخت اين فيلم را توسط تهمينه ميلاني لغو کرد.

تصاویر/دوازدهمین اجلاس مجلس خبرگان

دوازدهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دوره چهارم صبح روز سه شنبه به ریاست آیت الله مهدوی کنی در محل مجلس شورای اسلامی سابق برگزار شد.















 

پول‌هایی‌که‌ رویانیان ‌خرج‌می‌کند از کجاست؟/ حضورشومن‌ها برای ریاست‌جمهوری

مصطفی آجرلو:
شومن هايي كه امروز به پرسپولیس و استقلال آمده اند نگاهشان برای ریاست جمهوری خودشان و دیگران است.
"عماریون"-  مصطفی آجرلو در گفت‌وگو با «خبرگزاری دانشجو»، در خصوص وضعیت فوتبال و هزینه های سرسام آوری که برای آن می شود، اما موفقیتی ندارد، در مقابل ورزش های المپیکی و پارالمپیکی تصریح کرد: هر چیزی را باید در جای خودش ببینیم، مقوله فوتبال در جهان و کشور ما، مقوله متفاوتی است.
 
نگاه به فوتبال از منظر بنگاه های اقتصادی، متفاوت با سایر نگاه هاست
 
وی ادامه داد: فوتبال یک موضوع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که در کشور ما رخ نمایانده، اگر فوتبال را یک بنگاه اقتصادی تعریف کنیم، زاویه نگاهمان نیز متفاوت می شود؛ این درست نیست که به خاطر رشته های دیگر که می توانند مدال بیاورند، فوتبال را تعطیل کنیم.
 
مدیر عامل سابق باشگاه استیل آذین افزود: نارسایی هایی هم در فوتبال وجود دارد که منجر به وضعیت امروز فوتبال کشور شده و آخرین نمود آن باخت به لبنان است، این در حالی است که تا قبل از آن حتی یک گل هم نخورده بودیم؛ علت وضعیت امروز فوتبال این است که هرچند باشگاه ها و تیم ملی گران قیمتند اما هزینه های آن از دولت و جیب مردم است، در حالی که باید هزینه ها از پول بنگاه های اقتصادی باشد.
 
آجرلو گفت: به خاطر این نارسایی ها نمی توانیم بگوییم به قوتبال نباید توجه شود، اتفاقا باید در حوزه های مدیریت، فنی و حرفه ای شدن توجه بیشتری هم بشود.
 
دغدغه مسئولان ورزش، آرام کردن فضای ملتهب پرسپولیس و استقلال است
 
وی دلیل وضعیت امروز را علاوه بر تامین هزینه ها از دولت  فوتبال زدگی دانست و تصریح کرد: فوتبال زدگی یعنی اینکه مسئولان سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش امروز، دغدغه شان آرام کردن فضای ملتهب پرسپلوس و استقلال است.
 
مسئول تربیت بدنی سپاه ادامه داد: مسئولان دنبال این هستند که راه های نقش آفرینی در این تیم ها را بیابند، بعضی ها هم که فقط می خواهند بدوند و با این تیم ها عکس بیاندازند؛ شاید برای خودشان و آینده شان قابل استفاده باشد.
 
آجرلو با اشاره به فوتبال زدگی مدیران، خاطرنشان کرد: مدیران ورزشی فوتبال را نمی شناسند، هرچند شاید خود ورزش را هم نشناسند، اما فوتبال را بیشتر نمی شناسند؛ برای همین تصمیم ها و قضاوت های غلط دارند.
 
فوتبال به خاطر مدیریت این چند سال، دچار رکود شده است
 
وی ادامه داد: در عرصه فوتبال مدیرانی می آیند که آدرس فوتبال را هم نمی دانند، نتیجه آن همین وضعیت امروز است.
 
مدیر عامل سابق باشگاه استیل آذین با بیان اینکه مدیریت چند ساله اخیر منجر به رکود فوتبال شده است، ابراز داشت: نباید اشکال را از بازیکنان بگیریم، مشکل تنها در زمین نیست که بگوییم بازیکنان خوب بازی نمی کنند.
 
اشکال فوتبال از وزیر ورزش تا مدیران تازه وارد است
 
آجرلو ادامه داد: اشکال فوتبال از وزیر ورزش شروع می شود که تصور می کند در فوتبال باید دخالت و سایر کارها را رها کند، در مورد تمام مباحث فوتبال وقت و جلسه بگذارد و تصمیم بگیرد تا کسانی که تازه به مدیریت فوتبال رسیده اند و با تصمیم های غلط و شومنی می خواهند فوتبال کشور را اداره کنند.
 
حضور شومن ها در پرسپولیس و استقلال برای ریاست جمهوری
 
وی با بیان اینکه امروز کسانی به عنوان شومن در فوتبال آمده اند که نگاهشان به پرسپولیس و استقلال نیست، گفت: این شومن ها نگاهشان به جای پرسپولیس و استقلال، برای ریاست جمهوری خودشان و دیگران است.
 
معاون تربیت بدنی سپاه با تاکید مجدد بر مقصر بودن صرفا بازیکنان بیان داشت: فوتبال ایران وزنی دارد که برای همه معلوم است، همه جواد نکونام، علی کریمی، رحمتی و حسینی را می شناسند، اینها هم بازیکنان خوبی هستند و هرکدام توانایی منحصر به فرد خودشان را دارند که فوتبال از آنها تاکنون بهره برده و در آینده نیز خواهد برد.
 
آجرلو بیان داشت: فوتبال اصلا به دولت ارتباط ندارد، اما بعضی از مسئولین می آیند و عکس می اندازند و آدم تعیین می کنند تا یک روزی از چهار تا شعاری که در استادیوم ها داده می شود استفاده کنند.
 
چرا مدیری که باعث سقوط استقلال شده، به فوتبال بر می گردد؟
 
آجرلو با اشاره به سنگینی و بی شور و نشاط بودن تیم ملی و شکست در بازی لبنان اشاره کرد و گفت: باید قضاوتمان را به فوتبال عوض کنیم، به افرادی که به کادر پرسپولیس و استقلال اضافه شده اند، نگاه کنید؛ افشار زاده و تاج که از سپاهان هستند یا برادر چهار شهیدی که یک روز هم در فوتبال نبوده، چرا در باشگاه های نامدار ایران حضور دارند؟ مدیری که باعث سقوط استقلال شده است، چرا به فوتبال بر می گردد؟
 
دخالت سیاست در فوتبال
 
وی این تصمیمات مدیریت ورزش را غلط دانست و تاکید کرد: مسئولان جنبه سیاسی را در فوتبال دخالت داده اند و وضعیت به جایی رسیده است که تیم های پرسپولیس و استقلال هرچند گران بسته شده اند، موفقیت ندارد و تیم ملی که 20 برابر لبنان قیمت دارد، شکست می خورد.
 
معاون تربیت بدنی سپاه ادامه داد: با این حال فوتبال ایران هویت دارد، بازیکنان خودشان را بعد از شکست بازسازی و ترمیم می کنند؛ اما باید به مدیران فوتبال گفت آنهایی که همیشه سیاه لشکرهای فوتبال در این 30 سال اخیر بوده اند و همیشه می خواهند در فوتبال بمانند، به این ورزش کمکی نمی کنند.
 
پول هایی که رویانیان برای پرسپولیس خرج می کند، از کجاست؟
 
آجرلو در خصوص درست یا غلط بودن هزینه میلیاردی برای این وضع فوتبال گفت: وقتی در مورد فوتبال صحبت می کنیم، متفاوت از قهرمانی المپیک است؛ دولت مسئول قهرمانی المپیک است و باید برای آن هزینه کند.
 
وی با بیان اینکه در باشگاه های حرفه ای فوتبال، دولت اصلا نباید دخالت کند، ابراز داشت: الان از آقای رویانیان باید سوال کرد که این پول هایی را که برای پرسپولیس خرج می کند، از کجا آورده است؟ از جیب خودش است؟ بعید می دانم یک پاسدار معمولی، امروز این قدر پول داشته باشد که چک بنویسد و با آن فوتبال پرسپولیس را اداره کند؛ پس قطعا از جیب شخصی نیست.
 
هزینه تیم های فوتبال باشگاهی باید از بنگاه های اقتصادی باشد
 
معاون تربیت بدنی سپاه ادامه داد: این تیم ها یک آدرس مشخص مشابه شرکت های خصوصی هم ندارند که مراجعه، و سود و زیان آن را مشخص کنیم؛ پس طبیعی است که از جیب دولت در حال خرج شدن است، در حالی که باید از جیب بنگاه های خصوصی باشد.
 
آجرلو با تاکید بر اینکه فوتبال پرسپولیس و استقلال باید از جیب بنگاه های اقتصادی خصوصی خرج کنند، تصریح کرد: یا تعریف ورزش را نمی دانیم که از پول دولت به جیب تیم های فوتبال می ریزیم یا اینکه آگاهانه این کار را انجام می دهیم که باز هم ورزش را نشناخته ایم.
 
وی افزود: اگر ورزش را بشناسیم، حضور امثال هدایتی که باشگاه ملوان را از جیب شخصی اش می خرد، درست است؛ اگر واقعا از جیب شخصی و بنگاه اقتصادی اش باشد کار درست در فوتبال است.
 
بنگاه های خصوصی بلدند چگونه از باشگاه ها پول در بیاورند
 
مدیرعامل سابق باشگاه استیل آذین گفت: موضوع اصلی این است که بنگاه های اقتصادی باید فوتبال را حرفه ای کنند، حالا این پول را از کجا می آورند، موضوع جدایی است.
 
آجرلو با بیان اینکه اگر افراد به جای ساخت و ساز در امارات و واردات و صادارت طلا و جواهرات در فوتبال سرمایه گذاری کنند، اشکالی ندارد، خاطرنشان کرد: اگر از طریق بنگاه های خصوصی به رحمتی یک میلیارد هم بدهیم، کم است؛ این رقم ها در فوتبال با بنگاه های اقتصادی کم است.
 
رقمی که به بازیکنان داده می شود کم است
 
وی با بیان اینکه کسی که به دنبال تبدیل دو ریال به چهار ریال است، قطعا می تواند از باشگاه ها پول دربیاورد، ادامه داد: با این توصیف، این رقم هایی که به بازیکنان می دهند، کم است، چراکه فوتبال و بنگاه اقتصادی بازاری را ایجاد می کنند که میلیاردها تومان به باشگاهی مثل استقلال وارد شود؛ بخش خصوصی می تواند به صورت حرفه ای، این رقم ها را خودش تامین کند.
 
معاون تربیت بدنی سپاه افزود: کسانی که مسئول و وابسته به دستگاه های دولتی و جریان های سیاسی باشند، اگر وارد فوتبال شوند، دستشان را در جیب دولت و جاهایی می کنند که شاید خیلی ها نتوانند.
 
آجرلو گفت: هر مسئولی که به نقطه مرکزی دولت بیشتر نزدیک باشد، بیشتر می تواند بردارد؛ صفایی فراهانی در زمان دولت خاتمی بیشترین بهره را از دولت برد، چون آدم سیاسی بود.
 
وی این شیوه دولتی را بد دانست و گفت: آقایانی که در فوتبال هستند، حتما آدم های سیاسی هستند وگرنه این پول ها را از کجا می آورند؟
 
معاون تربیتی سپاه بیان داشت: اگر از من سوال شود، پول به فوتبالیست ها زیاد می دهیم یا کم، پاسخ می دهم، کم است، اما از منابع خصوصی باید تامین شود.
 
پرسپولیس و استقلال برای مسئولان، یک فضای سیاسی برای تامین رای است
 
آجرلو با اشاره به وعده خصوصی شدن پیروزی و استقلال ابراز داشت: متاسفانه مردم با مسئولانی رو به رو هستند که راست نمی گویند؛ علی آبادی زمانی که در تربیت بدنی بود، چند بار وعده داد که اول سال آینده این دو تیم را واگذار می کنیم، سعیدلو و دیگران هم قول دادند، اما این کار را نمی کنند، چراکه پرسپولیس و استقلال یک فضای سیاسی برای تامین رای است.
 
وی با بیان اینکه اگر می خواهیم برای انقلاب و مردم و ورزش کاری بکنیم باید فوتبال را به بخش خصوصی واگذار کنیم، خاطرنشان کرد: اصل 44 قانون اساسی چندین سال است که مصوب شده و امام (ره) هم در سال 59 و 60 می فرمودند که کار مردم را به خود مردم واگذار کنید، اما هنوز در سال 91 کار مردم در دست دولت است.

سخنان حماسی دبیرکل حزب‌الله لبنان درباره فیلم موهن آمریکایی؛

اهانت به پیامبر خطرناکتر از آتش زدن مسجدالاقصی است/ مردم کشورهای عربی به حاکمانشان برای محکومیت این توهین فشار بیاورند

 سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی تلویزیونی دیشب خود با اشاره به تولید و انتشار فیلم توهین آمیز علیه پیامبر اعظم (ص) و واکنش های موجود به انتشار این فیلم، آن را توهینی به پیامبر، قرآن کریم و دین مبین اسلام خواند و تاکید کرد که همین دقایق اندک از فیلم توهین های بسیار بزرگی را در بر داشت که تاکنون سابقه نداشته است.

وی تاکید کرد که انتشار این فیلم موهن اتفاقی بزرگ و خطرناک است اما بدتر از آن اصرار سایت های منتشر کننده این فیلم بر ادامه انتشار آن است.

سید حسن نصرالله با اشاره به اینکه پیامبر اکرم بعد از خداوند متعال مقدس‌ترین شخصیت برای مسلمانان است، گفت: من اعتقاد دارم که آنچه که اتفاق افتاده است، خطرناک‌تر از حادثه به آتش کشیدن مسجد الاقصی در سال 1969 بود، سکوت در مورد این حجم بالا از توهین نیز یک خطر است و امتی که در مقابل توهین به پیامبرش ساکت بنشیند، این پیام را به اسرائیل خواهد داد که می تواند مسجد الاقصی را نیز آتش بزند.

وی این اقدام را تجاوزی علیه مسلمان دانست و تاکید کرد که برای مقابله با هر تجاوزی علیه ملت چه در عرصه نظامی، سیاسی، فکری یا اقتصادی معمولا در دو راستا وارد عمل می شوند، اول شناسایی اهداف و تلاش برای به شکست کشاندن و ممانعت از تحقق این اهداف است و دومین محور فعالیت برای عدم تکرار این تجاوزها است.

هدف این فیلم، فتنه‌انگیزی بین مسلمانان و مسیحیان است

رهبر مقاومت اسلامی لبنان در مورد محور اول یعنی اهداف دشمن از این تجاوز ایجاد اختلاف و فتنه میان مسلمانان و مسیحیان را یکی از مهم‌ترین و خطرناکترین اهداف دشمن از توهین های مکرر به مقدسات دینی دانست و گفت که این افراد سعی می‌کنند و احتمال می‌دهند که مسلمان با مشاهده این تصاویر به دنبال انتقام گیری از اهانت به پیامبر خود خواهند بود، آنها می خواهند جمعیت های مسیحی را مسئول این تجاوز نشان دهند، اما به علت نحوه برخورد علمای دینی و سیاستمداران با این اتفاقات خشم ملت های عربی علیه سیاست های آمریکا ریخته شد، نه علیه مسیحیان که این فیلم توهین آمیز به آنها نسبت داده می شد.

وی تاکید کرد که رسانه های خبری در حالی مسیحیان قبطی را مسئول این توهین می دانند که روحانیون ارشد قبطی به سرعت تهیه این فیلم موهن را محکوم کرده‌اند و این موضوع تاثیر زیادی در از بین رفتن این هدف دشمن داشته است.

دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد که سازندگان و عوامل فیلم موهن همچنان تهدید می‌کنند که فیلم کامل را منتشر خواهند کرد. این یک نشانه مثبت است که نشان می دهد خشم عمومی مردم به روی آمریکایی ها و اسرائیلی گشوده شده، نه علیه مسیحیان.

به گزارش فارس، سید حسن نصرالله در ادامه اظهار داشت: راهکار دوم جلوگیری از تجاوزهای آینده است. این فیلم هم اکنون در آمریکا تولید و پخش شده و افرادی مسئول این اقدام بوده‌اند، من نمی‌خواهم به طرف‌ها یا کسانی بپردازم که این را مورد حمایت قرار داده یا آن را حمایت مالی کرده‌اند، اما جهان اسلام که ارزش‌ها و مقدساتش زیر پا گذاشته و به آنها توهین شد، از دولت آمریکا می‌خواهد، پخش این فیلم را به طور کامل متوقف و کسی که به مسلمانان توهین کرده را محاکمه کند، اما دولت آمریکا نه اقدامی انجام داده و نه می‌دهد و نخواهد داد.

وی افزود: آمریکا با این اقدام خود نمونه و شاهد زنده دیگری از دو رویی و فریبکاری‌ها و دوگانگی معیارهایش در برخورد با بسیاری از قضایا و مسائل را به اثبات می‌رساند و دلایل این ادعا بسیار است، ما چقدر شاهد محاکمه شخصیت‌ها و دولتمردان در بخش‌ها و کشورهای مختلف به خاطر دیدگاه‌هایشان در قبال صهیونیسم بودیم یا کسانی بودند که در قضیه هولوکاست شک و تردید کرده بودند. دولت آمریکا بسیاری از کمک‌های خود را به قضیه مبارزه با یهودی ستیزی یا همان یهود ارتباط می‌دهد.

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنانش گفت: آیا مسلمانان به عنوان پیروان یکی از بزرگترین ادیان آسمانی نمی‌توانند، خواستار صدور قانونی شوند، مشابه آنچه در بالا به آن اشاره شد. ما از این حیث در برابر یک نیرنگ و فریب و دوگانگی معیارها در برخورد با سیاست‌های مرتبط با امنیت و اقتصاد هستیم و این موضوعی است که باید روی آن تمرکز صورت گیرد و در بیداری و آگاهی ملل دوستدار صلح و دوستی باید به آن پرداخت و مورد توجه قرار گیرد.

مسلمانان مانع تکرار چنین اهانت‌هایی شوند

سید حسن نصر الله تاکید کرد: مسلمانان باید به هر نحو ممکن مانع وقوع چنین تعدی‌ها و اهانت‌هایی در آینده شوند و این با برگزاری برخی تظاهرات‌ها و سپس برگشتن به خانه کافی نیست. هم اکنون مسئولیت تاریخی بزرگی بر دوش جهان اسلام و همچنین تمام مسیحیان شرافتمند قرار دارد تا مانع تکرار اینگونه توهین‌ها شوند و اقدامی برای صدور قانون یا قطعنامه‌ای بین المللی شوند که در آن توهین به ادیان الهی و همچنین پیامبران به ویژه حضرت ابراهیم ، موسى، عیسى و پیامبر(ص) جرم تلقی و محکوم شود.

وی اضافه کرد: موضوع مهمی که امروز مطرح است تلاش برای جلوگیری از تکرار این اهانت‌ها در آینده است و در گذشته به کتاب «آیات شیطانی» اعتراض‌هایی برگزار شد که از اعتراض‌های امروز نیز بزرگتر بوده است و در آن زمان امام خمینی فتوای اعدام مولف این کتاب را صادر کرد که تا اندازه قابل توجهی به در محاصره ماندن نویسنده این کتاب و مکان هایی که این کتاب را می فروختند، منجر شد.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: به این ترتیب همه درخواهند یافت که هر کس چنین تصاویری را بکشد و این فیلم‌ها را تولید کند، در هر جای جهان مجازات خواهد شد و هیچ حامی و پیشتیبانی به خاطر این اقدام خود در عرصه بین‌المللی نخواهد یافت

وی گفت: کنگره آمریکا می‌تواند، قانونی مشابه قانون یهودی ستیزی تصویب کند تا به موجب آن هر آنکه در این کشور دست به چنین اقدامی بزند، مجازات شود. چون همه می‌دانند که مسلمانان آمریکایی تا چه اندازه تحت فشار هستند و از این حیث این مسلمانان باید در این اقدام سهیم باشند. در این میان کشورهای عربی هم‌پیمان با آمریکا نیز می‌توانند نقش داشته و در این اقدام سهیم باشند.

اگر به سران عرب اهانت می‌شد، واکنش آنها چه بود؟

دبیرکل حزب لبنان در ادامه سخنان خود خواستار برگزاری نشست فوق‌العاده سازمان کنفرانس اسلامی درباره این مسئله مهم شد و گفت: این موضوع نیازمند نشست فوق‌العاده سازمان کنفرانس اسلامی است، چون آنچه هم اکنون در جهان اسلام روی می‌دهد، بسیار خطرناک‌تر از آن چیزی است که در سوریه رخ می‌دهد. این اسلام شماست که به خطر افتاده و جای تعجب دارد که برخی از حکومت‌های عربی که اکنون سکوت پیشه کرده‌اند اگر به آنها اهانت می‌شد، بسیار خشمگین و عصبانی می‌شدند.

وی خواستار مسئولیت‌پذیری ملت‌های جهان عرب و فشار آنها به حکومت‌هایشان شد و تصریح کرد، در این بین یکی از بزرگترین مسئولیت‌های ملل جهان عرب درخواست اقدام از حکومت‌هایشان است و این حداقل چیزی است که می‌توان انجام داد، آنها باید به حکومت‌هایشان یادآور شوند که آنها در قبال چنین قضایایی مسئول هستند.

پیروان پیامبر(ص) هرگز در قبال اهانت ساکت نمی‌نشینند

سید حسن نصرالله در ادامه سخنان دیشب خود در واکنش به فیلم موهن به پیامبر اسلام ، تاکید کرد: همه جهان باید بداند که رسول اکرم (ص) پیروانی دارند که هرگز درقبال اهانت به ساحت مقدس ایشان ساکت نخواهند نشست.

وی که سخنانش به طور مستقیم از شبکه المنار بخش می شد، تصریح کرد: در همه شهرها باید مسلمانان به خیابانها بیایند و همه دولت ها باید درک کنند که منافع آنها در کشورهای عربی و اسلامی با احترام آنها به مقدسات جهان عرب و اسلام مرتبط است.

تظاهرات لبنانی‌ها علیه اهانت به رسول‌الله(ص) در "ضاحیه"

دبیرکل حزب الله لبنان گفـت: مسلمانان در این عصر مسئولیتی تاریخی دارند و روز دوشنبه سرآغاز تحرکات خواهد بود و فراخوان فردای ما برای تظاهرات در ساعت پنج در منطقه ضاحیه در جنوب بیروت بخشی از مجموعه تحرکی است که در همه مناطق لبنان تکمیل خواهد شد.

وی تصریح کرد: من از مردم دعوت می‌کنم که روز چهارشنبه در شهر صور، روز جمعه در شهر بعلبک، روز شنبه در بنت جبیل و یکشنبه در الهرمل و نواحی اطراف آن تظاهرات کنند.

سید حسن نصرالله گفت: لبنان عضو اتحادیه عرب و نیز عضو مجمع عمومی سازمان ملل است که می تواند از عراق(رئیس دوره ای اتحادیه عرب) بخواهد (اجلاس سران اتحادیه عرب را برگزار کند) و من دولت عراق را فرا می‌خوانم از این دولت می خواهم که این اجلاس سران را برای جرم دانستن اهانت به کتب سماوی برگزار کند و رهبران معنوی می توانند نقش بارزی را ایفا کنند.

وی خواستار نقش فعال لبنان در این زمینه شد و افزود: دولت لبنان می تواند موضع قاطعانه ای اتخاذ کند و نبیه بری رئیس مجلس نمایندگان لبنان در تعامل با پارلمان های عربی با تجربه است و می تواند نقش بزرگی را ایفا کند و لبنان می توان نقشی فراتر از حجم خود بازی کند و لبنان همواره نقشی بزرگتر از حجم خودش را در سطح مردمی ایفا کرده است. باید درخواست مردمی به منظور جلوگیری از انتشار فیلم به طور کامل و بازخواست مسئولان آن از طریق تحرکات مردمی و تظاهرات و تجمعات اعتراض آمیز ادامه یابد و رسانه های گروهی نقش تشکیلاتی را در هر کشوری بازی می کنند که می تواند چارچوبی را برای تعقیب این افراد و پیگیری پرونده بازی کنند.

سفر پاپ به لبنان نمونه همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان بود

وی به سفر سه روزه پاپ بندیکت شانزدهم به لبنان اشاره کرد و گفت: درباره لبنان، شکر خداوند این سه روز سطح مصونیت لبنان را نشان داد و گواه دیگری بر همزیستی مسلمانان و مسیحیان براساس احترام متقابل را به نمایش گذاشت و این امر را ما در جریان سفر پاپ به لبنان نظاره گر بودیم که این دیدار در صحت و سلامت کامل پایان یافت و لبنان می تواند نقش خاصی را ایفا کند. لبنان جایگاه خاصی در این رویارویی دارد و در اینجا روی خطابم را به میشل سلیمان رئیس جمهور، نبیه بری رئیس مجلس نمایندگان و نجیب میقاتی نخست وزیر لبنان و گروه‌های هشت و 14 مارس قرار می دهم و می گویم که لبنان می تواند نقش و رسالت بزرگی را در سطح جهانی ایفا کند.

وی مردم لبنان به برگزاری تظاهرات گسترده در مناطق مختلف این کشور فرا خواند و گفت: من خطاب به کسانی که آنها را به تظاهرات فرامی‌خوانم می گویم که ای انسان های شرافتمند شما همواره در صحنه های دفاع از کرامت و شرف حضور داشته اید و وقتی نیاز به نثار خون بوده است آن را نثار کرده اید و وقتی نیاز به اعطای پول بوده است از اعطای آن دریغ نکرده اید و شما خطرات بزرگی را تحمل کرده اید و شما هر ساله در روز دهم محرم الحرام میادین را پر می کنید و به ندای «هل من ناصر ینصرونی» لبیک می گویید.

دبیرکل حزب الله در پایان خطاب به مردم این کشور افزود: ای انسانهای شرافتمند کسی که شما را امروز صدا می زند جد امام حسین (ع) است که به کرامت ایشان توهین شده است و ایشان عظیم‌ترین انسان اخلاقی تاریخ هستند و به ندای پیامبر و رسول اعظم خود لبیک بگویید و باید همه جهان نظاره گر شما باشد.

رهبر انقلاب: «شهریار» در مواقع حساس انقلاب نقش مؤثرى ایفا کرد

رهبر معظم انقلاب: شهریار یک شاعر اسلامى و انقلابى بود، متواضع بود، دنبال نام و نشان نبود و براى خدا کار می‌کرد و در همه‌ مواقع حساس انقلاب او نقش مؤثرى ایفا کرد.

به گزارش رجانيوز، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بیانات رهبر معظم انقلاب را در دیدار اعضاى کنگره بزرگداشت استاد شهریار باز نشر داد.
 
متن کامل این بیانات در ذیل می‌آید:
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
اولاً به برادران عزیزى که از آن سوى مرز تشریف آورده‌اند، خوشامد مى‌گوییم. باید به آنها عرض کنیم که در حقیقت به خانه‌ى خودشان و وطن خودشان آمده‌اند. ما آنها را هم جزو خودمان و از خودمان مى‌شماریم. ما این‌جا را خانه‌ى خود شما به حساب مى‌آوریم. ما مرز جغرافیایى را فاصل نمى‌شماریم. همچنین، از همه‌ى برادران و خواهران عزیزى که در کنگره شرکت کردند - چه برادران این‌جا و چه برادران آن‌جا - به جهت ایجاد این کنگره، تشکر مى‌کنیم. ان‌شاءاللَّه که در مجموع، براى این شاعر عزیزمان، یادبود مناسبى بوده باشد.
 
درباره‌ى استاد شهریار، گفتنى زیاد است. یک مقوله، مقوله‌ى شاعرى اوست. درباره‌ى شاعرى شهریار، دو حرف مى‌شود زد: یک حرف این است که شهریار، یکى از بزرگترین شعراى معاصر ماست؛ هم در شعر فارسى و هم در شعر ترکى. البته شعر فارسى او خیلى بیشتر از شعر ترکى است و به نظر مى‌رسد که اولین و معروفترین شعرهاى او به زبان فارسى است. البته منظومه‌ى «حیدر بابایه سلام» را بایستى استثناء کرد؛ چون «حیدر بابایه سلام»، داستان جداگانه‌اى دارد که آن را در بخش دوم راجع به شاعرى شهریار، باید عرض کنیم. لکن اگر «حیدر بابایه سلام» را کنار بگذاریم، در مجموع، شعر فارسى شهریار اوج بیشترى از شعر ترکى‌اش دارد.
 
در شعر فارسى شهریار، خصوصیت عمده‌اى که براى برادران ترک وجود دارد، این است که شعر به معناى حقیقى کلمه است. شعر به معناى حقیقى کلمه، معناى حقیقى شعر است. یعنى نظم کلمات فقط نیست؛ لب احساس و خیال است. این را که عرض مى‌کنم، ترکهاى فارسى‌دان - مثل آقاى تجلیل(1) - خودشان خوب مى‌دانند. گاهى این زبان اوج مى‌گیرد. یعنى ما غزلهایى در شعر فارسى شهریار داریم که در ردیف غزلهاى درجه‌ى یک فارسى است. البته اینها زیاد نیست؛ اما هست. گاهى هم البته زبان تنزل مى‌کند. ما توقعى هم از شاعرى که در یک منطقه‌ى غیرفارس زبان متولد شده، نداریم. ولى آنچه که از شهریار در شعر فارسى مى‌بینیم، او را در ردیف یکى از بزرگترین شعراى زمان ما قرار مى‌دهد. مطلب دومى که در مورد شاعرى شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است؛ و آن این است که مى‌شود گفت: شهریار یکى از بزرگترین شاعران همه‌ى دورانهاى تاریخ ایران است. و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است.
 
«حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایى است. همه‌ى خصوصیات شعرى مثبت شهریار در این شعر هست. یعنى روانى، صفا، ذوق و دیگر خصایصى که مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگى دیگرى هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است که در این شعر که تصویرى از سابقه‌ى ذهنى خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، مى‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه‌ى شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلى بالاست.
 
فکر مى‌کنیم که آمیزه‌ى بسیار هنرمندانه‌اى است از شعر و حکمت و زبان زیبا و قدرت فوق‌العاده‌ى تصویر. شهریار این منظومه را در هنگامى گفته که بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخه‌اى که براى من فرستاده، بالاى صفحه‌ى اول نوشته است: «گمان مى‌کنم این را در سال 1324 شمسى سرودم.» و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است. من حالا براى این‌که آقاى شاهرخى(2) و آقاى ستوده(3) و سایر برادران شاعر این‌جا نشسته‌اند، چیزى به‌عنوان شیرینى مجلس عرض مى‌کنم. این غزل شهریار در ذهن من هست که مى‌گوید:
 
  در وصل هم ز شوق تو اى گل در آتشم
 
  عاشق نمى‌شوى که ببینى چه مى‌کشم
 
ببینید، این بیت واقعاً در ردیف بالاترین شعرهاى فارسى است:
 
  با عقل، آب عشق به یک جو نمى‌رود
 
  بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
 
البته در همین غزل، شهریار یک بیت بسیار پایین دارد، که قافیه‌اش «پیراهن کشم» است، که این هم از خصوصیات شهریار است. همین‌طور یک خط زیگزاگى در این شعر طى مى‌شود: مى‌رود بالا و مى‌آید پایین! یعنى اگر امکان داشت به همان روال مطلع، همه‌ى شعر را بگوید، سروده‌ى فوق‌العاده‌اى مى‌شد.
 
  از «حیدر بابایه سلام» هم یک بندش را بخوانیم:
 
  حیدر بابا دنیا یالان دنیادى
 
  سلیمان‌دان، نوح‌دان قالان دنیادى
 
هر کیمسیه هر نه وریب آلیبدیر
 
  افلاطوننان بیرقورى آدقالیب دیر
 
لکن یک نکته‌ى اساسى هم درباره‌ى شهریار هست که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمى از زندگى‌اش - در حدود شاید سى‌سال آخر زندگى‌اش - دوران عرفانى و معنوى بسیار زیبایى را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازى پرداخت. یعنى به خودش رسید و سعى کرد باطن و معنویت خودش را صفایى ببخشد.
 
خود او در اشعار بیست، سى سال اخیر، این معنا را به روشنى بیان کرده است. حتى آن‌طور که شنیدم - شاید از خودش شنیدم؛ الان درست یادم نیست - ایشان یک قرآن هم به خط خودش نوشت. شاید هم تمام نکرده ... به‌هرحال، این در ذهنم هست که مشغول نوشتن قرآنى بوده است. وقتى انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه‌ى دینى و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبى کرد. شاید در آن یکى دو سال اول انقلاب، کسى از ما به یاد شهریار نبود. یعنى گرفتاریها آن‌قدر زیاد بود که مجالى براى این یادها پیش نمى‌آمد. یک وقت دیدیم صداى شهریار، در ستایش انقلاب، از تبریز بلند شد. دیدیم همه‌ى جزئیات انقلاب را او تعقیب مى‌کند.
 
در همه‌ى مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثرى ایفا کرد. یک جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد که یکى از سخت‌ترین تجربه‌هاى ما بعد از انقلاب بود. تعداد شعرهایى که شهریار براى جنگ گفته؛ حضورى که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل کنگره‌هاى مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحى که او از بسیج عمومى مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدرى زیاد است که اگر انسان نمى‌دید و نمى‌شنید و خودش لمس نمى‌کرد، به دشوارى مى‌توانست آن را باور کند. مردى در حدود هشتاد سال سن - بلکه بیش از هشتاد سال - در مجامع شعرى حضور پیدا کند و براى هر مراسمى، شعر یا شعرهایى بگوید! این در حالى بود که از مثل او، چنین توقعى هم نبود. این، نشان‌دهنده‌ى نهایت اخلاص و صفا و بزرگوارى آن مرد بود.
 
به‌هرحال، شهریار یک شاعر اسلامى و انقلابى بود. من خبر داشتم در همان اوقاتى که شهریار براى انقلاب مى‌سرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه‌ى دوستى داشتند، مرتب فشار مى‌آوردند، نامه برایش مى‌نوشتند و شعر در هجوش مى‌گفتند. حتى اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که «تو چرا براى انقلاب اسلامى، این‌طور دل مى‌سوزانى!؟» و او مثل کوه ایستاده بود.
 
من حقیقتاً تعجب مى‌کردم. من بعضى از کسانى را که به ایشان فشار مى‌آوردند، از نزدیک مى‌شناختم و شعر و سابقه‌ى ذهنى‌شان را مى‌دانستم. بعضى از آنها وابسته به رژیم سابق بودند. مستقیماً مربوط به آن جناح بودند، و جزو دربار پهلوى و آن دستگاه محسوب مى‌شدند. بعضى دیگر هم توده‌اى و کسانى بودند که جیره‌خور شوروى سابق به حساب مى‌آمدند. همه‌ى اینها، با این‌که به لحاظ مبنا و منطق، به ظاهر بینشان فاصله‌اى وجود داشت، در وارد آوردن فشار روى شهریار شریک بودند، و شهریار، محکم و قرص ایستاده بود.
 
به‌هرحال، شهریار شاعر متواضعى بود. دنبال نام و نشان نبود و براى خدا و وظیفه کار مى‌کرد، و حالا خداى متعال، پاداش او را مى‌دهد. امروز شهریار در داخل کشور ما یک چهره‌ى بسیار نورانى است. چند شب پیش، سیما مراسمى را به مناسبت هفته‌ى بسیج نشان مى‌داد، که شهریار در آن مراسم بود.
 
این چند روزه، هفته‌ى بسیج بود و در یکى از مراسم بسیج، شهریار شعر مى‌خواند و در سیما او را نشان مى‌دادند. من مطمئنم که آن بخش از برنامه را همه‌ى مردم؛ یعنى هرکس که توانست تماشا کرد. من خودم مى‌خواستم بخوابم، دیدم در اتاق بچه‌ها تلویزیون روشن است و صداى شهریار مى‌آید. رفتم تماشا کنم، دیدم بچه‌ها همه‌شان ایستاده‌اند و تماشا مى‌کنند. این، محبوبیت عجیبى است که شهریار پیدا کرده. این، به خاطر خدمات و کار براى خدا بود، که او انجام داد. شهریار قطعاً ماندنى است.
 
از آن شعرایى است که مثل سعدى و حافظ و از این قبیل، در دورانهاى بعد از دوران خودش، معروفتر و بزرگتر خواهد شد. لذا، هرچه آقایان درباره‌ى او انجام دهند، از نظر ما زیاد نیست. حضور شهریار در هر کشورى و در میان هر ملتى، حضور مبارک و مفیدى است.
 
برادران ما در جمهورى آذربایجان، اگر چه از شعر فارسى او قاعدتاً استفاده‌اى نمى‌کنند، اما از همان شعر ترکى او هم که استفاده مى‌کنند، خیلى مغتنم است. کاش مى‌توانستند خط حروف فارسى و عربى را بخوانند، تا دستخط خود شهریار را هم مى‌دیدند و مى‌فهمیدند که شهریار از آن افراد بسیار خوش خط بود و تا سالهاى آخر عمرش هم مشق خط مى‌کرد.
 
اگر آن را هم مى‌توانستند بخوانند، براى معرفت به او، پله‌ى بلندترى بود.ما از آقاى دکتر لاریجانى صمیمانه تشکر مى‌کنیم؛ همچنین از همه برادران و خواهرانى که این کنگره را به راه انداختند. از آقایان و خانمهایى هم که زحمت کشیدند و از جمهورى آذربایجان تشریف آوردند، تشکر مى‌کنیم. ان‌شاءاللَّه که در تهران به شما خوش بگذرد و خاطرات خوبى داشته باشید. از برادران شاعر و ادیب و نویسنده و محقق خودمان هم که این‌جا تشریف دارند، خیلى متشکریم. خدا شما را براى ما نگه دارد و ان‌شاءاللَّه که همه‌ى شما مایه‌ى خیر و برکت براى این کشور و این ملت و تاریخ ما باشید.
 
والسّلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته

چرا نمک برکت سفره است؟

نمک از جمله مواد غذایی است که خواص درمانی فراوانی دارد. اهل بیت همواره بر مصرف نمک با رعایت شرط عدم افراط تاکید داشته اند.

در تمام روایات خوردن کمی نمک قبل از شروع غذا تاکید شده است و این به دلیل آن است که نمک طعام معده را در جهت ساختن اسید کلریدریک که شیره هضم کننده مواد غذایی و ضدعفونی کننده معده است آماده می سازد اما در میان غذا و یا افزودن بیش از اندازه نمک به غذا و افراط در آن موجب افزایش فشار خون و ایجاد زخم معده می گردد. بهترین نمک، نمک دریا و نمک خالص آندرانی است که هیچ زیانی را در بر ندارد.
 
به گزارش خبرآنلاین به نقل از منابع مستند حدیثی، در زمینه ضرورت مصرف نمک و فواید آن از ائمه اطهار که درود خداوند بر آنان باد، احادیث زیادی نقل شده که بخشی از آن ها را در اینجا بازگو می کنیم.
 
احادیثی در این باره:
 
حضرت علی(ع) می فرماید: «ابتدای غذا نمک بخورید. اگر مردم می دانستند نمک چه خاصیتی دارد هر آینه به جای داروهای مجرب دیگر آن را انتخاب می کردند.» همچنین در روایتی دیگر می فرماید: «اگر نمک بر سر سفره نباشد آن سفره برکت نخواهد داشت.»
 
امام صادق(ع) فرمود: «اگر کسی همراه اولین لقمه ی غذا نمک بخورد لکه های سیاه و سفید صورت برطرف می شود.»
 
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:«هرکس پیش از غذا اندکی نمک بخورد خداوند سیصدوسی نوع بلا و مرض را از او دور می سازد که کوچکترین آن ها جذام است.»
 
امام علی(ع) می فرماید:«بر سر سفره ای که نمک در آن نباشد حاضر نشوید و سلامتی بدن در آن است که قبل از غذا مقداری نمک خورده شود.»
 
در کتاب کافی هشام بن سالم از امام صادق(ع) نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) به امام علی (ع) فرمود: یا علی! غذا را با نمک شروع و با نمک ختم کن زیرا اگر کسی چنین کند از هفتادودو بیماری از قبیل جنون و جذام و برص در امان خواهد بود.

عكس: استاد شهريار در كنار علامه جعفري

 

مخاطبان محترم می توانند مطالب  وتصاوير خود را در موضوعات مختلف، به آدرسinfo@rajanews.com ارسال نمایند.

به بهانه نقد فیلم وسریالهای موهنی که در باره دفاع مقدس ساخته می شوند؛

پس از فیلم سریالی ضد ارزشی اخراجی ها ، که قداست دفاع مقدس وحرمت بسیج وبسیجی وشوکت واحتشام رزمندگان دلاور اسلام واقتدار سربازان روح الله وهیمنه نیروهای ارزشی وحزب اللهی وشأن وجایگاه فرهنگ شهادت را ، به بدترین شکل ممکن در هم شکست ، واستقبال گروهی خاص از این فیلمها...
"عماریون"- سید مختار موسوی/ پس از فیلم سریالی ضد ارزشی اخراجی ها ، که قداست دفاع مقدس وحرمت بسیج وبسیجی وشوکت واحتشام رزمندگان دلاور اسلام واقتدار سربازان روح الله وهیمنه نیروهای ارزشی وحزب اللهی وشأن وجایگاه فرهنگ شهادت را ، به بدترین شکل ممکن در هم شکست ، واستقبال گروهی خاص از این فیلمها ، که صرفاً بخاطر شکسته شدن خط قرمزها وبه تمسخر واستهزاء ارزشها وبازی با اصول ومقدسات ، به تماشای آن می نشستند ، دست اندرکاران این فیلم ها را سرمست از فروش خوب فیلمشان کرده بود ، باب ارزش ستیزی وعبور از خط قرمز ها وهجمه به اصول وآرمانهای مقدس انقلاب اسلامی ، در سینما وتلویزیون ، بدون هر گونه موانعی بازشد .

ننگ وتلخی ماجرا زمانی نمک می شود وبر قلب وروح زخمی پیروان راستین ولایت وانقلابیون اصیل پاشیده می شود ، که سازندگان این فیلم موهن وضد ارزشی ، بر دولت ونظام واز همه مهمتر ، برملت واز آن بالاتر ، بررزمندگان وجامعه ایثارگران وخانواده شهدا ، منت می گذارند که ، فیلم دفاع مقدسی ساخته اند.

متأسفانه این معظل چنان رشد سرطان گونه ای پیدا کرده که به همه کس وهمه جا سرایت نموده است . طوریکه هر فیلم نامه نویس ویا کارگردان وتهیه کننده ای که ، برای پیدایش سوژه طنز وخنده ، دچار کمبود ونقصان می شوند ، فوراً بدون هر گونه مانعی ، به دفاع مقدس هجوم می آورند ، ودیواری کوتاه تر از دیوار دفاع مقدس ، وسوژه ای بی دفاع تر ار بسیج وبسیجی وموردی بی صاحب تر از اصول وارزشهای انقلاب اسلامی وبالاخره چیزی خنده دار تراز جبهه وجنگ ودفاع مقدس ورزمندگان اسلام پیدا نمی کنند .

بنده بر این باورم ، که بدون استثناء تک تک دست اندرکاران فیلمهای مثل اخراجی ها ، نابرده رنج واخیراً هم بیدارباش ، با معنی ومفهوم واقعی دفاع مقدس ، وراز اینکه چرا به به هشت سال دوران جنگ تحمیلی ، دفاع مقدس گقته شده است ، بیگانه هستند . وآنطوریکه باید ، با اصول وارزشهای انقلاب اسلامی وخط قرمز های آن آشنا نبوده ونیستند . وهیچ شناختی نسبت به اخلاق ومرام ومشرب بسیجی ومأموریت بسیج وفلسفه تشکیل بسیج نداشته اند . وگرنه هرگز ، به خودشان اجازه نمی داند ؛ با ساختن چینین فیلمهای توهین آمیز ، دل مادران شهدای بسیجی را بشکنند وبا احساسات وعواطف پاک خانواده رزمندگان بازی کنند .

بنده فقط یک سوال ساده از مسئولین سینمای دفاع مقدس وآقای ضرغامی وآقای حسینی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی ، آیا شما میدانید که ، امام خمینی (ره) آرزو داشت یک بسیجی باشد .

بسیجی که امام خمینی (ره) آرزوی آنرا داشت ، در این فیلمها وسریالها ، بعنوان سیاهی لشکر ویا رزمندگان عادی که هیچ نقشی در فیلم ندارند ، انجام وظیفه می کنند ، نه آن دسته از افرادی که با حقه بازی ونیرنک وبه قصد سوء استفاده وارد بسیج وجبهه شده بودند ودر فیلم ها بعنوان نقش اصلی بازی می کردند وبعدها عاقبت به خیر می شدند .

بسیجی مورد علاقه امام خمینی (ره) که آرزوداشت یک بسیجی باشد ، مثل بسیجی شهید سید سیف الله موسوی ( برادر نگارنده ) بوده که در سن 17 سالگی پس از 4 سال حضور مستمر در جبهه های جنگ حق علیه باطل در عملیات ظفرمند کربلای پنج به درجه درفیع شهادت نائل آمده است ، این شهید از سن 12 سالگی با عشق وعلاقه وبا آگاهی کامل ومعرفت وشناخت کافی وارد بسیج شدند . وبرای اعزام به خط مقدم جبهه شناسنامه خودرا دست کاری کرده بودند . وبه رغم مخالفت همه اعضای خانوداه از جمله شخص خودم ( مخالفت بنده به خاطر صغر سن وعلاقه شدید پدرومادرم به اوواینکه خودم در جبهه حضور داشتم بود . ) چون پدرم بخاطر روحیه دینی ومذهبی بالایی که برادرم داشت از همان دوران کودکی اورا آیت الله صدا می زد ؛ یعنی می گفت : سیف الله در آینده مرجع تقلید خواهد شد . واز این رو دوست داشت اورا در لباس روحانیت ببیند . لذا همواره با سعه صدر وحوصله فراوان می نشست وهمه را متقاعد میکرد که ، فعلا جبهه به حضور او وامثال او ، بیشتر از هر چیز دیگری نیاز دارد . وعلیرغم اینکه چهار سال از من کوچکتر وتحصیلاتش هم از من کمتر بود ، در جبهه چنان نامه هایی برای من می نوشت ، که گویی نامه را یک روحانی بلند پایه با تحصیلات تکمیلی واستاد دانشگاه نوشته است . طوریکه هنوز هم از نامه های او استفاده می کنم .

بنده خودم نیز از سن 13 سالگی با بسیج وجبهه وجنگ آشنا بوده ام وچند ماهی افتخار حضور در جبهه را داشته ام ، ولی هرگز با بسیجیانی با خلق وخوی افرادی که بناحق ، در فیلمهای ضد ارزشی موردبحث ، بعنوان بسیجی معرفی می شوند ، مواجه نشده ام .

بیسجی مورد نظر امام خمینی ، بسیجیانی چون شهید فهمیده ، شهید باکری ؛ شهید همت ، شهید کاوه ، شهید احمد کاظمی ، شهید باقری ، شهید زین الدین ، بوده اند . نه شخصیتهای ترسو و فرصت طلب وسوء استفاده کنی که در فیلم ها وسریالها بعنوان بسیجی معرفی میشوند.

اصلاٌ چرا وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ، وصدا وسیما وستاد حفظ آثار دفاع مقدس واز همه مهمتر ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وبسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه می دهند ، اینگونه با بسیج وبسیجی شوخی کنند ؟ پس از مجموعه فیلم طنزی که در آن نگاهی متفاوت به مقوله جبهه وجنگ ودفاع ومقدس شده بود ُ ُ معروف بهاخراجی ها ، که فعلا قًصدندارم در این یادداشت به این فیلم بپردازم ودرباره آن اظهار نظری بنمایم ، اما متأسفانه پس از اکران این مجمومه در سینما وسپس پخش آن از رسانه ملی ،صرف نظر از خوب یا بد بودن آن ، بعلت اینکه خیلی از همکاران آقای مسعود دهنمکی و حتی جمعیت زیادی از تماشاگران ومنتقدان سینمانتوانسته بودند ، اهداف ونیّات اورا در ساختن چنین مجموعه ای درک کنند ، و بالتبع قراعت ها وبرداشتهای گوناگونی از این فیلم طنز آمیز که ، برای اولین بار در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با مقدساتی چون ، فرهنگ شهادت ، دفاع مقدس ، بسیج وبسیجی ونیروهای حزب اللهی شوخی شده بود ؛ ناباورانه راه برای شکستن قداست دفاع مقدس و هتک حرمت بسیج وبسیجی و سبک شمردن شوکت واحتشام رزمندگان دلاور اسلام وبازی با اقتدار سربازان روح الله وهیمنه نیروهای ارزشی وحزب اللهی و نادیده انگاشتن شأن وجایگاه واقعی فرهنگ شهادت باز شد.

چیزهایی که اصلاً شاید در مخیله سازندگان این فیلم خطور نکرده بود . وفکرش را نمی کردندکه شاید بعد از آنها ، هرکس با هر منظوری بتواند ، بااین مقدسات که روزی جزو خط قرمز های نظام بودند ، بازی کند وآنهارا به راحتی دور بزند . در فیلمهای طنز دفاع مقدس که بعداز مجموعه اخراجی ها ساخته شده ، باعث گردید که خیلی ها با همان نگاه ، به مجموعه اخراجی ها بنگرند و آنرا نقد کنند .

اقبال عمومی که از این فیلم شد ، وخبر فروش میلیاردی آن که همه جا پخش گردید ، هرکسی را وسوسه کرد که ، برای تجارت وسرگرم نمودن مردم وخنداندن آنها ، به شوخی وبازی با دفاع مقدس وایثارگران و تخطئه نمودن اصول وارزشهای انقلاب اسلامی روی بیاورد . تا شاید آنها نیز یک شبه میلیادر شوند . ومتأسفانه تسامح وتساهل مجموعه های نظارتی موجب گردید که ، آنچه نباید در این فیلمها اتفاق بیفتد ، اتفاق افتاد .

البته نباید این حقیقت را انکار کرد که گروهی از اقشار مختلف مردم نیز ، که از دیر باز با نظام ولایی مشکل داشته ودارند ، صرفاً بخاطر شکسته شدن خط قرمزها وبه تمسخر واستهزاء کشاندن ارزشها وبازی با اصول ومقدسات در این فیلم ها ، به تماشای آن می نشستند ، .

ننگ وتلخی ماجرا زمانی نمک می شود وبر قلب وروح زخمی پیروان راستین ولایت وانقلابیون اصیل پاشیده می شود ، که سازندگان فیلم های ضد ارزشی وموهنی که بعد از مجموعه طنز اخراجی ها ساخته شد، بر دولت ونظام واز همه مهمتر ، برملت واز آن بالاتر ، بررزمندگان وجامعه ایثارگران وخانواده شهدا ، منت می گذارند که ، فیلم دفاع مقدسی ساخته اند.

متأسفانه این معظل چنان رشد سرطان گونه ای پیدا کرده که به همه کس وهمه جا سرایت نموده است . طوریکه هر فیلم نامه نویس ویا کارگردان وتهیه کننده ای که ، برای پیدایش سوژه طنز وخنده ، دچار کمبود ونقصان می شوند ، فوراً بدون هر گونه مانعی ، به دفاع مقدس هجوم می آورند ، ودیواری کوتاه تر از دیوار دفاع مقدس ، وسوژه ای بی دفاع تر ار بسیج وبسیجی وموردی بی صاحب تر از اصول وارزشهای انقلاب اسلامی وبالاخره چیزی خنده دار تراز جبهه وجنگ ودفاع مقدس ورزمندگان اسلام پیدا نمی کنند .

بنده بر این باورم ، که دست اندرکاران فیلمهای طنزی که در باره دفاع مقدس ساخته شده است ، از جمله اخراجی ها ، نابرده رنج واخیراً هم بیدارباش ، آنطوریکه باید وشاید ، با معنی ومفهوم واقعی دفاع مقدس ، وراز اینکه چرا به به هشت سال دوران جنگ تحمیلی ، دفاع مقدس گقته شده است مأنوس نیستند . وآنطوریکه باید ، با اصول وارزشهای انقلاب اسلامی وخط قرمز های آن آشنا نبوده ونیستند . شناختی کاملی نسبت به اخلاق ومرام ومشرب بسیجی ومأموریت بسیج وفلسفه تشکیل بسیج نداشته اند . وگرنه هرگز ، به خودشان اجازه نمی دادند ؛ با ساختن چینین فیلمهای توهین آمیزی ، دل مادران شهدای بسیجی را بشکنند وبا احساسات وعواطف پاک خانواده رزمندگان بازی کنند .

بنده فقط یک سوال ساده از مسئولین سینمای دفاع مقدس وآقای ضرغامی وآقای حسینی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی دارم مبنی بر اینکه ، آیا شما میدانید که ، امام خمینی (ره) آرزو داشت یک بسیجی باشد ؟

بسیجی که امام خمینی (ره) آرزوی آنرا داشت ، در این فیلمها وسریالها ، بعنوان سیاهی لشکر ویا رزمندگان عادی که هیچ نقشی در فیلم ندارند ، انجام وظیفه می کنند ، نه آن دسته از افرادی که با حقه بازی ونیرنک وبه قصد سوء استفاده وارد بسیج وجبهه شده بودند ودر فیلم ها بعنوان نقش اصلی بازی می کردند وبعدها عاقبت به خیر می شدند .

بسیجی مورد علاقه امام خمینی (ره) که آرزوداشت یک بسیجی باشد ، مثل بسیجی شهید سید سیف الله موسوی ( برادر نگارنده ) بوده که در سن 17 سالگی پس از 4 سال حضور مستمر در جبهه های جنگ حق علیه باطل در عملیات ظفرمند کربلای پنج به درجه درفیع شهادت نائل آمده است ، این شهید از سن 12 سالگی با عشق وعلاقه وبا آگاهی کامل ومعرفت وشناخت کافی وارد بسیج شدند . وبرای اعزام به خط مقدم جبهه شناسنامه خودرا دست کاری کرده بودند . وبه رغم مخالفت همه اعضای خانوداه از جمله شخص خودم ( مخالفت بنده به خاطر صغر سن وعلاقه شدید پدرومادرم به اوواینکه خودم در جبهه حضور داشتم بود . ) چون پدرم بخاطر روحیه دینی ومذهبی بالایی که برادرم داشت از همان دوران کودکی اورا آیت الله صدا می زد ؛ یعنی می گفت : سیف الله در آینده مرجع تقلید خواهد شد . واز این رو دوست داشت اورا در لباس روحانیت ببیند . لذا همواره با سعه صدر وحوصله فراوان می نشست وهمه را متقاعد میکرد که ، فعلا جبهه به حضور او وامثال او ، بیشتر از هر چیز دیگری نیاز دارد . وعلیرغم اینکه چهار سال از من کوچکتر وتحصیلاتش هم از من کمتر بود ، در جبهه چنان نامه هایی برای من می نوشت ، که گویی نامه را یک روحانی بلند پایه با تحصیلات تکمیلی واستاد دانشگاه نوشته است . طوریکه هنوز هم از نامه های او استفاده می کنم .

بنده خودم نیز از سن 13 سالگی با بسیج وجبهه وجنگ آشنا بوده ام وچند ماهی افتخار حضور در جبهه را داشته ام ، ولی هرگز با بسیجیانی با خلق وخوی افرادی که بناحق ، در فیلمهای ضد ارزشی موردبحث ، بعنوان بسیجی معرفی می شوند ، مواجه نشده ام .

بیسجی مورد نظر امام خمینی ، بسیجیانی چون شهید فهمیده ، شهید باکری ؛ شهید همت ، شهید کاوه ، شهید احمد کاظمی ، شهید باقری ، شهید زین الدین ، بوده اند . نه شخصیتهای ترسو و فرصت طلب وسوء استفاده کنی که در فیلم ها وسریالها بعنوان بسیجی معرفی میشوند .

اصلاٌ چرا وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ، وصدا وسیما و بنیادحفظ ارزشهاو آثار دفاع مقدس واز همه مهمتر ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وبسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه می دهند ، اینگونه با بسیج وبسیجی شوخی کنند ؟

آغاز تبلیغات انتخاباتی زودهنگام رحیم مشایی/عکس



مشاور وزیر دفاع اسراییل: حمله‌ای علیه به ایران انجام نخواهد شد

ایران هسته ای- در حالی که هر روز بر تلاش مقام های اسراییلی بویژع بنیامین نتانیاهو برای ایجاد ابهام درباره موضوع درگیری یا عدم درگیری ایران واسراییل افزوده می شود، یک مقام دفاعی رسمی اسراییل گفت حمله ای علیه ایران در حال برنامه ریزی نیست.

عاموس گیلاد، مشاور ارشد ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی روز یکشنبه 26 شهریور 1391 (16 سپتامبر 2012) به کانمل 2 تلویزیون اسراییل گفت: «در مورد اين که اسرائيل چه خواهد کرد يا نخواهد کرد پشت درهاي بسته تصميم گيري خواهد شد. اما تا حدي که امکان پيش بيني وجود دارد به نظر مي رسد اوضاع آرام باشد البته اگر حوادثي مانند جرائم جنون آميز که کل جهان را به آتش خواهد کشيد، ناديده بگيريم».
 
با توجه به جایگاه گیلاد در وزارت جنگ اسراییل و نزدیکی او به ایهود باراک، این اظهارنظر وی از جانب تحلیلگران اینگونه ارزیابی شده است که اسراییل تصمیم گرفته سخن گفتن درباره آمادگی برای تهدیدنظامی ایران را تعدیل کند.
 
این در حالی است که این رفتار با راهبرد اعلام شده صهیونیست ها مبنی بر معتبر سازی تهدید نظامی کاملا مغایرت دارد.
 
برخی تحلیلگران حدس می زنند ترس از بی اعتبار شدن و فشار امریکا دو عاملی است که منجر به تعدیل لحن صهیونیست ها شده است.

توصیه قرائتی به طلاب

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی گفت: مدرک بگیرید ولی برای مدرک درس نخوانید چون درسی که برای مدرک خوانده شود فایده ای ندارد.

 به گزارش رسا، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، مفسر قرآن کریم در مراسم آغاز سال تحصیلی مرکز تخصصی مهدویت که عصر امروز در مرکز تخصصی مهدویت برگزار شد، گفت:  ما ازعلمی که فرا گرفته ایم، به درستی استفاده نکرده ایم.
 
وی در ادامه افزود: خداوند در قرآن می فرماید«اگر کاری انجام می دهید حقش را ادا کنید و اگر نمی توانید حقش را ادا کنید به اندازه توان و وسعتان آن را انجام دهید» در حالی که ما به اندازه توانمان هم به وظیفه و کار خود عمل نکرده ایم و این مایه تأسف است.
 
رییس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به اینکه هر طلبه ای باید یک دور تفسیر قرآن را مطالعه کند، اظهار داشت: تعطیلات در حوزه علمیه بسیار زیاد است و این موجب رکود طلبه می شود، باید برنامه ریزی شود تا تعطیلات فقط در ایام تبلیغ باشد و برای طلبه دوره تفسیر قرآن و نهج البلاغه قرار داده شود.
 
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی مباحثه تفسیر و نهج البلاغه را برای طلاب ضروری و واجب دانست و ابراز داشت: ما باید کتاب خداوند را با قوت و قدرت به دست بگیریم و با مطالعه و عمل به آن مشکلات خود و دیگران را برطرف کنیم.
 
وی با بیان اینکه در مصرف عمر کسی نباید تقلید کند، گفت: باید مطالبی را یادبگیریم که مورد استفاده باشد و نیازهایمان را برطرف کند و بتوان به دیگران نیز ارائه کرد و الا صرف وقت برای کسب عناوین و مدارک مختلف هیچ سود و فایده ای ندارد.
 
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی خاطرنشان کرد: صحبت عملی کنیم یعنی در عین ساده و روان بودن، سخنمان محکم و مستدل باشد و در صحبت کردن اهل تکلف، غرور و تکبر نباشیم و اگر مطالعه نداریم یا مسأله‌ای را نمی دانیم سخنرانی نکنیم و بگوییم که نمی‌دانیم.
 
رییس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به اینکه اگر مدیریت صحیح باشد از ضعیف‌ترین افراد هم می‌شود استفاده کرد، افزود: گزینش مبلغ نباید براساس تحصیل و نمره بالا باشد به دلیل اینکه افرادی هستند که با وجود نمره بالا توان تبلیغ و سخنرانی را ندارند، در مقابل افرادی هم هستند که در عین تحصیلات پایین از توان تبلیغی بالایی برخوردارند.
 
وی استفاده از ظرفیت افراد را بسیار ضروری برشمرد و خاطرنشان کرد: ما باید از ظرفیت بالای فرزندان شهید، فرزندان روحانی و همسران روحانی که در خط اسلام و انقلاب و دارای معنویت و دین داری هستند کمال استفاده را ببریم و این امر با تلاش و تبلیغ فراوان و جذب قلوب آنان میسر می شود.
 
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی اظهار داشت: شهر قم باید مرکز طهارت جوانان باشد و جوانان قمی باید بهترین جوان‌ها باشند و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه ما طلاب و روحانیون جوانان را با اسلام مأنوس کنیم و با دوستی و محبت آنان را به تقوای الهی و توسل به ائمه(ع) دعوت کنیم.
 
وی در پایان تبلیغ و هجرت را امری واجب و ضروری برای طلاب عنوان کرد و افزود: طلاب باید برای تبلیغ دین و آموزش احکام اسلامی هجرت کنند و به روستاها بروند و مردم را آگاه کنند و با ایجاد دوستی و محبت بین خود و آنان، قلوب آنان را تسخیر و مجذوب خداوند کنند.

عکس: موتورسوار دیوار وحشت

رمضان روشن ضمیر موتورسوار 55 ساله دیوارمرگ است که از سن 25سالگی موتور سواری می‌کند. او 20 سال در دیوار مرگ پارک ملت مشهد موتورسواری می‌کرده که بعد از جمع شدن دیوار پارک با کمک چند نفر از علاقمندان دیوار دیگری در باغ وحش مشهد احداث کرده است و 15 سال است که برای بازدید کنندگان از باغ وحش برنامه اجرا می کند.

تصویری از عمرمختار، دقایقی پیش از اعدام

متجاوزان ایتالیایی 81 سال پیش در چنین روز عمر مختار رهبر مبارزان و استقلال طلبان لیبی را به دار آویخته و به شهادت رساندند.

 عمر مختار، بیش از بیست‌سال رهبر جنبش مقاومت مردم لیبی علیه اشغالگری نظامی ایتالیا بود. وی در روستای کوچک جنزور در نزدیکی طبرق در شرق لیبی به دنیا آمد. ابتدا در سال 1912، او سازماندهی و نزدیک به بیست سال، به رهبری مقاومت مردمی لیبی در برابر استعمار ایتالیا پرداخت و بیش از هزار بار با نیرو های ایتالیایی درگیر شد. دولت ایتالیا وی را دستگیر و در روز 16 سپتامبر سال 1931 در سلوق به دار آویخت. روحش شاد.
 

ادعای کشف اشعار جدیدی از حافظ

پوربزرگ وافی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا استاد درباره علل اینکه برخی از شعرها در «دیوان حافظ» وجود ندارد، مطلبی را بیان کرده‌ است، گفت: برخی از مورخان و کسانی که تاریخ و ادبیات را پیگیری می‌کنند، معتقد هستند برخی از اشعاری که در سده‌های گذشته وجود دارد متعلق به «حافظ» نیست اما طبق برآورد و ارزیابی فنی «استاد شهریار» این اشعار برای «حافظ» است.

به گزارش فارس، یک نویسنده از نگارش کتابی درباره شهریار خبر داد و مدعی شد: در دیدارهای من با شهریار وی اشعاری از حافظ را قرائت می‌کرد که در دیوان وی وجود نداشت ولی استاد آنها را متعلق به حافظ می‌دانست.
 
علیرضا پوربزرگ وافی، نویسنده درباره نگارش تازه‌ترین اثر خود، بیان داشت: در حال نگارش کتابی هستم که به خاطرات بنده از «استاد شهریار» مربوط می‌شود.
 
وی با بیان اینکه شأن نزول برخی اشعار «استاد شهریار» در این کتاب بیان خواهد شد، اضافه کرد: در سال‌های حیات استاد حدود 4 ساعت با «استاد شهریار» به گفت‌وگو پرداختم که پس از پیاده کردن نوارها، آنها را در این اثر بیان خواهم کرد.
 
به گفته پوربزرگ وافی، گفت‌وگوی 4 ساعته‌اش با «استاد شهریار» در زمان‌های مختلف صورت گرفته است و بیشتر سؤالات نیز در راستای «ادبیات» و «تاریخ» پرسیده شده است چراکه «استاد شهریار» اشراف خوبی به تاریخ و عوامل شعری حافظ  داشت.
 
وی افزود: استاد برای بنده اشعاری را از «حافظ» قرائت کرده است که اصلاً در «دیوان حافظ» وجود ندارد که این اشعار نیز در این اثر بیان و گنجانده می‌شود.
 
ارائه بیش از 30 دست‌نوشته از «استاد شهریار» در این اثر
پوربزرگ وافی با بیان اینکه بیش از 30 دست‌نوشته از «استاد شهریار» نزد او باقی مانده است، مدعی شد: مخاطب بیشتر دست‌نوشته‌های «استاد شهریار»، بنده هستم چراکه استاد حدود 12 شعر در وصف بنده سروده است که از جمله آن می‌توان به شعر «وافی»، «دل و دلبر» و «برات اصفهان» اشاره کرد.
 
این نویسنده گفت: قرار بود این اثر را با همکاری «هادی شهریار»، فرزند استاد به چاپ برسانم که اگر او مخالفت کند، کتاب مذکور را به تنهایی به چاپ خواهم رساند.
 
وی اضافه کرد: برخی از دست‌نوشته‌های «استاد شهریار» به غزلیات او اختصاص دارد یعنی هر زمانی که نزد استاد می‌رفتم اگر غزل تازه‌ای می‌سرود برایم یا قرائت می‌کرد، یا می‌نوشت.
 
برخی از اشعار سده‌های گذشته متعلق به «حافظ» است
 
پوربزرگ وافی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا استاد درباره علل اینکه برخی از شعرها در «دیوان حافظ» وجود ندارد، مطلبی را بیان کرده‌ است، گفت: برخی از مورخان و کسانی که تاریخ و ادبیات را پیگیری می‌کنند، معتقد هستند برخی از اشعاری که در سده‌های گذشته وجود دارد متعلق به «حافظ» نیست اما طبق برآورد و ارزیابی فنی «استاد شهریار» این اشعار برای «حافظ» است.
 
وی اضافه کرد: از جمله اشعاری که برخی از مورخان و ادیبان معتقد هستند که متعلق به «حافظ» نیست شعر «سنگینک» است اما شهریار معتقد بود که این شعر نیز برای «حافظ» است.
 
پوربزرگ وافی این اثر را دربردارنده حدود 120 صفحه دانست و ادامه داد: این کتاب در قطع رقعی منتشر می‌شود، همچنین نگارش این اثر تا پایان سال جاری به اتمام خواهد رسید و در بیست و ششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران روانه بازار نشر می‌شود اما ناشر آن هنوز مشخص نیست.

ترویج بدحجابی در مکان فرهنگی رشت

در مراسم نکوداشت هنرمند گیلانی از حضور افراد بدحجاب ممانعتی به عمل نیامد و ترویج بدحجابی در مکان فرهنگی ارشاد رشت به خوبی مشهود بود.

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، مراسم نکوداشت بازیگر و فیلم‌ساز جوان گیلانی در سالن وارش مجتمع فرهنگی‌هنری خاتم‌الانبیا (ص) این شهر با حضور اصحاب هنر و جمع زیادی از مردم برگزار شد.
 
*در این مراسم که به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت و آموزشگاه آزاد هنری گیلانا برگزار شد، از ورود و حضور افراد بدحجاب هیچ ممانعتی به عمل نیامد و حتی دختران و پسران به صورت مختلط در کنار یکدیگر در سالن همایش نشستند.
 
*مراسم که قرار بود از ساعت 5.5 عصر آغاز شود با 45 دقیقه تاخیر انجام شد.
 
*اختلاط دختران و پسران جوان موجب بروز حرکات ناشایست و زننده شده و فضای ناسالمی را ایجاد کرده بودند.
 
*سالن مراسم مملو از جمعیت بود به طوری که برخی از بانوان در کنار صندلی‌های آقایان نظاره‌گر برنامه بودند که همه آنها نیز خانواده نبودند.
 
*حضور افراد بسیار بدحجاب با چهره‌های رنگ‌‌آمیزی شده در سالن و مکان فرهنگی ارشاد رشت که به خوبی ترویج بی‌بندوباری و بدحجابی را رواج می‌داد، موجب نگرانی شده بود.
 
*هیچ ممانعت و حتی تذکری به افراد بدحجاب که حتی می‌توان گفت بی‌حجاب، در این مکان فرهنگی صورت نگرفت و اثری از امر به معروف و نهی از منکر نبود و بدحجابی بیرون جامعه به مراکز فرهنگی نیز سرایت کرده که نشان می‌دهد هنوز در این زمینه غفلت‌های زیادی صورت گرفته که بار مسئولان فرهنگی در این حوزه را سنگین‌تر از قبل می‌کند.
 
*مختلط بودن دختر و پسر و بدحجابی در مکان فرهنگی در حالی که رئیس اداره ارشاد رشت نیز در مراسم مذکور حضور داشت، برخی افراد را مجبور به ترک مراسم کرد.
 
*پس از سخنان مجری، فیلم بلند ویدیویی «آفریقا» به کارگردانی هومن سیدی اکران شد.
 
*پرسش و پاسخ و بررسی فیلم توسط حاضران و کارگردان فیلم صورت گرفت.
 
*از هومن سیدی بازیگر و فیلم‌ساز گیلانی با اهدای لوح تقدیر و هدیه تجلیل به عمل آمد و گرفتن امضا و عکس یادگاری علاقه‌مندان با این فیلم‌ساز گیلانی پایان‌بخش این مراسم بود.

عكس: تله اسكي سواري دو وزير

 

عکس: کارگاه چاقو سازی

سابقه صنعت چاقو سازی در ایران به زمانهایی برمی گردد که داشتن سلاح سرد از ضروریات زندگی هر فرد به شمار می رفت باورود سلاح گرم بتدریج حمل و استفاده از سلاح سرد منسوخ شد و صنعت شمشیر سازی نیز رو به افول رفت و در حد چاقو سازی و ساخت اشیاء برنده مورد نیاز روزمره زندگی به حیات خود ادامه داد این در حالی است که صنعت چاقو سازی و تیغ تیز کنی در این زمان کمرنگ تر از گذشته است و این صنعت جزء مشاغل سخت محاسبه نمی شود .

مدیر حوزه های علمیه: آیت‌الله مصباح الگوی علمی و عملی مناسبی برای طلاب است

مدیر حوزه‌های علمیه کشور گفت: امروز خیلی‌ها به دنبال الگو هستند در حالی که شخصیت آیت‌الله مصباح یزدی از نظر علمی و عملی الگوی مناسبی برای طلاب است و باید از این شخصیت بزرگ به خوبی استفاده شود.

به گزارش رسا، آیت‌الله حسینی بوشهری، مدیر حوزه‌های علمیه کشور در مراسم آغاز سال تحصیلی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) که عصر امروز در سالن اجتماعات این مؤسسه برگزار شد، گفت: فلسفه وجودی طلاب در حوزه علمیه این است که چه تدبیری داشته باشیم که در نهایت فردی تأثیر گذار، مفید و جامع باشیم.
 
مدیر حوزه‌های علمیه با بیان این‌که حوزه علمیه ظرف مناسبی برای رشد و تعالی انسان بوجود آورده است، ابراز داشت: در این فضا می‌توانیم به دانش مورد نیاز جامعه و خودمان آراسته باشیم و هم از فضای معطر معنوی بوجود آمده برای رشد ملکات نفسانی بهره مند شویم.
 
نماینده مجلس خبرگان با استفاده از آیات و روایات و سیره عالمان دینی بر ضرورت کار و فعالیت علمی از سوی طلاب حوزه‌های علمیه تأکید کرد و اظهار داشت: تحصیل علم، کمال و اخلاق باید جزو برنامه حتمی ما باشد و ساده انگاری و بی تفاوتی را از قاموس و فرهنگ طلبگی دور کنیم.
 
وی با اشاره به روایتی استفاده نکردن از فرصت‌ها را موجب غم و غصه آخرت دانست و گفت: دو دسته هستند که در قیامت حسرت خواهند خورد؛ کسانی که در دنیا علم آموزی نکرده و افرادی که علم را به دیگران منتقل کرده اما خودشان بهره‌ای از آن نبرده و آراسته به کمالات انسانی نشده‌اند.
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه در ادامه با بیان این‌که دشمنان شنیع ترین و بدترین اعمال را نسبت به پیامبر اعظم(ص) روا داشته و به ایشان توهین کرده‌اند، گفت: اینها کینه از جامعه اسلامی دارند، جنگ راه می اندازند اما قانع نمی‌شوند و احساس می‌کنند با این کارها می‌توانند خللی در اسلام ایجاد کنند.
 
وی با اشاره به این‌که برنامه‌های مخرب ماهواره‌ها روی نسل جوان ما تأثیر گذار است، وظیفه عالمان دینی را در رفع این شبهات و پاسداری از مرزهای اعتقادی سنگین ارزیابی کرد و گفت: یکی از پایه‌های اساسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبتنی بر مبانی دینی، اعتقادی، عقلی و اندیشه ناب است که باید در جامعه ترویج شود.
 
آیت‌الله حسینی بوشهری خاطرنشان کرد: زمانی می‌توانیم نیروی جنگ آور در جهاد داشته باشیم که دشمن آنها را از نظر فکری شستشوی مغزی نداده و باورهای اعتقادی آنها را سست نکرده باشد و جز طلبه‌ها و عالمان دینی کسی نمی تواند جلوی شبهات و هجمه‌های اعتقادی دشمنان را بگیرد.
 
نماینده مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که شرایط امروز دشوار و برطرف کردن نیاز جامعه وظیفه روحانیت است، خطاب به دانش پژوهان مؤسسه امام خمینی(ره)  ابراز داست: شما پاسخگوی نیازهای اعتقادی جوانان هستید و باید متناسب با مقتضیات زمان، بینش، آگاهی، روشن بینی و بصیرت را به جامعه منتقل کنید.
 
امام جمعه قم با اشاره به این‌که امروز حوزه های علمیه و روحانیت نقش عترت را در کنار قرآن ایفا می‌کنند، تصریح کرد:  در عصر غیبت حوزه‌های علمیه نماینده عترت هستند و باید از این مسؤولیت به صورت صحیح پاسداری و حفاظت کنند.
 
وی در ادامه اعتماد به نفس، اتکال به خدا، علم آموزی و تحصیل تقوا را از الزامات موفقیت در علوم دینی دانست و اظهار داشت: این مؤسسه برای مدک گرایی بوجود نیامده و رسالتش این است که در میدان جهاد دینی، فرهنگی و تبلیغی نیازمندی‌های جامعه را برطرف کند.
 
آیت‌الله حسینی بوشهری در پایان گفت: امروز خیلی‌ها به دنبال الگو هستند در حالی که شخصیت آیت‌الله مصباح یزدی از نظر علمی و عملی الگوی مناسبی برای طلاب است و باید از این شخصیت بزرگ به خوبی استفاده شود.

آیت الله مصباح یزدی: اگر قدر حضور رهبرانقلاب را ندانیم، خداوند ما را کیفر خواهد کرد

خبرگزاری دانشجو- آیت الله مصباح یزدی در مراسم افتتاحیه سال جدید تحصیلی موسسه آموشی - پژوهشی امام خمینی(ره) که بعدازظهر یکشنبه در سالن همایش های این موسسه برگزار شد، با تاکید بر اینکه از ویژگی های عصر حاضر که در آن قرار داریم این است که صدها سایت شبانه روز دائما در حال ایجاد شبه در مسائل اعتقادی هستند، اذعان داشت: جوانان به اینترنت، استفاده از فضاهای مجازی و پیگیری مسائل از این طریق عادت کرده اند.

 
وی با بیان این که نباید نسنجیده در مسیر زندگی حرکت کرد، اظهار داشت: پس از شناخت نیاز جامعه اسلامی در آن مسیر قدم برداشته و به آن سمت حرکت کنید.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود اساس حوزه علمیه را بر فقاهت قرار دادند، گفت: این مطلب به معنای آن نیست که فقط به این مسئله پرداخته و وظیفه دیگری برعهده نداشته باشیم.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه وظیفه ما این است که در جامعه امروز خطراتی را که جوانان را در این زمان و زمان های آینده تهدید می کند، بررسی کنیم، اظهار داشت: بسیاری از سوالات جوانان شبهاتی است که از طریق سایت ها دریافت می شود که وظیفه ما مقابله با شبهات می باشد.
 
وی با اشاره به اینکه باید شکرگذار همه نعمات خداوند باشیم، گفت: قدر و منزلت اساتید حوزه و در راس آن مرجعیت را نسبتا می دانیم ولی به نظر من قدر مدیران مجهول مانده است.
 
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه مدیران به جای این که همانند سایرین برای خود قدر و منزلتی ایجاد کنند، به خاطر دیگران وقت خود را صرف مدیریت می نمایند، اظهار داشت: پیشرفت و سر و سامان حوزه های علمیه مرهون زحمات مدیرانی است که اوقات خود را در این راه صرف کرده اند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با تشکر از آیت الله بوشهری برای قبول بار دیگر زحمت مدیریت حوزه های علمیه تصریح کرد: بخصوص از زمان انقلاب به بعد مسئولیت های بسیار سنگینی به عهده روحانیت قرار داده شده که در گذشته یا امکان وجودش قابل درک نبوده و یا گستردگی مسئولیت آن قابل توصیف نبوده است.
 
آیت الله مصباح یزدی حضرت امام (ره) را از جمله افرادی دانست که مسئولیت بسیار سنگینی را برعهده گرفته است، خاطرنشان کرد: خدای متعال منت زیادی برای جامعه اسلامی گذاشت که چنین شخصی را آفرید و تا چنین در روزگاری بتوانند عالم را متحول کنند.
 
عضو خبرگان رهبری با اشاره به آثار بسیار بزرگی به برکت پیروزی انقلاب اسلامی در دنیا پیدا شده است، اذعان داشت: بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی از برکات بسیار بزرگی است که با مدیریت و رهبری یک نفری امام خمینی (ره) به نتیجه رسیده است.
 
وی با تاکید بر اینکه بدون رهبری امام (ره) انقلاب به جایی نمی رسید و هزاران بار سرنگون شده بود، بیان داشت: کسانی که دست در مسائل مدیریتی کلان ندارند این مطلب را درک نکرده و قبول این مسئله برای آنان بسیار سنگین می باشد.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان اینکه خداوند متعال پس از رحلت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری را به ما عطا کرده است، گفت: مقام معظم رهبری جانشین خلف امام (ره) می باشند و به تعبیری روح حضرت امام (ره) در ایشان حلول کرده است.
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به اینکه اگر قدر و نعمت حضور رهبر را ندانیم، خداوند ما را کیفر خواهد کرد، اظهار داشت: مراجع تاج سر و افتخار ما هستند اما ویژگی هایی که خداوند به مقام معظم رهبری عطا کرده، بی شمار است.
 
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه حفاظت از کشتی انقلاب توفیقی است که به مقام معظم رهبری داده شده است، گفت: این شخصیت بزرگ الهی بدون شک این توفیقات را از توسل به امام زمان (عج) دریافت کرده اند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه برای کمک به حرکت در مسیر الهی کارهای بزرگی می توان انجام داد، خاطرنشان کرد: اگر هیچ کاری که انجام ندهیم باید پس از نمازها برای سلامتی و توفیق در کارهای مقام معظم رهبری دعا کنیم.
 
وی افزود: ارزش این نعمت ها به قدری است که یک عمر فکر کردن امثال بنده کافی نیست تا ارزش آن را بسنجیم.
 
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه هر شخص با انصافی با کمی تفکر به بزرگی شخصیت های الهی همانند مقام معظم رهبری می رسد، اذعان داشت: این تاثیرگذاری به خاطر این است که یک شعاعی از حضرت ولی عصر(عج) به ایشان تابیده که این چنین ارزش  هایی را بیافرینند و اینچنین حراستی از ارزش ها انقلاب داشته و جامعه را حفظ کنند.
 
عضو خبرگان رهبری در ادامه با تاکید بر اینکه  اگر این مطلب را متوجه نشویم، نقص از شخص ما است، بیان داشت: خدای متعال نعمت زیادی به انسانیت داده است که انوار پاکی را مثل وجود پیامبر و ائمه معصومین(ع) به ما عنایت کرده که باب هایی را به روی مردم باز کرده اند؛ یکی از آن هدایت تشریعی است و باب های بسیاری است که ما آن ها را درک نمی کنیم.
 
وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف می کنم پس از اینکه بیش از 60 سال مشغولیت با کتاب ها و درس ها داشته ام، چیزی را متوجه نمی شوم.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه همه وجود ما از پیامبر(ص) است، اذعان داشت: همه وجود ما از پیامبر بوده و سزاوار است که مشکلات و نیازهایمان را با ایشان درمیان بگذاریم.
 
وی با اشاره به اینکه ائمه(ع) فرموده اند که ما شما را از یاد نمی بریم و برای گناهان شما طلب بخشش می کنیم، ابراز داشت: همه چیز ما از برکت حضرت ولی عصر(عج) می باشد ولی ارتباط و توجه مان کمتر به ایشان است.
 
وی افزود: انسانیت و فطرت انسانی اقتضا می کند که اگر هیچ چیز دیگری نبود، عنایاتی که به برکت این حضرات خداوند به انسان ها عطا کرده است، بیشتر از این حرف ها شایسته توجه بودند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه سعی کنیم که بیشتر در مقام ارتباط و توسل با حضرت باشیم، گفت:باید کارهای روزمره زندگی را طوری برنامه ریزی کنیم که حضرات معصومین می خواهند.
 
وی افزود: اگر زمانی از عمر باقی مانده است، باید غنیمت شمرده و توجه مان را به این زوات مقدسه بیشتر کنیم و بدانیم که آنان واقعا مجرای فیض الهی هستند.
 
عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه در آغاز سال تحصیلی برای عالم اسلام آرزوی خیر و برکت می کنیم، گفت: کارهایی که در زندگی انجام می دهید، سعی کنید آگاهانه و از سر نیاز باشد.
 
وی افزود: سوالاتی در خصوص اصل خلقت، خداوند، وحی، نبوت، چرا پیامبر انسانی، تشکیک در مسائل وحی و نبوت از جمله شبهاتی می باشد که در بین جوانان شایع است.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان این سوال که آیا اکتفا به مسائل کوچک امام زمان(عج) را راضی می کند، گفت: باید نیاز جامعه را در انتخاب رشته تحصیلی و علاقه شخصی اولویت قرار دهیم.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) در پایان خاطرنشان کرد: کارها و موضوعاتی را که برای تحقیق انتخاب می کنیم صرف علاقه شخصی و منافع خود نبوده و باید نیاز جامعه را لحاظ کنیم تا در روز قیامت جوابی برای حرکت در مسیر زندگی خود داشته باشیم.

آقازاده لندن‌نشین، مجددا هوای بازگشت به تهران دارد/

دستگاه‌های امنیتی قضايي: مهدی هاشمی را در فرودگاه بازداشت می‌کنیم

شنیده شده است تعدادی از دوستان و مرتبطين با مهدی هاشمی در لندن از قصد او برای بازگشت به کشور در روزهای آینده خبر داده‌اند.

به گزارش رجانیوز، مهدی هاشمی رفسنجانی حدود 3 سال پیش از کشور خارج شد و با وجود احضارهای متعدد قضایی در خصوص رسیدگی به اتهامات امنیتی - اقتصادی از بازگشت به ایران خودداری کرده است. با این حال گفته می‌شود او در روزهای اخیر برای بازگشت به کشور به تکاپو افتاده است.

این در حالی است که دستگاه‌های امنیتی قضايي اعلام کرده‌اند به محض ورود به کشور، او را با حکم قضایی بازداشت کرده و از همان فرودگاه، روانه زندان خواهند کرد.

گفتنی است مهدی هاشمی در طول یکسال گذشته نیز چندین بار در گفتگو با مرتبطین خود در ایران، از قصد خود برای بازگشت به کشور خبر داده بود اما این این مساله به دلایلی صورت نگرفته است.

مهدی هاشمی از شهریور ماه سال 88 به‌دنبال حوادث مرتبط با جریان فتنه با پوشش سرکشی به واحدهای دانشگاه آزاد و ادامه تحصیل از کشور خارج شد و به‌رغم احضارهای قضایی برای رسیدگی به اتهاماتش حاضر به بازگشت نشد. در پی حضور نیافتن این متهم در موعد مقرر برای رسیدگی به اتهامات، قرار بازداشت وی آن‌چنان که پیش از این مقام‌های قضایی تصریح کرده‌اند، صادر شده و در بدو ورود او به کشور بازداشت خواهد شد.

دو سال پیش (27 فروردین 89) نیز، نیره اخوان بیطرف عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با یادآوری جلسه‌ی اعضای این کمیسیون با رئیس قوه قضائیه و طرح موضوع مهدی هاشمی، خبر داد که در این چلسه تأکید شده است که در صورت ورود مهدي هاشمي به كشور وي دستگير خواهد شد.

پیش از این یک بار قرار بود که مهدی هاشمی در ایام نوروز سال 89 به صورت محرمانه به کیش سفر کند و از آنجا به تهران بیاید که با انتشار این خبر در رجانیوز، سفر وی لغو شد.

اعتراف‌های عنوان شده علیه مهدی هاشمی در دادگاه متهمان فتنه 88 مبنی بر نقش وی در ناآرامی‌ها، کمیته صیانت از آرا و اقدامات وی قبل از انتخابات، تنها بخشی از مواردی است که در مورد او مطرح است. خرداد ماه سال 89، دادسرای تهران با انتشار بیانیه‌ای از کشف اسناد مهم در دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد خبر داد که تا آن زمان ریاست این دفتر با مهدی هاشمی بود.

 

مطالب مرتبط:

آماده‌باش دستگاه‌های امنیتی برای بازداشت مهدی هاشمی به‌ محض ورود به کشور

جوسازی‎ جدید مهدی‌ هاشمی برای زیر سوال‌ بردن قوه‌ قضائیه

شعبه آكسفورد دانشگاه آزاد منحل شد اما مهدي هاشمي هنوز برنمي‌گردد

عكس: سید حسن نصرالله و فرزند شهید مغنیه

عكس: سید حسن نصرالله و فرزند شهید مغنیه

 

وحشیانه‌ترین جنایت‌ تاریخ در 40 ساعت + عكس

تعداد کشتارهای جمعی تاریخ که در کمترین زمان ممکن روی داده کم نیست، اما بی تردید کشتار صبرا و شتیلا را می‌توان بر اساس نوع جنایت ها از فجیع ترین و وحشیانه ترین نسل کشی های تاریخ دانست.

به گزارش فارس، اردوگاه صبرا و شتیلا 2 اردوگاه از مجموع 12 اردوگاه آوارگان فلسطینی در لبنان به شمار می‌روند که در جنوب این کشور واقع شده‌اند. این دو اردوگاه فلسطینی‌هایی را در بر می گرفت که از همان آغاز اشغال فلسطین در سال 1948 در آن پناه گرفته بودند و اغلب آنها از ساکنان منطقه "الجلیل" در شمال فلسطین اشغالی محسوب می شدند. این دو اردوگاه در زمان جنایت صهیونیست ها در سال 1982 حدود 90 هزار سکنه داشت که یک چهارم آنها فقرای لبنانی بودند.
 
توطئه آمریکایی برای تخلیه نیروهای نظامی برای کشتار مردم
 
چند روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا بر اساس قرارداد منعقده بین فیلیپ حبیب سفیر وقت آمریکا و جنبش فتح، نیروهای چندملیتی مرکب از هشتصد نفر نیروی دریایی آمریکا همراه با تعدادی فرانسوی و ایتالیایی به بیروت وارد شدند تا بر خروج سربازان ساف از اردوگاه ها نظارت کنند. در مقابل، قرار بود ارتش اسرائیل نیز همزمان خاک لبنان را ترک گوید، ساف به عهد خود وفا کرد؛ ولی اسرائیل با خلف وعده در لبنان باقی ماند. دولت آمریکا نیز قبل از پایان مهلت و تنها دو روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا، به سرعت سربازان خود را از خاک لبنان خارج کرد تا همه چیز برای انجام کشتار مهیا شود.
 
 
 
این عملیات ظاهرا با هدف انتقام ترور «بشیر جمیل» رئیس جمهوری وقت لبنان که آوارگان فلسطینی هیچگونه نقشی در این ترور نداشتند، صورت گرفت.
 
خیمه 40 ساعته مرگ بر صبرا و شتیلا 
 
در فاصله روزهای 16 تا 18 سپتامبر 1982 (25 تا 27 شهریور 61) اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی توسط صهیونیست ها به فرماندهی آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.
 
 
 
نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه 16 سپتامبر 1982 با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه 18 سپتامبر به فجیع ترین شکل به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام سه هزار و 297 فلسطینی و لبنانی شهید شدند.
 
 
 
 
"دیوید هرست" خبرنگار معروف غربی در کتاب خود "تفنگ و شاخه زیتون" می نویسد: اولین واحد شامل 150 فالانژیست پس از عبور از موانع اسرائیلی‌ها از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام فلسطینی ها به این ترتیب شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت. آنها به زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌های در خواب را به رگبار مسلسل بستند.
 
عمق جنایت صهیونیست‌ها در کشتار صبرا و شتیلا
 
صحنه‌های فجیع و غیر قابل توصیف در ماجرای کشتار صبرا و شتیلا کم نبود، عوامل حاضر در این کشتار تنها به کشتن هزار نفر از مردم بسنده نکردند و آنها را قبل و بعد از مرگ نیز به فجیع ترین وضع در آوردند، بیشتر جنازه های بر جای مانده از این کشتار قطع عضو شده بودند.
 
هرست در این باره می نویسد: فالانژ ها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می کردند و بعد سینه هایشان را می بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد.
 
"غازی خورشید" در کتاب خود «تروریسم صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می نویسد: در خیابانی جسد 5 زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که مثله شده بود و در کنارش سر بریده دخترکی با نگاهی خشمگینانه به قاتلانش دیده می شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره اش را در آغوش گرفته، گلوله ها از بدنش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود.
 
"تونی کلیفتون" گزارشگر با سابقه غربی نیز در کتاب "آسمان گریست" می نویسد: آنچه مرا سخت تکان داد این بود که شخصی بر اثر سوختن مرده بود. بعداً معلوم شد فالانژیست ها روی او بنزین ریخته و او را آتش زدند و فقط سفیدی دندانش در میان سر و صورتش که زغال شده بود نمایان بود.
 
یک پرستار لبنانی بیمارستان عکا در تشریح جنایات صبرا و شتیلا گفت: فالانژها به سمت چهار پزشک که پارچه سفیدی در دست داشته و قصد جلوگیری آنها به بیمارستان را داشتند، نارنجک انداختند، یکی از همکاران من فریاد کشید و به سمت آنها سنگی پرتاب کرد، جنایتکاران هم، چنان سیلی محکمی به او زدند که بیهوش بر زمین افتاد. بعد پیراهنش را پاره و او را به پیاده روی مقابل برده و به صورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند.
 
«وجنات زین عبدالطیف» می‌گوید: در روز جمعه به بیمارستان غزه پناه بردم و آنها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی ها را که شامل زنان و کودکان نیز می شدند از دیگران جدا کرده و به یک ورزشگاه بردند و در چاله هایی که بر اثر بمباران حفر شده بود انداخته و گفتند همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آنها چه زنده و چه مرده خاک ریختند.
 
صهیونیست‌ها فرماندهی و نظارت بر کشتار را عهده دار بودند
 
مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی 7 طبقه در 200 متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. آریل شارون که در آن زمان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود و بعدها به قصاب صبرا و شتیلا معروف شد، دستور مستقیم این حمله را به فالانژها داده بود و سایر یگان های صهیونیست نیز مانع از آمد و شد به اردوگاه ها می شدند.
 
با وجود اعلام خبر قتل عام به ژنرال رافائل ایتان رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، وی دستور داد کشتار تا ساعت 8 صبح روز بعد نیز ادامه پیدا کند.
 
پس از ورود نظامیان به اردوگاه، تانکها و بلدوزرهای صهیونیستی نیز وارد اردوگاه شده و مناطقی را که نظامیان ترک کرده بودند به گلوله بسته و سپس با بولدوزر صاف می کردند.
 
عمق رخوت جامعه جهانی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی
 
با وجود انتشار ابعادی از کشتار صبرا و شتیلا و انتشار تصاویر آن، هیچ تحرک قابل توجهی از سوی جامعه جهانی برای محکومیت و اقدام جدی علیه این جنایت صورت نگرفت، چرا که آمریکا حامی اصلی این نسل کشی بود و خود نیز به صورت غیر مستقیم در آن نقش داشت،  در این میان مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای حفظ ظاهر با صدور قطعنامه صوری تنها به محکوم کردن این کشتار جمعی اکتفا نامید و آن را نسل کشی خواند.
 
هر چند که جنایت صبرا و شتیلا بیش از پیش پرده از چهره کریه و ماهیت پلید صهیونیست ها برداشت و جهانیان را با ددمنشی این رژیم و حامیان آن بیشتر آشنا کرد، اما با این حال نه تنها مانع از جنایات و تجاوزگری های بعدی صهیونیست ها علیه ملت فلسطین نشد بلکه سکوت سردمداران غربی در قبال سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی، ضعف جهان عرب، اختلافات داخلی فلسطین و همسویی تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم اسرائیل و همکاری امنیتی با آن در راستای سرکوب مقاومت و مبارزان فلسطینی، همواره رژیم غاصب صهیونیستی را به ادامه جنایت های خود تشویق کرده است.

فرمانده كل سپاه در نشست خبري /

به سوريه كمك فكري و اقتصادي مي‌كنيم، نه كمك نظامي /RQ170 را تخليه كرده‌ايم /سپاه مامور پيدا كردن عوامل بر هم زدن امنيت بازار ارز

فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از ساخت فيلمي كه اخيرا در اينترنت پخش و در آن به پيامبر اسلام (ص) توهين شده است ابراز تاسف كرد و گفت: اين اقدام موهن صهيونيستي ـ آمريكايي در ساخت فيلم ضداسلامي و توهين به پيامبر (ص) مايه تاسف است و آن را محكوم مي‌كنيم.

به گزارش رجانيوز، سردار محمدعلي جعفري در نشست خبري صبح امروز خود اظهار كرد: ماهيت انقلاب اسلامي طوري است كه نه با جنگ و نه با خشونت و تهديد و توهين به مقدسات دين اسلام و شخصيت‌هاي برجسته آن متوقف نخواهد شد، بلكه اين اقدامات به ضد خود تبديل مي‌شود و انقلاب اسلامي هيچگونه تهديد و توهين و خشونت را برنمي‌تابد، بلكه اينها تبديل به انرژي براي استمرار و ادامه انقلاب مي‌شود و پيشرفت انقلاب نيز به همين‌گونه بوده است.
 
 
به گزارش ايسنا، وي يادآور شد: در دوران دفاع مقدس جهانيان تجربه كردند كه جنگ عليه ايران اسلامي و انقلاب به ضد آن تبديل مي‌شود؛ چنانچه دوران دفاع مقدس بهترين فرصت براي رساندن پيام انقلاب و ارزش‌هاي آن يعني ايستادگي در برابر ظلم و تجاوز، به دنيا رسانده شد و اين تهديدها و خشونت‌ها نيز همان ماهيت را دارد و انقلاب نيز ادامه خواهد داشت.
 
فرمانده كل سپاه در ادامه، به سالروز 26 شهريور اشاره كرد و گفت: 26 شهريور سالروز صدور فرمان تاريخي امام (ره) مبني بر تشكيل سه نيروي زميني، هوايي و دريايي سپاه علاوه بر نيروهاي سه‌گانه ارتش است. اين فرمان براي دفاع از جمهوري اسلامي و مقابله با تهديدهاي دشمنان صادر شد.
 
جعفري با اشاره به اينكه "امروز 27 سال از آن حكم مي‌گذرد"، تاكيد كرد: امروز سپاه براي ابعاد مختلف دفاع سخت، در اوج قدرت قرار دارد و در طول 27 سال آمادگي‌هاي بسيار خوبي ايجاد شده است و با مجهزترين و پيشرفته‌ترين سلاح‌ها و امكانات به انجام وظايف خود مي‌پردازد؛ البته با توجه به مباحث نرم‌افزاري كه تجربه كرده‌ايم و همين‌طور از جريانات اطراف منطقه شاهديم كه امروز سپاه در اوج آمادگي براي مقابله با تهديدات قرار دارد.
 
وي اضافه كرد: در دوران پس از جنگ و در دوره رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، نيروهاي قدس سپاه براي فعاليت‌هاي برون‌مرزي و بسيج نيز به نيروهاي سه‌گانه اضافه شد و از آنجا كه تهديدها عليه انقلاب اسلامي همواره جدي بوده و هست، سپاه بايد آمادگي‌هاي خود را توسعه مي‌داد كه در اين سال‌ها بسترهاي آن را فراهم كرده است و همچنان بر آمادگي‌هاي خود مي‌افزايد.
 
سپاه آمادگي همه‌جانبه براي دفاع از انقلاب اسلامي را دارد
 
فرمانده كل سپاه با اشاره به تغيير ماهيت تهديدات تصريح كرد: البته ماهيت تهديدها امروز در ابعاد اطلاعاتي و جنگ‌هاي نرم و نيمه‌سخت است و ساختار مقابله با اين تهديدها نيز در سپاه فراهم شده و سپاه آمادگي همه‌جانبه براي دفاع از انقلاب اسلامي را دارد و ظرفيت‌هاي لازم را براي اين منظور ايجاد كرده است.
 
جعفري اضافه كرد: اميدوارم تهديدها عليه انقلاب اسلامي كه بيشتر جنگ‌هاي نرم و نيمه‌سخت است و سپاه آمادگي مقابله با آنها را دارد، به وقوع نپيوندد و دشمنان هم از آمادگي سپاه اطلاع دارند و اين مهم‌ترين عامل بازدارنده براي آنهاست.
 
وي در ادامه صحبتهاي خود،‌ هفته دفاع مقدس و ياد شهيدان دوران جنگ تحميلي را گرامي داشت.
 
اسرائيل به آخر خط رسيده است
 
به گزارش ايسنا، فرمانده كل سپاه در ادامه نشست خبري خود در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاري فرانسه درباره تهديدات اسرائيل عليه ايران و اختلافات اين رژيم با آمريكا در مورد حمله نظامي به كشورمان گفت: رژيم غاصب اسرائيل به آخر خط رسيده است. اقتدار نظام اسلامي و گسترش بيداري اسلامي در جهان و بويژه منطقه، رژيم صهيونيستي را هراسان كرده است و اين رژيم هيچ چاره‌اي نمي‌بيند جز اينكه با تهديد و فشار نظامي بخواهد مسير انقلاب اسلامي را منحرف كند.
 
اسرائيل نمي‌تواند آمريكا را براي حمله به ايران همراه كند
 
وي با بيان اينكه "رژيم صهيونيستي به شدت از آينده نگراني دارد و تلاش مي‌كند آمريكا را براي اقدام نظامي عليه ايران همراه كند"، افزود: برآورد ما اين است كه در اين كار موفق نمي‌شود و عاقبت اين امر نيز كاملا مشخص است. آمريكا آسيب‌پذيري بالايي دارد و نيروگاه و پايگاه‌هاي آن در تيررس توان موشكي سپاه است.
 
فرمانده كل سپاه خاطرنشان كرد: با توجه به حمايت‌هايي كه مسلمانان جهان از انقلاب اسلامي دارند، اين امر موجب بازدارندگي آنهاست و مجوز اقدام نظامي عليه ايران براي آنان صادر نمي‌شود. اقدام نظامي عليه ايران نه تنها بدون نتيجه خواهد بود و حتي خسارت‌ها و پيامدهاي نگران‌كننده‌اي براي آنان به دنبال خواهد داشت.
 
بعيد مي‌دانم تهديدات عليه ايران را عملي كنند
 
وي درباره اختلاف كاخ سفيد با رژيم صهيونيستي درباره حمله نظامي به ايران نيز تصريح كرد:‌ در اين بين حالت دوگانه‌اي وجود دارد؛ بسياري از كارشناسان و سران رژيم صهيونيستي با حمله نظامي به ايران مخالفند و بعيد مي‌دانيم كه دست به اين كار بزنند؛ البته بخشي از تهديدات آنان نيز جنگ رواني است تا بتوانند در كنار تحريم‌ها و فشارهاي اقتصادي به نتيجه برسند و با مشكلات اقتصادي و مشكلاتي كه در عرصه انرژي آمريكا با آن مواجه است بعيد مي‌دانيم اين تهديدات به وقوع بپيوندد.
 
خشم مسلمانان از اهانت به پيامبر، مجوزي براي كشتن سفيران كشورها نيست
 
جعفري در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار خبرگزاري فرانسه مبني بر اينكه "آيا خشم مسلمانان نسبت به اهانت به پيامبر اسلام، مجوز كشته شدن سفيران كشورها را صادر مي‌كند؟" گفت: قطعا چنين مجوزي صادر نمي‌شود و درست هم نيست اما به هر حال احساسات مسلمانان جريحه‌دار شده است و تنها كاري كه مي‌توانستند انجام دهند اين بود كه اعتراضات خود را به سفارتخانه‌ها ببرند. در اين اعتراض‌ها خشونت‌هايي نيز اتفاق افتاده است اما مساله اينجاست كه در هيچ‌كجا كسي سراغ ندارد كه يك مسلمان به دين مسيح يا حضرت مسيح يا دين يهود توهين كرده باشد. توهين‌هايي را كه عليه مسلمانان انجام مي‌شود، به عنوان آزادي بيان قلمداد مي‌كنند اما ما مطمئنيم كه اين كارها با برنامه‌ريزي‌ قبلي انجام مي‌شود اما مطمئن باشند كه نتايج عكس به دنبال خواهد داشت و هرچه بيشتر موجب اثبات حقانيت انقلاب اسلامي خواهد شد.
 
ايران حمله پيش‌دستانه نمي‌كند
 
فرمانده كل سپاه در پاسخ به پرسش خبرنگار شبكه المنار درباره اينكه "با توجه به تهديدات اسرائيل عليه ايران، آيا امكان تهاجم نظامي پيش‌دستانه از سوي ايران وجود دارد يا نه؟" تاكيد كرد: پاسخ پرسش شما منفي است.
 
وي تصريح كرد:‌ ايران با توجه به ظرفيت‌ها و توانايي‌هايي كه نسبت به استمرار هر نوع جنگي دارد و عقبه‌اي كه در جهان و به ويژه از سوي مسلمانان برخوردار است، نيازي به اقدام پيش‌دستانه براي جلوگيري از حمله نظامي ندارد و اصلا آن را مجاز نمي‌دانيم.
 
جعفري خاطرنشان كرد:‌ توانايي ايران، هم از نظر سرعت و هم شدت عمل و آگاهي دشمنان از اين توانمندي، مهم‌ترين عامل بازدارندگي آنان از هرگونه اقدام نظامي عليه ايران است.
 
تعدادي از نيروهاي قدس سپاه در سوريه حضور دارند
 
وي در پاسخ به پرسشي درباره ارزيابي خود از حضور نيروهاي سپاه در سوريه نيز گفت:‌ همه مي‌دانند كه سپاه واحدي به نام نهضت‌هاي اسلامي داشته و دارد كه با هدف كمك به مستضعفين و صدور انقلاب اسلامي تشكيل شده است و در اين راستا حركت مي‌كند. از زماني كه نيروي قدس تشكيل شده است، اين نيرو با هدف حمايت از ملت‌هاي مظلوم و بويژه مسلمان بوده است. تعدادي از نيروهاي قدس نيز در سوريه حضور دارند اما اين به منزله حضور نظامي ما در اين كشور نيست.
 
به سوريه كمك فكري و اقتصادي مي‌كنيم، نه كمك نظامي
 
فرمانده كل سپاه افزود: اگر ميان حضور كشورهاي عربي و غيرعربي مقايسه كنيم، خواهيم ديد كه ايران چنين حضوري در سوريه ندارد. ما كمك‌هاي فكري و مشاوره‌اي به سوريه به عنوان حلقه مقاومت كه مقام معظم رهبري نيز به آن اشاره داشتند، داريم و ايران به اين مساله و كمك به آن افتخار مي‌كند. سپاه هرگونه مساعدت فكري و حتي حمايت اقتصادي انجام مي‌دهد اما حضور نظامي ندارد و اين در حالي است كه برخي از كشورها از حمايت ترور در اين كشور ابايي ندارند. البته ما اين مساله را به شدت محكوم مي‌كنيم و آن را قبول نداريم.
 
جعفري در برابر پرسش ديگري درباره اينكه "با توجه به وجود موافقتنامه امنيتي ميان ايران و سوريه، آيا در صورت حمله نظامي به سوريه، ايران از اين كشور حمايت نظامي خواهد كرد؟" پاسخ داد: اين مساله بستگي به شرايط دارد. اينكه الان به طور قطع بگويم كه چنانچه به سوريه حمله نظامي شود ايران نيز حمايت نظامي مي‌كند، مشخص نيست و كاملا به شرايط بستگي دارد.
 
وي در پاسخ به پرسش ديگري درباره توان دفاعي سپاه و نيروهاي مسلح ايران اظهار كرد: توان نظامي كه نيروهاي سه گانه سپاه دارند، در كنار نيروهاي برداران ارتش توان بسيار بالا و خوبي را فراهم كرده است. توانايي‌هاي ما در نيروهاي سه گانه در ارتش و سپاه مكمل يكديگر است و برخي از ماموريت‌‌ها نيز در عرصه‌هاي دريايي و هوايي ميان ما نيروهاي ارتش تقسيم شده است. البته در نيروي زميني با توجه به استعدادهايي كه به لحاظ كمي دارايم، نيروي زميني ارتش و سپاه موازي يكديگر هستند.
 
فرمانده كل سپاه خاطرنشان كرد: ما در عرصه‌هاي موشكي نيز از توانمندي‌هاي بسيار بالايي برخورداريم و هر نوع توانمندي كه در بحث موشكي مدنظر داشتيم، در برد مجاز يعني زير دو هزار كيلومتر دست يافته‌ايم.
 
وي افزود: در بخش راكت‌ها نيز پيشرفت‌هاي قابل توجهي داشته‌ايم و دقت آنها كمتر از 50 متر است. در سيستم پدافندي و راداري نيز سازمان تحقيقات و جهاد خودكفايي سپاه پيشرفت‌هاي خوبي داشته است و اخيرا سامانه پدافندي رعد كه از سامانه‌هاي مشابه خود بالاتر است، در دستور كار قرار گرفته است.
 
پهپاد شاهد 122 در حال توليد است
 
جعفري در پاسخ به پرسش ديگري درباره هواپيماهاي بدون سرنشين اظهار كرد: در زمينه پهپادها نيز پيشرفت‌هاي خوبي حاصل شده است. پروژه هواپيماي بدون سرنشين شاهد 122 با قابليت مداوم‌پروازي 24 ساعته و قابليت شناسايي و ماموريت رزمي به نتيجه رسيده است و در خط توليد است و همچنين مي‌تواند در صورت نياز، عمليات انجام دهد و موشك‌ خاصي را كه بر روي آن نصب مي‌شود شليك كند.
 
فرمانده كل سپاه تاكيد كرد: تمامي فناوري‌ها و تجهيزات در كنار نيروهاي انساني معتقد و مومن در سپاه با روحيه بسيجي توانمندي منحصر به فردي در سپاه ايجاد كرده است كه اميدواريم اين توانمندي‌ها روز به روز بيشتر شود. البته آنچه در كنار توانايي مادي مهم است وجود معنويت و انگيزه است كه در دفاع مقدس اصلي‌ترين عامل موفقيت ما همين ايمان و انگيزه بود.
 
نيازي نيست براي انتخابات 92 كار امنيتي خاصي انجام دهيم
 
به گزارش ايسنا، فرمانده كل سپاه در ادامه با اشاره به انتخابات رياست جمهوري در سال آينده تاكيد كرد كه سپاه براي اين انتخابات تهديدي احساس نمي‌كند و بر همين اساس نيازي نمي‌بيند كه كار امنيتي خاصي انجام دهد.
 
جعفري در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا درباره در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري يازدهم و اينكه آيا سپاه برنامه‌اي امنيتي براي اين انتخابات در نظر گرفته است يا خير؟ گفت: يكي از اتفاقاتي كه اخيرا افتاد، حادثه بسيار مهم 88 بود كه به نظر من با وجود همه خسارت و سختي‌هايي كه داشت، براي ما يك نعمت بود و تبعات مثبتي داشت كه بزرگ‌ترين اثر آن، پيام 9 دي بود.
 
وي ادامه داد: جامعه انقلابي ما در 9 دي به جهان اعلام كرد كه پيرو مقام معظم رهبري و قدردان ارز‌ش‌هاي ولايت فقيه در هدايت ايران اسلامي و كشور است. مردم ما فرمايش حضرت امام(ره) را كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به اين كشور آسيبي وارد نشود، در فتنه 88 به خوبي لمس كردند و در نهم دي حمايت همه‌جانبه و گسترده‌اي از رهبري انجام دادند.
 
جعفري با بيان اينكه "امروز پيروي از ولايت فقيه در جامعه به خوبي جا افتاده است"، افزود: اين مساله رشد بسيار جهشي و چشمگيري داشته است و دوست و دشمن نيز اين مساله را به خوبي فهميده‌اند و مردم هم بعد از 88 فهميدند كه چه جريان‌هايي طرفدار واقعي مردم هستند.
 
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه "مردم ما امروز از نظر سياسي راه خود را يافته‌اند"، تصريح كرد: بعد از حوادث 88 ما ديگر شاهد دوران قبل از اين حادثه نخواهيم بود و نخواهيم ديد كه جريان‌هايي با شعارهاي غيرواقعي روي كار بيايند و مردم بعدا متوجه شوند اين شعارها تنها حرف بوده است. گرايش عمومي مردم به اصول و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي است و اين گرايش بسيار شديد و گسترده است و ما آن را در انتخابات مجلس كه در سال گذشته برگزار شد نيز ديديم.
 
براي انتخابات احساس تهديد در بعد سياسي و داخلي نداريم
 
وي تاكيد كرد: بر همين اساس، ما احساس تهديد در بعد سياسي و داخلي نداريم كه بخواهيم براي انتخابات آتي كاري بكنيم. مردم ما كاملا هوشيار هستند و خدمتگزاران واقعي را به خوبي تشخيص مي‌دهند. البته ممكن است سپاه روشنگري كند اما به نظر مي‌رسد كه با توجه به هوشياري مردم حتي نيازي به چنين كاري نباشد.
 
اگر اصلاح‌طلبان تندروي نمي‌كنند، در انتخابات حاضر شوند
 
فرمانده كل سپاه درباره حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات نيز گفت:‌ اصلاح‌طلبان سطوح مختلفي دارند؛ برخي از آنها تندرو هستند كه البته مي‌بينيم اصلاح‌طلبان اخيرا نسبت به تندروي‌هاي اين گروه ابراز ناراحتي و پشيماني كرده‌اند كه اصلاح‌طلبان در اين صورت و البته اگر دست از تندروي بكشند، مي‌توانند مثل سايرين در انتخابات حاضر شوند.
 
سوريه به لبنان كمك مي‌كرد پس شايد حزب‌الله هم به سوريه كمك كند
 
فرمانده سپاه در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره احتمال دخالت حزب‌الله لبنان در سوريه گفت: اتحادي كه بين سوريه و لبنان از قبل وجود داشته است شرايط متفاوتي با اتحاد سوريه با ايران يا ايران با لبنان دارد.
 
به گزارش ايسنا، سردار جعفري در ادامه نشست خبري خود اظهار كرد: نيروهاي مقاومت و حزب‌الله نظام تصميم‌گيري‌شان از ما مستقل است و اينكه به كمك سوريه بروند يا نه، به خودشان بستگي دارد.
 
وي خاطرنشان كرد: در عين حال طبيعي است كه وقتي تا چند سال قبل نيروهاي نظامي سوريه براي كمك به امنيت لبنان در اين كشور حضور داشتند، امروز نيز اگر سوريه احتياج به كمك داشته باشد مردم و دولت لبنان با كسب مجوزهاي لازم به كمك آنها بشتابند اما ايران در اين موضوع دخالتي نداشته است و البته برآورد ما اين است كه نيازي به كمك نيروهاي خارج از سوريه براي حفظ امنيت سوريه وجود ندارد، چراكه 50 هزار نيروي مردمي به عنوان جيش‌الشعبي در كنار ارتش سوريه به مقابله با هجمه ناجوانمردانه‌اي كه عليه سوريه با حمايت كشورهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي انجام مي‌شود فعال هستند و بخش قابل توجهي از جامعه لبنان نيز از بشار اسد حمايت مي‌كنند.
 
فرمانده سپاه در پاسخ به اين پرسش كه "آيا پدافندي كه هواپيماي تركيه در مرزهاي سوريه را سرنگون كرد توسط ايران در اختيار دولت سوريه قرار گرفته بود؟" گفت: آن سيستم ظاهرا مربوط به كشور روسيه بوده است و متعلق به ايران نبود.
 
جعفري همچنين، در برابر پرسشي درباره اين گفته‌ي سردار جزايري كه "در صورت دخالت نيروهاي فرامنطقه‌اي، نيروي مقاومت وارد جريان سوريه خواهند شد و شرايط را تغيير مي‌دهند"، پاسخ داد: سردار جزايري برآورد و تحليل خود را از توانمندي جريان مقاومت اعلام كردند كه اگر روزي قرار شود جبهه مقاومت براساس دستورات اسلامي و آموزه‌هاي قرآن مبني بر كمك كشورهاي اسلامي به همديگر وارد ميدان شود معلوم است كه چه اتفاقي مي‌افتد و البته بايد بدانيم جبهه مقاومت كه متشكل از افراد مومن در كشورهاي مختلف است، وابسته به دولت‌ها نيست و تنها از روي احساس تكليف وارد ميدان مي‌شوند.
 
سازمان‌هاي بين‌المللي جلوي اسرائيل را نگيرند، در تعهدات هسته‌يي خود تجديدنظر مي‌كنيم
 
وي در پاسخ به پرسش خبرنگار AP درباره حمله احتمالي اسرائيل به ايران گفت:‌ رژيم صهيونيستي موجوديت و هستي خود را در مخاطره مي‌بيند و طبيعي است كه تلاش كند با توجه به ماهيت جنايت‌آميز و اهل كشتار و قتل بودنش مشكلات خود را با اقدام نظامي و تهديد حل كند اما بعيد مي‌دانيم كه رژيم صهيونيستي بدون اجازه آمريكا دست به چنين اقدامي بزند، چراكه مي‌داند در اين صورت نتيجه‌اي عايدش نمي‌شود.
 
فرمانده كل سپاه تاكيد كرد: توان هسته‌يي ايران از نظر امنيتي در حد قابل قبولي است و چنين اقداماتي نمي‌تواند ضربه‌ چنداني به آن بزند. در صورتي كه سازمان‌هاي بين‌المللي نتواند جلوي چنين اقدامي از سوي رژيم صهيونيستي را بگيرند، ايران نيز در تعهدات خود در اين زمينه تجديدنظر مي‌كند و شرايط تغيير خواهد كرد.
 
وي همچنين تصريح كرد: البته اسرائيل كوچكتر از آن است كه بتواند به تنهايي به ايران حمله كند و چون از تبعات و پاسخ‌هاي ايران نسبت به اين اقدام نگرانند، چنين كاري نمي‌كنند مگر اينكه به ديوانگي و جنون برسند وگرنه با محاسبات و منطق دست به چنين كاري نخواهد زد.
 
اطلاعات RQ170 را تخليه كرده‌ايم
 
جعفري درباره پهپاد آمريكايي RQ170 كه توسط ايران به غنيمت گرفته شده بود نيز گفت:‌ اطلاعات اين پهباد تخليه شده و مدارك مستندي مبني بر جاسوسي اين پهباد در ايران به دست آمده است كه نشان مي‌دهد اين پهباد به دنبال جمع‌آوري اطلاعات خاصي بوده است و در صورت صلاحديد در اين زمينه اطلاع‌رساني خواهيم كرد.
 
در صورت حمله اسرائيل، چيزي از آن رژيم باقي نمي‌ماند
 
وي در پاسخ به پرسش خبرنگار فاينشنيال تايمز نيز كه راجع به حمله اسرائيل پرسيده بود اظهار كرد: پاسخ ما به اسرائيل روشن است. در صورت اقدام رژيم صهيونيستي عليه ايران چيزي از اسراييل باقي نمي‌ماند با توجه به وسعت اين كشور و آسيب‌پذيري‌هايي كه دارند و با توجه به حجم انبوه موشك‌هاي ما بعيد مي‌دانم در اسراييل جايي سالم بماند.
 
فرمانده سپاه ادامه داد: با توجه به وضعيتي كه اسرائيلي‌ها دارند و نگراني‌هايي كه نسبت به اينگونه مقابله‌ها وجود دارد، همين مساله بزرگترين اقدام بازدارنده عليه آنهاست تا جرات نكنند به تنهايي كاري انجام دهند. آسيب‌پذيري‌هاي آنها بيشتر از توانمندي‌هايشان است و كشور ايران نيز با توجه به جغرافياي طبيعي و انساني طوري است كه آمريكا امكان حمله گسترده به آن را ندارد و اين مساله در برآوردهاي ما وجود ندارد و در صورت چنين اقدامي با شكست قطعي مواجه خواهند شد.
 
جعفري درباره پاسخ ايران به حملات محدود نيز گفت: با توجه به توانمندي‌هاي ما اثرات حملات محدود به ايران كم است و در عين حال با توجه به پاسخگويي ما كه با حجم انبوه موشك خواهد بود سپر دفاعي كشورهاي حمله كننده كه در برابر حملات موشكي محدود برنامه‌ريزي شده است كارآيي خود را از دست خواهد داد.
 
وي درباره امنيت تنگه هرمز در صورت اقدام نظامي عليه ايران نيز اظهار كرد: در صورتي كه جنگي در خليج فارس رخ دهد كه يك طرف آن آمريكا و غرب باشد، طبيعي است كه امنيت تنگه هرمز دچار مشكل مي‌شود و اين گذرگاه انرژي دچار خدشه خواهد شد.
 
فرمانده كل سپاه در پاسخ به پرسش خبرنگار شبكه خبر درباره حادثه انفجار پادگان بيدگنه گفت: تحقيقاتي كه در آنجا در حال انجام بود مربوط به موشك‌هاي ماهواره‌بر بود و حادثه آن روز اين تحقيقات را شش ماه به تاخير انداخت.
 
به گزارش خبرنگار ايسنا، سردار جعفري در ادامه نشست خبري خود اظهار كرد: البته هم‌اكنون اين كار ادامه دارد و ما تحقيقات خود را در اين زمينه به پيش مي‌بريم. آن تحقيقات در باره موشك‌هاي دفاعي ما نبود، چراكه ما محدوديت برد دو هزار كيلومتر را در ساخت موشك‌هاي دفاعي رعايت مي‌كنيم و با توجه به اين محدوديت نيازي به تحقيقات در اين زمينه نداريم.
 
وي در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر درباره اهميت اجلاس عدم تعهد در تهران با توجه به بخشي از امنيت آن كه توسط سپاه تامين شده بود گفت:‌ امنيت اين اجلاس با توجه به اينكه در منطقه‌اي برگزار مي‌شد كه نمي‌توانستيم نسبت به امنيت صددرصدي آن ابراز اطمينان كنيم، شرايط خاصي داشت. در مناطق شمال غرب و غرب تهران برخي از جريان‌هاي مخالف ممكن بود بتواند كاري انجام دهند اما در كل و با توجه به اقدامات امنيتي انجام شده، اين اجلاس به خوبي برگزار شد و مشكل خاصي در طول برگزاري ايجاد نشد. سلاح‌هايي هم كه توسط ايست بازرسي‌هاي نيروي انتظامي كشف شده بود لزوما براي اقدام عليه ايران در زمان اجلاس نبود و تحقيقات ما تاكنون چنين مساله‌اي را نشان نداده است. ضمن اينكه حمل سلاح در ايران طوري است كه نمي‌توانيم قطعي بگوييم اين سلاح‌ها صرفا براي اقدام در اجلاس بوده است.
 
جعفري درباره اتفاقي كه در جريان اسكورت نخست‌وزير هند افتاد نيز گفت:‌در جريان اسكورت خودروي حامل نخست‌وزير هند يك نفر تلاش مي‌كرد كه خود را وارد تيم اسكورت كند كه بعد از تحقيقات و بررسي‌هاي ما و اظهارنظرهاي آن فرد براي ما قطعي نشد كه اين فرد به دنبال اقدامي عليه نخست‌وزير هند بوده باشد و تنها يك سلاح سرد در اتومبيل خود داشت. به نظر مي‌رسد كه عجله داشته و مي‌خواسته از شرايط ايجاد شده استفاده ببرد.
 
فرمانده كل سپاه در بخش ديگري از صحبتهاي خود، درباره بازار ارز اظهار كرد: سپاه به درخواست رييس‌جمهور محترم، مامور پيدا كردن عوامل پشت پرده بر هم زدن امنيت بازار ارز مي‌شود و در اين زمينه كارهاي اطلاعاتي انجام مي‌دهد. برآورد ما اين است كه دست‌هايي در كار است و عواملي اين كار را انجام مي‌دهند و اميدواريم بتوانيم در اين زمينه به وظيفه خود عمل كنيم. البته اينكه گفته مي‌شود برخي از ارگان‌ها در اين نوسانات دست داشته‌اند درست نيست، چراكه توان اصلي كشور آنقدر هست كه ارگان‌هايي با توان محدود نتوانند چنين كاري بكنند.
 
وي همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگار پرس‌تي‌وي درباره علت مخالفت با برنامه هسته‌يي ايران از سوي كشورهاي اروپايي و آمريكا گفت: كشورهاي اروپايي دنباله‌رو آمريكا هستند و اگر روزي فشار آمريكا از روي آنها برداشته شود فكر مي‌كنم ديگر اصراري براي مقابله با پرونده هسته‌يي‌مان نداشته باشند، چراكه آنها منطقي‌تر هستند و بيشتر نسبت به فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي ما اطلاع دارند. البته آمريكايي‌ها نيز نسبت به اين ماموريت‌ها اطلاع دارند اما از آنجا كه آمريكايي‌ها موضوع هسته‌يي ما را بهانه كرده‌اند و مشكل آنها با شعارها و اهداف انقلاب اسلامي است و مي‌خواهند زورگويي كنند اين مسائل را مطرح مي‌كنند.
 
جعفري افزود: آمريكايي‌ها مي‌دانند كه اگر ايران در انرژي هسته‌يي پيشرفت كند، بدون آنكه سراغ سلاح‌هاي هسته‌يي بروند و توليد انرژي برق و ساير فناوري‌ها كه به دست مي‌آورند يك كشور قدرتمند علمي با توان هسته‌يي بالا مي‌شود و اين براي آنها پذيرفته شده نيست. آنها به خوبي مي‌دانند كه وقتي يك رهبر مذهبي مي‌گويد به دست آوردن سلاح هسته‌يي از نظر شرعي درست نيست ديگر جاي ترديد باقي نمي‌ماند كه ايران به دنبال چنين مساله‌اي نيست اما باز هم فشار مي‌آورند.
 
فرمانده كل سپاه درباره سياست‌هاي آمريكا و متحدانش عليه سوريه نيز گفت:‌ آنها خودشان مي‌دانند جايگزين مناسبي به جاي اسد وجود ندارد و حتي اگر اسد كنار برود، ممكن است جايگزين او براي آنها بدتر باشد و مشكلات بيشتري برايشان ايجاد شود اما چون بشار اسد در حلقه مقاومت عليه اسراييل قرار دارد و با آنها سازش نكرده است، به همين دليل به آن فشار مي‌آورند و مي‌خواهند كه نباشد. ايستادگي بشار اسد در رابطه او با انقلاب اسلامي است و من به فشارآورندگان هشدار مي‌دهم اين فشارها و تهديدها در نهايت به ضرر خودشان تمام خواهد شد.
 
وي در برابر پرسش خبرنگار العالم درباره مانور مشترك آمريكا و 24 كشور ديگر در خليج فارس نيز پاسخ داد:‌ اهداف مانور بيشتر دفاعي و براي مقابله با توانمندي‌هاي ماست. به عبارتي مانور آنها پدافندي و بيشتر دفاعي است تا نشان دهند آمادگي مقابله با هرگونه تهديدي عليه آرامش خليج فارس در تنگه هرمز را دارند در حالي كه به نظر من امنيت تنگه هرمز وقتي فراهم مي‌شود كه نيروهاي فرامنطقه‌اي در منطقه كمتر شود.
 
جعفري در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري درباره اقدام نظامي اسرائيل عليه ايران گفت:‌ بروز درگيري بين ايران و اسرائيل، درگيري بين اسلام و جبهه كفر است و در اين صورت مسلمانان بسيار زيادي در جهان هستند كه ديگر آرام ننشينند و اين يك بعد از توان دفاعي ما در كنار توان موشكي است. به عبارتي نيروهاي مسلمان انقلابي جهان كه در اقدام اسرائيل عليه ايران احساس تكليف مي‌كنند.
 
فرمانده سپاه در پاسخ به پرسش خبرنگار لس‌آنجلس تايمز كه پرسيد "آيا شما كه مي‌گوييد در صورت حمله اسرائيل در تعهدات خود تجديدنظر مي‌كنيد منظورتان خروج از ان‌پي‌تي است؟" گفت: اگر نهادهاي بين‌المللي نتوانند جلوي اسرائيل را بگيرند، ديگر ايران خود را متعهد به تعهدات خود نمي‌داند و البته اين بدان معنا نيست كه ما به سمت بمب هسته‌يي برويم. ما درباره حرام بودن بمب هسته‌يي حكم شرعي داريم و ايران خود را تابع احكام اسلام و قرآن مي‌داند و حتي اگر آن را داشته باشد هم اجازه استفاده از آن را ندارد، چراكه استفاده از بمب هسته‌يي به مفهوم كشته شدن مردم بي‌گناه بي‌شماري است و ما هرگز به سمت بمب اتمي نخواهيم رفت.
 
وي در پاسخ به پرسش خبرنگار آريا كه پرسيد "آيا با مانور اخير آمريكا و متحدانش در خليج فارس احساس تهديد نمي‌كنيد؟" افزود: همانطور كه گفتم اين رزمايش يك رزمايش دفاعي است و نسبت به آن احساس تهديد نمي‌كنيم و رزمايشي هم در قبال آن نداريم.
 
فرمانده كل سپاه در ادامه نشست خبري خود در پاسخ به اين پرسش كه "در صورت وقوع حمله نظامي، معناي اين حرف كه جنگ را به مرزهاي دشمن مي‌كشانيد چيست؟" گفت: مطمئنا اگر حمله نظامي صورت بگيرد از سوي كشورهاي همسايه نيست، چراكه ما با كشورهاي همسايه مشكلي نداريم و چون ممكن است كشورهاي فرامنطقه‌اي اين اقدام را انجام دهند، جنگ در مرزهاي اين كشور خواهد بود.
 
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، سردار جعفري در پاسخ به پرسش ديگري درباره امنيت جنوب‌شرق و شمال غرب كشور نيز اظهار كرد: ما از زمان شهيد شوشتري تلاش كرديم امنيت پايدار را در اين مناطق دنبال كنيم و امنيت اين مناطق را به دست خود قبايل و مردم منطقه سپرديم. باقي‌مانده كروهگ جندالشيطان تلاشي بسياري كرد كه از طريق مرزها وارد جنوب‌شرق كشور شود اما موفق نشد و اكنون امنيت خوبي در اين مناطق برقرار است و علت آن واگذاري برقراري امنيت به خود مردم است.
 
وي درباره شمال‌غرب كشور نيز گفت: عليه نيروهاي پژاك در شمال‌غرب عمليات مهندسي گسترده‌ايي انجام شده است و زمينه‌هاي كه اين نيروها نياز داشتند از آنها گرفته شده است و در اين مرزها نيز هم‌اكنون امنيت خوبي وجود دارد.
 
فرمانده كل سپاه در برابر پرسش خبرنگار واحد مركزي خبر درباره اقدامات سپاه در كمك به زلزله‌زدگان آذربايجان‌شرقي، ضمن همدري دبا بازماندگان اين حادثه اظهار كرد: از ساعت اول اين حادثه دستور داديم تا نيروهاي خود اين مناطق به محل زلزله گسيل شوند و اگر از مردم منطقه سوال كنيد مي‌گويند كه اولين نيروهايي كه براي كمك به آنها حاضر شدند، از بسيج و سپاه بودند.
 
جعفري افزود: اقدام مناسب ديگر سپاه، حضور بسيج سازندگي در اين مناطق بود كه ساخت 1800 واحد از منازل زلزله‌زدگان را برعهده گرفتند و هم‌اكنون نيز گروه‌هاي جهادي در اين مناطق مشغول كارند.
 
وي در برابر پرسش ديگري درباره امنيت خليج‌فارس و تنگه هرمز پاسخ داد: اهميت اين منطقه به دليل انتقال درصد قابل توجهي از انرژي مورد نياز دنيا است و قيمت انرژي وابسته به امنيت خليج‌فارس است. هم آمريكا و هم غرب منافعشان باتوجه به گذر بخش قابل توجهي انرژي از اين منطقه در گروي امنيت منطقه است و با توجه به شرايط اقتصادي كنوني جهان، از بين رفتن امنيت خليج‌فارس به شدت روي قيمت انرژي اثر خواهد گذاشت. در شرايط حاضر خليج‌فارس و تنگه هرمز امن‌ترين برهه زماني خود را دارد و تهديدي عليه اين منطقه حس نمي‌كنيم، مگر اينكه برخي با اقدامات خود بخواهند امنيت آنرا به خطر اندازند.
 
فرمانده كل سپاه با تاكيد بر اينكه "اكنون تنگه‌هرمز در امنيت كامل است"، تصريح كرد: حضور برخي نيروها منطقه را ملتهب كرده و مي‌كند ولي همه مراقب هستند تا اتفاق خاصي كه اين منطقه را ناامن كند رخ ندهد و مطمئنا اگر نيروهاي نظامي خارجي در اينجا حضور نداشته باشند امنيت منطقه اين مضاعف خواهد شد.
 
جعفري در ادامه، در پاسخ به پرسشي درباره توافقنامه امنيتي ايران با چين و روسيه و برگزاري مانور مشترك ميان اين سه كشور گفت: چنين چيزي وجود ندارد. ما همكاريهاي اطلاعاتي داريم اما همكاري نظامي يا مانور مشترك نه.
 
در پايان اين نشست خبري، فرمانده سپاه در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه جوان درباره تاثير تحريم‌ها بر سپاه اظهار كرد: نيازمنديهاي ما عمدتا دفاعي است كه متكي به توانايي‌هاي داخلي است. ما از زمان جنگ اين نيازها را احساس كرديم و تلاش كرديم آنها را جبران كنيم. تحريمها همانطور كه بر اقتصاد و برخي ديگر مسائل تاثير داشته، ممكن است اثرات محدودي در بودجه و مسائلي از اين دست در سپاه داشته باشد كه در گذشته نيز وجود داشت اما تاثيرات چنداني نيست.

مزار اين شهيد معروف كجاست + عکس

با دیدن تصاویر شهدا،به يك عكس خيره شد و ناگهان فرياد زد كه این «هادی» من است. من با دستان خودم این کلاه را برایش بافتم.

 
سالهاست عکسی از یک شهید را در صفحات مختلف اینترنتی، وبلاگ‌ها، سایت‌ها و حتی بر دیوارهای شهرها می‌بینیم. عکس شهیدی که با لباس بارانی آبی خود و کلاهی که به گفته مادرش او برای فرزندش بافته است، از مظلومیت شهدایمان در دل صحراهای جنوب سخن می‌گوید.
 
 
به گزارش ايسنا، هادی ثنایی‌مقدم يازدهم تيرماه 1351 در شهرستان لنگرود بدنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دي‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسيد اما پيكرش هيچگاه بازنگشت. همرزمان او از نحوه شهادتش بر اثر اصابت مستقیم تير می‌گویند يادآور مي‌شوند كه هادی به همراه تعداد زیادی از شهدا به کنار جاده انتقال داده شد. پارچه سفید به همراه چوبی در کنار او قرار داده شد تا آمبولانس‌ها راحت او را پیدا کنند و به عقب برگردانند. آنها از آن محل دور شدند، آمبولانس‌ها تعدادی از شهدا را به سمت پشت خط آورد ولی خبری از پيكر هادی نبود.
 
تا به امروز کسی نفهمیده است بر سر پيكر شهيد هادی ثنايي‌مقدم چه آمده است؟. عده‌ای می‌گویند احتمال دارد گلوله خمپاره‌ای به کنار پيكرش خورده و او را در زير خاک پنهان كرده و همین امر باعث شده است كه آمبولانس‌ها او را پیدا نکنند.
 
سال‌ها از این ماجرا گذشت و از هادی تنها یک مزار خالی در شهرمان باقی ماند. در یکی از روزها مادر شهید به زیارت مزار فرزندش به گلزار شهدا می‌رود و پس از دعا و فاتحه از جای خود بلند می‌شود. ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنايي‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به يك عكس خيره مي‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .
 
خانواده‌هاي شهدای حاضر در گلزار شهدا دور او جمع مي‌شوند. کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مادر شهید به سمت مسئول نمایشگاه می‌رود و می‌گوید این عکس را از کجا آورده‌اید؟، چه کسی این عکس را گرفته است؟ آنها نمی‌دانستند صاحب این عکس و عکاس آن کیست. اما مادر شهيد مي‌گويد: این هادی منه... من با دستان خودم این کلاه را برای او بافتم. این هادی منه... .

طنز/ احترام مجالس بزن و بكوب شبانه در بلاد كفرستان!

طنز: يك بنده خدايي احساس ميكرده است كه ساعت يك بامداد مي تواند بخوابد اما يكي از همسايه‌ها اين كار را به مصلحت نمي دانسته است بنابراين شروع كرده است به نواختن ساز و آواز و بزن و بكوب. آن بنده خدا از آنجا كه خيلي پررو بوده است زنگ زده به 110 كه آقا بياييد به اين يارو حالي كنيد كه چند سال است مردم ساعت يك شب مي خوابند! اما اين برادران هم چندان به اين رسم اعتقاد نداشته اند و خيلي كه با اصرار او مواجه شده اند، از كلانتري محل زنگ زده اند كه چرا انقدر به 110 زنگ ميزني و خب عروسي است ديگر، سر و صدا دارد و از اين حرفها. اصل ماجرا را مي توانيد اينجا بخوانيد.

اما در همين راستا تعدادي از مخاطبان ما از بلاد كفر تماس گرفته اند و ماجراي زير را از وضعيت احترامي كه مجالس بزن و بكوب شبانه در كشورشان دارد اعلام كرده اند تا ببينيم كه در بلاد كفرستان چقدر اوضاع خرابتر است. باز هم تاكيد مي شود كه اين ماجرا همه در بلاد جور كه آنجلينا جولي دارد و كريس رونالدو گوشواره مي اندازد و آشغالها را بجاي نه شب، يازده صبح مي گذارند دم در، اتفاق افتاده است!

شاكي: آقاي قاضي، من از شما مي خواهم كه به فرياد من برسيد. داد من را از اين ظالم بستانيد. نگذاريد حق من پايمال شود.

آقاي قاضي: خونسردي خودتان را حفظ كنيد آقا. ماجرا را شرح دهيد.

شاكي: آقاي قاضي ما ديشب مثل هر شب مجلس ساز و آواز داشتيم. عروسي هم نبود، مناسبت خاصي هم نداشتيم. يعني هرچقدر گشتيم ديديم ديگر ماسبتي نمانده كه به بهانه آن بزنيم و بكوبيم. بنابراين تصميم گرفتيم اين يكبار را در راه رضاي خدا خوش باشيم و هيچ چشمداشتي از كسي نداشته باشيم. بنابراين مشغول بزن و بكوب شديم. البته از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان از خوردني جات و كشيدني جات هم تا جايي كه در توانما بود دريغ نكرديم.

آقاي قاضي: لطفا برويد سر اصل موضوع. شكايتتان چيست؟

شاكي: بله، چشم. راستش همه شكايت من از اين است كه با اينكه مراسم ما تا ساعت سه بامداد طول كشيد اما هيچ اثري از اين آقا در مراسم ديده نشد. انگار نه انگار كه در همسايگي ايشان يك مجلس لهو و لعب برپا بوده است. ما هرچه صدا را بيشتر كرديم كه شايد اين آقا بخودش بيايد اما دريغ از اعتنا! تازه برخي خبرها از اين حكايت دارد كه اين آقا در آن ساعت خواب بوده است...

(صداي همهمه در دادگاه مي پيچد و حضار با پچ‌پچ و به نشانه تاسف سرشان را به اطراف تكان مي دهند! شاكي به حضار نگاه مي كند و بعد با اعتماد بنفس ادامه ميدهد:)

حالا من از شما مي خواهم كه اين بي حرمتي صورت گرفته به من و مجلس فسادي كه برپا كرده بودم را ناديده نگيريد و اين مرد بي شرم و حيا را به سزاي اعمالش برسانيد!

آقاي قاضي: خب. وكيل مدافع متهم آخرين دفاعياتش را ايراد كند.

وكيل مدافع متهم: در ابتدا لازم مي دانم اعلام كنم كه من به نوبه خودم از اين اقدام موكل خود اعلام انزجار كرده و به جاي او از جامعه بشريت عذر مي خواهم. لازم است تذكر دهم كه بنده وكيل تسخيري اين فرد هستم وگرنه هرگز حاضر نميشدم كه از اين جرثومه فساد و تباهي كه بي اعتنا به مجلس بزم همسايه، گرفته و تخت خوابيده است دفاع كنم و پول حاصل از اين دفاع را ببرم سر سفره زن و بچه ام!

(اسم خواب كه مي آيد دوباره صداي همهمه در دادگاه مي پيچد و حضار با پچ‌پچ و به نشانه تاسف سرشان را به اطراف تكان مي دهند!(البته اينبار از اينور به آنور!!) وكيل مدافع به موكل خود نگاه ميكند و بعد با تنفر تفي بر زمين مي اندازد و ادامه ميدهد:)

با اين حال بنده از شما مي خواهم كه موكل بنده را ببخشيد. هرچند كه اگر خودم هم جاي شما بودم او را به اشد مجازات مي رساندم! بالاخره مي دانيم كه جرم كمي نيست صداي دوپس دوپس همسايه را شنيدن و سر راحت بر بالين گذاشتن! طبق نظريه پزشك قانوني موكل بنده چهار روز بوده كه نتوانسته بخوابد و بنابراين اگر در آن لحظات نمي خوابيده قطعا مي مرده است. با اين حال شما هر جور كه مي توانيد با اين آدم معلوم الحال برخورد كنيد.

آقاي قاضي: باشد. متهم هم اگر حرفي دارد بگويد.

متهم: من شرمنده ام. نفهميدم چطور خواب بر من غلبه كرد. خدا لعنت كند پيشينيان ما را كه شبها مي خوابيده اند و اين رسم زشت را براي ما به يادگار گذاشتند! من اگر ميدانستم چنين مجلس لهو و لعبي در چند قدمي خانه ما بر پاست مي مردم و پلك بر هم نمي گذاشتم. من مادر مرده بخاطر توهيني كه شده است از همه رقاص‌ها، مطرب‌ها و ساير دوستان و آشنايان كه از راههاي دور و نزديك خود را به اين مجلس فساد رسانده و قري به كمر انداخته بودند معذرت مي خواهم. مرا عفو كنيد. به شرفم قسم مي خورم كه ديگر سه نصف شب نخوابيده و بي حرمتي و توهيني به مجالس شبانه پر سر و صدا روا ندارم!

(گفتني است بعد از اين مكالمات، دادگاه تمام شده و حكم اين مرد ملعون اعلام شده است. باز هم تاكيد مي شود كه اين قضيه در ديار كفر اتفاق افتاده و به جون مادرم اگر ربطي به ما داشته باشد!)

پژمان بازغی با لباس روحانی + عكس

مهرداد غفارزاده گفت: فیلم «روز ملاقات» فرم حضور در جشنواره فیلم کودک اصفهان را پر کرده و متقاضی حضور در این جشنواره است.

«مهرداد غفارزاده» کارگردان سینما در گفت‌وگو با فارس در مورد کارهای جدیدیش، اظهار داشت: «مستانه مهاجر» تدوین «روز ملاقات» را به اتمام رسانده و کار در مرحله موسیقی و صداگذاری است.
 
 
وی در ادامه افزود: «علیرضا علویان» صداگذاری کار را انجام می‌دهد و «بهزاد عبدی» نیز ساخت موسیقی این کار را بر عهده دارد.
 
 غفارزاده در ادامه به فارس، گفت: این فیلم فرم حضور در جشنواره فیلم کودک اصفهان را پر کرده و متقاضی حضور در این جشنواره است.
 
 
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: مسعود نوجوانی است که در کانون اصلاح و تربیت دوران محکومیتش را سپری می‌کند. او بچه بی‌سرپرستی است و از اینکه کسی را ندارد تا به ملاقاتش بیاید، رنج می‌برد.مسعود که اهل مشهد است برای امام رضا(ع) نامه می‌نویسد. چند روز بعد روحانی جوانی (رحمت) از طرف آستان قدس رضوی به ملاقاتش می‌رود. رحمت بعد از ملاقات مسعود به دنبال حل مشکل او می‌رود و قصد دارد که حکم آزادی او را از قاضی بگیرد. رحمت حکم آزادی مسعود را می‌گیرد اما از آن سو مسعود از کانون فرار کرده است. رحمت برای بازگرداندن مسعود به کانون و اجرا شدن حکم آزادیش به دنبال مسعود به سمت مشهد می‌رود.
 
 
 مهرداد غفارزاده سال گذشته با فیلم «گیرنده» - که اولین فیلم بلند او به شمار می‌آید - در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر حضور داشت و توانست در بخش مسابقه اصلی و بخش فیلم‌های اول در پنج رشته نامزد دریافت جایزه شود و سه جایزه در بخش‌‌های بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد دریافت کند.

عکس: افتتاحیه مجمع شاعران اهل بیت(ع)کشور

مراسم افتتاح مجمع شاعران اهل بیت(علیه السلام)کشور با حضور شاعران، مداحان ،پیرغلامان اهل بیت(علیه السلام) و مهمانان ویژه حاج منصورارضی، حاج علی انسانی و حاج حسین سازگار عصر امروز برگزار شد.

در مراسم پاسداشت مجاهدت های سردار باقرزاده مطرح شد

در مراسم پاسداشت مجاهدت های سردار باقرزاده مطرح شد:
ناگفته‏ های حسین یکتا از راهیان نور/ سعید قاسمی: چرا باید انرژی حزب اللهی‏ها صرف اصطکاک با هم شود+فیلم مراسم

جمعه هفته گذشته مراسم تقدير از سردار سيد محمد باقرزاده برگزار شد.

به گزارش رجانيوز، سردار سيد محمد باقر زاده رييس سابق بنياد حفظ آثار و نشرارزشهاي دفاع مقدس است كه چندي قبل جاي خود را به سردار بهمن كارگر داد.

وي كه در حال حاضر رييس كميته جستجوي مفقودين دفاع مقدس مي باشد، به پاس خدمات سالهاي اخير خود در عرصه دفاع مقدس مورد تقدير و تشكر مردمي قرار گرفت.

در اين مراسم كه با حضور صدها نفر از مردم تهران و اجراي وحيد يامين پور در كهف الشهدا برگزار شد، بعد از نماز جماعت مغرب و عشا حاج حسين يكتا به ايراد سخنراني پرداخت و خاطراتي از فعاليت هاي سردار باقرزاده بيان كرد.

سپس صابر خراساني شاعر اهل جنوب كشور به شعرخواني پرداخت و بعد از وي حاج سعيد قاسمي سخنان خود را آغاز كرد.

سردار قاسمي با بيان خاطراتي از مجاهدت هاي باقرزاده، به انتقاد از اصطكاك هاي غير ضروري در ميان برخي چهره هاي حزب اللهي پرداخت و تاكيد كرد كه اين آفت تنها منجر به از بين رفتن انر‍ژي مثبت نيروها، براي انجام كارهاي بزرگ خواهد شد.

 

همچنین سردار باقرزاده در راستاي قدرداني از برگزاري اين مراسم، خطاب به برگزار كنندگان نامه‌اي نوشت؛ در اين نامه آمده است:

بسمه تعالي

ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش

بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويش

برادران و دوستان عزيزم؛

از همه شما سپاسگزارم كه اين بنده كوچك خدا را مورد الطاف و محبت‌هاي خود قرار داديد. ولي من رضايت به اين هم نداشتم. اكنون مجال نيست تا به گذشته برگردم اما فقط مي‌توانم بگويم هنوز پيكر شهيداني بر زمين جبهه‌ها مانده است. پس دعا كنيد تا اين راه ادامه يابد و ما دنباله رو همين راه باشيم.

همان گونه كه گفتم راضي به اين زحمات شما نيستم چرا كه تا زماني كه هنوز شهيدي در گمنامي بر زمين مانده است و تا ياد ايشان نام‌آور است، آوردن نام جامانده‌اي مثل من، سخت بي راه است.

انتظار مي‌رود در جمعه‌اي كه در كهف حصين شهيدان جمع شده‌ايد، مجلس‌تان را باز به نام شهيدان گمنام بلند آوازه كنيد تا خداي شهيدان از همه ما راضي باشد؛ ان‌شاءالله

فرمانده كميته جستجوي مفقودين

سرتيپ پاسدار سيدمحمد باقرزاده

 

رجانيوز فيلم كامل سخنراني حاج حسين يكتا و حاج سعيد قاسمي را منتشر مي كند:

 

 

 

دانلود فیلم سخنرانی حاج سعید قاسمی

 

 

 

دانلود فیلم سخنرانی حاج حسین یکتا

 

 

 

دانلود فیلم شعرخوانی صابر خراسانی

 

 

 

دانلود کلیپ همایش آغازی بر یک پایان

افشای ابعاد تازه فعالیت جاسوسان آمریکایی/

سارا شورد: خیلی‌ها نمی‌دانند من سال‌ها در سوریه زندگی کردم

رجانیوز: از «گوبلز»، وزیر تبلیغات آلمان نازی نقل می‌کنند که دروغ هرچه بزرگ‌تر باشد، پذیرش آن توسط عوام راحت‌تر خواهد بود. قصه «سارا شورد، شین بائر، جاشوا فتال» هم از آن داستان‌های فانتزی ساخت دست کاخ سفید است که از شدت اغراق و غیرقابل‌باور بودن، به نسخه‌ای برای قبولاندن به افکار عمومی در ایالات متحده تبدیل شده است. 

«سارا» که اکنون بیشتر از یکسال است از ایران خارج شده و حتی عکس‌های عاشقانه‌اش در مراسم عروسی با «شین» دست به دست در میان کاربران وب فارسی چرخیده، اکنون روبروی خبرنگار «لس آنجلس تایمز» نشسته تا مانند یک قصه‌گوی قهار و پر از اعتماد به نفس، ماجراهای فانتزی و هیجان‌انگیزش از مدت زمان زندانی بودن در ایران را با آب و تاب تعریف کند و سناریوی همیشگی علیه ایران را پی بگیرد.

خانم شورد در این مصاحبه نشان داده که کلی استعداد نهفته و کشف نشده دارد و اگر زمینه فراهم شود، او چیزی از «جوان کتلین رولینگ»، خالق توانای مجموعه «هری پا‌تر» کم ندارد؛ چرا که او هم با توسل به قوه تخیل سحرانگیز خود توانسته دست به ارائه تحلیل‌های جالب و خنده‎داری بزند که واقعا جذاب هستند و ماجرای حضور او و دو نفر از همراهانش را به یک «فیکشن» خواندنی تبدیل می‌کند اما...

اما انگار خانم شورد زیادی روی حواس پرتی مخاطبانش حسالب باز کرده و انتظار دارد که مردم باور کنند او و دوستانش تنها کوهنوردانی ساده بودند. او در بخشی از این مصاحبه گفته است: «بیشتر مردم خبر ندارند که من در سوریه زندگی می‌کردم و به پناهندگان عراقی زبان انگلیسی درس می‌دادن، یا اینکه شین (نامزد سارا شورد) به زبان عربی مسلط بود و حدود یک دهه در خاورمیانه کار کرده بود. ما به یک مقصد محبوب برای توریست‌ها رفتیم؛ جایی که خیلی از مردم برای کوهنوردی و قایق رانی به آنجا رفتند.»

سارا شورد در ادامه مصاحبه هم مدعی می‌شود که تنها به قصد گردشگری و کوهنوردی به مناطق مرزی سفر کرده است. او اصلا به این فکر نکرده که پاسخ این سوال را چگونه باید بدهد: «چرا ۳ آمریکایی که ده‌ها سال در سوریه ساکن بوده‌اند و به زبان عربی مسلط بوده‌اند و جزو فعالین آمریکایی در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شوند، چرا باید کوه‌ها و تپه‌های فراوان و پهناور ایالات متحده آمریکا را‌‌ رها کنند و نقطه صفر مرزی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان محل کوهنوردی خود انتخاب کنند؟!»

البته این تنها گاف خانم جاسوس نیست. انگار حضور کوتاه او در ایران، «سندرم توهم» سبز‌ها را نیز به او منتقل کرده است؛ چرا که او با استناد به مطالب درج شده در شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیس‌بوک، دولت ایران را نامشروع و نامقبول خوانده است: «البته که ما گروگان بودیم، و البته تنها هم نبودیم. دولت ایران می‌خواهد تقصیر را گردن خارجی‌ها بیندازد. مخصوصا تقصیر غربی‌ها، تا بتواند مخالفان داخلی را کنترل کند. اما آن‌ها در حال حاضر مشروعیت خود را میان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از دست داده‌اند. ما حمایت فوق العاده‌ای از جانب ایرانیان دریافت کردیم، هزاران پیغام در فیس بوک از طرف ایرانی‌ها در سراسر جهان که می‌گفتند: لطفا ما را با دولتمان اشتباه نگیرید.»

به نظر می‌رسد خانم شورد قرار بوده با این مصاحبه، قطعه‌ای از پازل جنگ رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را تکیمل کند اما حواس پرتی او سبب شده تا این مصاحبه به جای تاثیرگذاری، به یک پاورقی بامزه در صفحات میانی «لس آنجلس تایمز» بدل شود.

مطالب مرتبط:

دستگیری دو جاسوس آمریکایی در مرزهای ایران

جزئیات جلسه دادگاه جاسوس آمریکایی در ایران

«سارا شورد» به تناقض‌گويي افتاده است

پرونده سارا شورد مفتوح است

اینفوگراف: زنجیره پلید

 

کرج؛ پایتخت قتل ورزشکاران پرآوازه ایران

این برای چندمین بار است که برای قهرمانان کشور این اتفاقات ناگوار رخ می دهد. تابستان 90 روح اله داداشی به قتل می رسد بعدها محمود میران قهرمان ایران و جهان در رشته جودو با تبر از سوی عده‌ای در کرج تهدید شد.

به گزارش آخرین نیوز ، تابستان سال 90 بود که خبر قتل قویترین مرد ایران در کرج همه را شوکه کرده بود . خبر کوتاه بود "روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران شنبه شب در یک نزاع خیابانی با ضربات چاقو به قتل رسید".

هنوز یکسالی از این اتفاق نگذشته که بار دیگر خبری دیگر در شهر پیچید "مهرداد امینی قهرمان چند دوره مسابقات دو چرخه سواری کشوری شامگاه دیروز توسط افراد شرور به قتل رسید".

مهردادامینی قهرمان چند دوره مسابقات دو چرخه سواری کشوری شامگاه دیروز در خیابان یازدهم رستاخیز کرج مورد حمله افراد شرور و ناشناس قرار گرفت و پس از انتقال به یکی از بیمارستانهای کرج دار فانی را وداع گفت.

مجید زاده مدیر باشگاه تک اسپورت در خصوص این حادثه گفت: مهرداد امینی از ورزشکاران با اخلاق استان البرز بود او شب گذشته در هنگام بازگشت به خانه با چهار نفر درگیری پیدا می کند که متاسفانه افراد شرور با 4 ضربه چاقو این قهرمان کشور را از پا در می آورند.

وی ادامه داد: مهرداد امینی متولد 1369 بوده و در این چند سال که در رشته دوچرخه سواری مشغول فعالیت بوده چند قهرمانی را در کشور به دست آورده بود.

مدیر باشگاه تک اسپورت تاکید کرد: با تلاش نیروی انتظامی و با پی گیری هایی که شد 4 نفر از متهمان قتل دستگیر شدند.این برای چندمین بار است که برای قهرمانان استان البرز این اتفاقات ناگوار رخ می دهد .اوایلدیماه 90 نیز عارف بیگناه ملی‌پوش دوچرخه سواری آسیا نیز در کرج مورد حمله سارقان قرار گرفت و از ناحیه سینه و دست مجروح شد که با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات یافت.

بعدها محمود میران قهرمان ایران و جهان در رشته جودو با تبر از سوی عده‌ای در کرج تهدید شد.این در حالیست که شورای تامین کرج و مسئولان مرکز استان البرز هیچ واکنشی جدی به اینگونه اقدامات ضد امنیتی نشان نداده‌اند.حسین منشیدی 19 ساله که چهار سال است در عضویت تیم ملی اسکیت ایران قرار دارد و نفر چهارم آسیا و یازدهم جهان محسوب‌ می‌شود چندی پیش با چند سارق مسلح به چاقو و قمه در منطقه میان‌جاده کرج مواجه می‌شود و گوشی تلفن همراهش توسط آنها به سرقت می‌رود.

رکورددار مسافت 300 و 500 متر کشور با ابراز ناراحتی از وقوع این اتفاق گفت: تعجب من از این است که چرا باید در ساعت شلوغی عصر و در محل پر رفت و آمدی چون ابتدای میان‌جاده برخی افراد خلافکار به خود اجازه دهند به سمت مردم و شهروندان حمله کنند و اقدام به سرقت اموال آنها کنند؟منشیدی با بیان اینکه در هنگام وقوع این اتفاق جمع کثیری از مردم هم حضور داشتند، گفت: متأسفانه تهدیدها و فریادهای وقیحانه این افراد به گونه‌ای بود که جسارت هرگونه واکنش را از مردم گرفته بود و آنها با خیال راحت پس از سرقت گوشی تلفن همراهم محل را ترک و از آنجا متواری شدند.

امنیت مسئله بسیار مهمی برای مردم محسوب می‌شود .از نیروی انتظامی کرج و استان درخواست می شود توجه بیشتری به امنیت کوچه و خیابان‌ها داشته باشند تا شهروندان اینگونه آماج بی‌رحمانه افراد شرور قرار نگیرند

کرج؛ پایتخت قتل ورزشکاران پرآوازه ایران

این برای چندمین بار است که برای قهرمانان کشور این اتفاقات ناگوار رخ می دهد. تابستان 90 روح اله داداشی به قتل می رسد بعدها محمود میران قهرمان ایران و جهان در رشته جودو با تبر از سوی عده‌ای در کرج تهدید شد.

به گزارش آخرین نیوز ، تابستان سال 90 بود که خبر قتل قویترین مرد ایران در کرج همه را شوکه کرده بود . خبر کوتاه بود "روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران شنبه شب در یک نزاع خیابانی با ضربات چاقو به قتل رسید".

هنوز یکسالی از این اتفاق نگذشته که بار دیگر خبری دیگر در شهر پیچید "مهرداد امینی قهرمان چند دوره مسابقات دو چرخه سواری کشوری شامگاه دیروز توسط افراد شرور به قتل رسید".

مهردادامینی قهرمان چند دوره مسابقات دو چرخه سواری کشوری شامگاه دیروز در خیابان یازدهم رستاخیز کرج مورد حمله افراد شرور و ناشناس قرار گرفت و پس از انتقال به یکی از بیمارستانهای کرج دار فانی را وداع گفت.

مجید زاده مدیر باشگاه تک اسپورت در خصوص این حادثه گفت: مهرداد امینی از ورزشکاران با اخلاق استان البرز بود او شب گذشته در هنگام بازگشت به خانه با چهار نفر درگیری پیدا می کند که متاسفانه افراد شرور با 4 ضربه چاقو این قهرمان کشور را از پا در می آورند.

وی ادامه داد: مهرداد امینی متولد 1369 بوده و در این چند سال که در رشته دوچرخه سواری مشغول فعالیت بوده چند قهرمانی را در کشور به دست آورده بود.

مدیر باشگاه تک اسپورت تاکید کرد: با تلاش نیروی انتظامی و با پی گیری هایی که شد 4 نفر از متهمان قتل دستگیر شدند.این برای چندمین بار است که برای قهرمانان استان البرز این اتفاقات ناگوار رخ می دهد .اوایلدیماه 90 نیز عارف بیگناه ملی‌پوش دوچرخه سواری آسیا نیز در کرج مورد حمله سارقان قرار گرفت و از ناحیه سینه و دست مجروح شد که با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات یافت.

بعدها محمود میران قهرمان ایران و جهان در رشته جودو با تبر از سوی عده‌ای در کرج تهدید شد.این در حالیست که شورای تامین کرج و مسئولان مرکز استان البرز هیچ واکنشی جدی به اینگونه اقدامات ضد امنیتی نشان نداده‌اند.حسین منشیدی 19 ساله که چهار سال است در عضویت تیم ملی اسکیت ایران قرار دارد و نفر چهارم آسیا و یازدهم جهان محسوب‌ می‌شود چندی پیش با چند سارق مسلح به چاقو و قمه در منطقه میان‌جاده کرج مواجه می‌شود و گوشی تلفن همراهش توسط آنها به سرقت می‌رود.

رکورددار مسافت 300 و 500 متر کشور با ابراز ناراحتی از وقوع این اتفاق گفت: تعجب من از این است که چرا باید در ساعت شلوغی عصر و در محل پر رفت و آمدی چون ابتدای میان‌جاده برخی افراد خلافکار به خود اجازه دهند به سمت مردم و شهروندان حمله کنند و اقدام به سرقت اموال آنها کنند؟منشیدی با بیان اینکه در هنگام وقوع این اتفاق جمع کثیری از مردم هم حضور داشتند، گفت: متأسفانه تهدیدها و فریادهای وقیحانه این افراد به گونه‌ای بود که جسارت هرگونه واکنش را از مردم گرفته بود و آنها با خیال راحت پس از سرقت گوشی تلفن همراهم محل را ترک و از آنجا متواری شدند.

امنیت مسئله بسیار مهمی برای مردم محسوب می‌شود .از نیروی انتظامی کرج و استان درخواست می شود توجه بیشتری به امنیت کوچه و خیابان‌ها داشته باشند تا شهروندان اینگونه آماج بی‌رحمانه افراد شرور قرار نگیرند

عكس: آلودگی زیست محیطی سواحل دریای خزر

 با وجود تلاش های گسترده برای بهبود وضعیت،سواحل شهرهای شمالی همچان محلی برای انباشت انواع بطری های پلاستیکی،نخاله های ساختمانی و... شده اند. علاوه بر این،تخریب محیط زیست و در خطر قرار گرفتن حیات سایر جانداران از دیگر پیامدهای انباشت زباله ها در سواحل می باشد.

تصاوير منتشرنشده از سردار باقرزاده

 

دنده عقب اصلاح‌طلبان به روایت صادق زیباکلام

زيباكلام درباره پيشنهاد خود براي حمايت اصلاح طلبان از ناطق نوري در انتخابات گفت: اصلاح طلبان به من مي گويند گل بگيرند در علوم سياسي اي را كه شما در دانشگاه تهران تدريس مي كنيد(!)

به گزارش مشرق وي در مصاحبه با فاطرنيوز از سردرگمي اصلاح طلبان براي انتخابات رياست جمهوري آينده خبر داده و گفت: متاسفانه جبهه اصلاحات با اينكه 9 ماه تا انتخابات مانده، هيچ سازماندهي و برنامه مشخصي ندارد. از عارف اسم برده مي شود اما آن هم هنوز معلوم نيست... الان اين جبهه بايد بگويد انتظارات و خواسته و توقعاتش با توجه به انتخابات چيست اما هيچ كدام اينها مشخص نيست.

وي درباره اينكه آيا اختلاف آنها بين عبدالله نوري و خاتمي است، گفت: نه چون اختلاف بين آقاي نوري و خاتمي و موسوي خوئيني ها و هاشمي رفسنجاني هميشه بوده و قرار هم نيست كه اصلاح طلبان مثل تيم فوتبال منچستر همه يكرنگ باشند. واقع مطلب اين است كه هر قدر آقاي خاتمي به لحاظ شخصيتي آدم شريف، محترم و صادقي هست ، اما به لحاظ مديريت سياسي به نظر من زير صفر است. اين هم بدشانسي جنبش دموكراسي خواه بوده كه فردي در رأسش قرار گرفته كه از لحاظ قابليت تشكيلات و سازماندهي فوق العاده ضعيف است.

صادق زيباكلام با رد اين مطلب كه موسوي خوئيني ها اصلاح طلبان را در دهه 70 سازماندهي مي كرد، گفت: نه خير، تاج زاده و حجاريان و رمضان زاده و اين تيپ افراد بودند كه برنامه ريزي را پيش مي بردند. حجاريان 70 درصد سلامتي اش را از دست داده، تاج زاده و رمضان زاده كه در زندان هستند و الان امر افتاده دست چهره هايي كه از لحاظ تشكل و سازماندهي قدرتي ندارند.

وي درباره اين سؤال كه «آقاي هاشمي چه؟» اظهار داشت: آقاي هاشمي زماني مغز متفكر اين كار بوده است البته در سال هاي 50 تا 65 اما الان آقاي هاشمي كه نزديك به 80 سال دارند، ديگر حال و حوصله اين را ندارد كه از لحاظ سازماندهي و تشكيلات براي اصلاح طلبان برنامه ريزي كند.

وي درباره درگيري اصلاح طلبان با هاشمي پس از روي كار آمدن اصلاح طلبان مي گويد: امثال گنجي و عبدي انگيزه شان عقيدتي و سياسي و ايدئولوژيك نبود، مشكلات شخصي بود و مي خواستند از آقاي هاشمي انتقام بگيرند. يك اقليت راديكال حمله كردند و بقيه اصلاح طلبان هم سكوت كردند. اگر به فضاي 76 و 77 برگرديد متوجه آن سكوت ها مي شويد. زدن هاشمي ابزاري بود كه هزينه كم و منافع زيادي براي اصلاح طلبان داشت.

وي ادامه مي دهد: در مطبوعات آن موقع گفتم كه وقتي نفر آخر در آخرين واگن قطار اصلاحات از روي پل هاشمي رد شد، يك نارنجك از پنجره به روي پل انداخت و به او گفت «باي، باي». آنقدر ما بي تجربه بوديم كه فكر مي كرديم ديگر كار تمام است، ما نه محافظه كاران را شناخته بوديم، نه قدرت مذهب را شناخته بوديم، ما چيزي از جامعه مان هم نمي شناختيم و براي همين مي گفتيم كه بزنيد هاشمي رفسنجاني را و نمي دانستيم زودتر از چيزي كه فكر مي كنيم، باد و بوران مي آيد و برف و يخبندان مي شود و شد. سال 79 بود كه قطار اصلاحات كم كم شروع كرد به گير كردن.

وي درباره اينكه «هاشمي به آزادي بيان معتقد نيست؟» مي گويد: نه اينكه معتقد نباشد، برايش مهم نيست.

زيباكلام سپس به موضوع انتخابات پرداخت و با پيش بيني مشكلاتي نظير عدم تاييد صلاحيت يا عدم امكان فعاليت نامزد اصلاح طلبان گفت: رئيس دولت اصلاح طلب از همان روز اول فلج است. من معتقدم چرا بايد اصرار كنيم كه يك دولت اصلاح طلب تشكيل شود؟ آيا بهتر نيست كه از يك نامزد اصولگرا كه معتدل تر، ميانه روتر و بغض و كينه اش نسبت به اصلاح طلبان كمتر است، حمايت بكنيم و برابر ساير نامزدهاي تندروي اصولگرا كه مي خواهند سر به تن اصلاح طلبان نباشد؟ او ممكن است بتواند نيم ميليمتر اصلاحات را به جلو حركت دهد. از ميان تمام نامزدهاي موجودي كه الان صحبتشان است، قاليباف را يك چنين نامزدي مي بينم.

وي سپس مدعي ايجاد فضاي آشتي ملي شد و گفت: اگر اين درست باشد، آن وقت چه كسي مي تواند دولت آشتي ملي بوجود بياورد؟ نه سعيد جليلي، قاليباف و نه عارف نمي توانند اين دولت را بوجود بياورند اما به نظر من ناطق نوري مي تواند اما اين مثل انداختن زنگوله پاي گربه هست و اولين كساني كه به من حمله كردند با اين حرف، خود اصلاح طلبان بودند. آنها گفتند ما 16 سال پيش بين خاتمي و ناطق، ناطق را انتخاب نكرديم و حالا بعد از 16سال مي گوييد كه ناطق بايد دولت تشكيل دهد؟ گل بگيرند در علوم سياسي اي كه شما در دانشگاه تهران تدريس مي كنيد. پاسخ من اين است كه بعضي مواقع براي جلو رفتن بايد كمي عقب آمد و نيرو جمع كرد تا دوباره بتوانيم جلو برويم. اين خيلي مشكل است چون از 100 نفري كه به خاتمي رأي مي دهند، 10 نفرشان هم حاضر نيستند به ناطق نوري رأي دهند. اين اختلاف را بايد چهره هاي اصلاح طلب و روزنامه نگاران و مطبوعات پر كنند. منافع ملي مي طلبد اصلاح طلبان غرور خودشان را زير پا بگذارند و از همه بخواهند كه به ناطق نوري رأي بدهند. اين طوري ممكن است 40 نفر ديگر هم بيايند به ناطق نوري راي بدهند و عده اي از اصولگرايان نيز به او راي دهند و شوخي شوخي مي بينيد كه ناطق نوري رئيس جمهور شد. ناطق نوري را براي يك هدف بزرگ آورديم كه آن هم آشتي ملي است.