فتحعلی اویسی و دخترش کتی+عکس

خنده زیبای شهید در قبر+عکس

زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد .
"صراط"- بسیجی شهید «محمد رضا حقیقی» بچه اهواز است .متولد ۱۴ آذر ۱۳۴۴٫ زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد . جالب است بدانید که برادر او یعنی «محمود رضا حقیقی» (متولد ۱۳۴۶) هم در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید ولی فرقش با برادر خود این بود که ۱۴ سال بر سر سفره حضرت فاطمه زهرا (صاوات الله علیها) نشست و بقایای پیکرش پس از تفحص ، در کنار مزار برادرش در گلزار شهدای اهواز به خاک امانت داده شده تا در روزی دیگر ، به یمن ظهور حجت حق (عج) از خاک برآیند و از سازندگان جهانی عاری از ظلم و پلیدی باشند.
وقتی صلوات مردمی که برای تشییع پیکر محمد رضا دیرینه ی حقیقی آمده بودند تمام شد ، پیکر شهید به آرامی از داخل تابوت درون قبر قرار داده شد. لحظاتی بعد محمد رضا آرام تر ازهمیشه درون قبر خوابیده بود. تا این لحظه همه چیز روال عادی خود را طی می کرد. اما هنوز فرازهای اول تلقین تمام نشده بود که عموی شهید فریاد زد: «الله اکبر! شهید می خندد!»
او که خم شده بود تا برای آخرین بار چهره ی پاک،آرام ونورانی محمد رضا را ببیند، متوجه شده بودکه لب های محمد رضا در حال تکان خوردن است و دو لب او که به هم قفل و کاملاً بسته شده بود ، درحال باز شدن و جدا شدن است و دندان های محمدرضا یکی پس از دیگری در حال نمایان و ظاهرشدن است.
عموی او می گفت: ابتدا خیال کردم لغزش حلقه های اشک در چشمان من است که باعث می شود لب های شهید را در حال حرکت ببینم، با آستین، اشک هایم را پاک کردم و متوجه شدم که اشتباه نکردم.
لب های او در حال باز شدن بود و گونه های او گل می انداخت.
پدرومادر شهید را خبر کردند.آن ها هم آمدند و به چهره ی پاک فرزند دلبندشان نگریستند. اشک شوق از دیدن چنین منظره ای به یک باره بار غم و رنج فراق محمدرضا را از دل آن ها بیرون آورد. مادرش فریاد زد: «بگذارید همه بیایند و این کرامت الهی را ببینند»
تمام کسانی که برای تشییع پیکر شهید به بهشت آباد اهواز آمده بودند، یکی پس از دیگری بالای قبر محمدرضا آمده و لبخند زیبای او را به چشم دیدند.
روی قبر را پوشاندند، درحالی که دیگر آن لب ها بسته نشد و تبسم شیرین و لب های باز شده ی شهید باقی بود.
دست نوشته ی شهید در دفترچه ی یادداشت:
روی بنما و وجود خودم از یاد ببر           خرمن سوختگان را گو همه باد ببر
روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده       وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر

این سخن شهید در خصوص تبسم لحظه ی تدفین است که پس از شهادت در خواب به مادر می گوید: مادرم! آن چه را که شما فکر می کنید در دنیا و آخرت بهتر از آن نیست، مشاهده کردم!
 
 
haghighi2.jpg
 
haghighi1.jpg

عکس/ مشت یک بوکسور!

تصویر زیر از مسابقات بوکس در آتلانتیک گرفته شده است.

عکس/ اطرافیان آیت الله مصباح

 

عکس جالب از مهران مدیری

پس از اشتباه در نام بردن از وزارت صنایع

خبر تمدید حکم رئیس سازمان استاندارد توسط رئیس جمهور بر روی خروجی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری قرار گرفته و مدتی بعد با حذف آن در محتوای همان خبر . . .
"صراط" - روز گذشته صراط با انتشار خبری ، دفتر رئیس جمهور را از اشتباه رخ داده در تمدید حکم رئیس موسسه استاندارد مطلع کرد .
اشتباه فاحشی که در امضای حکم نظام الدین برزگری صورت گرفت استفاده از لفظ وزیر صنایع و معادن بود در حالی که ماهها از ادغام وزارتخانه های صنایع و معدان و بازرگانی گذشته و این وزارتخانه با نام جدید وزارت "صنعت، معدن و تجارت" به فعالیت خود ادامه می دهد .
بنا بر این گزارش در آخرین اقدام صورت گرفته از سوی دفتر رئیس جمهور به خوبی در تصاویر زیر قابل مشاهده است که خبر تمدید حکم رئیس سازمان استاندارد توسط رئیس جمهور بر روی خروجی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری قرار گرفته و مدتی بعد با حذف آن در محتوای همان خبر ، متن حکم معاون اجرایی رئیس جمهور برای نظام الدین برزگری درج شده است! و اتفاق عجیب جایی است که پس از جابجایی محتوای این خبر همچنان استفاده از لفظ "وزیر صنایع و معادن" دیده می شود .


متن حکم رئیس جمهور



متن حکم معاون اجرایی رئیس جمهور!

ماجرا جایی جالب تر می شود که با توجه ماده 21 قانون اصلاح قوانين و مقررات موسسه استاندارد اين حكم بايد توسط رئيس جمهور امضا شود نه معاون اجرایی!
گفتنی است دفتر رئیس جمهور هنوز هیچ واکنشی نسبت به این گاف های پی در پی نشان نداده است.

کاروان‌های‌عروسی روز شهادت زهرا(س)

به گفته ناظران سیاسی اینگونه اقدامات از طرف نزدیکان مولوی عبدالحمید سبب سواستفاده برخی چهره های وهابی منطقه شده که اینگونه اقدامات را در میان عوام مردم عادی جلوه بدهند
 
زاهدان پرس، از چند سال قبل با تحریک برخی علمای وهابی سیستان و بلوچستان در سالروز شهادت حضرت زهرا (س) برخی مراسمات عروسی در زاهدان برگزار می‌شود.

بنا بر این گزارش، این در حالیست که این علمای وهابی به این موضوع اکتفا نکرده و با تحریک برخی عوام و جوانان بی اطلاع منطقه پا را از یک مراسم معمولی جشن ازدواج فراتر گذاشته و کاروان های شادی نیز در خیابانیهای زاهدان راه اندازی می کنند.

این ترفند جدید وهابیت برای تفرقه در جنوب شرق سبب رنجش مردم عزادار شده و این در حالیست که به صورت قاطع از طرف دستگاه های مسئوول در اینباره برخورد جدی با این تفرقه افکنان نشده است.

گفتنی است، چند سال قبل یکی از نزدیکان معروف مولوی عبدالحمید در سالروز شهادت حضرت زهرا (س) در یک مهمانی بزرگ مراسم ازدواج دخترش را برگزار کرد.

به گفته ناظران سیاسی اینگونه اقدامات از طرف نزدیکان مولوی عبدالحمید سبب سواستفاده برخی چهره های وهابی منطقه شده که اینگونه اقدامات را در میان عوام مردم عادی جلوه بدهند.

لازم به ذکر است که اکثریت اهل سنت سیستان و بلوچستان علاقه خاصی به حضرت زهرا دارند و برای ایشان جایگاه والای در جهان اسلام قائل می باشند.

عکس/ رقص این خانم معروف در پارتی شبانه

عکس/ بازار فروش موز در تهران

بازار فروش موز در تهران همچنان با نواسانات متعددی و افزایش قیمت مواجه شده است.
بازار

موز

موز

بازار فروش موز

بازار فروش موز

بازار فروش موز

جدول/قيمت روز انواع تلفن همراه

 

عکس/دیدگان اشکبار امام خامنه ای

سومین شب مراسم سوگواری حضرت زهرا(س) در بیت رهبری با حضور مردم و مسئولان برگزار شد.

 

امروز حجت بر همه تمام شده است

مخصوصاً کسانی که می خواهند به عنوان نمایندگان مردم انتخاب شوند، مراقب باشند در این امتحان مردود نشوند.
"صراط" - صبح امروز مراسم زیارت عاشورا به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا(س) در حسینیه صنف لباس فروشان تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار صراط حاج منصور ارضی در این مراسم در تشریح فراز " وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ‏ الْبالِغَةِ عَلى‏ جَميعِ خَلْقِهِ " از زیارت امین الله گفت: حجت بالغه برای همه مردم در هر زمان جاری است. حتی برای دشمنان هم حجت تمام است یعنی از روز اول تا قیامت در هر زمان ولایت علی (ع) بر همگان حجت است و کسی نمی تواند بگوید ما نمی دانستیم.
 
وی در ادامه افزود: به خاطر همین معناست که در دعای کمیل که " ام الادعیه" می گوییم: " ولاحجت لی ... " لذا هیچ کس در هیچ زمانی حتی همین امروز نمی تواند ادعا کند و دلیل بیاورد که من گمراه بودم، چون از صراط  مستقیم و راه درست خبری نبود، چرا که امروز هم مسیر نورانی ولایت فقیه در غیاب امام زمان(عج) و اطاعت از ولی فقیه زمان، به عنوان صراط مستقیم حجت را بر همگان تمام کرده است و این خود یک امتحان برای ما و شماست.
 
وی در ادامه تاکید کرد: مخصوصاً کسانی که می خواهند به عنوان نمایندگان مردم انتخاب شوند، مراقب باشند در این امتحان مردود نشوند. کسانی را انتخاب کنند که با ایمان وارد مجلس شوند و با ایمان بمانند و مبادا بی دین از مجلس بیرون بیایند.

منصور ارضی همچنین خطاب به مردم گفت: نمایندگان خوب، قرص و محکم، قوی، با ایمان و با اعتقاد به حضرت زهرا (س) را برای مجلس انتخاب کنید. از این رو بچه های رزمنده مسجد ارک و هیئتی ها از آن 50 نفر، لیستی را تهیه کرده اند که انشاءالله پس از ورود به مجلس از این امتحان پیروز بیرون بیایند و بدانند این امتحان بزرگی برای آنها خواهد بود.

عکس: سوءاستفاده ارگان شهرداری از اموال بیت‌المال برای تبلیغ گروه 7+8

روزنامه همشهری که به عنوان ارگان رسمی مطبوعاتی شهرداری تهران و با بودجه بیت‌المال فعالیت می‌کند، امروز در اقدامی عجیب، تیتر نخست خود را به تبلیغ یک گروه سیاسی اختصاص داده است.

به گزارش رجانیوز، این اقدام در حالی صورت گرفته که بر اساس نص قانون مطبوعات، روزنامه‌ها و مجلاتی که از بودجه بیت‌المال ارتزاق می‌کنند، حق تبلیغات سیاسی به نفع افراد و جریانات سیاسی را ندارند.

روایتی از حضور علامه مصباح در شهر تهران برای شرکت در انتخابات

علامه مصباح گفتند وقتی جنس نابی مثل"آرمانخواهی "مورد توجه باشد، جنس قلابی هم زیاد می شود

«علامه مصباح از جبهه حمایت نمی کند»، «از لیست ناراحت است»، «گفته بروید وحدت کنید اما حرفش را گوش نداده اند»، «ایشان می خواسته علیه لیست جبهه بیانیه پایداری بیانیه بدهد اما آقای آقاتهرانی گریه و التماس کرده» این‎ها گزاره‌هایی بود که چند روز مانده به  مرحله اول انتخابات مجلس، از رسانه‎ای یا سایتی یا دهان کاندیدایی بیرون آمد و دهان به دهان پیچید.

آنقدر گفتند و گفتند و پیچید تا آنکه علامه مصباح را بر آن داشت که با یک جمله به همه این گفته و گفتن‎ها پاسخ دهد. پاسخ کوتاه بود و پر معنا: "اینجانب جبهه پایداری را بر سایر گروه‌های سیاسی ترجیح می‌دهم و نسبت به لیست جبهه هم انتقادی نداشته‌ام."  آنچنان که جای دیگری گفته بود"رعایت ضوابط شرعی و اصول انقلاب اسلامی در انتخاب کاندیداهای جبهه پایداری انقلاب اسلامی ستودنی است . "

اما مصباح شهر قم، باید پیامش را تمام و کمال می‎رساند، با همه اهل و عیالش عازم تهران شد تا در این شهر رای خودش را به صندوق بریزد. و رایش را در صندوقی گمنام در شهر تهران ریخت.


از یک هفته قبل از رای گیری مشخص شد که علامه بخاطر اهمیت آرا و تعداد نفرات و مقابله با شایعات و تخریب های صورت گرفته علیه جبهه پایداری ، برای ریختن رای به حوزه انتخابیه تهران خواهند آمد. از این موضوع کسی مطلع نبود. با همه خانواده به منزل یکی از اقوام آمده بودند. صبح زود روز جمعه ایشان آماده بودند و منتظر تا نوه‎ها و صبیه و خانواده آماده شوند.


وقتی بخاطر رعایت سن علامه پیشنهاد شد که صندوق رای گیری مانند سایر علما به منزل آورده شود ایشان گفتند: " نخیر!  همانند سایر مردم برای اخذ رای به محل های رای گیری برویم." دوستان مدرسه ای را که پله نداشته باشد و جوابگوی پای پردرد استاد باشد، برای رای گیری در نظر گرفتند.

 
همه می خواستند بدانند علامه به چه کسانی رای می دهند. وقتی علامه لیست پایداری را رو به روی خود قرار دادند زمان زیادی برای نوشتن نام های نامزدهای اصلح از دید «عالم بصیر به معنای حقیقی کلمه» طول نکشید. در این میان تنها یکی از دوستان بود که این لحظات را با تلفن همراه خود ثبت می کرد.

بقیه اعضا خانواده هم آراء خود را به صندوق ریختند. حتی آقا مجتبی و علی آقا فرزندان علامه که نتوانسته بودند به همراه علامه به تهران بیایند نیز بخاطر حساسیت موضوع به سمت تهران حرکت کرده و رای خود را در یکی از صندوق های جاده قم ـ تهران ریخته بودند.

 
وقتی یکی از همراهان با ایشان راجع به فضای آرمانخواهی و شور و نشاط جوانان دانشگاهی و اقبال مردم به گفتمان اصولگرایی در کشور سخن گفت، علامه گفتند باید توجه کرد که وقتی جنس نابی مثل "اصولگرایی و آرمانخواهی "مورد توجه و اقبال مردم است ،جنس قلابی هم زیاد می شود. باید مردم را توجه داد که جنس های قلابی خودنمایی نکند و جنس ناب را مردم انتخاب کنند.


وقتی نظرشان راجع به انتخابات و وضعیت کشور پرسیده شد، گفتند بروید ابعاد وجودی مقام معظم رهبری و شکر این نعمت را به مردم بگویید که هر چقدر تنها و تنها شکر کنیم بخاطر وجود مقام معظم رهبری ، باز هم کم است...

عكس: سال78تخريب حسينيان توسط طيف چپ/ سال 91 توسط طيف راست

عكس: سال78تخريب حسينيان توسط طيف چپ/ سال 91 توسط طيف راست

 

ليست نامزدهاي جبهه پايداري در 12 استان كشور

ليست نامزدهاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي، در 12 استان كشور اعلام شد

زارعي در گفت و گو با پايگاه اطلاع رساني جبهه پايداري انقلاب اسلامي عنوان كرد: ليست نامزدهاي مورد حمايت جبهه پايداري انقلاب اسلامي در 12 استان كشور منتشر شد
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ دکتر علی اصغر زارعی در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی عنوان داشت: لیست نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی در استان های کشور؛ در دومین دور انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی بررسی و اعلام شد.
 
بنا براین گزارش؛ به گفته دکتر زارعی، لیست منتشر شده جبهه پایداری در استان های کشور به شرح ذیل می باشد:
 
 

 

نامزدهای دور دوم جبهه پایداری انقلاب اسلامی؛ مرحله دوم دوره نهم مجلس شورای اسلامی

استان آذربایجان شرقی

تبریز

حجت الاسلام رسول جلیل زاده


محمد اسماعیل سعیدی

استان اردبیل

اردبیل ، نمین و نیر

مصطفی افضلی فرد

استان اصفهان

سمیرم

بهروز جعفری

استان چهارمحال بختیاری

اردل و فارسان و کوهرنگ

علی یوسف پور

استان خراسان رضوی

مشهد و کلات

جواد کریمی قدوسی

استان خوزستان

آبادان

غلامرضا شرفی

دزفول

محمدعلی قاسمی

اهواز

ناصر سودانی


شکرخدا موسوی


جعفر فلسفی

دشت آزادگان

هاشم سواری

استان فارس

شیراز

حجت الاسلام محسن مکارم شیرازی


سید حسین ذوالانوار

استان لرستان

پلدختر

علی کائیدی

بروجرد

بهرام بیرانوند

استان گیلان

رشت

علی آقازاده


نظرعلی علیزاده

تالش و رضوانشهر و ماسال

محمود شکری

استان گلستان

گرگان و آق قلا

عبدالحسین ناصری

استان همدان

همدان

سیدکاظم حجازی


ابرهیم کارخانه ای

استان یزد

بافق و مهریز و ابرکوه و خاتم

کاظم فرهمند

کرمانشاه

کرمانشاه

محمد رزم

مرکزی

تفرش ، آشتیان و فراهان

 

محمدکاظم سپاسی آشتیانی

لیست 25 نفره جبهه پایداری در شهر تهران

لیست 25 نفری جبهه پایداری جهت اطلاع عموم مردم و شركت در انتخابات اعلام مي‌شود. 

اسامی این 25 نفر به شرح زیر است:

1-حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان

2-دکتر علی‌اصغر زارعی

3-حجت‌الاسلام قاسم روانبخش

4-حجت‌الاسلام دکتر ناصر سقای بی‌ریا

5-دکتر محمد سلیمانی

6-محمدحسین استادآقا

7-دکتر مهدی کوچک‌زاده

8-زهره سادات لاجوردی

9-حجت‌الاسلام حمید رسایی

10-سردار حسن حمیدزاده

11-دکتر زهره طبیب‌زاده نوری

12- فاطمه آليا

13-دکتر بتول نامجو

14-محمود دهقانی

15-حجت‌الاسلام دکتر خلیلیان

16-مهندس سیدمهدی هاشمی

17-علی خطیبی شریفی

18-دکتر جواد محمدی

19-دکتر حسین طلا

20-حجت الاسلام سيد محمود نبويان

21- دکتر جوانمردی

22- بیژن نوباوه

23- علیرضا صفارزاده

24- اسماعيل كوثري

25 - اسماعیل کفایتی
 

لیست انتخاباتی منتسب به حاج منصور

هیئت رزمندگان مسجد ارک با نام "جبهه نوسازی معنوی" در دور دوم انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه تهران فهرست انتخاباتی خود را منتشر كرد.

این لیست که از سوی حاج حسین الله کرم و حاج منصور ارضی تدوین شده است در برگیرنده 25 کاندیدا براي دور دوم انتخابات است.
 
اسامي اين 25 كانديدا كه توسط وب سايت دوستداران حاج منصور منتشر شده به شرح ذيل است:
  
1 سید مهدی هاشمی
2حجت الاسلام سید محمود نبویان
3اسماعیل کوثری
4محمد سلیمانی
5حسین استادآقا
6علی اصغر زارعی
7حجت الاسلام قاسم روانبخش
8بیژن نوباوه
9حجت الاسلام روح الله حسینیان
10حسین طلا
11حجت الاسلام والمسلمین سقای بی ریا
12جواد محمدی
13زهره طبیب زاده
14حجت الاسلام والمسلمین رسائی
15زهره الهیان
16حسن حمیدزاده
17حسین مظفر
18حسین نجابت
19الهام امین زاده
20مجتبی رحماندوست
21کوچک زاده
22پرویز سروری
23 فاطمه رهبر
24 رودکی
25 مهرداد بذرپاش

در جلسه طلاب و روحانیون حامی جبهه پایداری مطرح شد؛

روایت نبویان از آخرین دیدارخصوصی رهبرانقلاب و علامه‌مصباح در 19دی/ باید پرسید پول این تبلیغات را ازکجا می‌آورند؟!

نشست طلاب و روحانیون حامی جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز گذشته در محضر آیت الله خوشوقت و با سخنرانی آیت الله رجبی قائم مقام علامه مصباح یزدی در موسسه امام خمینی (ره)، حجت الاسلام نبویان و حجت الاسلام آقاتهرانی برگزار شد.

به گزارش رجانیوز در این نشست که با استقبال خوب طلاب جوان تهرانی روبرو شده بود، حجت الاسلام نبویان در سخنان مهمی ضمن پاسخ به برخی شایعات مطرح شده درباره کاندیداتوری خود، به ماجرای دیدار علامه مصباح یزدی و رهبر معظم انقلاب در روز 19 دی و نکات مهمی که معظم له در این دیدار بیان فرموده‎اند پرداخت.

حجت الاسلام و المسلمین محمود نبویان با یا یادآوری اهمیت انقلاب اسلامی در دنیای معاصر به اهداف این انقلاب اشاره کرد، گفت: در انقلاب قرار شد خدایی که از ذهن‏ها رفته بود زنده شود و خدا دیگر در آسمان‏ها نباشد و حداقل باید در صحنه علوم انسانی بروز و ظهور داده شود.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی با بیان اینکه مخالفان آیت الله مصباح دو دسته هستند، گفت: دسته‏ای که به لحاظ فکری، فکر خود را در خطر می‏بینند، روشنفکران،  اصلاح طلبان و آن جریان انحرافی و آنهایی که در آن مر اسلام نیست، از این دسته هستند و دسته دوم گروهی هستند که اجرای اندیشه‏های اسلام منافع عملی آنها را به خطر می‏اندازد.

 

نبویان ادامه داد: در دانشگاهی سخنرانی داشتم یکی از اساتید دانشگاه به من گفت که حاج آقا چه می گویی، تمام علوم ما دینی است، شما مطالعه ندارید و جای شما هم اینجا نیست که این حرف‏ها را می زنید، حتی فیزیک‏دانان ما بر سنگ قبرهای‏شان چه حرف‏هایی درباره خدا نوشتند، در پاسخ به این استاد گفتم خدایی که مال سنگ قبر است به درد این انقلاب نمی‏خورد.
 
به گفته این استاد حوزه و دانشگاه یکی از رسالت‏های انقلاب همین بود که خدای آسمان‏ها را به زمین بکشاند و این خدا در بستر اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی و علوم سیاسی ما حضور داشته باشد، که متاسفانه این‏طور نیست و این اولین چالش ما با دنیای مدرن است.
 
وی در ادمه به دومین موضوعی  که با آن انقلاب اسلامی، دنیا را به چالش کشیده است، گفت: انقلاب ما دارد، جهان بینی‏ای که چهارصد سال، هم مارکسیست‏ها  و هم لیبرالیست‏ها دنبال حاکم کردنش هستند، به فروپاشی بکشاند و طبیعی است که اینقدر مقابل ما ایستاده‏اند.
 
 
تئوری ولایت فقیه به لحاظ نظری برترین تئوری است
 
عضو جبهه پایدرای با بیان اینکه در حوزه سیاسی انقلاب ایران تئوری جدیدی ارائه کرد که آن تئوری ولایت فقیه بود، اظهار داشت: این تئوری بسیار مهمی است، کشوری را  که این همه به هم انتقاد دارند و این چنین ضعف‏هایی دارد، ولی فقیه به خوبی اداره می‏کند.
 
نبویان تاکید کرد: تئوری ولایت فقیه به لحاظ نظری برترین تئوری است، در مقام عمل نیز امام و مقام معظم رهبری در مقابل یک دنیا دشمن و توطئه ایستادند. 
 
وی احقاق حقوق مردم در سطح زندگی آنها را یکی دیگر از اهداف انقلاب عنوان کرد و گفت: یکی از آن اهداف عدالت بود، عدالت باید در حوزه قضا، در حوزه اقتصاد و در حوزه جذب و اشتغال مراعات شود.
 
استاد دوره‏های طرح ولایت در ادامه با بیان اینکه ما قرار بود عزت اسلامی را برای ملت مسلمان ایران بیاوریم، افزود: افرادی باید در راس کار قرار بگیرند که مانند آن عضو هیات رئیسه مجلس ششم نباشد که گفت من به نمایندگی از ملت ایران از آمریکا می‏ترسم! این آدم‏های ذلیل نباید مسئول مملکت شوند و عزت ملت مسلمان ایران در مقابل دنیای کفر باید حفظ شود.
 
وی مهم‏ترین اهداف جبهه پایداری را دفاع از ارزش‏های اسلامی و پیاده کردن آنها در حوزه زندگی و معرفتی مردم و در دانشگاه‏ها برشمرد و تصریح کرد: جبهه پایداری بر اساس این اندیشه‏ها پدید آمده است، ارزش های اسلامی، دفاع از ولایت فقیه، دفاع از عزت ملت ایران، دفاع از حقوق مردم در صحنه جامعه؛ البته اهداف دیگری هم حضرت آیت الله مصباح مطرح کردند.

دیدم دوستان ولایی چپ چپ نگاه می‏کنند!
 
نبویان در ادامه در توضیح قرار دادن نام او در لیست جبهه متحد اصولگرایان که با اعتراض برخی از ولایت مداران روبرو شد، با بیان اینکه من بی‏گناهم از اینکه اسمم در لیست های مختلف رفته است، گفت: دیدم دوستان ولایی چپ چپ نگاه می کنند، همین جا اعلام می‏کنم که من اصالتا برای جبهه پایداری هستم، در دور اول  در پنج لیست دیگر اسم من بود، که تنها یک نفر از آن گروه لطف کرد و به من زنگ زد، بقیه را اصلا نمی‏دانم چه کسانی بودند، این دوره هم از مرز 6 تا 7 لیست گذشت.
 
وی با بیان اینکه بنده مانع می‏شوم که نامم در گروهی باشد که متعلق به  فتنه و انحراف باشند، ادامه داد: یکی از دوستان جبهه متحد زنگ زد به او گفتم که من تعهد به هیچ جبهه‏ای نخواهم داشت، گفتند که نه فقط اسم شما باشد، که گفتم ایرادی ندارد.
 
 
 
عضو جبهه پایداری با اشاره به شایعات جدید علیه این جبهه گفت: تبلیغات آنقدر زیاد است که برخی از دوستان مذهبی ما متاسفانه با شبهه مواجه شدند که این جای گله دارد، ما نباید دنبال اختلافات برویم و در شان ما هم نیست که به این مسائل و شایعات بپردازیم.
 
پرسیدم اگر جلسه خصوصی بین آقا و آیت الله مصباح بود، شما از کجا محتویات آن را فهمیدید؟!
 
نبویان در ادامه به یکی از این شایعات اشاره کرد و توضیح داد: می‏گویند که جبهه پایداری و شخص آیت الله مصباح مقابل فرمایش رهبر معظم انقلاب ایستاده است، چرا که در ملاقات خصوصی نیم ساعته 19 دی ماه، رهبر انقلاب به آیت الله مصباح فرمودند که نظر من این است که لیست واحد بیاید، بعد آقای مصباح تن نداد و لیست‏ها متعدد شد.
 
وی با بیان اینکه من از این طرف سوال کردم که اگر جلسه خصوصی بود، شما از کجا می‏دانید که آقا چنین فرمایشی داشتند، اظهار داشت: بعد پیگیری کردم دیدم که این خبر چند واسطه خورده و منبع خبرش هم دروغ است. اصلا کسی چنین جمله‏ای مطرح نکرده است. یک آقایی با واسطه گفته که برداشت ما از فرمایشات آقا این است که بهتر است لیست واحدی داده شود، خب نظر این شخص محترم، بفرمایید که فرمایش آقا چه بوده است؟!
 
نبویان اظهار داشت: من خصوصی خدمت آقای مصباح رسیدم و چون ایشان هیچ وقت در این موارد حرف نمی‏زند، آن طرف را گرفتم و پرسیدم که آیا مقام معظم رهبری مخالف جبهه پایداری است؟ ایشان فرمودند که آقا نه تنها مخالف نیستند بلکه  اگر " المجلس بالامانه " نبود، می‏گفتم که آقا درباره جبهه پایداری چه فرمودند.
 
عضو جبهه پایداری تصریح کرد: به این آقایی که این خبر را گفت، گفتم که خیالت جمع باشد، نمی‏گویم موافقت اما مخالفتی از سوی رهبر انقلاب نسبت به جبهه پایداری یقینا نشده است. 
 
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه 19 دی رهبر انقلاب بحث رقابت را مطرح کردند و الحمدالله این رقابت انجام شد و مایه برکت شد، افزود: این که ایجاد تفرقه و دشمنی کنیم و به جان هم بیفتیم درست نیست.
 
وی در ادامه تاکید کرد که ساکتین فتنه نمی‏توانند در مدار دفاع از ولایت فقیه به درستی جا شوند.

شاگردی آیت الله مصباح و حضور در جبهه پایداری را با هیچ چیز عوض نمی‏کنم
 
شاگرد آیت الله مصباح در ادامه با اشاره به نامه اخیری که در آن نسب به آیت الله مصباح توهین شده بود، گفت: در این نامه اسم بنده هم آمده است، واسطه این نامه را پیدا کردم، به او زنگ زدم، جالب است که گفت حاج آقا ما شاگرد طرح ولایت شما بودیم، گفتم در این نامه حداقل دو-  سه دروغ بود.
 
نبویان ادامه داد: یک دروغ این بود که اعضای جبهه پایداری، آقای مصباح را به عنوان قائم مقام رهبری مطرح می‏کنند، بنابراین ما احساس خطر کردیم که جلوی این انحراف را بگیریم از او پرسیدم که چه کسی این را مطرح کرد چرا دروغ می‏گویید، البته در زمان دوم خرداد هم این‏طور بود، آنهایی که با آقای مصباح دشمنی دارند به هر طریقی می‏خواستند کار کنند. 
 
 
وی اظهار داشت: دروغ دوم این بود که اعلام کردند که  فقط به بنده اعتماد دارند، چرا که فقط من اعلام کردم که دیگر به جبهه پایداری هیچ تعهدی ندارم و فقط آقای مصباح را به عنوان یک استاد قبول دارم، برای همین این نامه را به بنده می‏دهند که به آقای مصباح بدهم.
 
نبویان تصریح کرد: من به آنها گفتم که در این عبارت شما دو تا دروغ بود، اول اینکه من هیچ جا اعلام نکردم که به جبهه پایدرای هیچ تعهدی ندارم، اینجا هم اعلام می کنم افتخار بنده این است که در جبهه پایداری هستم که در راس آن حضرت علامه مصباح قرار دارد و من 15 -16 سال افتخار شاگردی او را دارم و این را به هیچ چیزی عوض نمی‏کنم، همچنین در این لیست هم دوستان بسیار خوبی داریم، بنده هیچ وقتی از این لیست خود را جدا نمی‏دانم.
 
وی دومین انتقاد خود از شب‏نامه اخیر را این‏چنین توضیح داد: بر فرض که این نامه را نوشتید که من به آقای مصباح دهم، گفتم یاد نامه نوری‏زاد و امثال او که خصوصی به رهبر انقلاب می‏نوشتند اما قبل از اینکه به دست رهبر برسد در سایت‏ها منتشر می‏شد.
 
نبویان با بیان اینکه پرسیدم که چرا این نامه را به من ندادید که به آقای مصباح دهم و چرا اول در سایت فلان منتشر کردید اگر صداقت دارید، تصریح کرد: بعد فهمیدم که این آقای واسطه ما یکی از مسئولین همان سایتی است که این نامه را منتشر کرده است، ایشان هم از دوستان طرح ولایتی ما بود و تمام ذهن او پر بود که جبهه پایداری و حاج آقای مصباح جلوی فرمایش آقا ایستاده است، لذا باید جلوی او ایستاد، به او توضیح دادم که این طور نیست بعد گفت که من هاج و واج ماندم، بروم دنبالش و ببینم که این خبر درست است یا نه؟
 
وی با بیان اینکه گویا قرار است که تخریب‏ها پشت تخریب‏ باشد، گفت: بنده به عنوان کوچکترین عضو از اعضای جبهه پایداری تقاضا می‏کنم که این یک هفته را سکوت کنند و به جنبه اثباتی خود بپردازیم و به جنبه های سلبی اشاره‏ای نکنیم، مردم از تفرقه خسته شدند، آنقدر جنبه اثباتی جبهه پایداری آنقدر پر رنگ است که نیازی به جنبه سلبی نداریم.
 
چرا رهبر انقلاب در بین علما و فیلسوفان آیت الله مصباح را جانشین علامه طباطبایی و شهید مطهری معرفی کردند؟
 
این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به این سوال که علت تخریب های جبهه پایداری و آیت الله مصباح چیست، گفت: ما اعتراف می‏کنیم که جبهه پایداری به برکت آیت الله مصباح جان گرفته است و در دل مردم حضور پیدا کرده است، اما علت تخریب علیه آیت الله مصباح چیست، شما فکر می‏کنید چرا رهبر انقلاب در میان همه علما فرمودند آقای مصباح جای علامه طباطبایی و شهید مطهری را پر کرده است، خیلی‏های دیگر بودند، آیت الله مصباح چه شباهتی با شهید مطهری و علامه طباطبایی دارد.
 
نبویان اولین شباهت را فیلسوف بودن این بزرگواران ذکر کرد و گفت: قبل از انقلاب وقتی بعضی از بزرگان ما اتحاد عقل و عاقل و معقول می‏نوشتند، شهید مطهری در مجله بسیار زشت زن روز قبل از انقلاب مقاله می‌داد، برخی می گفتند شهید مطهری آبروی فلاسفه را برده، در این مجله زشت؟! چرا شان و شئون را رعایت نمی‏کند؟! این به معنای خرج کردن آبرو برای دفاع از ارزش‏های اسلامی ویژگی شهید مطهری بود.
 
آیت الله مصباح می‏فرمودند که آبرو را مگر باید به داخل قبر ببرم
 
وی ادامه داد:  این ویژگی را در آقای مصباح می‏بینید، من خودم شخصا به ایشان گفتم و دوستان هم بسیار به ایشان گفتند، که آقا شما فیلسوف هستید، آبرو داشتید، اینها با آبروی شما بازی می‏کنند، که پاسخ می‏دادند اگر من آبرویی داشتم این آبرو را کجا باید خرج می‏کردم؟ با خودم مگر باید داخل قبر می‏بردم!
 
 
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه علامه مصباح با هیچ کس در دفاع از اسلام تعارف ندارد و اهل درد است، تصریح کرد: با آیت الله مصباح در ایام دوم خرداد کورس گذاشتیم، که کدام یک بیشتر در استان‏ها می‏رویم و سخنرانی می‏کنیم اما در نهایت ما که جوان‏‏تر بودیم، کم آوردیم.
 
وی با بیان اینکه مخالفان آیت الله مصباح دو دسته هستند، گفت: دسته‏ای که به لحاظ فکری، فکر خود را در خطر می‏بینند، روشنفکران،  اصلاح طلبان و آن جریان انحرافی و آنهایی که در آن مر اسلام نیست، از این دسته هستند و دسته دوم گروهی هستند که اجرای اندیشه‏های اسلام منافع عملی آنها را به خطر می‏اندازد. 
به گفته نبویان علت مخالفت‏ها این است که افکار آیت الله مصباح در جامعه در حال نفوذ است و  این دو طیف از آن احساس خطر کردند.
 

 
باید مرکزی با محوریت آیت الله مصباح و آیت الله جوادی آملی تشکیل شود
 
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه و در پاسخ به سوالی مبنی بر لزوم تحول در دانشگاه‏ها گفت: بنده معتقدم باید با ایجاد بستر قانونی در کمسیون آموزش و تحقیقات مجلس یک مرکز یا موسسه ای را تاسیس کنیم که در راس آن، دو بزرگوار یعنی حضرت آیت الله مصباح و حضرت آیت الله جوادی آملی باشند و هر چه که آنها رسیدند، تمام شود، شواری عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم تعیین نکند که این کتاب به دانشگاه برود یا نه، بعد نخبگانی از حوزه و دانشگاه در رشته های مختلف، در آنجا جمع شوند، و ارائه نظر کنند.
 
وی با بیان اینکه ما 33 سال است داریم بر اساس همان اندیشه های سابق حرکت کنیم، تاکید کرد که باید اساتید دانشگاه تربیت شوند و راه‏کار آن هم آیت الله مصباح بیان کرده‏اند.
 
جای تعجب است این پول‏ها از کجا می‏آید
 
نبویان در پاسخ به سوال دیگری درباره انتقاد از اصولگرایان تصریح کرد: گاهی از مدار رقابت صحیح خارج می‏شوند، قرار نیست به هر صورت ممکن رای بیاورم، از هر بودجه‏ای استفاده کنم، از هر پولی استفاده کنم، آدم تعجب می‏کند برخی از موضوعات را می‏بیند، این پول‏ها از کجا می‏آید، خیلی جای حرف است، مردم هم خوب می‏فهمند.
 
وی اظهار داشت: ما باید شیوه رقابت مدرن را کنار بگذاریم و اندیشه‏های اسلامی را در حوزه سیاست داشته باشیم.
 
به گفته عضو جبهه پایداری در راس جبهه متحد دو بزرگوار حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی قرار دارند و دشمن می‏خواهد که این بزرگواران با آیت الله مصباح به جان هم بیفتند، که این را باید خنثی کرد.
 
چرا خطر ساکتین فتنه از فتنه‏گران و منحرفین بیشتر است؟
 
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ما به بدنه کاری نداریم و بنده معتقدم در لیست جبهه متحد ساکتین فتنه قرار دارند، اظهار داشت: خطر ساکتین فتنه نه تنها از فتنه‏گران و جریان انحرافی کمتر نیست بلکه به نظر من بیشتر هم است، چرا؟ سری دارد، مگر در برابر سیدالشهدا علیه السلام چند نفر شمشیر کشیدند، بقیه کجا بودند؟ مگر در برابر امیر المومنین علیه السلام چند نفر شمشیر کشیدند، بقیه ساکتین بودند، اینها سکوت کردند چرا که دنبال منافع خودشان هستند، پس هر زمانی که منافعشان اقتضا کند که جلوی نظام بایستند، می‏ایستند، این مشکلی است که ما داریم.
 
 
وی در عین حال تاکید کرد که البته باید به این نکته دقت کنیم که جلوی اختلاف انداختن بین بزگان ما گرفته شود. 
 
نبویان در پاسخ به سوال دیگری با بیان اینکه آنچه که برای جبهه پایداری مهم است گفتمان بود، افزود: اما در حوزه سیاست هم نمی‏شود بنشینیم آقای خاتمی راس قرار گیرد و فقط ما اینجا خون دل بخوریم، برای همین در سیاست هم حضور داریم، اما بحث اصلی گفتمانی است و دعا می‏کنیم که در این بحث هم صادق باشیم.
 
علیه الهام جوسازی شد
 
عضو جبهه پایداری همچنین به اظهارات آقای حسینیان و هجمه علیه الهام دو عضو این جبهه اشاره کرد و گفت:‌ آقای حسینیان می‏گوید که شوخی کرده است و البته موضع فرد، موضع جبهه پایداری نیست و جبهه پایداری تکذیب کرده است و خود ایشان هم قائل نیست، همچنین این همه هجمه به آقای الهام به این غلظتی که ایشان سخن گفتند، نبود، اصلا اینطور نبود که ایشان گفتند، بعد خودشان هم توضیح دادند که اصلا قصد توهین نبود منتها خیلی علیه ایشان جوسازی شده است، قصد ایشان این نبود که مقام معظم رهبری آدم‏های بیکاره را در مجمع تشخیص جمع کرده است، نه! این حرف‏ها نبود، ایشان نکات مختلفی را مطرح کرد و بعد توضیح داد. 
 
آیت الله مصباح شش ماه بعد از آغاز به کار دولت نهم فردی را مامور بررسی سوابق مشایی کرد
 
وی در پاسخ به این سوال که چرا جبهه پایداری را به ارتباط با جریان انحرافی متهم می‌کنند، با ذکر چند نمونه گفت: شش ماه از عمر دولت نهم نگذشته بود که آیت‌الله مصباح یکی از مسئولان بزرگ اطلاعاتی را فرا خوانده و از او خواست تا سوابق مشایی را ربیاورد؛ از آن وقت آیت الله مصباح تذکر دادند، برای اولین بار بحث فراماسونری را چه کسی مطرح کرد و اینکه محمد علی باب‌ها جدید در کشور داریم، اینها را چه کسی مطرح کرد؟ شدیدترین حملات را علیه انحراف آیت الله مصباح داشتند.
 
 
آن زمان که علیه جریان انحرافی موضع‏گیری می‏کردیم کجا بودند
 
نبویان ادامه داد: چند نفر از دوستان جبهه پایداری به خاطر تذکر در برابر این آقا از دولت اخراج شدند؟ کافی است که اسم بنده را در اینترنت سرچ کنید، نزدیک به دو ساعت افکار آقای مشایی را نقد کردم آن وقتی هم که تازه دورکاری آقای احمدی‏نژاد شروع شده بود، آن زمان آنهایی که این انتقاد را می‏کردند کجا بودند؟ منتها قطب‏نمای سیاسی ما مقام معظم رهبری است، ایشان می‏فرمایند این دولت تا وقتی قرار است باشد، هول داده نشود و از سقوط آن جلوگیری شود، پس از این رو پرونده ما در جبهه پایداری در مقابل فتنه و انحراف روشن روشن است اما این تهمت ها زده می‏شود. 
 
خبر مرتبط
 

نامه بیش از500دانشجوی دانشگاه تهران به علامه مصباح

نامه بیش از500دانشجوی دانشگاه تهران به علامه مصباح: تخریب‌های ناجوانمردانه نشان داد بیش از همیشه در مسیر حق پایدار مانده‌اید

در آستانه روز بزرگداشت شهید مطهری و مقام معلم، 508 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران طی نامه سرگشاده ای خطاب به مطهری زمان علامه مصباح یزدی، ضمن محکوم کردن تخریب ها و اهانت‎های صورت گرفته به ایشان طی روزهای اخیر، بر حمایت خود از این چهره انقلابی و گفتمان جبهه پایداری تاکید کردند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که طی روزهای گذشته موج اهانت‌ها و تخریب های انجام شده علیه علامه مصباح و جبهه پایداری شدت گرفته است و در این بین شب نامه نویسان با توسل به نام دانشجویان دانشگاه های مختلف سعی دارند پایگاه اجتماعی اندک خود را  به دانشگاه ها و محل رفت و آمد نخبگان منتسب کنند، صدها نفر از دانشجویان دانشگاه مادر کشور، طی نامه ی سرگشاده دوم خود به این عالم برجسته، حمایت قاطع خود از ایشان را اعلام کردند.

دانشجویان در این نامه ضمن انتقاد شدید از فضای بی‎اخلاقی‎ها، مظلومیت آیت الله مصباح در برابر موج ناتمام تخریب‎ها را با تخریب‎های صورت گرفته بر شهید بهشتی انقلاب مقایسه کرده و در پایان نیز از اقدام اخلاقی آیت الله مهدوی کنی در واکنش به هتک حرمت علامه مصباح تقدیر به عمل آورده اند.

گفتنی است پیش از برگزاری دور نخست انتخابات مجلس نهم نیز نیمی از این دانشجویان طی نامه اول خود خطاب به آیت الله مصباح، ضمن تقدیر از هوشیاری این عالم برجسته در تاسیس جبهه پایداری، نسبت به تخریبهای آن برهه زمانی علیه ایشان واکنش نشان داده بودند.   

متن کامل این نامه مهم را از نظر می گذرانید:



بسم الله الرحمن الرحيم


إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ


دانشمند فرزانه؛ حضرت آیت الله مصباح یزدی

سلام علیکم؛

این روزها که "وصول به قدرت به هر قیمت" مانیفست عملکرد بسیاری از مدعیان شده و متاسفانه در این میان اخلاق و تقوای الهی بیش از هر زمان دیگر ذبح شده است، بر آن شدیم تا با انتشار نامه سرگشاده دوم خود به حضرت عالی، حداقل وظیفه مان را انجام داده و بیش از پیش از حضور فعال و سازنده ی شما  در پایداری بر اصول انقلاب، تقدیر به عمل آوریم.

حضرت علامه مصباح!

حقیقت آن است گفتمان جبهه پایداری انقلاب اسلامی که بیشترین قرابت را با گفتمان ناب انقلاب اسلامی دارد، مورد استقبال کم سابقه ملت در انتخابات گذشته قرار گرفت. این اتفاق به قدری پر رنگ بود که جدای از بسیاری از استانها، نتیجه شگفت آور انتخابات پایتخت به خوبی نشان داد که توده های مردم انقلابی و متدین، جز به حفظ اصول و حرکت خالص به سوی آرمانهای انقلاب نمی اندیشند و از این رو در میان تبلیغات هنگفت و رنگارنگ، رای خود را به افرادی دادند که با تبلیغات کم، حرفی جز ادامه مسیر انقلاب اسلامی نداشتند؛ همانهایی عملکرد گذشته شان در مجلس و ... نیز نشان می داد در بزنگاه های حساس، همواره صف اول مبارزه و پایداری بر آرمانهای بوده اند..

حضرت آیت الله!

دور نخست انتخابات مجلس نهم اگر هیچ برکتی نداشت، به همگان ثابت کرد:

 می توان در برابر بداخلاقی ها، دروغ ها و اهانت ها سکوت کرد اما پیروز میدان شد.

می توان با کمترین امکانات و حجم تبلیغات به میدان آمد و حرف از اصیل ترین آرمانهای انقلاب زد و پیروز میدان شد.

می توان با پایداری بر معیارها و اصول، نام آورانی را که در فتنه ها سکوت می کنند و همواره فقط به سابقه سیاسی خود می بالند را ناکام گذاشت و پیروز میدان شد.

مطهری زمان!

 بی اغراق وصف مجاهدت های حضرت عالی در این عرصه حساس در این جریده کوتاه، امکان پذیر نیست و ماچه بگوییم جز تقدیر و تشکر از بصیرت و زمان شناسی حضرت عالی؟

شجاعت، صراحت و بصیرت شما همان است که همواره باعث شده در حساس ترین برهه های تاریخ انقلاب، در نقش عمار رهبری به بهترین نحو ممکن عمل کنید و این نه محدود به انتخابات اخیر که سابقه ای بس طولانی دارد.

ز همان روزهایی که با سران چپ و تفکرات التقاطی مناظره می کردید و بیشترین روشنگری ها را در راستای افشای ماهیت خائنین به انقلاب برای ملت داشتید، تا روشن‌گری های ماندگارتان پیرامون التقاط فکری تجدید نظرطلبان در دوره دوم خرداد و به جان خریدن هزاران توهین و بدگویی برای دفاع از کیان انقلاب.

و ادامه این روند را در مقطع حساس و تاریخی انتخابات نهم رياست جمهوري به بهترین نحو ممکن انجام دادید تا پس از سالها، گفتمان ناب انقلاب اسلامی در قالب ایجاد حرکت عظیم سوم تیر احیا شد  و بعد از آن نیز اگرچه عده ای رای به گفتمان انقلاب را رای به خودشان تفسیر کردند اما مجاهدت های کم نظیر شما در برملا ساختن تفکر خطرناک جریان نفوذی در دولت و همزمان مقابله با فتنه گران، موجب شد تا بیش از پیش باور کنیم شما با هیچ کس جز خدا و مسیر حق عهد اخوت نبسته اید و در برابر تحریف گفتمان انقلاب همچون گذشته استوار ایستاده اید.

حضرت علامه مصباح!

این روزها که در آستانه دور دوم انتخابات مجلس نهم، شب نامه نویسان و باندهای متصل به زر، زور و تزویر بار دیگر شما را کانون اصلی حملات خود قرار داده اند، بنا بر قاعده "تعرف الاشیا باضدادها" بیش از همیشه اطمینان یافتیم که در مسیر آرمانهای ناب انقلاب اسلامی پایدار مانده اید و اگر جز این اتفاق می افتاد در حیرت به سر می بردیم و تردید نداریم که سنت های الهی هیچ گاه قلب نخواهد شد و همانگونه که شهید مظلوم آیت الله بهشتی در برابر موج اهانت ها و دروغ ها اعلام داشته بود: "ان الله یدافع عن الذین آمنوا" این قاعده الهی بازهم تکرار خواهد شد و در این میان آنانی که بیش از همیشه داعیه دار تبعیت از ولایت هستند و در عمل بیشترین فاصله با آن را دارند، رسوا خواهند شد. لذا این تخریب ها تنها یادآور هجمه های ناجوانمردانه دشمنان قسم خورده انقلاب طی سالهای گذشته علیه شماست.

حضرت آیت الله!

کوتاه سخن آنکه همواره بر اصول ناب و گفتمان اصلح انقلاب مان که این روزها بیشترین تبلور را در جبهه پایداری انقلاب اسلامی دارد پایداریم و سخنی جز عرض ارادت و تشکر از مجاهدت های حضرت عالی نداریم.

همچنین در این مقام جا دارد از بزرگواری آیت الله مهدوی کنی نیز که در مقابل هتک حرمت های اخیر به حضرت عالی موضعی کاملا اخلاقی داشتند، تشکر لازم را به عمل آوریم و اعلام نماییم که قطعا در مباحثات و اختلاف سلائق سیاسی در چارچوب نظام، همواره یکی از خطوط قرمز ما دانشجویان، حفظ احترام بزرگان، به ویژه علمای عزیز است و به آینده ی روشن و زیبای انقلابمان امید داریم که پیش از همه حق تعالی آن را وعده داده است: "فان حزب الله هم الغالبون"

و السلام علیکم و علی عبادلله الصالحین

11 اردیبهشت ماه 1391
 
 
جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران:

1.      محمد معینی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
2.      حسن خدادی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
3.      مهدی نورایی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
4.      رو ح الله یغماییان/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
5.      کاظم عبدالحمیدی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
6.      علیرضا سلیمانی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
7.      میثم بیکی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
8.      امیرحسین حقیقی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
9.      سيد هدايت عقدايي/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
10.    هادي تاجيك/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
11.    امین فرج اللهی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
12.    ناصر آراسته/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
13.    امیرعلی آزادی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
14.    مهدی قادری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
15.    میثم بهدادفر/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
16.    حسن نصرآبادي/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
17.    حسن شکاری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
18.    محمد جواد محمدی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
19.    ابوطالب نصيري/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
20.    سید جعفر حسنی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
21.    رضا صالحی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
22.    محسن انصاری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
23.    سعید تجری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
24.    سعید محمدی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
25.    علیرضا توکلی نیا/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
26.    علی اسدلله زاده/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
27.    کاظم جعفری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
28.    علیرضا کریمی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
29.    سعید توکلی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
30.    مسعود آقایی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
31.    عبدالرحمن عبدانی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
32.    جواد شیخ/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
33.    صادق حاج صمدي/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
34.    سید امین ولی زاده/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
35.    حسن ولی پور/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
36.    صادق فقفوری/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
37.    محسن سام/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
38.    هادی رجبی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
39.    جلال خضرایی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
40.    سعید خدا بنده/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
41.    مهرداد نجفی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
42.    مجتی یاربیگی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
43.    محمد مهدی صادقی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
44.    حمید میناوند/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
45.    مصطفی قره باغی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
46.    سید محمد علوی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
47.    محمد ابراهیمی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
48.    حسین امین الرعایا/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
49.    امیرحسین ثابتی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
50.    حامد صابونچی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
51.    محمد فداکار/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
52.    مجید خسرو پور/ پردیس فنی
53.    عباس ترکمانی / پرديس فني
54.    سعید فیضیان/ پردیس فنی
55.    محمد حسین امامی/ پردیس فنی
56.    امین رحمانی/ پردیس فنی
57.    حمید مراوندی/ پردیس فنی
58.    سيد محمد مدرسي/ پردیس فنی
59.    ستار توكلي/ پرديس فني
60.    مجيد احمدي/ پرديس فني
61.    محمد علی اورعی/ پردیس فنی
62.    محمد مهدی ترکمانی/ پرديس فني
63.    جمال كزازي/ پرديس فني
64.    سیدقائم صدیقی/ پرديس فني
65.    مجتبي خاكسار/ پرديس فني
66.    فرزاد حقي/ پرديس فني
67.    محمد مهدی ترکمان رحمانی/ پرديس فني
68.    اميرحسين مهندسي/ پرديس فني
69.    حميد بيات/ پرديس فني
70.    علیرضا لبافچی/ پرديس فني
71.    محمد خرم ن‍‍ژاد/ پرديس فني
72.    بهنام عشقي/ پرديس فني
73.    محمد مطهري/ پرديس فني
74.    مسعود رضايي/ پرديس فني
75.    عليرضا صادقي/ پرديس فني
76.    سروش سياري/ پرديس فني
77.    سجاد شیعه علی صالح/ پرديس فني
78.    سید محمد آقا سید جوادی/ پرديس فني
79.    ابوالضل زرگر/ پرديس فني
80.    صادقی / پرديس فني
81.    محمد ثقفي/ پرديس فني
82.    امیر حسین مستجابی/ پرديس فني
83.    علي گرجي/ پرديس فني
84.    محمد نظری/ دانشکده جغرافیا
85.    ابوالفضل نوروزی/ دانشکده جغرافیا
86.    رضا التیامی نیا/ دانشکده جغرافیا
87.    علی اکبر یاریقلی/ دانشکده جغرافیا
88.    علی کاظمی/ دانشکده جغرافیا
89.    محمد رضا جوفار/ دانشکده جغرافیا
90.    محمد حسین ظرافتی/ دانشکده روانشناسی
91.      علی غضنفری/ دانشکده روان شناسی
92.      سعيد عليرضالو/ دانشکده روان شناسی
93.      مصطفي گودرزي/  دانشکده روان شناسی
94.      سلمان نجف پور/ دانشکده روان شناسی
95.      سید احسان نجم الهدی/ دانشکده زبان ها
96.      سیدعلی حسینی/ دانشکده زبان ها
97.      مسعود داب/ دانشکده زبان ها
98.      مهدی میرزاده/ دانشکده زبان ها
99.      سید امیرعباس موسوی/ دانشکده زبان ها
100.    حسین محمدی/ دانشکده زبان ها
101.    سجاد سپهری نیا/ دانشکده زبان ها
102.    محمدرضا فریاد رس/ دانشکده زبان ها
103.    یونس رضایی عارف/ دانشکده زبان ها
104.    محمد جواد عسگری/ دانشکده زبان ها
105.    حسین قبادی نسب/ دانشکده زبان ها
106.    سعید محمدی/ دانشکده زبان ها
107.    فرشاد امینی/ دانشکده زبان ها
108.    محمد مهدي نعيمي/ دانشكده علوم اجتماعي
109.    اميرحسين مهجوريان/ دانشکده زبان ها
110.    سید حمید امامی/ دانشکده علوم اجتماعی
111.    مهدي صادقي/ دانشکده حقوق و علوم سياسي
112.    كميل نقي پور/ دانشکده حقوق و علوم سياسي
113.    هادی رشیدی/ پرديس قم
114.    محمد جواد انتظاري/ دانشکده حقوق و علوم سياسي
115.    رضا سيف پور / دانشکده حقوق و علوم سياسي
116.    حجت تولي/ دانشکده توان بخشي
117.    مهرداد بيگدلي/ دانشکده حقوق و علوم سياسي
118.    اميرحسين عبدالله زاده/ پرديس هنرهاي زيبا
119.    بهنام رستم خاني/  دانشكده پيرا پزشكي
120.    محمد امین حسام/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
121.    علی شیرعلی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
122.    سيد حامد نجفي/ دانشكده ادبيات و علوم انساني
123.    محمد باقری/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
124.    رامین جعفری/ دانشکده پرستاری
125.    محمد سپهری/ دانشکده توانبخشی
126.    امین خلیل نژاد/ دانشکده دندانپزشکی
127.    میثم محمدی خواه/ دانشکده دندانپزشکی
128.    غلام حسين صادقيان/ دانشكده دندانپزشكي
129.    حميد صديق/ دانشكده دندانپزشكي
130.    مسلم خيري/ دانشكده دندانپزشكي
131.    مجتبی کیانی/ دانشکده دندانپزشکی
132.    حسین غلامی/ دانشکده دامپزشکی
133.    محمد رضا محمدیان/ دانشکده دامپزشکی
134.    علی منصوری/ دانشکده دامپزشکی
135.    احسان قاسمی/ دانشکده دامپزشکی
136.    حسن میرعرب رضی/ دانشکده دامپزشکی
137.    جواد عباسی/ دانشکده دامپزشکی
138.    هادی تبرایی/ دانشکده دامپزشکی
139.    حسین مروتی شریف ابادی/ دانشکده دامپزشکی
140.    محسن شیرکوند/ دانشکده دامپزشکی
141.    رضا ارجمندی/ دانشکده دامپزشکی
142.    عقیل شریف زاده/ دانشکده پزشکی
143.    احمد نجاتی/ دانشکده پزشکی
144.    شهاب طایفه زندی/ دانشکده پزشکی
145.    محمد مهدی تهرانی/ دانشکده پزشکی
146.    محمود خرم آبادی/ دانشکده داروسازی
147.    علی غزل/ دانشکده دارو سازی
148.    صادق بوستانی/ دانشکده الهیات
149.    مجید بذرافکن/ دانشکده الهیات
150.    میثم یزدانی/ دانشکده تربیت بدنی
151.    محمدرضا رشیدی/ پردیس علوم پایه
152.    عباس محمدی کمال/ پردیس علوم پایه
153.    شهاب شفیع/ پردیس علوم پایه
154.    علی صادقی/ پردیس علوم پایه
155.    رضا عبداللهي/ پردیس علوم پایه
156.    امید رحمانیان/ پردیس علوم پایه
157.    مهدی رنجبر/ پردیس علوم پایه
158.    محمد مهدی منصوریان/ پردیس علوم پایه
159.    ابراهیم طیب نژاد/ پردیس علوم پایه
160.    امین امامی/ پردیس هنرهای زیبا
161.    حمیدرضا امامی پور/دانشکده مدیریت
162.    احسان اکبری/ دانشکده مدیریت
163.    سجاد باقری/ دانشکده مدیریت
164.    رضا نظری/ دانشکده مدیریت
165.    احسان کاوند/ دانشکده مدیریت
166.    محسن علی بیگی نژاد/ دانشکده مدیریت
167.    مهدی کریمی/ دانشکده مدیریت
168.    حمیدرضا اخوان فر/ دانشکده مدیریت
169.    محمد صادق بهروز/ دانشکده مدیریت
170.    محمد آقا رضی/ دانشکده اقتصاد
171.    محمود حیدری/ دانشکده اقتصاد
172.    میلاد پوربخت/ دانشکده اقتصاد
173.    محمد مختاری/ دانشکده اقتصاد
174.    محسن اختیاری/ دانشکده اقتصاد
175.    فرشید کریمی/ دانشکده اقتصاد
176.    رضا رضایی/ پردیس ابوریحان
177.    حسین قلمبر/ پردیس ابوریحان
178.    سعید دستوری/ پردیس ابوریحان
179.    حميدرضا حاجي/ پردیس ابوریحان
180.    علي نيلي/ پردیس ابوریحان
181.    حامد جذبي/ پردیس ابوریحان
182.    سید احمد حسینی/ پردیس ابوریحان
183.    ابراهیم باوفا/ پردیس ابوریحان
184.    حسن فتوت/ پردیس ابوریحان
185.    پویا ابراهیمی/ پردیس ابوریحان
186.    محمد اشکور کیایی/ پردیس ابوریحان
187.    محمد حسین چلویی/ پردیس ابوریحان
188.    سيد محمد حسين آل طه/ پرديس كشاورزي
189.    كريم راكي/ پرديس كشاورزي
190.    سيد محمد امين كشفيان/ پرديس كشاورزي
191.    علي سعيديان/ پرديس كشاورزي
192.    علی نوروزی/ پردیس کشاورزی
193.    مهدي ازرقي/ پردیس کشاورزی
194.    محسن عظیمی نیا/ پردیس کشاورزی
195.    مهدي حدادي نژاد/ پرديس كشاورزي
196.    سعيد كياني/ پرديس كشاورزي
197.    محمدهادي ترابي /پرديس كشاورزي
198.    ميثم اشتري/پرديس كشاورزي
199.    مسعود باستي/ پرديس كشاورزي


و خانم ها:


200.    پروین نوری پور/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
201.    اکرم بکشلو /دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
202.    فاخره عرب اسدی / دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
203.    سمیرا بیگدلو/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
204.    مریم صادقی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
205.    زهرا هویدایی جم/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
206.    زینب نیک دانش /دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
207.    زهرا شریف آبادی / دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
208.    فاطمه عطاریانی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
209.    فاطمه حقی / دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
210.    عاطفه حمزه ای / دانشکده حقوق وعلوم سیاسی
211.    زينب ارجمندفر/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
212.    فاطمه رجا/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
213.    کوثر سرآبادانی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
214.    نسترن رضایی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
215.    زهره عبداللهی / دانشکده حقوق و علوم سیاسی
216.    مرضیه خزایی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
217.    آزاده ابوالفتحی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
218.    شکوه احمدوند/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی
219.    زهرا پیروزی/دانشکده تربیت بدنی
220.    محدثه محمدی/ دانشکده تربیت بدنی
221.    زهرا امام قلی/ دانشکده تربیت بدنی
222.    مهری دین محمدی/ دانشکده تربیت بدنی
223.    مریم خلجی/ دانشکده تربیت بدنی
224.    معصومه غفوری فر/ دانشکده تربیت بدنی
225.    مرضیه رفعتی/پردیس هنرهای زیبا
226.    فاطمه شریعتمداری/ پردیس هنرهای زیبا
227.    مهدیه اصلانی/ پردیس هنرهای زیبا
228.    محبوبه کلایی/ پردیس هنرهای زیبا
229.    صدیقه نعمتی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
230.    نفیسه رستمی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
231.    زهرا حاج امینی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
232.    مرضیه حدیری ثابت/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
233.    صدیقه یونسی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
234.    نعیمه عالمی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
235.    سمانه زهرابی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
236.    پریسا قاسمی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
237.    سیده زهرا حسینی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
238.    مهدیس میرزایی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
239.    معصومه سادات رضایی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
240.    معصومه همدانی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
241.    محیا سلطانی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
242.    سمیه عباسی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
243.    محبوبه رستمی مجد/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
244.    زهرا کشاورز/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
245.    فاطمه سیفی چهر/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
246.    257. ندا شمس الدینی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
247.    هانیه عسگری/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
248.    زهرا بوالی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
249.    فاطمه نجفی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
250.    سیده خدیجه محمدی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
251.    سیده نسیم حسینی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی
252.    زینب مولایی/ دانشکده جغرافیا
253.    فرشته رمضان بیگی/ دانشکده جغرافیا
254.    زینب درویش/ دانشکده جغرافیا
255.    سمیه علیپور/ دانشکده جغرافیا
256.    مهسا واعظی/ دانشکده جغرافیا
257.    فریبا مولانی/ دانشکده جغرافیا
258.    سکینه سلیمانیان/ دانشکده جغرافیا
259.    فاطمه عظیمی/ دانشکده جغرافیا
260.    عارفه شعبانی عراقی/ دانشکده جغرافیا
261.    زهره محمدی/ دانشکده جغرافیا
262.    مرضیه ایرانمنش/ دانشکده جغرافیا
263.    فریده نجفی/ دانشکده جغرافیا
264.    عاطفه باقری/ دانشکده جغرافیا
265.    غزاله آزادی/ دانشکده روانشناسی
266.     زهرا مهقانی/ دانشکده روانشناسی
267.    طاهره سادات مطهری نیا/ دانشکده روانشناسی
268.    ریحانه فیاض/ دانشکده روانشناسی
269.    هانیه زراعتکار/ دانشکده روانشناسی
270.    معصومه عبدی/ دانشکده مدیریت
271.    زهره آشتیانی/ دانشکده مدیریت
272.    سمیه فلاح/ دانشکده مدیریت
273.    مریم فضلعلی/ دانشکده مدیریت
274.    زهره غفاری/ دانشکده مدیریت
275.    مهین معتمدی فرد/ دانشکده مدیریت
276.    مریم عابدی نیا/ دانشکده مدیریت
277.    زهرا فیاضی/ دانشکده مدیریت
278.    صغری سید برزگر/ دانشکده مدیریت
279.    فاطمه سادات علوی/ دانشکده مدیریت
280.    فائزه مومنی/ دانشکده مدیریت
281.    مبینا قاسمی/ دانشکده مدیریت
282.    ملیحه صادقی/ دانشکده الهیات
283.    محدثه محمدی جمال/ دانشکده الهیات
284.    محدثه مظفری/ دانشکده الهیات
285.    نرگس مظلومی/ دانشکده الهیات
286.    زینب قنواتی/ دانشکده الهیات
287.    شقایق پیراسته/ دانشکده الهیات
288.    299. فرشته خدام/ دانشکده الهیات
289.    اکرم نادری/ دانشکده الهیات
290.    مرضیه حیدری/ دانشکده الهیات
291.    عطیه ایزدخواه/ دانشکده علوم اجتماعی
292.    محدثه میرزاجعفر/ دانشکده علوم اجتماعی
293.    الهام ربیعی/ دانشکده علوم اجتماعی
294.    محیا شمسی پور/ دانشکده علوم اجتماعی
295.    زهرا نایبی/ دانشکده علوم اجتماعی
296.    زینب اعلمی/ دانشکده علوم اجتماعی
297.    فائزه توتونچی/ دانشکده علوم اجتماعی
298.    مریم نوابی/ دانشکده علوم اجتماعی
299.    مهدیه محور/ دانشکده علوم اجتماعی
300.    هانیه بختیاری/ دانشکده علوم اجتماعی
301.    فاطمه معصومی/ دانشکده علوم اجتماعی
302.    سلما میررضایی/ دانشکده علوم اجتماعی
303.    سمانه فرجی/ دانشکده علوم اجتماعی
304.    عارفه شاهانی/ دانشکده علوم اجتماعی
305.    سمانه مرتجی/ دانشکده علوم اجتماعی
306.    الهام مقدسی/ دانشکده علوم اجتماعی
307.    طاهره انصاریان/ دانشکده علوم اجتماعی
308.    مریم شجاعی/ دانشکده علوم اجتماعی
309.    زهرا جمشیدی/ دانشکده علوم اجتماعی
310.    هانیه حاجی نوروزی/ دانشکده علوم اجتماعی
311.    راضیه صیادی/ دانشکده علوم اجتماعی
312.    فهمیه شهرابی/ دانشکده علوم اجتماعی
313.    سهیلا افضلی/ دانشکده علوم اجتماعی
314.    محبوبه ادیبان/ دانشکده علوم اجتماعی
315.    نفیسه فاطمی/ دانشکده علوم اجتماعی
316.    زهرا سعادت/ دانشکده علوم اجتماعی
317.    الهه فلاح نژاد/ دانشکده علوم اجتماعی
318.    مرضیه علیخانی/ پردیس علوم پایه
319.    فاطمه غفاری/ دانشکده اقتصاد
320.    پرگل علیمردانی/ دانشکده اقتصاد
321.    مریم رمضانی/ دانشکده اقتصاد
322.    معصومه دادگر/ دانشکده اقتصاد
323.    غنچه آزادگان/ دانشکده اقتصاد
324.    نیلوفر ذوالفقاری/ دانشکده اقتصاد
325.    مرضیه اسماعیلی/ دانشکده اقتصاد
326.    سیما ذوالقدری/ دانشکده اقتصاد
327.    ملیحه صلاحیان/ کارآفرینی
328.    ه.عبداله زاده/ پرديس فني
329.    فریبا حبیبی
330.    محدثه واحدی/ پردیس کشاورزی
331.    فاطمه پیراسته/ پردیس کشاورزی
332.    اشرف کاظمی/ پردیس کشاورزی
333.    زهرا سادات قاسم پور/ پردیس کشاورزی
334.    فهیمه میرعطایی/ پردیس کشاورزی
335.    فاطمه خسروپور/ پردیس کشاورزی
336.    آزاده کارگر/ پردیس کشاورزی
337.    معصومه صافدل/ پردیس کشاورزی
338.    زهره شیرخدایی/ پردیس کشاورزی
339.    گلناز تقدیری/ پردیس کشاورزی
340.    طیبه طاهری/ پردیس کشاورزی
341.    نجمه پور رفعتی/ پردیس کشاورزی
342.    حلیمه سجادی/ پردیس کشاورزی
343.    زهرا زارعی/ پردیس کشاورزی
344.    زینب رسولی/ پردیس کشاورزی
345.    سعیده عزیزی/ پردیس کشاورزی
346.    عطیه یزدی/ پردیس کشاورزی
347.    فاطمه فلاح/ پردیس کشاورزی
348.    مریم احقاقی/ پردیس کشاورزی
349.    مریم جعفر زاده/ پردیس کشاورزی
350.    مطهره علاء امجدی/ پردیس کشاورزی
351.    ملیحه امینی/ پردیس کشاورزی
352.    نغمه علیزاده/ پردیس کشاورزی
353.    فاطمه خانی/ پردیس کشاورزی
354.    مریم دهقان/ پردیس کشاورزی
355.    مریم خانی/ پردیس کشاورزی
356.    الهه شیروی/ پردیس کشاورزی
357.    فاطمه جمالی/ پردیس کشاورزی
358.    فهیمه آقابابایی/ پردیس کشاورزی
359.    راضیه کیخسروی/ پردیس کشاورزی
360.    فرشته شجاعی/ پردیس کشاورزی
361.    مینا رازیان/ پردیس کشاورزی
362.    وجیهه مهرابی/ پردیس کشاورزی
363.    منصوره محمدی/ دانشکده توانبخشی
364.    نسیبه احمدی/ دانشکده توانبخشی
365.    مریم مهدیزاده/ دانشکده توانبخشی
366.    سمیرا نافذ/ دانشکده توانبخشی
367.    زهرا کشاورز/ دانشکده توانبخشی
368.    زهرا طهماسبی/ دانشکده توانبخشی
369.    زهرا فلاح/ دانشکده توانبخشی
370.    زهرا جیریایی/ دانشکده توانبخشی
371.    زهرا سعادتی/ دانشکده توانبخشی
372.    آرزو سرمدی/ دانشکده توانبخشی
373.    آمنه رباط کریم/ دانشکده توانبخشی
374.    حمیده رئوف پناه/ دانشکده توانبخشی
375.    زهرا دولت/ دانشکده توانبخشی
376.    زهرا جهانگیری/ دانشکده توانبخشی
377.    زهرا مجیدی/ دانشکده توانبخشی
378.    زهرا علیزمان/ دانشکده توانبخشی
379.    سارا ریوندی/ دانشکده توانبخشی
380.    زینب آل غفوری/ دانشکده توانبخشی
381.    سعیده زین الدین/ دانشکده توانبخشی
382.    سمیرا صفایی/ دانشکده توانبخشی
383.    صدیقه حسینی/ دانشکده توانبخشی
384.    طاهره کرمانیان/ دانشکده توانبخشی
385.    فاطمه ماموری/ دانشکده توانبخشی
386.    فاطمه تولی/ دانشکده توانبخشی
387.    فاطمه کبیری/ دانشکده توانبخشی
388.    فاطمه صالحی/ دانشکده توانبخشی
389.    فرزانه فراحت/ دانشکده توانبخشی
390.    فائزه هروی/ دانشکده توانبخشی
391.    هاجر مهدیزاده/ دانشکده توانبخشی
392.    مریم رضائی مقدم/ دانشکده توانبخشی
393.    مریم انصاری/ دانشکده توانبخشی
394.    مریم مولایی/ دانشکده توانبخشی
395.    مطهره زمانی راد/ دانشکده توانبخشی
396.    مهری دریاباری/ دانشکده توانبخشی
397.    ناهید نصیری/ دانشکده توانبخشی
398.    نجمه مردانی/ دانشکده توانبخشی
399.    اعظم مقدم/ دانشکده توانبخشی
400.    جمیله داوودی/ دانشکده توانبخشی
401.    اشرف طباطبائی/ دانشکده توانبخشی
402.    مهدیه بخشی/مدیریت پزشکی
403.    معصومه اکبرزاده/مدیریت پزشکی
404.    نعیمه شهرابی/ مدیریت پزشکی
405.    نسرین فاطمی/ مدیریت پزشکی
406.    فاطمه تهمتن/ مدیریت پزشکی
407.    شیما راعی/ مدیریت پزشکی
408.    نیوشا شهیدی/ مدیریت پزشکی
409.    فاطمه میرزایی/ مدیریت پزشکی
410.    افروز جعفر بکلو/ مدیریت پزشکی
411.    لیلا گلستانه/ مدیریت پزشکی
412.    نرجس شاه ولد/ مدیریت پزشکی
413.    سارا ریوندی/ دانشكده پزشکی
414.    زهرا ایزدی/ دانشكده پزشکی
415.    فاطمه معموری/ دانشكده پزشکی
416.    نعیمه شهرابی/ دانشكده پزشکی
417.    افسانه بابک نژاد/ دانشكده پزشکی
418.    فاطمه مشکینی/ دانشكده پزشکی
419.    عارفه عشقی نژاد/ دانشكده پزشکی
420.    زهرا افتخاری/ دانشكده پزشکی
421.    زهرا موسوی/ دانشكده پزشکی
422.    رضوانه میثمی پور/ دانشكده پزشکی
423.    فاطمه امامی/ دانشكده پزشکی
424.    مقدسه جعفری/ دانشكده پزشکی
425.    مطهره جعفری/ دانشكده پزشکی
426.    فاطمه علیزمان/ دانشكده پزشکی
427.    زهرا علیزمان/ دانشكده پزشکی
428.    زینب عسگری/ دانشكده پزشکی
429.    زهرا مقصودی/ دانشكده پزشکی
430.    سمیرا حسن خانی/ دانشكده پزشکی
431.    طاهره ذبیحی/ دانشكده پزشکی
432.    فاطمه صفاری/ دانشكده پزشکی
433.    ساجده ریاضی/ دانشكده پزشکی
434.    هانیه اسفندیاری/ دانشكده پزشکی
435.    حنانه سیفیان/ دانشكده پزشکی
436.    ملیحه ثقفی/ دانشكده پزشکی
437.    زهرا فرهنگی/ دانشكده پزشکی
438.    مرضیه سادات تنکابنی/ دانشكده پزشکی
439.    ریحانه امین الرعایا/ دانشكده پزشکی
440.    فهیمه مومنی/ دانشكده پزشکی
441.    مونا زینالو/ دانشكده پزشکی
442.    ز.موسوي/ دانشكده پزشکی
443.    ن.یاوری/ دانشكده پزشکی
444.    معصومه اسلامی پور/دانشکده پزشکی
445.    زهرا میرزا هلال/دانشکده پزشکی
446.    زهرا عبادی/ دانشکده پزشکی
447.    آزیتا کبیری/ دانشکده پزشکی
448.    مریم حبیب زاده/دانشکده دندانپزشکی
449.    زهرا اسماعیلی/ دانشکده دندانپزشکی
450.    محدثه نوری/ دانشکده دندانپزشکی
451.    صفورا صادقیان/ دانشکده دندانپزشکی
452.    مریم جواهری/ دانشکده دندانپزشکی
453.    زهره استکی/ دانشکده دندانپزشکی
454.    زهرا خوب روی/ دانشکده دندانپزشکی
455.    سمانه قاسمی/ دانشکده دندانپزشکی
456.    فاطمه ذوالفقاری/ دانشکده دندانپزشکی
457.    زینب منافی/ دانشکده دندانپزشکی
458.    زهرا برومند/ دانشکده دندانپزشکی
459.    مهناز صادقی /دانشکده پیراپزشکی
460.    زهرا شکری/ دانشکده دامپزشکی
461.    مونا حامدی/ دانشکده دامپزشکی
462.    لیلا خاجی/ دانشکده دامپزشکی
463.    حمیده کلاته رحمانی/ دانشکده دامپزشکی
464.    محدثه دهقانی/ دانشکده دامپزشکی
465.    هدی بلندی/ دانشکده دامپزشکی
466.    فاطمه بلندی/ دانشکده دامپزشکی
467.    سارا منفرد/دانشکده پرستاری
468.    سپیده امینی/ دانشكده پرستاري
469.    لیلا احمدزاده/ دانشكده پرستاري
470.    فاطمه درستی/ دانشكده پرستاري
471.    مرضیه کلانتری/ دانشكده پرستاري
472.    فاطمه نریمانی/ دانشكده پرستاري 

 تكميلي: 

ساعاتي پس از انتشار اين نامه، 36 نفر ديگر از دانشجويان دانشگاه تهران با اعلام اسامي خود، به امضا كنندگان اين نامه پيوستند و تاكنون 508 نفر از دانشجويان مادر دانشگاه كشور اين نامه را امضا كرده اند.

473. محمد رضا نظاري/ دانشكده پزشكي

474. سجاد اسدي/ دانشكده پزشكي

475.عليرضا كيقبادي/ دانشكده پزشكي

476. پوريا روز رخ/ دانشكده پزشكي

477. ساسان اميري/ دانشكده پزشكي

478. حامد جلالي كاشاني/ دانشكده پزشكي

479.كاظم سياح/ دانشكده پزشكي

480. حسين صادقي/ دانشكده پزشكي

481.محمد آرامي/ دانشكده پزشكي

482. عليرضا كاظميان/ دانشكده پزشكي

483. حسين حسين پور/ دانشكده پزشكي

484. عليرضا اميرآبادي/ دانشكده پزشكي

485. سعيد فلاح/ دانشكده پزشكي

486. حسين درگاهي/ دانشكده پزشكي

487. مصطفي فرج پور/ دانشكده پزشكي

488. حسين علي پور/ دانشكده پزشكي

489. مسعود عندليب/ دانشكده پزشكي

490. سجاد اميدي/ دانشكده پزشكي

491. محمد حسن نيا/ دانشكده پزشكي

492. مهدي ابراهيمي/ دانشكده پزشكي

493. ميثم حبيبي/ دانشكده پزشكي

494. جلال مرادي/ دانشكده پزشكي

495. محمد خليل نژاد/ دانشكده دندانپزشكي

496. محمد تقي احمدي/ دانشكده پزشكي

497. ابوالفضل ابويي/ دانشكده پزشكي

498. سعيد فاتحي/ دانشكده پزشكي

499. حسين فولادي/ دانشكده پزشكي

500.عارف عبدي/ دانشكده پزشكي

501.عليرضا مزارعي/ دانشكده پزشكي

502. حسن اسماعيلي/ دانشكده پزشكي

503. يونس هستي/ دانشكده توانبخشي

504. علي قزل سفلو/ دانشكده داروسازي

505. سجاد مالمير/ دانشكده داروسازي

506. رضا اكبرزاده/ دانشكده داروسازي

507. سعيد ابراهيمي/ دانشكده پيراپزشكي

508. سجاد اسدي/ دانشكده پيراپزشكي

 مرتبط:

تخریب‌های فزاینده علیه شما یادآور مظلومیت شهید بهشتی است/ تشكر از اقدام هوشیارانه در تأسیس جبهه پایداری

متن کامل و صوت سخنان پناهیان بمناسبت فاطمیه در محضر رهبر معظم انقلاب

متن کامل و صوت سخنان پناهیان بمناسبت فاطمیه در محضر رهبر معظم انقلاب:
برخي به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از امام‌علی‌(ع) در جامعه هستند

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در اولین شب عزاداری فاطمیه 91 ، در محضر رهبر معظم انقلاب با اشاره به طرح برخی موارد در فضای سیاسی کشور گفت: بعضی‌ها به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌(ع) در جامعه هستند. رسول اکرم(ص) به کسانی که نزد ایشان از علی(ع) شکایت می‌کردند، می‌فرمود ساکت شوید و این‌قدر علیه علی حرف نزنید! وقتی می‌آمدند از علی‌(ع) گله کنند اصلاً رسول خدا(ص) گاهی اجازه نمی‌داد و می‌فرمود چرا از علی‌ گله می‌کنید؟ مگر شما علی‌ را نمی‌شناسید؟ به گزارش رجانیوز حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) به مناسبت ایام عزای صدیقه اطهر سلام الله علیها، با بیان اینکه گاهی میانِ حق و باطل را گرفتن، به انسان اعتبار می‌دهد و کسی مانند ابوموسی اشعری با نه گفتن به علی(ع) و معاویه برای خود اعتبار کسب می‌کرد، گفت: شاید حتی این صفتِ امیرالمؤمنین(ع) که به فکر اعتبارِ خود نبود، از برخی صفات مشهور ایشان برتر باشد.

Get the Flash Player to see this player. 
 
در ادامه متن کامل سخنان ایشان را می‌خوانید:
 
عزت و آبرو یکی از نیازهای روحی انسان است/ آبروی مؤمن مثل جان و مال مؤمن حرمت دارد
 
یکی از نیازهای انسان از نظر روحی در زندگی دنیا نیاز به عزت و آبروست. یکی از دارایی‌هایی که خداوند متعال بین بندگانش تقسیم می‌کند؛ مثل مالی که خدا مقدّر می‌کند برای افراد، مثل برخی مواهب طبیعی که در جسم آنها که در کسی قدرت بدنی، در کسی صدای زیبا، روی زیبا قرار می‌دهد، یکی از همان ارزاقی که خداوند متعال تقسیم می‌کند آبرو و اعتبار اجتماعی است.
 
برای هر کسی هم در حدود خاص خودش در عین حال یکی از اموری که محترم شمرده شده همین آبرو و عزت است و در دینِ ما اینقدر آبرو و اعتبار اجتماعی اهمّیت دارد که پیامبر گرامی اسلام در حجةالوداع که مجموعه‌ای از معارف دین را بیان فرمودند، در آن خطبه شریف درباره آبرو و اعتبار مؤمنین می‌فرماید: «أيّها الناسُ، إنَّ دِماءَكُم و أموالَكُم و أعراضَكُم علَيكُم حَرامٌ، كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا»(میزان الحکمه/ح ١٥٥٧٩ و تحف العقول/31) آبروی مؤمن مثل جان مؤمن مثل مال مؤمن حرمت دارد. مانند حرمتی که خانه کعبه دارد مانند حرمتی که ماه ذی‌الحجة الحرام دارد و باید این آبرو را حفظ کرد.
 
بعد آنجاست که درباره حرمت غیبت بیانی دارند(ادامه روایت: إنَّ اللّه َحَرَّمَ الغِيبَةَ كما حَرَّمَ المالَ و الدمَ) که می‌دانید غیبت هم در واقع حفظ حرمت گنه‌کار است، چون اگر او گنه‌کار نباشد و شما پشت سرش حرف بزنید که می‌شود تهمت. بر فرض اینکه تازه گنه‌کار است، گناهی دارد، کاستی دارد، اگر پشت سرش حرف بزنید می‌شود غیبت و شما می‌دانید غیبت چقدر زشت است و این زشتی نشان می‌دهد چقدر مسئله آبرو و عزت ـ که می‌خواهیم ازش امشب یک صحبتی بکنیم و در مورد یک نکته‌ای پیرامون آبرو با هم حرف بزنیم ـ مهم است. خب این پیشگفتار سخن ما.
 
کسب اعتبار و آبرو، کار خوبی است ولی نباید با «نیّت نامشروع» باشد/ تواضع به خدا، ریشۀ مهربانی با مردم
 
مقدمۀ دیگر این است که این آبرو را چگونه باید به دست آورد؟ طبیعی است بخشی از این آبرو واقعاً دست خداست و خدا تقسیم می‌کند. و البته همه‌اش دست خداست، اما گاهی از اوقات مقدّر می‌کند که ما با اعمال‌مان «عوامل به دست آوردن آبرو» را فراهم بکنیم، گاهی هم بدون اعمال ما خدا آبرو عزّتی می‌دهد و یا علیرغم همۀ اعمالِ ما نمی‌دهد.
 
منتها بعضی‌ها سعی می‌کنند با نیّتی غلطی آبرو و عزّت را به دست بیاورند، من اسمش را می‌گذارم نیّت نامشروع. به این معنی که از طُرُق غیرمخلصانه دنبال آبرو و اعتبار می‌روند.
 
امام صادق(ع) در مورد روش و چگونگی کسب آبرو و اعتبار می‌فرماید: «حُسْنُ‏ الْمُعَاشَرَةِ مَعَ‏ خَلْقِ‏ اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ غَيْرِ مَعْصِيَةٍ مِنْ مَزِيدِ فَضْلِ اللَّهِ تَعَالَى عِنْدَ عَبْدِهِ»(مصباح الشریعه/ص147) این فضل خداست که به کسی توفیق حُسن معاشرت بدهد. حُسن معاشرت خیلی موجب اعتبار آدم می‌شود. ولی حالا ببینید حضرت در کلامی که به نقل از مصباح الشریعه هست چقدر زیبا و در اوج، ریشۀ زیبای این حُسن معاشرتی که عامل اعتبار است را بیان می‌فرماید.
 
می‌فرماید: «وَ مَنْ كَانَ خَاضِعاً لِلَّهِ فِي السِّرِّ كَانَ حَسَنَ الْمُعَاشَرَةِ فِي الْعَلَانِيَةِ»(همان) کسی که در سرّ خودش نسبت به پروردگار خاضع باشد، خودبه‌خود در ظاهرش حُسن معاشرت با مردم خواهد داشت. این آدم دیگر نیاز ندارد ادا در بیاورد برای مهربان بودن با دیگران که آن وقت طبیعتاً نیّت‌های جاه‌طلبانه هم قاطی بشود. بعد می‌فرماید: «فَعَاشِرِ الْخَلْقَ لِلَّهِ تَعَالَى» با مردم به خاطر خدا معاشرت بکن! با مردم مهربان باش. بدان صاحبش بالا سرش هست. اگر یک بچه‌ای که در کوچه ول باشد، اذیت بکند، ممکن است سرش داد بزنی، اما وقتی بابایش بالا سرش باشد، اگر بخواهی بهش چیزی بگویی، یک کمی یواش‌تر می‌گویی. می‌گویی «کوچولو چرا این کار را می‌کنی؟» نرم می‌شوی.
 
این خلق خدا صاحبشان بالای سرشان هست. اگر آن سرّت متواضع به پروردگار باشد با مردم خوب رفتار می‌کنی نه اینکه خوب رفتار کنی تا آبرو به دست بیاوری.
 
البته در پیشگفتار عرض کردم که آبرو چیز خوبی است، خدا ان‌شاءالله به همه‌تان آبرو و عزّت عنایت بفرماید.تلاش برای آبرو لازم است. اصلاً باید حُسن معاشرت داشته باشی، و یک کارهایی بکنی مردم تو را بپسندند. کسی از دوستان امام صادق(ع) داشت با ماهی می‌رفت به سمت منزل، ماهی دستش گرفته بود، آقا فرمود: این چه وضعی است؟ گفت: آقا جان شما فرمودید خوب است وقتی مرد به خانه می‌رود، رزقی هم با دستان خودش برای خانواده ببرد، بچه‌ها ببینند دستش یک چیزی آورد. فرمود: «بله، ولی ماهی بوی بد می‌دهد این را بگذار در کیسه‌ای که وقتی کسی که می‌شناسند تو دوست ما هستی، از کنارت رد می‌شود، نگوید: «دوست امام صادق بوی بد می‌دهد.» حالا دیگر عطر زدن به جای خودش محفوظ. آدم باید تلاش بکند. بنده «تلاش برای کسب آبرو» را در «حُسن معاشرت» خلاصه کردم، و از بین آن همه احادیث و روایات در این کلام شریف خدمت شما تقدیم کردم.
 
منتها به چه دلیل می‌خواهی حُسن معاشرت داشته باشی؟ برای اینکه اعتبار به دست بیاوری؟ این کار، کار خوبی است ولی با نیّت نامشروع نباشد، با نیّت «اعتبار پیدا کردن از سر حُبّ جاه» نباشد. حضرت در ادامۀ روایت می‌فرماید: «وَ لَا تُعَاشِرْهُمْ لِنَصِيبِكَ لِأَمْرِ الدُّنْيَا وَ لِطَلَبِ الْجَاهِ وَ الرِّيَاءِ وَ السُّمْعَةِ» معاشرت نکن با مردم به خاطر جاه‌طلبی.
 
این هم یک بخش از مقدمه سخن که همین آبرویی که کسب آن خوب است، با نیّت نامشروع نرو سراغش. می‌خواهی سراغش بروی، آن سرّت را به خدا متواضع کن، حُسن معاشرت گیرت می‌آید، اعتبار هم هر چه خدا مصلحت دانست بهت می‌دهد. زیاد هم دنبال این نباش که اعتبار پیدا بکنی، چون بقیۀ عرائض بنده در قطعات بعدی سخنرانی، خطرات این مسئله را گوشزد می‌کند.
 
الان اگر من بگویم بیایید دعا کنیم خدا به ما اعتبار و آبرو ندهد، شما یک کمی تعجب می‌کنید که این چه دعایی است؟! اما آخرهای بحث اگر این دعا را بکنم که نخواهم کرد، می‌گویی: آره خدا ندهد بهتر است؛ از بس خطرات دارد.
 
حب جاه و اعتبار اجتماعی، نفاق را در دل می‌رویاند
 
پس در درجۀ اول با نیّت نامشروع دنبال آبرو نرویم. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «حُبُّ الْجَاهِ‏ وَ الْمَالِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْبَقْل»( مجموعة ورام ج‏1 ص256) می‌فرماید: چگونه آب بریزی در زمینی که دانه درش باشد، این دانه رشد می‌کند. دانۀ نفاق هم در دل هست، و «حُب جاه» آبی است که به این دانه می‌دهی، و نفاق رشد می‌کند.
 
طرف دوست دارد اعتبار پیدا کند. کم کم آقا منافق شدند. آقا این منافق بودنت دیگر از کجا در آمد؟ همان حُب اعتبارِ آب داده به بذر نفاق، نفاق رشد کرده، آن وقت حالا مدام بنشین دعا کن خدایا ما را جزو منافقین مبادا قرار بدهی! آن وقت خدا می‌فرماید: خب حالا تو حُب جاه را گرفتی توی مشتت ول نمی‌کنی، مرتب دعا می‌کنی منافق نشوی، دین خدمت بکنی...  خب این را ول کن!
 
بعضی‌ها با «روش نامشروع» به دنبال کسب اعتبار هستند/ خدا لعنت کند اعتباری را که از میانۀ حق و باطل گرفتن، به دست آید
 
حُبّ جاه و اعتبار آب می‌دهد به بذر نفاق. این حُب جاه نیّت نامشروع برای به دست آوردن اعتبار است، این یک مقدمه. جزو دوم مقدمه را هم عرض بکنم. بعضی‌ها از «راه نامشروع» می‌روند دنبال اعتبار می‌گردند، نه «نیّت نامشروع». عملشان هم نامشروع است. چگونه است؟ خیلی کوتاه و سریع بخواهم عرض کنم، با بصیرتی که در بین جوان‌ها و جامعه هست، یک کُد بدهیم بس است.
 
برای اینکه آدم از راه نامشروع مال به دست نیاورد باید چه کار کند؟ باید معامله صحیح انجام بدهد دیگر. از راه نامشروع آبرو به دست آوردن یعنی چه؟ بسیاری از مواقع میانه‌گیری بین حق و باطل به آدم اعتبار می‌دهد، ای خدا لعنت کند اعتباری را که آدم به واسطۀ میانۀ حق و باطل گرفتن در جامعه پیدا کند.
 
یک وقت دو تا مؤمن با هم اختلاف دارند میانه‌شان را بگیری اشکالی ندارد، یک وقت یک خانواده‌ای یک زن و شوهری با هم دعوا کردند میانه‌شان را بگیری اشکال ندارد، یک وقت دو تا از بچه‌هایت هستند میانه‌شان را بگیری اشکالی ندارد، اما یک وقت علی‌ابن‌ابی‌طالب و معاویه است، آنجا ابوموسی اشعری با «نه معاویه -نه علی» گفتن اعتبار کسب کرد. اعتبار نداشت اما اعتبار به دست آورد.
 
ابوموسی اشعری، با میانۀ علی و معاویه را گرفتن، اعتبار کسب کرد و با اصرار مردم حکم شد /می‌گفتند: ابوموسی اشعری آدم متعادل و عاقلی است
 
مردم از جنگ خسته شدند، خواستند نماینده برای مذاکره تحمیلی معرفی کنند، ابوموسی اشعری را تحمیل کردند به امیرالمؤمنین(ع)، این ابوموسی اشعری از کجا اعتبار پیدا کرد؟ از اینجا که گفتند: «آخه می‌دانی ابوموسی اشعری آدم متعادلی است.» نفرین همه ملائکه خدا بر کسی که تعادل را در میانه حق و باطل گرفتن ترجمه می‌کند، این هم خودش یک اعتباری دارد. شما یک جایی حقی مظلوم واقع شد زیاد خودت را نکش برای حق، ببین چه اعتباری پیدا می‌کنی. می‌گویند طرف عاقل است محتاط است، معتدل است.
 
به این شیوه اعتبار کسب کردن، اعتبار کسب کردن به شیوۀ نامشروع است که باید مواظب باشیم هیچ وقت دنبال اعتبارهایی از این دست نباشیم. در زندگی فردی و اجتماعی مثال زیاد می‌شود زد. بگذارید مقدمه بحثم تمام بشود بعد خدمت شما نمونه‌هایی را عرض خواهم کرد.
 
بعضی‌ها به دنبال «اعتبار نامشروع» هستند/یکی از مصادیق اعتبار نامشروع اعتبار یافتن نزد کافرین است
 
یک اعتباریابی دیگر هم هست که اصلاً خودِ اعتبار نامشروع است. حالا یکی می‌خواهد بین مردم معتبر بشود از طریق نامشروع، یعنی طرفداری نکردن تامّ از حق، و علیه باطل محکم نایستادن. می‌خواهد بین مردم اعتبار به دست بیاورد، اعتبار نامشروع نیست طریقش نامشروع است، در مورد اول نیّتش نامشروع بوده به معنای غیراخلاقی.
 
بعضی وقت‌ها اصلاً اعتبارِ نامشروع است. خداوند متعال در قرآن گاهی از اوقات تندترین برخوردها را با این تیپ افراد دارد، اعتبار نامشروع دیگر کدام است؟ الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً»(نساء/139) بعضی‌ها را می‌بینی با کافرها میانۀ خوبی دارند، خدا می‌فرماید می‌روی سراغ آنها مؤمنین را ول می‌کنی؟ می‌خواهی اعتبار و عزّت پیش کافرها پیدا کنی؟ آنها تأییدت کنند؟
 
خدا شاهد است کسی اگر تَه دلش دید خوشحال شد از اینکه کافران تاییدش کردند... ـ کافران معاند علی‌القاعده منظور هست دیگر. نه کافر جاهل. می‌گوید: «آقا یک کسی هست در یک کشوری که دین دیگری دارد من را دوست دارد. – به خاطر اخلاق و رفتار - حالا من باهاش دعوا بکنم که از من بدش بیاید؟» عوام را نمی‌گوییم طبیعتاً، دیگر بحث برای همه شما بزرگواران معلوم است.
 
بعضی‌ها دوست دارند پیش صهیونیست‌ها اعتبار پیدا کنند. اگر کسی دید تَه دلش این نهادهای بین‌المللی تحت سلطه استکبار تأییدش کردند، خوشحال شد، بنده جهنم را بهش مژده می‌دهم مگر کرم خدا شامل حالش بشود که هیچ وقت نمی‌توانیم از کرم خدا ناامید بشویم.
 
این هم دیگر یک سبکی است که الان الحمدلله کمتر هست. نه در جامعه ما اصلاً در جهان اسلام آبرو و حیثیتی برای نهادهای بین‌المللی استکباری نمانده که مثلاً کسی را تأیید کنند عزّتی باشد برایش، این این بیداری و بصیرت دیگر خودش از علائم فرج است ان‌شاءالله.
 
عزیز شدن پیش کافرین، در نظر افراد منافق خیلی شیرین است
 
ولی رفقا دقت کنید ماها ممکن است هر کدام‌مان در زندگی‌هایمان با این مسائل مواجه شویم. شما شاید صفای باطن دارید نمی‌توانید مزّۀ عزیز شدن پیش کافرها را درک کنید. برای منافق‌ها این مزّه شیرین‌تر از مزّۀ عزیز شدن پیش مؤمنان است. نمی‌دانید چه خوراکی است؟ می‌کُشد، کور می‌کند بعضی‌ها را، مست می‌کند، جزو مسکرات باید حرام اعلام بشود. الحمدلله شماها درک نمی‌کنید.
 
آن اسیر نوجوانی که آمده بود ـ حالا قدیمی‌ها یادشان است ـ پایش هم قطع بود، آن خبرنگار خارجی آمد باهاش مصاحبه کند، در اوج اسارت برگشت گفت: «من مصاحبه نمی‌کنم، یک چادر سرت کن! یک چیزی روی سرت بیانداز!» مجبور شد رفت یک چیزی سرش انداخت. بابا این بچه اگر یک ذرّه دوست داشت پیش این عملۀ کفار این‌جوری رفتار نمی‌کرد، مثلاً می‌گفت: بگذار به یک بهانه‌ای جذبش کنم. اینقدر محکم نمی‌ایستاد. این نمونه‌ای از اسرای ماست.
 
از طرف همۀ هنرمندان، از مسلمانان جهان عذرخواهی می کنم که این اسوه را به جهان اسلام معرفی نکرده‌اند
 
سید اسرای ما هم که مرحوم آقای ابوترابی بزرگوار رضوان‌الله تعالی‌علیه، سید آزادگان، آن حماسه را آفرید. از صلیب سرخ آمدند گفتند «در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟» همه به آقا سید نگاه کردند، آقا سید جواب نمی‌دهد، مأمور صلیب سرخ گفت: «آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید» آقا سید جواب نمی‌دهد. پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟ آقا سید جواب نداد، این آقا رفت نوشت اینجا خبری از شکنجه نیست. فرمانده پادگان آقای ابوترابی را برد در اتاق، گفت: «تو از ما نمی‌ترسی، تو بیشتر از همه کتک خوردی ـ آقا پسر ایشان به بنده می‌فرمودند من جای میخ‌هایی که در شکنجه‌ها بهش زده بودند را در سر پدرم دیدم ـ تو چرا به اینها نگفتی که ما تو را شکنجه می‌کنیم و همه را می‌زنیم؟»
 
آقای ابوترابی برگشت فرمود: «ما دو تا مؤمن هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند، دو تا مؤمن هیچ وقت شکایت پیش کافرها نمی‌برند.» می‌گوید این فرمانده کلاهش را زد زمین گفت من نوکر تو هستم. بعثی را کشید پایین، اینقدر برای کافرها ارزش قائل نبود. ـ من می‌گویم کافرها شما بگو نهادهای استکباری ـ اصلاً تو کی هستی آمدی به داد من برسی؟
 
من از طرف همه کارگردانان ارجمند از ملّت شریف ایران، از مسلمانان جهان عذرخواهی می‌کنم که تا حالا این اسوۀ جهان اسلام را به جهان اسلام معرفی نکردند. عذرخواهی که دیگر چیزی نیست. انتقاد که نیست، عذرخواهی می‌کنم.
 
معرفی کنند تا مردم جهان اسلام بفهمند امام چه سربازهایی تربیت کرده تا این همه عناد الکی که دشمن‌ها می‌خواهند علیه ایران اسلامی در دل عوام مسلمان بیاندازند با همین اسوه بر طرف بشود، تا بفهمند چه‌جوری باید جلوی استکبار بایستند.
 
البته من به جوان‌ها عرض بکنم، کافرها که چه عرض کنم آدم بدها مسخره می‌کنند. گاهی آنها مسخره‌ات می‌کنند و تو مجبور هستی برای اینکه مسخره‌ات نکنند از حق کوتاه بیایی. یک جوری تیکه بهت می‌اندازند مجبور هستی رفتارت را متعادل کنی. کلمه متعادل در این بحث یعنی متعادل بین حق و باطل. زیاد هم طرف حق را نگیر ضایع است، از آبرویت مایه نگذار!
 
از ما سؤال خواهد شد که آبرو و اعتبار خود را در چه راهی خرج کرده‌ایم
 
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «یُسْأَلُ الْمَرْءُ عَنْ‏ جَاهِهِ‏ كَمَا يُسْأَلُ عَنْ‏ مَالِهِ»(مستدرک الوسائل/ج12/ص429) یکی از سؤال‌های روز قیامت این است که خب آبرومند ما به تو آبرو دادیم، آن شب خودت دعا کردی آبرو به من بده، آبرویت را کجا خرج کردی؟ برای کی آبرویت را دادی؟ مال بهت می‌دهیم زکات می‌گیریم، جان می‌دهیم زکات می‌گیریم، می‌فرماید: بیماری زکات جسم است(امام صادق-ع: العِلَلُ زكاةُ الأبدانِ؛ تحف‌العقول/381)، انفاق می‌کنی زکات مال است. آبرو داری رد کن بیاید ببینم. زکاتش را بده. بعضی‌ها برایشان جان دادن راحت‌تر از آبرو دادن است.
 
خدا روز قیامت می‌فرماید: «جَعَلْتُ لَكَ جَاهاً، فَهَلْ نَصَرْتَ بِهِ مَظْلُوماً أَوْ قَمَعْتَ بِهِ ظَالِماً أَوْ أَغَثْتَ بِهِ مَكْرُوباً»(همان) ما به تو آبرو و اعتبار دادیم. آیا با آبرو و اعتبار خودت از یک مظلومی دفاع کردی؟ ریش گرو گذاشتی؟ گفتی عیبی ندارد یک کمی آبروی ما بریزد اما بگذار این مظلوم نجات پیدا کند؟ جلوی ظالمی ایستادی از اعتبار خودت استفاده کردی؟ دل یک دلشکسته‌ای را نجات دادی؟
 
اصلاً خیلی از اوقات اگر آبرو در راه خدا صرف بشود، کار به جهاد اموال و انفس هم نمی‌رسد. داستانی دارد اعتبار خرج کردن. این جوان‌ها هنوز زیاد توی باغ اعتبار اجتماعی نرفتند. بله اعتبار گروهی دارند، اعتبار بین آن رفقایشان. لذا یک وقت فکر نکنند خیلی بچه‌های مخلصی هستند، باشد ان‌شاءالله امتحان می‌شوید بعد ان‌شاءالله امتحان‌ها را هم پیروز بشوی. فعلاً ما کنار گود نشستیم می‌گوییم لنگش کن، زیاد درد اعتباردارها را نمی‌فهمیم که اعتبار خرج کردن گاهی چقدر سخت است.
 
روایت‌ها زیاد است بگذاریم بگذریم. یک دانه روایت توبیخی عرض بکنم دل‌هایمان بترسد، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ‏ تَرَكَ‏ حَاجَةً لِأَخِيهِ‏ الْمُؤْمِنِ» کسی که حاجت برادر دینیش را ترک کند، «وَ لَمْ يَقْضِهَا لَهُ مِنْ مَالِهِ وَ جَاهِهِ وَ يَدِهِ وَ رِجْلِهِ‏ وَ لِسَانِهِ» و به هر طریقی که می‌تواند، که یکیش آبرو است، از طریق آبروی خودش کمک نکند به برادر دینی خودش، چه می‌شود؟ اگر یک کسی آبروی خودش را برای برادر دینیش خرج نکند چه اتفاقی می‌افتد؟
 
امام صادق(ع) می‌فرماید می‌دانی چه اتفاقی می‌افتد؟ ‏ «أَوْجَبَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ ثَلَاثَ حَوَائِجَ لِرَجُلٍ مُنَافِقٍ يَكِيدُهُ فِيهَا وَ لَا يَأْجُرُهُ اللَّهُ عَلَيْهَا»(اعلام الدین/254) یک حاجت مؤمن را رد کردی، خدا تو را گیر یک منافق می‌اندازد، مجبور می‌شوی آبرویت را برای سه تا حاجت آن منافق خرج کنی، آخرش هم بهت نارو می‌زند و پیش خدا هم اجر نداری. آبرویت هم رفته.
 
این که تو شنیدی گناه یک دانه چوب دارد، این همه جا نیست، یک جاهایی بعضی از گناه‌ها را خدا حساب می‌رسد. مؤمن دوستِ من است، بنا بوده برایش آبرو بدهی ندادی، خب حالا حالت را می‌گیرم. آبرو جمع بکند برای چی؟ راحت دعا می‌کنی می‌گویی خدایا به من آبرو و اعتبار بده! می‌دانی بعدش باید خرجش کنی؟ البته دعای شما مستجاب است و البته ان‌شاءالله شما می‌توانید این آبرو و اعتبار را خرج بکنی، ولی به شما عرض بکنم اینقدر آدم‌های مخلصی بودند که تا وقتی اعتباری پیدا نکردند این خلوصشان ادامه داشته ولی وقتی اعتباری پیدا شد دیگر دست دست کردند که چقدرش را در راه خدا خرج بکنند.
 
داستان نیش عقرب و کسی که فقط به خاطر رودربایستی و آبروداری، از سلمان دفاع نکرد
 
می‌خواهید یک داستان برایتان بگویم؟ دو نفر را آوردند پیش امیرالمؤمنین علی(ع) یکیشون را مار نیش زده بود یکیشون را عقرب. از درد به خودشان می‌پیچیدند. در مستدرک الوسائل نقل شده این داستان، چون هر جا نقل می‌کنیم دوستان می‌گویند آقا این آدرسش کجاست. حضرت برای هر دو تا توضیحاتی دادند من در مورد آن کسی که عقرب زده بود داستانش را عرض کنم.
 
آقا فرمودند که نمی‌میرند اینها، درد می‌کشند اما نه مرگشان فرا رسیده نه از درد نجات پیدا می‌کنند. بروید چند وقت دیگر درست می‌شوند، بعد از دو ماه که اینها در شدّت بیماری به خودشان می‌پیچیدند، آوردنشان پیش حضرت، حضرت به آن کسی که عقرب زده بودش فرمود: می‌دانی حکمتش چی بوده این عقرب تو را زده؟ گفت: آقا نمی‌دانم ولی دارم بیچاره می‌شوم. مردم می‌گفتند دیگر اینها می‌میرند آقا می‌فرمود نمی‌میرند و نمردند ولی درد سختی کشیدند دو ماه.
 
حضرت فرمودند که یادت هست در یک جلسه‌ای «تَذْكُرُ يَوْمَ‏ غَمَزَ عَلَى‏ سَلْمَانَ‏ الْفَارِسِيِ‏ فُلَانٌ» یادت هست فلانی یک تیکه‌ای به سلمان فارسی انداخت «وَ طَعَنَ عَلَيْهِ لِمُوَالاتِهِ لَنَا» به خاطر اینکه سلمان دوست ماست یک طعنه‌ای زد، یک تیکه‌ای بهش انداخت. تو رد نکردی، حرفی نزدی، دفاع نکردی از سلمان. حالا توضیح امیرالمؤمنین را بشنوید دوستانِ من:
 
«فَلَمْ يَمْنَعْكَ مِنَ الرَّدِّ وَ الِاسْتِخْفَافِ بِهِ خَوْفٌ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا عَلَى أَهْلِكَ وَ لَا عَلَى وُلْدِكَ وَ مَالِكَ» اگر حرفی می‌زدی و از سلمان دفاع می‌کردی، نه مالت ضرر می‌خورد نه جانت ضرر می‌خورد نه بچه‌هایت را می‌کُشتند، هیچیت نمی‌شد، «أَكْثَرَ مِنْ أَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَهُ فَلِذَلِكَ أَصَابَك‏» (مستدرک الوسائل/ج12/ص336) فقط رودربایستی کردی، گفتی حالا ضایع است یک چیزی بگوییم، رفیق‌مان است، میانه‌مان به هم می‌ریزد.
 
سلمانِ من را، دوستِ من را در جلسه‌ای که تو نشستی تیکه بهش انداختند، لال شدی نگاه کردی؟ خدا مأمور کرد این عقرب تو را بگزد. دو ماه از درد به خودت بپیچی تا مرتبه دیگر اگر کسی به دوستان و اولیای ما حرف بی‌خودی زد، جلویش بایستی. خواستی آبروی خودت را پیش رفیقت حفظ بکنی، آبروی سلمان را حفظ نکردی. آنهم در یک جلسه دو نفره!
 
نشستی در تاکسی یکی تیکه‌ای می‌اندازد می‌بیند گوشه خیابان این‌جوری یک دفعه‌ای حرف نامربوط می‌زند، چرا جوابش را نمی‌دهید؟ فقط می‌توانی به من بگویی: آقا در شهر تهران حالا عقرب کجا پیدا می‌شود؟ بنده هم عرض می‌کنم: اگر پیدا نشد، جمع می‌شود اینها در خاک قبر، ان‌شاءالله به سلامتی عقرب درمانی ... ؛ بالاخره دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
 
طوری از «ولیِ خدا» دفاع کنیم که کسی جرأت نکند در نزد ما به  او بی‌احترامی کند
 
خدایا! نیش عقرب‌هایی که در اثر سکوت ما، در اثر حُبّ جاه ما، در اثر دفاع نکردن ما از ولیّ خودت برای ما واجب شده، بر ما ببخش، آن نیش عقرب‌ها را به ما نزن! ان شاءالله که شما هیچ وقت ساکت نبودی. مگر کسی جرأت می‌کند پیش تو به ولیّ خدا بی‌احترامی کند؟ بگذار در فامیل همه بشناسندت. نه اینکه بد برخورد کنی و جسارت کنی، نه با منطق می‌ایستی آبروی سخن غلط را می‌بری. می‌گویی: چرا حرف ظالمانه می‌زنی؟ حالا طرف بهت بگوید: ما که کسی نیستیم، اینجا بگذار گفتگویمان را بکنیم. بگو: کسی نیست یعنی چه؟ کسی هست، حرف بی‌ربط زدید.
 
قربانی کردن آبرو در راه خدا، در زندگی فردی یکی از تکلیف‌هایی است که بدنۀ جامعه را شبیه قله‌های نوری می‌کند که کوهستانی از آن مؤمنین «کالجبل الراسخ» تحویل آقا امام زمان(ع) می‌دهد. و آنوقت حضرت تشریف‌فرما می‌شوند. چرا نیایند؟ دیگر من اگر بخواهم از داستان‌های اولیای خدا بگویم باید همین‌جوری در این زمینه زیاد بحث بکنیم.
 
در خصوص همین «چرا نیایند؟» حضرت آیت‌الله العظمی بهجت رضوان خدا بر او باد مگر نمی‌فرمودند: اگر چند هزار نفر ما آدم حسابی بشویم چرا حضرت نیاید؟» خب شاخصه‌های آدم حسابی چیست؟ همین‌هاست.
 
حضرت امام رضوان‌الله تعالی‌علیه آن وقت‌هایی که اطلاعیه می‌نوشتند، از همان اوائل انقلاب خیلی زیاد شده بود اطلاعیه‌هایشان، دیگر شده بودند یک رجل سیاسی، یک روحانی فاضلی از تهران به ایشان نامه نوشت که «آقا شما مرجع هستید. آخه مرجع اینقدر دیگر قاطی نمی‌شود با مسائل سیاسی، شما هر روز دارید اطلاعیه می‌دهید و بیانیه می‌دهید و اینها.» امام فرمودند: من کسی نیستم که دنبال اعتبار مرجعیت و این حرف‌ها باشم، بعد از آن وظائفم صرف نظر بکنم.(درس‌هایی از امام- شجاعت و پایداری، ص23) بعضی از رفقا رسماً، از سر دلسوزی به بندۀ طلبه‌ای که اصلاً هیچ‌جا حساب نمی‌شوم می‌گویند: «اصلاً اینقدر سیاسی نباش، خوب نیست برای اعتبارت» من اصلاً نمی‌دانم این اعتبار چی هست؟ آن وقت امام به آن عظمت این حرف‌ها را گوش بدهد؟!
 
«نترسیدن از سرزنش دیگران» در دفاع از حق، ویژگی قوم مقدمه‌ساز ظهور
 
ان‌شاءالله ما با این آیه کریمه از قید اعتبارها بتوانیم بگذریم. رمز عبور از این اعتبارها این است. نیمه دوم سخن را خدمت شما عرض بکنم که رنج‌هایی است که در دل تاریخ است و بعد درس‌های بزرگی که باید بگیریم.
 
با این آیه کریمه خودمان را عبور بدهیم از این مهلکه. در ذیل آیه‌ای از سوره مائده، علامه طباطبایی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه براساس روایات می‌فرماید این آیه مال آخر الزمان ایرانی‌هاست.
 
در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء»(مائده/54) آیه هم با توجه به آیات قبلی خلاصه معنایش این می‌شود: ای مؤمنین اگر خوب پای دین نایستید «مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ»، اگر خوب از دین دفاع نکنید، من قوم دیگری را جای شما می‌آورم، من آنها را دوست دارم، آنها من را دوست دارند، آنها به مؤمنین متواضع هستند، اگر کسی پیش‌شان به سلمان تیکه بیاندازد آتش می‌گیرند ـ نه اینکه کسی را آتش بزنند آتش می‌گیرند ـ و با منطق برخورد می‌کنند. و بعد «أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ» مقابل کافرین محکم هستند، دنبال آبرو و عزّت پیش آنها نیستند. تلاش می‌کنند در راه خدا.
 
همه این ویژگی‌ها را دارند، در حالی که «لاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» آخر داشتن این ویژگی‌ها بدون این صفت آخری هنر نیست. مجاهده می‌کنند در راه خدا، این صفات را دارند در حالی که از سرزنش نمی‌ترسند. آخه ماها گاهی از اوقات خیلی زرنگ تشریف داریم. می‌گوییم اگر از نظر اعتبار اجتماعی بد نمی‌شود ما هم حاضر هستیم جهاد بکنیم، ما هم حاضر هستیم هر کاری بکنیم. اگر همراه موج باشد، بله، برویم حاضر هستیم. نه! اگر خواستی آدم خوبی بشوی باید اعتبارت را بگذاری کنار. یعنی مجبور می‌شوی بگذاری کنار. داستانش را در نیمه دوم سخن عرض می‌کنم.
 
همه آنهایی که نشسته بودند، گفتند: آقا یا رسول‌الله این قوم قوم ماست؟ آن یکی گفت قوم ماست؟ دیگری گفت قوم ماست؟ سلمان ساکت نشسته بود، فرمود: این قوم قوم سلمان فارسی است. (تفسیر نورالثقلین/ج1/ص641)
 
«سَوْفَ» آمده، ایرانی‌های مقدمه‌ساز ظهور ان‌شاءالله مصداق این آیه هستند. «لاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» از بی‌اعتبار شدن به خاطر دفاع از حق نترس! عزّت را خدا می‌دهد، هر کسی ترسیده، خدا یک جوری بی‌آبرویش کرده، نترس! فاطمیه است.
 
آغاز مصائب فاطمیه آنجا بود که آبروداران مدینه، برای دفاع از حق از آبروی خود خرج نکردند
 
مصائب فاطمیه از کجا آغاز شد؟ هنوز درِ خانه آتش نگرفته بود(بنا بر نقلی) که فاطمه زهرا(س) آمد از علی(ع) دفاع کند، دید مردم نمی‌گیرند، رفت مسجد از فدک خودش دفاع کند. گفت دیگر این که محل مناقشه نیست، از اینجا شروع می‌کنیم.
 
خطبه قرّاء را قرائت فرمودند که حتماً شنیدید. سخنرانی کردند که چرا حق من را گرفتید؟ در این خطبه، حضرت بعد از آن مقدمه طولانی و نورانی، راوی می‌گوید: «ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِهَا نَحْوَ الْأَنْصَارِ» رویشان را کردند از آن رئیس جلسه به سمت انصار «فَقَالَتْ‏: يَا مَعْشَرَ النَّقِيبَةِ وَ أَعْضَادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَة الْإِسْلَامِ» آی رؤسا! آی آبرودارها! آی اعضاد این امت اسلامی، آی یاوران دین، «مَا هَذِهِ الْغَمِيزَةُ فِي حَقِّي؟ وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلَامَتِي؟»(احتجاج طبرسی/1/102)‏ این چیست چشم‌پوشی می‌کنید از حقِ من؟ چرا کوتاه می‌آیید؟ چرا داد می‌زنم، کمکم نمی‌کنید؟
 
بقیه خطبه را فارسی برایتان بخوانم: شما آبرو پیدا کردید، شما الان همه‌تان یک داد بزنید، حق دختر پیغمبر را می‌گیرید بهش می‌دهید، چرا از آبرویتان مایه نمی‌گذارید؟ حضرت زهرا سلام الله علیها صدا می‌زد: آی نخبه‌ها چرا شما وقتی فریاد می‌زنم کمک نمی‌کنید؟ «تَأْتِيكُمُ الصَّرْخَةُ فَلَا تُغِيثُونَ» صدای ضجه به گوش شما می‌رسد، اما به فریاد نمی‌رسید! «وَ أَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفَاحِ مَعْرُوفُونَ بِالْخَيْرِ وَ الصَّلَاحِ وَ النُّخْبَةُ الَّتِي انْتُخِبَتْ»(همان منبع) شما نخبه‌هایی هستید که به خیر و صلاح مشهور هستید، شما کسانی هستید که ... ؛ چرا ساکتید؟ نوشته انصار همه سرهایشان را پایین انداختند. هیچ کس سرش را بلند نکرد، آرام آرام اشک می‌ریختند.
 
اگر آبرودارها آبرو خرج کرده بودند، مادرتان پهلویش ضربت نمی‌خورد!
 
دلشان می‌سوخت برای دختر پیغمبر اما کمک نکردند. آن کسی که فدک را گرفت، اوضاع را که این‌جوری دید جرأت پیدا کرد. خطاب به فاطمۀ زهرا(س) گفت: «من که به تنهایی این فدک را نگرفتم، تو با این مردم مواجه هستی. من به کمک این مردم فدک را گرفتم، هر چه این مردم بگویند. »( همان منبع)  وقتی فهمیدند آن‌جوری که فاطمه از مردم، انصار و نخبه‌ها انتظار دارد، زمینه اجتماعی نیست و به درخواستش پاسخ نمی‌دهند، هیزم برداشتند آمدند درِ خانه علی را هم آتش زدند. . بگذارید یک جمله روضه بخوانم.  آبرودارها آبرو خرج نکردند،مادرتان فاطمه بازو خرج کرد؛ اگر آبرودارها آبرو خرج کرده بودند مادرتان پهلویش ضربت نمی‌خورد.
 
امام حسین(ع) به نخبگان: چرا از اعتبار و آبروی خود برای دفاع از حق خرج نمی‌کنید؟/ نخبگان آبرو خرج نکردند، سر امام حسین(ع) بر نیزه رفت/حسین(ع) از اعتبار خودش خرج کرد
 
برویم کربلا، از کربلا برایتان بگویم: «ثُمَ‏ أَنْتُمْ‏ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصِيحَةِ مَعْرُوفَةٌ»(تحف العقول/237) کلمات را می‌بینید، خیلی شباهت دارد با کلمات خطبه حضرت زهرا(س). این کلمات کیست دارد بیان می‌شود؟ اباعبدالله‌الحسین(ع) در صحرای منا، دو سال قبل از مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید سخنرانی قرّائی کردند، هفتصد نفر از صحابه و تابعین جمع شده بودند، فرمودند: آبرودارهاً چرا از آبرویتان خرج نمی‌کنید؟
 
بعد فرمودند: مردم به شما احترام می‌گذارند، برای چی مردم به شما احترام می‌گذارند؟ «أَلَيْسَ كُلُّ ذَلِكَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا يُرْجَى عِنْدَكُمْ مِنَ الْقِيَامِ بِحَقِّ اللَّهِ»(مگر نه این است که همۀ این اعتبار و احترام، بدان خاطر بوده که مردم از شما توقع قیام به حق دارند) آیا این نیست که آبرو را پیدا کردید که یک روزی در راه خدا صرفش کنید؟ در کلماتی بعدی می‌فرماید: «وَ لَا فِي مَنْزِلَتِكُمْ تَعْمَلُونَ» این منزلتی که شما دارید، در حدّش عمل نمی‌کنید. اعتبارتان را گرفتید دارید خرج می‌کنید فقط برای امنیت خودتان، اعتبارتان را برای خدمت به خلق خرج نمی‌کنید.  سخنان اباعبدالله‌الحسین را مردم گوش نکردند سر مطهر اباعبدالله‌الحسین(ع) به نیزه‌ها رفت، گفت من از اعتبار خودم استفاده می‌کنم ...
 
علی(ع) بیشترین آبرو را در راه خدا خرج کرد
 
تا اینجا سخنرانی بنده بود در محضر شریف عزیز دلمان، علما، همۀ شما خوبان، از اینجا می‌خواهم روضه بخوانم، این روضه است، اینهایی که می‌خواهم بگویم. حالا شما یک کمی مثبت حرف بزنید دل ما شاد بشود، دل ما خنک بشود، همه‌اش نهیب و ترس بود. کمی از اینهایی که آبرو در راه دین خرج کردن بگویید دلمان شاد بشود الگو بگیریم، امید پیدا کنیم.
 
چه کسی بیشترین خرج اعتبار و آبرو را در راه خدا داشت در تاریخ اسلام؟ امیرالمؤمنین(ع)، یعسوب الدّین، حیدر کرار، علی‌ابن‌ابی‌طالب که آنچنان پای رکاب پیامبر اکرم(ص) فداکاری کرد، یک ذرّه به فکر اعتبار خودش بین مردم و یک ذرّه به فکر اعتبار خودش بعد از رسول خدا(ص) نبود. و شاید این برجسته‌ترین صفت امیرالمؤمنین علی(ع) باشد، این صفت شاید حتی از برخی صفات مشهور علی‌ابن‌ابی‌طالب مثل عدالت برتر باشد. نه اینکه عدالت ارزش ندارد، ارزش دارد ارزش بالا هم دارد ولی خیلی‌ها هستند عدالت را محدود به اعتبار می‌کنند.
 
علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) محدود به اعتبار نبود، یا علی شما یک جوری داری حرف پیغمبر را می‌گویی چشم، مردم عصبانی می‌شوند. یک جوری می‌گویی «یا رسول‌الله چشم»،... خب مردم‌داری هم بکن آخر. یک کمی هم هوای مردم را داشته باش! این مردم بعد از پیغمبر با تو چه خواهند کرد؟ اینها روضه‌های ماست ها. آن وقت آن جوانِ من می‌آید به من می‌گوید که آخه در مدینه هیچ کس نبود بیاید از علی دفاع بکند؟! اصلاً انگار... لااله‌الاالله... یا علی تو بعد از پیغمبر نمی‌خواهی زندگی کنی؟ کار را داری به کجا می‌رسانی؟
 
بعضی‌ها به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌‌بن‌ابیطالب(ع) در جامعه هستند
 
نحوه رفتار علی‌ابن‌ابی‌طالب، نمونه‌اش را عرض کنم. بعد از اینکه از یمن داشتند برمی‌گشتند یک مقداری علی‌ابن‌ابی‌طالب از لشکر خودش غافل شد، غنائم را تقسیم کردند و بعضی از لباس‌ها را پوشیدند. خب این غنیمت است باید تقسیم بشود اینها هم یک مقدارش را پوشیدند. زحمت کشیدند تا یمن آمدند. آقا آمد یک نگاه کرد فرمود چیست غنائم را تقسیم می‌کنید؟ قبل از اینکه به پیغمبر برسیم غنائم تقسیم کردید؟
 
گفتند: آقا بالاخره پیغمبر یک کمی کم و زیاد همین‌ها را می‌خواهد به ما بدهد دیگر، کوتاه بیا! فرمود: نه وقتی رسیدیم به پیغمبر بعداً. الان لباس‌ها را در بیاورید. لباس‌ها را از تن اینها در آورد، همه‌شان از دست علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) عصبانی شدند، آقا وقتی که آمدند پیش پیامبر همه شکایت می‌کردند از علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع). پیامبر اکرم(ص) منادی را فرستاد بروید ندا بدهید در جامعه: «ارْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ‏ عَنْ‏ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ‏ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ غَيْرُ مُدَاهِنٍ فِي دِينِهِ فَكُفُّوا عَنْ ذِكْرِه‏»(کشف الغمه/ج1/ص236) زبان‌هایتان را ببُرید، در جای دیگری می‌فرمود «لَا تَشْكُوا عَلِيّاً؛ شکایت نکنید از علی‌ابن‌ابی‌طالب»(مناقب/2/210) بعضی‌ها دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌ابن‌ابی‌طالب در جامعه هستند.
 
فرمود ساکت بشوید اینقدر علیه علی(ع) حرف نزنید. می‌آمدند گله کنند از علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) اصلاً آقا گاهی اجازه نمی‌داد. می‌فرمود: چرا گله می‌کنید از علی‌ابن‌ابی‌طالب؟ مگر شما نمی‌شناسید علی‌ابن‌ابی‌طالب را؟ در این سخن می‌فرماید: علی‌ابن‌ابی‌طالب در راه خدا خشونت به خرج می‌دهد، خشونت معقول ـ برندارند این کلمه را ببرند ازش سوء استفاده کنند ـ محکم می‌ایستاد.
 
علی جانم یک مقدار مراقب اعتبار خودت باش! بیشتر رفیق داشته باشی، یک کمی یک گوشه‌ای به یکی کوتاه بیا، اینها را نگه دار برای آینده، ای علی‌ای که آینده نگه نداشتی برای خودت....
 
این علی را در آبرو دادن در راه خدا الگو کنید برای خودتان. من دیگر کلمات فاطمه زهرا را نخوانم «مَا الَّذِي‏ نَقَمُوا مِنْ أَبِي الْحَسَنِ ع» چرا کینه ابالحسن را به دل گرفتند؟ «نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَكِيرَ سَيْفِهِ‏ وَ قِلَّةَ مُبَالاتِهِ لِحَتْفِهِ» از شمشیر تیز علی‌ابن‌ابی‌طالب کینه به دل گرفتند؟ جمله بعدی را عجیب است گوش کنید، علی خیلی کم از جان خودش دفاع می‌کرد، شهادت‌طلب بود، کینه‌اش را به دل می‌گرفتند، چون لو می‌داد بقیه را؛ بقیه حاضر نبودند اینقدر مایه بگذارند، آبرو و حیثیتشان می‌رفت.
 
«وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَ نَكَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِي ذَاتِ اللَّه»(احتجاج طبرسی/1/108) آن سختگیری‌هایی که در راه خدا دارد، در زیارت‌نامه امیرالمؤمنین(ع) این جمله هست، جمله اختصاصی امیرالمؤمنین(ع) است: «وَ بَذَلَ‏ نَفْسَهُ‏ فِي‏ مَرْضَاتِ‏ رَسُولِكَ‏ وَ جَعَلَهَا وَقْفاً عَلَى طَاعَتِه»
 
خدایا امشب ثواب زیارت نجف اشرف مضجع نورانی امیرالمؤمنین را به ما عنایت کن! نورش را به ما عنایت کن! به خاطر همین یک جمله. چون مطمئن هستم در اثر گفتگو برای این جمله، فاطمه زهرا(س) در بین این همۀ اشک‌ها و گریه‌ها یک لبخند روی لب‌هایش می‌آید امشب... از علی من سخن گفتید. جانِ خودش را در رضایت رسول خدا داد «وَ جَعَلَهَا» جان خودش را وقف کرد برای اطاعت از رسول.
 
دومین شخصیتی که بیشترین آبرو را در راه اسلام داد، فاطمه(س) بود/ زبان حال پیغمبر به علی(ع)
 
کلمات من به پایان رسید روضه نهایی بنده. خب شخصیت دومی که آبروی خودش را در راه اسلام داد و در این موضوع عظمت بی‌نظیری دارند کیست؟ فاطمه زهرا(س). بعد از پیغمبر تمام اعتبار پیغمبر هدیه شده به فاطمه زهرا. به خدا می‌توانست فاطمه زهرا مثل ملکه‌ای در جهان اسلام با اشاره‌اش جهان اسلام را زیر و رو کند. نه کسی درِ خانۀ فاطمه را آتش بزند، که هر روز مردم گُل بیاورند درِ خانۀ فاطمه زهرا. به خدا فاطمه عزّتی داشت که می‌توانست همچین که وارد مسجد بشود، تمام مردها مقابلش قیام کنند.
 
ای تنها یادگار پیغمبر، چه کنیم همه آبرویش را در چادر خاکی جمع کرد به پای علی ریخت. آدم آبرو بدهد علامتی هم مگر باقی می‌گذارد؟ آبرو دادن فاطمه علامتی هم روی صورتش باقی گذاشت برای روز قیامت تا مدال افتخارش باشد. این صورت کبود من آبرویی است که برای علی دادم.
 
زبان حال... زبان حال پیغمبر را برایتان بخوانم، زبان حال یک ظرفیتی است برای ما روضه‌خوان‌ها. اینقدر می‌شود درش حکمت و عرفان ریخت که حدّ و حساب ندارد. دیدی می‌گویند زبان حال امام حسین(ع) در وداع با زینب کبری(س)، زبان حال ابالفضل العباس(ع) خطاب به ... ؛ این زبان حال باید خیلی با حکمت باشد.
 
بنده این زبان حال را تقدیم می‌کنم به محضر آقا امام زمان: هی علی فداکاری می‌کرد، آبرو می‌داد، همه هستی‌اش را می‌داد برای پیغمبر، پیغمبر هی نگاهش می‌کرد، زبانحالش این بود علی جبران می‌کنم، علی جبران می‌کنم. تو همۀ هستی‌ات را دادی من هم همه هستی‌ام را برایت می‌دهم علی. فاطمه تمام وجود من است، فاطمه را برایت می‌دهم ....
 
خبر مرتبط

 

بالا گرفتن بگو مگوها در مورد ايران ميان مقام‌هاي رژيم صهيونيستي

بگو مگوها در مورد ايران ميان مقام‌هاي رژيم صهيونيستي افزايش يافته و در شرايطي كه دولت اين رژيم براي سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلي و جلب بيشتر حمايت‌هاي جهاني و خروج از انزوا به‌طور دائم بر فضاي ايران هراسي و در عين حال، تهديد كشورمان مي‌دمد، برخي مقام‌هاي سابق رژيم صهيونيستي نيز عليه اين رويكرد عوام‌فريبانه به زبان آمده‌اند.

به گزارش رجانيوز، در آخرين مورد از موج مخالفت‌ها با اظهارات جنگ طلبانه نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، ايهود اولمرت نخست وزير سابق اين رژيم در سال‌هاي 2006 تا 2009 با كانال 10 تلويزيون اسرائيل (كه اين روزها به نظر مي‌رسد به‌طور ويژه مأموريت جنگ رواني تهديد عليه ايران به اين شبكه سفارش داده شده است)، گفت‌وگو و تأكيد كرده است كه شرايط كنوني به هيچ‌وجه براي حمله مساعد نيست.

اما صريح‌تر از اظهارات اولمرت، سخنان دو روز پيش رئیس سابق سازمان امنیت داخلی اسرائیل عليه نخست وزير و وزير جنگ رژيم صهيونيستي بود؛ سخناني كه واكنش سلفان شالوم معاون و دست راست نتانياهو را برانگيخت و وي تأكيد كرد كه دیسکین نبايد چنين اظهاراتي را به‌طور علني مطرح مي‌كرد.

دیسکین رئیس سابق سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شین بت) دو روز پيش با يادآوري اظهارات جنگ طلبانه نتانياهو و باراك گفت: من هیچ اعتقادی به رهبری فعلی اسرائیل برای آغاز حمله احتمالی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران ندارم. (عكس: نخست وزير رژيم صهيونيستي و رئيس سابق سازمان امنيت داخلي اين رژيم)

دیسکین سال گذشته بازنشسته شد و این نخستین باری است که در طول یک‌سال گذشته چنین انتقادهایی را مطرح می‌كند. وی در بخشی از سخنان خود به اختلاف نظر میان نیروهای امنیتی و رهبران سیاسی اسرائیل بر سر ایران اشاره کرد.

مواضع دیسکین که به مدت شش سال پست ریاست سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل را در اختیار داشته، بازتاب‌هاي زيادي داشت. وی در بخشي از اظهارات خود تأكيد كرد: حمله پیش‌گیرانه علیه تاسیسات هسته‌ای ایران نه تنها موجب توقف برنامه اتمی این کشور نمی شود، بلکه برعکس موجب افزایش تحركات اتمی ایران نیز خواهد شد. بر اساس گزارش روزنامه صهيونيستي هاآرتص، دیسکین گفت که نخست وزیر و وزیر دفاع اسرائیل در ارتباط با ایران قصد فریب افکار عمومی را دارند.

رئیس سابق سازمان امنیت داخلی اسرائیل در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: "باور کنید، من شاهد تصمیمات آنها از نزدیک بوده‌ام... رهبران اسرائیل افرادی نیستند که بتوان سکان هدایت اسرائیل را برای تصمیم‌گیری در آن ابعاد به آنها سپرد."

انتقادهای تند دیسکين در واقع به نوعی تداعی کننده مواضع میر داگان رئیس سابق موساد است. داگان که تا ژانویه 2011 ریاست سرویس جاسوسی اسرائیل را بر عهده داشت، سال گذشته گفت: حمله به ایران موجب بروز یک جنگ ویران‌گر در منطقه خواهد شد، ضمن آنکه این کشور را از ادامه فعالیت‌های اتمی‌اش نیز باز نخواهد داشت. وی در مصاحبه با برخی از مطبوعات اسرائیلی ضمن نگرانی از برکناری خود، دیسکین و همچنین گبی اشکنازی فرمانده سابق ارتش اسرائیل تصریح کرد: نتانیاهو و ایهود باراک قصد دارند با کنارگذاشتن ما مسیر را برای ماجراجویی‌های خطرناک خود بیش از پیش هموار كنند. (عكس: رئيس سابق  سازمان امنيت داخلي رژيم صهيونيستي و رئيس سابق موساد)

دیسکین در مورد رابطه میان یهودیان اسراییل و دیگر گروه‌ها نيز گفت: ظرف 15 سال گذشته اسراییل نژادپرست‌تر شده است و همه تحقیقات این مدعا را ثابت می‌کند. نوک پیکان این نژادپرستی متوجه اعراب و بیگانگان است و به همین دلیل جامعه اسراییل کینه توزتر شده است. وی نسبت به تکرار پدیده ترور اسحاق رابین نخست وزیر در اسراییل در سال 1995 توسط یک تندرو یهودی هشدار داد.وی افزود: امروزه یهودیان تندرویی وجود دارند که آماده به دست گرفتن اسلحه علیه برادران خود هستند.

اما در حالي‌كه رسانه‌هاي صهيونيستي از دیسکین به‌عنوان موفق‌ترین رئیس شین بت یاد مي‌كنند، گفته مي‌شود كه از او از زمان بركناري تا قبل از روز جمعه هیچ انتقاد و یا اظهارات تندی علیه مقام‌هاي اسرائیل شنیده نشده بود. تاکنون دفاتر نتانیاهو و ایهود باراک در این رابطه هیچ واکنشی از خود نشان نداده اند. اما برخي از مقام‌هاي رژيم صهيونيستي اظهارات دیسکین را دارای انگیزه‌های سیاسی و نامربوط ارزیابی کردند. جروزالم پست به نقل از یسرائیل کاتز وزیر حمل و نقل اسرائیل نوشت: اگر واقعا این سخنان عقاید شخصی آقای دیسکین باشد، بايد زمانی ایراد می‌شد که در جایگاه قبلی خود بود. یکی دیگر از مقام‌هاي اسرائیلی نیز که خواست نامش فاش نشود، با يادآوري مسئولیت قبلی دیسکین به عنوان رئیس سازمان امنیت داخلی اسرائیل، نقش وی را در ارتباط با موضوع ایران چندان کلیدی ندانست، اما انتقادهای تند وی علیه رهبران اسرائیل را تند و شگفت آور توصیف کرد، چراکه به عقیده وی، دیسکین برای تصدی شین بت برای یک‌سال دیگر نیز برگزیده شده بود.

علاوه بر اظهارات ديسكين كه رسانه‌هاي دنيا با ضميمه كردن آن به سخنان چند ماه قبل داگان رئيس سابق موساد از آن به شكاف عميق در تحليل‌هاي مقام‌هاي امنيتي و سياسي رژيم صهيونيستي در موضوع ايران تعبير كردند، اظهارات ژنرال بنی گاتز رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل نيز موجب آشكار شدن اختلاف ميان دولت و مقام‌هاي نظامي شد. بني گاتز در مصاحبه با روزنامه صهيونيستي هاآرتص از رهبران ايران به افرادي كه "بسيار عاقل" و "بسيار منطقي" هستند، ياد كرد كه به‌دنبال توليد سلاح اتمي نخواهند بود.

به‌دنبال انتشار اين اظهارات كه پازل اختلاف عميق در سطوح مسئولين نظامي و امنيتي با مقام‌هاي سياسي رژيم صهيونيستي را تكميل كرد، ايهود باراك وزير جنگ بلافاصله واكنش نشان داد و با ادعاي اينكه رهبران ايران به معناي غربي آن خردگرا و منطقي نيستند، گفت که هر گونه تصمیم گیری در خصوص حمله پیش‌گیرانه علیه ایران صرفاً در حیطه اختیار رهبران سیاسی این کشور بوده و اوامر صادره نیز توسط ارتش قابل اجرا خواهد بود. وی تاثیر تحریم‌ها برای توقف کامل برنامه هسته ای ایران را ضعیف دانست. 

دو هویج ایرانی برای ترکیه/ تهران و معمای سوریه برای اردوغانی‌ها

ماجراي فراز و فرود روابط ايران و تركيه به‌ويژه پس از تحولات بيداري اسلامي و به‌ويژه مواضع سؤال برانگيز دولت آنكارا در قبال موضوع سوريه، مورد علاقه تعداد زيادي از رسانه‌ها و محافل مطالعاتي در دنياست، به‌طوري كه اين مسئله با دقت دنبال مي‌شود كه سرانجام روابط دو همسايه نهايتاً چه خواهد شد.

به گزارش رجانيوز، البته علاوه بر موضوع سوريه، استقرار سپر موشكي ناتو در تركيه نيز كه هدف اصلي آن به‌رغم تأكيدهاي مقام‌هاي ترك، ايران است، بر تيرگي روابط افزوده اما مسئله اصلي همان سوريه است.

رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در ابتداي سال جاري به ايران آمد و در مهم‌ترين ديدار خود در كشورمان با رهبر معظم انقلاب هم از ايشان اظهار خرسندي جمهوري اسلامي از روي كار بودن اسلام‌گرايان در تركيه را شنيد و هم هشدارها و سخنان صريحي را در مورد سوريه. اين ديدار و برآيند مواضع جمهوري اسلامي در قبال تركيه اين پيام شفاف را براي دولت اين كشور داشته است كه ايران مايل است با همسايه شمال غربي خود كه پيوندهاي عميق تاريخي، فرهنگي و تمدني نيز با آن دارد، در حوزه‌هاي متنوع هم‌افزايي كند اما اين هم‌افزايي قطعاً در مواردي كه پازل امريكا و غرب را عليه محور مقاومت تقويت مي‌كند، نخواهد بود.

روزنامه لبناني السفير در گزارشي كه با همين مضمون در خصوص روابط ايران و تركيه منتشر كرد، که در ادامه تحلیل این روزنامه لبنانی را می خوانید:

«دو کشور در گذشته بر تقویت روابط در بخش‌های اقتصادی و نفت و گاز و تحکیم معادلات به منظور ایجاد یک رابطه تنگاتنگ دوجانبه تاکید داشتند و به همین دلیل هر چند رویارویی سیاسی میان آن دو شدت بگیرد، بسیار سخت و دشوار است که یکی از آن دو در اندیشه رویارویی نظامی برآیند. همین امر باعث شده تا تنش ناشی از رقابت منطقه‌ای آنها بر سر منافع و نفوذ در چارچوب سیاسی و دیپلماتیک محدود بماند تا آنجا که احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه خود در تهران خاطرنشان کرد: " اگر میزان تنش میان دو کشور در گذشته به سطح کنونی آن می‌رسید، به آسانی به یک درگیری نظامی تبدیل می‌شد."»

اين روزنامه سپس به مواضع متناقض تركيه در قبال دخالت نظامي ناتو در ليبي و سركوب مخالفن رژيم بحرين اشاره كرده و مي‌افزايد: «ایران موضع ابتدایی ترکیه در اعلام مخالفت با دخالت ناتو در لیبی را مورد تأیید قرار داد اما با تغییر موضع آنکارا و پیوستن ترکیه به نبرد ناتو علیه رژیم سرهنگ معمر قذافی محافظه کارانه برخورد کرد.
تهران مواضع اولیه رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نسبت به قیام بحرین را مثبت ارزیابی کرد اما چندی نگذشت که اردوغان از رژیم منامه اعلام جانب‌داري کرد.

تهران در حال حاضر با شک و تردید به جنگ کلامی شعله ور شده میان اردوغان از یک سو و هم‌پیمان نزدیک تهران در بغداد یعنی نوری مالکی نخست وزیر عراق از سوی دیگر و مبادله اتهامات میان آن دو به طايفه گرایی و کینه توزی می‌نگرد.

اما با توجه به اعلام موضع نسبت به رژیم سوریه، فاصله میان آنکارا و تهران به اوج خود رسیده است زیرا ایران معتقد است ترکیه موضوع سوریه را به درستی مورد ارزیابی قرار نداده است یا آنکه تحت تاثیر گروه‌های فشار که به دور از منافع واقعی دو کشور منافع مشخصی دارند، از نظر منطقه‌ای و عربی و اسلامی موضوع سوریه را مورد ارزیابی قرار داده است.»

برگ دردناک

سوریه در دستان ترکیه چه بسا برگ برنده به شمار برود اما برای ایران موضوع یاد شده بسیار دردناک است. سوریه از زمان برپایی نظام اسلامی در ایران در سال 1979 شش اصلی تنفس تهران به شمار می‌رود. سوریه کشوری است که ایران به واسطه آن برگ برنده‌های بسیاری در اختیار داشت که از حزب الله لبنان آغاز شده و انواع جنبش‌های مقاومت فلسطینی و دیگر جریان‌های طرفدار و هوادار ایران را در بر می‌گیرد.

علاوه بر همه اینها رژیم کنونی سوریه برای تهران خط قرمز به شمار می‌رود و رویدادهای 14 ماه گذشته این مدعا را ثابت کرده است. جمهوری اسلامی به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد این خط قرمز را لمس كند و آماده است تا برای دفاع از آن تمام امکانات خود را به كار ببرد.

در آن سو ترکیه با رسیدن نسیم به اصطلاح "بهار عربی" از برنامه اصلی سیاست خارجی خود مبتنی بر "دور کردن مشکلات" به همراه کشورهای همسایه دست برداشت. این برنامه در مورد همسایه جنوبی‌اش به رهبری بشار اسد رییس جمهور موفقیت آمیز بود تا آنجا که ترکیه و سوریه تا پی ریزی مشارکت راهبردی با یکدیگر پیش رفتند، اماآنکارا در مورد بشار اسد کاملاً تغییر موضع داد و در نقطه مقابل تهران قرار گرفت. برخی در تهران معتقدند که آنکارا وارد بازی بزرگ‌تر از اندازه خود شده است تا با سوء استفاده از نقاط ضعف بسیار موجود در داخل سوریه در ارتباط با آزادی‌های عمومی و فساد و فقدان دمکراسی، رژیم سوریه را به‌خاطر سیاست خارجی اش که مورد تایید قاطبه ملت سوریه است، مجازات کند.

به همان اندازه که برای بسیاری درک " تغییرات و تحولات اندیشه سیاسی ایران " سخت و دشوار است به همان اندازه برای ایرانیان در حال حاضر درک " تغییرات و تحولات اندیشه سیاسی ترکیه " سخت و دشوار است.

در رابطه کنونی میان ایران و ترکیه تاریخ و جغرافیا و فرهنگ عمومی و اقتصاد نقش دارد همان گونه که نقاط تفاوت میان آن دو نقش دارد.

محمد حسن‌خانی استاد علوم سیاسی در شماری از دانشگاه‌های تهران می‌گوید: "عوامل بسیاری برای خوب بودن روابط میان تهران و آنکارا وجود دارد. جغرافیا یکی از عوامل یاد شده است، زیرا دو کشور با یکدیگر همسایه‌اند و دارای مرزهای مشترک طولانی هستند و همین امر موجب می‌شود تا دو ملت و دو دولت در اندیشه داشتن روابط محکم در تمامی سطوح باشند. تاریخ و فرهنگ مشترک یکی دیگر از عوامل یاد شده است به گونه‌ای که دو کشور در این زمینه نزدیکی معناداری با یکدیگر دارند. علاوه بر همه اینها دو کشور دارای دغدغه‌های امنیتی و سیاسی مشترکی هستند."

حسن‌خانی معتقد است عوامل یاد شده موجب شده تا دو کشور پس از به قدرت رسیدن اسلام‌گراها " اردوغانی‌ها " حزب عدالت و توسعه ظرف 10 سال گذشته روابط مستحکمی در زمینه اقتصاد و سیاست و فرهنگ داشته باشند.

سپر موشكي و بحران سوریه

وی خاطرنشان کرد: "سیاست‌مداران ترکیه به دو دلیل از نظر تهران بیش از گذشته قابل قبول به نظر می‌رسند. دلیل اول رویکرد سیاسی جدید و اهتمام آنها نسبت به موضوع فلسطین است. دلیل دوم مواضع آنها در برابر غرب و به طور مشخص امريكایی‌ها در ارتباط با موضوع ایران به ویژه برنامه هسته‌ای این کشور است."

حسن‌خانی با بررسی عمیق‌تر وخامت روابط دوجانبه دو موضوع را مورد توجه قرار داده که "به طور ناگهانی و غیرمنتظره" روابط یاد شده را به قهقرا برده است و در سطح بالایی میان دو طرف تنش به وجود آورده است. "موضوع اول موافقت آنکارا با استقرار سامانه سپر موشکی ناتو در سرزمین ترکیه است." این تصمیم برای بسیاری از ایرانی‌ها یک شوک واقعی به شمار می‌رفت. از نظر آنان این تصمیم "یک اقدام خصمانه است که روابط دوستانه میان دو کشور را در معرض خطر قرار می‌دهد."

حسن‌خانی معتقد است "در چنین وضعیتی اگر ناتو یا امريكایی‌ها تصمیم به انجام عملیات نظامی علیه ایران بگیرند، در آن صورت دولت ترکیه عملا در حالت جنگ با ایران قرار خواهد گرفت." زیرا سامانه یاد شده اساسا ایران را هدف گرفته است، هر چند احمد داوود اوغلو طی اظهارات اطمینان بخشی تاکید کرده که "آنکارا اجازه نخواهد داد این سامانه علیه تهران به كار رود." اما موضوع دوم که میان دو کشور تنش خیزتر است، پرونده سوریه است. حسن‌خانی از این موضوع به عنوان "مهم‌ترین رویارویی دو کشور در برهه اخیر نام برد." وی توضیح داد: ایران و ترکیه نسبت به قیام‌های صورت گرفته در مصر و تونس و تا اندازه‌ای لیبی "رویکرد سیاسی مشترکی" داشتند اما وقتی "موضوع به سوریه رسید اختلاف میان آن دو به شدت نمایان‌گر شد."

حسن‌خانی به شرح "راز" اختلاف دو کشور بر سر سوریه پرداخته و خاطرنشان می‌کند که هر یک از دو طرف نسبت به بحران سوریه تحلیل و تفسیر خاص خود را دارد. از نظر ایران، "دولت سوریه دولت تکامل یافته‌ای نیست و همچون دولت‌های دیگر منطقه نیازمند انجام اصلاحات بوده و هست. " اما سوریه از نظر ایرانی‌ها "پیشرفته‌تر از بسیاری از دولت‌های غیردمکراتیک همچون عربستان و شیوخ شورای همکاری (خلیج فارس) است که دولت ترکیه با آنها ارتباط دارد. به هیچ‌وجه نمی‌توان سوریه را با کشورهای یاد شده که آنکارا با آنها هم‌پیمان است، مقایسه کرد." حسن‌خانی این سوال را مطرح می‌کند که " اگر موضوع واقعی دمکراسی است، پس چرا چنین فشاری فقط علیه سوریه اعمال می‌شود و دیگران که به هیچ‌وجه پرونده درخشان تری نسبت به سوریه ندارند، نادیده گرفته می‌شوند؟"

به همین دلیل ایران به موضوع سوریه " با نگاه راهبردی وسیع تری می‌نگرد و صرفا دارای یک نگاه تنگ نظرانه مبتنی بر معایب فرآیند سیاسی و نواقص آن نیست. دمشق در منطقه نقش مهمی برعهده دارد و بخشی از مقاومت در برابر اسراییل به شمار می‌رود و در کنار حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین نقش مهمی ایفا می‌کند که دو بازیگر اصلی در سیاست منطقه‌ای و نماینده واقعی ملت لبنان و فلسطین به شمار می‌روند.

ایران معتقد است "باید به بشار اسد فرصت داد" و به او در راه "انجام اصلاحات" کمک کرد نه آنکه او را به سمت سقوط سوق دهیم. حسن‌خانی معتقد است "از نظر ایران سرنگون شدن بشار اسد در نهایت به سود منافع و اهداف اسراییل و امريكاست و به نفع ملت سوریه و ملت‌های منطقه نیست." تهران همچنین معتقد است که " تغییر رژیم سوریه با دخالت بیگانگان به معنای امکان وقوع جنگ داخلی است که تلفات جانی بسیاری به همراه خواهد داشت و تاسیسات زیربنایی اقتصادی سوریه در سطح گسترده‌ای از بین خواهد رفت که این موضوع به هیچ‌وجه به سود سوری‌ها نیست."

فروپاشی موازنه

نگرانی ایرانی‌ها در همین حد خلاصه نمی‌شود بلکه از آن نیز فراتر رفته و" موضوع مهم تری را در بر می‌گیرد که حرکت به سمت سرنگون کردن دولت سوریه است که در داخل و خارج سوریه آشوب ایجاد می‌کند." ایرانیان در صدد درک رویکرد ترک‌ها به سمت سرنگون کردن رژیم سوریه برآمده‌اند اما چیزی جز "گروه‌های سوری مخالف" نیافتند که ترکیه آنها را در آغوش گرفته است. "آنها از سیاست کنونی آنکارا شادمانند زیرا خیلی ساده آنها در صورت سرنگون شدن رژیم کنونی به قدرت خواهند رسید."

در اینجا ایرانیان بار دیگر این پرسشها را مطرح می‌کنند: "پس اکثریت ملت سوریه چه می‌شود ؟ قربانیان چه می‌شوند؟ ویرانی برجا مانده نشات گرفته از تغییر رژیم چه می‌شود؟" نگرانی‌های منطقه‌ای ایران در صورت تغییر رژیم کنونی در سوریه تا مرز بیم از "فروپاشی موازنه کنونی قوا" پیش می‌رود. موازنه‌ای که تهران آن را به سود ملتهای منطقه می‌بیند اما اگر رژیم بشار اسد سرنگون شود "این موازنه به سود امريكا و اسراییل تغییر خواهد کرد." ایرانیان از خود می‌پرسند این تغییر تا چه اندازه به سود ملت‌های منطقه است. حسن‌خانی در پاسخ به این سوال می‌گوید: "ایرانیان مطمئن هستند که هیچ سودی ندارد."

حسن‌خانی اذعان دارد که وضعیت کنونی سیاست ترکیه یک مشکل واقعی برای تهران به شمار می‌رود که در برابر رهبرانش علامت استفهام بزرگی قرار داده است که پاسخ به آن بسیار سخت و دشوار است.

علی رضا شاکر پژوهش‌گر ایرانی اصلاح طلب و متخصص در امور خاورمیانه در گفتگو با "السفیر" خاطرنشان کرد که رهبران ایران معتقدند تغییر شدید سیاست ترکیه نسبت به سوریه و صدور مجوز برپایی سامانه سپر موشکی ناتو از سوی دیگر "با رابطه دوستانه میان تهران و آنکارا منافات دارد و سایه تیره‌ای بر آن افکنده است." اما با این وجود ایرانیان همچنان معتقدند که "روابط با ترکیه باید ادامه یابد و با مقامات ترک باید برخورد مثبتی داشت."

شاکر می‌افزاید: " روابط عمیق اقتصادی و مشترکات تاریخی و دینی و مواضع مشترک نسبت به رژیم اسراییل به رابطه دوجانبه در گذشته عمق بیشتری بخشید." همین رابطه در حال حاضر "مانع از افزایش شکاف اختلاف در دیدگاه‌ها می‌شود و موجب شده تا مقام‌هاي دو کشور به دنبال یافتن راهی برای توافق مشترک باشند." وی خاطرنشان کرد هیچ نشانه‌ای دال بر اینکه رهبران بلندمرتبه ایران می‌خواهند سطح روابط با ترکیه را کاهش دهند، نمی‌بیند بلکه رهبران ایران تلاش گسترده‌ای به عمل می‌آورند تا ترکیه را به محور مقاومت نزدیک كنند و اجازه نمی‌دهند تا اختلاف سیاسی از وضعیت موجود عمیق‌تر شود." آنچه که موجب تقویت این ارزیابی می‌شود آن است که سوریه در دیدار اخیر اردوغان و رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه‌ای مهم‌ترین و برجسته‌ترین موضوع بوده است و بیشترین اعلام حمایت ایران از رژیم سوریه در این دیدار انجام گرفت.

همچنین دقت در مطالب ابراز شده در این دیدار نشان می‌دهد که این دیدار در بر دارنده "دو هویج" ایرانی برای ترکیه بوده است. هویج اول اینکه تهران آماده است تا اگر ترکیه بخواهد در جهت بازگرداندن روابط میان آنکارا و دمشق به وضعیت عادی خود کمک كند. هویج دوم ارائه بیش از پیش تسهیلات اقتصادی از سوی ایران به آنکارا به ویژه در دو بخش نفت و گاز است که برای اقتصاد ترکیه بسیار حیاتی و وسوسه انگیز است.

ایران پس از آن با انجام مذاکرات با گروه 5+1 در استانبول به دنبال اعلام انصراف از این موضوع موافقت کرد و در همین راستا به عنوان یک نشانه واضح و روشن بر اساس خبر انتشار یافته در خبرگزاری رسمی ایران، ناظران نظامی ایرانی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح روز جمعه گذشته برای اولین بار در مانورهای دریایی ترکیه در دریای اژه و سواحل استان ازمیر شرکت کردند. این خود نشانه واضحی از تمایل تهران به جذب مجدد آنکارا است. 

گفتگوی صمیمانه رجانیوز با دکتر محمد سلیمانی

گفتگوی صمیمانه رجانیوز با دکتر محمد سلیمانی:
روایت دکترسلیمانی از اتاق‌کوچکی که خودکفایی صعنت‌فضایی را رقم‌زد

دکتر محمد سلیمانی وقتی در یک اتاق 12 متری پیگیر فن آوری ماهواره در ایران بود شاید فکر نمیکرد چند سال بعد و بعنوان وزیر ارتباطات مجري پروژه‌ پرتاب ماهواره‌ بر اميد و ماهواره سفير خواهد شد. وزیر خوشنام دولت نهم و استاد تمام رشته برق را پدر فن آوری ماهواره ایران میدانند. این برادر دو شهید حالا نامزد ورود به مجلس نهم است. متن زیر گزیده سخنان او در گفتگو با رجانیوز است.

در بهمن سال 61 از پايان‌نامه دكترايم دفاع كردم و از دانشگاه پي‌ير ماري كوري و مدرسه عالي برق كه جاي مهم تحصيلي فرانسه است، فارغ‌التحصيل شدم و دو هفته بعد به ايران برگشتم و در دانشگاه علم و صنعت استخدام شدم و از آن موقع تا حالا در آنجا مشغول هستم.

از کنکور تشریحی تا عزل در دولت اصلاحات

من از سال 61 كه وارد ايران شدم، تا به حال همواره فعاليت‌هاي اجرايي داشته‌ام. در سال 62 مسئول برگزار‌ي كنكور شدم. آن روزها کنکور تشریحی بود و برگزاری اش خیلی سنگین. تا شهريور 62 اين مسئوليت را داشتم. بعد در دانشگاه كارم را شروع كردم و مدت كوتاهي در دانشگاه بودم. بعد مديرگروه مخابرات در دانشكده برق دانشگاه علم و صنعت شدم. مدتي در آنجا بودم و در سال 65 از من دعوت شد كه معاون پژوهشي سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي شوم. آن موقع اين سازمان يك سازمان ملي بود. بعد بحث جنگ خيلي جدي‌تر شد و ضرورت داشت كه وارد مسئله سيستم‌هاي الكترونيكي و راداري و تحقيقات شويم و در آن زمينه كار كنيم، لذا در گروه الكترونيكي مخابرات وزارت سپاه شروع به كار كردم و مسئول تحقيقات شدم و در زمينه رادار كار كردم. دو سال هم در آنجا مسئوليت داشتم. در سال 68 رئيس سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي شدم و وضعيت خوبي براي توسعه صنعتي و تحقيقات در كشور بود و تجربه بسيار خوبي در آنجا پيدا كردم. از سال 72 تا 76 يك دوره چهار ساله هم معاون دانشجويي وزارت علوم بودم. در سال 76 وزير حكمي براي من زد تا سرپرست دانشگاه علم و صنعت بشوم و چون جريانات دوم خرداد پيش آمد، ما را عزل كردند. بعد از دوم خرداد، در شهريور 1376 آقاي دكتر معين آمدند و مرا برداشتند و آزاد شدم.

لبیک به فرمان رهبری درباره ماهواره

بعد با دوستان نشستیم و بررسي كرديم و ديديم مقام معظم رهبري در سال 68 يا 69 دستور محكمي داده بودند كه تحقيقات در زمينه ساخت ماهواره شروع شود، ولي كار آن‌چنان برجسته‌اي نشده بود. پنج شش نفر از اعضاي هيئت علمي دانشگاه را كه از نظر خط فكري مثل ما بودند و مي‌دانستيم به اينها كار اجرايي نمي‌دهند، جمع كرديم،‌ رفتيم و در صنايع الكتريكي ايران پيشنهاد داديم و مستقر شديم و تربيت نيروي انساني را شروع كرديم و بحمدالله ظرف دو سال، تقريباً 30، 40 نفر را توانستيم تربيت كنيم و با ارتباطاتي كه در خارج از كشور داشتيم، دوره‌هاي آموزشي گذاشتيم و هم خودمان و هم بقيه دانشجوهايمان را به حدي رسانديم كه توانستند ماهواره را بفهمند و تجزيه و تحليل كنند. از سال 78 به بعد وارد ساخت و ساز ماهواره شديم و نتيجه‌اش ساخت يك ماهواره بود. اولين ماهواره ايران در سال 84 در دولت نهم از روسيه پرتاب شد و در مدار قرار گرفت. اسم ماهواره «سينا» و متعلق به وزارت دفاع بود كه پرتاب شد و در مدار قرار گرفت و اسم ايران به عنوان يك كشور فضايي در سازمان‌هاي بين‌المللي ثبت شد. در شهريور 84 قسمت اين بود كه ما بياييم و وارد دولت شويم و وزارت ارتباطات را قبول كرديم.

آقا حقیقتا به جوانان اعتماد داشتند

چه در جلسات خصوصي چه در جلساتي كه همراه با دانشجويان در خدمت مقام معظم رهبري بوده‌ايم، به اين نتيجه رسيده‌ام كه ايشان از عمق جان معتقدند كه توانمندي‌هاي جوانان ايراني خيلي بيشتر از چيزي است كه بالفعل شده و خيلي بايد به حوزه دانشگاه‌ها و تحقيقات توجه شود تا اينها بتوانند دستاوردهاي خود را بيشتر نشان بدهند و جهت‌گيري‌اي كه ايشان در هر جلسه‌اي كه با دانشجويان و دانشمندان دارند، مي‌فرمايند، اگر صحبت‌هاي‌شان را مرور كنيد، علاوه بر صحبت‌هاي يك رهبر، صحبت يك دانشمند تمام عيار است كه تمام زوايا را مي‌بيند و با دانشجويان و اساتيد بحث مي‌كند و از آنها مي‌خواهد و اين خواستن است كه اميد ايجاد مي‌كند و همه گام‌هاي بلندي برمي‌دارند. البته اگر فضا و بستر را بهتر فراهم كنيم، مطمئناً رشد ما خيلي بيشتر از وضعيت فعلي خواهد بود. گرچه الان رشد علمي ما در دنيا بي‌نظير است، رشد و مشتق حركت‌مان را عرض مي‌كنم، نه مقدار آن را. يعني در واقع شيبي كه دارد جلو مي‌رود، در دنيا تك است و اول هستيم، ولي باز اين شيب را مي‌شود خيلي زيادتر كرد كه به نظر من نقش محوري را مقام معظم رهبري دارند.


بسیج در دانشگاههای شهرستانی پا گرفت

پاييز 1372 كه حدود دو سه ماه بود ما كارمان را در معاون دانشجويي وزارت علوم شروع كرده بوديم، مقام معظم رهبري فرمايشي داشتند به اين مضمون كه خدا لعنت كند كه نمي‌خواهند دانشجو سياسي باشد،  و چون ما تازه کارمان را شروع کردیم قاعدتاً به دولت قبلي عطف مي‌شد. جهت‌گيري دولت قبلي كه دولت اول سازندگي بود، عمدتاً در جهتي بود كه خيلي از دانشگاه‌ها تك تشكل و تك‌محور بودند و محور و افراد خاصي را پرورش و به آنها اجازه كار مي‌دادند، لذا مقام معظم رهبري مثل هميشه نكته حساسي را ديده بودند و آن را بيان فرمودند. پس از آن تلاش شد فعاليت‌هايي شود كه بسيج دانشجويي بيشتر شكل بگيرد، به آن ميدان داده شود، فضا به آنها داده شود. البته آن هم نقطه شروع بود و هنوز بعضي از دانشگاه‌ها اجازه نداده بودند كه آنها شكل بگيرند، ولي در آن دوراني كه ما مسئوليت داشتيم، به نظرم يكي از كارهاي بزرگي كه انجام گرفت، اين بود كه بسيج دانشجويي كم‌كم در اكثر دانشگاه‌ها و خصوصاً دانشگاه‌هاي بزرگ پايه‌گذاري شد و شكل گرفت و دانشجويان در تشكلي متفاوت از تشكل‌هاي ديگر شروع به فعاليت كردند.

وقتی موبایل یکی بخر دو تا ببر شد!

در سال 84 كه شروع كرديم، در كل كشور 7 ميليون موبايل بود، در پايان دولت نهم رسيد به تقريباً 42، 43 ميليون. اگر از زاويه ديگر نگاه كنيم به 46 ميليون رسيد، يعني در ظرف 12 سال -‌62 تا 74‌- هفت ميليون از 74 تا 88 ناگهان 39 ميليون. اختلاف هم اين‌قدر زياد است. سيم‌كارت يك ميليون و 200 هزار توماني، در ظرف سه چهار سال رسيد به پنج هزار تومان، مردم اين را خودشان لمس كردند. يا اینکه گرفتن موبايل در هر كوه و دشت و بياباني را خودشان مي‌بينند. الان به دورترين روستاها هم برويد، مي‌بينيد با موبايل آشنا هستند و استفاده مي‌كنند.

تحویل تلفن ثابت بروز می شود

گاهي سرزده مي‌رفتم و از مراكز مخابراتي بازديد مي‌كردم. رفتم مخابرات سر خيابان شهيد آيت، تقاطع سردشت. توي حياط يك خانم چادري جلوي مرا گرفت و خيلي محترمانه گفت: «دو سه سال است براي تلفن ثابت اسم نوشته و 100 هزار تومان هم داده‌ام، هر ماه كه مي‌آيم، مي‌گويند ماه بعد». گفتم اين خانم دارد به من مي‌گويد تو چه وزيري هستي كه نمي‌تواني اين مشكل ساده را حل كني؟ من يك شهروند هستم و تلفن چيزي نيست كه بگوييد امتياز عجيب و غريبي است. وسيله‌اي است كه همه بايد داشته باشند. من برگشتم به وزارتخانه و مديران مناطق را جمع كردم و گفتم دادن تلفن را بايد به‌روز كنيد.

800 هزار نفر در تهران و كرج اسم نوشته و پول‌ها را هم داده بودند، ولي دو سال سه سال در نوبت بودند. يكي گفت: «آقاي غرضي مي‌خواست اين كار را بكند، نتوانست. همين جلسه را تشكيل داد، نمي‌شود». ديگري گفت: «آقا! مانع اصلي ما شهرداري است. بايد زمين را بكنيم و كابل‌كشي كنيم و همكاري نمي‌كند». خلاصه هر كدام يك آيه يأسي خواندند. من رفتم خودم بررسي كردم ببينم مثلاً در لندن و پاريس چه كار كرده‌اند كه مشكل حل شده. چهار پنج تا راهكار پيدا كردم و دو باره آنها را سر ميز نشاندم و گفتم اين چهار پنج تا راهكار. هر كدام نشد، يكي ديگر. ديدند نه، اينجا ديگر يك آدم متخصص جلوي آنها نشسته و مستقيماً مي‌گويد چه كار بايد بكنند و هر بهانه‌اي هم كه بياورند، جوابش را دارد. گفتند: «چه كنيم؟» گفتم: «برويد برنامه زمان‌بندي بياوريد. اين كار بايد انجام بشود». زمان‌بندي كرديم تا آخر 85. هر ماه جلسه را تشكيل مي‌دادم و مي‌پرسيدم چي شد؟ چه كار كرديد؟ آخر 85، تلفن در شهر تهران و كرج به‌روز شد. بعد هم بقيه شهرهاي كشور به همين شيوه به‌روز شدند.

 

نماینده لجباز بدرد نمی خورد

لج و لجبازي در مجلس ششم، هفتم و هشتم خيلي مشهود بود، يعني هر كدام ساز خودشان را مي‌زدند. نماينده مجلس اگر بخواهد سياست‌ كاري‌اش را بر اساس لج و لجبازي تنظيم كند، معلوم است كه نتيجه آن سقوط است. بايد اين بحث‌ها را كنار گذاشت. اگر دولت خدمتگزار است، بايد حمايتش كرد. در جاهايي كه نقص دارد، بايد كمكش كرد. مجلس حتماً بايد نظارت و نقد و امور را براي دو قوه ديگر تسهيل كند. اگر وارد حاشيه‌ها بشويد، ديگر براي اين كارها فرصتي نمي‌ماند. مجلس نهم نبايد وارد حاشيه‌ها بشود و حاشيه‌ها بايد حداقلي باشند. مجلس نهم بايد از دولتي كه خدمتگزار است، در نقاطي كه دارد كار را پيش مي‌برد، در سياست خارجي، توسعه و پيشرفت كشور حمايت كند. مجلس بايد گوش به فرمان رهبري باشد، يعني همان چيزي كه مردم عادي مي‌گويند و واقعاً به همين سادگي است. اگر نماينده مجلس گوش به فرمان رهبري باشد، مفهومش اين نيست كه فكر نكنيم، طرح ندهيم، حركت نكنيم، ولي از خط و خطوطي كه رهبري ترسيم مي‌كنند، خارج نشويم. آن خط هم خط باريكي نيست، بلكه اتوباني به پهناي يك استان است و خيلي مي‌شود در آن حركت كرد و ويراژ داد و مسابقه داد و كار كرد و جلو رفت. مجلس بايد چنين مجلسي باشد، كار كند، از دولت و قوه قضاييه حمايت كند. ببيند مشكلات آنها چيست، مشكلاتشان را حل كند، نه اينكه بخواهد دست آنها را ببندد و نگذارد كسي كار كند.

خبر مرتبط

اعزام افراد خاص به انگليس در دهه 70 با هدف كادرسازي براي فتنه/ خاطراتي از انقلاب مخابراتي در دولت نهم

گزارش گونه‏ای از رنج کارگران لوله سازی خوزستان که 34 ماه حقوق نگرفته‏اند

پاسخ غرور شکسته این پدران را چه کسی می‏دهد + عکس

 گروه استان‏ها- خوزستان/فاطمه ظاهری بیرگانی: امروز در آفتاب داغ اهواز از ماشین که پیاده می‏شوم با جمعیتی روبرو می‏شویم که عده ای از آنها روی زمین نشسته‏اند و عده‏ای بی قرار و کلافه راه می‏روند. برخی‏ها هم آن طرف‏تر به دیوار استانداری خوزستان تکیه داده‏اند.

به خبرنگار بودنم که پی بردند به سمتم هجوم می‌آوردند. همه با هم حرف می‏زدند مثل کسی که آتش درونش زبانه می کشد و انگار با حرف‏ها و درد دل‏های بی وقفه‏شان آب سردی بر گرمای وجود پر از غم درونشان می‏ریختند.

مسئله چیست؟ تجمع دوباره این طیف کارگر برای چیست؟ کدامین مسئول، مسئولیت خود را در قبال این مردم انجام نداده است که تجمعات چند باره را باعث شده است؟
 
حرف‏ها حکایت از ضعف عملکردها و عدم پیگیری‏های مسئولین مربوطه در شرکت لوله‏سازی خوزستان داشت. زخمی که انگار هیچ گاه نمی‏خواهد بستر ناامنی‏اش را برای آرامش خانواده‏های این کارگران جمع کند. چه کسی می‏تواند احساس دختر دانشجوی این کارگر را درک کند که پدرش به ما می‏گوید چندین ماه است که حقوق نگرفته است و به این دلیل فرزندش را این ترم به دانشگاه نفرستاده است؟
 
 
چه کسی می‏تواند تصور کند حال درون و جسم بیمار فرزند آن کارگر را که داروهایش از فلان کشور خارجی می‏آید؟ و امروز پدرش که کارگر شرکت لوله سازی خوزستان است به ما می‏گوید لحظه‏ای که فرزندم جلوی من بی‏هوش می‏شود چه کند؟!
 
من نمی‏دانم کارگری که می‏خواست یک کپی از برگه مطالباتش برای ما بگیرد اما پول نداشت و همکارش یک صد تومانی به او داد، شب که بشود حس دستان خالی‏اش در موقع ورود به خانه چه خواهد بود؟
 
من نمی‏دانم کودکی که درون خانه نشسته است و پدرش یکی از این کارگرانی است که به دیوار استانداری خوزستان برای گرفتن حقوق 34 ماه عقب افتاده‏اش تکیه زده است، شب با کدام پول شکمش سیر می‏شود؟
 
من نمی‏دانم آنگاه که یکی از این مردان با دست‏های خالی‏اش در نگاه فرزند و همسرش تحقیر می‏شود، کدام مسئول از حال غرور شکسته آنها با خبر می‏شود و با خبر است از حال کارمند رسمی این شرکت که حالا مسافر کشی می‏کند و می‏گوید بحرانی که از سال 86 برای گرفتن حقوق‏شان از این شرکت به وجود آمده است را به کجا مدفون کند که حتی مادرش حرفش را باور نمی کند که 34 ماه است حقوق نگرفته است.
 
 
شرکت بحث برانگیز لوله سازی خوزستان، شرکتی که عامل درهای بسته‏اش وام‏های کلانی است که برخی از افراد گرفته‏اند و گریخته‏اند. عاملش سهام داری برخی از فعالان ورزشی است که سال‏ها طول می‏کشد تا گذرشان به اهواز بخورد.
 
و اما اینک تعدادی از کارگران این شرکت که خواهان بازنشستگی هستند و ترخیصی آنها هم از جانب شرکت لوله سازی خوزستان و هم از جانب سازمان تامین اجتماعی تایید شده است، با جواب منفی مسئولین کار و تامین اجتماعی مواجه شده‏اند و هیچ کس پاسخ گوی این درد نیست. 
 
تمام حرف این کارگران کار کرده و حقوق نگرفته، این است؛ اول، راه‏اندازی شرکت لوله سازی خوزستان دوم، تایید بازنشستگی کارگران سوم، پرداخت حقوق 34 ماه عقب افتاده‏شان.
 
 
این مشکل تنها نیازمند همت مسئولان است تا برای  همیشه حل شود و امیدواریم در این خصوص تلاشی عمیق صورت بگیرد که دیگر شاهد این صحنه‏ها نباشیم و بیش از این دیگر پدرانی شرمنده‏ی نگاه‏های مطالبه گرانه فرزندانشان نباشند.

بازخواني بيانات رهبرانقلاب پيرامون اخلاق‌سياسي به بهانه اهانت به علامه‌مصباح

جوانان نگذارند فضاى فحاشى و شكستن حرمت‎ها ادامه یابد/ اهانت كردن براي عزيز كردن خود و ديگران را خوار كردن روش اسلامي نيست

گروه سياسي: كمتر از يك هفته تا برگزاري دور دوم انتخابات مجلس فرصت است اما اوج گرفتن برخي بي اخلاقي ها و تخريب هاي انتخاباتي باعث شده تا مساله اصلي انتخابات پيش رو كه همان مشاركت حداكثري است فراموش شده و برخي حواشي در صدر اخبار و رسانه ها قرار گيرد.

 

به گزارش رجانيوز، اگرچه رهبر معظم انقلاب در نخستين روز سال 91 در جمع زوار حرم رضوي عليه السلام ضمن تاييد رقابت اخلاقي ميان جريان هاي فكري مختلف، همگان را نسبت به اخلاق و عدم نزاع دعوت كردند اما موج تخريب هاي كم سابقه و غيرقابل پيش بيني عليه جبهه پايداري طي روزهاي گذشته باعث شد تا بار ديگر موجی از نگرانی بواسطه نادیده گرفتن این توصیه های حکمیانه در میان دلسوزان انقلاب بوجود بیاید.

 در اين رابطه انتشار تقطيع شده مواضع و اظهارات برخي اعضاي جبهه پايداري، تكرار برخي اهانت ها و تهمت‌ها در وي‍ژه نامه هاي مختلف در نمازجمعه، تكرار شبهات و سوالات بارها پاسخ داده شده در مجامع عمومي و از همه بدتر ادعاهاي كذب نسبت داده شده به اين جريان در برخي شب نامه ها بيش از هميشه منجر شده تا اخلاق سياسي در فضاي فعلي به محاق برود.

در آخرين مورد نيز اهانت هاي به علامه مصباح در قالب يك شب‌نامه باعث شد تا حضرت آيت الله مهدوي به اين موضوع واكنش نشان دهند و بابت فزوني گرفتن قضاي اخلاقي در كشور ابراز تاسف كنند.
 
لذا در اين راستا به نظر مي رسد بيش از هر چيز بازخواني اهم بيانات رهبر معظم انقلاب پيرامون تقوا و اخلاق سياسي مي تواند راهگشا باشد؛ توصيه هايي كه قطعا همه گروه ها و جريان هاي سياسي را در بر مي گيرد و از اين رو مي تواند به مثابه بزرگترين مصداق امر به معروف و نهي از منكر پيش از برگزاري دور دوم انتخابات باشد:
 
تقوا يعني مراقب باشيد سخني نگوييد كه به زيان جامعه و خودتان باشد
 
"تقوا پيشه كنيد. تقوا، يعنى ملاحظه همه كارهاى صادر از خود. هر كارى كه مى‌كنيد، مراقب باشيد كه چه مى‌كنيد. هر سخنى كه مى‌گوييد، هر اقدامى كه مى‌كنيد، هر تصميمى كه مى‌گيريد، توجّه كنيد كه اين سخن و اين اقدام و اين تصميم، به زيان انسانيت، به زيان جامعه، به زيان آخرتِ خودتان و به زيان دين خودتان نباشد؛ اين تقواست."  8 آبان 78
 
عده اي فكر مي كنند انتخابات بدون كدورت و بدگويي ممكن نيست!
 
" همه مراقب باشند - هم مردم، هم مسؤولان، هم عناصر سياسى - كه بهانه‌ها موجب چركين شدن دلهاى مردم از يكديگر نشود. انتخابات برگزار شود، رقابتهاى انتخاباتى در جاى خود صورت گيرد، مردم آزادانه رأى خود را در صندوقها بريزند؛ در حالى كه هيچ‌گونه نقار و نفرت و جدايى هم وجود نداشته باشد. اين ممكن است. عدّه‌اى تصور مى‌كنند كه انتخابات بدون كدورت و نفرت و بدگويى به يكديگر امكان برگزارى ندارد! اين‌طور نيست؛ مى‌توان انتخابات سالم و پُرشورى برگزار كرد." 1 فروردين 80
 
 
اهانت كردن براي عزيز كردن خود و ديگران را خوار كردن روش اسلامي نيست
 
"الان هم تكرار ميكنم، از بداخلاقيهاى انتخاباتى بايد بشدت پرهيز كنند؛ بدگويى كردن، اهانت كردن، تهمت زدن، براى عزيز كردن خود و يا نامزد مورد نظر خود، ديگران را و رقبا را در چشم مردم خوار كردن، اينها راهها و روشهاى صحيح و اسلامى نيست. رقابت بايد باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعايت موازين اخلاقى."  15 دي 86
 
 
نامزدها حرفي نزنند كه دشمن به طمع بيفتد
 
"مبادا نامزدها در اثناى فعاليتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. رقابتها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، از جاده‌ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد فى نفسه اشكالى ندارد؛ اما مشروط بر اينكه تويش بى‌انصافى نباشد، كتمان حقيقت نباشد. ميدان براى همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند. اختيار با مردم است؛ مردم هر جورى كه فهميدند، تشخيص دادند، هشيارى آنها به آنها كمك كرد، ان‌شاءاللَّه همان جور عمل خواهند كرد."  1 فروردين 88
 
 
عقل  به معناي سیاسی‌بازى‌ و سیاسى‌کارى نيست/ برای خاطر مستمع حرف نزنیم
 
"عقل، این سیاسی‌بازى‌ها و سیاسى‌کارى‌هاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل چیزی است که به وسیله آن خداوند عبادت می شود و بهشت کسب می شود»؛ عقل این است که انسان را به راه راست هدایت میکند. اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسى‌کارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم."  29 تير 88
 
 
بی‌عدالتی نکنید؛ حتی نسبت به دشمن!
 
"به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‌ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى» اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‌انصافى کنید، بى‌عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست."  3 مرداد 88
 
 
 
اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است/ نبايد برمبناي خيال و گمان كسي را متهم كنيم
 
"به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم… قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضاى درستى نیست." 29 شهريور 88
 
 
نبايد اگر كسي تا حرفى خلاف آنچه که فکر میکنیم زد، بگوئیم ضد ولایت فقیه 
 
"مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیص ها خیلى باید مراقبت کنید. من تأکیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این کشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزه‌ها با شدت، با قوّت، با ایمان کامل، با امید کامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد." 4 آذر 88
  
 
 
 
رعايت تقوا در مسايل سياسي مشكل تر است/  نبايد به خاطر مخالفت با کسى، به او ظلم کنیم
 
"تقوا در مسائل شخصى یک حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعى و مسائل سیاسى و عمومى خیلى مشکلتر است، خیلى مهمتر است، خیلى اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوئیم؟ اینجا تقوا اثر میگذارد. ممکن است ما با یکى مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت میکنید؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن کسى که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزى باشد که در واقع وجود دارد، این تعدى از جاده‌ى تقواست. آیه‌ى شریفه‌اى که اول عرض کردم، تکرار میکنم: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا». قول سدید، یعنى استوار و درست؛ اینجورى حرف بزنیم. من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد." 14 خرداد 89
 
 
ظلم فقط كشيده زدن به كسي نيست، كلمه نابجا هم عليه كسي نگوييد
 
" بارها گفته‌ام ظلم نكنيم. اين هم يكى از آن اساسى‌ترين كارهاست. ظلم چيز بدى و چيز خطرناكى است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توى خيابان به يكى كشيده بزند. گاهى يك كلمه‌ى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشته‌ى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد ... زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چى كه ميتوانيم بگوئيم؛ نه، اينجورى نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را ميداند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود."   2 تير 89
 
 
از جوانها ميخواهم نگذارند فضاى فحاشى و هتاكى و شكستن حرمتها ادامه پيدا كند/ نبايد بخاطر يك خبر دروغ، همه چيز را زير سوال برد
 
"فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اينكه فضا را آشفته ميكند و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد - كه امروز احتياج به اين آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگين ميكند. من ميخواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه يا حرف ميزنند، يا مينويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اينها بدانند، كارى كه ميكنند، كار درستى نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسى غلط يا يك فكر دينى غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى ميكنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد.
 
متأسفانه بعضى اين كار را ميكنند. من بخصوص به جوانها توصيه ميكنم. بعضى از اين جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خيال ميكنند اين وظيفه است؛ نه، من عرض ميكنم اين خلاف وظيفه است، عكس اين وظيفه است ... بخصوص از جوانها ميخواهم كه نگذارند اين فضاى غيبت و تهمت و فحاشى و هتاكى و شكستن حرمتها ادامه پيدا كند. وقتى كه ادامه پيدا كرد، طبعاً همان طور سرايت هم ميكند - مثل بيمارى مسرى - ناگهان مى‌بينيد مثلاً در نمازهاى جمعه كه محل خشوع و ذكر و توجه است، يك چنين چيزهائى گاهى احياناً ديده ميشود، كه غلط اندر غلط است. 
 
... پيرها هم محتاج نصيحتند؛ آنها هم بايد توجه كنند. مواضع درست گرفتن، حرف درست زدن، تحت تأثير خبرهاى دروغ قرار نگرفتن، اين هم وظيفه است. هزاران نفر در نظام اسلامى دارند محض رضاى خدا زحمت ميكشند و تلاش ميكنند و شب و روز خودشان را ميكُشند، براى اينكه طبق حركت اسلامى يك كارى انجام بگيرد، نظام اداره شود، وظائفِ بسيار سنگين انجام بگيرد؛ اما انسان يك خبر دروغى را بشنود، بنا كند همه‌ى اينها را زير سؤال بردن - مسئولين دولتى را، ديگران را، ديگران را - اين هم مصلحت نيست، اين هم خلاف است. هم جوانها بايد مراقبت كنند، هم پيرها بايد مراقبت كنند."  19 اسفند 89
 
 
خودمان را به اخلاق اسلامي مقيد كنيم/ نزاع ما با هم دشمنان را اميدوار مي كند
 
"خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى ... اين معنايش اين نيست كه همه يك جور فكر كنند؛ معنايش اين است كه اگر دو جور فكر ميكنند، دست‌به‌گريبان نشوند. هر گونه مخالفت ما با يكديگر، هر گونه دعوا و نزاع ما با يكديگر، دشمنان را اميدوار ميكند، خوشحال مي‌كند." 1 فروردين 91

پایان شیرین مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا برای کاروان ایران/

هركول های ایرانی بر بام قهرمانی قاره کهن؛خط و نشان برای لندن

گروه ورزش - بهداد سلیمی و سجاد انوشیروانی، پولادمردان دسته فوق سنگین وزنه برداری ایران یک بار دیگر با درخشش خود در رقابت‌های قهرمانی قاره کهن خوش درخشیدند و با خلق حماسه‌ای دیگر افتخاری طلایی را برای وزنه برداری ایران در دومین سال سال 1391 ثبت کردند تا با این اتفاق نگاه کارشناسان و تحلیل گران این رشته مهیج یک بار دیگر به سمت وزنه برداری ایران معطوف شود.

به گزارش رجانیوز، مردان افتخارآفرین وزنه برداری ایران در دسته فوق سنگین با کسب مدال‌های طلا و نقره دسته 105+ کیلوگرم مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا، اسباب قهرمانی تیم ملی وزنه برداری کشورمان در کره جنوبی را فراهم کردند.تا شاگردان باقری پس از 9 سال عنوان ارزشمند قهرمانی آسیا را برای ایران تکرار کنند تا پولادمردان ایرانی بر فراز قله وزنه برداری قاره کهن با اقتدار بایستند.

در شرایطی که رقابت نزدیک و میلیمتری تیم ملی وزنه برداری ایران و کره جنوبی برای قهرمان شدن در آسیا، به آخرین حرکت دوضرب وزنه بردار کره ای رسیده بود، سانگ گان جون وزنه 250 کیلویی را انداخت تا تیم ملی وزنه برداری کشورمان تنها با یک امتیاز برتری نسبت به کره جنوبی و با امتیاز 501، پس از 9 سال قهرمان آسیا شود.

صبح امروز با شروع رقابت وزنه برداران فوق سنگین در محل برگزاری این دوره از رقابت‌ها بهداد سلیمی و سجاد انوشیروانی تلاش خود را برای افتخارآفرینی رو تخته آغاز کردند که در در پایان رقابت‌های حرکت یکضرب دسته 105+ کیلوگرم مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا بهداد سلیمی و سجاد انوشیروانی مدال‌های طلا و برنز را از آن خود کردند و وزنه بردار کره‌ای هم به مدال نقره رسید.



بهداد سلیمی در حالی با مهار وزنه 206 کیلوگرم، یک بار دیگر در دسته فوق سنگین آقایی کرد که تا قبل از روی تخته آمدن او، رقابت نزدیک و فشرده سجاد انوشیروانی و سانگ گان جون از کره جنوبی، همه حاضران در سالن را تحت تاثیر قرار داده بود.

وزنه بردار کره‌ای با انتخاب وزنه 180 زودتر از سجاد انوشیروانی روی تخته آمد و به راحتی این وزنه را بالای سر برد. پس از او شیه چیه چن از چین تایپه در آخرین حرکت خود وزنه 181 را بالای سر برد. اوتا کازومی از ژآپن هم برای آخرین حرکت یکضرب خود درخواست وزنه 187 را کرد اما نتوانست آن را بالای سر ببرد تا نوبت به اولین نماینده سنگین وزن کشورمان برسد. سجاد که در مسابقات جهانی پاریس با انتخاب وزنه 193 کار خود را شروع کرده بود، در کره جنوبی پشت وزنه 188 قرار گرفت و به راحتی آن را مهار کرد.

پس از آن وزنه بردار کره‌ای برای مهار وزنه 190 روی تخته آمد و این بار هم 3 چراغ سفید از داوران گرفت تا سجاد انوشیروانی مصمم تر از قبل برای مهار وزنه 193 روی تخته بیاید. وزنه بردار اردبیلی تیم ملی در حرکت دوم خود نیز موفق عمل کرد، اما انتخاب وزنه 200 از سوی وزنه بردار کره ای تا حدودی معادلات را تغییر داد.

قبل از آنکه سجاد انوشیروانی برای آخرین حرکت خود روی تخته بیاید، بهداد سلیمی، در اولین حرکتش پشت وزنه 196 کیلوگرمی ایستاد و آن را بالای سر برد. وزنه انتخابی کادر فنی برای سومین فرصت انوشیروانی هم همین وزنه بود اما او نتوانست آن را بالای سر ببرد. ناکامی سجاد در مهار این وزنه در حالی بود که وزنه بردار کره‌ای در سومین حرکت خود نیز موفق عمل کرد و با مهار وزنه 200، مدال نقره این حرکت را برای خود مسجل کرد.در ادامه بهداد سلیمی دو بار دیگر روی تخته آمد و با بالای سر نگه داشتن وزنه های 201 و 206 کیلوگرم، مدال طلای حرکت یکضرب را به دست آورد.

اما در حرکت دو ضرب این رقابت‌ها، انوشيرواني در حركت دو ضرب وزنه‌هاي 223 و 231 را بالاي سر برد و براي وزنه سوم درخواست 232 داد، اما سانگ گوئن كره‌اي كه در حركت اول وزنه‌ 220 را بالاي سر برده بود، موقتا در حركت دوضرب وزنه‌ سنگين 241 را پيشنهاد داد تا بتواند عنوان دومي‌اش را تثبيت كند. انوشيرواني هم وزنه درخواستي‌اش را بالاتر برد تا هم شانس مدال نقره را از دست ندهد و هم فرصت استراحت بيشتري داشته باشد. در ادامه چندبار وزنه‌هاي پيشنهادي تغيير پيدا كرد و سانگ گوئن 237 كيلوگرم را پيشنهاد داد و آن را بالاي سر برد. انوشيرواني هم يك كيلوگرم بالاتر درخواست داد و كارش را با 238 كيلوگرم به پايان برد.

حركت سوم سانگ گوئن تكليف قهرمان رقابت‌ها را مشخص كرد. وزنه بردار كره‌اي كه در حركت دوم ازپس مهار وزنه 237 كيلوگرمي برآمده بود، درخواست وزنه 245 كيلوگرمي داد تا پس از بهداد سليمي حركت سوم را انجام دهد. با بالا رفتن وزنه پيشنهاد سليمي، سانگ گوئن هم در كورس رقابت 250 كيلوگرم را پيشنهاد داد اما نتوانست آن را بالاي سر ببرد. به اين ترتيب نشان نقره دوضرب به انوشيرواني رسيد و ايران عنوان قهرماني را به دست آورد. در ادامه حركت دوضرب سليمي كه قهرماني‌اش قطعي شده بود، نتوانست وزنه 260 را بالاي سر ببرد و با همان 245 كيلوگرم به كار خود پايان داد.

طلای یک ضرب، تنها پاداش نصیرشلال

دیروز نیز نواب نصیرشلال که در حرکت یکضرب دسته 105 کیلوگرم مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا با اقتدار به مدال طلا رسیده بود، در حرکت دوضرب از گردونه رقابتها کنار رفت تا ضمن از دست دادن 2 مدال حرکت دوضرب و مجموع، معادلات قهرمانی را برای تیم ملی وزنه برداری کشورمان پیچیده کند.

نصیرشلال که کمتر از یک ماه پیش و در جریان رکوردگیری تیم ملی با مهار وزنه 236 کیلوگرم در دوضرب، بارقه ای از امید را در میان علاقه مندان به وزنه برداری ایجاد کرده بود، دقایقی پیش و در جریان چهل و سومین دوره مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا 3 بار متوالی در مهار وزنه 225 کیلوگرمی ناموفق عمل کرد تا در میان ناباوری از رسیدن به مدال طلا دوضرب و مجموع این حرکت باز بماند.

در پایان رقابتهای دسته 105 کیلوگرم روسلان نورودینوف از با مهار وزنه 220 کیلوگرم در دوضرب، در عین ناباوری با مجموع 404 کیلوگرم مدال های طلای دوضرب و مجموع را از آن خود کرد و وزنه برداری از سوریه و ازبک با رکوردهای مجموع 375 و 362 کیلوگرم به مدال های نقره و برنز مجمع دست یافتند.نواب نصیرشلال هم با کسب طلای یک ضربی که با مهار وزنه 187 به دست آورده بود به کار خود خاتمه داد.

شش طلا و نقره دسته 85 کیلوگرم آسیا بر سینه سهراب مرادی و کیانوش رستمی

در پایان رقابتهای دسته 85 کیلوگرم قهرمانی آسیا نیز سهراب مرادی با 2 طلا و یک نقره و کیانوش رستمی با یک طلا و دو نقره، برای کاروان وزنه برداری کشورمان افتخارآفرینی کردند.سهراب مرادی و کیانوش رستمی با اقتدار هر 6 مدال طلا و نقره وزن 85 کیلوگرم مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا را از آن خود کردند.

پس از کسب مدالهای طلا و نقره حرکت یکضرب دسته 85 کیلوگرم، در حرکت دوضرب نیز رقابت اصلی میان کیانوش رستمی و سهراب مرادی بود. کیانوش که تا حدودی از ناحیه زانو با آسیب دیدگی روبروست با انتخاب وزنه 201 کار خود را شروع کرد. به عبارتی کادر فنی در مورد او ریسک نکرد و البته نتیجه اش را هم گرفت. کیانوش وزنه 201 کیلوگرمی را به آسانی بالای سر برد تا خیالش از بابت کسب مدال مجموع راحت شود. در ادامه جائه یوک سا از کره جنوبی و صفا الجمیلی از عراق با مهار وزنه های 203 کیلوگرمی بالاتر از کیانوش ایستادند، اما دیگر فرصتی برای افزایش رکورد نداشتند تا همه نگاه ها متوجه دو وزنه بردار ایرانی باشد.



سهراب مرادی در اولین حرکت به سراغ وزنه 210 رفت و با موفقیت آن را بالای سر برد. اهمیت مهار این وزنه با ارزش آن هم در همان حرکت نخست بسیار بالا بود چراکه همین چند ماه پیش و در مسابقات جهانی پاریس، به غیر از کیانوش رستمی هیچ یک از قهرمانان مطرح دنیا نتوانستند پس از 3 بار حرکت به حدنصاب 210 کیلوگرم برسند.

پس از مهار وزنه 210 توسط سهراب مرادی نوبت به کیانوش رستمی رسید که با وزنه 211 کیلویی دست و پنجه نرم کند. کیانوش که در مسابقات جهانی پاریس با مهار وزنه 210 قهرمان جهان شده بود، این بار وزنه 211 را بالای سر برد تا ضمن شکستن رکورد شخصی خود بالاتر از سهراب مرادی قرار بگیرد. البته این پایان کار نبود چراکه هر دو وزنه بردار کشورمان یک وزنه 216 کیلویی را هم پیش روی خود داشتند؛ وزنه ای که رکورد ایران بود.

مرادی در حرکت دوم خود نتوانست این وزنه را مهار کند. کیانوش رستمی هم در آخرین حرکت خود در بالای سر بردن این وزنه ناموفق عمل کرد تا مرادی در آخرین حرکت رقابتهای دسته 85 کیلوگرم قهرمانی آسیا یک بار دیگر شانس خود را برای مهار این وزنه و کسب مدال طلا امتحان کند.

مرادی این وزنه را بالای سر برد و ضمن شکتن رکوردهای شخصی خود و رکورد دوضرب ایران، مدال های طلای دوضرب و مجموع را هم از آن خود کرد.به این ترتیب در پایان رقابتهای دسته 85 کیلوگرم قهرمانی آسیا سهراب مرادی با 2 طلا و یک نقره و کیانوش رستمی با یک طلا و دو نقره، یک روز خوب را برای کاروان وزنه برداری ایران رقم زدند.

یک طلا و دو برنز؛ حاصل تلاش بهروزی و رضائیان

در پایان رقابتهای دسته 69 کیلوگرم مسابقات وزنه برداری قهرمانی آسیا در کره جنوبی نیز سجاد بهروزی در حالی با رکورد مجموع 323 کیلوگرم مدال برنز مجموع را از آن خود کرد که تنها یک کیلوگرم با کسب مدال طلای این حرکت فاصله داشت.

بهروزی که در حرکت یکضرب با مهار وزنه 148 کیلوگرم، ضمن کسب مدال طلا، 4 کیلوگرم از نزدیک ترین رقیبش فاصله گرفته بود، در دوضرب پس از مهار وزنه 175 کیلوگرم، دو بار در مهار وزنه 180 ناموفق عمل کرد تا ضمن از دست دادن مدال این حرکت، شانس کسب مدال طلای مجموع را هم از دست بدهد و روی سکوی سوم قرار بگیرد.

دیگر وزنه بردار کشورمان، مرتضی رضائیان در دوضرب عملکردی بهتر از بهروزی داشت و پس از مهار وزنه های 171 و 177، مدال برنز حرکت دوضرب خود را مسجل کرد. رضائیان برای حرکت سوم خود پشت وزنه 184 کیلوگرم قرار گرفت. او در صورت بالای سر بردن این وزنه، ضمن شکستن رکورد 12 ساله ایران که با 182 کیلوگرم در اختیار جواد خوشدل قرار دارد، می توانست مدال طلای دوضرب و مجموع رقابتهای این دسته را نیز از آن خود کند، اما این اتفاق نیافتاد تا پایان تلاش دو وزنه بردار 69 کیلویی کشورمان کسب یک مدال طلای یکضرب و یک مدال برنز مجموع از سوی سجاد بهروزی و یک مدال برنز دوضرب از سوی مرتضی رضائیان باشد. بهروزی با رکورد مجموع 323 و رضائیان با رکورد مجموع 318 به کار خود پایان دادند.

در این وزن دو وزنه بردار چینی در حالی با حدنصاب مجموع 324 گیلوگرم مدالهای طلا و نقره مجموع را به دست آوردند که وزن بدنشان از سجاد بهروزی بیشتر بود و این وزنه بردار کشورمان با یک کلیوگرم رکورد بیشتر می توانست بالاتر از آنها روی سکوی قهرمانی بایستد.
 

عکس: همایش پرشور جوانان حامی جبهه پایداری

عکس: همایش پرشور جوانان حامی جبهه پایداری

کاریکاتور: برنامه "هفت" و انتقاد از سینمای دولتی

کاریکاتور: برنامه "هفت" و انتقاد از سینمای دولتی

عکس: آماده سازی نمایشگاه بین المللی کتاب

عکس: آماده سازی نمایشگاه بین المللی کتاب