نگذاريد اين كتابها در خانه سالمندان بپوسند!
گروه فرهنگي: كتابي كوچك با طرح جلدي قديمي چشمم را گرفت. همينطور كه مشغول تورق آن بودم از فروشنده –كه خيلي هم غريبه نبود- پرسيدم اين رو ديگه از كجا گير آورديد؟ اين سوال را بعد از اين پرسيدم كه با مراجعه به شناسنامه كتاب و خواندن نام ناشر، نتوانستم در گوشه ذهنم رد پايي از آن نام پيدا كنم.
جوان فروشنده جواب داد كه اين كتاب را در انبار يكي از انتشاراتي هاي قديمي پيدا كرديم و چند صد جلدي را كه از ده-پانزده سال پيش باقي مانده بود خريديم. بعد با خنده ادامه داد: الان ما پخش كننده انحصاري اين كتابيم!
كتاب، متن يكي از فيلمهاي مستند خيلي معروف جبهه فرهنگي انقلاب بود كه اين روزها براي پيدا كردن خود فيلم هم بايد خيلي صبر و انگيزه بالايي داشته باشي چه رسد به متن نريشن و گفتگوهاي آن.

شانسي كه كتاب فوق الذكر پيدا كرده بود نصيب خيلي از كتابهاي اواخر دهه شصت و دهه هفتاد نشده است؛ كتابهايي كه يا در انبارها پوسيده و ته ماندههايشان خمير شده اند، و يا با تمام شدن همان چاپهاي اول و دوم ديگر كسي سراغشان را نگرفته و به فكر تجديد چاپشان نيفتاده است.
كتابي كه حتي با مرگ نويسندهاش هم پيدا نميشود!
براي آوردن مثال از آنچه در بالا گفته شد مي توان نام كتابهاي زيادي را آورد. مثلا همين چند وقت پيش كه سيد محمود گلابدرهاي درگذشت و دوباره نام كتابهايش سر زبانها افتاد، خيلي ها پاپي شدند كه كتابهايش را گير بياورند و بخوانند. گل سرسبد اين كتابها هم «لحظههاي انقلاب» بود. اما احتمالا پيگيرترين اين افراد فقط توانسته باشد نسخه رنگ و رو رفته آن را در يكي از كتابخانهها پيدا كند؛ وگرنه در كتابفروشيهاي راسته انقلاب بعيد است بتوان ردي از آن پيدا كرد. البته شايد دست دوم فروشي هاي اين راسته هم، زير خروارها حل المسائل و خودآموز كنكور يك نسخه از ان را داشته باشد.

يا براي نمونهاي ديگر ميتوان به كتاب «مسيح كردستان» نوشته نصرت الله محمودزاده اشاره كرد. كتاب نابي درباره شهيد محمد بروجردي كه اگر از اولين كتابهاي زندگينامه داستاني نباشد حتما يكي از بهترينهاي اين حوزه است. اين كتاب كه زندگينامه شهيد بروجردي را تا تاريخ 24 بهمن سال 1357 شامل مي شود براي اولين بار در سال 76 و توسط كنگره بزرگداشت سرداران شهيد سپاه و 36 هزار شهيد استان تهران منتشر شد و اخيرا بعد از اينهمه سال با ويرايش و طرح جلدي جديد، روانه بازار شده است. حتي نويسنده آن خبر از نگارش جلد دوم آن داده است. كساني كه اين كتاب را خوانده باشند حتما با يكي از بهترينها بودن آن موافق خواهند بود.

كتابهايي براي تمام نسلها
كتابهاي خوب زيادي چندين سال پيش توسط انتشاراتيهاي نه چندان حرفهاي منتشر شده اند؛ در دورهاي كه صنعت نشر ما –مخصوصا نشر حزب اللهي كه در اين چند ساله خوب جان گرفته است- خيلي سر و سامان نداشته و اوضاع توزيعش از الان هم بدتر بوده است. چه بسا آن ناشران طي اين سالها اصلا از صفحه نشر پاك شده باشند و ديگر خبري از آنها در اين بازار نتوان پيدا كرد. يا مجموعهها و نهادهايي كه بعداً دچار ادغام، تجزيه يا انحلال شده اند و ديگر كسي از اوضاع و احوال كتابهايي كه توسط آنها منتشر شده است خبر ندارد. حتي ممكن است هم ناشر سر جايش باشد و هم نويسنده اما به دلايلي سالهاست كه كتاب تجديد چاپ نمي شود. از اين دست كتابها زياد ميتوان نام برد.

اخيراً بنياد ادبيات داستاني در كاري قابل تقدير اقدام به انتشار دوباره يكي از اين خيل كتابها كرده است؛ «تركه هاي درخت آلبالو» نوشته اكبر خليلي كه اولين بار در سال 68 منتشر شده بود. نشر «عصر داستان» كه وابسته به اين بنياد است اين كتاب 500 صفحه اي را اينبار در 399 صفحه و با ويرايش جديد منتشر كرده است. اين اقدام درخور توجه بنياد ادبيات داستاني ميتواند مورد توجه خيلي از ناشران و نهادهاي فرهنگي قرار بگيرد تا گرد فراموشي را از روي كتابهاي خوبي كه سالها پيش نوشته شده اند بردارند. واقعا حيف نيست خيلي از اين كتابها را فقط جوانهاي دهه شصت و هفتاد خوانده باشند و نسل سوم و چهارم انقلاب حتي از وجود آنها هم بي خبر بماند؟!