فارس و به نقل از گلف نیوز، محمد بن فهد، رئیس باشگاه الوصل در پی انتشار شایعاتی مبنی بر خروج مارادونا از پست مربیگری و برعهده گرفتن نقش مشاور فنی و حضور برونو متسو اظهار داشت: این اخبار کذب است. مارادونا سرمربی الوصل است و با قدرت به کارش ادامه میدهد.
وی افزود: هیچ تغییری در پست مارادونا ایجاد نخواهد شد و او برای فصل آینده برنامه ریزی خواهد کرد.
این اظهارات در حالی اعلام شد که در روزهای گذشته شایعات زیادی در مورد قطع همکاری با اسطوره فوتبال آرژانتین پس از یک سال از طرف الوصلیها شنیده شد. حتی برخی رسانهها از احتمال توافق با مربی الغرافه برای جانشینی او خبر دادند اما یکی از سخنگویان باشگاه اماراتی در این مورد گفت: خبر استخدام متسو کذب است.
متسو اکنون در تهران بسر می برد و مذاکراتی با باشگاه پرسپولیس برای جانشینی مصطفی دنیزلی داشته است.
هیچ گونه تغییری در قیمت و میزان سهمیه سوخت در تیرماه وجود ندارد، همچنین در تیر ماه ۵۰۰ لیتر سهمیه بنزین با نرخ آزاد ۷۰۰ تومانی در کارت های سوخت خودروها واریز می شود که در صورت اتمام سهمیه ۴۰۰ تومانی قابل استفاده خواهد بود.

این روزها به خاطر نقل و انتقالات بازیکنان در باشگاههای کشور و مسابقات فوتبال جام ملت های اورپا که در کشورهای اوکراین و لهستان در حال برگزاری است، جوی تقریبا فوتبالی فضای جامعه ما به خصوص جامعه فوتبالی کشورمان را فرا گرفته است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، روز گذشته در برخی شبکه های اجتماعی و سایت های ضد انقلاب از جمله سایت بالاترین و فرند فید چنین تیتر خبری باعث شگفتی شد . " سایت استعلام خلافی گشت ارشاد " (!)
در این خبر ادعا شده بود که کاربران فضاي مجازی با مراجعه به سایت سامانه خدمات الکترونیک پلیس امنیت اخلاقی میتوانند سوابق خلافی شخص مورد نظرشان را استعلام کرده و حتی اگر یک فرد بدحجاب را میشناسند، عکس یا فیلم او را بفرستند و تخلفش را گزارش دهند تا برایش پرونده تشکیل شود و او را بازداشت کنند.( !!! )

این خبر که به همراه یک تصویر به اصطلاح گرفته شده از لینک سایت خدمات الکترونیک پلیس امنیت بود اما یک گاف اساسی داشت که براحتی دروغ پردازی ضد انقلاب را برملا کرد.

آدرس این سامانه که در "آدرس بار خبر" در صفحه اسکرین شات گرفته شده وجود داشت طوري بود که با مراجعه به آن می شد براحتی به ساختگی بودن این خبر پی برد !

هنگامی که آدرس داده می شود با پیغام خطایی مواجه می شوید که حکايت از عدم وجود چنین برنامه ای بر روی سایت مورد نظر دارد.


مدیرعامل باشگاه پرسپولیس روز گذشته برای چندمین بار با ادبیاتی تازه! ادعای خود را مبنی بر فساد برخی از مدیرعامل باشگاه های کشور بیان داشت.
وی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران اظهار داشت: " چند سال است که مدیر عامل های باشگاه های فوتبال ایران تخلف می کنند از این تخلفات مدرک دارم و علیه آنها اعلام جرم خواهم کرد "
اما آیا براستی در فوتبال فساد هست؟ مسبب این فساد کیست؟ بحثی که هر سال با نزدیک شده به روزهای نقل و انتقالات و فعالیت دلالان فوتبال داغ می شود و تیتر یک بسیاری از جرائد و رسانه های خبری را به خود اختصاص می دهد.
از طرفی ولخرجی باشگاه هایی که بودجه خود را از دولت پرداخت می کنند در خرید و فروش بازیکنان و حاتم بخشی ماشین های چند صد میلیونی به بازیکنان یک باشگاه، خبر از جابجایی حجم عظیمی از منابع مالی نشأت گرفته از بیت المال را می دهد.
اعتراضی که چندی است مدیرعامل برخی از باشگاه های کشور همانند استقلال و سپاهان نسبت به روند و حجم خرید بازیکنانی که آنان را کهکشانی می نامند دارند.
البته این تمام ماجرا نبوده و این گونه اتفاقات بارهای بار در فوتبال ایران رخ داده است، وقایعی که فقط در حد یک تب خبری بوده و پس از آن هیچ گونه پیگیری نسبت به آن نشده است و نهایتاً با تعویض یک مدیرعامل با شخص دیگری مسأله پایان یافته است.

آیا براستی هدیه ماشین های چند صد میلیونی به بازیکنان یک باشگاه آنهم با بودجه عمومی چقدر با وجدان مسئولین ما می خواند هدیه ای که اگر سردار رویانیان توان مالی بیشتر آن را داشت تبدیل به هواپیماهایی چند میلیاردی می شد.
مشتی نمونه خروار که تمامی هم ندارد:
* سرمربی تیم فوتبال داتیس خرم آباد با بیان اینکه سیستم فوتبال درایران فاسد شده است گفت: در این فوتبال داوران با دو تا ماهی سفید نتایج را عوض میکنند. ما این سیستم "آی دزد رو بگیر" را خوب می شناسیم و هنگامی با شکست مواجه می شویم همه انگشتها به سراغ یک مقصر می گردد در حالی که دزد اصلی فرار می کند! فوتبال مانند خلیجی است که کوسه ها در آن شنا می کنند که برای کار کردن در این فضا ما هم باید کوسه باشیم!
* ناصر ابراهیمی از نقش دلال ها در فوتبال کشورمان و نحوه فعالیتشان صحبت می کند که: دلال هایی را در فوتبال ایران می شناسم که در سال، درآمدی میلیاردی دارند. آنقدر بازیکن جابه جا می کنند که درآمدی بسیار بالایی دارند و مالیات هم نمی دهند. شما دلال ها را در بین کسانی پیدا می کنید که با این رشته پرطرفدار در ارتباط هستند یا به طور مثال در آن نماینده دارند.
* عبدالحمید رمضانی، قائممقام باشگاه پاس همدان، خیلی صریح از مافیای فوتبال در ایران سخن میگوید. وقتی از او در این باره پرسیدیم، گفت: ما شنیده بودیم مافیای فوتبال در ایتالیا خیلی قوی است. مافیای فوتبال اسپانیا در خیلی از مسائل دست دارد. اما یکی دو سالی است که مافیای فوتبال ایران روی همه را سفید کرده است.
* در بخش فرهنگی فدراسیون فوتبال در سال 2006 مبلغ سه میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شد. قرار بود فدراسیون فوتبال از این بودجه برای خرید بلیت و واگذاری آنها به تماشاگران ایرانی در جام جهانی استفاده کند اما در کمال ناباوری بلیتهای خریده شده توسط فدراسیون فوتبال در بازار سیاه نصیب تماشاگران مکزیکی بازی ایران و مکزیک شد. البته هیچ موقع معلوم نشد سرنوشت این پولها چه شد!
* سخنگوی باشگاه ابومسلم به فارس گفت: برخی افراد برای اینکه ابومسلم در بازی امروز شکست بخورد پیشنهاد تبانی دادند، اما ما محکم برابر این موضوع واکنش نشان دادیم و به بازیکنان گفتیم با قدرت بیشتری در زمین حاضر شوند.
و ...
به گزارش سرويس وبگردي باشگاه خبرنگارانبه نقل از محدوده، این محور که در سایت های جریان انحراف عملیاتی شده بر این اساس است که «لیدر جریان انحراف» کاندیدای قطعی ریاست جمهوری بوده و صلاحیت وی نیز توسط رهبر معظم انقلاب تائید خواهد شد!
همچنین گفته می شود لایه های بالادستی جریان انحراف خطاب به حلقه های واسط خود تصریح کرده اند که در پاسخ نیروها مبنی بر چگونگی تائید صلاحیت وی با وجود آیت الله جنتی،تصریح کنند که «آیا در هیچ جای دنیا تفکر حاکم بر نهادی مانند ریاست جمهوری را میتوان به شیوه غیر دموکراتیک و با چماق حذف کرد؟! این اتفاق در صورت رخ دادن در هر جایی به معنی استبداد سیستم است. در انتخابات ریاست جمهوری حذف افراد غیر ممکن است. و دقیقا به همین دلیل هم بود که رهبری معین را تایید صلاحیت کرد، چون رد صلاحیت معین به معنای حذف تفکر حاکم بر دولت با استفاده از زور و بدون در نظر گرفتن نظر مردم تعبیر می شد. به همین دلیل است که مشایی را نمیتوان رد صلاحیت کرد، مگر اینکه بپذیرند که در جمهوری اسلامی هر کسی را که با آنها اختلاف نظر داردحذف می کنند».


|
رويانيان: عليه پرسپوليس حرف بزننداعلام جرم ميکنم-->مديرعامل باشگاه پرسپوليس در واکنش به اهداي خوردرو به بازيکنان در فصل نقل و انتقالات گفت: اگر داشتم به بازيکنانم هواپيما ميدادم. |
![]() |
|
| ||
|
محمد رويانيان در مورد پرداخت غرامت به مصطفي دنيزلي در صورت فسخ قرارداد، گفت: در صورت فسخ قرارداد، دنيزلي بخشي از پولي را که گرفته به باشگاه پس ميدهد و اين در قراردادش آمده است. وي در مورد احتمال سرمربيگري برونو متسو عنوان کرد: اگر متسو سرمربي نشود يک مربي خوب ديگر انتخاب ميکنيم.رويانيان در مورد اينکه دايي هم شانسي براي سرمربيگري دارد فقط گفت: نه. مديرعامل باشگاه پرسپوليس در مورد پرداختهاي ميلياردي به بازيکنان جديد اين تيم تصريح کرد: مدرک دارم که خودشان دو سه سال است تخلف ميکنند. هر مديري که از اين به بعد راجع به باشگاه پرسپوليس حرف بزند عليهاش اعلام جرم ميکنم. رويانيان در مورد اهداي خودرو به بازيکنان پرسپوليس در فصل نقل و انتقالات اظهار داشت: ماشين چيست؟ اگر داشتم به آنها هواپيما ميدادم. |
فارس، فرید ولیزاده برای بازی در فیلم یک کارگردان ژاپنی به یک گروه فیلمسازی ژاپنی که به ایران جهت پیش تولید فیلم جدیدشان سفر کرده بودند به توافق رسید.
فرید ولیزاده در این خصوص گفت: 1 سال پیش از طریق یکی از دوستان برنامهریز با کارگردان این شرکت فیلمسازی آشنا شدم ولی در آن زمان، ساخت این فیلم به تاخیر افتاد تا اینکه ماه گذشته روند ساخت این فیلم به جریان افتاد. تمام صحنههای این فیلم در لبنان و ارمنستان فیلمبرداری میشود.
وی افزود: در این فیلم نقش یک جوان مسلمان و پایبند به دین را در کنار چند جوان دیگر با ادیان مختلف بازی میکنم که در یک گروه امداد رسانی در پی نجات حوادثدیدگان یک اتفاق هستیم. شروع فیلمبرداری این فیلم اوایل سپتامبر اواسط شهریور خواهد بود.

سرویس نقد رسانه پایگاه 598 - "روزهای زندگی" پرویز شیخ طادی کارگردان لایق سینمای کشور، این روزها در حالی در سایه فراموشی بسیاری از مخاطبین سینما و رسانه های انقلاب قرار گرفته است که بعنوان یکی از آثار جدی و قوی دفاع مقدس به حساب می آید. به همین منظور برآن شدیم در باب این ساخته پرویز شیخ طادی نکاتی را بیان نماییم که در ادمه می آید:
1. «روزهای زندگی» از انگشت شمارترین فیلم ها در مورد قطعنامه 598 است. در باب قطعنامه و حواشی آن، البته کم، ولی چیزهایی شنیده ایم. اما نسل سوم انقلاب هر قدر هم مطالعه داشته باشد، نخواهد توانست احساس رزمنده جنگ را در لحظه شنیدن پذیرش قطعنامه بچشد. اصولاً "چشیدن" با مطالعه به سختی حاصل می شود و این هنر است که این توان را دارد. روزهای زندگی این لحظات را می چشاند، با تمام احساس هم می چشاند.
2. در مورد دفاع مقدس فیلم های زیادی ساخته شده و می شود. حتی سینمای روشنفکری هم به سراغ این ژانر رفته است و البته همانطور که انتظار می رفت، با القای «پشیمانی» و «سرخوردگی» از جنگ و یا ادامه آن. حتی وقتی سینماگران ارزشی به سراغ جنگ می روند، با نشان دادن «خرابی اوضاع پس از جنگ» شاید به نوعی ناخواسته همان پشیمانی و سرخوردگی را القاء می کنند. شاید به سختی می توان فیلمی را یافت که توانسته باشد «جنگ از الطاف خفیه الهی بود» را به نمایش بگذارد.
اما «روزهای زندگی» سرخورده از جنگ نیست. هیچ اثری از آه و افسوس در آن دیده نمی شود و می توان آن را از معدود آثاری دانست که علی رغم نشان دادن عمق فشارها در جنگ، زیبایی اش را هم به نمایش می گذارد. فیلم ناامیدانه تمام نمی شود، اگرچه شعاری هم پایان نمی یابد.
3. روزهای زندگی ترکیب بسیار متنوعی دارد؛ شیخ طادی جنگ و خون، عواطف روزهای جنگ، عشق دو همسر به یکدیگر، کوری، ایثار در اوج خود، حضور پر رنگ زنان در جبهه ها و یک مخالف جنگ را به زیبایی و کاملاً مرتبط با هم ترکیب کرده و به نمایش درآورده. تمام این ابعاد، در هم تنیده اند و نمی توان هیچ کدام را سنجاق شده به فیلم دانست. هر بُعد، نقشی را در راستای قصه ایفا می کنند که ترکیبشان، احساسات مختلف و نیز تعقل آدمی را به زیبایی تمام بر می انگیزد.
4. در سینمای دینی بعضاً شاهد ملاحظات خاص در حذف جذابیت های سینمایی هستیم. درست است که اگر بخواهیم نگاهی دقیق و عمیق دینی داشته باشیم، تقریباً تمام عوامل جذابیت سینما، حتی تعلیق و هیجان را نیز باید به شدت فروکاست و به جای آنها از فاکتورهای جذابیت دیگری استفاده نمود. اما باید دانست تا پیش از دستیابی به فاکتورهای جذابیت دینی، نباید با حذف مؤلفه های جذاب فعلی، فیلم را ذبح کرد.
یکی از این مؤلفه ها، ستاره ها هستند. تقریباً تمام مخاطبین عام برای انتخاب یک فیلم حتماً به بازیگران آن توجه می کنند و به سینما می روند تا هنرنمایی دیگری از آنها ببینند. فیلم هرقدر هم داستان و تعلیق داشته باشد، هر قدر هم معنوی و تربیتی و اخلاقی باشد، اگر ستاره نداشته باشد دیده نخواهد شد و شیخ طادی خوب بر این حقیقت واقف است. لذا از یک زوج ستاره، "حمید فرخ نژاد" که مدتی است فیلم جنگی از او ندیدیم و نیز بازیگر پر توان نقش زن مذهبی "هنگانه قاضیانی" که بخاطر بازی اش در این فیلم، سیمرغ بلورین را از آن خود کرد، استفاده کرده است که داستان اصلی نیز حول این دو می چرخد.
5. سال به سال که از عمر سینمای ایران می گذرد، حفظ "ادب" و نزاکت در فیلم ها کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود. تا آنجا که کارگردانی به صراحت و با افتخار اعلام می کند "من آدم رکیکی هستم و فیلم رکیک هم می سازم" و حفظ ادب در نپرداختن به شوخی های جنسی را به باد سخره می گیرد. در برهوتی که فیلمی به هم جنس بازی پرداخته و دیگری در خلالش متمرکز بر اشاره به آلت تناسلی است، شیخ طادی فیلم جذابی می سازد در نهایت ادب و بدون نزدیک شدن زبانی و عملی به مفاهیم رکیک.
6. یکی از درگیری های همیشگی متشرعین و سینماگران، رعایت مسائل شرعی در فیلم ها بوده است. فیلم سازها، حتی مذهبی های آنان اذعان دارند که بدون بکارگیری جذابیت های بصری و بویژه جنسی، نمی توان فیلم ساخت. "سکس" یا جذابیت جنسی قسمتی از فیلم است که نمی توان آن را حذف کرد. اما کارگردان روزهای زندگی فیلمی اتفاقاً جذاب تولید کرده، بدون استفاده از کمترین جذابیت جنسی. در روزهای زندگی حتی موی زنان هم کاملاً پوشیده است.
7. در اینجا به دلیل پرهیز از لو رفتن داستان، نمی توان اشاره زیادی به محتوا و صحنه های فیلم داشت. صحنه هایی که به اظهار خود شیخ طادی، با کمک متخصصین پزشکی و در نهایت دقت طراحی شده اند. صحنه های پیاپی تصمیم گیری های سخت که بعد از چند مورد آنها، مخاطب خود حدس خواهد زد که روش تصمیم گیری یک رزمنده چگونه است. صحنه های احساس برانگیزی که تماشای آنان، پستی و پلشتی آنها که به جنگ نق می زنند را نمایان می سازد.
8. همانطورکه اشاره شد، جریان روشنفکری نیز در فیلم نماینده فکری خود را دارد. فرد ترسویی که به زور احضار شده و مانند همه روشنفکران، دائم قر می زند و از ادامه یافتن جنگ ناراضی است. البته کارگردان به تقلید از سینماگران منورالفکر که همواره تصویری کاریکاتوری از مذهبی ها ارائه می کنند، شخصیت روشنفکر فیلم را کاریکاتوری طراحی نکرده. بلکه بگونه ایست که منطقاً ایراد می کند و اعتراض هایی را بیان می کند که به ذهن هر کس که با روح بلند امام همراه نشده خطور می کند. اما مانند بسیاری از فیلم های شعاری، پاسخ های دیالوگی نمی گیرد، اصلاً او در فیلم جواب نمی گیرد و متحول هم نمی شود. شیخ طادی بدون آنکه قصد پرتاب حرفش به سمت مخاطب را داشته باشد، جواب آن روشنفکر را با زبان هنر می دهد. جواب او در واقع در نام فیلمش نهفته است: "روزهای زندگی".
9. شاید اولین کسی که جلوی "آب بندی" در سینمای پس از انقلاب ایستاد و از این بابت هم کم فحش نشنید، شهید آوینی بود. صحنه های طولانی از راه رفتن آدم ها، حرکت ماشین ها، زوم کردن بر درب بسته، نگاه کردن ها به هم و... که وقتی به فیلم ساز آن اعتراض می شود، پاسخ می دهد "شما معنای عمیق این صحنه ها را درک نمی کنید"! به قول آوینی "اگر چنین است و سینما باید مخاطب خاص و تربیت شده داشته باشد، چرا سینماها را در همه جا ساخته اند؟ از خیابان شوش و سر پل جوادیه و خیابان مولوی و لاله زار گرفته تا خیابان ولی عصر؟ اگر این کار به اشتباه صورت گرفته، آیا این اشتباه فقط در ایران صورت گرفته است؟"
اما این فیلم آب بندی ندارد. همه اش یا داستان است، یا صحنه هایی از احساساتی که مخاطب را نیز با خود همراه می کند و یا فراز و نشیب های چند شخصیت که با مهارت هم پرداخته شده اند.
10. صحنه پردازی فیلم نیز نمره عالی می گیرد. چه درون بیمارستان، چه بیرون آن، چه صحنه های جنگی و چه صحنه مخفی گاه که نهایتاً منجر به دریافت سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه میدانی گردید. به خصوص می توان از صحنه پایانی فیلم نام برد.
11. علاوه بر تمام آنچه گفته شد، روزهای زندگی کاندیدای دریافت 14 جایزه، و برنده 5 سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین فیلم از سی امین جشنواره فیلم فجر می باشد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین فیلم برداری، بهترین چهره پردازی و بهترین جلوه های ویژه میدانی و نیز دیپلم افتخار بهترین صداگذاری جوایزی است که روزهای زندگی تا کنون از آن خود کرده است.

اكبر گنجي
گوگوشخواننده معلوم الحال و فاسد لس آنجلسي كه علاوه بر حضور در بين سبزها با ترانه خواندن نيز از ضد انقلاب و اغتشاشات 88 پشتيباني كرده است.
لالهخواننده اي مبتذل كه تلاش داشت با حركات زننده خود به سبزها اميد دهد.
فرشيد منافيگوينده راديو كه در حمايت از اغتشاش گران از ايران رفت و در راديو فردا (زير نظر كنگره آمريكا) بخش سخيفي به نام "پس فردا" را راه اندازي كرد و با لودگي خود آرمان هاي نظام اسلامي را به سخره گرفت.
ساسي مانكنخواننده بي بندو بار و رپ كه در حمايت از كروبي و حتاكان روز عاشورا شعر خوانده است.
بنيامين نتنياهونخست وزير رژيم اشغالگر صهيونيستي كه با صراحت اغتشاشگران را "سربازان خود در ايران" خواند.
شيخ حسينعلي منتظريبا اينكه ايشان از روحانيون و فقها بوده است اما خطاب هاي امام خميني به ايشان نشان مي دهد كه از نظر بينش سياسي و شناخت درست خط اسلام بسيار ضعيف بوده. عباراتي چون "شما ساده لوح هستيد" "بعد از من انقلاب را به ليبرال ها و منافقين مي دهيد" "نامه هاي شما ديكته ي منافقين است و..."

مدونا
خواننده راك كه از همسر خود به علت داشتن دين اسلام جدا شده و به عياشي، ابتذال و خوانندگي رو آورد. وي همچنين جزو بازيگران فاسد سينماي آمريكا به شمار مي رود.

شاهين نجفي (مرتد)
خواننده هتاك و سخيف پاپ كه با شروع اغتشاشات خياباني به حمايت از آنها پرداخت و برايشان شعر خواند. چند ماه نيز پيش در حركتي احمقانه در ترانه ي خود تلاش كرد تا به امام زمان (عج) و امام هادي عليه السلام توهين كند كه با واكنش مردم و مراجع روبرو شد و علما حكم ارتداد او را صادر كردند.

رضا ربع پلوي
نوه ي "رضا خان قلدر" و فرزند محمد رضا شاه (آخرين پادشاه فاسد ايران) كه سال هاست در روياي بازگشت به ايران و ايجاد سلطنت براي خود زندگي مي كند.
فاطمه معتمد آريابازيگري مبتذل كه قبلا عكس هاي او با محمد علي ابطهي و محمد خاتمي، حاشيه ساز شده بود. او در زمان اغتشاشات از ايران رفت و كشف حجاب كرد و با پوشيدن لباس سبز و حرف هاي سبك از فتنه گران حمايت كرده است.

داريوش
خواننده معلوم الحال لس آنجلسي كه سال هاست بر ضد انقلاب و آرمان هاي امام خميني (ره) ترانه مي خواند.

شهره آغداشلو
بازيگر و گوينده ي ضد انقلاب كه تا به حال در چنيدين فيلم ضذ ايراني و ضد اسلام بازي كرده است و با توهين به اسلام و روحانيت تلاش در جلب رضايت اربابان خود دارد.

باراك اوباما
رئيس جمهور آمريكا كه در دوران خود با تصويب بودجه، كارشكني سياسي و اقتصادي، تهاجم فرهنگي و غيره تلاش كرد تا به تشيع و انقلاب اسلامي ضربه بزند و از منافع يهوديان صهيونيست حفاظت كند

شكيرا
رقاص و خواننده ي معلوم الحال
سید محد خاتمی
عبدالمالک ریگیو همچنین شخصیت هایی چون یوسف صانعی، بیات زنجانی، محمد نوری زاد، مریم رجوی، محمدرضا شجریان، گلشیفته فراهانی، عبدالکریم سروش، هیلاری کلینتون و ... در بین حامیان موسوی دیده می شوند.

اكبر گنجي
گوگوشخواننده معلوم الحال و فاسد لس آنجلسي كه علاوه بر حضور در بين سبزها با ترانه خواندن نيز از ضد انقلاب و اغتشاشات 88 پشتيباني كرده است.
لالهخواننده اي مبتذل كه تلاش داشت با حركات زننده خود به سبزها اميد دهد.
فرشيد منافيگوينده راديو كه در حمايت از اغتشاش گران از ايران رفت و در راديو فردا (زير نظر كنگره آمريكا) بخش سخيفي به نام "پس فردا" را راه اندازي كرد و با لودگي خود آرمان هاي نظام اسلامي را به سخره گرفت.
ساسي مانكنخواننده بي بندو بار و رپ كه در حمايت از كروبي و حتاكان روز عاشورا شعر خوانده است.
بنيامين نتنياهونخست وزير رژيم اشغالگر صهيونيستي كه با صراحت اغتشاشگران را "سربازان خود در ايران" خواند.
شيخ حسينعلي منتظريبا اينكه ايشان از روحانيون و فقها بوده است اما خطاب هاي امام خميني به ايشان نشان مي دهد كه از نظر بينش سياسي و شناخت درست خط اسلام بسيار ضعيف بوده. عباراتي چون "شما ساده لوح هستيد" "بعد از من انقلاب را به ليبرال ها و منافقين مي دهيد" "نامه هاي شما ديكته ي منافقين است و..."

مدونا
خواننده راك كه از همسر خود به علت داشتن دين اسلام جدا شده و به عياشي، ابتذال و خوانندگي رو آورد. وي همچنين جزو بازيگران فاسد سينماي آمريكا به شمار مي رود.

شاهين نجفي (مرتد)
خواننده هتاك و سخيف پاپ كه با شروع اغتشاشات خياباني به حمايت از آنها پرداخت و برايشان شعر خواند. چند ماه نيز پيش در حركتي احمقانه در ترانه ي خود تلاش كرد تا به امام زمان (عج) و امام هادي عليه السلام توهين كند كه با واكنش مردم و مراجع روبرو شد و علما حكم ارتداد او را صادر كردند.

رضا ربع پلوي
نوه ي "رضا خان قلدر" و فرزند محمد رضا شاه (آخرين پادشاه فاسد ايران) كه سال هاست در روياي بازگشت به ايران و ايجاد سلطنت براي خود زندگي مي كند.
فاطمه معتمد آريابازيگري مبتذل كه قبلا عكس هاي او با محمد علي ابطهي و محمد خاتمي، حاشيه ساز شده بود. او در زمان اغتشاشات از ايران رفت و كشف حجاب كرد و با پوشيدن لباس سبز و حرف هاي سبك از فتنه گران حمايت كرده است.

داريوش
خواننده معلوم الحال لس آنجلسي كه سال هاست بر ضد انقلاب و آرمان هاي امام خميني (ره) ترانه مي خواند.

شهره آغداشلو
بازيگر و گوينده ي ضد انقلاب كه تا به حال در چنيدين فيلم ضذ ايراني و ضد اسلام بازي كرده است و با توهين به اسلام و روحانيت تلاش در جلب رضايت اربابان خود دارد.

باراك اوباما
رئيس جمهور آمريكا كه در دوران خود با تصويب بودجه، كارشكني سياسي و اقتصادي، تهاجم فرهنگي و غيره تلاش كرد تا به تشيع و انقلاب اسلامي ضربه بزند و از منافع يهوديان صهيونيست حفاظت كند

شكيرا
رقاص و خواننده ي معلوم الحال
سید محد خاتمی
عبدالمالک ریگیو همچنین شخصیت هایی چون یوسف صانعی، بیات زنجانی، محمد نوری زاد، مریم رجوی، محمدرضا شجریان، گلشیفته فراهانی، عبدالکریم سروش، هیلاری کلینتون و ... در بین حامیان موسوی دیده می شوند.

اكبر گنجي
گوگوشخواننده معلوم الحال و فاسد لس آنجلسي كه علاوه بر حضور در بين سبزها با ترانه خواندن نيز از ضد انقلاب و اغتشاشات 88 پشتيباني كرده است.
لالهخواننده اي مبتذل كه تلاش داشت با حركات زننده خود به سبزها اميد دهد.
فرشيد منافيگوينده راديو كه در حمايت از اغتشاش گران از ايران رفت و در راديو فردا (زير نظر كنگره آمريكا) بخش سخيفي به نام "پس فردا" را راه اندازي كرد و با لودگي خود آرمان هاي نظام اسلامي را به سخره گرفت.
ساسي مانكنخواننده بي بندو بار و رپ كه در حمايت از كروبي و حتاكان روز عاشورا شعر خوانده است.
بنيامين نتنياهونخست وزير رژيم اشغالگر صهيونيستي كه با صراحت اغتشاشگران را "سربازان خود در ايران" خواند.
شيخ حسينعلي منتظريبا اينكه ايشان از روحانيون و فقها بوده است اما خطاب هاي امام خميني به ايشان نشان مي دهد كه از نظر بينش سياسي و شناخت درست خط اسلام بسيار ضعيف بوده. عباراتي چون "شما ساده لوح هستيد" "بعد از من انقلاب را به ليبرال ها و منافقين مي دهيد" "نامه هاي شما ديكته ي منافقين است و..."

مدونا
خواننده راك كه از همسر خود به علت داشتن دين اسلام جدا شده و به عياشي، ابتذال و خوانندگي رو آورد. وي همچنين جزو بازيگران فاسد سينماي آمريكا به شمار مي رود.

شاهين نجفي (مرتد)
خواننده هتاك و سخيف پاپ كه با شروع اغتشاشات خياباني به حمايت از آنها پرداخت و برايشان شعر خواند. چند ماه نيز پيش در حركتي احمقانه در ترانه ي خود تلاش كرد تا به امام زمان (عج) و امام هادي عليه السلام توهين كند كه با واكنش مردم و مراجع روبرو شد و علما حكم ارتداد او را صادر كردند.

رضا ربع پلوي
نوه ي "رضا خان قلدر" و فرزند محمد رضا شاه (آخرين پادشاه فاسد ايران) كه سال هاست در روياي بازگشت به ايران و ايجاد سلطنت براي خود زندگي مي كند.
فاطمه معتمد آريابازيگري مبتذل كه قبلا عكس هاي او با محمد علي ابطهي و محمد خاتمي، حاشيه ساز شده بود. او در زمان اغتشاشات از ايران رفت و كشف حجاب كرد و با پوشيدن لباس سبز و حرف هاي سبك از فتنه گران حمايت كرده است.

داريوش
خواننده معلوم الحال لس آنجلسي كه سال هاست بر ضد انقلاب و آرمان هاي امام خميني (ره) ترانه مي خواند.

شهره آغداشلو
بازيگر و گوينده ي ضد انقلاب كه تا به حال در چنيدين فيلم ضذ ايراني و ضد اسلام بازي كرده است و با توهين به اسلام و روحانيت تلاش در جلب رضايت اربابان خود دارد.

باراك اوباما
رئيس جمهور آمريكا كه در دوران خود با تصويب بودجه، كارشكني سياسي و اقتصادي، تهاجم فرهنگي و غيره تلاش كرد تا به تشيع و انقلاب اسلامي ضربه بزند و از منافع يهوديان صهيونيست حفاظت كند

شكيرا
رقاص و خواننده ي معلوم الحال
سید محد خاتمی
عبدالمالک ریگیو همچنین شخصیت هایی چون یوسف صانعی، بیات زنجانی، محمد نوری زاد، مریم رجوی، محمدرضا شجریان، گلشیفته فراهانی، عبدالکریم سروش، هیلاری کلینتون و ... در بین حامیان موسوی دیده می شوند.
آرى همان طور كه دشمنان دين از اين وسايل، در راه ترويج ضد ارزشهاى منحط اخلاقى و افكار ويرانگر خود استفاده مى كنند، مسلمانان نيز مى توانند با بهره گيرى صحيح از اين پديده نوين، آن را در راه ارشاد و هدايت انسانها بكار گرفته و فرهنگ اسلامى خود را در همه آفاق بگسترانند. اما بى عنايتى ملموس مسلمانان سبب شده غربيها اين وسايل را در قلمرو خود در آورده و آنها را در جهت اهداف كينه توزانه، بر ضد ارزشهاى والاى انسانى بكار اندازند.
حال پيش از آن كه به راه حل هاى مناسب، براى تبديل اين دستگاه منفى به دستگاهى مثبت اشاره شود، بايد اين حقيقت را خاطرنشان ساخت كه راه اندازى و بكارگيرى ماهواره در اين عصر، زنجيره اى از نبرد ميان ماديت و ماديگرايى و نشانگر عمق مبارزه و رويارويى با ارزشهاى انسانى است كه مكتب حيات بخش اسلام آن را به جامعه بشرى هديه نمود. در گذشته نزديك، جهان غرب با نيروى نظامى و لشكركشى بر ضد جهان اسلام مى جنگيد، ولى امروزه از طريق تهاجم فرهنگى و مبارزه با ارزشهاى والاى انسانى توسط آنتن ها و ماهواره هاى پيشرفته، بر عليه اسلام و مسلمين بپا خاسته است. اين مسئله بيش از آن كه يك معضل سياسى يا اخلاقى و روانى باشد، يك پديده فرهنگى است.

- اقدامات فرهنگی :

دليل مبرهن سبک زندگی صد در صد امريکايي سريالهای شبکه فارسی 1 که در تصاوير بالا بدان اشاره شده است، اين می باشد که سريالهای اين شبکه از تولیدات کشورهایی است که امریکایی ترین سبک زندگی را در منطقه خود دارند: منطقه امریکای شمالی: امریکا- منطقه شرق آسیا: کره جنوبی- منطقه امریکای جنوبی: کلمبیا- منطقه امریکای مرکزی: مکزیک- منطقه خاورمیانه: ترکیه
- اقدامات مذهبی :
- ترویج و گسترش فرقه های نو ظهور و عرفان های کاذب به منظور میل معنویت گرایی مخاطبان
- شبهه افکنی و تمسخر ارزشها، باورها و مناسک دینی و انتساب آنان به خرافات ، سنت گرايي و عقب ماندگی
- قبح زدایی از بی اعتنایی و توهین باورها، ارزشها و شخصیتهای دینی
- جایگزینی محور بودن خدا با ایدئولوژی¬های منحرفی همچون اومانیسم و...
- تبیین و ترویج اندیشه سکولاریسم
- اقدامات اجتماعی :
- تشویق و ترغیب اقشار معترض به نافرمانی های مدنی و هنجار شکنی های اجتماعی
- بزرگنمایی و برجسته سازی آسیب های اجتماعی
- تقبیح و تمسخر هنجار ها و آداب و رسوم اجتماعی و تشویق به ساختارشکنی در جامعه
- تقويت جريان اجتماعی روشنفکری غربی در ايران
- ترويج نوعی لاابالی گری اخلاقی با محوريت مسائل جنسی و ارتباطات زن و مرد


- اقدامات سیاسی :
- ناکار آمد نشان دادن حکومت دينی مبتنی بر نظريه ولايت فقيه
- تغيير ذائقه مخاطبان به سمت اصول حاکم بر نظام های غربی نظير ليبرال دموکراسی
- سياه نمايي فعاليت و عملکرد دولت خدمتگذار
- بزرگ نمايي و برجسته سازی نقاط ضعف و پوشاندن نقاط قوت نظام اسلامی
- نشر اخبار ناصحيح وشايعه در موضوعات روز و مبتلابه (درگير) مردم
- به چالش کشيدن ارزشها و پايه های اساسی نظام اسلامی نظير انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و ...
پیامدهای منفی ماهواره را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1. تماشای صحنههای مبتذل و مستهجن ، ذهن و اندیشه جوان را تسخیر میکند. جوانی که را به دیدن اینگونه تصویرها عادت کرده، به کار و فعالیت سازنده اجتماعی و اقتصادی بیرغبت است.
2. تماشای ماهواره، نشانه علاقه کم به مطالعه است و به احتمال زیاد، جوان را تنبل و از نظر روانی، منفعل بار می¬آورد و فعالیت ذهنی را کند و روح او را مسخ میکند، ماهواره، مبلّغ پرخاش¬گری و ستیزهجویی است.
3. تماشای تصویرها و فیلمهای مبتذل، کمکم جوان را به نوعی اعتیاد مبتلا میکند؛ به گونهای که اگر روزی سراغ ماهواره نرود، احساس کمبود دارد و زود بیحوصله می شود.
4. دیدن برنامههای ماهواره موجب بلوغ زودرس در نوجوانان می شود. اگر نوجوان یا جوانی صحنههای مبتذل ببیند و شرایط ازدواج را نداشته باشد،میکوشد عطش خود را از راههای دیگر فرو نشاند.در این صورت برای وی مشکلات اخلاقی گوناگونی به وجود میآید.
5. ماهواره می تواند افکار جوان را درباره مسائل سیاسی و اقتصادی تغییر دهد.
6. ماهواره واقعیتها را آنطور که باید و شاید به تصویر نمیکشد.شبکه های استعماری مسائل را به گونهای دیگر نشان می دهند و به افراد مجالاندیشیدن نمی دهند.
8. همانگونه که اعتیاد به مواد مخّدر، ویران گر بنیادهای اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی است، اعتیاد به برنامههای مخرب ماهوارهای نیز ارزشهای اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی را به شدت تهدید می کند.
بر اساس اطلاعات سایت نیلسون، نتایج تحقیقات بیان کننده حقایق تکان دهنده ای از محتوای کارتون های شبکه های مخصوص کودکان و نوجوانان سنین 12-17 سال می باشد. این تحقیقات بازتاب کننده ی آن است که کودکان، بیشترین وقت خود را صرف کارتون های محبوب شبکه هایی همچون ادالت اسویم، کارتون نتورک، دیزنی کانل، و نیک ات نایت می کنند.
تیم وینتر، رئیس این سازمان می گوید: داده های موسسه نیلسون بیان می کند که کودکان و نوجوانان بیشترین وقت خود را صرف کدام یک از شبکه ها می کنند. یافته های این گزارش برای بسیاری از پدرها و مادرها ناراحت کننده خواهد بود. کلمه «بزرگسال» نه تنها بیان کننده مضمون خود کارتون ها می باشد، بلکه بیان کننده محصولاتی است که به کودکان عرضه می شود.
وی در ادامه می افزاید: نه تنها بسیاری از مطالبی که به بزرگسالان مرتبط می باشد، به درون کارتون های کودکان خزیده است، بلکه اکثر برنامه های کودکان را نیز در برگرفته است. ما درباره شخصیت های کارتونی که با پوست موز سُر می خورند و به زمین می افتند صحبت نمی کنیم. داده ها نشان می دهد داستان هایی که امروزه محبوب می باشند، مملو از بیحرمتی است که شامل همه چیز می باشد. از تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر همچون کوکائین، اس تی دی، کریستان و... . هم اکنون محتوای و مضامین جنسی بیشتر از مضامین خشونت در کارتون ها یافت می شود.
طی این دوره مطالعاتی، بی حرمتی های تند و تصاویر جنسی، بخش عمده ی این کارتون ها را تشکیل داده است. شبکه های کارتونی در استفاده از سیستم ازریابی به منظور هشدار دادن به والدین در خصوص مضامین جنسی، گفتگوهای اغوا کننده و سخنان رکیک، صد در صد ناموفق عمل کرده اند.
وی ادامه داد : ما نیز پی بردیم که این شبکه ها محصولات سرگرم کننده بزرگسالان همچون فیلم ها و دی وی دی های مستهجن و شو ها را برای کودکان تبلیغ می کرده است. والدین در این خصوص باید کمال دقت را در تصمیمات خود بکار ببرند.
این سازمان 123 قسمت از برنامه های انیمیشنی که از شبکه های مذکور پخش می شده است را به منظور یافتن مضامین جنسی، خشونت، مواد مخدر و بی عفتی و بی حرمتی از 21 مارس 2011 الی14 اوریل 2011 بررسی کرد.
کارشناسان طی چهار هفته بررسی این برنامه ها 1487 مورد درباره مضامین مختلف فوق مستند سازی کردند. به طور متوسط این بینندگان کوچک در هر دو دقیقه و 19 ثانیه، در معرض یکی از موضوعات فوق قرار می گرفته اند.
سعد محسنی :
از سال 2002 که سعد همراه با دو برادرش جاهد و زید و خواهرش وژمه محسنی از استرالیا به کابل آمدند، آن ها شرکت رسانه ای «موبی مدیا گروپ» شان را با رادیو «آرمان» شروع کردند. محسنی ها تلویزیون طلوع را در سال 2004 با پولی که از اداره کمک های بین المللی ایالات متحده به دست آوردند (به نقل از نیویورک تایمز) راه اندازی کردند.پس از آن دامنه فعالیت های "موبی گروپ" هر روز بیشتر و بیشتر شد تا این که امروز سه تلویزیون، یک رادیو، یک وب سایت خبری، شرکت تولید موسیقی، مجله انگلیسی، کافی نتهای زنجیره ای، شرکت خدمات اینترنتی فقط بخشی از آن است.
سعد محسنی در استرالیا و انگلستان تجارب بانکداری و سرمايه گذاری دارد. وی شریک تجاری شرکت «استار» که یکی از زیرمجموعه های «نیوز کارپوریشن» به مالکیت "رابرت مرداک" است می باشد.
او قبلا سریال «24» را برای طلوع خریده بود و این بار نیز چنین کاری را برای «فارسی 1» و «زمزمه» کرده است. بعضی او را «رابرت مرداک افغانستان» لقب داده اند. عده ای بر اين باورند که سعد محسنی این سریال ها را نه بر اساس یک معامله تجاری بلکه بر اساس یک معامله سیاسی خریده است.

(سعد محسنی و فرید زکریا در مرکز لینکلن نیویورک)
چون شبکه طلوع افغانستان و بیشتر برنامه هایش بر اساس معاملات سیاسی-تجاری تولید می شود. کسی که بتواند برای تولید سریال افغانی «رازهای این خانه» از نیروی های آیساف پول بگیرد، حتماً می تواند برای راه اندازی شبکه های تلویزیونی ای که ملیونها ایرانی را به سوی خود کشیده است از آمریکایی ها پول بگیرد.
ارتباط سعد محسنی با رابرت مرداک :
راپرت مرداک سرمایه دار بزرگ آمریکایی-استرالیایی، طی یادداشتی به تمجید از صاحب شبکه فارسی وان پرداخت و از توجهات ویژه اش به این شبکه فارسی زبان خبر داد.مرداک که بارها ارتباط با فارسی وان را تکذیب کرده، گرچه در این یادداشت اشاره ای به نقش خود در شکل گیری این شبکه نکرده است، اما تحلیلگران، اظهار نظر وی در مورد صاحب شبکه فارسی وان را، پذیرش تلویحی ارتباطش با این شبکه می دانند.
مرداک برای سعد محسنی که یکی از 100 چهره ی با نفوذ مجله تایم شناخته شده، نوشته است: من با سعد محسنی 44 ساله (تاجر جوان قندهاری) از طریق یک دوست مشترک آشنا شدم و من به سرعت دریافتم که او ارزش این را دارد که به او توجه شود.
وی می افزاید: به نظر من، او مطلع ترین فرد در جهان در مورد افغانستان است. برای همین است که ما با هم تجارت می کنیم.
این سرمایه دار مشهور آمریکایی - استرالیایی می افزاید: سعد به همراه برادرش پس از یازده سپتامبر از استرالیا به کشور خود بازگشت. البته مالکیت او بر روزنامه و تلویزیون، بدون شک او را تبدیل به بانفودترین فرد افغانستان کرده است و نقشی بزرگ در شکل گیری افکار مردم بازی می کند.
مرداک ادامه می دهد: او شجاعت زیادی از خود نشان می دهد و به شدت دولت کرزای را به اتهام فساد به باد انتقاد می گیرد.
وی با اشاره به سابقه ی طالبان در افغانستان و ترس و واهمه ی تلویزیون این کشور برای نشان دادن تصویر زنان می گوید: سعد از اینکه مردان و زنان را در تلویزیون نشان بدهد نترسیده ، چیزی که طالبان اجازه آن را هیچ گاه نمی داد.

(سعد محسنی، وندی دنگ(همسر مرداک) و مرداک)
مرداک، البته در بخش دیگری از یادداشتش، از "دردسرهای بسیار زیاد سعد به دلیل کارهایش" خبر می دهد وی می نویسد: او از اینکه کار درستی انجام بدهد، نمی ترسد!
این اعتراف تلویحی مرداک در مورد نقشش در شبکه فارسی وان، پس از تکذیب چند باره ی ارتباطش با این شبکه فارسی جالب توجه است و نشان از سرمایه گذاری جدی برخی شرکت های غربی و هدف گذاری آن ها برای تخریب بنیان خانواده های پارسی زبان دارد.
جاهيد محسنی

برادر سعد محسنی که در افغانستان متولد شده است و اينک از مديران گروه موبی است. او مسئوليت های دولتی ای نيز در افغانستان داشته است: مسئول هماهنگی دفتر جذب کمک های اهدا کنندگان به افغانستان، اولين انجمن توسعه و بودجه های توسعه ملی افغانستان. او همچنین به عنوان دبیرخانه کمیته هماهنگی اقتصادی کابینه، و به عنوان یک مشاور وزير نيز خدمت کرده است. او در سال 1980م (1358) به استراليا مهاجرت کرده و دارای مدرک کارشناسی بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی می باشد. وی زبان های دری، انگلیسی و ژاپنی را به خوبی صحبت می کند.
زيد محسنی
برادر ديگر سعد محسنی که متولد سال 1969م می باشد. وی مدير بخش های فنی و حقوقی گروه موبی می باشد. او يک وکيل و حقوق دان خبره است که سوابق کاری نظير رياست اداره بازرگانی موسسه حقوقی ملبورن استراليا را در کارنامه دارد. زيد دارای تجربه قابل توجه در قانون شرکت های بزرگ و تجاری و تهیه پیش نویس های قانونی است. او همچنين شريک عامل مؤسسه حقوقی افغانستان می باشد که مشغول خدمات دهی به مشتریان، شرکت ها و دولت درمسائل تجاری و دعاوی حقوقی است.اقدامات حقوقی زيد محسنی در زمینه های زیر متمرکز شده است:
• مالی و بانکی
• جمع آوری کمک های مالی، ادغام ها، تملک و اخذ پذيرش از بورس سهام استرالیا
• تجدید ساختار شرکت ها و برنامه ریزی جانشینی
• مالکيت معنوی
• سایر دارایی های معنوی
• رسانه ها و ارتباطات از راه دور
زيد محسني در گفتگو با "عرب بيزنس" با اشاره به آغاز بكار قريب الوقوع زمزمه گفته بود:از خلال تحقيقات و گفتگو با بينندگانمان دريافيم كه زمينه براي راه اندازي يك شبكه ديگر كه ارائه دهنده سرگرمي "با كيفيت بالا" بوده و جهت گيري آن بيشتر به سمت بانوان باشد، وجود دارد.
محسني در اين مصاحبه ضمن اعلام خبر راه اندازي شبكه ايي ديگر مشابه فارسي وان با هدف گيري مردان در آينده نزديك، تصريح كرده بود: ما قصد داريم بيينندگان را با ايجاد شبكه هاي مختلف حفظ كنيم، زيرا حفظ بيننده براي مدت طولاني با يك شبكه امكان پذير نيست.

وي همچنين از بازار يك ميليارد دلاري تبليغات تلويزيوني براي فارسي زبانان سخن گفته بود كه البته با توجه به سهام دار اصلي اين شركت يعني مرداك با درآمد ساليانه بيش از 30 ميليارد دلار از سويي و ممنوعيت دادن آگهي به اين شبكه ها از طرف اكثريت متقاضيان ارائه آگهي تجاري و بازاريابي براي محصولات خود بين فارسي زبانان، يعني توليد كنندگان داخلي ، تخمين محسني قدري اغراق آميز بوده و اصولا بعيد به نطر مي رسد انگيزه قوي تجاري پشت فعاليتهاي فارسي 1 و قل دوم تازه وارد آن وجود داشته باشد.
وژمه محسنی :خواهر برادران محسنی است که هم اکنون مسئول استراتژی بازاریابی گروه موبی است. وی در زمينه بازاريابی ارشد شرکت بزرگ تکنولوژی تجاربی دارد. او در زمينه ارتباطات بازاريابی در هر دو زمينه بازار مصرف کننده و بازار کسب و کار به کسب و کار تخصص دارد.
سرویس نقد رسانه پایگاه 598 قصد دارد طی روزهای آینده، بطور منظم گزارشی از برخی محتواهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ارائه دهد. آنچه می آید، قسمت دوم از پیامدهای شبکه "من و تو" می باشد.
من و تو: تفکیک کارهای مردانه و زنانه، ظلم به زنان است
شبکه ماهواره ای من وتو در راستای ترویج فرهنگ فیمینیستی در مستندی بنام "پیشگامان" مختص دانستن بعضی فعالیتها به مردان را ظلم درحق زنان دانست واعلام کرد: "مردم اعتقاد دارند که انجام بعضی فعالیتها فقط مختص به مردان است در حالی که این تصوری غلط است."

ترویج فرهنگ فیمینیستی و اینکه هیچ فعالیتی نیست که به تنهایی مختص به مردان یا زنان باشد، در حالی است که همه جوامع بشری مختص بودن بعضی فعالیتها به مردان یا زنان را پذیرفته اند و این مسئله را امری موافق با طبع بشری می دانند، چراکه طبع و روحیه زن و مرد با هم متفاوت است و بدیهی است که بر اثر همین تفاوت در طبع و روحیه ممکن است زنان به دسته ای از کارها تمایل زیادی نشان دهند درحالی که مردان هیچگونه تمایلی به آن نداشته باشند و همچنین بعضی کارها هست که باروحیه مردان سازگارتر است و زنان هیچ تمایلی نسبت به انجام آن ندارند.
با این حال ترویج فرهنگهای غلط مانند ترویج شرابخواری، مصرف دخانیات، تساوی زن و مرد و... از سوی شبکه من و تو وحمایت های مالی دولت انگلیس از این شبکه، جهت گیریهای غلط و ضد دینی ودستهای پشت پرده این شبکه را نشان می دهد.
من و تو: حجاب عامل عقب ماندگی است
شبکه من وتو در برنامه "دکترکپي" [1]در تاريخ 24 تير ماه کوشيد حجاب را مورد تمسخر قرار داده و مانعي در جهت پيشرفت زنان جلوه دهد.

"دکتر کپي" در يکي از اين برنامه ها، بعد از پخش فيلم مصاحبه يک بانوي محجبه ايراني، ضمن مقايسه وضعيت حجاب در کشورهاي اروپايي و پيشرفته با کشورهاي جهان سومي مانند سودان، عربستان و سومالي سعي کرد رعايت حجاب اسلامي در کشورهاي جهان سومي را علت عقب ماندگي اين کشورها نشان داده و آزادي و بي بند و باري در کشورهاي اروپايي را يکي از علل پيشرفت غرب جلوه دهد.
گفتني است عقب ماندگي اين کشورها هيچ ربطي به قانون حجاب ندارد، اين کشورها از يک سو همواره تحت استعمار وسيطره غرب بوده اند و ازسوي ديگر عدم تلاش براي پيشرفت در علوم و صنعت نيز، علت عقب ماندگي کشورهاي مذکور بوده است.
البته پاسخ به اين سوال ضروري است که آيا پيشرفت غربي ها از برهنگي و بي بند و باري در جوامع شان ناشي مي شود يا اينکه تلاش وکوشش براي دستيابي به پيشرفت هاي علمي ، غارت واستعمار کشورهاي مسلمان آسيايي وآفريقايي و ايجاد جنگ ميان دولت هاي جهان سومي جهت عقب نگه داشتن آنها، مهمترين دلايل اين پيشرفت به شمار مي آيند؟
همچنين به گواهي تاريخ بسياري از زيربناهاي پيشرفت کشورهاي اروپايي در زمان حاکميت اسلام بر آن کشور ها و با فتح اندلس(اسپانياي کنوني) پايه گذاري شده است. مسلمانان فراموش نخواهند کرد که اربابان کليسا و مخالفان اسلام پس از ترقي کشورهاي اروپايي در زمان حکومت مسلمانان در اروپا و استقبال مسيحيان از اسلام براي فروپاشي اين نظام اسلامي و جلوگيري از گسترش و نفوذ اسلام از راه ترويج بي حجابي و بي بند و باري و ميگساري وارد عمل شدند ، دقيقا همان کاري که اکنون رسانه هاي غربي مثل شبکه من و تو اين وظيفه را به دوش ميکشند.
من و تو: در ازدواج های سنتی "عشق" جایی ندارد
شبکه من و تو در برنامه مستندی که درباره نحوه ازدواج در هندوستان بود به ترویج روابط قبل از ازدواج و تخریب ازدواج سنتی پرداخته و گفت: «در عروسی های سنتی که عروس و داماد قبل از ازدواج به ندرت همدیگر را ملاقات می کنند، عشق جایی ندارد.»

این شبکه گفت: «حالا با دسترسی به اینترنت شرایط تغییر کرده و خدمات همسر یابی به صورت آنلاین در آمده است.»
من و تو در پایان اضافه کرد: «اگر در دنیای مجازی ازدواج موفقیت آمیز نباشد می توان به راحتی طلاق گرفت.»
گفتنی است در حالی شبکه من و تو دختران و پسران را به ارتباط قبل از ازدواج تشویق می کند که تلاش دارد خود را شبکه ای ایرانی معرفی کند.
شایان ذکر است به اعتراف بسیاری از کسانی که با جوامع غربی و شرقی آشنایی دارند هرچند از عشق های گذرا و احساسی پیش از ازدواج در ازدواج های سنتی ایرانی و شرقی خبری نیست اما عشق های عمیق تر و پا برجا تری دارند و آرامش این زندگی ها بسیار بیشتر از خانواده های متزلزل غربی است.
[1] "دکتر کپي" عنوان برنامه اي با اجراي يک ميمون انيميشني است که به سياه نمايي در رابطه با مسائل و اخبار داخلي ايران مي پردازد.
سرویس نقد رسانه 598 قصد دارد طی روزهای آینده، بطور منظم گزارشی از برخی محتواهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ارائه دهد. آنچه می آید، قسمت اول از پیامدهای شبکه "من و تو" می باشد.
من و تو: بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است
بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است چرا که در این ازدواج ها فرصت شناخت برای طرفین وجود ندارد.

کارشناس شبکه "من و تو" در برنامه "من و تو پلاس" گفت: « بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است. ممکن است به خیلی ها بربخورد ولی این یک واقعیت است چرا که در این ازدواج ها فرصت شناخت برای طرفین وجود ندارد. در این ازدواج ها ابتدا مراسم شیرینی خوران است بعد هم تعیین مهریه و بله برون. و بعد مشخص می کنند که خرج و مخارج را چه کسی باید بپردازد و دعوا ها هم از همین جا شروع می شوند.»
این کارشناس سپس در جواب سوال مجری برنامه که پرسیده بود آیا برای حل این مشکل راهکاری دارید افزود: « اولا شخص باید خودش را خوب بشناسد وبه مسائل عمقی دقت کند و ببیند آیا این شخص برایش مناسب است؟ آیا من برای او مناسب هستم؟ البته سن ازدواج هم خیلی مهم است. آخر دختر 18 یا 20 -25 ساله آمادگی برای ازدواج دارد؟ حتی ممکن است شخص 30-35 ساله و حتی 40ساله هم برای ازدواج آمادگی نداشته باشد».
البته باید توجه داشت که کارشناس شبکه من و تو نگفت که در ازدواج های سنتی دوره ای به نام دوره نامزدی وجود دارد و این دوره حداقل چند ماه طول می کشد و دختر و پسر در این دوره فرصت کافی برای شناخت همدیگر را دارند. و نگفت که اگر سن مناسب برای ازدواج 20 تا 35 و حتی 40 سالگی نیست پس سن مناسب برای ازدواج چند سالگی است؟
ناگفته نماند که این کارشناس که ازدواج بعد از 30-35 سالگی را مناسب می داند در مقابل دانشمندان که معتقدند باردار شدن زن بعد از 35 سالگی هم برای زن و هم برای جنین خطرناک است و بهترین سن برای بارداری بین 18 تا 35 سالگی است چه جوابی دارد؟
لازم به ذکر است که آیا صحبتهای کارشناس شبکه من و تو در پاسخ به درخواست مجری برنامه که از وی خواست راهکاری برای حل مشکلات مطرح شده ارائه دهد یک راهکار است؟
من و تو: چطور با سکس ثروتمند شوید
شبکه 'من و تو' با تهیه گزارشی پرداختن به مسائل سکسی را موجب ثروتمند شدن دانست.
اين شبکه برای نشان دادن راه های ثروتمند شدن گزارشی از یکی از ثروتمندان غربی تهیه کرده و در این گزارش اقدام به ترویج روابط نامشروع کرد.

در این گزارش، پرداختن به سکس را موجب ثروتمند شدن هر انسانی دانسته و اعلام کرد: «می توان از اشتیاق عمومی که در مسائل سکسی است استفاده کرد و با فعالیت در این زمینه به زودی تبدیل به یک ثروتمند شد.«
پخش این گزارش از شبکه من و تو نشان دهنده شدت انحطاط فرهنگ غربی است که برای رسیدن به پول بدون هیچ خجالتی حاضرند دست به هر کاری بزنند .
من و تو : مهریه ظلم به زن و مرد است
شبکه من وتو درتاریخ10سپتامبر(19شهریور) در برنامه ای به بررسی و تحلیل مهریه در ایران پرداخت و عنوان کرد: «مهریه عادلانه نیست و یک نوع نگاه جنسیتی به زن می باشد.»
کارشناس این برنامه ابراز داشت: «تعبیری که ما در جامعه از زن داریم موجودی ضعیف است که نمی تواند خودش را سر پرستی کند و یک نفر دیگر به صورت یک مالک او را به عقد خودش در می آورد و جزء املاک آن مرد می شود.»
کارشناس برنامه سپس عنوان کرد: «مهریه، دختران را در شرایط عدم امنیت و مورد ظلم واقع شدن قرار می دهد و این باعث خشم نهفته زنان نسبت به مردان می شود.»
گفتنی است این اظهارات در حالی است که چیزی که در اسلام به عنوان مهریه بر عهده مرد قرار داده شده است،هدیه ای است که مرد برای همسر آینده تعیین می کند و علاوه بر آنکه مهر و محبت خود را نثار همسر می کند و موجب تقویت بنیان خانواده می گردد، ذخیره ای مالی و مادی برای زن است تا نسبت به وضعیت آینده اقتصادی خود اطمینان داشته باشد.
البته متاسفانه بعضی ها با ایجاد انحراف در این قانون صحیح ، هدف اصلی این حکم الهی را عملا دگرگون میکنند.
شایان ذکر است ، شبکه من وتو با وجود آنکه رسوم زشت غربی همچون روابط نامشروع را ترویج می کند اما وقتی نوبت به احکام اسلامی می رسد حتی احکامی را که فوائد و خوبی های آنها کاملا واضح است را نیز نادیده می گیرد و به مقابله با آنها می پردازد.
من و تو: ترویج همجنس گرایی و قبح زدایی از آن
شبکه من وتو در تاریخ 20/4/90در برنامه"بفرمایید شام" که با حضور 4 مهمان زن برگزار شد، با پخش شرابخواری آنان و با گفتار زشت و زننده مهمانان به ترویج همجنسگرایی و بی اشکال بودن این قضیه کرد.

در ادامه مهمانان برنامه که در نوع گفتار با کلامی زشت و زننده سخن میگویند به نوع رفتار و ارتباط با همجنس بازان پرداختند و نوع ارتباط با این افراد را بی اشکال عنوان کردند.
من و تو: می توان شیعه بود و مشروب هم خورد
شبکه من وتو در تاریخ21سپتامبر(30شهریور) در یکی از برنامه های خود میهمانان این برنامه را که به رقص و پایکوبی و همچنین خوردن شراب مشغول بودند شیعه معرفی کرد.

این برنامه از 4نفر میهمان زن و مرد تشکیل می شد که به طور مکرر رقص مختلط آنان نشان داده می شد و متاسفانه در پشت سر این افراد تابلویی نصب بود که بر روی آن نام مقدس امام علی(ع)نقش بسته بود.
به نظر می رسد این برنامه با نشان دادن مکرر رقص و مشروبات الکلی همراه با تابلوی یا علی(ع)مدد به دنبال این است تا به مخاطبین ایرانی خود که اکثرا شیعه هستند القاء کند که می توان مشروب خورد و با زن نامحرم رقصید و شیعه هم بود!؟ که این همان اسلام التقاطی است که غربی ها به شدت دنبال ترویج آن هستند می باشد.
ضمن آنکه این شبکه تلاش دارد با نشان دادن هر چه ایرانی تر و اسلامی تر نشان دادن فضای ضد دینی برنامه های خود تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبین داشته باشد.
شبکه وصال فارسی :
رویکرد شبکه: وهابیت سلفی - عملکرد شبکه: تند رو مذهبی - مدیریت محتوایی برنامه ها: دکتر عبدالرّحیم ملازاده (أبو منتصر بلوچی) - وابستگی رسانه ای: تلویزیون «الوصال» کویت - کشور مطبوع: کویت - زبان: فارسی - مخاطبین: مسلمانان فارسی زبان - تاریخ تأسیس: رمضان 1432 هـ.ق

درباره شبکه وصال فارسی
شبکه وهابی «وصال فارسی» خود را "تریبون اهل سنت فارسی زبان" معرفی کرده و در مرام نامه اش چنین می آورد:
" اهل سنت در شبکۀ وصال با توجه با عقیدۀ پاک و مرام صادقانه ای که دارند ، جز خدمت به جامعۀ بشری و عموم هموطنان و همزبانانی که حرفشان را می فهمند؛ جز تقدیم و معرفی عقیدۀ پاک و زلال خود که مبنی بر قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و عقل و فطرت سالم و برهان و استدلال محکم و صادقانه با فهم پیشگامان امت به شمول صحابه و اهل بیت گرامی آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم است هیچ طرح و برنامۀ دیگری ندارند."
داعیه صلح جویی و صلح طلبی نیز در بخشهایی از معرفی این شبکه دیده می شود:
"وصال آمده تا حلقۀ وصلی باشد بین مؤمنان و تمام حق جويانى كه در طلب حق مي تپند، تا از منبر آن، حق بگویند و حق بشنوند و با حق خالص و بي شائبه آشنا گردند"
و همچنین می افزاید:
"وصال آمده تا کدورت ها، كينه ها، حسادت ها، و دشمنی هایی که مدعیان اسلام ناب و پیروی از اهل بیت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم به نام دين در بین ملت ها کاشته را ریشه کن نمايد، و فضايي از محبت و اخوت و برادری و برابري و همزیستی مسالمت آمیز را در ميان آحاد جامعه بوجود آورد"[ اما اشاره نمی کند در صورتیکه هدف اصلی، اخوت و برداری و باصطلاح "روشن نمودن اذهان مسلمانان" و اصلاح جامعه اسلامی می باشد، چرا باید مدام و به شکلی ناپسند در برنامه های مختلف خود به اندیشه ها و آراء مختلف مسلمانان و علی الخصوص عقاید شیعیان و ناسزا گفته و به شکل دائمی به تمسخر اندیشه شیعی و نخبگان شیعی پرداخته شود.]
اما تفکر وهابیت که این شبکه از همان مهمل برخاسته است، در بخشهای دیگری از این معرفی نامه ظهور و بروز یافته است؛ چه آنکه در بخشی از آن چنین آمده است:
"... بین بندگان و آفریدگارشان هیچ واسطه ای نیست ، و الله متعال از رگ گردن نیز به بندگانش نزدیکتر است"
شبکه وصال در تبیین مسئولیت خود ساخته اش، به شکل آشکار به دو محور اصلی اشاره می نمایدکه اولین محور آن نیز بدین شرح است:
"اول: توحید خالص و یکتاپرستی ناب و شفاف به دور از هرگونه شرک و بدعت و قطار واسطه ها و وسیله ها؛ همان توحیدی که پیام آشکار قرآن کریم و دعوت تمام پیامبران الهی و مقصود اصلی آفرینش و تنها سبب نجات و سعادت انسان در جهان است."
در بخش دیگری از این معرفی نیز میتوان نشانه های حقد و کینه دستاندرکاران این شبکه را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و دولت های شیعی منطقه دریافت:
"وصال پیام وصلی است بین بندگان و پروردگارشان به دور از سلطه قهریه و جبروت كاذب مستبدان و دیکتاتوران و جاه طلبانی که می خواهند تمام امور دین و دینا را با منطق زور و فشار و تقلید کورکورانه بر مردم تحمیل کنند."
روشن است که این شبکه برای فارسی زبانان است و نمیتواند چنین اشاره ای را به جای دیگری یا کشور اسلامی دیگری نسبت داده باشد. گرچه در خلال برنامه های این شبکه نیز این موضع به روشنی دیده می شود.
«عبدالرحیم ملازاده» کیست؟
شبکه فارسی وصال به پیشنهاد شخصی به نام «عبدالرحیم ملازاده» تاسیس گردیده و هم اکنون مشغول به فعالیت است. بخش عمده ای از برنامه های این شبکه نیز توسط همین فرد مدیریت و اجرا میشود. برنامه هایی همچون « اصلاح » و « منبر جهانى» .ملازاده از ایران سالها پیش به کویت پناهنده شده و از توهین به تمام ارکان جمهوری اسلامی پرهیز نمی کند. او که پیشتر در شبکه ماهواره ای «رنگارنگ» برنامه های تکفیری و سراسر توهین خود را اجرا مینمود، در گفت و گوی خود با شبکه الوصال کویت آورده است:
" شبکه «وصال فارسی» می تواند از هزاران مسجد و منبر تأثیر بیشتری داشته باشد" او همچنین افزوده است " بزرگ ترین جهاد، جهاد زبانی است و تأثیری که یک شبکه ماهواره ای در مدت پنج سال می تواند داشته باشد، از 500 سال فعالیت و تبلیغ عادی بیشتر است".
گرچه او درادعاهای خود گفته است: "ما نمی خواهیم جنگ طایفه ای بر انگیزیم ! بلکه می خواهیم مثل دیگر ملت ها با امنیت و آزادی زندگی کنیم" !!!
او که با نام «أبو منتصر بلوچی» نیز شناخته میشود برادر عبدالعزیز ملازاده (۱۲۹۵ سرباز - ۱۳۶۶ مشهد) از علمای اهل سنت و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی است.
آنچه در این میان جالب توجه است تفاوت فاحش اعتقادات این دو برادر است. به همین جهت مختصری از زندگی عبدالعزیز ملازاده در اینجا می آوریم:
عبدالعزیز ملازاده در سال ۱۲۹۵ در سرباز به دنیا آمد. پدرش مولانا ملازاده سربازی، قاضی القضات بلوچستان بود. او در جوانی به تحصیل و بعد از آن تدرسی علوم اسلامی پرداخت. در سال ۱۳۳۰ مدرسه دینی عزیزیه سرباز را بنیان نهاد و بعد از آن نیز مدارس و مساجد بسیاری را در استان سیستان و بلوچستان تاسیس کرد.
او همواره از تمامیت ارضی ایران حمایت میکرد و خواهان وحدت شیعه و سنی بود. او در سال ۱۳۴۷ در دیداری با روحالله خمینی موضوع درخواست تاسیس مسجد اهل سنت در تهران را با وی مطرح نمود. پس از انقلاب و بروز شورش و درگیری در گنبد راهی آن منطقه شد و مردم را به آرامش دعوت کرد. او همچنین به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی رسید.
ملازاده در سال ۵۸ دچار عارضه قلبی گردید و همین بیماری منجر به از کارافتادن کلیههای وی در سال ۶۴ و مرگ وی در سال ۶۶ گردید.
دكتر عبدالرحیم ملازاده تحصيلكرده دانشگاه های مدينه، دمشق و لبنان است و از او تا کنون دو کتاب منتشر شده است: مهدی موعود یا مهدی موهوم؟ و ویرانگری ها و خیانت های مدعیان تشیع در اسلام.
شبکه کلمه :
رویکرد شبکه: وهابیت سلفی - عملکرد شبکه: تند رو مذهبی - وابستگی رسانه ای: مستقل - زبان: فارسی - مخاطبین: مسلمانان فارسی زبان - تاریخ تأسیس: رمضان 1432 هـ.ق - مجریان مطرح: سید عقیل هاشمی و عبدالفتاح خدمتی - کارشناسان علمی مطرح: عبدالله حیدری (مدیر مرکز مطالعات اندیشه و گفتگو)

عناوین کلی برخی شبهات مطرح:
نفی امامت و ولایت حضرت امام علی علیه السّلام
عدم اعتقاد اهل بیت پیامبر و ائمهی هدی به امامت خود
جعلی بودن اندیشه امامت و تشیع توسط عبدالله بن سبأ یهودی
عدم اختلاف و نزاع میان خلفای راشدین و امام علی علیه السّلام
امّ المؤمنین بودن عایشه و مصداق اهل بیت بودن ایشان
شرک بودن زیارت قبور متبرک ائمّه معصومین علیهم السّلام
باطل بودن اندیشه شفاعت و برابر شرک بودن آن
دروغ و مجعول بودن شفا از سوی اهل بیت علیهم السّلام
باطل بودن عبادات شیعه به دلیل مخالفت آن با سنت پیامبر
ما حق قضاوت درباره گذشتگان بویژه صحابه رسول خدا را نداریم.

سريال الحسن و الحسين:
در خلاصه داستان اين سريال آمده است: اين سريال به زندگاني امامان حسن و حسين[ع] و فتنه بزرگي كه پس از رحلت حضرت رسول(ص) رخ داد و نقش آنان در دفاع از خليفه سوم عثمانبن عفان و همراهي با اميرالمؤمنين عليّبن ابيطالب(ع) ميپردازد؛ اين سريال همچنين كنار رفتن [امام] حسن[ع] از خلافت [مسلمين] براي ايجاد صلح بين مسلمانان و وحدت امت اسلامي را به نمايش ميگذارد.
در همين حال شبكه روتانا در گزارشي درباره اين سريال عنوان كرد: اين سريال نقش يهوديان در توطئه و اختلافافكني بين مسلمانان پس از كشته شدن عثمان را تا شهادت امام حسين(ع) به تصوير ميكشد.
«محمد الحسيان» رئيس شوراي اداري شركت مها در گفتوگو با روتانا گفت: اين سريال بر اساس حقايق تاريخي ساخته شده و تلاش دارد روابط خوب ميان صحابي حضرت رسولالله(ص) از يك طرف و ميان صحابه و اهل بيت(ع) را از سوي ديگر نشان دهد.وي افزود: همانطور كه ميدانيم پس از قتل عثمان فتنهاي رخ داد اما ميبينيم كه اصحاب پيامبر(ص) با وجود اختلاف، بزرگي و اخلاق را رعايت ميكردند اما در اين بين «عبداللهبن سبا» يهودي به اختلافافكني بين آنان اقدام كرد.
اين سريال قرار است از داستان شورش بر عليه خليفه سوم عثمان بنعفان آغاز شود و با نشان دادن دوران خلافت امام علي(ع) و جنگهاي جمل و صفين و دوران امامت امام حسن مجتبي(ع) و صلح ايشان با معاويه به دوران امامت امام حسين(ع) بپردازد و با شهادت ايشان در حادثه كربلا به پايان برسد.
تهيه كنندگان اين سريال معتقدند اين سريال به دنبال ايجاد وحدت عملي در ميان مسلمانان است و گفتهاند: بر خلاف آنچه كه ميگويند اين سريال ايجاد فتنه نخواهد كرد و در طول سه سال گذشته [از طرح اوليه تا پايان كار] تلاش كردهايم تا به احدي توهين نشود.
اما در هفتههاي قبل برخي از منابع خبري فاش كردند كه كساني كه بخشهايي از اين سريال در انتظار نمايش را ديدهاند اعلام كردهاند سريال «معاويه ، حسن و حسين» نكات زير را دنبال ميكند.
1. دروغ پردازی راجب شکل گيری مذهب شيعه تحت عنوان توطئه ايجاد فرقه ای ساختگی به نام شيعه توسط يهوديان منافق و انتساب اين عمل به عبدالله ابن سبأ؛
1.تبرئه يزيد بن معاويه از قتل امام حسين(ع) و مجرم دانستن عمربن سعد، شمر و اهالي كوفه در اين حادثه ؛
2.ارائه صلح امام حسن مجتبي(ع) به شكل نادرست و تبرئه معاويه از نقض صلحنامه و نشان دادن برتري وي در برابر امام علي(ع) و امام حسن مجتبي(ع) ؛

3. يكسان نشان دادن امام حسن و امام حسين عليهما السلام با معاويه و يزيد ؛
4.. سفيد و مطهر نشان دادن تصوير معاويه و يزيد؛
5. تحريف و شبههاندازي در حقايق و مسلمات شيعه و تحريف مذهب شيع اثني عشري ؛
6. تنزل جايگاه حسنين(ع) با به تصوير كشيدن آن دو حضرت(ع) و نشان دادن آن دو امام معصوم(ع) بدون هيبت و بدون هرگونه وقار و قداست.
«شبکه تلویزیونی پرشیا» به عنوان یکی از شبکه های فارسی زبان، از سال 1387 ابتدائاً با نام «مکس تی وی» کار خود را آغاز نمود و پس از مدت کوتاهی به تلویزیون پرشیا تغییر نام داد.
این شبکه با سرمایه گذاری سه تن از برگزار کنندگان کنسرت های موسیقی و شو در اروپا و امریکا با نام های وحید امینی، خشایار غیاثی و شاهین رحیمی و شریک آلمانی شان "یورگ فرشیلد" در شهر کلن آلمان راه اندازی گردید و اکنون توسط خشایار غیاثی مدیریت می شود.

تلویزیون پرشیا همانند دیگر همکارانش چون فارسی وان و من و تو، با ماموریت از بین بردن حریم های خصوصی و حیا و همچنین ترویج سبک زندگی غربی با الگو نشان دادن زندگی خواننده های ایرانی ساکن کشورهای غربی را در دستور کار خود قرار داده است. اغلب برنامه های این شبکه پیرامون موارد ذیل می باشد:
تلویزیون پرشیا و اسطوره سازی از خوانندگان آن ور آبی
این شبکه تلویزیونی در برنامه هایی مختلف با دعوت از خوانندگان معروف ایرانی که در اروپا و آمریکا مشغول به زندگی هستند، به معرفی شخصیت و بیان زندگی خصوصی آنها و ترویج نوع زندگی شان می پردازد. پرشیا در این برنامه ها شئونات و رفتارهای دینی را کاملا کنار گذاشته و سعی در از بین بردن حریم خانواده ها، حتی با بیان روابط هم جنس گرایانه دارد.

به اختصار می توان عمده اهدف این شبکه را این موارد دانست:
- تقبیح و تمسخر هنجار ها و آداب و رسوم اجتماعی و تشویق به ساختارشکنی در جامعه
- تقويت جريان اجتماعی روشنفکری غربی در ايران
- ترويج نوعی لاابالی گری اخلاقی با محوريت مسائل جنسی و ارتباطات زن و مرد
فیلم های خصوصی خودتان را برای ما بفرستید!
دست اندرکاران این شبکه تلویزیونی طی برنامه ای در 4 شب از هفته اقدام به پخش تصاویر و بلوتوث های خانوادگی و خصوصی افراد می نمایند.
مجری برنامه "شما هم دعوتید" با درخواست از بینندگانشان و تبلیغ وسیع این موضوع در شبکه های اجتماعی، خواهان ارسال فیلم های خصوصی همانند فیلم های عروسی ایرانیان برای پخش در این شبکه شده اند.

تصاویر و فیلم هایی که قبلاً در موبایل ها جابه جا می شد، این بار توسط این شبکه اجازه نمایش تلویزیونی پیدا نموده! این عمل بچه هدفی جز نشانه گرفتن حیا و عفت عمومی در بین ایرانیان خواهد داشت؟
این شبکه با ایجادانگیزه هایی همانند گرفتن جایزه نقدی و همچنین مشهور شدن زوج هایی که فیلم هایشان را به این شبکه ارسال می کنند، رفته رفته به دنبال عادی سازی یک ضد ارزش در جامعه ی دینی است. براستی مدعوین این عروسی ها چه کرده اند که تقاص آن، پخش بی اجازه تصاویر آرایش کرده آنان در عموم باشد؟

البته این فراخوان تلویزیون پرشیا با واکنش رییس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی نیز روبه رو گردیده و ایشان در خصوص فراخوان شبکههای ماهوارهای مبنی بر ارسال فیلم و عکسهای عروسی هموطنان برای پخش و شرکت در مسابقه اظهار داشتند: من این مطلب را شنیدهام و در حال حاضر ماموران در حال رصد و بررسی این مسئله هستند، اما ارسال عکس و فیلم عروسی به شبکههای ماهوارهای غیرقانونی است و ما برابر قانون با آنان برخورد خواهیم کرد.
تلویزون پرشیا و پخش جدید ترین کنسرت ها و شو خوانندگان
این شبکه با در اختیار داشتن مدرن ترین تجهیزات و استودیوهای مجهز، توانسته است رتبه اول را در کیفیت صدا در بین دیگر شبکه های فارسی زبان به خود اختصاص دهد.

(مجری و مدیر تلویزیون پرشیا)
تلویزیون پرشیا با پخش مداوم کنسرت های خوانندگان مختلف جهان و پخش کلیپ های جدید و دعوت از خوانندگان برای اجرای آهنگ در استودیوی اختصاصی اش، توانسته است مخاطبین بسیاری را در بین بینندگان ماهواره بدست آورد.
آموزش و ترویج رقص در بین خانواده های ایرانی

این شبکه با پخش برنامه های متوالی و دعوت از رقاص های مشهور، اقدام به آموزش و ترویج انواع رقص در بین خانواده های ایرانی می کند.
همچنین مسئولان این شبکه با برگزاری مسابقه های مختلف رقص و دعوت از ایرانیان برای حضور در این مسابقات، سعی در گسترش رفتارهای ساختارشکنانه در خانواده ها و دی پی آن اجتماع را دارند.
لازم به ذکر است که این شبکه ظاهری بی تفاوت نسبت به مسائل سیاسی گرفته است و سعی در حذف احکام و اعتقادات مذهبی و ترویج سکولاریسم در بین خانواده ها را دارد.
وي افزود: ساخت مسكن مهر با آورده 25 ميليون تومان در پرديس اشتباه مطرح شده است و در پروژههاي فعلي آورده متقاضي براساس انتخاب واحد از 15 ميليون تومان تا 30 ميليون تومان متغير است.
هدايت با بيان اينكه مسكنهاي مهر پرديس براي سه دهك ضعيف، متوسط و ثروتمند تهران تدارك ديده شده است، گفت: اين واحدها به دو صورت اجاره 99 ساله و ملكي است و واحدها در قالب بلند مرتبهسازي، چهار طبقه و سه طبقه، 10 واحده و سه طبقه شش واحدي ساخته ميشود.
مديرعامل شهر جديد پرديس در پايان تصريح كرد: اين واحدها براساس توان مالي متقاضيان واگذار ميشود و متقاضيان واحدهاي ملكي بايد تا حدود 10 ميليون تومان آورده بيشتري پرداخت كنند.
در 27 خرداد 1360 مجلس شورای اسلامی به دلیل بی کفایتی بنی صدر دو فوریت طرح عدم کفایت سیاسی وی را تصویب کرد. یک روز بعد در 28 خرداد 60 سازمان منافقين با صدور اطلاعیه اي آغاز رسمی حملات مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی و مردم عادي را اعلام كرد، با گذشت بيش از سه دهه از اين اقدام ننگين مرور چگونگي تشكيل سازمان منافقين و ترور مردم عادي اوج قساوت اعضاي منافقين را نشان مي دهد.این افراد با آنکه شخصا مذهبی بودند و نسبت به عقاید و رفتار مذهبی خویش توجه و حساسیت داشتند اما از نظر سیاسی و ایدئولوژیک پرورش یافته جبهه ملی و نهضت آزادی بودند.
مهندس بازرگان خود نیز بعدها تاکید کرد که مجاهدین خلق "فرزندان نهضت آزادی” هستند و مبانی فکری و تعلیمات اولیه آن ماخوذ از بحث ها و کتابهای وی و نهضت آزادی بوده است.
ماموريت ماركسيستي
پس از مدتی رهبری اصلی سازمان به دست (تقی شهرام) افتاد و سایر اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان جز معدودی ابزارهايي در دست او بودند. مهمترین ماموریتی که تقی شهرام برای خود می شناخت مارکسیست کردن افراد بود.
او ابتدا یکی از کادرهای مهم سازمان به نام ناصر جوهری را با خود همراه کرد و سپس به کمک وی برنامه ای گام به گام برای کنار گذاشتن ایدئولوژی التقاطی و برگزیدن ایدئولوژی مارکسیستی تدارک دید.
این برنامه شامل کار روانی و ایجاد آمادگی روحی در افراد برای کنار گذاشتن مذهب قطع آموزش های مذهبی و مطالعات اسلامی جایگزینی متون تعلیمات مارکسیستی و طرح شبهات پیرامون اسلام در نشریات درون سازمانی بود. با توجه به اطاعت کورکورانه ای که اعضا در نظام مرکزیت در جریان روند مارکسیست شدن اعضای سازمان حداقل 90 تن از کادرها و اعضای مسئول سازمان تا پاییز 1353 در داخل و خارج از کشور رسما به ایدئولوژی مارکسیسم گرویدند.
مخالفت روحانيون با تغيير ايدئولوژي
اعلام خصوصی تغییر ایدئولوژی نزد برخی از روحانیون مرتبط با سازمان موجب ایجاد موجی از مخالفت در بین مبارزان مذهبی و قطع کمک های مردمی گردید که تا آن زمان با تصور اینکه سازمان یک گروه مذهبی است به صورت حمایت های گسترده مالی بعضی از بازاری های مبارز و روحانیون تداوم حیات سازمان را امکان پذیر ساخته بود.
پس از اعلام تغییر ایدئولوژی عده ای از اعضای باقی مانده در زندان شروع به بازسازی سازمان با همان ساخت فکری التقاطی کردند. بیشتر این عده به دور شخصی به نام "مسعود رجوی” گرد آمدند. او تنها عضو باقی مانده از مرکزیت اولیه سازمان بود و در موج های اولیه دستگیری اعضای سازمان در سال 1350 دستگیر شده بود و در زمان دستگیری جوان ترین عضو مرکزیت گروه بود.
حنیف نژاد در آخرین لحظات پس از ضربه شهریور 50 او را وارد مرکزیت کرده بود. به گفته مسعود حقگو عضو قدیمی سازمان "حنیف نژاد و دیگر سران سازمان اسیر نوع حرف زدن و روشنفکرنمایی مسعود رجوی شدند؛ حراف و جذاب بود”. رجوی در اردوگاههای الفتح در اردن آموزش نظامی دیده بود. از همان ابتدای امر برای بعضی از افراد سازمان روحیه و نوع نگاه او به دین مشخص شده بود.
همكاري رجوي با ساواك
واقعیت آن بود که رجوی در همان آغاز دستگیری با ساواک همکاری کرده بود و تمام اطلاعات خود را در اختیار آنها گذاشته بود. بر طبق اسناد ساواک: ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس ساواک در نامه ای خطاب به دادرسی ارتش مسعود رجوی را از "همکاران” ساواک معرفی کرده که "در جریان تحقیقات کمال همکاری را در معرفی اعضای سازمان مکشوفه به عمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه مزبور موثر و مفید بوده است”. نصیری در ادامه همین نامه تاکید می کند که مسعود رجوی ]ساواک [ "پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاهها همکاری های صمیمانه ای با مامورین به عمل آورده لذا به نظر این سازمان استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد”. روزنامه کیهان نیز در خبر اعدام چهار تن از اعضای سازمان درباره مسعود رجوی اطلاع می دهد که "چون در جریان تعقیب کمال همکاری را به عمل آورده و در زندان نیز با مامورین همکاری نموده به فرمان مطاع مبارک شاهانه کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان تبدیل گردیده است”.
مخالفت با مواضع امام(ره)
سازمان در ماه های اول پس از پیروزی انقلاب از امام خمینی با تعابیری چون "امام مجاهد اعظم” "قائد پرافتخار” "مجاهد آگاه” و.... یاد می نمود. اما در عمل مواضعی مخالف مواضع ایشان داشت. امام خمینی (ره) با توجه به اینکه بدنه اصلی ارتش از فرزندان مسلمان ملت تشکیل شده بود و به استثنای عده ای از فرماندهان ارتش در کنار ملت قرار گرفته بود همواره از ارتش حمایت می کرد. اما گروه های چپ شعار "انحلال ارتش” را سر داده بودند و سازمان علیرغم اینکه به ظاهر خود را مطیع امام قلمداد می کرد همراه با دیگر گروه های چپ خواهان انحلال ارتش بود. این روش منافقانه البته دیری نپائید. بویژه پس از آنکه رهبری روحانیت و موقعیت آن در انقلاب تثبیت شد سازمان با شعار مبارزه با "ارتجاع” تمامی نیروهای کارآمد و مجرب روحانیت بویژه آیت الله دکتر بهشتی آیت الله خامنه ای آیت الله رفسنجانی و... را زیر فشار تهمت و ناسزا و حمله های ناجوانمردانه تبلیغاتی گرفت. از همین جا بخش عظیم مردم ایران از سازمان فاصله گرفتند کار به جایی رسید که سازمان رسما اعلام کرد که تضاد اصلی اش با امپریالیسم آمریکا نیست بلکه با ارتجاع حاکم است.
خط نفوذ منافقين
جدی ترین تاکتیک سازمان منافقين برای آماده سازی زمینه براندازی جمهوری اسلامی و در دست گرفتن قدرت "خط نفوذ” بود. به گفته آقای هاشمی رفسنجانی "مجاهدین خلق سال ها به عنوان نیروی خودی در میان مبارزان مسلمان بودند و از وضع و موقعیت افراد و راه وصول به نهادهای مهم اطلاعات کامل و دقیق داشتند.”
در چنان شرایطی و در غیاب یک نهاد امنیتی متشکل برخاسته از انقلاب برخی از اعضای سازمان منافقين توانستند با بهره گیری از ارتباطات قدیمی خود با برخی مقامات دولت موقت نهضت آزادی و تنی چند از روحانیون متنفذ آن سال ها در درون بعضی از مراکز حساس سیاسی و قضایی مانند وزارت کشور نخست وزیری دادستانی دادگاه انقلاب نیروهای نظامی و انتظامی و حتی حزب جمهوری اسلامی رخنه نمایند.
مخالفت علني با انقلاب اسلامي
کم کم سازمان منافقين به اتکای اعضا و هوادارانی که پیدا کرده بود و به اتکای سلاحها و مهماتی که در شرایط خاص پس از پیروزی انقلاب جمع آوری نموده بودند مخالفت خود را با نظام جمهوری اسلامی به بهانه های مختلف روز به روز علنی تر و آشکارتر ساخت به ویژه پس از کشف ماجرای جاسوسی محمدرضا سعادتی عضو مرکزیت سازمان و دستگیری وی در حین ارائه اطلاعات طبقه بندی شده به مامور امنیتی شوروی.
روي خوش بني صدر به منافقين
با انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری سازمان برای تشدید تضاد درونی حاکمیت و مقابله با امام با استفاده از بنی صدر به همکاری نزدیک با او پرداخت. بنی صدر نیز که برای حذف یاران امام به نیروی منسجم و تشکیلاتی احتیاج داشت به آنان روی خوش نشان داد.
جنگ رواني عليه نظام
منافقین پس از یک دوره تقریبا دوساله از اوایل سال 60 در زمانی که کشور در التهاب جنگ و بی ثباتی می سوخت قدرت و اسلحه خود را به میان آوردند. در طول دو سال پس از پیروزی انقلاب هر روز و در هر کجای ایران همراه با دیگر گروه های ضد انقلاب تشنج آفرینی کردند؛ در روزنامه ها و نشریات شان به افراد مسئولان و نهادهای انقلاب فحاشی کردند و تهمت زدند و رهبران و مسئولان مردم با صبر و حوصله آنان را تحمل کردند تا بلکه کار به خشونت نکشد. در این دو سال سازمان با برنامه ریزی و نقشه اقدام به ایجاد خانه های تیمی متعدد کرده بود و خود را برای براندازی آماده کرده بود.
آغاز حملات مسلحانه منافقين
در 27 خرداد 1360 مجلس شورای اسلامی به دلیل بی کفایتی ها تشنج آفرینی ها و اقدامات غیرقانونی بنی صدر علیه امام دولت و مجلس و ناتوانی در اداره امور کشور دو فوریت طرح عدم کفایت سیاسی وی را تصویب کرد. یک روز بعد در 28 خرداد 60 سازمان مجاهدین خلق "اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 25” خود را صادر کرد. این اطلاعیه اعلام آغاز رسمی شورش مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی و به تعبیر یک عضو جدا شده سازمان ؛ "اعلامیه جنگ تمام عیار با جمهوری اسلامی” بود.
عصر روز شنبه 30 خرداد 1360 عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس به تصویب رسید. در همان لحظات اعضا و هواداران سازمان در تهران و چند شهر دیگر دست به شورش مسلحانه و ایجاد خشونت در خیابانها زدند.
ترور مقام معظم رهبري توسط منافقين
با هماهنگی بنی صدر رییس جمهور معزول و رجوی گرداننده سازمان مجاهدین ترور سران نظام جمهوری اسلامی با اقدام به ترور آیت الله خامنه ای در روز ششم تیر شروع شد. بر اثر انفجار بمبی که در یک ضبط صوت کار گذاشته شده بود و بر تربیون سخنرانی ایشان در مسجد اباذر واقع در یکی از جنوبی ترین مناطق تهران قرار داشت جراحات شدیدی بر امام جمعه محبوب تهران وارد گشت. مطبوعات و مسئولان در همان زمان به تصریح یا کنایه سازمان مجاهدین را مسئول این سوقصد معرفی کردند. بعدها مشخص شد که جواد قدیری از اعضای مرکزیت سازمان طراح انفجار مسجد اباذر و ترور آیت الله خامنه ای بوده است.
انفجار حزب جهوري اسلامي
در هفتم تیرماه 1360 در انفجاری که در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی رخ داد آیت الله بهشتی و بیش از 72 تن از مسئولان نظام به شهادت رسیدند. عامل این انفجار یکی از اعضای نفوذی سازمان به نام محمدرضا کلاهی بود. با وجودی که ضربه بسیار سهمگین بود و سازمان مجاهدین و شخص بنی صدر و رجوی انتظار داشتند که با این ضربه نظام جمهوری اسلامی به بی ثباتی کامل دچار شود و فرو بپاشد اما با حمایت همه جانبه مردم و حضور گسترده در مراسم تشییع شهدا موج انزجار علیه اقدامات تروریستی سازمان در بین تمامی آحاد جامعه وسعت یافت.
فرار مزدوران
بعدازظهر سه شنبه 6 مرداد 1360 بنی صدر و مسعود رجوی با استفاده از عوامل نفوذی سازمان در نیروی هوایی با یک جت بوئینگ سوخت رسان نیروی هوایی به خلبانی سرهنگ معزی خلبان مخصوص شاه مخلوع از ایران گریختند. هواپیما در یک فرودگاه نظامی پاریس به زمین نشست و دولت فرانسه به بنی صدر و رجوی و معزی پناهندگی سیاسی داد. هم رجوی و هم بنی صدر تاکید کردند که دو ماه بیشتر به پایان رژیم جمهوری اسلامی نمانده است. رجوی موسی خیابانی را به جانشینی خود در ایران منصوب کرده بود.
انتخاب رئيس جمهور جديد
روز هشتم شهریور 1360 نیز محمدعلی رجایی که به دنبال عزل بنی صدر به ریاست جمهوری انتخاب شده بود و محمد جواد باهنر نخست وزیر در اثر انفجار بمب در محل دفتر نخست وزیری به شهادت رسیدند. این بمب توسط یک عنصر نفوذی سازمان به نام مسعود کشمیری کار گذاشته شده بود.
ترور مردم عادی
اعضا و هواداران سازمان منافقين در جوی از یاس و نفرتی که به ذهن آنان تزریق شده بود اقدام به ترور مردم عادی می کردند به گونه ای که فقط در تهران عده زیادی از مردم اعم از کاسب معلم کارگر و دیگر اقشار که ظاهری حزب اللهی داشتند به دست افراد سازمان ترور شدند. در این برهه برای کشتن یک مغازه دار به دست اعضای سازمان کافی بود که او عکس امام را در مغازه اش نصب کرده باشد.
در پی استقرار تشکیلات منافقين در فرانسه ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور مخلوع و مسعود رجوی مدتی به همکاری با یکدیگر پرداختند. بنی صدر که هنوز خود را رئیس جمهور قانونی می دانست طی حکمی رجوی را به سمت نخست وزیر شورای مقاومت منصوب کرد.
رجوی برای مطرح کردن نام خود و سرگرم نگه بداشتن اعضای سازمان نقشه ای اندیشید و این نقشه که نتیجه اش تصاحب مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشم چی نفر دوم سازمان بود "انقلاب ایدئولوژیکی” نام گرفت و رجوی و هوادارانش آن را گامی بلند در جهت ارتقای مقام زن دانستند. به دستور رجوی ابریشم چی همسر خود را طلاق داد و بلافاصله بدون رعایت مسائل شرعی از جمله عده طلاق مسعود و مریم با هم ازدواج کردند.
انتقال منافقين به عراق
پس از مذاکرات مقدماتی رجوی و طارق عزیز در پاریس در 17 خرداد 1365 رجوی وارد بغداد شد و بلافاصله تشکیلات سازمان منافقين نیز به بغداد منتقل شد.
از این به بعد رجوی و گروهش به طور کامل در اختیار دستگاه اطلاعاتی عراق قرار گرفتند و به مجری بی چون و چرای اوامر صدام تبدیل شدند.
مهمترین و احمقانه ترین اقدام رجوی و منافقين همراهش "عملیات فروغ جاویدان” بود. در آخرین روزهای جنگ تحمیلی و پس از آنکه ایران قطعنامه آتش بس را پذیرفت و همزمان با تجاوز رژیم صدام در جنوب و غرب کشور باستثنای هوایی و توپخانه ارتش عراق عده ای از اعضای و هواداران فریب بخورده با تجهیزات و سلاحهایی که صدام به آنان داده بود سوار بر چند دستگاه نفربر زرهی که آرم ارتش آزادی بخش ایران (منافقين) بر آنها نقش بسته بود از جاده خسروی قصرشیرین وارد کشور شدند؛ و در جاده آسفالته و با سرعت شروع به پیشروی به سمت تهران نمودند. آنان چنین توجیه شده بودند که هر کجا پا بگذارند مردم به آنان می پیوندند و با کمک مردم و نیروی عظیم پشتیبانی مجاهدین می توانند تا تهران پیشروی کنند.
عمليات مرصاد
اما نیروهای نظامی و مردمی ایران در عملیاتی به نام "مرصاد” طی روزهای سوم تا 6 مرداد 1367 این عده را تار و مار کردند در طول مدت حضور رجوی در عراق وی با دستگاه اطلاعاتی عراق همکاری کامل داشت. پس از سقوط صدام در میان انبوه اسناد و مدارکی که به دست مردم افتاد فیلم هایی از دیدارهای مکرر مسعود رجوی با بلندپایگان امنیتی رژیم صدام به دست آمد. این فیلم ها بطور مخفی توسط دستگاه امنیتی عراق گرفته شده بود تا در آینده در لحظه مناسب از آن استفاده کنند. بخش هایی از این فیلم ها در شبکه های تلویزیونی بین المللی به نمایش درآمد و متن کامل مذاکرات رجوی با مقامات امنیتی صدام و دیگران نیز در اروپا به صورت کتاب منتشر شد.
همكاري براي سركوب شيعيان
پس از جنگ خلیج فارس نفرات منافقین در سرکوب قیام مردم جنوب عراق و نیز در سرکوب مردم کرد شرکت فعال داشتند و به مثابه گارد خصوصی صدام عمل می کردند. رفتار وحشیانه و قساوت آمیز آنان در این عملیات چنان بوده که مردم عراق اعم از شیعه و کرد ارتش و سازمان استخبارات عراق را فراموش کردند ولی مجاهدین خلق را فراموش نکرده اند و کینه ای فراموش نشدنی از آنان به دل دارند. به همین دلیل پایگاه اشرف محل استقرار نیروهای سازمان مجاهدین به شدت از سوی سربازان آمریکایی حفاظت شد و علاوه بر این کادر اصلی سازمان نیز تحت حمایت شدید حفاظتی امنیتی و حمایتهای سیاسی و لجستیکی آمریکا قرار گرفتند.
سازمان منافقين رسما در عراق به تحت بالحمایگی ارتش آمریکا درآمد و نیروهای آنان با توجه به آشنایی با زبان فارسی و فرهنگ مردم مسلمان و شیعه عراق خدمات مورد نیاز نیروهای امریکایی را تامین می کنند.
در حال حاضر درخواست صریح دولت عراق مبنی بر اخراج منافقین از عراق آنان را به آوارگانی تبدیل کرده که درمانده و مستاصل به دنبال محلی برای استقرار می گردند.
آن چه خواهید خواند روایت این آخرین دیدار است که توسط مهندس مهدی چمران نقل شده است:

15خرداد بود که حاج احمد آقا عصر زنگ زد و گفت: به دکتر بگو به تهران بیایید زیرا امام گفته دلم برایش تنگ شده، من هم گفتم که قول میدهم فردا ایشان را بیاورم. به دکتر هم گفتم که هماهنگ میکنم با اولین هواپیما به تهران برویم، چون امام اینطوری گفتهاند و در حالی که ران و قوزک پای دکتر زخمی بود، خدمت امام با پای زخمی چهار زانو نشسته بود و امام گفتند: آقا پاتونو دراز کنید! دکتر گفت: نه! امام دوباره تکرار کرد و دکتر به احترام این کار را نمیکرد و در نهایت امام گفتند: آقا میگم پاتونو دراز کنید و دکتر گفتند: چشم! دکتر در مورد نحوه عملیات کوههای الله اکبر تعریف میکرد. ناگهان امام صدا زد احمد احمد! احمد آقا سراسیمه آمد و گفت: بله! امام که میخواست به حسینیه برود باید از پلهها میرفت و برای اینکه هی این پلهها را بالا و پایین نرود میز چوبی گذاشته بودند و امام از طریق آن میز به حسینیه میرفت. امام گفتند: این میزهایی که در حیاط چیدهاید دکتر چمران بدلیل اینکه پایش زخم است نمیتواند از روی این میزها بپرد! حاج احمد آقا رفت یکی از میزها را برداشت که بتوانیم از روی آن رد شویم و حاج احمد آقا به شوخی به دکتر گفت: امام خوب هوای شما رو داره!
شورای روابط خارجی آمریکا در همین زمینه اشاره کرده است به ویدئویی که از آخرین صحبت های نایف در فضای اینترنت نفوذ داده شده است. سی.اف.آر در این زمینه می نویسد: نایف با صدایی ضعیف می گوید: ما درباره اعتقادات و کشورمان اهدافی داریم. او همچنین از سعودی ها می خواهد که از عربستان دفاع کنند.

×نایف مدافع وهابیت و سلفیت بود
به گزارش شورای روابط خارجی آمریکا، او البته اشاره ای به این نمی کند که عربستان و اسلام در خطر هستند یا نه. و به نظر می رسد که آخرین حرف او دفاع از وهابیت و سلفیت در عربستان بوده است.
بر اساس گزارش سایت یاد شده، نایف همچنین در لحظات آخر عمر خود نیز هیچ اشاره ای به مقولاتی مثل زنان، اصلاحات در عربستان، حقوق شهروندی و مدرنیته نمی کند.
نشریه آمریکایی فارین پالیسی نیز در مقاله ای با عنوان "نایف را دست کم گرفتند"، می نویسد: به نظر می رسد با مرگ نایف، دیپلماسی سعودی و سیاست عربستان بدون تغییر بماند. در واقع در حال حاضر بسیاری از تصمیمات عربستان سعودی توسط شاهزادگان مطرح این کشور گرفته می شود.
فارین پالیسی می افزاید: اگرچه بسیاری از حرکات عربستان نظیر اعزام نیرو به بحرین و یا ایفای نقش در شورای همکاری خلیج فارس برای ادغام بحرین با این کشور به اسم نایف تمام شده است اما حقیقت آنست که پادشاه و سعود الفیصل(وزیر خارجه عربستان) نقش اساسی در این راهبردها داشته اند و قهرمان اصلی نایف نبوده است.
×منافع عربستان در ایران و سوریه و مرگ نایف
در ادامه این گزارش همچنین می خوانیم: منافع عربستان در قبال سوریه و یا ایران نیز با مرگ نایف تحت تاثیر چندانی قرار نمی گیرد و این سیاست ها، بخشی از تصمیمات غالبی است که در کاخ پادشاهی سعودی در جریان است و نایف هم بخشی از این جریان بوده است.
همچنین مرگ نایف تاثیری هم بر جنگ سرد استراتژیک میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی نخواهد داشت.
فارین پالیسی در ادامه به میراث نایف برای عربستان اشاره می کند و می نویسد: میراث او در واقع توسعه مطلوب دستگاه امنیت داخلی عربستان سعودی و اصلاح روش های ایجاد امنیت در این کشور به صورتی بی نظیر در خاورمیانه است. و بدون شک، این دستاورد تنها به نایف تعلق دارد.

به گزارش مشرق، گزارش های فوق در حالی توسط رسانه های آمریکایی بعنوان اصلی ترین حامی عربستان در منطقه خاورمیانه منتشر می شوند که به نظر می رسد کاخ سعودی روزهای پر از بحرانی را در پیش رو دارد.
شاه سعودی نیز همانند ولیعهد تازه فوت شده اش، اوضاع جسمانی مساعدی ندارد و جنگ قدرت در میان شاهزادگان آل سعود صورت جدی تری به خود گرفته است.
در کنار این مقوله، مسئله مهمی به نام بیداری اسلامی و وقوع خیزش های گسترده در مناطق شرقی عربستان نیز حاکمیت آل سعود را به شدت در خطر قرار داده است و اعتراضات گسترده فعالان سنی و شیعه عربستان به ادامه حکومت آل سعود، حامیان خارجی این رژیم را نگران کرده است.
به نظر می رسد ورود آمریکا به مسئله مفهومی "عدم تغییر در سیاست های عربستان با مرگ نایف" با این هدف صورت می گیرد که کورسوهای امید آمریکا در کاخ پادشاهی آل سعود از بین نرود و اصلی ترین متحد آمریکا در منطقه به چالشی نظیر آنچه که بن علی و مبارک در تونس و مصر با آن مواجه شدند؛ مبتلا نشود.
با مرگ نایف، به عنوان یکی از عوامل اصلی فتنه انگیزی در روابط عربستان با همسایگانش، آینده این کشور و پادشاهی آن، آبستن تحولات تازه ای خواهد بود.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، این بازیگر در نوشتاری به تشریح اتفاقات رخ داده پرداخت. در این نوشتار آمده است: «چند شب پیش داشتم از سر فیلمبرداری بر میگشتم. خیابان خلوت بود، چون دیر وقت بود از کوچه پس کوچههای محلمان میگذشتم که جوانی به سمتم آمد و گفت: شما همان بازیگر دوربین مخفی نیستید؟ احساس خوبی به من دست داد،گفتم حتما من را شناخته و میخواهد از من امضا بگیرد.
این اتفاق بارها برای من رخ داده بود، شروع کردم با یک غروری صحبت کردن و گفتم خواهش میکنم، بله البته دوربین مخفی یکی از کارهای اینجانب بوده است ولی کارهای زیادی دیگری هم انجام دادهام، چه در عرصه سریال و چه در عرصه سینما. الان هم مشغول بازی در یک سریال هستم، شما قطعاً دوربین کنجکاو بنده رو که اخیرا از شبکه آموزش بازپخش میشود را دیدید درست است؟
جوابی نداد، دیدم با سر، ایما و اشاره به یکی از دوستان دیگرش که یک مقدار جلوتر از ما بود اشاره کرد که بیاید. من تعجب کردم و گفتم: حتما برای دوستش هم امضا میخواهد، آن بنده خدا رویش نشده و به این گفته است.
طرف آمد، دیدم یک دفعه از جیبش یک چاقو بزرگ درآورد و گفت: هر چه پول داری از جیبت در بیاور، من هاج و واج مانده بودم، گفتم مگر شما از من امضا نمیخواهید، گفتن امضا چیه؟ زود، تند، سریع هر چی پول داری به ما بده، من هم که حسابی ترسیده بودم به سرعت برقآسا پا به فرار گذاشتم.
ناگهان دیدم آن دو در حال خندیدند هستند و گفتند: بابا وایسا، فرار نکن «دوربین مخفی است». من که از ترس زهر ترک شده بودم، ایستادم، یک نفس راحتی کشیدم و برگشتم دیدم کسی نیست. پیش خودم گفتم «من باشم دیگه دوربین مخفی بازی کنم، چه قدر حس بدی داره مردمآزاری...»
اين درخواست مجري با كف زدن برخي حضار بدپوشش همراه شد. متاسفانه گزينش نادرست و توجيه نبودن برخي مجريان سيما كه تابلوي رسانه ملي به شمار مي آيند، سبب خدشه به آبروي صداوسيما و بي اعتمادي مردم به ساير مجريان و گويندگان رسانه مي شود.
ایسنا نوشت:



























این تصاویر در تاریخ مهرماه سال 62 قبل از عملیات والفجر4 و در اردوگاه قلاجه گرفته شده است و این رزمنده هم از خیل رزمندگان لشگر27 محمدرسول الله(ص) و شاید هم گردان مالک اشتر باشد.

روزنامه اصلاح طلب اعتماد که هفته پیش قوانین پوشش و رعایت حجاب در دانشگاهها را احمقانه و تمسخرآمیز دانسته بود امروز سه شنبه در ستون طنز خود به تمسخر رئیس جمهور پرداخت.
حضور جداگانه جلیلی و اشتون در کنفرانس خبری شاید اولین نشانهای بود که پیش از شنیدن سخنان این دو در پایان دو روز گفتگوی فشرده، از آن می شد به ادامهدار بودن مذاکرات و ناتمام ماندن آن در مسکو پی برد.
بروز یک پدیده عجیب در یکی از روستاهای اطراف مشهد باعث وحشت ساکنان وکسانی شد که از ان منطقه عبور می کنند.



بازار شناور یکی از مکانهای دیدنی و مشهور توریستی شرق دور، کشور تایلند است که به نام ونیز شرق شناخته میشود. این کشور به خاطر داشتن کانالها و راههای آبی متعدد به این نام شهرت یافته است.






















با پایان دور سوم گفت وگو های ایران و 1+5 گفتگوهای جلیلی و اشتون آغاز شد. روز دوم مذاکرات مسکو که از پیش از ظهر امروز در محل هتل حلقه طلایی آغاز شده بود در 2 مرحله برگزار شد.
پش از این اعلام شده بود که عصر امروز کنفرانس خبری اشتون و جلیلی برگزار خواهد شد.
این گفت و گوها از روز گذشته آغاز شده است.
هنوز از محتوای مذاکرات دور سوم خبری منعکس نشده است.
در همین حال 'پرستیوی' در خبری فوری اعلام کرد که مذاکرات دوجانبه سعید جلیلی و کاترین اشتون لحظاتی پیش آغاز شد.
بیست و نهمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کریم در سالن مرکز همایشای برج میلاد برگزار شد .































خبرنامه دانشجويان- «همسر شما شبیه چه میوه ای است؟» فرض کنید در یک برنامه زنده تلویزیونی به همراه همسرتان حضور دارید و ناگهان مجری با غافلگیری تمام از شما می پرسد همسرتان شبیه چه میوه ای است؟
چندی پیش بود که خبر استفاده از مجریان زن برای مهمانان زن و مجریان مرد برای مهمانان مرد در فضای مجازی پیچیده شد. حرکتی که باید خیلی زودتر از این ها صورت می گرفت. البته همین موضوع به ظاهر کوچک هم صدای عده ای را درآورد و عده ای هم با شانتاژ خبری سعی در غیر منطقی جلوه دادن این اقدام برآمدند تا جایی که علیخانی مجری برنامه ماه عسل که عموما برنامه هایش با ایجاد گپ رو در رو با مهمان هایش صورت می گرفت و تقریبا بیش از نیمی از مهمانانش زن بودند، از تولید این برنامه برای ماه رمضان آتی خودداری کرد تا نشان دهد چقدر حرکت بر روی اصول برای برخی مجریان تازه کار سخت است و شاید تازه، انگیزه این مجریان هم برای اجرای چنین برنامه هایی بیشتر مشخص شود. البته بررسی این موضوع بحث مفصلی را می طلبد که در این مقال فرصت آن دست نمی دهد.
اما در همین راستا هم صدا و سیما صرفا به همین اقدام سلبی و فیزیکی نباید بسنده کند و به صرف تغییر روند موجود در برنامه های گفتگو محور پرونده این موضوع را بسته ببیند چرا که معضل بزرگتر این چنین برنامه هایی مسئله دیگری است و آن نحوه مواجهه مجریان با مهمانان است و اینجاست که مسئله حیا و حرمت پیش می آید.
شاید در یک برنامه مشکل اول با حضور مهمانان به صورت زوج(زن و شوهر)، حل شود اما معضل بزرگتر یعنی بی مبالاتی اخلاقی مجری در پرسش برخی سوالات همچنان بر جای خود باقی بماند. از این دست اتفاقات اما در بین مجریان کم نیست. همین سلسله برنامه های ماه عسل بود که در آن سال های ابتدایی که با اجرای فرزاد حسنی و بخصوص بامجری گری احسان علیخانی اجرا می شد، با دعوت از مهمانان به صورت زوج یا پدر و دختر و یا مادر و پسر این موضوع را حل کرده بود اما پرسش هایی که در حین برنامه رد و بدل می شد جنس متفاوتی داشت و بیشتر به حوزه خصوصی افراد وارد می شد تا جایی که گوش مهمانان برنامه از خجالت سرخ می شد و از طرف دیگر بی تقوایی مجری در برخورد با مهمان یا همان بی مبالاتی مجری در حرمت نهادن به خطوط شرعی باعث می شد که حضور همراه برای میهمان تنها به عنوان پوششی بر همین موضوع انگاشته شود البته در ابتدا مخاطبان هم این موضوع را پس می زدند و حتی از روی شرم و حیا شبکه را عوض می کردند.
چنین مجریانی در تلویزیون کم نیستند. از "آزاده نامداری" هم در بین مجریان زن در این خصوص می توان نام برد. گرچه در بین مجریان قدیمی شاید به لحاظ محافظه کاری شان این مسئله کمتر باشد اما اصلا جرقه این مطلب به خاطر یکی از همین مجریان قدیمی است.
"محمود شهریاری" که سال هاست در صدا و سیما فعالیت می کند و البته در سال هایی به علت ایجاد برخی حواشی از دوربین دور ماند، این روز ها در ایام تعطیل اجرای برنامه زنده رود در شبکه استانی اصفهان را برعهده دارد. در برنامه ویژه عید مبعث که مهمانان برنامه امیر جعفری و همسرش ریما رامین فر زوج هنرمند سینما، تئاتر و تلویزیون حاضر بودند پرسش هایی از جانب مجری برنامه مطرح شد که نمونه بارز بی حرمتی به مهمان و مخاطب بود.
در طول برنامه سوال هایی کاملا از حیطه شخصی و بی ارتباط با برنامه و مخاطبان از میهمانان پرسیده شد تا جایی که چندین بار امیر جعفری به این سوال ها واکنش نشان داد و از چرایی این پرسش ها پرسید.
در قسمتی از این برنامه مجری پایش را از این حد نیز فراتر گذاشته و با یک سوال کاملا بی مورد باعث اعتراض میهمان برنامه شد. شهریاری در این قسمت پرسید همسر شماشبیه چه میوه ایست؟ یا از مهمان دیگر برنامه (برادر زاده جعفری) پرسید زن عموی شما شبیه چه میوه ایست؟ سوالی "نا مربوط" که داد مهمان برنامه را هم در آورد. هرچند امیر جعفری به علت زنده بودن برنامه به سرعت از روی این مسئله گذشت اما اعتراض به جایش موجب نگارش این مطلب شد. به راستی آیا مسئولان شبکه و یا سازمان با چنین پرسشی در یک برنامه زنده مواجه شوند چه برخوردی خواهند داشت؟ و این پرسش تنها با مشاهده یک عملکرد مناسب از جانب مسئولین برنامه یا شبکه می تواند پاسخ داده شود.
گفتنی است که این برنامه در بخشی مجزا و به صورت غیر زنده از مهمانان برنامه می پرسید که خودتان را شبیه چه میوه ای می بینید؟ که هرچند این پرسش هم نابجاست اما شهریاری با به انحراف کشیدن این سوال در حالتی که برنامه زنده بود حرکت بسیار ناپسندی از خود به نمایش گذاشت . وی که در اجرا جزو همان گروه مجریان مذکور در بالاست گویا خط قرمزی برای خود در طرح سوال هایش نمی بیند و اینجاست که باید پرسید خط قرمز مجریان تلویزیونی تاکجاست؟
در یک اقدام معنادار، سایت هاشمی رفسنجانی که سال گذشته با دستور قضایی از دسترس خارج شده بود؛ بدون هرگونه توضیحی رفع فیلتر شد.
احتمالاً شما هم شنیدهاید که قهوه، چای سبز، روغنهای گیاهی و غیره باعث چربیسوزی و لاغری میشوند. اما سؤال اینجاست این مواد غذایی چربیسوز تا چه اندازه موثر عمل میکنند؟ تأثیر واقعی آنها در رسیدن به اندامی ایدهآل چقدر است؟


در این پیام ویدئویی همچنان مادر شهید مصطفی احمدی روشن نیز می گوید:" آقای جلیلی خسته نباشی.عید مبعث را هم به شما تبریک می گویم.از شما می خواهم همانطور که نماینده رهبرانقلاب هستید نمایند ما و نماینده علی (فرزند شهید مصطفی احمدی روشن) هم باشید. انشاالله روزی با دست پر می گردید. انشالله روزی خواهد رسید که با اعلام خبر موفقیت تان نشان می دهید که از خون پدر علی دفاع کرده اید.
این مقام مطلع گفت: بزودی کار نصب چوبههای دار برای هر تروریست که دخالت او در انفجارهای اخیر انتحاری و خودروهای بمبگذرای شده در سوریه ثابت شود، به اتمام میرسد.
این مقام مطلع تاکید کرد که این دارها، در میادین اصلی شهرهایی بر پا میشود که انفجارها در همان شهرها رخ داده است.
بنا بر گفته این مقام، این طرح در سطوح امنیتی بررسی شده و تصمیم گرفته شده است تا عبرتی باشد برای کسانی که به ملت و وطن خود خیانت میکنند.
وی همچنین با اشاره به وضع امنیتی تصریح کرد که مقامات، تدابیر امنیتی را در دمشق و دیگر شهرها افزایش دادهاند و تمام تلاش خود را میکنند تا انفجارهای اخیر، تکرار نشود.
به گزارش مشرق به نقل از فارس ، داوود احمدینژاد برادر رئیس جمهور در حاشیه سفر به شهرستان محمودآباد در مصاحبه تفصیلی با خبرنگار به سئوالات پاسخ و درباره مسائل و رخدادهای اخیر صحبتهایی را بر زبان آورد.
احمدینژاد در ابتدا بیان داشت: بنده در دفتر بازرسی ریاست جمهوری برای برخی از افرادی که دوروبر رئیس جمهور بودند مزاحمت ایجاد میکردم. همه سعی و تلاش خود را به کار بستند تا مرا از سر راه خود بردارند.
وی افزود: من بارها تذکراتی شفاهی و کتبی درباره تخلفات آقایان را به شخص رئیس جمهور ارائه کردم ولی کسی به حرف من گوش نکرد و الان میبینیم که در پروندههای بزرگ اختلاس کشور جریان انحرافی نقش اصلی را ایفا میکند.
* در زمان مسئولیت بازرسی ریاست جمهوری چه اقداماتی را درباره افشای عملکرد افرادی که عنوان میکنید به انجام رساندید و عکسالعمل آنها چه بود؟
احمدینژاد: من مانع اقدامات خلاف آنها بودم و اجازه نمیدادم کسی با بودن من خلافی مرتکب شود و همه پروندههایی که امروز در سطح ملی درباره سوءاستفادههای مالی مطرح است از این آدمها سرزده است.
من این آدمها رو رصد کردم و اسنادی به دستم رسیده بود که اینها خلافکار هستند و از این رو مانع دسترسی آنها به منابع کشور بودم، اما اینها دست به دست هم دادند و گزارشی حتی با خانمهای خودشان علیه من تنظیم کردند و به دست کسی دادند که مرا منصوب کرده بود.
* چرا با همه مدارک و اسنادی که شما از خلاف این افراد سراغ داشتید، منصوبکننده شما توجهی نکرد؟
احمدینژاد: من بر اساس وظیفه هر مسلمان امر به معروف و نهی از منکر کردم و گفتم که اینها نه تنها به ما بلکه با اسلام، نظام، خدا و پیغمبر مخالفند ولی به حرف من گوش ندادند.
احمدینژاد: خداوند برخی از چیزها را برای ما انسانها تحریم کرده است مثلا مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر چون اینها عقل آدم را تا ساعتهایی ضایع میکند اما خداوند چیزی بدتر از اینها را که همان غرور است برای ما به شدت تحریم کرده است چرا که غرور مستمر و همیشگی عقل را ضایع میکند و آقایان به خاطر غرورشان حرف حق مرا برنتابیدند، نه اینکه حرف حق مرا بلکه حرف همه علما و بزرگان را نیز برنتابیدند.
* اگر حرف شما حق و قانونی بود چرا گوش نکردند؟
احمدینژاد: موقعی که انسان از قالب اصلی خود که تواضع است خارج شود و به غرور برسد قانون خط قرمز او نیست بلکه این افراد هستند که برای او خط قرمز تلقی میشوند، در حالی که خط قرمز باید قانون باشد نه افراد و همه افراد باید فدای قانون شوند نه قانون فدای افراد.
* فارس: آقای (م ـ ر) گفته است که دوستان ما مشکلات را جار نزند بلکه به ما اعلام کنند تا رسیدگی کنیم، نظر شما درباره این اظهارنظر چیه؟
احمدینژاد: مقام معظم رهبری میفرماید: "با دستمال کثیف نمیشود شیشه را پاک کرد" و حال شما انتظار دارید این آقایان شیشه را پاک کنند؟ اینها خودشان شیشه را کثیفتر میکنند.
* در گذشته راجع به شکلگیری جریان انحرافی و اهداف آنها در کشور صحبتهای زیادی کردید، واضحتر و روشنتر در این باره بفرمایید؟
احمدینژاد: جریان انحرافی که در بدنه دولت نفوذ کرده است، پیشینه روشنی دارند که همان منافقین گذشته هستند و با توبه تاکتیکی به عنوان نفوذی وارد دولت شدهاند.
اینها هدفی دارند که در واقع هدف آنها این نظام نیست بلکه چیز دیگری را دنبال میکنند و در حقیقت این نظام که ریشه در مکتب اسلام و کتب حسینی دارد را نمیخواهند بلکه به دنبال مکتب ایرانی هستند و از این روست که به کوروش دامن زدهاند.
اینها اساسا اسلام را قبول ندارند و این ظاهر تسبیح به دست و ریش گذاشتنشان نیز یک بازی دیگری است. اگر قرار باشد من رشد در جامعه ایجاد کنم در کنار یک آدم ارزشی چه زن باشد و چه مرد مینشینم نه در کنار بیهویتها بنشینم و بگویم من خدا رو تو نمایشگاه عکس او دیدم.
*در دادگاه تخلفات بیمه از سوی یک از متهمان این پرونده به نام (ج ـ الف) عنوان شده که آقای (م ـ ر) به من گفت که ما داوود احمدینژاد رو کنار زدیم تا بهتر کارمون رو انجام بدیم، علت این کنارزدن چه بود ؟
احمدینژاد: همه تحرکات این آقایان را بیان کردم و علت اخراج و بیرون کردن من از بازرسی ریاست جمهوری به دلیل مقابله کردن با این افراد از سوی من بود چون اینها اهداف شومی داشتند.
آنها میخواستند با یک تک سیاسی در ابتدا و سپس با تک فرهنگی و در نهایت ایجاد فتنهای جدید بالاتر از همه این تکها به مانند گذشتگان خود در سال 61 یعنی همان جریان نفاق و در سال 88 با جریان فتنه به مقاصد خود برسند.
* چرا متهم فساد مالی این را عنوان کرده است؟
احمدینژاد: این افراد برای اجرای برنامههای خود به پول نیاز داشتند که من مانع این کار بودم و برای همین مرا کنار زدند تا بتوانند سوءاستفادههای مالی از بیتالمال داشته باشند و آن را چپاول کنند و امروز این فسادهای بزرگ مالی کشور برای تامین نیازهای آنها بوده است.
*در گذشته عنوان کردید که جریان انحرافی برای مجلس نهم برنامهریزی کردهاند، حال با انتخاب نمایندگان و انتخابات در پیش روی ریاست جمهوری اظهارنظر شما چگونه است؟
احمدینژاد: جریان انحرافی آنچه که در مورد مجلس نهم خیز برداشته بودند به آن دست نیافتند و مطمئن باشید تا این ولایت و رهبری و این ملت فهیم هستند آنها در انتخابات آینده ریاست جمهوری نیز طرفی نمیبندند.
*درباره فضای ایجاد شده در جامعه و تورم و گرانی که فشار زیادی به مردم وارد کرده به نظرتان ایجاد نارضایتی عمومی نخواهد کرد؟
احمدینژاد: گرانی لجام گسیخته جامعه که برخی از همین عناصر نیز به آن دامن زدهاند در حال حاضر به این دلیل است که آستانه تحمل و صبر مردم را بشکنند و فضایی که ما باید الان ایجاد کنیم در واقع باید فضایی آرام باشد تا بتوانیم تحریمها را از بین ببریم.
*یعنی این افراد در گرانیها نقش داشتهاند؟
قطعا همینطور است. جریان انحرافی با دو هدف به این گرانیها دامن زده است که همان مشغولسازی مردم برای اینکه شیطنت دیگری را تدارک ببینند و بعد هم شکست آستانه تامل و صبر مردم است ولی باید کاملا هوشیار باشیم و با توجه به شرایط تحریم همه با هم کمک کنیم تا آرامش در کشور حکمفرما باشد تا این افراد سوءاستفاده نکنند.
* بیثباتی و نوسانات قیمت به نظر شما نباید از سوی دولت کنترل شود و آیا اقدامی صورت میگیرد؟
احمدینژاد: گرانیها چند عامل دارد که تحریم و از همه مهمتر و بزرگتر از تحریم بیکفایتی آقایان است که مثلا میگویند پیاز در بندر عباس کیلویی 90 تومان است ولی در تهران 700 تومان و آیا مسئولیت تنظیم بازار با شما نیست و نباید شما کنترل بیشتری در قیمتها و بازار داشته باشید.
* صحبت پایانی خودتان را بفرمایید؟
احمدینژاد: نابسمانی اقتصادی و گرانی را تجربه کردیم که به دست آنها رقم خورده است. حال فتنه پاییز 91 را چگونه خواهید دید. باید آماده دفاع از ارزشهای خود یعنی انقلاب و رهبری باشیم.
در پایان عرض میکنم که به اعتقاد من ریشه جریان انحرافی در کاخ سفید است و باید هوشیار باشیم که با چه کسانی طرف حساب هستیم و این شعر رو خطاب به جریان انحرافی میگم که؛
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود میبری و زحمت ما میداری

| رضایی:از نتایج مذاکرات مسکو ناامید نیستیم/ کارشکنی فراوان انگلیس و اسرائیل | ||
|
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه از نتایج مذاکرات مسکو ناامید نیستیم گفت: متاسفانه انگلیس و اسرائیل کارشکنی فراوانی در مسیر مذاکرات انجام دادند. | ||
|
محسن رضایی در حاشیه مراسم ختم حاج احمد قدیریان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به برگزاری مذاکرات مسکو در چند ساعت گذشته گفت: ما هنوز از مذاکرات مسکو ناامید نیستیم اما متاسفانه انگلیس و اسرائیل تک روی و کارشکنی های زیادی در مسیر مذاکرات انجام داده اند. وی با بیان اینکه معتقدم هنوز هم باید به موفقیت مذاکرات مسکو امیدوار بود، گفت: هر چند کارشکنی ها در مسیر مذاکرات زیاد شده اما فکر می کنم بتوان به موفقیت های بیشتری دست یافت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص اراده غربی ها برای موفقیت مذاکرات مسکو گفت: آنها چون در موضع ضعف هستند می خواهند بازی برد - برد را شروع کنند اما به دلیل اینکه فشار انگلیس و آمریکا خیلی زیاد شده است و کشورهای منطقه هم در این کارشکنی ها نقش ایفا می کنند فکر می کنم اگر این کارشکنی ها نباشد امیدواری به موفقیت مذاکرات بیشتر میشود. | ||
| ||
| پاچنار؛ سراب مارک بازان پایتخت/ معجزه مارکهای 300 تومانی! | ||
| این بر چسبهای کوچک مانند ورد جادوگردان میماند، کافی است به لباسی نصب شود آن وقت آن لباس ساده نخواستنی تبدیل میشود به یک مارک گران قیمت که همه طالب آن هستند. محله پاچنار حجره هایی دارد پر از این برچسبهای جادویی. | ||
|
به گزارش خبرنگار مهر، روایت شلوارهایی که در حمام های قدیمی سنگ شور و با برچسب های تقلبی تبدیل به یکی از مارک های معروف می شوند داستانی تکراری است. برای آن که به معدن برچسب های تقلبی برند های معروف برسم از سبزه میدان وارد بازار می شوم، جایی خوانده ام که مغازه های مارک فروشی در راسته کیلویی هاست.
از میان نیم کوچه های بازار از این راسته به آن راسته می روم. اما خبری از مغازه های مارک فروشی نیست. تیمچه حاج الدوله را نشان می کنم که راه تکراری نیایم. اما میان آدرس پرسیدن ها دوباره به راهروی اصلی بازار می رسم. کمی پایین تر دو سه مارک فروشی خلوت است. دکمه ومارک های کاغذی. سراغ راسته کیلویی ها و مغازه های مارک فروشی را می گیرم که می گوید: باید بروی پاچنار. این راسته هیچ وقت پاتوق مارک فروش ها نبوده است.
تمام قفسه های مغازه پر شده از مارک های چرمی و کاغذی "دی اند جی"،"دیزل"،"ادیداس" و... . فروشنده مرد جوانی است . یک مارک کاغذی "لیوایز" یا "تامی" ده تومان است. جنس مارک های کاغذی که بهتر شود می شود 25 تا 30 تومان . البته مارک های 30 تا 40 تومانی هم داریم که بستگی به جنس و تراکم کار دارد. اینها را مرد فروشنده می گوید. بسته های مارک ها 100 تا 5 هزار تایی است و مارکهای چرم و آنها که مرغوب ترند تا 300 هم قیمت دارند. این جا تمام ریزه کاری ها برای تبدیل شدن یک لباس به مارک اصلی وجود دارد. از دکمه و نوار های حاشیه ای و... گرفته تا کارگاهی که آرم ها را بر روی لباس ها داغ می کند.
فروشگاه بعدی اما آدرس محله ای که در آن شلوارها را سنگ شور و مارک های قلابی را آویزانشان می کنند، می دهد . می گوید گزارش ننویسید نان ما آجر شود. خودش اما پاسخ خودش را می دهد . ما سالهاست این جا مغازه داریم و کسی به کارمان کاری ندارد. می گوید: محله "مطهری" در چهار دانگه محل سنگ شور شدن شلوارها است و این که حمام های قدیمی بلااستفاده پایتخت، محل دگردیسی جین های ایرانی به ترک است، افسانه است.
کمی جلوتر مقابل بازار توتون چی ها کارگاهی است که چاپ انواع مارک های PVC را انجام می دهد . مقابل کارگاه، مغازه کوچکی است. می پرسم این مارک ها از کجا می آید؟ می گوید همه ما واسطه ایم . سفارش می دهیم با واسطه برایمان مارک می آورند اما جلوتر دو مغازه عمده فروش های اصلی هستند و آنها بی واسطه مارک توزیع می کنند. به جای عمده فروش ها می روم. به یکی از مغازهای پر مشتری . مرد فروشنده می گوید: تمام مارک ها از چین می آید.
او برایم توضیح می دهد: گرانی و ارزانی مارک ها ربطی به نوع مارک ندارد. این جا دیزل و نایک فرقی ندارد. همه یک قیمت است. آن چه سبب تمایز مارک های 10 تومانی با 300 تومانی است جنس، تراکم و کیفیت مارکها است. مارک هایی که لیزر کاری شده و یا سه بعدی است، گران تر است. دکمه های سه بعدی هم همین طور. می پرسم مارک های لیزری چه نوع مارک هایی هستند و تکه چرم سفیدی نشانم می دهد که یکی از برندهای معروف روی آن کنده کاری شده، می گوید: این کنده کاری ها توسط لیزر انجام شده است. داخل این مغازه ها پر مشتری کسی نگرانی کپی رایت و کمک به تقلبی کردن کالا ها و ... را ندارد. پیچ راهرو را که رد کنی و از کنار یکی از قدیمی ترین شیرینی فروشی های بازار که بگذری درب خروج پیداست.
از این راهرو که بیرون می آیی دیگر سخت می توان به ویترین های پر مارک اعتماد کرد. به عدد و رقم هایی که به بهانه کیفیت از مشتری می گیرند. خرج تبدیل شدن یک لباس بی مارک به یکی از برندهای معروف 300 تومان است و حالا بوتیک داران، این مارک ها را چقدر با مشتری های عاشق مارک حساب می کنند، به محل مغازه و نوع مشتری ها بستگی دارد ................... گزارش وعکس از نورا حسینی | ||
| ||


اما دوران شیعه در لبنان رو به افول گذاشت و شیعیان تحت ظلم واقع شده مجبور گشتند زیر دست اربابان در مزارع نوکری کنند. هر طایفهای چندین شیعه را به عنوان خدمتکار به بیگاری میگرفت. گاهی میان طوایف جنگ میشد و این خادمان مجبور بودند برای اربابان خود در جنگ شرکت کنند. مجروحان و کشتگان این جنگها عمدتاً شیعیانی بودند که برای دو طرف مخاصمه میجنگیدند.
در این وضع که شیعیان جزو فقیرترین و محرومترین طوایف لبنان بودند حالا نوبت پرداخت دین ما به لبنانیها بود. خداوند قلوب دو ایرانی به نامهای امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران را برای تقویت شیعیان به سمت لبنان متوجه کرد. به لطف خدا کمی بعد انقلاب اسلامی رخ داد. شیعیان لبنان خوشحال شدند که همکیشان آنها در ایران حکومت یافتهاند. اما خوشی آنها چندان دوام نیافت. زیرا بلافاصله بعد از فتح خرمشهر، صهیونیستها که قدرت شیعه را احساس کرده بودند و از علاقۀ ما به همکیشان خود خبر داشتند به هدایت امریکا به جنوب لبنان حملهور شدند و در مدت کوتاهی به بیروت رسیدند. اواخر خرداد 1361 حاج احمد متوسلیان با چند بسیجی دیگر به بیروت رفت تا مردم را برای مقاومت آموزش دهند. کمتر از یک ماه بعد، حضرت امام(ره) فرمان داد که «راه قدس از کربلا میگذرد» و متعاقباً بسیجیها به وطن بازگشتند، بجز حاج احمد و سه کاردار دیگر که در 14 تیر 1361 اسیر فالانژها شده بودند. این چهار نفر در این سی سال هنوز در زندانهای فلسطین اشغالی هستند.
اما حزب الله در همین مدت کوتاه در سال 1361، سربلند کرد و شکل گرفت و کمکم جزو افتخارات شیعه بلکه هر مسلمان و آزادیخواه در جهان شد. اولین دبیر کل حزب الله سید عباس موسوی بود که در 27 بهمن 1371 اتومبیلش توسط هلیکوپتر اسرائیلی هدف موشک قرار گرفت و با همسر و تنها فرزندش به شهادت رسید. پس از شهید موسوی، طلبۀ سید دیگری به نام حسن نصر الله خلاء او را پر کرد.
این سخن این جوان لبنانی تکان دهنده بود. به خودم نهیب زدم که آیا ما برای دیدار رهبرمان که سید حسن از فراقش بیتاب است، اینقدر مشتاق هستیم؟ آیا ما برای دیدار امام زمان(عج) حاضر هستیم چند سال حبس بکشیم؟
به هر حال مرتضی حیدری مجری تلویزیون این لیاقت را یافت که سید را ببیند و با او مصاحبه کند. اما ای کاش سؤالاتش مؤدبانهتر بود و او از سبک خبرنگاران بی.بی.سی تقلید نمیکرد. واضحاً او از موضع یک غیر مسلمان سؤال میپرسید تا نقطه ضعفی از سید و حزب الله بگیرد، حزبی که واقعاً لایق نامش هست. وقتی او این سؤالات خود را تشدید کرد سید نیز به سخنان معمول روی آورد.
آیا مگر نه این است که این مصاحبه برای پخش از سیمای جمهوری اسلامی انجام میگرفت؟ آیا مردم مسلمان ما به این سؤالات بیگانه نیاز دارند یا به سؤالات تخصصی اسلامی؟ آیا نمیشد از معجزات خداوند در جنگ 33 روزه میپرسید؟ یا از ایمان بچههای حزب الله؟ یا از خصوصیت خاص شهدای ایشان؟
این سخن بخشی از خطبۀ 56 نهج البلاغه است و حضرت امیر المؤمنین(ع) در وقتی که مسئلۀ صلح با معاویه در صفین مطرح شده بود یاران خود را با این جملات نهیب میزد که چطور کشتن اقوام کافر، بر ایمان و استقامت ما میافزود. متن این خطبۀ کوتاه بدین قرار است:
«در ركاب پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بوديم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود جنگ مىكرديم، كه اين مبارزه بر ايمان و تسليم ما مىافزود، و ما را در جاده وسيع حق و صبر در برابر ناگواريها و جهاد مقابل دشمن، ثابت قدم مىساخت. گاهى يك نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد مىكردند، و هر كدام مىخواست كار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به ديگرى بنوشاند، گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم و زمانى دشمن بر ما غلبه مىكرد. پس آنگاه كه خدا، راستى و اخلاص ما را ديد، خوارى و ذلّت را بر دشمنان ما نازل و پيروزى را به ما عنايت فرمود، تا آنجا كه اسلام استحكام يافته فراگير شد و در سرزمينهاى پهناورى نفوذ كرد. به جانم سوگند! اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايهاى براى دين استوار نمىماند، و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگرديد. به خدا سوگند، شما هماكنون از سينه شتر خون مىدوشيد و سرانجامى جز پشيمانى نداريد.»
سید رمز پیروزی را در این جملات دردآلود امیر مؤمنان یافته است و با یارانش اراده کرده که کوتاهی آن اصحاب را جبران کند، و همچون مولایش آنقدر استقامت به خرج دهد که خداوند با قوتهای خود آنها را پیروز کند. و البته هیچ کس در برابر قوای خدا یارای ایستایی ندارد. راز نصرت خدا در مقاومت و مجاهدت فوق العاده است و سید برای انجام این تکلیف، خود را خالص کرده و کمر خود را بسته است.
«توهّم برشان داشته که ما نیز حکم بر تقلید نیاکان نهادهایم و تفکرمان سر راهی است و چون با این پرسشهای حکیمانه(!) روبهرو شویم ترس برمان میدارد و دستپاچه میشویم و قافیه را میبازیم. ما را به همان باغ سبزی میخوانند که در انگار آنان "بهشت زمینی" است. ما با نهج البلاغه انقلاب کردهایم و اینها با تحلیلهای احمقانۀ "موج سوم" و "تکاپوی جهانی" میخواهند از راه بازمان دارند؛ با همان کلیشههایی دام فریب گستردهاند که دانۀ دام خودشان بوده است: "جهانشهرِ هر روز کوچک شوند". اگر ظلمی به وسعت یک جهان گسترده شود آیا ضرورت مبارزه با آن از میان میرود؟»
من اصحاب محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم را ديدهام، اما هيچ كدام از شما را همانند آنان نمىنبینم، آنها صبح مىكردند در حالى كه موهاى ژوليده و چهرههاى غبار آلوده داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قيام به عبادت مىگذراندند، و پيشانى و گونههاى صورت را در پيشگاه خدا بر خاك مىساييدند، با ياد معاد چنان ناآرام بودند گويا بر روى آتش ايستادهاند. بر پيشانى آنها از سجدههاى طولانى پينه بسته بود (چون پينۀ زانوهاى بزها). اگر نام خدا برده مىشد چنان مىگريستند كه گريبان آنان تر مىشد. و چون درخت در روز تند باد مىلرزيدند از كيفرى كه از آن بيم داشتند، يا براى پاداشى كه به آن اميدوار بودند.»
«انقلاب اكنون در مرحلهاى است كه مىتوان آن را دوران «جهاد اكبر» ناميد كه دورانى است بسيار سخت، بسيار خطرناك و همه انقلابها اين دوران را قاعدتاً تجربه مىكنند و شايد بشود گفت كه اكثر انقلابها در اين دوران دچار لغزش و انحطاط مىشوند. و شايد تعجب كنيد اگر عرض كنم كه انقلاب عظيم تاريخى نخستين اسلام در چنين دورانى بود كه بيشترين نيروى خود را از دست داد بلى دوران جهاد اكبر يعنى دورانى كه شور و هيجان اوليه انقلاب تا حدود زيادى فرو نشسته، ضمناً موفقيتهايى هم به دست آمده و چهره راحت زندگى، خود را به بسيارى نشان داده و چرب و شيرين زندگى در دهانهايى مزه كرده است. اين، آن دوران خطرناك است. اميرالمؤمنين(ع) در چنين دورانى بود كه به حكومت رسيد و لذاست كه نهجالبلاغه بيش از هر چيز ديگر سخن از زهد و بىاعتنايى به دنيا دارد و غمگنانه بايد گفت كه حتى «عدل علوى» و «زهد علوى» هم نتوانست موج مخرب دنياطلبى را در آن دوران مهار كند و در نهايت شد آنچه شد.»
رهبر انقلاب در ادامه، تجربه دوران امام علی(ع) و کثرت مؤمنان این روزگار را از عوامل مهم در عبور از این مرحله ذکر فرمودند و بر لزوم وحدت و حضور انقلابی و بیاعتنایی به دنیا تأکید کردند و آن را از ملزومات این طریق دانستند.
آیا ما این لیاقت و استقامت را خواهیم داشت که از زمرۀ تسریع کنندگان فرج حضرت صاحب الزمان(عج) باشیم؟
به گزارش گروه بینالملل مشرق، منابع آگاه دپیلماتیک غربی اعلام کردند که عربستان سعودی با هماهنگی همپیمانان خود در عراق مانند "لیست العراقیه" و کردها دست به توطئه جدیدی برای براندازی دولت "نوری المالکی" نخستوزیر این کشور زده بود که موقتاً با تقابل 163 رأي به 160 رأي، به مدت حدود دو ماه، از دستور کار پارلمان عراق خارج شد.این منابع تأکید کردند که عربستان هماکنون از نفوذ مالی – سیاسی خود در عراق برای حمایت از همپیمانان خود در عراق استفاده میکند و به همین منظور اعلام کرد بودجه ای بالغ بر 500 میلیون دلار را به خرید آرای نمایندگان پارلمان عراق برای دادن تشویق آنها به دادن رأی عدم اعتماد به نوری المالکی اختصاص داده بوده است.
بدین ترتیب رژیم سعودی برای خرید هر رأی عدم اعتماد به نوری المالکی دو تا سه میلیون دلار به هر نماینده پارلمان عراق اختصاص داده است و بخش قابل توجهی از این مبلغ به حساب سه شخصیت سیاسی عراقی ریخته شد که عملیات براندازی نوری المالکی، نخستوزیر عراق را هدایت ميکردند.
این توطئه رژیم سعودی در حالی در عراق در حال اجراست که مردم این کشور بهخوبی میدانند که حاکمان سعودی هیچگاه خیرخواه آنها نبودهاند و شاید یکی از دلایل این اختلاف به اختلاف مذهبی دو کشور بازمیگردد که در عراق اکثریت شیعی و در عربستان از اوایل قرن هجدهم این جنبش وهابی است که بر این کشور حاکمیت داشته و از آن تاریخ تاکنون دو کشور همواره دارای اختلافات تاریخی – مذهبی بودهاند بهویژه وهابیها که کشتار شیعیان را یکی از اصول اساسی مذهبی خویش میدانند.
بنابراین این اقدام عربستان سعودی به این معناست که این رژیم هنوز بر دیدگاههای گذشته خود در کشتار و سرکوب و براندازی شیعیان در عراق پابرجاست و هر اقدامی برای نزدیکی دیدگاههای دوجانبه و از بینبردن اختلافات بیفایده و بیهوده بوده و هماکنون این کشور کمر به سرنگونی مالکی شیعه بسته است؛ اما آيا این اقدام امکانپذیر است و چگونه؟
یک: ماده 61 قانون اساسی عراق تاکید میکند که رئیس جمهوری این کشور می تواند، با ارائه درخواستی از پارلمان این کشور بخواهد اقدام به سلب رای اعتماد خود از نخست وزیر و دولت عراق کند و در این راه استناد به دو دلیل محکمه پسند الزامی است که به نظر میرسد، چنین دلایلی درباره المالکی وجود نداشته باشد.
دو: یک پنجم نمایندگان پارلمان عراق می توانند با ارائه درخواستی به ریاست مجلس خواستار سلب رای اعتماد از دولت این کشور شوند، اما این درخواست تنها یک هفته پس از استیضاح نخست وزیر می تواند به ریاست پارلمان اراده شود. در اینجا نیز امکان براندازی دولت نوری المالکی موجود نیست، چون وی بابت چه چیز باید در پارلمان استیضاح شود که بر اساس آن اعتماد نوری المالکی و کابینه اش از آن گرفته شود.
سه: دادن رای عدم اعتماد اکثریت مطلق نمایندگان پارلمان به نخست وزیر و این اقدام نه در دولت های گذشته عراق روی داده و نه در این دولت چون این اقدام نمایندگان به معنای خودکشی است.
حال فرض را بر این قرار می دهیم که یکی از موارد فوق رخ داده و به وقوع بپیوندد، در این صورت چه سناریویی در عراق به اجرا در خواهد آمد؟
براساس توافق های صورتگرفته و اصل مشارکت ملی عربستان سعودی و همپیمانانش در عراق چه بخواهند و چه نخواهند، نخستوزیر این کشور باید از میان شیعیان این کشور انتخاب شود که در این صورت باز عربستان سعودی باید در انتظار روی کار آمدن نخستوزیر شیعی دیگری باشد.
بر این اساس باید گفت، تمام تلاشهایی که عربستانسعودی در این راستا دست به آن میزند، تلاشی که بیش از هر چیز به کوفتن آب در هاون میماند.
وقتی در مذاکرات بغداد گفته شد که خانم "ماجا کوسیجانکیک" سخنگوی رسمی کاترین اشتون مذاکره کننده ی اروپایی جای خود را به "مایکل مان" داده کسی در این باره پرسشی نکرد که مان کیست و چرا این جابجایی در تیم مذاکره کننده رخ داده است.
تنها پیشینه ای که از مان در رسانه ها مطرح شد فعالیت او در سفارت آمریکا در بغداد بوده است که در حال حاضر همین پیشینه نیز در آرشیو اخبار رسانه های بین المللی در دسترس نیست. جالب اینکه هیچ یک از رسانه های بزرگ جهان و هیچ خبرنگار نکته سنج غربی در باره ی اینکه این اتفاق، یعنی حذف سخنگوی تیم مذاکره کننده ی اروپایی و جایگزین شدن او با یک مامور آمریکایی که هیچ گونه سوابق رسانه ای مشخصی ندارد سوالی مطرح نمی کند که این رخداد در چه عرفی دیپلماتیکی قابل تعریف است.
سخنگوی تیم مذاکره کننده به معنای ترمینال خروجی همه ی اطلاعات مذاکرات برای افکار عمومی جهان است و به نظر می رسد که این ترمینال در حال حاضر در دست ماموران مرموز آمریکایی قرار دارد و نه اروپایی هایی که خود را بانی مذاکرات هسته ای با ایران می دانند.
البته آمریکایی ها در این زمینه خصوصا در عراق سابقه ی چنین عملیات های رسانه ای را داشته اند. در جنگ عراق آمریکا اتاق خبر هایی را طراحی کرده بود که تحت کنترل ارتش این کشور همه غول های رسانه ای جهان با سانسور جنگی اطلاعات را با تایید پنتاگون منتشر می کردند. به نظر می رسد که آقای مایکل مان به نوعی همین نقش را در مذاکرات هسته ای اخیر بر عهده گرفته است.

پیگیری های انجام شده از طرف سایت خبری مشرق نیوز هیچگونه سابقه رسمی و قابل استفاده ای را از مایکل مان در اختیار نمی گذارد و عجیب تر اینکه هیچ رسانه ای در این باره نیز سوالی را مطرح نکرده و مطلبی بر روی خروجی قرار نداده است.
آیا مان یک افسر جنگ روانی از سازمان های امنیتی آمریکا است؟ آیا او یک طرح مانور رسانه ای از پیش طراحی شده را پیگیری می کند؟ آیا اتحادیه اروپا یک بار دیگر در تله ی رسانه ای و اطلاعاتی سازمان های آمریکایی و صهیونیستی گرفتار شده است؟
اطلاعاتی که یک منبع آگاه درباره مان در اختیار مشرق قرار داده است این فرضیه ها را تایید می کند؛ بر اساس اطلاعات به دست آمده مایکل مان از افسران ارشد دستگاه اطلاعاتی آمریکا می باشد. بر اساس همین اطلاعات مایکل مان افسر ارشد عملیات روانی آمریکا در عراق بوده که در روزهای اخیر نیز نقشی کلیدی در جنجال های سیاسی و رسانه ای علیه دولت مالکی در عراق و برخی کشورهای منطقه داشته است.
آخرین اخبار از مذاکرات مسکو به نقل از رسانه های غربی حاکی است که مایکل مان مرموز سخنگوی ناخوانده آمریکایی در میانه مذاکرات وارد شده و خواسته های رژیم صهیونیستی را مطرح کرده است؛ باید دید این مسیر به کجا خواهد انجامید.
البته مان شب گذشته نیز نشستی توجیهی برای خبرنگاران غربی برگزار کرده است که تقویت کننده ی نظریه تشکیل اتاق خبر جنگی آمریکا در کنار مذاکرات مسکو محسوب می شود.
"مایکل مان" اصلی کارگردان مشهور سینمای جهان است که آثار کلاسیک متعددی را به روی پرده برده؛ از دیر باز استفاده از نام افراد مشهور در میان ماموران اطلاعاتی و امنیتی جهان به عنوان نام مستعار مرسوم بوده است.
از همینرو محمد رویانیان پس از این که سفری به خارج از کشور داشت با متسو به توافقهایی رسیده بود، تا اینکه این مربی فرانسوی بامداد امروز وارد تهران شد و امشب در دفتر مدیرعامل باشگاه پرسپولیس با محمد رویانیان به گفتوگوی مستقیم پرداخت.
گفته میشود توافقات اولیه مابین طرفین شده است اما باید تکلیف دنیزلی مشخص شود و طرفین خواستههای یکدیگر را بررسی کنند.
متسو ابراز علاقه کرده که دوست دارد در پرسپولیس مربیگری کند. برای انجام این مذاکره با برخی از بازیکنان با تجربه پرسپولیس نیز مشورت گرفته شد.
|
|
روز اول گفتوگوهاي ايران و 1+5 در هتل "حلقه طلايي" مسكو پايان يافت و ادامه مذاكرات به روز سهشنبه موكول شد.
به گزارش رجانيوز، پس از اتمام مذاكرات نوبت عصر، دكتر علي باقري معاون سياست خارجي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران كه از اعضاي ارشد تيم مذاكره كننده ايران در طول چهار، پنج سال اخير نيز بوده است، به جمع خبرنگاران آمد تا براي جلوگيري از انتقال اطلاعات يكسويه از سوي رسانههاي غربي و يا افرادي نظير مايكل مان افسر اطلاعاتي سابق سيا كه در اين دور از مذاكرات بهعنوان سخنگوي اشتون حاضر شده است، روايت ايراني را از جزئيات مذاكرات صبح و عصر سهشنبه بيان كند.
باقري خبر داد كه در نوبت صبح همانطور كه در استانبول 2 و همچنين جلسات معاونان قبل از مذاكرات بغداد توافق شده بود، ايران پيشنهادهاي پنجگانه خود را كه داراي يك ساختار مشخص و بههم پيوسته بود، ارائه كرد و همان محورهايي را كه در بغداد عنوان كرده بود، در نشست صبح دوشنبه به تفصيل توضيح داد.
باقری این محورهاي پنجگانه را شامل ۱-اصول راهنمای مورد توافق دو طرف، ۲- اهداف، ۳- موضوعات، ۴- ساختار شکلی فرآیند گفتوگوها و ۵- گامهای متقابل دو طرف که باید برداشته شود، عنوان کرد و همچنين مبانی و نتیجه هر گام و همین طور اقداماتی که دو طرف باید انجام دهند، در اين پيشنهاد لحاظ شده بود.

این دیپلمات ها می گویند گروه 1+5 پیشنهادهای خود را در هیچ چارچوب بلند مدتی که مشخص کننده الزامات و تبعات آن، و گام های بعدی باشد قرار نمی دهند و صرفا بر برداشته شدن یک گام تاکید دارند.
از دید طرف ایرانی این به این معناست که گروه 1+5 در واقع به دنبال پیدا شدن راه حل کلانی برای مسئله نیست بلکه فقط بر گرفتن یک امتیاز تاکتیکی تمرکز کرده و بعد از آن هم احتمالا دوباره حرف های سابق خود را تکرار خواهد کرد.
این در حالی است که طرف ایرانی عقیده دارد هرگونه مذاکره درباره یک گام مشخص بستگی به این دارد که آن گام در چه چاچوبی مطرح شود.
منابع نزدیک به تیم ایران می گویند بسته به اینکه گام درخواستی در کدام چارچوب مطرح شود و برنامه کاری پس ازآن چه باشد، پاسخ به آن متفاوت خواهد بود.

خبرنامه دانشجویان ایران:
نحوه استفاده بهینه از لپ تاپ
مذاکرات ایران و ۱+۵ در مسکو امروز (سه شنبه) ساعت ۱۲ دنبال میشود.

آخرين اخبار رسيده غير رسمي از مصر حاكي است كه حدود 50 درصد از واجدان شرايط در انتخابات روز گذشته رياست جمهوري شركت كردند و محمد مرسي نامزد اخوان المسلمين كه در دور دوم مورد حمايت بيشتر گروههاي انقلابي بود، با كسب حدود 52 درصد از آراي شركت كنندگان در انتخابات بر احمد شفيق آخرين نخست وزير دوره مبارك و مورد حمايت بقاياي رژيم و طرفداران مبارك و همچنين قبطيها و ليبرالها پيروز شد.

به گزارش رجانيوز، اين خبر را ستاد مرسي اعلام كرد و بهدنبال انتشار اين خبر، طرفداران او با حضور در ميدان التحرير قاهره به شادماني پرداختند.
در اين ميان، مرسي حتي نشست خبري اعلام پيروزي خود در انتخابات را نيز برگزار كرد و با تأكيد بر حقي كه شهدا و مجروحان انقلاب مصر بر گردن مردم اين كشور دارند، تأكيد كرد كه بهدنبال انتقامگيري از كسي نيست و همه افرادي را كه به وي رأي داده يا ندادهاند، فرزندان مصر ميداند.
نامزد اسلامگرایان مصر تاکید کرد که به تمامی مصری ها از مسلمانان و مسیحیان خدمت خواهد کرد و به عنوان پدری برای تمامی قومیت های ملت مصر خواهد بود و با دیدی یکسان به تمامی مصری ها خواهد نگریست.
پيشدستي ستاد مرسي در اعلام غير رسمي نتايج در حالي است كه پيش از اين گفته ميشد ارتش مصر كه برگزاري انتخابات را برعهده داشت، قصد دارد بهطور ناگهاني از پيروزي احمد شفيق خبر بدهد.
پيش از برگزاري انتخابات نيز برخي فعالان داخلي و خارجي هوادار انقلاب مصر، در خصوص دستكاري نتايج انتخابات به نفع سرلشگر احمد شفيق بهشدت اظهار نگراني كرده بودند.

در پي برگزاري دور اول انتخابات و رأي قابل توجهي كه براي احمد شفيق اعلام شد، اين شبهه بهطور جدي از سوي برخي ناظران مسائل بينالملل مطرح شد كه چگونه ممكن است آراي حاميان مبارك و ليبرالها در ظرف چهار ماه يعني از انتخابات مجلس شعب قانونگذاري مصر تا انتخابات رياست جمهوري حدود 60 درصد رشد كند و در مقابل آراي انقلابيون و اسلامگرايان 30 درصد كاهش يابد.
در انتخابات مجلس قانونگذاري كه دي ماه سال گذشته برگزار شد، حاميان مبارك و ليبرالها تنها موفق به تصاحب يك كرسي در پارلمان شده بودند، در عين حال، اخوان المسلمين ترجيح داد كه موضوع تقلب در دور اول را پيگيري جدي نكند، چرا كه در صورت ابطال انتخابات، ارتش براي شش ماه تا يك سال ديگر دوباره اداره كشور را بهدست ميگرفت.
با اين حال، هنوز نيز نتايج رسمي انتخابات اعلام نشده و اين نگراني وجود دارد كه در دقيقه 90، ناگهان شفيق بهعنوان برنده انتخابات اعلام شود.
اما چنانچه ارتش بهدليل نگراني از تبعات دستكاري در نتايج انتخابات از اين اقدام صرفنظر كند، باز هم به نظر ميرسد نبايد پيروزي مرسي را پايان ديكتاتوري و تسلط 60 ساله نظاميان بر سرزمين اهرام ثلاثه دانست، چرا كه سه روز پيش، ارتش مصر، پارلمان اين كشور را منحل كرد و شوراي نظامي در بيانيهاي اعلام كرده كه تا زمان تشكيل پارلمان، اختيارات آن به اين شورا واگذار شده است.
رجانيوز پيش از اين يادآوري كرده بود كه بهدليل تندرويهاي اخوان المسلمين در ماجراي شوراي تدوين قاونو اساسي و همكاري نكردن با ساير گروههاي مؤثر در انقلاب، ارتش اين شورا را گرو نگه داشته است تا چنانچه شفیق در نهایت رئیسجمهور شد، اختیارات رئیسجمهور را در قانون اساسی بسیار افزایش دهد و در صورت رییسجمهور شدن مرسی، این اختیارات را کاملاً محدود کند.
شفيق مورد حمايت غرب، رژيم صهيونيستي و برخي از رژيمهاي مرتجع منطقه بهويژه رژيم سعودي بود، بهطوري كه بر اساس يك نامه به كلي سري كه سر از رسانهها در آورد، سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان يك ماه پيش به سفير خود در مصرنوشت كه بر اساس تأكيد پادشاه عربستان، محمد مرسي كه يك خطر واقعي براي ماست، نبايد در انتخابات پيروز شود و در اين زمينه همه توان و ظرفيت خود را بهكار بگيريد.

گزارش مرتبط:
جهشناگهانیآراء احمدشفیق/وقتی اخوانچوب مماشات باارتش رامیخورد
دور اول گفتوگوهاي ايران و 1+5 در مسكو، 26 روز پس از مذاكرات قبلي در بغداد از ساعت 11:30 امروز (دوشنبه) به وقت تهران در هتل حلقه طلايي پايتخت روسيه آغاز شد.
به گزارش رجانيوز، اگرچه تا پيش از اين گفته ميشد كه محل مذاكرات دفتر وزارت امور خارجه روسيه خواهد بود اما از روز گذشته اعلام شد كه هتل حلقه طلايي بهعنوان محل برگزاري گفتوگوها خواهد بود. اين در حالي بود كه در بغداد، دفتر نخست وزير عراق ميزبان نمايندگان ايران و شش كشور طرف مذاكره بود.
در عين حال، وندي شرمن نماينده امريكا در گروه 1+5 روز گذشته ساعتي پس از ورود به اين هتل، بلافاصله خبرنگاران رسانههاي خارجي را جمع كرد تا آنها را در زمينه سياست رسانهاي غرب در اين دور از گفتوگوها در يك جلسه محرمانه توجيه كند.
همچنين مايكل مان مشاور رسانهاي سفير امريكا در عراق كه در دور قبل گفتوگوها در بغداد بهدليل حضورش در محل مذاكرات، توانسته بود جهت دهيهاي مورد نظر تيم غربي 1+5 را به رسانههاي غير ايراني داشته باشد، در مسكو نيز حضور يافت و بهعنوان سخنگوي اشتون در اين مذاكرات جايگزين سخنگوي رسمي وي شد كه اين تغييرات در كنار برخي اخبار درز كرده از جلسه شرمن با تعدادي از خبرنگاران خارجي حكايت از اين دارد كه طرف امريكايي تلاش ميكند تا در صورت به بن بست رسيدن گفتوگوها از حيث رسانهاي، ايران را مقصر شكست و توقف مذاكرات معرفي كند و از صبح روز گذشته نيز تعداد قابل توجهی از منابع غربی از قول دیپلمات های آگاه اخباری منتشر کرده اند که محورهمه آنها احتمال جدی شکست مذاکرات مسکو در صورت تن ندادن ایران به درخواست های گروه 1+5 است.
این در حالی است که کارشناسان در تهران عقیده دارند این فضاسازی روانی بیش از آنکه حاکی از موضع واقعی گروه 1+5 باشد، نوعی عملیات روانی برای تعدیل مواضع ایران در نشستی است که از صبح روز دوشنبه آغاز می شود. به عقیده این کارشناسان، گروه 1+5 همچنان نه توان و نه تمایلی به شکست مذاکرات ندارد حتی اگر مذاکرات مسکو به هیچ توافق ملموسی ختم نشود.
همچنین ظاهرا این موضوع قطعی به نظر می رسد که اگر گروه 1+5 به توافق صورت گرفته در مکالمه تلفنی دکتر جلیلی و کاترین اشتون پای بند نبوده و آمادگی ورود به بحث جدی و محتوایی درباره پیشنهادهای ایران از جمله پذیرش حق غنی سازی و لغو تحریم ها را نداشته باشد، در آن صورت ایران علاقه ای به تداوم مذاکرات نخواهد داشت.

تحلیلگران مرتبط با موضوع می گویند در صورت شکست مذاکرات ایران ضرر کمتری نسبت به 1+5 خواهد کرد چرا که در واقع تحریم هایی که غربی ها در 28 ژوئن و 13 ژوئیه از آن سخن می گویند قبلا اعمال شده و تهدید جدیدی برای ایران محسوب نمی شود در حالی که قطع مذاکرات بدون شک ضربه جدی به راهبرد انتخاباتی اوباما، قیمت نفت و وضعیت اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد، ضمن اینکه راهبرد مذاکراتی 1+5 را هم کاملا به هم می ریزد.
بر همين اساس نيز دكتر جليلي پيش از ورود به نشست رسمي اعلام كرد كه 1+5 بايد حق هستهاي ايران را به رسميت بشناسد و گامهاي اعتمادساز بردارد.
در دور اول مذاكرات نيز ایران محورهای پنج گانه پيشنهادات خود را كه در بغداد مطرح كرده بود، به تفصیل برای طرف مقابل شرح داد و این پیشنهادها بین دو طرف مورد بحث قرار گرفت.
ایران در این مذاکرات تاکید کرد که محورهای پنج گانه شرح داده شده کاملا به هم پیوسته و با هم مرتبط است و باید در فضای احترام متقابل مورد بحث قرار بگیرد.
همچنين یک دیپلمات نزدیک به تیم مذاکره کننده ایران گفت این تیم در دور اول مذاکرات در مسکو یک راهبرد سه گامی را در پیش گرفته است و 1+5 در دور اول مذاکرات با یک رهیافت منسجم از جانب تیم ایران مواجه خواهد شد.
وی اضافه کرد: ایران یک راهبرد مذاکراتی سه گامی را در این مذاکرات در پیش خواهد گرفت. گام اول از این راهبرد انتقاد از فرصت سوزی یک ماهه گروه 1+5 از مذاکرات بغداد به این سو و عدم برگزاری نشست معاونین است. 1+5 کاملا در این باره توجیه خواهد شد که به این ترتیب به امکان پیشرفت در مسکو ضربه زده است.
او گام دوم راهبرد ایران را "ورود جدی و محتوایی به بحث درباره محور مدنظر 1+5" نامید و گفت: ایران پاسخ هایی روشن، مستند و مبتنی بر NPT به پیشنهادهای غرب آماده کرده است که به تفصیل برای تیم 1+5 توضیح داده خواهد شد. وی این امر را روشن ترین دلیل بر جدیت ایران در مذاکرات مسکو دانست.
این عضو هیئت ایرانی در مسکو در ادامه اضافه کرد: گام سوم راهبرد ایران تبیین پنج محور پیشنهادی ایران در بغداد به نحو تفصیلی تر و روشن تر است تا پای بندی گروه 1+5 به تعهد خود درباره درگیر شدن در بحث جدی درباره این موارد به آزمون گذاشته شود.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز(دوشنبه) در خجسته سالروز عيد مبعث پيامبر عظيم الشأن اسلام، در ديدار مسئولان نظام، سفيران و نمايندگان كشورهاي اسلامي و جمعي از خانواده هاي معظم شهدا تأكيد كردند: از ميان رشته هاي بيشمار نور بعثت، جامعه بشري امروز به 2 مسئله نياز مبرم دارد: يكي «برانگيخته شدن فكر و انديشه» و ديگري «تهذيب اخلاق».
رهبر انقلاب اسلامي با تبريك عيد بزرگ مبعث به ملت عزيز ايران و امت اسلام افزودند: رويكرد پرطراوت ملتهاي مسلمان به دين محمدي (ص) نشان مي دهد ملتها در سايه تجربه هاي متمادي دريافته اند كه مكتبهاي مادي شرقي و غربي، در برآوردن نيازهاي حقيقي بشر، ناتوان و عقيمند و فقط تعاليم بعثت مي تواند بشر را به سعادت و پيشرفت واقعي برساند.
حضرت آيت الله خامنه اي، ريشه مشكلات جامعه بشري را دوري از دو مسئله اساسي بعثت يعني: «فكر و انديشه» و «تزكيه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاريها و ضعفهاي اخلاقي، هدف بزرگ بعثت است كه تحقق آن، زمينه ساز حل مشكلات اساسي ملتهاست.
رهبر انقلاب اسلامي احياي نيروي خرد و تفكر را از ديگر اهداف اساسي و مهم بعثت پيامبران برشمردند و افزودند: جامعه بشري، امروز بشدت نيازمند انديشيدن، خردورزي، تفكر و ريشه يابي مشكلاتي است كه از هر سو ملتها را احاطه كرده است.
ايشان با يادآوري مرگ آفريني و ظلم آشكار قدرتهاي زورگو در برخي كشورهاي منطقه، افزودند: در نگاه سياه ستمگران جهاني، «بشر» اصولاً جايي و جايگاهي ندارد همچنانكه در قضيه مشكلات اقتصادي كشورهاي غربي نيز دنيا شاهد است كه قدرتهاي مسلط در پي حل مشكلات صاحبان بانكها و كمپاني هاي سرمايه داري هستند نه حل مشكلات مردم.
حضرت آيت الله خامنه اي، با دعوت مجدد از ملتها براي تفكر در اين واقعيات آشكار، خاطرنشان كردند: منشأ همه اين مشكلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذير است كه راه حل آن نيز، خروج ملتها از موضع سلطه پذيري و بي تحركي است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تلاش بي وقفه زورگويان جهاني براي كنترل و منحرف كردن انقلابهاي ملتهاي منطقه افزودند: ملتها با تكيه بر گنجينه خدادادي تفكر و خرد، و حسن ظن به وعده هاي نصرت پروردگار، روي پاي خود بايستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خويش را رقم بزنند.
ايشان، عزت و اقتدار ملت بزرگ ايران را نمونه روشني از نتايج ايستادگي و مجاهدت خواندند و با اشاره به همدستي زورگويان جهاني براي مقابله با جمهوري اسلامي افزودند: در 33 سال گذشته ملت فهيم و كشور عزيز ما، بي وقفه در معرض توطئه همه قدرتهاي جهاني بوده است تا شايد اين نمونه زنده ايستادگي و پيشرفت، در چشم ديگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهي، تلاش همه سلطه گران براي خارج كردن ملت ايران از صحنه، اين بار نيز قطعاً و يقيناً ناكام خواهد ماند.
حضرت آيت الله خامنه اي، تحقق وعده هاي ياري پروردگار را نياز مجاهدت، حركت و خطرپذيري دانستند و با استناد به آيات قرآني افزودند: صرف مؤمن بودن براي تحقق وعده پيروزي، كافي نيست بلكه مجاهدت و صبر مي خواهد.
ايشان به دشمنان نظام تأكيد كردند: از تجربه هاي ناكام مقابله با ملت مجاهد و صبور ايران درس بگيرند و بدانند كه تكبر، خود بزرگتر بيني و توقعات بيجا، در مقابل ملتي كه ايستادگي و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جايي نمي برد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سياست دشمنان اسلام براي ترساندن شيعه و سني از يكديگر وحدت را نياز مبرم دنياي اسلام برشمردند و با انتقاد شديد از تفرقه انگيزي برخي عناصر افزودند: كساني كه اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشيع و تسنن را اصولاً نمي شناسند براساس خواست سرويسهاي جاسوسي سلطه گران، از توسعه تشيع ابراز نگراني مي كنند و آتش تفرقه مي افروزند.
حضرت آيت الله خامنه اي در پايان سخنانشان، ملتهاي مسلمان را به خردورزي و اتحاد و ايستادگي توصيه و ابراز اميدواري كردند در پرتو عنايات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پيروز و اهداف بعثت كاملاً محقق شود.
در آغاز اين ديدار كه رئيس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاييه و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در آن حضور داشتند آقاي احمدي نژاد با تبريك عيد بعثت نبي گرامي اسلام گفت: بشر، امروز بيش از هر زمان ديگر، به معارف الهي و پيامهاي بعثت پيامبر خاتم نيازمند است.
رئيس جمهور با اشاره به اثبات ناتواني قدرتهاي مادي در تأمين نيازهاي جامعه بشري گفت: براساس وعده هاي مبارك الهي، و در پرتو آگاهي و مجاهدت ملتها، بساط مستكبران و صهيونيستها حتماً برچيده و راه براي صلح و آرامش و سعادت و پيشرفت بشر گشوده خواهد شد.
رجانیوز/گروه سیاسی: «اعلام مواضع صریح و شفاف و مرزبندی دقیق با فتنهگران» یکی از توصیهها و تذکرات جدی و همیشگی رهبر معظم انقلاب به خواص و علما در جریان فتنه سال 88 بود و ایشان با اشاره به جایگاه تاثیرگذار خواص بر افکار عمومی، همواره نسبت به این موضوع توجه ویژه داشتند و در سخنان خود بارها خواستار حضور خواص در عرصه مقابله با فتنه شدند.
با این حال، متاسفانه برخی از خواص به این توصیه حکیمانه رهبر انقلاب گوش نکردند و با سکوت و یا سخنان چند پهلوی خود، زمینه را برای طولانی شدن فتنه فراهم کردند تا نهایتا مردم و عامه جامعه به میدان آمدند و در حماسه 9 دی، آتش فتنه را خاموش کردند.
در این میان برخی از وابستگان فتنه و رسانههای نزدیک به این جریان تلاش کردند تا مراجع و بزرگان حوزه را همراه با ساختارشکنان جلوه دهند و با سانسور و تحریف سخنان آنان، دست به بهرهبرداری سیاسی به نفع آشوبگران بزنند؛ مسالهای که به طور ویژه درباره حضرت آیتالله جوادی آملی صورت گرفت و تبلیغات زیادی در این زمینه برای تحریف سخنان ایشان صورت گرفت.
با این حال، آیتالله جوادی آملی با بصیرت انقلابی خود همه این ترفندها را نقش بر آب کرد. به عنوان مثال، ایشان در تاریخ 28 خرداد 88 یعنی یک روز قبل از خطبههای تاریخی رهبر انقلاب در نماز جمعه، در دیدار با جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران به طور جدی به حمایت از مواضع حضرت آیتالله خامنهای پرداخت و خواستار احترام به قانون و رای مردم از سوی همه گروههای سیاسی شد.
در سالروز سخنرانی آیتالله جوادی آملی متن کامل سخنان این استاد برجسته حوزه علمیه قم به همراه فایل صوتی آن در ادامه میآید:
اقسام اختلاف و راهحل مقابله با آن
بنده هم متقابلا مقدم شما خوهران گرامی و برادران ارجمند را گرامی میدارم و گزارش جامعی که ارائه فرمودید در اطلاعرسانی سهم به سزایی داشت، امیداوریم خدای سبحان دلهای همه ما را هم به معرفت صائب و عمل صالح هدایت کند.
من چند نکتهای را در این محفل به عرضتان برسانم تا به اندازهای روشن شود که وظیفه ما چیست.
اختلاف سه قسم است؛ یک اختلاف قبل از علم است که نظریهپردازها، انظار و آرای علمی خود را طرح میکنند تا آنچه که حق است، روشن شود. این یک اختلاف محمود و ممدوحی است، مثل اختلاف دو کفه ترازو در برابر شاهین برای حفظ عدالت. اگر در یک کفهای وزن بگذارند و در کفهای دیگر موزون بگذارند، یعنی یک طرف سنگ بگذارند، یک طرف نان، اینها هماهنگ نباشند، همیشه این دو کفه با هم اختلاف دارند و این یک اختلاف مقدسی هم است، برای اینکه اگر وزن سنگینتر باشد میگوید من به همراه تو نمیآیم و اگر موزون سنگینتر باشد به وزن میگوید من به همراه تو نمیآیم،اگر هماهنگ بودیم و همسان و همتا بودیم، بالا می رویم باهم، پایین میآییم باهم.
این اختلاف دو کفه ترازو یک اختلاف مقدسی است برای برقراری عدل، مثل اختلاف یک نظریهپرداز با ناقد آن نظریه که هر دو در صدد رسیدن به یک نظریه علمی هستند. این قسم اول اختلاف است.
قسم دوم اختلاف در اثر اطلاع رسانیها یا برداشتهای ناصواب یا مقدمات و موخرات و نتایج ناصواب است که با گفتگو و گفتمان و نزدیک شدن و جلسه تشکیل دادن و تفاهم کاملا قابل حل است.
اما قسم سوم اختلاف، به عنوان عذاب الهی است. آن اختلاف دیگر با تفاهم حل نمیشود. ذات اقدس اله در سوره مبارکه مائده دوبار دو مطلب و در سوره مبارکه انعام یک مطلب جامعی را بیان میکند، در سوره مبارکه مائده فرمود یهودیها در اثر بدرفتاری، بینشان عذاب اختلاف را ایجاد کردم " و ألقَينا بَيَنهُمُ العَداَوةَ وَالبَغضَاء اِلى يَوم القِيامَة"(سورهٔ مائده، آيهٔ 64) و مسیحیهایی که طرفدار مسیحیت ناب عیسوی نبودند، من بین اینها عذاب و اختلاف ایجاد کردم "فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ" (سورهٔ مائده، آيهٔ 14) درباره یک عده اغرینا است، درباره عدهای دیگر القینا است و هر دو در سوره مبارکه مائده است. فرمود: این ملتی که حق را نپذیرفت، من اینها را به جان هم انداختم.
در سوره مبارکه انعام به عنوان یک اصلی جامع بیان کرد که اختصاصی به یهودی و مسیحی و زرتشتی و اینها ندارد. فرمود: "هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ" ( سوره انعام آیه 65) او قادر است در اثر بد رفتاری شما، عذابی از بالا به عنوان صاعقه، از پایین به عنوان زمین لرزه و یا عذاب اختلاف بین شما القا کند که به جان هم بیفتید " أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ"
بنابر این ما سه اختلاف داریم، یک اختلاف محمود و ممدوح و مقدس که اختلاف نظریهپردازها و ناقدان آن است، یک کسی یک کتابی نوشته یا کارگردانی کرده یا یک نظریهای ارائه کرده، یک عده نقد دارند؛ این یک کار خوبی است تا روشن شود.یک سلسله اختلافات هم سیاسی – اجتماعی است که با گله شروع میشود و با قهر ختم میشود. این با تفاهم و گفتگو کاملا قابل حل است.یک سری اختلافها هم بر اثر بدرفتاری و عذاب الهی است.
آن اختلافهای علمی را از مجرای علمی باید حل کرد، آن اختلافات اجتماعی را از راه عاطفه باید حل کرد، این اختلاف تقدیر را با ناله و ضجه و اصلاح بین خود و خدا و به کجا ما بدراهه رفتیم، بیراه رفتیم، راه کسی رابستیم راه خودمان را نرفتیم یا بی راهه رفتیم یا راه کسی را بستیم، خودمان را اصلاح کنیم.
هیچ مسلمانی حاضر نیست مال و ماشین مردم را بسوزاند، این حتما بیگانه است
این اصل اول که سه مطلب را به همراه داشت. اصل دوم آن است که این فرمایشات شما که مربوط به رنج دیدن دانشجویان در خوابگاه است، ما شنیدیم و کاملا منتقل کردیم و آنها هم متوجه شدند، اما ما باید بدانیم که وقتی کسی حرفی دارد، بیگانه در کار او دخالت نکند این فقط در بهشت است، در بهشت آدم یکسان و خالص است. اما اینجا همانهایی که بیگانه بودند؛ هیچ مسلمانی، نه طرفدار این آقا و نه طرفدار آن آقا، هرگز حاضر نیست که به خانه کسی آسیب برساند و مال کسی را بسوزاند، ماشین کسی را بسوزاند، این حتما بیگانه است. ما بخواهیم یک جایی داشته باشیم و حرفی داشته باشیم که اینها نباشند، این کار بسیار خوب است ولی اینها خواه و ناخواه خودشان را در این جمع داخل میکنند.
یک وقت است که انقلاب است، نظیر رهبری امام اینها را شستشو میکند، آن روزها ممکن بود چهارتا جوان حزب اللهی به سینما آسیب برسانند، اما هرگز سعی نمیکردند که به مال و ماشین مردم آسیب برسانند، بلکه سعی میکردند که هرگز آسیب نرسانند. آنکه " لاتبق ي و لاتذر" ( سوره مدثر آیه 28) بود و به همه آسیب میرساند، آن دیگر خط امام نبود. اما انقلاب امام، همه را شستشو کرد و مشخص شد که آنها چه کسی هستند و ملت کیست.خواه و ناخواه ما این دشواری و مشکل را در جامعه احساس میکنیم. این هم یک مطلب.
نامهای هم که این آقایان برای مسئول دستگاه قضایی نوشتند، که امروز من در بعضی از روزنامهها خواندم. آنها هم اقدام میکنند. این عزیزانی که فعلا در منزلهایشان نیستند، انشاءالله به منزلهایشان برگردند. برای اینکه اینها نامه نوشتند برای مسئول دستگاه قضایی، او هم انشاءالله اقدام میکند. همانطوری که امروز باز من در بعضی از روزنامهها دیدیم که جناب آقای موسوی و همراهانشان از اغتشاشگران کاملا تبری کردند، این هم که شده است.
مقام معظم رهبری دیگر از این دوستانهتر و مهربانانهتر میتوانست رفتار کند؟!
مقام معظم رهبری هم سه چهار تا کار کردند، با واسطه یا بیواسطه؛ آن دیداری که با اعضای محترم ستادهای این چهار نامزد داشتند، این یک دیداری دوستانه و تفاهمی مهربانانه بود، فرمایشات این آقایان را گوش کردند، خودشان هم فرمایشاتی فرمودند، ولی این میتواند آن اختلاف دوم را حل کند.
اگر خدای ناکرده ما گرفتار اختلاف سوم باشیم، این با دیدار رهبری حل نمیشود، این فقط سجده میخواهد و ناله و توبه؛ ولی این بزرگوار (رهبر انقلاب)کار خودش را کرده است، یعنی کاملا فرمایشات آن آقایان را شنید، اعضای محترم ستاد آقای موسوی آن آقایان بزرگوار دیگر، این چهار نامزد محترم، فرمایشات آنها را شنید و بعد سخنرانی کرد، دیگر از این دوستانهتر مهربانانهتر؟! شما شخص اول مملکت را ببینید، تمام فرمایشات این آقایان را شنید. برادری معنایش همین است دیگر. دستور اکید هم به شورای نگهبان داده تا شورای نگهبان حرفهای آنها را گوش دهد.
اگر شما جای شواری نگهبان بودید چه کار میکردید؟
ولی ما یک پرانتزی باید اینجا باز کنیم و آن این است که نه ما علم غیب داریم و نه خیلی ها؛ با گلایه و شواهد اگر خود شما هم به جای شورای نگهبان بودید، چه کار میکردید؟ شما میفرمایید که مثلا در فلان صندوق اختلاف شده است، بسیار خب؛ مدرکی دارید؟ نه! این را عزیزان من، خواهران من، مادران من، خوب گوش دهید، آن کسی که علم غیب دارد برابر علم غیب عمل نمیکند، او پیامبر است. دنیا دار آزادی است، اگر دنیا برابر علم غیب عمل میشد کسی به کمال نمیرسید. کمال در این است که شخص بتواند به این راه برود و نرود.
در دو آیه قرآن به صراحه خدا به پیامبر فرمود که مردم هر کاری میکنند، هم من میدانم و هم تو را آگاه میکنم. " قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون" (سوره توبه 105 ) ما معتقدیم پیامبر و امام همه اعمال ما را میبینند، برای اینکه باید در قیامت شهادت دهند. اما حضرت آمده صریحا اعلام کرده است، این کلمه انما مفید حصر است، فرمود: مردم، زنها، خواهران و برادران بدانید من فقط برابر قانون عمل میکنم. من میدانم برابر علم غیب چه کسی خلاف کرده است اما علم غیب منشاء فقه و حقوق نیست. "انما اقضي بينكم بالأيمان و البينات" این انما مفید حصر است. یعنی هر کسی که شاهد آورد من حکم میکنم، هرکسی قسم خورد من حکم می کنم، اما بنا بر این نیست که من به علم غیب عمل کنم.
لکن مردم، خواهران و برادران بدانید و این را به صراحت فرمود، فرمود که گر کسی شاهدی دروغ آورد، یا قسم دروغ ایراد کرد، آمد در محکمه و من حکم کردم که این مال مال اوست، مبادا بگوید من رفتم محکمه پیامبر از دست خود پیامبر گرفتم. این "قطعة من النار" است، این آتش است که دارد به خانه میبرد. این را هم بدانید.
از این شفافتر؟!
ما یک اخلاق داریم که مکمل قانون است، یک اخلاق داریم متمم قانون است، یک اخلاق داریم ضامن اجرای قانون است، یک اخلاق داریم پشتوانه قانون است، هر نقصی که در قانون باشد اخلاق ترمیم میکند. بنابراین آنکه علم غیب دارد برابر علم غیب عمل نمیکند. ایشان (رهبر انقلاب) هم دستور دادند به شورای نگهبان؛ سخنگوی شورای نگهبان هم چندبار گفت که از خود نامزدهای محترم دعوت کردیم که در جلسه رسمی شورای نگهبان، نه آنهایی که مامور به انتخابات هستند، تشریف بیاورند. چون شورای نگهبان چند نفری از اعضای خود را برای انتخابات و رعایت(نظارت) انتخابات، انتخاب میکند. همه این آقایان که مسئولیت ندارند، چند نفر برای انتخابات، انتخاب میشوند. اما الان در جلسه رسمی از این نامزدهای محترم دعوت کردند، تشریف بیاورند و فرمایشاتشان را بگویند. از این شفافتر؟!
ممکن است، خلاف بشود اما وقتی ندانند که کجا تقلب شده نه شورای نگهبان دستش باز است و نه اینها هیچ مدرکی قابل ارائه دارند. هرجا که مدرک است و هرجا که قانون است ارائه میکند.
بیگانه دنبال همین صحنه راه میافتد
مطلب بعدی که خواهش من این است، ما همانطور که خودمان چه در نماز جمعه و چه در غیر نماز جمعه حرفها را میگوییم، اما میگوییم که بنا برآنچه که برای نظام و قانون است، خواهش ما همین است که همین طور عمل شود. وگرنه بیگانه به دنبال همین صحنه راه میافتد. پس آن جلسهای که همه آقایان نامزدها جمع شدند و فرمودند اغتشاشات را ما محکوم میکنیم، این کار بسیار خوبی است.
الان ما در کمربند گلولهایم
الان ما در کمربند گلولهایم؛ کمربند گلوله یعنی کمربند مرگ. این شرق ما افغانستان است که آن طالبان بدتر از القاعده، القاعده بدتر از طالبان گلولههایش به طرف ایران است. غرب که پشت سر هم، وقتی حرم امام ما (عسکریین) را بمبگذاری میکنند، به خود ما رحم میکنند؟! اینها هم گلولههایشان به طرف ما است، اینها زیر گوش ما هستند، هم سربازان انگلیسی هستند و هم سربازان آمریکایی. شیوخ بیعقل خلیج فارس هم که این منطقه را حیات خلوت آمریکا قرار دادند، شما نگاه کنید که در کویت و ابوظبی و بحرین و منامه و مسقط اینها پایگاه نظامی دارند و دستشان هم روی ماشه است. اینها با چه کسی میجنگند؟ هیچ کسی در منطقه غیر از ایران است که دربرابر آمریکا و کشورهای دیگر اینها بایستد؟ برای یک وجب کویت اینها پایگاه نظامی درست کردند.
برادران افغانی وقتی سیاستمدار در میآیند، آدمهای باهوشی هم هستند، منتها متاسفانه بر اثر فلاکتهای سیاسی به این روز در آمدهاند. یک روز مستحضرید همین افاغنه آمدند ایران را گرفتند. صورتهایشان را میبینید، اینها همان نژاد مغول و تاتار هستند. آن بزرگوار افغانی که بعد هم آمد در ایران تشکر کرد، این گفته که من باید افغانستان را معرفی کنم، برای اینکه افغانستان نه نفت دارد و نه گاز دارد و نه امامزاده دارد و نه عتبات دارد و نه کعبه دارد، هیچی ندارد، شما افغانستان را نمیشناسید. یک مدتی درباره افغانستان بحث کرد، بعد گفت که کویت چه کاره است، کویت را جک سیاسی زدند. وقتی چرخ ماشین آسیب میبیند، جکی میزنند که بالا بیاید، گفت کویت قابل ذکر نبود، جک سیاسی زدند و بالا آوردند که در برابر ایران بایستد و علیه ایران پایگاه درست کند.
خب این شیوخ بیعقل خلیج فارس قدم به قدم اینجا پایگاه درست کردند، یک دوست به حسب ظاهر داشتیم که آن هم ترکیه بود، ترکیه پایگاه اینجرلیک خود را که آماده است برای پرواز در اختیار این دو دشمن خون آشام ما قرار داد، یعنی آمریکا و اسرائیل. با آنها پیمان نظامی بسته است. اگر ترکیه با آنها پیمان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسته بود، ما مشکل نداشتیم. اما پیمان نظامی به بهانه ناتو بسته است. در همین پایگاه اینجرلیک ترکیه هواپیمای شکاری میتواند پرواز کند. و ماییم محصور به گلوله.
ما اول رای به قانون اساسی دادیم بعد نماینده
در چنین فضایی بهترین راه برای ما آرامش است. 14 میلیون، 14 میلیون است، کم نیست. خب اگر یک وقتی آنها یک رای بیشتری دادند به رای ما عمل کردند، یعنی به رای ما 14 میلیونی عمل کردند، چرا؟ برای اینکه ما که مثلا 14 میلیونیم و به این آقا رای دادیم ما دو رای دادیم یک رای به قانون اساسی دادیم، یک رای به نماینده، آن رایی که ما به قانون اساسی دادیم، رای به همه است. صددرصد است. یعنی همه ما گفتیم هر نامزدی که رای بیشتری آورد او نماینده ماست. این رای ماست دیگر.
یک رای فرعی هم دادیم. مثلا ما که میخواهیم این خانه را بسازیم، همه جمع شدیم که این خانه چند تا اتاق داشته باشیم. همه ما رای دادیم که این اتاق مثلا یک مطالعه داشته باشد، یک اتاق بزرگ و یک اتاق پذیرایی و خلاصه 6 اتاق داشته باشد. همه ما رای دادیم که این باید 6 اتاق داشته باشد بعد وقتی که در جزئیات اختلاف کردیم، مثلا بعضیها میگویند که آن اتاق بزرگتر باشد و آن یکی کوچکتر باشد، میگوییم هرچه که اکثریت گفتند به همان عمل میکنیم. خب اگر اکثریت گفتند که این اتاق باید فلان قدر باشد، ما چون قبلا رای دادیم که هرچه اکثریت گفت معتبر است، آن رای اصلی ماست. بنابراین باید به رای خودمان عمل کنیم. اگر خدای ناکرده تخلفی شد و مدرکی داشتیم ارائه میکنیم.
اگر بخواهند به خیابانها بکشند، کنترلش از دست شما خارج میشود
الان چند کار شده است یکی نشست نامزدهای محترم با شورای محترم نگهبان، یکی هم حتی مقام رهبری فرمودند اگر چنانچه احتیاج دارد به بازشماری بعضی از صندوقها آنها بازشماری شود. اگر بخواهند به خیابان بکشند، آن دیگر کنترلش از دست شما خواهرها و برادرها خارج میشود. آن وقت همین حادثه پیش میآید، نه معلوم است که چه کسی زد، نه معلوم است که چرا زدند، نه معلوم است چه کسی را زدند.
بنابراین اگر چنانچه انشاءالله رحمان ما در آن اصل اول که اختلافات سه گانه است، خوب بررسی کنیم و این جوانب را هم درنظر بگیریم و همه این آقایان و همه علما و مسئولان شورش و اغتشاش را محکوم کردند، یک کاری نکنیم که حضور این مردم یا نظام خدای نکرده آسیب بینند. این دشمن اصلا آماده است، یک قدمی است که خدای نکرده یک آشوبی بشود و او استفاده کند.
من ضمن تقدیر از شما خواهران بزرگوار، جز دعوت به آرامش و نظم و رعایت قانون و رعایت شکایتهای رسیده و بررسی آنها عرضی ندارم. امیدوارم خداوند همه شما را در سایه ولیاش از خیر وسعادت و صلاح و فلاح دنیا و آخرت برخوردار بفرماید.
روزی که مقامات عربستان سعودی اعلام کردند دیگر حاضر به پذیرش و اعطای ویزای زیارتی به دختران مجرد ایرانی تحت عنوان حج دانشجویی نیستند، رسانههای این کشور تلاش کردند تا مسائل دینی و احکام شرعی را به عنوان دلایل خود برای این ممنوعیت عنوان کنند اما در همان زمان، بسیاری از جامعهشناسان عرب صراحتا اعلام کردند که حضور دختران شیعه ایرانی در عربستان به منزله یک تهاجم فرهنگی سنگین و زلزله در سبک زندگی خانوادههای عربی است.
حضور دختران محجبه ایرانی که آزادانه به فعالیت اجتماعی میپردازند و گفتگوی آنان با دختران عرب که در خانوادههای بسته و تحت تفکرات متحجرانه و البته با نام اسلامی معرفی میشود، زمینهساز تغییر نگرش جوانان این کشور و باعث ایجاد جنبشهای اعتراضی اجتماعی در میان خانوادههای سعودی شده بود که دختران ایرانی را به عنوان الگوی خود در ارائه یک سبک زندگی دینی امروزی میدیدند.
جرقه تشکیل یک جریان رسانهای علیه دختران ایرانی از همینجا کلید خورد و تخریب کشور رویایی ایران که اکنون به عنوان نماد یک حکومت اسلامی موفق و امروزی در میان مسلمانان – به ویژه جوانان – شناخته میشود، سرخط فعالیتهای رسانهای و تبلیغاتی غرب و همچنین کشورهای عرب مرتجع حاشیه خلیج فارس قرار گرفت؛ تا جایی که این رسانهها از هیچ اقدامی برای موهوم نشان دادن جامعه اسلامی در ایران کوتاهی نمیکنند.
«توماس اردبرینک»، خبرنگار «نیویورک تایمز» در تهران هم در روزهای اخیر با یک گزارش نشان داده که از استعداد خوبی برای پیگیری این خط رسانهای برخوردار است و میتواند عصبانیت ناشی از موفقیتهای دختران مسلمان ایرانی را که بر طبق تعریف کشور متبوعش، «در قفس حجاب» گیر کردهاند، به عنوان مقاله برای افکار عمومی غرب نسخه بپیچد.

چند روز پیش این روزنامه آمریکایی در مقالهای، با استناد به یک شخصیت مجهول به نام «شکوفه» که او را نماد دختران تحصیل کرده و مشتقل ایرانی نامیده، ارائه الگوی «دختر مسلمان اجتماعی» را تخطئه کرده و از «دختر آمریکایی» به عنوان الگویی برای این الگو نام برده است.
اردبرینک در مقاله خود، اساسا سبک زندگی اسلامی را منکر شده و با اشاره به افزایش حضور دانشجویان دختر در دانشگاهها به ویژه پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، مدعی شده است: «نحوه زندگی حضرت فاطمه، دختر پیامبر اسلام، به عنوان الگوی رسمی زنان در ایران تبلیغ میشود. اگرچه قرائتهای نوین از اقدامات و نحوه زندگی حضرت فاطمه وجود دارد ولی در میان هیچ کدام از آنها نامی از تنها زندگی کردن نیست، تنها نحوه اداره امور خانه مد نظر قرار دارد.»
این روزنامه همچنین دین اسلام را قدیمی و غیرکاربردی معرفی کرده و ضمن تلاش برای تمسخر ساختار خانواده محور زندگی اجتماعی در ایران، به نقل از یک دختر دانشجو نوشته است: «آنها (پدر و مادرم) میدانند که من میخواهم مستقل باشم. میفهمند که روزگار عوض شده است. جامعه هیچ چارهای جز پذیرش ما دختران مجرد که میخواهند مستقل باشد، ندارد.»
یک نمونه دیگر: دختران مسلمان ترکیه نباید از دختران ایرانی الگو بگیرند
«در ایران از اسلام خبری نیست.» این جمله، آغازگر یک سفرنامه درباره ایران و مردم کشورمان است. سفرنامهای که توسط یک نویسنده ترک به نام «ربیعه اوزدن کازان» نوشته شده و در سال ۲۰۰۸ در این کشور به چاپ رسیده است و رسانههای غربی مانور تبلیغاتی سنگینی بر روی آن انجام دادند.
این نویسنده ترک، در ابتدای کتاب خود با نام «ملکههای تهران» نوشته است که «ایران در پی انقلاب ۱۹۷۹ برای اسلامگرایان جهان به الگویی تبدیل شده و اکنون بسیاری از زنان مسلمان خارج از ایران، در حسرت زندگی در ایران هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به ایران بروم اما با یک سراب روبرو شدم.»

کازان در بخشی از کتاب خود، تلاش میکند تا تمام جوانان ایرانی به ویژه دختران را دارای روابط غیراخلاقی نشان دهد که به هیچ عنوان نباید الگویی برای دختران مسلمان در سایر کشورهای اسلامی باشند. او در این زمینه مینویسد: «جوانان ایرانی در پارتیها و مناسبتهای مختلف، مشروبات الکی را مثل آب مصرف میکنند.»
این نویسنده ترک نهایتا دست به نتیجهگیری دلخواه غربیها هم زده است: «میخواهم ظلم و زورگوییهای اسلامی ایران را افشا کنم. اما دقت کنید زورگویی اسلام را نمیگویم. آنچه من از اسلام آموختهام، اسلام مولانا است، اسلامی که عشق، صداقت، دوستی با همه مردم جهان و آزادی را ارائه میدهد، نه اسلام ایران. جوانان ما نباید اسلام ایران را فرا بگیرند.»
دختران ایرانی یا عاشق آمریکا هستند یا تروریست
از سوی دیگر، دختران فعال در جامعه ایران که ضمن رعایت احکام اسلامی به فعالیت روزمره خود میپردازند و در فعالیتهای مختلف اجتماعی و ورزشی شرکت دارند، مورد غضب شدید این رسانهها هستند؛ تا جایی که الگوی رفتاری دختران ایرانی در رسانههای غربی نهایتا دو خروجی دارد: الف- دخترانی که به هیچ عنوان احکام دینی را رعایت نمیکنند و عاشق سبک زندگی غربی هستند ب- دخترانی که برای فعالیتهای تروریستی آموزش میبینند.
به عنوان مثال، اداره کل رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چهاردهم فروردین ماه جاری، فعالیت دفتر نمایندگی خبرگزاری رویترز در تهران را متوقف کرد. این خبرگزاری که سابقه گزارشهای خلاف واقع و سیاهنمایی از وضعیت کشور را در کارنامه خود دارد در اواخر سال گذشته درباره فعالیتهای ورزشی شماری از بانوان ورزشکار ایرانی در رشته «نینجتسو» گزارشی با تیتر «هزاران زن نینجا به عنوان قاتلان ایرانی آموزش میبینند» را منتشر کرد و طی آن بانوان ورزشکار را «تروریست» معرفی کرد.
وقتی «آزادی» آمریکایی، واقعیت دختران ایران را تحمل نمیکند
ترس و واهمه از تبدیل دختران مسلمان ایران به الگوی برتر دختران مسلمان در جهان، در همه عرصههای فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی نفوذ کرده و یک اتاق فکر بسیار گسترده را برای جلوگیری از وقوع این موضوع شکل داده است.
به عنوان مثال، دو سال پیش افتخارآفرینی تاریخی دختران شایسته ایرانی در مسابقات آسیایی چین اگرچه طبق معمول با بیمهری مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور روبرو شد اما مخالفان جمهوری اسلامی ایران را به تکاپوی شدید انداخت. رسانههای معاند تلاش ویژهای کردند تا با تهیه گزارش، مصاحبه و خبرهای جهتدار درباره این دختران شایسته، این موفقیت بینظیر را تحتالشعاع قرار دهند و به روند همیشگی خود در اتهام به وضعیت حقوق زنان در ایران ادامه دهند.
دویچهوله، بیبیسی، صدای آمریکا، رادیو فرانسه و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی در اقدامی هماهنگ با صدها سایت اینترنتی وابسته به جریان اپوزیسیون، سعی کردند تا دختران ایرانی را که در مسابقات آسیایی موفق به کسب موفقیت و مدالهای رنگارنگ شدند، افرادی معرفی کنند که هیچ اعتقادی به مقررات کشور ایران و مقدسات و احکام دین اسلام ندارند. این رسانهها با تمرکز ویژه بر روی پوشش و حجاب این دختران ورزشکار، آن را مانعی بر سر ورزش زنان در ایران نامیدند که دختران ایران از روی «اجبار» باید آن را رعایت کنند. حتی تلویزیون دولتی انگلیس پا را از این فراتر گذاشت و در برنامه «نوبت شما»، صریحا مدعی شد که «ورزش بانوان در ایران در شعاع حجاب گیر کرده است.»
با تمام این تفاسیر و البته در غیبت مایوس کننده و تاسف بار رسانههای تصویری و مکتوب ایرانی، دختران افتخارآفرین و قهرمان ایران با اقدامات خود پاسخی صریح، قاطع و شفاف به این رویکرد تخریبی علیه مقدسات دینی دادند و نشان دادند که شاید بتوان با استفاده از جذابیتهای بصری، اینگونه مطالب ناصواب را برای مخاطبان ناآگاه عرضه کرد اما افکار عمومی جهان شاهد روی دیگری از سکه این مساله بوده است.
به عنوان مثال، «الهه احمدی» عضو تیم ملی تیراندازی جمهوری اسلامی ایران که در مسابقات گوانگژو موفق به کسب ۳ مدال رنگارنگ (۲ نقره و ۳ برنز) شد، در هر سه نوبتی که بر روی سکوی اهدای مدال رفت، یک جلد کلام الله مجید به همراه خود برد تا هم مشتی بر دهان کشیش هتاک آمریکایی (تری جونز) که رد آن زمان اقدام به قرآن سوزی کرده بود، زده باشد و هم اعتقاد اصیل و راسخ خود به دین مبین اسلام را به نمایش بگذارد.

به نظر میرسد وحشت از تهاجم فرهنگی دختران محجبه ایرانی به باورهای غربی و نمایش نمونه یک زن موفق و اجتماعی در سایه رعایت حدود شرعی و اسلامی سبب شده است تا مقابله با این دختران از حالت تبلیغاتی به حذف ناجوانمردانه از صحنههای مهم و پرمخاطب سوق پیدا کند.
این مساله همچنین لزوم «نظارت بیشتر بر فعالیت رسانههای خبری و تصویری غربی در ایران» را به مسئولین مربوطه گوشزد میکند. طبیعی است که نباید به رسانههایی که به طور جدی در حال تکمیل قطعات این پازل تهاجم تبلیغاتی علیه ایران هستند و تلاش میکنند تا با توهین به دختران پاک ایرانی، زمینه را برای الگوسازی «باربی» ها فراهم کنند، اجازه فعالیت در کشور را داد. همانطور که خبرنگار صداوسیمای ایران در ایالات متحده تحت شدیدترین فشارهاست و حتی اجازه تردد در منطقهای به غیر از بخشی از نیویورک و سازمان ملل را ندارد، خبرنگاران رسانههای غربی نظیر نیویورک تایمز نیز باید با نظارت بیشتری در ایران به فعالیت خبری و رسانهای بپردازند.
مطالب مرتبط:
وحشت از ترویج حجاب به حذف فوتبالیستهای محجبه ایرانی انجامید
پشت پرده تلاش برای بازگشایی دفتر «رویترز» در تهران چیست؟
گروهی از خانواده های ایرانی با حضور در برابر سفارت عربستان شیرینی توزیع میکنند.
چند روز پیش و در آستانه برگزاری مذاکرات مسکو، وزارت اطلاعات در اطلاعیه اعلام کرد عوامل اصلی ترور شهیدان هستهای ایران شهریاری، احمدی روشن و قشقایی شناسایی و در یک عملیات برق آسا دستگیر شدهاند.
به گزارش رجانیوز، در حالی که برخی اخبار از تشدید فعالیتهای جاسوسی واطلاعاتی سرویسهای غربی علیه برنامه هستهای ایران در هفتههای اخیر و به بهانه برگزاری مذاکرات مسکو حکایت دارد، دستگاه امنیتی کشور در یک اقدام غافلگیر کننده عوامل موساد را که به صورت مستقیم در عملیات ترور شهیدان هستهای ایران نقش داشتهاند دستگیر کرد.
در همین راستا، حجتالاسلام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان به ارائه جزئیاتی درباره نحوه اجرای این عملیات و اقدامات سربازان گمنام امام زمان(عج) پرداخته است:
ضمن تبریک به جنابعالی و سربازان گمنام امام زمان (عج)، اولین سوالم به اطلاعیه چند روز پیش وزارت اطلاعات مربوط است که در آن نه به زمان بازداشتها، نه به مکان و نه به تعداد متهمین اشاره شده بود. آیا علت خاصی داشته؟ و آیا ممکن است در این سه مورد اطلاعات بیشتری بدهید؟
بنده هم این موفقیت را به رهبر معظم انقلاب اسلامی، ملت شریف ایران و به خانواههای داغدار شهدای هستهای کشور تبریک عرض میکنم ضمنا معمولا فراموش میشود که آن چند عملیات تروریستی، جانبازانی هم داشته است. یکی همسر مکرمه و دانشمند شهید دکتر شهریاری که در صحنه حضور داشته و مجروح شدند و علاوه بر داغ همسر شهیدشان، هنوز هم با برخی آثار آن مجروحیت مواجهند که بنده برای سلامتی کامل ایشان دعا میکنم.
و دیگری برادر عزیز جناب آقای دکتر فریدون عباسی رئیس محترم سازمان انرژی اتمی که همزمان با شهید شهریاری ایشان هم ترور شدند اما به خواست خدا آسیبی به ایشان وارد نشد تا بمانند و به خدمات علمی خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه دهند.
اما در مورد علت عدم صراحت در اطلاعیه وزارت، سوال شما درست است قطعا علتهای متعدد و خیلی فنی دارد. زیرا این را در درجه اول رژیم اشغالگر قدس و آن سرویسهای اطلاعاتی که در این ترورها او را پشتیبانی میکردند، درک میکنند. شما توجه کنید به نوع اعلام خبر دستگیریها در بیبی سی فارسی (که ارگان رسانهای آن چند سرویس اطلاعاتی است).
در مورد زمان بازداشتها بصورت کلی عرض میکنم وقتی متهمی بازداشت میشود، همیشه فقط خودش هدف دستگیری نیست و در بسیاری موارد از طریق او میخواهیم بقیه مرتبطین وی راپیدا کنیم. از طرف دیگر در بسیاری از موارد میخواهیم تا مدتی که ما نیاز داریم و عملی باشد، ارتباط قبلی متهمین با همدستانشان، یا با شبکه مورد نظر یا با سرویس اطلاعاتی حریف را ادامه دهیم. به اصطلاح اطلاعاتی، فرد را سفید نگه میداریم؛ و به جمع آوری اطلاعات از حریف ادامه میدهیم یا اطلاعات فریب به خورد حریف میدهیم.
به عبارت دیگر، وقتی طرف مقابل نداند که بازداشت شدگان از چه زمانی در اختیار ما بودهاند، عملا به این معناست که نخواهد دانست از چه زمانی تماسهایی که ظاهرا به اینها میگرفته، در عمل ما دریافت کنندگان پیامهایش بودهایم و نمیداند از چه زمانی اطلاعاتی که به عنوان حاصل جمعآوریهای متهمین دریافت میکرده، عملا اطلاعات فریبی بوده که از ما دریافت میکرده است.
در مورد مکان و مناطق بازداشت متهمین نیز پس از رفع محذورهایی که داریم، اعلام خواهیم کرد.
در مورد تعداد بازداشتیها هم برای آنکه شما دست خالی برنگردید عرض میکنم در عملیات اخیر، حدود ۲۰ نفر بازداشت شدهاند.
خواهش میکنم در مورد اتهامات این افراد هم اگر ممکن است بفرمایید که آیا اتهامات آنها همان است که در ا طلاعیه وزارت اطلاعات اشاره شده یا اتهامات دیگری هم هست؟
چون فعلا پرونده در دست تحقیق است لذا باید قدری صبر کرد تا سایر اتهامات کاملا محرز و کاملا مستند شود. اما اجمالا میتوانم بگویم که اتهامات آنها بیش از آن است که در اطلاعیه اخیر ما آمده بود. مثلا در ترور شهید دکتر علی محمدی قبلا فقط عامل اصلی بمب گذاری بازداشت شده بود و تیم همکاران او اعم از عناصر شناسایی و پشتیبانی را در آن مقطع دستگیر نکردیم. با پیگیریهای بعدی و با تکمیل جمعآوریها، بالاخره تعدادی از همکاران معدوم جمالی فشی را در شبکههای اخیر بازداشت کردیم.
وزارت اطلاعات در فروردین ماه نیز اعلام کرد یک شبکه تروریستی مرتبط با رژیم جعلی اسرائیل را در حالی که آماده انجام عملیات خرابکارانه بوده است، همراه با بمبهای سنگین و سلاحهای مختلف و سایر تجهیزات نظامی کشف کرده است. آیا این دو شبکه به هم مرتبط بودهاند؟
قطعا مرتبط بودند اما به معنای تماس مستقیم این دو شبکه با همدیگر آن هم در داخل کشور. ما نیز این تَرابُط را از طریق ارتباط مستقیم آنها کشف نکردیم.
هم در اطلاعیه ۲۲/۱/۹۱ وزارت و هم در اطلاعیه اخیر تلویحا به کشیده شدن جمع آوریهای اطلاعاتی وزارت به خارج از کشور اشاره شده، این جمعآوریها چگونه است؟ آیا از بین این متهمین، کسی را هم در خارج دستگیر کرده و به داخل انتقال دادهاید؟ و آیا اسرائیلیها در اعزام این تروریستها از امکانات و پشتیبانی کشورهای دیگر هم استفاده کردهاند؟
اولا در مورد کشیده شدن جمعآوریهای اطلاعاتی به خارج، این را به تلویح نگفتهایم بلکه صریحا مورد اشاره قرار دادهایم. ثانیا علت کشیده شدن جمعآوریهای اطلاعاتی به خارج آن است که اسرائیلیها در اقدامات تروریستی گذشته مطلقا تنها نبودهاند. اسرائیلیها فقط نقش یک نقاب را ایفا کردهاند و آنها از اطلاعات و امکانات و آموزش و ارتباط دو سرویس CIA و MI۶ در چند عملیات گذشته بهره بردهاند.
شما دقیقا همان واقعیتی که در صحنههای سیاسی عملیاتی چند دهه گذشته میبینید، عین همان را در چند عملیات تروریستی اخیر مشاهده میکنید. یعنی «جنگ نیابتی» توسط یک موجودیت جعلی موسوم به اسرائیل و «نقش حمایتی» آن هم حمایت تمام عیار توسط دولتهای آمریکا و انگلیس. شما عین این واقعیت را در جنگهای پنهان، نبردهای اطلاعاتی و عملیات تروریستی رژیم اشغالگر قدس مشاهده میکنید. واضحترین مصداقش را در چند عملیات انجام شده در کشور ما میبینید. این واقعیت را به خصوص ما که مجرای نفوذی به دستگاههای اطلاعاتی-امنیتی رژیم اشغالگر قدس یافتهایم، به عینه مشاهده کردهایم و به وقتش افشا خواهیم کرد.
ثالثا علاوه بر برخورداری رژیم صهیونیستی از چنان حمایتهایی، آن رژیم حداکثر استفاده ممکن را از خاک و تسهیلات چندین کشور در این قبیل عملیات مینماید. در همین کشفیات مربوط به دو شبکه اخیر ملاحظه شد که رژیم اشغالگر قدس از خاک یک اقلیم مجاور خاک ما حداکثر بهرهبرداری را نموده است، حتی در آنجا پایگاه آموزش تروریستی و پادگان نظامی در اختیار دارند. ستاد عملیاتی مشترک آمریکا، انگلستان و رژیم اشغالگر قدس در همانجا مستقر است وعلیه کشور ما سناریوهایی را طراحی و اجرا میکند.
البته یقین داریم که این وضعیت با اطلاع و با اجازه دولت زیربط مربوطه نمیباشد همچنین در اطلاعات جمع آوری شده در مورد دو شبکه اخیر ملاحظه شد که تروریستها به راحتی و به فراوانی از خاک یک کشور همسایه برای رفت و آمد آزادانه به سرزمینهای اشغالی و برای نقل و انتقال اسلحه و مواد انفجاری استفاده میکنند.
این واقعیت خیلی تلخی است که دولتهای مورد نظر باید در نظر داشته باشند و مشکل را چاره کنند. این وضعیت برای هیچ همسایهای قابل تحمل نیست. و البته قبلا هم بهرهبرداری مثلث خبیث آمریکا، انگلیس و اسرائیل از خاک بعضی دیگر از همسایگان کشف شده بود که قصد داریم از این پس هشدار لازم را به نحو مقتضی به آنها بدهیم.
در حالی که مذاکرات میان ایران و گروه 1+5 از صبح روز دوشنبه 29 خرداد (18 ژوئن) در مسکو آغاز می شود، بسیاری از کارشناسان عقیده دارند هیئت امریکا با آمادگی کامل به این مذاکرات نیامده است.

گروه سیاسی: سومین سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری در حالی فرا رسیده است که این انتخابات به دلیل ویژگی های منحصر به فرد خود، سلسله رخدادهای قبل و بعد آن و نیز تاثیرات قابل توجهی که بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور گذاشت، از مهم ترین آزمون های ملی و حساسترین تحولات تاریخ انقلاب به شمار می آید. بر همین اساس، رجانیوز طی سلسله مطالبی به بازخوانی اهم اتفاقات رخ داده در سال 88 می پردازد و همانگونه که در بخش اول و دوم و سوم به بررسی ریشه های طرح ادعای تقلب در انتخابات، 6 دروغ بزرگ سبزها بعد از انتخابات و حمایت های چهره ها و رسانه های ضدانقلاب از جریان سبز پرداخته شد، در چهارمین بخش از اين سلسله گزارش ها، مدل مدیریتی رهبر معظم انقلاب در جریان فتنه مورد کند و کاو قرار می گیرد، مدلی که بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران عرصه سیاست معتقدند در مهار تدریجی فتنه عظیم 88 نقش موثری داشت، و مبنای آن نیز را "جذب حداکثری و دفع حداقلی" و "روشنگری و صبر تا آخرین لحظه" تشکیل می داد:

مطالب مرتبط:
همه پروژه تقلب؛ از نمازجمعه هاشمی تا کنفرانس خبری موسوی + دستخط مهدی هاشمی/ فیلم سخنان موسوی
از شركت موسوي در ختم دختری که زنده بود تا عقب نشيني كروبي از ادعاي تجاوز جنسي در زندان + فيلم
جمعیت الوفاق با اشاره به از دست رفتن چشم چپ کودک بحرینی در اثر سلاح ساچمه ای نظامیان آل خلیفه خواستار مسئولیت پذیری جامعه جهانی در قبال این جنایات رژیم شد.
به گزارش مهر به نقل از پایگاه الوفاق، جمعیت الوفاق اسلامی بحرین با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "احمد منصور النهام" چهار ساله در اثر اصابت سلاح ساچمه ای چشم چپ خود را از دست داده است.
در این بیانیه آمده است: رژیم مسئول حمله به احمد النهام و پدرش که پنجشنبه گذشته در حال ماهی فروشی بودند است زیرا سلاح ساچمه ای غیر قانونی و بدون توجیه بوده است و این کودک با وجود معالجات در بحرین و خارج آن چشم خود را از دست داده است.
الوفاق بیان کرد: جامعه جهانی باید به مسئولیت خود در قبال حادثه ای که برای این کودک رخ داده است و دیگر اقدامات غیر قابل توجیه رژیم بحرین عمل کند.

در این بیانیه آمده است: نقض حقوق بشر و خشونت رژیم همچنان ادامه دارد و رژیم ظرف شانزده ماه گذشته فقط به راهکار امنیتی متوسل شده است.
الوفاق بیان کرد: این حادثه نشان داد که رژیم بحرین از انسانیت بویی نبرده است و هیچ طیفی در بحرین از جنایات آن در امان نیستند.
در این بیانیه آمده است: احمد النهام یک نمونه از دهها موردی است که در نتیجه به کارگیری سلاح ساچمه ای چشمان خود را از دست داده اند و در بسیاری از موارد استفاده از این سلاح ممنوعه سبب مرگ شده است.
الوفاق بیان کرد: بسیاری از مردم در نتیجه استفاده از گلوله ساچمه ای و بمبهای گازی جان خود را از دست داده اند زیرا از نزدیک و به طور مستقیم هدف قرار گرفته اند.

در این بیانیه آمده است: کودکان بحرینی از خشونت رژیم و به کارگیری وسیع زور علیه آنها رنج می برند.آنها محیط امنی برای زندگی کردن ندارند.
الوفاق بیان کرد: به کار گیری گازهای سمی و کشنده از سوی نظامیان رژیم در مناطق شلوغ ادامه دارد که این مرگ کودکان و سالخوردگان را به دنبال داشته است.
اتاقی کوچک با حفره ای در سقف که محل تردد مارها بود، منبع سوراخی که آب از آن چکه می کرد، فرزندانی بیمار و همسری سرطانی، همگی از دردنامه این زن افغانی ساکن بوشهر است.










پلیس آگاهی تهران بزرگ از شهروندان خواست جاعل سابقهداری که اقدام به فروش خانهای با ارزش میلیاردی کرده و سپس متواری شده است را شناسایی کنند.
علی الربیعی، استاد دانشگاه سعودی به مواضع و دیدگاههای افراطیش و حمله مستمر به شیعیان اثنی عشری و به ویژه شیعیان عربستان معروف است و شیعیان را فرقهای ضاله و کافر میداند.
وی در صفحه توئیتر خود نوشت: پیامبر (ص) هنگامیکه از دنیا رفتند، ملتش میدانستند که پس از وی چه اتفاقی رخ میدهد اما ما نمیدانیم پس از نایف چه برسرمان خواهد آمد.

دفتر پادشاهی عربستان سعودی بعد از ظهر روز گذشته خبر مرگ نایف بن عبد العزیز، ولی عهد سعودی را اعلام کرد.
مرگ ولیعهد سعودی در حالی اعلام شد که او تنها 8 ماه در این منصب قرار داشت و یکم آبانماه گذشته پس از اعلام مرگ "سلطان بن عبد العزیز" ولیعهد سابق بر اثر سرطان وی جانشین سلطان شد تا همچون وی به سرنوشت بردارش دچار شده و پادشاه نشده از دنیا برود.
به نوشته فارس، با مرگ نایف و بیماری عبد الله، پادشاه عربستان جنگ قدرت بین شاهزادگان سعودی که برای رسیدن به قدرت تقلا میکنند ، تشدید خواهد شد و چه بسا این نزاع علنی هم بشود.
به نوشته خبرنامه دانشجویان ایران؛ ماهنامه «مهرنامه» به سردبیری چهرهای نام آشنا در فضای ژورنالیست ایرانی، یعنی محمد قوچانی، در قامت مجله جریان «روشنفکری» ایران، این روزها مهمترین تریبون نیروهای تجدیدنظرطلب است و برای همین به بهانه سالگرد پانزدهم دوم خرداد 76، سی و پنج صفحه از مجله 312 صفحهای اش را به پروندهای با عنوان «بازگشت به دوم خرداد» اختصاص داده است.
در این پرونده بسیاری از نامآورهای جریان اصلاحات قلم زده اند: علیرضا علویتبار، هادی خانیکی، غلامحسین کرباسچی، علی ربیعی، محمدرضا تاجیک، ابرهیم اصغرزاده، صادق زیباکلام، محمدعلی ابطحی، احمد پورنجاتی، معصومه ابتکار، زهرا شجاعی، محسن رهامی، علی محمد حاضری، احمد شیرزاد و ... .
نجفی، عضو فعلی شورای شهر تهران اما پایان بخش این پرونده طولانی است که در گفتگویی مفصل از چرایی، چگونگی و امید به بازگشت اصلاحطلبان به ساخت قدرت در ایران میگوید؛ همان طور که محمد جواد روح، دبیر سیاست داخلی «مهرنامه» در مدخل ورودی این پرونده از راههای بازگشت می نویسد و دست آخر تاکید میکند: «یافتن این روزنه البته نیاز به همفکری مجموعه نیروهای موثر اصلاحطلب دارد. اما راهی که در حد یک پیشنهاد و از منظر نویسنده قابل طرح است، سرمایه گذاری روی نهاد شوراها و شورایاری هاست که شاید از آن، بتوان به عنوان تنها مردهریگ جدی اطلاحات یاد کرد که هنور مورد قبول حاکمیت قرار دارد، دارای جایگاهی مشخص در قانون اساسی است؛ ورود به آن تعارضی با مباحث سه سال گذشته ندارد و طیف گستردهای از نیروها در سراسر کشور را درگیر میسازد»
اما چرا خواندن، کند و کاو و جستجوی نقاط رمزآلود این پرونده «مهرنامه» اهمیت دارد؟ جواب زیاد پیچیده نیست و البته جای تکرار ندارد که تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب نشان میدهد که پدیده «انتخابات ریاست جمهوری» کلانترین و مهمترین عنصر بازسازی یا محو نیروهای سیاسی است؛ این یعنی انتخابات 92 برای همهی فعالین سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب خیلی «جدی»، «حیثیتی» و «مهم» است.
ماجرای کش و قوسهای میان نیروهای موسوم به اصولگرا در چند سال اخیر داستان طول و درازی است و حتما هم برایش پایانی نمیتوان متصور بود ولی آنچه اهمیت دارد، آرایش انتخابات آینده که تا حدود زیادی تکلیف کشور را برای حداقل 4 سال معلوم میکند، به شدت تحت تاثیر نحوه ورود و آرایش نیروهای سیاسی کشور است و اینکه فعالین سیاسی با توجه به گفتمان فعلی کشور میخواهند چگونه وارد این کارزار مهم شوند.
با گذشت 3 سال از وقایع سال 88، اصلاحطلبان طبق پیشبینیها قصد بازسازی مجدد دارند، و «پرونده بازگشت به دوم خرداد مهرنامه» قطعا بخش یا به تعبیری همه چیزی است که هم اکنون اصلاحات با آن درگیر است، آنها عقید دارند: «اصلاح طلبان اهل قهر و تحریم نیستند و به طور حتم اگر زمینه برای حضور آنها فراهم شود، در عرصه سیاسی کشور فعال خواهند شد.»(محمدرضا تابش، یکی از چهرههای مهم اصلاحات در مجلس و خواهرزاده سید محمد خاتمی)
بازگشت به دوم خرداد یعنی چه؟
سال 75 برابر بود با استیلای مجدد جریان موسوم به راست بر مجلس شورای اسلامی در دور پنجم، این یعنی برای دومین بار متوالی خبری از نیروهای چپ در مجلس نبود ولی این بار وزن راست به واسطه نحوه رفتار بخشی از نیروهای نزدیک به هاشمی که جریان راست منتسب بود کم شده بود.
یعنی جریان راست که نماد تام و تمامش جامعه روحانیت مبارز چند کرسی از کرسی های تهران را به رقبای هم جناحیاش که در قامت کارگزاران سازندگی بودند واگذار کردند و چند ماه بعد همین راستیهای معروف به «راست مدرن» با چپیها ائتلاف کردند و سید محمدخاتمی رئیس جمهور ایران شد.
در واقع با فشار مجلس چهارم به هاشمي رئیس جمهور، در كنار گذاشتن افراد وابسته به جناح چپ و استيضاح وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي (دكتر ايرج فاضل) و عدم رأي اعتماد به وزير اقتصاد و داراي (محسن نوربخش)، اختلاف نظر بين دولت و جامعة روحانيت مبارز روز به روز بيشتر شد و سرانجام در آستانة انتخابات مجلس پنجم در بهمنماه 1374 گروه جديدي به نام «كارگزاران سازندگي» كه در واقع طرفداران آقاي هاشمي بودند، از جناح راست جدا شدند.
دلیل این امر نیز عدم حضور افراد مورد حمایت دولت در فهرست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز بود.
انتخابات مجلس پنجم كه در آغاز سال 1375 با عدم ارائه فهرست نامزدها از طرف جناح چپ انجام گرفت، با رقابت جدّي بين كارگزاران و جامعة روحانيت مبارز و تشكلهاي همسو آغاز شد و منجر به پيروزي نه چندان قاطع جناح راست شد. از اين رو، مجلس پنجم به دو جناح راست (ارزشگرا) با حدود 170 تا 180 نماينده و جناح كارگزاران سازندگي و چپ يا فراكسيون «مجمع حزباله» با حدود 80 تا 90 نماينده كار خود را آغاز كرد.
نجفی این روزها را اینگونه روایت میکند: «ما فکر میکردیم دکتر حبیبی رای میآورد(در انتخابات 76) چون ما پس از اتفاقی که در مجلس پنجم افتاد، احساس کردیم هنوز همه پتانسیل زیرین جامعه برای ابراز وجود و اعلام مطالبات تازه آزاد نشده است»
وی ادامه میدهد: «برخوردهای وزارت کشور با کارگزاران به صورتی بود که آقای هاشمی در جلسه هیات دولت و در پاسخ به به توجیحاتی که وزیر وقت (آقای بشارتی) درباره برخوردهای این وزارتخانه با پلاکاردها، پوسترها و اخلال در فعالیت های انتخاباتی ما میکرد؛ به شدت برافروخته شد و با تحکم و غیظ و غضب به ایشان گفت: «دروغ میگویی» در طول دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی این تنها باری بود که عصبانیت ایشان را دیدم»
نجفی که از اعضای بلندپایه کارگزاران شناخته میشود تاکید میکند: «بعد از صحبتهایی که با آقای خاتمی کردیم، شاید ما بیشتر از مجمع روحانیون مبارز و خود آقای خاتمی امیدوار بودیم و امکان رای آوری ایشان را متصور بودیم»
وزیر دولت هاشمی با اشاره به روند بحثهای صورت گرفته درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 تلاش های کارگزاران سازندگی به عنوان بخشی از جریان راست که دیگر با جریان چپ آن زمان مخلوط شده بود یا داشت میشد می گوید جریان چپ هم به این نتیجه رسید که اگر در انتخابات حضور موثر نداشته باشد پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
فضای حاکم بر گفتگوی نجفی با مجله راهبردی جریان تجدیدنظر طلب نشانههای جالبی در بردارد، نحوه شکل گیری کارگزاران از دل جریان راست، نحوه نزدیک شدن به جریان چپ و در نهایت حمایت از کاندیدای این جریان که در واقع یک سنت شکنی سیاسی محسوب میشود، همه و همه نشان میدهد منظور «مهرنامه» برای انتخابات 92 نیز چیزی شبیه آن است.
یک مجله اصولگرا در یادداشتی که 2 هفتهی پیش منتشر کرد نوشته بود: «انتخابات مجلس پنجم گرچه بدون رقابت با چپگرايان براي طيف راست سياست جمهورياسلامي به پايان رسيد، اما آغاز آن رقابتي درونگروهي ميان راستگرايان بود. هرچند طيف راست مجلس توسط علياكبر ناطقنوري و شيخحسن روحاني بهعنوان نايبرئيس و رئيس و از سويي محمدرضا باهنر و محمدجواد لاريجاني و ديگراني در صحن اداره ميشد؛ اما حاميان دولت كه در منتهياليه طيف چپ راستگرايان قرار ميگرفتند از نزاع ميان هاشميرفسنجاني و سنتگرايان سربرآوردند. از سويي فائزه هاشمي با شعارهايي مانند «دوچرخهسواري بانوان» به پارلمان وارد شد و از سوي ديگر مصطفي معين، عبدالله نوري و مجيد انصاري فضاي انتقاد از راستگرايان سنتي را يافتند. در نهايت آرايش مجلس پنجم، درب سياست ايران را برپاشنه ديگري چرخاند؛ شكاف ميان راستگريان علني شد و مردم هم ظاهرا ناطقنوري را ادامهدهنده راه هاشمي ميپنداشتند؛ برداشتي كه خود شيخ هم ابايي از آن نداشت. هرچه بود اما در باطن مجلس پنجم، ظاهر ديگري ساخته و از دل شكاف ميان راستگرايان، واقعه ديگري زاده ميشد؛ دوم خرداد.»
مثلث اضافه کرده است: «مجلس پنجم به دلايل فراوان مجلس مهمي در تاريخ جمهوري اسلامي است. نه فقط به آن خاطر كه رئيس آن پارلمان در قامت نامزد رياست جمهوري عزم پاستور ميكند و پس از شكست از رقيبش باب تعامل با او ميگشايد و نه فقط به آن خاطر كه ژنرالهاي اين مجلس بيشمارند و هريك خود در برههاي تاريخساز شدهاند و نه فقط به اين خاطر كه مجلس پنجم، قدرت جناح راست براي اداره و بالانس دولت اول سيدمحمد خاتمي قلمداد ميشد و نه البته به اين خاطر كه پس از اين مجلس، كار پارلمان به اصلاحطلبان واگذار شد كه اگر همه اينها هريك وزن خاصي به مجلس پنجم بدهند، مهمتر از همه مجلس پنجم آغاز افتراق ميان راستگرايان محسوب ميشود.»

در عکس بالا علیرضا محجوب در جمع حامیان انتخاباتی علی لاریجانی برای ریاست مجلس نهم دیده میشود، وی یکی از نزدیکان هاشمی و از نیروهای اصلاح طلب محسوب میشود
علیرضا زاکانی از چهرههای اصولگرای فعلی مجلس که پیش از انتخابات در جبههی نزدیک به علی لاریجانی قرار داشت اخیرا در یادداشتی در هفته نامهای خودش مدیر مسئول آن است درباره نزدیک شدن برخی نیروهای اصولگرای فعلی به نیروهای اصلاح طلب مجلس مینویسد: «بهنظر، ریاست محترم مجلس با جمعی از دوستان خویش کوشیدند تا آرایش جدیدی را در مجلس حاکم کنند که پیش از این اظهارات، اعلام مواضع و پیگیریهای صورت گرفته، خاطره دولت وحدت ملی را در اذهان زنده مینمود و بهنظر میرسید که در قالبی جدید، عزیزان بهدنبال تشکیل مجلس وحدت ملی بودند تا علاوه بر بهرهگیری از مواهب مجلسی آن، این طریق را راهی برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم و تحقق تئوری دولت وحدت ملیشان قرار دهند. »
وی ادامه میدهد: «گرچه قائلين به طرح دولت وحدت ملی در سالهای گذشته مورد انتقاد جدی قرار گرفتند تا جایی که مجبور به پسگرفتن اظهارات خود شدند، لیکن ایشان دوباره کورهراهی را بهسوی افق پیش روی خود و تحقق آرزوهایشان گشودهاند؛ با وجود اینکه میدانند طرح اینگونه ایدهپردازیها آسیب جدی به صحنه سیاسی کشور زده و خواهد زد زیرا اولا راهی را برای بازگشت اصلاحطلبان به قدرت باز خواهد كرد و فرش قرمزی است که به بهانه دلسوزی برای نظام زیر پای آنان پهن خواهد شد، ثانیا ضمن غبار آلود کردن فضای جامعه و عدم شفافیت در مواضع خواص- آنچنانکه در دوران فتنه سال 88 از سوی برخی افراد مشاهده شد- راه تشکیل مجموعههای سهامی خاص و سهمدهیهای غلط برای رضایت شریکان را فراهم خواهد كردو نهایتا هم بهخاطر اختلافات زیربنایی و تفاوت در جهتگیریها، ناکارآمدی را برای کشور بهدنبال خواهد داشت.»
هشدار صریح زاکانی دربرابر خطر بازگشت اصلاحطلبها به قدرت را کنار اظهار نظر غلامعلی حدادعادل در زمان تحرکات انتخاباتی برای ریاست مجلس نهم بگذارید که با کنایه زدن به رقیبش (علی لاریجانی) گفته بود: «بنده از طرفداران فتنه انتظار حمایت ندارم و منتظر انتقام آنها هستم.»
پرونده عریض و طویل مجله شبه روشنفکران ایرانی که سعی دارد بگوید فضای سال 91 مثل 15 سال پیش از این در سال 75 است و مجلس فعلی شرایط را برای بازگشت اصلاحطلبها آماده کرده است و مینویسد: «کارگزاران به عنوان منتقدان جریان راست به صحنه آمد و در واقع کارگزاران از دل جریان راست بیرون آمد»
سال گذشته وقتی علی لاریجانی در اظهارنظری صریح از اصلاحطلبان دفاع کرد خیلی ها تعجب کردند؛ وی در گفتگویی گفته بود: «نفی اصلاحطلب ها نفی واقعیت است» این اظهارات رئیس مجلس با استقبال شدید روزنامهها و سایت های نزدیک به اصلاحات همراه شد.
اما پرده دیگر این ماجرا را باید در اظهارنظر تئوریپرداز دیگر اصلاحطلبان جستجو کرد؛ اینکه برخی اصولگرایان پتانسیلهای بالقوه فراوانی برای به ثمر نشاندن آمال و امیال اصلاحطلبان دارند که برای بالفعل شدن این بالقوه؛ تلنگری باید، تا ساز ناکوک اصلاح طلبان کوک شود.
شاید برای همین است که صادق زیباکلام در اظهارنظری جالب توجه و قابل تامل میگوید: «اگر جدا از نامزدهای اصولگرا، آقای محمدباقر قالیباف، شهردار تهران هم وارد صحنه انتخابات شود . من معتقدم که اصلاحطلبان باید یک مقداری غرور و احساساتشان را زیر پا بگذارند و یک تصمیم بسیار سخت، اما تصمیمیکه منفعت زیادی برای اصلاحات در ایران خواهد داشت، بگیرند و آن این است که همه اصلاحطلبان باید بیایند و از آقای قالیباف حمایت کنند، یعنی آقای عارف رسماً اعلام کند و از رأی دهندگان اصلاحطلب بخواهد که به آقای قالیباف رأی بدهند.»
وی تاکید دارد: «اجماع اصلاحطلبان باید بیاید و پشت قالیباف قرار بگیرد. دلیلش هم خیلی ساده و روشن است. خدمتی که قالیباف میتواند برای امیال و آرزوهای اصلاحطلبان انجام بدهد، در چهار سال ریاست جمهوریاش از تیر ماه ۹۲ به بعد، یکدهم و یکصدمش را یک رئیسجمهور اصلاحطلب نمیتواند انجام بدهد؛ یعنی آقای عارف بسیار رئیسجمهور ایدهآلی برای اصلاحطلبان خواهد بود، ولی سئوال اساسی این است که رئیسجمهوری به نام محمدرضا عارف چقدر میتواند در جهت اصلاحات گام بردارد و رئیسجمهوری به نام محمدباقر قالیباف چقدر میتواند برای اصلاحات و اصلاحطلبی گام بردارد؟ نباید تردیدی به خودمان بدهیم که آقای قالیباف از قدرت بسیار بیشتری از آقای عارف برخوردار خواهد شد.»
به گزارش مشرق، "مؤسسه امریکن اینترپرایز" (American Enterprise Institute) یکی از مراکز تحقیقاتی در حوزه سیاستگذاری عمومی است. این مرکز که در واشنگتن مستقر گشته به مدت سه دهه به عنوان یکی از بزرگترین حامیان و اعضای جامعه نئومحافظهکار آمریکا و یکی از مهمترین مراکز سیاستگذاری در این کشور مطرح بوده است.
فعالیتهای مؤسسه امریکن اینترپرایز از مسائل اقتصادی بازار آزاد تا خطمشیهای امنیتی نظامی را در بر میگیرد.[1] این سازمان همواره نگاهی جنگطلبانه به مسائل جهانی داشته و یکی از بزرگترین حامیان فکری سیاستهای جنگطلبانه آمریکا طی چند دهه اخیر بوده است. تأثیرگذاری این سازمان با روی کار آمدن جرج دبیلیو بوش به اوج خود رسید و اعضای آن بیش از پیش توانستند در سطوح مختلف امنیتی و نظامی دولت آمریکا نفوذ نمایند. در مقاله حاضر سعی میشود این سازمان، اعضا و نیز خط مشیهای آن به صورت اجمالی معرفی گردد.

مؤسسه امریکن اینترپرایز، اتاق فکر نئومحافظهکاران آمریکا
تاریخچه مؤسسه امریکن اینترپرایز
مجمعی در نیویورک تبدیل به مؤسسهای لابیگر در واشنگتن میشود
مؤسسه امریکن اینترپرایز که در سال 1943 تأسیس گردیدی یکی از قدیمیترین مؤسسات سیاستگذاری در واشنگتن است. ریشه این مرکز را میتوان در مجمع اقتصادی مستقر در نیویورک با عنوان "مجمع امریکن اینترپرایز" (American Enterprise Association) یافت که در سال 1938 بنا گشته بود. این مجمع بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم شعبهای در واشنگتن گشود تا علیه تنظیم بازار داخلی توسط دولت به لابیگری بپردازد. اعضای مجمع فوق پس از خرید چندین فقره از بزرگترین شرکتهای کشور، عنوان خود را از مجمع به مؤسسه تغییر دادند.[2]

لوئیس هرالد براون (Lewis Herold Brown) رئیس "مجمع امریکن اینترپرایز"
او را میتوان پدر "مؤسسه امریکن اینترپرایز" نامید
اوجگیری قدرت امریکن اینترپرایز
یکی از اولین حامیان مؤسسه امریکن اینترپرایز در کاپیتالهیل، جرالد فورد، نماینده وقت مجلس نمایندگان آمریکا، بود که در سال 1950 زبان به تحسین از مؤسسه پرداخت. مؤسسه امریکن اینترپرایز این دوستی را چنین توصیف نمود: "رابطهای طولانی و خوشحالکننده با رئیسجمهور آتی". یکی از چهرههای شاخص مؤسسه ویلیام بارودی (William Baroody) بود که توانست برخی از محافظهکارترین چهرههای اقتصادی کشور به مانند میلتون فریدمن (Milton Friedman) و پل مککراکن (Paul McCracken) را وارد مؤسسه نماید. در زمان بارودی مؤسسه توانست ایدههای محافظهکارانه جدید را به رسانهها تزریق نماید. وی نه تنها تلاش نمود تا نمایندگان کنگره و دولتمردان حتما از ایدههای محققین مؤسسه مطلع گردند، بلکه تمام سعی خود را به کار گرفت تا اعضای مؤسسه بتوانند به ردههای بالای حکومتی نفوذ نمایند. رویدادی که در دوران فورد، ریگان و بوش رخ داد.[3]

ویلیام بارودی، جرالد فورد و ایروینگ کریستول در نشست مؤسسه امریکن اینترپرایز
ورود پدر نئومحافظهکاری آمریکا به حلقه اعضای مؤسسه امریکن اینترپرایز
در دهه 1970 اروینگ کریستول (Irving Kristol)، چهره شاخص نئومحافظهکاری آمریکا، وارد مؤسسه شد. وی در ابتدا تحصیل کرده مکتب سوسیالیسم رادیکال بود اما بعدها از چپ روی گردانید و تبدیل به بنیانگذار ایدئولوژی نئومحافظهکاری شد، جنبشی که بخش اعظمی از رهروان آن را یهودیان صهیونیست تشکیل میدادند. وی نقش بسیار مؤثری در جذب محققین یهودی بدین جنبش داشت. در حقیقت میتوان گفت که نئومحافظهکاران، یهودیان لیبرال قدیمی بودند که یک دیدگاه تهاجمی در مورد برتری جهانی آمریکا داشتند، دیدگاهی که شامل برقراری یک رابطه استراتژیک با اسرائیل میشد. نباید این حقیقت را هرگز فراموش نماییم که نئومحافظهکاری تأثیر بسیاری از ایدئولوژی صهیونیستی داشته است.[4]

ایروینگ کریستول در کنار جرج بوش
دوران ریگان و تثبیت قدرت امریکن اینترپرایز
در دهه 1980، دولت ریگان بسیاری از اعضای مؤسسه را به خدمت خود در آورد تا جایی که دفاتر مؤسسه متروکه گشتند. اعضای امریکن اینترپرایز چه در حوزه سیاست خارجی به مانند پشتیبانی از کنتراهای نیکاراگوئه و یا "جنگجویان آزادی" در آفریقا و چه در مسائل داخلی به مانند تنظیم مجدد قوانین شرکتی نقش چشمگیری ایفاء نمودند. در همین دوران بود که بارودی در سال 1981 درگذشت و این مؤسسه یکی از بزرگترین اعضای خود را از دست داد.[5]
کریستوفر دیمات و اوج قدرت مؤسسه امریکن اینترپرایز در دوران بوش
انتصاب کریستوفر دیمات (Cristopher DeMuth) در سال 1986، باعث احیای مجدد سازمان گشت. دیمات که قبل از ورود به مؤسسه ریاست اداره مدیریت و بودجه را در دولت اول ریگان بر عهده داشت، 22 سال متوالی به عنوان رئیس امریکن اینترپرایز فعالیت نمود. در زمان ریاست وی درآمدهای سالیانه مؤسسه افزایش چشمگیری یافت و به 40 میلیون دلار در سال 2005 رسید.[6] شاید بتوان گفت که دیمات ریاست مؤسسه را در قویترین دوران آن یعنی دور اول ریاست جمهوری بوش بر عهده داشت. دهها نفر از اعضای امریکن اینترپرایز وارد پستهای دولتی یا نقشهای مشورتی شدند.

کریستوفر دیمات، در زمان وی امریکن اینترپرایز به اوج قدرت رسید
در سال 2008 ریاست مؤسسه به عضو دیگری آرتور بروکس (Arthur Brooks) واگذار گردید.
فعالیتهای مؤسسه امریکن اینترپرایز
نظامیگری
اگرچه بسیاری از محقین و اعضای مؤسسه در طیف وسیعی از مسائل سیاستگذاری داخلی و اجتماعی تخصص داند اما این مرکز بخش اعظمی از شهرت خود را مدیون فشار در جهت پیشبرد سیاستهای خارجی و امنیتی نظامی است که در حقیقت منعکس کننده دیدگاههای نئومحافظهکاران و دیگر ملیگراهای تندرو است. بسیاری از اعضای این مؤسسه جزو حامیان سرسخت جنگ عراق در عرصه عمومی به شمار میروند – حتی قبل از حملات 11 سپتامبر – و دعوت به "جنگ گسترده علیه تروریسم" مینمایند.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
مؤسسه امریکن اینترپرایز یکی از بانفوذترین اندیشکدههای طرفدار جنگ در آمریکا است
این مؤسسه همکاری نزدیکی نیز با "پروژه قرن جدید آمریکایی" (Project for the New American Century) داشت که البته هماکنون دیگر منحل گشته است. این عنوان نام یک گروه نئومحافظهکار بود که در سالهای قبل از حملات 11 سپتامبر به عنوان دستگاهی برای ایجاد ائتلافی گسترده از بازیگران سیاسی محافظهکار به منظور پیشبرد یک سیاست تهاجمی پس از جنگ سرد به کار میرفت.
ایرانستیزی مؤسسه امریکن اینترپرایز
در سالهای پایانی زمامداری بوش، نویسندگان و محققین مؤسسه توجه خود را معطوف به ایران نمودند. در میان کارهای انجام گرفته توسط آنها میتوان به ایجاد "مؤسسه اینترپرایز ایران" در سال 2006 اشاره نمود که توسط لورا روزن (Laura Rozen) یکی از بانیان آن چنین توصیف شده :"مؤسسه اینترپرایز ایران توسط جمعی از مخالفین ایرانی که به تازگی وارد آمریکا شده و جنبش آنها اخیرا مورد حمایت مؤسسه امریکن اینترپرایز و ریچارد پرل، مشاور سابق پنتاگون، است، اداره میشود."[7]
این مؤسسه برنامههای تبلیغاتی زیادی را در مورد برنامههای هستهای کشورمان پیاده میسازد. اخیرا در سال 2011، گزارشی با عنوان "بازدارندگی و مهار یک ایران هستهای" منتشر نموده و در آن سناریوهای مختلف رویارویی با ایران در صورت دستیابی به سلاح هستهای را بررسی نمود.

"بازدارندگی و مهار یک ایران هستهای"
برای دانلود اینجا کلیک کنید
این مؤسسه در اقدامی دیگر و د ژانویه 2012 گزارشی با عنوان "برنامه هسته ای ایران؛ جدول زمانی، داده ها و برآوردها" به قلم "مسیح ظریف" را منتشر کرده است. در این گزارش یک ارزیابی ظرفیتی از زمان لازم برای دستیابی ایران به میزان کافی از اورانیوم غنی شده برای ساخت سلاح هسته ای صورت گرفته و تفسیری از اطلاعات فنی که در گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی آمده، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.[8]

"برنامه هسته ای ایران؛ جدول زمانی، داده ها و برآوردها"
برای دانلود اینجا کلیک کنید
در وبسایت مؤسسه بخشی با موضوع ایران وجود دارد که در آن به صورت پیوسته تحلیلهایی مغرضانه در مورد مسائل مختلف مرتبط با ایران منتشر میشود. علاوه بر این، یک وبسایت دیگر با عنوان irantracker.org نیز وجود دارد که یکی از بخشهای وابسته به مؤسسه امرکن اینترپرایز بوده و در آن نیز مسائل ایران به صورت اختصاصی مورد بحث قرار میگیرند.

وبسایت اختصاصی امریکن اینترپرایز در مورد ایران با عنوان irantracker.org
امریکن اینترپرایز و جنگ عراق
این موسسه همچنین نقشی حائز اهمیت در سرپوش گذاشتن مباحثات بی وقفه مربوط به اشغال عراق توسط آمریکا ایفا کرد و به عنوان یکی از نهادهای حامی تصویب طرح افزایش نیرو در عراق در سال 2007 میلادی عمل کرد.
فردریک کاگان، از اعضای موسسه امریکن اینترپرایز و یکی از مخالفان شناخته شده و صریح اللهجه افزایش سطح نیروها در عراق به دنبال انتخابات میان دورهای نوامبر 2006 در هفته نامه ویکلی استاندارد نوشت "اکنون انتخاب سختی در پیش رو داریم. میتوانیم پایگاه ها و نیرویی قابل توجه در عراق داشته باشیم یا عقب نشینی کنیم. اگر عقب نشینی کنیم ارتش عراق دچار فروپاشی می شود و ما قادر به کمک به آن نخواهیم بود مگر با ورود مجدد به این کشور آن هم با حجم قابل توجهی از نیرو و شرایطی که به مراتب بدتر خواهد بود".

فردریک کاگان کارشناس امور عراق در مؤسسه امریکن اینترپرایز
در اوایل سال 2007 کاگان به همراه ژنرال بازنشسته جک کئان در قالب طرح موسسه امریکن اینترپرایز تحت عنوان "انتخاب پیروزی: طرحی برای موفقیت در عراق" نوشتاری را به رشته تحریر درآورد که هدف آن زمینه سازی برای اجرای طرح افزایش نیرو در عراق بود.
این گزارش با همکاری یکی از گروه های تحقیقاتی موسسه امریکن اینترپرایز تحت عنوان "گروه برنامه ریزی عراق" تهیه شد که به نظر می رسید مستقیما به دنبال مقابله با نفوذ گروه دیگری با نامی مشابه یعنی "گروه تحقیق عراق" متشکل از گروهی از کارشناسانی است که در ابتدای سال 2006 توسط بوش منصوب شده بودند تا پیشنهاداتی برای کمک به حل مشکلات رو به تزاید جنگ عراق ارائه دهند.
بخشی از سخنان کاگان در دفاع از افزایش نیروها در عراق و موفقیت این حربه
برای دانلود اینجا کلیک کنید
گروه تحقیق عراق که به طور مشترک توسط جیمز بیکر، وزیر امور خارجه واقع گرای پیشین و لی همیلتون، نماینده سابق دموکرات ها از ایندیانا مدیریت می شد در گزارش نهایی خود که در دسامبر سال 2006 میلادی منتشر شد اینگونه استنتاج کرده بود که هیچ "راهکار معجزه آسایی" برای حل معضل عراق وجود ندارد.
در این گزارش آمده بود ایالات متحده باید در قالب دیپلماسی تهاجمی با هدف کاهش تنشها در منطقه به همسایگان عراق از جمله سوریه و ایران نزدیک شود. دولت بوش در ابتدا قصد داشت توصیه های گروه تحقیق عراق را نادیده گرفت و افزایش نیروی را در سطحی کمتر از سطح پیشنهادی موسسه امریکن اینترپرایز ولی در راستای سایر توصیه های این موسسه اجرایی کرد.[9]
اعضای مؤسسه امریکن اینترپرایز
بیش از بیست نفر از اعضای کنونی مؤسسه در کمیسیونها و یا سطوح مختلف دولتی حضور داشتهاند. برخی از این مقامات دولت سابق که هماکنون اعضای مؤسسه را تشکیل میدهند عبارتند از لین چنی (Lynne Cheney) (همسر دیک چنی)، رئیس سابق بنیاد ملی علوم انسانی؛ جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل؛ نیوت گینگریچ، سخنگوی سابق کاخ سفید و یکی از نامزهای شکست خورده جمهوریخواه در انتخابات سال 2012؛ پل وولفویتز (Paul Wolfowitz)، ماون سابق وزیر دفاع؛ ایان حرصی علی، نماینده سابق پارلمان هلند. برخی دیگر از افراد برجسته حاضر در مؤسسه عبارتند از فردریک دبیلیو. کاگان (Frederick W. Kagan)، ریچارد پرل (Richard Perle)، کیوین هاست (Kevin Hassett)، لئون کاس (Leon Kass)، مایکل نوواک (Michael Novak)، نورمن اورنشتاین (Norman J. Ornstein)، چارلز مورای (Charles Murray)، پیتر والیسون (Peter J. Wallison)، رادک سیکورسکی (Radek Sikorski) و کریستینا هاف سامرز . [10]
![]() |
![]() |
![]() |
گینگریچ، چنی و وولفویتز؛ از شناختهشده ترین اعضای امریکن اینترپرایز
برای اشاره به میزان خصومتطلبی این مؤسسه نیست به اسلام کافی است به فعالیت یکی از اعضای آن با نام ایان حرصی علی اشاره نمود. آَیان حرصی علی (زاده ۱۳ نوامبر ۱۹۶۹ در موگادیشو، سومالی) یکی از فعالین سیاسی شدیدا اسلامستیز در هلند بود. او عضو سابق حزب مردم برای آزادی و مردمسالاری و از ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳ تا ۱۶ مه ۲۰۰۶، عضو پارلمان هلند بود. در این تاریخ به رای وزیر مهاجرت هلند، به علت عدم روایت حقایق هنگام ورود به کشور، شهروندی هلندی اش لغو شد. وی در پی این اقدام از پارلمان استعفا داد و اعلام کرد به زودی عازم آمریکا میشود.

ایان حرصی علی، اسلامستیز معروف و عضو امریکن اینترپرایز
تسلیم، یکی از فیلمهای او، موجب خشم اسلامگرایان و تهدید به قتل او شد. در ادامه خشم اسلامگرایان از این فیلم، تئو ون گوگ، کارگردان فیلم، در ۴ نوامبر ۲۰۰۴ توسط محمد بویری به هلاکت رسید. حرصی علی به همراه کسانی چون سلمان رشدی از امضا کنندگان "بیانیه: علیه تمامیتخواهی نوین" بود که علیه اسلامگرایی به عنوان یک خطر هشدار میداد.[11]
بخشی از سخنان ایان حرصی علی در نشست هرتصلیا
برای دانلود اینجا کلیک کنید
از پل وولفویتز یکی دیگر چهرههای این مؤسسه با عنوان معمار جنگ آمریکا با عراق یاد می کنند. از نزدیکترین یاران وولفویتز میتوان به ریچارد پرل اشاره نمود که دوستی بسیار نزدیکی نیز با ویلیام کریستول دارد. پرل نیز به مانند سایز همکیشان خود چه در وران جنگ سرد و چه پس از آن نگاهی کاملا به جنگطلبانه به مسائل جهانی داشته و هنوز هم یکی از حامیان اصلی سیاست جنگطلبانه واشنگتن محسوب میشود.
منابع در آمد مؤسسه امریکن اینترپرایز
درآمد سالیانه دهها میلیون دلاری مؤسسه از جانب طیف وسیعی از شرکتها، افراد و بنیادها تأمین میگردد.[12] حامیان مالی بزرگ این مؤسسه را بنیادهای محافظهکار اصلی آمریکا تشکیل میدهند: "بنیاد اسمیت ریچاردسون" (Smith Richardson Foundation)، "بیان اولین" (Olin Foundation)، "بنیاد اسکایف" (Scaife Foundation) و "بنیاد لیندی و هری برادلی" (Lynde and Harry Bradley Foundation) و همچنین برخی بنیادهای دست راستی کوچکتر به مانند کارتاژ (Carthage)، ارهارت (Earhart) و "کاستل راک" (Castle Rock).[13]
گفتگوی کارشناسان مؤسسه امریکن اینترپرایز در مورد انتخابات 2012
برای دانلود اینجا کلیک کنید
خطمشی رسمی مؤسسه امریکن اینترپرایز نیز کسب حمایت شرکتهای بزرگ است: "شرکتهای آمریکایی و چند ملیتی که از مؤسسه حمایت میکنند دارای روابط نزدیکی با محققین مؤسسه بوده و به طور مرتب تحقیقات و تحلیلهای سطح بالایی در مورد اولویتها و منافع ویژه حوزه سیاستگذاری ارائه میدهند. علاوه بر این، شرکتها در مورد طیف متنوعی از مسائل دروندادهای مهمی در اختیار مؤسسه میگذارند."[14]
بنا بر گزارشهای منتشره حامیان مالی امریکن اینترپرایز شامل موارد زیر هستند: بنیاد جنرال الکتریک (General Electric Foundation)، آموکو (Amoco)، کرافت (Kraft)، صندوق شرکت موتور فورد (Ford Motor Company Fund)، بنیاد جنرال موتورز (General Motors Foundation)، بنیاد ایستمن کداک (Eastman Kodak Foundation)، بنیاد مترو پولیتن لایف (Metropolitan Life Foundation)، بنیاد شرکتهای شل (Shell Companies Foundation)، شرکت کلایسلر (Chrysler Corporation)، صندوق تضامنی مورگان (Morgan Guarantee Trust)، بنیاد ایتیاندتی (AT&T Foundation) و چندین شرکت و بنیاد دیگر.[15]
منابع و مآخذ:
[1] http://www.aei.org/about/filter.all/default.asp
[2] http://www.aei.org/about/contentID.20031212154735838/default.asp
[3] http://www.aei.org/about/contentID.20031212154735838/default.asp
[4] http://us.altermedia.info/zionism/the-neocon-zionist-aei_449.html
[5] http://www.rightweb.irc-online.org/profile/american_enterprise_institute
[6] http://www.aei.org/docLib/20061220_2006ARweb.pdf
[7] Laura Rozen, "Iran Hawks Reorganize," American Prospect online, November 13, 2006.
[8] http://eshraf.ir/index.php/1389-10-25-11-10-47/1696-1390-11-09-04-48-29
[9] http://eshraf.ir/index.php/geography/45-media/1657-1390-10-28-05-56-11
[10] http://www.aei.org/scholars
[11] http://en.wikipedia.org/wiki/Ayaan_Hirsi_Ali
[12] http://www.aei.org/about/filter.,contentID.20038142214000053/default.asp.
[13] www.mediatransparency.org/recipientprofile.php?recipientID=19
[14] http://www.aei.org/support/filter.,contentID.20038142216000136/default.asp
[15] http://www.pfaw.org/pfaw/general/default.aspx?oid=4456.



مصاحبه شونده و یادداشت نویس یاد شده در صحبت های خود مدعی شده اند که برخی سوابق ب.ه گویای جایگاه علمی بزرگ وی و شناخت عمیقی! است که او نسبت به مسائل مختلف دارد. یادداشت نویس روزنامه ایران همچنین از شریف زاده با پیشوند "استاد" یاد می کند.
*محمد خاتمی نیز در جلسه ای گفته است بنده به هیچ وجه دیگر کاندیدای ریاست جمهوری نخواهم شد. خاتمی همچنین افزوده است:به چیزی به نام جنبش سبز آن هم به عنوان یک جریان سیاسی و اجتماعی قائل نیستم. هر اصلاحی هم قرار است صورت بگیرد باید در چارچوب نظام باشد.
*عبدالله نوری در جلسه ای با رد سخنان خاتمی درباره جنبش سبز می گوید: بنده آمده ام تا جبهه فراگیر اصلاحات را تشکیل دهم. نباید هیچ دیواری میان اصلاح طلبی و جریان سبز کشید. نوری همچنین گفته اگر ما بخواهیم افراد را محور قرار بدهیم دچار شکست می شویم.
*یکی از روزنامه های نزدیک به شهرام جزایری با یکی از کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری وارد مذاکره و معامله شده است. این روزنامه تاکنون چند تیتر اول خود را به این کاندیدا اختصاص داده و قرار است پس از ارزیابی نهایی از کار این روزنامه، قرارداد نهایی با آن منعقد شود.
*سید هادی خامنه ای به دعوت جریان اصلاحات برای حضور در جبهه فراگیر اصلاح طلبی پاسخ منفی داده است. وی مدتی است با تشکیل موسسه ای تاریخی مشغول کارهای پژوهشی است. پیش از این نیز محتشمی پور با کناره گیری از جریان اصلاحات، تهران را به قصد حوزه نجف ترک کرده بود.
*گزارش یک نهاد نظارتی نشان می دهد یک شرکت معروف غذایی که اسپانسر یک تیم معروف ورزشی شده است ارتباط نزدیکی با برخی عوامل فرقه ضاله بهاییت دارد. این شرکت غذایی به همراه یک شرکت تولیدی فرش اسپانسر رسانه های بهاییت در استرالیا شده اند.
*شنیده ایم در جلسه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، غلامرضا آقازاده رئيس اسبق سازمان انرژي اتمي از محتوای کتاب خاطرات هسته ای حسن روحانی گلایه کرده است .
*پس از درج گزارشی در یک روزنامه درباره فرار نخبگان، بررسی های صورت گرفته نشان داد این گزارش در بخش های زیادی غیر واقعی بوده است. این روزنامه از هیات نظارت تذکر دریافت کرده و پرونده آن به دادگاه ارسال شد. آمار نشان می دهد مهاجرت نخبگان سیر نزولی داشته و به 20 درصد رسیده است. در کشور 13هزار نخبه المپیادی داریم.
*شنیده ایم حجت الاسلام قرائتی به دلیل کثرت اشتغالات از ریاست ستاد احیاء زکات استعفا داده و حجت الاسلام حسن عالمی نماینده ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی جایگزین ایشان شده اند. گفته می شود سال گذشته حدود 200 میلیارد تومان زکات از سوی کشاورزان و دامداران به این ستاد پرداخت شده است.
*در جلسه اخیر تعدادی از اصلاح طلبان که مشغول تدوین مانیفست اصلاحات هستند ایده حمایت از کاندیدای وحدت ملی مطرح شده است. در این جلسه حاضران معتقد بودند:" در انتخابات آینده ریاست جمهوری مهم این نیست که ما کاندیدای اختصاصی داشته باشیم بلکه مهم آن است که ما در دولت آینده سهمی داشته باشیم. باید کاندیدایی بیاید و سهم ما را بدهد و راه ما را برای بازگشت به حاکمیت باز کند.
*جریان اپوزیسیون خارجی که به مناسبت 25 خرداد در پارک های تهران اعلام تجمع نموده بود برای فرار از مضحکه شدن این فراخوان حتی پیگیر خبر این تجمع هم از شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی هم نشد.
* شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی وابسته به جریان اپوزیسیون در هفته های اخیر روی محور ناکارآمدی الگوی حکومت دینی مبتنی بر ولایت فقیه متمرکز شده اند. این شبکه ها با سیاه نمایی و بزرگنمایی برخی ضعف های اجرایی همچنین سعی دارند میان "خط مقاومت" در برابر زیاده خواهی کشورهای غربی و مشکلات اقتصادی موجود در کشور پیوند برقرار نماید. در داخل کشور هم برخی چهره های سیاسی اسیر این تحلیل مزورانه شده اند.
* در هفته های اخیر دور جدید عملیات القاعده در سوریه با نام "کاشت وحشت" آغاز شده است. کارشناسان نوع جنایات و قساوت های انجام شده علیه مردم به ویژه شیعیان سوریه را هولناک و غیر قابل مقایسه با جنایات طالبان می دانند
عرض اين مبل حدود يك متر بوده و از يك بالش با قطر حدود هشت سانتيمتر برخوردار است.

اين محصول كه در سه رنگ قرمز، مشكي و سورمهاي ارائه شده، از قيمت حدود 119 دلار برخوردار بوده و در زمان لازم ميتوان آنرا بصورت مسطح براي يك خواب عصرگاهي مورد استفاده قرار داد.
در ساخت بدنه اين دوچرخه از فيبركربن استفاده شده كه وزن آنرا به شدت كاهش داده است. اين دوچرخه همچنين مجهز به سيستم روشنايي قدرتمندي بوده كه با كمك چراغهاي ال.اي.دي در جلو و عقب دوچرخه كار ميكند.

اين دوچرخه همچنين به سيستم جي.پي.اس مجهز بوده و كامپيوتر آن با كمك مجموعهاي از سنسورها كار ميكند. قيمت اين دوچرخه 25 هزار پوند معادل 32 هزار دلار (با احتساب دلار 1800 توماني معادل 57 ميليون و 600 هزار تومان) اعلام شده است.



















گروه فرهنگی مشرق- اولین سریال هایی را که رضا عطاران برای تلویزیون ساخت نوید ظهور کارگردانی را در سینما و تلویزیون می داد که تصویر را می شناسد و بلد است تا با استفاده از المان های تصویری و آنچه در قاب دوربین می گنجد حرفش را بزند.
رضا عطاران متولد 20 اردیبهشت 1347 در مشهد است. تحصیلات کلاسیک او در دوره دبیرستان به اقتصاد و دوره دانشگاه به طراحی صنعتی مربوط می شود اما در کار حرفه ای او بالاخره ابتدا بازیگر وسپس نویسنده و کارگردان از آب در آمد.
توانایی های عطاران در استفاده تصویری اش از المان های صحنه باعث شد تا آثارش رنگ و بویی جدید نسبت به تولیدات دیگر کارگردان های تلویزیون بگیرد؛ رضا عطاران دقیقا در زمانه ای در تلویزیون ایران بروز کرد که برنامه سازان تلویزیونی می کوشیدند تا جاهای خالی در لوکیشن هایشان را با آپارتمان های لوکس پر کنند و با استفاده از زرق و برق ها چنان توجه مخاطب را جلب کنند که دیگر به جزئیات دیگر عنایتی نداشته باشند. اما عطاران یاد گرفته بود که هر المانی در صحنه آنجا به درد خواهد خورد که بتواند مانند یک بازیگر نقشی را ایفا نماید. رضا عطاران این را به خوبی به نمایش گذاشت که می شود حتی از گربه ها بازی قابل قبول گرفت و یا حتی از موجودات بی جانی مانند یک "در" نقشی کلیدی در یک پلان توقع داشت.
نکته دیگر در کارگردانی عطاران مربوط به فضای قصه های او مربوط می شود؛ اگر چه این فضا به مرور در آثار او کمرنگ شد و دیگر نمی شود به عنوان یک ویژگی از آن حرف زد اما هر از چندی ظهوری دوباره در قصه های او پیدا می کند.
فضای قصه ها و آدم های اصلی داستان های عطاران کسانی هستند که در متن جامعه زندگی می کنند در خانه هایی شب را به صبح می رسانند که برای عموم مردم قابل لمس است و شباهت چندانی به کاخ آرزوهای سیندرلا ندارد؛ کاخ آرزوهای سیندرلا که می گوییم می خواهیم اشاره کنیم به آن محیط های لوکسی که تلویزیونی ساز ها از آن استقبال می کنند چرا که هم چشم نواز است و نیاز چندانی به طراحی صحنه ندارد و از طرف دیگر کار به دلیل فضای فراوان برای تیم فیلم ساز ساده تر خواهد بود. اما رضا عطاران این راحتی ها را فدای حال و هوای داستانش می کند و البته نظرات مخاطبان سریال های او می گوید که در این معامله موفق شده است.

وقتی عطاران در اولین تجربه اش خوابش می گیرد
رضا عطاران امسال در جشنواره فیلم فجر اولین اثرش را با نام " خوابم میاد" به روی پرده فرستاد. خوابم میاد هر دو ویژگی کار تصویری عطاران که حال سینمایی هم شده بود دارا است و البته آنقدر تسلط در کار عطاران وجود دارد که فضای سینمایی اثر در یک سوم ابتدایی فیلم مخاطب را میخکوب کند.
کارگردان باز با المان های غیر هوشمندی مانند سوسک و حیوان مورد علاقه اش یعنی گربه را در چند پلان به رخ می کشد و این یعنی در بازی گرفتن از همه المان های صحنه به تسلط رسیده و البته هوشمند ها یا بهتر بگوییم بازیگر ها نیز از بیشترین ظرفیت شان استفاده می کنند. این توانایی خصوصا در فلش بک ها و به موقع بودنشان قابل توجه است .
اما، دقیقا از جایی که عطاران می کوشد تا داستانی سنتی را شروع کند تمام توانایی اش را به ناگاه از دست می دهد؛ ماجرا آنگاه بد تر می شود که کارگردان سعیش را در جهت شعار دادن مصروف می کند؛ اینجاست که شعارها از پرده بیرون زده و کار خراب می شود و دیگر حتی توانایی ها و استعدادهای بالای عطاران نیز فیلم را نجات نداده و در پس از یک سوم اول فیلم جان می دهد و تمام.
شعار سیاسی با صدایی شبیه به جیغ
اگر نخواهیم تعارف کنیم و با ایما اشاره هم حرف نزنیم در اکثر مواردی مانند مورد رضا عطاران پای سروش صحت در میان است. تعجب نکنید که این قدر صریح به سراغ اصل مطلب می رویم و ماجرا را در لفافه اشارات نمی پیچیم. از دست رفتن کارگردان خوبی مانند رضا عطاران آنقدر تلخ هست که حاشیه رفتن را کنار بگذاریم.
جریان روشنفکری تجاری در ایران آنقدر سطحی هست که حتی به مبانی هنری نیز – حتی در آن سطحی که مطرح می کند- وفادار نماند. روشنفکری تجاری ایران که این روز ها در همه ارائه دهندگان محصولات فرهنگی یا دقیق تر بگوییم دارندگان بودجه های هنگفت فرهنگی پایگاه دارد تنها یک محمل اصلی دارد؛"پروپاگاندا". پروپاگاندا از یک سو مجال نقد موشکافانه را سلب می کند و از سوی دیگر زمینه را برای طرح شعارها آماده می سازد و شعار آن چیزی است که از پس از مشروطه، روشنفکری تجاری توانسته است با استفاده از آن هم پز اپوزوسیون خود را حفظ کند و هم بودجه های فرهنگی را جذب کند و مگر چه آن زمانی که این طیف عمله دستگاه در دوره رضاخان بود و مجیز گوی مدرنیزه سازی ایران به ضرب دگنک این طیف فرهیختگان انتسابی کاری جز این کرده اند.
سخن بر سر سلیقه یا جهت گیری سیاسی رضا عطاران نیست که فرهنگ ایران به کارگردان منتقدی که بر اساس هنر و استعداد شخصی خود فیلم بسازد و بدون مزه مزه کردن ادبیات تصویری چپ مارکسیست و دوره کردن عقده های دهه شصت انتقادش را هر قدر که می خواهد تند و تیز مطرح کند نیاز دارد. اما وقتی کارگردانی در بست قصه اش را در اختیار یک ادبیات حزبی و نئو مارکسیسم تصنعی قرار می دهد دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند غیر از آخرین نفس های یک استعداد و چند کنایه جنسی که به زور مخاطب را به خنده بیندازد.
این که می گوییم همه چیز به یک شخصیت و آن هم سروش صحت ختم می شود از این جهت نیست که اینجا دادگاهی است که قرار است فردی صحت نام در آن محاکمه گردد؛ مساله این است با حضور وی همیشه یک نوع خاص از حال و هوا و رنگ بو در آثار عطاران و مانند او پدید می آید که مواردی که شمردیم از همان دسته هستند.
به موارد بالا اضافه کنید شخصیت هایی که همه به نوعی خرده شیشه دارند و کنایه های صریح و بی پیرایه سیاسی به همه المان های نظام حاکم که از کمترین و ساده ترین پرداخت هنری برخوردار نیستند.
باید برای اپوزوسیون متاسف بود که به چنین روش بچگانه ای یک مافیایی را تسبیح در دست با پیراهن یقه بسته نمایش می دهد و احساس می کنند که حالا دلشان خنک شده و تمام؛ اینکه تمام عده و عده ی اپوزسیون نظام و جریان تجاری روشنفکری همین باشد که چیز عجیبی نیست فیلم ها و اشارات سخیف محسن مخملباف چیزی با کیفیت تر از این نمونه های دهه ی نود است اما اینکه استعدادهایی مانند استعداد رضا عطاران قربانی چپ گرایی قلابی شود اتفاقی دیگر است.
به هر حال باید جای پیش آمدن این سوال را محفوظ دانست که به چه دلیل باید همه این رخداد های شبیه هم با حضور برخی از شخصیت ها مانند صحت همزمان باشد. نظر شما چیست؟
شناورهای تندر به تعداد 10 فروند در اردیبهشت 1376 تحویل نیروی دریایی سپاه شده است. تندر، در رده بندی بین المللی یک قایق موشک انداز(Missle Boat) است که در ایران ناوچه نامیده می شود.

ناوچه قدر از رده تندر
این شناور با جابجایی 205 تن، طول 38.6، عرض 6.8 و آبخور 2.7 متر دارای بیشینه سرعتی در حدود 65 کیلومتر بر ساعت بوده و در صورت حرکت با سرعت 55.5 کیلومتر بر ساعت به برد 1480 کیلومتر می رسد. بنابراین در صورت لزوم تندر می تواند چندین روز در آب به گشت زنی بپردازد.
رادار سطحی برای کشف و ردگیری اهداف سطحی و شناورهای دشمن با قابلیت شناسایی ده ها هدف، رادار ناوبری برای کمک به مسیریابی و رادار کنترل آتش برای هدایت تسلیحات به همراه سامانه های هشدار راداری، جنگ الکترونیک و سامانه های مخابراتی از جمله تجهیزات این شناور رزمی است.
تندر در قسمت سینه یا جلوی خود از یک توپ دو لوله 30 میلیمتری AK-230 با نواخت تیر بالا و با هدفگیری راداری بهره مند است که در بسیاری از شناورهای شرقی مورد استفاده قرار گرفته. این توپ که هر گلوله 270 گرمی آن حاوی 30 گرم مواد منفجره است، دارای نرخ شلیک 1000 تا 2000 گلوله بر دقیقه بوده و برد آن برای درگیری با اهداف هوایی بین 2500 تا 4000 متر و با شلیک منحنی 6 تا 7 کیلومتر است. بنابراین این توپ ضمن کاربرد در برابر اهداف دریایی به صورت مؤثری قابل استفاده در برابر تهدیدات هوایی نظیر هواگردهای سرنشین دار و پهپادها است.
جرم خود توپ 156 کیلوگرم و جرم کل مجموعه آن روی شناور تا 1905 کیلوگرم عنوان شده است. میزان چرخش آن به سمت بالا تا 87 درجه با نرخ 50 درجه بر ثانیه است. در واقع از حالت افقی تنها 1.74 ثانیه طول می کشد تا توپ رو به آسمان جهت گیری کند. سرعت خروج گلوله از لوله توپ نیز 1050 متر بر ثانیه است.

توپ 30 میلمتری در جلوی شناور مشخص است
یک توپ دو لول 23 میلیمتری نیز در میانه ناو و پشت دکل قرار گرفته است. این توپ معروف و شناخته شده هم جایی را در این شناور چابک و خطرناک برای دشمنان، به خود اختصاص داده تا در محدود برد 2000 تا 2500 متری خود سلاح بسیار خوبی برای انهدام پهپادها و بالگردها بوده و فضای ناامنی برای موشک و هواپیماهای دشمن به وجود بیاورد. نواخت تیر عملی این توپ 800 گلوله بر دقیقه است و روی شناورهای تندر قابلیت چرخش کامل به طرفین تا بیش از 110 درجه در هر سمت را داشته و در چرخش به سمت بالا نیز محدودیتی ندارد. سرعت خروج گلوله های 186 گرمی این توپ 970 متر بر ثانیه است.
با توجه به نمایش نمونه های کنترل از راه دور توپ 23 میلیمتری در کشور که مجهز به سامانه های اپتیکی برای هدفگیری هستند، استفاده اینگونه از توپ ها ضمن افزایش احتمال اصابت به هدف، بازدهی عملیاتی این سلاح را نیز افزایش خواهد داد و عدم وابستگی به نفرات مستقر پشت توپ آمادگی رزمی، سرعت واکنش و دقت هدفگیری آن را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد که امیدواریم روی تندر نیز این توپها را مشاهده کنیم.
یک قبضه تیربار 12.7 میلیمتری دشکا در هر سمت تندر نصب شده و با توجه به برد 1600 متری آن در برابر اهداف هوایی برای درگیر شدن با بالگردها، پهپادها و قایق ها سلاح مؤثر و البته به صرفه ای است. گلوله های دشکا که حاوی مواد منفجره نیز هستد با سرعت 800 متر بر ثانیه شلیک می شوند.
به احتمال قوی تعدادی پرتابگر موشک دوش پرتاب مانند میثاق-1 یا 2 نیز باید در این شناور موجود باشد تا در مواقع لزوم به اجرای آتش مؤثر علیه تهدیدات هوایی دشمن در ارتفاعات پائین تا متوسط بپردازد. این موشک ها می توانند اهدافی در بررد 5000 متر و ارتفاع پروازی 30 تا 4000 متر را با سرعت قابل توجه 600 متر بر ثانیه ای خود نابود کنند.
اما سلاح اصلی ناوچه های تندر چهار پرتابگر موشک های کروز ضدکشتی از نوع نور و اخیراً قادر است.

پرتابگرهای موشک نور در انتهای شناورهای تندر
موشک های ضد کشتی نور دارای برد 120 کیلومتر بوده و دارای یک بوستر راکتی برای سرعت دهی اولیه هستند که پس از جدا شدن آن از موشک، موتور توربوجت شروع به کار کرده و 155 کیلوگرم سرجنگی نیمه زرهی را در ارتفاع بسیار پائین و نزدیک سطح آب به هدف می کوبد.
موشک قادر اما با برد 220 کیلومتر قدرت ناوچه های تندر را دو چندان کرده و فاصله خطرناک برای ناوهای دشمن را 83.3 درصد افزایش داده است.
در حقیقت در صورت بروز یک درگیری، ناوهای دشمن تا فاصله بیش از 200 کیلومتری از هر سمت تندر در خطر نابودی قرار دارند این در حالی است که خود تندر کمتر در معرض تهدید واقع می شود زیرا کمتر از ساحل خودی دور شده و کمتر به شناورهای دشمن نزدیک می شود از اینرو میزان بازدارندگی واحدهای دریایی سپاه با تجهیز تندر به قادر افزایش چشمگیری یافته است.

وسعت تحت پوشش موشک قادر در صورتی که تندر نزدیک جزیره ایرانی بوموسی باشد
همچنین به کمک این موشک دوربرد، دقیق و هوشمند با تعداد کمتری شناور وسعت خاصی تحت پوشش قرار می گیرد و یا با همین تعداد شناور موجود می توان به مناطق تحت پوشش وسعت بسیار بیشتری داد. برخی منابع خارجی احتمال می دهند همانند سیر موشک های کروز چینی سی-802 که به نمونه ای مافوق صوت منجر شد، موشک قادر که بهسازی شده موشک نور( نمونه بومی سی-802) است ممکن است دارای سرعت مافوق صوت باشد.
به گزارش مشرق هر چند که با توجه به تصاویر منتشر شده از قادر، پروفیل دماغه آن متناسب با رژیم سرعتی فراصوتی نیست و نیروی مقاوم زیادی ایجاد می کند ولی ممکن است طراحان برای فاز نهایی و نزدیک به هدف با پذیرفتن اثرات این نیروی مقاوم و برای افزایش احتمال اصابت به هدف و مورد اصابت قرار نگرفتن خود موشک رسیدن به سرعت های بالاتر از صوت را لحاظ کرده باشند.
این شناورها اخیراً پس از به پایان رساندن تعمیرات، بازسازی و مهمتر از آنها ارتقاء سامانه ها و تجهیزات مجدد وارد عملیات شده و بسیار مؤثر از قبل آماده به کار هستند. از جمله بهسازی های تندر می توان به استفاده از موشک دوربرد قادر، سامانه کنترل آتش جدید، تعویض رادار با یک رادار دوربردتر و با توانایی ردگیری اهداف بیشتر و بازسازی سامانه های دفاعی اشاره کرد.

همچنین بهسازی بدنه، جعبه دنده(گیربکس)، سامانه های ایمنی و اطفاء حریق، سامانه های کنترلی شناور، موتورها، ژنراتورها، سامانه های برق و بازسازی پمپها از جمله اقداماتی بوده که ضمن رفع ایرادات اساسی این شناورها، عمره دوباره ای به آنها داده و با بهره برداری از تجهیزات و سلاح های جدید ارزش عملیاتی این شناورها را دو چندان کرده است.
گروه سیاسی: سومین سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری در حالی فرا رسیده است که این انتخابات به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود، سلسله رخدادهای قبل و بعد آن و نیز تاثیرات قابل توجهی که بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور گذاشت، از مهمترین آزمونهای ملی و حساسترین تحولات تاریخ انقلاب به شمار میآید. بر همین اساس، رجانیوز طی سلسله مطالبی به بازخوانی اهم اتفاقات رخ داده در سال 88 می پردازد و همانگونه که در بخش اول و دوم، به ریشه های طرح ادعای تقلب در انتخابات و 6 دروغ بزرگ سبزها بعد از انتخابات پرداخته شد، در سومين بخش از اين سلسله گزارش ها، به حمايت هاي آشكار چهره ها و رسانه هاي ضدانقلاب از جريان سبز اشاره مي شود، روندي كه بدون شك در افشاي ماهيت حقيقي جريان سبز در ميان توده هاي ملت نقش قابل توجهي داشت.
گفتني است به علت حجم بسيار زياد اخبار مربوط به حمايت چهره ها و رسانه هاي ضدانقلاب در حوادث بعد از انتخابات از سبزها، بخش نخست با عنوان گري سيك: علي مطهري، حسن خميني و همسر همت به معترضان بپيوندند/ شيرين عبادي: حرفهاي هاشمی عین همان است كه اپوزيسيون مي گويد منتشر شد و هم اینک بخش دوم از این موضوع را از نظر می گذرانید:
اذعان آلمان و فرانسه به حمایت از آشوبگران
* نيكولا ساركوزي رئيسجمهور فرانسه در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با آنگلا مركل صدر اعظم آلمان در برلین گفت: «ملت ايران شايستگي رهبراني بهتر از رهبران كنوني خود را دارند.» وی در ادامه از شجاعت افرادی که آنها را روحانيون بلندپايه ايران كه تجاوز و شكنجه هاي اعمال شده برضد مخالفان را محكوم كردند، میخواند، تمجيد كرد و گفت: «رهبران كشورهاي غربي نيز براي محكوم كردن رفتار مقامات ايران با مخالفان بازداشت شده نمي توانند چيزي كمتر از آنچه برخي روحانيون معترض ايراني گفته اند، بر زبان آورند. چگونه مي توانيم چشمان خود را بر روي واقعيتهايي كه توسط روحانيون ايران با چنان شهامتي محكوم شده است، ببنديم؟»
* محسن مخملباف در نامه ای سرگشاده خطاب به رییس جمهور آمریکا، نوشت: "آقای اوبامای عزیز! ... ما ایرانی ها نشان داده ایم آنچه را طی 56 سال به سبب كودتای آمریكایی ها بر ما گذشت نتوانسته ایم به راحتی فراموش كنیم چرا كه در این 56 سال لااقل سه نسل از ایرانی ها به جای تجربه دمكراسی و آزادی در گیر تبعات استبدادی آن كودتا در دوران شاه و عكس العمل به آن كودتا در پس از انقلاب بوده اند. اما اكنون پس از تجربه ای دردناك و در عین حال آموزنده به آن جا رسیده ایم كه بتوانیم شما را ببخشیم. از سویی درك می كنیم كه حمله به سفارت امریكا و گروگانگیری كارمندان آن از سوی جوانان انقلابی ما ملت شما را عمیقا رنجانده است و فراموش كردن آن برای شما بسیار دشوار است، به سهم خود از شما عذر می خواهیم و امیدواریم كه ما را ببخشید. ما پیشنهاد می كنیم ایرانی ها و امریكایی ها به جای تصحیح گذشته، روابط امروزمان را به خاطره آینده تصحیح كنیم. ما به شما پیشنهاد می كنیم روز 13 آبان را به عنوان روز دوستی ملت های ایران و آمریكا اعلام كنیم."

* سوزان گلاسر دبیر اجرایی نشریه فارین پالسی در گفتگو با رادیو فردا، انتخاب زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر در سال 2009 را نه به دلیل سوابق علمی بلکه به خاطر حضور موثر وی در کمپین انتخاباتی میرحسین موسوی عنوان کرد. وی گفت: «ما معتقدیم آنچه که امسال در ایران و در پی انتخابات رخ داد، توجه دنیا را کاملا به خود جلب کرده است. این رخداد حقیقتا یکی از مهمترین اتفاقات خبری سال اخیر بوده است. از خیلی جهات ما فکر کردیم که خود کمپین انتخاباتی یکی از دلایلی بود که جنبش را در ایران به وجود آورد. اما یک جنبش منشا میخواهد و ما منشا این جنبش را در حرکتهای انتخاباتی موسوی و کمپینش دیدیم. به همین دلیل ما زهرا رهنورد را به خاطر فعالیتهایش در این کمپین، در لیست صد نفره قرار دادیم. اما این به این معنی نیست که رهنورد تنها متفکر ایرانی در این جنبش است. این انتخاب برای این بود که بحث و تبادل نظر به بار بیاورد و مردم درباره این اتفاق در ایران، که از مهمترین اتفاقات سال هست، بیشتر فکر کنند.»
* خبرگزاري فرانسه: «باراك اوباما رييس جمهوري آمريكا طي سخناني در مراسم دريافت جايزه صلح نوبل كه كاخ سفيد پيشاپيش گزيده آن را منتشر كرد، از تظاهركنندگان ايراني ستايش نمود و گفت: «آمريكا هميشه در كنار كساني كه به دنبال آزادي هستند خواهد ايستاد، از جمله در ايران، ميانمار و زيمبابوه.» اوباما تاکید کرد: «ما به عزت خاموش اصلاح طلباني همچون آنگ سانگ سو كي، شجاعت زيمبابوه اي هايي كه راي خود را در مقابل ضرب و جرح به صندوق انداختند و صدها هزار نفري كه ساكت در خيابان هاي تهران راهپيمايي كرده اند ، گواهي مي دهيم. اين مسووليت تمام مردم و ملت هاي آزاد است كه براي اين جنبش ها روشن سازند كه اميد و تاريخ در كنار آنها است.»
* گروهک تروریستی جند ا... (جند الشیطان) زیر نظر عبدالمالک ریگی با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: "جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی کرده و اعلام میدارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه ای از ایران است." این اطلاعیه در ادامه می افزاید که گروهک جندا... آمادگی دارد تا آموزشهای لازم را در زمینههای جنگ چریکی، بمب سازی، عملیاتهای انفجاری و تشکیل هستههای مقاومت را به جوانان ایرانی بدهد. این گروهک در ادامه به هواداران میرحسین موسوی توصیه کرد: "در شرایط فعلی بالاجبار باید متوسل به مبارزه مسلحانه شوید."
گروه فرهنگي، محمدرضا شهبازي- پسري ايراني كه براي تحصيل به آمريكا رفته است با دختري آمريكايي ازدواج مي كند و پس از هشت سال همراه با او به ايران مي آيد؛ چه وقت؟ در دي ماه سال 57 كه آتش انقلاب زبانه مي كشد. به اين ها اضافه كنيد خبرنگار بودن همسر آمريكايي مرد و يكي از سران رده بالاي ارتش آريامهر بودن پدر او را تا احتمالا ذهنتان برود سراغ يك داستان سياسي كه قرار است درباره انقلاب باشد و حتي شايد گريزي هم به رابطه ايران و آمريكا و از اين جود موضوعات بزند.
اين حدس شما مي توانست درست باشد اگر علي موذني عنان به دست شخصيتها نمي داد و طبق طرح قبلي اش رندي –همسر آمريكايي مهرداد- را به مصاحبه با شاه مي فرستاد. اما به قول خودش چنان شخصيتها قائم به خود شدند و سرتق بازي درآوردند كه داستان اصلا آن چيزي كه قرار بود باشد، نشد!
رمان «ارتباط ايراني» با موضوع و تمي كه در بالا آمد بيشتر يك داستان اجتماعي است. داستاني درباره تفاوت هاي فرهنگي دو جامعه. و البته اين اصلا به اين معنا نيست كه رگه هايي سياسي را در رمان نمي توان ديد. ظلم شاه به پدر مهرداد و متهم كردن او كه جان نثار دربار بوده به كودتا و برخي مسائل ديگر را مي توان مجموعه اين رگه ها دانست. حتي شايد بتوان اين برداشت را هم داشت كه تفاوت هاي فرهنگي ايران و آمريكا چنان عميق است كه سر زدن چنين تعارضات سياسي در روابطشان اصلا عجيب نيست.
مهرداد علي رغم ميل باطني خود و بنابر خواسته پدر به آمريكا رفته است، ماجراهايي از سر گذرانده كه او را از يك پسر درس خوان و ممتاز به جواني تبديل كرده كه در پناه دختري آمريكايي آرام ميگيرد و نهايتا با او ازدواج مي كند. وقتي مهرداد و رندي وارد ايران مي شوند روز فرار شاه است. مهرداد به خانواده اش اطلاع نداده كه ازدواج كرده است و همين مادر را كه سخت از آمدن پسر مسرور است، شوكه مي كند، مخصوصا كه دختر چنان نجيب نيست كه بتوان به عنوان يك عروس ايراني از او استقبال كرد!
بخش زيادي از كتاب به روايت شرايط مهرداد و رندي در آمريكا مي گذرد و به نوعي مقدمه چيني مي شود تا در صفحات پاياني كتاب كشمكش اصلي ايجاد شود.

موذني خيلي در داستان ورود پيدا نكرده است و دائماً خودش را به چشم مخاطب نمي آورد؛ او توانسته با هنرمندي خود فضايي آماده كند تا دختري آمريكايي به راحتي اعتقادات فرهنگي خود را به نمايش بگذارد و به آنها ببالد. در اين شرايط است كه او وقتي با افتخار (و در نهايت بي تفاوتي) از تجربه قبلي خود با هشت مرد، پيش از مهرداد صحبت مي كند، مخاطب ناچار به موضع گيري و مجبور مي شود تا احساس خود را نسبت به آن فرهنگ بروز دهد. درست مانند نسترن(خواهر نوجوان مهرداد) كه وقتي رندي با او از تجربه هاي جنسي و لزوم برآورده شدن نيازهاي دختران سخن مي گويد، بغض مي كند و اشك از ديدگانش فرو ميريزد. فشاري كه به نسترن مي آيد از سر خنجري است كه بي محابا پرده هاي حياي دختر ايراني را دريده است.
«ارتباط ايراني» رندي را كه بزرگ شده فرهنگ آمريكايي است سرزنش نمي كند –هرچند ممكن است مخاطب را به اين كار وا دارد!- بلكه بيشتر اين تفاوت فرهنگي را كه از زمين تا آسمان است نشان مي دهد. كتابي كه بعد از 14، 15 سال دوباره چاپ شده است هنوز هم خواندني است و مي تواند حسابي بكار جوانان بيايد.
اما يكي از بخشهاي كتاب كه خيلي خوب از آب درآمده است، رابطه مهرداد و پدر است. اين رابطه اگرچه در سايه تناسبات ديگر افراد حاضر در داستان قرار گرفته است اما حقاً جاي توجه دارد. پدري نظامي پسر خود را بدون رضايت او به آمريكا مي فرستد و همين دوري اجباري از خانواده در سن نوجواني، پسر را دچار به نفرت از پدر مي نمايد. اما با برگشتن مهرداد همه چيز تغيير ميكند. ديگر نه پدر آن پدر خشك است –هرچند هنوز مقتدر است- و نه پسر كسي است كه با ديدن حال و روز او بخواهد حسابهاي كهنه صاف كند. رابطه مهرداد و پدر چيزي است كه احتمالا خيلي از پسرها در سنين نوجواني و بلوغشان آن را تجربه كرده اند.
البته «ارتباط ايراني» علي موذني خيلي هواي مهرداد را دارد و خيلي ساده از كنار پسري كه تن به فرهنگ آمريكايي داده است و خودش هم تني به آب زده است مي گذرد! مهرداد با همان فرهنگ و همان خصوصيتش كه در رندي موجود است زندگي كرده و نشان داده خودش هم چندان آدم پاك و سر به زيري نبوده است. هرچند در همان جا هم هنوز بعضي وقت ها غيرتش به جوش مي آمده و وقتي رندي به اشتباه اسم معشوق قبلي اش را مي برده، به نشانه اعتراض فنجاني مي شكسته است!
به هر حال ارتباط ايراني بايد فرصتي پيش مي آورد تا همانطور كه رندي توسط مخاطب ايراني شناخته و احتمالا مواخذه مي شود، مهرداد هم جوابگوي آن سالهاي دور از غربتش مي شد، گيرم كه در آخر همه كاسه كوزه ها سر پدر او مي شكست كه پسر را از محيط امن خانواده و در سنين خطير نوجواني و جواني دور كرده است. البته مهرداد هم در ابتداي كتاب به روايت حالات و افكار خود در ديار غربت مي پردازد اما اگر مادر از سرگذشت پسرش مطلع مي شد احتمالا اتفاقات ديگري مي افتاد.
«ارتباط ايراني» رماني سياسي نيست هرچند از فرار شاه واستبدادش و حال و هواي مردم در روزهاي انقلاب مي گويد. «ارتباط ايراني» ادعاي واكاوي دو تمدن متفاوت را ندارد، هر چند تكبر و حس تحقير آمريكايي ها –كه در رفتار رندي موج مي زند- را نسبت به ايراني ها نشان مي دهد. اما ارتباط ايراني هر چيز كه نباشد بعد از خواندنش مي توان تمام قد ايستاد و به نجابت و شرافت مادران و دختران ايراني احترام گذاشت و اميدوار بود كه قدر اين گوهر بيش از پيش شناخته شود.
رمان ارتباط ايراني توسط انتشارات سوره مهر در 140 صفحه و با قيمت 3500 تومان روانه بازار نشر كرده است.
گروه سیاسی: سومین سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری در حالی فرا رسیده است که این انتخابات به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود، سلسله رخدادهای قبل و بعد آن و نیز تاثیرات قابل توجهی که بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور گذاشت، از مهمترین آزمونهای ملی و حساسترین تحولات تاریخ انقلاب به شمار میآید. بر همین اساس، رجانیوز طی سلسله مطالبی به بازخوانی اهم اتفاقات رخ داده در سال 88 می پردازد و همانگونه که در بخش اول و دوم، به ریشه های طرح ادعای تقلب در انتخابات و 6 دروغ بزرگ سبزها بعد از انتخابات پرداخته شد، در سومين بخش از اين سلسله گزارش ها، به حمايت هاي آشكار چهره ها و رسانه هاي ضدانقلاب از جريان سبز اشاره مي شود، روندي كه بدون شك در افشاي ماهيت حقيقي جريان سبز در ميان توده هاي ملت نقش قابل توجهي داشت. گفتني است به علت حجم بسيار زياد اخبار مربوط به حمايت چهره ها و رسانه هاي ضدانقلاب در حوادث بعد از انتخابات از سبزها، اين گزارش در دو بخش منتشر مي شود كه قسمت اول آن را از نظر مي گذرانيد: (موسوي) مردي كه مي تواند احمدي نژاد را شكست دهد/ موسوي: تغيير در ساختار قدرت، با فشار بر رهبري رخ خواهد داد 22 خرداد 88: * مجله آمریکایی تایم گفتگوی اختصاصی خود با میرحسین موسوی را با عنوان «مردي که مي تواند احمدينژاد را شکست دهد» منتشر ساخت. موسوی در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجمعات خياباني حاميانش در دوره تبليغات انتخاباتی ميگويد: "تجمعات خياباني چشمگير هفتههاي گذشته احتمالاً ماهيت ساختار قدرت را به نحوي بنيادين دگرگون خواهد ساخت ... در واقع دگرگوني و تغيير در ساختار قدرت با فشار بر رهبري در جهت پذيرش بيشتر افکار عمومي رخ خواهد داد." وي در پاسخ به اين سؤال که «اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه ميشود؟» پاسخ داد: "تغييرات مدتهاست که آغاز شده است. تنها گوشهاي از اين تغييرات به پيروزي در انتخابات مربوط ميشود و بخشهاي ديگر تغيير ادامه خواهند يافت و هيچ عقبگردي در کار نخواهد بود." راديو زمانه: معترضان در تهران سطل هاي زباله را آتش زده اند 23 خرداد 88: * ابوالحسن بنی صدر در مصاحبه با تلوزیون صدای آمریکا نتایج انتخابات ایران را «تقلب بزرگ» توصیف کرد. * رادیو زمانه: "گزارشها از درگیریهای پراکنده و شدیدی در خیابانهای مرکز و شمال شهر تهران حکایت دارد. گروهی از هواداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی از صبح امروز با حضور در خیابانهای تهران، اعتراض خود را به نتایج انتخابات اعلام کردهاند. آنطور که شاهدان عینی از سطح شهر تهران گزارش میدهند، اوضاع در خیابان ولیعصر، زرتشت، فاطمی، میدان انقلاب، میدان ونک و چهارراه جهان کودک ناآرام است. در خیابان تخت طاووس و میرزای شیرازی تهران نیز درگیریها به شدت در جریان است و بخشهایی از خیابان به آتش کشیده شده است. معترضان با به آتش کشیدن سطلهای زباله، کندن تابلوهای راهنمایی و رانندگی و نیز شکستن شیشههای اتومبیلها راه ورود خودروهای پلیس به این خیابان را بستهاند. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از آتش زدن لاستیک از سوی معترضین به نتیجه انتخابات مقابل ساختمان وزارت کشور خبر داده است. نیروهای پلیس و گارد ویژه با استقرار در خیابانهای مرکزی شهر تهران به گفته شاهدان عینی با معترضان به شدت برخورد میکنند." سازگارا: نشان دهيد راي واقعي كجاست و در راهپيمايي شركت كنيد 24 خرداد 88: * سایت اسراییلی هاآرتص: "بی شک در انتخابات ایران دستکاری شده است. نتایج منتشر شده منطقی نیستند. امکان نداشت احمدی نژاد در دور اول از این حمایت گسترده برخوردار باشد." * محسن سازگارا از عناصر ضد انقلاب در گفتگو با تلویزیون صدای آمریکا، گفت: "آقای مهندس موسوی دعوت کردند که فردا 4 بعد از ظهر، هواداران و کسانی که رای داده اند بیایند راهپیمایی بکنند و وجود خوشان را نشان بدهند. ایشان از وزارت کشور برای راهپیمایی درخواست مجوز کرده اند اما گفته اند چه مجوز بدهند و چه مجوز ندهند خودشان خواهند آمد و مردم هم بیایند. به نظر من هم باید گفت که ای مردم! رییس جمهور منتخب خودتان را تنها نگذارید. آقای موسوی استمداد کرده و شما هم نشان بدهید رای واقعی کجاست و در راهپیمایی شرکت کنید" وی در ادامه نیز خواهش خود از هواداران کروبی را اینطور بیان می کند: "من این خواهش را از دوستان آقای کروبی هم کردم. الان در این مقطع باید بپذیرید که رهبری این کار با رییس جمهور منتخب مردم یعنی مهندس موسوی است، بنابر این آنچه که ایشان بگوید باید اصل باشد." سازگارا در ادامه نیز بر سر دادن شعار الله اکبر از پشت بام خانه ها تاکید می کند و می گوید: "آقای موسوی از مردم درخواست کرده است که هر شب ساعت 10 تا 10.30 در اوج اش الله اکبر بگویید و این تمرینی است برای همبستگی مردم و مراحل بعدی." * رویترز: فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر امور خارجه آلمان با اعلام احضار سفیر ایران در آلمان به وزارت امور خارجه این کشور در ارتباط با ناآرامیهای پس از انتخابات اظهار داشت: "ما برخورد نیروهای امنیتی ایران را با تظاهرکنندگان به شدیدترین نحو ممکن محکوم میکنیم و با نگرانی به سوی تهران چشم دوختهایم." وی همچنین از موضع مشترک متحدان اروپایی این کشور در این زمینه خبر داد و اعلام کرد: "من امروز به اتفاق چندین تن از همتایان اروپایی خود از ایران خواستهایم هر چه سریعتر در باره وقایع این کشور و اتهامهای مربوط به تقلب در انتخابات اطلاعرسانی کند تا معلوم شود تا چه حد میتوان نتیجه انتخابات این کشور را جدی گرفت." * جو بایدن معاون رییس جمهور آمریکا در گفتگو با شبکه تلوزیونی ان بی سی گفت: "من در نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ایران تردید دارم." * سایت اسراییلی هاآرتص: «مهم این است که توده عظیمی در حدود چندین میلیون و شاید نیمی از ملت ایران وجود دارند که فکر می کنند دموکراسی ایرانی به آنها دروغ گفت و نه تاکنون انتخابی در کار بوده و نه بعد از این در کار خواهد بود. این توده که فکر می کرد شاید بتوان از داخل نظام تغییر را آغاز کرد، متوجه شد که تنها با ویرانی نظام می توان تغییر مثبت ایجاد کرد ... حتی اگر نظام ایران در آینده نزدیک سرنگون نشود در این لحظه شاهد آغاز شمارش معکوس آن هستیم.» وزير خارجه هلند: در انتخابات ايران تقلب شده است 25 خرداد 88: * علی کشتگر از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با رادیو فردا گفت: "آمريكا و اسرائيل دنبال تغيير رئيس جمهور در ايران بودند اما اكنون مجبورند با شرايط موجود كنار بيايند. بسياري از كشورهاي غربي از جمله آمريكا و اسرائيل خواستار اين بودند که فرد ديگري جاي آقاي احمدي نژاد بر سر كار بيايد اما ترديدي نيست كه كشورها ناچار هستند رئيس جمهوري احمدي نژاد را در شرايط فعلي بپذيرند و كاري نمي توانند انجام دهند." * مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین با صدور بیانیه ای خطاب به معترضان به نتایج انتخابات در ایران، به ویژه تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران که به دعوت انجمن اسلامی این دانشگاه در مسجد دانشگاه تهران تحصن کرده بودند، نوشت: "مقاومت قهرمانانه و اشرف نشان خود را به هر قیمت ادامه بدهید." * رادیو زمانه: ماکسیم فرهاخن وزیر خارجه هلند، مشروعیت انتخابات ایران را زیر سؤال برد و گفت: "بدون شک در این انتخابات تقلب شدهاست." * رادیو فردا: «آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان خواستار بررسی شفاف نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران شد.» * خبرگزاری فرانسه: «وزرای خارجه اتحادیه اروپا خواستار انجام تحقیقات بر روند انتخابات ریاست جمهوری در ایران شدند. این وزرا که در لوکزامبورگ گرد هم آمده بودند، همچنین از سرکوب معترضان در ایران ابراز نگرانی جدی کردند.» * محسن سازگارا از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با رادیو فردا گفت: "رئیس جمهور قانونی مملکت ، با وجود رای بزرگ ملت آقای موسوی است و حالا خبرهایی هم به گوش می رسد که او را وادار به حبس خانگی کرده اند. احتمال دستگیری ایشان هم هست." وی ادامه داد: "قطعا مردم برنده این ماجرا خواهند بود. به این شرط که آقای موسوی که این نفوذ کلام را مابین مردم دارد و به حق در جایی ایستاده است که اکثریت مطلق مردم پشت او هستند رهبری این مبارزات را به دست بگیرد و برای احقاق حق مردم مبارزه کند و مبارزه را ادامه دهد و البته باید مراقب باشد که کسانی را که از دسترس حکومت خارج هستند و در خارج از ایران زندگی می کنند بعنوان جانشین معرفی کند تا اگر دستگیر شد آن افراد بتوانند کار رهبری مردم را به عهده بگیرند . به شرط آنکه آقای موسوی و آقای کروبی به رهبری آقای موسوی که رئیس جمهور قانونی ایران است ایستادگی کنند و مبارزات مردم را هدایت کنند." دخالت فرزند شاه مخلوع، اوباما و ساركوزي در حوادث پس از انتخابات 26 خرداد 88: * «باراك اوباما رئیس جمهور آمریكا در گفتگو با سی ان ان گفت: "بدون توجه به نتیجه انتخابات ایران، دیپلماسی محكم خود را در مورد این كشور دنبال خواهد كرد." اوباما تصریح کرد: "به هر حال ما قصد داریم با رژیمی در ایران برخورد كنیم كه به لحاظ تاریخی دشمن آمریكا بوده و مشكلات زیادی را برای كشورهای همسایه خود بوجود آورده و به دنبال دستیابی به تسلیحات هسته ای بوده است. وقتی خشونت علیه تظاهركنندگان آرام را می بینم وقتی اختلاف نظرهای توام با آرامش سركوب می شود در هر جایی كه اتفاق بیافتد برای من نگران كننده است."»
* علیرضا نوری زاده از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با رادیو فردا گفت: "آقاي موسوي و كروبي اگر در وجودشان ذره اي وفاداري به آرمانهايي كه اعلام كرده اند باشد، نبايد عقب نشيني كنند. اين جا ديگر حق ّ شخصي نيست و به قول معروف حق ّالناس است. آقاي موسوي و كروبي و رضايي حق ّ ندارند از اين حق ّ بگذرند. اگر آنها و خاتمي اين شايستگي را داشته باشند كه اين حركت را رهبري كنند، جنبش زيبايي كه بدون خونريزي و خشونت آغاز شده سرنوشت ايران را تغيير می دهد." * برنا: «رضا پهلوي در پيامي با ابراز شادماني از روند آشوبطلبيها و اغتشاشآفرينيهاي اخير در ايران از اغتشاشگران اعلام حمايت كرده و گروهكهاي تروريستي رجوي و ريگي نيز در پيامهاي جداگانهاي به اعلام حمايت از آشوبطلبان پرداختند. آنها معتقدند اين گروه هايي که بطور غير قانوني تظاهرات مي کنند حامي آنها هسند گروهك تروريستي جندا... به سركردگي عبدالمالك ريگي در پيام خود با اذعان به شعور بالاي سياسي مردم ايران از اغتشاشگران خواست تا دامنه آشوبهاي اخير را گسترش دهند. اين گروهك در سالهاي اخير با انجام برخي اقدامات كور تروريستي جمعي از هموطنانمان را به خاك و خون كشيد. گروهك تروريستي منافقين به سركردگي مسعود رجوي نيز در پيامي به اعلام حمايت از اغتشاشگران پرداخت. اذهان عمومي اقدامات خرابكارانه و تروريستي اين گروهك پس از پيروزي انقلاب اسلامي را همچنان به خاطردارد.» * خبرگزاری فرانسه: نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه گفت: "وسعت تقلب با واکنشهای خشونتی تناسب دارد." وی تاکید کرد: "مردم ایران مستحق چیز دیگری هستند، این یک تراژدی است ولی این امر منفی نیست که جنبشی واقعی از ابراز عقیده داشتهباشیم که سعی میکند زنجیرهایش را بگسلد." مريم رجوي: نگران سركوب مردم هستم/ اعتراف مخملباف به ارتباط با ساركوزي 28 خرداد 88: * مریم رجوی همسر مسعود رجوی، سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)، در گفتگو با شبکه تلوزیونی ال.ث.اى فرانسه گفت: «من نگران سركوب مردم ايران هستم، اما متاسفانه صداى آنها آنطور كه بايد شنيده نمىشود. خوشحالم كه غرب در حال بيدارشدن و باز كردن چشمان خود در برابر واقعيت اين سركوب است. قابل توجه است كه چگونه كوچكترين اعتراض مردم به شدت سركوب مىشود. مردم ايران نشان دادند كه مقاومت آنها در برابر ديكتاتورى مذهبى زنده است و از هر فرصتى براى ابراز مخالفت با ديكتاتورى مذهبى استفاده مىكنند. فكر مىكنم كه اين يك اميدوارى بزرگ است.» * محسن مخملباف در گفتگو با رادیو زمانه گفت: "ما سعی کردیم از ارتباطاتی که داشتیم، استفاده کنیم. برای مثال، با استفاده از ارتباطات دوستانهای که با آقای سارکوزی داشتیم، موفق شدیم ایشان را راضی کنیم که به صدای مردم ایران گوش کند. خوشبختانه، ایشان امروز موضع قاطع خود را گرفت و گفت که نگران مردم ایران است و باید به صدای آنان گوش داده شود. در شرایطی که مردم ایران دولت ندارند (چون رسماً، ما دولت نداریم، این دولت کودتا است و ما بی دولتیم)، همهی ایرانیان خارج از ایران سفیرند و همهی آنان تواناهایی برای ارتباط دارند. ما از این ارتباطها استفاده کردیم و دیروز، سهشنبه شانزدهم ژوئن، ساعت دو تا سه بعدازظهر، خانم مرجان ساتراپی و من، رسماً در نشست پارلمان اروپا در بروکسل، به عنوان سفرای مردم ایران که در خیابانها کشته میدهند، حاضر شدیم و در حضور نمایندگان پارلمان، فراکسیون سبزها به طور کامل گزارش دادیم. پس از آن نیز جداگانه، با رؤسای فراکسیونهای دیگر پارلمان گفتگو کردیم. همچنین در نشست رسمی کنفرانس مطبوعاتی که خبرنگاران حداقل دویست تلویزیون در آن حاضر بودند، بیانیهای را از طرف مردم ایران به آنان ابلاغ کردیم ... مردمی که رأیشان دزدیده شده بود، روز دوشنبه بیاطلاع دولت، در سراسر ایران به صورت میلیونی به خیابانها ریختند، کشته و زخمی دادند و دستگیر شدند تا از دولتهای جهان بخواهند رژیم احمدینژادی را به رسمیت نشناسند. ما از پارلمان اروپا خواستیم که کمی صبر کنند تا مردم ایران بتوانند رییس جمهور واقعیشان را به دنیا معرفی کنند. مردم ایران صلح و دمکراسی میخواهند." وال استريت ژورنال: اوباما در ايران دخالت كند/ اوباما: بايد صداي مردم (ايران) شنيده شود 29 خرداد 88: *سايت اخبار روز وابسته به گروهك فدائيان خلق نوشت: « شكي نيست كه نه آقاي موسوي و نه آقاي كروبي كانديداي ايده آل براي ايجاد تغييرات بنيادي نيستند اما شرايط سياسي فعلي و جنبش برآمده از آن، مي طلبد با پرهيز از حداكثرخواهي، همدلي و همراهي داشته باشيم. اگر جنبش بتواند انتخاباتي با حضور ناظران خارجي را به كرسي بنشاند آن وقت گام اساسي براي تغييرات جدي ساختار حاكميت برداشته شده است.» * روزنامه امريكايي والاستريت ژورنال با ارائه پيشنهادهايي به اوباما از وي خواست تا از موج بوجود آمده در ايران نهايت استفاده را ببرد. اين روزنامه خطاب به رئيسجمهور امریکا نوشت: «اوباما بايد مانند دخالت امريكا در اغتشاشات سال 2008 تبت، انتخابات رياست جمهوري سال 2005 مصر و حمله روسيه به تاجيكستان، در خصوص مسائل ايران نيز دخالت كرده و از اين موقعيت بهدست آمده نهايت استفاده را بكند.» * باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در گفتگو با سی بی اس گفت: "من قبلاً هم گفته ام عميقاً نگران انتخابات ايران هستم." وی تصریح کرد: "مخالفان رژیم ایران بدانند که جهان به آنها چشم دوخته است ... تظاهرات كنندگان ايراني فقط در پي عدالت هستند. آنچه كه شما در ايران شاهد آن هستيد آن است كه صد ها هزار نفر از مردم اين كشور كه بر اين باورند كه صدايشان شنيده نميشود و به طور مسالمت آميز تظاهرات ميكنند و در پي عدالت هستند و جهان شاهد آن است.ما از كساني كه در پي عدالت از يك راه مسالمت آميز هستند پشتيباني ميكنيم و من ميخواهم تكرار كنم كه ما در كنار كساني كه متوجه راه حلي مسالمت آميز براي اين كشمكش خواهند بود، ميايستيم. ما معتقديم كه صداي مردم بايد شنيده شود و اين يك ارزش جهاني است كه مردم و دولت آمريكا هوادار آن هستند." آسوشيتدپرس: معترضان به سفارتخانه هاي خارجي پناه بردند/ موشه يلعون: موسوي و همسرش روح جديدي به آزادي بخشيدند 30 خرداد 88: * آسوشیتدپرس: «عدهاي از معترضان در تهران که برای نشان دادن اعتراض خود سطل های زباله و اتوبوس ها را به آتش کشیده بودند، براي فرار از بازداشت توسط نيروهاي امنيتي به سفارتخانههاي خارجي پناه بردند.» * روزنامه کیهان: سعید رضوی فقیه از عناصر سابق دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) اعلام کرد: "در صورت بازشماری صندوق ها، ممکن است چند صد یا چند هزار رأی بالا و پایین شود و همین نتیجه فعلی با کمی تفاوت به عنوان نتیجه انتخابات اعلام گردد و آن وقت اصلاح طلبان باید پاسخگوی حوادث پرتلاطم در کشور باشند که صرفاً به خاطر بالا و پایین کردن چند هزار رأی به راه انداخته اند. اگر چه مذاکره و گفت وگو و رایزنی با شورای نگهبان و دیگر مراجع قانونی می تواند بیانگر عزم اصلاح طلبان بر حل مسائل از مجاری قانونی و میزان ظرفیت آنان برای گفت وگوی معطوف به تفاهم باشد، اما نباید فراموش کرد که اساساً شورای نگهبان خود یک طرف ماجراست و باید موضع تهاجمی به شورای نگهبان داشت." * موشه يعلون، رئيس سابق اطلاعات ارتش اسراییل در گفتگو با روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارانوت گفت: «موسوي و همسرش روح جديدي به آزادي بخشيدهاند، بنابراين من تكرار ميكنم انقلابي در ايران روي خواهد داد.» * روزنامه فایننشال تایمز: «هیچ کس تردیدی ندارد که بحران ایران به نقطه عطف رسیده است.» * صدای آمریکا: «باراک اوباما رییس جمهور امریکا از ایران خواست تا کلیه اقدامات ناعادلانه و خشونت بار علیه مردم خود را متوقف کند». * رضا ربع پهلوی فرزند محمد رضا پهلوی در گفتوگو با روزنامه فرانسوی فیگارو با درخواست از غرب برای تماس با مخالفان در ایران، گفت: «ما بايد از همين امروز يك فرآيند انتقال را آماده كنيم كه طي آن بحشي از رژيم به نفع تغيير تسليم شده، در كشور عفو عمومي اعلام و يك سيستم سياسي لائيك و دمكراتيك برقرار مي شود.» * محسن مخملباف سخنگوی ستاد مهندس موسوی در خارج از کشور در یادداشتی که روزنامه گاردین آن را منتشر ساخت نوشت: "مردم در خیابانها خواهان بازشماری آرا نیستند، بلکه می خواهند نتایج انتخابات کل ابطال شود ... دنیا ما را مملکتی تروریست می داند که بدنبال جنگ می گردد. ما اوبامایی می خواهیم که بتواند برای مشکلات ایران راه حل بیابد. هرچند قدرت در دست (آیت ا...) خامنه ای باقی خواهد ماند، اما رییس جمهوری مانند موسوی می تواند رهبر را تضعیف کند." العربیه: کمکهای پزشکی سفارتخانههای خارجی به آشوبگران/ شيمون پرز: مبارزه با رهبران ايران مهمتر از برنامه هستهاي اين كشور است 31 خرداد 88: * راديو اسراییل: «اگر صدها نفر ايراني نيز كشته شود نبايد تظاهرات را رها كرد و بايد اين درگيريها و تظاهرات تا سرنگوني دولت احمدي نژاد ادامه يابد.» * بی بی سی فارسی: «آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در تازه ترین اظهارنظر خود خواهان بازشماری آرا شده و از مقام های ایران خواسته تا از استفاده از زور علیه معترضان خودداری کنند. او همچنین خواهان آزادی بازداشت شدگان نیز شده است. برنار کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه هم سرکوب وحشیانه اعتراضات خیابانی در ایران را محکوم کرده است. او ادعای ایران مبنی بر دخالت کشورهای غربی در این مساله را رد کرده و خواهان آزادی کلیه بازداشت شدگان شده است. فرانکو فراتینی، وزیر امور خارجه ایتالیا نیز خواهان پایان دادن به خشونت ها علیه معترضان به نتایج انتخابات شده است.» * شبکه خبری العربیه از کمکهای پزشکی برخی سفارتخانههای خارجی در تهران به آشوبگران خبر داد. * رادیو فردا: «ديويد ميليبند وزیر امور خارجه انگلیس، وبلاگي درباره انتخابات ايران راه اندازی کرد.» *رویترز: «مریم رجوی و ابوالحسن بنیصدر همزمان با این اتفاقات به شدت فعال شدهاند و میتینگهایی با موضوع ایران بعد از انتخابات برگزار کردند. رجوی 20ژوئن در شمال پاریس در حمایت از آنچه که او اپوزیسیون ایرانی میخواند سخنرانی کرد. همزمان بنی صدر نیز در برلین در با موضوع "ایران پس از انتخابات" سخنرانی کرد.» * روزنامه صهيونيستي جروزالم پست: «شيمون پرز رئيس اسرائيل اعلام كرد:"مبارزه با رهبران ايران مهمتر از برنامه هستهاي اين كشور است. اين غير ممكن است كه بدانيم كدام يك اول ناپديد ميشود غني سازي اورانيوم يا رژيم درمانده. اما اميد آن است كه نخست، رژيم ناپديد شود."» درخواست عبادي از اتحاديه اروپا براي تشديد تحريم ها عليه ايران 1 تير 88: * شبکه ایران: «شیرین عبادی از حامیان نامزد شکست خورده در انتخابات از اتحادیه اروپا خواست تا تحریم های علیه مقامات جمهوری اسلامی را تشدید کنند.» سناتور امريكايي: امريكا بيشتر در مسايل ايران دخالت كند 2 تير 88: * پایگاه خبری نهرین نت: «دولت عربستان به دستگاههای امنیتی، سیاسی، رسانهای و دیپلماتیک خود دستور داده تا نهایت استفاده را از وضعیت کنونی در ایران ببرند و سعی کنند تا ناامنیهای داخلی در ایران را به بالاترین حد خود رسانده و در میان رهبران این کشور اختلاف ایجاد کنند.» * واشنگتن پست: چارلز گرسلي سناتور حزب جمهوری خواه آمریکا اعلام كرد: "امريكا باید نسبت به آنچه كه اكنون در قبال مسائل ایران انجام ميدهد، قويتر و مؤثرتر به صحنه بیاید و با تمام توان از معترضان حمايت كند." نظامي امريكايي: امريكا با موسوي ارتباط بگيرد 3 تير 88: * رادیو فردا از ناآرامی و درگیری های پراکنده در میدان بهارستان تهران خبر داد. * پایگاه اطلاع رسانی مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم بخشها و ابعادي از پروژه کودتای مخملی را منتشر كرد. طبق این گزارش مركز سابان وابسته به انديشكده آمريكايي بروكينگز طي گزارش مفصلي راهكارهاي لازم براي كودتاي مخملي در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحي كرده بود. * پل وولفوويتز معاون وزير جنگ در دولت بوش در گفتگو با سي ان ان گفت: "به نظر من لازم است كه آمريكا با موسوي تماس مستقيم بگيرد. البته اگر او مايل به ارتباط نباشد نبايد ما اصرار كنيم اما در هر حال بهتر است او بداند كه مي تواند يك خط ارتباط مستقيم با ما داشته باشد." وی با اشاره به اظهارات اوباما مبني بر ضرورت پرهيز از دخالت مستقيم دولت آمريكا در ايران گفت: "من اين نگراني را مي فهمم. ما نبايد به گونه اي عمل كنيم كه به مخالفان حكومت ايران انگ عوامل داخلي آمريكا بخورد. اما به نظر من مخالفان حكومت به طور كاملا روشن نشان داده اند كه خواهان حمايت و كمك جهان هستند." وولفوويتز در پایان موسوي را «مردي بسيار شجاع» توصیف کرد. هاشمي، خاتمي، كروبي و موسوي به پا خواسته اند 4 تير 88: * منوچهر محمدی از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با رادیو فردا گفت: "بزرگ ترین تقلب جهان صورت گرفته و در درون هم یک عده به پا خواسته اند نظیر رفسنجانی، خاتمی، کروبی و آقای موسوی. هر یک از اینها یک ضلعی از مربع را تشکیل می دهند." كاش موسوي بتواند تا سرنگوني جمهوري اسلامي همراه مردم بماند 5 تير 88: * سایت وزارت خارجه اسراییل: «این جنبشِ غرور آفرین مثل قطاری است که در آغاز، هر یک بنا به منفعتی که در آن می بیند، سوارش می شود و آنجا که در مسیرش، منافعش را زیر می گیرد، پیاده می شود. پایانِ مسیر قطارِ جنبش، نقطه ای است که از جمهوری اسلامی عبور می کند و این نقطه خواست اکثریت مردم ایران است و خوشا به حال آن کسانی که همراه ِ این قطار ِ جنبش، فکرا، جسما، قلبا و . . . همراه می شوند و ای کاش آقای موسوی بتواند تا ایستگاه آخر جنبش که همانا سرنگونی جمهوری اسلامی است، با مردم همراه بماند ... امروز باید شعار ِ جنبش، خود را از ابطال انتخابات بیرون بکشد و با تمامی نیرو، حول ابطال جمهوری اسلامی متمرکز شود و سرنگونی تمامیت آن را فریاد بکشد.» همسر شاه: تصاوير ناآرامي هاي ايران، غرور زيادي ايجاد ميكند 6 تير 88: * فرح ديبا همسر محمدرضا پهلوی در گفتگو با روزنامه بونته آلمان از موضع صدراعظم آلمان در قبال اتفاقات اخير ايران تشکر کرد و گفت: "اقدام آنگلا مرکل در اعلام عمومي محکوميت اين اقدامات، خوشحال کننده بود." وی تاکید کرد: "تصاويري که از ناآرامی ها در ايران پخش مي شود، غرور زيادي ايجاد مي کند." بازداشت بازداشت كارمندان سفارت انگليس در تهران 7 تير 88: * محسن مخملباف در گفتوگو با رويترز گفت: "نتایج انتخابات ایران يك تقلب انتخاباتي نيست بلكه يك كودتا است." وی در ادامه از دولتهاي خارجي خواست كه دولت احمدينژاد را به رسميت نشناسند. مخملباف در بخش دیگری از گفتگوی خود اظهار داشت كه وي قبل از انتخابات رياست جمهوري بهطور غيرمستقيم با موسوي در ارتباط بوده و پيشبيني ميكرده است كه اغتشاشات و اعتصابات عمومي در ايران رخ دهد. وی در پایان از حامیان موسوی خواست كه روزها به خيابان ها بريزند و شب ها نيز بر بام خانههايشان شعار بدهند. * خبرگزاری فارس از بازداشت تعدادی از کارمندان محلی سفارت انگلستان در تهران خبر داد. وقتي جين شارپ هم به كمك سبزها مي آيد 8 تير 88: * جين شارپ، طراح اصلی انقلاب مخملی گرجستان و اوکراین در گفتگو با آسوشیتدپرس اعلام كرد كه مقالات وي به زبان فارسي در روي اينترنت براي استفاده معترضان ایرانی وجود دارد. افشاي نقش منافقين در آشوب هاي پس از انتخابات در تهران 9 تير 88: * روزنامه کیهان: "كميته CPD يك مركز مطالعات استراتژيك در آمريكاست. اين كميته در اواسط سال 2006 طي گزارشي جمهوري اسلامي ايران را يك خطر جدي براي اهداف آمريكا در منطقه دانسته و از برپايي آشوب هاي خياباني به عنوان يك اهرم براي تضعيف نظام اسلامي ايران ياد كرده بود. در اين گزارش تأكيد شده بود كه ساختار جمهوري اسلامي ايران به گونه اي است كه برخلاف برخي از كشورهاي آسياي ميانه تغيير آن از طريق آشوب هاي خياباني امكان پذير نيست. كميته CPD در توضيح نظريه خود به دو عامل گردش قدرت و مسئوليت با راي مردم و در جريان انتخابات آزاد و پيوند عميق ديني ميان مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران اشاره كرده و نتيجه مي گيرد كه از اعتراضات نرم- بخوانيد آشوب هاي خياباني- فقط مي توان تضعيف موقت نظام ايران و مشغول كردن آن به مسائل جانبي را انتظار داشت و با اجراي اين پروژه امكان امتياز گرفتن از جمهوري اسلامي ايران، مخصوصاً در معادلات سياسي منطقه دور از انتظار نخواهد بود. همچنین طراح گزارش از جاي خالي سفارت آمريكا در ايران به يكي از اصلي ترين دشواري هاي پيش روي آمريكا ياد مي كند و توضيح مي دهد كه برنامه ريزي براي اجراي اين پروژه بدون حضور ديپلمات هاي آمريكايي در ايران و تماس آسان آنها با افراد و گروههاي هدف به سختي امكان پذير است. لذا برپايي دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران به عنوان يكي از راه كارهاي ضروري ياد ميشود كه مأموريت اصلي آن ايجاد ارتباط و تماس با افراد و گروههاي هدف در ايران خواهد بود. اين درخواست مدتي بعد از سوي دولت بوش و با واسطه سفارت سوئيس به ايران ارائه شد كه با مخالفت جمهوري اسلامي ايران روبرو گرديد. لذا شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار به دست آمده كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه سفارت انگليس در ايران، دقيقاً در نقش سفارت تعطيل شده آمريكا ظاهر شده و مأموريت بر زمين مانده آمريكايي ها را بر عهده گرفته است." * موفق الربيعي مشاور امنیت ملی عراق در گفتوگو با روزنامه الحيات گفت: «اطلاعات ما نشان ميدهد گروههاي بسيار كوچك و كم تعداد، كه در ميان آنان عناصر گروهك مجاهدين خلق (منافقين) هم بودند، به راهپيماييهاي اعتراضآميز به نتايج انتخابات ايران نفوذ كردند كه همانها آشوب و اغتشاش را در راهپيماييها ايجاد و آن را افزايش دادند» * محمد حسنین هیکل روزنامه نگار مشهور مصری در گفتگو با الجزیره گفت: "2 روز مانده به انتخابات ایران، 18 هزار پیام با موضوع تقلب و ضرورت اعتراض به آن در سرویس اینترنتی توییتر منتشر شد که بعدها مشخص شد این پیام ها از سوی کاربران اسراییلی ارسال شده است." فحاشي مسعود رجوي به جمهوري اسلامي با توسل به اقدامات موسوي 10 تير 88: * مسعود رجوی، رییس گروهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، در بیانیه ای اعلام کرد: "موسوي به روشني اذعان كرد كه در ابتدا هدفش از شركت در انتخابات اين بوده است كه عقلانيت ديني را به فضاي مديريت همين رژيم بازگرداند. اما در ميانه راه به اهدافي بسيار بلندتر هدايت شده و اكنون ميخواهد به اركان نظام يادآوري كند كه در هر رأي تمامي آنان و مافوقشان ميزاني به نام رأي و عزم مردم وجود دارد كه آنها نه حق دارند و نه ميتوانند آن را ناديده بگيرند. بله، جان كلام كه در قيام شعلهور سراسري از چشم آقاي موسوي دور نمانده در همين جاست. در رأي و عزم جزم و حاكميت مردم كه مافوق و در وراي همه دست و پا زدنها است ." *مدیا مانیتورز: «در طول تاريخ تا كنون هيچ انتخاباتي مثل انتخابات رياست جمهوري ايران مورد توجه رسانه هاي غربي نبوده است. با انتخاب مجدد احمدينژاد بهعنوان رئيسجمهور توسط مردم ایران، رهبران كشورهاي امریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان و ايتاليا نشان دادند كه از نتيجه اين انتخابات ناراحت و ناخشنود هستند.» * عطا مهاجرانی در گفتگو با تلوزیون فارسی بی بی سی گفت: "بايد از هر فرصتي براي نابودي اين دولت استفاده کرد و اين کار را بايد از طريق نافرماني هاي مدني ، اعتصابات و برگزاري راهپيمايي دنبال نمايد. اگر اصلاح طلبان منفعل شوند، جنبش اصلاح طلبي براي هميشه نابود خواهد شد." نبروهاي اپوزيسيون با فضاي فعلي جان دوباره بگيرند 12 تير 88: * مهدی خانبابا تهرانی از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با دویچه وله گفت: " آقای موسوی و کروبی نه تنها از خودشان شخصیت نشان دادند بلکه یک نوع هوشمندی سیاسی را بروز دادند. آنها در برنامه های انتخاباتی و در کارزار مقابله با احمدی نژاد، بیشتر مطالب مطرح شده از طرف اپوزیسیون و مطالبات اپوزیسیون را در برنامه شان گنجاندند. کارنامه تاکنونی میرحسین موسوی و آقای کروبی، ایستادگی و پایداری در کنار آزادیخواهان است. اگر آنها به همراهی و پایداری ادامه دهند می توانند به چهره های تاریخ ساز تبدیل شوند درغیر این صورت و به خرج دادن سستی، به کنار گذاشته خواهند شد ...امیدوارم با فضایی که باز شده، اپوزیسیون بتوانند جان بگیرند و بدانیم ما در کنار همین نیروهای حاضر در میدان و در پرتو یک سیاست کلان می توانیم به هدف برسیم نه در پرتو سیاست های کوچک و بسته." بي بي سي: درخواست موسوي از حاميانش براي مبارزه به سبك مدرن 13 تير 88: * تلوزیون بی بی سی فارسی در گزارشی اعلام کرد: «میرحسین موسوی حالا حامیان خود را به ادامه مبارزه قانونی فراخوانده است ... از نوشتن اعتراض ها بر روی اسکناس گرفته تا پر کردن آسمان با بادکنک های سبز و در نهایت برنامه های تحریمی کالاها و خدمات دولتی، اما همه چیز به رنگ سبز و با استفاده از آخرین تکنولوژی و شیوه های مدرن.» مريم رجوي: قيام مردم ايران، بيانگر پايان ديكتاتوري در ايران است! 14 تير 88: * مریم رجوی همسر مسعود رجوی، سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)، در گفتگو با هفته نامه ایتالیایی پانوراما، گفت: "با قيام سراسرى مردم، دوران جديدى در ايران آغاز شده كه بازگشت ناپذير است و بيانگر آغاز پايان ديكتاتورى ولايت فقيه است(!) ما انتظار داريم كه يك سياست قاطع در قبال رژيم اتخاذ شود، تحريمهاى سياسى، ديپلوماتيك، نفتى و تكنولوژيك عليه رژيم بايد اعمال شود و از مقاومت مردم ايران كه براى دمكراسى مبارزه مىكند حمايت شود." پيشنهاد گري سيك به سبزها: در آرامگاه آيت الله خميني بست بنشينيد/ علي مطهري، حسن خميني و همسر همت به معترضان بپيوندند 18 تير 88: * گري سيك مشاور اسبق امنيت ملي امريكا، در سایت شخصی خود نوشت: « اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيتالله خميني (ره)، بست بنشينند.» وی در ادامه راهکار دیگر خود را نیز اینطور پیشنهاد داد: «جداي از موسوي و همسرش، شماري از افراد كه صلاحيتشان در هالهاي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي 2 دهه گذشته در عرصه سياست فعال نبودند، بايد به اين حركت بپيوندند. عليرضا بهشتي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد همت، برخي از اعضاي خانواده آيت الله خميني از جمله حسن، زهرا (عمهاش) و علي اشراقي (نوه آيتالله خميني)، از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي آيد. حتي، علي مطهري را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب كرد. سپاه پاسداران براي درهم شكستن و سركوب چنين جمعيتي در چنين مكان مقدسي نميتواند دست به كار شود. معتقدم، به ويژه، در صورتي كه برخي آيتالله ها در قم و مناطق ديگر، نامههايي را در حمايت از معترضان بفرستند، اين اقدام، فشاري را به سپاه وارد خواهد كرد كه شكستش را نزديك خواهد كرد.» وی در پایان تاکید کرد: «تا زمانی که سپاه و بسیج از میدان خارج نشوند، موفقیت اپوزیسیون در ایران محال است.» * مسعود رجوي سرکرده گروهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با صدور بیانیه ای اعلام کرد: «درس بزرگ براي آينده اين است كه وقتي دشمن ميخواهد با... سركوبگر لباس شخصي يا قلادهوار هيچ امكاني براي تجمع و تظاهرات بزرگ باقي نگذارد و سايرين هم عدم صدور مجوز قانوني را بهانه ميكنند اصلاً در فكر كثرت و كميت نباشيد ... حتي در شرايطي كه هيچ گونه امكان تجمع نيست هستههاي 9 نفره، 5 نفره و حتي هستههاي مقاومت 3 نفره جوانان انقلابي ميتوانند نيروهاي سركوبگر دشمن را تجزيه، خسته و فرسوده كنند.» مقام امريكايي: انتخابات ايران آزادانه نبوده است 20 تير 88: * الیون انگل رييس دمكرات كميته نيمكره غربي در مجلس نمايندگان امریکا در امور ايران در گفتوگو با صدای امریکا گفت: «شواهد بسياري وجود دارد كه اين انتخاباتي آزاد و عادلانه نبوده است. پرسش هاي كافي بر جعلي بودن انتخابات وجود دارد كه آن را در زير سايه بلندي از شك و ترديد قرار مي دهد.» انگل ادامه داد: «ايران و امریکا بايد روابط خوبي باهم داشته باشند و روابط خوبي هم داشتند و ما مشتركات بسياري داريم. اما همهی مشكل ما احمدينژاد است. ما معتقد هستيم انتخاب وی جعلي بوده است.» مرجع تقليد سبزها، در ميان اخبار ضدانقلاب 22 تير 88: * رادیو فردا: «آیت ا... بیات زنجانی از مراجع قم در فتوایی اعلام کرد افراد باید تلاش کنند فرد نامشروع و متقلب را از طریق مسالمت آمیز تغییر دهند.» درخواست مقام امريكايي براي ايجاد بحران اقتصادي در ايران 23 تير 88: *یونایتدپرس: گينگريچ رئيس سابق مجلس نمايندگان امریکا و از اعضای حزب جمهوريخواه امریکا، از كاخ سفيد خواست تا براي دامن زدن به بحراني اقتصادي كه بتواند تغيير رژيم ایران را موجب شود، در صنعت نفت و گاز ايران خرابكاري كند. این خبرگزاری هدف از تمامي اين آتش افروزي ها را تشديد فشار بر دولت ايران به رياست محمود احمدينژاد، در شرایطي دانست كه اين كشور گرفتار ناآراميهاي ناشي از انتخاب مجدد وی در ماه ژوئن بود. عضو منافقين: موسوي بداند بسياري از سبزها جمهوري اسلامي را قبول ندارند 24 تير 88: * حسين باقرزاده از اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سايت ايران امروز نوشت: "تشكيل يك جبهه سياسي وسيع كه همه نيروهاي فعال در جنبش سبز را در برگيرد بهترين راهكار در برابر آقاي موسوي است و به جز اين هر حركتي كه بخواهد بخشي از نيروها را كنار بزند باعث انهدام و شكست خواهد شد." وی تاکید کرد: "موسوي بايد توجه داشته باشد كه بخش عمده اي از فعالان در جنبش سبز كساني هستند كه در راي گيري هاي جمهوري اسلامي شركت نكرده اند و در نتيجه به آقاي موسوي نيز راي نداده اند. علاوه بر اين، بسياري از اين افراد و حتي بخشي از كساني كه در راي گيري اخير شركت كرده اند و به آقاي موسوي راي داده اند ايشان را در سركوب هاي خونين دهه اول انقلاب مقصر و مسئول مي دانند در عين حال، اين بخش از جامعه نه فقط در شرايط حاضر طرح اين سابقه را لازم نمي بيند بلكه به دليل مواضع نسبتاً دموكراتيك آقاي موسوي در تبليغات انتخاباتي و همچنين مقاومت ايشان در برابر نظام به حمايت از او برخاسته است. متقابلاً اينان انتظار دارند كه آقاي موسوي اولاً در برابر فشار كوتاه نيايد و تسليم نشود، و ثانياً فرهنگ خودي و غيرخودي را مطلقاً به كنار بگذارد." این عضو گروهک تروریستی مجاهدین خلق تصریح کرد: "آقاي موسوي گزينه چنداني در برابر خود ندارد. آقاي موسوي اگر بخواهد جبهه اي تاسيس كند بايد توجه كند كه طيف حاميان وي از حاكميت روي برگردانده اند و او هم بايد جبهه اي با اين مشخصات تاسيس كند. اشتباه است كه او بپندارد با تشكيل جبهه اي از خودي ها مي تواند در عين به چالش كشيدن حاكميت، رضايت آن را جلب كند. چنين جبهه اي از آغاز محكوم به شكست است." مرکز سابان: انقلاب مخملی مناسبت ترین گزینه برای براندازی نظام ایران است 26 تير 88: * فارس: «در روزهاي اخير از سوي مركز سابان The Saban Center at the Brookings Institution ايالات متحده، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران، در كنار گزينههاي مطرح ديپلماتيك و نظامي، موضوع تغيير حكومت در ايران را از طريق كودتاي مخملي، با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون، تا مرحله فروپاشي و سپس حمله نظامي و اشغال كشور، در شرايط فعلي مناسبترين گزينه تشخيص داده است ... فصل ششم اين گزارش به عنوان «انقلاب مخملي» مناسبترين راه براي تغيير حكومت را حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران دانسته كه در ادامه نيز آن را بهترين راه حل مشكلات آمريكا با ايران معرفي كرده كه كمترين هزينه را در بر دارد." روایت مخملباف از نقش خانواده هاشمي رفسنجاني در ترغیب وی به حمایت از جریان فتنه 27 تير 88: * محسن مخملباف در مصاحبه با راديو فردا با اشاره به خطبه های نمازجمعه هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: «من اطلاع دقيق دارم كه خاندان آقاي هاشمي در يك ماه اخير بسيار مؤثر بوده و هر وقت آقاي هاشمي خواسته كمي متمايل به راست شود، با خشم فرزندان خود روبرو شده است و آنها توانستهاند مواضع متعادلتري را به او تحميل كنند. نبايد نقش خاندان آقاي هاشمي را در اين ميان ناديده گرفت. فائزه هاشمي طي 2 دهه گذشتهی هميشه مواضع روشني هم به نفع جنبش زنان و هم به نفع دموكراسيخواهي داشته است. آقاي هاشمي فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد و به نظر من تمام اينها نشانه قدرت جنبش سبز مردم است و اين را بايد يك پيروزي ديگر براي جنبش محسوب كرد.» مخملباف تأكيد كرد: «صحبتهاي آقاي هاشمي خلاف انتظار من بود. اگر چه براي جنبش سبز، حضور مردم مهمتر از صحبت هاي آقاي هاشمي قلمداد ميشد، اما وقتي او به نفع جنبش صحبت كرد و بر خلاف هميشه كه از منافع نظام و رهبري دفاع ميكرد، اين بار با زيركي برخي از خواستهاي جنبش را مطرح كرد. به عنوان مثال، او از آزادي زندانيان سياسي، برداشتن سانسور از مطبوعات، نقد صدا و سيما، درخواست حضور مخالفان در صدا و سيما براي ابراز انتقادات و بازگرداندن اعتماد مردم صحبت كرد. كار تازهاي كه آقاي هاشمي انجام داد، حمله به كشتار مسلمانان در چين بود. اين هم به نفع جنبش است، چون اكنون چين و روسيه متحد جمهوري اسلامي در مقابل تحريم هاي دنيا هستند.» طبرزدي: نماز جمعه سنگر دفاع از جمهوري اسلامي است اما رفسنجاني دقيقاً خلاف اين عمل كرد 28 تير 88: * حشمت طبرزدي از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با راديو فردا گفت: "من جزو منتقدان سرسخت آقاي رفسنجاني بودم و در نهايت به عنوان مخالف كليت جمهوري اسلامي درآمدم ولي اكنون شرايط خيلي تغيير كرده است. در شرايط فعلي آقاي رفسنجاني به يك اپوزيسيون دروني نظام تبديل شده و كسي كه اكنون صحبت مي كند ديگر همان رفسنجاني سابق نيست. آقاي رفسنجاني يكي از سخنان تاريخي خود را مطرح كرد. او با صراحت اعلام كرد كه رژيم با بحران رو به رو است و اعتماد مردم از حكومت سلب شده است. تريبون نماز جمعه علي الاصول بايد سنگر دفاع از حاكميت جمهوري اسلامي و سياست هاي رسمي نظام باشد اما آقاي رفسنجاني دقيقاً برخلاف اين عمل كرد و به نحوي از موضع مخالفان حرف زد. به نظر من آقاي رفسنجاني نه تنها بنا نداشت فضا را آرام كند بلكه صحبت هاي او تحريك كننده هم بود و عمد داشت به قضايا دامن بزند. حكومت اگر بخواهد مسالمت آميز و ديپلماتيك مسائل را حل كند بايد به جناح اصلاح طلب امتياز بدهد." شيرين عبادي: حرفهاي رفسنجاني همان است كه اپوزيسيون مي گويد 29 تير 88: * شيرين عبادي از عناصر اپوزیسیون در گفت وگو با دويچه وله در پاسخ به اين سوال كه «آيا انتقادهاي مستقيم و غير مستقيم آقاي هاشمي به حكومت را مي توان به معناي تفاهم با اپوزيسيون تعبير كرد» گفت: "هم بله و هم خير. آنچه آقاي رفسنجاني گفتند عين همان است كه اپوزيسيون مي گويد ولي اين تمام حرف اپوزيسيون نيست." نيويورك تايمز: رفسنجاني با سخنانش در نمازجمعه جمهوري اسلامي را به چالش كشيد 30 تير 88: * روزنامه نيويوركتايمز: "هاشمي در سخنراني نمازجمعه خود با به چالش كشيدن نتايج انتخابات و اظهار ترديد در آن، به نوعي در لفافه مواضع جمهوري اسلامي را به چالش كشيد. رفسنجاني باكي نداشت كه بهطور مستقيم مخالفت خود را با اعلام پيروزي احمدي نژاد در انتخابات علني كند. وی همچنين خواستار آزادي زندانيان بازداشتشده در جريان حوادث اخير شده است." اعتصاب غذاي اكبرگنجي و گوگوش در حمايت از سبزها در امريكا 31 تير 88: * بی بی سی فارسی: «جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران و وقایع پس از آن و خشونت علیه معترضان، مقابل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده اند. اکبر گنجی از پایه گذاران این حرکت اعتراضی است و شماری از چهره های سرشناس سیاسی و فرهنگی هم اعلام کرده اند که در این اعتصاب غذای سه روزه شرکت می کنند. هم چنین گوگوش، خواننده و شهره آغداشلو، بازیگر ایرانی نیز در مقابل مقر سازمان ملل متحد به اعتصاب کنندگان پیوسته اند. پیشتر ابی، خواننده موسیقی پاپ ایرانی اعلام کرده بود که در این اعتصاب غذا شرکت خواهد کرد. از سوی دیگر سی و شش نفر از روشنفکران ایرانی مقیم آمریکا و کانادا در نامه ای اعلام کرده بودند که برای "پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران" در این اعتصاب شرکت می کنند. آنها در بیانیه ای نوشته اند که به قصد "محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی" به مدت سه روز دست به اعتصاب غذا می زنند. در میان امضا کنندگان این بیانیه نامهایی چون عبدالعلی بازرگان، فاطمه حقیقت جو ، حسین بشیریه، مصطفی رخ صفت و مهرانگیز کار دیده می شود. همچنین 16 چهره سیاسی و فرهنگی دیگر نیز از این اعتصاب حمایت کرده اند؛ کسانی چون شهرنوش پارسی پور، عبدالکریم سروش، محسن مخملباف، علی اکبر موسوی خوئینی و حسن یوسفی اشکوری.» حالا ديگر اسراييل هم ايران را به حمله نظامي تهديد مي كند 3 مرداد 88: * میدل ایست آنلاین: «رسانه های آمریکا بدون وجود این نامزدهای شکست خورده (موسوی و کروبی) نمی توانستند انتخابات ایران را باشیوه تقلب مواجه کنند و به دنبال آن فشار برای انزوای دولت ایران را افزایش دهند یا مقدمات حمله به این کشور را تسهیل کنند. اکنون غیر از آمریکا، اسراییل هم ایران را تهدید به حمله نظامی می کند.» موسوي دير آمد اما شير آمد 5 مرداد 88: * علي كشتگر رئيس گروهك فدائيان خلق و از چپ هاي آمريكايي با اشاره به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به معونت اولی رییس جمهور و حواشی پس از آن در گفتگو با رادیو فردا گفت: "وضعي كه پيش آمده مي تواند به نيروهاي اصلاح طلب معترض به انتخابات كمك كند تا بيش از پيش نظام را براي ابطال انتخابات تحت فشار قرار دهند و راهي براي برون رفت از بحران پيدا شود." * گویا نیوز: «اکبر گنجی، روزنامه نگار دوران اصلاحات و از حامیان معترضان به نتایج انتخابات ایران، خواستار تحریم سیاسی رهبران و حاکمان جمهوری اسلامی شد.» * گویا نیوز: «پايداري مهندس موسوي و بيانيه ها و اقدامات هوشيارانه وي و حضور همسر شجاعش در كنار او بي سابقه است. اصلاح طلبان از ورود موسوي علي رغم حضور خاتمي گله مند بودند اما شايد اكنون كه شاهد ايستادگي او در برابر استبداد هستيم، راز چرايي اصرار وي بر كانديداتوري را دريابيم. موسوی دیر آمد اما شیر آمد.» معترضان سطل هاي زباله را آتش زده و شعار جمهوري ايراني سر مي دهند 8 مرداد 88: * خبرگزاری فرانسه: «تعدادی از معترضان ایرانی، در محل مصلی بزرگ تهران تجمع کردند. برخی از معترضان آشغالدانیهای بزرگ را به آتش کشیدهاند در حالی که نیروهای ضد شورش برای متفرق کردن جمعیت با موتورسیکلت به سوی آنها هجوم میبرند. گزارشها حاکی از درگیریها میان معترضان و ماموران در خیابانهای بهشتی، مطهری، حافظ شمالی، ولیعصر، زرتشت، فاطمی و مناطق اطراف بود. شعارهایی چون "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" از جمعیت حاضر در میدان ونک به گوش رسیدهاست.» نگرانی مسعود رجوي از وضعیت سلامت ميرحسين موسوي 11 مرداد 88: * مسعود رجوي سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) با صدور بیانیه ای تصریح کرد: «وظيفه و اصول ما اقتضا مىکند که در برابر ياوهها و تهديدها عليه موسوي نکات زير را خاطرنشان کنيم: 1- محکوم کردن هرگونه تعرض و ستمى که بر موسوى و خانواده و اطرافيان او در چارچوب همين رژيم جريان دارد. همچنين اخطار به رژيم در مورد محاکمه و مجازات موسوي. 2- هشدار نسبت به امنيت و سلامت آقاى موسوى و درخواست از دبيرکل و شوراى امنيت ملل متحد براى اعزام بلادرنگ يک هيأت نظارت بينالمللى به تهران در همين خصوص.» واكنش بي بي سي به غيبت هاشمي، ناطق، موسوي و ... در مراسم تنفيذ احمدي نژاد 12 مرداد 88: * کسری ناجی از عناصر اپوزیسیون در گفتگو با تلوزیون بی بی سی فارسی، گفت: "بعضی از سران مقام های بلندپایه حکومت امروز به نشانه اعتراض به چگونگی انتصاب آقای احمدی نژاد در مراسم شرکت نکردند. در میان آنها اکبر هاشمی رفسنجانی غیبت او به عنوان رییس جمهور سابق و رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت در کنار رهبر در مراسم چشم گیر بود. محمد خاتمی رییس جمهور سابق، میرحسین موسوی، علی اکبر ناطق نوری، مهدی کروبی از جمله کسانی بودند که امروز به این مراسم نیامدند." * خبرگزاری فرانسه: کلاوس فاتر معاون سخنگوی رسمی دولت آلمان گفت: «به خاطر تردیدهایی که در شفافیت انتخابات اقامه شده است، مرکل صدراعظم آلمان موردی برای تبریک گفتن به رییس جمهور ایران نمیبیند.» وی از مسئولان ایران درخواست کرد که تمام زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات آزاد شوند. العربيه: محسن رضايي در مراسم تنفيذ شركت كرد اما احمدي نژاد را تاييد نميكند 13 مرداد 88: * شبكه العربيه با اشاره به حضور رضايي در مراسم تنفيذ رياست جمهوري، به نقل از برادر وي خبر داد: «محسن رضايي به احترام مقام معظم رهبري در اين مراسم شركت كرده است و به معناي تأييد احمدينژاد نبوده است.» كلينتون: تلاش هاي مداوم اصلاح طلبان را تحسين مي كنيم 14 مرداد 88: * خبرگزاری فرانسه: «وزير امور خارجه آمريكا لحظاتي پس از مراسم تحليف رئيس جمهوري ايران، اصلاح طلبان را تحسين كرد» هیلاری کلینتون با حمايت آشكار و علني از آشوبها در ايران تاكيد كرد: «ما تشكر ميكنيم و اين مقاومت و تلاشهاي مداوم اصلاح طلبان را تحسين ميكنيم.» مقامات غربي: دادگاه هاي بعد از انتخابات ايران نمايشي است 17 مرداد 88: * صدای آمریکا: وزیر خارجه فرانسه و سفیر امریکا در سازمان ملل دادگاه های متهمان پس از انتخابات را نمایشی خواندند. رجوي: كروبي به همانجا رسیده است كه منتظري رسيد/ فرياد بزنيد: مرگ بر ديكتاتور 18 مرداد 88: * مسعود رجوی، سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)، با صدور بیانیه ای اعلام کرد: «اكنون اين كروبى است كه پس از 10روز نامهيى را كه به رفسنجانى نوشته است، ناگزير منتشر مىكند. از شقاوتها و شناعتهايى مىگويد كه هنوز از آن برخود مىلرزد." بهراستى كروبى هم ديگر به تنگ آمده و اكنون پس از 21سال به همانجا مىرسد كه منتظرى رسيد. آقاى كروبى بهدرستى و با همان توصيف منتظرى پس از قتلعام زندانيان در سال 1367 مىنويسد ... واضح است كه تا همين جا هم كه كروبى قدم برداشته، بهاى سنگينى دارد. تا همين جا هم شايسته و ارزشمند است و خدا از معاصى كبيره در خدمت به يزيديان و فرعون و طاغوتها ... مىكاهد. چه خوب كه بخشى از حقيقت تكاندهنده را بيان مىكنيد و به همين ميزان نزد خلق و خالق مأجوريد. ... با تمام وجود فرياد بزنيد: "مرگ بر ديكتاتور"» كلينتون: پشت پرده كار مي كرديم چون مي دانستيم اگر زود ورود كنيم، حکومت ايران سعي مي كند از ما براي متحد كردن كشور استفاده كند 19 مرداد 88: هیلاری كلينتون وزیر امور خارجه آمریکا در گفتوگو با شبكه خبري سي ان ان تأکید کرد: «ما نميخواستيم بين اعتراضهاي قانوني و تظاهرات مردم ايران و رهبري قرار گيريم. ما مي دانستيم كه اگر خيلي زود و شديد ورود كنيم، حکومت ايران سعي مي كند از ما براي متحد كردن كشور عليه معترضان استفاده كند. بدين ترتيب ما پشت پرده كار مي كرديم. ما كارهاي زيادي مي كرديم تا بدون اينكه سر راه واقع شويم، واقعاً به معترضان قدرت ببخشيم، ما به حمايت لفظي و پشتيباني از مخالفان ادامه مي دهيم.» * سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با اشاره به نامه كروبي به هاشمي با صدور بیانیه ای اعلام کرد: « اکنون خبر اين جنايت توسط کسی اعلام شده است که کانديدای رياست جمهوری بود و ٣٠ سال به اين رژيم خدمت کرده است. او نامه خود را برپايه اظهارات زندانيان و عناصری از درون حکومت نوشته شده است. کودتاگران ديگر نمیتوانند اين جنايات را تکذيب و انکار نمايند. مهدی کروبی بدرستی در نامه منتشره گفته است که رژيم با کشتار جوانان و تجاوز به زندانيان زن و مرد، روی بسياری از حکومت های ديکتاتوری از جمله رژيم شاه را سفيد کرده است ... جای خوشحالی و تقدير است که مهدی کروبی با پذيرش هزينههای احتمالی، تصميم گرفت که مردم ايران و جهانيان را از فاجعه صورت گرفته در زندانها آگاه نمايد.» روايت روزنامه امريكايي از تضعيف ايران بعد از ناآرامي ها 20 مرداد 88: * روزنامه آمریکایی بوستون گلوب: «دولت اوباما امیداور است حوادث پس از انتخابات و افزایش شکاف در ایران منجر به امتیاز دهی جمهوری اسلامی به آمریکا شود. مقامات آمریکایی از دولت بوش تا به امروز بارها تاکید کرده اند که ایران در مذاکرات هسته ای و مسایل منطقه ای دست برتر را داشته و تا وضعیت بدین نحو است، توقع مذاکره موثر با هدف امتیاز گیری از ایران احمقانه و مضحک است. آنها به همین دلیل با تدارک اغتشاش درصدد برآمدند تا برای میز مذاکره برگ برنده ای در دست داشته باشند ... همکاری آمریکا و غرب با اصلاح طلبان در آشوب های خیابانی در حالی به اوج رسید که در چالش هسته ای نیز مقامات دولت بوش بارها اعلام کردند به کمک اصلاح طلبان توانسته بودند تمام فعالیت های هسته ای ایران را به تعطیلی بکشانند اما با روی کار آمدن دولت اصولگرا همه چیز به هم ریخت. بوش به همین دلیل از حمایت صریح خود از اصلاح طلبان در ایران خبر داده بود و اوباما نیز همان رویه را به شیوه ای پنهان کارانه تر ادامه می دهد.» فرزند شاه: ماموريتم زماني تمام ميشود كه ايران آزادشود/ احمدي نژاد تقلب كرده است/ بايد شرايط حساس موسوي را در نظر گرفت 23 مرداد 88: * رضا ربع پهلوي فرزند محمد رضا پهلوی در گفتوگو با نشريه اشپيگل آلمان گفت: «به عنوان مخالف سياسي رژيم روحانيون در ايران فعال بوده و با اصلاحطلبان و معترضين ارتباط داشتم.» وي گفت: «جنبش 22 خرداد مورد حمايت تمام ايرانيان قرار دارد.» وی ادامه داد: «روحانيون عاليرتبه مذهبي كه به دليل دانش، فقاهت و مستقل بودن از دولت مورد احترام هستند، صداي خود را بلند كرده اند.» وي درباره نقش رفسنجاني و خاتمي در اين جريانات و تأثير انتقادات آنان گفت: «مهم اين نيست كه آنها چه تأثيري دارند، بلكه مهم اين است كه آنها تحت تأثير نارضايتي مردم قرار گيرند. آنها مي بينند كه يا بايد طرف ملت و يا حاكميت باشند. خوشحالم كه آنان طرف درست حركت مي كنند. من اميدوارم كه آنها به شكل صريح تري انتقادات خود را نسبت به تمام نظام ابراز كنند.» فرزند محمد رضا پهلوی در پایان گفت: «مأموريت من زماني تمام خواهد شد كه ايران آزاد شود و ايرانيان آزادانه رهبران خود را انتخاب كرده و درباره نظام سياسي خود تصميم بگيرند. احمدينژاد تقلب كرده و انتخابات جعلي برگزار مي كند. موسوي شجاعت خود را نشان داده و ترسي از تهديدات ندارد. ضمن آنكه خواستار بازشماري مجدد آرا شده است. طبعاً فرق بسيار بزرگي بين اين دو نفر وجود دارد. بايد شرايط حساس موسوي را نيز در نظر گرفت.» بهترين راه توقف ايران هسته اي، حقوق بشر است 27 مرداد 88: * روزنامه وال استريت ژورنال در مقاله اي به تحليل چگونگي ادامه رويكرد تعامل امريكا با ايران پرداخت و نوشت: «دربرخورد با ايران به بحث حقوق بشر بايد توجه كرد زيرا بهترين راه براي توقف هستهاي ايران، اين است كه حكومت را در ايران تضعيف كرد.»
«ناکارآمد جلوه دادن اسلام فقاهتی برای اداره جامعه»، «تلاش برای تقلیل اسلام به یک عرفان سطحی» و «تعریض به علما و اندیشمندان دینی به ویژه علامه مصباح» این ۳ کلیدواژه را میتوان خلاصه مصاحبه امروز حجت الاسلام بهمن شریفزاده در قامت یک روحانی برای دفاع از اندیشههای دینی مردی دانست که با لباس مهندسی، نظریهپردازی دینی میکند، رئیس دفتر رئیس جمهور است و اصلیترین عامل حذف نیروهای مومن و انقلابی از دولتهای نهم و دهم محمود احمدینژاد.
به گزارش رجانیوز، بهمن شریفزاده که خود را "برادر فکری مشائی" مینامند و اقرار می کند که " جلب" او شده است در مصاحبه با روزنامه اصلاحطلب شرق که یکی از تریبونهای اصلی بیان مباحث جریان منحرف نفوذی در دولت است، دفاع سرسختانهای از مواضع دینی اسفندیار رحیم مشایی کرده است.
وی در این مصاحبه، قلب مشایی را محل پاک جوشش معرفت الهی نامیده که علما هم قادر به درک آن نیستند. او همچنین، مشایی را فردی مینامد که عرفان اسلامی را عملیاتی کرده است اما درباره مفهوم این مدعا میگوید: «خودم هم نمیفهمم فقط گاهی اوقات مصادیقش را میبینم. یعنی میبینم آنچه را ایشان میگوید در کتابهای عرفانی خواندم و دیدم؛ در عرفان درسی. ولی ایشان در روند جهان این را ترسیم میکند.»
شریفزاده در بخشی از سخنان خود هم گریزی به سخنان مشایی میزند و ضمن تایید این گزاره که «عصر اسلامگرایی به پایان رسیده»، اسلامگرایی را معادل طالبانیسم مینامد و میگوید: «آقای مشایی و احمدینژاد میگویند دین باید جهانی شود. میگویند اسلامگرایی دیگر قابل عرضه نیست. اسلامگرایی؛ یعنی کار طالبان چون آنها اسلامگرا معرفی شدند. کار طالبان در جهان قابل عرضه نیست، این رویکرد موجب انزوای اسلام میشود. میخواهم بگویم وقتی آقای مشایی میگوید جایی برای اسلامگرایی نمانده؛ یعنی جایی برای طالبانیسم نمانده. اما مخالفانش اسم این را گذاشتند پلورالیسم.»
این روحانی جوان که پای ثابت اعلام آمادگی برای مناظرات با اندیشمندان مختلف درباره سخنان مشایی هم هست، همه مسئولان کشور را مخالف احمدینژاد نامیده که توانایی همراهی با برنامههای دولت را ندارند. او در این زمینه از لفظ «قحط الرجال» استفاده کرده و در این زمینه حتی به وزرای کابینه هم رحم نکرده است. شریفزاده، کامران دانشجو را به دلیل ابلاغ و اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، فردی خوانده که رسما برخلاف عقاید رئیسجمهور فعالیت میکند و احمدینژاد هم توانایی مقابله با او را ندارد!
شریفزاده همچنین مراجع تقلید را به تحریک شدن توسط اطرافیان متهم کرده و گفته است: «آقایان خودشان چنین معادلهای درست کردند و به این نتیجه رسیدند. بعد هم به آقای احمدینژاد گفتند چرا حرف مراجع را گوش نمیدهید. اما مگر مراجع میگویند این کار را بکنید و اینگونه برخورد کنید. مطالب را غلط به گوش برخی مراجع میرسانند و آنان را طوری تحریک میکنند که احساس کنند چارهای جز این نمانده که ماموران در خیابان، موضوع را جمع کنند. من احساس میکنم گاهی اوقات فضا را بهگونهای ترسیم میکنند که برخی مراجع احساس کنند الان فحشا در خیابان به صورت علنی انجام میشود.»
اما جالبترین بخش سخنان این تئوریسین جوان فرهنگی، نظریه او درباره «ارائه عاشقانه اسلام» است؛ نظریهای که شگفتی و سوالات پی در پی خبرنگار شرق درباره نحوه برخورد با پدیده بیحجابی در جامعه، صراحتا شریفزاده را به وادی «باید در این زمینه فکر شود» و «خب شما هم الگو ارائه کنید» میکشاند.
او در این زمینه، ضمن توهین به علما و بزرگانی که اظهانظرهای اسفندیار رحیم مشایی را برخلاف نص صریح دین میدانند، تاکید میکند: «هرکسی اتهام انحراف به این تفکراتی که بنده عرضه کردم؛ یعنی به مکتب ایرانی، به کرامت انسانی، به عرضه عاشقانه اسلام بزند حرفش کاملا باطل است. آقای مصباح خواستند احمدینژاد و آقای مشایی را از هم جدا کنند و این کار درست نیست!»
آقای شریفزاده اما پاسخ نمیدهد که چرا این ارائه عاشقانه اسلام تنها مختص بازیگران بدسابقه سینما نظیر ه.ت میشود و وقتی پای صحبت از دختران پاک و عفیف ایران به میان میآید، ویژهنامه «خاتون» منتشر میشود که در آن چادر مشکی به عنوان لباس مجلسهای عیاشی شبانه در اروپا معرفی میشود که سبب تحریک جنسی مردان جامعه میشود! آیا ارائه عاشقانه اسلام ارتباط مستقیمی با زیر سوال بردن احکام قطعی و صریح دینی نظیر حجاب و پوشش دارد؟
در دفاع از این مدعا کار به همین جا هم ختم نمیشود و کار به کشیدن پای "مبانی عرفانی" و "حاج همت" و حتی "آوینی" به میان هم میرسد چنانکه شریفزاده میگوید: «آنچه جناب مشايي و احمدينژاد ميگويند همان مباني عرفاني ما است. شايد اين ادعا را تازه بشنويد؛ اينها معجزات امام رضوانالله در اين قشر سني است. مثل مشايي و احمدينژاد تك نبودند؛ حاج همتها و آوينيها اگر افكارشان امروز مطرح ميشد به انحراف متهم ميشدند؛ اينها معجزات امام است. كاري كه امام كرد اين بود كه اسلام واقعي كه ممزوجي از عقل و دل و رفتار بود را معرفي كرد.»
و شاید تراژیکترین قسمت این مصاحبه آنجایی باشد که یک روحانی تحصیلکرده در حوزههای علمیه، با افتخار همه توان خود را برای توجیه و تبیین نظریات دینی "مهندسی" خرج میکند که حتی یک روز تحصیل علوم دینی را هم در سابقه خود ندارد. او برای تبیین اندیشههای "مهندس" مشایی اینگونه به میدان میآید: «من سعي ميكنم در سه سطح حرف آقاي مشايي را بيان كنم. اول سطح مباني فكري و انديشه، دوم سطح عرضه دين، فكر و فرهنگ و سوم بحث عكسالعمل در برابر مخالفتها. انحراف هميشه به علت افراط و تفريط است. در مقابل اعتدال در مسير صحيح و درست است. ما بايد ببينيم آقاي مشايي چه ميگويد و دو تفكر ديگري كه احيانا در عرض اين تفكر وجود دارد چه نوع تفكراتي هستند.»
مصاحبه شریفزاده حرفهای قابل تامل دیگری هم دارد. وی با یک تقسیم بندی سهگانه از دین، تلویحا اسلام فقاهتی را برای اداره جامعه ناکارآمد عنوان کرده و از مخالفت با سیطره اسلام فقاهتی در اداره جامعه میگوید تا راه را برای عرفی سازی دین به نحوی باز کند: «تمام گفتار جناب آقاي مشايي كه او را متهم به پلوراليسم كردند در نحوه عرضه دين قابل تعريف است. من ميپرسم دين چگونه عرضه ميشود؟ ما در ارتباط با چگونگي عرضه دين مباحث گوناگوني را بايد طرح كنيم. دينداري سه بعد است. بعدي كه مربوط به رفتار است و تعبيرش ميكنند به فقه. بعدي كه مربوط به عقل است و تعبير ميشود به كلام، فلسفه و مباحث عقلي و بعدي كه مربوط به دل است كه تعبيرش ميكنند به اخلاق و عرفان؛ اين، معنويات دين است. انسان هم سه بعد دارد؛ جسم، عقل و دل. آنچه كه بيشتر از همه در جهان اسلام سيطره داشته، بعد فقهي دين بوده، يعني بايدها و نبايدها، حرامها و حلالها. وقتي تعليم و تربيت شما فقهي باشد چطور دين را منتقل ميكنيد؟ تكليف ميكنيد. يعني ميگوييد مردم اينطور باشيد يا اينطور نباشيد، اینطور بپوشيد، اينطور نپوشيد؛ آقاي مشايي با عرضه دین صرفا به این روش مخالف است.
الزام صرف، دين را خراب ميكند؛ موجب پيدايش عكسالعملهاي منفي در مخاطبان ميشود. مثلا حجاب را در اين 33 سال چطور عرضه كرديم؟ با بايد و نبايد؛ مدام گفتيم بايد پوشش شما اينگونه باشد يا نبايد پوشش شما اينگونه باشد. البته اين نحو عرضهاي است كه در همه كشورهاي اسلامي وجود دارد. چون آن چيزي كه آموخته شده فقط فقه بوده. اما عقل يا همان بعد دوم چيزي به نام بايد و نبايد درك نميكند؛ عقل راه خودش را دارد؛ روشنگري، تبيين، قانعشدن، باوركردن. لذا فيلسوفان هم كارشان اين است. شما در كتابهاي فلسفه اصلا بايد و نبايد نميبينيد، اما كتاب فقه را كه باز ميكنيد از ابتدا بايد، نبايد ميبينيد و حلال است و حرام است. بنابراين عرضه دين با زبان صرفاً الزام از نگاه آقاي مشايي كار دقيقي نيست.»
یار فکری و فرهنگی جریان نفوذی در دولت به موضوع ولایت فقیه و نگاه این جریان به نسبت آن با مساله ظهور نیز میپردازد و از یک انحراف جدی دیگر در این جریان پرده بر میدارد. انحرافی که پیش از این توسط علامه مصباح یزدی نسبت به آن هشدار داده شده بود. وی میگوید: «اولا هيچ فقيهي نگفته به خاطر ولايتي كه فقيه بر جامعه دارد ما هم نيازمند به منجي و موعود نيستيم. آن هم در حالي كه نياز به منجي و موعود نيازي قطعي، حتمي و جدي است. آقاي احمدينژاد و مشايي وقتي از مهدي ياد ميكنند ميگويند روند يكپارچه شدن جهان به سمت حكومت مهدوي است و بايد اين را نشان داد تا جهان به سمت يكپارچگي برود. اما برخي اين را تضعيف ولايتفقيه ميدانند. من نميخواهم نام ببرم اما برخي آقايان متاسفانه مساله ولايتفقيه را در برابر نحوه عرضه مديريت مهدوي مطرح كردند؛ اينگونه هم ولايتفقيه را تضعيف كردند، هم تفكر مهدويت را.»
وی با زیرکی تلاش میکند ولایت فقها را مخصوص دوره غیبت امام دانسته و ولایت فقها در زمان ظهور و حضور امام را منتفی بداند، امری که در زمان امیرالمومنین و امام صادق علیهما السلام موارد نقض آن مشاهده شده است. وی در این زمینه میگوید: «ما به ولايتفقيه بايد بهعنوان ولايت عصر غيبت نگاه كنيم نه به عنوان پايانبخش مسير جهاني. نبايد اينطور تصور شود كه چون فقيه هست ديگر نيازي به ظهور مهدي نيست. اگر احمدينژاد در صحن سازمان ملل از مديريت مشترك جهاني ياد ميكند براي اين است كه جهان در مسير يكپارچگي شتاب بگيرد.»
شاید برای یافتن نشانههای " انحراف" در حلقه نفوذ کرده در رئیس جمهور سوم تیر، نیاز نباشد چندان به تفحص و جستجو پرداخت. به نظر میرسد خواندن همین مصاحبه کافی باشد تا بفهمیم نفوذ کدام تفکر و جریان در دولت محبوب جریان انقلابی سوم تیر را به این روز رسانده و کشانده است.
دختر (ع.ع) يكي از وابستگان به رئيس قبلي دانشگاه آزاد، با عنوان تبعه آمريكا در واحد دندانپزشكي تهران اين دانشگاه مشغول به تحصيل شده است.

ربار سعودی امروز در اطلاعیهای خبر مرگ نایف بن عبد العزیز ولیعهد عربستان را اعلام کرد تا کمتر از هشت ماه پس از مرگ سلطان بن عبد العزیز دیگر ولیعهد عربستان، ملک عبد الله پادشاه عربستان تنها پادشاهی باشد که در طول دوران سلطنتش، سه ولیعهد را به خود میبیند.
به گزارش رجانیوز، نایف بن عبد العزیز از چهرههای بشدت ضد ایرانی و دارای نزدیکترین ارتباطات در میان خاندان سلطنتی با روحانیون وهابی عربستان بود. از نایف به عنوان عامل اصلی کشتار وحشیانه حجاج ایرانی در حج خونین سال 66 یاد میشود. همچنین در ماجرای اعدام غیرقانونی 18 ایرانی در فروردین ماه گذشته در عربستان، با وجود مخالفت پادشاه، از نایف به عنوان صادر کننده دستور اعدام این ایرانیان یاد میشود.
این در حالی است که نایف به دلیل برخوردهای شدید و جدی با جریان القاعده در دوران تسلطش بر وزارت کشور عربستان به یکی از اهداف اصلی این گروه در میان دولتمردان سعودی تبدیل شده بود. وی همچنین نقش اصلی را در اعزام ارتش عربستان به کشور بحرین و سرکوب شیعیان مظلوم این کشور داشت.
با مرگ نایف بلافاصله بحث جانشینی وی و نگرانی از درگیری جنگ قدرتی فراگیر در عربستان سعودی، محافل غربی را فراگرفته است. چنانکه برخی اخبار از استقرار یک تیم امریکایی برای حل وفصل مناقشات داخلی و جنگ قدرت میان بیش از دوهزار شاهزاده سعودی و دو قبیله قدرتمند "سدیری" و "شمری" در عربستان حکایت میکند.
بنا بر قانونی که عبدالعزیز ، پدر پنج پادشاه اخیر عربستان سعودی آنرا وضع کرده است، تا زمانی که فرزندان پرشمار او زنده هستند، سلطنت بر عربستان به نوههای عبدالعزیز نخواهد رسید. بنا بر این قانون پس از مرگ عبدالعزیز، سعود بن عبدالعزیز، فیصل بن عبدالعزیز، خالد بن عبدالعزیز، فهد بن عبدالعزیز و عبدالله بن عبدالعزیز که همگی پسران او بودهاند به ترتیب سن به پادشاهی عربستان انتخاب شدهاند.
اما نکته مهم رقابت جدی دو قبیله "السدیری" و "الشمری" برای رسیدن به جایگاه پادشاهی در میان مقامات سعودی است. به اختیار گرفتن همسرانی از این دو خاندان معروف در عربستان توسط عبدالعزیز، سبب شده است تا فرزندانی هر یک از همسران عبد العزیز با اتکا به قبیله مادری خود، در تلاش برای تصاحب قدرت بیشتر باشند.
در این میان تنها مادر ملک عبدالله از خاندان "الشمری" به حساب میآید. در مقابل گروهی از فرزندان عبدالعزیز که فرزندان "حصه بنت احمد سدیری" به حساب میآیند، گروهی را تشکیل دادهاند که در میان مقامات سعودی از آن به "سدیریهای هفتگانه" یاد میشود. این افراد شامل، فهد، سلطان، نایف، سلمان، ترکی، عبدالرحمن و احمد فزرندان عبدالعزیز هستند که در سالهای سلطنت ملک عبدالله، جانشینی وی از میان این گروه تعیین شده است. از سدیریهای هفتگانه اکنون فهد، سلطان و نایف در قید حیات نیستند و جدیترین گزینه باقی مانده، سلمان بن عبدالعزیز 73 ساله است که پیش از این حاکم ریاض بوده و اکنون سمت وزارت دفاع عربستان را بر عهده دارد.
از سلمان به عنوان نزدیکترین فرد به لحاظ دیدگاه سیاسی به ملک فهد پادشاه سابق عربستان یاد میشود. وی که بر خلاف نایف رویکردی لیبرالیستی و امریکایی تری دارد، به عنوان گزینه مورد حمایت غرب در میان سدیریهای هفتگانه یاد میشود. فرزندان وی تحصلیکرده امریکا و یکی از آنها دارای سابقه فضانوردی و رئیس سازمان گردشگری عربستان است.
دیگر فرزند سلمان نیز عهدهدار اداره بنیادی رسانهای است که انتشار روزنامه فرامنطقهای "الشرق الاوسط" را بر عهده دارد.
اما در حالی که سلمان به عنوان گزینهای جدی برای انتخاب توسط "شورای بیعت" به عنوان سومین ولیعهد ملک عبدالله مطرح است، گزینههای دیگری هم در عربستان در حال تلاش برای رسیدن به این جایگاه هستند که نمی توان آنها را نادیده گرفت.
تلاش بندر فرزند اولین ولیعهد ملک عبدالله که یک بار هم به جرم اجرای کودتا علیه ملک عبدالله بازداشت از مقام سفارت عربستان در امریکا برکنار شد را نباید در این ایام نادیده گرفت. این در حالی است که اگر رقابت برای رسیدن به قدرت به میان نوههای عبدالعزیز بیاید، بسیاری از تحلیلگران احتمال درگیری جنگهای خونین در عربستان خصوصا میان دو قبیله "السدیری" و " الشمری" را بسیار قوی میدانند. امری که امریکا به عنوان اصلی ترین حامی این خاندان و اصلیترین بهره برنده از منابع سرشار نفت و انرژی عربستان را برآن داشته است تا به هر شکل ممکن از بروز این درگیری داخلی جلوگیری کرده و حتی برای تحقق این موضوع گروهی را به ریاض فرستاده و در عربستان مستقر کند. این نگرانی آن زمان جدیتر میشود که بدانیم ملک عبدالله نیز از شرایط جسمی قابل قبولی برخوردار نیست و احتمالا به صورت جدی نمیتواند وارد نزاع جانشیان خود شده و این موضوع را بی سر و صدا حل و فصل کند.
اما بالا گرفتن جنگ قدرت در عرصه داخلی عربستان تاثیرات منطقهای جدی نیز خواهد داشت چرا که جریانات سلفی منطقه که این روزها یک پای ناآرامیها در کشورهایی مثل سوریه، مصر، لبنان و عراق هستند را نیز دچار سردگمی خواهد کرد، و از توان مانور این جریانات خواهد کاست. امری که به صورت ویژه بر امکان عملیات جریانها و رویکردهای نزدیک به ایران و مقاومت خواهد افزود.
به نظر میرسد مرگ دومین ولیعهد ملک عبدالله در شرایط کنونی منطقه و در حالی که عربستان تمام تلاش خود را بر استفاده از جریانات سلفی برای براندازی بشار اسد قرار داده است، حادثهای ناگوار برای هیات حاکمه عربستان به شمار میآید، امری که میتواند زمینه را برای تشدید اعتراضات داخلی و حتی تغییر معادلات در بحرین نیز محیا کند.
مراسم عزاداری سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) شب گذشته با حضور انبوه عزاداران در حسینیه حضرت موسی بن جعفر(ع) در خیابان ایران برگزار شد .

















گروه ورزش - آرش عسکری - کنایه تند علی فتح الله زاده در برنامه ورزش و مردم خطاب به مدیرعامل باشگاه پرسپولیس میتواند روابط این دو مدیر فوتبالی را از تیره تر از قبل کند تا در آستانه پایان فصل نقل و انتقالات لیگ دوازدهم اهالی فوتبال شاهد درگیری و کشمکش تند فتح الله زاده و رویانیان باشند.
![گالري عكس bmw X6 bmw x6 images[newfun.ir] گالري عكس bmw X6](http://www.newfun.ir/ax/Car/bmw-x6-images[newfun.ir].jpg)
گروه ورزش - «كريمانصاريفرد با پرسپوليس به توافق رسيد.» اين شايد تازهترين شايعه آخر هفته بود درباره آقاي گل فصل يازدهم ليگبرتر كه به گوشمان رسيد؛ هرچند كه باشگاه رسميتي به آن نبخشيد. تا همين يكي دو هفته پيش هر آنچه از كريمانصاريفرد ميشنيديم درباره حضورش در استقلال بود كه خيلي هم جدي به نظر ميرسيد. حال آنكه اين بازيكن روزهاي اخير را به مذاكره با باشگاهنشينهاي پرسپوليس مشغول بوده و سرِآخر هم پيشنهاد سرخپوش شدن را پذيرفته است.
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران از احضار 13 فعال بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی این دانشگاه خبرداد.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به رواج بدحجابی در دانشگاهها گفت: این رویه ناشایست دیده میشود که برخی اساتید نسبت به دانشجویان بدحجاب، با روی باز برخورد میکنند و این خود نقش مهمی در ترویج بدحجابی دارد.
داریوش اسدزاده بازیگر فیلم سینمایی «قلادههای طلا» درخصوص تماس تلفنی خبرنگار ضد انقلاب با او توضیحاتی ارائه کرد.
پیکر مطهر دو شهید گمنام دفاع مقدس صبح امروز همزمان با سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) در محله خانی آبادنو تشییع و در دانشکده فنی و حرفه ای دختران تهران دکتر شریعتی به خاک سپرده شد.



























پیکر مطهر دو شهید گمنام دفاع مقدس صبح امروز همزمان با سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) در محله خانی آبادنو تشییع و در دانشکده فنی و حرفه ای دختران تهران دکتر شریعتی به خاک سپرده شد.




























ايسنا- روژان کودک 4.5 سالهاي است كه 27 ماه پيش به دور از چشم پدر و مادرش با شيطنت كودكانه، باطري كنترل ضبط صوت را بلعيد و مریاش آسیب شدید دید. پس از هشت بار عمل جراحی تنها یک سانتیمتر از مری روژآن باقی مانده است در حال حاضر معده او در نزديكي گلويش قرار دارد و با كمك سرنگ پنج ميليمتري تنها ميتواند مايعات بخورد. با تاييد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي اميدي براي ادامه درمان روژان در خارج از كشور پيدا شده و بنابر مكاتبات انجام گرفته با بيمارستان مربوطه مبلغ 80 هزار پوند براي انجام درمان او برآورد شده است. روژان کوچولو براي ادامه درمان خود به كمكهاي مالي مردم احتياج دارد تا با انجام عملهاي متعدد آيندهای روشنتر داشته باشد.









.: Weblog Themes By Pichak :.












































